بایگانی مطالب نشریه
دو روز پیش 25 هزار متر مربع از اراضی جنگل هیرکانی به بخش خصوصی واگذار شد؛ بخشی از قطعه 19 سری 2 «طرح جنگلداری واز». زمینهایی که طبق قانون اجازه واگذاری آنها به غیر وجود ندارد، حالا با رای دادگاه مازندران و در قالب طرح «خروج دام از جنگل» به یک دامدار واگذار شده. هر مترمربع از این زمین بین 6 تا 10میلیون تومان قیمت میخورد، حتی اگر قیمت میانه را هم در نظر بگیرید، میشود 200 میلیارد تومان. مدیر کل منابع طبیعی نور خرسند است که عبارت «کاربری دامداری» در واگذاری زمینها قید میشود اما فعالان محیط زیست معتقدند این اراضی نیز چندی دیگر در زمره جنگلهایی قرار میگیرند که تبدیل به ویلا یا شهرک میشوند.
هدف از «طرح خروج دام از جنگل» خروج آن از جنگل و سوق دادنش به سمت نواحی حاشیه بود. اما تمام این 25 هزار مترمربع در متن جنگل است و این اساس واگذاری را زیر سوال میبرد.
شروع ماجرا از دو دهه قبل است. زمانی که در راستای طرح مذکور 4 هکتار از اراضی پارک جنگلی «نور» را به این دامدار واگذار کردند. آن زمان محل نگهداری دام بسته شد و دامها از محدوده هیرکانی خارج شدند اما این میان 4هکتار واگذار شده به مشکل مالکیت خورد. معارض زمین، 2.8هکتار از پارک جنگلی نور را از چنگ دامدار درآورد و در نهایت چند ماه پیش شعبه 34 دادگاه تجدیدنظر استان مازندران به نفع دامدار رای داد. این دادگاه با صدور حکمی قطعی، اداره کل منابع طبیعی را ملزم کرد، به جای 2.8هکتار از دست رفته، 25 هزار مترمربع از متن جنگل هیرکانی را پیشکش این دامدار کند. در حالی که دیروز یکی از رسانهها از قول منبعی آگاه از توقف این واگذاری خبر داده بود، رییس اداره منابع طبیعی و آبخیزداری شهرستان نور با رد این خبر گفت: «به خاطر بروز تنشهای اجتماعی پرونده واگذاری این جنگل در دست بررسی و تحقیق قرار گرفته است.»
به دامدار بدهکار بودیم
عباس حسینیعلیآبادی، مدیر اداره منابع طبیعی و آبخیزداری شهرستان نور به «پیامما» میگوید: «ما 2.8زمین به این دامدار بدهکار بودیم.
این زمین پیشنهاد دامدار است و در فرایند اداری کشمکش زیادی داشته است و بارها به شورایعالی جنگل و کمیته فنی اداره ارجاع شده است اما در نهایت دادگاه به این موضوع رای داده است.»
به گفته او دامدار اصرار به واگذاری زمین به عنوان عرصه مابهالتفاوت داشته اما در حکم دادگاه مکلف شده زمین را برای دامداری استفاده کند. حسینیعلیآبادی توضیح میدهد: «این دامدار خیلی اصرار داشت که به عنوان عرصه مابهازا این عرصه را بگیرد و هیچ کاربری برای آن در نظر گرفته نشود اما خوشبختانه در حکم دادگاه آمده است که صرفا در امر دامداری از این عرصه استفاده شود.» با این همه یک منبع آگاه در اداره منابع طبیعی نور در گفتوگو با «پیامما» از غیر قانونی بودن این روند میگوید. به گفته او دامدار در طی این 20 سال از جنگلهای هیرکانی برای چرای دام استفاده کرده و به نوعی به تعهدات خود عمل نکرده است. او معتقد است که این موضوع شرط اصلی توافقنامه اولیه را لغو کرده در این رابطه باری بر دوش سازمان نمیگذارد.
ارزش زمین چند صد برابر بدهی دامدار است
به گفته این منبع آگاه در اداره منابع طبیعی نور، در صورت لغو قرارداد، این دامدار حتی به منابع طبیعی هم بدهکار میشود؛ چرا که ارزش زمین بیشتر از کل دامهای او میشود. او میگوید: «رویکرد سازمان در طرح خروج دام این بود که ارزش ریالی دامها و تاسیسات را حساب میکرد و ما به ازایش به شرط خروج از جنگل به آنها زمین میداد. واقعیت این است که وقتی دامدار دید زمینش دچار نقص شده و 2.8هکتار را از دست داده به منطقه جنگلی برگشت. شرط نقض شده و قرارداد هم باطل است.» با فرض لغو قرارداد، ارزش فعلی زمین چندصد برابر دامها و تاسیسات این دامدار است، حال آنکه اگر مدت زمان استفاده دامدار از محدوده جنگلی هم لحاظ شود، احتمال بدهکار شدن این دامدار نیز وجود دارد. این منبع آگاه میگوید: «ارزش ریالی 1.2هکتار زمین نور بسیار بیشتر از بدهی این دامدار خواهد بود. نکته جالب اینجاست که در محاسباتشان کسری این 4 هکتار را با رقم میلیاردی زمینهای نور محاسبه کردهاند، نه تاسیسات و دامها.» مدیر کل منابع طبیعی شهرستان نور اما معتقد است که هر دادگاهی که رفتند رای را به دامدار داده است. حسینی میگوید: «درست است که دامدار به منطقه برگشته اما صرفا از یکی از مناطق نگهداری استفاده کرده و آن هم بعد از این بوده 2.8هکتار از زمینهایش کسر شده و دولت به تعهداتش عمل نکرده.» در صورت در نظر نگرفتن این موضوع و محق دانستن دامدار، زمین اختصاص یافته از اراضی جنگلی است. عکسهای هوایی این محدوده نشان میدهد که 8هزار مترمربع آن در مرکز اکوتوریسم منطقه و 17هزار مترمربع هم بالای جاده و دقیقاً داخل جنگل قرار دارد.
بین دامدار و روستاییان گیر افتادهایم
مدیرکل منابع طبیعی شهرستان نور در توضیح میگوید: «بیشتر نقاط حاشیهای جنگلها متصل به روستاست. روستاییان قبول نمیکنند که ما حاشیه جنگل را به دامدار دهیم. تعارضات اجتماعی در منطقه به وجود میآید و روستاییان به شدت با افراد غریبه مقابله میکنند؛ حتی اجازه نمیدهند که ما محدوده جنگلی که جزء منابع طبیعی است و متولیش ما هستیم را به غیر انتقال دهیم.» به گفته حسینی زمین واگذارشده فاصله زیادی با روستاها دارد، اما او هم این نکته را میپذیرد که زمین واگذار شده در متن جنگل است نه حاشیه: « آنجا یک جاده اصلی وجود دارد و بین جاده و رودخانه نوار باریکی است. زمین در دو طرف این رودخانه واقع شده و با جاده اصلی فاصلهای ندارد . درست است که زمین در متن جنگل است اما آن طور که در قعر جنگل باشد نیست ولی به نوعی یک فاصله معناداری با یکی از روستاها دارد و در حاشیه این جاده است.» او مدعی است که سازمان بین منافع مردم و دامداران گم شده و طرح خروج از جنگل صرفا بار اضافهای را بر دوشش گذاشته است: «از یک طرف باید به تعهداتمان عمل کنیم و از طرف دیگر مردم و مقامات شهری مقابله میکنند. ما این وسط گیر افتادهایم و قانون هم ما را مکلف کرده که طبق وظیفه حقوق دامداران را پرداخت کنیم.»
کمیته فنی با این واگذاری
موافقت کرد
حالا مرجع قضایی این سازمان را مکلف کرده که این اراضی را به دامدار واگذار کند. رئیس اداره منابع طبیعی نور میگوید: «مرجع قضایی این رای را صادر کرده و ما چارهای جزء تمکین نداریم. البته من با دادگستری هم صحبت کردم که این طرح در قالب توافقنامه است، اگر بتوانیم دامدار را راضی کنیم تا اراضی دیگری به او بدهیم این کار را انجام میدهیم.»
با این حال او مدعی است که واگذاری این زمین تاییدیه کمیته فنی را گرفته است: «این عرصه را که بین حاشیه رودخانه است، یک قسمت رود است و قسمت دیگر جاده و مسیر برقکشی هم از این ناحیه عبور کرده است. سالی که دامدار این ناحیه را پیشنهاد داد با مخالفتهای زیادی روبهرو شد اما در نهایت توانست موافقت کمیته فنی را بگیرد.»
بیشتر اراضی واگذار شده ویلا شدند
قطعه 19 سری 2 اولین زمینی نیست که واگذار شده. پیش از این نیز بارها اراضی مختلف جنگلی در پوشش طرح خروج از جنگل به دامداران منتقل شده است. مناطق جنگلی که دیگر اثری از دام هم در آنها نیست و تبدیل به ویلا و شهرک شدهاند. رضا شیخپور، کارشناس حوزه منابع طبیعی که به عنوان ناظر در این سازمان مشغول به کار است، به «پیامما» میگوید: «آمار دقیقی ندارم که چه مساحتی از جنگلهای شمال کشور در قالب عرصههای جنگلی برای طرح خروج دام واگذار شده اما اکثر عرصههایی که در ارتباط با طرح خروج دام از جنگل واگذار شده تغییر کاربری یافته و تبدیل به ویلا شدهاند.» به گفته او درصد کمی از این اراضی جنگلی در قالب موافقت اولیه به دامداری صنعتی تبدیل شده و مابقی یا ویلا شدهاند و یا شهرک.
تعهدی برای ایجاد دامداری صنعتی نگرفتند
در دستورالعمل اجرایی طرح گفته شده که اراضی به دو صورت واگذار میشود، اولا در قالب اراضی برای کاشت علوفه بدون تغییر کاربری و دوما واگذاری در قبال اراضی مابهازا. شیخپور میگوید: «از همان اوایل دهه 70 که این طرح را شروع کردند تا 4 یا 6 هکتار از اراضی را به همین صورت به دامدار واگذار کردند اما هیچ تعهدی برای ایجاد دامداری صنعتی از دامدار نگرفتند.» قرار بود این اراضی برای ایجاد دامداری صنعتی واگذار شوند اما الزام آن به خوبی دیده نشد و حالا که سه دهه از این قراردادها گذشته این اراضی پلاکبندی شده و در آن ساختوساز غیرقانونی صورت گرفته است. نتیجه این طرح سالانه 4 تا 5 فقره تخلف غیرمجاز در محدوده جنگل است. شیخپور عواقب اجرای ناقص این طرح را این گونه توضیح میدهد: «در قالب این طرح بهترین اراضی جلگهای شمال ایران واگذار شد. حتی در فرایند واگذاری تعهدی برای ایجاد دامداری صنعتی که نسبت به دامداری سنتی دامهای سنگینتری دارد و چرخش آنها کمتر است نشد. همین دامداریهای سنتی هم در نزدیک جنگل ایجاد شدند و دوباره دام را به داخل منطقه جنگل کشاندند.» این سناریوی تکراری حالا قرار است در اراضی ممنوعه «طرح جنگلداریواز» تکرار شود و جنگلهای هیرکانی را که تا سال 84 حدود 2 میلیون هکتار بود و امروز به یک میلیون و 650 هزار رسیده، هر سال کوچک و کوچکتر کند.
سال ۱۳۸۵ آگهی با فونت درشت در روزنامه میگفت شرکتی به نام ایمن سیر که زیر نظر تاکسیرانی است راننده زن استخدام میکند. ماشینها را به شرط تملیک میدهد و بعد هم نخستین تاکسی بیسیم بانوان در کشور به راه خواهد افتاد. زنان فراوانی که رانندگی را دوست داشتند و دلشان میخواست در اولین تاکسی بیسیم کشور عضو شوند به این شرکت رفتند اما حالا تعداد بسیاری از آنها بعد از گذشت ۱۴ سال از پیوستن به این شرکت هنوز نتوانستهاند تاکسیهایشان را به نام خود کنند.
تاکسیها فرسوده شده و نمیتوانند به دلیل مشکل سند تعویضش کنند و آنچنان در سالهای گذشته این ماجرا و کارهای مدیر شرکت ایمن سیر عرصه را بر آنها تنگ کرده که بارها راهشان برای اعتراض به شورای شهر و شهرداری و حتی مجلس باز شود. نتیجه؟ تاکنون هیچ. این را شهربانو عربگل میگوید. زنی در آستانه شصت سالگی و شیفته رانندگی. او تا پیش از دیدن آگهی این شرکت در روزنامه در آژانس کار میکرد. شبی که آگهی را دید شیفته این مدل کار کردن و فعالیت در نخستین تاکسی بیسیم زنان شد و صبحش مدارک را به شرکت آورد «گفتند سه و نیم میلیون تومان بدهید و باقی پول ماشین را هم به صورت قسطی در طول ۵ سال پرداخت کنید و مشغول شوید. من هم که عاشق رانندگی کردن بودن با عشق کارم را شروع کردم. قرار بر این بود که بعد از پنج سال که قسط تمام شد ماشینها به ناممان زده شود که نشد.» او که جزو ۱۰ زن نخستی بود که در این شرکت عضو شد؛ همیشه همراهی همسر و فرزندانش را برای رانندگی داشت و وقتی یک سال بعد از کار کردن در تاکسی بیسیم درخواست مرخصی داد و با عدم موافقت شرکت روبهرو شد کل قسطهای ماشین را یکجا تسویه کردک «گفتند چون قسط داری نمیتوانی مرخصی بگیری. هرچه گفتم چه ربطی دارد نپذیرفتند. رفتارشان توهینآمیز بود و به من برخورد. گفتم اصلا همه قسطها را تسویه میکنم. بعد هم پیش آقای عروجی؛ مدیر شرکت رفتم و یک رسید دستی داد که قسطها پرداخت شده و بعد هم گفتن برم دفترخانهای و سندی که وکالتی به نامم بود را گرفتم.»
سند به صورت قطعی به نام او نشد چون صاحب شرکت روی ماشین زنان وام سنگین گرفته بود و سند در گرو بانک بود. این را شهربانو و دیگر زنان چند سال بعد فهمیدند. وقتی پیگیر سندشان شدند و هیچکس نبود که سندی به نامشان بزند «میخواستم شکایت کنم. پیش وکیل تاکسیرانی و وکیل بیرون رفتم و گفتند چون قرارداد نداری و فقط یک برگه تسویه دستت است نمیتوانی. دستم به جایی بند نبود و برای همین هم از دو سال قبل ماشین را در پارکینگ خواباندم. از خواهرم پول قرض کردم و ماشین جدید گرفتم برای کار.» او میگوید: زنان دیگر با ترس و لرز کار میکنند. بسیاری از آنها سرپرست خانوارند و این ماشینها تنها محل درآمدشان است. اما ۱۴ سال است گوش کسی بدهکار این ماجرا نیست و هیچکس به تخلفات عروجی و شرکت ایمن سیر رسیدگی نمیکند.
این «رنج نامه بانوان» است
مدیرعامل شرکت ایمنسیر؛ سند ماشین زنان را در رهن بانک رفاه گذاشت و وام کلان گرفت. وام را تسویه نکرد و همین هم عاملی شد تا سندها هنوز که هنوز است به نام زنان نشود. نسرین شکرایی روزهایی را به یاد دارد که هر روز نامهای نوشتند و به سمت ارگان و سازمانی بردند تا کسی پاسخگو باشد که چطور شرکتی که از سازمان تاکسیرانی مجوز دارد توانسته چنین کار خلافی انجام دهد. شرکت پلمپ شد اما سندی به دست زنان نرسید «بعد از مدتی که نامه نوشتیم دیگر سرتیتر نامههایمان را گذاشتیم «رنجنامه بانوان». چون این رنج سالهای سال زنانی بود که بسیاری از آنها خرج زندگی می دادند. سرپرست خانوار بودند و هستند. زنانی که تعدادشان حدود ۲۰۰ نفر است.» نسرین میگوید: همین بیسند بودن در سالهای گذشته خسارات بسیاری به آنها وارد کرده. نه توانستهاند از لاستیک دولتی و خدمات مختلف تاکسیرانی بهرهمند شوند و نه در ناوگان نوسازی شرکت کنند و مجبورند با ماشینهایی کار کنند که فرسوده شده و حتی نمیتوانند از امکانات تاکسیرانی برای تعویض خودرویشان استفاده کنند:«رانندگی به خودی خود شغل سختی است. زن و مرد هم نمیشناسد اما سختیاش برای زنان کم نبوده و نیست. چند سالی است این شغل پذیرفته شده و زنان هم به خوبی خودشان را ثابت کردهاند. حالا درست نیست با این وضعیت روبهرو شوند و هیچکس هم حامی آنها نباشد.»
او که در تمام سالهای گذشته از جمله اصلیترین زنان پیگیر گرفتن سند بوده میگوید این شرکت وثیقههایی نزد سازمان تاکسیرانی دارد و آنها نمیدانند چرا تاکسیرانی در سالهای گذشته نه از این فرد و نه از شرکتش شکایت نکرده و حتی وثیقهها را به اجرا نگذاشته است: «سازمان تاکسیرانی خانه امید ماست. ما زیرمجموعه آن ارگانیم و توقع داشتیم و داریم با جدیت برخورد می شد و بودجه ای را برای برطرف شدن این مشکل اختصاص میدادند. اما نشد و از سویی وثیقههای شرکت هم اجرا گذاشته نشد. ما حالا نه تنها از سازمان تاکسیرانی بلکه از شهرداری هم توقع رسیدگی به این وضعیت را داریم.»
مشکلاتی که سند نداشته برای این زنان ایجاد کرده صرفا به نوسازی خودرو یا استفاده از امکانات تاکسیرانی برنمیگردد. برخی از آنها از سال ۹۵ با مشکل جدید دیگری مواجه شدند و آن هم توقیف خودروهایشان در خیابان بود. برای شکرایی یادآوری آن روزها و سختیهایی که کشیدند هنوز درد آور است. سختیهایی که برای برخی از زنان هنوز باقی مانده. ماجرا از این قرار بود که عروجی؛ مدیرعامل شرکت ایمنسیر؛ نه تنها خودروی زنان را وثیقه بانک کرده بلکه به دلیل بدهکاریاش به تامین اجتماعی؛ این سازمان حکم توقیف اموال گرفت و در نهایت پلاک خودروی آنها در خیابان توقیف شد «باور نمیکنید چه شرایط سختی را گذراندیم. باز هم نامهنگاری. باز هم پیگیری. اینبار نامه را بردم مجلس و آقای محجوب پیگیر شدند. مدیرعامل تامین اجتماعی نمیدانست برای خودروی زنان که محل کسب درآمدشان است حکم توقیف گرفته. درنهایت با وساطت این حکم از روی بسیاری از ماشینها برداشته شد اما تعدادی هستند که هنوز مشکل دارند.»
برای نسرین که عاشق شغلش است و هر روز با شور ماشینش را روشن میکند؛ عادی شدن شرایط و رهایی از این وضعیت پراسترس مهم است. او میپرسد چطور فردی با این تخلفات پاسخی برای کسی ندارد و به هیچ کجا جوابگو نیست؟
بانک هم تخلف کرده است
تاکسیرانان زن؛ تنها یک درصد از کل تاکسیرانان کشور را تشکیل میدهند و این آمار را سال گذشته مرتضی ضامنی، مدیرعامل اتحادیه تاکسیرانی شهری کشور اعلام کرده. به گفته او در حال حاضر 318 هزار تاکسی فعال با 400 هزار راننده (اصلی و کمکی) وجود دارد که تنها یک درصد از این تعداد، یعنی حدود 4 هزار نفر زن هستند. عمده رانندگان زن در مشهد زندگی و در قالب تاکسیهای سبزرنگ فعالیت میکنند و علاوه بر تاکسیهای سبزرنگ، رانندگان زن بیشتر در سرویس مدارس مشغول بهکارند. به گفته ضامنی، از 110 هزار راننده سرویس مدارس هم، 28 درصد یعنی حدود 30 هزار نفر زن مشغول به کارند.
در میان این آمار کمتر از ۲۰۰ زن در تهران زندگی میکنند که ۱۴ سال است سند تاکسیهایشان مشکل دارد و کسی به فکرشان نیست. هرچند حالا طاهری؛ مشاور حقوقی سازمان تاکسیرانی که پیگیر پرونده این زنان است به «پیامما» میگوید تعداد زنانی که دچار مشکلاند بسیار کمتر از این موارد است :«از زمان حضور مدیر جدید تاکسیرانی؛ پیگیری برای حل مشکل این همکاران با جدیت شروع شده. در همین هفتههای گذشته جلساتی با بانک رفاه داشتیم و البته به آنها گفتیم که حق نداشتند اموال منقول را به عنوان وثیقه بپذیرند و این کار تخلف بوده و حالا بانک هم درصدد همکاری است که افرادی که تسویه حساب کردهاند مشکلشان حل شود.»
به گفته او قرار بر این است زنانی که توانایی پرداخت پول باقی مانده برای قسط خودروهایشان را ندارند هم مورد حمایت تاکسیرانی قرار گیرند و با اعطای وامهایی به آنها بتوانند قسطشان را تمام کنند: «من گمان میکنم مشکل افرادی که قسطهایشان را کامل پرداخت کردهاند تا چند هفته بعد و مشکل کل این خانمها تا چند ماه آینده حل شود.»
طاهری میگوید یکی دیگر از اقداماتی که در دست دارند شکایت از عروجی است. مدیرعامل شرکت ایمن سیر که این مشکلات را ایجاد کرده:«در دورههای قبلی باید این شکایت انجام میگرفت اما اینطور نشد و حالا ما پیگیر این اتفاق هستیم.» او همچنین در پاسخ به این پرسش که چرا از وثیقههایی که عروجی به تاکسیرانی داده برای حل این مشکل استفاده نمیشود هم میگوید: «این وثیقهها بابت شرکتی بوده که این فرد راهاندازی کرده و ارتباطی با تاکسیها ندارد. درنهایت شاید بتوان از مراجع مختلف استعلام گرفت و سایر اموال این فرد را شناسایی کرد.»
خودرو، بزرگترین مشکل مصرف انرژی در ایران است
ایران یکی از بزرگترین کشورهای دارای ذخایر سوخت طبیعی و تولیدکنندگان برق منطقه، امسال در زمستان با مشکل تامین انرژی روبهرو شد. به طوریکه برخی نیروگاههای حرارتی در زمستان سال جاری برای تولید برق با کمبود گاز طبیعی روبهرو شدند و این مساله علاوه بر قطعی برق در صنایع به خاموشی در مناطق مسکونی و معابر شهری هم کشیده شد. «زینالعابدین صادقی»، دانشیار اقتصاد انرژی دانشگاه شهید باهنر کرمان در مطلبی با موضوع رگولاتوری و سیاستگذاری حوزه انرژی در ایران که در اختیار «پیامما» قرار داده است به برخی از مهمترین مسائل و چالشهای حوزه در ایران پرداخته است.
برای بررسی چالشهای رگولاتوری و سیاستگذاری حوزه انرژی در ایران ابتدا باید به این نکته اشاره کرد که هدف اصلی اقتصاد انرژی، بهینه کردن چرخه انرژی است، چرخه انرژی شامل فرآیند استخراج، تولید، انتقال، تبدیل و مصرف انرژی است که در هر یک از این فرآیندها در کشور ما مشکلاتی وجود دارد که بخشی از آن به این دلیل است که ما کشوری صاحب منابع انرژی هستیم و بخشی هم به دلایل دیگر است. در حوزه تولید انرژی مثلا در حوزه تولید گاز ما دومین کشور دارنده ذخایر گاز جهان هستیم اما سهم تجارت ما از گاز حدود تقریبا یک درصد است، دلیلش هم این است که شیوه های تجارت گاز در دنیا بیشتر روش LNG و روش انتقال از طریق خط لوله است که متاسفانه در کشور ما هیچ کدام از این تکنولوژیها وجود ندارد مثلا در روش LNG باید دمای گاز را به منفی 135 درجه رساند و سپس توسط کشتی بارگیری کرد و دوباره در مقصد محموله، دما به حالت اولیه برگرداند و از آن استفاده کرد اما متاسفانه کشور ما از این تکنولوژی برخوردار نیست. نبود این تکنولوژی و از طرفی وجود منابع مشترک گاز باعث شده است که ما برای اینکه از کشور رقیب عقب نمانیم، فقط سعی کنیم که انرژی گاز را بدون لحاظ کارایی در مصرف هر چه بیشتر مصرف کنیم.
سطح تکنولوژی پایین ایران در تولید
در آخرین طرحی که شرکت توتال با ایران قرارداد منعقد کرد، یک شرکت چینی که به عنوان سهامدار و شریک، قرار بود که با یک تکنولوژی در مخازن گاز ما، بتواند سرعت بازیافت را در مخازن گاز پارس جنوبی افزایش دهد که متاسفانه به دلیل تحریم ها این کار عملی نشد. در دنیا سه یا چهار کشور بیشتر از این تکنولوژی برخوردار نیستند بنابراین ما در این حوزه هم دچار عارضه و مشکل شدهایم و این امر منجر به افت تولید گاز در کشور ما شده است که خاموشیهای صنعت برق در دی ماه امسال دلیلی بر این مدعاست.
در حال حاضر کشور ایران دارای منابع مشترک در کف دریای عمان و دریای خزر است که متاسفانه عمق این دو دریا بسیار زیاد است و تکنولوژیهایی که ما از آن برخورداریم تکنولوژی فلات قاره است یعنی در عمل هیچ اقدامی برای این مسئله نمیتوانیم انجام دهیم. گزارشهای بینالمللی 2020 نشان میدهد که کشور عمان با شرکت BP به توافق رسیده که استخراج و اکتشاف نفت را در کف دریای عمان شروع کنند، در حالی که ایران سهامدار اصلی این منابع است.
مشکل اساسی ما در تولید انرژی با وجود داشتن منابع انرژی فراوان، فناوری سطح پایین تولید و استخراج انرژی است و اگر بخواهیم این مشکل را حل کنیم نیازمند یک سرمایهگذاری خارجی هستیم که فناوری تولید انرژی را وارد کشور کند.
مشکلات عرضه انرژی
در کشور ما به دلیل نبود صادرات گاز، دولت تعدادی مجتمع پتروشیمی ایجاد کرده است که اکثر این مجتمعها در حال حاضر خصوصی هستند و این مساله باعث شده که مجتمعها گاز را با قیمت بسیار ارزان از دولت بخرند (هر متر مکعب حدود 70 یا 80 تومان) در صورتی که هر متر مکعب گاز با این شرایط بیماری کرونا در حال حاضر حدود ۱۰ سنت است یعنی حدود 2500 تومان، بنابراین این امر باعث به وجود آمدن رانت شده است. در واقع ظلمی که صنعت پتروشیمی به کشور میکند این است که در ابتدا گاز را ارزان دریافت میکند که این کار رانت است چرا که این گاز به مردم تعلق دارد، دومین مشکل این است که مشتقات حاصل از گاز را در بازار داخلی نمیفروشد و این امر باعث میشود مشتقاتی که از پتروشیمی در کشور استفاده میشود مثل پلاستیک و … گران شود. سوم اینکه کالایی را که به خارج از کشور میفروشد، به نظر میرسد ارز حاصل از فروش هم برخی اوقات وارد کشور نمیشود و اگر آورده شود در بازار به صورت آزاد عرضه میکند و این روند بر قیمت ارز هم اثر میگذارد.
قیمت برق منطقی نیست
کشور ایران در صنعت برق جزء کشورهای پیشرو است. ایران در حال حاضر حدود هشتاد هزار مگاوات ظرفیت نصب شده دارد. یعنی در منطقه، کشور ایران بیشترین ظرفیت نصب شده را داراست. از لحاظ ساختار فنآوری شرکت مپنا جزء شرکتهای بزرگ تولیدکننده برق و تولید کننده ژنراتور و نیروگاه در خاورمیانه است که این یک مزیت بزرگ به حساب میآید. اما به دلیل اینکه قیمت برق منطقی نیست یعنی قیمتی نیست که جوابگوی تداوم سرمایهگذاری در صنعت برق باشد ما دچار مشکلی اساسی شدهایم به گونهای که وزارت نیرو حدود ده سال است که مشترکان با «دیماند» بالا را مجبور به ساخت نیروگاه میکند. بیشتر این مشترکان نیروگاههایی را میسازند که در مقیاس کوچک هستند و اثر صرفههای ناشی از مقیاس را که در نیروگاهای بزرگ وجود دارد، نمیتوان در آنها استفاده کرد و این موضوع یکی از بحثهایی است که باعث میشود قیمت تمام شده بالا رود و مدیریت آلودگی هم در این حالت بسیار سخت است.
مشکلات سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر
سیاستگذاریهای ایران در انرژیهای تجدیدپذیر سیاستگذاری مدونی نیست.
تا قبل از رخدادهای ارزی، میتوان گفت که با این قیمت خرید تضمینی، خوشبختانه سرمایهگذاریهای نسبتا خوبی در این حوزه انجام شد اما با بالا رفتن قیمت دلار و پایین بودن قیمت خرید تضمینی، دیگر این دو باهم تناسبی ندارند، بنابراین در این حوزه چالش بزرگی وجود دارد.
در توافق پاریس ما تعهد دادیم 8 درصد آلودگی را کاهش دهیم و 12 درصد را منوط به این کردهایم که کشورهای دیگر به ما کمک کنند و اگر کشورهای دیگر کمک کنند ما سعی میکنیم که آلودگیهایمان را از طریق استفاده از انرژیهای نو کاهش دهیم و این امر میتواند بسیار مهم و موثر در حوزه سرمایهگذاری انرژیهای تجدیدپذیر باشد.
پیشنهاد و ایده من در این حوزه این است که از آن جا که استان کرمان در زون آفتاب جهان است و به طور میانگین در این استان 3560 ساعت در سال آفتاب وجود دارد، منطقهای ویژه برای انرژیهای نو میتوان در آن تعریف کرد. به گونهای که سرمایهگذاریهایی که در این حوزه انجام میشوند بتوانند ازمزیتهایی مانند مالیات کمتر، بخشودگی مالیات، تعرفه صفر برای واردات تجهیزات و… استفاده کنند که این امر باعث میشود مشکلات این بخش در کشور حل شود و از طریق ایجاد خوشههای صنعتی باعث افزایش روابط افقی و عمودی در این صنایع در استان میشود.
تلفات 15 درصدی در انتقال برق
اگر صنعت برق به 3 بخش تولید، انتقال و توزیع تقسیم شود در حوزه انتقال برق (احداث خط انتقال برق) که حدود 30 درصد هر واحد ظرفیت برق است متاسفانه در سیستم انتقال به دلیل فرسودگی، شاهد 15 درصد تلفات برق هستیم.
بنابراین در بخش سرمایهگذاری مثلا در نیروگاههای سیکل ترکیبی که برای هر کیلووات برق بایستی 900 دلار هزینه کنیم، تقریباً 300 دلار اضافه بر آن برای انتقال هزینه میشود. متاسفانه سالهاست که ما در این بحث وارد نشدهایم و از تکنولوژیهای به روز در انتقال برق استفاده نکردهایم و خیلی از کشورها از بعد امنیتی که به این بحث نگاه میکنند اجازه نمیدهند که بخش خصوصی وارد شود ولی پیشبینی من این است که ما به زودی مجبورمیشویم شرکتهای بزرگی را در حوزه ایجاده شبکه و پستهای انتقال خصوصی ایجاد کنیم که این شرکتها بتوانند برق را بین مناطق مختلف کشور را با تلفات کمتری دیسپاچینگ کنند.
ایران 4.5 برابر جهان مصرف انرژی دارد
در بحث مصرف نهایی که متاسفانه چندین مشکل در کشور وجود دارد: بر اساس آخرین آمار منتشر شده انرژی دنیا، رشد مصرف سرانه انرژی اولیه در ایران طی دوره 2008 تا 2018 به مقدار 1.9 درصد افزایش یافته است در حالی که متوسط رشد مصرف جهانی سرانه انرژی اولیه 0.4 درصد رشد داشته است (BP,2020). ایران بهطور متوسط 4.5 برابر جهان مصرف داشته است بخش عمده این افزایش پایین بودن کارایی فناوریهای مصرف انرژی است و پایین بودن قیمت انرژی انگیزه افزایش کارایی تجهیزات انرژی را نه برای مصرف کننده و نه برای دولت فراهم نمیکند. برخی از تکنولوژیهایی که از آنها به عنوان تکنولوژی مصرف کننده انرژی نام میبریم مانند اتومبیل، تلویزیون و یخچال است اما متاسفانه مشکل اساسی کشور ایران در خودرو است. (حدوداً 30 درصد مصرف انرژی هر کشوری در صنعت حملونقل است).
ایران در صنعت حملونقل، چه در صنعت هوایی که به دلیل تحریمها دچار مشکل است و چه در حملونقل ریلی عقب است به عنوان مثال سرعت متوسط حملونقل ریلی در بعضی کشورها تا 300 کیلومتر بر ساعت است و سرعت حملونقل ریلی در ایران حدود 100 کیلومتر در ساعت است در کنار این عامل اگر فرسودگی لوکوموتیوها و فرسودگی خطوط راه آهن را هم در نظر بگیریم ما در این حوزه هم بسیار اتلاف انرژی داریم.
از طرفی دیگر در صنعت خودروسازی هم به دلیل انحصارات خیلی بدی که وجود دارد و به دلیل پایین بودن تکنولوژیهای مصرفی که در حوزه خودرو داریم، چه در خودروهای شخصی و چه در خودروهای عمومی با بهرهوری پایین انرژی روبهرو هستیم.
به دلیل اینکه خودروسازها انحصاری هستند ما نسبت به دنیا بسیار عقب هستیم و دولت هم از طریق پرداخت یارانه بنزین (بنزین ارزان)، مصرف کنندگان را راضی میکند که یک خودرو را خریداری کنند. (برای نمونه خودرو جدید شرکت سایپا که به تازگی از آن رونمایی کرده است، حدوداً 700 میلیون تومان قیمت دارد که با با تبدیل آن به دلار 25 یا 26 هزار تومانی میتوانیم با این پول یک ماشین مرسدس بنز سطح میانی را خریداری کنیم). بنابراین این ظلمی است که به مصرف کنندگان صنعت خودرو میشود و دولت هم برای اینکه بر روی این آتش آبی بریزد و شعلههایش را کمتر کند با اختصاص یارانه به بنزین و گازوئیل، بنزین و گازوییل را بسیار ارزان به مصرفکنندگان میدهد.
بحث یارانه دولت در حوزههای انرژی باعث شده که هیچکس به فکر افزایش کارایی و راندمان وسایل انرژی بر بزرگ مانند خودرو و… نباشد.
تکنولوژیهای مصرف عمده در حملونقل به دلیل انحصاری بودن بسیار ناکارا هستند و از طرف دیگر تکنولوژیهایی که به صورت رقابتی وارد کشور میشوند خوشبختانه این مشکل را ندارند مانند لوازم خانگی که داخل خانه استفاده می کنیم بیشتر رده راندمان انرژی آن ها +Aو ++A و +++ A است که اکثریت کارایی بالایی دارند و مصرف برقشان بسیار کم است و این امر میتواند بسیار موثر باشد.
در کشورهای پیشرفته و کشورهایی که در حوزه انرژی کار میکنند بحثی به نام مدیریت سمت تقاضای انرژی (Demand-Side Management) وجود دارد.
در مدیریت سمت تقاضای انرژی شرکتهای مصرف انرژی با هدف کاهش مصرف انرژی سرمایهگذاری میکنند، مثلاً در آمریکا یا در کشورهای دیگر فرض کنید در حوزه ساختمان مجبور میکنند کارایی ساختمانها هر سال اندازهگیری شود و آنها را ممیزی انرژی کنند. در برخی کشورها در ساختوسازهایشان قوانین و استانداردهای ساختوسازشان، استانداردهای انرژی اجباری است، ولی در ایران اصلا به این مورد مهم توجه نمیشود و از نظر من قیمت انرژی به دلیل یارانهای که دولت میدهد پایین است.
رعایت استانداردهای انرژی در ساختوساز مسکن بسیار موضوع مهمی است. در ساختمان سازی اصلا هیچ ممیزی صورت نمیگیرد برای مثال شاید بتوان با استفاده از نوع خاصی از یک آجر، عایقی ایجاد کرد که این عایق بتواند اتلاف انرژی را کاهش دهد همچنین استفاده از پنجرههای دو جداره بسیار مفید است اما باز هم اتلاف انرژی در ساختمانهایمان بسیار بالاست و دلیل آن هم این است که دولت هیچ استانداردی را در این بحث نمیگذارد.
بعضی از اتفاقات میتوانند بسیار موثر باشند، برای نمونه در تجربهای که در ساختمانسازی در شهر کرمان داشتم در مقایسه با دیگر شهرها مانند شهرهای هرمزگان و سیرجان، شاید سختگیرترین جایی که استانداردهای ساختوساز در آن اجرا میشود، استان کرمان باشد و این هم به دلیل زلزله بم ، یعنی نظام مهندسی کرمان در بحث ساختوساز فوقالعاده سختگیری میکند و بنابراین در حوزه انرژی هم بسیار مهم است که ما بتوانیم این کار را حتما انجام دهیم.
خطای «میراث فرهنگی» با ۴۹ سال فاصله ثبتی
در مطلبی با عنوان «مناره آجری شاهکاری هزارساله در دل خرمآباد» که در سایت رسمی وزارتخانه میراثفرهنگی منتشر شده؛ شماره ثبت ملی این بنا ۳۷۶ درج شده است. در حالی که شماره ۳۷۶، شماره ثبتی یک بنای چهارطاقی در آباده فارس بوده و شماره ثبت این مناره آجری ۱۹۳۰ است. چند نکته دیگر درباره این اطلاعات نادرست، قابل توجه است: اول اینکه استان لرستان، رتبه دوم در میان استانهای ایران از نظر ثبت بنا و محوطههای تاریخی را دارد؛ در واقع از مجموع بناها و محوطههای ثبت شده آن، ۱۱ درصد و نیم، بنا و ۸۸ درصد و نیم تپه و محوطه به ثبت ملی رسیده است که به عبارتی ۲۷۰ بنا دارد و ۲ هزار و صد تپه و محوطه اما از این مجموع فقط یک بنا مناره دارد و مربوط به دوره سلجوقی است و در سال ۱۳۷۶ به ثبت ملی رسیده و در تاریخ ۲۸ /۱/ ۱۳۷۹ تعیین حریم شده است. (دقت کنید با توجه به روند کند تعیین حریم در ایران، این بنا آنقدر مهم بوده که بعد از گذشت سه سال تعیین حریم شده چون بسیاری از بناهای تاریخی ایران، سالها طول میکشد که تعیین حریم شوند یا هرگز نمیشوند). از سوی دیگر بهتر است، چهارطاقی ساسانی آباده فارس را بشناسیم که شماره ثبتی ۳۷۶ را دارد و در تاریخ ۲/۱۲/۱۳۲۷ در فهرست آثار ملی ایران جای گرفته و در حال حاضر این چهارطاقی تبدیل به مسجد شده و اشتباه کردن این دو بنا با هم غیرممکن است! با در نظر گرفتن این موارد، به این نتیجه میرسیم، کارشناسان مربوطه در وزارتخانه میراثفرهنگی، ۴۹ سال تفاوت بین ثبت مناره آجری خرمآباد با بنای ساسانی آباده فارس را نادیده گرفته و شماره ثبت آنها را به جای هم زدهاند. از آنجاییکه این خطا در وبسایت رسمی وزارتخانه میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی روی داده و این سایت مرجع بسیاری از دانشجویان و کارشناسان است. امید است که هر چه سریعتر اقدام به رفع این مشکل شود. اگر چشم بر اشتباه گرفتن دو اثر ثبتی با فاصله ۴۹ سال ببندیم. پرداختن به دو خبر دیگر منتشر شده در این سایت، بسیار حایز اهمیت است؛ در خبری با عنوان « ۴۵ اثر در فهرست آثار ملی و واجد ارزش تاریخیفرهنگی ثبت شد»، محمدحسن طالبیان، معاون میراثفرهنگی کشور در حاشیه جلسه شورای ملی ثبت آثار تاریخیفرهنگی غیرمنقول که روز دوشنبه ۲۷ بهمن ۹۹ در سالن آمفی تئاتر وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی با حضور اعضای شورا برگزار شد خبر از ثبت ۴۵ اثر از ۸ استان ایران را داد. بر اساس این خبر، اگر مسئولان کمیته تخصصی ثبت آثار، که در این جلسه فقط ۶ ساعت زمان برای بررسی پروندههای ثبتی داشته باشند؛ یعنی برای بررسی هر پرونده مسئولان محترم کمیته ۸ دقیقه بیشتر زمان نگذاشتهاند! اما این پایان ماجرا نیست، در گزارش دیگری با عنوان « ۱۰۷ اثر منقول فرهنگیتاریخی ثبت ملی شد»؛ شاهد این هستیم که کارشناسان محترم در یک جلسه ۶ ساعته، در هر ۳ دقیقه یک اثر منقول را به ثبت کردهاند. ممکن است برخی از بگویند، پروندههای ثبتی از پیش تشکیل و از سوی کارشناس مربوطه تایید شده، بنابراین باید پرسید دلیل تشکیل کمیته تخصصی ثبت آثار ملی چیست؟ این پروندهها میتوانند در یک جلسه کوچک با سرعت امضا و تایید شوند. آنها برای چه در این جلسه دور هم جمع میشوند؟ واقعا تمام توضیحات مربوط به یک بنا را میتوان در ۸ دقیقه توضیح داد؟ اما در مورد پروندههای منقول باید بگوییم، موارد متعددی وجود دارد که از قبل کارشناسی نشدهاند و در همان جلسه مورد تایید برای ثبت قرار میگیرند، در این صورت با چه منطقی میتوان پذیرفت که در یک جلسه ۶ ساعته ۱۰۷ اثر منقول را بتوان ثبت ملی کرد؟ این روش را قبلا در دوره مدیریت «حمید بقایی» در سازمان میراثفرهنگی و «آتوسا مومنی»، مدیرکل دفتر ثبت آثار تاریخی، فرهنگی و طبیعی سازمان میراثفرهنگی کشور هم شاهد بودیم. ثبتهای کیلویی که در نهایت فقط آمار را بالا میبرد اما از نظر محتوا بیمایه بود. از سوی دیگر این سوال پیش میآید، آیا این کمیته نقشی در تعیین پروندههای ثبت اضطراری ندارد؟ چطور ممکن است که خانه «احمد محمود» نویسنده شهیر و خانه «بهآذین» نتوانستند برای ثبت به کمیتههای مربوطه راه پیدا کنند و از فهرست جا بمانند؟ و ما امروز شاهد ویرانی خانه احمد محمود باشیم که پیشتر رسانهها و دوستداران میراثفرهنگی هشدار داده بودند، مالک جدید قصد تخریب آن را دارد. به نظر میرسد همین روش گینسی در ثبت بناهای منقول و غیرمنقول تاریخی در نحوه مدیریت حفاظت از بناهای ثبتی حتی اگر از مهمترین آثار جهانی هم باشد، تسری پیدا میکند. پیش از انتشار تصاویری از پارکورسواری در تختجمشید، رسانهها بارها و بارها در مورد نحوه مدیریت تختجمشید و پاسارگاد هشدار داده بودند اما متاسفانه هیچکدام از این فریادها به جایی نرسید. وقتی در تختجمشید، از نخستین بناهای جهانی ایران باید شاهد چنین رویدادهایی باشیم، دیگر برداشتن جمجمه تاریخی در محوطههای دورافتاده سیستانوبلوچستان از سوی یک بلاگر دور از ذهن نیست. بارها و بارها شاهد موتورسواری روی محوطههای تاریخی بودهایم به ویژه شوش باستانی که باعث فخر ایرانیان در دنیاست. اقدامات ویژه وزارتخانه میراثفرهنگی تا کنون برای جلوگیری از این روند چه بوده است؟ وقتی محوطه باستانی چون چگاسفلی به خطر میافتد، از سوی دفتر ریاست جمهوری به وزارتخانه میراثفرهنگی باید هشدار بدهند که برای حفاظت از این محوطه اقدام کنید! تلهکابین کرمانشاه، از نخستین بناهای ثبت شده در ایران، مدتهاست درگیر کابوس تلهکابین است، کابوسی که بیست سال پیش شروع شد اما به دلیل اعتراض کارشناسان میراثفرهنگی متوقف مانده بود تا اینکه در چند سال گذشته و در دوره مدیریت علیاصغر مونسان، بیش از پیش فعال شده و هنوز این وزارتخانه اقدام جدی برای ایستادن در برابر این عملیات مخربانه انجام نداده است. اگر هر بار و با هر دوره مدیریتی از هر جناح و گروهی باید شاهد این همه نبود نظارت روی پروندههای ثبتی باشیم و این همه تخریب را ببینیم، تا چند سال دیگر چه از هویت تاریخی و باستانی ما باقی میماند؟ جز تعدادی آثار منقول و غیرمنقول با شماره ثبتهای بلاتکلیف.
مردمشناسی، عنصر آشنایی ایرانیان با هویت خود
مردمشناسی در سالیان گذشته از جمله رشتههای مهم و تاثیرگذار در ایران و جهان بوده. رشتهای که به گفته «ژانت بلیک»، استاد دانشگاه شهید بهشتی نقش مهمی در تدوین کنوانسیون میراث ناملموس از سوی یونسکو داشت و در هیچ کنوانسیون جهانی مردمشناسی تا این اندازه نقش نداشته است. او که در دومین همایش روز جهانی مردمشناسی که از سوی پژوهشکده مردمشناسی با همکاری موسسه باغ میراث زنده پارسی،هسته پژوهشی مردمشناسی دانشگاه مازندران، پژوهشکده گیلان شناسی دانشگاه گیلان برگزار شد صحبت میکرد؛ در کنار دیگر پژوهشگران این عرصه، مردم شناسی را عنصری کلیدی در قرن آتی برای ایرانیان دانست. در این همایش همچنین به نقش هوشنگ پورکریم، مردمشناس روستایی پرداخته شد و حاضران از آثار حضور او گفتند.
پس از او محمد میرشکرایی، رئیس پیشین پژوهشکده مردمشناسی و پیشکسوتان مردمشناسی ایران گفت: «حوزه ایران فرهنگی با نقش برجسته ابوریحان بیرونی یکی از بنیانگذاران این رشته در جهان است و هیچ رشتهای به این اندازه نمیتواند رابطه هویت امروزی ایرانیان با تاریخ کهن و قدیمی ایران را در کشور ما روشن سازد.»
نعمتالله فاضلی، استاد پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی دیگر سخنران این همایش بود که به بحث درباره نقش مهم رشته مردمشناسی در قرن جاری و قرن آتی شمسی پرداخت و یادآور شد که این رشته در صد سال اخیر مهمترین نقش را در آشنایی ایرانیان با هویت خود و پاسخ به پیچیدگیهای جامعه ایرانی و مسائل آن داشته و توسعه پایدار در قرن آتی بدون توجه به نقش این رشته ممکن نخواهد بود.
آتوسا مومنی، محقق حوزه میراث ناملموس و باستانشناسی نیز سخنرانی خود را در مورد رابطه میراث ناملموس و مهاجرت مطرح کرد و گفت: «مهاجرت میتواند با سفر گروههایی که حامل میراث ناملموس هستند به حفظ این میراث آسیب وارد کند و به این دلیل جنگ که خود یکی از دلایل عمده مهاجرت مردم جهان است از عوامل آسیبزا به میراث ناملموس به نظر میرسد.» او در ادامه به بررسی آیینها و سنن ایرانی در ادامه نشست در نزد اجتماع ایرانیان خارج از کشور پرداخت.
پس از این محقق، حسین میرزایی، استاد دانشگاه علامه طباطبایی، یکی از مشکلات رشته مردمشناسی را نبود همگرایی مردمشناسان ایران دانست و گفت: «باید کوشش شود از طریق گسترش زیرساخت و بهبود امر آموزش و درک تفاوتهای این رشته در جایگاه رشتهای با تاکید بر کار میدانی از سوی وزارت علوم مشکلات محققان و اساتید این رشته برای حضور در میدان تحقیق حل شود.»
در ادامه این همایش قاسم حسنی، استاد دانشگاه مازندران و رئیس هسته پژوهشی مردمشناسی دانشگاه مازندران دانشگاه مازندران گفت: «مردمشناسی حل کننده چالشهای توسعه بیمار یعنی نبود رابطه هنجارمند انسان با تنوع زیستی و فرهنگی است و در کشور ما هم باید از مردمشناسی استفاده بیشتری شود.»
همچنین مریم نعمتطاووسی، عضو هیئت علمی و مدیر گروه مردمشناسی اجتماعی پژوهشکده مردمشناسی نیز در این نشست عنوان کرد: «مردمشناسی میتواند به حفظ عناصر میراث ناملموس کند و توجه به این عنصر را به ثبت آن محدود کند.» او توجه به اهمیت بعد کسب و کار را در زمینه حفظ میراث ناملموس با تاکید بر هنر سوزندوزی در نزد زنان بلوچ مورد توجه قرار داد و از ظهور بنمایه کرونا در هنرهای سنتی این خطه از کشور یاد کرد که نشان دهنده انعطافپذیری و تابآوری میراث ناملموس است.
فریده مجیدی، عضو هیئت علمی پژوهشکده مردمشناسی نیز به بررسی جایگاه کهنسالان و پیر شدن جمعیت ایران در ارتباط با میراث ناملموس پرداخت و خواهان توجه به جایگاه کهنسالان در کشور در انتقال و حفظ میراث ناملموس شد. پس او نیز گلفام شریفی، عضو هیئت علمی پژوهشکده مردمشناسی به چالشهای موجود در مسیر ثبت ملی عناصر میراث ناملموس در ایران پرداخت و راههایی برای رفع این چالشها پیشنهاد کرد.
در ستایش پورکریم مردمشناس روستایی
از دیگر بخشهای این همایش مروری بود بر آثار مردمشناس فقید هوشنگ پورکریم؛ کسی که مدیر بخش مردمشناسی روستایی مرکز مردمشناسی بود و در توسعه مطالعات مردمشناسی روستایی در ایران نقش بهسزایی داشت. پورکریم از مردمشناسانی است که با تاسیس مرکز مردمشناسی ایران در سال ۱۳۳۹ کمک شایانی به شکلگیری دانش انسانشناسی در ایران کرد. در همایش روز جهانی مردمشناسی نیز محمد میرشکرایی، رئیس پیشین پژوهشکده مردمشناسی و از پیشکسوتان این رشته درباره او صحبت کرد و پس از او باجلان فرخی به جایگاه هوشنگ پورکریم در تاریخ مطالعات مردمشناسی کشور پرداخت و گفت: «او تاثیر زیادی بر بسیاری از مردمشناسان ایران چون جلالآلاحمد، کاظم سادات اشکوری، محسن میهندوست، مرتضی هنری و …داشت و او را میتوان شاخصترین مردمشناس مرکز مردمشناسی تلقی کرد.»
در ادامه هاشم موسوی، رئیس پژوهشکده گیلانشناسی نیز از نقش بارز پورکریم در مطالعات ترکمنشناسی یاد کرد و گفت: «به واقع نه مردمشناس ایالات متحده ویلیام آیرونز و دیگر مردمشناسان خارجی که هوشنگ پورکریم را باید بنیانگذار مطالعات ترکمنشناسی در ایران دانست.» اشاره او به آیرونز از این رو بود که انسانشناسان خارجی، مانند ویلیام آیرونز و بیبی رابعه لوکاشوا، برای تحقیقات و تالیفات درباره ترکمنهای ایران از پژوهشهای پورکریم به عنوان منبعی معتبر بهره گرفتهاند.
پس از موسوی، هوشنگ عباسی، محقق و مدیر مسئول فصلنامه رهآورد گیل از حضور هوشنگ پورکریم و کارگاهها و کلاسهای او برای آموزش مردمشناسان محلی گیلان چون محمد بشرا و مرحوم ابوالقاسمی گفت که با حضور و کار عملی در روستای شیخانبر همراه بود. او سپس به تاثیر و نقش هوشنگ پورکریم در شکلگیری نهاد و موسسه مرکز مردمشناسی، آموزش مردمشناسان جوان زمان خود، و تولید مقاله و کتاب پرداخت و مونوگرافی «فشندک» را اولین مونوگرافی اتنوگرافیک ایران دانست. فشندک یکی از کتابهای پورکریم درباره روستایی در طالقان است. این کتاب یک بخش تکنگاری (به قلم پورکریم) دارد و بخش دومش نوشتاری به نام «جغرافیای طالقان» به قلم محمد حسن صنیعالدوله است که به کتاب ضمیمه شده است.
برای طرح مردمشناسی در جامعه
در پایان علیرضا حسنزاده، عضو هیئت علمی پژوهشکده مردمشناسی با جمعبندی سخنرانیها اعلام کرد که پژوهشکده مردمشناسی نخستین مرکز در بزرگداشت روز ملی مردمشناسی از سال ۱۳۹۲ بعد از ثبت روز تولد ابوریحان بیرونی در تقویم رسمی کشور به عنوان روز ملی مردمشناسی و کار ارزشمند ابراهیم فیاض در شورای فرهنگ عمومی برای ثبت این روز به عنوان روز ملی در پایان سال ۱۳۹۱ بوده و روز جهانی مردمشناسی نیز از سوی این پژوهشکده با همکاری هسته پژوهشی مردمشناسی دانشگاه مازندران دانشگاه مازندران از سال ۱۳۹۸ گرامی داشته شده است. او افزود: «فعالیتهای این پژوهشکده منجر به مطرح شدن روز ملی و جهانی مردمشناسی در سطح عمومی در کشور شده است و پژوهشکده مردمشناسی در طی سالهای گذشته همایشها، نشستها و پژوهشهای متعدد در زمینه مسائل مربوط به محیط زیست یا اقتصاد سبز و میراثفرهنگی اقتصاد فیروزهای داشته و کوشیده تا نشان دهد بدون توجه به این دو عنصر توسعه پایدار ممکن نمیشود.»
حسنزاده عنوان کرد: «ما در زمان نگارش و تدوین برنامه ششم توسعه با طرح مفاهیم راهبردی چون مسئولیت اجتماعی شرکتها خواستار تصویب قانونی از سوی مجلس برای تبدیل مسئولیت اجتماعی شرکتها در زمینه میراثفرهنگی محیط زیست آموزش و بهداشت و درمان شدیم و حال این درخواست و مطالعه را برای حضور بیشتر علوم انسانی و بخصوص مردمشناسی در تدوین و تالیف برنامه هفتم توسعه به ویژه توجه به مسئولیت اجتماعی شرکتهای خصوصی و دولتی در زمینه آموزش بهداشت میراثفرهنگی و محیط زیست اعلام میداریم.»
این عضو هیئت علمی پژوهشکده مردمشناسی در مروری بر آثار هوشنگ پورکریم گفت: «هر یک از اقوام ایرانی و دانشگاهها و مراکز علمی استانهای کشور نقشی در رشد رشته مردمشناسی در ایران داشتهاند. اگر علمای علوم اجتماعی دانشگاه مازندران چون غلامحسین صدیقی در شکلگیری جامعهشناسی در ایران نقش داشتهاند، مردمشناسان گیلانی چون هوشنگ پورکریم، کاظم سادات اشکوری، عسگری خانقاه و….در مرکز مردمشناسی نقشی عمده در بالندگی این رشته ایفا کردهاند.»
احیای میانکاله راه نجات پرندگان است
شمار پرندگان مهاجر تلفشده در میانکاله، نزدیک به 12 هزار بال است. مرگ و میر گسترده دی ماه پارسال در حال تکرار است. در شرایطی که آنفلوانزای فوق حاد پرندگان سازمان دامپزشکی را ناچار به معدومسازی یک میلیون و 400 هزار پرنده مرغداریها کرده و باغهای پرندگان از بیم تکرار فاجعه قم تعطیل شدهاند، 24 روز است که محیطبانان در تالاب بینالمللی میانکاله و خلیج گرگان (در مازندران و گلستان) هر روز لاشههای مرغهای وحشی مهاجری را جمعآوری میکنند که با «بوتولیسم» مردهاند. زمستان مرگبار میانکاله در حالی تکرار میشود که سال پیش تا زمان بازگشت مهاجران، شمار تلفات رقم 43 هزار را هم رد کرد. حسینعلی ابراهیمیکارنامی، مدیرکل حفاظت محیط زیست مازندران که پیش از این هم درباره رخ دادن فاجعه در زمستان هشدار داده بود، در گفتوگو با «پیام ما» میگوید حرفوحدیثهایی که در بعضی محافل در رد بوتولیسم میگویند، غیرعلمی است و اکنون چارهای نیست جز احیای تالاب.
آقای دکتر ابراهیمی از آخرین آمار تلفات پرندگان چه خبر؟ در تالاب میانکاله و خلیج گرگان این روزها چه میگذرد؟
آخرین آمار مربوط به روز جمعه است. مجموع تلفات پرندگان مهاجری که جمعآوری شده به 11 هزار و 807 قطعه رسید. اکنون در شرایط همهگیری کرونا، وضعیت بسیار بحرانی است و ما باید به همه جواب پس بدهیم. هر روز، بسته به حجم روزانه تلفات، 30،40 نفر از همکاران من در منطقه حضور دارند. محیطبانان در این شرایط بیماری کنار هم مشغول جمعآوری لاشهها هستند و نیروهای اداره کل محیط زیست هم به صورت شیفتی حضور دارند. شرایط بسیار دشواری است.
مردمی که هر روز اخبار مرگ پرندهها را دنبال میکنند، میپرسند راهکار چیست. آیا باید فقط لاشهها دفن شوند و منتظر بازگشت پرندهها باشیم؟
این اتفاق در دنیا در حال وقوع است. بررسیهای کارشناسی نشان میدهد که تنها چاره احیای تالاب میانکاله و خلیج گرگان است. اگر این کار انجام شود، یکی از عوامل تشدیدکننده بیماری پرندگان مهاجر به طور قطع مهار میشود.
البته تا پیش از این که مسئله انتقال آب مطرح شود، همه برنامهها فقط روی کاغذ بود. در این شرایط بحرانی برای احیای تالاب چه کاری انجام شده؟
فارغ از بیماری بوتولیسم، سه سال است که در دو مسیر استانی و ملی کار را خیلی جدی آغاز کردهایم. در مسیر استانی 76 کیلومتر لایروبی انهار و رودخانههای منتهی به تالاب انجام شده است. مسئله تامین آب از سد «گلورد» هم مطرح شده که در حوضه همجوار است و همکارانمان در وزارت نیرو را متقاعد کردیم که از این سد آب تامین کنند. کانالهای آن هم احداث شد و از 16 بهمن امسال، هزار و ۳۰۰ لیتر آب در هر ثانیه برای اولین بار از این مسیر به تالاب رهاسازی شد. در حال شناسایی منابعی در حوضه نکارود هم هستیم تا ببینیم چه نتیجهای خواهیم گرفت. با این همه اصل ماجرا این است که میانکاله، تالابی ساحلی و تابع نوسانات سطح دریای خزر است. احتمالا همین نوسانات باعث شده که اکنون بخش اعظم تالاب به سمت خشکی برود. از سوی دیگر دو، سه مجموعه علمی در گلستان و با مسئولیت استانداری گلستان راهکار دیگری را مطالعه کردهاند؛ لایروبی کانالهای مرتبط بین تالاب و دریا. این راهکار را در نهایت کارگروه تخصصی احیای تالاب میانکاله که ذیل ستاد ملی احیای تالابهای کشور فعالیت میکند، تایید کرد.
اما حاشیهها و شک و تردیدها درباره این طرح زیاد بود. واقعا قرار است اجرا شود؟
ما در محیط زیست مازندران هنوز روی این طرح بحث داریم. نگرانیم که این لایروبی باعث خشکیدن بیشتر تالاب بشود. آمار و ارقامی که بررسی کردهایم نشان میدهد که سطح دریای خزر بالا نیامده و بسیار پایینتر رفته. نگرانیم که با لایروبی همین میزان آبی که در سطح تالاب وجود دارد هم داخل دریای خزر خالی شود. مسئله اینجاست که مشاور طرح راضی به دادن تضمین نشده و در حقیقت همین موضوع بیشتر ما را در موافقت با این طرح دو دل کرده است. اگر از چنین طرحی اطمینان دارند، چرا تضمین نمیدهند؟ این است که دستور کار برای احیای تالاب در سطح ملی آماده شد و آماده طرح در اولین جلسه ستاد ملی احیای تالابهاست. آنجا دوباره بررسی میشود و اگر به تصویب برسد، منابع اعتباری کلانی نیاز دارد. هم باید این منابع برسد و هم نظرات دستگاهها. این موضوع کاملا فرابخشی است. از سوی دیگر وقتی این تالاب خشکید مسئله تجاوز به عرصه هم نگرانکننده بود و همین دلیل تا حدود 50-60 کیلومتر مرز منطقه را مشخص کردیم و همچنین برای فاضلاب سه شهر گلوگاه، بهشهر و نکا، مجوز کمیسیون ماده 23 بودجه دریافت شده تا شبکه جمعآوری و تصفیه فاضلاب آغاز به کار کند. اینها مجموعه کارها در سطح استان بود و طرحهایی که ملی است و اعتبارات کلان نیاز دارد، وظایف دستگاهها مشخص شده و کارگروه ملی باید در نهایت تصمیم بگیرد.
موضوع فاضلاب را مطرح کردید. مسئلهای که این روزها بعضی گروههای دامپزشکی درباره آن صحبت میکنند تاثیر فاضلاب در مرگ و میر پرندگان مهاجر است. سال پیش هم تردیدهایی درباره معرفی بوتولیسم به عنوان عامل تلفات گسترده مطرح بود و گروههایی که تلاش داشتند در آزمایشگاهها لاشهها را بررسی کنند به در بسته میخوردند یا حتی موضوع تاثیر دایکها در تالاب مطرح بود.
چقدر مسئله فاضلاب به خصوص ورود فاضلاب کشتارگاههای بزرگ به تالاب میتواند در این تلفات تاثیرگذار بوده باشد؟
سال گذشته و امسال یکی از بحرانهای ما اظهارنظرهای غیرفنی درباره این موضوع بود که هدف آن روشن نیست. هر کسی مستندی دارد، مطالعه و آزمایشی کرده میتواند ارائه کند. همه فقط فرضیاتی طرح میکنند اما تا این لحظه هیچ گزینه مستندی به جز بوتولیسم درباره تلفات پرندگان مهاجر ارائه نشده است. فرضیات متعددی مطرح شد که بعضیشان واقعا تعجبآور بودند اما همه آنها رد شدند. در حال حاضر ما به دنبال حقیقتیم. اگر عامل انسانی به طور مستقیم در این موضوع دخیل بود که برای محیط زیست هم راحتتر میشد؛ جلوی کار را میگرفتیم و خسارت دریافت میکردیم. اما اینطور نیست. دلایل باید علمی و مستند و آزمایش شده باشد. با این همه سازمان دامپزشکی اعلام کرده که به متقاضیانی که میخواهند کمک کنند، آزمایشگاه و تجهیزات میدهد اما افراد بدون سند و هر کدام از ظن خود عاملی را مطرح میکنند. مثلا بعضی میگویند فاضلاب انسانی شهرهای جنوبی موثر است. گروهی میخواهند از این آب گلآلود ماهی بگیرند. اما تمام پارامترهای فیزیکی و شیمیایی را آنالیز کردهایم و بنا به دلایل علمی و متقن، سازمان دامپزشکی همه فرضیات مختلف را با دلیل و استناد رد کرده است و دامپزشکان مستقل هم بوتولیسم را تایید کردهاند.
در این مدت که مسئله آلودگی تالاب مطرح بود، ورود فاضلاب کشتارگاهها تا چه حد کنترل شده است؟
فاضلاب کشتارگاه کاملا تحت رصد محیط زیست است. یکی از کشتارگاهها رعایت نمیکرد که ما پیگیری کردیم و برخورد قضایی کردیم و در حال حاضر به سیستم تصفیه پیشرفته تجهیز شده است. کشتارگاهها به طور جدی آنالیز میشوند و تصفیهشان در حد استاندارد است.
اکنون چه پیشبینی برای این وضعیت میتوان داشت؟
هیچ پیشبینی نمیتوان کرد. فقط میدانیم که تالاب باید احیا شود و این راهکاری برای کنترل بیماری و خطرات آینده خشکیدن تالاب است؛ ما اکنون از این خطرات بیخبریم، خطراتی چون تبدیل تالاب به کانون غبار. بنابراین تمام تمرکزمان باید بر احیای تالاب باشد. همه دستگاهها و همه مردم باید پای کار بیایند. همه را باید دعوت کنیم که از این وضعیت بحرانی خارج شویم. البته باید دانست با اینکه در خبرها مدام از مرگومیر پرندگان مهاجر صحبت میشود اما معضلات دیگر محیط زیستی استان همچنان حل نشده باقی ماندهاند. اگرچه الان تیتر اخبار تلفات گسترده پرندگان در میانکاله است اما مشکل پسماند، هنوز معضل بزرگ مازندران است.
اجازه پیشفروش خودرو بدون مجوز را نمیدهیم
در حالی که شرکت خودروسازی سایپا، پیش فروش محصول جدیدش «شاهین» را شروع کرده، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست اعلام کرد: «فروش یا پیشفروش تمام خودروهایی که مجوز محیط زیست را نگرفتهاند، غیرقانونی است و بر اساس پیگیری سازمان حفاظت محیط زیست جلوی این تخلف گرفته میشود.»عیسی کلانتری در گفتوگو با پایگاه اطلاعرسانی سازمان محیط زیست، با تاکید بر اینکه مساله پیشفروش خودرو بدون مجوز محیط زیست به ریاست جمهوری منعکس شده، عنوان کرد: «به ریاست جمهوری منعکس کردیم تا جلوی این کار را بگیرند. تا زمانی که مجوز سازمان حفاظت محیط زیست اخذ نشود، اجازه پیشفروش خودرو را ندارند. وزیر صنعت، معدن و تجارت نیز گفته که اجازه پیشفروش نداد و باید جلویش گرفته شود.»این اظهارات در حالی است که شرکت خودروسازی سایپا با وجود تاکید سازمان محیط زیست بر غیرقانونی بودن این اقدام، پیشفروش «شاهین» را آغاز کرده است. فروش غیرقانونی خودروهایی که مجوزهای محیط زیستی ندارند در سالهای اخیر همواره محل مناقشه بوده است. تخلف چندباره خودروسازان در پیشفروش خودروهای دارای استاندارد یورو۴ که خلاف ضوابط قانون هوای پاک بود در سه سال اخیر همواره محل اختلاف سازمان حفاظت محیط زیست و خودروسازها بوده است. چرا که مطابق قانون باید این خودروها دارای استاندارد یورو ۵ باشند.«پیام ما» در روزهای گذشته در گزارشی نوشته بود: خودروی شاهین نتوانسته مجوز محیط زیستی برای تولید و شمارهگذاری بگیرد و از همین رو پیشفروش آن غیرقانونی است. کمیته خودرو به عنوان نهاد زیر مجموعه وزارت صمت وظایف قانونیاش را انجام نداده و از سوی دیگر سایپا هنوز مدارک لازم را برای اخذ مجوز به سازمان محیط زیست ارسال نکرده است. محمدمهدی میرزایی، رئیس مرکز هوا و اقلیم سازمان محیط زیست، گفته بود که قبل از صدور مجوز پیشفروش خودروها، باید استعلامهای لازم در خصوص دارا بودن مجوزهای محیط زیستی از سازمان محیط زیست صورت پذیرد. «تا به حال نه تنها در مورد خودروی شاهین بلکه در رابطه با پیشفروش هیچ خودروی دیگری، از سازمان محیط زیست استعلام نشده است.»
تغییر الگوی آتشسوزی از مراتع به جنگلها
آتشسوزیها به سمت مناطقی پیش میرود که پیشتر، کمتر در معرض آتشسوزی بوده است. «گاردین»، با بررسی اطلاعات و تحلیل دادههای 20 ساله، به این نتیجه رسیده است. در حالی که تقریبا مناطق آتشسوزی در سراسر جهان در این مدت نسبتا ثابت بوده است، پژوهشهای جدید نشان میدهد که الگوی آتشسوزی منطقهای در حال تغییر از مراتع و چمنزارها به جنگلها است.
در چند سال گذشته، آتشسوزی بخشهای بزرگی از کالیفرنیا، استرالیا، سیبری و پنتانال در آمریکای جنوبی را از بین برده است؛ مناطقی که تا پیش از این، نسبتا از آتشسوزی به دور بودهاند. در مقابل، در آفریقا، آتشسوزی ساواناها یا علفزارهای گرمسیری و نیمهگرمسیری کاهش یافته است.
متخصصان معتقدند که تغییر الگوهای آتشسوزی، ناشی از عوامل انسانی است: گرمایش جهانی که باعث ایجاد شرایط خطرناکی در جنگلها و تغییر زمینها شده و علفزارها را به مزارع و جاده تبدیل کرده است.
دلایل و تبعات این موضوع همچنان مورد مطالعه است اما دانشمندان نگران هستند که این تغییر الگوهای آتشسوزی از علفزارها به جنگلها، باعث تولید و انتشار بیشتر دیاکسید کربن از جنگلها به اتمسفر میشود.
«نیلز آندلا»، یک متخصص سنجش از راه دور در دانشگاه کاردیف، میگوید: «از اوایل دهه 2000 میلادی، ما شاهد کاهش آتشسوزی در مراتع وعلفزارها هستیم. در همان زمان، شاهد افزایش آتشسوزی در مناطقی مثل غرب آمریکا هستیم که به شدت مستعد سوخته شدن هستند. موضوعی که کاملا به تغییرات آبوهوایی مرتبط است.» آندلا میگوید: «این روند، هنوز در همه جای دنیا دیده نمیشود اما احتمالا به زودی در سایر نقاط جهان، خود را نشان خواهد داد.»
خشکی، جنگلهای استرالیا را آسیبپذیرتر کرده است
سال گذشته در استرالیا، فصل آتشسوزی کاملا استثنایی بود، چون محل آتشسوزی، مقیاس آتشسوزی مورد توجه قرار گرفت.
منطقهای که در سال 2019 تحت تاثیر آتشسوزی قرار گرفت، نسبت به سالهای قبل در حقیقت کاهش یافته بود، اما ابر دودی که بالای منطقه قرار گرفته بود، سه برابر بزرگتر از هر زمان دیگری بود. دانشمندان این اتفاق را «یک معیار جدید در بزرگی آشفتگی استراتوسفر» توصیف کردهاند.
در اکثر سالها، آتشسوزیهای بزرگ و گستردهای در مناطق شمالی و غربی با جمعیت کم گسترش مییافت. اما در آتشسوزی سال 2019-2020، آتش به سمت جنوب شرقی حرکت کرد و جنگلهایی را درنوردید که تا پیش از این، این مقیاس از آتشسوزی آنها را نمیسوزاند.
دکتر «پپ کانادل»، دانشمند ارشد تحقیقات در مرکز علوم اقلیمی در سازمان تحقیقات علمی و صنعتی مشترکالمنافع در استرالیا میگوید، دلیل این اتفاق، گرمترین دمای ثبت شده آن سال در 100 سال اخیر و همچنین خشکسالی دو ساله در بسیاری از نقاط جنوب شرقی استرالیا بوده است که باعث خشکی جنگلها و ایجاد سوخت قابل اشتعال برای آتشسوزی شده بود. دکتر پپ کانادل هشدار داده که احتمالا این روند ادامه خواهد یافت. او میگوید: «هیچ شک و تردیدی وجود ندارد که تغییرات آبو هوایی یک عامل بسیار مهم در فعالیت آتشسوزی گسترده فصل گذشته بوده است. ما همواره خشکسالی و امواج گرمایی را داشتهایم که باعث شرایط مستعد آتشسوزی شده است، اما روند دمای بلند مدت ما اکنون یک درجه بالای سطح پیشاصنعتی است، آن هم با وجود امواج گرمایی داغتر و طولانیتری که باعث خشکتر شدن جنگلها و مستعد شدن بیشتر آنها برای آتشسوزی میشود.
آتشسوزی کالیفرنیا به سمت شمال گسترش مییابد
آتشسوزی کالیفرنیا، مانند استرالیا، به سمت مناطق جدیدی حرکت میکند و همینطور اندازه و تناوب آن هم بیشتر و بیشتر میشود. «جان آباتزوگلو» دانشیار دانشگاه کالیفرنیا میگوید: «در سیستمهای جنگلی، از جمله آنهایی که همواره به خوبی قدرت مهار آتشسوزی را داشتهاند، مثل جنگلهای آمریکا و کانادا، در چند دهه گذشته، ما شاهد افزایش سوخته شدن مناطق و تعداد آتشسوزیهای بزرگی هستیم.» او گفته است که بخشی از تقصیرها را باید بر گردن گرمایش و خشک شدن آبوهوا بیاندازیم که شرایط را برای سوختن جنگلها فراهم کرده است. او میگوید: «افزایش استعداد سختن در مناطق گرمتر، باعث شده تا جنگلها بسیار راحتتر به آتش کشیده شوند و ما شاهد خاکستر شدن بخش بزرگی از جنگلها در مناطق غربی آمریکا باشیم.» دکتر متیو جونز، همکار ارشد تحقیقات در مرکز پژوهشهای تغییرات آبوهوایی دانشگاه آنگلیای شرقی گفته است: «به شکل عجیب و خیرهکنندهای ما شاهد افزایش 8 برابری در سوختن جنگلهای کالیفرنیا در 20 سال گذشته هستیم و این تغییرات نه فقط در کالیفرنیا که در تمام جنگلهای غربی آمریکا مشاهده میشود.»
به گفته دکتر متیو جونز: «آب در حال کم شدن است و جنگلها به همین دلیل در حال خشکشدن مداوم در بهار و تابستان و پاییز هستند. جنگلها در حال تبدیل شدن به جعبههای باروتی هستند که بیش از پیش به دلیل تغییرات آبوهوایی قدرت سوختن پیدا کردهاند.»
الگوی خشک شدن در جنوب اروپا تکرار شد
خشکشدنهای مرتبط با تغییرات آبوهوایی در مناطق جنوبی اروپا در کشورهایی مثل پرتغال هم مشاهده میشود.
به گفته دکتر «ژاکلین چیس»، استاد جغرافیا و برنامهریزی در دانشگاه ایالتی کالیفرنیا، «در میان محققان آتشسوزی اتفاق نظر وجود دارد که تغییرات آبوهوایی، باعث گسترش فصل خشک شده و این امر هم به وقوع آتشسوزیهای گسترده، کمک کرده است؛ اگرچه پوشش گیاهی و تغییرات جمعیتی در مناطق روستایی هم از عوامل مهم تعیین کننده شدت و موقعیت آتشسوزی به شمار میآیند.»
او همچنین گفته است که «آبوهوای مدیترانهای همواره در فصل خشک باعث ایجاد آتشسوزی میشود اما اندازه و مقیاس این آتشسوزیهای اخیر، به شکل واضحی مرتبط با تغییرات آبوهوایی است.»
آتشسوزی به جنگلهای بارانی آمازون هم رحم نکرد
جنگلهای بارانی آمازون در برزیل هم اخیرا با آتشسوزیهای بیشتری مواجه شده و گرچه همه این اتفاقها به دلیل فعالیتهای مستقیم انسانی روی میدهد، متخصصان میگویند که تغییرات آبوهوایی همچنان در شدت این آتشسوزیها نقش دارد.
دکتر «اریکا برنگوئر» همکار ارشد تحقیقات در دانشگاههای آکسفورد و لنکستر، میگوید که همه انواع آتشسوزی در جنگلهای آمازون، مربوط به انسان و کشاورزی است که در سه دسته قرار میگیرد: جنگلزدایی (با آتش زدن درختان قطع شده برای پاکسازی مسیر)، از بین بردن مراتع ( با چراندن احشام) و با آتش زدن زمینها به منظور افزایش قدرت باروری آن.
در همه این شرایط، آتشسوزی میتواند به راحتی گسترش یابد و به برگها و درختانی که به واسطه تغییرات آبوهوایی خشکتر و آسیبپذیرتر شدهاند، برسد. دکتر اریکا برنگوئر میگوید که «تغییرات آبوهوایی حتی باعث خشکتر و داغتر شدن برخی از مناطق جنگلهای بارانی آمازون شده است و این کار را برای جنگل بسیار دشوار میکند که بتواند به عنوان یک مانع با آتشسوزی مقابله کند.
پیام رهبر انقلاب به نشست اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان در اروپا
حضرت آیتالله خامنهای در پیامی به پنجاه وپنجمین نشست اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان در اروپا، نشاندن نشان «نقشآفرینی در مسائل اساسی» بر سینه جوانان برومند کشور را از برترین افتخارات انقلاب اسلامی خواندند. به گزارش ایسنا، متن پیام رهبر انقلاب اسلامی که صبح امروز حجتالاسلاموالمسلمین احمد واعظی نماینده مقام معظم رهبری در امور دانشجویان در اروپا آن را در نشست مجازی این اتحادیه قرائت کرد، به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
دانشجویان عزیز
هر روز که میگذرد اهمیت نقش جوانان در پیشرفت کشور و تضمین آینده آن بیشتر آشکار میشود. بلیّهی عمومی کرونا هم این را یکبار دیگر به اثبات رسانید. همت و انگیزه و امید شورانگیز جوانان در این ماجرا نیز مانند بسیاری از مسائل کشور، پیشران گشایشهای علمی و عملی شد. این یکی از برترین افتخارات انقلاب اسلامی است که توانسته است نشان «نقشآفرینی در مسائل اساسی» را بر سینه جوانان برومند کشور بنشاند.
از شما دانشجویان عزیز انتظار میرود که در این فرصت مغتنمی که در اختیار شما است، خود را هر چه بیشتر به صلاحیتهای علمی و دینی و اخلاقی آراسته کنید و آماده نقشآفرینی شوید، و اتحادیه انجمنهای اسلامی در اینباره دارای وظیفهای سنگینتر و البته افتخارآمیزتر است.
والسلام علیکم و رحمهالله
سیّدعلی خامنهای
یک اسفند ۱۳۹۹
تضاد حصارکشی تئاتر شهر با شعار مدیریت شهری
موضوع حصارکشی دور مجموعه تئاتر شهر از فضاهای پیرامونی آن در حالی مطرح شده که موضوع با کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای شهر تهران مطرح نشده است و کمیسیون از آن مطلع نیست. براساس جلساتی که پیشتر در مورد موضوعات مربوط به جامعه هنری برگزار شده بود، کمیسیون فرهنگی و اجتماعی چندان با این موضوع موافق نبود. ما نباید فضای شهری را طبقاتی کنیم و بخشی از فضای شهر را برای قشر مشخص ایزوله کنیم و مانع حضور همه شهروندان شویم این اتفاق در تضاد با شعار شورای پنجم و همینطور شعار شهردار تهران جناب آقای دکتر حناچی است. ایزوله کردن مجموعه تئاتر شهر از پارک دانشجو در تعارض با شعار «تهران شهری برای همه» است. اساسا نمیشود ما بخشی از شهر را که سالیان طولانی همه شهروندان میتوانستند در آن حضور داشته باشند و در کنار آن قدم بزنند را محدود کنیم و ورود همه شهروندان را به آن ممنوع کنیم و متعاقبا شعار دهیم که تهران شهری برای همه تهرانیهاست. دیدگاه کمیسیون این چنین است. همچنین بعید است که در این موضوع مشخص هم اگر بحثی مطرح شود در کمیسیون رای به حصارکشی در مجموعه تئاتر شهر باشد. نکته دیگری که وجود دارد این است که شهرداری منطقه 11 در بودجه سال 99 ردیفی برای حصارکشی ساختمان تئاتر شهر ندارد و اگر بخواهد از محلی دیگر هزینه کند موضوع از سوی ما دنبال میشود. سازمان زیباسازی هم در موضوعاتی این چنینی که کاملا جنس اجتماعی و فرهنگی دارد، حتما نظر کمیسیون را جویا میشود. لذا در این بخش هم بعید میدانم که سازمان زیباسازی هم ارادهای برای حصارکشی در این محدوده داشته باشد. نکته مهم این است که ما هیچگاه نتوانستیم با جداسازی و با پاک کردن صورت مسئله، مشکلی را حل کنیم. اگر کسی باورش بر این است که فضای پیرامونی تئاتر شهر پر از آسیب اجتماعی است با جدا کردن این بخش از شهر از فضای پیرامونی نمیتواند آن آسیب اجتماعی را حل کند. ضمنا با وقوع چنین اتفاقی ممکن است که جامعه تصور کند که آدمهای شناخته شدهای که در بسیاری مواقع در سختیها در بلایای طبیعی و حوادث کنار مردم بودند و حرف مردم را زدند، زمانی که آسیب اجتماعی به فضای مربوطهشان نزدیک شده ترجیح دادند که خودشان را از باقی جامعه جدا کنند تا این آسیبها را نببینند. به هیچ وجه فکر نمیکنم که این طبقاتی کردن موضوعات و جداسازیها پیام خوبی برای جامعه داشته باشد و همچنین واکنش مثبتی هم از سوی شهروندان به دنبال داشته باشد. لذا به همه کسانی که میخواهند از فضای عمومی شهر برای خود فضای اختصاصی بسازند، پیشنهاد میکنم از این دست اقدامات اجتناب کنند و در شرایط دشوار تحریم اقتصادی و شرایط نابسامان برآمده کرونا تلاش کنند تا انسانها را به هم نزدیک کنند، به جای اینکه بخواهند میان انسانها دستهبندی راه بیندازند و بخشی از آنها را از یکدیگر جدا کنند.
درست در سالروز یک سالگی کرونا در کشور، در میان بارش انبوه برف و در آستانه سال جدید، بلایی تازه بر سر اهالی سیسخت آوار شد و خاطرات تلخ 12 فروردین سال 97 تکرار شد. جمعیت 7 هزار نفره سیسخت شب سیام بهمن ماه زمین لرزه 5.6 ریشتری را احساس کردند. زلزله با اینکه خسارت جانی نداشت و تمام مراجعان به بیمارستان و درمانگاهش به صورت سرپایی مداوا شدند اما خسارت مالی زیاد داشت. لرزش زمین خانههای تازه احداث شده بعد از زلزله 12 فروردین سال 97 را نشانه گرفت و به حدود هزار و 920 واحد مسکونی آسیب وارد کرد. مسئولان شهر گفتهاند که خسارت زلزله به خانهها از 60 درصد تا 100 درصد بوده است. منابع محلی میگویند که مردم اغلب چادرها و وسایل گرمایشی خود را در میان خرابه خانههایشان بنا کردند. نیاز اصلی آنها به چادر و وسایل گرمایشی است و نگرانی اصلیشان آینده و سرنوشت سرپناههایشان است. سرپناهی که در فصل سرما و کرونا و آستانه فصلی نو، تنها امیدشان بود.
نگرانی اصلی مردم از آینده خانههایشان است. این را امید سجادیان از فعالان محیط زیست به «پیامما» میگوید. او که در این روزها تلاش میکرد به مدد فضای مجازی نگاه مردم را به سمت زلزله سیسخت معطوف کند از نگرانی مردم نسبت آیندهشان میگوید: «سرما و کرونا شرایط را سخت کرده است، مردم نگرانند که سرنوشت خانههایشان چه میشود. هنوز مشخص نیست که به زلزله زدگان برای بازسازی خانههایشان چگونه کمک میشود، همه چیز در حد برآورد و ارزیابی است، بسیاری از خانهها ترک برداشتند و مردم نگرانند که چه زمانی به روال عادی زندگیشان باز میگردند.» مساله اصلی خانه و سرپناه است. مهدی روشنفکر، نماینده مردم شهرستانهای بویراحمد و دنا و مارگون در مجلس شورای اسلامی در نشست ستاد مدیریت بحران استان کهگیلویهوبویراحمد از تخریب 60 تا 100 درصدی خانهها در این منطقه خبر داد. ایسنا در اینباره نوشته است: « در شرایط کرونایی دمای هوا در شهرستان دنا پایین است و دیروز نیز شاهد بارش برف و باران بودهایم و هم اکنون این منطقه زلزله زده در شرایط استثنایی و خاص قرار دارد. شدت تخریب طوری است که منازل مسکونی و ساختمانهای این شهرستان از۶۰ تا ۱۰۰ درصد آسیب دیدند و انتظار داریم تا هیات دولت ردیف خاصی برای زلزلهزدگان شهرستان دنا و شهر یاسوج در نظر بگیرد.» براساس آخرین اخبار بیش از 1500 خانه در این منطقه دچار خسارت شدند. عبدالحمید پناهی، فرماندار شهرستان دنا به ایسنا گفته است: «طبق برآورد اولیه ۴۲۰ واحد مسکونی شهری و ۳۸۰ واحد روستایی باید ساخته و احداث شوند. همچنین ۱۵۰۰ واحد مسکونی شهری و ۱۴۰۰ واحد مسکونی روستایی نیاز یه تعمیر و بازسازی دارند.»
وام 20 میلیونی به مردم پرداخت میشود
عصر دیروز، محمد اسلامی وزیر راهوشهرسازی در بازدید از مناطق زلزله زده هم درباره آخرین ارزیابیها گفته بود. ایرنا در اینباره نوشته است: «پس از ارزیابی دقیق خسارات تسهیلات ارزان قیمت به مناطق زلزله زده دنا تخصیص پیدا میکند. همچنین تا زمان اسکان دائم مردم و جایگزینی منازل آنها پرداخت آنها به تعویق میافتد.» او ادامه داد: « هزینههای صدور پروانه رایگان و ۲۰ میلیون تومان برای برخی هزینهها از سوی بنیاد مسکن به مردم پرداخت میشود. از طرف دیگر باتوجه به ابلاغ پهنهبندی گسلها، نظام مهندسی موظف به رعایت مقررات ملی ساختمان است. در بازسازی توجه شود که خانهها و مراکز عمومی در روی گسل نباشند.» وزیر راهوشهرسازی تاکید کرد: «وام بلاعوض براساس برآورد ستاد بحران تدوین و در همین هفته پیش رو مصوبات را ابلاغ میکنیم. آواربرداری خانهها هر چه زودتر انجام شده و شهرداری نیروی فنی و شهرسازی از سایر شهرداری برای کمک به این منطقه اعزام کنند.»
مردم به چادر نیاز دارند
«بیشترین نیاز مردم به چادر است، اغلب کمپها از خانههای آوار شده فاصله دارد و مردم ترجیح میدهند با وسایل گرمایشی در چادر بمانند تا آسیب نبینند.» سجادیان همچنین میگوید که نیاز مردم سیسخت غیر از چادر به پتو و وسایل گرمایشی نیز است. کریم همتی، رئیس جمعیت هلال احمر کشور به مهر گفته است: «یکهزار و ۸۰۰ تخته چادر امدادی از زمان شروع حادثه زلزله تاکنون بین مردم زلزلهزده سیسخت توزیع شده است. یکهزار و ۲۰۰ بسته غذایی نیز بین مردم زلزلهزده توزیع شد.» زلزلهزدگان سیسخت اما به حدود 1000 چادر دیگر نیاز دارند. آواربرداری و تخلیه منازل مسکونی یکی از اصلیترین و ضروریترین نیازهای مردم زلزله زده بوده که به گفته رئیس جمعیت هلالاحمر به دلیل سرمای هوا با کندی روبهرو شده است.
سیسخت بیمارستان ندارد
سیسخت اما با اینکه مرکز شهرستان دناست، با جمعیتی بیش از 50 هزار نفر بیمارستان ندارد. در سال 97 رسانهها از کلنگزنی بیمارستان خبر داده بودند اما هنوز خبری از احداث بیمارستان نیست و در خوشبینانهترین حالت اگر امسال آغاز شود احتمالا تا چند سال دیگر به اتمام برسد. سجادیان میگوید که این شهر تنها یک درمانگاه داشت که مصدومان شب اول حادثه یا در آنجا مداوا شدند یا به بیمارستانهای شهرهای اطراف مانند یاسوج منتقل شدند. وزیر راه و شهرسازی که به عنوان نماینده ویژه هیات دولت به این منطقه فرستاده شده است، در اینباره وعدهای تازه داده و گفته است که برنامه برای احداث بیمارستان را در دستور کار قرار میدهند.
کسی به فکر بلوطها نیست
نام سیسخت دو هفته پیش به دلیل تعریض جاده محور سیسخت یاسوج بر سر زبانها افتاده بود. محوری که اگر تعریض میشد احتمال مرگ 3400 بلوط را در پی داشت. پیگیری فعالان محیط زیست منجر به برگزاری جلسهای با حضور تمام مسئولان استان شده بود، جلسهای که در آن مقرر شد درختانی که احتمال قطع شدنشان میرفت، شمرده و شناسایی شوند و به جای بلوطهای کهن، نهالهای تازهای کاشته شود که حتی معلوم نبود امکان پاگرفتن دوباره آنها در منطقه وجود داشته باشد. زلزله اما منجر به تسریع عملیات تعریض جاده شده است، وزیر راه و شهرسازی گفته که پیگیر مسائل محیط زیستی جاده بود اما عملیات پروژه از سر گرفته میشود. در میانه خبرهای محیط زیستی، توجه فضای مجازی به مرگ حدود 1000 ماهی در یکی از استخرهای پرورش ماهی نیز جلب شده است. مرگ ماهیانی که احتمالا یا به دلیل ریزش سنگ در حوضچه پرورش ماهی یا استرس زلزله نابود شدند.
اسامی برندگان جایزه ترویج علم اعلام شد
به گزارش خبرآنلاین، در بیانیه هیئت مدیره «انجمن ترویج علم ایران» که مریم فیروزی، دبیر این دوره آن را قرائت کرد، با اشاره به سه ماه تاخیر در برگزاری این مراسم آمده است: «اصلیترین عاملی که سبب شده تا نهادهای علمی بینالمللی تلاش کنند تا توجه کشورهای مختلف را در روز جهانی علم در سال ۲۰۲۰ به رویکرد «علم با جامعه و برای جامعه» جلب کنند، چالشهایی است که از ابتدای سال گذشته تا به امروز جوامع انسانی را درگیر کرده و همچنان هم ادامه دارند، شکل و نوع این مشکلات یک بار دیگر ثابت کرده است که اگر فعالیتهای پژوهشی، نوآورانه، و پیشرفتهای دانش و فناوری، مسئولانه و اخلاقی نباشد، و تعالی علمی، با آگاهی و مسئولیتپذیری اجتماعی همراه نشود؛ دانش، نقشآفرینی و کارآمدی مطلوب خود در زندگی بشر را از دست خواهد داد.»
این بیانیه در بخش دیگر میافزاید: «در کنار هم بودن تمام بازیگران جوامع انسانی، اعم از دانشمندان، پژوهشگران، شهروندان، سیاستگذاران، نهادهای مالی، اقتصادی و سازمانهای مستقل مردمی در کل فرآیندهای نوآورانه و فناورانه است که روندها و نتایج را با ارزشها، نیازها و انتظارات جوامع منطبق میکند. همترازی نتایج پیشرفتهای علمی بشر با ارزشها و نیازهایش از یکسو شوق و علاقه و وجد و تمایل جوامع را برای پیشرفت و رشد و توسعه علم افزایش میدهد و از سوی دیگر اعتماد مردم به علم را تقویت میکند. تمام آنچه که ما با تجربه شرایط استثنایی این روزها به آن یقین پیدا کردهایم؛ همان چیزی است که بنیانگذاران و فعالان انجمن ترویج علم ایران در طی ۱۹ سال فعالیت خود به آن ایمان داشته و برای تحقق آن کوشیدهاند.
آنان به امید گسترش علوم در ایران گرد هم آمدند تا برای ترویج علم و اشاعه تفکر علمی و نهادینه کردن علم در جامعه تلاش کنند. آنها اعتقاد راسخ داشتند که مردمی که علم را درک کنند به آن باور پیدا میکنند، علم را توسعه میدهند و حامی آن میشوند و از آن برای حل مسائل روزمره خود بهره میگیرند و با نگاهی آگاه آینده خود را میسازند.»
انجمن ترویج علم ایران در ادامه اعلام امیدواری کرده که دسترسی به علم، اهمیت توسعه علوم و اشاعه و ترویج تفکر علمی بیش از پیش در جامعه بروز یابد تا امکان توسعه دانش و بهرهمندی متوازن از آن فراهم شود.
این بیانیه ادامه میدهد: «هیئت مدیره انجمن ترویج علم ایران با تشکر از هیئت داوران خانمها و آقایان دکتر فرشته تقوی، دکتر الهه حجازی، دکتر هادی خانیکی، دکتر شیوا دولتآبادی، بهاره صفوی، دکتر زهیر صباغپورآذریان، مریم فیروزی، دکتر اکرم قدیمی، دکتر سعدالله نصیری قیداری، دکتر حسن نمکدوستتهرانی و دکتر منصور وصالی که زحمت بررسی و ارزیابی پرونده حائزین شرایط دریافت جایزه ترویج علم را بر عهده داشتند و بر اساس نظر این هیئت، جوایز بیستویکمین دوره جایزه ترویج علم ایران در سال ۱۳۹۹ به افراد و نهادهای زیر اهدا میشود.»
پس از قرائت این بیانیه بیستویکمین جوایز ترویج علم به افراد و نهادهای زیر اهدا شد:
۱- رضا پورحسین به دلیل فعالیت در حوزههای متنوع دانشگاهی، آموزشی، پژوهشی و به ویژه گسترش و ترویج علم از طریق فراهم آوردن، تسهیل و هدایت و حمایت از امکان حضور مراکز مختلف علمی و دانشگاهیان در صداوسیما و انتقال آرا و نظریه ها در گستره تمام نقاط کشور
۲- مهدی زارع به دلیل فعالیت در راستای شناخت بیشتر عموم مردم با علم زلزلهشناسی
3- احمد محیط طباطبایی به دلیل فعالیت در راستای بسط علوم انسانشناسی، جامعهشناسی، ایرانشناسی، تاریخ، فرهنگ و تعامل عموم جامعه با موزه
۴- عبدالرحمن نجلرحیم به دلیل فعالیت در راستای بسط علوم شناختی، مغزپژوهی، آشنایی عموم با شگفتیهای مغز و انتشار یافتههای پیوند دهنده این حوزه شناختی با علوم اجتماعی، هنر و فلسفه
۵- یحیی تابش به دلیل فعالیت در راستای ایجاد خانههای ریاضیات به منظور بهبود تفکر و تحرک علمی در بسیاری از دانشآموزان و دانشجویان
۶- شهرزاد میرسلطانی به دلیل فعالیت در زمینه آموزش نجوم به کودکان و کمک به عمومیسازی علم جایزه توران میرهادی را دریافت کرد.
۷- پوریا ناظمی به دلیل فعالیت در عرصه نظری و عملی روزنامهنگاری علم و نیز احساس مسئولیت در انتشار اخبار دقیق و صحیح مرتبط با بیماری کووید-۱۹ در جهت رشد آگاهی علمی جامعه و مقابله با بدفهمیها، خرافهها و اخبار جعلی
۸- موزه گلسنگهای ایران به پاس فعالیت در زمینههای ترویجی، علمی و آموزشی و نیز کمک به عمومیسازی علم و تعامل بهتر دانشمندان، مردم و مدیران
۹-انجمن جامعهشناسی ایران برای فعالیت در زمینه بسط علم جامعهشناسی از طریق برگزاری دورهها، کارگاهها و اجرای برنامههای متنوع علمی، پژوهشی و آموزشی
۱۰- محمد درویش به دلیل فعالیت در راستای بسط علوم زیستی و پاسداشت محیط زیست اولین دوره جایزه هنریک مجنونیان (جایزه مروجان علوم محیط زیست) را دریافت کرد.
۱۱- نسرین حکمی به پاس فعالیت در عرصه دانش زبانشناسی و علوم اجتماعی
۱۲-نسترن حکمی به دلیل فعالیت در عرصه دانش زبانشناسی و علوم اجتماعی
۱۳- محمد رئیسیقصرقندی به پاس فعالیت در راه آموزش در مناطق محروم، شوقانگیز کردن امر آموزش، فعالیت داوطلبانه و مؤثر جهت دسترسپذیر کردن آموزش برای دانشآموزان مناطق محروم کشور
۱۴- حسن حسینی به دلیل فعالیت در راه آموزش در مناطق محروم، شوقانگیز کردن امر آموزش، فعالیت داوطلبانه و موثر برای دسترسپذیر کردن آموزش برای دانشآموزان مناطق محروم کشور بوده است؛ جایزه زنده یاد محمد بهمنبیگی (جایزه معلمان مروج مناطق محروم) را دریافت کرد.
