بایگانی مطالب نشریه
دبیر اجرایی ماراتن بین المللی کویر در گفت و گوی اختصاصی با «پیام ما»:
ماراتن بین المللی کویر به ثبت جهانی بیابان لوت کمک می کند
احتمالا به گوش شما هم خورده است. ماراتن بین المللی کویر. رویدادی ورزشی و گردشگری که قرار است بهار سال آینده در بیابان لوت کرمان برگزار شود. در حالی که با اجرایی شدن برجام و برداشته شدن تحریم ها انتظار می رود صنعت گردشگری جان تازه ای بگیرد، برگزاری چنین رویداد بین المللی با همکاری پائولو بارگینی، قهرمان سابق دوی ماراتن جهان می تواند نقش موثری در توسعه گردشگری کرمان داشته باشد. برای اطلاع از چند و چون برگزاری ماراتن بین المللی کویر با معین افضلی، دبیر اجرایی این رویداد هم کلام شدیم. افضلی که فارغ التحصیل رشته گردشگری می باشد نزدیک به ده سال است که در حوزه گردشگری نقش فعالی دارد و حالا با برگزاری ماراتن بین المللی کویر می خواهد گام محکمی در توسعه پایدار بیابان لوت بردارد. ماحصل گفت و گوی یک ساعته ما با معین افضلی را در ادامه بخوانید.
وقتی خبر برگزاری ماراتن کویر در بیایان لوت را شنیدم، این سوال برایم پیش آمد که چرا این رویداد برگزار می شود؟ واضح تر بگویم، چه شد که تصمیم به برگزاری چنین ماراتنی گرفتید؟ در حالی که تا به حال در ایران سابقه برگزاری آن وجود نداشته.
ببینید الان دیگر تورهای گردشگری همانند گذشته نیستند و گردشگران کمتر سبک سنتی را می پسندند. امروز طبیعت گردی بیش از دیدن آثار تاریخی برای گردشگران اهمیت دارد. نه اینکه آن آثار دیگر مشتری ندارد، نه، بلکه در کنار آن گردشگران به طبیعت گردی هم علاقه دارند. این ماراتن هم در قالب همان طبیعت گردی است. وقتی شرایطی مثل مسیر 250 کیلومتری بسیار متنوع که در هیچ کجای دنیا یافت نمی شود را داریم، چرا این کار را انجام ندهیم؟ شرایطی که بیابان لوت دارد باعث شد تا به فکر این رویداد بیفتیم.
مراکش در برگزاری ماراتن های کویر در جهان شهرت دارد.
بله. کلا این ماراتن ها یک برنامه بلند مدتی برای معرفی کویرهای دنیاست. مراکش هم از اسل 1984 تا به حال 32 دوره ماراتن کویر برگزار کرده و الان به جایی رسیده اند که پادشاه مراکش این رویداد را افتتاح می کند.
یعنی ماراتن کویر مراکش یک برند برای این کشور شده است.
دقیقا. ببینید این ماراتن ها نوعی رویداد بین المللی هستند. در کنار این رویداد می توان پتانسیل های مختلفی را معرفی کرد. مثلا ثابت می شود که فلان کویر امن است.
به بحث امنیت اشاره کردید. متاسفانه تبلیغات منفی علیه کشورمان در کشورهای اروپایی وجود دارد و جنوب شرق ایران هم بیشتر تحت تاثیر این تبلیغات منفی است. فکر می کنید این ماراتن می تواند در شکستن این جو تاثیر بگذارد؟
یکی از کارهایی که ما چندی پیش با حمایت استاندار و مدیرکل میراث فرهنگی کرمان انجام دادیم، هفتمین جشن راهنمایان گردشگری در کرمان بود. 700 نفر از راهنمایان گردشگری به کرمان آمدند و از اینجا بازدید کردند. بُرد خبری خوبی به وجود آمد. از این جهت که یک گردهمایی بزرگ در جنوب شرق ایران انجام شده است. به این نکته توجه کنید تا چند سال قبل جنوب شرق ایران جزو لیست سیاه خیلی از کشورها بود که به گردشگرانش اجازه نمی داد به مرزهای شرقی ایران نزدیک شوند. ولی ما با برگزاری جشن راهنمایان گردشگری ثابت کردیم که این تبلیغات منفی است. حالا هم با برگزاری ماراتن بین المللی کویر می خواهیم امنیت کویر لوت را تضمین کنیم و به همه دنیا نشان دهیم که این منطقه امنیت دارد و این تبلیغ های منفی که می کنید حقیقت ندارد.
پس ماراتن کویر گام دوم شما در معرفی بیابان لوت است.
بله. جشن راهنمایان گردشگری رویدادی ملی بود و ماراتن کویر یک رویداد بین المللی. دقت کنید که تمام کسانی که در این ماراتن از کشورهای مختلف شرکت می کنند، برای بیابان لوت سفیر هستند. این را هم بگویم الان یک سال است که تبلیغات برای این ماراتن و در نتیجه تبلیغات برای بیابان لوت شروع شده است.
در اولین نشست خبری که در اداره کل میراث فرهنگی کرمان برگزار شد بر برگزاری سالانه این رویداد در بیابان لوت تاکید شد. این برنامه در دستور کارتان هست؟
بله. ما الان قراردادی پنج ساله بستیم که این رویداد سالانه برگزار شود. البته برگزاری سالانه رویدادی به بزرگی ماراتن بین المللی کویر نیازمند فراهم بودن شرایط است. مثلا الان رئیس جمهور کشورمان به ایتالیا سفر کردند و به برگزاری این رویداد کمک بزرگی شد. خوشبختانه در حال حاضر به همت دولت تدبیر و امید شرایط خوبی برای برگزاری ماراتن کویر فراهم است. برای برگزاری سالانه هم باید شرایط فراهم باشد.
چه شد که با پائولو بارگینی آشنا شدید؟
شرکت بین المللی ایران گردی و جهان گردی آزادی (آیتو) چندین سال است که به عنوان یکی از بزرگ ترین وارد کننده های تور های گردشگری به ایران فعال است و آژانس چیستا گشت در کرمان هم با این شرکت همکاری می کند. این را اول بگویم که ابتدا قرار بود که ماراتن کویر در استان فارس برگزار شود و آیتو با همکاری پائولو بارگینی قصد این کار را داشت. ما با آیتو رایزنی کردیم که پائولو بارگینی و هیات همراهش از کویر کرمان هم بازدید کنند و بعد تصمیم بگیرند که در چه منطقه ای ماراتن کویر را در ایران برگزار کنند. پس از اولین بازدید، پائولو بیابان لوت را انتخاب کرد و همکاری ما با او شروع شد. البته نباید از کمک های آقای جهانشاهی معاون گردشگری، آقای وفایی مدیرکل میراث و آقای پورحسینی معاون کمیته ملی طبیعت گردی ایران چشم پوشی کرد.
پیش بینی می کنید چه تعداد در این ماراتن شرکت کنند؟
ما پیش بینی کرده ایم حدود 100 نفر از کشورهای مختلف برای شرکت در این ماراتن به کرمان بیایند. تا الان 200 نفر پیش ثبت نام کرده اند و پس از تست گرفتن، نفرات نهایی انتخاب می شوند.
نحوه ثبت نام چگونه است؟
از طریق سایت
Www.extremeracesorganization.com
چطور از کسانی که از طریق اینترنت ثبت نام می کنند می خواهید تست بگیرید؟
یک سری اطلاعات از آن ها می گیریم. شرایط مسابقه را هم برای آن ها ایمیل می کنیم. این ماراتن دو فاز دارد. مسیر 250 کیلومتری و مسیر 150 کیلومتری. بر اساس شرایط مسابقه و اطلاعات ثبت نام کنندگان، نفرات نهایی انتخاب می شوند.
جزئیات مسابقه را شرح دهید.
جوری طراحی کرده ایم که 90 درصد از زیبایی های لوت در این مسیر قرار گیرد. دوندگان در این مسیر از رود شور، جنگل، کلوت ها و کوه عبور می کنند. زیبایی هایی که کسی باور نمی کند در بیابانی که گرم ترین نقطه دنیا را در خود جا داده، وجود داشته باشد. پائولو هم ابتدا باور نمی کرد و وقتی این زیبایی ها را دید گفت که مو به تنم سیخ شده است. در مورد جزئیات هم بگویم این مسابقه در اردیبهشت ماه سال آینده و در مسیری 250 کیلومتری برگزار می شود. روزانه دوندگان 35 تا 40 کیلومتر را می دوند. هر روز از ساعت 7 صبج می دوند تا 15:30 بعداز ظهر. فقط در روزهای چهارم و پنجم است که 80 کیومتر را باید بدون وقفه بدوند.
کل رویداد چند روزه است؟
هفت روزه است.
مسابقه برنده هم دارد؟
یکی از اهداف اصلی این ماراتن ها لذت بردن از طبیعت است و برنده شدن چندان مطرح نیست. اما ما برای سه نفر اول مدال و جوایزی را در نظر گرفتیم. اما اصل ماراتن ها ماجراجویی و روبرو شدن با چالش هاست.
از ایران هم کسی می تواند ثبت نام کند؟
بله. از طریق همان سایت
Www.extremeracesorganization.com ما یک شرایطی را هم گذاشته ایم تا در 15 کیلومتر انتهایی مسیر، ماکسیمم 300 دونده ایرانی، دوندگان ماراتن را همراهی کنند.
از جزئیات مسابقه بگذریم. این ماراتن در بخش های مختلفی مثل گردشگری می تواند به کرمان کمک کند. در زمینه اقتصاد چه؟
قطعا تاثیرات مثبتی دارد. ما تا همین الان حدود 70 میلیون برای آن منطقه هزینه کرده ایم. در بحث اقامت هم کمک می شود. گردش مالی این رویداد نزدیک به یک میلیارد تومان است.
بیابان لوت چه؟
لوت با این رویداد جهانی می شود. همین الان 110 آژانس مسافرتی دنیا در ثبت نام و معرفی لوت به بهانه ماراتن کویر نقش دارند. این ها مانور تبلیغاتی است دیگر. در زمان برگزاری ماراتن هم دو شبکه مطرح اسکای اسپورت و رای ایتالیا گزارش هایی را از این ماراتن و بیابان لوت پخش می کنند.
پس پروژه بزرگی است.
فوق بزرگ.
سوالی که پیش می آید این است که این پروژه فوق بزرگ را بخش خصوصی با چه پشتوانه دولتی می خواهد انجام دهد؟
ببینید شرکت یاناویاجی به ریاست آقای ماسیمو و آکادمی دو و میدانی به ریاست پائولو در ایتالیا شرکت های بزرگی هستند. آیتو و چیستا گشت هم در ایران سابقه خوبی دارند. همکاری این چهار شرکت می تواند نتایج خوبی را به بار آورد. اما ما پشتوانه دولتی هم داریم. در اینجا باید از آقای رزم حسینی استاندار محترم کرمان تشکر کنم. ایشان دید خوبی نسبت به گردشگری دارند. خوشبختانه با توجه ایشان، همه بخش های دولتی حالا پای کار آمده اند. میراث فرهنگی، هلال احمر، اورژانس، دستگاه های امنیتی، اداره کل سیاسی استانداری، علوم پزشکی، بخشداری شهداد و اتاق بازرگانی به عنوان نماینده بخش خصوصی به ما در برگزاری این رویداد کمک می کنند.
یکی از بحث هایی که مطرح می شود این است که با برگزاری این رویداد، بیابان لوت تخریب نمی شود؟ خصوصا که قرار است این بیابان ثبت جهانی هم شود.
اتفاقا این رویداد به ثبت جهانی بیابان لوت کمک هم می کند چرا که در معرفی این بیابان به جهانیان نقش زیادی خواهد داشت. شعار ما در این رویداد توسعه پایدار و حفاظت از محیط زیست است. شما شک نکنید که بعد از برگزاری این رویداد هیچ گونه اثر تخریبی نخواهید دید.
صحبت خاصی اگر دارید بفرمایید.
من از همین رسانه از تمام کسانی که فکر می کنند می توانند به ما در برگزاری این رویداد کمک کنند، می خواهم به دبیرخانه این رویداد که واقع در بلوار جهاد، بین کوچه های 19 و 21، آژانس چیستا گشت است مراجعه کنند.
دیدار محمد صنعتی با کارکنان و عیادت از بیماران بیمارستان الزهرا (س)
بیمارستانی به ژرفای نیم قرن تاریخ معاصر
خاطرم هست که چند ماه پیش در روزنامه پیام ما یادداشتی نوشته بودم به این مضمون که در قدیم افراد نیکوکار زیادی در کرمان وجود داشته اند که بنا به نیاز مردم زمانه خود، آب انبار، مسجد، سقاخانه، گرمابه و… می ساختند.
اما امروزه نیکوکاران کمتر شده اند و تعداد افرادی که از پول شخصی خود برای امور عام المنفعه خرج کنند، کم است. روز بعد حاج محمد صنعتی که لطف ویژه ای به روزنامه پیام ما دارد، تماس گرفت و ضمن مخالفت با دیدگاه من گفت که:«هنوز هم هست!»
چند ماه از آن روز می گذرد و امروز تنها یکی از نمونه های آن را به من نشان داده است. آقای صنعتی- که خود عضو هیأت امنای بنیاد نیکوکاری حضرت سجاد (ع) می باشد- در یکی از بیمارستان های کوچولو اما به ژرفای تاریخ نیم قرن اخیر منتظرم بود. به بیمارستان رفتم. کارمندان و پرسنل بیمارستان در تکاپو بودند که «دکتر» از مقابل من رد شد و به اتاق خودش رفت. نام دکتر سام زاده زیاد به گوشم خورده بود و تعریف شرافت مندی اش را بیش تر از زبان پدرم شنیده بودم؛ اما تاکنون دیداری با این پزشک معروف شهر نداشتم. به اتاق او هدایت شدم. جناب صنعتی زودتر از من آن جا بود. صنعتی از سام زاده گفت. و سام زاده گویا نمی خواست زیاد مورد تعریف و تمجید قرار بگیرد. این را از رفتارش می شد فهمید. معمولاً آن هایی که کار می کنند چنین آدم هایی هستند. مُشکی هستند که خود می بویند. دانایانی هستند که چون طبله عطار خاموش اند و هنرنمای.»
و این مرد که از علم طبابت بهره دارد، در نهایت تواضع، علم را آدمیت و جوانمردی و ادب معنا می کند. نه این که خودش این را گفته باشد. نه! از قاب خوشنویسی شده ای که بر دیوار اتاقش نصب کرده بود متوجه این موضوع شدم.«علم؛ آدمیت است و جوانمردی و ادب»
جوانمردی؛ صفتی که در بین ایرانیان باستان به یک آیین مبدل شده بود. آیین جوانمردی و پهلوانی!
و پهلوانان باستان، کسانی بودند که از خویش برون آمده و با زور بازو و نیروی دانش خویش به کار خلق می پرداختند. و کیست که نداند این هایی که در این مکان جمع شده اند از همین جرگه اند. آمده اند تا زکات علم و سلامتی خود را با مددرسانی به آن هایی بدهند که روزگاری تندرست بودند و امروز چرخ روزگار با بستر بیماری آشنای شان کرده است.
این بیمارستان، «الزهرا» ست. وابسته به بنیاد نیکوکاری حضرت سجاد (ع) و مردی که عمری طبابت کرده است اما تظاهر نمی کند.
حاج محمد صنعتی به جای او لب به سخن می گشاید و از پیشینه درخشان دکتر سام زاده و کارهای نیکوی او می گوید:«دکتر سام زاده به سال 1318 در شهر کرمان، در خانواده ای از دودمان شادروان حضرت آیت الله حاج سیدجواد شیرازی به دنیا آمد. دکتر سام زاده با اتمام تحصیلات ابتدایی و متوسطه، پزشکی عمومی را در دانشگاه تهران آموخت . پس از پایان خدمت وظیفه به مدیریت سپاه بهداشت یزد منصوب و به ساخت چندین درمانگاه و تأسیسات بهداشتی نظیر حمام، لوله کشی دهات و ساخت جاده همت گمارد. سپس در سال 1356 موفق به اخذ تخصص بیماری های داخلی از دانشگاه تهران گردید که مجدداً با درخواست مردم یزد به مدیریت عامل جمعیت شیر و خورشید سرخ سابق برگزیده شد و تا سال 1358 مدیریت آن جمعیت و سرپرستی کلیه واحدهای درمانی آن استان را عهده دار بود. همچنین در این مدت با همکاری مردم نیکوکار، موفق به ساخت و تجهیز بیمارستان خیریه حضرت سیدالشهدا(ع) در آن سامان شد. بعد از انقلاب به کرمان منتقل و ریاست هلال احمر و بیمارستان دکتر باهنر و نیز سرپرستی مرکز بهداشت و درمان شرکت زغال سنگ کرمان و نیز ریاست سازمان انتقال خون را عهده دار شد. در این مسوولیت ها نیز با اندیشه کارآفرینی به توسعه بیمارستان باهنر و ایجاد بخش های جدید جراحی اعصاب، ارتوپدی و اورژانس و ICU و نیز آزمایشگاه پاتولوژی پرداخت. همچنین در معادن زغال سنگ به ایجاد درمانگاه و توسعه و تجهیز درمانگاه های موجود و نیز در سازمان انتقال خون به توسعه ساختمان قدیم و تجهیز آن همت گمارد. وی همچنین اقدام به ساخت مرکز جدید انتقال خون کرد. در این زمان به درمانگاه ملی سجادیه، مأموریت یافت و با تبدیل و ثبت آن با عنوان جدید«بنیاد نیکوکاری حضرت سجاد (ع)» توفیق ایجاد و تجهیز و راه اندازی ده درمانگاه و همچنین بیمارستان الزهرا (س) و مزارع پسته جهت تأمین اعتبار مالی آن ها را به دست آورد. او توسط سازمان کل نظام پزشکی ایران به عنوان پزشک نمونه سال 1389 برگزیده شد.»
محمد صنعتی در ادامه صحبت های خود گفت:«این بنیاد در زمان استانداری سعیدی فیروزآبادی شروع به فعالیت نمود. بی تردید با حضور و اقدامات چشمگیر دکتر سام زاده و دیگر اعضای هیات مدیره پیشرفت های مطلوبی انجام گرفت، به نحوی که در حال حاضر، با همکاری دانشکده علوم پزشکی کرمان، این بنیاد موفق به ایجاد درمانگاه های ذیل شده است:1- مرکز بهداشتی درمانی شماره 1(ابوحامد)،2- مرکز بهداشتی درمانی شماره1(شهاب)3- مرکز بهداشتی درمانی شماره 3(شکوری)
4- مرکز بهداشتی درمانی شماره4(هوتک) 5- مرکز بهداشتی درمانی شماره5 (شهید مفتح- منتظری)6- مرکز بهداشتی درمانی شماره6(فرهنگیان)7- مرکز بهداشتی درمانی شماره7(امام حسن مجتبی) 8- مرکز بهداشتی درمانی شماره8(نصیری) 9- مرکز بهداشتی درمانی شماره9(تیمسار نکویی)10- مرکز بهداشتی درمانی شماره10 (ارجمندی)
همچنین در راستای خدمات بهتر و بیشتر به مردم این ناحیه، بیمارستان الزهرا با اخذ مجوز عمل جراحی قلب باز، پیوند رگ، آنژیوگرافی و اکوکاردیوگرافی، با تعرفه ای برابر یک ششم تعرفه بیمارستان های تهران در شهر کرمان مشغول به فعالیت است.
پس از این همه تلاش صادقانه و بی ریا بود که مردم کرمان هم به دست اندرکاران بنیاد اعتماد کردند و بخشش های بی دریغ خود را برای پیشرفت بنیاد به سوی آن روانه کردند. از جمله زمین، آب انبار و… که نیکوکاران قدیم احداث کرده بودند، در اختیار نیکوکاران مدرن امروزی قرار گرفت.
اما این بنیاد از روستاها نیز غافل نمانده و در هوتک هم با مساعدت یکی از خیرین بنیاد، دست به احداث یک بیمارستان 50 تخت خوابی زده که پس از فوت آن خیّر، سرپرستی و نظارت کار بر عهده خیّر دیگر(حاج محمد صنعتی) قرار گرفت، که در حال حاضر ساختمان بیمارستان، مراحل پایانی ساخت خود را می گذراند.
اما دکتر علی سام زاده نیز از همان ایل و تبار پهلوانانی است که با علم و عمل در کار نیکوی تیمار بیماران است. پزشکی که در این وانفسای تکنولوژی و دوندگی برای رشد اقتصادی که عده زیادی، طبابت را به تجارت مبدل کرده اند، درد خدمت رسانی دارد. او سال هاست در این بنیاد نیکوکاری که مزین به نام نامی حضرت سجاد(ع) است، توشه آخرت بر می چیند.
آن گونه که در کتاب «تاریخ پزشکی کرمان» نوشته دکتر مجید ملک محمدی آمده است:«دکتر علی سام زاده با تمایل خود از جانب وزارت بهداری، مأمور خدمت در مرکز درمانی سجادیه شد و با اتخاذ تدابیری تازه و با تلاش بسیار، حیات تازه ای به این درمانگاه داد. رفته رفته حمایت افراد خیّر و با کمک های مالی مردم کرمان و همچنین در سایه مدیریت دلسوزانه و توان مندی های دکتر علی سام زاده، گسترش کمی و کیفی مراکز درمانی سجادیه آغاز و تداوم یافت.تلاش دکتر سام زاده تا امروز ادامه دارد. و وی در واقع شناخته شده ترین و شاخص ترین طبیب اداره کننده این مجموعه در دهه های اخیر بوده و هست و تاریخ زنده و گویای فعالیت های درمانی بنیاد نیکوکاری سجادیه به شمار می رود.»
***
گفتنی است حاج محمد صنعتی به همراه دکتر سام زاده از بیماران قلبی بیمارستان الزهرا(س) عیادت کردند. در ضمن این عیادت، بهارک بهرامی، مدیر داخلی بیمارستان خدمات بیمارستان را تشریح نمود.
وی تعداد تخت های فعال بیمارستان را 125 تخت عنوان کرد و افزود:«بیمارستان الزهرا(س) در زمینه قلب،ICU،CCU، داخلی، زنان، زایشگاه و اورژانس فعال می باشد. اما عمده فعالیت ها در زمینه قلب است.»
وی ادامه داد:«با توجه به این که اکثر بیمارانی که به این بیمارستان مراجعه می کنند، از طبقه متوسط به پایین جامعه هستند، لذا خدماتی از جمله آنژیوگرافی، جراحی قلب و هزینه هتلینگ بیمارستان، نسبت به بیمارستان های دیگر پایین تر است.»
مدیر بیمارستان الزهرا(س) وجود جراحان حاذق و دستگاه های پیشرفته در این بیمارستان را از جمله نقاط قوت بیمارستان برشمرد و گفت:«جراحانی هم چون آقایان دکتر دیلمی، دکتر بنی اسدی و دکتر یزدان پناه در بیمارستان الزهرا فعالیت می کنند. و آقایان دکتر معصومی و دکتر اباذری نیز به امر آنژیوگرافی می پردازند.»
بهرامی با اشاره به فضای مناسب بیمارستان گفت:«بیمارستان الزهرا 4 طبقه است که با احتساب زیر زمین به 5 طبقه می رسد. چهار اتاق عمل در بیمارستان وجود دارد. دستگاه ها نیز کاملاً مجهز و به روز می باشد. 16 تخت جراحی داریم و تلاش می شود که بهترین خدمات را در این مرکز درمانی ارائه دهیم.»
***
و این جا بود که خودم هم منتقد یادداشت چند ماه پیش خودم شدم. چرا که نیکوکاری را فقط به اجداد و نیاکان خودمان نسبت داده بودم و مردمان امروزی را از نیکوکاری مبرا دانسته بودم. نیکوکارانی که از جنس خورشید هستند. با این که تاریخ گویای نیکوکاری اند اما دَم فروبسته و وقت خود را به کار نیکو می گذرانند. این جا بود که فهمیدم نباید نیکوکاران را تنها در دیلمقانی و هرندی و ارجمند و… و دیگرانی که دیگر در میان ما نیستند خلاصه کرد و صنعتی ها، سام زاده ها و عطا احمدی ها را از یاد برد.
در نشست تخصصی نقد و بررسی رمان «گهوارهی مردگان» گفته شد:
«گهوارهی مردگان» رمانی برای یک سال ادبیات فارسی
نشست تخصصی نقد و بررسی رمان «گهوارهی مردگان» نوشتهی مهدی بهرامی داستاننویس با همکاری کانون داستان نویسان کرمان، نشریه بیداری هشتم بهمن در سالن شماره یک سینما شهرتماشای کرمان برگزار شد.
یوسف انصاری یکی از منتقدان مدعو در ابتدا در توضیح چرایی آمدنش به این جلسه گفت:«زمانی برای اول بار این رمان به دستم رسید طبق معمول می خواستم چند صفحه ی اول این رمان را بخوانم اما ناگهان متوجه شدم صد صفحه ازآنرا باصدای بلند خوانده ام ودیگر نتوانستم آنرا رها کنم» وی در ادامه افزود:« «گهوارهی مردگان» از فرم های موجود در رماننویسی استفاده نکرده» وی بعد از تشریح روند داستانِ رمان و سرگذشت دو برادر که شخصیت های اصلی «گهوارهی مردگان» هستند. ساختار رمان را به سیم تلفن تشبیه کرد که مرتب در روند داستان این پیچش در رمان ظاهر می شود. انصاری از راوی دانای کل که در رمانهای گذشته وجود داشته گفت و اینکه رمان بهرامی تغییری در نوع راوی و شکستن اقتدار راوی بوده است. نویسنده رمان «ابن الوقت» در ادامهی گفتههای خود با مثال آوردن رمان «دن کیشوت» اثر سروانتس گفت که تا قبل از این رمان، رمانس در ادبیات غرب وجود داشته است و این رمان تغییری در شکل نوشتن ایجاد کرده است.
این منتقد در پایان صحبتهای خود گفت: «رمان در خیلی از قسمتها خودش را توضیح میدهد. نویسندههای داخل متن یا همان نویسندهی ضمنی -که نویسنده ضمنی بیشتر از هر نویسندهای به خود مولف نزدیکتر است – ساختار رمان را توضیح میدهد و با توضیح دادن خودش ما را از نقد بی نیاز میکند. این عمل در رمان اروپایی و توسط خیلی از نظریهپردازان ساختار رمان روی آن تاکید شده است. چیزی که در رمان فارسی خیلی کم است. خوشحال هستم که مهدی بهرامی در شهرکرمان رمانی نوشته که در سطح اول ادبیات فارسی است. قبل از آمدن به این جلسه متنی را منتشر کردم در مورد اینکه این تصور که ادبیات و مخصوصا رمان دارد در تهران نوشته میشود و نویسندهها کار بدیع و تازه می نویسند تصور خیلی غلطی است و کسانی چون بهرامی با نوشتن «گهوارهی مرگان» نشان دادند که رمان فارسی دارد مسیرش را خیلی خوب طی میکند و راحت می توانم بگویم رمانی مثل «گهوارهی مرگان» میتواند برای یکسال ادبیات فارسی کافی باشد.»
در ادامهی این جلسه احمد ابوالفتحی دیگر منتقد حاضر در مورد قهر مخاطب ایرانی با داستان فارسی و نقش رمان «گهوارهی مردگان» گفت: «عملا نوعی قهر مخاطب با داستان رخ داده است و میتوانیم در این فضا رمانی را معرفی کنیم که هم توانایی این را دارد که سطح ادبیات را ارتقا بدهد به ادبیت فضای ادبی ایران اضافه کند وهم اینکه بتواند به راحتی با مخاطب خود ارتباط برقرار کند.» نویسندهی کتاب «پلها» در ادامه نقد این رمان گفت: « جایی از متن مهدی بهرامی با خودش شوخی میکند. این رمان دو روایت موازی عمده دارد که یکی از خلال یادداشتهای دو برادر در مورد سرگذشتشان است و با فاصلهای کم از هم ارائه میشود و یکی هم که روایتی است که یک افسر پلیس در جریان دعوای این دو برادر با نویسندهای بوده که این یادداشت ها را مطالعه کرده و رمانی را نوشته است. افسر هم براساس آن رمان و یادداشتها رمانی دیگری را مینویسد. در اینجا عملا با چندین رمان و متن روبرو میشویم. جایی که افسر میخواهد در مورد اینکه کار آن نویسنده که بر مبنای یادداشت ها رمانی را نوشته سرقت نبوده است جمله ای دارد به این صورت که: «اگر دفترآن ها به همان شکل چاپ می شد یک نسخه هم نمی فروخت.» ما در این رمان با همان یادداشتها مواجه هستیم. گویی که نویسنده برای اینکه ادبیتی در این یادداشتها بیفزاید دخالتی نکرده است.» این منتقد از وضعیت تیراژهای رمان فارسی گفت و اینکه رمان «گهوارهی مردگان» طبق گفته ها در طول یکسال حدود1000نسخه فروخته است. و این نشان دهنده این است که حرکت کردن به سمت کلیشه های کلامی و تلاش کردن برای ارائه ی «امر آشنا» -امری که مخاطب با آن مواجه شده- راه درستی برای اشتی دادن مخاطب با رمان فارسی نیست. وی «گهوارهی مردگان» را رمانی دانست که مخاطب را به شدت درگیر میکند».
احمد ابوالفتحی در ادامهی جلسه گفت:« در رمان «گهوارهی مردگان» ترسخوردگی در بهره بردن از روایت و ترس از اینکه روایت خود را بیان کنیم و پنهان کردن روایت خود در روایتهایی که از دیگران شنیدهام و تکرار روایتها همگی ما به ازای اجتماعی دارند. از این جهت این عمل رمان را از یک اثر تنها فرم محور به یک اثر اندیشهورز و اثری که بسیار متعهد به نگاه دقیق و انتقادی داشتن به وضعیت های اجتماعی است تبدیل میکند»
وی همچنین گفت :« به گمان من رمان بهرامی با توجه به اینکه گفتمان جهانی و فرم بدیعی دارد و در عین حال توانایی جذب مخاطب را دارد بسیار پتانسیل ترجمه شد.
توهم هنر بر بستر افیون
طی ماههای گذشته خاطرات تلخ و شیرین مختلفی از زیستن در کرمان دارم اما یکی از دردناکترین خاطرات این بخش شاهد مرگ و میر و صدمات جبران ناپذیرناشی از سو مصرف دارو در بین قشری بودم که نمیدانم بنویسم میشد چنین وضعیتی را حدس زد یا اینکه نباید کار به اینجا میکشید، متاسفانه در یکسال گذشته تجربهی دردناکی داشتهام و آن هم مرگ چند تن از دوستان و آشنایان که همگی جوان بودند و هنرمند و اهل مطالعه و نقطهی مشترک دیگری که بین ایشان ایجاد یک الگوی ترسناک میکند سو مصرف داروهایی از قبیل متادون و ترامادول است که متاسفانه بین جوانان گسترش بی سابقهای پیدا کرده و دردناکتر اینکه متاسفانه جوانانی که باید آیندهی این مرز و بوم به دستشان باشد و در زمینهی هنر و فرهنگ باید مشغول به کار شوند و فرهنگ آیندگان را بسازند و فرهنگ و هنر کشور و حتی جهان بدهکار ایشان باشد اما متاسفانه اندیشههای کهنه و تیپهای شبه روشنفکری و گفتمانهایی مثل این که هر آنکس که بیشتر میفهمد درد بیشتری میکشد و فلانی گفته که من نمیدانم کسانی که سیگار نمیکشند چگونه فکر میکنند وخرده فرهنگهایی که متاسفانه عدهی قلیلی از اهل هنر و فرهنگ را مبتلا به اعتیاد ساخته و حتی در جاهایی دیده شده که مثلا اگر من را در زمینهی ادبیات قبول داشته باشند من جوانانی که پیرو و شاگرد من هستند در زمینهی ادبیات را آلوده به به چنین چیزهایی میکنم با توجیهاتی که با من اگر چنین کند بهتر است تا با دیگری و بدون توجه به اینکه چه اجباری اصلا در میان است که این جوان باید چنین کاری بکند و اصلا کجای تاریخ هنر خواندید که چخوف یا فالکنر و یا همینگوی به اطرافیان مواد مخدر پیشهاد میکردند و خدای نکرده مبادا چنین میاندیشند که ایشان از همهی اندیشمندان جهان بیشتر اهل اندیشه هستند که کارهای عجیبی میکنند و اطرافیان را به اعمالی وا میدارند که زندگیشان وارد فاز دیگری میشود که احتمال وارد شدن ضرر و زیانهای جبران ناپذیر به زندگیشان بسیار بالا میرود و چنین حوادثی اتفاق میافتد از پی بی فکری و بد فرهنگی عدهای که فکر میکنند اندیشه با سو مصرف مواد مخدر و یا داروهایی این چنینی گره خورده و حتما می بایست به ضرب دوپینگهایی اندیشه را به تکاپو بیاندازند و برای دورهای کوتاه به تولید اثر بپردازند و به سرعت هم از صحنهی برای مثال ادبیات به صحنهی تهیهی مواد و دغدغههای مالی برای هزینههای روز به روز فزونی یابندهی مواد نقل مکان میکنند و زمان زیادی صرف میشود تا جامعه بتواند این بچهها را دوباره به آغوش خودش برگرداند (البته متاسفانه جامعهی ما خیلی هم تلاشی برای برگرداندن ایشان انجام نمیدهد).
بگذارید از دوستم ( پ ) بگویم که عکاس و نقاش و داستان نویس بود و در سطح کشوری وی را میشناختند و با سینماگران و اهالی معروف هنر و فرهنگ کارهای مشترکی انجام داده بود و رزومهی قابل توجهی برای خودش فراهم نموده بود که متاسفانه سوژهی همین طرز فکر و اطرافیانی که ذکر خیرشان بود شد و چندی پیش در منزل پدری اش تحت تاثیر مصرف یکی از همین داروها بیهوش شد و بخاطر مسدود شدن راههای تنفسیاش از دست رفت و متاسفانه همهی ما داشتن چنین عزیزی محروم شدیم اما داستان جوانانی که سوژهی چنین مسائلی میشوند همین جا تمام نمیشود و این داستانیاست پر آب چشم ولی به واسطهی اینکه نسبت به مواد مخدر سنتی که در دسترس هست این داروهای و بعضی از مواد صنعتی حمل و مصرف راحتتری دارند و مقدمات و موخراتی که مصرفکنندگان مواد سنتی مجبور به انجامشان هستند گریبانگیر آنان که دارو و یا مواد صنعتی مصرف میکنند نیست. حال آنکه در نظر گرفته نمیشود که ضرر و زیان آن مواد صنعتی و آن دسته از داروها صدچندان است و بدون مشاوره با پزشک حتی مصرف آنتی بیوتیک هم به شدت خطرناک است چه برسد به چنین داروهایی که بدون مشاورهی پزشک و سر خود مصرف میشود و معمولا هم دورهی مصرف طولانی دارند و با بدن میزبان چنان میکنند که قوم مغول با روستاهای گمنام در مسیرشان کرد.
برای شناخت بهتر بخشی از عوارض دارویی شربت متادون به روایت شورای هماهنگی انجمنهای پزشکان عمومی گیلان روایت میکنیم و انشالله در چند روز آینده به این مساله از زوایای دیگری هم نگاه میکنیم
عوارض دارویی:
– پس از مصرف شربت متادون، گزارش عوارض پوستی از جمله راش، کهیر و خارش بسیار بیشتر از مواردی بوده است که بیماران قرص مصرف میکردهاند.
– وجود الکل در شربت متادون (۱۰ درصد) سبب شده که در دوز معادل اثربخشی کمتری نسبت به قرص داشته باشد و همین مساله سبب افزایش دوز مصرفی بیماران گاه از ۱۰ میلیگرم تا بیشتر شده است.
– وجود الکل در در ترکیب شربت سبب تشدید علایم و عوارض گوارشی در افراد دچار زخمهای گوارشی شده است.
– با مصرف شربت متادون اختلالات گوارشی متعدد از جمله تهوع، استفراغ، نفخ و اختلال در اجابت مزاج (بهصورت اسهال و گاه یبوست) بهوفور دیده شده که بسیار بیشتر از مواردی است که بیماران قرص مصرف میکردهاند.
– با وجود اینکه شربت متادون سبب بهبود کمخوابی در برخی از بیماران شده، اما از سویی خوابآلودگی مفرط را در بسیاری از آنان دامن زده است و چرت زدن در بسیاری از ساعات روز سبب اختلال جدی در کارکرد روزانهی آنان و همچنین برانگیختن شک و شبههی خانوادهی در مورد لغزش یا عود ایشان شده است که این امر اخلال جدی در بازگشت اعتماد خانواده به بیماران ایجاد کرده و بر روند درمان نیز تاثیر سوء داشته است.
– بهدلیل نامشخص بودن میزان قند موجود در شربت متادون، مصرف آن در بیماران دیابتی با نگرانیهایی همراه است. بههمین دلیل، مصرف شربت متادون در موارد عدم رعایت بهداشت دهان و دندان منجر به بروز زخمهای دهانی شده است.
مشکلات مصرف:
– تاثیر سریعتر و مانایی کمتر شربت در بیماران باعث شده است درمانگران مجبور شوند دارو را بهجای یک بار در روز، برخلاف دستور پروتکل، در دو تا سه وعده تجویز کنند که این امر نظارت مستقیم بر مصرف دارو را ناممکن ساخته است.
– حمل شربت و مصرف آن سختتر از هنگامی است که بیمار قرص مصرف میکند. از طرفی بیماران برای مصرف دارو در دوزهای منقسم مجبور به حمل دارو به محل کار خود هستند که آن هم سبب ایجاد مشکلات فراوان (از جمله حمل سرنگ، پنهان کردن آن از همکاران و خانواده، گاه ریخته شدن دارو بهعلت اصرار در پنهانسازی و …) شده است.
– حمل سرنگ برای تعیین میزان دارو با ایجاد وسوسه در بیماران تزریقی، خطر عود و احتمال لغزش آنان را فراهم کرده است.
– بیماران مسن و کمسواد، علیرغم توضیحات مکرر تیم درمان، از پیمانههای غیردقیق (از جمله از در شیشهی شربت) برای مصرف دارو استفاده میکنند که این امر به طور مکرر سبب بههم خوردن دوز و اختلال در وضعیت بیماران شده است.
– علیرغم نصب برچسب و توصیهی اکید به خانوادهها دربارهی مسمومیتزا بودن متادون، مواردی از مسمومیت خطرناک و گاه کشنده با شربت متادون در کودکان گزارش شده است.
– در محدودهی سنی بزرگسالان، در مورد همهی گروههای دارویی، کلاً مصرف شربت در برابر قرص بهدلایل متعدد (سخت بودن مصرف، طعم دارو و …) مقبولیت کمتری دارد که در مورد شربت متادون، تلخی دارو مزید بر علت است.
در پایان باید یاد آور شوم که مسالهی نگارندهی این یادداشت صرفا سو مصرف داروها و استفادهی دارو بدون نظر و مشاورهی پزشک حاصلی جز ضرر و زیان ندارد هرچند شاید همان دارو را با حضور پزشک و نظارت یک متخصص اگر مصرف کنند میتواند ناجی انسانها هم باشد.
به بهانه تولد خالق ترانهی معروف «یار دبستانی»
به بهانه تولد خالق ترانهی معروف «یار دبستانی»
فریدون فروغی در سال ۱۳۲۹ در محله سلسبیل تهران متولد شد. پدرش فتحالله کارمند اداره دخانیات بود و در تنهایی خود به سرودن شعر و نواختن تار میپرداخت. خانواده او از ملاکان بزرگ نراق بودند. او تنها پسر خانواده بود و سه خواهر به نامهای پروانه، عفت و فروغ داشت. در سال ۱۳۳۵ و در ششسالگی، تحصیل را آغاز کرد و عاقبت در سال ۱۳۴۷ مدرک دیپلم علوم طبیعی را گرفت.
درسن ۱۶سالگی، با همراهی گروهی نوازنده موسیقی را به صورت جدی شروع میکند و در مکانهای مختلف به اجرای ترانهها وآهنگهای غربی معروف آن روزگار و به خصوص موسیقی بلوز میپردازد و تا سن ۱۸سالگی فعالیت خود را به همین صورت ادامه میدهد. .
درسال ۱۳۵۰، خسرو هریتاش، کارگردان فیلم آدمک در تلاش برای پیدا کردن خوانندهای تازهنفس بود که فریدون فروغی به او معرفی میگردد و با یکبار زمزمه کردن ترانهها، خسرو هریتاش متوجه میشود که شخصی را که به دنبالش بوده یافته است. در نتیجه، دو ترانه به نامهای «آدمک» و «پروانه- من» را برای فیلم هریتاش اجرا میکند.
بعد از گذشت مدتی، فرشید رمزی – کارگردان نمایش تلویزیونی شش و هشت – با فریدون فروغی قرارداد میبندد و فروغی در سال ۱۳۵۱ بعد از پنجسال مشابهخوانی آثار ری چارلز را کنار میگذارد. این همکاری باعث تولد آثاری چون «زندون دل» و «غم تنهایی» فروغی را تبدیل به هنرمندی صاحب سبک میکند.
در سال ۱۳۵۲، تنگنا ساخته امیر نادری با ملودیهای شورانگیز و تکاندهنده الف-م صدای فروغی را بر تیتراژ داشت. در همان سال چندین ترانه را اجرا میکند که شاخصترین آنها «نماز» (یا «نیاز» به روایت ساواک) است، با شعری از ش -ق و موسیقی الف-م ترانهای که منجر به بازخواست هر سه نفر از طرف ساواک میگردد.
او که رفتهرفته به هنرمند باتجربهای تبدیل میشد، اقدام به جمعآوری آثار خود مینماید و اولین آلبوم خود را با نام زندون دل به بازار عرضه میکند. دومین آلبومش را با نام یاران در سال ۱۳۵۴ به بازار عرضه میکند .
درسال ۱۳۵۹، فروغی ترانه یار دبستانی را برای فیلم از فریاد تا ترور به کارگردانی منصور تهرانی اجرا میکند که در تیتراژ فیلم استفاده میشود. در حالی که هنوز هیچ منع رسمیای برای فعالیت فروغی اعلام نشده بود، به تهرانی خبر میدهند که باید صدای فروغی را از تیتراژ فیلمش حذف کند. در نتیجه جمشید جم خواندن این ترانه را به عهده میگیرد. در همین زمان است که زمزمههایی در مورد ممنوعیت فعالیت فروغی شنیده میشود. او در همین سال ترانه «کوچه شهر دلم» را میخواند.
سر انجام فریدون فروغی در روز جمعه، سیزدهم مهر ماه ۱۳۸۰ در منزلش در تهرانپارس درگذشت. او را در روستای «قرقرک بوئین زهرا» قزوین در کنار برکهای کوچک، در سایهٔ کوهی بزرگ و در آرامشی که سالها انتظارش را میکشید به خاک سپردند.
یکی از دوستان قدیمی فریدون فروغی در مورد مرگ او میگوید: فریدون فروغی برای دومین بار میمیرد. نخستین بار وقتی مرد که نتوانست بخواند و دومین بار وقتی مرد که میخواست بخواند. فریدون را فراموشی و خاموشی کشت.
در این ستون قصد داریم پاسخ سوالات پزشکی خوانندگان مان را در زمینه های مختلف پزشکی بدهیم. همچنین توصیه های مهم سلامتی را از زبان خود پزشکان داشته باشیم.
خوانندگان محترم لطفا سوالات خود را در رابطه با تمام رشته های تخصصی پزشکی را به شماره 10009353412500 پیامک کنید تا از طریق دکتر صفا با پزشکان متخصص حاذق شهرمان در میان گذاشته و پاسخ را در این ستون چاپ کنیم.
شماره تلفن مطب دکتر صفا: 32478203
www.drsafa.org
با پیوستن به کانال تلگرام مرکز پزشکی زیبایی دکتر صفا از مهمترین و جدیدترین خدمات زیبایی این مرکز مطلع شده و از خدمات مشاوره رایگان و انلاین بهره ببرید.
Telegram.me/safacenter
2983…0913
سلام. چند وقت است پسرم همیشه می خواد دستاش رو بعد از هر بازی یا خورا کی بشوره و همشیشه نگران این است که دست ها یابدنش کثیف باشند. این وسواس از خودکار شروع شد که یک بار حواسش نبود و دید وقتی از خودکار استفاده کرده دستش رنگی شده و بعد از شستن هم رنگش نرفته .الان خیلی اذیت می کنه و من ناراحتم .5 سالشه.می خواستم ببینم باید چه طوری باهاش رفتار کنم؟
پاسخ : ما وسواس های دوره ی کودکی را بطور گذرا در اغلب بچه ها داریم و یکی از شایع ترین وسواس ها، وسواس خیس شدن و وسواس کثیفیه که در خیلی از بچه ها داریم و پسر 5 ساله شما هم این وسواس رو دارد .کارهایی که بطور ابتدایی خودتون میتوانید انجام بدین،بازی هایی رو ترتیب بدین که در این بازی ها ضمن اینکه بچه تفریح میکنه،شاد میشه و از بازی لذت میبره در عین حال دستش رو هم کثیف میکنه.شن بازی میتونه در این کثیف کردن موثر باشد. میتونین از جعبه های شنی که در مراکز فروش اسباب بازی هست و میفروشن تهیه کنید و بازی با شن رو باش ترتیب بدین و اجازه ندین که دستش رو بشوره،به صورت قسمتی از بازی باشه.
بازی با جوهر خودکار رو میتونید ترتیب بدین و بعد سعی کنید که دستش رو نشوره یا وقتی دستش رو به خاک میزنه کمی صبر کنه بعد بشوره.بازی هایی که در عین حال که توش تفریح و شادی وجود داره.کثیف شدن هم در کنارش وجود داشته باشه .در صورتی که این بازی ها کمک نکرد حتما باید توسط یک روانپزشک کودک یا روانشناس کودک از نظر وجود اختلال وسواس بررسی بشه.
4637…0913
با سلام آقای دکتر من دیسک کمر دارم چندروزی هست که درد شدیدی دارم و دکتر گفته سه هفته استراحت کنم همچنین درکنار یک سری داروی دیگر دکتر آمپول دگزامتازون برام تجویز کردن. ولی من شنیدم این آمپول عضلات را شل میکند و برای دیسک خوب نیست. آیا این نظر درسته؟مفید هست یا نه؟تزریق بکنم یا خیر؟
پاسخ : نه تزریق یک یا دو مورد مشکلی ایجاد نمیکند.
4617…0933
سلام من دختری 5 ماهه دارم که در زمان خواب یکی از گوشهایش تا میشود میترسم بد شکل شود هدبند هم نمیگذارد استفاده کنم به نظر شما باید چیکار کنم
پاسخ : طی ماه های اولیه غضروفها نرم و شکل پذیر هستند.در صورتیکه این وضعیت یکطرفه هست توصیه به ساپورت کردن ان درموقع خواب است.بتدریج با افزایش سن شیرخوار قوام غضروفی بهتر خواهد شد.
چطور در میانسالی 30 ساله به نظر برسید؟
چطور در میانسالی 30 ساله
به نظر برسید؟
اگر بهصورت ژنتیکی از شانس داشتن یک اندام مناسب برخوردار نباشید، تناسب اندام امر دشواری خواهد بود و اگر اکنون با این مسئله مشکل دارید، تصور کنید10، 20 یا 30سال آینده چقدر مشکل خواهید داشت. اما قبل از آنکه آینده خود را در قالب یک فرد چاق با پشتی قوز کرده تصور کنید، به این فکر کنید که تناسب اندام کار چندان دلهرهآوری هم نیست. مطالعات نشان میدهند که فعالیتهای جسمانی، خطر ابتلای زنان به سرطان پستان، پوکی استخوان و بیماریهای قلبی را بهترتیب به میزان 37 ، 45 و 14درصد کاهش میدهند.
بسیاری از زنان پس از 45سالگی دچار ضعف عضلانی میشوند. این عارضه بیشتر در بخش پایینتنه مشاهده میشود. دکتر آلن آر. کریستال، استاد اپیدمیولوژی در مدرسه پزشکی دانشگاه واشنگتن، برای پیشگیری از بروز این عوارض توصیههایی دارد که اجرای آنها میتواند عملکرد بدن را در میانسالی به روزهای اوجش نزدیک کند.
تا میتوانید ماهی بخورید
خطر ابتلا به بیماریهای قلبی پس از یائسگی افزایش مییابد، بنابراین حداقل دو بار در هفته ماهی بخورید (ترجیحا ماهیهای آزاد و سالمون که چربیهای سالم دارند). به گفته جوآن منسون، رئیس مرکز طب پیشگیرانه در بیمارستان بریگهام، زنان میتوانند به جای ماهی از قرصهای مکمل هم استفاده کنند.
روند چاقی را کند کنید
مری جین مینکین، استاد رشتههای زنان و زایمان، امراض زنانه و علوم تولیدمثل در دانشکده پزشکی دانشگاه ییل، میگوید: «اگر اضافهوزن دارید، برای به حداقل رساندن علائم یائسگی و کاهش خطرات ناشی از اختلالات هورمونی باید وزن خود را کم کنید.» لاغر کردن نهتنها خطر ابتلا به بیماریهای قلبی و سرطان سینه را کاهش میدهد، بلکه به زنان چاق کمک میکند از گرگرفتگی ناشی از اضافهوزن رها شوند.
کلسیم جذب کنید
نیاز به کلسیم پس از 50سالگی از 1000میلیگرم در روز به 1200میلیگرم افزایش مییابد. به گفته دکتر مینکین، با کاهش سطح استروژن در بدن استخوانها قادر به جذب کلسیم لازم نخواهند بود. شما میتوانید با نوشیدن یک فنجان شیر کمچرب، یک اسپرسو یا مصرف 732 میلی لیتر ماست، 1100میلیگرم کلسیم بگیرید. از این رو، تنها باید 100میلیگرم مکمل دریافت کنید تا سطح کلسیم موردنیاز برای بدن تامین شود.
سویا بخورید
سویا حاوی استروژن گیاهی است؛ از این رو بسیاری از زنان تصور میکنند که مصرف آن باعث افزایش خطر ابتلا به سرطان سینه خواهد شد. با این حال، شواهد چندانی در این رابطه وجود ندارد. این تصور غلط از مطالعاتی نشأت میگیرد که مصرف مکملهای حاوی سویا را با رشد تومورهای حساس به استروژن مرتبط میدانند. غذاهای حاوی سویا باعث تسکین گرگرفتگی شده و ارتباطی با افزایش خطر ابتلا به سرطان سینه ندارند. زنان ژاپنی بیشترین میزان مصرف سویا را دارند، اما کمتر به سرطان سینه مبتلا میشوند. در مقابل، آن دسته از زنان ژاپنی که به علت مهاجرت به ایالاتمتحده سویای کمتری مصرف کردند، از شانس بیشتری برای ابتلا به سرطان برخوردارند.
دمنوش بنوشید
نوشیدن یک فنجان چای و دمنوش گرم یکی از بزرگترین لذتهای شروع یک روز فوقالعاده است. با این حال، مصرف نوشیدنیهای گرم در صبح به زنان بالای 45 سال و افرادی که در سنین یائسگی قرار دارند توصیه نمیشود. بهطور کلی، نوشیدنیهای گرم باعث افزایش گرگرفتگی در این زنان میشود. کافئین موجود در قهوه و چای نیز به این مشکل دامن میزند.
صبحانه را حذف نکنید
متخصصان تغذیه بر این باورند که خوردن صبحانه به کاهش وزن و افزایش سوختوساز بدن کمک میکند. در یک مطالعه، زنانی که صبحانه کامل میخوردند پس از 8ماه 21درصد از وزن خود را کاهش دادند؛ در مقابل زنانی که از مواد غذایی کمکربوهیدرات در وعده صبحانه استفاده میکردند، تنها توانستند 5/4درصد از وزن خود را کم کنند.
ویتامیندرمانی کنید
وجود کلسیم و ویتامینD برای استخوانها ضروری است؛ با این حال بسیاری از متخصصان معتقدند که سطح این دو ترکیب ضروری در بدن بسیار پایین است. موسسه ملی پوکی استخوان به زنان 40ساله توصیه میکند روزانه 1000میلیگرم کلسیم و 400 تا 800واحد ویتامینD دریافت کنند. زنان میتوانند با مصرف شیر، ماهی سالمون و مکملهای ویتامینه به این ترکیبات دست یابند. به پیشنهاد برخی متخصصان، هر فرد باید روزانه 1000واحد ویتامین دریافت کند تا در سلامت کامل باشد.
استرس را بکشید
یک قلب سالم، هنگام دم سریعتر و هنگام بازدم کندتر میتپد. اما استرس ضربان طبیعی قلب را مختل کرده و با افزایش فشارخون، کاهش انرژی مغز، تنزل میل جنسی و افزایش سرعت مرگ سلولی بر سلامت بدن اثر میگذارد. دکتر کلر مایکلز ویلر، نویسنده کتاب «10راهحل ساده برای کنترل استرس» در این باره میگوید: «استرس باعث میشود سریعتر پیر شوید.»
پروتئین بیشتری مصرف کنید
مصرف مواد غذایی سرشار از اسیدهای آمینه به تامین پروتئینهای لازم برای بدن کمک کرده و سطح عملکرد انتقالدهندههای عصبی مغز را تقویت میکند. این مسئله به کاهش علائم افسردگی مانند ضعف حافظه منجر میشود.
ماجراجویی کنید
دکتر لورا برمن، مدیر کلینیک مشاوره زناشویی برمن در شیکاگو، در این باره میگوید: «وقتی عاشق میشوید، سطح دوپامین در مغز به بالاترین حد ممکن میرسد. بهطور مشابه، وقتی یک کار متفاوت و ماجراجویانه میکنید، همین اتفاق برایتان میافتد. فعالیتهایی مانند سفر به یک نقطه دوردست با همسرتان باعث ایجاد پیوندهای عمیق بین شما خواهد شد.»
به گردش بروید
گردش با دوستان باعث کاهش استرس و افزایش اعتماد به نفس شده و محبوبیت شما را نزد همسرتان افزایش خواهد داد. ادوارد اشنایدر، استاد علوم پزشکی در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی، میگوید: «زنان در ایجاد ارتباطات اجتماعی فوقالعاده هستند؛ اما اغلب آنها وقتی به سن 40سالگی میرسند، بهدلیل کار و مشغله از ارتباطات خود فاصله میگیرند.» زنانی که در محیط خانواده، محل کار و گروههای مذهبی ارتباطات قوی دارند، از شانس کمتری برای ابتلا به فشار خون، دیابت، بیماریهای قلبی و سکته مغزی برخوردارند.
چکاپ کنید
با انجام آزمایشهای زیر از وضعیت سلامت خود مطلع شوید:
– معاینه چشم: هر 2 تا 4سال
– فشار خون: هر 2سال
– تست پاپاسمیر و معاینات لگنی: هر یک تا 3سال
– تیروئید: هر 5سال
– چک مول: هر سال
– ماموگرافی: هر یک تا 2سال
– قندخون: هر 3سال از سن 45سالگی
۱۰ راهکار هوشمندانه برای تقویت حافظه
۱۰ راهکار هوشمندانه برای تقویت حافظه
ممکن است پیش خودتان فکر کنید کسانی که حافظه بسیار خوبی دارند از هوش بیشتری نسبت به دیگران برخوردار هستند! اما حقیقت این است که قدرت حافظه تا حد زیادی بستگی به این دارد که از چه ابزارهایی برای حفظ کردن استفاده کنید و چقدر در استفاده از آنها مهارت داشته باشید. فراموشی جای نگرانی ندارد.
یادآوری و فراموش نکردن یک مهارت است که با تمرینهای خاصی تقویت میشود. در ادامه ۱۰ راهکار برای تقویت حافظه و به خاطر سپردن کارها را به شما توضیح میدهیم:
۱. به موضوعها توجه کنید
بهترین راه، سادهترین است: فقط به موضوعها توجه کنید. وقتی ذهن شما به هزار موضوع میپردازد، کاراییاش را از دست میدهد و ضعیف عمل میکند. به این ترتیب سختتر چیزها را به یاد میآورد. هرچه بیشتر توجه کنید، راحتتر به یاد میآورید.
۲. تصویرسازی کنید
از چیزی که قرار است به خاطر بسپارید، یک تصویر در ذهنتان بسازید. بخش گستردهای از مغز، در قالب بصری کار میکند پس ثبت اطلاعات تصویری خیلی موثر است.
۳. موضوع را تکرار و تکرار کنید
چیزی که میخواهید فراموشتان نشود را چندین و چند بار پیش خودتان تکرار کنید. این راهکار در به خاطر سپردن مکان، افراد و اشیا تاثیر فوقالعادهای دارد.
۴. بپرسید که چرا باید این موضوع را به خاطر بسپارید
داشتن یک دلیل و توجیه باعث میشود که موضوع بیشتر در ذهن جا بگیرد و زودتر به یاد آورده شود.
۵. یک فهرست تهیه کنید
چیزهایی که میخواهید یادتان بماند را بنویسید. دستهبندی آنها باعث میشود که راحتتر برایتان یادآوری شوند.
۶. تداعی کنید
ایجاد مصداقها و ساختن تداعیها ذهن شما را تقویت میکند. ارتباطی بین موضوعها پیدا کنید و این را به یک بازی تبدیل کنید. مثلا به جای «مهمان امشب از موسیقی کلاسیک خوشاش نمیآید» پیش خودتان بگویید «طرف اگر بتهوون و موتسارت را ببیند، با کلاشینکف تکه تکهشان میکند.»
۷. موضوع را کوتاه کنید
ظرفیت حافظهی کوتاهمدت، محدود است. اطلاعات پیچیده را به صورت عبارتهای کوتاه و کوچک دربیاورید؛ مخصوصا عددها هر قدر کوتاهتر باشند، بهتر در ذهن مینشینند. تا حالا شده یک شماره تلفن را اینطور بخوانید: شصت و پنج میلیون و دویست و سی و نه هزار و چهارصد و هفت؟
۸. از لغات کلیدی استفاده کنید
این شیوه به خصوص در مورد متنهای نسبتا طولانی یا لیستها کاربرد دارد. این کار مثل برچسب زدن (Tag) است.
۹. موضوع را برای کسی تعریف کنید یا به کسی آموزش بدهید
موضوع را برای کسی تعریف کنید یا شروع کنید به آموزش آن. میبینید که خیلی خوب در ذهن مینشیند و دیرتر فراموشتان میشود.
۱۰. شیوهی قیاس منطقی را به کار ببرید
موضوع را در کنار حروف، الگوها، ایدهها یا تداعیها قرار بدهید که رابطهی منطقی با هم داشته باشند. میتوانید با حروف، یک متن قافیهدارد یا کلمهای بسازید که دیرتر فراموشتان میشود.
در مراسم تشییع ابوالحسن نجفی، مهدی محقق رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی: نجفی مجسمهای از آرامش بود
در مراسم تشییع ابوالحسن نجفی، مهدی محقق رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی:
نجفی مجسمهای از آرامش بود
پیکر روانشناس و مترجم فقید، ابوالحسن نجفی در مجموعه فرهنگستانها و از ساختمان فرهنگستان زبان و ادب فارسی با حضور بزرگان فرهنگ و ادب تشییع شد.
مهدی محقق رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی با اشاره به قرآن کریم گفت: «نجفی مجسمهای از آرامش بود، به طوری که وقتی نگاه میکردی گویا روح مجسم بود، روح علم و دانش و همیشه نکات دقیقی را به فرهنگستان یادآوری میکرد، اما متاسفانه خداوند او را از ما گرفت.»
احمد سمیعی گیلانی، عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی نیز با اشاره به خلأ بزرگانی همچون زرینکوب، افشار، شهیدی، خانلری، باستانی پالیزی، محمد قاضی، جلال آلاحمد، سیمین بهبهانی، بهآذین، فروغ، اخوان، شاملو، بهبهانی و غیره درگذشت نجفی را مایه تأسف خواند.
وی درباره این زبانشناس فقید گفت: «هرگز سخنی از او نشنیدیم که نکته ناگفتهای در آن نباشد و هیچ اثری نیافرید که سرمشق نشود. او دل به دریا زد و با غواصی به صید درّهای گرانقیمتی پرداخت و همه آثار او لذتبخش هستند.»
وی آثار بازمانده از نجفی را سرمایههای علم و ادب خواند که نسلهای دیروز و فردا از آن استفاده کرده و خواهند کرد.
سمیعی گیلانی همچنین درباره خلقیات آن مترجم فقید اظهار داشت: «نجفی از بوق و کرنا بیزار بود و در خلوت میاندیشید و مینوشت. به بازارگرمی نیاز نداشت و همیشه قشرهای مختلف مخاطب پر و پا قرص آثارش بودند.»
نصرالله پورجوادی، دیگر عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی با اشاره به بیماری نجفی گفت: «10-15 روز قبل وقتی از بستری شدن او در بیمارستان مطلع شدم سریعا به ملاقاتش رفتم. او در آیسییو بستری بود و هیچ وقت او را آنطور ندیدم. به طوری که حرفهایش را متوجه نمیشدم؛ حرفهای کسی را که خود استاد بیان بود.»
پورجوادی ضمن بیان این مطلب که پزشکان کوشش خود را کردند اما پیمانه پر شده بود، خاطرنشان کرد: «اگر نجفی زنده بود به من این حق را میداد که از پزشکان، همسر و فرزند ایشان که دیروز از خارج از کشور رسیدهاند تشکر کنم.»
سلیم نیساری، یکی دیگر از سخنرانان این مجلس ضمن اشاره به این بیت که: «بگو به خضر که جز مرگ دوستان دیدن/ دگر چه خیر از این عمر جاودان دیدیم» گفت: «رفتن قاموس دنیاست و من تنها به احساس خودم اشاره میکنم که وقتی از مرگ نجفی مطلع شدم خودم راهی درمانگاه شدم.»
پایانبخش سخنرانیهای این مجلس اظهارات کوتاه بهمن فرمانآرا بود. او گفت: «یکی از افتخارات من در زندگی دوستی با ایشان بود و اینکه میتوانستم پیش ایشان بروم و ایشان را ببینم. اولین بار نیز او را در جلسهای دیدم که گلشیری نیز در آن حضور داشت.»
وی ضمن بیان اینکه لطف نجفی همیشه شامل حال من بود، اظهار داشت: «ما مشابه او را نخواهیم دید، هم به دلیل شوقی که به دانستن داشت و هم به خاطر مهری که به ما داشت.»
در پایان این مجلس حضار به امامت حجتالاسلام والمسلمین سید محمود دعایی بر پیکر زندهیاد نجفی نماز گزاردند و پیکر ایشان را تا میدان فرهنگستانهای جمهوری اسلامی ایران تشییع کردند.
پیکر این زبانشناس فقید به قطعه نامآوران بهشتزهرا انتقال پیدا کرد.
یادی از بزرگان ادبیات در ویژهنامه نودمین سال انتشار روزنامه اطلاعات
یادی از بزرگان ادبیات در ویژهنامه نودمین سال انتشار روزنامه اطلاعات
روزنامه اطلاعات در ویژهنامه نودمین سال انتشار خود، با بازنشر مقالات، مصاحبهها و مطالبی که دهه 50 در این روزنامه منتشر شده، مروری داشت به سالهای دور اطلاعات و شخصیتهای فرهنگ و ادب. در سومین ویژهنامه اطلاعات که به مناسبت نودمین سالگرد فعالیت این روزنامه اختصاص دارد، در بخشی تحت عنوان «از سالهای دور» به بازنشر مطالبی و یا درباره جمعی از چهرههای فقید فرهنگ و ادبیات در دهههای قبل پرداخته، بزرگانی مثل منوچهر آتشی، عبدالحسین زرینکوب، جواد مجابی و ایرج افشار.
منوچهر آتشی و شعر متعالی
یکی از مطالب این ویژهنامه با تیتر «شعر، نمودار خلاقیت ملت ماست» مصاحبهای است از سال 54 با زندهیاد منوچهر آتشی، شاعر تاثیرگذار و پیشرو در زمانه خود. شاعر در پاسخ به یکی از سوالات اطلاعات به تجلی ظهور تجارب نیمایی در شعر شاعران دیگر، پاسخ منفی داده و گفته است: «نیما را هنوز خوب نشناختهایم. هنوز عصر شاعر بلندپرواز سپری نگشته و تا دیرزمانی وانمود میکنند که زمختی و درشتی زبان نیما از کمسوادی او در فارسیدانی مایه میگیرد. حال آنکه چنین نیست. یکی از مسائلی که نیما بهعنوان یک شاعر بزرگ و دستنیافتنی جلوهگر ساخته همین زبان زمخت و ناهموار است و همین ویژگی زبانی باعث میشود که خوانندهی شعر او همیشه در آثارش گمگشتههایی را جستجو کند. این فرم کار نیما است که زبانش را تا حدی نامانوس کرده است. در آثار این شاعر بلندآوازه من هیچ شعری را سراغ ندارم که از نوعی کمال در فرم برخوردار نباشد. حتی منظومهی مانلی او نیز دارای چنین خصلتی است. نه برادر! کار نیما به این سهلیها پایان نمیگیرد. نیما عقاب تیزپروازی است که گنجشکان خسته از پرواز نمیتوانند فضای بیکران شعر و پرواز بیگسست او را تعقیب کنند.
گزارش مجابی از بزرگداشت زرینکوب
در بخش دیگری از این ویژهنامه، جواد مجابی طی مقالهای بزرگداشت زندهیاد زرینکوب را در خرمآباد (سال 54) گزارش داده است؛ گزارش مراسمی که از سوی فرهنگ و هنر لرستان و با حضور جمعی از بزرگان مانند حبیب یغمایی، باستانی پاریزی، محمد امین ریاحی، ایرج افشار، سیدجعفر شهیدی و… برگزار شده است.
واکنش ها نسبت به حمله اعتراضی به فاطمه معتمد آریا در کاشان
واکنش ها نسبت به حمله اعتراضی به فاطمه معتمد آریا در کاشان
عسگرپورمدیر عامل پیشین
خانه سینما:
باید برای کج فهمی عزای عمومی اعلام کرد
محمد مهدی عسگرپور به حواشی بوجود آمده برای فاطمه معتمدآریا در کاشان واکنش نشان داد.
این کارگردان و مدیر عامل پیشین خانه سینما در این متن که اختصاصا در اختیار بخش سینمایی ایسنا گذاشته آورده است: «رفتاری که با خانم معتمدآریا در شهر کاشان صورت گرفت، اولین و احتمالا آخرین نمونه رفتارهای فراقانونی گروهی از هموطنانمان نیست. شاید چند سال پیش در مواجهه با چنین رفتاری جایگاه و خاستگاه آن طور دیگری تعریف میشد، ولی امروزه به مدد گسترش شبکههای اجتماعی و اطلاعرسانی، این رفتار در قالب نوعی اضمحلال فرهنگی بخشی از جامعه ارزیابی میشود.
جامعهای که معتقد است همیشه در صحنه است ولی دستکم رفتارهایش نشان میدهد، بعضی وقتها در صحنه است.
جامعهای که نسبت به چپاول بیتالمال و گسترش فرهنگ وقاحت و فساد بیتفاوت است و در جاهایی که فکرش را نمیشود کرد نسبت به چیزی عکسالعمل نشان میدهد که اولویت صدم جامعه بزرگتر هم نیست.
اینکه این بعضی وقتها چه موقع است و لباس رزم را برای چه موضوعی باید به تن کرد به تشخیص ادارهکنندگان و آمرانی بر میگردد که این جامعه مورد بحث، عقل و لابد عاقبت خود را به شکل کنترات به آنها واگذار کردهاند و اینکه به احتمال بسیار زیاد تک تک افراد این گروه قدرت تحلیل و تبیین مسائل مختلف را ندارند هم مورد بحث نیست، بلکه مهم این است که قانون کجای این معادلات است.
برای هرجامعهای بدترین چیز پذیرش این واقعیت تلخ است که عدالت در اجرای قانون بستگی به تفسیر آمرانی دارد که برای پیشبرد مقاصدشان از تیغ گروه ناآگاه استفاده میکنند. شاید یکی از دلایل اصلی نبود طراوت و شادابی در جامعه به همین نکته برگردد.
من هم با آن مسوول محترم کاشان موافقم باید عزای عمومی اعلام شود البته نه برای ورود یک بازیگر محترم جامعه به یک شهر، بلکه برای این کجفهی و چشمپوشی بر مفاسد بزرگ.
و در پایان سخنی با آمران این نوع وقایع: تاریخ نشان داده تیغ ناآگاهی همواره آنطور و آنجایی که میخواهید را نمیبُرد.»
با کدام مجوز شرعی و قانونی به یک زن مسلمان ایرانی توهین می شود
پس از گذشت پنج روز از حادثه حمله و اهانت به فاطمه معتمد آریا در شهر کاشان، معاون رئیسجمهوری در امور زنان و خانواده نسبت به این موضوع واکنش نشان داد.
شهیندخت مولاوردی در کانال تلگرامی خود نوشت: چند روزی از حرکت غیرفرهنگی و برخورد توهینآمیز و تهاجمی و توام با الفاظ ناشایستی که در شرع و قانون ما مصداق بارز تهمت و افترا محسوب میشود با یکی از هنرمندان برجسته و افتخارآفرین کشور که این روزها آوازه هنرنماییش به فراسوی مرزها کشیده شده است در شهر کاشان میگذرد.
وی اضافه کرد: معترضین به حضور بانو فاطمه معتمدآریا که به بهانه نمایش یکی از فیلمهایش و شرکت در جلسه نقد و بررسی آن به کاشان سفر کرده بود به جای گفتوگو، زبان خشونت را برگزیدند و خواستار خروج او از کاشان شدند. با تامل در این قضیه و رفتارهایی مشابه که برخی پیشه خود ساختهاند، سوالهای زیادی ذهن را به خود مشغول میکند: آیا نسلهای قبل از ما و نیاکانمان چنین رفتاری بر مهمان را روا میداشتند؟ ما که در مهماننوازی هنوز شهره خاص و عام در عالم هستیم به کجا چنین شتابان در حرکتیم؟.
مولاوردی ادامه داد: با کدام مجوز شرعی و قانونی چنین بی مهابا یک زن مسلمان ایرانی مورد بیاحترامی و توهین آن هم تحت لوای دفاع از ارزشهای دینی قرار میگیرد؟ حتی عرف جامعه ایرانی نیز چنین رفتاری را با زنان برنمیتابد. معاون رئیسجمهوری در امور زنان و خانواده افزود: آیا راه بر معترضین برای شرکت در جلسه بررسی و نقد فیلم بسته بود و نتوانستند مجالی برای طرح دیدگاههای خود بیابند یا مصلحت و منفعت و ترجیحشان بر این بوده و است که راه فریاد و خشونت را در پیش گیرند؟ آیا همین رفتارهای دفعی و سلبی (در کنار سایر عوامل) در آینده زمینهساز خروج تعداد بیشتری از هنرمندان جوان از کشور و پیوستن آنها به شبکههای ماهوارهای نخواهد بود؟ و دهها سوال بی پاسخ دیگر.
مولاوردی تاکید کرد: پسندیده و مطلوب آن است که اعمال ما تبلور و آیینه باورها و اعتقاداتمان باشد. بیاییم با تاسی به آموزههای دینیمان با عمل خود مردم را به دین خدا دعوت کنیم نه با زبان و شعار؛ که «کونوا دُعاهَ النّاسِ بِغَیرِ اَلسِنَتِکُم».
همه چیز دست دولت نیست
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با تاکید بر اینکه «فاطمه معتمدآریا» هنرمندی برجسته و خوشنامی است، گفت: قطعا اقداماتی که توسط عناصر خودسر در کاشان نسبت به ایشان انجام شده را تایید نمیکنیم.
علی جنتی در پاسخ به سوال خبرنگار تئاتر ایسنا مبنی بر اینکه با توجه به اتفاقات پیش آمده و اعتراضهای صورت گرفته پس از حضور معتمدآریا در کاشان، سیاست و واکنش دولت نسبت به این موضوع چیست؟ بیان کرد: در این باره سیاست دولت مشخص است و از هنرمندان حمایت میکند، به ویژه خانم فاطمه معتمدآریا که یک هنرمند کاملا شناخته شده، خوشنام و برجسته در کشور است و قطعا آنچه پیش آمده را تایید نمیکنیم اما به هرحال همه چیز دست دولت نیست.
وی گفت: مجموعه امکانات و اختیاراتی که دولت دارد، محدود است و خودش ضوابط اجرایی ندارد تا مستقیما با این افراد برخورد کند.
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی اضافه کرد: ما مسائلی از برخورد با هنرمندان و کنسرتهایی که برگزار میکنیم را شاهد هستیم تا برخورد با مراکز دیپلماتیک و آتشزدن سفارت عربستان که همه آنها را محکوم کردند، اما با این حال عناصر خودسری بودند که اکنون هم بازداشت هستند.
جنتی که شامگاه 8 بهمنماه پس از بازدید از سالن بازگشایی شده «قشقایی» و تماشای نمایش «عامدانه، عاشقانه، قاتلانه» در تئاتر شهر سخن میگفت خاطر نشان کرد: به هرحال سیاست دولت کاملا روشن است و همان حرکتی که در وزارت فرهنگ و ارشاد به عنوان متولی امور فرهیختگان و هنرمندان انجام میدهیم، را دنبال میکنیم ضمن اینکه سعی میکنیم کمکهایی نیز داشته باشیم اما بعضی جاها دیگر در اختیار ما نیست و عواملی که دخالت میکنند پرنفوذ و پرقدرت هستند که با استفاده از پشتوانههای خود کار میکنند.
وی افزود: ما حتی در برخی شهرها امکان برگزاری یک کنسرت را هم نداریم هرچند سعی میکنیم آن را برگزار کنیم ، اما به هرحال مشکلات زیاد است.
حاشیههای حضور سالار عقیلی در یک شبکه ماهوارهای
حاشیههای حضور سالار عقیلی در یک شبکه ماهوارهای
شامگاه 3 بهمنماه بود که سالار عقیلی با حضور در یک شبکهی ماهوارهای فارسیزبان، مخاطبانش را شگفتزده کرد و در حالیکه تنها چند روز به اجرایش در سی و یکمین جشنوارهی موسیقی فجر باقی مانده بود، 8 روز پر حاشیه را سپری کرد.
این خوانندهی موسیقی سنتی با حضور در این شبکه ماهوارهای دربارهی تور کنسرتهایش در انگلستان سخن گفت و درباره موانع کنسرت برگزار کردن در کشورهای اروپایی سخنانی اظهار کرد. پایان این برنامهی 12 دقیقهای با آغاز حاشیهها برای زندگی حرفهای سالار عقیلی همراه شد.
در ساعات اولیه خبر مهاجرت این هنرمند به صورت غیر رسمی مطرح شد و نزدیکان او به سرعت این خبر را تکذیب کردند. حسین نوشآبادی گفت سخنگوی وزارت ارشاد در این مورد گفت : حضور خوانندهی سنتی کشورمان که از هنرمندان محبوب و مردمی است در شبکهی ماهوارهای ضد انقلاب باعث شگفتی همگان شد؛ اما در حال حاضر ابعاد این اتفاق در حال بررسی است. این اتفاق نه قابل دفاع است و نه قابل توجیه. امیدوارم ایشان بعد از بازگشت به کشور درباره انگیزهاش از حضور در این شبکهی صهیونیستی توضیحاتی بدهد. ما هم براساس آن توضیحها، گزارشی را تهیه میکنیم و در اختیار رسانهها قرار میدهیم.
در این میان سالار عقیلی هم نتوانست، نسبت به حجم انتقادهایی که به سمتش روانه میشد، بیتفاوت بماند. او در تاریخ 7 بهمنماه با انتشار نامهای برای مخاطبانش نوشت که در مصاحبهاش با آن شبکهی ماهوارهای به شدت از وضعیت برگزاری کنسرت در کشور دفاع کرده و تا جان دارد، برای وطنش میخواند.
شامگاه 8 بهمنماه وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی پس از بازدید از سالن بازگشایی شدهی «قشقایی» مورد پرسش خبرنگاران دربارهی وضعیت سالار عقیلی قرار گرفت که او پاسخ داد: ایشان آدم سیاسی نبوده که تمام شبکههای خارجی را بشناسد و بداند که چه رویکردی دارد. او فقط برای اجرای برنامهای در لندن بوده که گفته میشود اگر در یک برنامهی تلویزیونی حضور داشته باشد، مردم متوجه میشوند که قرار است برنامه اجرا کند و در آنجا فقط چند کلامی دربارهی فرهنگ و هنر ایران صحبت کرده است. در نهایت شامگاه 8 بهمنماه خطر از بیخ گوش سالار عقیلی گذشت و او 22 بهمنماه همراه با گروه وزیری در قالب جشنوارهی موسیقی فجر روی صحنه خواهد رفت.
