بایگانی مطالب نشریه
سایه تخریب بر سر قبرستان سفیدچاه مازندران
سایه تخریب بر سر قبرستان سفیدچاه مازندران
در سال های اخیر حداقل 20 تا 25 درصد از سنگ قبرهای قدیمی از بین رفتهاند
قبرستان تاریخی روستای سفیدچاه در جنوب شرقی شهرستان بهشهر در شرق مازندران که براساس کاوش های باستان شناسی مهر قدمت هزار ساله بر پیشانی آن خورد، به دلیل نداشتن متولی رو به تخریب می رود. براساس گزارش خبرنگار ایرنا از ساکنان قدیمی روستای سفیدچاه در یک دهه اخیر دست یازی سارقان، نبود متولی مشخص برای نگهداری، بی توجهی به حفظ سنگ نگاشته های تاریخی، حفاری قبور جدید بدون رعایت همسان سازی سنگ قبرهای جدید با سنگ های قدیمی، این اثر تاریخی ماندگار در شرق مازندران را به سمت تخریب کشانده است.
ساکنان این منطقه مدعی اند که در سال های اخیر حداقل 20 تا 25 درصد از سنگ قبرهای قدیمی با حفاری برای قبور جدید و رعایت نشدن همسان سازی سنگ های جدید با سنگ های تاریخی ، از بین رفته است.
در حالی قبرستان تاریخی سفیدچاه به عنوان یک اثر ماندگار میراث ایران زمین در حال تخریب است که این اثر حدود 15 سال پیش در فهرست آثار ملی ایران به ثبت یونسکو رسید و حال تخریب این میراث فرهنگی می تواند آن را از فهرست ثبتی یونسکو نیز خارج کند.
قبرستان سفیدچاه در حدود 50 کیلومتری جنوب شرقی شهرستان بهشهر و 25 کیلومتری جنوب شهرستان گلوگاه در شرق مازندران واقع است. در کنار این قبرستان بارگاه ابراهیم(ع)، منصور(ع) و عبدالرحمن(ع) به عنوان سرشناس ترین قبور مذهبی در این گورستان قرار دارد که گفته می شود از نوادگان موسی ابن جعفر(ع) و فرزندان احمدبن موسی شاهچراغ (ع) فرزند برادر امام رضا ( ع) هستند.
بلاتکلیفی قبرستان سفید چاه
تولیت قبرستان تاریخی سفیدچاه می گوید: براساس طرح کاوش باستان شناسی که در دهه 80 از سوی میراث فرهنگی مازندران بر روی سنگ قبرهای قدیمی انجام شد، قدمت این قبرستان به حدود یک هزار سال قبل می رسد و به عنوان نخستین قبرستان مسلمانان ایران معروف شد.
اسحاق ابراهیمی به خبرنگار ایرنا گفت: شهرت این قبرستان در سال های اخیر با شدت گرفتن گستره فضای مجازی و شبکه های اجتماعی و ثبت یونسکو ، باعث شد که سالانه چندین هزار مسافر داخلی و حتی خارجی برای دیدن این اثر تاریخی به سفیدچاه سفر کنند.
وی کمبود فضا برای دفن مردگان جدید از یک سو، بی توجهی خانواده این متوفیان به ارزش تاریخی سنگ قبرهای قدیمی و ساماندهی نشدن قبور تاریخی را علت اصلی در معرض تخریب قرارگرفتن این اثر تاریخی می داند.
ابراهیمی می گوید: اگرچه میراث فرهنگی به دلیل ثبت این اثر خود را متولی این قبرستان تاریخی می داند ولی تاکنون هیچ اقدام اساسی برای نگهداری سنگ قبرهای تاریخی و حتی فنس کشی دور تا دور این قبرستان برای جلوگیری از دست یازی سارقان احتمالی انجام نداده است.
این عضو شورای اسلامی سفیدچاه خواهان تعیین تکلیف قبرستان تاریخی روستای سفیدچاه بهشهر از سوی متولیان به خصوص میراث فرهنگی شد.
بخشدار بخش یانه سر شهرستان بهشهر که قبرستان سفیدچاه نیز در حوزه این بخشداری قرار می گیرد از طرح ساماندهی این قبرستان تاریخی ایران با همکاری میراث فرهنگی، اوقاف و امورخیریه با نظارت بخشداری این بخش خبر داد.
عباسعلی حسنی گفت: با اجرای طرح ساماندهی قبرستان تاریخی سفیدچاه ، می توان از این اثر تاریخی مذهبی به عنوان یک پروژه گردشگری برای جذب مسافران داخلی و خارجی با هدف اشتغال زایی برای جوانان استفاده کرد.
وی برنامه ساماندهی قبور را با هدف حفظ سنگ قبرهای قدیمی، همسان سازی سنگ قبرهای جدید با سنگ های تاریخی بیان کرد.
حسنی افزود: اجرای این طرح نیاز به تدوین شیوه نامه جدید دارد به گونه ای که خانواده متوفیان جدیدی که به این قبرستان آورده می شود را ملزم به همسان سازی سنگ قبر متوفیان جدید با سنگ قبرهای قدیمی کند.
خطر در بازگشت «ایران» به طبیعت
خطر در بازگشت «ایران» به طبیعت
در حالی برای پرونده یوزپلنگ ایرانی که «ایران» نامگذاری شده، حکم بازگشت به طبیعت صادر شده است که امید معماریان دامپزشک این یوزپلنگ به ایسنا میگوید که او دیگر قابلیت بازگشت به طبیعت را ندارد و اگر در طبیعت رهاسازی شود به زودی جان خود را از دست میدهد.
حال و روز محیط زیست و حیات وحش در کشور پا به پای هم در بد بودن رقابت دارد. هر روز خبری از یکی از این حوزهها منتشر میشود که حال کنشگران محیط زیست یا فعالان حقوق حیوانات را خراب میکند. در بیشتر موارد هم پای دولتیها درمیان است. چون این آنها هستند که چترشان را در همه بخشها آنچنان پهن کردهاند که بر سر سازمانهای غیردولتی یا فعالان مدنی و … سنگینی میکند.
موضوع یوزپلنگ ایرانی که «ایران» نامگذاری شده است روزهای گذشته در خبرگزاری مطرح شده بود. گویا تصمیمگیران حکم دادهاند که «ایران» نگون بخت باید به طبیعت برگردد. شاید مانند گورهخرهای چند ماه قبل خواب تازهای برای یوزپلنگ محافظت شده دیدهاند.
در حالی برای پرونده یوزپلنگ ایرانی که «ایران» نامگذاری شده، حکم بازگشت به طبیعت صادر شده است که امید معماریان دامپزشک این یوزپلنگ به ایسنا میگوید که او دیگر قابلیت بازگشت به طبیعت را ندارد و اگر در طبیعت رهاسازی شود به زودی جان خود را از دست میدهد.
زمستان سال گذشته اعضای یک باند خرید و فروش و قاچاق حیات وحش هنگام جابهجایی یک قلاده یوزپلنگ ایرانی در تهران دستگیر و تحویل مراجع قضایی داده شدند تا به تخلف آنها رسیدگی شود. دادگاه بدوی این متهمان که گفته میشود مهمترین پرونده تاریخ تخلفات محیط زیستی در حوزه شکار و صید بود هفته گذشته بدون حضور نماینده حقوقی محیط زیست تشکیل و برای آن حکم صادر شد.
بر اساس این حکم دادگاه بدوی سه نفر از متهمان این پرونده به پرداخت ۱۰ میلیون ریال و یک متهم دیگر به پرداخت ۲۰ میلیون ریال محکوم شدند، همچنین در حکم آورده شده است که یوزپلنگ قابلیت بازگشت به زیستگاه طبیعی خود را دارد. از این رو متخلفان از پرداخت ضرر و زیان وارده به محیط زیست ناشی از شکار یوزپلنگ به مبلغ یکصد میلیون تومان معاف میشوند.
این حکم در حالی صادر شده است که حداقل مجازات بر اساس ماده ۱۳ قانون شکار و صید ۶۰ میلیون ریال است و با توجه به نوع جرم میتواند تا ۸۵ میلیون ریال افزایش پیدا کند.
عدم حضور نماینده حقوقی محیط زیست در جلسه دادگاه سبب شده است که قوانین جدید شکار و صید به مراجع قضایی ارائه نشود و مجازات آنها حتی کمتر از مبلغ تعیین شده در قانون شکار و صید باشد.
یوزپلنگ زندهگیری شده که ایران نام دارد حدودا ۴ ماهه بوده که از طبیعت جدا شده و حدود ۸ ماهگی توسط ماموران محیط زیست کشف شده است و در حالی شنیده ها حاکی از آن است که براساس حکم دادگاه یوزپلنگ میتواند به طبیعت بازگردد که به گفته دکتر امید معماریان _دامپزشک «ایران» این یوزپلنگ دیگر قابلیت برگشت به طبیعت را ندارد چرا که این گونه از حیاتوحش تا دو سالگی فنهایی را برای زندگی در طبیعت از مادرشان میآموزند. سن ایران در حال حاضر یک سال و نیم است و تمام این مدت از طبیعت دور بوده.
معماریان در گفتگو با ایسنا تاکید میکند که این توله یوزپلنگ اگر در طبیعت رها شود خیلی زود جان خود را از دست میدهد.
حکم دادگاه بدوی در حالی با واکنش جمعی از فعالان محیط زیست مواجه شده که انتظار می رود اداره محیط زیست استان تهران به پرسشها و ادعاها درباره عملکرد خود در این پرونده از جمله اینکه چرا نماینده حقوقی اداره در دادگاه حضور نداشته و یا آیا به رای دادگاه اعتراض شده یا خیر پاسخگو بوده و شفاف سازی کند اما متاسفانه پیگیریهای مکرر خبرنگار ایسنا تا لحظه ارسال گزارش بی پاسخ ماند.
بر اساس برآوردها تنها حدود ۴۰ تا ۵۰ قلاده یوزپلنگ ایرانی در کشور باقی مانده است. با توجه به حساسیتهایی که روی این گونه وجود دارد انتظار میرود که اداره محیط زیست استان تهران نه تنها پاسخگوی افکار عمومی باشد بلکه برای بازدارندگی از انجام این تخلفات و حفظ اینگونه نادر در طبیعت ایران که برای حفاظت از آن هزینههای سنگین مادی و معنوی پرداخته شده است، ورود جدیتری به این پرونده در دادگاههای تجدیدنظر داشته باشد و با توجه به اینکه مهمترین پرونده تاریخ تخلفات محیط زیستی در حوزه شکار و صید است خواستار اشد مجازات یعنی سه سال حبس متخلفان یا پرداخت یک صد میلیون تومان جزای نقدی شوند.
سرنوشت شوم سگهای ولگرد
فعال محیط زیست: با فرهنگ سازی همزیستی مسالمت آمیز بین حیوانات و مردم آموزش داده شود
شمار سگهای ولگرد در حاشیه شهرها رو به افزایش است. یکی از فعالین محیط زیست معتقد است باید با فرهنگسازی مناسب، زندگی مسالمتآمیز حیوانات و انسانها آموزش داده شود.
سگها به دلیل بدست آوردن غذا از پناهگاههایشان که عموما مخروبههای حاشیه شهر، رودخانه و محلات هستند خارج میشوند و تلاش آنها برای یافتن خوراک در محیط شهری حتی در طول روز ادامه دارد. این سگها عمدتا در دستههای چندتایی هستند که موجب میشود هم ترسناکتر جلوه کنند و هم خطر حمله آنان افزایش یابد.
سارا اردو فعال محیط زیست در گفتوگو با پیام ما در خصوص این موضوع میگوید: «این روزها شاهد حیوان آزاری و علی الخصوص سگ آزاری هستیم. سگ حیوان باوفایی است اما باید بررسی کنیم که چرا سگها وحشی میشوند و سبب آزار و اذیت میشوند.؟
سگها به دلیل نداشتن امکانات غذایی و جا و مکان و حمله مردم به آنها احساس ترس میکنند.
باید بدانیم حیوانات همانند انسانها از روی بیان و حرکات و هورمونها متوجه میشوند که چه کسی به آنها توجه کرده و دوسشان دارد یا از آنها فراری است. توسعه شهرها سبب تسخیر مکانهای امن حیوانات شده و زیستگاههای حیوانات را محدودتر کرده است. و حتی این توسعه تغذیه حیوانات را تحت تاثیر قرار داده است. در نتیجه اینها وارد محدوده شهری میشوند و زندگی گروهی آنها سبب وحشت مردم میشود.
در کشورهای همسایه سگها در آرامش طبیعی در حال زندگی بین مردم هستند. عقیم سازی روی آنها انجام شده و چون هزینهای برای ایجاد پناهگاه و نگهداری سگها ندارند، روی گوش آنها جی پی اس وصل کرده و بدین وسیله کنترل میشوند. مردم هم در کنار شهرداری و محیط زیست از لحاظ تغذیه آنها را تامین میکنند.
در قانون کشورهای اروپایی این گونه است که محیط زیست یک بودجهای برای عیقم سازی و جمع آوری به شهرداری میدهد و اگر شهرداری مکانی نداشته باشد آن ها را عقیم کرده و جی پی اس را روی آنها وصل میکند.
سگها دارای قابلیت تولید مثل بالا هستند، در نتیجه عدم نظارت در کنترل جمعیت سگها و اجرا نشدن برنامههای کنترلی موجب میشود به سرعت جمعیت این حیوانات افزایش یافته و مخاطرات یاد شده را برای شهروندان به همراه خواهد داشت. این باعث همزیستی مسالمت آمیز در محدوده شهرها شده است.
خوش رفتاری با حیوانات جزو آیین و دین ما است اما باید دید که چرا ما اکنون به اینجا رسیدهایم؟ سگ در دین ما نجس است اما رفتار درست با این حیوانات هم به ما آموزش داده شده است.
راه حل این است که سگها جمعآوری، عقیم، واکسینه شوند و در محیط آزاد شوند و با فرهنگ سازی مردم هم به کمک این حیوانات بشتابند.
اگر بودجه هم باشد میتوان در مکانهای مشخصی نگهداری شوند، دامپزشکی آنها را واکسینه، عقیم سازی شود و شناسنامه دار شوند و سگهای اصیل هم شناسایی و استفاده شوند.»داستان سگهای ولگرد عموما به سگ کشیهای گسترده منجر میشود. موضوعی که نه از نظر اخلاقی و نه از منظر دین پذیرفتنی است. در حالی که شهرداری در برخی شهرهای ایران به بلوغ مناسبی رسیده است و جمعآوری و ساماندهی سگهای ولگرد را به سازمانهای مردمنهاد سپرده، در برخی شهرها تصدیگری هنوز اجازه رفتار منطقی را به شهرداریها نمیدهد.
سگها حیواناتی هستند که هرچند ولگرد لقب گرفتهاند، این لقب نمیتواند و نباید موجبات قتل عامشان را فراهم آورده و تأکیدات فراوان قانونی و شرعی در خصوصشان را زیر پای بگذارد.
زمان پرسش از مخالفان
یادداشت مهمان
جلال خوش چهره
پس از مدتها، این نخستینبار بود که “حسن روحانی” در اندازه رئیس دولت پرسشگر، مخالفان عادیسازی روابط ایران با جامعه جهانی را به چالش کشید و با صدای بلند پرسید: «چرا باید مردم هزینه شعارها را بدهند؟»این جلوه روحانی را مردم بیش از لبخندها و گفتار درمانیهایی میپسندند که هر ازگاه برای آرام سازی افکار عمومی در برخورد با مشکلات بیان میشود. رئیس جمهور روحانی اگرچه اینبار هم کج کرد اما نریخت، ولی اذهان را متوجه خواست عمومی از جریانهایی کرد که باید برای مخالفتهایشان با برجام و سیاستهای تعاملی با جهان استدلال قابل قبول بیاورند.
مشکل بزرگ در فضای عمومی کشور این است که به رغم اعلام نظر رسمی و معتبر اکثریت مردم به برخی رویکردها و سیاستها، همواره این اقلیت کم جمعیت اما پرصدا بوده که توانسته بر فضای عمومی تأثیر گذاشته و هزینههای منتج از آن را بر جامعه تحمیل کند. تجربه آخرین انتخابات ریاست جمهوری، مجلس و شوراهای شهر و روستا بیش از آنکه انتخاب افراد باشد، اعلام اعتماد اکثریت مردم به رویکردهایی بود که محصول آن توافق هستهای (برجام)، بازگشت به جامعه بینالمللی و اصلاح شیوه تعاملاتی بود که از پی آن بستر لازم برای استقرار آرامش، ایجاد امید و شکوفایی اقتصادی فراهم میشد.
اقلیت مخالف با این رویکرد، بهرغم قبول نتایج انتخابات اما هر روز مانع تازهای را پیش رو قرار دادند بیآنکه نه تنها کمترین مسئولیت را در این باره بپذیرند، بلکه برای مخالفتهایشان هیچ راهحل بدیل و منطقی را اعلام نکردهاند. طرفه آنکه بابت نتایج خسارتبار اقدامهایشان نیز با صدای بلند طلبکار نیز بودهاند. آنان با نادیده گرفتن حافظه تاریخی مردم، مطالبهگرانه دولت را موأخذه میکنند که چرا روابط منطقهای آنگونه نشد که دولت اعتدال وعدهاش را داده بود؛ چرا برجام نتوانست از خروج سرمایهگذاران خارجی جلوگیری کند؛ چرا آمریکائیان به راحتی از برجام خروج کردند؛ چرا اروپائیان هنوز نتوانستهاند طرح خود را درباره اقدام مالی(PVC) سامان دهند؛ چرا تورم دورقمی شد؟ و… .
این مدعیان همانگونه که هرگز به چرایی آتش زدن سفارتخانهها و تبعات تلخ آن برای اعتبار ملی، مشروعیت نظام سیاسی و تخریب روابط منطقهای پاسخ ندادهاند، برای دیگر مخالفت هایشان نیز نه پاسخ دادهاند و نه اصولاً خود را موظف به این کار میدانند. آنان از خروج سرمایهگذاران خارجی گلایه میکنند و این وضع را ناشی از شکست رویکرد اعتدالی میخوانند. اما در برابر پرسشهای زیر سکوت میکنند که چرا هنگام ورود سرمایهگذاران یا کوشیدند با پنهانسازی این اتفاق، کامیابیهای برجام را نادیده بگیرند. یا با ایجاد هو وجنجال، ورود سرمایههای خارجی را نافی استقلال کشور بخوانند.
جالبتر اینکه صدای اعتراض آنان هنگامی بلندتر شد که سرمایه گذاران عزم بازگشت کردند. در این میان آیا هرگز عوامل داخلی بروز این وضع شجاعت قبول مسئولیت لازم را داشتهاند؟ سکوت معنادار “حسن روحانی” در تبیین چرایی وضع جاری لحظهای شکست و این بار در اندازه رئیس دولت منتخب و پرسشگر، مخالفان FATF را به چالش کشید و گفت: «اگر میگوئید FATF باشد یا نباشد، یک نفر نمیآید بگوید اگر باشد ۲۰ درصد ارزانتر کارها انجام میشود و اگر نباشد ۲۰درصد گرانتر. آن کسی که شعار میدهد، بیاید هزینهاش را پرداخت کند. نمیشود که یک نفر در کشور شعار دهد و آثار شعارش را برای مردم ترجمه نکند.»
این سخنان رئیسجمهوری نزدیک به کلامی بود که پس از برجام بیان کرده بود؛ اینکه « اگر در سالهای پیش، از اقتصاد بابت سیاستها سوبسید پرداختهایم، حالا و پس از برجام، وقت آن است که از سیاست به نفع اقتصاد سوبسید بدهیم.» این سخن اگر با اراده لازم دنبال میشد، بسا ماجراجویان برای بسیاری از اعمال خسارتبار خود مجبور به استدلال و دلیل روشن بودند و چنین طلبکارانه آراء مردم را به زیر شلاق طلبکاری هاشان نمیگرفتند. وقت آن است که اینبار نه تنها دولت، بلکه مردم از مخالفان برجام، FATF و بلکه بسیاری دیگر از موارد، پرسشهای روشن خود را بیان کنند و بدیلهای مخالفان را در اینباره بخواهند. شجاعت مخالفان همواره ناشی از این بوده که قرار نیست به پرسشی پاسخ دهند بلکه میتوانند بابت همه چیز طلبکار باشند.خبرآنلاین
نمیتوانیم بگوییم شرایط عادی است
نمیتوانیم بگوییم شرایط عادی است
رییس جمهور، استانداران سراسر کشور را به تلاش مضاعف برای تسریع در پیشبرد برنامه های توسعه ای و سازندگی استان ها فرا خواند و تاکید کرد که استانداران به عنوان نمایندگان عالی دولت و نظام، باید در راستای سیاست اعتدالی دولت، با اولویت شایسته گزینی از همه نیروهای متخصص و بااستعداد با هر ایده و سلیقه ای، در پیشبرد فعالیتهای اجرایی استان بهره بگیرند.حجت الاسلام و المسلمین حسن روحانی پس از رای اعتماد هیات دولت به آقایان عزیزالله شهبازی، انوشیروان محسنی بندپی و علیرضا آشناگر به ترتیب به عنوان استانداران استانهای البرز، تهران و سمنان، گفت: یکی از مسوولیتهای سنگین وزارت کشور بعد از اجرای قانون مربوط به بازنشستگان ، تعیین استانداران جدید بود که این موضوع برای دولت و مردم ما بسیار مهم است.
رییس جمهور با بیان اینکه استاندار نماینده عالی دولت و نظام در یک استان است ، اظهارداشت: مردم ما همه ایرانی، مسلمان ، برادر و یار یکدیگر هستند اما در عین حال یک سلسله مباحثی در استان ها از جمله فعالیت جناح ها و احزاب مختلف ، قومیت ها و مهاجرتها وجود دارد که استاندار به عنوان رئیس شورای تامین استان باید به آنها برای حفظ وحدت، توجه داشته باشد.
ماجرای ادامهدار کاروانسرای تاریخی «گَدوک»
ماجرای ادامهدار کاروانسرای تاریخی «گَدوک»
این مکان تاریخی بجای محل بازدید گردشگران میزبان بولدوزر، گریدر، تانکر و دیگر ماشین آلات راهداری است
گویا با نزاع متولد شده؛ کاروانسرای تاریخی «گَدوک» یا شاه عباسی فیروزکوه که همچنان بر سر آن بین دو استان اختلاف ها به پایان نرسیده، به جای «کاروان» یا علاقه مندان به حوزه میراث فرهنگی، میزبان بولدوزر، گریدر، تانکر و دیگر ماشین آلات راهداری است. روایت های رایج بین اهالی منطقه هم از سابقه تاریخی نزاع ها در این مکان حکایت دارد؛ در برخی از نقل قول های غیرمستند اما معمول در افکارعمومی بعضی مردم منطقه، قدمت این بنای تاریخی را چند هزار سال کِش می دهند و می گویند «اسکندر در گردنه گدوک به دنبال داریوش بود»، تعدادی هم پای نادرشاه را به وسط می کشند که در آنجا به دست پسرش ترور شد و افرادی هم معتقدند که محمدعلی شاه در کنار این کاروانسرا از مشروطه خواهان شکست خورد.
اما آنچه هویدا است اینکه منازعه بر سر مالکیت و کاربری کاروانسرای گدوک همچنان باقیست و این بنای تاریخی هنوز به عنوان محل نگهداری ماشین آلات راهداری استفاده میشود.ریزش سقف تعدادی از اتاق های کاروانسرا، سیاهی دیوارهای ناشی از دود بولدوزرها و تخریب برخی ستون ها در جریان تردد گریدرها و دیگر ماشین آلات از جمله مظاهر موجود در این مکان است و اگر بگوییم هر بلای دیگری که فکرش را بکنید بر سر این بنای تاریخی که ثبت ملی نیز است طی سال های گذشته آمده، بیهوده نگفته ایم.
با توجه به موقعیت حساس گدوک در بالاترین نقطه حدفاصل فلات مرکزی ایران و ناحیه مازندران که نقطه ای برفگیر و بسیار سرد نیز است، وجود کاروانسرایی مستحکم و وسیع که بتواند کاروانیان و مسافران را پناه دهد، حیاتی و مهم به نظر می رسیده است.
کاروانسرایی در 17 کیلومتری منتهی الیه شمال شرقی فیروزکوه در استان تهران که همچنان در گیر و دار از نظر کاربری و نیز نحوه استفاده از آن، جلو تخریب آن گرفته نشده و صدای مسئولان هم درآمده است.
فیروزکوه یکی از 16 شهرستان استان تهران است که در فاصله 120 کیلومتری شمال شرقی پایتخت قراردارد. آبان ماه امسال معاون رئیس جمهوری و رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری در محل این کاروانسرای تاریخی که اینک کاربری پارکینگ و تعویض روغنی خودروهای سنگین دارد حاضر شد و از نقاط مختلف آن بازدید کرد.
علی اصغر مونسان پس از بازدید از این بنای تاریخی ثبت ملی بصراحت اعلام کرد: وضعیت این کاروانسرا به هیچ عنوان قابل توجیه نیست و بسرعت باید (ماشین آلات راهداری) تخلیه و آسیب های وارده به محل مرمت شود.
وی در جمع خبرنگاران پیگیری و هماهنگی نکردن مسئولان میراث فرهنگی و راهداری را در وضعیت کنونی این مکان تاریخی موثر دانست و اظهارداشت: کاروانسرای گدوک پس از مرمت، محل مهمی در حوزه گردشگری خواهد بود.
باوجود این اظهارات و تلاش های مختلف برای تحویل این مکان به مسئولان میراث فرهنگی تا لحظه مخابره این گزارش، همچنان اقدامی برای صیانت بهتر از کاروانسرا انجام نشده است.
البته به تازگی نماینده مردم فیروزکوه و دماوند در مجلس اعلام کرده که در جلسه چند روز گذشته با وزیر راه و شهرسازی قرار شده است که کاروانسرای گدوک تخلیه و به سازمان میراث فرهنگی واگذار شود. استقرار ماشین آلات راهداری در کاروانسرای گدوک در حالی است که مستندات تقسیمات کشوری در سال 1366 منطقه گدوک در مرز دو استان تهران و مازندران را متعلق به تهران اعلام و در سال 1388 نیز وزارت کشور مجدد این امر را به استانداری های تهران و مازندران ابلاغ کرده است.
رئیس راهداری فیروزکوه در این زمینه توضیح داد: راهدارخانه سرچمن در 140 متری غرب کاروانسرای گدوک، متعلق به فیروزکوه و مسئول بازگشایی حد فاصل شهر فیروزکوه تا منطقه گدوک است.
حسین آقایی در گفت و گو با خبرنگار ایرنا اظهارداشت: اگر راهداری سوادکوه ماشین آلات خود را از کاروانسرا تخلیه کند برای بازگشایی مسیر گدوک – سوادکوه به مشکل جدی مواجه می شود لذا احداث دو راهدارخانه در منطقه گدوک، برای راهداری فیروزکوه ( در محدوده استان تهران) و نیز سوادکوه (در محدوده استان مازندران) از نیازهای جدی تلقی می شود تا کار بازگشایی راهها و خدمات رسانی در جاده ها نیز باوجود حجم بالای ترددها در این منطقه با مشکل مواجه نشود.
یارانه ۹۸ استانی توزیع میشود
یارانه سال ۹۸ به استانها پرداخت میشود تا با جسارت بیشتری یارانه کسانی که درآمد بالا دارند را قطع کنند
یک عضو کمیسیون برنامه وبودجه گفت: در بودجه امسال یارانهها اصلا کم نشده است یعنی همان عدد را دولت در نظر گرفته است، تنها تفاوت این است که این عدد در حال حاضر به صورت متمرکز پرداخت میشود در حالی که در بودجه امسال سهم هر استانی پیشبینی شده است که به خود استانها پرداخت کنند.
مهرداد لاهوتی درباره تصمیمات جدید اعمال شده در لایحه بودجه امسال گفت: ما هنوز وارد محتوای بودجه نشدیم، روز یکشنبه آقای رئیسجمهور بودجه را میآورد و بررسی خواهد شد. در مجموع با توجه به اینکه آمریکاییها دارند تلاش میکنند که فروش نفت ما را محدود کنند، دولت تلاش کرده اتکاء به نفت را کاهش دهد.
وی با بیان اینکه تلاش ما این است که فروش نفت روال طبیعی خودش را داشته باشد، تاکید کرد: ما به جهت اینکه پیامی را منتقل کرده باشیم که خیلی متکی به نفت نیستیم وابستگی به نفت را از حدود ۴۶ درصد به ۲۷ درصد رساندیم. تعداد بشکه نفتی که ما سال گذشته میفروختیم حدود ۲ میلیون و ۴۰۰ هزار بشکه با قیمت ۵۵ دلار بود که امسال یک و نیم میلیون بشکه با قیمت ۵۵ دلار پیشبینی کردهایم.
این عضو کمیسیون برنامه و بودجه درباره بحث مالیات در لایحه بودجه سال آینده گفت: درمیزان مالیات افزایشی نداریم، حدودا صد و شش هزار میلیارد تومان پیشبینی شده بود که تلاش کردیم همان عدد را حفظ کنیم.
لاهوتی با بیان اینکه تلاش شده هزینههای جاری کشور کاهش پیدا کند، خاطرنشان کرد: واگذاری پروژههای عمرانی به بخش خصوصی در لایحه بودجه امسال مورد توجه قرار گرفته است. در لایحه بودجه امسال بسته اشتغالی هم تعریف شده که به وسیله آن بتوانیم با توجه رشد نقدینگی که در جامعه داریم را در امر اشتغال مدیریت کنیم.
وی با اشاره به موضوع یارانهها در لایحه بودجه سال آینده گفت: یارانهها اصلا کم نشده است یعنی همان عدد را دولت در نظر گرفته است، تنها تفاوت این است که این عدد در حال حاضر به صورت متمرکز پرداخت میشود در حالی که در بودجه امسال سهم هر استانی پیشبینی شده است که به خود استانها پرداخت کنند. درحال حاضر افراد ثروتمند تا کسی که تحت پوشش کمیته امداد هست یارانه را میگیرند، اگر به آنهایی که تمکن مالی دارند یارانه پرداخت نشود، میتوانیم تا دههزار میلیارد تومان صرفهجویی داشته باشیم.
نماینده مردم لنگرود تصریح کرد: کار خوبی که در لایحه بودجه امسال انجام شده این است که سهم هر استان را به همان استان بدهند و استانها با جسارت بیشتری این نظارت را اعمال کنند، یارانه را برای کسانی که درآمد بالار دارند، قطع کنند و پول به دست آمده از این محل هم جذب نخواهد شد و در همان استان صرف میشود. اینکه استانی بتواند یارانه افراد متمکن را قطع کند میتواند پول به دست آمده را صرف کارهای عمرانی و… کند.
وی ادامه داد: ما چند موضوع را در لایحه بودجه امسال باید تعیین تکلیف کنیم که یکی از آنها واگذاری شرکتهای دولتی است. بودجهای که ما در سال تصویب میکنیم بیشتر از ۱۳۰۰ هزار میلیارد تومان است. آنچه که به عنوان بودجه عمومی دولت روی آن بحث میکنیم پارسال حدود ۳۸۶ هزار میلیارد تومان بود که امسال هم نزدیک به همین رقم است. مابقی آن بودجه شرکتها است که باید رسیدگی کنیم و آنها را به بخش خصوصی واگذار کنیم.
لاهوتی با اشاره به پروژههای عمرانی دولت گفت: این پروژهها هرچه که بماند خسران و ضرر دارد درنتیجه باید روی پروژههایی که امکان واگذاری به بخش خصوصی را دارد کار کنیم. باید بتوانیم هزینههای جاری دولت را نه در حرف بلکه در عمل کاهش دهیم. دولت ما فربه و بزرگ است در مورد آن بخش از پروژههای دولت که قابل واگذاری است باید این کار را انجام دهیم. این موضوعی است که قانون برنامه هم بر آن تاکید کرده است که باید سالی سهدرصد دولت را کوچک کنیم و به عبارتی تا پایان قانون برنامه دولت باید تا ۱۵ درصد کوچک شده باشد.ا
یارانه ۹۸ استانی توزیع میشود
یارانه سال ۹۸ به استانها پرداخت میشود تا با جسارت بیشتری یارانه کسانی که درآمد بالا دارند را قطع کنند
یک عضو کمیسیون برنامه وبودجه گفت: در بودجه امسال یارانهها اصلا کم نشده است یعنی همان عدد را دولت در نظر گرفته است، تنها تفاوت این است که این عدد در حال حاضر به صورت متمرکز پرداخت میشود در حالی که در بودجه امسال سهم هر استانی پیشبینی شده است که به خود استانها پرداخت کنند.
مهرداد لاهوتی درباره تصمیمات جدید اعمال شده در لایحه بودجه امسال گفت: ما هنوز وارد محتوای بودجه نشدیم، روز یکشنبه آقای رئیسجمهور بودجه را میآورد و بررسی خواهد شد. در مجموع با توجه به اینکه آمریکاییها دارند تلاش میکنند که فروش نفت ما را محدود کنند، دولت تلاش کرده اتکاء به نفت را کاهش دهد.
وی با بیان اینکه تلاش ما این است که فروش نفت روال طبیعی خودش را داشته باشد، تاکید کرد: ما به جهت اینکه پیامی را منتقل کرده باشیم که خیلی متکی به نفت نیستیم وابستگی به نفت را از حدود ۴۶ درصد به ۲۷ درصد رساندیم. تعداد بشکه نفتی که ما سال گذشته میفروختیم حدود ۲ میلیون و ۴۰۰ هزار بشکه با قیمت ۵۵ دلار بود که امسال یک و نیم میلیون بشکه با قیمت ۵۵ دلار پیشبینی کردهایم.
این عضو کمیسیون برنامه و بودجه درباره بحث مالیات در لایحه بودجه سال آینده گفت: درمیزان مالیات افزایشی نداریم، حدودا صد و شش هزار میلیارد تومان پیشبینی شده بود که تلاش کردیم همان عدد را حفظ کنیم.
لاهوتی با بیان اینکه تلاش شده هزینههای جاری کشور کاهش پیدا کند، خاطرنشان کرد: واگذاری پروژههای عمرانی به بخش خصوصی در لایحه بودجه امسال مورد توجه قرار گرفته است. در لایحه بودجه امسال بسته اشتغالی هم تعریف شده که به وسیله آن بتوانیم با توجه رشد نقدینگی که در جامعه داریم را در امر اشتغال مدیریت کنیم.
وی با اشاره به موضوع یارانهها در لایحه بودجه سال آینده گفت: یارانهها اصلا کم نشده است یعنی همان عدد را دولت در نظر گرفته است، تنها تفاوت این است که این عدد در حال حاضر به صورت متمرکز پرداخت میشود در حالی که در بودجه امسال سهم هر استانی پیشبینی شده است که به خود استانها پرداخت کنند. درحال حاضر افراد ثروتمند تا کسی که تحت پوشش کمیته امداد هست یارانه را میگیرند، اگر به آنهایی که تمکن مالی دارند یارانه پرداخت نشود، میتوانیم تا دههزار میلیارد تومان صرفهجویی داشته باشیم.
نماینده مردم لنگرود تصریح کرد: کار خوبی که در لایحه بودجه امسال انجام شده این است که سهم هر استان را به همان استان بدهند و استانها با جسارت بیشتری این نظارت را اعمال کنند، یارانه را برای کسانی که درآمد بالار دارند، قطع کنند و پول به دست آمده از این محل هم جذب نخواهد شد و در همان استان صرف میشود. اینکه استانی بتواند یارانه افراد متمکن را قطع کند میتواند پول به دست آمده را صرف کارهای عمرانی و… کند.
وی ادامه داد: ما چند موضوع را در لایحه بودجه امسال باید تعیین تکلیف کنیم که یکی از آنها واگذاری شرکتهای دولتی است. بودجهای که ما در سال تصویب میکنیم بیشتر از ۱۳۰۰ هزار میلیارد تومان است. آنچه که به عنوان بودجه عمومی دولت روی آن بحث میکنیم پارسال حدود ۳۸۶ هزار میلیارد تومان بود که امسال هم نزدیک به همین رقم است. مابقی آن بودجه شرکتها است که باید رسیدگی کنیم و آنها را به بخش خصوصی واگذار کنیم.
لاهوتی با اشاره به پروژههای عمرانی دولت گفت: این پروژهها هرچه که بماند خسران و ضرر دارد درنتیجه باید روی پروژههایی که امکان واگذاری به بخش خصوصی را دارد کار کنیم. باید بتوانیم هزینههای جاری دولت را نه در حرف بلکه در عمل کاهش دهیم. دولت ما فربه و بزرگ است در مورد آن بخش از پروژههای دولت که قابل واگذاری است باید این کار را انجام دهیم. این موضوعی است که قانون برنامه هم بر آن تاکید کرده است که باید سالی سهدرصد دولت را کوچک کنیم و به عبارتی تا پایان قانون برنامه دولت باید تا ۱۵ درصد کوچک شده باشد.ا
ماجرای ادامهدار کاروانسرای تاریخی «گَدوک»
ماجرای ادامهدار کاروانسرای تاریخی «گَدوک»
این مکان تاریخی بجای محل بازدید گردشگران میزبان بولدوزر، گریدر، تانکر و دیگر ماشین آلات راهداری است
گویا با نزاع متولد شده؛ کاروانسرای تاریخی «گَدوک» یا شاه عباسی فیروزکوه که همچنان بر سر آن بین دو استان اختلاف ها به پایان نرسیده، به جای «کاروان» یا علاقه مندان به حوزه میراث فرهنگی، میزبان بولدوزر، گریدر، تانکر و دیگر ماشین آلات راهداری است. روایت های رایج بین اهالی منطقه هم از سابقه تاریخی نزاع ها در این مکان حکایت دارد؛ در برخی از نقل قول های غیرمستند اما معمول در افکارعمومی بعضی مردم منطقه، قدمت این بنای تاریخی را چند هزار سال کِش می دهند و می گویند «اسکندر در گردنه گدوک به دنبال داریوش بود»، تعدادی هم پای نادرشاه را به وسط می کشند که در آنجا به دست پسرش ترور شد و افرادی هم معتقدند که محمدعلی شاه در کنار این کاروانسرا از مشروطه خواهان شکست خورد.
اما آنچه هویدا است اینکه منازعه بر سر مالکیت و کاربری کاروانسرای گدوک همچنان باقیست و این بنای تاریخی هنوز به عنوان محل نگهداری ماشین آلات راهداری استفاده میشود.ریزش سقف تعدادی از اتاق های کاروانسرا، سیاهی دیوارهای ناشی از دود بولدوزرها و تخریب برخی ستون ها در جریان تردد گریدرها و دیگر ماشین آلات از جمله مظاهر موجود در این مکان است و اگر بگوییم هر بلای دیگری که فکرش را بکنید بر سر این بنای تاریخی که ثبت ملی نیز است طی سال های گذشته آمده، بیهوده نگفته ایم.
با توجه به موقعیت حساس گدوک در بالاترین نقطه حدفاصل فلات مرکزی ایران و ناحیه مازندران که نقطه ای برفگیر و بسیار سرد نیز است، وجود کاروانسرایی مستحکم و وسیع که بتواند کاروانیان و مسافران را پناه دهد، حیاتی و مهم به نظر می رسیده است.
کاروانسرایی در 17 کیلومتری منتهی الیه شمال شرقی فیروزکوه در استان تهران که همچنان در گیر و دار از نظر کاربری و نیز نحوه استفاده از آن، جلو تخریب آن گرفته نشده و صدای مسئولان هم درآمده است.
فیروزکوه یکی از 16 شهرستان استان تهران است که در فاصله 120 کیلومتری شمال شرقی پایتخت قراردارد. آبان ماه امسال معاون رئیس جمهوری و رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری در محل این کاروانسرای تاریخی که اینک کاربری پارکینگ و تعویض روغنی خودروهای سنگین دارد حاضر شد و از نقاط مختلف آن بازدید کرد.
علی اصغر مونسان پس از بازدید از این بنای تاریخی ثبت ملی بصراحت اعلام کرد: وضعیت این کاروانسرا به هیچ عنوان قابل توجیه نیست و بسرعت باید (ماشین آلات راهداری) تخلیه و آسیب های وارده به محل مرمت شود.
وی در جمع خبرنگاران پیگیری و هماهنگی نکردن مسئولان میراث فرهنگی و راهداری را در وضعیت کنونی این مکان تاریخی موثر دانست و اظهارداشت: کاروانسرای گدوک پس از مرمت، محل مهمی در حوزه گردشگری خواهد بود.
باوجود این اظهارات و تلاش های مختلف برای تحویل این مکان به مسئولان میراث فرهنگی تا لحظه مخابره این گزارش، همچنان اقدامی برای صیانت بهتر از کاروانسرا انجام نشده است.
البته به تازگی نماینده مردم فیروزکوه و دماوند در مجلس اعلام کرده که در جلسه چند روز گذشته با وزیر راه و شهرسازی قرار شده است که کاروانسرای گدوک تخلیه و به سازمان میراث فرهنگی واگذار شود. استقرار ماشین آلات راهداری در کاروانسرای گدوک در حالی است که مستندات تقسیمات کشوری در سال 1366 منطقه گدوک در مرز دو استان تهران و مازندران را متعلق به تهران اعلام و در سال 1388 نیز وزارت کشور مجدد این امر را به استانداری های تهران و مازندران ابلاغ کرده است.
رئیس راهداری فیروزکوه در این زمینه توضیح داد: راهدارخانه سرچمن در 140 متری غرب کاروانسرای گدوک، متعلق به فیروزکوه و مسئول بازگشایی حد فاصل شهر فیروزکوه تا منطقه گدوک است.
حسین آقایی در گفت و گو با خبرنگار ایرنا اظهارداشت: اگر راهداری سوادکوه ماشین آلات خود را از کاروانسرا تخلیه کند برای بازگشایی مسیر گدوک – سوادکوه به مشکل جدی مواجه می شود لذا احداث دو راهدارخانه در منطقه گدوک، برای راهداری فیروزکوه ( در محدوده استان تهران) و نیز سوادکوه (در محدوده استان مازندران) از نیازهای جدی تلقی می شود تا کار بازگشایی راهها و خدمات رسانی در جاده ها نیز باوجود حجم بالای ترددها در این منطقه با مشکل مواجه نشود.
سامانه کاهش طلاق
یاسر سیستانی نژاد
طنزیماتچی
معاون امور اجتماعی بهزیستی گفت:«راه اندازی سامانه کاهش طلاق تا پایان سال!»
طنزیماتچی ضمن ابراز خرسندی از راه اندازی این سامانه گفت:
-در این صورت تا پایان امسال شاهد روند نزولی آمار طلاق خواهیم بود. چه سامانه خوبی!
تغار؛ دهانه اش را تا بناگوش باز کرد.
-بله، چه سامانه خوبی! از کدوم طرف می آد؟
-چی از کدوم طرف میاد؟
-سامانه! میخوام ببینم باران زاست یا نه!
-معلوم هست چی میگی؟ من دارم از سامانه کاهش طلاق حرف میزنم.
-خب، مگه یه نوع سامانه آب و هوایی نیست؟ یعنی مگه طلاق و ازدواج و این چیزا به آب و هوا بستگی نداره؟ مثلاً وقتی میگن هوا پسه، یعنی زن و شوهر دارن از هم جدا میشن! یا وقتی میگن آسمون آبیه. خورشید دوباره طلوع کرده معنی اش اینه که زن و شوهر فعلاً با هم مشکلی ندارن.
-اینایی که گفتی کنایه و استعاره است. اما طلاق ربطی به آب و هوا نداره.
-ربطی نداشته باشه. اما بالاخره این سامانه باید از یه طرفی بیاد دیگه!
حوصله طنزیماتچی؛ از حرف های تغار سر رفت. کشکی به دهانه اش انداخت.
-بخواب! تو خواب باشی بهتره!
تغار؛ خمیازه ای کشید و خوابید.
پاییز آخرین سیلی های خود را به چهره درخت گلابی می زد و برگ های نیمه جانش را بر زمین می ریخت. مخاطب خاص؛ خم شد. برگ نارنجی گلابی را برداشت و توی موهایش فرو کرد. لی لی کنان و سوت زنان به تغارنیوز رفت.
-سلام جناب طنزیماتچی! می بینم که خوشحال هستین!
-بله، باخبر شدم که سامانه کاهش آمار طلاق راه افتاده.
-چه جالب، حالا از کدوم ور میاد این سامانه؟
-یعنی چی؟
-خُب، مگه یه سامانه آب و هوایی نیست؟ میخوام ببینم امسال برف میاد که با نامزدم بریم اسکی؟
طنزیماتچی؛ دست بر پیشانی اش گذاشت و سعی کرد حرف را عوض کند.
-نامزدتون خوب هستن؟
-آره، خوبه. منتظریم برف بیاد بریم اسکی. راستی نگفتین سامانه از کدوم ور میاد؟
-هیچی، هیچی، سامانه ای در کار نیست. من خبر رو اشتباهی خونده بودم. چه خبر از شهر؟
-شهر هم خوبه. هوا داره سرد میشه. ما هم منتظر سامانه بارشی هستیم که برف بیاد و بریم اسکی. اگه یه وقت سامانه ای چیزی اومد ما رو در جریان بذارین. خدافظ! خدافظ!
-خداحافظ!
طنزیماتچی سر در بین دست های خود فرو برد. احساس خود تغار پنداری می کرد.
خروجی این نظام آموزشی « فاجعه» است
خروجی این نظام آموزشی « فاجعه» است
یادداشت مهمان
رئوف پیشدار / استاد دانشگاه
به اقتضای بحث کلاس ، جلسه ای که گذشت از دانشجویانم پرسیدم : کی می داند ” جنگ سرد” چه دوره ای را شامل می شد ؟ و ماجرای ” خلیج خوک ها” چی بود؟
از 20 دانشجوی کلاس ، فقط یک نفر آنهم خیلی ناقص به موضوع جنگ سرد اشاره کرد ! بقیه ساکت و مبهوت به هم تماشا کردند . یکی ، دو تا از دانشجوها هم که انگار چیز عجیبی شنیده باشند ،پرسیدند : استاد ، خلیج چی ؟ بار اول بود انگار این اسم را می شنیدند ! گفتم : خلیج خوک ها ! یکی مزه آمد : استاد مگه خوک ها هم خلیج دارند ؟
قبلا هم در یکی از کلاس هایم از دانشجویان اسامی چند رود بزرگ ایران و تعداد و مراکز استانها را پرسیده بودم که اغلب نمی دانستند.
اینها دانشجویان ترم چهارم مقطع کارشناسی هستند. نه اینکه گمان کنید در مقاطع بالاتر وضع خوب است ! نه ! خیلی هم بدتر است .
سه سال پیش دانشجوی مقطع فوق لیسانس ” جغرافیای سیاسی ” که خانمی جنوبی بود را ملاقات کردم که ابراز علاقه کرده بود تا پایان نامه اش را با من به عنوان ” استاد راهنما ” بگذراند.
بعد از کلی صحبت درباره اهمیت پایان نامه و اعتباری که باید داشته باشد ، موضوع و ویژگی های آن از جمله کاربردی بودنش ، از او موضوع مورد علاقه اش را که گفت مدتها به آن فکر کرده ، پرسیدم ، گفت : “بررسی جایگاه رودخانه کارون در روابط سیاسی ایران و عراق ”
مغزم از آنچه او گفت واقعا سوت کشید . اول گمان کردم که من احتمالا درست نشنیده ام ، وقتی از او خواستم که عنوان مورد نظرش را تکرار کند ، دوباره همان را گفت و بار سوم هم .
به او گفتم : خانم در دوره ابتدائی باید خوانده باشید که ” کارون یک رودخانه داخلی ایران و تنها رود قابل کشتیرانی داخلی است .” ( دوره دانش آموزی ما در کتاب جغرافیای فکر کنم پنج ابتدایی خوانده بودیم )
یک مرتبه بالاتر بیایید ، دوره دکتری ، زمان ما اول باید مدرک زبان در سطح تافل و یا آیلتس را برای ثبت نام می دادیم . فعالیت ها و تحقیقات علمی و پژوهشی ، تالیف و ترجمه ، سابقه آموزشی ، درجه و رتبه دنشگاه ، موضوع پایان نامه ارشد، رتبه و اعتبار استادان راهنما و مشاور و بعد بررسی صلاحیت علمی داوطلب در یک جلسه مفصل توسط هیاتی از استادان پیش کسوت تازه قدم اول بود.
حالا ! دانشجوی دکتری آزمون زبان در سطح EPT می دهد که صد سوال بدون نمره منفی دارد ! و سطح آن بالاتر از دیپلم نیست . تالیف و ترجمه و امثالهم را هم که در میدان انقلاب می فروشند ! دانشجو فقط زحمت می کشد ترمی چند میلیون شهریه می دهد ! و چند سال بعد می شود ” دکتری ” که مدرک آنرا هم الان فقط با پول تحت عنوان ” مدرک تحصیلی با بررسی سوابق تحصیلی ” در اینترنت می فروشندو آگهی های آنرا در خیابان انقلاب بر در و دیوار بارها دیده ام .
دراین میان حساب اندک دانشجویانی که با جدیت درس می خوانند ، اهل مطالعه و تحقیق و دقت در امور هستند و تحلیل و نظر دارند ، جداست . آنها نوعا بعد از لیسانس یا حداکثر ارشد می روند و اگر بمانند با امید به فرجی که آروزی آنرا دارند ، با شرایط می جنگند.
بارها حتی با تشویق به نمره امتحانی دادن از دانشجویانم خواسته ام که کتاب بخوانند ، از استادان سیر مطالعاتی را برای موضوع مورد علاقه شان بپرسند . نمی دانم چند نفر این کار را کرده اند ، ولی از خودم جز یکی دو نفر ، این سالها نپرسیده اند و چند باری هم که از آنها خواستم تا اگر در کیف خود کتابی دارند فقط نشان دهند و نمره بگیرند هر موضوعی که می خواهد باشد ، باور کنید ، طول چند سال و چندین ترم فقط یک نفر با خودش کتاب داشت .ریشه این مصیبت ها در جاهایی است که قرار بوده و هست که وظایف علمی یشان را درمقاطع مرتبط انجام دهند. ساده تر بگویم : در دوره ابتدایی به ما به زور خط کش و توسری ! جدول ضرب آموختند ولی معلم برای ما استدلال نکرد که چرا دو دو تا چهار تا می شود و گفتند رفتید دبیرستان می خوانید . در دبیرستان کار علمی نخواستند ، نخواستند تا علت و علل را بیابیم و کسی هم وقت و فرصت آنرا نداشت و امکاناتی هم نبود ، گفتند دانشگاه ، لیسانس دانشجوی جزوه محور شدیم ، انگیزه ها به هزار و یک دلیل کم شد ، یکی امید به آینده ! در ارشد قرار بود همان رابطه ها را آزمایشگاهی و آکادمیک کنیم ، باز هم نشد ، دانشگاه های ما عمدتا پژوهش محور نیستند و خروجی هایشان کاربردی نیست . دکتری هم که قرار بود یافته های همه مقاطع قبل را به صورت آکادمیک کتاب ( تالیف ) کنیم ، کتابش را میدان انقلاب می فروشند .
کتاب خاطرات دکتر صالحی رئیس سازمان انرژی هسته ای را می خواندم که نوشته بود یک همدوره او در دانشگاه ام آی تی ( امریکا) هفت سال روی تز( رساله ) دکتریش کار می کرد .
نزدیک به پنج سال پیش در مصاحبه ای مفصل با روزنامه ” قانون” فریاد برآوردم : ” این چه سیستمی است که حاصلش فرار نخبگان است .” دلایل بسیاری را برای وضعیتی که بر دانشگاه های ما حاکم است برشمردند خلاصه آن این بود : ضعف و به روز نبودن نظام آموزشی در همه ی مقاطع – کم توجهی به تحقیق و پژوهش – عدم تربیت متعلم جستجو گر- بی انگیزی معلمان و استادان – عدم چرخش نخبگان – نبود امید به آینده – عدم توجه مادی و معنوی به دانش آموختگان و … اجازه بدهید بخشی از حرف هایی را که در آن مصاحبه گفتم اینجا دوباره بخوانیم . امید که باز هم ناچار نشویم چند سالی دیگر دوباره همین حرفها را بگوییم :”ایران جزو کشورهایی است که تعداد جوانان دانشجویش زیاد است. اینکه به ذات این ماجرا افتخار هست یا نه، بحث دیگری دارد. البته این میشود بحث کمی در صورتی که ما داریم درباره بحث کیفی صحبت میکنیم. ما باید ببینیم در حال پرورش چه چیزی هستیم و چه چیزی را وارد بازار کار میکنیم و این خروجیها چقدر مناسب نیازهای ماست. مشکل ما برمیگردد اول به سیاستگذاریها. سیاستگذاریهای اصولی در این زمینه نداریم. به این 35 سال گذشته نگاه کنید چه سیاستهایی اتخاذ شده؟ سیاستهایی که ناقضومنقوض هم بودند. ما همان مردمانی هستیم که تا دیروز شعار میدادیم پراید بهترین ماشین برای تاکسیرانی است اما الان میگوییم چنین نیست و حتی بدترین است! چون هیچوقت حرفهایی که میزنیم مبتنی بر آموختهها و تجربیاتمان نیست. ما کار آزمایشگاهی نکردیم و نمیکنیم. هر کسی میآید هر حرفی دلش بخواهد میزند و فکر میکند حرفش درستترین است. چون احزاب در کشور ما وجود ندارد آن حرفها نه تایید و نه براجرایش نظارت میشود. هیچکس پاسخگو نیست که چرا در دولتهای قبل آنچنان سیاستهایی اتخاذ شده و چرا در دولتهای آینده هم قرار است سیاستهایی اتخاذ شود که چندان کارآمد نیستند. همه این سالها در بحث کتابها، شیب ساختارهای آموزشی پیوسته در حال تغییر است. آیا این تغییرات منطبق با نیازهای ما هستند؟ اگر هست، پس الان باید بسیاری از مشکلات ما حل شده باشد ولی چنین نیست اما میبینیم که مسائل بسیار قدیمی هنوز هستند.”” یک زمانی شعار میدادند که باید سراغ تکنسینپروری برویم. اما الان بحث دانشگاههای ما روی تحصیلات تکمیلی است. چه کسی چنین قوانینی را گذاشته آنهم با کدام کار مطالعاتی؟ این مسائل همیشه بوده. وقتی مردمان ما اصلا اعتقادی به مراجعه به روانشناس ندارند چرا ما باید اینهمه فارغالتحصیل روانشناسی داشته باشیم؟ میتوانید بگویید چه تعداد از فارغالتحصیلان دانشگاهی منطبق بر سند توسعه چشمانداز 20ساله کشور است؟ این سند باید آینده ما را نشان دهد یعنی جوانی که امروز جذب رشتهای میشود باید مطابق با آن سند جذب شود. در این صورت این نیرو میتواند کارآمد باشد. نه اینکه اینهمه جوان وارد دانشگاه شوند و با پایینترین کیفیت آموزشی مدرک بگیرند و در جامعه روان شوند. وقتی ما اعتقاد به رسانههای بخشخصوصی نداریم و آنها را تقویت نمیکنیم یا زمینه را برایشان باز نمیگذاریم، به نظر من ضرورتی ندارد که بخواهیم اینهمه نیروی خبرنگار تربیت کنیم. چرا ما با زندگی اینهمه جوان بازی میکنیم؟ چرا اینهمه هزینه دانشجویان را به فنا میدهیم و اینهمه دانشجو میگیریم آنهم با کیفیت پایین آموزشی؟” ” وقتی سیستمی معیوب باشد، همه چیز را معیوب میکند. مشکل در فرد نیست، مشکل در یک سیستم است. من عملکرد وزارت علوم را نقد نمیکنم بلکه دارم روی سیستمی صحبت میکنم که خروجیاش همه این چیزهایی است که میبینیم… اینجا سوال پیش میآید که نخبههای دانشگاهی ما الان کجا هستند؟ ما نمیتوانیم به این آمارها افتخار کنیم. این تعداد ورودی را داریم ولی باید خروجیاش را هم نگاه کنیم. مهمترین نکته فرار مغزهاست. این سیستم حاصلش تربیت نیروهایی است که نخبههایش میفهمند اشتباه آمدهاند و راهشان را عوض میکنند.
