بایگانی مطالب نشریه
استاندار کرمان: نباید از امکانات دولتی برای تبلیغات انتخاباتی استفاده شود
استاندار کرمان:
نباید از امکانات دولتی برای تبلیغات انتخاباتی استفاده شود
استاندار کرمان با تاکید بر اینکه به دنبال برگزاری انتخابات سالم، قانونی و آزاد هستیم گفت: فرمانداری کرمان و سایر فرمانداران استان برای برگزاری انتخابات مطلوب آماده هستند. به گزارش ایرنا علیرضا رزم حسینی دیروز در حاشیه بازدید از ستاد اجرایی انتخابات در محل فرمانداری کرمان افزود: تمامی فرمانداران استان و ستادها برای ثبت نام داوطلبان آماده هستند و امیدواریم روند اجرایی انتخابات هرچه بهتر در سطح استان کرمان دنبال شود. وی داوطلبان و مجریان انتخابات را به رعایت قانون توصیه کرد و گفت: همواره تاکید شده نباید از امکانات دولتی برای تبلیغات انتخاباتی استفاده شود و تاکنون نیز نشانه و گزارشی از این جانبداری از نامزدها با امکانات دولتی را نداشته ایم. استاندار کرمان بیان کرد: دستگاه های اجرایی استان و نیز هیات های اجرایی و نظارت بر انتخابات آماده هستند و امیدواریم انتخاباتی پرشور و با حضور حداکثری مردم را در استان کرمان شاهد باشیم.
فرماندار کرمان نیز در این بازدید گفت: پس از وصول آئین نامه آغاز عملیات ثبت نام از داوطلبان انتخابات مجلس شورای اسلامی این آئین نامه به حوزه های فرعی راور و کوهساران، چترود، راین، گلباف، ماهان و شهداد ارسال شد. محمدعلی توحیدی افزود: ساختمان های مجزایی برای ثبت نام داوطلبان انتخابات مجلس خبرگان رهبری و مجلس شورای اسلامی تعیین و در این مکان ها، محلی برای استقرار هیات نظارت مشخص شده است. استاندار کرمان عصر پنجشنبه 26 آذرماه همزمان با نخستین روز نام نویسی داوطلبان انتخابات پنجمین دوره مجلس خبرگان رهبری از ستاد اجرایی انتخابات در فرمانداری کرمان بازدید کرده بود.
وی دیروز نیز در نخستین روز نام نویسی داوطلبان انتخابات دهمین دوره مجلس شورای اسلامی از این ستاد بازدید کرد.
نام نویسی داوطلبان انتخابات دهمین دوره مجلس شورای اسلامی از دیروز در ستاد انتخابات کشور و فرمانداری های حوزه های انتخابیه اصلی و فرعی آغاز شد. نام نویسی داوطلبان نامزدی نمایندگی مجلس شورای اسلامی تا پایان روز جمعه چهارم دی ماه به مدت هفت روز ادامه دارد. همچنین دیروز ، سومین روز نام نویسی داوطلبان انتخابات پنجمین دوره مجلس خبرگان رهبری در ستاد انتخابات کشور و فرمانداری مراکز استان ها آغاز شد که تا دوم دی ادامه دارد. انتخابات دهمین دوره مجلس شورای اسلامی و پنجمین دوره مجلس خبرگان رهبری همزمان در سراسر کشور هفتم اسفند برگزار می شود.
10 نماینده از 9 حوزه انتخابیه اصلی استان کرمان با رای مردم به دهمین دوره مجلس شورای اسلامی و سه نماینده به مجلس خبرگان رهبری راه می یابند. استان کرمان 23 شهرستان، 9 حوزه اصلی و 49 حوزه فرعی دارد.
حسینی معاون فرهنگی و اجتماعی شهرداری کرمان در گفت و گو با پیام ما: باید دست به دست هم دهیم
حسینی معاون فرهنگی و اجتماعی شهرداری کرمان در گفت و گو با پیام ما:
باید دست به دست هم دهیم
چندی پیش مشغول وبگردی بودم که چشمم به کمیتهی فرهنگ شهروندی شهرداری اصفهان افتاد، و دریافتم که هم وطنان اصفهانی وبسایتی راهانداختهاند به نام کمیته فرهنگ شهروندی و در آن مسابقاتی به راه میاندازند، مثلا به نام: مسابقهی تصویری که در آن تصویری را نمایش میدهند و میپرسندچند عمل اشتباه از نظر فرهنگ شهروندی در این تصویر رخ داده؟ و یا در راستای ترویج فرهنگ کتابخوانی در شهرشان به معرفی کتاب و یا تالیف مجموعههایی مثل مجموعهی ۴جلدی شعر و داستان به نام نیکی به خویشاوندان مشغول هستند و خلاصه حتی ایستگاههای اتوبوس و بی آر تی یک موضوع شهروندی را آموزش میدهند.به گزارش روابط عمومی سازمان فرهنگی و تفریحی شهرداری اصفهان، تا کنون در بیش از ۲۳ ایستگاه BRT در شهر اصفهان، نمایشگاه هایی با موضوعات متنوع شهروندی برپا شده است.
از جمله موضوعات این گالری های شهری می توان به موضوع نظافت در ایستگاه بزرگمهر- آداب شهروندی در ایستگاه میدان آزادی- فرهنگ پیش سلامی در ایستگاه احمدآباد- فرهنگ ایمنی و همکاری با آتش نشانی در ایستگاه میدان قدس- فرهنگ آپارتمان نشینی در ایستگاه آپادانا- فرهنگ صحیح استفاده از تلفن همراه در ایستگاه آل خجند و … اشاره کرد
همهی این مسائل مارا بر انگیخت تا ببینیم در سایت شهروداری ما چه خبر است و ما چه تفاوتی داریم با اصفهانیها این شد که وارد سایت :http://www.kermancity.ir شدیم و دریافتم که اگرهم شهرداری ما کاری در زمینهی فرهنگ شهروندی انجام داده باشد چیزی در سایتشان ثبت نشده و در قسمت فرهنگ ما صرفا با یک صفحهای مواجهمیشویم که در آن به اندازه همان یک صفحه از فرهنگ و تاریخ و تاریخ شکلگیری استان نوشته اند که با یک سرچ گوگل ساده هم میشد همین مطالب را پیدا کرد. خلاصهاین شد که با آقای حسینی از شهرداری کرمان تماس گرفتیم و دربارهی فعالیتهای فرهنگی شهرداری سوالاتی پرسیدیم که خلاصهی آن تماس را پیشکش نظرتان میکنیم انشاالله که خودتان طبق معمول قضاوت صحیح و بی طرفانه را انجام دهید:
آقای حسینی کارهای فرهنگیکه شهرداری کرمان در چندماه گذشته انجام داده چه مواردی هستند؟
کارهای فرهنگی ما در مرا کزمان به صورت متداول و برنامه ریزی شده در حال پیشرفت هست و پس از سپری شدن برنامه های تابستانه طرحهای مختلفی هست از کجا بگویم؟ کدامشان را بگویم؟
در واقع پرسش ما بیشتر دربارهی فرهنگ شهروندی است، و آموزش این مقوله، اصفهان کمیتهای به نام کمیتهی فرهنگ شهروندی دارد، کرمان در این زمینه چه میکند؟
تشکیلات شهرداریها باهم متفاوت هستند و این یک قالب کلی نیست که همهی شهرداری ها از همان پیروی کنند، و هر شهرداری به یک روش کارمیکند، در شهرداری کرمان هم در معاونت فرهنگی و یکی دو سازمان دیگر با هماهنگی که با معاونت دارند سعی میکنیم که فعالیت داشته باشیم . ما در بحث بهداشت به مقتضی این ایام و اتفاقاتی که افتاده بود در رابطه با آنفلوآنزا اطلاع رسانی مسائل بهداشتی را داشتیم (بنرها و تابلوهایی که در سطح شهر نسب شده بود) ، هماهنگیهایی که با آموزش و پرورش داشتیم و کتابچهای برای پیشدبستانیها و اول دبستانیها به چاپ رساندهایم که به بچهها آموزش داده بشود و بچهها بتوانند مسائل فرهنگ شهروندی را از این کتابچه بیاموزند. قدم بعدی که در این چند ماه برداشته شده بحث تولید محتوا بوده که مهد کودکها بتوانند آموزشهایی که به بچهها میدهند از محتواهای تولید شده از طریق این معاونت باشد که شعرها و داستانهایی که با بچهها کار میشود در راستای فرهنگ شهروندی و مسائل اینچنینی باشد.
خیلی خوب است که از این سن با بچهها کار میکنید اما برای بقیهی سنین هم برنامهای دارید؟مثل جشنوارهها و مسابقاتی که شهرداریهای دیگر برگزار میکنند.
ما حدود چهار ماه پیش اختتامیه جشنوارهی فرهنگ شهروندی را برگزار کردیم که در چند رشتهی مختلف هم از فیلم و عکس گرفته تا تصویر سازی و داستان نویسی هنرمندان مختلفی در آن شرکت کرده بودند و این جشنواره هر سال تکرار خواهد شد و دبیر خانهی جشنواره هم شروع به کار کرده تا برای سال آینده هم برنامهی موفقی بتوانیم اجرا کنیم.
در بحث سلامت هر هفته همایشهایی در فرهنگسراهای ما به میزبانی شهرداری برگزار میشود که هفتهی قبل دربارهی آنفلوانزا بوده و قبلا هم ایدز و دیابت را داشتیم و موارد دیگر و در عین حال کارگاههای فرهنگشهروندی را در فرهنگسراها داریم که عموم مردم میتوانند در آنها شرکت کنند.
دربارهی جشنوارهی پدربزرگها میشود کمی توضیح بدهید؟
ما مبدع این جشنواره بودیم و در سطح شهرهم با استقبال مردم مواجه میشد همیشه اما یکی دوسال است که بواسطهی مشکلات مالی نتوانستیم برگزارش کنیم که امیدواریم انشاالله بزودی این مشکلات هم حل بشود.
الآن همکاران مشغول برگزاری تورهای کرمانگردی هستند که باعث آشنایی کرمانیان با گوشه و کنار شهر خودشان خواهد شد و برنامههای متنوعی پیشروی معاونت فرهنگی است.
و خوب کارهایی هم بوده که عینا در کرمان هم مثل اصفهان انجام شد مثل اصول شهروندی درمورد فرهنگ پارک کردن و سبقت غیرمجاز و زباله و غیره که به صورت تبلیغات شهری در معرض دید شهروندان عزیز قرار گرفتهاند.
وقتی به سایت شهرداری کرمان مراجعه میکنیم صفحهای به عنوان فرهنگ و یا فرهنگ شهروندی نیست که اگر کسی خواست از طریق اینترنت پیگیر مسائل فرهنگ شهروندی باشد بتواند از این سایت استفاده کند.
من نقشی در مدیریت سایت ندارم و معاونت بنده هم با سایت در ارتباط نیست اما همکاران به طور مداوم فعالیتها را بارگذاری میکنند.
هر روز مشکلات زیادی را در استان میبینیم از تصادفات رانندگی گرفته تا مزاحمت نوامیس که همه به گونهای در ارتباط با فرهنگ شهروندی هستند راهکار شما چیست؟
باید هرکسی نقش خودش را ایفا بکند و دستگاه های اجرای برنامههای مدونی داشته باشند و مردم هم تلاش کنند که نقش خودشان را به خوبی انجام دهند یقینا در هر شهری کمبودهایی هست و شهرداری هم توانمندیهای خاصی دارد ولی به نظر من شهروندان میتوانند حتی وضعیت نا مطلوب را برای خودشان مطلوب کنند مثلا اگر خیابانهای شهر وضعیت مطلوبی ندارند من به عنوان شهروند باید خودم با سرعت مطمئنه حرکت کنم تا هم خودم آسیبی نبینم و هم دیگران را آزار ندهم.
دقیقا اما الآن رانندگان کرمانی با بوق باهمدیگر حرف میزنند و آلودگی صوتی در کرمان بیداد میکند خوب برای مثال من که رانندهام از کجا باید یاد بگیرم که بوقزدن بیش از اندازه امر خلاف و اشتباهی است؟
خوشبختانه کرمان بدترین شهر در آلودگی صوتی نیست اما همین هم آلودگی است و باید رفع شود،در حال حاضر شهروندان میتوانند در جلسات مختلفی که به عنوان نهضت برگزار میشود شرکت کنند که کارشناسان خبرهی اطلاع رسانی و رسانه و جامعهشناسان و روانشناسان در این نهضت حضور دارند و مردم میتوانند به صورت داوطلبانه و رایگان وارد این نهضت بشوند و خودشان مواردی که به عنوان مشکل در جامعه هستند را پیگیری کنند و خودشان هم در بهبود فرهنگ عمومی شهر نقش داشته باشند و هم از بهبود سطح دانش خودشان در زمینهی فرهنگ شهروندی لذت ببرند.
فکر میکنید چه چیزی میتواند در حال حاضر به معاونت شما کمک کند که در زمینهی اصول شهروندی خدمات بهتر و بیشتری را انجام بدهند؟
قبل از هرچیز مساعد بودن وضعیت مالی و بعد هم ایدهها و فکرهای جدید و استفاده از مشارکت مردم و همکاریهای خود مردم که واقعا میتوان به آن هنر مشارکت هم گفت که هر چقدر مشارکت بیشتری از مردم جلب کنیم میتوانیم موفقتر باشیم.
تولیدات هنری ندانسته به شکاف مرکز و پیرامون دامن میزنند
مرتضی کریمی کارشناسی ارشد جامعه شناسی و دانشجوی دکترای انسان شناسی فرهنگی است.او پژوهشگر پژوهشگاه رویان است و بر روی رفتار مردم تحقیق می کند. او در دانشگاه تدریس می کند و تحصیل در مقطع دکترای را در دانشگاه تهران می گذراند.
مباحث پیش آمده در مورد اعراض برخی از کرمانی ها به دیالوگی در سریال شهرزاد من را برآن داشت تا نظر یک متخصص را پیرامون موضوع جویا شوم . رشته کلام بین من با دکتر کریمی درست است که از اتفاقات سریال شهرزاد آغاز شد اما در همین موضوع متوقف نشد و به جنبه های مختلف و حواشیه اتفاقات شبیه مورد اخیر نیز پرداختیم . این گفت و گو طولانی تر از آنچه تصور می کردم شد اما خواندنش را به شما توصیه می کنم.
از ماجرای اعتراض کرمانی ها به سریال شهرزاد خبردارید؟چه پاسخی برای این اعتراض دارین؟ آیا حق را به معترضین می دهی؟
جواب مشخصی برای این سوال وجود ندارد و این موضوع همچنان باز است و به هیچ وجه نمی توان بحث بی طرفانه ای نسبت به موضوع داشت.من هم از جایگاه خودم به موضوع می پردازم.لذا هر چه تلاش کنم بحثم نمی تواند بی طرفانه باشهد و پیش فرض های فرهنگی ام در موضعگ یریم دخالت خواهند کرد .
مهم این است که این گفت و گو شکل بگیرد و همه حرف ها و نظرات خود را بگویند و در وقاع تریبون برای همه نظرها به شکل برابر وجود داشته باشد.
در این موضوعات اعتراضی که دامنه اش به فضای مجازی هم کشیده می شود بحث اصناف با گروهها و قوم ها جداست. زیرا در اصناف مسئله منافع شخصی مطرح هست لذا این را نمی توان به موردی مثل موضوع اعتراض کرمانی ها به «شهرزاد» پیوند داد.
باید گفت قبل ساخت یک اثر هنری برنامه ریزی فرهنگی وجود ندارد.چه در رسانه ملی چه در سینمای خانگی .مخصوصا وقتی موضوعی در سطح ملی مطرح می شود. در هنگام ساخت معیار و برنامه مشخصی نداریم.تنها مولفه ای که در رسانه ملی برایش برنامه ریزی وجود دارد روی بحث سیاسی و مذهبی و عقیدتی ست که به نهایتا به مواردی چون حجاب و این دست موضوعات ختم می شود.آنجا هم میشود بحث کرد که چرا بعضی داشته های فرهنگی و مذهبی ما زیر سوال میرود. این نشان از آن دارد که یک فیلترینگ درستی از آغاز وجود ندارد. اینکه چه برنامه ای و با هدف چه مخاطبی ساخته می شود چه پیامی را برساند و از ورود چه چیزی جلوگیری بکند.
لذا چیزایی ساخته می شود که حساسیت های فرهنگی را تولید می کند و یا به آن دامن می زند.از سویی مردم ما به دلیل اینکه مدیریت فرهنگی درستی وجود ندارد دارای این حساسیت فرهنگی به شکل بالقوه هستند.
این حساسیت فرهنگی بالقوه چه پیامدی دارد؟
فقط کافیه تلنگری به مجموعه اعتقادی و فرهنگی مردم بخورد تا یک جریان اعتراضی که ممکن است توام با رفتارهای مسولانه و اخلاق مدار هم نباشند شکل بگیرد. فضای مجازی هم بیشتر بستر بوجود آمدن شکلی از اعتراض هستند که فقط تخریبی بوده و به دنبال سازندگی و واقعیت و گفت و گو نیست. بر خلاف کارکرد واقعی آنها .مثلا کسی که در صفحه «لیونل مسی» فحش فارسی می نویسد خوب اساسا به دنبال گفت و گو نیست!بنابراین فقط عقده گشایی است و به قصد تخریب انجام می شود.
شما از فیلترینگ می گویید. در حالی که ما تعدد دستگاههای ممیزی را شاهدیم.در کنار حضور دستگاههای فرهنگی موازی فراوان. همین فیلترینگ باعث گوشه نشینی تعداد زیادی از هنرمندان ما شده و حتی باعث مهاجرت تعداد زیادی از آنها. همین «شهرزاد» که راهی در صدا و سیما پیدا نکرده و از شبکه خانگی پخش می شود این فیلترینگی که شما خواستار آن هستید عبور کرده است. چطور شما همچنان از نبود فیلترینگ مناسب می گویید؟
منتظر موضع گیری شما بودم.یک بحثی که در ایران هست را با مثال روشن تر می کنم.مثلا می گویند فلان ارگان خیلی در مسایل اجتماعی و شخصی دخالت می کند.این دخالت ضمن اینکه درست هست از نظر من رد شده است. اتفاقا در جاههایی که آنها باید بیاید به جامعه نظم بدهند و امنیت را در جامعه تامین کنند و وظیفه خودش را انجام بدهد،که جلوگیری از اخلال در نظم اجتماعی است این کار را نمی کند. لذا حضورش زیاد نیست . باید درست نقد کنیم . باید بگوییم حضورش در آن جایی که نباید باشد زیاد است!اینکه ارگانی در جایی که وظیفه ای ندارد اما حضور دارد و در جایی که باید باشد و امنیت تولید کند برای من شهروند نیست. پس نه تنها زیاد نیست بلکه کم رنگ است. نظارت هم همین حال را دارد . آنجا که باید باشد نیست و آن جایی که ضرورتی ندارد اتفاقا وجود دارد.اینکه محتوای کار هنری چه باید باشد را عوامل هنری تعیین می کند.اما اینکه این کار که تولید می شود چه میزان می تواند به شکاف های فرهنگی جامعه دامن بزند را یک جامعه شناس یا انسان شناس می تواند داوری کند.باید در فرایند ساخته شدن کار گروهی جامعه شناس وجود داشته باشند و تولیدات با مشاوره یک جامعه شناس انجام شود. خیلی از این برنامه ها که با هزینه های زیاد ساخته شده و در نهایت اجازه پخش پیدا نمی کند یا با مخالفت عده ای در جامعه روبرو می شود یعنی ضرر همین مجموعه ها .
حضور این جامعه شناسان چه کمکی می کند؟
مشورت یک جامعه شناس می تواند به کمک تیم هنری بیاید و چه بسا منظور کارگردان هم منتقل شود اما به کسی برنخورد.کما اینکه در خیلی از برنامه ها شوخی هایی انجام میشود و کسی هم اعتراضی نمی کند. مثل برنامه خندوانه از جمله این ها بود. پس لزوم شناخت گسل های اجتماعی و فرهنگی وجود دارد. اگر ما با شناخت از آنها دست به تولید یک اثر هنری بزنیم حتی باعث می شود تا کار هنری ما این شکاف ها را کمرنگ کند. در حالی که با شیوه فعلی که امروز اتفاق می افتد هر روز یک بلوایی در گوشه ای از مملکت را شاهدیم. به علت اینکه این برنامه ها درست ساخته نمی شود.
شما به حلقه مفقوده گروه جامعه شناسی در تیم هنری اشاره کردید.آیا شما بعنوان یک انسان شناس و تحصیلکرده در رشته جامعه شناسی اگر کنار این تیم بودید به دیالوگ بحث انگیز در مورد کرمان می رسیدید، جلوی استفاده از این کلمه ( بوی پهن) را می گرفتین؟
من در مقامی نیستم که یک دیالوگ را قضاوت کنم . دوم اینکه یک سری آدم در فضای مجازی بدون اطلاع کافی اعتراض می کنند. آن هم به شکل تخریبی . باید بگویم این نشان از آن دارد که حساسیت های فرهنگی در جامعه تشدید شده است و بگویم جدا از معنای دیالوگ و لزوم آن و تاثیر آن دیالوگ بر روایت داستان باید ریشه را در حساسیت فرهنگی جست . این حساسیت فرهنگی هست که این واکنش ها را به همراه دارد.از سویی راوی داستان آن هم به شکل داستان تاریخی نمی تواند ادعا کند که من یک دوره تاریخی را روایت می کنم .شما دسترسی به آن دوره به شکل کامل ندارید. و این برداشت شما از تاریخ است.
بالاخره مستندات تاریخی وجود دارد؟
بله این مستندات وجود دارد.اما اسناد بی نهایت هستند.به تعبیر غربی ها«ابلیس هم می تواند از کتاب مقدس آیاتی را به نفع خودش پیدا کند» بنابراین برساخت تاریخ وابسته به کسی هست که آن دوره را مطالعه می کند.تاریخ برساخت می شود ما به واقعیت تاریخی دسترسی نداریم . چیزی که روایت می شود تصویری مطابق با واقعیت نیست و تصویری هست که بعنوان مثال کارگردان یا نویسنده از آن تاریخ برداشت کرده است و مبتنی بر اکنون من است.پس نمی شود پذیرفت که در فلان دوره تاریخی این حال و هوا بر کرمان حاکم بوده است.با این استناد و در جواب بازیگر نقش که توجیه کرده بود:«مگر در آن دوره کرمان چه وضعیتی داشته» می شود از وی پرسید:مگر بقیه کشور چه وضعی داشته ؟ چه بسا که کرمان اوضاع به نسبت بهتری داشته است.اما اینگونه می شود دفاع کرد که این واکنش نوعی حساسیت فرهنگی است.این حساسیت ها در جامعه ما فعال شده اند.از طرفی برنامه سازان ما متوجه این حساسیت ها نیستند.شما شاید توهین خاصی نکرده باشید به عنوان هنرمند ولی حساسیت فرهنگی را برانگیختید. چون این حساسیت ها نسبی هستند.مطابق با واقع نیستند.
نسبی هستند یعنی چه؟ توضیح بیشتری بدید
اول اینکه نقل کننده یا هنرمند ایا در جایگاهی هست که به این موضوع ورود کند؟نسبی هستند به این معنی که بستگی دارند که چه کسی این کار را انجام می دهد.آیا اقای فتحی(کارگردان) این مشروعیت را دارد؟یا به مانند برنامه ای مانند «خندوانه» این مشروعیت را برای برنامه اش تولید کرده است و سپس اجازه یافته با یک چیزی شوخی کند. «فردوسی پور» در برنامه «نود» این جایگاه و مشروعیت را برای خودش تولید کرده است.لذا می تواند با یک چیزایی شوخی کند. می تواند هم مردم را بخنداند و حساسیت های فرهنگی را فعال نکند. اما در مورد آقای فتحی به نظر نیاز است که این موارد گفته شود.
شما در مقام یک جامعه شناس وقتی ازتون سوال می پرسم که آیا این دیالوگ توهین است یا خیر پاسخ می دهید تعیین آن در صلاح من نیست.خوب چه جور می گویید با حضور جامعه شناس در کنار تیم هنری به خروجی کار کمک می شود؟
من عرض کردم به لحاظ هنری در صلاحیت من نیست.من بدلیل تواضع نگفتم من نمی توانم . بلکه به خاطر قائل شدن به حوزه فعالیت تخصصی بود. اما من جامعه شناس می توانم کمک کنم.بین تایید کردن و کمک کردن فاصله است . تایید کردن همان کار نظارت اشتباهی است که ارشاد و سازمان های دیگر در ممیزی و فیلترینگ انجام میدهند.من نمی توانم بگویم چه جمله ای اینجا بگذارند یا نگذارند. اما کمک من یا کسی شبیه من این است که بگویم به کارگردان که این جمله می تواند این شکاف را در جامعه فعال بکند.و این لغت چه بار فرهنگی دارد.«بوی پهن » در فرهنگ ایرانی واژه بسیار تحقیر کننده ای ست و با خاک و خلی» فرق دارد.بنابراین دارید یک فرهنگ که در شهر کرمان حاکم است را به زمینه ای از روستایی نه فاخر بلکه تحقیرآمیز برمی گردانید.
خاک و خلی بودن اگر روایتی مربوط به دهه سی هست من از شما سوال می کنم که در آن تاریخ که سریال در آن روایت می شود کسی واژه «خاک و خلی» را در کنار «بوی پهن» می گذاشت؟ این یک روایت مدرن شهری امروز هست که ما داریم و اگر بخواهیم کسی را تحقیر کنیم از آن استفاده می کنیم و می گوییم تو بوی خاک و خل و بوی پهن میدهی! آنچه در پیش زمینه این جمله نهفته است یک کلیت سازی است که بواسطه آن یک گروه اجتماعی در آن تحقیر می شوند.
شما استفاده از این واژه (بوی پهن) از سوی نویسنده شهرزاد را تحقیر ارزیابی می کنید. این اتفاق چه عواقبی دارد؟
اینکه یک نفر به خودش اجازه بدهد و یک سیستم فرهنگی را اینگونه تحقیر کند عملا در مقابلش گروهی دیگر را نشان می دهد.وقتی شما به کسی روستایی می گویی یعنی خودت را شهری می دونی. بدون اینکه متوجه باشید شکاف پایتخت شهرستان را فعال کرده اید.این را شاید خود آقای فتحی هم متوجه نشود.
اما دیالوگ ها الزاما حرف های کارگردان نیست که توسط بازیگر ها گفته می شود. اگر قرار باشد همه دیالوگ ها را که بسته به نقش ها ادا می شود به پای کارگردان نوشته شود حتی دیالوگ شخصیت منفی داستان ، پس همه ساخته های ما توهین کرده اند و کارگردان های ما متوجه نیستند.
آیا شخصیت داستان منفک از نویسنده و کارگردان است؟
جواب من به این سوال خیر است.تجربه داستان نویسی می گوید این نویسنده یا کنش های داستانی است که شخصیت را می سازند.این شما هستید که کنش های داستانی را انتخاب می کنید.شمابه شخصیت ها هویت می دهید. پس نمی توانیم بگوییم هیچ ارتباطی به کارگردان ندارد.از سویی این بحث بوجود میاد که آیا وظیفه هنر نشان دادن واقعیت هست یا نیست؟ شخصیتی وجود دارد در سریال که ضعیف است و ایراد گیر که در خانواده ای مرفع زندگی کرده و به تمام دیگری ها به چشم حقارت و از بالا نگاه می کند. حالا من این شخصیت را چطور می تونم به تصویر بکشم؟مگر کم از این شخصیت ها در روایت های تاریخی داریم؟اما چطور می توانیم این واقعیت را نشان بدهیم که منجر به بروز شکاف فرهنگی نشویم. قصد هنر از نشان دادن حقیقت اصلاح واقعیت اجتماعی است.یا اثر گذاری اجتماعی.
اما اگر ما نتوانیم نقد سازمان یافته انجام بدهیم نتیجه عکس خواهد داشت.اگر جایگاه خود و روایت را نشناسیم. به همین دلیل نقد اثر اخیر اقای «مدیری» (درحاشیه) از نظر من که انسان شناس پزشکی هستم و سالها در کنار پزشکان هستم را مسولانه نمی دانم. با وجود اینکه به بسیاری از مشکلات پزشکی آشنا هستم خیلی بیشتر از آقای مدیری. اما مساله اینجاست که شما باید نقد سازمان یافته داشته باشید.اگر نقد غیرسازمان یافته بکنید خوب و بد با هم می سوزند و حتی بد ها نمی سوزند.نتیجه کار مهران مدیری به نظر من این بود که فقط آن دسته از پزشکانی که جزء اشراف پزشکی محسوب می شوند کارشان به نحو بهتری در حال انجام هست و اعتماد از ان گروه پزشکی که غیر اشرافی بودند و اخلاقی بودند سلب شده و دچار مشکل شده اند.
تعریف شما از نقد سازمان یافته چیست؟چه چارچوب هایی دارد که به عقیده شما این نقد در کار آقای مدیری در سریال طنز «درحاشیه» وجود نداشت؟
نقد سازمان یافته یکبار برای همیشه انجام نمی شود و همانطور که جامعه در حال تغییر است نقد هم تغییر می کند.بنابراین یک جواب برای یک پرسش وجود ندارد.نقد سازمان یافته نقد تک صدایی نیست.نقدی که در آن تمام گروهها و تخصص های مدرن را لازم دارد.برای مدیریت جامعه نیاز به جامعه شناس و انسان شناس داریم. باید گروههایی داشته باشیم که به شکل مرتب تشکیل جلسه بدهند و تضارب آرا وجود داشته باشد و کارهای هنری و اجتماعی با مشورت تمام تخصص ها انجام بشود.خروجی این گفت و گو ها نقد سازمان یافته را به همراه خواهد داشت.
آقای کریمی بصورت مشخص سریال شهرزاد و این دیالوگ جنجالی چه حساسیت فرهنگی را به وجود آورد؟
در ایران بدلیل سیاست گذاری های غلط شکاف بین اقوام است. به شکلی که برخی از اقوام ایرانی خود را جدا از ایران تصور می کنند. دیگر شکاف مرکز و پیرامون است که به دو شکل پایتخت و استان ها و مرکز استان و شهرستان ها پدید امده است.و دیگری شکاف شهر و روستا.
برنامه هایی مثل «فیتیله» اجاق شکاف قومی را فعال کردند.برخی از آذری ها احساس محرومیت می کنند که در برنامه های کشور مشارکت داده نمی شوند و یک سری سودجو از این شکاف ها استفاده می کنند.خوب این حساسیت فرهنگی وجود دارد و برنامه ای مثل «فیتیله» این شکاف را فعال کرد.
در مورد دیالوگ شهرزاد ایا فکر می کنید بخش معترض مردم کرمان نمی دانند که این یک برنامه هنری هست و این دیالوگ یک نقش منفی؟ شهرزاد که برای همین مخاطب با شعوری که قادر به قضاوت است و قادر هست گذشته را به حال پیوند بدهد و یک سوژه فعال است ساخته شده .پس چرا به او بر می خورد و اعتراض می کند؟ دلیل اصلی به عقیده من این است که شکاف های مرکز و پیرامون را فعال می کنید. شما شهری که در ۱۳۲۰ هم یک شهر مهم بوده را به روستای پیش پا افتاده ای که بوی پهن می دهد و هیچ چیز قابل ارایه ای ندارد نزدیک کرده اید.
یعنی هر زمان این اعتراض ها شکل بگیرد نشان از حساس شدن یکی از این شکاف های اجتماعی ست؟
برخی اوقات شاهد بی تفاوتی اجتماعی هم هستیم.واکنش ها وقتی شدید تر می شوند به بی تفاوتی تغییر شکل می دهند.حتی در بعضی موارد اعتراض جمعی اتفاق بیفتد این خوشایند تر ارزیابی می شود. چون این حساسیت وجود دارد.اما اگر واکنش را نمی بینید یعنی اینها به درون آدم ها ریخته می شود. یکجا این فنر طغیان خواهد کرد.
بی تفاوتی فرهنگی به چه معنی ست؟ حساسیت کار کجاست که این را خطرناک تر ارزیابی می کنید؟
این بی تفاوتی در مورد کرمان را باید مطالعه کرد. که ایا وجود دارد یا خیر. و در صورت وجود چه دلایلی دارد. اما بطورکلی بی تفاوتی می تواند ناشی از احساس خلع ید باشد.یعنی شما تصور کنید توان مداخله در واقعیت را ندارید. شما به بازی گرفته نمی شوید. شما حرفتان خوانده نمی شود. همین اعتراض های مخرب و خشونت آمیز در فضای مجازی به این دلیل است که فکر می کند کامنتش بی اثر خواهد بود و کسی او را جدی نمی گیرد.حتی اگر چهار تا نماینده مجلس در صحن علنی اعتراض کنند. به همین دلیل یا به شکل اعتراضی در فضای مجازی جلوه گر می شود و یا اینکه سکوت می کند.حتی فریاد اعتراضی در فضای مجازی را هم انجام نمی دهد و دچار بی تفاوتی می شود.این بی تفاوتی باعث می شود فرد احساس شهروندی خود را از دست بدهد. همین بی تفاوتی شهروندی سبب می شود که دکتر وظیفه خود را انجام ندهد و بیمار را بدلیل نداشتن تمکن مالی بدون انجام درمان از بیمارستان خارج کند.
این دامنه بی تفاوتی است که ما مقصر آن هستیم بدلیل مشارکت ندادن او در سرنوشت خودش و حتی توجه نکردن به اعتراضش. بنابراین سیستم احساس خلع ید را به وجود می آورد.
کسانی که اعتراض شون شنیده می شود و ابزار رسانه ای مجازی در اختیار دارند. چرا شکل اعتراض ها در دنیای مجازی از مرزهای ادب خارج می شود و به توهین می رسد؟
آنومی اجتماعی به بی هنجاری معتقد است . در برخی اوقات نشان از هنجارهای زیاد دارد. هنجارهایی که گاها در تعارض با همدیگر هستند. یا هنجارهای زیادی که فرد دارد و سردرگم می شود کدام را انجام بدهد.یک وضعیت آنومی که در ایران بوجود آمده گویای این است که معترضین به اصطلاح فحاش و توهین کننده در فضای مجازی از مریخ نیامده اند. آنها هم شهروند همین شهرهایی هستند که ممکن است خویشاوند ما باشند. اما چرا اینگونه خود را بروز می دهند؟ برای اینکه امکان و فرصت شناخته شدن ، بزرگ شدن و رسانه ای شدن را نداشته اند. یک بازیکن فوتبال ما با شانس و اقبال به جایگاهی بالا می رسد. وقتی شما در جامعه برای رشد کردن باید یا شانس و یا پارتی و پول داشته باشید یک مساله هویتی پیش می آورد. کسی که این شانس را ندارد و در آینده هم نخواهد داشت می خواهد به هر ترتیبی که شده خودش را به نمایش بگذارد. مخصوصا جایی که احساس می کند به او توهین شده است. چون انسان ها مساوی ارزش ها و اعتقاداتشان هستند.وقتی به ارزش های کسی توهین کنید و تنها راه برای نشان دادن اعتراض به او و دفاع از هویتش فضای مجازی باشد چه انتظاری می توان داشت؟ این راهی هست که مدیریت فرهنگی کشور پیش پای او گذاشته است. راه دیگری اگر هست به من معرفی کنید.
فکر می کنید برای این اعتراض چه جایگاهی باید تدارک دید تا به شکل مسالمت آمیز بروز کند؟ رسانه های رسمی را مقصر ماجرا قلمداد می کنید؟
واژه مسالمت آمیز بسیار زیباست. اما خیل عظیمی از مردم ما با این واژه بیگانه هستند.آنها ابزارهای خودشان را برای گفت و گو و مشارکت دارند.ما باید ببینیم ابزارهایی که مردم در اختیار دارند چه چیزی است؟ با چه ابزاری می توان با این قشر وارد صحبت شد؟من فکر کنم ابزارش صرفا گفت و گو نیست.دیدیم که ما از گفت و گوی تمدن ها حرف می زنیم اما چند سال بعد تهدید به جنگ می شویم آن هم از طرف تمام دنیا.پس آن ایده فایده ای نداشت چون زمینه های اجتماعی آن وجود نداشت . بنابراین من فکر می کنم باید برگردیم به زمینه های اجتماعی و فرهنگی کشورمان و آن زمینه ها را از بین ببریم.
بیشتر توضیح بدید
ما چه کمکی کردیم به کرمان؟ ما بعد زلزله بم چه کمکی اجتماعی به این شهر کردیم. در جریان زلزله بم آنجا بودم . فجیع ترین صحنه هایی که دیدم جنازه هایی که زیرخاک بودند، نبود یا بچه هایی که گریه می کردند و کسی را نداشتند.دردناک ترین صحنه مربوط به پسر جوانی بود که گریه می کرد و من به او گفتم ناراحت نباش دولت اینجا را درست می کند از روز اولش بهتر و همه چیز خوب میشود . جوابی که او به من داد روش مطالعات من را تغییر داد.جوابش این بود که «شما هیچ وقت نمی توانید بم را مثل روز اولش بسازید . برای اینکه من از تمام دیوارهای این شهر خاطره داشتم و من نمی خوام شما یه چیز جدید و حتی بهتر از قبل برایم بسازید . من همون شهر را می خوام»
پس بعد زلزله بم هویتش را گم کرد و ما برای بازگرداندن آن هویت چه کاری کردیم؟ بنابراین باید برگردیم و زمینه های فرهنگی را اصلاح کنیم و بدین ترتیب حساسیت های فرهنگی را پایین بیاریم.
چه ارگان یا شخصی به این حساسیت ها دامن می زند؟
یکی از مجموعه هایی را به این حساسیت ها دامن می زند صداوسیما است.نمایش هایی که از شهر تهران به کل ایران داده می شود چگونه است؟ تصویرهای شهر تهران بیشتر نوعی از احساس حقارت را در شهرهای دیگر بوجود می آورد. در شهرهایی که سینما نداریم برج میلاد و ورزشگاه نداریم چه حسی در دراز مدت به تهران پیدا می کنند؟ چرا باید فوتبال های ملی ما فقط در تهران برگزار شود؟این ها همه زمینه هایی هست که شکاف پیرامون و مرکز را ایجاد می کند. ما باید برگردیم و همه این ها را از اول بسازیم. ما نمی توانیم از آخر شروع کنیم. سریال شهرزاد آخر خط است.
صحبت هاتون رو جمع بندی می کنید
من با این واژه جمع بندی هم مشکل دارم . به این دلیل که گویا کسی که مصاحبه می کند دانای کل هست . اتفاقا نباید جمع بندی کرد و بگذاریم دیگران هم حرف بزنند و این گفت و گو در کنار صحبت دیگران قرار بگیرد تا به جمله «دورکیم» برسیم که می گوید:«هر پدیده اجتماعی یک دلیل و یک کارکرد دارد» باید دلیل این رفتارهای هنجار شکنانه برخی معترضین را کشف کنیم و برگردیم برای حل آنها چاره ای بیاندیشیم.
برنامه های هفته حمل و نقل تشریح شد
از سوی مهندس علی شهیدی رئیس شورای هماهنگی روابط عمومیهای وزارت راه و شهرسازی در استان:
برنامه های هفته حمل و نقل تشریح شد
رئیس شورای هماهنگی روابط عمومی های وزارت راه و شهرسازی در استان کرمان برنامه های هفته حمل و نقل را تشریح کرد. به گزارش روابط عمومی اداره کل راه و شهرسازی استان کرمان، مهندس علی شهیدی در جمع خبرنگاران، هفته حمل و نقل را فرصتی برای برقراری ارتباط بهتر وزارت راه و شهرسازی و مردم و ارائه گزارش فعالیتهای حوزه حمل و نقل دانست و اظهار کرد: همزمان با هفته حمل و نقل که از 26 آذرماه شروع و تا یک دی ماه ادامه دارد؛ از خادمان صنعت عظیم حمل و نقل در بخشهای دولتی، خصوصی و تعاونی تجلیل به عمل میآید. وی با بیان اینکه در کلیه برنامهها روح حاکم بر نامگذاری این هفته یعنی فرمان تاریخی امام راحل و حضور تاریخی کامیون داران و مؤسسات حمل و نقل در کنار عناصر دولتی خلق حماسه ای عظیم در جاده های کشور، مد نظر بوده است، تصریح کرد: تلاش می شود، برای حضور مردم و بخشهای خصوصی و تعاونی حوزه حمل ونقل در محور برنامههای این هفته به عنوان یک اصل مورد توجه و حمایت قرار گیرد.
رئیس شورای هماهنگی روابط عمومی های وزارت راه و شهرسازی در استان کرمان با اشاره به نامگذاری های روزهای این هفته، گفت: روز پنجشنبه 26 آذرماه روز حمل ونقل جاده ای؛ روز جمعه 27 آذرماه جاری همزمان با دومین روز باعنوان حمل و نقل ریلی، روز شنبه 28 آذرماه با عنوان روز حمل و نقل دریایی نام گذاری شده است. شهیدی با بیان اینکه 29آذرماه جاری همزمان با چهارمین روز از هفته حمل و نقل با عنوان روز حمل و نقل هوایی است، بیان کرد: پنجمین روز از هفته حمل و نقل با عنوان زیرساخت های حمل ونقل و راه روستایی و آخرین روز این هفته با عنوان روز راهداری ، پشتیبانی و کنترل کیفی پروژه ها نامگذاری شده است. رئیس شورای هماهنگی روابط عمومی های وزارت راه و شهرسازی در استان کرمان غبارروبی گلزار شهدای استان، و برپایی نمایشگاه ها وجشنواره آشپزی بانوان شاغل اداره کل به نفع شیرخوارگاه مادر را از جمله برنامه های هفته حمل و نقل عنوان کرد.
وی از برگزاری مصاحبه های مطبوعاتی، تلویزیونی و رادیویی به منظور ارائه گزارش عملکرد و تبیین برنامههای آینده توسط مدیران حوزه حمل و نقل خبر داد و گفت: معرفی پروژه های قابل افتتاح از طریق رسانه های تصویری و صوتی، تولید و ارسال خبر مختلف از پروژه های افتتاحی، برنامه ریزی برپایی تور خبری اصحاب رسانه برای بازدید از پروژه ها و برنامه ریزی برای تور بازدید از پروژه ها برای روحانیون ائمه جمعه، دانشجویان و غیره از جمله برنامه های تدوین شده این هفته است.
گزارش اختصاصی«پیام ما» از اولین روز نام نویسی داوطلبان انتخابات مجلس در استان کرمان
اکثر نامزدهای روز اول احمدینژادی بودند
فرمانداری کرمان در اولین روز نام نویسی داوطلبان انتخابات مجلس دهم در کرمان روز نسبتا خلوتی را پشت سر گذاشت. دیروز سه نفر برای انتخابات مجلس شورای اسلامی و یک نفر برای انتخابات مجلس خبرگان در این حوزه نام نویسی کردند.
آغاز نام نویسی
همانطور که از قبل اعلام شده بود، دیروز اولین روز نام نویسی از داوطلبان انتخابات دهمین دوره مجلس شورای اسلامی بود و فرمانداری های مراکز حوزه های انتخابیه برای نام نویسی خود را آماده کرده بودند. فرمانداری کرمان هم از ساعت هشت صبح روز گذشته محلی را برای نام نویسی داوطلبان انتخابات مجلس تدارک دیده بود. در روز اول مجموعا چهار نفر برای نام نویسی در انتخابات مجلس پا به فرمانداری کرمان گذاشتند و سه نفر موفق به ثبت نام شدند.
جای خالی اصلاح طلبان
اولین نفری که وارد فرمانداری کرمان شد، جواد کمالی بود. کمالی در دولت دهم معاون سیاسی و امنیتی استاندار کرمان بود و از نیروهای اصولگرا محسوب می شود. نفر دوم محمد علی اسماعیلی بود. وی در سال های 88 تا 93 معاون جهاد کشاورزی کرمان بود و از نیروهای نزدیک به جبهه پایداری به حساب می آید. حس زاهدی فر هم آخرین نفری بود که در روز اول موفق به ثبت نام شد. زاهدی فر سابقه مدیریتی و سیاسی ندارد. عباس سنجری هم برای ثبت نام به فرمانداری کرمان آمد اما به دلیل ناقص بودن مدارک، موفق به ثبت نام نشد. سنجری خود را یک کارمند ساده نامید. در حالی که در روز اول نام نویسی انتخابات مجلس دهم در کرمان اصولگرایان دو چهره داشتند که از اصلاح طلبان کسی وارد فرمانداری نشد. در شهرستان های کرمان هم اوضاع چندان برای اصلاح طلبان بهتر نبود. در جیرفت علی اسلام پناه و در بم حبیب الله نیک زاد از معدود چهره های اصلاح طلبی بودند که دیروز برای انتخابات مجلس دهم نام نویسی کردند. اصولگرایان اما برخلاف اصلاح طلبان حضور پررنگی داشتند و نشان دادند که برای انتخابات پیش رو به نسبت اصلاح طلبان از نظر تعدد نیرو حداقل وضعیت بهتری داشتند.
جواد کمالی: به خواست توده های مردم وارد انتخابات شدم
جواد کمالی پس از نام نویسی به «پیام ما» گفت: من جزو اصولگرایان هستم و در این انتخابات هم به عنوان یک اصولگرا کاندیدا شدم. وی در واکنش به وحدت اصولگرایان گفت: من پیشنهادم این است که شورای هماهنگی اصولگرایان یک نظرسنجی دقیق و فنی انجام دهد، نه یک نظرسنجی حزبی و جناحی، دو نفری که رای بالاتری آوردند به عنوان دو نامزد نهایی اصولگرایان معرفی شوند. در این صورت ما هم به وحدت احترام می گذاریم. وی در پاسخ به این سوال که دلیل حضورتان در انتخابات چیست گفت: آنچه سبب ورود من به این انتخابات شد، خواست توده های مردم بود.
اصلاح طلبان به استاندار کرمان فشار می آورند
کمالی در پاسخ به این سوال که می گویند شما جزو نیروهای نزدیک به محمود احمدی نژاد هستید گفت: من فقط به گروهی که تابع ولایت فقیه باشد نزدیک هستم. هرکس هم خارج شود از این تابعیت دیگر مدنظر من نیست. هرکس که می خواهد باشد. او همچنین درباره عملکرد استاندار کرمان گفت: آقای رزم حسینی می خواهد متعادل باشد اما اصلاح طلبان با فشاری که به او وارد می کنند، مانع متعادل بودن او می شوند. وی درباره برجام هم گفت: اصل مذاکره و برجام مثبت است اما به این بستگی دارد که طرف مقابل به تعهداتش عمل کند. در غیر اینصورت ضرر کرده ایم.
محمد علی اسماعیلی: استاندار کرمان در تغییر نیروها سیاسی عمل کرد
محمد علی اسماعیلی هم پس از نام نویسی به «پیام ما» گفت: من نزدیک به جبهه انقلابی پایداری هستم. البته اگر این جبهه من را بپذیرد. وی درباره وحدت اصولگرایان هم گفت: اگر بزرگان اصولگرا به وحدت برسند ما هم احترام می گذاریم چرا که باید مجلسی انقلابی و تابع ولایت فقیه تشکیل شود. وی درباره عملکرد استاندار کرمان هم گفت: ایشان خیلی به کار کردن علاقمند هستند اما انتظار بیشتری داشتیم. آقای رزم حسینی مدعی هستند که سیاسی عمل نمی کنند در حالی که در تغییر نیروها کاملا سیاسی عمل کردند. اسماعیلی همچنین درباره عملکرد دولت هم گفت: دولت همه مشکلات را به مذاکرات گره زد و همین باعث شد رکود افزایش یابد.
حسن زاهدی فر: کودک کار بودم
حسن زاهدی فر اما با دو نفر قبلی تفاوت داشت. او به «پیام ما» گفت: من کودک کار بودم. از هشت سالگی و پس از فوت پدرم سرکار رفتم و توانستم وارد دانشگاه شوم. وی که فوق لیسانس عمران دارد افزود: من به معنای واقعی درد جامعه را می دانم. چرا که حقارت ناشی از فقر و کودک کار بودن را چشیده ام و درد جامعه و مردم را می دانم. او در پاسخ به این سوال که چقدر احتمال می دهید تایید صلاحیت شوید گفت: می دانم شانس کمی دارم اما من با خدا معامله کردم و به خاطر اعتقاداتم وارد این انتخابات شدم. زاهدی فر با اشاره به اینکه به هیچ جناحی تعلق خاطر ندارم گفت: جناح ها در کشور ما شایسته سالار نیستند.
چون با زاهدی هم محله هستیم به او رای دادم
وی در پاسخ به این سوال که در انتخابات مجلس نهم و ریاست جمهوری دهم به چه کسانی رای دادید گفت: در انتخابات مجلس نهم به محمد مهدی زاهدی رای دادم چون با او هم محله هستیم. سال 92 هم به روحانی رای دادم.
نوکر مردم نیستم چون مردم به جای نوکر، یک نماینده واقعی می خواهند
زاهدی فر که تازه چانه اش گرم شده بود اظهار داشت: من هیچوقت نمی گویم نوکر مردم هستم. چرا که مردم نوکر نمی خواهند بلکه نماینده واقعی می خواهند. او در پاسخ به این سوال که از چه ویژگی خاصی برخوردار هستید که به این نتیجه رسیدید باید کاندیدا شوید گفت: صداقت دارم. من قول شرف می دهم که با مردم صادق باشم.
اگر مردم به من رای دهند پشیمان نمی شوند
او که بهترین نماینده مجلس نهم را علی مطهری می داند در پایان گفت: همه همکارانم به من گفتند ثبت نام نکن چرا که مسخره ات می کنند. حتی همسرم هم به من گفت ثبت نام نکن اما من به خاطر اعتقاداتم ثبت نام کردم. مردم بدانند که اگر به من رای بدهند پشیمان نمی شوند.
در شهرستان ها چه خبر بود؟
فرمانداری جیرفت هم دیروز چهار ثبت نامی داشت. حجت الاسلام علی زادسر نماینده پیشین جیرفت و عنبرآباد در مجلس ، دکتر علی اسلامی پناه نماینده جیرفت و عنبرآباد در مجلس هشتم، اسحاق توانایی فرمانده سابق ناحیه مقاومت بسیج سپاه در شهرستان جیرفت و یحیی کمالی پور رئیس سابق دادگستری شهرستان جیرفت از حوزه انتخابیه جیرفت و عنبرآباد برای انتخابات مجلس شورای اسلامی ثبت نام کردند.
رضا جرجندی فوق لیسانس حقوق جزا و کارمند شعبه دوم دادگستری بم، حسین عزیز ابادی پاسدار بازنشسته و استاد دانشگاه، منصور متقی دکترای جامعه شناسی و کارمند وزرات کشور، مهندس نیکزاد بازنشسته جهاد کشاورزی و مکارم هم در شهرستان بم ثبت نام کردند. محسن جهانشاهی استاد دانشگاه هم در سیرجان نام خود را نوشت. محمد مهدی پورغلامعلی هم در رفسنجان نام نویسی کرد. احمد پیش بین و رضا آقا ملایی هم در فرمانداری بافت برای ثبت نام حاضر شدند. شنیده شده غلامعباس نوذری هم در ستاد وزارت کشور برای حوزه بافت ثبت نام کرده است.
گفتنی است تا دیروز 845 نفر برای انتخابات مجلس شورای اسلامی و 147 نفر برای پنجمین دوره انتخابات مجلس خبرگان رهبری ثبت نام کردند.
به مناسبت سال روز در گذشت مرتضی احمدی: صدای تهران قدیم
به مناسبت سال روز در گذشت مرتضی احمدی:
صدای تهران قدیم
مرتضی احمدی ۱۰ آبان ۱۳۰۳ در تهران به دنیا آمد ،او بازیگر سینما و تلویزیون، صداپیشه و خواننده بود. او در چهار عرصه «سینما، تلویزیون، رادیو و تئاتر» بازیگری صاحب سبک، در هنر دوبلاژ گویندهای با یک صدای خاص و منحصربهفرد و نیز یادآور عصر طلایی دوبله در کشورمان بود. در نگارش کتابهایش نیز نویسندهای ، خوشقلم و توانا نشان میداد. کتابهایی که هر یک برآمده و چکیدهای از سالها پرسه زدن و جدیت در یکی از عرصههای مورد علاقه و فعالیتش بودند.
احـمـدی برای اولین بار به سبک بیات تهران در پیش پردهها آواز خواند و در سال ۱۳۲۲ برای کار در رادیو تهران دعوت شد. در یکی از پیش پردهها ترانهای دیگری به نام «کارگرم من» را برای کارگران راهآهن اجرا کرد که منجر به اعتصاب آنها گردید پس از پایان اعتصاب دستگیر شد.
احـمدی در ۱۳۲۳ در رادیو تهران چندی بعد در رادیو ایران و بعد از آن در رادیو و تلویزیون ایران مشغول به کار شد تا برنامههای کمدی اجرا کند. در دورههای مـختلفی در رادیو کار کرد و از جـمله تیپی به نام «بابا جاهل گریان» اجرا کرد و به سبکهای مـختلف ترانه و آواز خواند. در فروردین ۱۳۵۳ نقش اول سریال پربیننده هردمبیل، نوشته پرویز خطیبی را بازی کرد در نظرخواهیاز مردم در سال ۱۳۵۶ بهعنوان مـحبوبترین هنرپیشه رادیو انتخاب شد.
در فروردین ۱۳۴۹ احـمدی به دعوت علی حاتمی ترانه عنوانبندی فیلم حسن کچل را، ضربیخوانی کرد (که به نام روحوضی نیز شناخته میشود). در هـمین سبک در ۱۳۲۸ پنج صفحه موسیقی برای یک شرکت انگلیسی ضبط کرد. او بیش از چهارصد ترانه ضربی و صد و پنجاه ترانه فکاهی خوانده است،و مرتضی احمدی در 30 آذر ۱۳۹۳ در تهران درگذشت.
جایگاه معلولان در مثلث توسعه استان کجاست؟
جایگاه معلولان در مثلث توسعه
استان کجاست؟
استان کرمان در آستانه تحولی عظیم است؛ این تحول با تشکیل مثلث توسعه اقتصادی کلید خورد و در حوزه های دیگر در حال رصد فرصت ها و تهدیدهایی است که سال ها مانع آبادانی این مرکز استراتژیک جنوب شرق کشور بود. در مثلث توسعه استان کرمان اضلاع معتبری قرار گرفتند که هر کدام بنا بر جایگاه حقیقی و حقوقی خود می توانند قدمی بزرگ در این مسیر خطیر بردارند. این که چرا سال ها پهناورترین استان کشور، بهشت معادن، قطب صنعت و منبع کشاورزی حتی پاره خطی از توسعه نداشت چه رسد به مثلث! از حوصله این یادداشت و علم نویسنده خارج است اما حال با تدبیر دولت امید و توسط نماینده ارشد آن در استان نقشه راهی تهیه شده تا اعتبار امامان جمعه، نمایندگان مجلس و کارآفرینان و سرمایه گذاران چراغ راه توسعه و آبادانی استان شود.
ایران از نظر جمعیت معلولان و جانبازان به دلائل متعددی از جمله وجود اختلالات ژنتیکی، تصادفات جاده ای و تلفات جنگی آمار بالایی دارد. این جمعیت قابل توجه و لزوم احترام و توجه به اصول شرعی و انسانی حقوق بشر مسئولان را وامی دارد تا در تدوین برنامه ها و طرح ها، یک میلیون و 200 هزار توان یاب را ببینند و آنان را از حقوق ملی و شخصی محروم نکنند. استان کرمان به تبع از کشور جمعیت قابل توجهی از این افراد را در خود دارد که توجه کردن به آنان را ضروری می کند. اکنون با شکل گیری نقشه راه سند توسعه استان و نقش آن در تحول اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی بر مدیران و مسئولان تصمیم گیر استان لازم است استعداد و تعهد این قشر را در پس نقص فیزیکی پنهان نکنند و زمینه حضور اجتماعی و به تبع آن مشارکت آنان در فعالیت های اجتماعی را فراهم کنند. لازم است اضلاع معتبر و مقتدر مثلث توسعه و کانون آن استاندار پرتلاش و باتدبیر در مطالعات، طراحی و اجرای طرح ها و پروژه ها سهمی برای زندگی اجتماعی این عزیزان کنار گذاشته و با در نظر گرفتن استعدادها و توانایی های بی شمار آنان و رفع موانع اشتغال پایدار، تحصیل مستمر و ازدواج دلخواه، حضور اجتماعی آنان را به رسمیت شناخته و کرمان را برای زندگی، کار و تحصیل این عزیزان مناسب سازی کنند. حال که تحول عمرانی شهر کرمان در صدر برنامه های استاندار و مدیران ارشد استان قرار گرفته ضرورت دارد در ساخت اماکن و معابر عمومی، تجاری، پزشکی ، دانشگاهی، فرهنگی و تفریحی معبر و مسیر رفت و آمد معلولان، جانبازان و سالمندان دیده شود؛ در احداث زیرساخت های حمل و نقل جایگاه آنان محفوظ بماند و در برنامه ریزی ها و تصمیم گیری ها حضور آنان احساس شود. چراکه آنان جزیی از جامعه شهری کرمان هستند که سهمی از زندگی دارند ولی سهم آنان در میان فراموشی، کم لطفی و حتی بی عدالتی برخی از قانون گذاران و برنامه ریزان نادیده گرفته شده و آنان را به انزوا کشانده است. بسیاری از این عزیزان به دلیل موانعی که سال ها در مسیر تحصیل، اشتغال و ازدواج خود داشته اند از ابتدایی ترین حقوق خود محروم شده و به ناچار خانه نشینی را به فعالیت مفید اجتماعی ترجیح داده اند و این انزوا، افسردگی ها و دلمردگی هایی را بر استعدادها و توانمندی های خدادادی آنان تحمیل کرده است. یک توان یاب گاهی از سفری علمی یا ورزشی به دلیل ناتوانی در استفاده از قطار و اتوبوس بازمانده، یا به دلیل نامناسب بودن محیط دانشگاهی از ادامه تحصیل در رشته مورد علاقه خود محروم شده و یا به دلیل سلطه فرهنگ غلط از ازدواج و تشکیل خانولاده چشم پوشیده است.
حال که کرمان به طور جد و همه جانبه وارد عرصه تحول و توسعه شده و شخصیت های حقیقی و حقوقی برجسته ای گوشه ای از این بار گران را به دوش گرفته اند شایسته است بخشی از جمعیت جامعه شهری را به خاطر آورده و استان را مناسب و مهیای حضور و فعالیت اجتماعی و به حق معلولان، جانبازان و سالمندان کنند چراکه زندگی حق مسلم آن هاست.
سید حسن خمینی: برای تحکیم انقلاب از آبرویم گذشتم
برای تحکیم انقلاب، از آبرویم گذشتم
ایلنا نوشت: یادگار امام اظهار داشت: امام به ما آموختند برای حفظ و تحکیم این انقلاب از همه چیز خود میگذرم و من نیز برای انقلاب از آبروی خود خواهم گذاشت. حجتالاسلام والمسلمین سیدحسن خمینی بعد از ثبت نام در انتخابات مجلس خبرگان وارد سالن ششصد نفره وزارت کشور شد و در جمع خبرنگاران مستقر در وزارت کشور سخنرانی کرد. یادگار امام گفت: توفیق شد که در یک صبح جمعه برای انتخابات خبرگان ثبت نام کنم. وی با اشاره به اینکه از باب ادب و احترام به مردم شریف ایران و به خصوص مردم تهران وارد این انتخابات شدم اظهار داشت: در هفته گذشته که این بحث مطرح شده بود با سه نوع برخورد مواجه شدیم. برخی استقبال کردند و برادر کوچک خود را مورد لطف قرار دادند. حجت الاسلام سید حسن خمینی اقبال مردم از نامزدی خود را نشانی بر زنده بودن راه امام در جامعه خواند و گفت: دسته دوم هم نقد کردند که از آنها هم تشکر میکنم. یادگار امام تاکید کرد: دسته سومی بودند هم که این حضور را اختلاف و شکاف در نظام تفسیر کردند؛ در صورتی که این حضور بر اساس دستور امام مبنی بر دفاع از آرمانهای جمهوری اسلامی است و امام به ما آموختند برای حفظ و تحکیم این انقلاب از همه چیز خود میگذرم و من نیز از آبروی خود خواهم گذاشت. وی با اشاره به جمله امام(ره) مبنی بر «جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد» تاکید کرد: ما هیچ راهی جز این نداریم که «جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد» را محور کارهای خود قرار میدهیم. حجت الاسلام سیدحسن خمینی ادامه داد: به صورت مستقل در انتخابات خبرگان شرکت کردهام و از همه اقشار و افرادی که در این مسیر وی را همراهی کردهاند تشکر میکنم. نامزد انتخابات خبرگان رهبری گفت: هیچ چیز از همراهی و همدلی مهمتر نیست و انشاءلله بتوانیم انتخابات خوبی را پیش رو داشته باشیم و من هم بتوانم به آنچه موجب رضایت خدا باشد عمل کنم.
برنامهی «پیام ما» برای انتخابات چیست؟ بردیا امیرتیموری/سردبیر
برنامهی پیام ما
برای انتخابات چیست؟
بردیا امیرتیموری/ سردبیر
در ۸ و ۹ ماهی که ازدورهی جدید انتشار «پیامما» میگذرد، این نشریه بارها از سوی افراد و گروههای مختلف متهم به این شدهاست که یک نشریهی انتخاباتی و زودگذر است. هرچند که در طول مسیر و انتشار هرروز«پیامما» بسیاری از این تئوریهای متوهمانه دست برداشتهاند و البته عدهای با شواهد و قراین خود ساخته هر روزمارا به شخص یا گروه جدیدی نسبت می دهند و نقشهی راهی برای پیامما متصور می شوند و دستاندر کاران «پیامما» را متهم می کنند که از سوی این یا آن تامین مالی میشوند. در طول روزهای نخست انتشار «پیامما» با انتشار یادداشتی تحت عنوان («پیامما» چگونه میاندیشد) مشی مستقل و بی طرفانهی پیامرا مبتنی بر اطلاع رسانی صحیح و جلب اعتماد مردم تشریح کردند. هم اکنون و در آغازین روز ثبتنام انتخابات مجلسین پیشرو نیز به صراحت اعلام میکنیم بنای «پیامما» بر این نیست که روزنامه را به تریبون دربست و تمام و کمال یک جریان یا شخص تبدیل کند «پیامما» رویکرد مستقلی برای جلب مشارکت حداکثری مردم را در دستور کار قرار داده و این مساله اولویت اول ما در بحث انتخابات است، در ادامه نیز آماده اطلاع رسانی برای همهی کاندیدای مورد تائید نظام هستیم و همهی نامزدها و گروههای حامیانشان میتوانند از فضاهای تبلیغاتی نشریه برای رساندن پیام خود به شهروندان استفاده کنند و «پیامما» برای انتشار مواضع گروههای قانونی و نامزدهای مورد تائید هیچ گونه مصلحت اندیشی نخواهد کرد و حتی اگر این دیدگاهها با دیدگاه گردانندگان «پیامما» مخالف یا متفاوت باشد، بر اساس روال حرفهای که روزنامه در پیش گرفته است، به انتشار آنها به دور از هر گونه تعصب و جزماندیشی خواهیم پرداخت.
«موسسه مطبوعاتی پیام آوران» به دنبال یک حرکت مطبوعاتی طولانی مدت و براساس نیازهای رسانه ای استان است که به مرور در قالب رسانه های مجازی (سایت خبری) و مکتوب (مجلات و نشریات تخصصی) و مردم و مسئولین استان عرضه می گردد و امیدواریم بتوانیم با این حرکت مستقلانه جلب اعتماد و حمایت هم استانی های عزیزمان هر چه بیشتر به دست آوریم زیرا به آنها به عنوان سرمایه های اصلی برای ادامه را نگاه می کنیم.
آیا سردار سلیمانی باز هم به مسکو سفر کرده است؟
آیا سردار سلیمانی
باز هم به مسکو
سفر کرده است؟
رویترز نوشت: در اقدامی که نشانه ای حاکی از روابط نزدیک تر بین تهران و مسکو است خبرگزاری فارس روز چهارشنبه اعلام کرد فرمانده سپاه قدرس ایران هفته گذشته از روسیه دیدن و با ولادیمیر پوتین رئیس جمهور این کشور ملاقات کرد. این سفر در زمانی است که اتحاد منطقه ای این دو کشور در حال تحرک گرفتن بیشتر است. به گزارش «انتخاب»، ژنرال قاسم سلیمانی رئیس سپاه قدس آخرین بار در ماه ژوئیه برای کمک به طراحی حضور ارتش روسیه در سوریه از مسکو دیدن کرده بود. روسیه و ایران در جنگ داخلی سوریه از بشار اسد رئیس جمهور این کشور در مقابل تروریست ها حمایت می کنند. از ماه سپتامبر صدها مستشار ایرانی در کنار حملات هوایی روسیه وارد سوریه شده اند تا به دولت دمشق شرکت کنند. سردار سلیمانی از سال 2007 به علت نقش ادعایی اش در قاچاق اسلحه و مواد هسته ای با تحریمهای سازمان ملل در مورد ممنوعیت سفرهای بین المللی و ضبط دارایی ها مواجه است.
فارس به نقل از منابعی که نام آنها را ذکر نکرد اعلام کرد :« ژنرال سلیمانی هفته گذشته در جریان دیدار سه روزه اش از مسکو با ولادیمیر پوتین رئیس جمهور و مقامات ارشد نظامی و امنیتی روسیه ملاقات کرد. آنها در این ملاقاتها جدیدترین تحولات سوریه، عراق ، یمن و لبنان را بررسی کردند.»
سلیمانی به هدایت تلاشهای ایران برای مبارزه با تروریستهای مسلح در سوریه و کشور همسایه آن عراق کمک کرده است. پوتین ماه گذشته با حضرت آیت الله خامنه ای در تهران ملاقات کرد. مقامات ایرانی این ملاقات دو ساعته را « بی سابقه در تاریخ دو کشور » توصیف کردند. فارس به نقل از منابعی که نام آنها را ذکر نکرده است گفته است که پوتین در این ملاقات سلیمانی را « دوست من قاسم » نامید. سامانتا پاور سفیر امریکا در سازمان ملل گفت دیدار سلیمانی از مسکو نقض قطعنامه سازمان ملل است که روسیه در آن زمان آن را تائید کرده بود.
آغاز جشنواره تخفیف فروشگاه دژ پلازا
همشهریان عزیز اگر به دنبال وسایلی مانند وسایل آشپزخانه، وسایل جشن و شادی، بورس جوایز مدرسه و مهدکودک، شال و دستکش های پشمی در رنگ های متنوع و برندهای خاص و برتر مثل محصولات آشپزخانه برناکو هستید به شما فروشگاه دژ پلازا واقع در خیابان امام را پیشنهاد می کنیم.
مدیریت این فروشگاه را محمد گنجعلیخان حاکمی برعهده دارد. وی دانش آموخته رشته مهندسی عمران از دانشگاه تهران است و در حال حاضر دانشجوی رشتهی EMBA در ژنو می باشد.
محمد گنجعلیخان حاکمی، فرزند حاج محمود گنجعلی خان حاکمی است. حاج محمود گنجعلی خان حاکمی 61 سال پیش فروشگاه خرازی در میدان گنجعلی خان سابق داشت. این فروشگاه در سال 1391 طعمه حریق شد و محمد گنجعلی خان حاکمی با توجه به رشتهی تحصیلی که خوانده بود، توانست ساختمان مغازه پدری را به سبک فعلی در چهار طبقه بازسازی کند.
محمد گنجعلی خان حاکمی در این فروشگاه بیش از 10 هزار کالا را به همشهریان عزیز ارائه داده است.
محصولات آشپزخانه برناکو پیشنهاد ویژه فروشگاه دژ پلازا به شما می باشد. محصولات آشپزخانه برناکو با 18 ماه وارانتی و 10 سال خدمات پس از فروش، تنها برندی است که در ایران برای همشهریان 25 درصد تخفیف به مدت 20 روز از 27 آذر در نظر گرفته است.
در این مدت هر شب در این فروشگاه مراسم جشن، آتش بازی و قرعه کشی برای همشهریان برگزار می شود. همزمان با شب ولادت حضرت رسول اکرم (ص) و ولادت امام جعفر صادق(ع) هم 14 محصول از محصولات برناکو به قید قرعه به بازدیدکنندگان اهدا می شود. گفتنی است پنج سرویس ویژه برای خریدکنندگان از فروشگاه دژ پلازا از دیگر جوایز می باشد.
در این 20 شب برای افرادی که بیش از 100 هزار تومان از فروشگاه دژ پلازا خرید داشته باشند یک کارت قرعه کشی ارائه می شود.
لازم به ذکر است در شامگاه 27 آذر هم بعد از پذیرایی و جشن آتش بازی مراسم قرعه کشی انجام شد و به دو تن از همشهریان عزیز جوایزی اهدا شد.
برای گذرندان لحظاتی خوش همراه با مراسم آتش بازی و قرعه کشی به محل فروشگاه دژ پلازا واقع در ابتدای خیابان امام، سمت چپ مراجعه کنید. فروشگاه بزرگ دژ پلازا هر روز از ساعت 9 تا 21 برای ارائه خدمات به شما همشهریان عزیز باز می باشد.
نقد امیر عابدین پور بر فیلم من دیه گو مارادونا هستم بمناسبت ورودش به شبکه نمایش خانگی
دست خدا همراه با
دیه گو مارادونا
تو میدونی من از چیه مارادونا خوشم میآد؟ از اینکه تو زندگیش هیچوقت واقعیت و رویا براش مرز نداشت، وقتی بازی میکرد با همه وجودش بازی میکرد، پرواز میکرد، بازی نمیکرد، وقتی معتاد شد یه کوه کوکائین میریخت جلوش د بکش همه چیزو تا تهش میرفت، خودشو لوس نمیکرد… همهاش برای این بود که واقعیت و رویا براش مرز نداشت، اگه هم داشت اون نمیتونست مرزشونو تشخیص بده… این چند سطر بعنوان خلاصه هفتمین فیلم بلند داستانی بهرام توکل در مقام کارگردان آمده است. این فیلم که من دیه گو مارادونا هستم نام دارد در سی و سومین جشنواره فیلم فجر با استقبال بسیار خوبی مواجه گردید و نهایتا توانست در 11 رشته نامزد دریافت سیمرغ گردد که سه سیمرغ و یک دیپلم افتخار را به خود اختصاص داد. بهرام توکلی که دیپلم افتخار بهترین کارگردانی را به واسطه فیلم من دیه گو مارادونا هستم به دست آورد، قبلا نیز به مناسبت ساخت فیلم هایش جوایز گوناگون داخلی و خارجی را به خانه برده بود. توکلی که متولد 1355 است و فوق لیسانس فیلمنامه نویسی دارد، فیلمنامه تمام آثارش را خود به تحریر در آورده، آثاری همچون: پابرهنه در بهشت، پرسه در مه، اینجا بدون من، آسمان زرد کم عمق و بیگانه. این کارگردان که در تمامی فیلم هایش ردپایی از پرداخت به حالات روانی انسان و یا بیماران روحی دیده می شود، توانسه با این چند فیلم به جمع معدود کارگردانان جوان کاربلد و آینده دار سینمای ایران اضافه شود.
من دیه گو مارادونا هستم داستان یک اختلاف خانوادگی میان دو خواهر، یکی از طبقه بالای شهر و دیگری از پایین شهر می باشد که از دریچه ذهن پسر یکی از خواهر ها که نویسنده است، روایت می شود. پسر نویسنده داستانی را متعلق به دوست نویسنده دیگرش به نام خود چاپ کرده و حالا با تهدید از سوی دوست اش بایستی فورا داستانی از خود را به او واگذار کند تا اون نیز آن را به نام خود به چاپ رساند، پس تصمیم می گیرد که داستان واقعی دعوای بین خانواده خود و خاله اش را به دوست اش واگذار کند…
از همین خلاصه داستان فیلم پیداست که با روایتی پیچیده و نا متعارف روبرو هستیم. روایت فیلم به شکلی غیرخطی و روایت در روایت به پیش می رود. شاه پیرنگ به خوبی گسترش یافته و خرده پیرنگ های دیگر را به وسیله پل های مناسب به خود مرتبط می سازد.می توان گفت فیلمنامه من دیه گو مارادونا هستم به خوبی توانسته با در کنار هم گذاردن عناصر روایی و دراماتیک کشمکش هایی کوچک و متعدد را به وجود آورد و این کشمکش ها نیز توانسته اند به درستی کنشی یک پارچه و کلیتی معنی دار را خلق نمایند. از این بابت فیلمنامه به موفقیت قابل توصیفی دست پیدا کرده است. قصه ی آدم هایی که همگی دچار توهمی عمیق اند. کارکتر هایی که اتفاقا به درستی و تا سرحد ممکن اکثرا با پرداختی مناسب به مخاطب شناسانده می شوند. فیلمنامه دارای سه رکن اصلی و موثر در روند ساختمان کلی روایت است، یعنی هم مقدمه چینی، هم گسترش داستانی و هم پایان بندی را در خود دارد. درست است که شاید به سبک فیلمنامه های کلاسیک به پیش نمی رود و یا به اتمام نمی رسد، اما فیلمنامه فضا و دنیایی را خلق می کند که این روند داستانی و پایان بندی برای این فضا و در دل این محیط قابل درک و مناسب است. ذاتا هم سینما و درام این شکلی اند، یعنی منطق و باور پذیری فیلم باید بر اساس دنیایی ارزیابی شود که خود فیلم خلق می نماید و نه دنیای خارج از فیلم. من دیه گو مارادونا هستم فیلمی است که به خوبی از این الگو پیروی کرده و توانسته شاکله و ساختار روایی مناسبی را با دنیای خود پیوند دهد. آدم های فیلمنامه در دو قشر بالای شهری و پایین شهری به مخاطب معرفی می شوند، هر دو قشر از یکدیگر ناراحت اند و تصور می کنند که آن یکی موجب برهم خوردن آرامش شان است. اما در روند داستان این مهم قابل ادراک است گرچه دو خانواده به لحاظ مالی و طبقه اجتماعی با یکدیگر تفاوت هایی از زمین به آسمان دارند، منتها به لحاظ روحی و فردی به شدت شبیه به یکدیگراند تا جایی که گویی اصلا آینه ی هم هستند. چه دو مادر خانواده ها که با هم خواهراند و گرچه یکی خود را روشنفکرتر از دیگری می نماید اما در تفکر تفاوتی با دیگری ندارد و چه بچه هایشان که همگی در خانواده آن یکی مانندی برای خود دارند.فیلمنامه تلاش می کند که در فضایی انتزاعی و آبستره روایت خود را به پیش ببرد و به خوبی توانسته این فضا را خالق باشد. من دیگو مارادونا هستم فیلم پر دیالوگی است، آن هم از جنس دیالوگ های پینگ پنگی که به درستی برای این کشمکش ها و کارکتر ها طراحی شده اند.
یکی از نقاط قوت فیلمنامه همین دیالوگ ها هستند که از پس یکدیگر به مشابهه یه رگبار می آیند و گاهی دیالوگ تازه دیالوگ پیشین را نیمه تمام گذاشته و خود را منعقد می کند. لحظاتی فضای دیالکتیکی فیلمنامه یادآوری است از آثار ابزورد دراماتیکی همچون نمایشنامه های در انتظار گودو و کرگدن.شاید بتوان به این فیلم عنوان ابزورد را اطلاق نمود، زیرا توانسته خود را به دنیا و مفهوم ابزوردیسم نزدیک نماید بر خلاف فیلم ها و کارگردانانی در سینمای ایران که این ادعا را برای خود محفوظ دارند و به هیچ وجه نمی توانند فضای ابزورد را در آثار خود خلق نمایند، نمومه اش برخی از آثار عبدالرضا کاهانی.
من دیه گو مارادونا هستم علاوه بر فیلمنامه قابل قبول، در کارگردانی نیز بسیار خوب عمل کرده است. از بازی های بی نظیر بازیگرانش گرفته تا کارگردانی درست،به جا و حساب شده کارگردانش.در این فیلم که بازیگرانی همچون: گلاب آدینه، سعید آقاخانی، جمشید هاشمپور، بابک حمیدیان، صابر ابر، ویشکا آسایش، هومن سیدی، پانته آ پناهیها، مهسا علافر، علی استادی و سارا بهرامی نقش آفرینی کرده اند، به خوبی می توان فضای صمیمانه و پرانرژی آنان را درک کرد. یعنی کاملا مشخص است که بازیگران از حضور یکدیگر انرژی فراوانی گرفته و به گروه بازیگران مثال زدنی ای تبدبل شده اند. این فیلم شاید یکی از بهترین کارهای موفق گروه بازیگران در سینمای ایران باشد، یعنی تمامی بازیگران به خوبی از عهده نقش خود بر آمده اند، از این بابت من دیه گو مارادونا هستم یادآور فیلم درباره الی است.بازی درخشان هومن سیدی که بخاطرش سیمرغ بلورین بهترین نقش مکمل مرد را نیز از سی و سومین جشنواره فیلم فجر دریافت کرد و یا نقش آفرینی بی نقص ویشکا آسایش در قالب آدمی به اصطلاح روشنفکر و پرمدعا با شرایط رفتاری و روحی غیر قابل تحمل به اضافه هنرنمایی تمام عیار بابک حمیدیان در نقش یک عقب افتاده، همگی و همگی تا سال ها در ذهن مخاطبان سینمای ایران باقی خواهند ماند.یکی دیگر از نقاط مهم و موفق فیلم کارگردانی بهرام توکلی است که علاوه به هدایت بازیگرانش توانسته تمامی عناصر فیلم را به کلیتی معنادار و یک پارچه بدل کند. میزانسن های مناسب، حرکات معنا دار دوربین،تدوین پویا،دکور و صدا،نورها و موسیقی همگی توانسته اند به خوبی در اختیار کلیت فیلم درآیند و به خوش ساختی آن کمک شایانی رسانند. به هر شکل فیلم من دیه گو مارادونا هستم هجویه ای است بر زندگی اجتماعی امروز ما در ایران و تحلیلی مظحکه گونه بر رفتار طبقه های مختلف جامعه. من دیه گو مارادونا هستم فیلم متوسط و امیدوار کننده است که دوباره دیدنش خالی از لطف نیست.
منتقد و سینماگر
