بایگانی مطالب نشریه

عزاداری سالار شهیدان(‌ع) در بیت رهبری

مراسم عزاداری شب عاشورای حسینی با حضور رهبر معظم انقلاب اسلامی و جمعی از عزاداران سید و سالار شهیدان علیه‌السلام، شب پنج‌شنبه در حسینیۀ امام خمینی(ره) برگزار شد.
در این مراسم حجت‌الاسلام والمسلمین رفیعی با استناد به سخنان امام حسین علیه‌السلام، دربارۀ نقش امید در تلاش و حرکت برای ایجاد تحول و استقامت برای آرمان‌ها به ایراد سخن پرداخت.
همچنین در این مراسم آقای مهدی سماواتی به ذکر مصیبت و قرائت دعای توسل پرداخت و آقای مهدی رسولی نیز مرثیه‌سرایی و نوحه‌خوانی کرد.

جنجال بشقاب‌پرنده‌ها در کنگرۀ آمریکا

|پیام ما| موضوع اشیای پرندۀ ناشناس یا آنچه در اصطلاح «یوفو» (UFOs) خوانده می‌شود از داستان‌های تخیلی و فیلم‌های هالیوودی، وارد فاز جدید شد. روز چهارشنبه‌ای که گذشت، در کنگرۀ ایالات متحده آمریکا جلسهٔ استماعی برگزار شد که در آن یک مقام اطلاعاتی سابق آمریکا مدعی شد دولت ایالات متحده، شواهد و مدارک به‌دست‌آ‌‌‌مده از فرازمینی‌ها را از کنگره و مردم امریکا پنهان می‌کند. او همچنین ادعا می‌کند که این برنامۀ دولت آمریکا از «دهه‌ها» قبل ادامه دارد. ادعایی که اگرچه در بخشی از آن، گوینده با بیان جملهٔ مشهور «نمی‌توانم وارد جزئیات بشوم» از بیان اطلاعات دقیق خودداری کرد، اما همین ادعا کافی بود تا رسانه‌های جهان بخش ویژه‌ای را به این موضوع اختصاص دهند.

 

«دیوید گروش» که کنگرۀ آمریکا و رسانه‌ها از او به‌عنوان «مقام سابق اطلاعاتی آمریکا» یاد می‌کنند، در جلسۀ استماع کنگره مدعی شد که دولت ایالات متحده برای چند دهه «قطعات وسایل نقلیۀ فرازمینی سقوط‌کرده» را که از آنها به‌عنوان «شیء پرندهٔ ناشناس» یا یوفو یاد می‌شود، جمع‌آوری کرده است و سعی در مهندسی معکوس آنها دارد.
گفته شده که گروش تا همین امسال در یکی از سازمان‌های وابسته به وزارت دفاع ایالات متحده، گروهی را برای تحلیل «پدیده‌های غیرعادی و غیرقابل توضیح» (UAP) رهبری می‌کرده است. او در ماه گذشته میلادی در چند مصاحبه ادعا کرده بود که دولت ایالات متحده به‌صورت مخفیانه فضاپیماهایی با منشأ غیرانسانی و موجودات بیگانه را نگهداری می‌کند. به همین دلیل گروهی از نمایندگان کنگره آمریکا جلسۀ استماع روز چهارشنبه را تشکیل دادند. گروش در جلسۀ استماع نیز بار دیگر بخشی از همین ادعاها را پس از ادای سوگند تکرار کرد.
گروش گفت که «موجودات فرازمینی و غیرانسانی پیدا شده‌اند و موضوع حیات فرازمینی به اوج خودش رسیده» و در تشریح ادعای خود گفت: «من در جریان وظایف رسمی خود، از یک برنامۀ چند دهه‌ای برای بازیابی پدیده‌های غیرعادی و مهندسی معکوس آنها مطلع شدم، اما از دسترسی به آن محروم شدم.»

دیوید گروش، مقام سابق اطلاعاتی آمریکا: من در جریان وظایف رسمی خود، از یک برنامۀ چند دهه‌ای برای بازیابی پدیده‌های غیرعادی و مهندسی معکوس آنها مطلع شدم، اما از دسترسی به آن محروم شدم

افشاگری که تهدید شد
او در سال ۲۰۲۲ به‌عنوان یک افشاگر، شکایتی را علیه دولت ایالات متحده تنظیم کرده بود. او گفته بود که مأموریتی دولتی داشته تا در مورد اطلاعات نظامی، دفاعی و سایر موارد مربوط به فرزمینی‌ها و وسایل نقلیهٔ آنها تحقیق کند، اما دولت از دسترسی او به برنامه‌های مخفی دربارهٔ یوفوها جلوگیری کرده بود. گروش در جلسۀ استماع گفت که به‌دلیل همین شکایت تهدید به «انتقام وحشیانه» شده است. او گفت: «این موضوع هم از نظر حرفه‌ای و هم از نظر شخصی به من صدمه زده است.»
این مقام سابق اطلاعاتی در پاسخ به سؤال یکی از اعضای کمیتۀ نظارت کنگره که از او پرسید «از جان خود می‌ترسید؟» گفت «بله» و ادامه داد: «امیدوارم اقدام من درنهایت به نتایج مثبتی برای افزایش شفافیت منجر شود.»
او تأکید کرد که اطلاعاتی از افرادی دارد که قبلاً تلاش کرده‌اند تا اقدامات مخفی دولت امریکا دربارۀ یوفوها را افشا کنند، اما آسیب دیده‌اند یا مجروح شده‌اند.
گروش قبلاً در مصاحبه با «نیوزنیشین» (NewsNation) در آمریکا همین ادعاها مبنی‌بر مخفی‌کاری دولت ایالات متحده را مطرح کرده بود که جنجالی شده بود و به‌همین دلیل، جمهوری‌خواهان کنگره یک کمیتۀ نظارت به‌راه انداختند تا تحقیقات فوری را آغاز کند. از زمانی که این ادعاها مطرح شده، بارها در محافل مختلف بحث‌ها بر سر درست بودن یا نادرست بودن ادعاهای گروش بالا گرفته است.
ادعاهایی که با تردید روبه‌رو شدند
«تیم بورچت»، نمایندهٔ جمهوری‌خواه کنگره که تحقیقات مربوط به یوفو را رهبری می‌کند، در هفته‌های اخیر ادعا کرده است که ایالات متحده شواهدی از فناوری‌هایی را در اختیار دارد که «همهٔ قوانین فیزیک ما را نادیده می‌گیرد» و اینکه وسایل نقلیهٔ بیگانگان دارای فناوری‌هایی است که می‌تواند «ما را به یک زغال تبدیل کند.» او گفت: «ما آدم‌های کوچک سبزرنگ یا بشقاب پرندۀ فضایی به جلسه نمی‌آوریم. متأسفم که نیمی از شما را ناامید کردم. ما فقط به حقایق می‌پردازیم.» که البته با خندۀ حضار روبه‌رو شد. اما گروش بار دیگر ادعا کرد که ایالات متحده موجودات بیگانه را بازیابی کرده است.
گروش ماه گذشته به نیوزنیشن گفته بود که دولت امریکا یک سفینه متعلق به فرازمینی‌ها را در اختیار دارد که به بزرگی یک زمین فوتبال است. او به روزنامۀ فرانسوی «لو پاریزین» (Le Parisien) هم گفته بود دولت ایالات متحده شیئی فرازمینی و شبیه به یک ناقوس بزرگ را در اختیار دارد که دولت «بنیتو موسولینی» در سال ۱۹۳۳ آن را در شمال ایتالیا کشف کرده بود.
روزنامۀ انگلیسی گاردین نوشته است: «به نظر می‌رسید که گروش در روز چهارشنبه، با استناد به مسائل امنیتی، تمایلی به پرداختن به جزئیات این ادعاها ندارد. گروش در جلسه گفت که آماده است جزئیات بیشتری را در خلوت ارائه دهد، اما سکوت او باعث گمانه‌زنی از سوی برخی افراد شد.»
«گرت گراف» روزنامه‌نگاری که در حال نگارش کتابی دربارۀ یوفوهاست در توییتی نوشت: «برای من بسیار جالب است که دیوید گروش حاضر نیست مطالب انفجاری‌تر (و عجیب‌تر) در مورد یوفوها را بیان کند و زیر سوگند تکرار کند. به نظر می‌رسد که او با دقت ادعاهایی در مصاحبه با نیوزنیشن را تکرار می‌کند و روی آنها مانور می‌دهد.»
اما به نظر می‌رسد بورچت نمایندۀ کنگره سعی دارد بر درست بودن ادعاهای گروش تأکید کند. او قبلاً هم گفته بود دولت ایالات متحده از سال ۱۹۴۷ شواهدی از حیات فرازمینی را پنهان می‌کند. این‌بار هم به گاردین گفته است که پیدا شدن «اجساد غیرانسانی» را معتبر می‌داند.
با این‌حال، پنتاگون ادعای گروش در مورد پنهان‌کاری را رد کرد. «سو گوگ»، سخنگوی وزارت دفاع آمریکا در بیانیه‌ای گفت که بازرسان «هیچ اطلاعات قابل تأییدی برای اثبات ادعاهایی مبنی‌بر اینکه برنامه‌های مربوط به در اختیار داشتن یا مهندسی معکوس مواد فرازمینی در گذشته وجود داشته یا در حال حاضر وجود دارد، کشف نشده است.»

پر پروازی برای زبان فارسی

زبان فارسی در اینترنت به‌دلایل گوناگونی پرکاربرد ولی مهجور بوده است.
زبان فارسی بعد از هماهنگ‌سازی فونت‌ها (یونیکد) و خوانایی بهتر آنها با جستجوگرها، همزمان با ایجاد موج اول وبلاگ‌نویسیُ حضوری پررنگ داشته است، چنانکه زمانی از آن به‌عنوان زبان سوم وبلاگ‌نویسی سخن گفته می‌شد.
در میان نزاع‌های سیاسی و اقتصادی، از وقایع دهه‌ها پیش و تحریم‌های اقتصادی تاکنون و ممیزی‌های محتوایی، همواره راه را برای گسترش سودآور واژه‌های فارسی آنلاین سد می‌کند. هنوز هم اکثریت قریب به اتفاق فرصت‌های این‌چنینی بر روی محتوای فارسی، به‌ویژه محتوای متنی بسته است.
همچنان، پس از سال‌ها وجودِ نیاز، فرصت‌های بومی چندانی در این زمینه وجود ندارد، اما به نظر می‌رسد اقدام‌های اخیر غول‌های فناوری، روزنه‌ای برای زبان فارسی باز کند.
در میان منازعه‌ای که مبارزه در قفس میان ایلان ماسک و مارک زوکربرگ، مالکان توییتر و متا (اینستاگرام و…) آغاز شده است، بال تازه‌‌ای برای زبان فارسی گشوده می‌شود.
هرچه اینستاگرام و محصولات دیگر متا، به‌سمت تبدیل شدن به پلتفرمی شبیه به توییتر می‌رود، از آن سو توییتر همزمان به یک فیس‌بوک، اینستاگرام و یوتیوب مدرن‌تر تبدیل می‌شودِ و البته رقیبی برای مدیوم، سرویس وبلاگ‌نویسی درآمدزایی که البته هیچ‌گاه با فارسی مهربان نبوده است.
ایلان ماسک به‌زودی درآمدزایی را به‌طور گسترده روی توییتر فعال می‌کند. پیش‌شرط‌هایی که برایش فراهم شده است، هنوز نیاز به عبور از سد تحریم‌ها دارد (مثل خرید اکانت توییتر بلو/ متصل بودن به سیستم‌های مالی برای دریافت و …) اما با این حال در آن سخنی از تحریم زبان فارسی (برخلاف آنچه در گوگل ادسنس، سرویس پرداخت گوگل) وجود دارد، نیست.
ظواهر امر نشان می‌دهد اتفاقات فعلی به این معناست که اگر ایرانیان بتوانند دسترسی‌های خود را از طرف توییتر، برای درآمدزایی فعال کنند، می‌توان علاوه‌بر محتوای متنی، هم از طریق صدای فارسی، هم از طریق محتوای متنی فارسی درآمد کسب کرد. این نخستین‌بار در تاریخ اینترنت است که یک سرویسی حاضر است چنین خدماتی را به ایرانیان، البته برای مثال مقیم خارج از ایران ( یا کاربران داخلیِ تأیید شده با شمارۀ خارجی) ارائه کند.
شاید خود ایلان ماسک هم به این موضوع نیندیشیده باشد، اما مسلم است با چنین رویکردی، شبکه‌های اجتماعی که در حال حاضر به‌سمت عدم تمرکز می‌روند، تولید محتوای فارسی را به‌صرفه‌‌تر از پیش خواهند کرد؛ چراکه نیاز به تأیید فرادستی ندارد و ساختار سلسله‌مراتبی انتشار واژۀ فارسی را بیش از پیش متحول می‌کند.
چندوچون درآمدها هنوز مشخص نیست، موانع هم یکی دو تا نیست، اما در انتهای این تونل، برای زبان مستقل فارسی، دنیای روشن‌تری قابل تصور است.

مطالبه محیط‌زیستی عزاداران سیستانی

عزاداران یک هیئت در منطقۀ سیستان با حمل بنرهای وضعیت وخیم آب وهوایی را به مسئولان یادآوری کردند. هیئت محبان موسی‌بن‌جعفر در معصوم‌آباد سیستان‌وبلوچستان، پلاکاردهایی با عبارت «سیستان آب و هوا ندارد» و «به داد مردم سیستان برسید» را در دست گرفتند. شهرهای شمال استان سیستان‌وبلوچستان با دو مسئلۀ کم‌آبی شدید و هجوم گردوغبار روبه‌رو هستند.

 

مردم سیستان مدت‌هاست که چشم انتظار رهاسازی حقابۀ هامون از سوی افغانستان هستند. از سوی دیگر وزش طوفان‌های مشهور در این منطقه موجب شده است گردوغبار شدید هم دشواری زندگی را بر مردم چندبرابر کند. دیروز مدیرکل هواشناسی سیستان‌وبلوچستان خبر داد که وزش باد شدید تا بیشینۀ ۱۰۴ کیلومتر بر ساعت بامداد روز جمعه زابل را درنوردیده و گردوغبار حاصل از آن، شعاع دید افقی را در ایستگاه هواشناسی این شهر به یک‌هزار و ۲۰۰ متر کاهش داده است. به گزارش ایرنا و به گفتۀ «محسن حیدری» در زهک بیشینۀ سرعت باد به ۹۰ کیلومتر بر ساعت رسید و دید افقی را در ایستگاه هواشناسی این شهر تا ۸۰۰ متر کاهش داد.
حیدری دربارۀ ادامۀ این وضعیت هم توضیح داده است: «تا اواسط هفتۀ آینده با تشدید شدت وزش باد در نواحی شمالی، باد شدید و گردوخاک در منطقۀ سیستان پیش‌بینی می‌شود. در این مدت در زاهدان و سایر نقاط نواحی مرکزی و جنوبی استان افزایش گردوخاک با شدت کمتر نسبت به منطقۀ سیستان رخ خواهد داد.» مدیرکل هواشناسی سیستان‌وبلوچستان خطاب به مردم این استان تأکید کرده است در ترددهای جاده‌ای جوانب احتیاط را رعایت کنند و از تردد غیرضروری بیماران تنفسی، افراد سالخورده و کودکان در زمان غبارآلود شدن هوا خودداری شود. همزمان در روزی که هیئت‌های عزاداری در شهرهای ایران مشغول برگزاری آیین سوگواری حسینی بودند، اعضای یک هیئت در منطقۀ سیستان با حمل بنرهایی به مسئولان یادآوری کردند که وضعیت آب‌وهوای زابل و شهرهای اطرافش بغرنج است.

سه روز پیش معاون محیط زیست دریایی سازمان محیط زیست هم از فعالان و مسئولان محیط زیست افغانستان و همچنین جامعۀ بین‌الملل تقاضا کرده بود فارغ از بحث‌های سیاسی برای پیشگیری از بروز فاجعۀ انسانی و محیط زیستی به حیات مجدد تالاب هامون کمک کنند

سه روز پیش معاون محیط زیست دریایی سازمان محیط زیست هم از فعالان و مسئولان محیط زیست افغانستان و همچنین جامعأ بین‌الملل تقاضا کرده بود فارغ از بحث‌های سیاسی برای پیشگیری از بروز فاجعه انسانی و محیط زیستی به حیات مجدد تالاب هامون کمک کنند.
در این رابطه، دکتر مجتبی ذوالجودی، معاون محیط زیست دریایی و تالاب‌های سازمان حفاظت محیط زیست، به تسنیم گفت: حیات هامون وابسته به سیلاب‌های رودخانه‌های بالادست از جمله فراه و هیرمند از کشور افغانستان است. متأسفانه، با انحراف آب رودخانه هیرمند از مسیر طبیعی و ایجاد سازه‌های متعدد بر روی رود فراه در بالادست و عدم رعایت حقوق تاریخی و طبیعی این اکوسیستم، تالاب‌های هامون کاملاً خشک و بستر آن، کانون برداشت گردوغبار شده است.
به گزارش تسنیم، مجتبی ذوالجودی با بیان اینکه گسترۀ طوفان‌های گردوغباری برخاسته از بستر خشک تالاب تا کشور افغانستان نیز می‌رسد، بیان کرد: متأسفانه، بر اثر پیامد این طوفان‌ها امروز هزاران نفر از هموطنان شریفمان در سیستان در بیمارستان‌ها بستری هستند و در سختی به سر می‌برند.
اقدامات کشور افغانستان از جمله عدم رعایت پرداخت حقابۀ ایران از هیرمند، انحراف آب در بند کجکی و همچنین تکمیل سد بخش‌آباد بر روی فراه‌رود، بیشترین تأثیر را در مرگ تالاب هامون داشته است.
ذوالجودی در رابطه با این اقدامات، با اشاره به اینکه رعایت حسن همجواری و اجرای معاهدۀ مشترک، اصلاح مسیر طبیعی رودخانه‌ها و پرداخت نیاز آب محیط زیستی پایین‌دست توسط کشور افغانستان مورد تأکید است، گفت: از فعالان و مسئولان محیط زیست افغانستان و همچنین جامعۀ بین‌الملل می‌خواهیم که فارغ از بحث‌های سیاسی به حیات مجدد این اکوسیستم باارزش بین‌المللی که وظیفۀ تمامی اعضای کنوانسیون تنوع زیستی جهانی از جمله افغانستان است، کمک کنند. معاون محیط زیست دریایی دربارۀ دلایل توقف پروژۀ بین‌المللی سیستان هم توضیح داده است: «این طرح که با حمایت مالی اتحادیه اروپا و همکاری دفتر عمران ملل متحد اقدامات خوبی در راستای معیشت مردم و اقدامات احیایی در حال انجام بود، از سال گذشته از طرف اتحادیه اروپا به‌دلیل مسئله تحریم، تعلیق شده است.»
شهرهای شرقی در گردوغبار
مشکلات ناشی از گردوغبار فقط به زابل و شهرهای اطرافش محدود نیست و شهرهای استان خراسان‌جنوبی هم از این پدیده در امان نمانده‌اند. مدیرکل حفاظت محیط زیست خراسان‌جنوبی پنجشنبه گذشته خبر داده بود که در پی تداوم وزش باد و خیزش گردوغبار در منطقه کیفیت هوای شهرستان‌های بیرجند، سرایان، زیرکوه و نهبندان در شرایط ناسالم است. «اسدالله حاتمی» دیروز به ایرنا خبر داد که تداوم این مشکلات موجب شده است کیفیت هوای شهرستان‌ بیرجند در روز جمعه در شرایط ناسالم قرار بگیرد. او گفت: «براساس شاخص لحظه‌ای ساعت ۹ روز جمعه کیفیت هوا در شهرستان بیرجند با شاخص ۱۲۴ و زیرکوه ۱۳۷ در وضعیت ناسالم برای گروه‌های حساس قرار داشته است. همچنین، کیفیت هوا در شهرستان سرایان با شاخص لحظه‌ای ۱۵۳ و نهبندان ۱۶۲ در وضعیت ناسالم بود.» به گفتۀ مدیرکل حفاظت محیط زیست خراسان جنوبی گفت بر اثر وقوع طوفان‌های ۱۲۰روزه شرایط ویژه‌ای در شهرهای این استان شکل گرفته است که باید کودکان و سالمندان همچنین بیماران قلبی و ریوی از حضور در فضای باز و تردد غیرضروری خودداری کنند.
در شرایطی که مردم شهرهایی چون زابل، زهک، بیرجند، نهبندان و… در وضعیت اضطراری به سر می‌برند؛ باید دید راه‌حل کوتاه مدت و میان مدت دولت برای عبور از این بحران چیست و آیا بر شرایط اثرگذار است یا خیر.

گرم شدن زمین و کم‌آبی جنوب ایران

تغییر اقلیم به عنوان یکی از مهمترین چالش‌های جهانی ظاهر شده است که افزایش دما یکی از پیامدهای مهم آن است. آب‌وهوای زمین دستخوش تغییرات بی‌سابقه‌ای است که عمدتاً ناشی از فعالیت‌های انسانی، به‌ویژه انتشار گازهای گلخانه‌ای در جو است. سوزاندن سوخت‌های فسیلی، جنگل‌زدایی، فرآیندهای صنعتی و شیوه‌های کشاورزی همگی به تجمع گازهای گلخانه‌ای مانند دی‌اکسید کربن و متان کمک کرده‌اند و اثر گلخانه‌ای ایجاد می‌کنند که گرما را در جو زمین به دام می‌اندازد. در نتیجه، میانگین دمای سیاره در طول قرن گذشته به طور پیوسته در حال افزایش بوده است.

فرودگاه بین‌المللی خلیج فارس نام فرودگاهی در عسلویه استان بوشهر است. این فرودگاه در ۱۶ کیلومتری جنوب شرقی فرودگاه عسلویه قرار گرفته‌ است. روز یکشنبه ۲۵ تیر ۱۴۰۲ این فرودگاه به‌دلیل ترکیبی نادر از دمای بسیار بالا و رطوبت فراوان جوی که باعث ایجاد شاخص گرما شد، گرمای بی‌سابقه‌ای را تجربه کرد. بیشینهٔ دمای ظاهری 66.7 درجه سانتیگراد گزارش شد که این شرایط برای زندگی انسان و حیوان غیرقابل تحمل است. برای محاسبهٔ گرم یا سرد بودن هوا، هواشناسان از معادلاتی استفاده می‌کنند. آنها دمای هوا و سایر متغیرهای جوی را فاکتور می‌کنند. یکی از پرکاربردترین روش‌ها برای تخمین اثرهای هوای گرم «شاخص گرما» نام دارد که ترکیبی از دما و رطوبت هوا است. این اوج دما در ایران پس از برخورد گرمای شدید داخلی با هوای مرطوب از آب‌های بسیار گرم خلیج فارس مشاهده شد. به بیان دیگر بر اساس داده‌های NOAA، دمای فرودگاه خلیج فارس به 40 درجهٔ سانتیگراد و رطوبت نسبی 65 درصد رسید. این موضوع باعث ایجاد دمای ظاهری 66.7 درجه سانتیگراد شد. دمای ظاهری نشان دهندهٔ مقدار شاخص گرما است و در تقاطع دو عقربه (دما و رطوبت نسبی) سنجیده می‌شود. دمای ظاهری که به آن «احساس دما» هم گفته می‌شود، معادل دمایی است که توسط انسان احساس می‌شود و با اثرهای ترکیبی دمای هوا، رطوبت نسبی و سرعت باد ایجاد می‌شود. این اندازه‌گیری معمولاً برای دمای احساس شده در فضای باز اعمال می‌شود. دمای ظاهری توسط «رابرت استیدمن» ابداع شد که در سال 1984 مقاله‌ای در مورد آن منتشر کرد.
گرمای شدید با اثرهای تخریبی بر انسان، منجر به کم‌آبی بدن می‌شود و اگر فرد به اندازهٔ کافی آب ننوشد تا آب از دست رفته در اثر تعریق و ادرار را جبران کند، خون شروع به غلیظ شدن می‌کند و آن را بیشتر مستعد لخته‌شدن می‌کند و خطر حملهٔ قلبی (سکته) را افزایش می‌دهد. قرار گرفتن در معرض دمای بالا همچنین می‌تواند مشکلات سلامتی موجود را تشدید کند و افراد مسن و مبتلایان به بیماری‌های مزمن را در معرض خطر بالایی قرار دهد. امسال 10 روز ار ماه تیر (جولای) که آن با شاخص گرمترین روز در تاریخ به ثبت رسیدند و این ماه به عنوان گرمترین ماه تاریخ ثبت شد.
بر اثر همین موج گرما، «ال‌نینو» در اقیانوس آرام تشدید می‌شود و هم‌اکنون آب‌های اقیانوس اطلس در نزدیکی فلوریدا به دمای بی‌سابقهٔ 32.2 درجه سانتی‌گراد رسیده است. چین بالاترین دمای خود را با 52.2 درجه سانتیگراد در شهرستان «سانبو» ثبت کرده است. دانشمندان نسبت به رویدادهای اقلیمی «مکرر و شدیدتر» با تداوم افزایش دمای کره زمین با سرعت فعلی، هشدار داده‌اند. ضمناً بادهای موسمی (مانسون) جنوب غربی از خرداد تا شهریور (ژوئن تا سپتامبر) بر آسیای جنوبی و جنوب غربی تا محدودهٔ خلیج فارس و دریای عمان اثر می‌گذارد . «لا نینای» سه‌گانه سرانجام در اسفند ۱۴۰۱ به پایان رسید و اکنون ال‌نینو در حال توسعه است. حال مدل‌های هواشناسی، یک سال کاهشی برای بارش باران‌های موسمی در سراسر آسیای جنوبی در سال 2023 و همچنین کاهش کمترین بارش‌های موسمی و شانس کمتری برای فعالیت‌های استوایی قبل از موسمی در شمال اقیانوس هند را نشان می‌دهند. اکثر مدل‌سازی‌ها نشان می‌دهند که بارش باران‌های موسمی در بیشتر مناطق جنوب آسیا کمتر از میانگین تاریخی است. با وجود پایین‌ترین میزان بادهای موسمی ممکن است بارندگی در بنگلادش و شمال شرقی هند در سراسر سواحل اقیانوس هند بیش از میانگین تاریخی باشد.
بااین‌حال چشم‌انداز شرایط بارش در شرق ایران همچنان نماد کم‌آبی است. ساکنان استان سیستان‌وبلوچستان تحث اثر کمبود آب هستند که تا حدی به دلیل بارندگی تأخیری در قسمت بالای حوضه و همچنین به دلیل انحراف حجم زیادی از آب بند «کمال‌خان» افغانستان به سمت منطقهٔ «گودزره» بوده‌اند.
رودخانهٔ هیرمند که به روان‌آب‌های کوه‌های مرکزی افغانستان وابسته است، در طول تاریخ مستعد سیلاب‌ها و خشکسالی‌های دوره‌ای بوده است. آثار تغییر اقلیم وضعیت را تشدید کرده است که منجر به تضادها و اختلاف نظرها بر سر آب به ویژه در زمان خشکسالی شده است. افتتاح سد کمال‌خان افغانستان در فروردین ۱۴۰۰ (مارس 2021) در نزدیکی مرز ایران، وضعیت موجود را تغییر داد. این سد، ظرفیت انحراف بخش بزرگی از جریان رودخانه را به‌ویژه در زمان سیلاب‌های شدید از ایران به سمت گودزره افغانستان دارد و ایران را از اوج جریان محروم می‌کند. این ظرفیت در اوج جریان و بارش‌ها در سال 2022 مورد استفاده قرار گرفت. اما به دلیل عدم توانایی مدیریت طالبان، این آب باقیمانده در افغانستان مورد استفادهٔ مولد قرار نگرفت. این نیاز به ظرفیت فنی و برنامه‌ریزی مشترک -بر اساس تمایل به همکاری- دارد، اما در شرایط فعلی، این امر بعید به نظر می‌رسد.

با اجرای طرح طبیعت‌گردی آشوراده موافقت شد

سال ۹۶ که سازمان حفاظت محیط زیست مجوز احداث طرح طبیعت‌گردی در جزیرۀ آشوراده را صادر کرد هم در اجرای این طرح اثری نگذاشت و توسعۀ طبیعت‌گردی در این منطقه به‌رغم توصیۀ طرح ارزیابی اثرات محیط زیستی میسر نشد. روز گذشته هم اعضای کمیتۀ ملی طبیعت‌گردی موافقت خود را با اجرای این طرح اعلام کردند. وب‌سایت دولت بلافاصله خبر داد که فاز نخست این طرح در زون ۲۲ هکتاری منطبق با دهکده به اجرا درمی‌آید. حالا باید دید که آیا این موافقت، اجرای طرح را پیش می‌برد یا آن هم در حد یک صورت‌جلسه می‌ماند.

 

سال ۹۶ طرح اجرای طبیعت‌گردی در جزیرۀ آشوراده آخرین مجوزهای خود از سازمان حفاظت محیط زیست را دریافت کرد و کمی بعد به تصویب شورای‌عالی معماری و شهرسازی نیز رسید. فروردین امسال نیز اداره‌کل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی استان گلستان اعلام کرد که آماده است به اقامتگاه‌های بومگردی که متقاضی محلی داشته باشد، مجوز احداث دهد. روز گذشته نیز معاون گردشگری وزارت میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی در کنار سایر اعضای کمیتۀ ملی طبیعت‌گردی کشور نسبت به تأیید فاز نخست پروژۀ طبیعت‌گردی در جزیرۀ آشوراده منطبق با معیارهای محیط‌زیستی، اعلام موافقت کردند.

سال ۹۶ طرح اجرای طبیعت‌گردی در جزیرۀ آشوراده آخرین مجوزهای خود از سازمان حفاظت محیط زیست را دریافت کرد و کمی بعد به تصویب شورای‌عالی معماری و شهرسازی نیز رسید

براساس آنچه وب‌سایت خبری دولت منتشر کرده است با توجه به اینکه طرح پیشنهادی استان گلستان ویژۀ طبیعت‌گردی در جزیرۀ آشوراده دارای دو بخش است و شامل ۲۲ هکتار داخل جزیره و ۱۳۸ هکتار به‌عنوان سایت پشتیبان در بندر ترکمن می‌شود، تعامل صورت‌گرفته تنها ویژۀ بخش نخست است. همچنین، وب‌سایت دولت نوشته است که اقامت شبانه در طرح سایت پلان پیشنهادی حذف و مقرر شد اقامت در بافت روستایی موجود در جزیرۀ آشوراده صورت پذیرد؛ مصوبه‌ای که پیشتر نیز وجود داشت. همچنین، در بخش نخست که شامل ۲۲ هکتار داخل جزیرۀ آشوراده می‌شود، سازه‌ها به‌صورت سبک و با کاربری تفریحی، پذیرایی، فضای سبز، برپایی غرفۀ صنایع‌دستی و گردشگری و ارائۀ خدمات عمومی مانند طرح مصوب سال ۱۳۹۶ در نظر گرفته خواهد شد. همچنین، بخش دوم این طرح به‌عنوان پروژۀ پشتیبان در بندر ترکمن نیز به سازه‌های سنگین مانند کاربری‌های اقامتی شامل هتل، مجتمع‌های اقامتی و سایر کاربردهایی که نیاز به سازۀ سنگین دارد، اختصاص می‌یابد.
بنابراین، موافقت اولیه با کلیات طرح سایت پیشنهادی ۲۲ هکتاری در جزیرۀ آشوراده موافقت صورت گرفت تا بر این اساس پس از نهایی شدن طرح در استان، روند سرمایه‌گذاری آغاز و ایجاد تأسیسات لازم وارد فاز عملیاتی شود.
همچنین این وب‌سایت به‌نقل از معاون گردشگری این وزارتخانه نوشته است: «یکی از حوزه‌هایی که اداره‌کل سرمایه‌گذاری، زیرساخت و مناطق نمونۀ گردشگری وزارت با همکاری استان باید روی آن کار کند، محور خلیج گرکان است که ظرفیت منحصربه‌فردی را به‌دلیل نوع آب و دسترسی ایجاد می‌کند. ازاین‌رو، اکنون که این فضا فراهم شده است، زمان آن است که کاری جدی در آن حوزه صورت گیرد.»
مدیرکل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی استان گلستان پس از تصویب این طرح به «پیام ما» توضیح داد: «آنچه در جزیرۀ آشوراده قرار است انجام شود، مطابق طرح مصوبی است که هم ارزیابی اثرات محیط زیستی دارد و هم بخش‌های مختلف آن به تصویب نهادهای مرتبط به‌ویژه سازمان حفاظت محیط زیست کشور رسیده است.» به گفتۀ «جواد ساور» سازه‌های سنگین همان‌طور که در طرح مصوب شده بود، در زون‌های پشتیبان باقی می‌ماند، اما در حال حاضر گام دولت برای اجرای فاز نخست و در خود جزیره است. استفاده از بخش خصوصی و همچنین توان جامعۀ محلی و واگذاری‌های بخشی، برنامه‌ای است که دولت مطابق آنچه مصوبات سال ۹۶ تکلیف می‌کند، آن را دنبال می‌کند. موضوع توسعۀ گردشگری در جزیرۀ آشوراده نخستین‌بار در نیمۀ دوم دهۀ ۷۰ مطرح شد. موضوعی که با بالا آمدن آب خزر و خالی از سکنه شدن جزیره به دست فراموشی سپرده شد. در دهۀ هشتاد استانداران گلستان جسته‌وگریخته پیگیر اجرای طرح گردشگری در تنها جزیرۀ ایرانی خزر بودند، اما با گسترش تمرکز بر توسعۀ گردشگری در سال‌های نخستین دهۀ ۹۰ این موضوع جدی‌تر دنبال شد و به کلید توسعۀ استان گلستان مشهور شد. عنوانی که رویکرد متفاوتی از اقتصاد جزیره ارائه می‌داد. با تلاش فعالان محیط زیست و گردشگری همچنین همراهی سازمان حفاظت محیط زیست و با مطالبۀ مردمی حفظ جزیره در نیمۀ نخست دهۀ ۹۰ طرح ارزیابی اثرات محیط زیست طبیعت‌گردی در جزیرۀ آشوراده انجام و طرح طبیعت‌گردی مطابق با آن مصوب شد.

ریزگرد؛مهمان ماندگار خراسان‌جنوبی

|پیام ما| خشکسالی‌های مداوم، خشک شدن هامون در سیستان، افزایش دمای هوا، تغییراقلیم و تغییر زمان و نوع بارش‌ها باعث شده است خراسان‌جنوبی به جمع پنج استان اول غبارخیز کشور بپیوندد که با توجه به سرعت بیابانی شدن استان و اعتبارات قطره‌چکانی در زمینۀ مقابله با بیابان‌زایی دیگر به گَرد ریزگردها نمی‌رسیم.
وزش بادهای شدید در شرق کشور و خیزش گردوخاک امسال آسمان خراسان‌جنوبی را در بسیاری از روزها غبارآلود کرد تا جایی که طی سه روز از هفتۀ آخر تیرماه حدود 800 نفر به‌دلیل مشکلات تنفسی به بیمارستان‌های استان مراجعه کردند و این درحالی‌است که بیش از یک‌سوم مساحت استان جزو کانون‌های داخلی گردوغبار محسوب می‌شود.

 

براساس مطالعات انجام‌شده سالانه بیش از ۵۰۰ میلیارد تومان در بخش‌های منابع زیستی، اقتصادی و زیرساختی خسارت گردوغبار برآورد شده که بیشتر در بخش کشاورزی، بهداشت و سلامت، جاده و تأسیسات برق است.
همچنین طبق آمار رسمی ۳۰ تا ۳۵ درصد گردوغبار موجود در استان خراسان‌جنوبی منشأ داخلی دارد و ۶۰ تا ۷۰ درصد گردوغبارها دارای منشأ خارجی و از کشورهای همسایه است.
دبیر ستاد ملی مقابله با گردوغبار اردیبهشت امسال در وبینار «آینده‌پژوهشی برنامه‌های حفاظت و احیای دریاچه‌ها و تالاب‌های کشور» با بیان اینکه ۲۳ استان کشور دارای کانون گردوغبار هستند، گفته بود: «به‌ترتیب شش استان خراسان‌جنوبی، کرمان، سیستان‌وبلوچستان، خراسان‌رضوی، خوزستان و هرمزگان ۸۵ درصد غبارخیزی کشور را دارند.»
به گفتۀ «علی‌محمد طهماسبی بیرگانی»خراسان‌جنوبی با شش میلیون هکتار غبارخیزی در صدر جدول مناطق گردوغبار قرار دارد و بالاترین میزان غبارخیزی در این استان در مرز ایران و افغانستان در «یزدان‌آباد» است.

مجاورت با دو کویر بزرگ و تحمیل ۲۲ سال خشکسالی در کنار کاهش بارندگی را از عوامل مؤثر بر فقر پوشش گیاهی و توسعۀ کانون‌های بحرانی فرسایش بادی این استان عنوان شده است

روزهای گردوغباری دو برابر شد
مدیرکل هواشناسی خراسان‌جنوبی اما از افزایش دو برابری روزهای گردوغباری از ابتدای امسال تاکنون نسبت به بلندمدت خبر می‌دهد: «در چهار ماه امسال به‌طور میانگین در شهرستان‌های استان ۲۷ روز گردوغباری به ثبت رسیده که این مقدار در مدت مشابه سال گذشته ۳۷ روز و در بلندمدت ۱۴ روز بوده است.»
طبق آنچه «رضا خندان‌رو» می‌گوید میانگین تعداد روزهای گردوغباری استان نسبت به سال گذشته به‌طور میانگین ۱۰ روز کاهش دارد، اما نسبت به بلندمدت حدود ۱۰۰ درصد افزایش دارد: «از ابتدای امسال بیشترین تعداد روزهای غبارآلود استان با ۷۰ روز در حاجی‌آباد زیرکوه به ثبت رسیده است. تعداد روزهای گردوغباری این شهرستان در مدت مشابه سال گذشته ۶۳ روز و در بلندمدت ۱۹ روز بوده است.»
به گفتۀ او بیرجند هم از ابتدای امسال ۲۳ روز گردوغباری داشته که این عدد در مدت مشابه سال قبل ۴۰ روز و در بلندمدت ۱۲ روز بوده است: «میانگین بارش ایستگاه‌های مراکز شهرستان‌ها از اول سال زراعی جاری (مهر ۱۴۰۱) ۹۷.۱ میلی‌متر بوده که نسبت به مدت مشابه سال قبل ۱۱ درصد کاهش داشته است. این آمار نسبت به شرایط نرمال حدود ۲۵ درصد کاهش را نشان می‌دهد.»
غبار قره‌قوم در حلقوم خراسان‌جنوبی
رئیس ادارۀ امور بیابان اداره‌کل منابع‌طبیعی و آبخیزداری خراسان‌جنوبی نیز معتقد است خشکسالی‌های متمادی باعث ایجاد چشمه‌های تولید گردوغبار در استان شده و مراتع خشک‌شده نیز در افزایش ریزگردها اثرگذار است: «فعال‌ترین کانون‌های بحرانی شامل ریگ بشرویه، حلوان طبس، سهل‌آباد نهبندان، سه قلعه سرایان و شاهرخت زیرکوه است که در تولید گردوغبار سهم بیشتری دارند.»
«محمد یوسفی» توضیح می دهد با توجه به اینکه وزش باد در خراسان‌جنوبی فصل بهار و تابستان از سمت شرق و شمال است، بر همین اساس، بادهای ۱۲۰ روزه عامل مهم تولید گردوغبار است و توفانی که در حال حاضر استان را درگیر کرده از صحرای قره‌قوم ترکمنستان شروع می‌شود و مرز خراسان رضوی را رد می‌کند و وارد خراسان‌جنوبی می‌شود: «علاوه‌بر منشأ خارجی، وجود ۲ میلیون و ۱۰۰ هکتار کانون‌های بحران فرسایش بادی در تولید گردوغبار اثرگذار است، اما منشأ اصلی گردوغبار اخیر خارجی است و کانون‌های داخلی استان بر تشدید پدیده اثر داشته.»
پیشی گرفتن فرسایش بادی از برنامه‌های مقابله‌ای
اما به عقیدۀ مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری خراسان‌جنوبی برای سازگاری و مقابله با ریزگردها باید علاوه‌بر چاره‌اندیشی‌های درون‌استانی به‌دنبال راهکارهای ملی نیز باشیم.
«علیرضا نصرآبادی» مجاورت با دو کویر بزرگ و تحمیل ۲۲ سال خشکسالی در کنار کاهش بارندگی را از عوامل مؤثر بر فقر پوشش گیاهی و توسعۀ کانون‌های بحرانی فرسایش بادی استان می داند که از یک میلیون و ۳۰۰ هزار هکتار در گذشته اکنون به ۲ میلیون و ۱۰۰ هزار هکتار رسیده و تعداد کانون‌های فرسایش بادی از ۲۸ به ۳۲ مورد افزایش یافته است: «از این حجم کانون بحرانی فقط در وسعت ۳۰۰ هزار هکتار توانسته‌ایم طرح‌های مقابله‌ای اجرا کنیم که متناسب با اعتبارات تخصیص‌یافته بوده است. بنابراین، برای تکمیل طرح‌ها نیازمند اعتبارات بیشتر، آن هم در سطح ملی هستیم.»
آنچه در حال کور و خفه کردن مردم خراسان است، تا چند سال قبل فقط متعلق به سیستان بود؛ انگار گردوغبار از بی‌توجهی مسئولان به مسائل زیست محیطی استفاده کرده است و تصمیم گرفته تا خود را به تهران برساند، دور از ذهن نیست که تهرانی‌ها تا سالی دیگر علاوه‌بر دود سوخت‌های غیراستاندارد گردوغبار را نیز تحمل کنند.

قطع آب به شیراز رسید

براساس آنچه شهروندان شیرازی به «پیام ما» اعلام کرده اند اهلی در شیراز به ویژه محله های مانند «خلدبرین» از بیست روز گذشته با افت شدید فشار آب و طی سه روز گذشته با قطع کامل آب روبه رو هستند. ین در حالی است که شهروندان به «پیام ما»‌ می گویند که حتی آبرسانی سیار نیز برای آنان انجام نمی شود و فقط در صورت تماس با شرکت آب و فاضلاب در برنامه آبرسانی قرار می گیرند.
وب سایت خبری شرکت آبفای استان فارس در پی تداوم این مشکل به نقل از مدیر عامل این شرکت نوشت: «شرکت آبفا تدابیری برای گذر از تنش آبی فصل گرم سال در نظر گرفته بود اما با توجه به افزایش شدید دمای هوا و فعالیت کولرهای آبی پُرمصرف، نگرانی تامین آب تشدید شده است.
به گفته «بهمن بهروزی» هم اکنون همزمان چهار دستگاه حفاری چاه آب در شیراز فعال است: «چاه شماره دو خرامه که یکی از منابع تامین کننده آب شهرک سعدی است، دچار ریزش و کدورت شده بود که پس از خارج کردن از مدار و تجهیز چاه، با دبی ۳۰ لیتر بر ثانیه در مدار بهره برداری قرار گرفت. چاه «ابیوردی» که به دلیل افت سفره، رسوب‌گذاری و کاهش عمق از مدار بهره برداری خارج شده بود، در حال نوسازی و کف‌شکنی است و هم اکنون تا عمق ۲۸۵ متر حفاری شده و به زودی در مدار بهره‌برداری قرار می‌گیرد.منطقه قره باغ در نزدیکی شهر شیراز علیرغم وجود چهار حلقه چاه آهکی دچار افت شده بود که پس از جانمایی و اخذ مجوزهای لازم، در حال حفر چاه پنجم هستیم که در آینده نزدیک بهره‌برداری می‌شود.»
قطع آب در در حالی رقم خورده است که بهار امسال شرکت آبفای این استان آب شرب تابستان این استان ر پایدار اعلام کرده و یک هفته پیش مدیرعامل شرکت آب منطقه‌ای فارس نیز از نهایی شدن خط دوم آبرسانی از «درودزن» به شیراز خبر داده بود.

خطر خشکیدن پارک‌های جنگلی تهران

|پیام ما| موضوع خشک شدن درختان و پهنه‌های مشجر در شهر، از باغ‌ها گرفته تا پارک‌های جنگلی اطراف تهران، بارها مورد توجه و نگرانی شهروندان شده است. اخیرا نیز با تنش‌های آبی به وجود آمده در کشور از یک سو و برخی اقدامات شهرداری تهران از جمله طرح صدور مجوز برای احداث ساختمان‌های بلندمرتبه در باغات، این نگرانی‌ها را افزایش داده است. حالا قطع آب پارک‌های جنگلی از سوی شرکت آبفا نیز به یک نگرانی دیگر تبدیل شده است. روز گذشته رئیس کمیسیون محیط‌زیست شورای شهر تهران با انتقاد از قطع آب مورد نیاز برای آبیاری درختان پارک‌های جنگلی چیتگر، سرخه‌حصار و لویزان توسط شرکت آب و فاضلاب استان تهران برای چند روز در دو ماه گذشته گفت: ایجاد اختلال در روند آبیاری درختان در پارک‌های جنگلی چیتگر، سرخه‌حصار و لویزان، می‌تواند باعث ضعیف شدن این درختان شده و آنها را مستعد خشکیدگی یا دچار شدن به آفات و بیماری‌ها کند.

 

«مهدی پیرهادی»، رئیس کمیسیون سلامت، محیط‌زیست و خدمات شهری شورای اسلامی شهر تهران در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا ضمن انتقاد از قطع کردن آب مورد نیاز برای آبیاری درختان پارک‌های جنگلی چیتگر، سرخه‌حصار و لویزان توسط شرکت آب و فاضلاب (آبفا) استان تهران برای چند روز در دو ماه گذشته، اظهار داشت: با توجه به این که مشکل کمبود آب در سطح کشور از جمله در شهر تهران به شدت حاد شده است و در پایتخت و مناطق اطراف آن در سه سال گذشته شاهد کاهش محسوس بارندگی‌ها نسبت به شرایط نرمال بوده‌ایم، در حال حاضر میزان ذخیره برخی سدهای تامین‌کننده آب تهران نسبت به متوسط ۵۰ ساله در زمان مشابه، بین ۳۰ تا ۴۰ درصد کاهش یافته است.
وی افزود: کاهش ذخیره آب سدهای تهران، وضعیت تامین آب مورد نیاز برای پایتخت را با چالش‌هایی مواجه کرده است، ولی حتی در این شرایط نیز شهرداری تهران و شرکت آب و فاضلاب استان باید با مشارکت یکدیگر، تمهیداتی را اتخاذ کنند که به هیچ وجه آبرسانی به فضای سبز و پارک‌های جنگلی داخل و حاشیه شهر تهران با مشکل مواجه نشود. ولی متاسفانه در دو ماه گذشته، برای چند روز شاهد آن بودیم که شرکت آب و فاضلاب استان تهران روند آبرسانی به برخی سیستم‌های آبرسانی فضای سبز را قطع کرد و این مساله باعث بروز مشکلاتی در زمینه آبیاری درختان در بوستان‌های جنگلی چیتگر، سرخه‌حصار و لویزان شد.

براساس قانون، هیچ مجموعه‌ای نباید اقدامی را انجام دهد که باعث خشک شدن درختان یا آسیب دیدن آنها شود

اختلال در آبرسانی فرقی با قطع درخت ندارد
پیرهادی با تاکید بر این که ایجاد اختلال در روند آبیاری درختان در پارک‌های جنگلی چیتگر، سرخه‌حصار و لویزان، باعث ورود آسیب به درختان این بوستان‌ها خواهد شد، اظهار داشت: با وجود این که از هفته گذشته مشکل قطع شدن سیستم آبرسانی به این درختان حل شده و آبیاری آنها به روند عادی بازگشته است، ولی بازهم وقتی یک درخت بخصوص در فصل گرم دچار کم‌آبی شود، حتما ضعیف می‌شود و مستعد خشکیدگی یا دچار شدن به آفات و بیماری‌ها می‌شود.
رئیس کمیسیون سلامت، محیط‌زیست و خدمات شهری شورای اسلامی شهر تهران ادامه داد: براساس قانون، هیچ مجموعه‌ای نباید اقدامی را انجام دهد که باعث خشک شدن درختان یا آسیب دیدن آنها شود. این کار هیچ فرقی با قطع درختان ندارد، چون نتیجه آن یکسان خواهد بود. بنابراین از حجت‌الاسلام والمسلمین اژه‌ای، رئیس محترم قوه قضاییه که همواره نسبت به موضوعات محیط‌زیستی دغدغه داشته‌اند، تقاضا می‌کنیم که به این مساله ورود کنند و توجه داشته باشند که خشک شدن درختان شهر تهران، آسیب جدی برای سلامت شهروندان به همراه خواهد داشت.
وی در ادامه خاطرنشان کرد: اگر شهرداری یا هر نهاد دیگری در زمینه پرداخت بدهی‌‌های خود به شرکت آب و فاضلاب استان کوتاهی کند یا اختلافی بین این دو دستگاه به وجود آیاد، این اختلاف باید توسط دستگاه قضایی حل شود، نه این که یک نهاد به صورت خودسرانه آب مورد نیاز برای آبیاری درختان را تامین نکند.

حفر چاه‌های بیشتر در شهر تهران حتما به تشدید روند فرونشست زمین در پایتخت که همین حالا نیز وضعیت بحرانی دارد، دامن می‌زند و می‌تواند در آینده برای پایتخت فاجعه‌بار شود

حفر چاه‌های بیشتر یعنی تشدید فاجعه فرونشست
رئیس کمیسیون محیط‌زیست شورای شهر تهران با تاکید بر لزوم افزایش سهم پساب تصفیه‌شده برای آبیاری درختان و فضای سبز پایتخت گفت: شورای شهر در سال‌های اخیر بارها بر لزوم افزایش ظرفیت تصفیه پساب و بازچرخانی آب در شهر تهران تاکید کرده است و شهرداری و شرکت آب و فاضلاب استان تهران نیز اخیرا قدم‌هایی را در این زمینه برداشته‌اند. ولی متاسفانه مجموعه آب و فاضلاب برای رفع مشکل کمبود آب شرب مورد نیاز شهروندان، در حال حفر چاه‌هایی در سطح شهر تهران است که شاید بتواند به صورت موقت این مشکل را حل کند، اما حتما این اقدام در آینده معضلات جدی را برای پایتخت ایجاد خواهد کرد.
وی در ادامه تاکید کرد: حفر چاه‌های بیشتر در شهر تهران حتما به تشدید روند فرونشست زمین در پایتخت که همین حالا نیز وضعیت بحرانی دارد، دامن می‌زند و می‌تواند در آینده برای پایتخت فاجعه‌بار شود. ولی متاسفانه با توجه به این که دیدگاه برخی مدیران، رفع مشکلات به صورت مقطعی است، به تبعات جبران‌ناپذیری که حفر چاه‌های بیشتر می‌تواند در دهه‌های آینده برای تهران به همراه داشته باشد، توجه نمی‌شود.
پیرهادی با تاکید بر این که صرفه‌جویی در مصرف آب به‌ویژه در بخش کشاورزی باید به صورت ویژه مورد توجه مسئولان و دستگاه‌های ذی‌ربط قرار داشته باشد، عنوان کرد: استان تهران و بسیاری از استان‌های دیگر هم‌اکنون به شدت دچار کمبود آب هستند و بررسی‌های کارشناسی نشان می‌دهد که صرفه‌جویی در مصرف آب کشاورزی، می‌تواند بیشترین نقش را مدیریت منابع آبی کشور داشته باشد. بنابراین حتما باید برای اصلاح شیوه‌های آبیاری و تغییر الگوی کشت در سراسر کشور اقدامات جدی انجام شود.
عضو شورای اسلامی شهر تهران ادامه داد: ایران در اقلیم خشک و نیمه‌خشک جهان قرار دارد که به شدت از روند تغییرات اقلیمی تاثیر می‌پذیرد. این در حالی است که با وجود تشدید روند گرمایش جهانی در تمام کشورها از جمله ایران، ۸۷ درصد منابع آبی کشور در بخش کشاورزی و تنها ۵ درصد آن در بخش شرب مصرف می‌شود و متاسفانه برآوردهای کارشناسی حاکی از آن است که حدود ۵۰ درصد آب مصرفی در بخش کشاورزی به صورت بهینه مصرف نمی‌شود و عملا به هدر می‌رود. به همین دلیل، دولت باید به صورت جدی برای صرفه‌جویی در مصرف آب کشاورزی و اصلاح شیوه‌های آبیاری آن برنامه‌ریزی کند.
وی در پایان تصریح کرد: اگر بتوانیم تنها ۱۰ درصد در مصرف آب کشاورزی صرفه‌جویی کنیم، میزان آب در دسترس برای مصارف شرب حداقل دو برابر می‌شود و بخش زیادی از مشکلات ناشی از کمبود آب در شهر تهران و سایر نقاط کشور برطرف خواهد شد.

سوگواری‌های زنانه

«زهرا اردکانی‌فرد» پژوهشگر علوم ارتباطات اجتماعی در یادداشتی که «دین آنلاین» آن را منتشر کرد، نوشته بود: «به گواهی متون معتبر تاریخی، اولین برگزارکنندگان مراسم سوگواری بر سیدالشهدا (ع) در تاریخ، زنان هستند که به ایراد خطبه و سرودن شعر، ذکر مصیبت و نقل حوادث کربلا می‌پرداخته‌اند، اما از دوران اموی به بعد موقعیت برجستۀ زن مسلمان در عرصه‌های اجتماعی و سیاسی رو به افول گذاشت. در ایران نیز تا اواخر دوران قاجار، روضه‌خوانی و مراسم عزاداری بیشتر به مردان اختصاص داشت و زنان در حاشیۀ تکیه‌ها و در مکانی جدای از مردان، فقط شنوندۀ روضه‌ها بودند. می‌توان گفت عزاداری زنانه همچنان حتی بعد از انقلاب اسلامی هم در حالتی از در حاشیه‌بودگی و اندرون‌بودگی قرار دارند که به متن مراسم عزاداری رسمی راه پیدا نکرده‌اند.» در میان این انفعال و تماشاگری اما برخی مناطق هستند که زنانشان حضور فعال‌تری در سوگواری‌های محرم و صفر دارند؛ مناطقی که برخی آیین‌هایشان کاملاً زنانه برگزار می‌شود و خبری از حضور مردان نیست. آیین‌هایی که حتی پا را از عزاداری‌ها و روضه‌های خانگی فراتر گذاشته‌اند و به خارج از چارچوب همیشگی عزاداری‌های زنانه آمده‌اند؛ از سینه‌زنی در میان شهر گرفته تا اجرای تعزیه.

 

«زیلایی» و شروه‌خوانی‌

«زیلایی» یک منطقۀ محروم در کهگیلویه‌وبویراحمد است که همیشه با محرومیت خود سرتیتر خبرها بوده. منطقه‌ای که حدود 200 متر با یاسوج، مرکز استان فاصله دارد و علاوه‌بر محرومیت که باید برای آن فکری کرد،‌ آیین‌ها و ظرفیت‌های خاص خود را دارد. برخلاف اغلب شهرها و روستاها که سوگواری‌ و تعزیه‌خوانی‌های محرم را به‌صورت مردانه برگزار می‌کنند و زنان نقش تماشاگر را دارند، زنان زیلایی عزاداری برای امام حسین (ع) را از همان شب اول محرم آغاز می‌کنند؛ به نشانۀ عزا لباس‌های تیره و عموماً به رنگ سبز و آبی می‌پوشند، در یک دایره قرار می‌‌گیرند و بعد از آن، یک زن مسن در وسط دایره قرار می‌گیرد و با خواندن شروه‌های پرسوزوگداز به نشانۀ عزا گوشه‌های چادر خود را می‌گیرد و به شانه‌های خود می‌اندازند و زنان درون دایره با حرکت «سر خوان» یا همان روضه‌خوان و شیون‌کنان به‌دنبال او «شروه» می‌خوانند. آیین عزاداری زنان «زیلایی» به‌نام «هوی‌هوی» شناخته می‌شود و بعد از اجرا، آنها مشغول تهیۀ نذری می‌شوند تا بعد از بازگشت عزاداران از گلزار شهدای روستا از آنها با غذای نذری پذیرایی کنند.
زنان «زیلایی» نقش پررنگی در عزاداری دارند و فقط به «هوی‌هوی» اکتفا نمی‌کنند. در آیین دیگری که به «کتل» مشهور است، اسبی را به ‌عنوان اسب حضرت امام حسین (ع) زین و تزئین کرده و بین هیئت‌ها می‌گردانند و به رسم‌ محلی شیون می‌کنند. آنها همچنین حجله‌‌ای برای حضرت قاسم (ع) و گهواره‌ای برای حضرت علی‌اصغر (ع) درست می‌کنند و به آن چشم زخم، آویزان می‌کنند و رویش را پارچۀ سبز می‌کشند و دور آن عزاداری می‌کنند.
«فریدون داوری» یکی از پژوهشگران کهگیلویه‌وبویراحمدی، انتخاب محل عزاداری و نظافت آن و درست کردن علم‌ها را از دیگر اقدامات زنان این منطقه برای سوگواری می‌داند، اما معتقد است «هوی‌هوی» اوج عزاداری زنان است که باید برای حفظ آن کوشید.

 

*«چایینه»‌های زنان ایلامی

آیین «چمر» رسم مردانه‌ای است که بیشتر در میان عشایر در ایلام، کرمانشاه و لرستان برگزار می‌شود. گرچه آن را، هم زنانه و هم مردانه دانسته‌اند، اما معمولاً در این آیین مردان میدان‌دارند و زنان همراهی‌کننده. در این آیین موسیقی «چمر» با سرنا و دهل اجرا می‌شود و اهالی ایل‌ها و روستاهای ایلام در محلی به‌نام «چمرجا» جمع می‌شوند و همراه با نوای ساز و دهل و آواز همسرایان رقص سوگواری و عزا به‌جا می‌آورند. زنان هم در حاشیه، عزاداری خاص خود را انجام می‌دهند و «مور» (شعرهایی وزین با آهنگ زنانه) می‌خوانند.
«چایینه‌» اما آیینی مخصوص زنان این خطه است. در اصل «چایینه» نوعی سبک عزاداری زنان عرب عراقی است که به شیوه‌ها و اسامی مختلف در مناطق عرب‌نشین خاورمیانه مرسوم است. «چایینه»، «ملایه» و «لطم» که حالا در ایلام به‌نام «چایینه» شناخته می‌شود.
زنان در «چایینه‌» به‌شکل حلقه‌ای دور هم جمع می‌شوند، شعر می‌خوانند و وقت اوج گرفتن اشعار مربوط به عزاداری، وسط حلقه به‌صورت دایره‌وار و بلند شدن از روی زمین به دور هم می‌چرخند و همزمان ضمن تکرار اشعار، سرها را به یکدیگر نزدیک کرده و با هر دو دست به پیشانی می‌زنند. این نمایش عزاداری به شیوه‌ای داستان‌گونه از آداب و رسوم زنان ایلامی در ماه محرم است.
از جمله «چایینه»‌های زنان ایلامی می‌توان به چایینۀ حضرت قاسم (ع) در روز هفتم محرم، چایینۀ حضرت عباس (ع) در روز هشتم، چایینۀ امام حسین (ع) روز دهم و چایینۀ روز اربعین حسینی اشاره کرد.
در اصل مراسم «چایینه» در عزاداری‌ها توسط گروهی از زنان و یک نفر مداح انجام می‌شود که بیشتر در دهۀ اول محرم مورد توجه قرار می‌گیرد.
در میان «چایینه»‌ها، «چایینل عباس» از مهمترین و معروفترین آیین‌هاست که بسیار سوزناک برگزار می‌شود. پختن «هریسه» که نوعی غذای شبیه حلیم گندم است و به‌عنوان نذری در بین همسایه‌ها و دسته‌جات عزاداری پخش می‌شود. «چایینه»‌خوان هم از دیگر رسوم مردم ایلام است که همچنان با شور خاصی انجام می‌شود.

 

*سینه‌زنی ایستادۀ زنان بوشهری

دیگر آیین زنانۀ محرم را باید «سینه‌زنی ایستادۀ زنان بوشهری» دانست که به ثبت ملی رسیده است؛ زنان بوشهری عزاداری را با نوای «اصغر بیا خوابت کنم، در گهواره نازت کنم، ای اصغر صغیر من، طفل نخورده شیر من» و به‌صورت نشسته شروع می‌کنند، در‌حالی‌که با یک دست بر پا و با دست دیگر بر سینۀ خود می‌کوبند، در جواب نوحه‌های سرخوان همخوانی می‌کنند، کل وارونه (در سوگ جوان‌ها از عمق جان زنان بوشهری برمی‌خیزد و طولانی‌تر از کل‌های شادی و همراه با جیغ است) می‌کشند و بعد به عزای سرپایی می‌ایستند. «رباب یوسفیه» بانی مسجد و فاطمیۀ «زیارتی‌ها» در بوشهر گهواره بستن برای «علی‌اصغر (ع)» را مربوط به شب هشتم دانسته که با نوای «مُو لالات می‌کُنُم ایشالله بُمونی، به مکتب روی قرآن بُخونی» همراه است. شب نهم اما داستان دیگری دارد؛ زنان حجلۀ قاسم می‌بندند و با سینی‌های بر سر به خیابان می‌آیند و می‌خوانند: «حجلۀ قاسم می‌بریم در، های می‌بریم در» و جواب می‌شنوند که: «حنای قاسم می‌کنیم تر، های می‌کنیم تر» و این عزاداری تا شب عاشورا و شام غریبان با همین سبک و سیاق ادامه دارد.
زنان بوشهر فقط نظاره‌گر سوگواری مردان و شنوندۀ روضه‌های مراسم مردانه نیستند، بلکه سوز دل خود را با نوای نوحه ساز می‌کنند، سینه می‌زنند و عزای خود را فریاد می زنند. این عزاداری معنوی و پرشور، آیین ثابت محرم‌های حسینیه‌های قدیمی «حاجیه مریم» و «زیارتی‌ها»ست که سال‌ها قدمت دارند. به گفتۀ «اشرف سلطانی‌نیا»، مدرس دانشگاه، عزای سرپایی زنان بوشهر سوگ بسیار بالایی دارد و به تعبیری این نوع عزاداری طغیان سوگ یک خاندان در عزای عزیزانشان است.
سینه‌زنی ایستادۀ زنان بوشهری از جمله آیین‌های سنتی است که با شماره ۲۵۱۱ در تاریخ ۲۱ دی‌ ۱۴۰۰ به‌عنوان یکی از آثار ناملموس استان بوشهر در فهرست آثار ملی کشور ثبت شده است.

 

*تعزیۀ زنانۀ گیلانی‌ها

گیلانی‌ها دو رسم مشهور زنانه در آیین‌های سوگواری محرم دارند؛ «لال‌پله» و «دستۀ زنان بنی‌اسد». رسم بر این است که زنان شب عاشورا در تاریکی کوچه‌های شهر با لباس و چادر سیاه دنبال خانه‌هایی می‌گردند که از آن بوی زعفران و پلو می‌آید. این زنان که بیشتر بیماری در خانه دارند یا حاجتمند هستند، با کف‌گیری چوبی به در خانه می‌کوبند، در که باز شود بدون هیچ حرفی ظرف و کف‌گیر را به صاحبخانه می‌دهند تا کمی شیرین‌پلو که «نثار» نامیده می‌شود با همان کف‌گیر چوبی درون ظرف بریزد. زنان این کار را در چهل یا هفتاد خانه انجام می‌دهند و در پایان به امید برآورده شدن حاجتشان «نثار» را به خانه می‌برند. این مراسم به این دلیل «لال‌پله» نامیده شده است که کسی که دنبال «نثار» می‌گردد، حرف نمی‌زند. «پله» هم در گویش محلی یعنی پلو. بیشتر رسم است تا زنان سراغ خانۀ بزرگان و ریش‌سفیدان یا سیدان محل بروند. هرچند این روزها کمتر کسی در لاهیجان، خاستگاه این آیین، آن را می‌شناسد یا سراغی از آن می‌گیرد.
در آستانۀ اشرفیه اما زنان پا را کمی فراتر از سوگواری و سینه‌زنی گذاشته‌اند؛ آنها دستۀ عزاداری «زنان بنی‌اسد» را تشکیل می‌دهند و تعزیه اجرا می‌کنند.
طی این آیین که در قزوین هم مشابه آن برگزار می‌شود بیش از پنج هزار نفر از زنان آستانه درحالی‌ که به نماد قوم «بنی‌اسد» لباس‌های عربی می‌پوشند، با به دست گرفتن بیل‌های چوبی و دسته‌های کاه که در گویش محلی به آن «کلوش» می‌گویند، به‌صورت نمادین واقعۀ دفن شهدای کربلا توسط زنان قوم «بنی‌اسد» را بازسازی می‌کنند و به عزاداری می‌پردازند و مسیر «بقعۀ سیدجلال‌الدین اشرف» تا «آقاسیدمحمد» این شهر را طی می‌کنند. در این آیین دسته‌های عزاداری فقط از زنان عزادار تشکیل می‌شود.
زنان قزوینی هم این رسم را به‌نام ‍«سوم امام» برگزار می‌کنند و به‌شکل نمادین شهدای عاشورا را برای خاکسپاری همراهی می‌کنند و دور شهر می‌چرخند و بعد به مسجد برمی‌گردند.

 

*زنان عرب در «میدان»

زنان عرب در جنوب خوزستان هم مانند بوشهری‌ها در حالت ایستاده و با ضرب‌آهنگی تند، سینه‌زنان روایت مصیبتی از مصائب کربلا را از زبان «مُلایه» می‌شنوند که به این آیین «میدان» می‌گویند؛ آیینی که به شماره 2530 در تاریخ 28 دی 1400 به‌عنوان یکی از مواریث ناملموس کشور با عنوان «شیوۀ عزاداری زنان عرب در خوزستان» در فهرست آثار ناملموس به ثبت رسیده است. اجرای این آیین در شهرهای جنوبی و عرب‌نشین خوزستان در مناسبت‌های سوگواری­ (مجالس روضۀ­ زنانه) به‌خصوص ایام محرم و صفر و در سوگ مرگ عزیزان مرسوم است.
مجلس روضه‌خوانی زنان عرب معمولاً با حضور زنان میانسال و پیرزنان هر محله و کوچه برگزار می‌شود. پیش از آغاز مراسم، دختران جوان وظیفۀ پذیرایی و رسیدگی به عزاداران حسینی حاضر در مجلس را به عهده می‌گیرند و مجلس‌گردانی می‌‌کنند. این افراد به‌صورت خودجوش و بدون وابستگی یا قرابت خانوادگی با صاحب مجلس و فقط برای خدمت به مهمانان امام حسین (ع) انجام وظیفه می‌‌کنند. پس از پذیرایی اولیه که عموماً چای زعفران و دارچین از ملزومات اصلی آن است، روایت مصائب کربلا توسط شخصی با عنوان «مُلایه» انجام می‌شود. شرح این روایت در سه بخش «نَعی» یا بیان سوزناک، «لَطُم» یا سینه‌زنی نشسته و آرام و میدان یا سینه‌زنی تند و ایستاده صورت می‌گیرد که هر یک از این مراحل در قالب شعری خاصی برگزار می‌شود.
از نظر پیشینۀ تاریخ مذهبی «لَطُم» زدن همپای‏ تعزیه است که در لغتنامۀ دهخدا به معنی طپانچه زدن، بر رخسار و اندام زدن، سیلی زدن و پنجه بر روی زدن آمده است.
در برخی از مقاتل نقل شده است که زنان اهل بیت (ع) در روز عاشورا بر صورت خود می‌زدند و گریه می‌کردند. ظاهراً همین عمل زنان اهل بیت (ع) مستند «لَطُم‌زنی» به‌عنوان آیین مذهبی بوده‌است.

دیپلماسی عمومی نسخهٔ مناقشۀ هیرمند

گسترش ابعاد مناقشهٔ ایران و افغانستان بر سر حقابهٔ سیستان و درگیری لفظی مقامات عالی دو کشور بر سر عدم رهاسازی آب به‌سمت ایران، بار دیگر نشان داد که «مسئلهٔ آب‌های فرامرزی» در کانون مسائل سیاست‌خارجی ایران با افغانستان قرار دارد. از بین چهار حوضهٔ آبریز فرامرزی در افغانستان، ایران در دو حوضهٔ آبریز «هیرمند» و «هریرود-مرغاب» با این کشور مرز مشترک آبی دارد. این نوشتار با تمرکز بر هیدروپلیتیک «حوضۀ آبریز هیرمند» تلاش دارد ضمن تشریح ابعاد اقدامات یک‌جانبهٔ افغانستان در بالادست، پیامدهای ناشی از گسترش بی‌رویۀ سازه‌های آبی بر سرشاخه‌های رودخانهٔ هیرمند و عدم رهاسازی آب به‌سمت ایران را تشریح کند.

 

جدیدترین داده‌های بین‌المللی حاکی از آن است که منطقهٔ غرب آسیا و خاورمیانه در کانون «تنش آبی» و «مناقشات آبی فرامرزی» قرار دارد و این چشم‌انداز در دهه‌های پیش‌رو به‌مراتب تیره‌تر خواهد شد. مطالعات مؤسسۀ منابع جهان (The World Resources Institute) نشان می‌دهد خاورمیانه از جمله مناطقی در دنیاست که «بالاترین سطح تنش آبی» را تا سال 2040 تجربه می‌کند. همچنین نتایج مطالعات مؤسسۀ پاسیفیک (The Pacific Institute) حاکی از آن است که در یک دههٔ اخیر منطقهٔ آسیای غربی و به‌ویژه خاورمیانه در مرکز «مناقشات آبی» دنیا قرار داشته‌ است. در این میان ایران با قرارگیری در همسایگی 15 کشور و داشتن مرز مشترک آبی با آنها، در کانون مناقشات آبی و به یک معنا در موقعیت هیدروپلیتیکی ویژه‌ای قرار گرفته است. چالش‌های هیدروپلیتیک ایران از این جهت ویژه است که در شرق خود موقعیت پایین‌دستی و در غرب خود موقعیت بالادستی دارد.
شرق ایران با قرارگیری در پایین‌دست افغانستان، از جمله مناطقی است که دهه‌هاست بر سر دریافت حقابهٔ خود با این کشور درگیر مناقشه است. اهمیت مناقشه تا آنجاست که بنابر گزارش‌های جهانی، حوضهٔ آبریز هیرمند به‌عنوان پرمناقشه‌ترین حوضهٔ آبریز فرامرزی در دنیا معرفی شده است. موقعیت ژئوپلیتیکی افغانستان و رقابت ابرقدرت‌ها برای افزایش نفوذ خود در این منطقه، جنگ، ‌ناامنی، عدم‌ توسعه‌یافتگی و نبود یک دولت مرکزی قوی در افغانستان همگی در ایجاد و گسترش ابعاد مناقشۀ آبی ایران و افغانستان طی دو قرن گذشته نقش مهمی داشته است. بنابه اهمیت و ضرورت فهم اقدامات افغانستان در بالادست ایران، در ادامه تلاش می‌شود اقدامات یک‌جانبۀ این کشور در دو بعد «ملی» و «بین‌المللی» مورد بررسی قرار گیرد. با این حال پیش از ورود به بحث، به‌منظور ارائۀ تصویری روشن‌تر از ابعاد مناقشه، لازم است توضیح مختصری دربارۀ موقعیت جغرافیایی رودخانۀ هیرمند و مرز مشترک آبی ایران و افغانستان ارائه شود.

به‌واسطهٔ عقیم ماندن روند ملت‌سازی در این کشور، حاکمان افغانستان در دهه‌های اخیر تلاش داشته‌اند از آب به‌عنوان ابزاری برای «هویت‌سازی» و ایجاد همبستگی ملی در برابر کشورهای پایین‌دست استفاده کنند

هیرمند از کجا می‌آید و به کجا می‌رود؟
رودخانۀ هیرمند از رشته‌کوه‌‌ بابا در امتداد ارتفاعات هندوکش در افغانستان سرچشمه می‌گیرد و پس از طی مسیر 1050 کیلومتری وارد ایران می‌شود. آورد کل حوضۀ آبریز‌هیرمند 9 میلیارد و 200 میلیون مترمکعب در سال است که در این بین متوسط آورد رودخانه‌ٔ هیرمند در محل سد کجکی حدود شش میلیارد مترمکعب در سال برآورد شده‌ است. رودخانۀ هیرمند به‌عنوان تغذیه‌کنندۀ «هامون‌ پوزک» (واقع در افغانستان)، «هامون‌ سابوری» (مشترک میان ایران و افغانستان) و «هامون‌هیرمند» (واقع در ایران) نقش کلیدی در حیات شرق ایران و افغانستان دارد. در یک روند طبیعی، سیلاب‌های رودخانۀ هیرمند پس از سرریز از پوزک و سابوری وارد هامون‌هیرمند می‌شود و به این ترتیب هامون‌ها تغذیه می‌شوند. پیش از افتتاح دو سد انحرافی «کمال‌خان» و «قلعه‌ افضل» در مرز ایران و افغانستان، رودخانۀ هیرمند پیش از ورود به ایران به دو شاخه تقسیم و به رودخانه‌های «پریان» و «سیستان» وارد می‌شد. رودخانهٔ پریان بعد از تغذیۀ هامون‌ پوزک و سابوری وارد هامون‌ِ هیرمند و رودخانهٔ سیستان، به‌طور مستقیم وارد چاه‌نیمه‌های واقع در سیستان ایران می‌شد. به این ترتیب با تغذیهٔ هامون‌ها و چاه‌نیمه‌ها حیات کل حوضه‌ٔ آبریز تأمین می‌شد.
ابعاد ملی مناقشۀ هیرمند
نگاه هویتی به آب در ادبیات عامیانهٔ افغانستان (نوکر باشی در بالادست، به از آنکه پادشاه باشی در پایین‌دست) و نیز ادبیات سیاستمداران این کشور حاکی از اهمیت آب برای جامعه و دولت در این کشور است. به‌واسطهٔ عقیم ماندن روند ملت‌سازی در این کشور، حاکمان افغانستان در دهه‌های اخیر تلاش داشته‌اند از آب به‌عنوان ابزاری برای «هویت‌سازی» و ایجاد همبستگی ملی در برابر کشورهای پایین‌دست استفاده کنند. به‌شکل مشخص «اشرف غنی» در دوران زمامداری خود تلاش کرد حول محور آب اقدام به هویت‌سازی و ایجاد همبستگی ملی در برابر همسایگان خود از جمله ایران کند. تأکید او بر «آب ما آبروی ماست و حفظ آبروی ما هدف ملی ماست» در راستای ایجاد یک «مای مشترک» با محوریت آب بود. علاوه‌براین به نظر می‌رسد پس از یک دوره‌ٔ طولانی جنگ و ناامنی، آب به محور اصلی توسعه در افغانستان تبدیل شده است و حاکمان آن تلاش دارند با وعدهٔ تأمین‌ رفاه و توسعه‌ٔ اقتصادی، از طریق ساخت کانال، بند و سدهای متعدد در حوضهٔ هیرمند به مهار آب‌های فرامرزی بپردازند.

ممانعت از ورود آب به ایران، علاوه‌بر افغانستان، بقای سرزمینی و امنیت ملی کشور را با خطرات جدی مواجه کرده است. طرف ایرانی در مذاکره با افغانستان باید توجه داشته باشد که «تأمین‌ حقابۀ محیط‌ زیستی» سیستان در کانون نیازهای آبی این منطقه قرار دارد

ابعاد بین‌المللی مناقشۀ هیرمند
افغانستان به‌عنوان کوتاه‌ترین مسیر اتصال آسیای‌مرکزی به آسیای‌جنوبی همواره محل رقابت‌ ابرقدرت‌ها بوده‌ است. با ورود به قرن بیستم اهمیت «مرزهای هیدرولوژیکی» افغانستان جایگزین مرزهای قومی شد. از آن زمان تاکنون قدرت‌های مختلف (آمریکا، اروپا، چین، هند و ترکیه) با سرمایه‌گذاری مالی و فنی در پروژه‌های آبی به‌دنبال گسترش نفوذ خود بر سیاست‌خارجی این کشور بوده‌اند. به‌عنوان‌ مثال، ترکیه با سرمایه‌گذاری‌های گسترده در زیرساخت‌های‌ آبی و ساخت نیروگاه‌های‌ برقابی در افغانستان، پشتیبانی همه‌جانبه‌ای از دولت اشرف غنی و امارت اسلامی داشته است. به‌گونه‌ای‌ که فازدوم «سد کجکی» در زمان جمهوریت افغانستان با حمایت ترکیه ساخته شد. به نظر می‌رسد ترکیه تلاش دارد در راستای پروژه‌ٔ نوعثمانی‌گری خود علاوه‌بر تقویت روابط‌ تجاری، سیاسی‌ و امنیتی با کشورهای آسیای‌میانه و جمهوری‌ آذربایجان، از طریق نفوذ در افغانستان نیز امنیت آبی، اقتصادی و سیاسی ایران را با چالش مواجه کند. بازیگر مهم دیگر هند است؛ در حالی‌که هندوستان از نظر ذخایر آبی وضعیت بحرانی دارد و مناقشات آبی فرامرزی بسیاری با همسایگان خود دارد، اقدام به تأمین‌ پروژهٔ 300 میلیون دلاری ساخت «سد سلما» بر رودخانۀ هریرود کرده است. همچنین، این کشور در راستای جاه‌طلبی‌های هژمونیک خود در افغانستان در برابر پاکستان، برنامۀ ساخت بیش از 60 سد دیگر در افغانستان را دنبال می‌کند.
پیامدهای مناقشۀ هیرمند برای ایران
ممانعت از ورود آب به ایران، علاوه‌بر افغانستان، بقای سرزمینی و امنیت ملی کشور را با خطرات جدی مواجه کرده است. طرف ایرانی در مذاکره با افغانستان باید توجه داشته باشد که «تأمین‌ حقابۀ محیط‌ زیستی» سیستان در کانون نیازهای آبی این منطقه قرار دارد. چرا که درصورت عدم‌ تأمین‌ حقابۀ محیط‌ زیستی، حجم گردوغباری که توسط «بادکندها» تولید می‌شود، کل سیستان را زیر خاک دفن می‌کند؛ مسئله‌ای که به‌معنای غیرقابل زیست‌ شدن بخش عمده‌ای از شرق کشور است. در سال‌های اخیر مقامات طالبان با تغییر مسیر رودخانۀ هیرمند به‌دنبال ایجاد 49 هزارهکتار زمین‌های کشاورزی در منطقۀ «گودزره» و به‌دنبال آن کوچ خانوارهای پشتون به این منطقه (در همسایگی ایران) بوده‌اند. خالی از سکنه شدن سیستان و مجاورت با افغانستان ناامن و پشتون‌های تندرو به‌معنای شکل‌گیری چالش‌های امنیتی نوظهور برای کشور است.
نکتۀ قابل تأمل دیگر «کانال‌سازی‌های گسترده» افغانستان در حوضۀ آبریز هیرمند است. ویژگی کانال آبرسانی آن است که برخلاف سد، امکان دسترسی مستقیم مردم محلی به آب را فراهم می‌کند. نتیجۀ این اقدام آن است که در سال‌های آینده به‌واسطۀ حقی که برای مردم افغانستان از طریق دسترسی به آب کانال ایجاد می‌شود، مناقشه از سطح دولت ایران-دولت افغانستان به سطح دولت ایران-جامعۀ افغانستان کشیده می‌شود. بنابراین، در آینده‌ای نزدیک، هر گونه اقدام دولت ایران برای دریافت حقابۀ هیرمند به‌معنای مقابله با جامعۀ افغانستان تلقی می‌شود و با مقاومت جامعۀ محلی این کشور مواجه خواهد شد. مسئله‌ای که بر پیچیدگی مناقشۀ هیدروپلیتیکی دو کشور می‌افزاید.
در یک نگاه کلی می‌توان گفت در دهه‌های گذشته و به‌ویژه سال‌های اخیر افغان‌ها با کارشکنی، بهانه‌تراشی و بهره‌گیری از قدرت رسانه‌ها در حال خرید زمان برای پیشبرد سریع سدسازی و کانال‌سازی بر حوضۀ آبریز هیرمند بوده‌اند. این مسئله به‌ویژه از زمان روی‌ کار آمدن امارت‌ اسلامی شدت گرفته است. مسائلی همچون گرفتن ژست مذاکره با ایران در رسانه‌ها، بهانه‌تراشی دربارۀ تعیین میله‌های‌ مرزی و نقطۀ تحویل آب به ایران، ممانعت از بازدید هیئت ایرانی از ایستگاه آب‌سنجی «دهراوود» و بسیاری موارد دیگر نشان‌دهندۀ آن است که افغانستان با سوءاستفاده از انعطاف و مدارای مقامات ایرانی در حال خرید زمان برای تکمیل سازه‌های‌آبی خود است. متأسفانه دستگاه‌ دیپلماسی کشور به‌دلیل ضعف قدرت‌ رسانه‌ای خود، تاکنون نتوانسته است در سطح افکار عمومی داخلی و بین‌المللی این نکته را جا بیندازد که ساخت سازه‌های آبی در بالادست و ممانعت از بازدید از ایستگاه آب‌سنجی دهراوود توسط افغانستان، نقض صریح معاهدۀ هیرمند (1351) است. این درحالی‌است که افغان‌ها با گرفتن ژست مذاکره و انحراف افکار عمومی به مسائل کم‌اهمیت در این مناقشه در حال پیشبرد اهداف خود هستند.
اتخاذ یک «دیپلماسی عمومی پویا و کارآمد» ضرورتی غیرقابل‌ انکار در روابط ایران با افغانستان است. متأسفانه در دهه‌های اخیر وزارت نیرو به‌عنوان کمیسار عالی‌ آب در افغانستان، با نگاهی سنتی به دیپلماسی و تأکید صرف بر مذاکره، عملکرد موفقی در مسائل آبی ما با افغانستانی‌ها نداشته است. بنابراین، ضروری است ایران با استفادۀ حداکثری از ظرفیت‌های خود از جمله استفاده از گروه‌های فشار در مذاکره با طالبان، استفاده از مزیت‌های تجاری و ترانزیتی بندرچابهار، بهره‌گیری از ظرفیت دانشجویان افغانستانی محصل در دانشگاه‌های ایران و آگاهی‌بخشی به آنان دربارۀ بازی دو سر باخت خشک شدن هامون‌ها برای دو کشور و نیز استفاده از تیم رسانه‌ای قوی برای اقناع افکار عمومی داخلی و بین‌المللی دربارۀ نقض صریح معاهدۀ 1351 توسط افغانستان، مقامات این کشور را ملزم به رهاسازی حقابۀ سیستان و همکاری بر سر آب‌های فرامرزی دو کشور کند.

 

پی نوشت:
* نسخۀ کامل این مقاله در شماره 135 ماهنامۀ «دیده‌بان امنیت ملی» در تیرماه 1402 منتشر شده است.
۱. هریرود رودخانۀ مرزی مشترک افغانستان، ایران، ترکمنستان و تأمین‌کنندۀ اصلی آب مشهد است که در سال‌های اخیر پروژه‌های متعدد سدسازی و کانال‌سازی در آن، تأمین آب مشهد را با چالش مواجه کرده است.

مطالبهٔ برچیدن فنس پتروشیمی

|پیام‌ما|سرمایه‌گذار پروژۀ جنجالی پتروشیمی میانکاله، کار فنس‌کشی اراضی «لله‌مرز» و «حسین‌آباد» را بالاخره تمام کرد؛ بی‌توجه به انتقادات گستردۀ فعالان محیط زیست و افکار عمومی و البته نظر دادستانی. اکنون فعالیت فیزیکی مجریان پروژه در منطقه تمام شده است، اما از بهشهر خبر می‌رسد که عده‌ای با وعدۀ ایجاد اشتغال در تلاش برای راضی کردن مردم محلی هستند. با اینکه این افراد خود را وابسته به «بسیج» معرفی کرده‌اند، «کارگروه تخصصی پژوهشی بسیج اساتید استان مازندران» در گزارشی مفصل، مخالفت خود را با این پروژه اعلام کرده است. این میان، سومین کارزار برای جلوگیری از فعالیت این پتروشیمی با عنوان «درخواست توقف قطعی پتروشیمی میانکاله و بازپس‌گیری اراضی مرتعی واگذارشده» خطاب به رئیس‌جمهوری به راه افتاده که مطالبه‌اش واکنش قاطع دولت و بازگشت زمین ۹۲ هکتاری اراضی ملی به منابع طبیعی است.

 

«پتروشیمی میانکاله در حال حاضر یک موضوع ملی جهت محک میزان پایبندی نهادها و سازمان‌‏های ذی‌ربط به قوانین و مقابله با قانون‏‌گریزی و تخلفات در پوشش طرح‏‌های توسعه‌ای آسیب‏‌زا محسوب می‏‌شود.» این بخشی از نامه‌ای است که یکم مرداد از طرف «عموم مردم جامعه، ساکنین استان‌های شمالی و دغدغه‌مندان محیط زیست» در وب‌سایت کارزار منتشر شده و تا لحظۀ نگارش این گزارش حدود پنج هزار و ۵۰۰ نفر آن را امضا کرده‌اند. امضاکنندگان از ابراهیم رئیسی خواسته‌اند که با جدیت دربارۀ این موضوع نظر دهد و دستور قطعی توقف کار پتروشیمی میانکاله را صادر کند و اراضی مرتعی واگذارشده را پس بگیرد.
در هفته‌های گذشته فشار همه‌جانبه‌ای بر فعالان محیط زیست منطقه وارد شده است. «حر منصوری»، فعال محیط زیست و مؤسس دیده‌بان میانکاله که در نشست خبری مجریان پتروشیمی میانکاله بازداشت شده بود، اکنون به «پیام‌ما» می‌گوید: «عملکرد قانونی از ابتدا خط قرمز ما بوده است و هدف مقدس حفظ میانکاله لحظه‌ای باعث نشد تا از اصول قانونی کوتاه بیاییم. اما برخورد غیرقانونی در نشست خبری برای آنها رسوایی بزرگی بود که افکار عمومی را هم تحت‌تأثیر قرار داد.»
او با اشاره به پایان فنس‌کشی غیرقانونی، از «لایحۀ منطقه آزاد مازندران» و ارتباط آن با پتروشیمی میانکاله می‌گوید. این لایحه در روزهای اخیر در کمیسیون اقتصادی مجلس بررسی شده و به‌دنبال ایجاد منطقه آزاد در نوشهر، فریدونکنار، چپکرود و امیرآباد است. نمایندگان مجلس این منطقه که خود از پیگیری‌کنندگان راه‌اندازی پتروشیمی بوده‌اند، حالا با جدیت در تلاش برای تصویب لایحۀ «منطقه آزاد مازندران» هستند. از نگاه منصوری این لایحه یکی از مواردی است که سرمایه‌گذار پتروشیمی به‌واسطۀ آن نمی‌خواهد اراضی ملی را از دست دهد. او توضیح می‌دهد: «اگر این لایحه به تصویب برسد، زمین‌های منطقه ارزشی چندبرابر پیدا خواهد کرد. آنها می‌خواهند حتی بدون ساخت‌وساز پتروشیمی، زمین را پس ندهند. این میان دولت باید وارد کار شود و مصوبۀ هیئت وزیران دربارۀ این پتروشیمی ابطال شود.»
پیشنهاد شغلی به مردم
کنشگرانی که در دو سال گذشته برای آشکار کردن بی‌قانونی‌های رخ‌داده در این منطقه تلاش بسیاری کرده‌اند، حالا با اتفاق تازۀ دیگری هم روبه‌رو شده‌اند. آنها در این مدت افرادی را دیده‌اند که سعی دارند که محلی‌ها را با پیشنهاد شغل در پتروشیمی میانکاله اغوا کنند، افرادی که خود را وابسته به «پایگاه‌های بسیج» معرفی می‌‌کنند. منصوری در این مورد می‌گوید: «این افراد از مشروعیت پایگاه‌های بسیج سوءاستفاده می‌کنند و به افراد وعدۀ شغل می‌دهند. درحالی‌که می‌دانیم این سازمان چنین سازوکار و سیاستی ندارد. از سویی با پیشنهاد شغل با این شکل از قوانین کار هم تخطی می‌کنند. ما این موارد را گزارش داده‌ایم و امیدواریم نهادهای نظارتی وارد عمل شوند.»
این تلاش‌ها همراستا با بهانۀ اشتغال‌زایی است که سرمایه‌گذاران و طرفداران پتروشیمی میانکاله بارها به آن اشاره کرده بودند. با اینکه این پروژه مجوز محیط زیست را ندارد و به‌صراحت با ادامۀ آن مخالفت شده است، ادعایی که مجریان طرح به آن تکیه می‌کردند، ایجاد ۷۵ هزار شغل برای مردم بود؛ اما پاسخ مخالفان این بود که پتروشیمی میانکاله علاوه‌بر از بین بردن شغل دامداران منطقه که مجوز چرای دام در مرتع حسین‌آباد را دارند، فقط برای ۳۶۰ نفر اشتغال‌ ایجاد می‌کند و به همین دلیل بهانۀ اشتغال‌زایی گسترده از اساس توجیه ندارد.
سازمان حفاظت محیط زیست بارها مخالفت خود را با راه‌اندازی این پتروشیمی ابراز کرده و دادستانی هم وارد عمل شده است، اما واکنش‌های سازمان امور اراضی و منابع‌طبیعی همچنان درخور نیست. آنطور که دیده‌بان میانکاله می‌گوید بعد از برگزاری چند جلسۀ محدود، همچنان نتایج بازپس‌گیری اراضی ملی نامشخص است. «در زمان مدیریت آقای تجریشی (معاون وقت محیط زیست انسانی سازمان محیط زیست) ایشان کار را به استان تفویض کردند و با فشار عوامل مختلف، محیط زیست و منابع‌طبیعی استان، زمین را به سرمایه‌گذار تحویل دادند. محیط زیست بارها مخالفتش را اعلام کرده است و دربارۀ زمین هم اشراف مدیریتی ندارد. در نتیجه منابع‌طبیعی باید وارد عمل شود.» در شورای شکل‌گرفته توسط منابع‌طبیعی، استانداری هم حضور دارد و نتیجۀ جلسات آن در دسترس رسانه‌ها قرار نمی‌گیرد و این خود مشکل مضاعفی است.
مخالفت بسیج اساتید استان مازندران با پتروشیمی
همچنان که عده‌ای در منطقه در تلاش برای اغوای مردم محلی هستند، کارگروه تخصصی پژوهشی بسیج اساتید استان مازندران، اواخر خرداد‌ماه امسال، به تحلیل و بررسی مستندات ساخت پتروشیمی امیرآباد مازندران (میانکاله) پرداخت و بار دیگر دلایلی پرداخت که بر اساس آن ادامۀ این عملیاتغیرقانونی‌ معرفی است. در بخشی از این بررسی آمده است: «با توجه به گزارش ارزیابی قابلیت اراضی و توان اکولوژیک منطقۀ مورد بحث، این منطقه دارای قابلیت مرتع خوب و عالی است که در حال حاضر 70 دامدار با 11 هزار دام سبک در آن پروانۀ چرا دارند. بنابراین، مشاور محترم بگوید اولاً برمبنای چه ماده قانونی‌ای اجازۀ تغییر کاربری اراضی با قابلیت مرتع خوب به کاربری صنعتی صادر شده و ثانیاً آیا منطقی است که برای ایجاد اشتغال مستقیم حدود 360 نفر به اشتغال مستقیم 70 نفر آسیب رسانده شود؟» در ادامۀ این بررسی عنوان شده است سطح تغییر کاربری اراضی محدود به 90 هکتار اراضی مرتعی نخواهد بود؛ چرا که 5 هکتار برای تأسیسات آب‌شیرین‌کن، 11 کیلومتر مسیر انتقال و برگشت آب و حریم 10 متری آن و سایر موارد در نظر گرفته شده است و درنتیجه سطح تغییر کاربری به بیش از 120 تا 130 هکتار افزایش می‌یابد. همچنین، در صورت انتقال گاز چه از سرخس با فاصلۀ 900 کیلومتری و چه از عسلویه با خط لولۀ 48 اینچی و همچنین، انتقال پروپلین تولیدشده به دامغان در مسیر 200 کیلومتری، بدون شک اراضی بسیاری باید مورد تخریب و تغییر کاربری قرار گیرند.
این پژوهش در ادامه به سایر اشکالات قانونی، اعم از نبود امکان ساخت واحد پتروشیمی در استان‌های شمالی تا تخریب و آسیب رساندن به دریای خزر و ذخیره‌گاه زیست‌کرۀ میانکاله پرداخته و خواستار توقف ساخت‌وساز و بازپس‌دهی زمین‌ها شده است.
حالا در شرایطی که مراتع به‌صورت کامل فنس‌کشی شده‌اند، فعالان محیط زیست منطقه می‌خواهند تا این ‌ار دولت با قاطعیت وارد شود و زمین‌ها را به اراضی ملی برگرداند. این اتفاق در شرایطی که تلاش برای تصویب لایحۀ منطقه آزاد مازندران در مجلس بالا گرفته و تعدادی از نمایندگان مجلس با تمام توان از ساخت این پتروشیمی حمایت کرده‌اند، شاید سخت به نظر برسد؛ اما همانطور که در متن نامه آمده، پتروشیمی میانکاله موضوعی ملی است که به‌وسیلۀ آن می‌توان «میزان پایبندی نهادها و سازمان‌‏های ذی‌ربط به قوانین و مقابله با قانون‏‌گریزی و تخلفات در پوشش طرح‏‌های توسعه‌ای آسیب‏‌زا» را محک زد.