بایگانی مطالب نشریه

خبر

بهترین سوارکاران کشور به کرمان
می آیند
رقابت های کشوری پرش با اسب از امروز چهارشنبه به میزبانی هیات سوارکاری استان کرمان و باشگاه الماس کویر در کرمان آغاز می شود. در این دوره از مسابقات که با عنوان جام الماس کویر برگزار می شود شرکت کنندگانی از سراسر کشور با یکدیگر رقابت می کنند. دبیر هیات سوارکاری کرمان به «پیام ما» گفت: این مسابقات طی روزهای 20 تا 22 خرداد ماه به میزبانی کرمان برگزار می شود. محمد ملایری افزود: 102 شرکت کننده از 6 استان کشور در این مسابقات شرکت می کنند که جمعی از بهترین های سوارکاری کشور در کرمان حضور پیدا می کنند. وی ادامه داد: این مسابقات زیر نظر فدراسیون سوارکاری برگزار می شود و در رده بندی کشوری هم تاثیرگذار است. بنابراین بهترین سوارکاران کشور در این مسابقات هستند. محمد ملایری گفت: برگزاری چنین مسابقاتی می تواند باعث پیشرفت رشته سوارکاری در کرمان شود. چرا که با برگزاری مسابقاتی با سطح بالا علاوه بر تاثیر در پیشرفت سوارکاران کرمانی و جذب سرمایه گذار می تواند در افزایش تعداد علاقمندان به سوارکاری هم تاثیرگذار باشد.

مدارس بدون مجوز تعطیل می شوند
رییس هیأت فوتبال کرمان از تعطیلی مدارس فوتبال و فوتسال بدون مجوز در این شهرستان خبر داد. به گزارش روابط عمومی هیأت فوتبال شهرستان کرمان، رضا شجاعی با اعلام این خبرگفت: مدارس فوتبال کرمان از شنبه 16 خردادماه جاری کار خود را آغاز کرده‌اند. وی با بیان این که کمیته ارزیابی هیأت فوتبال شهرستان کرمان با آغاز به کار این مدارس ضمن بازدید مستمر از این مراکز عملکرد آن ها را مورد ارزیابی قرار خواهد داد، گفت: این اقدام با هدف ارتقاء سطح کیفی آموزش مدارس فوتبال انجام می‌شود. شجاعی تصریح کرد: تا کنون مدارس فوتبال خواجو، عبدالرشیدی ، وحدت و مدارس فوتسال نوید، شرکت سرمایه گذاری مس و برای نخستین بار مدرسه فوتسال ویژه‌ی بانوان به طور رسمی مجوز فعالیت دریافت کرده‌اند. وی از شهروندان خواست از ثبت‌نام فرزندان خود در مدارس غیررسمی بدون مجوز از هیأت فوتبال شهرستان کرمان خودداری کنند. وی اظهار داشت: فقط مدارسی که مجوز دارند می توانند در مسابقات شرکت کنند و طرح های استعدادیابی فقط در مدارس دارای مجوز اجرا خواهد شد.

درآمد ژاوی در اولین روز از زندگی جدید
ستاره تیم فوتبال بارسلونا در اولین روز از اقامتش در دوحه قطر معادل ۴۵۰ هزار دلار سود خالص داشت. ژاوی هرنادز بازیکن تاثیرگذار تیم فوتبال بارسلونا پس از جدایی از این تیم راهی السد قطر شده تا باقی عمر فوتبالی خود را با لباس این تیم قطری تجربه کند. این بازیکن بزرگ دو هفته قبل از تاریخ هماهنگ شده راهی قطر شده است اما این حضور زودتر از موعد بی دلیل نبوده و ژاوی در اولین روز از زندگی قطری خود معادل 450 هزار دلار به جیب زده است. بیش از 4 حامی مالی بزرگ عربی در از فرودگاه بزرگ دوحه تا نشست خبری این بازیکن در فدراسیون فوتبال قطر در پوشش تصویری زنده برای بیش از 40 شبکه ورزشی بین المللی حضور داشتند و گفته می‌شود حداقل 200 هزار دلار از این محل نصیب فدراسیون فوتبال قطر و مدیربرنامه‌های ژاوی شده است. همچنین ژاوی قبول کرده تا سفیر صلح قطر باشد تا در جریان یک کنفرانش مشترک بین یونیسف و چند سازمان مردم نهاد قطری حضوری فعال داشته باشد. او برای این کار معادل 30 هزار دلار دریافت کرده است.

8 روز بعد از آغاز فصل نقل و انتقالات/ اوج بلاتکلیفی روی نیمکت‌های لیگ

8 روز بعد از آغاز فصل نقل و انتقالات/ اوج بلاتکلیفی روی نیمکت‌های لیگ
در بوندس لیگا، سه ماه مانده تا پایان فصل، دورتموند سرمربی بعدی خود را انتخاب کرد یا بایرن، دو فصل قبل و در خلال مسابقات تصمیم گرفت پپ گواردیولا را جانشین یوپ هاینکس کرد. در ایران اما اوضاع متفاوت است.
به گزارش «ورزش سه»، لیگ برتر تمام شده و چند روزی هم از آغاز فصل نقل و انتقالات گذشته اما تقریبا 80 درصد تیمهای لیگ برتری نه تکلیف مدیریت خود را مشخص کرده اند و نه نیمکت مربیگری شان را! تیمی که مالک، اسپانسر و مدیرعامل ندارد، سرمربی اش را هم نمی تواند انتخاب کند و تیمی که سرمربی نداشته باشد برای جذب بازیکن هم اقدام نمی کند. نتیجه این بلبشو، فوتبالی است که باید به تماشا بنشینیم. فوتبالی زیر صفر که مدتهاست در لیگ می بینیم و متفق القول می گوییم که چنگی به دل نمی زند. فعلا فقط وضعیت سه تیم مشخص شده و بقیه باشگاه ها در بلاتکلیفی بسر می برند. با هم مرور می کنیم وضعیت تیمهای لیگ برتری،آن هم 8 روز بعد از آغاز نقل و انتقالات.
سپاهان: مدیرعامل این تیم مهرزاد خلیلیان است و سرمربیگری این تیم را هم حسین فرکی بر عهده دارد.
گسترش فولاد: فراز کمالوند بعد از توافق با مدیران گسترش فولاد فصل آینده هم روی نیمکت این تیم می‌نشیند.
ذوب آهن: سعید آذری همچنان مدیرعامل است و یحیی گل محمدی هم با قدرت به کارش ادامه خواهد داد.
اما مرور تیمهای بلاتکلیف:
نفت تهران: هنوز مشخص نیست که آیا علیرضا منصوریان در این تیم می ماند یا خیر. به همین دلیل نقل و انتقالات برای نفت آغاز نشده!
تراکتورسازی: تونی اولیویرا قرارداد مشروط دارد. توافق قطعی هم میان او و مدیرعامل تراکتورسازی حاصل نشده. می گویند ممکن است حتی مدیرعامل باشگاه نیز تغییر کند.
استقلال خوزستان: مدیرعامل باشگاه استعفا داده و هنوز جانشینی برای او تعیین نشده. ادامه حضور ویسی هم مبهم است.
فولاد خوزستان: اسکوچیچ قرارداد دو ساله امضا کرده اما استعفای مدیرعامل باشگاه همه فعالیت ها را به حالت راکد نگه داشته است!
پدیده: نه پولی در پدیده هست و نه اراده ای برای انتخاب سرمربی. وضعیت مالکیت باشگاه هم که با اما و اگرهایی روبرو است.
سیاه جامگان: هنوز وارد لیگ برتر نشده پول ندارد. سرمربی اش هم که هنوز قول ماندن نداده. بلاتکلیفی در بدو حضور در لیگ برتر. این دیگر نوبر است!
راه آهن: نه مالک دارد، نه سرمربی و نه بازیکن. فرهاد کاظمی هم که رفته، پس در راه آهن همه چیز روی هوا است، تا مالک تیم مشخص شود.
پرسپولیس: برانکو قرارداد دارد اما هر آن ممکن است او برود و مربی جدید جایگزینش شود. باشگاه یک ریال هم بودجه ندارد. برای نوراللهی 20 میلیون نداشت، وای به حال بازیکنان جدید. البته اگر کسی به پرسپولیس بیاید.
استقلال: به تازگی باشگاه مالک پیدا کرده و اسپانسری برای خود یافته. باید تکلیف سرمربی اش مشخص شود تا وارد بازار نقل و انتقالات شود.
فولاد نوین: زمان داشت تا زودتر از تمام تیمها تمرینات خود را آغاز کند اما گفته می شود به زودی فروخته می شود. خریدارش هم استقلال اهواز است.
سایپا: بین تهران و کرج، هاج و واج مانده. یک روز سایپا را به تهران می فرستند و روز دیگر به کرج. تکلیف جلالی هم فعلا مشخص نیست.
ملوان: محجوب رفته و قرار است مالک جدیدی باشگاه را بخرد. تکلیف سرمربی هم که طبق معمول مشخص نیست.
صبای قم: تازه در فصل نقل و انتقالات قرار است به فروش برسد. مالک جدید مشخص نیست. اصلا باید دید آیا کسی به خرید صبا علاقه نشان می دهد یا خیر؟

اخبار آبفا

فرماندار زرند در شورای حفاظت آب:
بحران آب در شهرستان زرند
جدی است
همایش مدیریت هماهنگی بار و شورای حفاظت آب شهرستان زرند با حضور حبیب الله خنجری فرماندار زرند ،مهندس افتخاری معاون امور مشترکین استان و جمعی از مسئولین استانی و شهرستانی در سالن اجتماعات فرمانداری زرند تشکیل شد .
در ابتدای این همایش حبیب الله خنجری فرماندار زرند خواستار همکاری همه مسئولین شهرستان در جهت رفع مشکلات شهروندان شد .
وی به بحران شدید آب در شهرستان زرند اشاره کرد و گفت: متاسفانه کاهش آب سفره های زیر زمینی و عدم برداشت بی رویه آب شهرستان زرند را با مشکل جدی کم آبی مواجه نموده است .
حبیب الله خنجری گفت: متاسفانه در طی چند روز گذشته ذخیره آب در منابع اب شهرستان به پائین ترین حد خود رسیده است و عملا هیچ گونه ذخیره سازی در بخش آب شهرستان وجود ندارد .
فرماندار زرند خواستار صرفه جوئی همه کشاورزان و شسهروندان در مصرف آب وبرق شده و تصریح کرد: باید با ارائه برنامه های مدون و مناسب سازی تجهیزات کشاورزان این بحران را پشت سر بگذاریم .
خنجری در ادامه افزود: انژی آب و برق از مهمترین انرژی های مورد نیاز برای شهروندان و زندگی امروز شهری است و همه باید با بهینه سازی الگوی مصرف در راستای کاهش این انرزی ها گام برداریم.
وی به میانگین بارندگی سال زراعی گذشته اشاره کرد و گفت: خوشبختانه بارندگی در سال زراعی گذشته نسبت به سایر سالها بهتر بوده ولی با این امر هنوز با عدم تغذیه مناسب آب سفره های زیر زمینی مواجه هستیم .
وی در پایان ضمن تقدیر از برگزار کنندگان این همایش گفت: همه ما در قبال آیندگان مسئولیم و باید با همکاری و همراهی در جهت رفع همه مشکلات اقدام نمائیم .

بیش از 120 مورد نمونه آزمایش آب شرب در آزمایشگاه آبفای انجام شد
از تاریخ 10 لغایت 16خرداد ماه سال جاری 1121 مورد نمونه آزمایش کیفیت آب در آزمایشگاه شرکت آب و فاضلاب استان کرمان انجام شد.
از تاریخ 10 لغایت 16خرداد ماه سال جاری 1121 مورد نمونه آزمایش کیفیت آب در آزمایشگاه شرکت آب و فاضلاب استان کرمان انجام شد.
شاهسوار کارشناس آزمایشگاه با اعلام این خبر گفت:در مدت یک هفته نمونه میکروبی (70مورد)،نمونه شیمیایی (10مورد)، آزمون EC و tds (41) توسط کارشناسان مربوطه در آزمایشگاه انجام شده و شرایط کیفی آب آشامیدنی در حد مطلوب می باشد.

60 فقره انشعاب غیر مجاز در کرمان تبدیل به مجاز شد
در اردیبهشت ماه سال جاری 60 فقره انشعاب غیر مجاز در شهر کرمان تبدیل به مجاز شد.
غلامرضا زین الدینی مدیر امور آب شهرستان کرمان از شناسایی 60 فقره انشعاب غیر مجاز طی اردیبهشت ماه در شهر کرمان خبر داد که پس از برخورد با صاحبان آنها ، به مجاز تبدیل شدند.
مدیر امور آب شهرستان کرمان با اشاره به مضرات انشعابات غیرمجاز تأکید کرد: این مسئله به دلیل اتصالات غیراستاندارد و غیراصولی علاوه بر خسارات جبران‌ناپذیر، هدررفت و پرت آب شرب را نیز در پی دارد.
زین الدینی در ادامه با اشاره به نزدیک شدن به فصل تابستان و کاهش منابع زیرزمینی از مشترکین خواست صرفه جویی و مدیریت مصرف را سرلوحه کار خود قرار دهند تا در تابستان با کمبود آب مواجه نشوند.

رئیس سازمان خصوصی‌سازی عنوان کرد: اجاره دادن استقلال قانونی نیست

رئیس سازمان خصوصی‌سازی عنوان کرد: اجاره دادن استقلال قانونی نیست

رئیس سازمان خصوصی‌سازی با بیان اینکه اجاره دادن باشگاه استقلال غیر از کانال این سازمان و وزارت اقتصاد و دارایی غیر قانونی است، گفت: هر کس این باشگاه را اجاره داده باشد تحت پیگرد قرار می‌گیرد.
به گزارش خبرگزاری مهر، میرعلی اشرف پوری حسینی در خصوص بحث واگذاری باشگاه استقلال به اسپانسر این باشگاه به صورت اجاره سه ساله بیان کرد: بحث واگذاری باشگاه استقلال در شرایط کنونی به چند ماه دیگر موکول شده است و وزارت ورزش در این مدت امور باشگاه را اداره خواهد کرد. البته ما خوشحال می‌شویم که به طور کامل از دست ما خارج شود.
وی ادامه داد: در حال حاضر هم نه دولت و نه مجلس مصوبه‌ای نداشته که این دو باشگاه از دست سازمان خصوصی‌سازی خارج شود بنابراین همچنان این دو باشگاه در اختیار سازمان خصوصی سازی و وزارت اقتصاد و دارایی قرار دارند.
رئیس سازمان خصوصی‌سازی تاکید کرد: بر اساس قانون هر شرکتی که در لیست واگذاری قرار داشته باشد و خودش یا از طریق دیگری خارج از سازمان خصوصی‌سازی و وزارت اقتصاد اجاره داده شود یا قراردادی درباره آن منعقد شود تخلف بوده و دخل و تصرف در اموال دولت محاسبه می‌شود و تحت پیگرد قرار می‌گیرد. درباره باشگاه استقلال هم حق اجاره وجود ندارد.
پوری حسینی به سوال خود از وزارت ورزش درباره اجاره باشگاه استقلال اشاره کرد و گفت: من در این باره استعلام گرفتم که آنها گفتند از این موضوع بی‌خبر هستند. البته برخی اسپانسرها پیشنهاد اجاره باشگاه را مطرح کرده بودند اما اگر سندی در این باره وجود دارد ارایه کنند تا همه چیز روشن شود. قبلا هم در این باره بحث اجاره‌نامه را مطرح کرده بودند که ما به آنها گوشزد کردیم امکانپذیر نیست. البته این را هم تاکید می‌کنم که خوشحال می‌شوم کسی جرات کند و این باشگاه را از عهده ما خارج کند. وی در واکنش به اینکه افشارزاده از اجاره سه ساله این باشگاه به مبلغ ۹۰ میلیارد تومان خاطرنشان کرد: آنچه که به ما گفتند این بوده که مقدمات این کار فراهم شده است نه اینکه قراردادی منعقد کرده باشند. تاکید من این است که اجاره چه دو ماه باشد، چه شش ماه یا سه سال، این کار غیر قانونی است و تنها باید از مسیر سازمان خصوصی‌سازی انجام گیرد. در هر صورت ما به آنها اطلاع دادیم که هر فعالیتی در این زمینه غیر قانونی است.

گفت وگو با محمد علی علومی نویسنده عطای پهلوان/ عطای پهلوان ابلاغ ارزش‌های کهن ایرانی

گفت وگو با محمد علی علومی نویسنده عطای پهلوان/ عطای پهلوان ابلاغ ارزش‌های کهن ایرانی

آن قدر شبیه هم هستند که آدم می ماند کدام را به کدام تشبیه کند. نه از نظر قد و قواره و چهره و چشم وابرو بلکه از منظر مرام و افتادگی! عطا احمدی و محمدعلی علومی را می گویم. هیچ کدام شان اهل ژست گرفتن نیستند. هیچ کدام شان در بند زرق و برق زندگی نیستند. عطا احمدی با همان لباسی که روی دوچرخه اش می نشیند در حضور رییس جمهور وقت حاضر می شود و «نشان دولتی خدمت» را دریافت می کند. محمد علی علومی هم با همان لباسی که با دوستانی صمیمی اش در جنگل قائم قدم می زند، مقابل دوربین تلویزیون قرار می گیرد این بار هم هر دو که در زندگی ظاهراً به موازات هم حرکت کرده اند. یکی در کار مطالعاتی و دیگری در فعالیت های عمرانی به هم رسیدند. آن هم در پروژه «عطای پهلوان» یکی حکایت نویس شده است و دیگری به قول ابوسعید ابوالخیر «آن چنان بوده که از وی حکایت کنند.» رونمایی کتاب «عطای پهلوان» که در نمایشگاه کتاب تهران برگزار شد این دو مرد شبیه و موازی هم شباهت خود را در یک ویترین به نمایش گذاشتند. جالب است در مراسم رونمایی کتاب نه عطا حضور داشت و نه محمدعلی. دوستان دیگری در آیین رونمایی در کنار هم قرار گرفتند از جمله «سید محمود دعایی» که علومی همیشه از او به نیکی و نجابت یاد می کند. عطا احمدی علاوه بر این که در جوانی به ورزش باستانی می پرداخته در همان گود زورخانه به تأسی از مولایش علی (ع) جوانمردی و فتوت را نیز پیشه خود کرده است. مگر نه آن است که به فرموده آخرین پیغامبر خدا(ص): نیرومندترین شما آن است که بر هوای نفس خود غالب آید. و عطا چه نیکو آیین فرزانگی را فراگرفته است و محمدعلی چه زیبا در صدد بازآفرینی آیین عطاست. گفت و گوی زیر با محمدعلی علومی انجام شده است. مطالعه آن را به خوانندگان پیام ما توصیه می کنم.
عطا احمدی چهره شاخص کرمان است که همه او را به عنوان انسانی نیکخواه می شناسند. چه شد که این شخصیت موضوع داستان «عطای پهلوان» قرار گرفت؟
با نگاهی که به آمارهای رسمی می اندازیم متوجه می شویم که ملت ما مدت هاست به طرزی هولناک درگیر موضوعی با عنوان بحران شرافت شده اند. هفت میلیون و پانصد هزار پرونده کلاهبرداری در دادگستری و بی توجهی به هم نوع و در حاشیه اش به محیط زیست در حد فاجعه است. آن چه که روزگاری ارزش انسانی محسوب می شد به دلایل متعدد اکنون اگر نگوییم بلاهت- دلالت بر ساده دلی دارد. و در مقابل، تقلب و حیله گری و کلاهبرداری و امثالهم که روزی روزگاری ضد ارزش محسوب می شد، حالا گفته و ناگفته زیرکی و نبوغ محسوب می شود. در چنین فضایی و با غلبه این طرز تفکر، رمان عطای پهلوان کوشش ناقص من در جهت ابلاغ ارزش های کهن ایرانی چون آیین پهلوانی است که پیوسته با جوانمردی همراه بوده است. خوشبختانه نمونه حی و حاضر آن آموزگار شریف و پهلوان عزیز و جوانمرد بزرگ «پهلوان عطا احمدی» است. آیین پهلوانی و جوانمردی سابقه دیرین در فرهنگ ما دارد. پیش از اسلام سیاوش به سبب مهربانی و حفظ پیمان – حتی با دشمنان خود- تن به مرگ سپرد. فریدون نیز نمونه ای دیگر از پهلوانان باستانی است که ضحاک بیدادگر و جادوپرست را برانداخت. رستم مظهر جوانمردی ایرانی است که در کنار مظلومان بود. پس از اسلام نماد جوانمردی و فتوت به مولا علی(ع) منتقل می شود و آن حضرت سرسلسله جوانمردان قرار می گیرد که در شأن ایشان گفته شده:«لا فتی الّا علی لا سیف الّا ذوالفقار»
پهلوان عطا احمدی نمونه ای از پیروان جوانمردان ایرانی از روزگار باستان تا کنون است.
در رمان عطای پهلوان نیز مانند دیگر آثارتان به اساطیر نظر داشته اید. اگر ممکن است در این زمینه توضیح دهید؟
اسطوره تعریف ساده ای دارد. اگر به تعریف مرسوم اسطوره بپردازیم می توانیم بگوییم نماد، زبان اسطوره است و جلوه ای از نماد هم در استعاره تبلور می یابد. در پرداخت این رمان به برخی از حوادث ممکن الوقوع پرداخته ام که می تواند مظهری از تداوم تاریخ اجتماعی و فرهنگی این سرزمین باشد.
در روایت داستان وانمود شده که پهلوان عطا احمدی در دوران خردسالی دوستی به نام اسماعیل داشته که فرزند ابراهیم، پهلوان ماهانی بوده است. اسماعیل پس از مرگ پدر ناچار می شود در کارگاه های قالی بافی کار کند و به سبب سوء تغذیه و نبود پزشک حاذق و جهل عام جوانمرگ می شود. این موضوع شوم بر ذهن عطا تأثیر می گذارد تا عمر و زندگی خود را وقف ایجاد دانش و رفع جهل و تداوم جوانمردی کند. اسماعیل در فرهنگ ادیان ابراهیمی مظهری از قربانی شدن نوجوانان است. در نقط دیگر داستان نیز عالم خیال و واقع در هم تنیده می شود.
به نظر می رسد که سرگذشت عطا احمدی فاقد کشمکش های داستانی باشد. چون ایشان بیش از 60 سال است که با کارهای اداری یکنواخت مشغول است یا وقت خود را صرف امور عام المنفعه در کرمان می کند. ظاهراً از این نوع زندگی نمی توان یک رمان مهیج و متکی بر کشمکش ساخت. با این موضوع موافق هستید؟
ج- بله همین طور است! نگارش این رمان، دشوار بود. اجازه بدهید قبل از آن یک مثال بزنم. فیلمسازی مثل مرحوم علی حاتمی شخصیت ها را آن طور که می خواهد به تصویر می کشد و کاری به واقعیت وجودی آن ها ندارد. نمونه اش کمال الملک یا حاجی واشنگتن.
پهلوان عطا برای همه کرمانی ها شخصیتی شناخته شده است. من برای ایجاد کشمکش در داستان موضوع مبهمی را در پرداخت شخصیت یگانه و منحصر به فرد پهلوان عطا مطرح کرده ام. مثلاً وانمود کرده ام که او در سنین نوجوانی شاهد کشته شدن سرگرد سخایی بوده است. با این توضیح که سرگرد سخایی اولین قربانی کودتای 28 مرداد 32 در کل ایران است. بعد از آن بود که کودتاگران اعدام ها، حبس ها، تبعیدهای ملّیون و توده ای ها را در سراسر کشور شروع کردند. در صحنه رمان وانمود شده که عطای نوجوان صحنه تکه پاره شدن مرحوم سخایی را توسط اراذل و اوباش می بیند. ازاذلی که در عوض این خوش خدمتی- قتل سخایی- از رژیم سابق امتیازات فراوان می گیرند و همین موضوع عاملی می شود که عطا همیشه از صاحبان قدرت و یا به تعبیر دکتر شریعتی اربابان زر و زور و تزویر فاصله می گیرد.
رونمایی از کتاب «عطای پهلوان» در نمایشگاه کتاب تهران برگزار شد. وزیر ارشاد، استاندار و… هم حضور داشتند. اما نه عطای پهلوان در آن حضور داشت و نه نویسنده عطای پهلوان. چرا؟
به چند دلیل. قبل از همه این که خود پهلوان در این مراسم شرکت نداشت و من که فقط وسیله و ابزاری برای بیان خصایص نیک این انسان هستم به طریق اولی ضرورتی نمی دیدم که در مراسم شرکت کنم.
دوم این که در همه جای جهان واقعیت این است که هنرمند مغلوب سیاست است؛ اما در ایران به ویژه در چند سال گذشته مقهور سیاست شده است. برای این جانب که هیچ علاقه ای به سیاست و بازی های پیچیده آن ندارم و تنها و تنها مجذوب فرهنگ و هنر جهانی خودمان چون شاهنامه و خمسه نظامی، هزار و یکشب، آثار خواجو، عطار حافظ سعدی هستم چنین ادراکی دارم که اکثریت قریب به اتفاق سیاستمداران هر دو جناح، هنرمند را موجودی زاید و حاشیه ای و ابزاری است که فقط هنگام رأی گیری و انتخابات به کار می آیند. این نوع نگاه ما را از هفتصد سال پیش هم عقب تر می برد. آن زمانی که سعدی فرمود:«هنرمند قدر بیند در صدر نشیند.» چون نه قدردانی وجود دارد و نه احترامی از جانب دولتمردان و سیاست پیشگان. من شهر خودم[بم] را می گویم. تا جایی که به خاطر دارم چه قبل و چه پس از انقلاب هنرمندان زیادی مانند روح انگیز سامی نژاد، داریوش رفیعی، بسطامی، کورس سرهنگ زاده و همچنین در ترجمه و ریاضیات استاد پرویز شهریاری و… را داشته ایم؛ اما هیچ گاه مسئولان رسمی فرهنگی قدردان هنر آن ها نبودند. اگر زلزله بم اتفاق نمی افتاد و ما ایرج بسطامی را از دست نمی دادیم، همین یک تالار محقر هم به نام ایرج بسطامی نامگذاری نمی شد. من اگر به چیزی مفتخر باشم عکس گرفتن با دولتمردان نیست. بلکه افتخارم این است که در کنار شخصیت محبوب داستانی و انسان یگانه ای چون عطا باشم.
معلوم است که دل پری دارید؟
ببین! در دولت قبل شاهد بی عدالتی های تأسف بار و دردناک بودیم. یک نمونه اش را برایت بگویم. قبل از گرانی ها از طرف مؤسسه ای پر طمطراق که در اساسنامه اش آمده که «ادبیات داستانی ایران را حفظ کند و گسترش دهد» به یک نویسنده متوسط بابت صد صفحه رمان مبلغ بسیار گزاف حق التألیف داده شد. چون که نویسنده اش دوستانی در فلان جناح داشت و در همان حال بسیاری از مراکز دولتی وابسته به ارشاد در سراسر کشور به دلیل کمبود بودجه تعطیل می شد.
آیا عطا احمدی در زمینه ارائه اطلاعات همکاری مورد انتظار شما را داشت؟ چون ایشان شخصیتی عاری از نام خواهی هستند؟
درست است! شخصیت خاص عطا چنان است که اعتقاد دارد هیچ کار قابل توجهی انجام نداده است. می گوید اگر کاری هم انجام داده حقوق بگیر همین مردم است و برای آنها کار کرده است. این فرد سردار بی ادعای سازندگی است. برای نگارش این رمان علاوه بر تحقیقاتی که درباره عطا کرده ام از نوشته های محمد علی فردوسی در نشریه استقامت و صحبت هایی که با برخی شاگردان عطا کردم توانستم مجموعه اطلاعاتی فراهم آورم که در نگارش رمان از آن ها بهره بردم. بگذار این را هم اضافه کنم عطا در عین بی ادعایی به خاطر هوش بالا و سلوک عارفانه اش با هستی به طرز شگفت آوری مانند یک فیلسوف اجتماعی یا عالم علم کلام درک خود از هستی را در نوشته هایی با عنوان «پند پدر» به رشته تحریر درآورده است.
آیا از رمانی که درباره عطا نوشته اید راضی هستید؟
نه راضی نیستم. گر بریزی بحر را در کوزه ای / چند گنجد قسمت یک روزه ای. عطا پهلوانی است که نه تنها جسم را پرورد بلکه جسم خود را در خدمت جوانمردی در آورده است. عطا معلم است نه معلمی که معلمی را شغلی بداند تا حقوقی بگیرد و بازنشسته شود و از مزایای آن بهره مند شود. بلکه او آموزگار نسل های بعد از خود نیز هست. عطا فلسفه می داند اما نه از طریق مطالعه کتاب های فلسفی بلکه این را از طریق سلوک عرفانی و هستی فرا گرفته است. عطا به جوهره آرمانی سیاست پرداخته بی آنکه در گروهی و جناحی قرار بگیرد. او سربلندی و دانش را برای هموطنان خود خواسته و در این جهت کوشیده است. عطا جاودانه است و باعث نیکبختی من است اگر در پرتو آن انسان بزرگ این رمان خوانده شده و بر اشخاصی تأثیر بگذارد. امیدوارم که نمایشنامه نویسان، فیلمسازان و دیگر نویسندگان هم استانی به موضوع عطا احمدی بپردازند.
خود عطا راضی بود؟
شنیده ام که عطا این رمان را دو بار خوانده و با بزرگواری گفته است که علومی درباره من اغراق کرده است. اما واقعیت این است که من درباره ایشان اغراق نکرده ام. شخصیت متواضع عطا این گونه است که هر تعریفی را درباره خود اغراق می داند.
و سخن آخر؟
من معتقدم فرهنگ هزاران ساله میهن بر مهر و دوستی بنا شده و حتی در سخت ترین شرایط همچون حمله مغولان یا اسکندر و یا حمله اعراب و یا تیمور هیچ وقت خاموش نشده است. یک نمونه دوستی و رادمنشی را- که اخیراً در مسابقه استانی در بم برگزار شد- مثال می زنم. یک دختر نوجوان یازده ساله جیرفتی به نام «فاطمه براهام» که برنده بخش کودک و نوجوان بود پشت تریبون رفت و در کمال اعجاب همگان و خود من اعلام داشت که جایزه ام را به علومی تقدیم می کنم. به گمان به خانم براهام نمونه ای از رفتار زن ایرانی در گذر تاریخ است. همان دلیری گردآفرید، شجاعت فرنگیس و بزرگواری جریره (مادر فرود) را دارد.
براهام به خاطر رفتار آموزنده اش از مرز شهر و استان فراتر می رود و همچنان که عطا از حد شهر و استان بالاتر است. جز این که پهلوان عطا در سنین سالخوردگی و براهام در سنین خردسالی است. اما محتوا همان پهلوانی و جوانمردی است.

عطا احمدی درخت تنومند خدمت و علم آموزی کرمان

عطا احمدی درخت تنومند خدمت و علم آموزی کرمان

عطا احمدی در اولین روز آذر ماه سال یکهزار و سیصد و پانزده در روستای هینمان واقع در کوهپایه کرمان به دنیا آمد.
پدرش مرحوم محمد احمدی مردی مومن و پر تلاش و علاقمند به قرآن، کتاب حافظ و حمله حیدری بود که در منزل و مغازه خوار وبار فروشی کوچک خودش در خیابان ابو حامد مطالعه می کرد.
پدرش اهل کرمان ساکن محله بازار شاه بود و مادرش مرحومه عذرا عراقی زنی رشیده، شجاع، زحمتکش، فداکار و پهلوان بود. او دختر مرحوم کربلائی اصغر از همراهان حکام بختیاری بود که به کرمان آمده و ماندگار شده بود می باشد. عطا شش ماهه بود که همراه والدینش به کرمان آمد و در منزلشان واقع در محله بازار شاه دوران کودکی خود را سپری کرد. پنج ساله بود که مادر فرهیخته اش او را به مکتب سپرد قرآن را نزد مرحومه ملاخاور و مرحومه بی بی کوچک آموخت و کتاب حافظ را نزد مرحومه بی بی جوهری خواند که عطا همواره از آن ها به نیکی یاد می کند.
سپس راهی مدرسه کاویانی که از مجموعه موقوفات زرتشتیان کرمان بود شد و از پایه سوم تا نهم را در مدرسه ایرانشهر به فراگیری درس پرداخت که این مدرسه در آن زمان تحت نظارت مرحوم میرزا برزو آمیغی قرار داشت که عطا احمدی همواره یاد او را عزیز می دارد و می گوید درس نظم، پی گیری و فداکاری را پس از پدر و مادر عملاً نزد این مدیر نمونه آموخت و پس از اتمام این دوره تحصیل وارد دانشسرای مقدماتی کرمان شد و همراه با درس به ورزش باستانی، والیبال ، بسکتبال ، فوتبال اهمیت میداد و پس از فراغت از تحصیل دقیقاً در سالروز تولدش و در سن هیجده سالگی به مدیر و آموزگاری مدرسه گوغر بافت منصوب شد.
از همان ابتدای خدمت تا کنون همه جا نمازخانه و زمین ورزش در درجه اوّلیّه اهمیّت برنامه کار او قرار داشت و بچه ها را همراه با بهترین شیوه در تدریس به عبادت و تحصیل علم و ورزش تشویق و وادار می نمود و در طول دوران خدمت بعد ازمدرسه گوغر بافت به سمت مدیری مدرسه رابر وبزنجان منصوب شد و در سال 1338 به کرمان منتقل شد. و به ترتیب مدیر و آموزگار مدرسه کاظم آباد، هوتک، معاون تعلیمات متوسطه، دفتردار دبیرستان پهلوی سابق مدیر دفتر و دبیر دبیرستان پهلوی سابق (امام)، رییس کارپردازی تغذیه و ساختمان اداره کل فرهنگ و آموزگار مدرسه جیحون، فردوسی، احمدی و رییس مدرسه علوی، معاون مدرسه فردوسی، رییس تعلیمات ابتدایی اداره کل و بالاخره در پست کارشناس فنی در تاریخ 17/8/60 13 بازنشسته شد ولی با وجود بازنشسته شدن بدون کمترین وقفه ای در کار و کوچکترین یأس و ناامیدی و کمترین توقع از جامعه هر روز پرکارتر و امیدوارتر با ساده ترین شکل زندگی و امکانات بسیار کم خدمات ارزنده ای به جامعه کرمان تقدیم کرد.
عطا احمدی در زندگی خصوصی اش بسیار قناعت پیشه و بی آلایش ساده و دقیق است با یک پیراهن و یک شلوار و یک جفت کفش پنج تا شش سال زندگی را سپری می کند. اگر دیگران از حقوق کم گلایه دارند وی معتقد است همین حقوق بازنشستگی را نمی تواند حلال کند و به نسبت بسیاری از مردم زیاد است. پس از آن که از سوی هیأت دولت به کار مجدد فراخوانده شد در دو مورد مکاتبه ای که داشته است خواستار منع پی گیری پرونده خود شده و ضمن تعهد به ادامه خدمت در خواست نموده که به جای او دو نیروی جوان را به کار گیرند و جامعه را از بیکاری و در نهایت از فساد نجات دهند.
نتیجه ازدواج عطا و همسرش 14 فرزند است که 9 پسر و 5 دختر بودند که 5 پسر و 4 دختر در قید حیات اند. پسران همه دارای تحصیلات دانشگاهی و دختران با ایمان، خانه دار، زندگی کن همه در سایه لطف الهی با مهریه یک جلد کلام الله مجید و نداشتن جهیزیه بدون مراسم عروسی و دعوت به جلسه از زندگی آرامی برخوردارند. عطا دارای 19 نوه است که او را بابا عطا می خوانند. عطا تنها دارایی خود یعنی منزل مسکونی اش را نیز وقف بنیاد نیکوکاری حضرت ابوالفضل نموده است که خرج تحصیل و تعلیم و تربیت بچه های بی بضاعت گردد تا پس از مرگش هیچ چیز از مال دنیا متعلق به او نباشد اما نباید فراموش کرد که هنر اصلی عطا معلمی است که هرگز نباید آن را از یاد برد. در طول خدمتش بهترین نیروهای فکری و مدیریتی را برای جامعه ایران تربیت نموده است که امروز بیشتر آن ها در سنگرهای تعلیم و تربیت، آموزش عالی و یا امور مدیریتی جامعه مشغول خدمت اند. او بارها به عنوان معلم نمونه برگزیده شد؛ اما به هیچ وجه خود را ننمایاند و در تمام دوران خدمتش هیچ هدیه و جایزه ای را از هیچ کس نگرفته و هدیه دریافتی از رئیس جمهور همراه با نشان را به بنیاد نیکوکاری حضرت ابوالفضل (ع) داد تا صرف تحصیل فرزندان بی سرپرست جامعه گردد.

عطر و ادکلن

سلطنتی عطر بزنید

هنوز بعضی از افراد تفاوت بین عطر و ادکلن را نمی‌دانند. فرق این محصولات تنها در میزان غلظت عصاره روغنی سازنده بوهای مختلف است. بدیهی است هر قدر غلظت عصاره روغنی در یک بو بیشتر باشد، ماندگاری اش بیشتر خواهد بود.
غلیظ ترین عصاره، عطر یا perfume نام دارد با غلظتی بین 40-15% خالصترین و ماندگارترین بوهاست و در عین حال گرانترین نوع عطر است.
و بعد از آن به ترتیب، Eau de Perfume با غلظتی در حدود 15-7% رایج ترین نوع عطر است که ماندگاری مناسبی دارد و به گرانی عطر هم نیست.
ادو توالت (Eau de Toilette) در حدود 6-1% غلظت داشته بوی ملایمی دارد و آخر از همه ادوکلن (Eau de Cologne) است که در واقع همان ادو توالت (Eau de Toilette) است، بویی ملایم دارد و ماندگاری اش نیز به همان اندازه است. در این شماره از صفحه سلامت قصد داریم عطرهایی با کیفیت و از بهترین برندها را به شما معرفی کنیم. در همین راستا میلاد حسینی نسب مدیر فروشگاه سرزمین عطر تعدادی از عطرهای با کیفیت را به شما معرفی می‌کند.
برند رانسه
«فرانسوا رانسه» بنیانگذار برند فرانسوی «رانسه» از سال 1795با خلق عطریاتی بی مانند برای خانواده ی سلطمنتی بناپارت کار خود را به صورت جدی آغاز کرد و به خاطر علاقه و احترام زیادی که برای ناپلئون و خانواده ی او قائل بود هر کدام از رایحه های خود را به یکی از اعضای این خانواده اهدا کرد. بعد از فرانسوا پسر بزرگش «جان رانسه» راه پدر را ادامه داد. در سال 1845 درست در زمانی که مهد مد از پاریس در فرانسه به شهر میلان در ایتالیا تغییر مکان داد، خانواده رانسه به میلان مهاجرت کردند و در آن جا به کار و حرفه ی خود ادامه دادند.
این برند در حال حاضر به دست یکی از نوادگان فرانسوا رانسه به نام «جوانی رانسه» در ایتالیا اداره می شود و 3 لاین عطری بسیار خاص دارد که یکی به تازگی آغاز به کار کرده و 2 لاین دیگر آن مختص عطرهای کهنی است که به دست بنیان گذاران این کمپانی خلق شده و امروزه دوباره احیا شده اند:
لاین خصوصی رانسه (RANCE COLLECTION PRIVEE Eau de Toilette) این لاین مختص تولید آدوتوالت های کهن این برند است و رایحه هایی که به خانواده ی سلطنتی اهدا شده را در بر می گیرد.
لاین سلطنتی رانسه (COLLECTION IMPERIALE Eau de Perfume) لاین ادپرفیوم های قدیمی رانسه که هر رایحه توسط فرانسو رانسه به یکی از اعضای خانواده ناپلئون اهدا شده تا ادای دینی باشد به فرمانروای محبوبش»ناپلئون».
لاین جدید ستارگان رانسه(LES ETOILE Eau de Perfume) لاینی که به دست نوه ی فرانسو رانسه ،خانم «جین سندرا رانسه» در سال 2012 خلق شد تا نگاهی مدرن به میراث ارزشمند این برندها داشته باشد…
برند هیلی
جیمز هیلی (James heeley) متولد یور کشایر انگلستان، طراح جوانی است که الهام از طبیعت در تمام طراحی های او به چشم می خورد.او فلسفه و زیباشناسی را در دانشکده ی کینگ دانشگاه لندن خوانده است و در حال حاضر در پاریس زندگی می کند. به عنوان یک طراح که همواره از طبیعت ایده می گیردکاملا منطقی است که جیمز هیلی شیفته ی دنیای رایحه ها شود. در روند خلق کارهای طراحی خود، این مرد انگلیسی جوان کشف کرد که چگونه رایحه ها طراحی و ساخته می شوند. یکی از اولین رایحه های او Menthe Fraiche است که در سال2006 به عنوان یک رایحه برازنده و معاصر و پر کاربد از یک ماده ساده و در عین حال سخت (نعناع) گرفته شد و بسیار مورد توجه قرار گرفت.
کوچکترین جزئیات از خلق رایحه تا بسته بندی قابل بازیافت همگی منحصرا در شرکت هیلی طراحی می شود.امروز Heeley یکی از معدود خانه های عطر مستقل و لوکس در اروپا است و همین استقلال به خالق آثار، این آزادی را می دهد تا رایحه هایی منحصر به فرد، تک و سراسر خلاقیت را بیافریند.

پرسش و پاسخ

در این ستون قصد داریم پاسخ سوالات پزشکی خوانندگان مان را در زمینه های مختلف پزشکی بدیم.همچنین توصیه های مهم سلامتی را از زبان خود پزشکان داشته باشیم.در این شماره سوالاتی را که خوانندگان ما در زمینه پوست و زیبایی داشته اند دکتر عباس صفا به سوالات خوانندگان مان پاسخ داده اند.
خوانندگان محترم لطفا سوالات خود را در رابطه با تمام رشته های تخصصی پزشکی را به شماره 10009353412500 پیامک کنید تا از طریق دکتر صفا با پزشکان متخصص حاذق شهرمان در میان گذاشته و پاسخ را در این ستون چاپ کنیم.
www.drsafa.org

0796…0933
چه تفاوتی بین اولتراسونیک و روش های لیپوساکشن قدیمی وجود دارد؟ چه زمانی نتایج درمان با اولتراسونیک را خواهم دید؟
اولتراسونیک کویتیشن یک روش بدون جراحی، درد و خونریزی است. بزرگترین تفاوت بین درمان با اولتراسونیک و لیپوساکشن لیزری در روش حذف چربی است.
اولتراسونیک از گرما برای حمله به سلول های چربی استفاده می کند. اولتراسونیک برای مناطق بزرگتر بهتر است و لیپوساکشن لیزری برای مناطق کوچکتر. بسیاری از مراجعین، از لیپوساکشن به دلیل حساسیت بسیار زیاد لیزر ناراضی هستند. به همین دلیل لیزر برای مناطق کوچک مفیدتر است.
در اغلب موارد نتایج کاملاً مشهود و سریع خواهد بود. لیپوساکشن باعث ایجاد تورم خواهد شد که اثرات حقیقی جراحی را می پوشاند. در روش اولتراسونیک حداقلِ تورم ایجاد می شود بنابراین نتایج کاملاً مشهود خواهد بود. اگر شما تورم دارید، برای دیدن نتایج باید ۱ الی ۳ ماه صبر کنید.

7838…0913
دوره نقاهت در لیپولیز(برداشتن چربی ها )به چه شکلی است؟ تیجه نهایی چه موقع مشخص می‌شود؟
معمولا بعد از مدت کوتاهی (1تا4ساعت )‌ فرد مرخص می شود (سرپایی وبدون نیاز به بستری )و 1تا3 روز استراحت در منزل توصیه میشود زیرا بعد از رفع اثر داروهای بی حسی درد قابل تحملی مثل درد گوفتگی وجود دارد که فرد راحت تر است در منزل باشد .حدود 2-3 هفته محل کار شده تورم دارد که خود به خود رفع می شود وپوشیدن گن ضروری است .
نتقریبا در همان روزها وهفته اول نتایج ابتدایی کاملا مشخص است وبه وضوح ازحجم چربی موضع کاسته می شود. ولی نتیجه نهایی نیاز به 3تا12هفته زمان دارد.

4221…0913
روش پیشگیری از تشکیل اسکار(آثار برجای مانده از آسیب‌های پوستی یا زخم‌ها) کدامند؟
استفاده از انواع کرم های ترمیم کننده زخم بلافاصله یا چندروز بعد از ایجاد زخم توصیه میشود. این کرم ها با مکانیزم های متفاوت تشکیل اسکار را به حداقل می رسانند. همچنین ترکیبات سیلیکون در کاهش اسکارنقش ثابت شده ای دارند. اگر محل بریدگی با دقت و با ظرافت توسط جراح پلاستیک بخیه شده باشد اسکار به حداقل می رسد ولی اگر محل زخم ترمیم نشده باشد اسکاری بزرگ و بدشکل در محل ضایعه خواهیم داشت.
بعضی از اشخاص بطور ذاتی مستعد تشکیل اسکار هستند و با کوچکترین آسیب پوستی و زخم، اسکار تشکیل می شود. اسکارها معمولاً حتی بدون درمان تمایل به پسرفت دارند گرچه رسیدن به این نتیجه نهایی ممکن است چندین سال طول بکشد ( البته نه همه اسکارها، بعضی ها ممکن است برای همیشه باقی بمانند).

دکتر خالقی نیا در گفت و گو با «پیام ما»: هپاتیت B و C تنها از طریق آزمایش تخصصی قابل تشخیص است

دکتر خالقی نیا در گفت و گو با «پیام ما»: هپاتیت B و C تنها از طریق آزمایش تخصصی قابل تشخیص است

هپاتیت نوعی بیماری ویروسی است که منجر به سرطان کبد می گردد و باید با افزایش آگاهی درصد ابتلا و راههای انتقال از این بیماری را بررسی کنیم. سال گذشته خبری مبنی افزایش چهار درصدی ابتلا به هپاتیت در ایران منتشر شد. بیماری که برخی آگاهی زیادی از آن ندارند. برای اشنایی بیشتر با این بیماری و راه های جلوگیری و درمان هپاتیت با دکتر مهدی خالقی نیا، متخصص بیماری های عفونی صحبت کرده ایم که از نظرتان می گذرد.
هپاتیت چیست؟ و علل آن کدام است؟
هپاتیت به معنی التهاب نسج کبد است و دلایل متعددی مثل سموم، داروها، مواد ارگانیک و غیر ارگانیک، ویروس ها و سایرعوامل عفونی می توانند التهاب نسج کبد را بوجود دارد. از میان تمام عوامل ایجاد کننده هپاتیت فقط عوامل عفونی (هپاتیت های ویروسی) قابل انتقال اند. بنابراین هپاتیت اتوایمیون (خودایمنی) و هپاتیت های دارویی غیر قابل انتقال هستند.
هپاتیت های ویروسی تمایل دارند به سرعت درنسج کبد نشر یا تکثیر شوند. هپاتیت های ویروسی بر حسب مدت زمان ماندگاری در بدن هر شخص به دو گروه حاد و مزمن تقسیم بندی می شوند. هپاتیت های ویروسی حاد، هپاتیت هایی مثل هپاتیت A و E هستند که کمتر از 6 ماه در بدن باقی می ماند وناشی ازمصرف آب و غذای آلوده می باشد. در حالی که هپاتیت های ویروسی مزمن بیشتر از 6 ماه و حتی تا پایان عمر در نسج کبد باقی می مانند ، مثل ویروس های هپاتیت B و C .
چند نوع هپاتیت ویروسی وجود دارد؟
دانشمندان هفت نوع هپاتیت ویروسی را کشف کرده‌اند که می‌توانند باعث ایجاد مشکلات کبدی شوند ولی هپاتیت ویروسی B و C جزو معضلات اکثر جوامع می باشند.
هر فرد از چه طریقی می تواند ویروس هپاتیت را در بدن خود شناسایی کند؟
شناسایی هپاتیت های ویروسی مزمن B و C در بدن هر فرد معمولا از طریق آزمایش خون است. به دلیل اینکه فرد مبتلا به این ویروس می تواند در خیلی از مواقع از بدو تولد تا 10 یا 20 سال هیچ علامتی نداشته باشد و بیمار ممکن است، فقط از خستگی و ضعف شاکی باشد لذا از طریق بالینی تشخیص قابل انجام نیست. مگر اینکه تخریب کامل بافت کبد اتفاق افتاده باشد البته در این مورد هم نمیتوان هپاتیت های ویروسی را از یکدیگر افتراق داد و تنها از طریق انجام آزمایشات تخصصی خون میتوان نوع ویروس B یا C را تشخیص داد. البته به طور معمول توصیه به انجام آزمایش خون برای شناسایی هپاتیت های ویروسی در همه افراد نمی شود و تنها در افراد پر خطر انجام آزمایش خون جهت شناسایی هپاتیت های ویروسی توصیه می شود. افراد پر خطر شامل معتادان تزریقی، کسانی که فرد مبتلا به هپاتیت B در خانواده دارند و افرادی که از مادران مبتلا به هپاتیت B بدنیا آمده اند، افرادی که افزایش غیر قابل توجیه آنزیم های کبدی دارند و افرادی که دریافت خون یا فرآورده های خونی را قبل از سال 1370 داشته اند.
چندین آزمایش برای تشخیص و بررسی هپاتیتهای مزمن ویروسی وجود دارد :
1) سنجش میزان انزیم های کبدی از طریق انجام آزمایش خون .
2) مقدار ویروس (PCR) از طریق انجام آزمایش خون که بر این اساس میتوان تصمیم گیری کرد که ویروس فعال است یا غیر فعال .
3)فیبرو اسکن
اگر التهابی در نسج کبد ایجاد شده باشد یا اینکه تخریب بافت کبد حاصل شده باشد نیاز به نمونه برداری از نسج کبد داریم. روش معمول برای تشخیص التهاب و شدت تخریب کبد (فیبروز کبدی) نمونه برداری از بافت کبد با سوزنهای مخصوص تحت بی حسی موضعی می باشد.این روش در کنار مزایای خود ، معایبی نیز دارد که محققان را برآن داشته است که روش های نوینی برای تشخیص دقیق تر بیماری های کبدی ابداع کنند.یکی از جدیدترین و پیشرفته ترین تکنولوژی های ارائه شده جهت تشخیص و اندازه گیری دقیق شدت فیبروز و سیروز کبدی و همچنین استئاتوز کبد، انجام تست فیبرواسکن است. فیبرواسکن در بررسی ضایعات ناشی از ابتلا به کبد چرب،هپاتیت B، C و … بسیار موثر است. دستگاه فیبرواسکن با استفاده از امواج اولتراسوند میزان سختی کبد را اندازه گیری کرده و شدت فیبروز و سیروز کبدی را تشخیص می دهد. انجام تست فیبرواسکن با نظر و صلاحدید پزشک معالج در موارد بسیاری می تواند جایگزین نمونه برداری از کبد (بیوپسی) باشد. روش فوق بدون هیچ گونه عارضه جانبی و بدون درد و خونریزی است در عرض کمتر از 5 دقیقه میزان تخریب کبد را با دقت بسیار بالا ( حدود 95 تا 100 درصد ) می سنجد. خوشبختانه در حال حاضر این دستگاه در شهر کرمان وجود دارد و برای بیماران با صلاحدید پزشک معالج به راحتی قابل انجام است.یکی از فواید دیگر این روش این است که می توان هر 6 ماه تا یکسال یکبار این تست را تکرار کرد و میزان تخریب را بررسی کرد.
ویروس هپاتیت از چه راه هایی انتقال می یابد؟
بر اساس نوع ویروس راه های انتقال کاملا متفاوت هستند. هپاتیت های ویروسی مزمن B وC تقریبا راه انتقال مشترک دارند. راه های انتقال این دسته از هپاتیت های ویروسی از طریق خون و فراورده های خونی آلوده و تماس جنسی پر خطر می باشد. البته ویروس هپاتیت B نسبت به ویروس هپاتیت C شانس انتقال بیشتری از طریق تماس جنسی دارد. یکی دیگراز راه های انتقال هپاتیت B انتقال از مادر به نوزاد به خصوص در بدو تولد است، راه دیگر انتقال از طریق خون و فرآورده های خونی آلوده و تماس با سوزن آلوده است. ویروسهای هپاتیت حاد AوE تنهااز طریق مصرف آب وغذای آلوده منتقل میشوند.
نکته قابل توجه این است که هپاتیت های ویروسی مزمن بر خلاف نوع حاد از طریق آب وغذا منتقل نمی شوند.
ناقل بیماری هپاتیتB به چه کسانی گفته می شود؟
افراد مبتلا به هپاتیت مزمن B که تخریب بافت کبدی ندارند ویا ناچیز است و مقدار ویروس پایین، آنزیم های کبد نرمال دارند را حامل یا ناقل سالم می نامیم. این افراد کسانی هستند که نیاز به درمان ندارند و فقط باید پیگیری شوند و در صورتی که مقدار ویروس و یا آنزیم های کبدی افزایش یافته مورد بررسی قرار گیرد.این گونه افراد ممکن است تا پایان عمر هیچ گونه درمانی نیاز نداشته باشند تقریبا 50 تا 60 درصد بیمارانی که هپاتیت B دارند جز این دسته قرار می گیرند.
راه های پیشگیری هپاتیت کدام اند؟
مهمترین راه پیشگیری واکسیناسیون است.واکسیناسیون در مورد هپاتیت B به صورت برنامه معمول کشوری انجام می شود.تمام کودکان در بدو تولد‚ یک ماه بعد از تولد و 6 ماه بعد علیه هپاتیت B واکسینه می شوند. اگر فرد دوره واکسیناسیونش کامل شد و ایمنی برای بدن ایجاد شده باشد دیگر تا پایان عمر نیاز به واکسیناسیون مجدد ندارد، مگر افراد خاص مثل بیماران همودیالیزی یا بیماران پیوند اعضا که ممکن است نیاز به واکسیناسیون مجدد داشته باشند. افراد خانواده ای که یک فرد مبتلا به هپاتیت B در خانواده دارند، اگر مبتلا نشده اند باید حتما سطح ایمنی بدن آنها کنترل شود، اگر میزان ایمنی بدن پایین باشد باید واکسیناسون مجدد انجام شود.با انجام واکسیناسیون در صورتی که پاسخ ایمنی مناسب در بدن ایجاد شده باشد احتمال مبتلا شدن نزدیک به صفر است.در مورد ویروس هپاتیت C هنوز واکسن در دسترس وجود ندارد.
روش های درمان هپاتیت را توضیح دهید؟
در مورد هپاتیتB در حال حاضر درمان قطعی برای از بین بردن ویروس وجود ندارد.اما هدف از درمان در مورد هپاتیت B در حال حاضر غیرفعال کردن ویروس است که در صورت غیرفعال بودن احتمال آسیب به بافت کبد بسیار کم می شود. در صورت فعال بودن ویروس و نیاز به درمان با نظر پزشک معالج می توان از قرص و یا تزریق هفتگی استفاده کرد.
در افراد مبتلا به ویروس هپاتیت C درمان قطعی با درصد موفقیت بسیار بالا وجود دارد و می توان ویروس را از بدن پاک کرد.
عوارض فعال بودن ویروس و درمان نشدن چیست؟
در صورت عدم درمان و تخریب کامل بافت کبدی، سیروز ایجاد می شود.سیروز یعنی تخریب نهایی بافت کبد، و عوارض آن شامل آسیت (تجمع مایع در داخل شکم)، خونریزی از دستگاه گوارش فوقانی و تحتانی افت سطح هوشیاری و در نهایت افزایش خطر ابتلا به سرطان کبد می باشد.

5 موضوع عجیب که می‌تواند ضریب هوشی شما را پایین بیاورد!

5 موضوع عجیب که می‌تواند ضریب هوشی شما را پایین بیاورد!

حتی اگر به سادگی قادر به تکمیل جدول کلمات متقاطع باشید و مرتباً دوستانتان را در بازی کلمات شکست ‌دهید، ممکن است عادات روزانه دیگری داشته باشید که به ذهن شما لطمه بزند، تخریب نرون‌های عصبی ارزشمند با راه‌های عجیب! 6 موضوع وجود دارند که به گفته کارشناسان برجسته می‌تواند به قوه‌ی درک شما آسیب برساند.
بیش از حد نگران هستید
ناراحتی در مورد مسائل مالی، نگرانی در مورد پروژه‌های زیاد کاری و تلاش برای حفظ ظاهر زندگی اجتماعی، می‌تواند موجب ترشح ترکیبی از هورمون‌های استرسی گردد. دکتر برندن کلی، متخصص مغز و اعصاب در مرکز پزشکی دانشگاه ایالتی اوهایو در کولومبوس اوهایو می‌گوید: «استرس‌ بیش ازحد نه تنها عملکرد مغز را تضعیف می‌کند‌ بلکه با افزایش خطر ابتلا به آلزایمر مرتبط است. «تصور می‌شود که تغییرات هورمونی مرتبط با استرس پشت این رابطه پنهان باشد. ( تمرین های یوگا و مدیتیشن را برای آرام شدنِ سریع امتحان کنید.)
شلوار جینتان کوچک شده
به گفته کلی، به نظر می‌رسد به انگیزه بیشتری برای لاغر ماندن نیاز دارید، تحقیقات نشان داده است که مرض چاقی در سنین میانسالی موجب عملکرد شناختی ضعیف تر و بعدها افزایش خطر ابتلا به زوال عقل شود. نتایج مطالعه‌‌ی منتشر شده در مجله‌ی امریکایی علم امراض مسری، حاکی از ارتباط بین چاقی و توانایی فکری پایین در نوجوانی و بزرگسالی می‌باشد. کلی می‌گوید: «به‌هرحال، مرض چاقی مشکل پزشکی پیچید‌ه‌ای است.» به‌گفته‌ی او، رها شدن از آن ساده نیست، خواه این چاقی از عواقب برخی مشکلات پزشکی و خواه ناشی از خود مرض چاقی باشد.
زندگی شیرینی دارید
دکتر آلن توفیق، پزشک طب خواب و متخصص مغز و اعصاب، می‌گوید: قند نه تنها چند سانت به دور کمرتان اضافه می‌کند، بلکه مصرف بیش از حد آن می‌تواند روی سلول‌های مغزتان تاثیر بگذارد. توفیق اشاره دارد که، «دیابت خطر ابتلا به زوال عقل را تشدید می‌کند.» طبق مطالعه‌ی انجام شده بر‌ روی حیوانات در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی، ممکن است اثر منفی قند روی مغز به ‌علت افزایش التهابات باشد. کشفیات حاکی از آن است که رژیم‌های غذایی مملو از قند روی عملکرد سلول‌های مغزی و توانایی شناختی تاثیر منفی دارد.
شما استاد انجامِ کارهای همزمان هستید
نوشتن ایمیل درحالی که با همکارتان بحث می‌کنید و خوردن ناهار در همین حین، آشنا به‌نظر می‌رسد؟ توفیق می‌گوید، این نوع کارهای همزمان می‌تواند فعالیت‌های پردازشی مغز شما را محدود کند .»مسولیت اصلیِ لًب‌ پیشانی، تمرکز کردن است اما توان پردازشی آن محدود است.» چنانچه سعی کنید از مغزتان بیش از توان منطقی‌اش کار بکشید، ممکن است عملکرد مغزتان هر از گاهی متوقف شود، حالتی مشابه به هنگ کردن کامپیوتر هنگامیکه تلاش می‌کنید چندین برنامه را همزمان باز کنید.
با دوستی که سیگاریست وقت می‌گذرانید
به گفته‌ی توفیق، حتی اگر سیگار نمی‌کشید، استنشاق بوی سیگارِ دیگران، مغز را در معرض ترکیبی از مواد سمی قرار می‌دهد. «قرار گرفتن طولانی مدت در معرض دود سیگار میزان مونواکسیدکربن بدن را افزایش می‌دهد که جایگزین اکسیژن حیاتی مورد نیاز مغز و بدن می‌گردد.» در صورت آسیبِ رگ‌های خونی و نرون‌ها، توانایی سلول‌های مغزی برای برقراری ارتباط صحیح و حفظ اطلاعات به شکل درست مختل می‌شود.

خاطرات و فعالیت های محمد صنعتی با نظری به تحولات و رخدادهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و ورزشی کرمان در هفت دهه اخیر/ رهگذار عمر

خاطرات و فعالیت های محمد صنعتی با نظری به تحولات و رخدادهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و ورزشی کرمان در هفت دهه اخیر
رهگذار عمر

فصل دوم/قسمت اول
در شماره قبل، قسمت‌هایی از وضعیت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کرمان در دوران کودکی آقای محمد صنعتی که مقارن با سال‌های جنگ جهانی دوم بود پرداختیم. در این شماره، نظر خوانندگان محترم را به دوران جوانی و همچنین آغاز فعالیت‌های اقتصادی ایشان جلب می‌نمایم. و از این گذر نظری بر اوضاع اقتصادی کرمان، به ویژه به اوج فعالیت کارخانه خورشید، به عنوان تنها کارخانه تولیدی کرمان در آن دوران خواهیم داشت:
فعالیت‌های اقتصادی
همان گونه که در شماره قبل متذکر شدیم و آقای صنعتی نیز در بیان خاطرات دوران کودکی خویش ذکر نمود. وی پس از پایان اتمام تحصیلات دوره ابتدایی به دلیل عدم توان مالی خانواده‌ و مشکلات معیشتی که آن زمان گریبان‌گیر اکثر خانواده‌های کرمانی بود، جهت کمک به معیشت خانواده، در حدود سن 14 ـ 15 سالگی مجبور به ترک تحصیل از مدارس روزانه و روی آوردن به فعالیت‌های اقتصادی گردید (1).
از آنجایی که در آن مقطع زمانی در شهر کرمان، به غیر از فعالیت‌های کشاورزی، کارگری ساختمان و یا فعالیت‌های کسبه، تنها مرکزی که نوجوانان و جوانان می‌توانستند در آن مشغول به فعالیت شوند، «کارخانه خورشید» بود و از طرفی تعلق خاصی که محمد صنعتی به امور فنی داشت، لذا گرایش و تمایل به فعالیت در این کارخانه، او را بدین سمت سوق داد.
با توجه به نقش مهم این کارخانه در تحولات سیاسی و اجتماعی شهر کرمان در آن دوران، لازم است در ابتدا اشاره‌ای اجمالی به پیشینه کارخانه خورشید گردد، تا از این گذر خوانندگان محترم، اشراف بیشتری به وضعیت اجتماعی و سیاسی کرمان در آن دوران حاصل نمایند.
کارخانه خورشید
با نظری گذرا به فعالیت‌های ریسندگی، بافندگی و مشاغل مرتبط با آن در کرمان، می‌توان پیشینه‌ی آن را هم سنگ با تاریخ کهن این دیار برشمرد. بر این مدعا حتی برخی معتقدند که وجه تسمیه‌ی «کرمان» نیز برگرفته از رواج هنر و صنعت بافندگی در بین مردمان آن بوده است.
پیشینه بافندگی در کرمان
با تورّقی در منابع و مأخذ می‌توان اشاراتی دال بر رواج این فنون در بین اهالی، به ویژه دختران و زنان کرمانی یافت. به عنوان مثال به گذشته‌ای یک هزار ساله اشاره نمود؛ آنجا که در جزء اموالی که از خلیفه عباسی باقی مانده بود، یک رقم هیجده هزار طاقه شال کرمانی بود. با توجه به این روایت، سابقه‌ی شال کرمان اقلاً به هزار سال پیش می‌رسد (333 ق / 944 م. یعنی زمان آل‌بویه).
یا در گذر «مارکوپولو» جهانگرد مشهور ونیزی از این ناحیه، وی آورده:
«… دختران و زنان کرمانی، پارچه‌های ابریشمی را به ظرافت بسیار در هر رنگ به اشکال مختلف حیوانات و پرندگان و سایر نقوش می‌بافند و نیز پرده‌های بسیار زیبا برای خانان و سرداران تهیه می‌کنند. این پرده‌ها آن قدر زیبا است که دیدنشان آدم را جادو می‌کند. رو متکایی، ملافه و نازبالش‌هایی از حریر به زیبایی و ظرافت تمام درست می‌کنند» (2).
اگر تنها به تاریخ چند قرن اخیر کرمان نیز استناد نماییم، در بین متون سفرنامه‌های متعدد می‌توان اشارات زیادی در خصوص اشتغال و مهارت اهالی این دیار به فعالیت‌های ریسندگی و بافندگی مشاهده نمود.
«تاورینه» سیاح و تاجر معروف فرانسوی که برای تجارت در عصر صفویه به کرمان آمده، آورده: … «در اواخر سنه 1647م (1058 ق) در سفر سیم به ایران، یکی از پارسیان را ملاقات کردم . از حال پشم‌های اختصاصی جویا شدم. معلوم شد که منبع اصلی این پشم ایالت کرمان است ـ که همان کارامانی قدیم باشد ـ در کوه‌های مجاور شهر علف‌هایی می‌روید که این خاصیت به آن‌ها اختصاص دارد. تمام گبرها در ایالت کرمان متوطن شده و تجارت ابریشم متعلق به آن‌هاست. ازین پشم، شال می‌بافند که در ایران به کمر می‌بندند، و پارچه‌ی لطیف نازکی هم از آن ترتیب می‌دهند که من دو طاقه از آن‌ها را به فرانسه آورده» (3).
و یا در دوره قاجاریه در سفرنامه تلگرافچی فرنگی ـ وی مأمور کشیدن سیم تلگراف به کرمان بود ـ آمده: … شهر کرمان ، خیلی تفصیل دارد. اولاً شال‌باف‌خانه زیاد و پانزده هزار نفر شال‌باف دارد. چند جا رفتیم تماشا کردیم. مرد و بچه‌های کوچک چند نفر به سن هفت نرسیده در توی زیر زمین، در اتاق تاریک متعفن نشسته، مشغول شال بافتن بودند. دو ساعت پیش از طلوع آفتاب شروع، و شب تا یک ساعت بعد از مغرب کار می‌کردند. مواجب بچه از سالی سه تومان ، الی ده تومان است. مرد، سالی ده تومان الی بیست و پنج تومان دارد. معلوم است کسی که بیست و پنج تومان مواجب اوست خیلی کامل است … شال‌باف‌ها اکثر جوان می‌میرند و سببش کار سخت و عفونت اطاق و هوای بد آنجا است، و جمیع شال‌باف‌ها ناخوش و بدحال‌اند» (4).
از ذکر روایات افراد دیگری چون: «ادوارد براون» (5)، سر پرسی سایکس (6) و … به دلیل اطناب خودداری نموده و در ادامه به آثار «میرزا قاسم ادیب کرمانی» (7) اشاره می‌کنیم که از آن هم می‌توان به اشتغال اکثریت اهالی کرمان به این صنعت پی برد.
با ذکر این مقدمه، که هدف بیان پیشینه و مهارت اهالی این دیار در صنعت و هنر ریسندگی و بافندگی بود، باید گفت، تأسیس کارخانه خورشید در شهر کرمان با چنین پشتوانه‌ای صورت گرفت.
مؤسسین این کارخانه، که همگی از رجال متنفذ و متمول کرمان محسوب می‌گردیدند، درصدد بودند تا ضمن دایر نمودن کارخانه‌ای که نوع فعالیت آن ریشه در تاریخ و فرهنگ این ناحیه داشت، با ایجاد بزرگ‌ترین مرکز اقتصادی در شهر، به بهترین شکل ممکن از مهارت و استعداد اهالی در این زمینه استفاده نمایند.
محمد صنعتی در خصوص ویژگی‌ها، نوع فعالیت، نحوه کار کارگران و محیط کارخانه خورشید می‌گوید:
«پس از طی شش کلاس ابتدایی، چون متوجه شدم پدرم به رغم تلاش و کوشش بسیار در امر کشاورزی، توان مالی مناسبی جهت ادامه‌ی تحصیل بنده ندارد، به مانند اکثر نوجوانان هم سن و سال خودم، تصمیم گرفتم تا به صورت شبانه تحصیلم را ادامه دهم و روزها به حرفه‌ای رو آورم تا ضمن کسب مهارت، کمک خرج خانواده نیز باشم.
لذا با توجه به این که از کودکی تعلق خاصی به انجام امور فنی داشتم، و از طرفی شنیده بودم کارخانه خورشید، تنها مجموعه‌ای است که در شهر کرمان، در جوار فعالیت رایج آن، دارای قسمت‌های فنی نیز می‌باشد، پدرم را متقاعد نمودم تا با اشتغال من در کارخانه خورشید موافقت نماید، و از آنجایی که در آن زمان شهر کرمان جمعیتی حدود 10 تا 15 هزار نفر داشت و کارخانه به کارگر احتیاج داشت، توانستم در اولین حضور در کارخانه و تقاضای کار، در آنجا مشغول کار شوم.
پیشینه و فعالیت کارخانه خورشید
شروع به کار بنده در کارخانه خورشید در سال 1327ش. بود. اما لازم است در ابتدا جهت اطلاع خوانندگان محترم از تنها مجموعه‌ی بزرگ اقتصادی، سیاسی و اجتماعی در آن دوران، اطلاعات بیشتری از کارخانه خورشید ارایه نمایم.
کارخانه خورشید در سال 1314 ش. (8) توسط چند نفر از متمولین کرمانی که اکثراً صاحبان کارخانه‌های قالی‌بافی نیز بودند، چون: محمد ارجمند، غلامرضا آگاه، ابوالقاسم هرندی، علی هنری، دکتر علی ایرانی، عزت‌الله سالار کلانتری، امان‌الله عامری، کیانیان، سروشیان و … احداث گردید. بی‌تردید نیاز کارگاه‌های قالی‌بافی این افراد به پشم و نخ‌ و همچنین تقاضای بسیاری از زنان کرمانی که به پته‌دوزی اشتغال داشتند، به این ماده اولیه، در انگیزه و تمایل آنان جهت احداث این کارخانه نقشی اساسی داشت.
از آنجایی که بیشتر مؤسسین و سهام‌داران این کارخانه از یزدی‌های مقیم کرمان بودند، لذا در سیاست‌گذاری‌های کلان کارخانه، آنان نقشی پر رنگ‌تر ایفا می‌نمودند، حتی اکثر روسای کارخانه نیز با سفارش و درخواست آنان انتخاب می‌شدند، افرادی چون: معین‌زاده رفسنجانی، طاهری یزدی، حائری‌زاده یزدی.
کارخانه به طور شبانه‌روزی در سه شیفت مشغول فعالیت بود و کارگران کارخانه هر کدام در یکی از سه شیفت؛ از ساعت 6 صبح تا 2 بعد از ظهر، از 2 تا 10 شب و از 10 شب تا 6 صبح به کار می‌پرداختند. چون در آن زمان داشتن و استفاده از ساعت به مانند اکنون رایج نبود، جهت اطلاع کارگران از زمان حضور و شروع به کار در کارخانه و همچنین اعلام پایان کار هر شیفت، از بوق بزرگی که در کارخانه وجود داشت استفاده می‌کردند. بدین گونه که نیم ساعت قبل از شروع هر شیفت کاری، بوق کارخانه به صدا درمی‌آمد و کارگران در منازل خویش با شنیدن صدای بوق متوجه می‌شدند که تا زمان حضور در کارخانه و شروع به کار، نیم ساعت وقت دارند. زمانی که شروع به کار شیفت جدید می‌رسید، دوباره بوق به صدا درمی‌آمد و کارگرانی که مشغول به کار بودند متوجه می‌شدند زمان کاری آنان پایان یافته و باید به منازل خود مراجعه نمایند و کارگران شیفت جدید نیز به سالن کارخانه وارد می‌شدند.
ادامه دارد …

پی نوشت:
(1) ـ لازم به ذکر است در آن زمان تعدادی از افراد در منزل خویش اقدام به دایر نمودن کلاس‌های شبانه نموده بودند، از جمله شخصی به نام آقای طاهری (واقع در خیابان شریعتی، کوچه‌ی روبروی بانک سپه)، که بنده جهت ادامه تحصیل به منزل وی می‌رفتم (محمد صنعتی).
(2) ـ سفرنامه‌ی مارکوپولو، با مقدمه جان ماسفیلد، ص 174.
(3) ـ تاورنیه، بارون: سفرنامه‌ی تاورنیه، ص 189.
(4) ـ جهت اطلاع بیشتر، نک: تلگرافچی فرنگی، تصحیح: ایرج افشار، ص 205.
(5) ـ جهت اطلاع بیشتر، نک: براون، ادوارد: یک سال در میان ایرانیان رجوع شود.
(6) ـ ژنرال سر پرسی سایکس مأمور دولت انگلیس که کنسولگری انگلیس در کرمان را نیز افتتاح نمود، وی در کتاب خاطرات خود (ده هزار مایل در ایران) مطالبی در این خصوص آورده است.
(7) ـ نک: ادیب، قاسمی کرمانی: کلیات آثار ادیب قاسمی کرمانی، به کوشش، ایرج افشار.
(8) ـ برابر با 1935 میلادی.
(9) ـ ضمن تجلیل از بانیان تأسیس کتابخانه، تنها نکته‌ای که همواره ذهنم را به خود مشغول داشته، اطلاق نام «کتابخانه ملی کرمان» بر سر درِ این مکان است! آیا بهتر و مناسب‌تر نبود از عنوان «کتابخانه مرکزی» استفاده ‌شود؟!! چرا که کرمان کشوری جداگانه نیست که از این عبارت استفاده شود و آن گونه که بنده اطلاع دارم، در هر کشور تنها یک کتابخانه (معمولاً در پایتخت) به عنوان «ملی» وجود دارد. در اینجا و به همین بهانه باز از مسئولین امر می‌خواهم در خصوص تغییر نام و اصلاح نام سر درِ کتابخانه اقدام نمایند (محمد صنعتی).