بایگانی مطالب نشریه

سرزمین خاک‌های شور و فرسوده

|پیام ما| روز جهانی خاک با شعار «مقابله با شوری و افزایش بهره‌وری خاک» در حالی رسیده که ایران پس از هند و پاکستان با دارا بودن ۸.۶ میلیون هکتار اراضی شور در صدر کشورهای در معرض تهدید تنش شوری قرار دارد و فرسایش خاک آن چهار برابر میانگین جهانی است. دیروز در آستانه روز جهانی خاک، کارشناسان و مسئولان آمار تازه‌ای از وضعیت خاک کشور اعلام کردند. در نخستین نشست کارگروه مقابله با بیابان‌زایی که چهار سال پس از تشکیل آن برگزار شد، رئیس سازمان جنگل‌ها گفت که در ایران سالانه 30 میلیون هکتار از اراضی، تحت تاثیر فرسایش بادی قرار دارد و از این میزان 13.5 میلیون هکتار، جزء کانون‌های بحرانی شناخته می‌شوند. از سوی دیگر در حالی که بیشترین فرسایش خاک در کشور متعلق به استان‌های خراسان رضوی و کرمان است، مدیرکل منابع طبیعی شمال استان کرمان، گفت که این استان سالانه ۸ میلیارد دلار خاک از دست می‌دهد و مدیر آب و خاک سازمان جهاد کشاورزی خراسان رضوی آمار سالانه فرسایش این استان را حدود ۱۸۴ میلیون تن خاک عنوان کرد.

آلودگی خاک، فرسایش و شوری آن همیشه مورد توجه نیست. این آسیب‌ها در حالی پنهان مانده که تاکنون یک سوم از خاک کره زمین بر اثر توسعه ناپایدار از بین رفته است. دولت‌ها به دلیل اهمیت خاک در زندگی موجودات زنده، برای نگهداری آن طرح‌های متعددی اجرا می‌کنند و بزرگداشت روز جهانی خاک یکی از این رویدادهاست. با توجه به شعار امسال روز جهانی خاک، در روزهای گذشته آمارهایی درباره شوری خاک کشور داده شده. گفته‌های محبوبه جلالی، مدیر گروه علوم و مهندسی خاک دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه لرستان از این جمله است. او در روزهای گذشته به ایسنا گفته بود که میزان اراضی شور تا ۳۴ میلیون هکتار و به عبارتی ۲۰ درصد از کل مساحت کشور تخمین زده شده و ایران پس از کشورهای هند و پاکستان با دارا بودن ۸.۶ میلیون هکتار اراضی شور در صدر کشورهای در معرض تهدید تنش شوری قرار دارد.
33 درصد خاک‌های زمین تخریب شد
پس از گذشت چهار سال از تشکیل کارگروه مقابله با بیابان‌زایی، صبح دیروز سرانجام نخستین جلسه این کارگروه برگزار شد و خاک یکی از اصلی‌ترین موضوعات آن بود. مسعود منصور، رئیس سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور در این نشست خاک را مهم‌ترین بستر برای حفظ جنگل‌ها و مراتع و پایداری امنیت غذایی به خاک وابسته دانست و گفت: «بی‌توجهی به آمایش و روش‌های مدیریت پایدار سرزمین منجر به نابودی طیف وسیعی از خاک‌ها شده است.» او با اشاره به برآورد کنوانسیون مقابله با بیابان‌زایی اضافه کرد: «در حال حاضر بیش از 33درصد خاک‌های زمین بر اثر فرسایش آبی، بادی، شوری‌زایی و آلودگی تخریب شده است و 90 درصد اراضی حاصلخیز موجود جهان ممکن است تا سال 2050 میلادی با کاهش حاصلخیزی مواجه شود.» منصور افزود: «در ایران سالانه 30 میلیون هکتار از اراضی، تحت تاثیر فرسایش بادی قرار دارد و از این میزان 13.5 میلیون هکتار به لحاظ ایجاد خسارت به منابع زیست انسانی از جمله اراضی کشاورزی، جزء کانون‌های بحرانی فرسایش بادی شناخته می‌شوند.» به گفته رئیس سازمان جنگل‌ها در این شرایط مهم‌ترین رویکرد سازمان جنگل‌ها برای جلوگیری از فرسایش خاک را انجام اقدامات آبخیزداری و بیابان‌زدایی است و بر همین اساس 7.5 میلیون هکتار از مناطق تحت تاثیر فرسایش بادی با بذرکاری، ایجاد بادشکن و مدیریت روان‌آب‌ها تثبیت شده است.
اینطور که مرکز اطلاع‌رسانی سازمان جنگل‌ها گزارش داد، جواد ساداتی‌نژاد، وزیر جهاد کشاورزی و رئیس کارگروه ملی مقابله با بیابان‌زایی نیز در این نشست گفت: «برای حفاظت از آب و خاک کشور نیازمند عزم ملی هستیم زیرا منابع طبیعی و آب و خاک متعلق به مردم است. منابع طبیعی و خاک حاصلخیز یک میراث بین نسلی است و باید از آن محافظت کنیم.» او به تاخیر چهارساله برگزاری نشست کارگروه هم اشاره کرد و گفت که از هر دستگاه و وزارتخانه یک نماینده در این کارگروه حضور دارد و این میان به دلیل نقش آموزش‌وپرورش نقش در فرهنگ‌سازی برای حفظ منابع طبیعی، حضور وزارت آموزش‌وپرورش بسیار مهم است.
ساداتی‌نژاد در ادامه به این گفته مقام رهبری که ««قضیه خاک از قضیه آب مهم‌تر است» اشاره و تاکید کرد: «سال‌ها طول می‌کشد که خاک حاصلخیز ایجاد شود. این سرمایه جایگزین ندارد، بنابراین رسالت ما، رسالت بزرگی است و این وظیفه مهم به کارگروه ملی بیابان‌زدایی سپرده شده است.»
آب چاه‌های کرمان یا شور است، یا لب‌شور
مهدی رجبی‌زاده، مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری شمال استان کرمان نیز به بهانه روز جهانی خاک گفت که «استان کرمان سالانه حدود ۲۷۵ میلیون تن در سال در نتیجه فرسایش آبی و بادی از دست می‌دهد.» او به ایسنا توضیح داد: «باید مدنظر داشت که ارزش هر تن خاک حدود ۲۸ دلار می‌شود بنابراین سالانه حدود ۸ میلیارد دلار خاک در استان کرمان از دست می رود که البته در استان‌های کم بارش دیگر کشور نیز وضعیت این چنین است.»
او میزان فرسایش خاک در ایران را چهار برابر میانگین جهانی اعلام کرد و گفت: «در ایران، فرسایش خاک از طریق یا آبی یا بادی در حال رخ دادن است، به طوری که میانگین سالانه فرسایش آبی حدود ۱۶ تن در هکتار و نرم فرسایش بادی سالانه حدود ۱۰ تن در هکتار است در حالی که میانگین جهانی چهار تن است.
مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری استان کرمان عنوان کرد: «مطالعات چهار ساله علمی روی رویدادهای توفان‌های شرق استان نشان داد که میزان فرسایش سالانه خاک در مناطق شرقی و مناطق مشابه این منطقه حدود ۴۰ تن در هکتار است که این یک زنگ هشدار تلقی می‌شود.» به گفته او به دلیل برداشت‌های بی‌رویه از آب‌های زیرزمینی در استان و کشور باعث شده که به آب‌های شور برسیم به‌طوری که آبی که از چاه‌های استان کرمان برداشت می‌شود یا شور یا لب‌شور است و این آب به مرور خاک را شور می‌کند و در نتیجه با گذشت زمان زمین‌های کشاورزی به زمین‌های غیر قابل کشت تبدیل می‌شوند.
۳۵ تا ۴۰ درصد از خاک‌ خراسان رضوی شور است
خاک خراسان رضوی هم وضعیت نامناسبی دارد و اینطور که جعفر جوادی، مدیر آب و خاک سازمان جهاد کشاورزی خراسان رضوی گفته هم‌اکنون ۳۵ تا ۴۰ درصد از خاک‌ این استان با شوری مواجه است. او در روزهای گذشته در نشستی که به مناسبت روز جهانی خاک برگزار شد، گفت که در حال حاضر بیشترین فرسایش خاک در کشور متعلق به استان‌های خراسان رضوی و کرمان است. به گفته جوادی میزان فرسایش سالانه خاک در خراسان رضوی حدود ۱۸۴ میلیون تن بوده که میانگین این فرسایش بین ۹ تا ۲۴ تن در هر هکتار است. از سوی دیگر وضعیت برخی دشت‌های استان از نظر فرسایش بادی نیز بسیار بحرانی است به طوری که حدود ۸۰۰ هزار هکتار از کانون‌های بحرانی خراسان رضوی به خصوص در شهرهای جنوبی استان از جمله شهرستان‌های گناباد و بجستان در معرض فرسایش‌های بادی قرار دارد و اگر تا پنج سال آینده این موضوع تحت کنترل و مراقبت قرار نگیرد، عواقب نامطلوبی به دنبال خواهد داشت. دیروز همچنین محسن فنودی، مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری خراسان رضوی از بررسی‌های اخیر سازمان جنگل‌ها گفت که نشان می‌دهد اکنون ۳۰ کانون تحت تاثیر فرسایش بادی با سطحی معادل ۲ میلیون و ۴۰۰ هزار هکتار در این استان وجود دارد. او به ایرنا توضیح داد: «۱۷ درصد از مساحت کل بیابان‌های ایران در استان خراسان رضوی قرار دارد و محیط طبیعی ۲۲ شهرستان عرصه فرسایش بادی است و تحت تاثیر تحرکات جوی و اقلیمی بیابانی قرار دارند.»
تداوم قاچاق خاک به کشورهای حاشیه خلیج فارس
همزمان دیروز حمیدرضا پیروان، رئیس گروه تحقیقات و مهندسی حفاظت از آب و خاک از پژوهشکده حفاظت آب و آبخیزداری از تداوم قاچاق خاک ایران به کشورهای حاشیه خلیج فارس به دلیل بی‌قانونی گفت. به نقل از سایت پژوهشکده حفاظت خاک و آبخیزداری، اینطور که پیروان گفته کشورهای عربی حاشیه خلیج ‌فارس از جمله امارات و قطر، مقصد نهایی خاک ‌های ایران هستند. او گفت: «در حال حاضر کشورهایی مانند امارات و قطر خاک ندارند، خاک‌های سواحل این کشورها ماسه‌ای و آهکی است که اصلا به درد پوشش گیاهی نمی‌خورد. از سوی دیگر، امارات برای ساخت جزایر مصنوعی و قطر نیز برای خشک کردن دریا و بازیافت اراضی ساحلی‌اش به خاک ایران نیاز دارد.» این کارشناس زمین‌شناسی منابع طبیعی اضافه کرد: «سال‌هاست به بهانه صادرات گل و گیاه خاک‌های حاصلخیز کشاورزی ایران قاچاق شده و از کشور خارج می‌شود. متاسفانه چندی پیش شاهد فروش خاک‌های مرغوب کشورمان از مرزهای شمال غرب بوده‌ایم. عده‌ای سودجو به بهانه فروش گل و گلدان، اقدام به قاچاق خاک‌های حاصلخیز ایران کرده بودند. علاوه بر این اکنون با معضلی به نام خام‌فروشی خاک‌های صنعتی مواجه‌ایم. این خاک‌ها در معادن استخراج می‌شود که اغلب به صورت مستقیم یا به عنوان باطله معدنی به فروش می‌رسند.» به گفته او اگر قوانین تصویب شده حفاظت از خاک واقعا اجرا و آیین‌نامه‌های اجرایی آن ابلاغ شود و دولت بر اساس آن آیین‌نامه‌ها، جلوی قاچاق خاک را بگیرد، بسیاری از معضلات و مشکلات این حوزه برطرف می‌شود.

تقاضای معلولان برای بازنگری در لایحه بودجه

پیام ما- معلولان، دیروز سیزدهم آذر ماه یک روز بعد از روز جهانی معلولان مقابل سازمان برنامه و بودجه کشور تجمع کردند و نسبت به کاهش بودجه معلولان اعتراض کردند.
در این تجمع اعتراضی بیش از 30 معلول جسمی و ذهنی شرکت کردند و خواستار دیدار با رئیس سازمان برنامه و بودجه کشور شدند. دیداری که البته میسر نشد. بهروز مروتی، مدیر کمپین معلولان که خود شهروند دارای معلولیت است درباره این تجمع به روزنامه پیام‌ما می‌گوید: ما درخواست کردیم که بتوانیم با رئیس سازمان برنامه و بودجه دیدار کنیم و مطالبات خود را به گوش او برسانیم، البته این دیدار اتفاق نیفتاد اما درخواست خود را کتبی مطرح کردیم. او می‌گوید مهم‌ترین مطالبه این روزهای معلولان بازنگری در لایحه بودجه و بررسی موارد مربوط به معلولان است. لایحه بودجه البته 15 آذر ماه به مجلس می‌رسد اما آنطور که معلولان خبردار شده‌اند، بخش زیادی از اعتبارات همه ساله معلولان در بودجه 1401 حذف شده است.
مروتی می‌گوید: اعتبارات اختصاص پیدا کرده به حوزه معلولان در بودجه امسال حدود 1870 میلیارد تومان است درحالیکه اعتبارات حوزه معلولان در بودجه سال گذشته حدود 2 هزار میلیارد تومان بود و این یعنی بودجه امسال نسبت به سال قبل هم توجه کمتری به معلولان داشته است.
اعتبارات حذف شده‌ای که معلولان نسبت به آن معترضند، شامل مستمری، حق پرستاری، بیمه کارفرمایی و … است. به گفته مروتی از دیگر خواسته‌های معلولان در این تجمع که قرار است تا روزی که لایحه بودجه به مجلس می‌رود، ادامه داشته باشد، پرداخت بدهی معوقات سازمان بهزیستی به معلولان است. آنطور که معلولان می‌گویند بخش زیادی از اعتبارات سازمان بهزیستی محقق شده اما هنوز پرداخت نشده است. نکته‌ای که جبار کوچکی‌نژاد هم مدتی پیش به خبرگزاری خانه ملت گفته بود: دولت از محل واریز درآمدهای اختصاصی هلال‌احمر، سازمان بهزیستی و سازمان فنی‌و‌حرفه ای به حساب خزانه، هیچ مبلغی را به آنها پرداخت نمی‌کند.
آنطور که مروتی به روزنامه پیام‌ما می‌گوید، تجمع معلولان در شهر مشهد و سقز هم ادامه داشته است. معلولان مشهدی مقابل استانداری خراسان رضوی و یک معلول سقزی هم مقابل فرمانداری ویژه شهرستان سقز در اعتراض به وضعیت معیشتی و کاهش بودجه قانون معلولان در لایحه بودجه سال 1401 تجمع کرده بود.
این صحبت‌ها در حالی مطرح می‌شود که حدود یک ماه پیش، حجت‌الله عبدالملکی، وزیر کار، تعاون و رفاه اجتماعی به خبرگزاری تسنیم گفته بود که برای اجرای قانون مترقی مرتبط با معلولان به اعتباراتی نیاز است که در لایحه سال آینده بودجه دیده می‌شود.
آنطور که بررسی اعتبارات بودجه معلولان امسال نشان می‌دهد، برای اجرای قانون حمایت از معلولان حدود 1700 میلیارد تومان اعتبار تخصیص داده شده بود که البته همین مقدار هم به گواه نمایندگان مجلس کافی نبود، به طوری که محمدعلی محسنی بندپی، عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس، دی‌ماه گذشته به خبرگزاری خانه ملت گفته بود: برای اجرای این قانون به ۳۸ هزار میلیارد تومان بودجه نیاز دارند، متاسفانه در بودجه 1400 حدود ۱۷۰۰ میلیارد تومان برای اجرای این قانون پیش‌بینی شده است و بین درآمدها و هزینه‌های این بخش مندرج در لایحه بودجه هیچ ارتباط منطقی وجود ندارد، ضمن اینکه همین میزان بودجه‌ای هم که برای سال آینده تعیین شده است به‌طور کامل تخصیص پیدا نمی‌کند.

 

 

 

ضرب‌الاجل شش ماهه برای سامان دادن به گود برج میلاد

روزی که میلاد تهران متولد شد، رویای ساخت برج دوقلوی دیگری در نزدیکی آن در ذهن مدیران شهری پرورش یافت. سال ۸۷ که برج مخابراتی میلاد و نماد تهران مدرن ساخته شد، مقرر شد که یک جفت برج دو قلو هم در کنار آن ایجاد شود. گودبرداری‌ها در فضای ۳۰۰ هزار متر مربعی در همان زمان آغاز شد و اطراف سالن همایش‌های برج میلاد، به عنوان سکونتگاه دو آسمان‌خراش ۵۰ طبقه‌ای معین شد. کارشناسان وزارت راه و شهرسازی اما خیلی زود مقابل ساخت این برج‌های دوقلو ایستادند، توجیه مخالفان این بود که برج‌های دوقلو می‌تواند روی زیبایی ظاهری برج میلاد اثر منفی بگذارد و از طرف دیگر محوطه ۱۲۰ هکتاری برج میلاد، تاب و تحمل دو برج دیگر را ندارد. خیلی زود پروژه متوقف شد و از برج‌های دوقلویی که قرار بود روزی، کاربری گردشگری داشته باشند، یک گود چند هزار متر مربعی درست در جوار مرکز همایش‌های برج میلاد باقی ماند که کارشناسان می‌گویند برای ایمن‌سازی آن تنها ۶ ماه زمان است.

بوته‌های خودروی خار، اولین تصویری است که به چشم بازدیدکنندگان گودال می‌آید. رفتن به عمق زمین نشدنی است و هر تصویری که در ذهن بازدیدکنندگان ‍پردازش می‌شود، از پس بالکن‌های ساختمان مدیریت و اداری مجموعه برج میلاد است. شیشه‌های دو قسمت از بالکن مجموعه ترک برداشته‌اند و کارشناسان عمران و معماری این ترک‌ها را به گودال بزرگ نسبت می‌دهند که به امان خود رها شده است. گودالی که دو سال قبل، یکی از اعضای شورای ‍پنجم شهر تهران در توصیف آن گفته بود، جان هزاران نفر را تهدید می‌کند. مجید فراهانی گفته بود، این گود اثر مستقیمی بر ساختمان‌های مرکز همایش‌های برج میلاد و بیش از هزار نفر جمعیتی دارد که از کنسرت‌ها و همایش‌ها و سینماها بازدید می‌کنند. عمق گودی که این روزها به گود برج میلاد مشهور است بیش از ۴۰ متر است. مرز میان گودال و مجموعه برج میلاد را تا چشم کار می‌کند، ساختمان بلند و کوتاه احاطه کرده که سلامت هرکدامشان را همین گودال تهدید می‌کند. گودی که سال ۹۲ انجام هرگونه پروژه عمرانی در آن متوقف شد و به نظر می‌رسید که ماجرا به دعوای حقوقی میان شهرداری و مالک دیگر گود باز می‌گشت. علیرضا صیامی، معاون وقت سرمایه‌گذاری شرکت سرمایه‌گذاری شهر آن روزها به باشگاه خبرنگاران جوان گفته بود که شریک شهرداری در پروژه فاز ۲ برج میلاد بنیاد تعاون ناجاست و آنطور که پیگیری رسانه‌ها نشان می‌داد، میزان مشارکت بنیاد تعاون ناجا و شهرداری ۵۰- ۵۰ تعیین شده بود. از سال ۹۳ ماجرای گود، شکل دیگری به خود گرفت و پروژه بار دیگر متوقف شد. در دوره پنجم، شهرداری جلسات متعددی با بنیاد تعاون ناجا ترتیب داد و در خلال یکی از جلسات در سال ۹۸ بود که زهرا نژاد‌بهرام، عضو هیات رئیسه شورای پنجم به سایت خبرفوری گفته بود که براساس اطلاعات به دست آمده این گود تا ۵ سال آینده تضمین شده است. فروردین امسال بالاخره بعد از ده سال، گود برج میلاد تعیین تکلیف شد. البته تعیین تکلیفی حقوقی. رسانه شهرداری تهران آن، فروردین امسال در گفت‌وگویی به نقل از شکرالله بنار، مدیر عامل وقت سازمان سرمایه‌گذاری و مشارکت‌های مردمی شهرداری تهران نوشت که پروژه گود برج میلاد با بنیاد تعاون ناجا فسخ شده است: پروژه برج میلاد میلیارد چند بخش دارد که ۴۳ هزار متر زمین بخشی از آن است در اختیار بنیاد تعاون ناجا بود و پس از ۱۰ سال، فسخ و مقرر شد شهرداری ۳۸۰ میلیارد تومان به این نهاد خسارت پرداخت کند. این پروژه طرح اولیه‌ای از کمیسیون ماده پنج داشت؛ اما با پیشنهاد معاونت معماری و شهرسازی بازنگری در کل طرح‌های توسعه برج میلاد انجام شد. هم‌اکنون «بانک شهر» متقاضی خرید ۴۳ هزار متر پروژه میلاد است. اواسط اردیبهشت قیمت مشخص می‌شود همراه با یک هزار و ۷۰۰ میلیارد تومان پروانه، اعیان این پروژه به «بانک شهر» فروخته می‌شود و مدیران این بانک اعلام کرده‌اند که قرار است تامین مالی از طریق بورس انجام شود. هنوز سرنوشت سرمایه‌گذاری روی فاز دوم پروژه میلاد مشخص نیست اما آنطور که مهدی علی‍پور، معاون فنی عمرانی برج میلاد می‌گوید، احتمالا فروش اراضی منتفی است: این گود سال ۹۲ شروع شد و قرارداد آن به صورت مشارکت مدنی بوده است و 49 ونیم درصد عایده شهرداری تهران بود و 50 و نیم درصد عایده‌ای بنیاد تعاون ناجا. براساس تغییرات زیاد طرح و باتوجه به دستور خارج شدن نهادهای نظامی از بخش‌های دولتی و سرمایه‌گذاری، منجر به این شد که قرارداد به صورت کامل اقاله شود. اکنون گود و زمین متعلق به شهرداری تهران است و براساس مصوبه شورای عالی معماری شهرسازی که درباره اراضی برج میلاد و ساخت‌و‌ساز‌های آن اظهار نظر کرده است، اکنون شهرداری تهران وارد یک سرمایه‌گذاری می‌شود. به نظر می‌رسد که با توجه به ماهیت طرح فروش اراضی منتفی است و این به عنوان درآمدهای پایدار شهر همواره در اختیار شهرداری تهران خواهد بود.
گود اکنون خطرآفرین است
جای خالی برج‌های دو قلو رو خاک گرفته است، گسلی که در شمال این گودال حدود ۱۰ سال پیش شناسایی شد هم نگرانی مدیران شهری برای سلامت این مجموعه را بیشتر کرده است. مهدی عباسی، رئیس کمیسیون معماری و شهرسازی شورای شهر تهران درباره آخرین اقدامی که باید برای حفاظت از این گود انجام داد، می‌گوید: گود معروف برج میلاد به لحاظ ایمنی در شرایط نامناسبی است، دوستان ما در برج پیشنهاداتی داشتند که بخشی از سازه اجرا شود و پایدارسازی با اجرای سازه شکل بگیرد و بعد هم اگر خواست پروژه به صورت اصلی اجرا شود به پروژه اصلی ملحق شود. مقرر شد معاون شهرسازی و معاون فنی عمرانی جلسه‌ای تشکیل دهند و تصمیماتشان را برای شورا بیاورند یکی از مسائل محوری و ضروری ایمنی و ساماندهی این پروژه است به صورتی که منابع هم اتلاف نشود.
پیش از این نیز عبدالرضا گلپایگانی، معاون وقت معماری و شهرسازی شهرداری تهران گفته بود در این گود بناهایی با رویکرد اقتصاد مبتنی با فرهنگ به عنوان مثال برای ایجاد کاخ جشنواره، محل برگزاری حراج تهران و حتی توریسم درمانی ساخته می‌شود تا این مجموعه به مرکز «دیپلماسی فرهنگی» پایتخت تبدیل شود. عباسی درباره این طرح نیز تاکید می‌کند: این موضوع مصوبه کمیسیون ماده ۵ دارد، ممکن است مصوبه نقاط ضعف داشته باشد و امیدواریم در طراحی اصلی این نقاط ضعف برطرف شود، کاربری این مجموعه نیز بخشی هتل و بخشی تجاری خواهد بود.
او درباره ایمن‌سازی برج میلاد می‌گوید: ایمن‌سازی برای این پروژه، امری فوری است، باید توسط شهرداری تهران به فوریت انجام شود اما اصل پروژه باید تبدیل به پروژه مشارکتی شود و سرمایه‌گذار باید پروژه را اجرا کند. گودها عمر مفید و مناسب دارند، آنطور که مشخص است از عمر استاندارد پایدار سازی گود برج میلاد گذشته است. آن چیزی که مهم است این است که عمر مفید است گود اکنون خطرآفرین است.
علیپور نیز درباره آخرین ضرب‌الاجل‌های ایمن‌سازی گود برج میلاد تاکید می‌کند: رفتار جداره گود پایش می‌شود، آخرین بررسی‌ها نشان می‌دهد که گود در دامنه رفتار مجاز قرار داشته است اما لب مرز است. براساس آخرین گزارشی که سازمان مشاور فنی مهندسی تهیه کرده است، گفته شده که اگر یک سری اقدامات انجام شود، تا شش ماه آینده تضمین وجود دارد که گود مشکلی برایش پیش نمی‌آید. کارهایی مانند احیای زهکش‌ها که آب‌ها به صورت هدایت شده بیرون بیاید، اقداماتی که در برنامه ما برای عملیاتی شدن پیش‌بینی شده است.

نجات دختر نوجوان از نهر آب در منطقه ۳

دختر ۱۳ ساله‌ای که از دست مادرش رها شده و داخل نهر آب افتاده بود نجات یافت.
به گزارش روزنامه پیام‌ما، پس از بارش‌ شدید باران دیشب و بالا آمدن آب نهرهای معابر شهر تهران، دختر ۱۳ ساله‌ای در اثر بی‌احتیاطی و رها کردن دست مادرش داخل نهر آب افتاد پس از سقوط دختر به نهر آب این دختر در حالی‌که آب حدود ۴۰۰ متر او را با خود در مسیر نهر کشیده بود با حضور به موقع نیروهای شهرداری ناحیه یک منطقه ۳ و عوامل آتش‌نشانی نجات داده شد. سایت روابط‌عمومی شهرداری تهران در این رابطه نوشته است: در این حادثه که در خیابان شیخ بهایی منطقه ۳ رخ داد این دختر از ناحیه پا و سر دچار آسیب دیدگی جزئی شد و نیروهای آتش نشانی در حال گفتار درمانی به این دختر هستند تا در صورت نیاز او را راهی بیمارستان کنند.

درخواست توجه به امنیت شغلی دهیاران

کارزاری با نام درخواست توجه به امنیت شغلی دهیاران در وب‌سایت کارزار در جریان است که با هشتگ #امنیت_شغلی_دهیاران پیگیری می‌شود. در بخشی از متن این کارزار خطاب به نمایندگان مجلس شورای اسلامی آمده است: « احتراماً اینجانبان دهیاران سراسر کشور به استحضار می‌رسانیم، با‌توجه به تصویب قانون تاسیس دهیاری‌های خودکفا در سال ۷۷ و درنهایت شروع به کار این نهاد در سال ۸۲ بی‌شک بزرگ‌ترین خدمت به جامعه‌ی روستایی با انتخاب مدیر و متولی برای هر روستا صورت گرفته که پویاترین و فعال‌ترین نهاد خدمات‌رسانی در حوزه‌ی روستایی است که به جای تقویت و ترفیع این نهاد ‌زحمت‌کش و به‌کارگیری و استفاده از تجربه‌ آن‌ها در بدترین وضعیت اجتماعی از کار برکنار شده که که جوانی و انرژی خود را در این سنگر خدمت برای توسعه و آبادانی بکار بسته‌اند که به یک معضل بزرگ برای دهیاران تبدیل شده است که برای این بلاتکلیفی دهیاران با توجه به ارائه‌ لایحه‌ جامع دهیاری‌ها در راستای تقویت جایگاه دهیاری‌ها در عرصه‌ مدیریت روستایی درخواست می‌شود لایحه‌ی تامین امنیت و ارتقا شغلی و استخدامی دهیاران و امکان ارتقای خدمات بیمه‌ کامل و تکمیلی حقوق مکفی خدمات رفاهی متناسب با حجم سنگین و شبانه‌روزی کار خود را که چندین سال است روی میز هیئت رئیسه خاک می‌خورد، به جریان بیندازید و از این اقدام انقلابی و خداپسندانه‌ی مجلس دوره یازدهم در راستای منویات مقام معظم رهبری در سال جهش تولید، ضمن توسعه همه جانبه‌ی روستاها، خانواده‌ی بزرگ دهیاران را از نگرانی و عذاب‌های روحی و استرس‌های موجود کاری و شغلی نجات داده و دهیاران را عمری دعاگوی خود قرار دهید.»

شعار خودکفایی مدیریت آب مجازی را ناکام می‌گذارد

برای تولید یک سیب 150 گرمی، حدود 125 لیتر آب مصرف می‌شود. برای تهیه یک فنجان چای 250 میلی لیتری حدود 27 لیتر آب هزینه می‌شود. یک گوجه فرنگی 250 گرمی برای تولید به حدود 50 لیتر آب نیاز دارد و برای تهیه یک پیتزا مارگاریتا بالغ بر 1260 لیتر آب مورد نیاز است. این اعداد و ارقام را شاید در زندگی روزمره چندان لمس نکنیم، اما همه ما در زندگی روزمره، بیشتر از آن چیزی که تصور می‎کنیم، آب مصرف می‌‌کنیم. چند سالی است که مفاهیم «ردپای آب» ، «آب پنهان» و «آب مجازی» وارد دایره لغات مطالعات آب شده‌اند. ذیل این مفاهیم، به اعداد و ارقامی که در بالا به آنها اشاره شد می‌رسیم. در تعاریف ارائه شده برای مفهوم «ردپای آب» آمده است: «ردپای آب به مجموع مصرف آب شیرینی اطلاق می‌شود که یک فرد، جامعه محلی یا کسب و کار، برای تولید کالا یا خدمات هزینه می‌کند. ردپای آب یک شاخص چند بُعدی است که هم به استفاده مستقیم و هم غیرمستقیم آب توسط مصرف کننده توجه می‌کند، این شاخص میزان و نوع آلودگی را هم نشان می‎دهد.» آگاهی از این مفاهیم در دنیای امروز که جهان با مسئله و بحران آب روبه‌رو است، اهمیت دو چندان پیدا می‌کند. به همین بهانه پای صحبت‌های انوش نوری اسفندیاری نشستیم تا درباره ضرورت درک این مفهوم در جامعه و توجه به آن در سیاست‌گذاری‌های حوزه آب برای ما بگوید. دبیر اندیشکده تدبیر آب ایران معتقد است برای درک بهتر این تعابیر و مفاهیم نیاز به مدیریتی جامعه‌محور در حوزه آب داریم تا بتوانیم بهترین بهره‌برداری را از این مفهوم در مدیریت منابع آب داشته باشیم.

با توجه به اینکه این روزها مسئله آب دیگر منحصر به بخش کارشناسی یا دانشگاهی نیست و تبدیل به مسئله‌ای جدی در سطح اجتماع شده، فکر می‌کنید در بلند مدت بتوان با توجه و برنامه‌ریزی در مباحثی مثل آب مجازی مسئله آب را در کشور مدیریت کرد؟
موضوع و تجربه آب مجازی در سطح دنیا عمری 30 ساله دارد اما در ایران مفهومی است که در ده سال گذشته مطرح شده، عمر کوتاه این مفهوم در کشور می‌تواند دلیلی باشد بر اینکه بگوییم برای قضاوت در مورد آثار و نتایج آن کمی زود است. اما در همین ده سال گذشته متوجه شدیم که حساسیت عمومی نسبت به موضوع آب توانسته از این طریق مجرای خوبی پیدا کند. تا جایی که جامعه نسبت به صادرات محصولات آب‌بر حساس شده و در مورد آن موضع‌گیری دارد. این موضوع در مواردی حتی در فیلم‌ها و سریال‌ها هم مطرح شده است. جامعه دانشگاهی و بخش خصوصی به موضوع ورود کرده است. اتاق بازرگانی در سال 92 فعالیت‌هایی در این زمینه انجام داد، همایش‌هایی با محوریت این موضوع برگزار کرد. دستگاه‌های اجرایی هم نسبت به این موضوع کنجکاو شده و نشریاتی را منتشر کرده‌اند.
برای اینکه راجع به موضوع روشن‌تر صحبت کنم، آن را به چند بخش تقسیم می‌کنم، شاید این تقسیم‌بندی در نتیجه‌گیری نهایی بحث هم کمک کننده باشد. یکی از ابعاد موضوع از نگاه ارتباطی و یادگیری است. چه ارتباط بین عموم مردم با موضوع، چه ارتباط سیاست‌گذاران و متخصصان آب با این موضوع می‌تواند مورد توجه قرار گیرد. دوم تحلیل شرایط موجود و آینده است. باید ببینیم این مفاهیم و ابزارهای تحلیلی مرتبط، چطور می‌تواند به تحلیل شرایط موجود و آینده -چه در کشور و چه در سطح دنیا- به ما کمک کند. و مورد سوم بررسی این موضوع در امر سیاست‌گذاری است. به طور خلاصه می‌توان گفت تا به حال بخش اول بسیار اثرگذار بوده، هر چند شاید کسانی که مبتکر این بحث بوده‌اند بر موضوع سیاست‌گذاری تاکید کرده‎اند. اما در ارزیابی‌ها و پژوهش‌هایی که در کشورهای مختلف صورت گرفته، موضوع مخاطب قرار دادن کسانی که خارج از بخش آب فعالیت دارند و تاثیرگذاری بر آنها بسیار برجسته شده و نمره و امتیاز بالایی را به خود اختصاص داده است. یک بخش دیگر را هم تحت عنوان حرکت به سمت مدیریت جامعه محور اضافه کنم. به جای مدیریت دولت محور در زمینه آب، بهتر است مدیریت جامعه محور داشته باشیم. به دلیل اینکه در این شکل از مدیریت منابع آب، تکیه بر مدیریت تقاضا است و جامعه نیز می‌تواند در این زمینه مشارکت فعال داشته باشد. این موضوع به خوبی می‌تواند هم به افرادی که در بدنه دولت و خارج از بخش آب فعالیت می‌کنند، پیام را منتقل کند و هم به مردم. بنابراین برای مشارکت عمومی، توجه مردم به ارزش واقعی آب می‌تواند اثرگذار باشد. به دلیل اینکه آگاهی از جزئیات این موضوع آنها را با یک شگفتی‌هایی روبه‌رو می‌کند که تا به حال متوجه نبودند. زمانی که با این مفاهیم آشنا می‌شوند تمایل دارند در مورد آن بیشتر بدانند و در روی این مسئله تاثیر بگذارند. آگاهی در این زمینه باعث می‌شود انگیزه‌های خوبی برای سیاست‌گذاری شکل بگیرد. در نتیجه راه‌حل‌هایی مطرح می‌شود که می‌تواند منجر به تغییر وضعیت شود. به موازات آن کارهای پژوهشی انجام شود، اطلاعات خوب تولید شود و مردم آگاه شده و بتوانند با توجه به واقعیت‌های موجود در این زمینه با سیاست‌ها همراه شوند.
موضوعی که در سطح جهانی اتفاق افتاد و به جامعه محوری کمک کرد، استقبال بخش خصوصی بود. بخش خصوصی به ویژه بخشی که در حوزه تولید صنایع غذایی یا واسط تولید و مصرف مواد غذایی فعالیت داشت، حاضر شد برای کنترل ریسک در بخش تولید مواد غذایی و کاهش مصرف آب سرمایه‌گذاری کند. در نتیجه خطرات و آسیب‌های کسب و کار خود را کاهش دهد. در ایران ما شاهد هستیم که بخش مهمی از محصولات غذایی تولید شده تلف می‌شوند. تصاویر زیادی می‌بینیم از سیبی که در ارومیه تولید شده، اما به دست مصرف کننده نمی‌رسد و دور ریخته می‌شود. حتی در مواردی بعد از مصرف هم تلفات زیادی در مواد غذایی داریم. سرمایه‌گذاری در این موارد برای بخش خصوصی -گرچه خود مصرف کننده آب نیست- می‌تواند بر میزان مصرف آب در جامعه تاثیر داشته باشد. این موضوعی است که ظرفیت‌های آن در ایران مغفول مانده و این بخشی از مدیریت جامعه‌محور آب است.
در مورد مفهوم و ضرورت توجه به آب مجازی ما با سو‌تفاهم‌هایی روبه‌رو هستیم، به طور مثال مردم تصور می‌کنند کشت هندوانه که محصول آب‌بری است، نباید اتفاق بیفتد اما در مورد تولید فولاد و صنایع آب‌بر و یا محصولات کشاورزی آب‌بر دیگر، کمتر صحبت می‌شود. چطور می‌توان این آگاهی را ایجاد کرد؟
آشنایی با این مفاهیم در کشور ما با سو‌برداشت‌هایی روبه‌رو بوده که در درجه اول شامل حال مسئولان می‌شود. البته به طور کلی هر مبحث جدیدی مطرح می‌شود، به درستی در جامعه معرفی نشده و عجولانه و به صورت یک تب همه‌گیر طرح شده و راه حل برای آن ارائه می‌شود. مسئولان این گرایش را داشتند که این سمت و سو را به این بحث بدهند که اگر وارد کننده آب مجازی باشیم فشار به منابع آب ما کمتر خواهد بود و در بسیاری موارد می‌توانیم مسائل و مشکلات آب را با وارد کردن آب مجازی حل کنیم. از آنجا هم که اطلاعات مردم در این زمینه کافی نیست و اطلاع‌رسانی درستی صورت نگرفته، طبیعی است که مسئله به این شکل در جامعه مطرح شود. در صورتی که در حال حاضر محصولی که آب قابل ملاحظه‌ای با صادرات آن از کشور خارج می‌شود، پسته است. پسته به تنهایی 50 درصد صادرات آب مجازی ما را تشکیل می‌دهد و هندوانه نقش به مراتب کمتری دارد. واقعیت این است که این سوبرداشت شامل حال واضعین این نظریه هم بوده است. یعنی آقای تونی آلن، در ارائه موضوع -برخلاف ماهیت بحث که جنبه مدیریت تقاضا و مدیریت جامعه را دارد- به سراغ سیاست‌گذاری رفته است تا با اراده سیاسی مسئله حل و فصل شود. نسخه او برای کشورهای خاورمیانه این بود که این کشورها که پول خوبی هم دارند، در عوض اینکه برای آب با یکدیگر نزاع کنند، با واردات آب مجازی فشار به منابع آب کشور خود را کاهش دهند. این موضوع یک مشکل دارد و آن اینکه ما با راهکارهایی که بیشتر جنبه جامعه‌محور دارد و مشارکت جامعه را طلب می‌کند، می‌خواهیم به روش‌های دولت‌محور و با اراده سیاسی مسائل را حل و فصل کنیم. اگر بخواهم بیشتر توضیح دهم که ما چرا باید به این موضوع به عنوان یک فرصت برای مدیریت جامعه محور بپردازیم، باید بگویم این موضوع از دو زاویه قابل بحث است. یکی تاثیری که مصرف کنندگان با انتخاب رژیم غذایی و الگوی زندگی می‌توانند، داشته باشند. که یک موضوع کاملا شخصی است. اما اگر به صورت یک فرهنگ عمومی مورد توجه قرار گیرد می‌تواند تاثیرات بسیار زیادی داشته باشد. برای مثال توسعه اقتصادی در بسیاری از بخش‌های جهان باعث شده سبک زندگی پر تقاضا برای آب، توسعه پیدا کند. ویژگی این سبک قدرت خرید بالا و مصرف گوشت بیشتر است. هر فرد در جامعه‌ای که رژیم غذایی آن مبتنی بر گوشت است، طور متوسط برای غذای روزانه خود 5 مترمکعب آب مجازی مصرف می‌کند، اما رژیم غذایی یک فرد گیاهخوار کمتر از 3 مترمکعب آب مجازی است. این نشان می‌دهد که سناریوهای مختلف برای الگوهای مختلف غذایی تاثیر بسیار زیادی برای تقاضای جامعه برای مصرف آب دارد.
جنبه دیگر، الگوی تجاری است. کشورها اگر از مناطقی که تولید مواد غذایی در آنها با آب سبز انجام می‌شود و کارایی آب کشاورزی بالاتر است، مواد غذایی وارد کنند، فشار کمتری به منابع آبی خود وارد می‌کنند. اما جامعه روی این مسئله به لحاظ سیاسی موضع دارد. حتی کشورهای اروپایی و امریکا هم -که کشورهای لیبرال‌تری هستند- از نظر تجارت جهانی در این بخش که مواد غذایی و کشاورزی است، این موضوع را نمی‌پذیرند.
معتقدم جامعه تا زمانی که همراه نشود سیاستگذاران در هیچ کدام از این کشورها -چه کشورهای در حال توسعه و چه کشورهای توسعه یافته- قادر نخواهند بود این الگو را وارد کرده و یا رعایت کنند. این موضوع یک فرصت است، و حتما باید با مشارکت جامعه صورت گیرد. در غیراین‌صورت هر چقدر که این ابزارها را رواج دهیم، مفید نخواهد بود. پذیرش اینکه امنیت غذایی را معادل با خودکفایی تولید مواد غذایی ندانیم، پذیرش این مسئله را راحت‌تر می‌کند.
این ضرورت را در سطح جامعه چطور می‌توان تبیین کرد؟
مسئله از اینجا شروع می‌شود که توجه جامعه به مصرف آب پنهان بیشتر شود. در دنیا روش‌هایی که به کار گرفته شد تاثیر بسیار زیادی داشت و توانست توجه مردم را جلب کند. به طور مثال گفته شد که شما وقتی یک فنجان قهوه مصرف می‌کنید، فکر نکنید که فقط آبی که در این فنجان قرار دارد را مصرف می‌کنید. برای تولید یک فنجان قهوه که حدود 300 میلی‌لیتر آب بیشتر ندارد، حدود 140 لیتر آب مصرف شده است. یعنی 140 بطری یک لیتری را در نظر بگیرید، این میزان آب برای تولید یک فنجان قهوه صرف می‌شود. یا برای تولید یک کیلوگرم گوشت، 15 متر مکعب یا 15 هزار لیتر آب مصرف می‌شود. برای تولید یک خودرو، 400 هزار لیتر آب مصرف می‌شود. وقتی این موضوع توسط آقای تونی آلن مطرح شد و انتشار این آمارها برای مردم شوک برانگیز بود. او معتقد بود همیشه در بحث صرفه‌جویی آب صحبت از این است که در مصرف آب حمام یا آبی که برای پخت و پز به کار می‌بریم یا برای نظافت، صرفه‌جویی کنیم. اما متوجه این موضوع نیستیم که در مورد بخش بزرگی از مصارف مربوط به آب اصلا صحبت نمی‌کنیم و آن «آب مجازی» است. این مسئله باعث شد در ایران هم در هفته صرفه‌جویی مصرف آب که در تیرماه است، بیشتر در مورد آب مجازی صحبت می‌شود. مدیران اجرایی ناگزیر به این سمت رفته‌اند تا مردم را ترغیب کنند به الگوی مصرف کمتر، و در مجموع می‌توان گفت این حرکت شروع شده است. اما لازم است کارهای بهتر و بیشتری در این زمینه انجام شود. تا از این طریق بتوانیم آمار و اطلاعات بهتری را به دست آوریم و برای نظام محاسباتی و دانشگاه‌ها اطلاعات ملی را بهبود بخشیم. چون این اطلاعات نواقص زیادی دارد.
به آمار در این زمینه اشاره کردید، یکی از سوالات من هم موضوع آمار بود، در مورد مصرف آب خانگی، مصرف صنعت و کشاورزی آمارها و ارقامی منتشر می‌شود و می‌توان گفت یک تصویری از میزان مصرف آب در این حوزه‌ها در ذهن مخاطب وجود دارد، اما کمتر در مورد اینکه میزان – یا حدود- مصرف آب مجازی در کشور چقدر است آماری ارائه نمی‌شود، این آمار وجود ندارد یا منتشر نمی‌شود؟ اصلا مطالعه‌ای در این مورد صورت گرفته است یا خیر؟
آمار و اطلاعات وجود دارد. مطالعاتی هم صورت گرفته است، اما موضوع این است که چون آمار دقیقی -حتی در سطوح کلان- در مورد آب نداریم، نمی‌توانیم با شکلی دقیق به آن استناد کنیم. مثلا درباره آب کشاورزی این محل بحث است که چقدر آب در کشاورزی مصرف می‌کنیم؟ در بحث آب مجازی باید میزان آب برگشتی را از مصرف کل کم کنیم و فقط آبی که صرف تبخیر و تعرق می‌شود به اضافه آبی که در داخل محصول پنهان می‌شود را به عنوان آب مصرف شده محاسبه کنیم. فرض کنید اگر 90 میلیارد مترمکعب آب برای کشاورزی برداشت می‌شود، همه این آب برداشت شده به مصرف نمی‌رسد و بخش مهمی از آن، آب برگشتی است. در مورد مصرف شهرها و صنعت هم همینطور است. اینها مسائل ابتدایی است که در کشور ما حل نشده، چه رسد به اینکه ما برای هر محصول و هر منطقه‌ای این مسائل را حل و فصل و اطلاعات را مدون کنیم. با توجه به یک فرض‌هایی اطلاعاتی تولید شده است، اما این اطلاعات باید دقیق شود. شاید اگر انتظارات عمومی و مطالباتی در این زمینه شکل بگیرد موجب ‌شود که مدیریت آب بودجه بیشتری برای تولید اطلاعات در این زمینه در نظر بگیرد. همیشه اولین قسمتی که قربانی می‌شود همین مبلغ ناچیز است که باید صرف تولید اطلاعات و آمار دقیق شود. این یکی از موضوعات کلیدی و قلب مشکلات ما در زمینه پرداختن به موضوع آب مجازی است.
می‌توانیم بگوییم که فعلا نمی‌توان با زبان عدد و رقم و آمار در مورد آب مجازی صحبت کرد؟
چرا! با اطلاعات کم و با خطای زیاد می‌توانیم. با عدد و رقم‌های بسیار کم می‌شود حرف‌های زیادی زد. این حرف‌ها هم زده شده، اما مسئله اینجاست که این بحث ادامه دارد. ما نمی‌خواهیم فقط در مرحله اطلاع‌رسانی عمومی بمانیم. قرار است وارد مباحث تحلیلی شویم و‌ این موضوع را به مرحله سیاست‌گذاری برسانیم تا برای آن برنامه‌ریزی و اقداماتی صورت گیرد. در نتیجه هرچقدر به مرحله سیاست‌گذاری نزدیک می‌شویم، باید اطلاعات دقیق‌تری در اختیار داشته باشیم.
در شرایط فعلی آیا می‌توان توجه به آب مجازی را راهکاری برای کاهش آسیب‌های مربوط به مسئله آب در نظر گرفت؟
این امر مستلزم این است که اطلاعاتی در مورد ردپای آب و مسئله آب مجازی در اختیار جامعه بگذاریم. اختلافاتی که در این زمینه وجود دارد به ما کمک می‌کند که هم سیاستگذاران و کارشناسان و هم عموم مردم را نسبت به موضوع حساس کنیم. اینکه متوجه باشیم وقتی یک رژیم غذایی را انتخاب می‌کنیم که می‌تواند تاثیر زیادی روی مصرف آب بگذارد، نمی‌توان این موضوع را – به‌ویژه در بلند‌مدت- دست کم گرفت. یا اینکه متوجه باشیم چطور تجارت می‌تواند به کمک ما بیاید و ما را از قحطی نجات دهد. امسال ما مقدار زیادی گندم وارد کردیم و طبیعی است که میزان زیادی آب مجازی با این گندم وارد کشور ما شد. باید نسبت به این موضوع اشراف داشته باشیم که امنیت غذایی ما تا حد زیادی وابسته به این آب مجازی است. چرا می‌خواهیم به یک تصور و توهم دامن بزنیم که از طریق آب مجازی نمی‌توانیم فشار به منابع آب را کم کنیم. در حالی که از همین مجرا می‌توانیم استفاده کنیم برای اینکه فشار به منابع آب زیرزمینی کمتر شود.
بهانه همیشگی برای سست کردن سیاست‌های پیشگیرانه یا کنترلی در مورد منابع آب، خودکفایی در کشاورزی است. این موضوع تا حد زیادی یک عامل بازدارنده برای اجرای مقرراتی است که در زمینه امنیت آبی نیاز داریم. من در برنامه سوم توسعه در جریان این مسئله بودم. قرار بود زمینه‌ها فراهم شود برای اینکه هر منطقه الگوی کشت متناسب با امکانات آبی خود داشته باشد. اما زمانی که برنامه به مرحله اجرا رسید، عنوان شد به دلیل اینکه ما باید در بعضی محصولات به خودکفایی برسیم، نمی‌توانیم این سیاست و برنامه را – که یک قانون بود و تصویب شده بود- اجرا کنیم. ما تصور می‌کنیم که می‌توانیم، اما در عمل نمی‌توانیم. در نتیجه هم منابع آب به تاراج می‌رود و هم به هدفمان -که خودکفایی است- نمی‌رسیم.
در حوزه صنایع به ویژه صنایع آب‌بر تا چه میزان می‌توان موضوع آب مجازی را پیگیری کرد؟
این بحث منحصر به سطح ملی نیست که بگوییم کشاورزی مصرف کننده عمده آب است در نتیجه در مرکز موضوعات مربوط به آب مجازی قرار دارد. در بعضی کشورها و بعضی مناطق ایران ممکن است وضعیت اینطور نباشد. به طور مثال در تهران مصرف آب شهری و صنعتی نیمی از مصارف آب را به خود اختصاص می‌دهد. در نتیجه نمی‌توانیم بگوییم در استان تهران مسئله اصلی آب کشاورزی است. به همین دلیل است که تاکید داریم، در مورد آب باید به صورت محلی و استانی تصمیم بگیریم و سیاست‌گذاری کنیم. بخشی از موضوع ردپای آب برمی‌گردد به آب خاکستری یا آبی که آلوده است. همچنین میزان آبی که نیاز است تا این آلودگی برطرف شود (تصفیه شود) اگر این سنجه را هم وارد کنیم، در شهرها و صنایع بزرگ موضوع آلودگی به عنوان یک موضوع برجسته، اولویت کار را تغییر می‌دهد.
یعنی موضوع بازچرخانی آب مطرح می‌شود؟
نه! موضوع صنعت فقط آبی که مصرف می‌کند نیست، بلکه موضوع آبی که آلوده می‌کند هم مطرح است. در نتیجه اولویت‌های ما تابع این موضوع است که آب را به صورت منطقه‌ای ببینیم و بدانیم مسائل هر منطقه چگونه است. همیشه اینطور نیست که مسئله عمده کشاورزی باشد. بلکه مسائل مربوط به صنعت و آب شهری هم مطرح است. با موضوعی که در ردپای آب مطرح می‌شود، مسئله را بر اساس مشکل اصلی مطرح می‌کنیم نه بر اساس یک تصمیم از پیش تعیین شده. باید ببینیم که در هر منطقه مشکل اصلی چیست.
در صحبت‌ها به تجربیات جهانی اشاره کردید، لطفا مقایسه‌ای بین وضعیت ایران و کشورهایی که به لحاظ منابع آبی و سیاست‌گذاری در حوزه آب شرایط مشابه با ایران دارند، داشته باشید، کشوری که تجربه موفقی در این زمینه داشته باشد.
اسپانیا کشوری است که روی موارد سازه‌ای و انتقال آب و شیرین‌سازی آب تمرکز کرده است. اما در عین حال از موضوع ردپای آب و آب مجازی بسیار استقبال کرد و دولت نه تنها برای سیاست‌های ملی، بلکه پیشنهاد داده کشورهای جامعه اروپا این رویکرد را وارد چارچوب‌های مدیریتی مشترک خود کنند. به عبارتی اسپانیا از این راهکار هم در سطح ملی استقبال کرده و هم به کشورهای اتحادیه اروپا حرکت به سمت آن را پیشنهاد داده است.
اقدامی هم در این زمینه انجام شده است؟
جامعه اروپا در حال حاضر به طور کلی بازار مواد غذایی را هدایت می‌کند و بیشتر مبادله آب مجازی تحت تاثیر سیاست‌های جامعه اروپاست. این موضوع اگر موجب شود که این مسئله مورد توجه قرار گیرد و هژمونی که جامعه اروپا و آمریکا در بازار جهانی دارد کم شود، بسیار فرصت خوبی فراهم می‌شود تا این راه‌حل به شکل بهتر و گسترده‌تری مورد استفاده قرار گیرد. حرکتی که در اسپانیا شروع شده و به جد دنبال می‌شود، نقطه عطفی در راهکارهای مدیریتی آب اسپانیا است. از آنجا که موضوع جدیدی است باید منتظر بمانیم و ببینیم که این سیاست‌ها چگونه اجرا می‌شود و چه نتایجی به دنبال خواهد داشت.
فکر می‎کنید با ظرفیت‌های موجود، در شرایط فعلی در حوزه آب مجازی چه کارهایی می‌توان در کشور انجام داد؟
موضوع آب مجازی از نظر ارتباطات، یادگیری و کارهای رسانه‌ای و دانشگاهی می‌تواند موضوع تحقیق خوبی باشد. به ویژه کسانی که در زمینه ارتباطات فعالیت می‌کنند، می‌توانند به این مسئله توجه کنند. این ظرفیت‌ها و قابلیت‌ها بسیار زیاد است. در مطالعات بین‌المللی که صورت گرفته است، بسیار به این موضوع تاکید شده است. این تصور را نداشته باشیم که این مسئله با تجارت بین‌المللی مرتبط است و ربطی به کار روزنامه‌نگاری و ارتباطات و رسانه ندارد. این موضوع در ارتباط با مشکلات آب بسیار می‌تواند کارساز باشد. یکی از توصیه‌هایی که داریم این است که نباید در حوزه آب مجازی، تجارت آن و ردپای آب فقط انتظاراتی که ایجاد شده را مورد توجه قرار دهیم، بلکه باید انتظارات جدیدی را مطرح کنیم. تحلیل شرایط موجود و آینده‌نگری هم لازم است. اگر وضع موجود ادامه پیدا کند، ما چشم‌انداز آینده را چندان مناسب نمی‌دانیم. در کشور ما که وضع موجود هم این مسئله را آشکار می‌کند. با توجه به گرمایش زمین و تغییرات آب و هوایی این وضعیت تشدید می‌شود. بررسی‌ها نشان داده که احتمال اینکه در آینده وضعیت ما از نظر الگوی بارندگی، گرمایش زمین، افزایش دما و نوسانات در جریان رودخانه‌ها، تغذیه آبخوان‌ها و… شرایط برای بعضی مناطق بدتر شود، وجود دارد. این مسئله ضرورت توجه به بحث آب مجازی و تجارت آب مجازی را بیشتر می‌کند. باید مطالعات بیشتری در این زمینه در مراکز علمی کشور انجام شود. در حال حاضر کتاب‌های خوب زیادی در مورد آب مجازی منتشر شده که به زبان فارسی ترجمه نشده است. یکی از کتاب‌های خوب در این زمینه نوشته آقای تونی آلن است، با نام «آب پنهان» که البته بخشی از آن توسط یک انتشارات منتشر شده و آقای حسینیان بر حسب علاقه شخصی آن را منتشر کرده است. در حالی که نسبت به اهمیتی که این موضوع دارد باید بیشتر از این برای چاپ و نشر مقالات و کتاب‌ها و مطالب مفید در این حوزه سرمایه‌گذاری شود، تا به مرحله‌ای برسیم که بتوانیم مطالب هم ردیف با این آثار برجسته بین‌المللی تولید کنیم. در مورد سیاست‌گذاری هم مشکلات بسیاری وجود دارد. فکر می‌کنم برای رفع برخی مسائل بهتر است سیاست‌ها را در سطوح مختلف تبیین کنیم. بخشی از سیاست‌ها در ارتباط با سیاست خارجی است و بخشی در ارتباط با بخش خصوصی. همانطور که اشاره کردم بسیاری از واحدهای بخش خصوصی می‌توانند به شکل جدی‌تری این موضوع را دنبال کنند. همانطور که سایر کشورها عمل کردند. بخش خصوصی برای خود برنامه داشته باشد و از ابزارهای تحلیلی و اطلاعاتی آب مجازی استفاده کند. دولت هم می‌تواند سیاست‌گذاری‌هایی داشته باشد که از طریق آن به بخش خصوصی برای حرکت در این مسیر کمک کند تا اگر خود نمی‌تواند در زمینه سیاست‌های تجارت جهانی، حضور فعالی داشته باشد، بخش خصوصی در این رابطه به او کمک کند تا به تولید کنندگان بخش کشاورزی این فرصت را بدهد تا راجع به این موضوع با چشم باز و روشنی بیشتری تصمیم بگیرند. در بخش سیاست‌گذاری اشاره شد که اقداماتی هم می‌تواند از طریق تقنین‌ قوانین و مباحثی که در مورد آب مجازی می‌شود به افزایش آگاهی جامعه کمک کند.

پژوهشگری پیشرو در قلمرو آب مجازی

«… راه‌حل موضوع، ساده است. اما کجا هستند سیاستمداران شجاعی که به سمت آن حرکت کنند؟ چند سد و پروژه انتقال آب بیشتر، پیش از آنکه کسی به میدان درآید و با شور و حرارت، در راستای یک تغییر بین‌المللی در رژیم غذایی استدلال کند، ساخته خواهد شد؟ ترسم از این است که هنگام روشن‌شدن پاسخ این پرسش‌ها، دیگر این دور و برها نباشم.*»

دکتر تونی اَلن همواره از پیشگامان مباحث پایداری آب به شمار می‌آمد و حضور طولانی و پرباری در این عرصه داشت. او بیشتر به خاطر تأملات نوآورانه خود درباره آب مجازی نامبردار شد. او با این مفهوم نشان داد که چگونه فرایندهای سیاسی و اقتصادی، آب، غذا و تجارت را به هم پیوند می‌دهد. تونی اَلن از صاحب‌نظران پیشرو درباره مسائل آب در خاورمیانه و شمال آفریقا شناخته می‌شد، و تا زمان درگذشت، در حوزه پژوهش و آموزش در رشته جغرافی در مدرسه مطالعات شرقی و آفریقایی (1)، و کینگز کالج لندن فعال بود. بی‌اغراق باید او را از رهبران فکری تأثیرگذار و کم‌نظیر در قلمرو آب دانست.
او حرفه دانشگاهی خود را در مدرسه مطالعات شرقی در اواخر دهه 1960 با کند و کاو درباره موضوعات مختلف از جمله کشاورزی در لیبی آغاز کرد، و به اهمیت فراوان درک نظام‌های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی در مدیریت آب پی برد. او در ابتدا در دهه 1980، از embedded water سخن گفت، و بعدها مفهوم آب مجازی (2) را به طور کامل در مجموعه‌ای از مقالات در میانه دهه 1990 و کتاب بسیار مهم «مسئله آب در خاورمیانه: هیدروپولیتیک و اقتصاد جهانی» (3) در سال 2001 پروراند. او مفهوم آب مجازی را برای توضیح اهمیت آب استفاده‌شده برای پرورش و تولید محصولات کشاورزی به کار برد. بعدها در سال 2011، با نگارش کتاب «آب مجازی: مقابله با تهدید ارزشمندترین منبع سیاره ما» (4)، این نگاه نوین به آب را با زبانی ساده و آسان‌فهم، به طیف گسترده‌تری از مخاطبان معرفی کرد و حقایق مهمی را برای مردم آشکار ساخت. (5) در سال 2008، جایزه آب استکهلم (6) را به خاطر این نگاه نوآورانه به آب دریافت کرد. ایده‌های پیشگامانه اَلن به آب مجازی محدود نبود. او ایده «problemshed» را در جستجوی راه‌حل‌های کمیابی آب، غیر از آبخیز فیزیکی (7) مطرح کرد. (8) همچنین، اصطلاح آب «بزرگ» (9) (آب استفاده‌شده در کشاورزی) را به کار برد تا بر این مهم تاکید کند که تا چه اندازه صحبت از مدیریت منابع آب بدون صحبت درباره غذا نامعقول است. اکنون مفهوم آب مجازی در سیاست‌های ملی آب، راه و رسم شرکت‌ها، دوره‌های دانشگاهی و برنامه آموزشی در مدارس ریشه دوانده و تأثیر گسترده و جهانی یافته است.
بینش‌های او درباره آب مجازی، الهام‌بخش دیگر پژوهشگران و دانشوران در کند و کاو بیشتر درباره پیوندهای آب و اقتصاد شد. آرین هوکسترا (10) یکی از آنان بود. او بر اساس مفهوم آب مجازی، چارچوب «رد پای آب» را پی‌ریزی کرد که بر اساس آن، پیوند میان مصرف و تولید و تخصیص منابع آب شیرین تحلیل می‌شود. رد پای آب، به این بحث دامن زد که رفتارهای مصرف‌گرا در کشورهای ثروتمندتر جهان، کمیابی آب را در بخش‌های فقیرتر جهان تشدید می‌کند.
تونی اَلن در انجمن‌های حرفه‌ای و تخصصی نیز مشارکت درازمدتی داشت. از جمله مشارکت‌های او در مجله بین‌المللی آب (11) ، اهمیت ویژه‌ای داشت، چرا که ویترین پژوهش مستمر او درباره آب مجازی به شمار می‌آمد. مقاله او در سال 2003 با عنوان «آب مجازی- همبستگی آب، غذا، و تجارت. مفهومی مفید یا استعاره‌ای گمراه‌کننده؟» (12) بخشی از یک گفت‌و‌گو بود که درباره این مفهوم کلیدی، با جزئیات بیشتری سخن گفت و ابعاد آن را روشن‌تر ساخت. او مفیدبودن مفهوم آب مجازی را از جمله در این می‌دانست که تحلیل مسائل را به فراتر از حوضه گسترش می‌دهد و ذی‌نفعان نظام جهانی تجارت غذا از جمله تولیدکنندگان و مصرف‌کنندگان کشاورزی را در دایره مسئله جای می‌دهد. بینش کلیدی او درباره این ذی‌نفعان، بعدها در مقاله سال 2012 با عنوان «هژمونی آب مجازی: نقش کسب و کار کشاورزی در حکمرانی جهانی آب» (13) بیشتر بسط یافت. این مقاله استدلال‌های نوآورانه‌ای را درباره تأثیر بازیگران صنعت کشاورزی و اثرات تجارت کالاهای کشاورزی ارائه کرد. این مقاله در سال 2012، جایزه بهترین مقاله را برای او به ارمغان آورد. در سال‌های اخیر، تونی اَلن تفسیر به موقعی درباره پیوندهای شیوع کووید 19 و آب ارائه کرد. در مقاله سال 2020 به همراه دیگران با عنوان «تأثیر کووید 19 بر سیستم‌های آب و غذا: عبور از پیچ بسیار بزرگتر بعدی» (14)، درباره در پیش‌گرفتن سیاست اطمینان از خودکفایی غذا هشدار می‌دهد، که می‌تواند کمیابی و پایداری آب را در سطح محلی تشدید کنند.
به عنوان یک دانشگاهی، سیاست‌گذاران را درباره مدیریت آب حوضه‌های آبریز توصیه می‌کرد و همکاری گسترده‌ای با دولت‌ها، نهادهای مالی بین‌المللی و جامعه مدنی داشت. تمرکز و تاکید او بر استفاده پایدار آب، او را به آموختن از زارعان نیز سوق داد. اَلن در آثار خود، زارعان را مدیران بالفعل و واقعی آب توصیف می‌کرد و بر نقش کلیدی و ارزشمند آنان در پاسداری از منابع آب تأکید می‌ورزید. در سال‌های اخیر، کوشید توجه بهتری به نقش آنان داشته باشد که در کتاب مهم «راهنمانامه غذا، آب و جامعه» (15) در سال 2019، با همکاری دیگر پژوهشگران تجلی یافت. این کتاب، آخرین کتابی بود که در آن مشارکت داشت.
اندیشه‌ها و آثار او، برآمده از بینش میان‌رشته‌ای او بود. بر این اساس او هیدرولوژی، مهندسی، اقتصاد، سیاست و قانون را در کنار هم قرار می‌داد. با این نگاه، در اوایل دهه 2000، در مدرسه مطالعات شرقی، گروه مسائل آب (16) و در کینگز کالج لندن، گروه پژوهش آب (17) را تشکیل داد که با رویکرد میان‌رشته‌ای به تحلیل مسائل آب می‌پردازند.
تونی اَلن همه را به زیر سئوال‌بردن فرضیات، اندیشه نامتعارف و نقادانه فرامی‌خواند. او غیر از پژوهش علمی، یک استاد و معلم پراشتیاق، و در بیان و رسانیدن ایده‌ها، صاحب مهارت بود. به گفته خود او «یک ایده‌ خوب، اگر به خوبی بیان و معنا نشود، ایده خوبی نیست». او منبع الهام برای همه کسانی باقی خواهد بود که فرصت یافتند با نگرش‌های او آشنایی یابند.
*پی‌نویس‌ها:
* آب پنهان. جلد دوم. صفحه 197. ترجمه آرش حسینیان.
(1) School of Oriental and African Studies (SOAS)
(2) Virtual water
(3) The Middle East Water Question: Hydropolitics and the Global Economy (2001)
(4) Virtual Water: Tackling the Threat to Our Planet’s Most Precious Resource (2011)
(5) خوشبختانه ترجمه فارسی این کتاب با عنوان «آب پنهان: نگاهی متفاوت به گران‌ترین دارایی زمین» با ترجمه آرش حسینیان در دو جلد در سال 1393 (نشر مثلث) انتشار یافت و زمینه آشنایی گسترده‌تر جامعه ایرانی نیز با این نگاه نوین درباره آب فراهم آمد.
(6) از دید برخی مفسران، جایزه آب استکهلم معادل جایزه نوبل محیط‌ زیستی است.
(7) Watershed
(8) در این رویکرد به جای آنکه هویت هیدرولوژیکی آبخیز (یا حوضه)، واحد تحلیل باشد، همان گونه که متخصصان آب (بر اساس منطق) توصیه و پشتیبانی می‌کنند، فهم و تحلیل مسائل، بر پایه پیچیدگی مسائل آب (برای نمونه اقتصاد سیاسی آن) استوار می‌شود.
(9) Big water
(10) دکتر هوکسترا در 27 آبان 1398 (18 نوامبر 2019) به طور غیر منتظره‌ای در 52 سالگی درگذشت.
(11) Water International
(12) Virtual Water – the Water, Food, and Trade Nexus. Useful Concept or Misleading Metaphor?
(13) Virtual water hegemony: the role of agribusiness in global water governance
(14) The impact of COVID-19 on water and food systems: flattening the much bigger curve ahead
(15) Oxford Handbook of Food, Water and Society
(16) SOAS Water Issues Group
(17) London Water Research Group

جلوی تکرار حادثه «دروازه قرآن» در بهبهان گرفته شود

|پیام ما| پس از انتشار گزارش «خطر تکرار سیل دروازه قرآن در بهبهان» در روزنامه «پیام ما»، سرپرست معاونت حفاظت و امور اراضی سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری در نامه‌ای به معاونت دادستان کل کشور در امور حقوق عامه، خواستار رسیدگی به موضوع تسطیح یکی از مسیل‌های بهبهان و فروش انفال شد.
شنبه گذشته ( 6 آذر) روزنامه «پیام‌ما» در گزارشی از پر کردن یکی از مسیل‌های بهبهان (در استان خوزستان) با نخاله‌های ساختمانی، تسطیح و قطعه‌قطعه کردن زمین‌های اطراف و فروش این قطعات که انفال به شمار می‌روند، خبر داده بود. به دنبال این گزارش، رضا افلاطونی در نامه‌ای خطاب به معاونت دادستان کل کشور در امور حقوق عامه نوشت: «احتراماً همانگونه که استحضار دارند حسب اصل ۵۴ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران انهار طبیعی، انفال و از ثروت‌های عمومی محسوب می‌شود که در اختیار حکومت اسلامی است تا بر طبق مصالح عمومی بهره‌برداری شوند و حسب
ماده یک قانون توزیع عادلانه آب انهار طبیعی از مشترکات بوده که مسئولیت حفظ و نظارت و بهره‌برداری از آنها به دولت محول می‌شود که طبق تبصره ۳ ماده ۲ قانون توزیع عادلانه آب ایجاد هر نوع اعیانی، حفاری و هرگونه تصرف در بستر انهار طبیعی و حریم قانونی آنها ممنوع است.» افلاطونی ادامه می‌دهد: «حسب گزارش ارسالی از سوی آقای محمد داس‌مه، دبیر کمیته حقوقی انجمن محیط زیست و دوستداران طبیعت استان خوزستان (شماره ثبت 1501) و وکیل پایه یک دادگستری و گزارش منتشر شده در روزنامه سراسری پیام‌ما در مورخه ۶ آذرماه 1400 با عنوان «خطر تکرار سیل دروازه قرآن در بهبهان» شخصی در پلاک ثبتی 1675054 واقع در بخش یک بهبهان اقدام به پر کردن و تفکیک 3/26646 مترمربع از آبراهه طبیعی کرده است که این امر بر خالف اصل ۵۴ قانون اساسی و ماده یک قانون توزیع عادلانه آب که اشعار بر انفال و مشترکات بودن انهار طبیعی دارد، است.»
بر اساس این نامه، این در صورتی است که مفاد بخشنامه ریاست سازمان ثبت اسناد و املاک کشور تاکید و تصریح و مقرر کرده است که «در اراضی مجاور حریم انهار طبیعی باید میزان مساحت بستر و حریم انهار استعلام، سپس مقدار تعیین شده از مقدار ثبتی کسر شود و نسبت به باقی‌مانده ملک با رعایت مقررات سند مالکیت با قید در مجاورت حریم صادر شود».
سرپرست معاونت حفاظت و امور اراضی سازمان جنگل‌ها در آخر می‌نویسد: «بنابراین ضمن اعلام مراتب و مستندات ابرازی مراتب در راستای حفظ حقوق بیت‌المال، مشترکات عمومی و پیشگیری از وقوع سیل و تکرار حوادث تلخی همچون شیراز تقاضای صدور دستورات لازم مورد استدعا است.»
رونوشت این نامه برای اطلاع و پیگیری‌های لازم به اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان خوزستان و مدیرکل دفتر حقوقی وزارت نیرو ارسال شده است.

برای قطری‌ها پروانه شکار صادر نشده است

در پی مشاهده تعدادی خودروی گران‌قیمت با پلاک کشور قطر در شهر بوشهر نگرانی‌هایی مبنی بر احتمال ورود اتباع خارجی با هدف شکار گونه‌های جانوری در کشور به‌وجود آمده است.
به گزارش اداره کل حفاظت محیط زیست استان بوشهر، فرهاد قلی‌نژاد، مدیرکل حفاظت محیط زیست استان بوشهر گفت: پس از اطلاع از ورود این خودروها پیگیری لازم در این ارتباط از طریق دستگاه‌های متولی انجام گرفته و فعلا ادوات شکار و صید نزد این افراد مشاهده نشده است.
او با اشاره به اینکه هیچ گونه پروانه شکار و صیدی برای اتباع خارجی در استان بوشهر صادر نشده، افزود: هرگونه شکار و صید گونه‌ها ممنوع و در صورت مشاهده هرگونه تخلف محیط زیستی ضمن جلوگیری از شکار و صید و ورود به زیستگاه‌ها و مناطق حفاظت شده استان، پیگیری قضایی به عمل خواهد آمد.
قلی‌نژاد افزود گفت: هرچند که تا این لحظه هیچ مراجعه یا ارتباطی با این اداره‌کل توسط شهروندان قطری برقرار نشده، اکنون شماره‌گذاری متوقف و قصد شکار برای این افراد نامشخص است.

جولان طاعون در زیستگاه‌های مازندر ان

یک هفته دیگر بگذرد، سه ماه است که طاعون نشخوارکنندگان کوچک در زیستگاه‌های حیات وحش مازندران جا خوش کرده است. در طول این ۸۲ روز، ۱۱۵راس از جمعیت کل و بزهای غرب مازندران و به ویژه کلاردشت کاهش یافت؛ تلفاتی به اندازه تمام ۵ استانی که در نیمه اول سال درگیر این بیماری شده بودند. بیماری نیمه آبان در البرز مرکزی که انتقال‌دهنده طاعون به مازندران بود مهار شد اما مازندران که تا به حال سابقه طاعون در حیات وحش را نداشته، همچنان درگیر است. همین دوشنبه‌ای که گذشت لاشه پنج کل و بز دیگر را این بار در عباس‌آباد کشف و دفن کردند. طاعون در حالی در غرب مازندران در حال سرایت است که چندی دیگر فصل جفت‌گیری و ادغام جمعیت‌ها فرا می‌رسد.

تا نیمه اول سال اصفهان، چهارمحال و بختیاری، یزد، خراسان رضوی و فارس درگیر طاعون نشخوارکنندگان کوچک بودند و مجموع تلفات تا ۱۵شهریورماه ۱۳۰راس گزارش شده بود. با کوچ گله‌های عشایر و ورود دام‌های اهلی به زیستگاه‌های حیات وحش طاعون به البرز و بعد هم مازندران رسید. ۱۷مهر ماه شیوع بیماری در البرز به صورت رسمی تایید شد. سه روز بعد از این تاریخ مدیرکل محیط زیست استان مازندران گفت: «با توجه به مرز مشترک مازندران و استان البرز در همان منطقه‌ای که در البرز مثبت شد در قسمت شمالی ۵ لاشه نیز کشف شد و با ارسال نمونه لاشه برای دامپزشکی طاعون تشخیص داده شد.»
مازندران از اواسط شهریور درگیر طاعون بود
اگر چه طاعون نشخوارکنندگان کوچک در مازندران در ۲۰مهر ماه اعلام شد، اما کوروس ربیعی،‌ رئیس اداره نظارت بر امور حیات وحش حفاظت محیط زیست مازندران از شیوع این بیماری در شهریور ماه خبر می‌دهد. او به «پیام ما» می‌گوید: «طاعون ابتدا در محدوده‌ای از ارتفاعات زیستگاهی کوهستانی که هم‌مرز با منطقه ممنوعه طالقان بود بروز کرد؛ یعنی ما از اواسط شهریور ماه طاعون را در این منطقه داشتیم و بعد هم دامنه درگیری بیماری به ارتفاعات روستای دلیر و ناتر و بعد هم کلاردشت رسید.» به گفته او تلفات طاعون در منطقه کلاردشت از هفته دوم مهرماه گزارش شده. به عبارت دیگر یک ماه بعد از سرایت طاعون به مازندران، شواهد بیماری در کلاردشت بروز کرد؛ منطقه‌ای که تاکنون بیشترین میزان تلفات را داشته است.
شیوع سریع طاعون در مازندران
سرعت سرایت و تلفات طاعون در مازندران بسیار بالا بود. ۶روز بعد از تایید رسمی بیماری در استان تعداد تلفات گزارش‌شده به ۲۱راس رسید. ۵آبان شیوع طاعون در منطقه تلفات را به ۳۸راس رساند؛ ۲۷ راس کل بز وحشی در منطقه کلاردشت و ۱۱ راس در مناطق «دلیر» و «ناتر» چالوس. با آغاز درگیری منطقه چالوس تعداد تلفات روز به روز بیشتر شد؛ تا جایی که کمتر روزی بود که تلفاتی در حیات وحش این منطقه گزارش نشود. ۹آبان ماه با رسیدن تلفات به ۴۶ راس ربیعی از مردم خواسته بود تا با محیط زیست همکاری کنند و «به محض مشاهده دام بیمار، بی‌حال یا تلف‌شده، هر چه سریع‌تر موارد را به سامانه ۱۵۹۰ محیط زیست اطلاع دهند و از جابه‌جایی لاشه‌ها به شدت پرهیز کنند».
۱۰۰ کل و بز فقط در کلاردشت تلف شدند
به گفته ‌رئیس اداره نظارت بر امور حیات وحش حفاظت محیط زیست مازندران تعداد تلفات بیماری تا ۱۰آذر به ۱۱۵راس رسیده که حدود ۱۰۰راس آن هم صرفا در منطقه کلاردشت بوده است. «اکنون دام اهلی در طبیعت نیست اما چون زیستگاه‌ها به هم پیوسته هستند، به دلیل جابه‌جایی‌ها و آبشخور مشترک کماکان این درگیری ادامه دارد. همچنین با توجه به شرایط سرد و کوهستانی اینکه پایش همه روزه باشد ممکن نیست.» این هفته اما گزارشاتی هم از تلفات طاعون در منطقه دیگر از غرب مازندران در نزدیکی کلاردشت گزارش شده است: «دوشنبه ۸ آذر در حوزه عباس‌آباد حدود ۵ لاشه دیگر کشف شد.»
احتمال تلفات بیشتر تا بهمن‌ماه
تلفات مازندران حالا نزدیک به تلفات کل ۵ استان درگیر بیماری در نیمه اول 1400 است. علیرضا اکبرشاهی، مدیرکل دفتر بهداشت و مدیریت بیماری‌های دامی سازمان دامپزشکی کشور معتقد است که این بیماری ممکن است تا بیش از یک ماه دیگر در منطقه مازندران هم باعث تلفات شود. او البته می‌گوید امسال به دلیل خشکسالی و کاهش آبشخورها هم تعداد تلفات و هم میزان کانون‌های درگیر در حیات وحش افزایش یافته: «برای کنترل بیماری، اهمیت تعداد کانون‌های بروز بیماری بیشتر از تلفات در حیات وحش است؛ چون زمانی که بیماری در دام‌های حیات وحش وارد شود تا وقتی دام‌های حساس به بیماری وجود داشته باشد و ارتباط مشترک بین گله‌های حیات وحش باشد، تلفات رخ می‌دهد و کنترل بیماری در این زمان بسیار سخت است. به هر حال امسال نسبت به سال گذشته به دلیل خشکسالی شدید و کاهش منابع آبی و استفاده از مراتع و آبشخورهای مشترک بیشتر، هم تعداد کانون‌‌های درگیر طاعون افزایش یافته و هم تلفات. بنابراین احتمال دارد این بیماری تا حدود دو ماه دیگر ادامه یابد.»
۲۰۲ کانون ابتلای طاعون در دام اهلی
واکسیناسیون بهترین و موثرترین شیوه مقابله با طاعون نشخوارکنندگان کوچک است. اگر چه مسئولان می‌گویند علت شیوع و بروز بیماری طاعون در مازندران دام اهلی نبوده و این موضوع به کرات از سمت محمدحسین گلپایگانی، مدیرکل دامپزشکی مازندران اعلام شده اما ربیعی می‌گوید: «قطعا یک عاملی خارجی این بیماری را در محیط پخش کرده. من و شما اگر دام اهلی داشته باشیم نمی‌گذاریم بمیرد و شاید حلالش کنیم، ولی این دام آلوده ویروس را منتقل کرده.» با اینکه مسئولان مازندران از نبود بیماری طاعون در دام‌های اهلی گفته‌اند اما اکبرشاهی، مدیرکل دفتر بهداشت و مدیریت بیماری‌های دامی سازمان دامپزشکی کشور وجود طاعون در دام اهلی را تایید می‌کند.
وعده ریشه‌کنی طاعون تا ۳سال دیگر
سازمان جهانی بهداشت دام ( OIE)تمام کشورها را ملزم کرده که تا سال ۲۰۳۰نسبت به ریشه‌کنی این بیماری اقدام کنند. برنامه ملی ریشه‌کنی طاعون نشخوارکنندگان کوچک امسال در کشور تدوین شده و ۷ماه از اجرای این برنامه می‌گذرد. به گفته اکبرشاهی برنامه ملی ریشه‌کنی طاعون علف‌خواران در ایران، سه ساله است و بر اساس آن تاکنون بیشتر از ۸۵درصد جمعیت دام کشور واکسینه شده‌اند و به دنبال آن تعداد کانون‌های طاعون در دام اهلی نسبت سال 99 کاهش یافته است: «پارسال ۲۲۰کانون طاعون در دام اهلی داشتیم اما امسال که ۸ماه از سال می‌گذرد به ۲۰۲ کانون در دام اهلی رسیده‌ایم.» او ادامه می‌دهد: «امسال با وجود کرونا و همه مشکلات و کاهش نیروها ۶۱میلیون از جمعیت ۷۱ تا ۷۲میلیون دام سبک کشور تحت پوشش واکسیناسیون قرار گرفتند.»
واکسیناسیون مازندران کمتر از متوسط کل کشور
مدیرکل دفتر بهداشت و مدیریت بیماری‌های دامی مدعی واکسیناسیون ۸۵درصدی دام سبک در کشور است اما رصد آمار واکسیناسیون انجام شده در مازندران نشان می‌دهد که این استان در واکسیناسیون نسبت به متوسط کشور پایین‌تر است. به گفته محمدحسن گلپایگانی، مدیرکل دامپزشکی مازندران تا ۲۶مهرماه که بیش از یک ماه از شیوع این بیماری در این استان گذشته حدود یک میلیون و ۲۰۰ هزار راس از دام‌های کوچک مازندران در برابر این بیماری واکسینه شده‌اند. این در حالی است که طبق آمار رسمی سه هزار و ۸۰۰ خانوار عشایر بومی و یک هزار و ۶۰۰ خانوار عشایر غیربومی با حدود ۲ میلیون ۴۰۰ هزار واحد دامی سبک و سنگین در استان مازندران زندگی می‌کنند. ۸آذر نیز اصغر مطهری، رئیس اداره حفاظت محیط زیست چالوس و کلاردشت نیز به این موضوع انتقاد کرده بود و واکسیناسیون دام‌ها را از مصوبات نادیده گرفته شده ستاد مدیریت بحران شهرستان خوانده بود: «اگرچه طبق گزارش شبکه دامپزشکی بیشتر دام‌های منطقه در برابر این بیماری واکسینه شده‌اند، ولی برخی از دامداران هم از واکسینه کردن دام‌هایشان امتناع می‌کنند و علت آن را تردد دام‌های ناشناخته در منطقه و بی‌اثر بودن واکسیناسیون می‌دانند.» علاوه بر این «اگرچه قرار بود با همراهی نیروی انتظامی و دیگر دستگاه‌های مرتبط از ورود و خروج افراد کوهنورد و طبیعت‌گرد غیربومی در سطح روستاها و زیستگاه‌های حیات وحش جلوگیری شود»، اما گزارش‌های محیط‌بانان نشان می‌دهد که «همچنان طبیعت‌گردان و کوهنورد در نقاط آلوده چون دلیر و ناتر حضور دارند».
پیگیری‌های «پیام‌ما» برای گفت‌وگو با دامپزشکی مازندران بی‌نتیجه ماند، اما اکبرشاهی معتقد است که حتی اگر صد درصد دام‌های منطقه واکسینه می‌شدند باز با یک راس دام آلوده این اتفاق می‌افتاد.

بیم و امیدهای 1401

اگر وعده دولتی‌ها صادق باشد، دو روز دیگر اصلی‌ترین سند مالی سال آینده جمهوری اسلامی تقدیم مجلس می‌شود. بودجه 1401 در شرایطی تدوین شده که اوضاع اقتصادی ایران نسبت به آنچه در سال 99 و 1400 شاهدش بودیم، بدتر نشده باشد، هرگز رنگ بهبود به خود ندیده است. کار سند بودجه سخت‌تر از همیشه است اما امیدها برای جلوگیری حفظ وضع موجود و کنترل تورم افسار گسیخته هنوز زنده است به شرط آنکه دولت به توصیه‌های کارشناسان اقتصادی توجه کند. جزئیات رسمی بودجه اعلام نشده ولی مسئولان تلاش دارند بودجه سال آینده را گامی در مسیر بهبود شرایط توصیف کنند. توصیفی که حداقل روی کاغذ، دستیابی به آن نشدنی به نظر می‌رسد مگر آنکه فاکتورهای خارجی برای اندکی هم که شده اوضاع را تغییر دهند.

سیدمسعود میرکاظمی، معاون رئیس‌جمهوری و رئیس سازمان برنامه و بودجه ششم آذرماه گفته است: «۶ سال در کشور نرخ رشد اقتصادی ۸ درصدی باشد شرایط به سال ۱۳۹۰ می‌رسد». اینکه این اظهارنظر تا چه حد با آمار و ارقام اعلامی از سوی مرکز آمار ایران مغایر است، به کنار اما اگر جدل‌های سیاسی را نادیده بگیریم، همین یک جمله کافیست برای شرح اوضاع نابسامان اقتصادی ایران. دولت مردان سید ابراهیم رئیسی هم چون مسئولان دولت حسن روحانی مشکلات و معضلات را متوجه دولت قبل می‌دانند. همان کاری که دولت‌های محمود احمدی‌نژاد و سیدمحمد خاتمی کردند. 3 دهه است کارشناسان از لزوم اصلاح سازوکار اقتصادی ایران می‌گویند. همه هم استقبال می‌کنند اما تصمیم‌های سخت به یک بار متوقف می‌شوند. کسری بودجه، خلق پول و نوسان در تصمیم گیری های اقتصادی به همراه مسائلی چون نپیوستن به FATF و پیامدهای تحریم بخشی از مشکلات اقتصادی ایران است. دولت رئیسی حالا میراث دار این مشکلات است و مسئول حل آنان. راه فراری نیست. دولت و مجلس امیدوارند با «اصلاحات ساختاری بودجه»، مقابل مشکلات فائق آیند. میرکاظمی گفته است: «تغییری در ساختار بودجه در حال شکل‌گیری است و حتما ارائه نظر و همراهی مجلس در این مورد مهم است و باید نقطه نظرات نمایندگان و نکاتی که کمیسیون‌ها در این مورد دارند، مدنظر قرار گیرد.»
دلار 35 هزار تومانی؟!
یکی از مهم‌ترین عددهای بودجه در هر سال، قیمت دلار است. دولت‌ها در ایران علاقه بسیاری به قیمت‌گذاری خارج از قاعده برای دلار دارند. قیمت دلار در دوازدهم آذرماه 27 هزار و 300 تومان بود ولی نرخ ارز ترجیحی هنوز همان 4 هزار و 200 تومان است. همین تفاوت باعث شده تا دولت‌ها در بودجه از «نرخ تسعیر» استفاده کنند. در لغتنامه دهخدا «تسعیر»، «نرخ نهادن» و «قیمت گذاری» معنا شده است. در کلام ساده‌تر این قیمتی است که دولت برای دلار تعیین می‌کند ولی تجربه ثابت کرده که این عدد هرگز محقق نمی‌شود. نحوه محاسبه نرخ تسعیر، یا روزانه است، یا ماهانه و یا سالانه. دولت برای محاسبه نرخ تسعیر ارز باید روش سالانه را در نظر گرفته باشد. هنوز جزئیات رسمی بودجه منتشر نشده ولی خبرگزاری تسنیم به نقل از منابع مطلع نوشته که از سوی دولت سیزدهم برای سال 1401 «نرخ تسعیر ارزی ۲۳ هزار تومان در نظر گرفته شده است.» کارشناسان این اقدام را پالسی منفی به بازار ارزیابی می‌کنند. تفاوت نرخ تسعیر با قیمت واقعی دلار عاملی است که می‌تواند دوباره جهش قیمتی را در بازار ارز ایجاد کند. مرتضی رادپور، کارشناس بازار نیز در اظهاراتی که «تجارت‌نیوز» منتشر کرده، وعده دلار 30 تا 35 هزار تومانی را با توجه به نحوه محاسبه نرخ تسعیر توسط دولت سیزدهم داده است. فاکتور مذاکرات عاملی است که می‌تواند پیش بینی‌ها را برهم زده و اوضاع را به سود دولت رئیسی تغییر دهد. تجربه نشان داده باز شدن شریان‌های اقتصادی ایران از یک سو و توافق با قدرت‌های جهانی و لغو تحریم‌ها از سوی دیگر می‌تواند دلار را به سمت کاهش نرخ حرکت دهد اما اطلاع‌رسانی قطره‌چکانی درباره مذاکرات وین و تاکید مسئولان دولتی چون رئیس سازمان برنامه و بودجه بر «بستن بودجه 1401 با فرض تداوم تحریم‌ها»، عاملی است که تا امروز سبب شده بازار ارز رفت و برگشتی عمل کند و روزی مسیر کاهش در پیش بگیرد و روز دیگر مسیر افزایش. دولت البته از این مسیر زیان نخواهد برد. یکی از راهکارهای دولت جبران کسری بودجه از محل بازار ارز است. اقدامی که همواره در ایران تکذیب شده است.
یکی دیگر از اعداد مهم بودجه، میزان فروش نفت است. خبرگزاری تسنیم به نقل از منابع خود نوشته که دولت در بودجه 1401 پیش‌بینی فروش روزانه یک میلیون و 200 هزار بشکه نفت را کرده است. این خبرگزاری نوشته که قیمت هر بشکه نفت نیز 60 دلار در نظر گرفته شده است. فروش یک میلیون و 200 هزار بشکه نفت، تقریبا نصف میزانی است که ایران در دولت روحانی و در روزگار لغو تحریم‌ها نفت می‌فروخت. تحریم‌های آمریکا اما میزان فروش نفت ایران را به 100 هزار بشکه در روز هم رساند. هرچند که با روی کار آمدن دولت جو بایدن، اندکی اوضاع بهتر شد و ایران توانست حدود 800 هزار بشکه نفت را در روز با در نظرگیری تخفیف‌های خاص به فروش برساند. درنظرگیری عدد بالای یک میلیون بشکه نفت در روز احتمالا نشانی است از امیدواری دولت رئیسی به روند مذاکرات و لغو بخشی از تحریم‌ها. همزمان با این مساله، اکونومیست، در آخرین گزارش خود به تشریح آخرین وضعیت اقتصادی ایران پرداخته است. در بخشی از این گزارش، تاکید شده که آمریکا در سال 2022 میلادی معافیت‌هایی را برای فروش نفت ایران در نظر خواهد گرفت. این گزارش البته در بخش دیگری تاکید کرده که دولت رئیسی در سایه تحریم‌ها، «صادرات هیدروکربنی» را افزایش خواهد داد. این مهم می‌تواند یکی از راهکارهای افزایش درآمدهای دولت باشد. با این حال به نظر نمی‌رسد دولت از درآمدهای مالیاتی نیز چشم پوشی کند. خبرگزاری تسنیم نوشته که دولت درآمدهای مالیاتی خود در سال 1401 را 470 هزار میلیارد تومان پیش‌بینی کرده است. این در حالی است که درآمدهای مالیاتی در بودجه 1400، 325 هزار میلیارد تومان در نظرگرفته شده بود و این یعنی 40 درصد افزایش. این اتفاق در شرایطی صورت گرفته که تولیدکنندگان به واسطه کاهش قدرت خرید مردم با مشکلات عدیده‌ای در تامین حداقل نیازهای خود مواجه‌اند.
جدال حقوق و تورم
میزان افزایش حقوق‌ها هم همواره یکی از مهم‌ترین اعداد بودجه به شمار می‌رود. قشر کارمند که روزگاری طبقه متوسط جامعه را تشکیل می‌داد ولی این روزها به قشر فرودست سقوط کرده، همواره چشم انتظار این عدد است. کارگران هم نیم نگاهی به آن دارند. دولت هنوز دقیقا اعلام نکرده چه روشی را برای این مساله اتخاذ می‌کند ولی رئیس سازمان برنامه و بودجه گفته که افزایش حقوق «10 درصد» خواهد بود. او تاکید کرده «به جای افزایش غیرواقعی حقوق‌ها، قدرت خرید مردم افزایش پیدا می‌کند.» غلامرضا سلامی، اقتصاددان، با نقد نظر دولت در شبکه اجتماعی کلاب‌هاوس گفت: «امسال روی این موضوع مانور داده می‌شود که حقوق کارمندان دولت را فقط ۱۰ درصد افزایش می‌دهیم. قدم اول این کار اشکال دارد. در کشوری که تورم بالای ۵۰ درصد است، چطور می‌شود حقوق کارمندان ۱۰ درصد افزایش یابد و انتظار هم داشته باشیم که صدای کسی هم در نیاید. این باعث ناراحتی شدید می‌شود. اگر قرار باشد طبقه حقوق‌بگیر تورم ۵۰ درصدی را تحمل کنند و فقط ۱۰ درصد به حقوقشان اضافه شود، یعنی ۴۰ درصد از قدرت خرید آنها برای مصارف روزمره کم می‌شود و این باعث نارضایتی شدید می‌شود.» اکونومیست نیز در آخرین گزارش خود تاکید کرده که ایران به واسطه «بحران اقتصادی» و «مشکلات معیشتی» شاهد شکل گیری «اعتراضات اجتماعی گسترده» خواهد بود.
همه این‌ها در شرایطی است که همواره حدود 60 تا 75 درصد بودجه صرف پرداخت حقوق می‌شود که از آن به عنوان «هزینه‌های اجتناب‌ناپذیر» یاد می‌شود. این در حالیست که دولت به گواه اظهارات الیاس نادران، عضو کمیسیون برنامه و بودجه در سال جاری 500 هزار میلیارد تومان کسری بودجه داشت. دولت اما وعده داده که بودجه بدون کسری را ثبت می‌کند. راهکارها اما نامشخص است.
آنچه از میان اظهارات 100 روز اخیر ابراهیم رئیسی و رئیس سازمان برنامه و بودجه ایران دستگیر افکار عمومی شده، حساب ویژه دولت روی فروش اموال مازاد و واگذاری سهام شرکت‌های دولتی است. موضوعی که البته از سوی سلامی، بی‌نتیجه توصیف شده: «روی فروش دارایی‌ها خیلی حساب باز کرده‌اند، اما طرح‌های نیمه‌تمام ما ارزش چندانی ندارد که مردم بخرند و سرمایه‌گذاری کنند. در خصوص سهام شرکت‌های دولتی نیز مردم دیگر به بورس اعتماد ندارد. کار بسیار سخت است.» همه این‌ها نوید سال سختی را می‌دهد.
واقعیت آن است که مجلس هم کار چندانی از دستش بر نمی‌آید و باید امیدوار بود که در وین، تغییری حاصل شود و با توافق، ایران دوباره در مسیر بهبود شرایط حرکت کند در غیر این صورت، «از کوزه همان تراود که در اوست».

ضرب‌الاجل شش ماهه برای سامان دادن به گود برج میلاد

روزی که میلاد تهران متولد شد، رویای ساخت برج دوقلوی دیگری در نزدیکی آن در ذهن مدیران شهری پرورش یافت. سال ۸۷ که برج مخابراتی میلاد و نماد تهران مدرن ساخته شد، مقرر شد که یک جفت برج دو قلو هم در کنار آن ایجاد شود. گودبرداری‌ها در فضای ۳۰۰ هزار متر مربعی در همان زمان آغاز شد و اطراف سالن همایش‌های برج میلاد، به عنوان سکونتگاه دو آسمان‌خراش ۵۰ طبقه‌ای معین شد. کارشناسان وزارت راه و شهرسازی اما خیلی زود مقابل ساخت این برج‌های دوقلو ایستادند، توجیه مخالفان این بود که برج‌های دوقلو می‌تواند روی زیبایی ظاهری برج میلاد اثر منفی بگذارد و از طرف دیگر محوطه ۱۲۰ هکتاری برج میلاد، تاب و تحمل دو برج دیگر را ندارد. خیلی زود پروژه متوقف شد و از برج‌های دوقلویی که قرار بود روزی، کاربری گردشگری داشته باشند، یک گود چند هزار متر مربعی درست در جوار مرکز همایش‌های برج میلاد باقی ماند که کارشناسان می‌گویند برای ایمن‌سازی آن تنها ۶ ماه زمان است.

بوته‌های خودروی خار، اولین تصویری است که به چشم بازدیدکنندگان گودال می‌آید. رفتن به عمق زمین نشدنی است و هر تصویری که در ذهن بازدیدکنندگان ‍پردازش می‌شود، از پس بالکن‌های ساختمان مدیریت و اداری مجموعه برج میلاد است. شیشه‌های دو قسمت از بالکن مجموعه ترک برداشته‌اند و کارشناسان عمران و معماری این ترک‌ها را به گودال بزرگ نسبت می‌دهند که به امان خود رها شده است. گودالی که دو سال قبل، یکی از اعضای شورای ‍پنجم شهر تهران در توصیف آن گفته بود، جان هزاران نفر را تهدید می‌کند. مجید فراهانی گفته بود، این گود اثر مستقیمی بر ساختمان‌های مرکز همایش‌های برج میلاد و بیش از هزار نفر جمعیتی دارد که از کنسرت‌ها و همایش‌ها و سینماها بازدید می‌کنند. عمق گودی که این روزها به گود برج میلاد مشهور است بیش از ۴۰ متر است. مرز میان گودال و مجموعه برج میلاد را تا چشم کار می‌کند، ساختمان بلند و کوتاه احاطه کرده که سلامت هرکدامشان را همین گودال تهدید می‌کند. گودی که سال ۹۲ انجام هرگونه پروژه عمرانی در آن متوقف شد و به نظر می‌رسید که ماجرا به دعوای حقوقی میان شهرداری و مالک دیگر گود باز می‌گشت. علیرضا صیامی، معاون وقت سرمایه‌گذاری شرکت سرمایه‌گذاری شهر آن روزها به باشگاه خبرنگاران جوان گفته بود که شریک شهرداری در پروژه فاز ۲ برج میلاد بنیاد تعاون ناجاست و آنطور که پیگیری رسانه‌ها نشان می‌داد، میزان مشارکت بنیاد تعاون ناجا و شهرداری ۵۰- ۵۰ تعیین شده بود. از سال ۹۳ ماجرای گود، شکل دیگری به خود گرفت و پروژه بار دیگر متوقف شد. در دوره پنجم، شهرداری جلسات متعددی با بنیاد تعاون ناجا ترتیب داد و در خلال یکی از جلسات در سال ۹۸ بود که زهرا نژاد‌بهرام، عضو هیات رئیسه شورای پنجم به سایت خبرفوری گفته بود که براساس اطلاعات به دست آمده این گود تا ۵ سال آینده تضمین شده است. فروردین امسال بالاخره بعد از ده سال، گود برج میلاد تعیین تکلیف شد. البته تعیین تکلیفی حقوقی. رسانه شهرداری تهران آن، فروردین امسال در گفت‌وگویی به نقل از شکرالله بنار، مدیر عامل وقت سازمان سرمایه‌گذاری و مشارکت‌های مردمی شهرداری تهران نوشت که پروژه گود برج میلاد با بنیاد تعاون ناجا فسخ شده است: پروژه برج میلاد میلیارد چند بخش دارد که ۴۳ هزار متر زمین بخشی از آن است در اختیار بنیاد تعاون ناجا بود و پس از ۱۰ سال، فسخ و مقرر شد شهرداری ۳۸۰ میلیارد تومان به این نهاد خسارت پرداخت کند. این پروژه طرح اولیه‌ای از کمیسیون ماده پنج داشت؛ اما با پیشنهاد معاونت معماری و شهرسازی بازنگری در کل طرح‌های توسعه برج میلاد انجام شد. هم‌اکنون «بانک شهر» متقاضی خرید ۴۳ هزار متر پروژه میلاد است. اواسط اردیبهشت قیمت مشخص می‌شود همراه با یک هزار و ۷۰۰ میلیارد تومان پروانه، اعیان این پروژه به «بانک شهر» فروخته می‌شود و مدیران این بانک اعلام کرده‌اند که قرار است تامین مالی از طریق بورس انجام شود. هنوز سرنوشت سرمایه‌گذاری روی فاز دوم پروژه میلاد مشخص نیست اما آنطور که مهدی علی‍پور، معاون فنی عمرانی برج میلاد می‌گوید، احتمالا فروش اراضی منتفی است: این گود سال ۹۲ شروع شد و قرارداد آن به صورت مشارکت مدنی بوده است و 49 ونیم درصد عایده شهرداری تهران بود و 50 و نیم درصد عایده‌ای بنیاد تعاون ناجا. براساس تغییرات زیاد طرح و باتوجه به دستور خارج شدن نهادهای نظامی از بخش‌های دولتی و سرمایه‌گذاری، منجر به این شد که قرارداد به صورت کامل اقاله شود. اکنون گود و زمین متعلق به شهرداری تهران است و براساس مصوبه شورای عالی معماری شهرسازی که درباره اراضی برج میلاد و ساخت‌و‌ساز‌های آن اظهار نظر کرده است، اکنون شهرداری تهران وارد یک سرمایه‌گذاری می‌شود. به نظر می‌رسد که با توجه به ماهیت طرح فروش اراضی منتفی است و این به عنوان درآمدهای پایدار شهر همواره در اختیار شهرداری تهران خواهد بود.
گود اکنون خطرآفرین است
جای خالی برج‌های دو قلو رو خاک گرفته است، گسلی که در شمال این گودال حدود ۱۰ سال پیش شناسایی شد هم نگرانی مدیران شهری برای سلامت این مجموعه را بیشتر کرده است. مهدی عباسی، رئیس کمیسیون معماری و شهرسازی شورای شهر تهران درباره آخرین اقدامی که باید برای حفاظت از این گود انجام داد، می‌گوید: گود معروف برج میلاد به لحاظ ایمنی در شرایط نامناسبی است، دوستان ما در برج پیشنهاداتی داشتند که بخشی از سازه اجرا شود و پایدارسازی با اجرای سازه شکل بگیرد و بعد هم اگر خواست پروژه به صورت اصلی اجرا شود به پروژه اصلی ملحق شود. مقرر شد معاون شهرسازی و معاون فنی عمرانی جلسه‌ای تشکیل دهند و تصمیماتشان را برای شورا بیاورند یکی از مسائل محوری و ضروری ایمنی و ساماندهی این پروژه است به صورتی که منابع هم اتلاف نشود.
پیش از این نیز عبدالرضا گلپایگانی، معاون وقت معماری و شهرسازی شهرداری تهران گفته بود در این گود بناهایی با رویکرد اقتصاد مبتنی با فرهنگ به عنوان مثال برای ایجاد کاخ جشنواره، محل برگزاری حراج تهران و حتی توریسم درمانی ساخته می‌شود تا این مجموعه به مرکز «دیپلماسی فرهنگی» پایتخت تبدیل شود. عباسی درباره این طرح نیز تاکید می‌کند: این موضوع مصوبه کمیسیون ماده ۵ دارد، ممکن است مصوبه نقاط ضعف داشته باشد و امیدواریم در طراحی اصلی این نقاط ضعف برطرف شود، کاربری این مجموعه نیز بخشی هتل و بخشی تجاری خواهد بود.
او درباره ایمن‌سازی برج میلاد می‌گوید: ایمن‌سازی برای این پروژه، امری فوری است، باید توسط شهرداری تهران به فوریت انجام شود اما اصل پروژه باید تبدیل به پروژه مشارکتی شود و سرمایه‌گذار باید پروژه را اجرا کند. گودها عمر مفید و مناسب دارند، آنطور که مشخص است از عمر استاندارد پایدار سازی گود برج میلاد گذشته است. آن چیزی که مهم است این است که عمر مفید است گود اکنون خطرآفرین است.
علیپور نیز درباره آخرین ضرب‌الاجل‌های ایمن‌سازی گود برج میلاد تاکید می‌کند: رفتار جداره گود پایش می‌شود، آخرین بررسی‌ها نشان می‌دهد که گود در دامنه رفتار مجاز قرار داشته است اما لب مرز است. براساس آخرین گزارشی که سازمان مشاور فنی مهندسی تهیه کرده است، گفته شده که اگر یک سری اقدامات انجام شود، تا شش ماه آینده تضمین وجود دارد که گود مشکلی برایش پیش نمی‌آید. کارهایی مانند احیای زهکش‌ها که آب‌ها به صورت هدایت شده بیرون بیاید، اقداماتی که در برنامه ما برای عملیاتی شدن پیش‌بینی شده است.