بایگانی مطالب نشریه

گفتگوی پیام ما با مریم زاهدی عکاسی که نمایشگاهش را در پرورشگاه برپا کرد نمایشگاه نباید صرفا خودنمایی هنری باشد

گفتگوی پیام ما با مریم زاهدی عکاسی که نمایشگاهش را در پرورشگاه برپا کرد
نمایشگاه نباید صرفا خودنمایی هنری باشد

در روزگاری که اکثر نمایشگاه ها (عکس- نقاشی و…) در نگارخانه و گالری ها برگزار می شود،هنرمندی به نام مریم زاهدی نمایشگاه عکسش را در پرورشگاه برپا کرده است. او فارغ التحصیل رشته ی عکاسی از دانشگاه هنر تهران درسال 1380 می باشد.
ایشان اخیرا از تئاترهای اجرا شده در کرمان عکاسی کرده اند و با ترکیبی از عکس های پرتره بازیگران ،بعد از سال ها اولین نمایشگاه انفرادی اش را در پرورشگاه دیلمقانی برپا کرده است.
کار ایشان از چند جهت ستودنی است. افرادی به بهانه ی دیدن عکس به پرورشگاه می آیند و با بچه های آن جا از نزدیک آشنا می شوند… بچه های پرورشگاه هم با شوق و شور عکس ها را از نزدیک می بینند.
در چند دیدار از پرورشگاه کمبود نیروهای متخصص مثل مددکار وروانشناس برای بچه هایی که دچار فقر عاطفی هستند،به چشم می آید . بنابراین گذاشتن برنامه های فرهنگی چون نمایشگاه عکس و نقاشی برگزای نمایش خلاق و… می تواند تاثیر مثبت در روحیه بچه ها داشته باشد.
فکر می کنم با تداوم این گونه نمایشگاه ها و هم چنین برگزاری کارگاه های داستان نویسی و خاطره نویسی و…حسرت ها و دلتنگی های این بچه ها در کالبد هنر بدمد و در آینده انسان های تاثیرگذاری شوند.
در ادامه گفتگوی صمیمانه ی من و مریم زاهدی را می خوانیم:
انگیزه ی شما از برپایی نمایشگاه در پرورشگاه چیست؟
جرقه ی اولیه آن ازدیدن عکس ها و گزارش روزنامه ای بود که استاندار کرمان از پرورشگاه داشتند ،در آن گزارش اظهار نظر یک مسِول بهزیستی توجهم را جلب کرد…که اگر مدرسه را در خود پرورشگاه بسازیم این باعث قطع ارتباط بیشتر بچه ها از جامعه می شود. این هشدار آن قدر مهم بود که می خواستم با برپایی نمایشگاهم ،شخصا ارتباطی بین بچه ها وفضای هنری ایجاد کنم.
هدف شما از این نمایشگاه چیست؟
بنظرم نمایشگاه نباید صرفا خودنمایی هنری باشد. هدف اولیه من ایجاد آشنایی بچه ها با هنرهای تجسمی و تصویری بود. وقتی در حین نصب تابلوها کنجکاوی آن ها را دیدم متوجه علاقه شدید تعدادی ازبچه ها به رشته های هنری شدم و این مرا ترغیب کرد که این گونه فعالیت های فرهنگی را ادامه دهم.
چرا از بازیگرهای تئاتر برای عکاسی استفاده کردید؟
ابتدا به دلیل نبودن آرشیو عکس از بازیگرهای تئاتر کرمان، تصمیم به این کار گرفتم! که البته به دلیل عدم هماهنگی با همه بازیگران و نداشتن وقت کافی نتوانستم این کار را کامل انجام دهم …
چه کسانی در برپایی این نمایشگاه کمک کردند؟
از مدیر پرورشگاه دیلمقانی که با من همکاری داشتند تشکر میکنم و مربیان این مجموعه که تعدادشان کم وکارشان زیاد بود.هم چنین بازیگران خوب تئاتر کرمان به خصوص آقای مهدی حشمتی و خانم سکینه عرب نژاد که نهایت همکاری را داشتند.
امروز که بیشتر از دو هفته از نمایشگاه می گذرد چه باز خوردی داشتید؟
فکر میکنم همان طور که در یک اتفاق بد و ناگوار اکثر آدم ها تاثیر دارند در یک اتفاق خوب هم خیلی ها سهیم و موثرند. با توجه به دوری راه و ساعت محدود بازدید از نمایشگاه وعدم تبلیغات ،دوستانی آمدند که باعث دلگرمی من و بچه ها شدند… این نمایشگاه تجربه فوق العاده ای برایم بود. و نتیجه ی احساسی که می‌خواستم گرفتم، که شاید در گالری های دیگر با بازدید کننده های معمول حاصل نمی شد. فکر می کنم این بچه ها بیش از نیاز مادی، نیاز به فضای لطیف هنری و عاطفی دارند.
از شما به خاطر وقتی که گذاشتید، سپاسگزارم.

جایگاه معلولان در مثلث توسعه استان کجاست؟

جایگاه معلولان در مثلث توسعه
استان کجاست؟

استان کرمان در آستانه تحولی عظیم است؛ این تحول با تشکیل مثلث توسعه اقتصادی کلید خورد و در حوزه های دیگر در حال رصد فرصت ها و تهدیدهایی است که سال ها مانع آبادانی این مرکز استراتژیک جنوب شرق کشور بود. در مثلث توسعه استان کرمان اضلاع معتبری قرار گرفتند که هر کدام بنا بر جایگاه حقیقی و حقوقی خود می توانند قدمی بزرگ در این مسیر خطیر بردارند. این که چرا سال ها پهناورترین استان کشور، بهشت معادن، قطب صنعت و منبع کشاورزی حتی پاره خطی از توسعه نداشت چه رسد به مثلث! از حوصله این یادداشت و علم نویسنده خارج است اما حال با تدبیر دولت امید و توسط نماینده ارشد آن در استان نقشه راهی تهیه شده تا اعتبار امامان جمعه، نمایندگان مجلس و کارآفرینان و سرمایه گذاران چراغ راه توسعه و آبادانی استان شود.
ایران از نظر جمعیت معلولان و جانبازان به دلائل متعددی از جمله وجود اختلالات ژنتیکی، تصادفات جاده ای و تلفات جنگی آمار بالایی دارد. این جمعیت قابل توجه و لزوم احترام و توجه به اصول شرعی و انسانی حقوق بشر مسئولان را وامی دارد تا در تدوین برنامه ها و طرح ها، یک میلیون و 200 هزار توان یاب را ببینند و آنان را از حقوق ملی و شخصی محروم نکنند. استان کرمان به تبع از کشور جمعیت قابل توجهی از این افراد را در خود دارد که توجه کردن به آنان را ضروری می کند. اکنون با شکل گیری نقشه راه سند توسعه استان و نقش آن در تحول اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی بر مدیران و مسئولان تصمیم گیر استان لازم است استعداد و تعهد این قشر را در پس نقص فیزیکی پنهان نکنند و زمینه حضور اجتماعی و به تبع آن مشارکت آنان در فعالیت های اجتماعی را فراهم کنند. لازم است اضلاع معتبر و مقتدر مثلث توسعه و کانون آن استاندار پرتلاش و باتدبیر در مطالعات، طراحی و اجرای طرح ها و پروژه ها سهمی برای زندگی اجتماعی این عزیزان کنار گذاشته و با در نظر گرفتن استعدادها و توانایی های بی شمار آنان و رفع موانع اشتغال پایدار، تحصیل مستمر و ازدواج دلخواه، حضور اجتماعی آنان را به رسمیت شناخته و کرمان را برای زندگی، کار و تحصیل این عزیزان مناسب سازی کنند. حال که تحول عمرانی شهر کرمان در صدر برنامه های استاندار و مدیران ارشد استان قرار گرفته ضرورت دارد در ساخت اماکن و معابر عمومی، تجاری، پزشکی ، دانشگاهی، فرهنگی و تفریحی معبر و مسیر رفت و آمد معلولان، جانبازان و سالمندان دیده شود؛ در احداث زیرساخت های حمل و نقل جایگاه آنان محفوظ بماند و در برنامه ریزی ها و تصمیم گیری ها حضور آنان احساس شود. چراکه آنان جزیی از جامعه شهری کرمان هستند که سهمی از زندگی دارند ولی سهم آنان در میان فراموشی، کم لطفی و حتی بی عدالتی برخی از قانون گذاران و برنامه ریزان نادیده گرفته شده و آنان را به انزوا کشانده است. بسیاری از این عزیزان به دلیل موانعی که سال ها در مسیر تحصیل، اشتغال و ازدواج خود داشته اند از ابتدایی ترین حقوق خود محروم شده و به ناچار خانه نشینی را به فعالیت مفید اجتماعی ترجیح داده اند و این انزوا، افسردگی ها و دلمردگی هایی را بر استعدادها و توانمندی های خدادادی آنان تحمیل کرده است. یک توان یاب گاهی از سفری علمی یا ورزشی به دلیل ناتوانی در استفاده از قطار و اتوبوس بازمانده، یا به دلیل نامناسب بودن محیط دانشگاهی از ادامه تحصیل در رشته مورد علاقه خود محروم شده و یا به دلیل سلطه فرهنگ غلط از ازدواج و تشکیل خانولاده چشم پوشیده است.
حال که کرمان به طور جد و همه جانبه وارد عرصه تحول و توسعه شده و شخصیت های حقیقی و حقوقی برجسته ای گوشه ای از این بار گران را به دوش گرفته اند شایسته است بخشی از جمعیت جامعه شهری را به خاطر آورده و استان را مناسب و مهیای حضور و فعالیت اجتماعی و به حق معلولان، جانبازان و سالمندان کنند چراکه زندگی حق مسلم آن هاست.

معرفی استانداران کرمان از 1300 تا کنون

قسمت دوم:
عبدالحسین تیمورتاش
1303 ـ 1302 ش

عبدالحسین تیمورتاش ملقب به «معززالملک» و «سردار معظم» فرزند کریمداد‌خان متولد 1260 ش. بجنورد، بعد از گذراندن تحصیلات مقدماتی، عازم عشق‌آباد شد و با ورود به مدرسه نظام سن‌پترزبورگ، در رشته امور نظامی به تحصیل پرداخت. پس از بازگشت به ایران به عنوان مترجم وزارت امور خارجه
مشغول به کار شد و پس از اعلام سلطنت محمدعلی میرزا، او عضو هیئتی بود که می‌بایست پادشاهی محمدعلی شاه را به چند کشور اروپایی اعلام نمایند. پس از بازگشت از اروپا از وزارت خارجه کناره‌گیری و از سوی پدرش نایب‌الحکومه بلوک جوین شد.
در انتخابات دوره دوم به عنوان جوان‌ترین وکیل از خراسان به مجلس راه یافت و بعد از تعطیلی مجلس به ریاست قشون خراسان انتخاب شد. در انتخابات دوره سوم از قوچان به مجلس راه پیدا کرد. در 1298 از سوی وثوق‌الدوله به حکمرانی گیلان برگزیده شد. دوران حکمرانی وی در گیلان مقارن با نهضت جنگل به رهبری میرزا کوچک‌خان جنگلی بود و دولت مرکزی برای مقابله با نیروهای انقلابی نهضت، او را راهی منطقه کرد. تاریخ نگاران حکومت وی را در گیلان حکومت ترور، آدم‌کشی، عیاشی و مشروب‌خواری خوانده‌اند (1).
کمی قبل از کودتای 1299 به تهران فرا خوانده و به دستور سید ضیاالدین بازداشت و چندی در زندان به سر برد. در 1300 در کابینه مشیرالدوله تصدی وزارت عدلیه به او محول شد و سال بعد والی کرمان و بلوچستان گردید و در سال 1302 در انتخابات دوره پنجم مجلس شورای ملی مجدداً از نیشابور به وکالت مجلس انتخاب شد. در 1303 در کابینه سردار سپه به وزارت فوائد عامه و تجارت منصوب شد و تلاش خود را برای تغییر سلطنت آغاز، و سال بعد با آغاز سلطنت پهلوی، مراسم تاج‌گذاری رضا‌خان با کمک‌های بی دریغ او برگزار گردید و به پاس خدماتش، به عنوان وزیر دربار برگزیده شد. در سال‌های نخست سلطنت رضا‌شاه، در اوج اقتدار سیاسی و مرد شماره دو کشور محسوب می‌گشت، اما یکه تازی او چندان دوام نداشت و مورد بی مهری رضا شاه قرار گرفت و به تدریج در سراشیبی سقوط قرار گرفت. در سال 1311رسماً از وزارت دربار برکنار شد و به اتهام سوءاستفاده مالی و ارتشاء به جریمه مالی، محرومیت از حقوق اجتماعی و حبس محکوم گردید و در نهم مهر سال 1312 در زندان قصر به قتل رسید.
هدایت در این مورد آورده: «… چندی است شاه به تیمورتاش خوب نگاه نمی‌کند. روزی در افسردگی در هیئت این ابیات را برخواند و از فردوسی دانست:
یکی ابلهی شب چــــــراغی بجست
که با وی بُدی عقد پــروین درست
فزون‌تر ز مـــــــــاه و خورشید بود
سزاوار بازوی جمشــــــــــید بود
خری داشت آن ابله کـــــــــور دل
به جانش بُدی جـــــان خر متصل
چنین شب چــراغی که ناید به دست
شنیــــــدم که بر گردن خر ببست
من آن شب چراغ سحــــــــرگاهیم
که روشن کن از مـــــــاه تا ماهیم
ولیکن مـــــــــــــرا بخت ابله شعار
ببست بــــــــــــــر گردن روزگار
گفتند که در غرور یا از حواس دور از او تراوش کرده باشد که:
رستم یلی بود در سیستان
منش کرده‌ام رستم دستان …» (2)
در مورد تیمورتاش گفته‌اند، وی مردی قدرت طلب، خستگی‌ناپذیر، پرکار، باهوش، زیرک و فاقد هرگونه اصول‌گرایی اخلاقی و مذهبی بود (3).
در مورد حکومت وی در کرمان آمده، وقتی خبر انتخاب تیمورتاش (سردار معظم) به این ناحیه رسید، چون اقدامات وحشیانه‌ی او در خصوص سرکوب قیام جنگل در گیلان، در اذهان مردم نقش بسته بود، قبل از رسیدنش به کرمان، این شعر دهان به دهان پخش شده بود:
خبر مُردن سردار معظم ای کاش، برسد
زود که این زیره به کرمان نرسد
«اما وی که به تازگی با همسر دوم خود «تاتیانا» (از ارامنه‌ی قفقاز) ازدواج نموده و از طرفی از اشتباهات خود در گیلان نیز پند گرفته بود، بیشتر وقت خود را با همسر جوانش در باغ‌های ماهان و کرمان می‌گذراند» (4).
وی هر چند در کرمان به مانند گیلان رفتار ننمود، اما جنایت غیر قابل جبرانی به فرهنگ و تاریخ این منطقه وارد نمود. گفته شده است وی که علاقه زیادی به کتاب‌های خطی و اسناد با ارزش داشت، هنگام رفتن از کرمان تعداد زیادی از کتاب‌های خطی نفیس موجود در کرمان را با خود برد، حتی سند با ارزش وقف‌نامه گنجعلی‌خان (حاکم معروف کرمان در دوران صفویه) که به خط علیرضا عباسی و مهر شاه عباس، شیخ بهایی و … بود را به بهانه مطالعه گرفت و با خود از کرمان برد و اکنون مشخص نیست در کدام مجموعه شخصی کشورهای دیگر است (5).
پی نوشت‌ها:
(1) ـ عاقلی، باقر: تیمورتاش در صحنه سیاست ایران، ص 109.
(2) ـ هدایت، مهدی‌قلی: خاطرات و خطرات، ص 394.
(3) ـ زرشناس، شهریار: نگاهی کوتاه به تاریخچه روشنفکری در ایران، ج 2، ص 75 و 76.
(4) ـ برگرفته از: بهنود، مسعود: این سه زن، ص 176.
(5) ـ به نقل از مرحوم سید محمدرضا هاشمی (مدیر دوم روزنامه بیداری). ایشان همچنین نقل می‌کردند زمانی که برادر بنده، مرحوم سید محمد هاشمی تصمیم گرفت روزنامه‌ای در کرمان تأسیس نماید، به اتفاق نزد حاکم کرمان،(تیمورتاش) رفتیم و ایشان پس از بیان این موضوع، از تیمورتاش در خصوص نام روزنامه مشورت خواست. تیمورتاش با خوشحالی از چنین اقدامی، کمی فکر نمود و گفت: از آنجایی که در تمام ایران نقش مرحوم ناظم‌الاسلام کرمانی در جریان مبارزات مشروطیت بر کسی پوشیده نیست و تمامی اهل فرهنگ و تاریخ، با کتاب مشهور «تاریخ بیداری ایرانیان» تألیف وی آشنا می‌باشند، لذا بنده پیشنهاد می‌کنم نام روزنامه خود را «بیداری» بگذارید. مرحوم سید محمد هاشمی نیز این نظریه را پسندید و روزنامه بیداری در سال 1302 ش. شروع به کار نمود.
معاضدالسلطنه پیرنیا
1303 ش
«ابوالحسن پیرنیا، ملقب به «معاضدالسلطنه» فرزند میرزا محمدباقرخان نائینی ملاک، متولد ۱۲۴۸، پس از فرا گرفتن خواندن و نوشتن به تهران آمد و با کمک میرزا نصرالله‌خان مشیرالدوله پیرنیا در خدمت وزارت امور خارجه قرار گرفت و پس از مشاغل مختلف به سمت سرکنسول ایران در بادکوبه منصوب گردید.
در آغاز حرکت مشروطه‌خواهی با مردم هم‌ صدا شد. ابتدا خواستار عدالت‌خانه و سپس مجلس و قانون و دخالت مردم در سرنوشت خود گردید. به همین سبب و از رهگذر تبلیغات و بهره‌گیری از نفوذ و اقتدار میرزا نصرالله‌خان مشیرالدوله به نمایندگی دوره‌ی اول مجلس شورای ملی انتخاب شد. وی پس از به توپ بستن مجلس، به اروپا رفت و در آنجا به تبلیغات علیه محمدعلی‌شاه قاجار و قانون‌شکنی‌های وی پرداخت (1).
وی پس از پیروزی مشروطه‌خواهان به ایران برگشت و به عنوان نماینده‌ی مردم گیلان به نمایندگی مجلس رفت اما در میانه این دوره از سوی صمصام‌السلطنه بختیاری به عنوان وزیر پست و تلگراف معرفی گردید و در سه ترمیم کابینه همان شغل را داشت.
«وی پس از سقوط این کابینه حاکم یزد شد و چند سالی را با این سمت در آن سامان گذراند. او در سال ۱۳۰۲ هنگامی که رضاخان سردار سپه به نخست‌وزیری رسید، در کابینه وی شرکت کرد و مقام وزارت عدلیه را پذیرفت. ابوالحسن معاضدالسلطنه در دومین کابینه رضاخان هم همین مقام را حفظ کرد. وی در دوره پنجم بار دیگر به نمایندگی مجلس انتخاب شد و در دوره هشتم هم به عنوان نماینده به مجلس رفت. در سال ۱۳۰۳ به عنوان والی کرمان و بلوچستان انتخاب شد و یک سال در این مقام فعالیت کرد.
او در دوران سلطنت رضاشاه پهلوی یک بار دیگر در سال ۱۳۱۴ والی کرمان گردید و پس از دو سال به والی‌گری ایالت فارس برگزیده شد (۱۳۱۶) و در همین سمت در سال ۱۳۱۸ بر اثر ایست قلبی درگذشت. همین امر موجب شد تا عده‌ای شایعه کنند که وی را به امر شاه کشته‌اند. اما واقعیت این است که او به سبب سکته‌ی قلبی مرده بود.
وی با دختر مشیرالسلطنه ازدواج کرده بود و دو پسر و چهار دختر داشت. حسین نواب وزیر امور خارجه و شخصیت سیاسی دوران محمدرضا پهلوی داماد ابوالحسن پیرنیا بود» (2).

پی نوشت‌ها:
(1) ـ بامداد، مهدی: شرح حال رجال ایران، ج 1، ص 285.
(2) ـ عاقلی، باقر: شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، ج 1، ص 470 و 471.
شایان ذکر است، در مورد انتصاب پیرنیا در این سال در برخی منابع اختلاف وجود دارد، اما از آنجایی که وی دو مرتبه حکومت کرمان منصوب گردیده است و در زندگی‌نامه وی اشاره‌ای به حکومت وی در این سال (1303 ش.) شده است، در اینجا از وی یاد شده است.

شعر

رباعی بر خلاف انگاره شعر ناشناسان که آن را قالبی کوتاه، ساده و دست یافتنی می بینند، بسیار دشوار است.
رباعی خوب بیش از یک شعر بلند در ذهن و ضمنیر خواننده بازتاب می یابد و تاثیر می گذارد. شکوه هر یک از رباعی های خیام هرگز کمتر از درخشان ترین غزل های زبان فارسی نیست. کمتر از یک دهه است که دیگر بار اقبال و استقبال از رباعی آغاز شده است نوآوری در فرم، کشف و دستیابی به چشم اندازهای تازه زبانی، نوعی جهت گیری فلسفی در ریختن مضامین غزلی در قالب خوش آهنگ رباعی از دستاوردها و کوشش های نو در عرصه این قالب شورانگیز است.
در زیر نمونه هایی از این رباعی ها را می خوانیم:
ایرج زبردست
باران: تب هر طرف ببارم دارم
دهقان: غم تا به کی بکارم دارم
درویش نگاهی به خود انداخت و گفت:
من هر چه که دارم از ندارم دارم
***
من: دهکده ها نبض حقایق هستند
او: مردم ده با تو موافق هستند
ناگاه صدای خیس رعدی پیچید:
باران که بیاید همه عاشق هستند
***
با جمله ی رندان جهان هم کیشم
خیام ترانه های پر تشویشم
انگار شراب از آسمان می بارد
وقتی که به چشمان تو می اندیشم
***
امشب دلم از آمدنت سرشار است
فانوس به دست کوچه ی دیدار است
آن گونه تو را در انتظارم که اگر
این چشم بخوابد آن یکی بیدار است
***
دیری ست که آتش از تنم می ریزد
صد حنجره خون از سخنم می ریزد
با بار غمی که روی دوشم مانده ست
بر کوه اگر تکیه کنم می ریزد
جلیل صفربیگی
سرد است تبی که در تنم افتاده
نام چه کسی از دهنم افتاده؟
یک روز یقینن خفه ام خواهد کرد
دستی که به دور گردنم افتاده
***
من سر به تنم زیاد بود از اول
شالوده ام از تضاد بود از اول
ابعاد مرا عشق به هم ریخته بود
روحم به تنم گشاد بود از اول
***
شهری است شلوغ با هیاهویی چند
بازار سیاه چشم و ابرویی چند
هر گوشه ی این شهر بساطی پهن است
ای عشق دل شکسته کیلویی چند؟!
***
می لرزم و ضعف دید دارم دکتر
مجنونم و شکل بید دارم دکتر
لبهای من از تب جنون می سوزد
بوسیدگی شدید دارم ای دکتر
***
یک عمر به دنبال سرنخ بودیم
در تاب و تب و عذاب و برزخ بودیم
تقصیر کسی نبود عاشق نشدیم
انگار که ما دو قالب یخ بودیم
***
کم نامه ی خاموش برایم بفرست
از حرف پرم گوش برایم بفرست
دارم خفه می شوم در این تنهایی
لطفا کمی آغوش برایم بفرست
میلاد عرفان پور
تلخ است که لبریز حقایق شده است
زرد است که بازیچه ی منطق شده است
شاعر نشدی، اگر نه می فهمیدی
پاییز بهاریست که عاشق شده است!
***
با بال و پرت نگو که ماندن ننگ است
فریاد نزن که آسمان خوشرنگ است
برگرد پرنده! دل به پرواز نبند
اینجا دل یک قفس برایت تنگ است!
***
اینجا فوران زندگی … آنجا مرگ …
مانده ست در انتظار انسان ها، مرگ
(یک روز به دیدار شما می آیم)
این نامه برای زنده ها
امضا: مرگ!

رضا چایچی شاعر : روز به روز از تعداد مخاطبان ادبیات کاسته می‌شود

رضا چایچی شاعر :
روز به روز از تعداد مخاطبان ادبیات کاسته می‌شود

رضا چایچی می‌گوید: روز به روز از تعداد مخاطبان ادبیات کاسته می‌شود و در چنین وضعیتی تنها شاهد سکوت و دعواهای دسته‌ها و گروه‌ها در رسانه‌ها هستیم.
این شاعر درباره تاثیر رسانه بر کتاب گفت: رسانه‌ها می‌توانند در معرفی کتاب‌های گوناگون برای سنین مختلف نقش پررنگی ایفا ‌کنند. قطعا رسانه‌ها می‌توانند موثر باشند و با معرفی کتاب‌های سودمند در زمینه‌های مختلف به فروش و بالا بردن تیراژ کتاب کمک کنند. او رسانه‌ها را قدرتمندترین ابزار فرهنگی دانست و بیان کرد: در عصر حاضر همه رسانه‌ها از رادیو و تلویزیون گرفته تا روزنامه و مجله می‌توانند سطح آگاهی مخاطبان ادبیات را ارتقا بدهند و تاثیرگذار باشند. رسانه‌ها در همه کشورها امروزه نقش قدرتمند و اساسی به عهده دارند. امروزه رسانه‌ها یکی از قدرتمندترین ابزار فرهنگی محسوب می‌شوند. چاپچی گفت: رسانه می‌تواند از طریق افراد اهل فن که دانش کافی دارند، برنامه‌های گوناگون تهیه کند. این برنامه‌ها می‌توانند توجه مردم را به خود جلب کنند و به سطح دانش و آگاهی آنان بیفزایند. طبعا اگر در رسانه درست برنامه‌سازی شود، می‌تواند نقش مهمی در جامعه ایفا کند. البته عوامل دیگری هم می‌تواند در فروش کتاب نقش داشته باشد. او افزود: مثلا تبلیغ کتاب یکی از راه‌های موثر به نظر می‌رسد که باید با جدیت بیشتر و ابعاد گسترده‌تری دنبال شود، شاید نتیجه‌بخش باشد و بتواند کمی اوضاع نابسامان و حیرت‌انگیز «کتاب نخواندن» را بهبود بخشد. به طور کلی باید بگویم برای بالا بردن سرانه مطالعه به نظر می‌رسد راه‌هایی هست که برخی از آن ها نیازمندِ برنامه‌ریزی‌های درازمدت است. او درباره برنامه‌های بلندمدت اظهار کرد: این برنامه‌ها شامل تربیت کودکان از سنین پایین و آشنا کردن آن‌ها با کتاب حتی از دوره پیش‌دبستانی است. همچنین در ادامه آن باید راهکارهایی توسط آموزش و پرورش و نهادهای آموزشی پیش‌بینی شود، تا عادت به مطالعه در نهاد و سرشت کودکان ما کاشته شود.

شهرداد روحانی جشنواره موسیقی فجر را کلید زد

شهرداد روحانی جشنواره موسیقی فجر را کلید زد
مراسم افتتاحیه سی‌ویکمین جشنواره بین‌المللی موسیقی فجر روز جمعه 27 آذرماه با پیانون وازی شهرداد روحانی در تالار وحدت آغاز شد.
با آغاز این مراسم، سی ‌و یکمین جشنواره بین‌المللی موسیقی فجر به طور رسمی کلید خورد تا اجراها همانند سال‌های گذشته اواخر بهمن ماه انجام شود.
بر این اساس، این مراسم به منظور اعلام جدول نهایی و سیاست‌های جدید و راهبردی سی‌ویکمین جشنواره بین‌المللی جشنواره فجر برگزار می‌شود.
مراسم افتتاحیه با استقبال هنرمندان و علاقه‌مندان به موسیقی همراه بود.
احسان کرمی که اجرای این مراسم را بر عهده دارد، از تغییرات ساختاری جشنواره خبر داد و گفت: در راستای دیپلماسی فرهنگی هنرمندان خارجی زیادی برای حضور در جشنواره موسیقی فجر به کشور ما می‌آیند. سپس ویدئویی پخش شد که تغییرات بنیادی جشنواره در آن توضیح داده شده بود.
همچنین در این ویدئو پیام معاون هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای جشنواره‌ی موسیقی فجر برای حاضران پخش شد.
در مراسم روز جمعه همچنین ساختار نوین جشنواره بین‌المللی موسیقی فجر با پخش یک ویدیو معرفی شد.
در سی‌ویکمین جشنواره موسیقی فجر جوایز به سه بخش اصلی آلبوم‌ها، کنسرت‌ها و بخش جانبی تقسیم می‌شوند.
در این میان در نخستین سال با توجه به محدودیت‌های زمانی، داوری تنها در بخش «آلبوم‌ها» انجام می‌شود و آثار در تمامی شاخه‌های موسیقی مورد داوری قرار می‌گیرند.
در این بخش در هر دوره، کلیه آثار منتشر شده از مهرماه سال گذشته تا مهرماه همان سال، مورد ارزیابی و داوری قرار می‌گیرند؛ اما در سال اول به عنوان نخستین سال افزودن این بخش به جشنواره آلبوم‌هایی که از مهرماه 1392 تا مهرماه 1394 تولید شده‌اند، بررسی خواهند شد.
معرفی بخش بین‌الملل بخش دیگری از مراسم بود. شجاعت حسین خان، دالیبور کاروای، ژیوان گاسپاریان، فیض علی فیض، بارتلمی بیتمن، اکبر خمیسو خان، آنو فاواتا، آندو رمانی و کمانه در این دوره جشنواره روی صحنه می‌روند.

رو سر بنه به بالین‌، تنها مرا رها کن

به مناسبت سالروز درگذشت مولانا
رو سر بنه به بالین‌، تنها مرا رها کن
وفات مولانا جلال‌الدین در پنجم جمادى‌الآخر سال ۶۷۲ اتفاق افتاد. مرگ وى در قونیه به‌صورت واقعه‌اى سخت تلقى شد، چندان که تا چهل روز مردم سوگ داشتند. جنازه او را در قونیه نزدیک تربت پدرش بهاءالدین ولد به‌خاک سپردند و اکنون به ‹قبهالخضراء› معروف است مهمترین اثر منظوم مولوى مثنوى شریف است در شش دفتر به بحر رمل مسدس مقصور یا محذوف که در حدود ۲۶۰۰۰ بیت دارد. در این منظومه طولانى که آن را به‌حق باید یکى از بهترین زادگان اندیشه بشرى دومین اثر بزرگ مولوى ‹دیوان کبیر› مشهور به دیوان غزلیات شمس تبریزى است، زیرا مولوى به‌جاى نام یا تخلص خود در پایان غالب غزل‌هاى خود نام مرادش شمس‌الدین تبریزى را آورده است. سومین اثر منظوم مولوى رباعیات او است که در چاپ مرحوم استاد فروزانفر عدد آنها به ۱۹۸۳ رباعى (۳۹۶۶ بیت) رسیده است. از مولوى اثرهائى به نثر باقى‌مانده که در خور اهمیت بسیار است و شامل مجموعه ‹مکاتیب› و ‹مجالس› او و کتاب ‹فیه‌مافیه› است.
شعری از مولانا:
رو سر بنه به بالین‌، تنها مرا رها کن
ترک من خراب شبگرد مبتلا کن
ماییم و موج سودا، شب تا به روز تنها
خواهی بیا ببخشا‌، خواهی برو جفا کن
از من گریز تا تو‌، هم در بلا نیفتی
بگزین ره سلامت، ترک ره بلا کن
ماییم و آب دیده‌، در کنج غم خزیده
بر آب دیده ما صد جای آسیا کن
خیره‌کشی است مارا‌، دارد دلی چو خارا
بکشد‌، کسش نگوید :«تدبیر خونبها کن»
بر شاه خوبرویان واجب وفا نباشد
ای زرد روی عاشق‌، تو صبر کن، وفا کن
دردی است غیر مردن‌، آن را دوا نباشد
پس من چگونه گویم کاین درد را دوا کن؟
در خواب‌، دوش، پیری در کوی عشق دیدم
با دست اشارتم کرد که عزم سوی ما کن
گر اژدهاست بر ره‌، عشق است چون زمرد
از برق این زمرد‌، هین‌، دفع اژدها کن

علی محمد رادمنش برای نویسندگی و کارگردانی نمایش محیطی «به سوی دمشق» تجلیل شد

علی محمد رادمنش برای نویسندگی و کارگردانی نمایش محیطی «به سوی دمشق» تجلیل شد
علی محمد رادمنش برای نویسندگی و کارگردانی نمایش محیطی «به سوی دمشق»در فرهنگسرای ارسباران تجلیل شد. نمایش محیطی به سوی دمشق به نویسندگی و کارگردانی علی محمد رادمنش در قالب دومین سوگواره هنرهای نمایشی و آئین های مذهبی خمسه با موضوع شهدای مدافع حرم در محوطه باز مجموعه تئاتر شهر از ۱۲ آذرماه اجرای خود را آغاز کرد و در روز ۲۴ آذرماه پایان یافت. این نمایش به شیوه محیطی و تئاتر فیزیکال در دومین سوگواره هنرهای نمایشی و آئین های مذهبی خمسه از ۱۲ الی ۲۴ آذر ماه ساعت ۱۸ در محوطه باز مجموعه تئاتر شهر اجرا شده است. به سوی دمشق، نمایشی است بدون کلام و بر پایه موسیقی، آوا و نوا، و حرکت بازیگران که از مشارکت و حضور مستقیم تماشاگران در اوج رخدادها بهره می برد. در این نمایش بیشتر از حرکت که قدرتمندترین ابزار بیان کننده در آفرینش تئاتر است، استفاده شده تا رویدادها و درون مایه نمایش از طریق هنرهای بصری و آمادگی جسمانی بازیگر به تماشاگر در فضایی که خود نیز جزئی از آن است، انتقال داده شود.
ماجراهای نمایش محیطی به سوی دمشق در یک مکان واحد (یک زائرسرا در مسیر دمشق) رخ می دهند. عوامل اجرایی این نمایش عبارتند از؛ بازیگران: فاطمه رادمنش، حمید صدری، امیرعلی قلی پور، احسان خیرمند، محسن نگارستانی، فخرالدین سعادت زاده، محمدرضا ایزدی، محمدحسین اثنی عشری، علی عبدالهی، عدنان محمدی پور، محمد زارع جعفری، محسن پازوکی، محسن پورابولی، ستاره سیاحی، سحر صفریان، نیما رنجبرانی، حسین امانی، یکتا توکلی طراح حرکت: سارینا شاد، طراحی فضا و صحنه: حسام حسینی، عباس نورآبادی ،انتخاب موسیقی: علیرضا نصیری، طراح لباس: مرضیه رادمنش، نورپردازی: مجید برهانی، دستیاران کارگردان:آرمان رحمانی زاده، احمد رادمنش، مدیر صحنه: مهران سیفعلی پور، منشی صحنه: مریم سیفعلی پور، عکاس: نگار نمازی، مدیر تصویربرداری: امیر مهرورزان،طراح پوستر و بروشور: داوود رحیمی دومین سوگواره هنرهای نمایشی و آیین‌های مذهبی خمسه با حمایت سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران و به دبیری علی‌اصغر خسروی از ۵ الی ۲۴ آذر ماه برگزار شد.

به مناسبت سال روز در گذشت مرتضی احمدی: صدای تهران قدیم

به مناسبت سال روز در گذشت مرتضی احمدی:
صدای تهران قدیم

مرتضی احمدی ۱۰ آبان ۱۳۰۳ در تهران به دنیا آمد ،او بازیگر سینما و تلویزیون، صداپیشه و خواننده بود. او در چهار عرصه «سینما، تلویزیون، رادیو و تئا‌تر» بازیگری صاحب سبک، در هنر دوبلاژ گوینده‌ای با یک صدای خاص و منحصربه‌فرد و نیز یادآور عصر طلایی دوبله در کشورمان بود. در نگارش کتاب‌هایش نیز نویسنده‌ای ، خوش‌قلم و توانا نشان می‌داد. کتاب‌هایی که هر یک برآمده و چکیده‌ای از سال‌ها پرسه زدن و جدیت در یکی از عرصه‌های مورد علاقه و فعالیتش بودند.
احـمـدی برای اولین بار به سبک بیات تهران در پیش پرده‌ها آواز خواند و در سال ۱۳۲۲ برای کار در رادیو تهران دعوت شد. در یکی از پیش پرده‌ها ترانه‌ای دیگری به نام «کارگرم من» را برای کارگران راه‌آهن اجرا کرد که منجر به اعتصاب آنها گردید پس از پایان اعتصاب دستگیر شد.
احـمدی در ۱۳۲۳ در رادیو تهران چندی بعد در رادیو ایران و بعد از آن در رادیو و تلویزیون ایران مشغول به کار شد تا برنامه‌های کمدی اجرا کند. در دوره‌های مـختلفی در رادیو کار کرد و از جـمله تیپی به نام «بابا جاهل گریان» اجرا کرد و به سبک‌های مـختلف ترانه و آواز خواند. در فروردین ۱۳۵۳ نقش اول سریال پربیننده هردمبیل، نوشته پرویز خطیبی را بازی کرد در نظرخواهی‌از مردم در سال ۱۳۵۶ به‌عنوان مـحبوب‌ترین هنرپیشه رادیو انتخاب شد.
در فروردین ۱۳۴۹ احـمدی به دعوت علی حاتمی ترانه عنوان‌بندی فیلم حسن کچل را، ضربی‌خوانی کرد (که به نام روحوضی نیز شناخته می‌شود). در هـمین سبک در ۱۳۲۸ پنج صفحه موسیقی برای یک شرکت انگلیسی ضبط کرد. او بیش از چهارصد ترانه ضربی و صد و پنجاه ترانه فکاهی خوانده است،و مرتضی احمدی در 30 آذر ۱۳۹۳ در تهران درگذشت.

ابقای مدیرعامل آبفای رفسنجان

ابقای مدیرعامل آبفای رفسنجان
طی حکمی از سوی محمد طاهری مدیرعامل و رئیس هیئت مدیره شرکت آب و فاضلاب استان کرمان، عباس سالاری مدیرعامل آبفا رفسنجان در سمت خود ابقا شد. در این حکم آمده است: جناب آقای عباس سالاری پور نظر به انقضای مدت عضویت جنابعالی به عنوان عضو اصلی هیئت مدیره و مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب رفسنجان و با عنایت به مراتب تعهد، شایستگی و سوابق مفید و ارزشمند و در راستای اجرای مفاد 9،12 و 15 اساسنامه شرکت آب و فاضلاب رفسنجان، به موجب این حکم از تاریخ 93/7/14 برای مدت دو سال دیگر به عنوان عضو اصلی هیئت مدیره و مدیرعامل آن شرکت منصوب می شوید.
امید است با اتکال به خداوند متعال ضمن بهره گیری از تخصص و تجربیات گذشته در انجام امور محوله و تحقق اهداف پیش بینی شده در اساسنامه شرکت و توفیق به نظام مقدس جمهوری اسلامی و خدمت به مردم شریف و بزرگوار شهرستان رفسنجان موفق و موید باشید.

یادداشت

دستیابی به صلح در سوریه امکان‌پذیر است*
محمد جواد ظریف
گروه بین‌المللی حمایت از سوریه (ISSG) چارچوب منحصر به فردی برای شماری از بازیگران اصلی جهت انجام بحثهایی مهم راجع به موضوعات مربوط به بحران سوریه فراهم کرده است. از این رو، امکانی واقعی جهت ایجاد تحولی عینی در شرایط سیاسی جاری شکل گرفته که می تواند به اتخاذ تدابیری مشخص در جهت برقراری صلح کمک کند. لذا، ضروری است که در این شرایط بر روند سیاسی و ایجاد یک جبهه متحد بر علیه افراطیون خشونت طلب متمرکز شویم. با این حال، پیش شرطهایی که طی بیش از چهار سال گذشته موجب ادامه خشونت و خونریزی بوده است، همچنان مانع پیشرفت در چنین جهتی است. در واقع، آنچه که هم طنز آمیز است و هم تاسف بار این است که این پیش شرطها گویای خواست مردم سوریه نیستند؛ بلکه منعکس کننده اهدافی هستند که طرفهای خارجی دنبال می کنند؛ طرفهایی که هیچ یک حق تحمیل اراده خود بر یک ملت مستقل را ندارند.
مردم سوریه به قیم نیاز ندارند. عصر تحت‌الحمایگی مدتها است که سپری شده است. مضحک و بی معنی است که کسانی که از قواعد اولیه رفتار دمکراتیک با مردم خود و اصول اولیه دمکراسی مانند قانون اساسی و انتخابات احتراز می کنند، اکنون خود را به کسوت دروغین قهرمانان دمکراسی در سوریه درآورده اند. با این حال، دمکراسی ادعایی آنها متوجه فراهم کردن فرصت ابراز عقیده برای مردم سوریه نیست، بلکه هدف منحرف کردن روند سیاسی از طریق ممانعت از برقراری آتش بس را دنبال می کند. آنها در ضمن می کوشند تا وابستگان به القاعده از جایگاه برجسته ای در میز مذاکره برخوردار شوند.
باعث نگرانی است که برخی به راحتی فراموش کرده اند که چگونه باندهای شروری مانند داعش و القاعده که تحت عناوین و به شکلهای گونه گون تکثیر می شوند، تهدید مشترکی علیه همه ما، از جمله پرورش دهندگان آنها هستند. توهمی بیش نخواهد بود اگر تصور کنیم حمایت مستقیم از این تروریستها یا پشتیبانی از همزادهای ایدئولوژیک آنها با نامهای متفاوت می تواند به اهرم موثری برای تامین حتی اهداف سیاسی کوتاه مدت کسی تبدیل شود.
با این حال، آنان که از افراط گراهای ستیزه جو حمایت کرده اند، نه تنها به اقدامات خود بدون نگرانی از مجازات ادامه می دهند بلکه در پشتیبانی از تروریسم نیز مصراند. آنها حتی از متحدان سیاسی و لابی های خود جهت مشروع جلوه دادن ارائه چنین کمکهایی و دریافت کنندگان این کمکها، از جمله از طریق تلاش برای تفکیک تروریستها به «خوب» و «بد»، بهره می جویند.
افراطیون ماسک دار علاوه بر کشتن بیگناهان بی شمار، ثابت کرده اند که اگر چه تروریسم دارای هیچ پس زمینه مذهبی، ملی یا قومی نیست، اما دارای پشتیبانانی با نام و نشان و دارای دستور کاری هولناک است. از سوریها بپرسید؛ یا از عراقی ها که طی ۱۲ سال اخیر هدف حدود ۲۰۰۰ بمبگذاری انتحاری بوده اند. آنان که مرتکب این جنایات می شوند و آنان که در نیویورک، لندن، مادرید، پیشاور، بیروت، تونس، پاریس، سن برناندینو و جاهایی دیگر دست به جنایت زده اند، همه با رشته واحدی به هم مرتبط اند و افراطی گری همه آنها ریشه در تبلیغات عوامفریبانی دارد که اسلامی تحریف شده را با کمک پول نفت در جهان منتشر می کنند.
آنچه که در آن روز سرنوشت ساز از ماه سپتامبر، ۱۴ سال قبل، رخ داد و پاسخی که به آن داده شد، مستقیما به حوادث تلخ پاریس، بیروت و سن برناندینو در چند هفته اخیر ربط دارد. به رغم هزینه سنگین چند صد هزار کشته و صرف بیش از ۴ تریلیون دلار، آنچه که باصطلاح «جنگ علیه ترور» خوانده می شود، از نیل به اهداف اعلام شده خود باز مانده است. ایدئولوژی معیوب گروههایی چون القاعده نه تنها زنده مانده بلکه اشاعه نیز یافته و منشاء ظهور و بروز کینه توزی های خام و خونریزی های بیشتر شده است. اشرار نقاب دار اکنون مشغول تخریب در گهواره تمدن بشریت اند.
تروریستها نباید هرگز اجازه تعیین دستور کار یا دیکته کردن نحوه پاسخ را می یافتند. این اشرار مولود انتقام جویی های بی حد و حصر، شکست در اتحاد با هدف مقابله با ریشه های تروریسم و دادن امکان فرار از مجازات به متحدان تروریستها و کسانی است که افراطی گری را سرمایه و اهرمی برای خود می دانند. همه باید درک کنیم که امنیت نمی تواند به قیمت ایجاد نا امنی برای دیگران حاصل شود. مادام که تغییری جدی در مسیر داده نشده، افراطی گرایی خشونت طلب به جنایت علیه همه حتی کسانی که آنرا تغذیه می کنند، ادامه خواهد داد.
نباید اشتباه کنیم؛ طی چهار سال گذشته، سوریه مرکز ثقل جنگی تمام عیار بر سر آینده تمامی ما بوده است. «تمامی ما» در واقع تکرار نکته ای در پیام اخیر آیت الله خامنه ای است که تهدید افراطیون منحرف را «درد مشترک ما» خوانده است، چرا که همه جهانیان دارای سرنوشت مشترکی هستند و هیچ کس از عواقب جنگ مرگ و زندگی که همه درگیر آن هستیم، مصون نخواهد بود.
از ابتدای بحران سوریه، مواضع ایران بر سه پایه استوار بوده است: احترام به خواسته ها و اراده آزاد مردم سوریه برای تصمیم گیری در مورد آینده شان و تدبیر امور خود؛ مخالفت با مداخلات خارجی که متوجه تحمیل خواسته های طرفهای خارجی بر یک مردم مستقل است و رد تروریسم به عنوان ابزاری برای نیل به اهداف سیاسی. ایران بر این سه مبنا همواره اصرار داشته هیچ راه حل نظامی برای بحران سوریه وجود ندارد و تنها صندوق رای می تواند نهایتا به شکل گیری دوران جدیدی در سوریه بیانجامد. برای این منظور، ایران بطور مستمر خواستار برقراری فوری آتش بس و خاتمه خونریزی، برقراری گفتگو بین دولت سوریه و گروههای مخالف که تروریسم را رد می کنند، تلاش همآهنگ و واقعی جامعه بین المللی برای ریشه کنی افراطیون خشونت طلب و یک مبارزه جهانی برای پرداختن به فاجعه انسانی جاری و بازسازی سوریه بعد از فرو نشستن آتش جنگ بوده است.
* چاپ شده در روزنامه گاردین

برای تحکیم انقلاب، از آبرویم گذشتم

برای تحکیم انقلاب، از آبرویم گذشتم

ایلنا نوشت: یادگار امام اظهار داشت: امام به ما آموختند برای حفظ و تحکیم این انقلاب از همه چیز خود می‌گذرم و من نیز برای انقلاب از آبروی خود خواهم گذاشت. حجت‌الاسلام والمسلمین سیدحسن خمینی بعد از ثبت نام در انتخابات مجلس خبرگان وارد سالن ششصد نفره وزارت کشور شد و در جمع خبرنگاران مستقر در وزارت کشور سخنرانی کرد. یادگار امام گفت: توفیق شد که در یک صبح جمعه برای انتخابات خبرگان ثبت نام کنم. وی با اشاره به اینکه از باب ادب و احترام به مردم شریف ایران و به خصوص مردم تهران وارد این انتخابات شدم اظهار داشت: در هفته گذشته که این بحث مطرح شده بود با سه نوع برخورد مواجه شدیم. برخی استقبال کردند و برادر کوچک خود را مورد لطف قرار دادند. حجت الاسلام سید حسن خمینی اقبال مردم از نامزدی خود را نشانی بر زنده بودن راه امام در جامعه خواند و گفت: دسته دوم هم نقد کردند که از آنها هم تشکر می‌کنم. یادگار امام تاکید کرد: دسته سومی بودند هم که این حضور را اختلاف و شکاف در نظام تفسیر کردند؛ در صورتی که این حضور بر اساس دستور امام مبنی بر دفاع از آرمان‌های جمهوری اسلامی است و امام به ما آموختند برای حفظ و تحکیم این انقلاب از همه چیز خود می‌گذرم و من نیز از آبروی خود خواهم گذاشت. وی با اشاره به جمله امام(ره) مبنی بر «جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد» تاکید کرد: ما هیچ راهی جز این نداریم که «جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد» را محور کارهای خود قرار می‌دهیم. حجت الاسلام سیدحسن خمینی ادامه داد: به صورت مستقل در انتخابات خبرگان شرکت کرده‌ام و از همه اقشار و افرادی که در این مسیر وی را همراهی کرده‌اند تشکر می‌کنم. نامزد انتخابات خبرگان رهبری گفت: هیچ چیز از همراهی و همدلی مهمتر نیست و ان‌شاءلله بتوانیم انتخابات خوبی را پیش رو داشته باشیم و من هم بتوانم به آنچه موجب رضایت خدا باشد عمل کنم.