بایگانی مطالب نشریه
استفاده از انرژی های تجدیدپذیر مغفول مانده
استفاده از انرژی های تجدیدپذیر مغفول مانده
رئیس انجمن علمی مدیریت مصرف انرژی گفت: استفاده از انرژی های تجدیدپذیردر دنیا رو به افزایش است اما این مهم در ایران مغفول مانده است.
به گزارش روابط عمومى اداره کل محیط زیست و توسعه پایدار ؛ جعفر کاظمى در کارگاه تخصصی وبینار مدیریت مصرف انرژی و توسعه انرژیهای پاک که در دومین روز رویداد بینالمللی کلیماتون تهران 2020 برگزار شد با اشاره به اینکه هدف از شرکت در این رخداد محیطزیستی استفاده از فرصتهای موجود برای ارائه یک طرح نوآورانه و پرورش و ارائه آن است، گفت: امروز لازم و ضروی است که نگاه جدیدی به سیاستهای گازرسانی به اقصی نقاط کشور داشته باشیم چرا که بخش عمدهای از کشور تحت پوشش شبکه گاز است و این حوزه بیش از هر زمان دیگری نیازمند ابده های نوآورانه است.
او با ابراز نگرانی از اینکه استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر کشور در نگاه مسئولان مغفول مانده است، خاطر نشان کرد: کشور ما ایران پتانسیل بسیار بالایی برای استفاده از انرژی های تجدیدپذیر دارد اما مسئله ای که در اینجا مشکل ساز است غفلت از توجه و پرداختن به این حوزه است.
کاظمی با تاکید بر اینکه در جهان مصرف انرژی رو به رشد است در حالیکه در بسیاری از کشورهای توسعه یافته درصد مصرف انرژیها در برخی زمینهها کم شده است، بیان کرد: در دنیا استفاده از انرژی های تجدیدپذیردر حال افزایش است اما در ایران این مهم مورد غفلت است.
او با انتقاد از اینکه ایران در میان سایر کشورها در زمینه مصرف انرژی وضعیت خوبی ندارد، ادامه داد: ایران در زمینه شاخصهای انرژی برای شدت مصرف انرژی در میان 140 کشور رتبه 125 دارد که اصلا مناسب نیست. هرچند که طبق سند انرژی از سال 89 مقرر شده که مصرف انرژی کم شود اما نه تنها کم نشده بلکه رشد قابل توجهی نیز داشته است.
کاظمی با یادآوری اینکه ایران در دنیا رتبه هفتم در تولید دی اکسید کربن دارد که این میزان تولید گاز کربن اصلا خوب نیست، بیان کرد: در دنیا آلودگی هوا چهارمین علت مرگ است که متاسفانه این معضل در شهر تهران همچنان دامن گیر هوا و فضای سبز است و رفع این معضل تنها با حمایت از انرژیهای تجدیدپذیر امکان پذیر است.
رئیس انجمن علمی مدیریت مصرف انرژی ایران کاهش پیماند، مدیریت مصرف و توسعه انرژیهای پاک، استفاده بهینه از منابع آبی و بازچرخانی آب، حمل و نقل پایدار و ارتقا کیفیت هوا و توسعه ساخاتمان های سبز را راهکار موثری در زمینه حل مشکلات زیست محیطی و کاهش آهنگ تغییر اقلیم شهرها مطرح کرد و بر اهمیت استفاده از انرژِیهای تجدیدپذیر برای تقویت فضای سبز کلانشهرها تاکید کرد.
35 شهر و روستا در فهرست ثبت ملی صنایع دستی
35 شهر و روستا در فهرست ثبت ملی صنایع دستی
پرونده ثبت ملی ۳۵ شهر و روستا در چهارمین جلسه شورای راهبردی انتخاب شهرها و روستاهای ملی صنایعدستی بررسی شده و به گفته پویا محمودیان اسامی نهایی به زودی اعلام میشود.
معاون صنایعدستی و هنرهایسنتی با اعلام این خبر به ایرنا گفت: «۲۳ شهر و روستا از سال ۹۶ تا ۹۸ ثبت ملی صنایعدستی شدند و از این مجموعه ۱۶ شهر و ۷ روستا با صنایعدستی بهنام و منحصر بهفرد خود در فهرست ملی قرار گرفتهاند.»
پویا محمودیان ادامه داد: «از سال ۹۸ در مجموع مستندات، اطلاعات و مدارک ۴۶ شهر و روستا از ۲۱ استان به شورای راهبردی انتخاب شهرها و روستاهای ملی ارسال شد که در دور چهارم اجلاس و در ۷ جلسه کاری فشرده، ۳۵ پرونده از ۱۷ استان بررسی شد.»
محمودیان با بیان اینکه شهرهایی مانند تبریز، اصفهان، همدان و مشهد را بیشتر کشورهای دنیا از صدها سال قبل میشناسند، گفت: «ثبت جهانی این شهرها کار زیاد پیچیده و سختی نبود، ما از سال ۹۶ تلاش مضاعف خود را بر معرفی و ثبت مناطق کمتر شناخته شده گذاشتیم و روند ثبت ملی شهرها و روستاها این امکان را برای ما فراهم کرد.»
معاون وزیر میراثفرهنگی گفت: «یکی از مشکلات ما از سال ۹۴ تا ۹۶ این بود که وظایف و ماموریت دستگاه اجرایی در شهرهای جهانی صنایعدستی روشن و شفاف نبود و جزو ماموریتهای میراث فرهنگی گردشگری و صنایعدستی (سازمان وقت) هم قرار نداشت، ما یک مسیر قانونی ایجاد کردیم و همراهی دستگاههای اجرایی در این شهرها و روستا را با حوزه صنایعدستی، تثبیت کردیم.»
شورای عالی میراثفرهنگی در سال ۹۶ طرحی تصویب کرد که «همه دستگاههای اجرایی کشور موضوع ماده ۵ قانون مدیریت خدمات کشوری در اجرای تکالیف قانونی خود نسبت به تامین زیرساختهای شهرها و روستاهای جهانی صنایعدستی با هماهنگی سازمان میراثفرهنگی، گردشگری و صنایع دستی (وقت) اقدام کنند و گزارش را به شورای راهبردی ارسال کنند.» محمودیان در بخش دیگری گفت: «۴۶ پرونده شهر و روستای صنایعدستی، رشد ۲ برابری نسبت به میزان ثبتشده تا سال ۹۸ را نشان میدهد. برای آینده شهرهای ملی و جهانی انواع دستورالعملها وجود دارد، اما ما هم برنامههایی برای توسعه زیرساختها، اقدامات دستگاههای مستقر برای توسعه پایدار، چگونگی حفظ حقوق معنوی آثار و نحوه برندسازی شهرها و روستاها و تقویت سمنها پیشبینی کردیم.»
آبانبارهای یزد؛ نیازمند کاربریهای جدید
از سه دهه پیش بسیاری از سازههای آبی کویر به دلیل غیربهداشتی بودن و پیدایش یخچالهای برقی فراموش شدهاند
آبانبارهای یزد؛ نیازمند کاربریهای جدید
از ۴۰۰ آبانبار یزد، ۱۲۰ مورد ظرفیت لازم برای بازدید گردشگران را دارد، اما فقط در پنج آبانبار آمادهسازی شرایط برای کاربریهای جدید صورت گرفته است.
آبانبارها و بادگیرهای یزد یادگار دوران پرشکوه هنر معماری این سرزمین هستند. یزدیها خنکای آب و نسیم روحبخش را در آفتاب سوزان کویر از یاد نبردهاند اما بعضی از این سازههای یزد در بیتوجهی به زبالهدان تبدیل شدهاند. آب انبار از سازههای حیاتی کویر است که تا قبل از توسعه شبکه لولهکشی آب از طریق این سازه و قناتها، آب شرب ساکنان مناطق گرم و خشک فلات مرکزی ایران تامین میشده است. اما اکنون در حدود سه دهه است که به دلایلی چون غیربهداشتی بودن، پیشرفت دانش و پیدایش یخچالهای برقی به جای یخدانهای گلی و کوزههای سفالی، بسیاری از آبانبارهای ایران به ویژه در نواحی کرانه کویر کاربری اصلی خود را از دست دادهاند و در پهندشت کویر تنها چند آبانبار بیابانی و میان راهی در مسیر یزد به مشهد و یزد به ابرقو کماکان استفاده میشود.
آبانبارها و بادگیرهای یزد یادگار دوران پرشکوه هنر معماری این سرزمین هستند. یزدیها خنکای آب و نسیم روحبخش را در آفتاب سوزان کویر از یاد نبردهاند اما بعضی از این سازههای یزد در بیتوجهی به زبالهدان تبدیل شدهاند. آب انبار از سازههای حیاتی کویر است که تا قبل از توسعه شبکه لولهکشی آب از طریق این سازه و قناتها، آب شرب ساکنان مناطق گرم و خشک فلات مرکزی ایران تامین میشده است. اما اکنون در حدود سه دهه است که به دلایلی چون غیربهداشتی بودن، پیشرفت دانش و پیدایش یخچالهای برقی به جای یخدانهای گلی و کوزههای سفالی، بسیاری از آبانبارهای ایران به ویژه در نواحی کرانه کویر کاربری اصلی خود را از دست دادهاند و در پهندشت کویر تنها چند آبانبار بیابانی و میان راهی در مسیر یزد به مشهد و یزد به ابرقو کماکان استفاده میشود.
عملیات و محل ترور شهید فخریزاده پیشبینی شده بود
دبیر شورای عالی امنیت ملی:
عملیات و محل ترور شهید فخریزاده پیشبینی شده بود
دبیر شورایعالی امنیت ملی با اشاره به ترور شهید فخریزاده گفت: دستگاهها و سیستمهای اطلاعاتی به این اطلاع رسیدند که ایشان هدف است و در همین نقطهای که ایشان به شهادت رسید، قرار است اقدامی علیه ایشان صورت بگیرد، تمهیدات ایمنی لازم هم در ارتباط با حفاظت ایشان صورت گرفت، اما اینبار دشمن از سبک و شیوهای کاملا حرفهای، تخصصی و جدید استفاده کرد و متاسفانه موفق شد.
به گزارش ایسنا، امیر دریابان علی شمخانی دبیر شورایعالی امنیت ملی در حاشیه مراسم تدفین شهید محسن فخریزاده در امامزاده صالح (ع) تهران با بیان اینکه «به غمناک و غصه دار شدن ملت ایران نسبت به از دست دادن چنین فرد صالح، توانمند و موثری سر تعظیم فرود میآورم و متعهد شوم که ما اشک غم را از چشمان مردم پاک کنیم» اظهار کرد: ۲۰ سال است که شهید فخری زاده را میشناسم و در جریان جزئیات فعالیتهای او بودم؛ او به معنای واقعی کلمه فردی بی بدیل بود.
او افزود: شهید فخریزاده در حوزه فناوری صاحب سبک، خلاق و مبتکر بود و همیشه محل خدمت او نوک پیکان خدمت به ملت ایران بود؛ در حاشیه نبود اما گمنام بود. خدمات شهید مهندس هستهای سردار فخری زاده قابل بیان نیست؛ همینقدر بگویم که دشمن ۲۰ سال به دنبال به شهادت رساندن ایشان بود، اما تا به حال ناکام بود.
دبیر شورایعالی امنیت ملی گفت: این بار هم سیستمهای اطلاعاتی کشور با دقت احتمال بروز حادثه برای ایشان و محل بروز احتمالی حادثه را پیشبینی کرده بودند، اما به دلیل تواتر اخبار در طول این ۲۰ سال متاسفانه جدیت مورد نیاز اعمال نشد و این بار آنها موفق شدند، و اگر نه عملیاتهای ناکام فراوانی داشتند. دریابان شمخانی افزود: دستگاهها و سیستمهای اطلاعاتی به این اطلاع رسیدند که ایشان هدف است و در همین نقطهای که ایشان به شهادت رسید، قرار است اقدامی علیه ایشان صورت بگیرد، تمهیدات امینی لازم هم در ارتباط با حفاظت ایشان صورت گرفت، اما اینبار دشمن از سبک و شیوهای کاملا حرفهای، تخصصی و جدید استفاده کرد و متاسفانه موفق شد. او خاطر نشان کرد: از دیدگاه من او یک دانشمند هستهای بی بدیل است؛ بسیار هستند کسانی که با سو تفاهم میتوان گفت دانشمند هسته ای هستند اما شهید فخری زاده دانشمند هستهای بود.
به جای تصفیه فاضلاب تونل زدند
تجریشی، معاون محیط زیست انسانی سازمان حفاظت محیط زیست: باید آنقدر نامهنگاری میکردیم که قبل از اینکه پروژه به بهرهبرداری برسد جلوی آن را بگیریم، این اشتباه ما بود.
مرضیه قاضی زاده | لقمه را دور سر چرخاندند. گفتند فاضلاب وارد آب میشود و آب آلوده است. همین شد که تصمیم گرفتند آب را از 25 کیلومتر بالاتر بردارند، درست از پشت سد کرج. مجریان طرح انتقال آب کرج به تهران، چراغ خاموش پیش رفتند و تا مدتها حتی محلیها متوجه اجرای تونل انتقال آب نشدند. قرار بود فکری هم برای تصفیه فاضلاب رستورانها و مراکز خدماتی اطراف بکنند، اما نکردند.
تونل انتقال آب از سد کرج به تهران نه طرح ارزیابی دارد، نه مجوز محیطزیست. 15سال پیش هم به هیچ کدام این مسائل توجه نشد. پیش از این حسین محمدی، رئیس کمیسیون محیطزیست شورای شهر کرج در گفتوگو با «پیام ما» گفته بود که در سازمان محیطزیست البرز هیچ مجوزی دال بر اینکه این پروژه ارزیابی محیطزیستی شده و یا مجوز گرفته وجود ندارد.
حمید جلالوندی، مدیرکل دفتر ارزیابی اثرات زیست محیطی سازمان حفاظت محیطزیست درباره اینکه این تونل مجوز گرفته یا نه، هیچ اطلاعی ندارد و «پیام ما» میگوید که حتی داشتن طرح ارزیابی هم برای این پروژه مهم نیست: «تونل انتقال آب از سد امیر کبیر برای تهران نیاز به ارزیابی زیست محیطی ندارد. طبق قانون فقط پروژههای انتقال آب بین حوضهای مشمول طرح ارزیابی زیست محیطی هستند.» به گفته او این تونل اگرچه مشمول ارزیابی نیست اما باید مجوز محیطزیست را برای اجرا میگرفت.
پروژه قدیمی بود، ارزیابی نشد
رئیس کمیسیون محیطزیست شورای شهر کرج، حرفهای مدیرکل دفتر ارزیابی اثرات زیست محیطی را رد میکند. او میگوید: «این پروژه شاید از نظر مقررات و آنچه مصوبه دولت است، مشمول ارزیابی زیست محیطی نباشد و در تعریف انتقال آب بین حوضهای نگنجد اما به قدری مهم و ارزشمند بوده که باید ارزیابی میشده چرا که در منطقه حفاظت شده اجرا شده است.» اشاره مستقیم او به آثار و پیامدهای محیطزیستی این طرح است؛ خشکی رودخانه و آلودگی آب. «مجری طرح باید از محیطزیست اجازه میگرفت و مطمئنا محیطزیست هم باید یک مطالعات ارزیابی انجام میداد. پروژهای با این عظمت و آثار و پیامدهای محیطزیستی اگر گزارش ارزیابی نمیخواست، دست کم گزارش اجمالی میخواست.»
پر واضح است که هیچ اطلاعاتی در خصوص تونل انتقال آب از سد کرج در سازمان محیطزیست موجود نیست. مدیر کل محیطزیست البرز در این خصوص حاضر به مصاحبه نیست و معتقد است که مقامات بالاتر باید پاسخگو باشند.
سرانجام مسعود تجریشی، معاون محیطزیست انسانی سازمان محیطزیست در گفت وگو با «پیام ما»، مجوز نداشتن این تونل را تایید میکند. تجریشی به «پیام ما» میگوید: «من با آقای حکیمی صحبت کردم، ایشان هم مستنداتی نداشت. در سیستم ما هم که بررسی کردند، گفتند اصلا چیزی درتهران نیست؛ چرا که این تونل از پروژههای مشمول ارزیابی نبوده است.» او میگوید ده سال پیش خیلی از پروژهها مشمول ارزیابی محیطزیست نشدهاند: «ما خیلی از پروژهها را از ده سال پیش گفتیم که مشمول ارزیابی میشود؛ یعنی اگر پروژه قدیمی باشد اصلا مشمول ارزیابی هم نبوده است.»
کوتاهی محیطزیست عامل اجرای پروژه بود
تجریشی کوتاهی سازمان محیطزیست در خصوص این پروژه را میپذیرد: «ما به عنوان سازمان محیطزیست باید اینقدر نامهنگاری میکردیم که قبل از اینکه پروژه به بهرهبرداری برسد نگذاریم این اتفاق بیفتد. این اشتباه ما بوده است. هیچ کس به فکر نسل بعدی در کشور نیست و همه به فکر اکنون هستند. میخواهند مسائل روز خودشان حل شود. بنابراین نگاه نمیکنند که نسل بعدی چه میشود.»
حفر تونل انتقال آب از سد کرج از سال 84 آغاز شد. با این حال تا 6 سال بعد از آن محیطزیست هیچ اقدامی در این رابطه نکرده است. سال 92 بحثهایی صرفا درباره میزان حقابه محیطزیستی مطرح شد. محمدی که آن زمان مدیرکل محیطزیست استان البرز بوده درباره پیگیریهایش میگوید: «قبل از زمان مدیرکلی بنده این پروژه اجرا شده بود. آن زمان ما به حقابه محیطزیستی که وزارت نیرو در نظر گرفته بود اعتراض کردیم. یعنی من در سازمان محیطزیست، استاندار وقت و خانم ابتکار پیگیر این موضوع شدیم و جلساتی را با وزارت نیرو در سازمان محیطزیست برگزار کردیم و قرار شد تا مطالعاتی را دانشگاه تهران در این خصوص انجام دهد.» مطالعات دانشگاه تهران 183 میلیون متر مکعب را برای حقابه محیطزیست در نظر گرفت، دقیقا سه برابر آب تخصیص داده شده از سمت وزارت نیرو. حقابهای که تاکنون تخصیص پیدا نکرده است. از سال 93 به بعد هم هیچ گونه مستنداتی درباره پیگیریهای محیطزیست وجود ندارد. معاون محیطزیست انسانی سازمان حفاظت محیطزیست میگوید: «دانشگاه تهران مشاوری بوده که عدد را مشخص کرده، ولی وزارت نیرو و سازمان محیطزیست هیچ وقت عدد را نهایی نکردند. باید دو طرف روی این عدد به توافق برسند. ما باید پیگیری میکردیم و روی همان عدد 183 حداقل ده نامه به وزیر و آقای رییس جمهور میزدیم، ولی این کار را نکردیم.»
تاکید اصلی او بر گرفتن حقابه محیطزیستی است. «مطمئنا وزارت نیرو به بهانه اینکه آب شرب مهم است و شهر تهران باید آب داشته باشد تا چمن را آبیاری کند و مردم خیابان بشویند. میخواهد آب را منتقل کند. وزارت نیرو حاضر نیست که فشار بیاورد تا مردم مدیریت مصرف آب را داشته باشند و این نیاز زیست محیطی را بدهد.» او ادامه میدهد: «اداره کل ما در البرز باید پیگیری کند و به مردم بگوید که در پاییندست نیاز آبی وجود دارد و مردم شهر تهران دارند آب مردم کرج را میبرند.» معاون محیطزیست انسانی وعده میدهد تا در هفتههای بعدی این موضوع با جدیت از سمت سازمان حفاظت محیطزیست پیگیری شود.
تصفیه فاضلاب
به سرانجام نرسید
هشت سال است که کار احداث تونل به اتمام رسیده. دلیل فاصله زمانی تا برداشت آب، آماده نبودن تصفیه خانهای بود که حالا آماده شده است. این بار بحث اصلی فعالان محیطزیستی بر فاصله 25 کیلومتری سد کرج تا بیلقان است. دو طرف این فاصله 25 کیلومتری پر است از رستورانها و مراکز خدماتی و گردشگری. در پاییندست سد اقتصاد مردم بر پایه کشاورزی است. اما آبی که وزارت نیرو تخصیص داده تنها 64 میلیون متر مکعب است. دو نکته در این خصوص وجود دارد؛ اول تامین نشدن نیاز آبی مردم پایین دست و دوم ورود فاضلاب روستایی به رودخانه. رودخانهای که بعد از این آب کمتری در آن جریان دارد و همین امر غلظت آلایندگیها را چند برابر میکند.
ورود پساب به رودخانه از همان دو دهه پیش مسئلهساز بود. تجریشی میگوید: «چندین بار اتفاق افتاده بوده که در آب رودخانه کرج از فاصله رهاسازی سد کرج تا بندی که به سمت تهران میآورده، نفت و فاضلاب دیده شود. همین مسئله عامل اصلی اجرای طرح انتقال آب از پشت سد بوده است.»
پیش از این سعید توکلی، مشاور کمیسیون محیطزیست شورای شهر کرج به «پیام ما» گفته بود که فقط تعدادی محدودی از رستورانها و مراکز این منطقه به سیستم تصفیه فاضلاب وصل شدهاند.
شرکت مهندسی وابسته به دانشگاه امیر کبیر از چند سال پیش طرح جمعآوری فاضلاب تمام مجتمعهای خدماتی جاده چالوس را به صورت سیستماتیک کلید زد. طبق قانون واحدهای بزرگ و رستورانها مستقر در منطقه ملزم به نصب سیستم تصفیه فاضلاب شدند. رستورانهای کوچک هم قرار بود تا وقتی تانکرشان پر میشود فاضلابشان را با تانکر منتقل کنند. این طرحهایی هیچکدام به مرحله اجرا نرسید.
به گفته توکلی فقط چند رستوران منطقه این الزامات را رعایت کردند و بخش زیادی از روستاها نیز به سیستم تصفیه فاضلاب مجهز نشدهاند :« 15 سال پیش قرار بود روستاها به سیستم تصفیه مجهز شوند. فاضلاب چهار، پنج روستای بزرگ هم به تصفیه مجهز شد اما طرح به مشکل مالی خورد و متوقف شد.»
گرمایش زمین و تغییر اقلیم، پاندمی جهانی است
گرمایش زمین و تغییر اقلیم، پاندمی جهانی است
کلیماتون یکی از مهمترین رویدادهای محیط زیست شهری است که همه ساله در بیش از 100 شهر دنیا برگزار میشود. شهروندان تمام شهرهای دنیا در این رویداد به صورت داوطلبانه طرحها و ایدههایی برای زیست پذیر کردن شهرها مطرح میکنند. امسال ایران با پیوستن به این رویداد تلاش کرده تا بتواند ایدههای تحول آفرین برای کاهش گازهای گلخانهای، سازگاری و تابآوری شهری در مواجهه با تغییرات اقلیمی را از علاقهمندان دریافت کرده و راهحلی محلی برای این پدیده جهانی پیدا کند.
افزایش تاب آوری شهری
همایش افتتاحیه کلیماتون روز گذشته به صورت مجازی برگزار شد. همایشی که با همکاری دستگاههایی چون محیط زیست، شهرداری تهران و ستاد توان افزایی شورای شهر تهران برگزار شده و قرار است متقاضیان ایدههای خود را در اینباره بیان کنند. در ابتدای مراسم، پیروز حناچی، شهردار تهران با بیان اینکه تغییر اقلیم، مهمترین معضل محیط زیست شهری در سالهای اخیر است، گفت: «تا سال ۲۰۵۰ چیزی حدود ۶۸ درصد جمعیت جهان در مناطق شهری زندگی میکنند و نمیتوان مدیریت شهری را بدون توجه به این معضل پیش برد. ابعاد هشدار دهنده اجتماعی، اقتصادی راجع این تغییر اقلیم تا حدودی ابعاد امنیتی هم پیدا کرده است که ناشی از توسعه لجام گسیخته یک قرن اخیر، بارگذاری بیش از حد در شهرها، انتشار آلودگیهای محیطزیست همچون آلودگی آب خاک و هوا، که پایداری حیات شهرها را تحت تأثیر خود قرار داده است.» شهردار تهران معتقد است که توجه به به تابآوری در مقابل تغییر اقلیم و افزایش ظرفیت انطباق شهرها با این پدیده را از جمله مهمترین ابعاد مدیریت شهری دانست و ایجاد شدن جزایر گرمایی در پایتخت را از نشانههای تغییر اقلیم عنوان کرد. حناچی برنامههای شهرداری برای مبارزه با تغییر اقلیم را هم در چند اقدام خلاصه کرد و گفت: «شهرداری تهران با کاهش پسماند، توسعه فضای سبز، نوسازی حمل و نقل عمومی، به دنبال کاهش اثرات تغییر اقلیمی در تهران است.»
گرمایش زمین، کرونای محیط زیست
شینا انصاری، مدیر کل محیطزیست و توسعه پایدار شهرداری تهران در این رویداد، گرمایش زمین را پدیده جهانی مانند کرونا عنوان کرد و گفت: «گرمایش زمین و تغییر اقلیمی چالش بزرگتری را پیشروی بشریت قرار داده است، مسئلهای که مشابه کرونا یک مسئله جهانی است اما بهواسطه عوارض تدریجی و بلندمدت آن در مقایسه با تأثیرات سریع بیماری کرونا تبعات و پیامدهای آن همچنان از سوی بخش اعظمی از سیاستگذاران و شهروندان نادیده گرفته میشود و این غفلت میتواند بقای انسان را در سطح زمین تحت تاثیر قرار دهد.»
انصاری، حرکت در مسیر شهرهای تابآور و سازگار با موضوع تغییر اقلیم را از مهمترین و محوری ترین موضوعات محیطزیست شهری در جهان امروز عنوان کرد و گفت: کاهش خودرو محوری، حملونقل شهری، کاهش مصرف سوختهای فسیلی و جایگزینی انرژیهای تجدیدپذیر، تقویت اقتصاد چرخشی و جلب مشارکت فراگیر شهروندان از مهمترین مولفههای تسریع در حرکت در مسیر شهر پایدار است. حملونقل پاک و بهبود کیفیت هوا، کاهش پسماند، مدیریت انرژی و استفاده از انرژیهای پاک و تجدیدپذیر، مصرف بهینه آب و بازچرخانی پساب و مدیریت مصرف آب در ساختمانهای سبز این محورها هستند همچنین چهار رویکرد اصلی این برنامه هوشمندسازی و توسعه فناوریها، ترویج سبک زندگی پایدار و ارتقای مشارکت اجتماعی، نقش زنان و جوانان در مقابله با پدیده تغییر اقلیم و شرایط حین کرونا و پساکرونا با توجه به شرایط موجود پاندمی جهانی است.»
مصرف بیشتر منابع، آسیب پذیری شهر را افزایش میدهد
در ادامه این رویداد، مسعود تجریشی، معاون محیط زیست انسانی سازمان حفاطت محیط زیست از ضرورت بهرهگیری از دانش و ایدههای نوین در مقابله با تغییرات اقلیمی و افزایش تابآوری شهری گفت: «باید با بهرهگیری از دانش و ایدههای نوین و با در نظرگرفتن یک الگوی مصرف مناسب و ارائه راهبردهای افزایش تابآوری شهرها به شهرداریها، از آسیب پذیری شهرها در مقابله با حوادث به ویژه تغییر اقلیم بکاهیم تا در آینده شاهد بهبود کیفیت محیط زیست شهرها باشیم.» تجریشی در ادامه به مفهوم تغییر اقلیم که این روزها در ادبیات جهانی خودنمایی میکند، پرداخت و تاکید کرد: «بیش از دو دهه در ادبیات جهانی و در مجامع بین المللی به موضوع تغییر اقلیم اشاره شده است ولی اکنون میبینیم که مردم آن را در زندگی روزمره به خوبی حس میکنند. حدود 6 سال پیش یک نظرخواهی در این خصوص در جوامع صورت گرفت که نشان داد بیش از اروپاییها، ایرانیها متوجه رخداد تغییر اقلیم شدهاند.» او در ادامه به افزایش دما در شهر تهران و نیاز به آب اشاره کرد و گفت: «هرچه دما افزایش یابد نیاز به آب نیز افزایش پیدا میکند و چون با کمبود آب مواجه هستیم به سراغ آبهای سطحی و زیرزمینی میرویم که برداشت از این منابع، باعث خشک شدن تالابها، افزایش گردوغبار و نشست زمین را به دنبال دارد. مانند اطراف تهران که زمین حدود 35 سانتی متر نشست کرده است.» تجریشی در پایان با اشاره به این مساله که مصرف بیشتر منابع آسیب پذیری شهرها افزایش پیدا میکند، یکی از راه حلها را برگزاری رویدادهایی برای خلق و جذب ایدههای نوین مطرح کرد.
نقش خلاقیت در پایداری اقتصادی شهرها
زهرا صدر اعظم نوری، رییس کمیسیون سلامت و محیطزیست و خدمات شهری شورای شهر تهران، نیز در ادامه از ضرورت خلاقیت و نوآوری برای اجرای پروژههای محیط زیستی گفت و تاکید کرد: «در دنیا خلاقیت، نوآوری و انعطاف پذیری حرف اول را در حیات پایدار اقصادی و زیستی شهرها میزند. همین نیاز باعث شده است تا شهرها در طول تاریخ، به عنوان یک محرک اساسی برای تجدید و نوآوری علمی، فناوری، فرهنگی و اجتماعی به شمار آیند تا جایی که از قرن بیست و یکم با عبارت «قرن شهرها» یاد شود.» او در ادامه از اهمیت، کلیماتون برای مقابله با چالشهای محیط زیستی در شهرها گفت و تاکید کرد: «دو سوم جمعیت جهان در شهرها سکونت و به کار و فعالیت اشتغال دارند، توجه به برنامههایی نظیر کلیماتون که با همبستگی جهانی، مقابله با چالشهای محیط زیستی را فراتر از سطوح محلی و در مقیاس بینالمللی مورد توجه قرار میدهد و به دنبال کشف راهکارهای خلاقانه برای بهرهمند از حداکثر ظرفیتهای بومی در نقاط مختلف جهان است، بسیار حائز اهمیت است.» نوری همچنین یکی از برنامههای رویداد کلیماتون که کاهش میزان انتشار کربن به صفر تا سال 2030 است، اشاره کرد و گفت: «برگزاری این رویداد به صورت مجازی در شهر تهران، به نوبه خود، تجربهای برای کاهش انتشار کربن و ردپای اکولوژیک شهرها محسوب میشود، از طرف دیگر کلیماتون، با ارایه ایدههای مبتکرانه در سطح محلی، شهرها را در اتحاد جهانی و فعالیتهای بهتر و هماهنگتر برای یافتن پاسخهایی به چالشهای آب و هوایی و ایدههای مشترک کمک میکند. امسال، صدها شهر و هزاران شرکت کننده از سراسر جهان به صورت آنلاین به مناسبت روز جهانی اقلیم هماهنگ میشوند تا مانند سالهای گذشته در راستای آگاهی از وضعیت آب و هوا، تغییر در شرایط موجود و تجسم مجدد آینده جامعه انسانی و فعالیتهای اقتصادی، ایدهها و طرحهای خلاقانه را مطرح نمایند. نباید فراموش کنیم که این رویداد صرفا با هدف ایده پردازی نیست بلکه یک روش عالی برای به اشتراک گذاشتن چالشهای فعلی شهر با یک جامعه گسترده و مبتکر است»
قول مساعد شورای شهر برای پیگیری ایدهها
در ادامه مراسم، حجت نظری، رییس ستاد توان افزایی و حمایت از سازمانهای مردم نهاد شهر تهران هم قولی به شرکت کنندگان داد: «بهعنوان عضوی از شورای پنجم شهر تهران این قول را به شرکتکنندگان رویداد کلیماتون 2020 تهران میدهم اگر ایدهها و طرحهایی برتر این رخداد محیطزیستی درزمینهای نیاز به مصوبه شورای شهر تهران را داشته باشد، مسیر برای این مصوبه فراهم شود.» او با اشاره به اینکه در سه سال گذشته تلاش شده تا در ستاد سمنها راهکارهایی برای حضور اثرگذارتر ان جی اوها برای طراحی ایدهها فراهم شود، گفت: «یکی از تلاشهای ما در ستاد توانافزایی سازمانهای مردمنهاد پیگیری انتصاب جوانان در حوزهها و بخشهای مختلف مدیریت شهری بوده تا با ورود این نیروهای تازهنفس و جوان نظرات و ایدههای نوین به شهرداری تهران وارد شود.» نظری البته خواستهای هم از سازمان محیط زیست شهرداری تهران داشت: «امسال کلیماتون در 5 حوزه برگزار میشود که امیدواریم اداره کل محیطزیست پس از برگزاری این رویداد ایدهها و طرحها را پیگیری کند تا ایدههای برتر به نتیجه نهایی دست یابند.»
واگذاری بهرهبرداری از مقبره صور اسرافیل
واگذاری بهرهبرداری از مقبره صور اسرافیل
مقبره شهدای مشروطه به انجمن روزنامهنگاران تهران سپرده شد.
اعضای شورای اسلامی شهر تهران، یک فوریت طرح الزام شهرداری تهران به واگذاری حق بهرهبرداری از مقبره صور اسرافیل به انجمن روزنامهنگاران تهران و مشارکت در بازسازی آن را تصویب کردند.
به گزارش ایرنا، اعضای شورای اسلامی شهر تهران در دویست و پنجاه و یکمین جلسه خود، یک فوریت طرح الزام شهرداری تهران به واگذاری حق بهرهبرداری از مقبره صور اسرافیل به انجمن روزنامهنگاران تهران را در دستور کار قرار دادند.
محمدجواد حقشناس، طراح این طرح گفت: «یکی از موضوعاتی که طی سالهای اخیر توسط اعضای شورای شهر مدام پیگیری میشود، ساماندهی مکانی به نام شهدای مشروطه در کنار بیمارستان لقمان است.»
او ادامه داد: «در زمان استبداد صغیر تعدادی از چهرههای معروف مشروطه در باغ شاه زندانی، شکنجه و نهایتاً به دار آویخته میشوند که صوراسرافیل که پدر روزنامهنگاری نوین ایران و نماد رسانه مشروطه است نیز در آنجا شهید میشود اما متاسفانه جسدش در قبرستان شهر دفن نشده و به بدترین شکل در بیرون از شهر دفن میشود.»
به گفته حقشناس شهرداری تهران در راستای ساماندهی مقبره شهدای مشروطه اقدامات لازم را انجام داده و حتی دو واحد مجاور را نیز تملک کرده است.
او تاکید کرد: «این طرح در راستای تکریم شهدای رسانه با هماهنگی سازمان زیباسازی و شهرداری منطقه ۱۱ تقدیم شورا شد.»
همچنین محمدرضا جوادییگانه، معاون شهردار تهران در این جلسه موافقت خود را با کلیات این طرح اعلام کرد و گفت: «این طرح در مورد واگذاری حق بهرهبرداری است که براساس بند شش ماده ۵۵ شورای شهر نمیتواند تقاضای واگذاری کند بلکه تقاضا باید از سوی شهرداری تهران باشد.»
اعضای شورای اسلامی شهر تهران در نهایت با ۱۴ رای این طرح را تصویب و شهرداری تهران را به ارائه لایحه در خصوص آن ملزم کردند.
میرزا جهانگیرخان شیرازی روزنامهنگار آزادیخواه و فعال سیاسی عصر مشروطیت به شمار میرود که مدیریت روزنامه صوراسرافیل، یکی از مؤثرترین نشریات آن دوره را بر عهده داشت. او با انتشار این روزنامه فریاد آزادیخواهی قشر محروم و روستاییان شد و در جریان به توپ بستن مجلس شورای ملی جان خود را در این راه از دست داد. مقبره جهانگیر خان صور اسرافیل در کنار بیمارستان لقمان تهران قرار دارد و از سوی سازمان زیباسازی شهرداری در حال مرمت است.
ظرفیت ۱۰ میلیارد دلاری اقتصاد زباله
مدیر کل دفتر پسماند سازمان محیط زیست از غفلت در مدیریت پسماند میگوید:
ظرفیت ۱۰ میلیارد دلاری اقتصاد زباله
از 2 و نیم میلیارد دلار سهم بازار پسماند تنها 500 میلیون دلار وارد اقتصاد رسمی میشود.
فرزانه قبادی | موضوع مدیریت پسماند در کشوری که بر اساس آمارها تولید پسماند در آن سه برابر استاندارد جهانی است، یکی از ضروریترین امور است. اما این امر آنقدر در سیستمهای پیچیده مدیریت شهری گرفتار شده که نه تنها به درستی به آن توجه نمیشود، بلکه ظرفیتهای اقتصادی این حوزه هم در میان سوءمدیریتها و سوء استفادهها نادیده گرفته میشود و این میان فقط عدهای خاص از بازار بیسامان پسماند بهره اقتصادی کلان میبرند. آمارهای رسمی نشان میدهد که ایران در حوزه مدیریت پسماند از بین 133 کشور دنیا رتبه 97 را دارد. در حالی که پسماند در دنیای امروز یکی از ظرفیتهای بالقوه اقتصادی است که دولتها برای آن برنامهریزی ویژه دارند.
یکی از تبعات رشد شهرنشینی و بالا رفتن کیفیت و استانداردهای زندگی انسانها در قرن اخیر، افزایش تولید پسماند است. یکی از وظایفی که به نهادهایی مانند شهرداری و دهیاری که امورات مربوط به شهر و روستا را مدیریت میکنند، محول شده، سامان بخشیدن به پسماندهای تولید شده در سطح شهر است. با تغییراتی که در سبک زندگی شهرنشینی ایجاد شده، میزان تولید پسماند هم افزایش پیدا کرده و نیاز به اندیشیدن تدبیری برای مدیریت آن بیش از گذشته احساس میشود. در دنیای امروز دانش به یاری مدیران شهری آمده و پسماند را تبدیل به کالایی اقتصادی کرده است. آمارهای غیررسمی نشان میدهد تنها در تهران پسماند خشک تولید شده در یک روز توسط پایتختنشینان بیش از 2 میلیارد تومان ارزش اقتصادی دارد. این در حالی است که سودجویی هایی در این حوزه، تمام عایدات حاصل از این حوزه را به جیب عده ای خاص روانه میکند و اینجاست که باز موضوع مدیریت پسماند اهمیت پیدا میکند.
حسن پسندیده، مدیرکل دفتر پسماند سازمان حفاظت محیط زیست در گفتوگو با «پیامما» میگوید: «یکی از مشکلات محیطزیست کشور ما مسئله مدیریت نادرست انواع پسماندهای شهری، خانگی، صنعتی و بیمارستانی و خطرناک است که باعث آلودگیهای محیطزیست و تاثیر منفی بر کیفیت و کمیت منابع زیستی مثل منابع آب، خاک و هوا شده است. در بسیاری از موارد این امر با تنشهای اجتماعی و منطقهای همراه شده است. با وجود موفقیتهای مختلف کشور در زمینه علمی، فناوری و هوافضا، نانو، پزشکی و کشاورزی، در زمینه مدیریت پسماند -که مسئله پیچیدهای هم نیست- در بخشهای مختلف با چالشهای مهم و جدی محیطزیستی مواجه هستیم.»
چالشهایی که در حوزه پسماند در ایران وجود دارد تنها محدود به حوزه محیط زیست نیست، بلکه در بعضی موارد نبود مدیریت صحیح میتواند حتی با تکیه بر قانون به وقوع تخلفاتی منجر شود. به طور مثال در تبصره هفت قانون مدیریت پسماندها مصوب سال 1383 آمده است: «مدیریتهای اجرایی میتوانند تمام یا بخشی از عملیات مربوط بهجمعآوری، جداسازی و دفع پسماندها را به اشخاص حقیقی و حقوقی واگذار کنند» و شهرداری با تکیه بر این تبصره اقدام به واگذاری این امر به پیمانکاران کرده و زمینه بروز تخلفات بزرگی را در زمینه پسماند فراهم میکند. پسندیده در خصوص بندهای قانونی مربوطه میگوید: «با توجه به چالشهای عدیده محیط زیستی ناشی از پسماندها در دهههای پیش، موضوع تدوین قوانین اختصاصی برای ساماندهی مدیریت پسماندها مورد توجه قرار گرفت. برای اولین بار در قانون شهرداریها بود که در سال 1348 شهرداریها موظف شدند مکانهای مجازی را برای دفع پسماندها تعیین کنند و آنها را به اطلاع عموم برسانند. این تنها ماده قانونی اختصاصی بود که مربوط به چند دهه گذشته است. اما در ادامه به لحاظ مسائل و معضلات محیط زیستی جدی ناشی از پسماندها به طور مشخص اولین قانونی که به طور اختصاصی به موضوع مدیریت پسماند پرداخت قانون مدیریت پسماند مصوب سال 1383 مجلس شورای اسلامی است که حدود 15 سال از تصویب آن میگذرد. هر چند در کشور ما قوانین و مقرراتی برای مدیریت پسماندها وجود دارد با این حال به دلایل مختلفی مثل نبود ساختارهای مناسب اجرایی و عملیاتی در سازمانها و دستگاههای دست اندرکار یا نبود اراده جدی در متولیان امر و در اولویت نبودن پسماندها نسبت به سایر امور یا خلاهای قانونی موجود و ضمانت اجرایی که ممکن است در اجرای برخی مقررات وجود نداشته باشد با چالشهایی که ما با آنها مواجه هستیم، باعث تهدید منابع زیستی شده و شاهدیم که پسماند آنطور که باید و شاید به نحو صحیح مدیریت نمیشود.»
به گفته پسندیده در حالی که کشورهای توسعه یافته حدود 70 درصد زباله بازیافت میشود، در ایران طبق برآوردها این رقم بین ده تا پانزده درصد است و این نشان میدهد که ما در خوان اول که تفکیک از مبدا است، ماندهایم. مدیر کل دفتر پسماند سازمان محیطزیست میگوید: «کشورهای توسعهیافته فرایند مبتنی بر مدیریت پسماند را با ترکیبی از بازیافت، تولید کمپوست، تولید انرژی در دستور کار خود قرار دادهاند و از این بخش علاوه بر حفظ محیط زیست، درآمدهای مالی خوبی را هم کسب میکنند. اگر بخواهیم مقایسهای در رابطه با روشهای پردازش پسماند در ایران و خاورمیانه و جهان داشته باشیم، بررسیها نشان میدهد که در ایران حدود 70 درصد از روشهای مدیریت پسماند، تلنباری و دفن غیربهداشتی است. در شاخص عملکرد محیط زیست که مربوط به سال 2020 است، کشور ما از لحاظ مدیریت پسماند از بین 133 کشور در رتبه 97 قرار دارد و این نشان میدهد ما در زمینه مدیریت پسماند به فراهم کردن زیرساختهای مناسب نیاز داریم. پسماند امروز دیگر یک کالای بیارزش نیست. مدیریت پسماند و بازیافت آن میتواند اشتغال خوبی ایجاد کند و در کنار آن به حفظ محیطزیست بینجامد. بازیافت پسماندهای ارزشمند به تنهایی میتواند بیش از یک میلیون فرصت شغلی پایدار در سراسر کشور ایجاد کند و سالانه حداقل 10 میلیارد دلار درآمد ایجاد کند.»
گردش مالی قابل توجه پسماند باعث شده در سالهای اخیر انحصار این حوزه در اختیار عده خاصی باشد. مدیریت این موضوع در بخشهایی میتواند منافع کسانی را به خطر بیندازد که سودشان در نابسامانی امر پسماند در کشور است. پسندیده در خصوص گردش مالی پسماند در کشور میگوید: «در حال حاضر سهم بازار پسماند به طور سالانه حدود 2 و نیم میلیارد دلار برآورد میشود. که از این میزان فقط حدود 500 میلیون دلار به اقتصاد رسمی ما وارد میشود و مابقی به روشهای نامعلومی از جریان اقتصادی خارج میشود. بنابراین این اهمیت مسئله توجه به ارزشهای اقتصادی بالایی است که پسماندها میتوانند داشته باشند تا بتوانیم اینها را به طریق صحیح مدیریت کنیم.»
یکی از راههای مدیریت پسماند در کشور ایجاد بورس پسماند است که بارها از سوی فعالان و مسئولان محیط زیست مورد تاکید قرار گرفته اما هنوز به مرحله اجرا و عمل نرسیده است. درباره این موضوع پسندیده معتقد است: «بورس پسماند کار خوبی است به شرط آنکه در بدو امر زیر ساختهای مناسب برای آن ایجاد کنیم و سازمانها و متولیانی که در این زمینه مسئولیت مستقیم دارند با هم هماهنگ شوند و سیستمهای نرمافزاری و سختافزاری که برای مدیریت صحیح این بازار میتواند وجود داشته باشد به نحو مطلوبی فعال کنیم تا به هدف اصلی یعنی توجه به اهمیت اقتصادی پسماندها، برسیم. در خصوص بورس پسماندها باید بخشهای اقتصادی در حوزه مدیریت و بازیافت فعال شوند. این امر در کشور ما پدیده جدیدی است. اتاق بازرگانی، تشکلهای بخش خصوصی و نیز اتحادیههای بازیافت به تازگی در این زمینه فعال شدهاند و هماهنگی خوبی هم در حال شکلگرفتن است.»
طبیعت گردی به جای قطع درخت
مدیرکل حفاظت محیط زیست استان مرکزی از جمعآوری لاشه ۴۰۱ پرنده مهاجر خبر داد که بر اثر ابتلا به آنفلوانزای فوق حاد پرندگان تلف شدهاند. این تعداد لاشه از جمعه هفته گذشته و به دنبال شیوع این بیماری از تالاب میقان اراک جمع آوری شده است و همزمان شیوع بیماری در مناطق تالابی دو استان دیگر تایید شده است.
رضا میرزایی درباره این خبر به ایرنا گفت: «تیمهای محیطزیست به صورت مستمر تمام منابع آبی و سایر مناطق تحت حفاظت استان را در خصوص این بیماری رصد میکنند.» به گفته او تاکنون به جز منطقه تالاب میقان، موردی از آنفلوآنزای فوق حاد پرندگان در استان مرکزی مشاهده نشده است. این تالاب در سال ۹۵ نیز با شیوع گسترده از آنفلوآنزای فوق حاد پرندگان مواجه شد و در آن سال، بیش از ۲ هزار و ۴۰۰ لاشه پرنده از سطح تالاب جمعآوری شد اما در سه سال گذشته موردی از این بیماری در این تالاب مشاهده نشده بود.
مدیرکل حفاظت محیط زیست استان مرکزی در ادامه با بیان اینکه تردد به محوطه تالاب میقان اراک با شیوع این ویروس ممنوع شده و تدابیر لازم نیز در این خصوص اندیشیده شده است، از مردم درخواست کرد که در صورت مشاهده هر نوع پرنده تلف شده به هیچ عنوان به آن دست نزنند و مراتب را برای پیگیری به ادارات محیط زیست و دامپزشکی اطلاع دهند.
بنابر اعلام مدیرکل دامپزشکی استان مرکزی، با وجود تأیید تلفات شماری از پرندگان مهاجر در تالاب میقان اراک به دلیل ابتلاء به آنفلوانزای فوق حاد پرندگان، موردی از این بیماری در بین طیور صنعتی و سنتی، پرنده فروشیها و کشتارگاههای این استان گزارش نشدهاست.
دیروز همچنین رئیس اداره حفاظت محیطزیست مهاباد از کشف یک مرغابی وحشی مشکوک به آنفلوانزای فوق حاد پرندگان خبر داد.
فاروق سخنور به باشگاه خبرنگاران جوان توضیح داد: «ماموران یگان حفاظت محیطزیست در گشت و کنترل مناطق تحت حفاظت این شهرستان لاشه یک قطعه مرغابی وحشی را در کنار رودخانه کشف کردند.»او با اشاره به اینکه بیماری آنفلوانزای فوق حاد پرندگان میتواند از پرنده به انسان نیز سرایت کند، افزود: «لاشه این پرنده که مشکوک به بیماری آنفلوانزا بود برای معاینههای پزشکی و تشخیص علت مرگ به اداره دامپزشکی این شهرستان منتقل شده است.»
جمشید آقازمانی، کارشناس جنگل از حفاظت پایدار طبیعت میگوید
طبیعت گردی به جای قطع درخت
وقتی برنامهریزی و نظارت نداریم و اجازه نمیدهیم گردشگاههای جنگلی ایجاد شود، روند تخریب جنگل تشدید میشود.
فاطمه باباخانی | اگر بهرهبرداری چوب از جنگل را نداشته باشیم چه گزینهای در مقابلش بگذاریم؟ معمولا موافقان طرح تنفس جنگل و مخالفان بهرهبرداری، از اکوتوریسم به عنوان گزینه مکمل نام می برند. البته این گروه مرادشان از اکوتوریسم شیوهای از طبیعتگردی نیست که در حال حاضر در ایران رایج است. اینکه هر کسی در تعطیلات چادر، زیرانداز و سبد غذا و اقسام خوراکیها را در صندوق ماشین بگذارد و به همراه خانواده و دوستان در حاشیه جنگل توقف و چادر را علم کند. پس از آن نوبت به فراهمکردن بساط جوجه برسد و شبنشینی و آتشی که تا صبح گروهی ترجیح میدهند در کنارش به گفتوگو بنشینند. روز بعد هم در بهترین حالت آتش را خاموش و زبالهها را جمع می کنند و به خانه برمیگردند تا تعطیلاتی دیگر. منظور این گروه از اکوتوریسم بهرهبرداری پایدار از این عرصه هاست اما چگونه؟ «جمشید آقازمانی» که نزدیک به نیم قرن در حوزه جنگلها فعالیت کرده و سابقه مدیریت جنگلهای کشور و مدیرکلی جنگلهای خارج از شمال را در کنار فعالیت در پروژه زاگرس در کارنامه خود دارد، در گفتوگو با «پیام ما» درباره موانع توسعه اکوتوریسم در ایران میگوید.
آقای آقازمانی! چطور میتوان بین بهرهبرداری پایدار از جنگلها در قالب اکوتوریسم و حفاظت ارتباط برقرار کرد؟
برای پاسخ به این پرسش باید ببینیم که برای اکوتوریسم چه معنایی قائل هستیم. از نظر من هر نوع بهرهبرداری در قالب گردشگری و تفرج در طبیعت را میتوان اکوتوریسم دانست. برخی دیگر معتقدند اکوتوریسم تنها به تفرج غیرمتمرکز اطلاق میشود و گونههای دیگر گردشگری در طبیعت را نمیتوان جزو این شاخه از توریسم محسوب کرد.ما دو نوع تفرج داریم، یکی متمرکز و دیگری غیرمتمرکز یا گسترده. در تفرج به شکل متمرکز امکاناتی برای پیکنیک و کمپ کردن را در نظر میگیریم و در حالت دوم باید تنها به قدم زدن در طبیعت یا برنامههایی از این دست اکتفا کنیم. طبیعی است که از گردشگری به شکل دوم نمیتوانیم درآمد زیادی به دست آوریم. بنابراین برای اقتصادی بودن این شاخه از توریسم ناچار به ایجاد تغییراتی هستیم تا برای گردشگر انگیزه سفر مهیا شود. البته ممکن است طبیعت یک منطقه از چنان جذابیتی برخوردار باشد که صرف قدم زدن در آن انگیزه برای سفر را ایجاد کند. از نظر من باید هر دو حالت گردشگری متمرکز و گسترده را در عرصههای طبیعی و جنگلی در نظر گرفته و بتوانیم ترکیب مناسبی از آن را شکل دهیم. نمونه آن گردشگاهها و پارکهای جنگلی در کشورهای دیگر است که برای آنها طراحی صورت گرفته و مردم میدانند کجا باید کمپ کنند و برای رفتن به نقاط جاذبه از چه مسیرهایی برای پیادهروی استفاده کنند تا کمترین تخریب داشته باشند. در این عرصهها قرار نیست ساختوسازی صورت گیرد و امکان احداث سازههای گردشگری در منطقه تفرج متمرکز است.
شما از درآمد اکوتوریسم صحبت میکنید و بسیاری از کارشناسان هم بر جایگزینی اکوتوریسم به جای بهرهبرداری چوب به ویژه در جنگلهای شمال تاکید دارند، اما آیا میشود همان درآمد مورد انتظار در بهرهبرداری چوب را از محل این شاخه از توریسم به دست آورد؟
اگر تمام اقداماتی که قرار است برای توسعه اکوتوریسم انجام شود را درست انجام دهیم قطعا درآمد قابل توجهی خواهیم داشت، همانطور که تجربههای جهانی چنین امری را اثبات کرده است. سالهاست که آمریکاییها چنین رویهای را در پیش گرفتهاند و چهارده برابر بیش از بهرهبرداری چوب از جنگل از اکوتوریسم درآمد کسب میکنند. چهارده برابر عدد بزرگی است آن هم برای کشوری مانند آمریکا که در بهرهبرداری هم اصولی عمل میکند. پیشنهاد من همواره این بوده در جنگلهای شمال همزمان که بهرهبرداری چوب متوقف میشود به سمت بهرهبرداری از اکوتوریسم برویم. البته چون رویههای دولتی در ایران به کندی پیش میرود هنوز شاهد اقدامات قابل توجهی نیستیم اما این بدان معنا نیست که اکوتوریسم نمیتواند درآمد حاصله از بهرهبرداری از چوب را داشته باشد.
از دیگر موضوعات مورد اختلاف در اکوتوریسم جایگاه مردم محلی و انتفاع آنها است. گروهی بر مدیریت آنها تاکید دارند و بخش دیگر به سرمایه. شما در کدام طیف قرار میگیرید؟
موضوع جامعه محلی یک شمشیر دو دم در اکوتوریسم است به این معنا که میتواند بازدارنده باشد یا آن را تقویت کند. برای راه افتادن اکوتوریسم در یک منطقه ما باید سرمایهگذار داشته باشیم. اگر جامعه محلی سرمایه داشته باشد آغازگر آن خواهد بود اما اگر به منابع مالی دسترسی نداشته باشد نیازمند حضور یک سرمایهگذار هستیم. در حالت دوم عموما جامعه محلی کارهای مرتبط با نگهداری یا خدمات را به عهده میگیرد یا گروههایی از جامعه محلی شکل گرفته که کار راهنما یا بلد محلی را انجام میدهند. حضور جامعه محلی در اکوتوریسم حالت نمایشی به خود میگیرد، مانند برخی تجربههای جهانی که از نزدیک دیدهام و در یک گشت شاهد حضور جامعه محلی به شکل سنتی خود هستیم . اما زمانی هم حضور مردم محلی به شکل نمایشی نیست. نمونه این امر در ایران به ویژه در زندگی عشایری برجسته است. کوچ کردن با عشایر برای بسیاری از گردشگران به ویژه گردشگران خارجی جذاب است، اینکه بتوانند برای مدتی در فرآیند کوچ حضور داشته باشند و این شیوه از زندگی را تجربه کنند. همچنین گردشگری روستایی و کشاورزی از دیگر اشکال این مدل توریسم است که متاسفانه در کشور ما اتفاق نیفتاده.
چه عاملی باعث میشود این اتفاق نیفتد؟ در حال حاضر ما طرحهای مدیریت توسط سازمان حفاظت محیطزیست را داریم که در آنها زونهای تفرجی در مناطق چهارگانه تحت مدیریت این سازمان مشخص شدهاند. آیا با مشکل ورود سرمایهگذار مواجههستیم یا موانع دیگری بر سر راه است؟
جامعه ما در موضوع گردشگری دو قطبی شده است. گروههایی هستند که مخالف حضور هر شکل از توریسم در عرصههای طبیعی هستند. آنها معتقدند اگر گردشگر وارد طبیعت بشود، جز آنکه شاهد زبالههای رها شده و تخریب باشیم، حاصل دیگری ندارد و نمونهاش هم در ایران کم نیست. در طرف مقابل موافقان توسعه اکوتوریسم عنوان میکنند که برای این کار باید برنامهریزی کرد. آنها میگویند شما نمیتوانید جلوی مردم را برای ورود به این عرصهها به شکل صددرصدی بگیرید. مردم بر اساس نیازهایی که دارند به طبیعت و جنگل میروند اما از آنجا که هیچ جای مشخصی برای کمپ کردن آنها در نظر گرفته نشده و در این زمینه هم آموزش ندیدهاند و راهنمایی هم حضور ندارد که هدایتشان کند، در هر جایی کمپ میکنند. بعضی هم بین این گردشگران انبوه پیدا میشوند که زبالههایشان را رها می کنند. از نظر گروه دوم ما نباید انگشت اتهام را به سمت مردم بگیریم. مقصر ما هستیم که برنامهریزی نمیکنیم و اجازه نمیدهیم گردشگاههای جنگلی ایجاد شود و نتیجه این میشود که بدون هیچ برنامهای روند تخریب تشدید میشود. با توجه به رویکرد گروه دوم،باید نگاهمان را عوض کنیم و به سمتی برویم که اکوتوریسم اصولی داخلی فعال شود. در همین زمینه پروژه زاگرس در سازمان محیط زیست با همراهی برنامه عمران ملل متحد مجموعه برنامههایی را تهیه کرد که مورد پذیرش کارشناسان بینالمللی هم قرار گرفت. سندی هم در این زمینه تصویب شد اما به مرحله اجرا نرسید.
اگر همه چیز مهیاست پس چرا سرمایهگذاری وارد نشده است؟
شاید سرمایهگذار احساس امنیت نمیکند و شاهد حمایت دولتی نیست. از سرمایهگذار باید حمایت شود و دستش بر اساس ضوابط باز باشد ضمن اینکه نظارتها به شکل دقیقی انجام شود. متاسفانه از طرف گروههایی از مردم و دولت نگاه بدبینانهای به سرمایهگذار وجود دارد و از آن طرف هم سرمایهگذار به دولت اطمینان ندارد.
شما از بیاعتمادی گروههایی از مردم که شامل فعالان محیط زیست میشوند سخن میگویید. آیا این موضوع مشابه اقسام پروژههایی که تاکنون شاهد بودیم، به ضعفهای نظارتی برنمیگردد؟
باید نظارت به شکل دقیقی انجام شود. به عنوان مثال طرحی را برای میانکاله با مشارکت متخصصان تصویب کنیم و نظارتی صورت گیرد تا انحرافی نداشته باشد. اما ما به جای تاکید بر نظارت، میگوییم اگر طرحی داشته باشیم، میروند و در آنجا هتل میسازند. ما در حالی با هتل مخالفت میکنیم که در سفرها همیشه گزینه اولمان هتل است. هتل اگر جانمایی درستی داشته باشه مشکلی ندارد و نباید با آن فی نفسه مخالفت کنیم. این جانمایی را هم متخصصان انجام میدهند و ضابطه و معیاری هم برای آن داریم که اتفاقا تصویب شده اما نمیدانم چرا سعی داریم اینها دیده نشود. اینگونه نیست که مقررات نداشته باشیم؛ ما ضابطه 653 را داریم اما کسی دنبالش نیست. این ضابطه به امضای معاون رئیس جمهور هم رسیده و اگر بین مشاوران هم اختلافی باشد به آن رجوع میکنند. با این همه همچنان میبینیم که اجرا نمیشود.
در ابتدای سخنانتان از تجربه اکوتوریسم در آمریکا و منافع اقتصادی بالای آن گفتید. آیا میتوانید به تجربهای اشاره کنید که ضوابط مرتبط را در نظر گرفته باشد و شرایطی مشابه ایران داشته باشد؟
من در این زمینه شما را به مالزی یا تایلند ارجاع نمیدهم که نه آب و هوایشان به ما شبیه است و نه فرهنگشان. نزدیکتر بیاییم، در همین ترکیه که هممرز کشورمان است و به لحاظ آب و هوایی و فرهنگی به ما شبیه است، نگاهی به اکوتوریسم موفق بیندازیم. ترکیه هم مانند ما تابستانهای مدیترانهای دارد و وضع جنگلهایش به مراتب از ما بهتر است. اگر ما دو میلیون هکتار جنگل داریم این مساحت در ترکیه به 20 میلیون هکتار میرسد. اما آیا آنها اکوتوریسم ندارند؟ شما سرویسهای بهداشتی که در جنگلهای ترکیه میبینید در بهترین هتلهای ایران شاهد نیستید. وقت آن است نگاهی به تجربههای مشابه نظیر ترکیه انداخته و بر اساس ضوابط و اصول قدم در این راه برداریم.
بو به تهران برگشت
یافتههای یک گزارش نشان میدهد که چند روز قبل از انتشار بوی نامطبوع در تهران، گوگرد دی اکسید در هوا زیاد میشود.
سوگل دانائی | تهران بازهم بوی بد گرفته است، همان بویی که پارسال و سال قبلترش به خود گرفت. بویی متعفن شبیه به گندیدگی و زباله که سراسر مجرای تنفسی را پر میکند.
امسال اما بو قبل از آمدنش نشانهای داشت. همان نشانهای که خرداد امسال به عنوان عامل بوی بد تهران شناسایی شد، یعنی گوگرد دیاکسید.
دیروز همزمان با بلند شدن بوی بد در تهران و تایید شرکت کنترل کیفیت هوای تهران مبنی بر افزایش گوگرددیاکسید در هوا، آرش میلانی، عضو کمیسیون محیطزیست شورای شهر تهران بو را به اژدهای چند سر تشبیه کرد که هرسال سری تازه در میآورد و نمیتوان فهمید، کدام سر عامل اصلی بو بوده است. او در تذکری از شهرداری تهران خواست تا یک معاونت را متولی شناسایی بو کند: «به صورت شفاف و رسمی، نتایج پیگیریها و پایشهای سال گذشته منتشر و در اختیار افکار عمومی و مراکز تخصصی قرار گیرد و سازمان مدیریت پسماند نیز در اسرع وقت ایستگاه پایش کیفیت هوا و بو را در آرادکوه راهاندازی و گزارش رسمی از اقدامات انجام شده جهت بهبود فرآیندهای پردازش منتشر کند.»
او با اشاره به نقش فاضلاب شهری در انتشار بو تاکید کرد که یکی از عوامل موثر نیز ورود فاضلاب به آنها و کانالهای سطحی در شهر است: «در این ارتباط به شرکت آب و فاضلاب استان تهران تذکر میدهم در اسرع وقت برنامه اجرایی خود را برای رفع مشکل انفصال حدود ۴۰۰ نقطه در شبکه فاضلاب را تهیه و به شورای شهر ارسال کند.»
شینا انصاری، مدیر کل محیطزیست و توسعه پایدار شهرداری تهران نیز روز گذشته درباره علت انتشار بوی نامطبوع در سراسر تهران گفته بود، اداره کل محیطزیست و توسعه پایدار شهرداری تهران پروژهای تحت عنوان «شناسایی عوامل بوی نامطبوع شهر تهران و ارائه راهکارهای اجرایی و مدیریتی جهت رفع آن» در دست انجام دارد تا علل ایجاد و انتشار ناگهانی بوی نامطبوع در شهر تهران شناسایی و رفع شود.
محیط زیست شهرداری تهران با این وجود هنوز نتوانسته منشا بوی نامطبوع تهران را شناسایی کند اما چند متهم برای آن سراغ دارد: «انباشت زه آب در لایههای زیر سطحی پس از بارش باران، افزایش بار فاضلاب در شبکه زیر سطحی، آلودگی ناشی از سوخت فسیلی و تغییرات SO۲ (دیاکسید گوگرد) در هوا و رطوبت هوا در این موضوع بی تاثیر نیستند.»
بر روی بوی متعفن تهران اما گروههای دیگری نیز مطالعه و تحقیق کردند، در دو سال گذشته، شهروندان تهران گمان میکردند که «بو» میتواند به زلزله یا حتی بروز آتشفشان منجر شود، همانطور که در زلزله کرمانشاه نیز شهروندان ابتدا بوی نامطبوعی شنیدند و بعد لرزیدند. به همین دلیل هم علی بیتاللهی، رئیس بخش زلزله مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی به همراه جمعی از داوطلبان سال گذشته درباره منشا این بو تحقیقاتی کردند تا بتوانند به علت این بو و ارتباطش با زمین لرزه پی ببرند. هرچند که در نهایت ارتباطی میان زلزله با این بو کشف نشد اما تحقیقات نتایجی هم در برداشت. بیتاللهی در اینباره به «پیامما» میگوید: «طی تحقیقات این نتیجه به دست آمد که حدود یک روز یا دو روز قبل از انتشار بوی بد در شهر، میزان گاز اکسید گوگرد به حدود 4 تا 5 برابر خودش میرسد، در حقیقت روزی که گاز بیشتر میشود، این بو در تهران احساس نمیشود و چند ساعت یا حتی یک روز بعد این بو سراسر شهر تهران را پر میکند.»به عقیده بیتاللهی، در مدلسازیها، وقتی گاز در هوا باشد و رطوبت نسبی هم بالا باشد، گوگرد به صورت باران اسیدی وارد سطح زمین میشود و به نظر میآید که وارد چاههای فاضلاب و در آن ترکیب میشود. گاز گوگرد هم بویی بد از خود متصاعد میکند و در کل ناحیه منتشر میشود.
این تحقیق البته هنوز نتوانسته علت افزایش این گوگرد دی اکسید را در سطح شهر پیدا کند، علتش عدم ماندگاری گاز در هوا و کمبود ایستگاههای سنجش بو در شهر است. تحقیق البته سرنخهای قبلی را درباره بو رد میکند. بیتالهی میگوید: «کارخانههای چرم و لبنیات، فاضلاب، کاهش کیفیت بنزین و حتی زباله به عنوان عاملان اصلی معرفی میشوند اما همه اینها سالهای گذشته هم بودند و در زمان بارندگی بویی از خود متصاعد نمیکردند.»
برای مقابله با بو چه باید کرد؟ اولین اقدام شاید بستن در چاههای فاضلاب در شهر باشد، اقدامی که هزینه بر و مشکل به نظر میرسد و مشخص نیست چه میزان از بوی شهر را میکاهد. بر اساس پیگیریهای خبرنگار روزنامه «پیام ما»، تا لحظه انتشار این گزارش اما سازمان مدیریت بحران شهرداری تهران هنوز جلسهای درباره بو تشکیل نداده است. جلسهای که پارسال محسن هاشمی، رییس شورای شهر تهران از عدم تشکیلش درباره این موضوع گلایه کرده بود.
کلیماتون؛ ایدههایی برای شهر پایدار
کلیماتون؛ ایدههایی برای شهر پایدار
یادداشتی از شینا انصاری مدیر کل محیط زیست و توسعه پایدار شهرداری تهران
در حال حاضر گرمایش زمین به عنوان مهمترین معضل محیط زیستی پیشروی جامعه بشری مطرح است. بررسیها بیانگر این است که تا سال 2050 ، شصت و هشت درصد از جمعیت جهان در مناطق شهری زندگی میکنند و نمی توان مدیریت شهری را بدون توجه به موضوع کاهش گازهای گلخانهای و سازگاری با اثرات تغییراقلیم در نظر گرفت.
متاسفانه طی یک قرن اخیر، توسعه صنعتی لجام گسیخته در جهان مشکلات عدیده زیست محیطی را به وجود آورده است. بارگذاری بیش از ظرفیت اکولوژیک در شهرها، انتشارآلودگیهای مختلف محیط زیستی، معضل پسماندها، تولید گازهای گلخانهای و گرمایش زمین بیشتر از همه پایداری و حیات شهرها را تحت تاثیر قرار داده است. یکی از مهمترین مولفههای شهرهای زیست پذیر، توجه به موضوع تابآوری در برابر تغییراقلیم و افزایش ظرفیت انطباق شهرها با این پدیده است. قابل تامل آنکه ایرانیان از چندهزار سال پیش به اهمیت تعامل میان انسان و طبیعت در شهرها پی برده و شهرهای قدیمی ایران، شهرهایی با عملکردی اکولوژیک و تاب آور بوده اند؛ فضاهای سبز سازگار با اقلیم و حضور عناصری چون بادگیر، سایهبان، بهارخواب، قنات، روشندان و… و استفاده از مصالح بومآورد بیانگر توجه خاص نیاکان ما به انطباق و سازگاری هرچه بیشتر محدودههای سکونتگاهی با ویژگیهای سرزمین بوده است. با همین نگاه پایدار و هوشمندانه به طبیعت بوده که پیشینیان ما توانستند شرایط زیستی خود را برغم تمامی محدودیتها و موانع در اقلیمهای متنوع فلات ایران سازگار نمایند. این همزیستی با طبیعت، شوربختانه در قرن اخیر با تقلید ناآگاهانه از الگوی توسعه غیربومی، بی توجهی به مختصات طبیعی، توسعه بی رویه و خارج از ظرفیت محیط زیست، کارکرد حیاتی شهرها را دچار زوال نموده است، که معضلات بیشمار محیط زیستی امروز کلانشهرهای کشور ماحصل این دگردیسی اشتباه بوده است.
امروز شهر تهران با قرارگیری در کانون یک منطقه کلانشهری با وسعتی بالغ بر 700 کیلومترمربع با مسائل مختلف محیط زیستی روبه روست،
کثرت خودروها، افزایش مصرف سوختهای فسیلی در بخشهای ساختمان، حملونقل و صنعت، انتشار گازهای گلخانهای، آلودگی هوا و افزایش جزایر حرارتی در شهر سبب شده است که پایتخت در مسیر شکنندگی و ناپایداری بیشتر پیش برود. از این رو توجه به موضوع کاهش انتشار گازهای گلخانهای و سازگاری و انطباق با شرایط پیش رو یک ضرورت اجتناب ناپذیر است.
کلیماتون یک رویداد بین المللی با تمرکز بر ایدههای تحول آفرین برای کاهش گازهای گلخانهای، سازگاری و تابآوری شهری در مواجهه با تغییرات اقلیمی است. این رویداد از سال 2015 در کشورهای مختلف جهان برگزار میشود و امسال شهر تهران برای دومین بار در این رویداد محیط زیستی مشارکت می کند. گرچه تمایزات موجود بین شهرهای مختلف جهان، کار جستجوی راه حل های موثر برای رفع مسائل را به امری پرچالش برای سیاستگذاران و تصمیم گیران بدل ساخته است، با این حال استفاده و بکارگیری ایدههای نوآورانه و کاربردی از جانب شهروندان میتواند فرصتی مغتنم برای خلق ایدههای محلی با هدف رفع چالشهای محیط زیست شهری فراهم کند. قرارگیری ایدهها در فرایند اجرا با حمایت بخشهای دولتی و غیر دولتی میتواند ضمن ارتقای مشارکت شهروندان در امور شهری، مسیر روشنی برای حضور موثر همه اقشار جامعه بویژه نسل جوان و متخصص کشور ترسیم نماید. امید که تجربه حضور تهران در این رویداد جهانی محیط زیستی بتواند موجب برداشتن گام های موثرتر برای حرکت پایتخت به شهری زیست پذیرتر و تاب آورتر برای ساکنانش بشود.
