بایگانی مطالب نشریه

حقابه محیط زیستی زاینده‌رود را رعایت کنید

زاینده‌رود پس از ۱۶ ماه خشکی مستمر در ۱۲ بهمن فقط به مدت ۱۰ روز برای کشاورزی در شرق اصفهان بازگشایی شد. بعد از اعتراض‌های اواخر آذر و اوایل آبان در اصفهان که به اعتراضات چهارمحال و بختیاری گره خورد، حالا با بازگشایی آب در زاینده‌رود، بیش از 200 نفر از استادان دانشگاه‌های اصفهان و فعالان محیط زیستی، اجتماعی و فرهنگی به استاندار اصفهان نامه نوشته‌اند و می‌‌گویند این نحوه بازگشایی دردی از زاینده‌رود دوا نمی‌کند. آنها می‌گویند بی‌توجهی به حقابه محیط ‌زیست تالاب گاوخونی و حفظ پایداری جریان زاینده‌رود، با وجود گسترش بحران‌هایی همچون فرونشست زمین، به گسترش بحران می‌انجامد.

معترضان به این نحوه بازگشایی می‌گویند اصفهان طبق گفته کارشناسان تنها کلانشهری است که این‌چنین فرونشست به درون آن نفوذ کرده و ساختمان‌ها و منازل و زیرساختهای شهری همچون ورزشگاه و فرودگاه و…و آثار تاریخی این شهر را تحت تاثیر خود قرار داده‌ است و قطعا این بازگشایی‌های چند روزه نه تنها دردی از اصفهان و محیط ‌زیست زخم دیده آن و حتی کشاورزان درمان نمی‌کند بلکه براثر شوکی که به طبیعت و پل‌های تاریخی وارد می‌کند مخرب نیز هست.
کارشناسان و فعالان محیط‌ زیست بر این باورند که اگر جریان با دبی کمتر ولی مستمر در زاینده‌رود حفظ شود نه تنها عامل حفظ اکوسیستم رودخانه و حفظ حیات در اصفهان و فلات مرکزی ایران است بلکه فواید بسیار زیادی می‌تواند از جنبه گردشگری و اقتصادی داشته باشد.
از این روی جمعی از اساتید دانشگاه‌های اصفهان و فعالان محیط‌زیستی، اجتماعی و فرهنگی در نامه‌ای از مسئولان، رعایت قانون اولویت حقابه محیط‌ زیست و حفظ جریان حداقلی در زاینده‌رود را خواستار شدند.
در این نامه که خطاب به رضا مرتضوی استاندار و رئیس کارگروه سازگاری با کم‌آبی استان اصفهان نوشته شده آمده است: «همان‌گونه که آگاهی دارید، زاینده‌رود، اصلی‌ترین رودخانه فلات مرکزی ایران است که در تمام طول سال جریان داشته، هم اکنون به علت بارگذاری‌های بی‌رویه به ویژه در بالادست و کمبود شدید آب، به خشک‌رودی بدل شده است. شهر تاریخی اصفهان که به برکت جریان دائمی زاینده‌رود شکل گرفته، بالیده و به پایتخت فرهنگی ایران ارتقا یافته، در هیچ زمانی به اندازه دوره کنونی در معرض آسیب‌های زیست ‌محیطی و گسترش بی‌قاعده و تغییر کاربری اراضی فراتر از توان اکولوژیک نبوده است.»
امضاکنندگان این نامه می‌گویند طی سالیان اخیر، تبدیل زاینده‌رود و زیست‌بوم طبیعی آن به کانال موقت آبرسانی و قطع و وصل مکرر جریان و خشکاندن ادواری زاینده‌رود و نابودی میلیاردها زیستمند حریم و بستر رودخانه، به رویه‌ای عادی تبدیل شده است و از آثار منفی و خطرناک افت آبخوان‌ها و بروز پدیده بازگشت‌ناپذیر فرونشست زمین در شهر اصفهان که حیات در این شهر را در معرض تهدید جدی قرار داده، غفلت شده است. یکی از مصادیق بارز این رویه تکراری که بی‌شک تخطی از قانون هم محسوب می‌شود، حذف سهم پایداری جریان رودخانه و نیاز محیط زیستی در سال آبی جاری، با وجود تصویب در کارگروه سازگاری با کم‌آبی استان است.
این نامه ادامه می‌دهد: «این در حالی است که سرعت و گستردگی بروز و پیشروی بحران‌هایی که تنها به بخشی از آنها اشاره شد، به حدی است که برای نجات اصفهان فرصت چندانی وجود ندارد و در صورتی که فوراً برای جریان دائمی زاینده‌رود تصمیم گیری نشود؛ شاید برای همیشه باید نگران قضاوت تاریخ و نسل‌های آینده به عملکرد خود باشیم. اگرچه، حفظ جریان پایدار در زاینده‌رود به معنای حل همه مسائل نیست‌، ولی بی‌شک اولین و مهمترین گام است؛ گامی که باید برداشته شود تا طبیعت به ما مجال برداشتن گام‌های بعدی را بدهد. گامی در جهت ایجاد روحیه امید و همکاری و درک مشترک در تأمین نیاز زیست‌محیطی و باور به امکان‌پذیر بودن حفظ جریانی حداقلی ولی دائمی در زاینده‌رود به صورت طبیعی.»
چند دلیل برای حفظ پایداری
امضاکنندگان این درخواست در ادامه، در چهار بند دلایلی را ذکر کرده‌اند و بر اساس آن خواستار حفظ پایداری جریان زاینده‌رود و تأمین هرچند اندک نیاز محیط زیستی در بازه زمانی اتمام تحویل آب به کشاورزان شرق تا زمان رهاسازی مجدد در نیمه فروردین ۱۴۰۱ شده‌اند.
در بند اول این بخش آمده است: «در بسیاری از اسناد و قوانین بالادستی از جمله اصل 50 قانون اساسی، سیاست‌های کلی محیط زیست و منابع آب ابلاغی مقام معظم رهبری، قانون حفاظت، احیا و مدیریت تالاب‌های کشور، آیین‌نامه جلوگیری از تخریب و آلودگی غیرقابل جبران تالاب‌ها و مصوبات هیات دولت؛ بر اهمیت حفظ محیط زیست و تأمین نیاز آبی زیست‌محیطی بعد از تأمین آب شرب تصریح شده است. بنابراین، خشکاندن زاینده‌رود در فواصل بین نوبت‌های آبیاری غیرقانونی است.»
استادان دانشگاه و فعالان محیط زیستی و اجتماعی و فرهنگی امضاکننده در ادامه اضافه می‌کنند که بارش‌های نسبتاً مناسب در سرشاخه‌ها و جاری بودن رودخانه برای کشت کشاورزان شرق، امکان جاری سازی دائمی با جریان کمینه را مهیا می‌سازد.
آنها سپس دلیل می‌آورند که بر پایه‌ این درخواست ضمن حفظ خط قرمز سد زاینده‌رود برای تامین آب شرب، می‌توان با رهاسازی حداقلی بخشی از «نیاز زیست ‌محیطی و پایداری جریان رودخانه» مصوب شده در برنامه توزیع آبِ سال جاری و همچنین مصوبات شورای عالی آب و شورای هماهنگی حوضه (176 میلیون مترمکعب)؛ ضمن تغذیه حداقلی آبخوان و جلوگیری هرچند اندک از تشدید فرونشست، امکان تقویت چاه‌های مورد استفاده در شرب و کشاورزی را هم فراهم کرد. بند آخر این نامه اضافه می‌کند: «خشکاندن رودخانه در بازه زمانی پایان تحویل آب به کشاورزان شرق تا رهاسازی مجدد در فروردین ماه، آثار زیان‌‌بار محیط زیستی، اجتماعی و اقتصادی قابل توجهی به دنبال خواهد داشت.»
امضاکنندگان این نامه که رونوشت آن برای بسیاری از مسئولان استان اصفهان از جمله دادستان عمومی و انقلاب، مدیرعامل شرکت آب منطقه‌ای، رئیس سازمان جهاد کشاورزی، مدیرکل محیط زیست و روسای دانشگاه‌های مختلف استان و شهردار و رئیس شورای شهر ارسال شده در پایان می‌گویند این جریان کمینه آب در رودخانه می‌تواند تلاشی در جهت حاکمیت قانون و رعایت عدالت، انصاف و اخلاق و بارقه امیدی برای زنده ماندن این پیکره نیمه‌جان و ﻧﻤﺎدی از امکان ایجاد تغییر و ﺗﻌﻬﺪی ﺑﻪ این رودﺧﺎنه ﺗﻤﺪن‌ساز و شاهرگ حیاتی اصفهان و ﻗﻠﺐ تپنده اﯾﺮان باشد.

مخالفان برجام مشغول کارند

خبرهای رسمی و غیررسمی حکایت از افزایش قابل توجه احتمال‌ها برای احیای برجام دارد. توافقی که با خروج ایالات متحده آمریکا از آن در دولت دونالد ترامپ و کاهش تعهدات هسته‌ای ایران در دولت حسن روحانی به ضعیف‌ترین حالت ممکن خود رسید. حضور جو بایدن در کاخ سفید و مذاکرات صورت گرفته در دولت روحانی امیدها برای احیای این توافق را دوچندان کرد ولی مخالفت‌های داخلی اجازه احیای برجام به دولت تدبیر و امید را نداد تا قرعه فال به نام ابراهیم رئیسی بخورد اگر مخالفان بگذارند. طیف‌های مخالفت برجام در تهران و واشنگتن دوباره فعال شده‌اند و کار به تایید و تکذیب نامه‌های گلایه آمیز به رهبری رسیده است.

«فقط پنج دقیقه تا نقطه پایان و توافق فاصله داریم»، این عین اظهارنظر میخائیل اولیانوف، نماینده دائم روسیه در سازمان‌های بین‌المللی است. اظهار نظری که با اتکا به اقدامات ایالات متحده آمریکا در احیای موافقت‌های هسته‌ای ایران به عاملی برای گمانه‌زنی برای نزدیکی به توافق هسته‌ای تبدیل شد. او البته از لزوم توجه ایران به ضرب‌الاجل زمانی در نظر گرفته شده از سوی آمریکا هم تاکید کرده ولی مشکل نه این ضرب‌العجل یا حتی اندک اختلافات باقی مانده میان تهران و واشنگتن نیست. ماجرا آغاز دوباره انتقادات جریان های مخالف برجام در ایران و آمریکا است. در آمریکا نمایندگان مخالف برجام در کنگره و سنا پیش از رسیدن ایران و آمریکا به نقطه کنونی و افزایش احتمال توافق، در اظهارنظرهای خود زمینه انتقاد مقامات ایران را فراهم آورده بودند و در ایران نیز گاه و بی‌گاه نمایندگان مجلس از بایدها و نبایدهای توافق دوباره و تهران و واشنگتن بر سر احیای برجام می گفتند. ماجرا اما این روزها از اظهارنظر فراتر رفته و از قرار معلوم هر دو طرف با استفاده از اهرم های خود تلاش می‌کنند از توافقی که آن را مطلوب خود و حامیانشان نمی‌دانند جلوگیری کنند. این رویه در ایران با انتشار خبر نامه سعید جلیلی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و از مخالفان پر و پا قرص توافق هسته‌ای آغاز شد. گفته شد که او در نامه ای 200 صفحه‌ای به رهبری از روند تیم فعلی مذاکره کننده ایرانی انتقاد کرده است. این موضوع چندی بعد توسط یکی از اعضای دفتر او به کلی تکذیب شد اما جلیلی در اظهاراتی اصل ماجرا را تایید کرد ولی همزمان گفت که این مساله نه درباره تیم فعلی بلکه درباره تیم قبلی مذاکره کننده بوده است. این در حالیست که روند فعلی مذاکره‌کنندگان ایران حداقل براساس اظهارات وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی تفاوت چندانی با روند گذشته نداشته و ایران در برخی جزئیات تغییر ایجاد کرده است. این مساله هم اما رضایت خاطر جلیلی را جلب نکرد تا جایی که او دیروز در صفحه شخصی خود در شبکه اجتماعی توئیتر به طعنه از تیم مذاکره کننده فعلی ایران انتقاد کرد تا نشانی از افزایش تلاش‌های مخالفان برجام برای جلوگیری از احیای دوباره این توافق باشد.
اختلافات در ایران
سعید جلیلی چه در دوران تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری و چه پیش و چه پس از آن حداقل در یک موضوع صادق بود، آن هم مخالفتش با توافق هسته‌ای است. او که دورانی راهبری مذاکرات هسته‌ای را برعهده داشت ولی به توافقی دست نیافت تا اینکه تیم او به کل موضوع را رها کرد، معتقد است که تحریم‌های ایالات متحده آمریکا عملا به شکست انجامیده و ابتکار عمل در دست تهران است. افزایش مشکلات اقتصادی و افزایش قابل توجه قیمت کالاهای اساسی مورد نیاز مردم موجب شده تا ناظران از لزوم احیای توافق بگویند. جلیلی اما همچنان معتقد است که راه چاره ایستادگی تهران است. او در توئیتر خود در مرحله اول شرط گذاشتن آمریکا برای ایران را با نازی‌ها قیاس کرد و نوشت: «اینکه آمریکا که امروز در موضع شکست است بخواهد برای ما شرط بگذارد، همان قدر مضحک است که آلمان نازی در پایان جنگ جهانی دوم که شکست خورده بود برای رقبایش شرط می‌گذاشت و می‌گفت باید بیایید گفت‌وگو کنید!» اشاره جلیلی به اخبار منتشر شده مبنی بر خواسته آمریکا برای توقف غنی‌سازی تهران و سپس توافق برای لغو تحریم است. پیشتر هم گفته شده بود که جلیلی در نامه‌ای به رهبری خواستار غنی‌سازی 90 درصدی و سپس توافق با آمریکا شده بود. او البته در توئیتی دیگر تلویحا تیم فعلی مذاکره کننده ایران را با تیم قبلی قیاس کرد و نوشت: «اینکه رهبری در پایان دولت قبل گفتند این دولت (در مذاکره با امریکا) مایه عبرت شد، یک راهنمایی دلسوزانه به همه بود.» این اظهارات تقریبا همزمان شد با انتشار اخباری مبنی بر نگارش نامه‌ای انتقادی از سوی حسین امیرعبداللهیان به رهبر انقلاب. سر منشا خبر کانال‌های تلگرامی نزدیک به اصولگرایان بود. این کانال‌ها نوشته بودند که وزیر امور خارجه دولت ابراهیم رئیسی در نامه خود از شکل‌گیری جریان‌هایی علیه توافق ایران و آمریکا برای احیای برجام انتقاد کرده است. این کانال‌ها همچنین مدعی شده بودند که وزیر امور خارجه در نامه خود به رهبری به برخی مصادیق کارشکنی جریان‌های مخالف برجام اشاره کرده و خواستار ورود رهبری به ماجرا شده است. این اخبار اما مطابق انتظار تکذیب شد. خبرگزاری‌های مختلف، از ایسنا و ایرنا گرفته تا فارس و تسنیم به نقل از منبعی آگاه بدون ذکر نام خود نوشتند: «اخبار منتشره در مورد نامه وزیر امور خارجه به مقام معظم رهبری در مورد مذاکرات وین از اساس کذب و ادعاهای دیگر مطروحه در این خبر هم ساختگی و در راستای اختلاف افکنی و تلاش برای شکست اجماع ملی در مورد مذاکرات وین است‌.»
معضلات آمریکا
ماجرای اختلافات جریان‌های موافق و مخالف برجام و بازگشت ایران و آمریکا به میز مذاکره و رفع تحریم‌ها فقط به درون مرزهای جمهوری اسلامی محدود نمی‌شود. اوضاع در آمریکا هم تقریبا به همین شکل است. چندی پیش نمایندگان کنگره آمریکا در نامه‌ای به رئیس‌جمهوری این کشور صراحتا اعلام کرده بودند که هرگونه توافق با تهران برای رفع تحریم‌ها باید به تایید آنان برسد. موضوعی که می‌تواند مثال سنگی در مسیر بازگشت واشنگتن به تعهدات خود و جلب نظر تهران عمل کند. جالینا پورتر، معاون سخنگوی‌ وزارت امور خارجه آمریکا در جریان نشست خبری خود در پاسخ به سوالی مبنی بر این که با توجه به نامه اخیر سناتورهای جمهوری‌خواه به رئیس جمهوری آمریکا مبنی بر این که هر گونه توافق با ایران باید به تایید کنگره برسد و طبق قانون بازبینی‌توافق هسته‌ای ایران باشد، دولت آمریکا چطور قرار است به اعضای کنگره این اطمینان را بدهد که هرگونه توافق در وین را به تایید قانونی کنگره خواهد رساند، گفت که «دولت آمریکا به دقت بررسی می‌کند هرگونه بازگشت این کشور به برجام(توافق هسته‌ای)، با در نظر گرفتن الزامات قانونی از جمله همین قانون بازبینی توافق هسته‌ای ایران باشد و دولت آمریکا نسبت به اطمینان یافتن از اجرای این قانون تعهد دارد.» به گفته این سخنگوی‌ وزارت امور خارجه آمریکا، «رئیس جمهوری آمریکا نیز بر این باور است که رویکردی دو حزبی‌نسبت به ایران، مستحکم‌ترین روش برای صیانت بلندمدت از منافع آمریکاست. مقامات دولتی نیز در تمامی سطوح با اعضای کنگره و کارکنان آن ارتباط برقرار کرده‌اند تا درباره رویکردشان در قبال ایران گفت‌وگو کنند. رابرت مالی همزمان با پیش‌برد سیاستمان در قبال ایران، عمیقا نسبت به همکاری تنگاتنگ دو حزبی با کنگره متعهد است.»
این اظهارات سبب شده تا نگرانی ها درباره سرنوشت برجام و احتمال احیای توافق هسته‌ای دو چندان شود. علی شمخانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی نیز در همین راستا در توئیتر خود نوشت: «صداهایی که از هیئت حاکمه آمریکا شنیده می‌شود نشان می‌دهد که انسجام لازم در این کشور برای اتخاذ تصمیمات سیاسی در مسیر پیشبرد مذاکرات وین وجود ندارد. دولت آمریکا نمی‌تواند هزینه اختلافات داخلی خود را با تضییع حقوق قانونی ملت ایران پرداخت کند.» با این حال از قرار معلوم طرف‌های روس و اروپایی همچنان به حصول توافق امیدوارند. دیروز وزارت امور خارجه آلمان در صفحه رسمی این نهاد در شبکه اجتماعی توئیتر نوشت: «مذاکره کنندگان تروئیکای اروپایی برای مذاکرات وین بر سر برجام به وین بازگشتند. ما در مراحل پایانی هستیم. رسیدن به راه‌حل دیپلماتیک امکان‌پذیر است اما ملزم آن است که ما در تصمیم‌گیری سرعت به خرج دهیم.»

حناچی: قول دادیم تا وقتی هستیم خانه حفظ شود

پیام ما- خانه شهرداران، عمارت اقدسیه در سه راه اقدسیه تهران که به عمارت گلستان نیز شهره است، درحال تخریب و تبدیل شدن به ساختمانی ۵ طبقه است. خانه‌ای اعیان که آن را متعلق به محمد ظهیری یکی از رجال به نام پهلوی دوم می‌دانند. خانه شهرداران که در گذشته محل زندگی شهرداران بود و در سال‌های اخیر به مرکز ارتباطات شهرداری تهران واگذار شد. سال ۹۸ خانه شهرداران به ناگاه تخلیه شد و خبر آمد که در لیست املاک فروشی شهرداری تهران قرار گرفته است. اقدامی که حتی شورای شهر تهران هم در جریان آن نبود. عمارت در نهایت اسفند ۹۸ به رغم تاکید اعضای شورا و کارشناسان حوزه شهری مبنی بر رویداد محور بودن با قیمت پایه ۸۱ میلیارد تومان فروش رفت. پیروز حناچی، شهردار سابق تهران البته همان زمان وعده داده بود که خانه شهرداران به کسی فروخته می‌شود که آن را تخریب نکند. بعدا مشخص شد که مزایده بدون پیش شرط برگزار شده است. هفته گذشته اما کارگاه عمرانی بنا اطراف آن ساکن شد و تخریب بنا آغاز شده است. دیروز، ناصر امانی عضو کمیسیون برنامه و بودجه شورای شهر تهران درباره این عمارت و نحوه فروش آن تذکر داد و گفت: ساختمان معروف به شهرداران در اقدسیه در دوره گذشته مدیریت شهری فروخته شده است و این شفاف نیست. به رغم اینکه دوستان مدعی شفافیت بودند که همه چیز را در سامانه شفافیت و در اختیار مردم می‌گذارند، اما حدود ۶ ماه هم که از دوره مدیریت شهری آن‌ها گذشته معلوم نیست که این ساختمان را با چه قیمتی، به چه کسی و به چه منظوری واگذار کردند. امانی افزود:این ساختمان معماری منحصر به فرد داشته و همه‌ی شهرداران بعد از انقلاب به رغم آنکه املاک زیادی از شهرداری در دوره‌های مختلف را واگذار کردند اما سعی می‌کردند این ساختمان را حفظ کنند عضو شورای شهر تهران گفت: از سازمان املاک شهرداری تقاضا می‌کنم اسناد نحوه فروش، قیمت فروش و خریدار این ساختمان را در اختیار شورا قرار دهند. پیروز حناچی، شهردار تهران نیز دیروز در گفت‌وگویی با ایسنا مدعی شد که فروش املاک برای اجرای طرح‌های عمرانی وظیفه ذاتی شهرداری تهران بوده است. او با بیان این‌که در سال ۱۳۹۸ و در حالی که به شدت به منابع مالی برای اجرای پروژه‌های عمومی شهری نیازمند بودیم فروش این خانه را در دستور کار قرار دادیم و اجازه شورای شهر وقت نیز اخذ شد و حتی در بودجه ردیفی برای فروش املاک در نظر گرفته شده بود و به استناد همین ردیف بودجه مجوز فروش نیز از شورای شهر گرفته شد، گفت: این ملک با رعایت تشریفات قانونی به مزایده گذاشته شد و برمبنای قیمت کارشناسی در سال ۱۳۹۹ به فروش رفت. شهردار سابق تهران با بیان این‌که آن زمان حدود ۱۰ پروژه کلیدی در تهران داشتیم که برای ادامه راه باید منابع اعتباری تزریق می‌شد و با تاکید دوباره که خانه شهرداران ارزش میراثی نداشته گفت: این ملک در یک دوره به عنوان خانه شهرداران از آن استفاده می‌شد اما قدمت زیادی نداشت و ملک مربوط به اوایل دهه ۵۰ بود و واجد ارزش‌های میراثی نیز نبوده است ولی بنایی فاخر و تشریفاتی بود. تلاش کردیم که در این مدت که ما در شهرداری تهران مسئولیت داشتیم این ملک تخریب نشود و در دوره ما نیز پروانه تخریب و نوسازی برای آن صادر نشد لزومی هم نداشت که شهردار تهران در شمال شهر در خانه ای لاکچری زندگی کند و اولویت ما مناطق مرکزی، فرسوده و فراموش شده تهران بود. اما دقت داشته باشید که پروانه این ساختمان در تاریخ ۱۴۰۰.۱۰.۲۲ صادر شده است و دوستان در حال رد گم کردن هستند. حناچی همچنین با بیان اینکه ما قول دادیم که تا زمانی که بر سر کار هستیم این خانه حفظ شود که حفظ شد، ادامه داد: اما وقتی نیستیم و مسئولیت با ما نیست چه کنیم؟ شهرداری فعلی می‌توانست پروانه ندهد و یا شرط و شروط بگذارد و یا با مالک به مذاکره بنشیند و راضیش کند که تخریب نکند. شهردار سابق تهران البته در این گفت‌وگو اعلام نکرد که فروش این خانه دقیقا صرف انجام چه پروژه‌ای شده است.

شهردردست بچه‌ها

شهر دوستدار کودک دارای دو بعد بنیادین است: تجسم فضایی پیمان جهانی حقوق کودک و مشارکت کودکان در شکل‌گیری شهر. مفهوم مشارکت در شهر دوستدار کودک، ورای حق رای و انتخابات است و به فراهم‌سازی امکان مشارکتِ مستقیم کودکان در حوزه شهر و لحاظ اشکال مختلفِ ابراز و بیانگری فراتر از اشکال مرسوم نظر دارد. بعد مشارکت در شهر دوستدار کودک ناظر بر به رسمیت شناسی فاعلیت و سوژگی کودکان و اهمیتِ قوه تخیل و ایده‌پردازی آنان است.

مشارکت در شهر دوستدار کودک، مفهومی همه جانبه و شامل عرصه‌های تصمیم سازی، نظارت و اجراست و از صرفِ بازوی اجرایی بودن یا سطحِ نمایشِ مشارکت و امر نمادین فراتر است. مشارکت امری مقطعی و پروژه‌ای نیست، بلکه نیازمند استمرار، پیوستگی و نهادسازی است.
نظام طراحی، برنامه ریزی و مدیریت شهری در ایران، نظامی غیرمشارکتی است و امر اجتماعی و نهادی نیز از حوزه کالبدی و توسعه شهری جداست، همین امر سبب شده است که ایده شهر دوستدار کودک هنوز نتواند به مفهومِ مشارکت مطابق با اصول راهنماهای شهر دوستدار کودک از منظر یونیسف(صندوق حمایت از کودکان ملل متحد) دست یابد و اقدامات در زمینه شهر دوستدار کودک اگرچه ارزشمند اما یا محدود به «مناسب‌سازی شهر برای کودکان» البته به صورتی بسیار ناقص بوده‌اند یا فعالیت‌های فرهنگی و هنری(چنانچه بودجه‌های مختص کودکان در بسیاری از شهرداری‌ها اگر ردیفی تعریف می‌شد در این چارچوب بود) یا پروژه‌های مشارکتی نظیر شهردار مدرسه، غنچه‌های شهر، «شهری که دوست می‌دارم». شاید موفق ترین پروژه مشارکتی در این زمینه «شورای مشورتی کودکان» شهر اصفهان بود که با مدیریت شهری تعامل موثرتری را شکل داد و چهارچوبی مشارکتی را ایجاد کرد.
نخستین سندی که به صورتی جامع به موضوع مشارکت کودکان در شهر دوستدار کودک پرداخت، سند الزامات و ضوابط عام شهر دوستدار کودک مصوب 4/5/1400 شورای عالی شهرسازی و معماری ایران است. اهمیت این سند از پنج جهت است: نخست آنکه این سند ملی است و برخلاف تجاربی نظیر شهردار مدرسه، غنچه‌های شهر، «شهری که دوست می دارم» و «شورای مشورتی کودکان» شهر اصفهان، محلی نیست. دوم آنکه بین نهادی است(به صورت مستقیم بین شورای عالی شهرسازی و معماری ایران و سازمان شهرداری‌ها و دهیاری‌های ایران و به صورت غیرمستقیم و در فرآیند تدوین با مشارکت نهادهای مختلفی اعم از مرجع ملی کنوانسیون حقوق کودک وزارت دادگستری، وزارت آموزش و پرورش، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی، سازمان حفاظت از محیط زیست کشور، وزارت گردشگری، میراث فرهنگی و صنایع دستی، واحدهای شهر دوستدار کودک شهرداری‌ها ، مرکز اطلاع‌رسانی و امور بین‌الملل وزارت کشور)، سوم اینکه این سند در بند یازدهم، نهادسازی پایدار مشارکتی در قالب «شورای مشورتی شهری کودکان» کرده است که بیان می دارد: «شهرداری‌های و شوراهای اسلامی شهر در راستای تقویت زیرساخت‌های اجتماعی و فرهنگی و توسعه فرهنگ مشورت و مشارکت کودکان در فرآیند مدیریت شهری موظفند نسبت به تشکیل شورای مشورتی شهری کودکان اقدام کنند. این شورای مشورتی بسته به اندازه و جمعیت شهر خواهد بود که نظرات و دیدگاه‏‌های کودکان و نوجوانان شهر را در جلسات دوره‏ای و منظم با شورای اسلامی شهر به گوش مدیران شهر خواهند رساند و به نمایندگی از تمامی کودکان و نوجوانان شهر وظیفه پیگیری انعکاس نظرات و نیازهای آنان، در فرآیند تصمیم‏گیری شورای اسلامی شهر، تهیه طرح‌های توسعه و اجرای پروژه‏‌های مورد‌نیاز کودکان و نوجوانان توسط شهرداری را دارند»، چهارم آنکه مشارکت کودکان با طرح‌های توسعه شهری پیوند خورده است به نحوی که در بخش شش سند پشتیبان در ذیل عنوان «بستر‌سازی رویه‌‏ای جریان دوستدار کودک در شهرها و روستاها» به مشارکت کودکان پرداخته شده است. بدین ترتیب که «در تمامی فرآیند برنامه‏ریزی، طراحی و مدیریت فضاهای دوستدار کودک، مشارکت کودکان باید به عنوان یکی از بخش‌‏های اصلی جریان تولید اسناد طرح‌های توسعه شهری وجود داشته باشد. روش‌ها و تکنیک‌‏های مختلفی برای جلب مشارکت آنها حتی به تفکیک سن، گروه اجتماعی و جنسیت اعم از نقاشی، مصاحبه، بازدید میدانی و … وجود دارد. برخی روش‌های پیشنهادی برای جلب مشارکت کودکان در فرایند تهیه طرح‌های که هریک یا همه آنها بنابه موضوع طرح قابلیت کاربرد دارند، عبارتند از: آموزش طرح، نظرخواهی مشارکتی، بهره‏‌گیری از ظرفیت‌های نهادی مرتبط با کودکان و نوجوانان برای تهیه، نظارت و اجرای طرح، توان افزایی کودکان و نوجوانان برای مشارکت در فرآیند اجرای طرح و ارائه نوآوری در طرح مطابق با اصول شهر دوستدار کودک» و در بند نهم از طریق «چهارچوب انطباق طرح های توسعه شهری و روستایی با ملاحظات شهر دوستدار کودک» نیز مشارکت را در طرح‌های توسعه شهری و روستایی لحاظ کرده است. این موضوع از آنجا اهمیت دارد که توجه کنیم مرجع صدور این سند، «شورای عالی شهرسازی و معماری ایران» است که در تاریخ 48 ساله این نهاد اگر بررسی کنیم نظیر این سند به لحاظ هم‌‌پیوندی امر اجتماعی و نهادی با امر کالبدی- فیزیکی و درهم تنیدگی ساختاریِ مشارکت در نظام برنامه ریزی را نمی‌توان سراغ گرفت و این یک نقطه عطف در تاریخ فعالیت‌های شورای عالی شهرسازی و معماری است و پنجم، فرآیند تدوین مشارکتی سند است که هم اندیشی و هم افزایی جمع کثیری از فعالان سازمان های مردم نهاد حوزه کودک و متخصصان اجرایی و دانشگاهی آن را همراه داشت و در تداوم خود در روند تدوینِ شیوه‌نامه شورای مشورتی شهری کودکان، این قانون‌نویسی مشارکتی را تکمیل کرده‌است.
علاوه بر موارد فوق باید توجه کرد که مشارکت کودکان در شهر از منظرِ تمرین مشارکت و دموکراسی و فرهنگ سازی در این زمینه واجد اهمیت است و الگویی برای آموزش شهروندی در جریان عمل و تغییر خواهد بود که می‌تواند آینده شهرها و سرزمین ایران را دگرگون سازد.

اصرار دولت بر سیاست‌های آبی پرهزینه

|پیام ما| در روزهایی که مردم اصفهان در بستر زاینده‌رود تحصن کرده بودند، وزیر نیرو در حاشیه جلسه سازگاری با کم‌آبی استان اصفهان، نسخه‌ای که برای رفع بحران پیچیده بود، تسریع در اجرای پروژه‌های انتقال آب بود. نسخه‌ای که گویا در وزارتخانه متبوع او برای حل بحران آب در تمام نقاط کشور در نظر گرفته شده است. آنجا که او در برنامه‌های پیشنهادی خود برای کسب مقام وزارت بر این موضوع تاکید داشت و در روزهای اخیر که در گفت‌و‌گویی تلویزیونی باز هم بر این موضوع تاکید کرده و گفته است که اجرای این پروژه‌ها از سیاست‌های اصولی دولت سیزدهم است. اما به زعم کارشناسان حوزه آب این نسخه در شرایط امروز ایران که بحران آب ابعادی اجتماعی پیدا کرده شاید حکم مسکنی موقت را داشته باشد، اما راهکاری اصولی برای حل مسئله آب نیست. با این‌همه گویا قرار است مساله کم‌آبی آب در فلات مرکزی ایران به جای توجه به راهبردهای کم‌ آب‌بر، با اجرای پروژه‌هایی با هزینه‌های هنگفت حل شود. پروژه‌های انتقال آب از عمان، خزر و خلیج فارس که هم صرفه اقتصادی ندارند و هم تبعات محیط زیستی آنها قابل توجه است.

این اظهار نظر کارشناسان که مدیریت منابع آبی کشور در شرایط فعلی باید بر مدیریت تقاضا متمرکز باشد و نه تلاش برای عرضه، موضوع جدیدی نیست. پافشاری دولت‌ها بر سیاست عرضه‌محور هم رویکرد جدیدی نیست. متولیان حوزه آب در دولت سیزدهم بیش از مدیران پیشین خود بر این موضوع تاکید و پافشاری دارند تا جایی که علی‌اکبر محرابیان در یک برنامه تلویزیونی با صراحت اعلام کرده است: «تامین آب از منابع آب‌های غیر‌متعارف به ویژه آب دریا از برنامه‌های اصولی دولت است. آب خلیج فارس در کنار دریا شیرین‌سازی و پمپاژ و سپس به مقصد منتقل می‌شود» مقصدی که محرابیان از آن سخن می‌گوید شهرها و استان‌های مجاور دریا نیستند، بلکه او مقصد انتقال آب دریا را از سیستان‌وبلوچستان و کرمان و یزد تا اصفهان و سمنان و خراسان گسترش داده و می‌گوید: «در انتقال آب خلیج فارس به فلات مرکزی در استان‌های کرمان و یزد تجربه خوبی داشتیم. امروز تأمین آب از منابع آب‌های غیرمتعارف به ویژه آب دریا از برنامه‌های اصولی دولت است و صنایع وارد این موضوع شده‌اند به ویژه در استان سیستان‌وبلوچستان و تکمیل طرح انتقال آب دریا به استان‌های کرمان، یزد و در ادامه به استان اصفهان. البته طرح‌های دیگر هم داریم و آبرسانی به این شیوه به خراسان و سمنان را در طول زمان عملیاتی می‌کنیم. در این طرح آب خلیج فارس در کنار دریا شیرین‌سازی و پمپاژ می‌شود و سپس به مقصد منتقل می‌شود» پیش از این مدافعان پروژه‌های انتقال آب با تاکید بر اینکه آب شیرین شده و انتقال یافته از دریا قرار است مسائل مربوط به آب شرب استان‌هایی مثل سیستان‌وبلوچستان و یزد و کرمان را مرتفع کند بر طبل انتقال آب می‌کوبیدند اما حالا وزیر نیرو با صراحت از صنایعی که از عملیاتی شدن این پروژه‌ها حمایت می‌کنند؛ می‌گوید. اظهارات محرابیان در حالی مطرح می‌شود که به اذعان کارشناسان حوزه اقتصاد آب، شیرین‌سازی و انتقال آب برای تامین نیاز صنایع به هیچ عنوان صرفه اقتصادی ندارد و از سویی تبعات محیط زیستی آن، این پروژه‌ها را تبدیل به پروژه‌هایی آسیب زا و زیان‌ده می‌کند.
موضوع انتقال آب خزر به سمنان در دولت دوازدهم جنجال‌های بسیاری به پا کرد و حالا وزیر نیرو در دولت سیزدهم درباره عملیاتی شدن این پروژه می‌گوید، پروژه‌ای که علی ارواحی، متخصص مدیریت زیست‌بوم‌های تالابی در خصوص آن به «پیام ما» گفته بود: «از آنجا که در این پروژه، توسعه سه برابری صنایع، خارج از توان اکولوژیک استان سمنان برنامه‌ریزی شده، می‌توان انتظار داشت که تجربه استان‌های اصفهان، یزد و کرمان، این بار در سمنان تکرار شود و شاهد آلودگی صنعتی، مهاجرت نامتوازن و لجام گسیختگی اجتماعی در این استان کویری باشیم. استان سمنان، در بخش زراعی ۶۰ درصد و در بخش باغات ۱۰۰ درصد اضافه‌برداشت منابع آب دارد. علاوه بر این، شبکه توزیع آب شهری و انتقال آب کشاورزی نیز هدررفت قابل ملاحظه‌ای دارند. از این رو مسلم است که ما منابع آب را در سمنان بهینه و موثر استفاده نکرده‌ایم و بنابراین اجرای این طرح منجر به ایجاد و افزایش تقاضای آب در استان و تداوم کم‌توجهی به ضرورت مصرف بهینه آب می‌شود. به نظر می‌رسد توجه به شیوه‌هایی که منجر به کاهش میزان هدررفت آب ‌شوند، به مراتب بیشتر از پروژه‌ شیرین‌سازی و انتقال آب خزر موثر واقع می‌شوند» رضا حاجی‌کریم عضو هیئت مدیره فدراسیون صنعت آب هم در همین رابطه معتقد است: «دویست میلیون مترمکعب آب را می‌خواهند از خزر ببرند سمنان، نمی‌دانم به چه قیمتی؟ مطالعاتی انجام شده که نشان می‌دهد مسئله آب در سمنان با بازچرخانی پساب قابل حل است. سمنان آب شرب به اندازه کافی دارد. برای توسعه صنعتی هم می‌تواند از پساب استفاده کند» از طرفی درباره اظهار نظرهای شتاب‌زده در خصوص عملیاتی شدن پروژه‌های انتقال آب، انوش نوری‌اسفندیاری پیش از این به «پیام ما» گفته بود: «برای هر منطقه باید این موضوع را جداگانه مورد بررسی قرار داد. طبیعی است که نمی‌توانیم بدون توجه به برنامه توسعه در یک منطقه، سیاست‌های آبی برای آن منطقه تعیین کنیم. سرمایه‌گذاری در پروژه‌های انتقال آب سنگین است و این موضوع همواره مورد نقد بوده و در عین حال کارایی این اقدامات هم زیر سوال است.
در حال حاضر با توجه به شرایطی که دولت با تشدید محدودیت‌ها در منابع مالی خود دارد، طبیعی است که نمی‌توان این موضوع را نادیده گرفت و آن را بی‌تاثیر دانست. این وضعیت هم دوره اجرای پروژه را افزایش می‌دهد و هم موجب می‌شود که اجرا با نواقص زیادی محقق شود. علاوه بر این در آینده در بهره‌برداری و کیفیت خدماتی که این پروژه‌ارائه می‌کند هم دچار مشکل خواهیم بود. به همین دلیل است که این موضوع با نگرانی‌هایی همراه است» به رغم تمام این هشدارها و اظهارات مکرر کارشناسان و دغدغه‌مندان حوزه آب، گویا به گفته محرابیان انتقال آب دریا از برنامه‌های اصولی دولت سیزدهم است. امری که پیش از این در لفافه مطرح می‌شد اما حالا در یک گفت‌و‌گوی تلویزیونی به شکلی صریح از سوی وزیر نیرو اعلام می‌شود که تامین آب -نه تنها با هدف شرب- به هر قیمتی از سیاست‌های اصلی دولت است و توجهی به تبعات این پافشاری و تاکید لجوجانه بر مواضع متولیان امور هم نمی‌شود.

شهری به رنگ روناس

استان یزد با شهر زیبای یزد و در راس توجه با بافت تاریخی ارزشمند آن شناخته می‌شود. بافت تاریخی که در حد ثبت شدن در میراث جهانی یونسکو ارزشمند است. زیبایی شهر یزد بر دیگر جاذبه‌های این استان سایه سنگینی افکنده است. اما اگر حدود 60 کیلومتر از زیر سایه این شهر فاصله بگیریم به اردکان خواهیم رسید. شهری که چهار عنصر حیات‌بخش آب، خاک، هوا و آتش را در آن در کنار یکدیگر خواهیم دید. آتش را در نیایشگاه و آتشکده زرتشتیان این شهر که برای همیشه روشن و هدایت‌گر است؛ آب در قنات‌هایی که مانند رگ در زیر پوست شهر در جریان هستند، خاک را بر دیوار و ساباط‌های این شهر که زیبایی‌بخش نگاه تماشاگران است و هوا که از طریق بادگیرهای یک‌طرفه که خاص اردکان است به داخل خانه‌ها هدایت می‌شود تا خنکی‌بخش هوای گرم این دیار باشند. اردکان شگفتی‌های زیادی برای پذیرایی از گردشگران در خود جای داده است اما این پتانسیل‌های گره‌خورده با فرهنگ و تاریخ از دید بسیاری به دور مانده است. در این گزارش با علاقه‌مندان و فعالان گردشگری که در جشنواره‌ سفرنگاری «اردکان‌گرام» راهی این شهر شده‌اند، همراه می‌شویم و از زبان کارشناسان با جاذبه‌های اردکان آشنا می‌شویم.

قدم زدن در بافت تاریخی اردکان یکی از لذت‌هایی است که در سفر به این شهر می‌توان تجربه کرد اما زیبایی بافت در شب با توجه به نورپردازی‌ها، لذتی دوچندان دارد. محمد گایینی، راهنمای گردشگری و دبیر جشنواره اردکان‌گرام در مورد شب‌گردی در بافت تاریخی اردکان می‌گوید: «شب‌های اردکان پتانسیل بالایی برای تبدیل شده به یک جاذبه گردشگری را دارد. این کار به خاطر وجود بافت قدیمی خوب و متفاوت امکان‌پذیر است. البته این اتفاق نیازمند تعریف فعالیت‌هایی در بافت تاریخی است تا حس زنده بودن و امنیت در شب‌های بافت تاریخی ایجاد شود. در حال حاضر بافت بسیار زیباست و تداعی‌گر قدم زدن در تاریخ است اما برای یک گردشگر شاید حس امنیت وجود نداشته باشد. نورپردازی تا حدی خوب است اما در جاهایی نیاز به بهبود دارد. متاسفانه گنبدها و بادگیرها هم نور‌پردازی ندارند. با این همه شب‌های اردکان پتانسیل خوبی است تا گردشگر را حداقل یک شب در این شهر نگه دارد.»
گام بر بام
وجود کوچه‌های مسقف یا ساباط در بافت تاریخی اردکان و وصل بودن پشت بام‌ها به هم در گذشته مسیری برای برخی ترددها ایجاد می‌کرد. تجربه راه رفتن روی پشت بام‌‌ها در کنار قدم زدن در کوچه‌ها و زیرزمین قنات‌ها می‌تواند تجربه ای کم‌نظیر برای گردشگری که به اردکان سفر می‌کند باشد. رضا ملاحسینی اردکانی، کارشناس گردشگری اهل این شهر در مورد بام‌گردی در بافت تاریخی می‌گوید: «در گذشته در شرایط اضطراری از طریق پشت بام‌ها امکان تردد از یک سوی شهر به سوی دیگر شهر وجود داشت. اما امروزه برخی از این مسیرها قطع شده است و نکته دیگر این است که با توجه به وجود ساکنان در بافت باید تمایل اهالی برای انجام این اتفاق بررسی شود اما این بررسی در اردکان تاکنون انجام نشده است.»
ارده اردکانی
ارده یکی از محصولات شناخته‌شده شهر اردکان است که به مقدار زیاد در شکل صنعتی و سنتی در اردکان تولید می‌شود. این محصول یکی از فرآورده‌های به دست آمده از کنجد است. اردکان قطب ارده است اما هیچ کنجدی در آن کشت نمی‌شود. دیدن فرآیند تولید ارده در کارگاه‌ها و کارخانجات تجربه جالبی است، از همین رو ارده می‌تواند یک جاذبه گردشگری برای اردکان باشد. مجتبی گهستونی، فعال میراث فرهنگی و گردشگری دراین‌باره می‌گوید: «من به نقاط مختلفی سفر کردم و به کارخانه‌های تولیدی زیادی سر زدم. دیدن فرآیند تولید یک فرآورده که به صورت روزانه از آن مصرف می‌کنیم می‌تواند بسیار جذاب باشد. آگاهی از روش تولید و ریزه‌کاری‌های تولید آن هم همینطور. همین مسئله در دنیا باعث شکل‌گیری گردشگری صنعتی شده است که البته اینجا جدی گرفته نمی‌شود. در گذشته گردشگری صنعتی در قالب اردوهای دانش‌آموزی وجود داشت و امروزه خلا آن حس می‌شود. اردکان به خاطر وجود صنایع زیاد مانند ارده، حلوا ارده و فرآورده‌های کنجدی و سایر صنایع می‌تواند در زمینه گردشگری صنعتی بسیار خوب عمل کند.»
روناس و فرش
فرش اردکان یکی از نمونه‌های خوب فرش ایرانی است. فرشی که رنگ قرمز آن حاصل ریشه گیاهی است که در اردکان کشت می‌شد. روناس گیاهی شورپسند است که ریشه آن منبع رنگ قرمز در رنگرزی بود. در گذشته فرش‌هایی که با رنگ حاصل از روناس بافته می‌شدند زیاد بودند و یکی از منابع مهم رنگ قرمز، ریشه روناس بود که امروز کمتر شاهد آن هستیم. در اردکان همچنان روناس کشت می‌شود و دیدن مراحل کشت و فرآوری آن همچنین روایت کردن از داستان و نقش این ماده در فرآیند تولید فرش اردکان می‌تواند پتانسیلی برای اردکان باشد تا گردشگران را به سفر به این دیار ترغیب کند. میثم امامی، راهنمای گردشگری و کارشناس فرش در مورد روناس می‌گوید: «روناس در گذشته گیاهی هرز دانسته می‌شد. اما ریشه روناس که گاه تا یک متر در خاک نفوذ می‌کند دارای یک ماده به نام آلیزارین است که منبع تولید رنگ قرمز یا لاکی است. این ماده در صنایع رنگرزی و نساجی بسیار مورد استفاده قرار می‌گیرد. علاوه بر این موارد در صنایع دارویی هم استفاده می‌شود. روناس گیاهی آب‌بر است ولی چون می‌تواند در کنار گیاهان دیگر هم رشد کند امکان کاشت آن حتی در کنار درختان پسته وجود دارد. ریشه روناس هر چقدر در خاک بماند رنگ بهتری می‌دهد. این گیاه امروزه بعد از سه سال برداشت می‌شود، در گذشته این زمان تا هفت سال هم طول می‌کشید. از طرف دیگر این رنگ به صورت شیمیایی هم تولید شده و به همین دلیل کمتر شاهد استفاده از روناس هستیم. با این همه همچنان در اردکان این گیاه کاشته و استفاده می‌شود.»
یادگارهای پیروان آشو زرتشت
زرتشتیان همواره نگهدار آیین و باورهای ایران باستان بوده‌اند. آنان پیروان راستین اشو زرتشت پیامبر یکتاپرست ایران زمین هستند. حضور زرتشتیان در محله شریف‌آباد اردکان و وجود دو زیارتگاه مهم پیر سبز (چک‌چک) و پیر هریشت در نزدیکی اردکان نقاط قوتی برای این دیار است. زرتشتیان شادی را یزدانی می‌دانند. برپایی جشن‌های همیشگی را پاسداری می‌کنند. این جشن‌ها و مراسم می‌تواند جاذبه‌ای برای سفر به اردکان باشد. پویان مقدم، راهنمای گردشگری راه‌های ابریشم در مورد استعداد حضور زرتشتیان در مسیر توسعه گردشگری اردکان می‌گوید: «جامعه زرتشتیان پلی برای ارتباط ما با هویت و تاریخ کهن ایران هستند؛ جمعیتی که در حال زندگی هستند و مناسک خود را حفظ کرده‌اند. هرچند برخی مناسک آنها در طول سالیان تغییر کرده است. حفظ اقلیت‌ها یکی از ظرفیت‌های گردشگری در سراسر نقاط جهان است. در ایران نیز زرتشتیان یکی از منابع مهم برای این امر هستند. مسلما حضور زرتشتیان در اردکان می‌تواند یک جاذبه عالی برای گردشگران باشد اما باید به این نکته توجه کنیم که آیا این جامعه پذیرای گردشگر هستند؟ علاوه بر این باید تدابیری اندیشیده شود تا حضور گردشگران باعث تغییر یا صرفا نمایشی شدن مناسک و آیین‌های هموطنان زرتشی نشود، چون هویت اصیل زرتشتیان بسیار ارزشمند است. در مورد آسوری‌ها در شمال عراق و شرق ترکیه زندگی می‌کردند به علت حضور گردشگران غربی و دخالت آنها در هویت آسوری‌ها، متاسفانه امروز شاهد از بین رفتن آیین‌های اصیل آسوری‌ها هستیم. باید دقت کنیم توسعه گردشگری این اتفاق تلخ را برای زرتشتیان رقم نزند.»
اردکان و جاذبه‌های مدرن
اردکان پتانسیل‌های زیادی برای جذب گردشگر در خود دارد اما این توانایی با طراحی اتفاقات جدید می‌تواند بیش از این باشد. حسین عبداللهی، جهانگرد اهل ارکان در این مورد می‌گوید: «بازی‌آفرینی در بافت تاریخی اردکان، در صورت طراحی می‌تواند بسیار سرگرم‌کننده باشد. در دنیا بسیاری از مقاصد رنگ خاصی برای خود انتخاب می‌کنند. به طور مثال در مراکش شهرهای «شفشاون»، رنگ آبی و «کازابلانکا» رنگ سفید را به عنوان نماد خود انتخاب کرده‌اند. ما در اردکان روناس داریم که بسیار شناخته‌شده است و می‌توانیم از ترکیب روناس و کاهگل برای تزیین برخی مناطق شهر استفاده کنیم و رنگ روناس را به عنوان نماد اردکان انتخاب کنیم. اردکان و میبد مهد کاشی است و همچنین اردکان مهد گفت‌وگوی تمدن‌ها است. ما می‌توانیم این دو المان را با هم ترکیب کنیم و کاشی‌های تمام کشور‌ها را درست کنیم و به نشانه صلح در کوچه نصب کنیم و جاذبه‌ای ارزشمند ایجاد کنیم. در مورد گردشگری غذا هم می‌توان در اردکان کار کرد. کارهای بسیاری می‌توان کرد؛ مثلا می‌توان دوره‌های آشپزی در مطبخ‌های قدیمی برگزار کرد و گردشگران خودشان در بافت تاریخی به دنبال تهیه مواد اولیه بروند و سپس با کمک یک مربی تهیه یک غذای بومی را یاد بگیرند و در یک خانه قدیمی غذایی که خودشان درست می‌کنند را میل کنند. کارهایی شبیه این در دنیا متداول است و باعث توجه بیشتر به مقاصد گردشگری است.

تغییر نام سازمان جنگل‌ها را ابطال کنید

180 نفر از استادان منابع طبیعی دانشگاه‌های کشور و کارشناسان سازمان جنگل‌ها، پژوهشگران و کنشگران محیط زیست و منابع طبیعی کشور با امضای نامه‌ای خطاب به رئیس جمهور و رییس شورایعالی اداری از او خواستند تا تصویب‌نامه اخیر شورای‌عالی اداری، که به پیشنهاد وزارت جهاد کشاورزی، نام سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور را به «سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور» تغییر داده ابطال کند. به گزارش سلامت‌نیوز، در بخشی از این نامه با تاکید بر این نکته که صرف تغییر نام، تحولی در مدیریت به وجود نخواهد آورد و صرفا پرداختن به شکل و فراموش کردن محتوا است آمده است: «‌هویت این سازمان به عنوان میراث ماندگار معمار آن یعنی کریم ساعی، همواره به نام «جنگلبانی» عجین شده و «قانون ملی شدن جنگل‌ها» نیز از قوانین بنیادی در این بخش محسوب می‌شود. لذا حذف عنوان «جنگل» از نام این سازمان برای تحول ساختار اداری و سازمانی باید همراه با برنامه‌ای محتوایی و واجد رویکرد بهبود مدیریت منابع طبیعی تجدید‌پذیر کشور باشد.» نویسندگان در بخش دیگری از نامه آورده‌اند: «در یک دهه اخیر به دلیل تسلط مدافعان آبخیزداری با رویکرد سازه‌ای در سازمان جنگل‌ها و وزارت جهاد کشاورزی، بیشترین اعتبارات از صندوق توسعه ملی به این بخش اختصاص داده شد اما در عوض بی توجهی کامل به مدیریت جنگل‌های کشور را شاهد بوده ایم که عدم تامین اعتبار برای تهیه طرح مدیریت پایدار جنگل‌های هیرکانی مطابق با مفاد جزء «ف» ماده ۳۸ برنامه ششم توسعه، از مصادیق این بی‌توجهی است که منجر به دور زدن این قانون با معرفی طرحی میان‌گذر به عنوان «طرح جایگزین» شده است! این در حالیست که با وجود تخصیص اعتبارات حداکثری در بخش آبخیزداری، نتایج مدیریت ناکارآمد در حوضه‌های آبخیز عمدتا در سدسازی و نابودی آب‌های سطحی و سیلاب‌های فصلی خلاصه می‌شود. با این وجود، هیچگونه حسابرسی دقیق و شفاف از عملکرد و هزینه کردن بیش از پانصد میلیون دلار اعتبار اختصاص داده شده برای آبخیزداری طی سال‌های ۹۷، ۹۸ و ۹۹ از سوی دستگاه‌های نظارتی به عمل نیامده و به افکار عمومی ارایه نشده است». امضا‌کنندگان این نامه در بخش پایانی نوشته‌اند: « ما جمعی از کارشناسان سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور، پژوهشگران و استادان دانشکده‌های منابع طبیعی دانشگاه‌های کشور، روزنامه‌نگاران و اصحاب رسانه و سمن‌ها در حوزه محیط زیست و منابع طبیعی ایران، به جنابعالی پیشنهاد می‌دهیم ضمن ابطال تصویب‌نامه صدرالاشاره، در صورتی که تصمیم بر هماهنگ کردن نام این سازمان در ستاد و ادارات کل استانی است، عنوان آبخیزداری نیز با دو عنوان دیگر ادغام و نام این تشکیلات به «سازمان منابع طبیعی ایران» تغییر یابد».

المپیک زمستانی مغلوب تغییر اقلیم

المپیک پکن اولین سری از رقابت‌های زمستانی است که با برف ۱۰۰درصد مصنوعی برگزار می‌شود. محققان می‌گویند گرم شدن کره زمین شرایطی را ایجاد می‌کند که در آینده برگزاری المپیک زمستانی ناممکن می‌شود. در واقع اگر میزان انتشار گازهای گلخانه‌ای به شدت کاهش پیدا نکند، تغییر اقلیم سرنوشت بازی‌های المپیک زمستانی را تهدید می‌کند. محققان دانشگاه والترو در گزارشی جدید اعلام کرده‌اند که اگر همین روند ادامه‌دار شود، شهرهایی که تاکنون میزبانی کرده‌اند آنقدر گرم می‌شوند که امکان برگزاری دوباره این رقابت‌ها را نخواهند داشت و تا سال ۲۰۸۰ از میان ۲۱ شهری که میزبان المپیک زمستانی بوده‌اند به جز یکی، ساپورو در ژاپن، قادر به برگزاری دوباره رقابت‌ها نخواهند بود. ۶ شهر «لب مرز» قرار خواهند داشت و ۱۴ شهر دیگر «غیر قابل اطمینان» خواهند بود. یعنی شرایط مناسب برف و ایمنی ورزشکاران را نمی‌توان تامین کرد.

آیا گرم شدن کره زمین باعث لغو المپیک‌های زمستانی می‌شود؟
المپیک زمستانی ۲۰۲۲ جمعه گذشته در پکن آغاز شد و از آن زمان بحث‌های بسیاری پیرامون اثرات تغییر اقلیم بر شیوه برگزاری این رقابت‌ها شکل گرفته است. تحقیقات نشان می‌دهد برگزاری این دست از رقابت‌های زمستانی در مناطقی که آب‌وهوای خشک دارند با تکیه بر برف مصنوعی هم مشکلاتی را برای محیط زیست ایجاد کرده و هم میزان آسیب‌دیدگی ورزشکاران را افزایش داده است. برای تولید برف مصنوعی باید به منابع آبی تکیه کرد که با مصرف انرژی زیاد، مسافت طولانی را برای رسیدن به محل برگزاری طی می‌کند و اثرات محیط زیستی خود را دارد. از سوی دیگر به دلیل ویژگی‌های برف مصنوعی ورزشکاران بیشتری نسبت به گذشته دچار آسیب‌دیدگی می‌شوند.
دانیال اسکات، محقق ارشد دانشگاه واترلو معتقد است که اگر کشورهای جهان اقدامات اساسی انجام دهند و از اهداف معاهده پاریس که سال ۲۰۱۵ امضا شد، پیروی کنند، این اتفاق هم نمی‌افتد. معاهده‌ای که طبق آن نزدیک به ۲۰۰ کشور توافق کرده‌اند میزان انتشار گازهای گلخانه‌ای خود را کاهش دهند تا گرم شدن کره زمین به ۲ درجه سانتی‌گراد (ترجیحا ۱.۵درجه سانتی‌گراد) محدود شود. اسکات در گفت‌وگو با ان‌پی‌آر می‌گوید در صورتی که میزان انتشار آلاینده‌ها کاهش یابد شرایط جوی محل برگزاری بازی‌های المپیک تا سال ۲۰۸۰ پایدار می‌ماند. در این تحقیق از مشارکت ورزشکاران و مربیان نیز استفاده شده که تاکنون اثرات تغییر اقلیم را در رشته ورزشی خود دیده‌اند. به گفته اسکات برخی از مربیانی که در این نظرسنجی شرکت کرده‌اند ۳۰ سال سابقه دارند: «آنها سراسر دنیا سفر کرده‌اند، بارها به همان صحنه رقابت بازگشته‌اند و دیده‌اند که برخی از رقابت‌ها مثل گذشته، منظم و بدون اختلال برگزار نمی‌شوند». چون آب‌وهوا گرم‌تر شده است.
روزی برنان، ورزشکار آمریکایی که در رقابت‌های اسکی کراس‌کانتری شرکت می‌کند، می‌گوید که برگزارکنندگان مسابقات برای دور زدن اثرات اقلیمی به تکنولوژی پناه می‌برند و نتایج مختلفی بدست می‌آورند. برنان می‌گوید: «چیزی که ما الان می‌بینیم این است که آب‌وهوای گرم‌تر شده است. بارش کم برف ما را به سمت برف مصنوعی سوق می‌دهد. برف مصنوعی مانند برف طبیعی نیست. سفت‌تر است،‌ زودتر یخ می‌زند پس سرعت روی سطح آن بالاتر است».
رقابت روی برف مصنوعی آسیب‌های شدیدی را برای ورزشکاران به همراه داشته است؛ اتفاقی که در رشته ورزشی برنان نادر است. او می‌گوید: «به نظرم در چند سال گذشته در چندین رقابت جام جهانی دیده‌ایم که ورزشکاران بر اثر افتادن، استخوان‌هایشان شکسته است».
المپیک در فضای بسته
تحقیقات اسکات نشان می‌دهد ورزشکارانی که سال ۲۰۱۴ در رقابت‌های زمستانی سوچی در روسیه شرکت کردند به اندازه دونده‌های دوی ماراتن که در دمای ۳۲ درجه رقابت می‌کنند، گرم‌شان بود. به گفته او ممکن است به نقطه‌ای برسیم که در آن رقابت‌هایی که در فضای باز برگزار می‌شوند به داخل فضاهای بسته منتقل یا در زمان دیگری در سال برگزار شوند تا با دمای بالاتر زمین هم‌خوانی داشته باشند.
رقابت‌های اسکی سرعت و اسنوبورد در حالی استارت بازی‌های المپیک زمستانی را در نزدیکی پکن زدند که در کل سال برفی به خود نمی‌بیند. مشکلی که پیرامون المپیک ۲۰۱۴ در شهر نیمه گرمسیری سوچی نیز وجود داشت.
دامنه عاری از پوشش گیاهی کوه‌های یانکینگ و ژانگ‌جاکو، جایی که رقابت‌های اسکی برگزار می‌شوند، برای اولین بار کاملا پوشیده از برف مصنوعی خواهند بود.
«کارمن دو یانگ»، استاد آب‌شناسی دانشگاه استرازبورگ که روی اثرات برگزاری بازی‌های پکن بر محیط زیست تحقیق کرده می‌گوید استفاده از برف‌پاش‌ها نه تنها انرژی زیادی مصرف می‌کند بلکه برای تولید برف از آبی استفاده می‌شود که ۳۰ کیلومتر دورتر قرار دارد.
آثار برف‌پاشی بر محیط زیست
اما تولید برف تنها دلیلی نیست که دو یانگ، بازی‌های المپیک امسال را «ناپایدارترین بازی‌های تمام دوران» می‌داند. دویانگ از فرسایش شدید خاک می‌گوید که بر اثر قطع درختان برای ایجاد پیست‌های اسکی در منابع طبیعی ایجاد شده است.
کمیته برگزاری بازی‌های پکن وعده المپیکی کم‌کربن و تا جایی که ممکن است با استفاده از انرژی‌های تجدیدپذیر را داده بودند. با اینکه توربین‌های بادی و مزارع خورشیدی در نزدیکی مکان برگزاری بازی‌ها تعبیه شده‌اند اما پمپ کردن انرژی‌بر آب از پایین به بالا برای درست کردن برف در منطقه‌ای که آب‌وهوای خشک دارد در محاسبات کربن خنثی نمی‌گنجد. دو یانگ معتقد است که آب‌وهوای پکن برای برف‌زایی مناسب نیست. بادهای تندی که در مناطق خشک، خاک بلند می‌کنند و روی برف می‌نشیند باعث می‌شوند تا میزان برف مصنوعی مورد نیاز دو برابر میزانی است که در کوه‌های آلپ اروپا می‌بارد. به همین ترتیب برف‌پاش‌ها باید مدت طولانی‌تری کار کنند و به آب بیشتری نیاز دارند.
زمانی که اکثر شهرهای آمریکای شمالی و اروپایی به دلیل هزینه‌های بالا و اثرات محیط زیستی رقابت‌ها در قرعه‌کشی‌های برگزاری المپیک زمستانی شرکت نمی‌کنند، این رقابت‌ها نیز به نقاط خشک،‌ کم‌آب و کم برف در آسیا منتقل شده است.
استفاده از برف مصنوعی در پکن اتفاق جدیدی نیست. سال ۲۰۱۴ در سوچی و سال ۲۰۱۸ در پیونگ یانگ، ۸۰ تا ۹۰درصد برف مصنوعی به کار رفته بود. در بازی‌های المپیک ونکوور در سال ۲۰۱۰، از بالگردهایی برای جابه‌جایی برف از ارتفاعات بالاتر به محل رقابت‌ها استفاده می‌شد. چون هوا گرم‌تر از آن بود که بتوان برف مصنوعی تولید کرد.
تحقیقات جدید نشان می‌دهد حتی زمانی که ماشین‌های برف‌پاش از انرژی‌های تجدیدپذیر استفاده کنند، اگر میزان گازهای گلخانه‌ای در جو زمین کاهش پیدا نکند به دلیل نبود شرایط ایمن و مناسب، تا سال ۲۱۰۰ نمی‌توان در ۲۱ شهر که زمانی میزبان بوده‌اند المپیک را برگزار کرد. از سوی دیگر اگر کشورهای دنیا به اهداف معاهده پاریس برسند، هشت شهر دیگر به لیست میزبانی اضافه می‌شوند. اگر روند گرم شدن زمین ادامه‌دار شود می‌توان انتظار داشت که تا ۳۰ سال آینده تعدادی از سایت‌های برگزاری رقابت‌های المپیک به سرعت از بین بروند.

تغییر نام«صیانت» برای فرار از انتقاد

طرح صیانت از حقوق کاربران در شبکه‌های اجتماعی این روزها به کلاف سردرگم دولت سیزدهم و مجلس یازدهم تبدیل شده است. انتقادات و حساسیت افکار عمومی بر روی این طرح از یک سو و مخالفت‌های سفت و سخت کارشناسان و انجمن‌های تخصصی با این طرح از سوی دیگر سبب شده تا نه دولت و نه مجلس براساس امیال خود حداقل تا اینجای کار نتوانند محدودیت‌های پیش روی ایرانیان برای استفاده از شبکه‌های اجتماعی را دوچندان کنند. آنچه این مسیر را صعب‌العبورتر کرد، ایستادگی مرکز پژوهش‌های مجلس بود. این مرکز در یک گزارش علنی و دو گزارش غیرعلنی طرح صیانت از حقوق کاربران را مغایر قانون اساسی جمهوری اسلامی و حق و حقوق مردم ایران برآورد کرد و همزمان از تشویق جوانان به مهاجرت و فاصله گرفتن بیشتر مردم با حاکمیت در صورت تصویب این طرح گفت. نمایندگان حامی این طرح اما تقریبا بدون توجه به متن این گزارش‌ها همچنان پیگیر تصویب آن هستند. نتیجه این پیگیری‌ها منجر به تغییر عنوان طرح و تهیه نسخه‌ای در نهم بهمن‌ماه شده است. عنوان این طرح به «نظام تنظیم ‌مقررات خدمات فضای مجازی» تغییر پیدا کرده اما مفاد آن همان است که بود. دیروز «شبکه شرق» در شرایطی اقدام به انتشار متن کامل این نسخه کرد که یک روز پیش از آن عیسی زارع‌پور، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات که تا امروز مواضع ضد و نقیض قابل توجهی در قبال طرح صیانت گرفته، از اساس با انتشار متن طرح صیانت مخالفت کرده و گفته بود: «اتفاقی که از نظرم از ابتدا اشتباه رخ داد، این بود که بحث را رسانه‌ای کردند. در حالی که این بحث باید در لایه نخبگانی حل شود، اما تبدیل به دغدغه و نگرانی برای تمام مردم شد. تاکید بر این است که به جای تلاطم‌های اجتماعی، بحث در فضای کارشناسی و نخبگانی بررسی شود تا مصوبه‌ای با اشکال شکل نگیرد. همچنین مهم است که منافع مردم، کسب‌وکارهای اینترنتی و فضای کلی مجازی کشور دچار مشکل نشود.» این اظهارات در شرایطی صورت گرفته که اگر نبود فشار افکار عمومی احتمالا این طرح بدون سروصدا تصویب شده و مشکلات ایرانیان در شبکه‌های اجتماعی دوچندان شده بود.
آنچه درباره نسخه نهم بهمن طرح صیانت جلب توجه می‌کند، تداوم ایرادات اساسی پیشین است. محمد کشوری، فعال حوزه اینترنت در توئیتر خود درباره تغییرات این طرح نوشته بود که فقط در عبارات تغییر رخ داده است. یکی از ایرادات باقی مانده در طرح صیانت مساله واگذاری گذرگاه های مرزی به نیروهای امنیتی و نظامی و اجازه ورود بیش از پیش آنان به مساله فضا مجازی است. در ماده 9 این طرح آمده است: «کارگروه مدیریت گذرگاه مرزی متشکل از رئیس مرکز ملی فضای مجازی به‌عنوان رئیس کارگروه و نمایندگان دادستان کل کشور، وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات، سازمان پدافند غیر عامل، وزارت اطلاعات، نیروی انتظامی، ستاد کل نیروهای مسلح و سازمان اطلاعات سپاه ایجاد می‌شود تا نسبت به امنیت ارتباطات و اطلاعات و مدیریت ترافیک ورودی و خروجی کشور در گذرگاه‌های مرزی تصمیمات لازم را اتخاذ کند.» در ماده 8 این طرح نیز «وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات موظف» شده «نسبت به ایجاد خدمات شبکه ملی مورد‌نیاز کشور ، با اولویت استفاده از ظرفیت بخش خصوصی داخلی از طریق منابع در نظر گرفته شده در فصل 5 اقدام کند.» در بند «ب» این ماده همچنین «هر‌گونه استفاده دستگاه‌های اجرایی و مقامات از خدمات فضای مجازی خارجی و تبلیغ در آنها ممنوع است، مگر در مواردی که به موجب قانون، مصوبه شورا یا کمیسیون عالی مجاز شمرده می‌شود.» بند «ت» این ماده نیز آورده است: «هرگونه تبلیغ، ترویج و اشاعه خدمات فضای مجازی فاقد مجوز از طریق صداوسیما، رسانه‌های دولتی، رسانه‌هایی که به نحوی از انحاء از بودجه عمومی استفاده می‌کنند و دستگاه‌های اجرایی ممنوع است.»

مقید به رعایت شیوه‌نامه‌های بهداشتی هستم

رهبر انقلاب دیروز و در جریان دیدار با همافران نیروی هوایی جمهوری اسلامی بر لزوم رعایت شیوه‌نامه‌های بهداشتی از سوی اقشار مختلف جامعه تاکید کردند و همزمان از مقید بودن خود به این شیوه‌نامه‌ها و استفاده از ماسک و واکسن تاکید کردند. ایشان همچنین در بخش دیگری از بیاناتشان بر لزوم توجه به پیشرفت‌های پس از انقلاب در میان مشکلات اقتصادی و معیشتی تاکید کردند.

در سالروز بیعت تاریخی همافران نیروی هوایی با امام خمینی(ره) در ۱۹ بهمن ۱۳۵۷، رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار جمعی از فرماندهان نیروی هوایی و پدافند هوایی ارتش، آن بیعت شگفتی‌ساز را یک نقطه عطف خواندند و با تأکید بر اینکه عامل ماندگاری، استمرار و اثرگذاری آن حرکت بزرگ و تاریخ‌ساز یک کار رسانه‌ای و روایت صحیح آن ماجرا براساس یک قاب هنرمندانه بود، گفتند: «امروز نیز مقابله با تهاجم دشمن برای تحریف واقعیت‌ها، دستاوردها، پیشرفت‌ها و اقدامات حماسه‌آمیز نظام اسلامی نیازمند یک حرکت دفاعی و تهاجم ترکیبی با محوریت فریضه فوری و قطعی جهاد تبیین است.»
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در ابتدای این دیدار با اشاره به محدود بودن تعداد حضار به علت شرایط نامساعد کرونا گفتند: «من همواره مقید به رعایت شیوه‌نامه‌های بهداشتی و عمل به توصیه‌های پزشکان هستم و در استفاده از ماسک اصرار دارم و چند ماه قبل نیز نوبت سوم واکسن را دریافت کردم.»
ایشان خطاب به مردم توصیه کردند: «هر آنچه پزشکان و متخصصان در زمینه رعایت شیوه‌نامه‌ها صلاح می‌دانند، عمل کنند.»
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای سپس با اشاره به حرکت تاریخی نیروی هوایی در بیعت با امام(ره) خاطرنشان کردند: «اگرچه نسل کنونی نیروی هوایی در آن روز حاضر نبوده اما همه کسانی که در نیروی هوایی با احساس مسئولیت فعالیت می‌کنند، در افتخار و فضیلت آن روز شریک هستند، چرا که آن حرکت در واقع بیعت با آرمانها و جهاد مقدسی بود که امام(ره) فرمانده مقتدر آن بودند، بنابراین آن حرکت معنوی ادامه دارد و همه کسانی که در مسیر آن آرمان‌ها قرار دارند، در آن حرکت سهیم هستند.»
رهبر انقلاب اسلامی یکی از ویژگی‌های مهم آن حرکت بسیار تاثیرگذار را «تشخیص نیاز لحظه» از جانب افسران و همافران نیروی هوایی و انجام آن اقدام هوشمندانه بر اساس بصیرت برشمردند و گفتند: «این حرکت همچنین نشان داد محاسبات آمریکا و رژیم منحوس پهلوی، غلط بود و از جایی ضربه خوردند که تصورش را نمی‌کردند.»
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در بیان مهم‌ترین نکته درس‌آموز آن رویداد تاریخی افزودند: «اگر نیروهای جبهه حق و اسلام، در هر میدان جهادی اعم از جهادهای نظامی، علمی، تحقیقاتی و سایر عرصه‌ها، حضور فعال، مؤثر و امیدوارانه داشته باشند و از جلال و جبروت ظاهری طرف مقابل نهراسند، قطعاً محاسبات دشمن غلط از آب در خواهد آمد زیرا این وعده تخلف‌ناپذیر الهی است.»
ایشان خاطرنشان کردند: «امروز نیز محاسبات امریکایی‌ها غلط از آب درآمده و در حال ضربه خوردن از جایی هستند که قبلاً تصورش را نمی‌کردند که آن هم از طرف رؤسای جمهور خودشان است یعنی رئیس‌جمهوری قبلی و فعلی آمریکا با اقدامات خود عملاً دست به دست هم داده‌اند که باقی‌مانده آبروی امریکا را هم ببرند.»
رهبر انقلاب اسلامی در بیان عمق داشتن حرکت آن روز نیروی هوایی به استمرار آن پس از انقلاب در عرصه‌های مختلف اشاره کردند و افزودند: «تشکیل جهاد خودکفایی نیروی هوایی در همان روزهای اول انقلاب، خنثی کردن توطئه‌ها و کودتا در برخی پایگاه‌ها و اقدامات برجسته نیروی هوایی در دوران دفاع مقدس، همه نشانگر آن است که حرکت ۱۹ بهمن ۵۷ بر اساس عمق و روحیه بصیرت شکل گرفته بود و به همین علت در نیروی هوایی و ارتش شهیدان برجسته‌ای همچون صیاد شیرازی، بابایی، ستاری، کلاهدوز، فکوری و فلاحی چهره نمایاندند.»
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای یکی از دلایل این عمق و بصیرت در نیروی هوایی را ارتباط نزدیک آنها در دوران رژیم طاغوت با مستشاران آمریکایی و مشاهده دیکتاتوری، تسلط و فساد اخلاقی آنها ارزیابی و خاطرنشان کردند: «حضور امریکایی‌ها در ارتش ایران داستان غم انگیزی است که احتمالاً نسل جوان از آن اطلاعی ندارد اما یک نمونه آن، استفاده چند باره امریکا و انگلیس از ارتش ایران برای سرکوب ملت‌های مظلوم بود که این یکی از خیانت‌های رژیم پهلوی به ارتش و ملت ایران و همچنین جنایت در حق ملت‌های دیگر است.»
رهبر انقلاب با تاکید بر اهمیت «جهاد تبیین»، عکس منتشر شده از بیعت همافران با امام خمینی(ره) را نمونه‌ای از اثر ماندگار کار تبیینی برشمردند و گفتند: «عامل ماندگاری و اثرگذاری آن حادثه تاریخ‌ساز و تحول‌آفرین، همان قاب تصویر هنرمندانه‌ای بود که با امکانات رسانه‌ایِ محدود آن روز منتشر شد و این نشان‌دهنده اثر بی‌بدیل روایت‌گریِ درست از حوادث است.»
ایشان با اشاره به گسترش انواع رسانه‌ها در بسترهای مختلف، سیاست قطعی رسانه‌های معاند اسلام و ایران را تحریف واقعیت‌ها با بکار بستن دروغ‌های حرفه‌ای دانستند و افزودند: «آنها برای اجرای این سیاست، با بزک کردن چهره زشت و فاسد رژیم طاغوت و پوشاندن خیانت‌های آنها، حتی به دنبال تزیین و آرایش تصویر سراپا جنایت ساواک هستند و در مقابل، با مخدوش کردن چهره انقلاب و امام بزرگوار، پیشرفت‌ها، حقایق و نقاط مثبت انقلاب را کاملاً کتمان، و نقاط ضعف را صدها برابر بزرگ‌نمایی می‌کنند، بنابراین در مقابل این تهاجم رسانه‌ای، جهاد تبیین یک فریضه قطعی و فوری است.»
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای دیکتاتوری رسانه‌ای را یکی از انواع دیکتاتوری قدرت‌های غربی با وجود ادعای آزادی بیان آنها خواندند و با اشاره به مصادیقی از آن همچون حذف نام و عکس شهید سلیمانی در فضای مجازی خاطرنشان کردند: «آنها هر کلمه و تصویری را که با سیاست‌های غربی معارض باشد، ممنوع‌الانتشار می‌کنند و در مقابل از همین فضا برای تخریب اسلام و جمهوری اسلامی، استفاده حداکثری می‌کنند.»
ایشان در مقابل این واقعیت تلخ، وظیفه همگان به ویژه مسئولان و متولیان رسانه ملی و صاحبان انواع رسانه‌‌ها را به میدان آمدن و روایت صحیح پیشرفت‌ها و خدمات بزرگ انقلاب دانستند و افزودند: «کارهای بزرگ و حماسه‌آمیزی در طول این چند دهه در عرصه‌های گوناگون همچون اقتصادی، اجتماعی، عمرانی، آموزشی، بهداشت و درمان، صنعتی، دینی و فرهنگی، دیپلماسی و سیاسی، دفاعی و امنیتی رقم خورده است اما به علت کم‌کاری‌ها انعکاس و خبر چندانی از این اقدامات حیرت‌آور در مجموعه رسانه‌ای کشور وجود ندارد، در حالی‌که هر یک از آنها سرفصلی برای جهاد تبیین است.»
رهبر انقلاب گفتند: «نباید گذاشت بعضی از مشکلات اقتصادی و معیشتی بر روی این پیشرفتها و حماسه‌ها گرد‌و‌غبار بنشاند و آنها را از چشم مردم دور کند و به فراموشی سپرده شود.»
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای همچنین با اشاره به «تهاجم ترکیبی» جبهه دشمن علیه ایران یعنی تهاجم اقتصادی، سیاسی، امنیتی، رسانه‌ای و دیپلماسی تاکید کردند: «در مقابل این تهاجم ترکیبی و دسته‌جمعی، نمی‌توانیم همیشه در موضع دفاعی بمانیم و ما نیز باید در زمینه‌های مختلف از جمله رسانه‌ای، امنیتی و اقتصادی تهاجم ترکیبی کنیم که در این زمینه اهل فکر و اقدام بخصوص مسئولان، موظف به تلاش هستند.»
ایشان در پایان سخنانشان، پیشرفت‌های روزافزون کشور بر خلاف اراده بدخواهان را نویدبخش فردایی بهتر برای ملت دانستند و گفتند: «همچنان‌که جمهوری اسلامی در طول این ۴۳ سال با قدرت به پیش رفته و روز به روز مستحکم‌تر و ریشه‌دارتر شده است، این حرکت به توفیق الهی در آینده نیز بهتر از گذشته ادامه خواهد یافت و دشمن باز هم ناکام می‌شود.»
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای همچنین با اشاره به ایام پر برکت ماه رجب، آحاد مردم به‌ویژه جوانان را به بهره‌مندی از فیوضات الهی و معنوی این ماه توصیه کردند.
پیش از سخنان رهبر انقلاب اسلامی، امیر سرتیپ واحدی فرمانده نیروی هوایی ارتش گزارشی از فعالیت‌ها، پیشرفت‌ها و برنامه‌های این نیرو بیان کرد.

شرایط سدهای تهران و اصفهان شکننده است

تا به امروز خروجی سدهای کشور ۹.۳۲ میلیارد مکعب بوده در حالی که سال گذشته در همین زمان ۱۲.۳۲ میلیارد متر مکعب بوده است، بنابراین امسال ۲۴ درصد کاهش خروجی داشتیم و آب برای مصارف هم کنترل‌شده رهاسازی شده و مصارف غیر ضروری از مدار خارج شد. به گزارش ایلنا فیروز قاسم‌زاده؛ مدیرکل دفتر اطلاعات و داده‌های آب کشور با بیان این موضوع، درباره وضعیت ذخایر مخازن سدهای کشور با توجه به بارندگی‌های اخیر اظهار داشت: علیرغم اینکه پاییز زیر نرمالی داشته و با کمبود بارش روبرو بودیم، اواخر پاییز و فصل زمستان وضعیت بهتر شد، به‌طوری که در حال حاضر بر اساس ایستگاه‌های مبنای وزارت نیرو ۵ درصد نسبت به شرایط نرمال و یا متوسط بلندمدت مثبت هستیم اما موضوع؛ توزیع نامتوازن بارش‌ها است، یعنی در مناطقی از کشور در مقیاس استان بیش از ۱۰۰ درصد رشد بارندگی داشتیم اما در مناطقی ۴۰ تا ۵۰ درصد کاهش را شاهد بوده‌ایم، به طور مثال در کرمان ۸۰ درصد و در هرمزگان حدود ۱۱۰ درصد افزایش بارندگی اما در استان سمنان ۴۵ درصد و کرمانشاه ۴۰ درصد منفی بوده‌ایم.
مدیرکل دفتر اطلاعات و داده‌های آب کشور گفت: در مجموع تاکنون مخازن ۴۲ درصد پر هستند که معادل ۲۱.۳۶ میلیارد متر است که نسبت به سال گذشته که این رقم ۲۶.۵۵ میلیارد متر مکعب بوده ۲۰ درصد کاهش دارد. سد زاینده‌رود ۱۲ درصد و سدهای تهران ۱۷ درصد پر هستند که شرایط شکننده‌ای را نشان می‌دهد. البته انتظار نیست که سدها صددرصد پر باشند اما برخی مناطق مثل اصفهان و تهران که میزان پرشدگی سدها به‌ترتیب ۱۲ و ۱۷ درصد است نگران‌کننده است، در منابع تامین‌کننده سد زاینده‌رود برف‌های ارتفاعات کوهرنگ و در تهران برف‌های ارتفاعات البرز ذخایر خوبی وجود دارد، اخیرا برآورد شده حدود ۱۶ میلیارد متر مکعب ذخایر برفی داریم که اگر ذوب شوند تبدیل به رواناب و وارد مخازن سدها می‌شوند.
به گفته مدیرکل دفتر اطلاعات و داده‌های آب کشور: نگاه کلی به مخازن آب این است که افزایش بارش ۴۵ درصدی نباید این ذهنیت را بوجود آورد که کشور از شرایط نرمال عبور کرده و وضعیت بهتر شده زیرا مخازن سطحی و زیرزمینی کشور در سال‌های گذشته بر اساس برداشت زیاد تحلیل رفته و کسری مخازن داریم سال گذشته طی ۵۰ سال اخیر به لحاظ بارش بی‌نظیر بود، خشکسالی شدیدی را پشت سر گذاشتیم بنابراین اگر امسال نرمال هم باشد باز هم باید سیاست‌های ریاضتی در بخش مصرف را در پیش بگیریم تا بدون بحران از این شرایط عبور کنیم.

راه‌اندازی ۳۵ هزار مگاوات نیروگاه جدید طی ۴ سال آینده

وزیر نیرو گفت: طبق برنامه‌ریزی‌های انجام شده طی چهار سال آینده ۳۵ هزار مگاوات نیروگاه جدید راه‌اندازی خواهیم کرد. به گزارش مهر، علی‌اکبر محرابیان با اشاره به پوشش برق‌رسانی حدود صد درصدی در کشور گفت: در حال حاضر در جهان از نظر ظرفیت نیروگاهی، جایگاه چهاردهم را داریم. همچنین تلفات شبکه توزیع نیروی برق در ایران تک‌رقمی است. در جهان هر ۱۰ سال یکبار شاهد فروپاشی شبکه و خاموشی‌های گسترده هستیم اما در ایران ۱۸ سال است که خاموشی گسترده (Black out) نداشته‌ایم.
تابستان امسال با کمبود حدود ۱۵ هزار مگاواتی برق مواجه شدیم که ۲۰ درصد از تقاضای کشور را شامل می‌شود. این موضوع منجر به خاموشی‌های سراسری به مدت چهار ماه در کشور شد که نارضایتی‌های عمومی و تعطیلی کارخانجات را به دنبال داشت.
وزیر نیرو گفت: چهار رویکرد شامل توسعه و ارتقا تولید برق، توسعه و بهبود زیرساخت‌ها، مدیریت تقاضا، بهینه‌سازی مصرف و اصلاح اقتصاد برق را در برنامه‌ریزی‌های خود پیش می‌گیریم.
راه‌اندازی ۳۵ هزار مگاوات نیروگاه جدید طی چهار سال در دستور کار قرار دارد که از این میزان ۱۵ هزار مگاوات نیروگاه‌هایی است که تحت مدیریت وزارت نیرو توسط بخش خصوصی و مالکیت دولتی، ۱۰ هزار مگاوات توسط صنایع بزرگ و ۱۰ هزار مگاوات نیروگاه تجدیدپذیر راه‌اندازی می‌شود البته در حال حاضر کارهای عملیاتی ۵۶۰۰ مگاوات برق صنایع بزرگ آغاز شده است. مهم‌ترین چالش ما زمستان سال جاری و تابستان سال آینده است البته زمستان را با ظرفیت‌های درون دولت مدیریت کرده‌ایم و برای پیک ۱۴۰۱ راه‌اندازی ۶۰۶۲ مگاوات ظرفیت جدید را در دستور کار داریم. این ظرفیت در چارچوب ۲۷ واحد حرارتی با ظرفیت ۴۲۶۵ مگاوات، یک واحد حرارتی با ظرفیت ۱۸۳ مگاوات و ۷۳ واحد تجدیدپذیر با ظرفیت ۵۰۱ مگاوات انجام می‌شود. محرابیان به اقتصاد برق نیز اشاره کرد و گفت: فاصله قیمت تکلیفی فروش برق و قیمت تمام شده منجر به بدهکاری‌های بزرگ شده است. ما به دنبال تسهیل سرمایه‌گذاری برای ایجاد ظرفیت‌های جدید و اصلاح تعرفه‌ها هستیم که البته این اصلاح از اول بهمن‌ماه بدون کوچک‌ترین افزایشی برای کم‌مصرف‌ها اعمال شد. حدود ۱۶۰ واحد نیروگاهی داریم که برق این واحدها در سال آینده از طریق بورس عرضه می‌شود.