بایگانی مطالب نشریه
مدیرعامل شرکت آبفار استان عنوان کرد انقلاب آبی در راستای اقتصاد مقاومتی در روستاهای کرمان
مدیرعامل شرکت آبفار استان عنوان کرد
انقلاب آبی در راستای اقتصاد مقاومتی در روستاهای کرمان
مدیرعامل شرکت آبفار استان کرمان گفت: «با تخصیص اعتبارات صندوق توسعه ملی از محل بندح تبصره 5 قانون بودجه سال 94بیش از 80 مجتمع آبرسانی در استان کرمان که 62 مورد از آنها در راستای تحقق مفاد اقتصاد مقاومتی میباشد تعریفشده است.» به گزارش روابط عمومی شرکت آبفار استان، علی رشیدی بابیان اینکه این 80 مجتمع روستایی در سراسر استان و عمدتاً در شرق و جنوب کرمان واقعشدهاند، افزود: «اعتباری بالغبر 100 میلیارد تومان از محل صندوق توسعه ملی به آبفار اختصاص یافت .» وی با تأکید بر اینکه در شرایط فعلی که مسائل مالی یکی از مهمترین دغدغههای شرکت آبفار در سطح کشور و استان میباشد عنوان کرد: «با توجه به مبانی اقتصاد مقاومتی و سیاستهای 24 گانه آن در این پروژهها نیز سعی شده با تکیهبر این مفهوم جلو برویم.»
رئیس هیئتمدیره شرکت آبفار استان با اشاره به اینکه 34 مجتمع از مجموع این تعداد با 391 روستا به شکل کامل تا پایان سال به بهرهبرداری میرسد، اظهار کرد: «همچنین فاز اول 28پروژه شامل 101 روستا نیز تا پایان سال به بهرهبرداری میرسد.» رشیدی تصریح کرد: « 492روستا با جمعیت 165هزار و166نفر در سال 95 در قالب افتتاح کامل پروژه و یا فاز اول از نعمت آب شرب سالم بهرهمند میشوند.» مدیرعامل شرکت آبفار استان با اشاره به اینکه 49 پروژه تک روستایی نیز برای استفاده از اعتبارات صندوق توسعه ملی تعریفشده است، گفت: «از این تعداد، 21 روستا که جمعیتی بالغبر 21 هزار نفر را تحت پوشش دارد نیز در سال جاری به آب شرب سالم دست مییابند.» رشیدی افزود: «مناقصه تمام پروژههای اقتصاد مقاومتی این شرکت در قالب 14 پیمانکار به اتمام رسیده و عملیات اجرایی بعضی از آنها آغازشده است.» وی بیان کرد: «شهرستانهای جنوبی عنبرآباد، قلعه گنج، منوجان و رودبار جنوب بیشترین حجم کاری و تعداد بالاتر پروژهها رادارند.» رشیدی بابیان اینکه 4 شهرستان شرقی استان نیز با 11 پروژه بزرگ در این طرح برنامهریزیشدهاند گفت: «25میلیارد تومان بودجه برای آبرسانی به این 4شهرستان شرقی اختصاصیافته است.» وی یکی از بزرگترین پروژههای شرق استان را در این طرح پروژه آبرسانی به مجتمع مرکزی فهرج ذکر و اظهار کرد: «در این پروژه 7 روستا از مجموع 67 روستای تحت پوشش در فاز اول به آب شرب سالم دسترسی پیدا میکنند.» مدیرعامل شرکت آبفار استان با تأکید بر اینکه جمعیت بالای تحت پوشش این پروژه اهمیت آن را زیاد کرده تصریح کرد: «از جمعیت 22هزارنفری این منطقه در فاز اول 11هزار و300نفر به آب شرب سالم دسترسی پیدا میکنند.»
رشیدی با تاکید براینکه اجرای این پروژه ها انقلابی درآب رسانی روستایی در سطح استان ایجاد می کند اظهار کرد: «36طرح نیز در حوزه شمال استان وشهرستان هایی چون بافت، ارزوئیه ورابر درمیانه جنوبی استان تعریف شده است.»
از امروز ایران «قانون» ندارد
به دنبال شکایت سازمان اطلاعات سپاه پاسدران انقلاب اسلامی، روزنامه «قانون» از سوی دادستانی توقیف شد.
استاندار کرمان در مراسم تجلیل ازعشرت کردستانی، پرچمدار کاروان پاراالمپیک دربرزیل:
مدیران سیاسی کاری نکنند
در جلسه ای با حضور استاندار، مدیر کل اداره کل ورزش و جوانان و جمعی از دست اندرکاران هئیت جانبازان و معلولان از عشرت کردستانی، بانوی جانبازوکاپیتان تیم ملی والیبال نشسته ایران، تقدیر و تشکربعمل آمد.
در این مراسم که عصر روز گذشته در دفتر استانداری کرمان برگزار شد، عشرت کردستانی ضمن تشکر از رزم حسینی و محمودی نیا و دیگر مسئولان استانی برای حمایت بی دریغ از ورزشکاران بخصوص بانوان معلول و جانبازان کرمان ابراز کرد: با وجود ورزشکاران نخبه ای مثل سیامند رحمان و دیگران، با پیشنهاد آقای خسروی وفا رئیس فدراسیون جانبازان و معلولان و تائید شورای المپیک، این افتخار نصیب بنده شد تا بعد از خانم نعمتی که بعنوان پرچمدار کاروان المپیک ایران انتخاب شدند، بنده نیزبه عنوان حامل پرچم مقدس ایران در افتتاحییه مسابقات پاراالمپیک ریو برزیل معرفی شدم که این دو انتخاب می تواند هم نشاندهنده لیاقت و توان ورزشکاران کرمانی باشد و هم برگ زرینی بر افتخارات کرمان.این اولین و شاید هم آخرین باری باشد که دو ورزشکار بانوی معلول از یک استان، پرچمدار کاروان المپیک و پاراالمپیک ایران در این سطح مسابقات جهانی، حضور دارند.
دبیر هیات جانبازان و معلولین استان کرمان در ادامه گفت: از 21 بانوی معلول ایرانی حاضر در ریو، سهم استان کرمان 7 سهمیه است که نشان از توان بالای ورزشکاران زن استان کرمان است و این حضور وقتی پررنگ تر است که با حجاب و عفاف یک زن کامل ایرانی در این مسابقات شرکت می کنند، رهبر انقلاب حضور ورزشکاران را با این پوشش در سطح مسابقات بین المللی، بسان عبادت می دانند و موقعیت خوبی فراهم شده تا ما بانوان ورزشکار علاوه بر حضور پرقدرت در مسابقات ورزشی، به معرفی حجاب واقعی یک زن مسلمان بپردازیم.
در ادامه مهدی نخعی، رئیس هیئت ورزش های جانبازان و معلولان کرمان، به جایگاه بالای ورزش جانبازان و معلولان اشاره کرد و افزود: علیرغم تمام حمایت های مالی و معنوی که مسئولین استانی از ورزشکاران ما می کنند اما هنوز هم در خیلی مواقع با کمبودهایی روبرو هستیم، حق و حقوق ورزشکاران معلول اکثرا از خانواده های معمولی هستند و در مقایسه با افراد دیگر بسیار ناچیز است و آینده مشخصی ندارند. ضمن اینکه به دلیل شرایط خاص فیزیکی، امکان رفت و آمدشان با مشکل مواجه است، و متاسفانه بانک ها بین این عزیزان و جانبازان تفاوت قائل می شوند و از پرداخت وام با سود کم به آنها اجتناب می پردازند.این تنها گوشه ای از مشکلات ورزشکاران جانباز و معلول است که امید است با همت همه حل و فصل شوند.
در قسمت پایانی این مراسم، علیرضا رزم حسینی، ضمن ابراز خوشحالی از موفقیت های بانوان ورزشکار کرمانی در سطح بین المللی، گفت:استانداری کرمان حساسیت خاصی در مورد ورزش دارد و درصدد است تا ورزش و سلامتی را در سطح استان بسط و اشاعه دهد بخصوص در باب ورزش بانوان، چراکه بانوان ورزشکارهم در میادین ورزشی و هم در خانواده ها نقش اساسی دارند، پس باید در این حوزه فعالیت بیشتری انجام شود، ما پتانسیل های خیلی خوبی در استان داریم به شرط آنکه فعالیت و حمایت بیشتری در ورزش انجام شود.
وی در ادامه ضمن پیشنهاد به مدیران و مسئولان برای پرهیز از سیاست زدگی در ورزش ابراز کرد: از همه مدیران و دست اندرکاران فعال در بخش ورزشی درخواست دارم که سیاسی کاری نکنند، در ورزش کاری نشده اما اگه کاری صورت گرفته وظیفه است. ورزش بانوان می تواند ما را در توسعه و پیشرفت استان کمک و یاری کند ضمن اینکه امیدواریم در بازگشت پرافتخار شما و دیگر عزیزان ورزشکار، استقبال خوب و درشایسته ای از شما داشته باشیم.
استاندار در پایان ضمن اهدا لوح تقدیربه عشرت کردستانی از احتمال معرفی وی به عنوان یکی از اعضای هیئت مدیره گل گهرسیرجان خبر داد.
«پیام ما» اسراف مواد غذایی را بررسی میکند 35 میلیون تُن غذا در سطل زباله
«پیام ما» اسراف مواد غذایی را بررسی میکند
35 میلیون تُن غذا در سطل زباله
وقتیکه مهمانان از خانه خارج میشدند، سفره همچنان روی زمین پهن بود. قابلمهای برداشت تا اضافههای غذاها را جمع کند. مادر صدایش را بلند کرد و گفت: که همهی غذاهای توی بشقابها را بیرون بریزید. نگاهی به سفره انداخت تقریباً داخل همهی بشقابها غذا مانده بود. مادر پاکت زبالهی بزرگی را به دست او داد گفت: سریع همه را جمع کن تا ماشین شهرداری نیامده بگذاریمشان دم در …پاکت را که از دست مادر گرفت یاد مجموعه عکس «سرزمین گرسنگان» افتاد که در آن میزان خرید غذاهای چندین خانواده را در بعضی از کشورهای جهان نشان میداد و این مجموعه ،عکسهایی را شامل میشد که بیانگر بسیاری از واقعیتهای دور بر ما است. انسانهایی نیازمندی در اطراف ما زندگی میکنند که آنقدر دور و مخفی نیستند که برای پیدا کردنشان بنا باشد، خود را بهزحمت بی اندازیم، فقط کافی است که کمی دقیقتر ببینیم و یا بهبیاندیگر اصلاً بخواهیم ببینیم .کسی که نابینا شده باشد شاید با درمان و تلاش، امیدی برای بینا شدنش وجود داشته باشد ولی کسی که چشمهایش را بسته باشد برای نگریستن او هیچ امیدی نخواهد بود.
سالانه 35 میلیون تُن غذا در ایران
دور ریخته میشود
قصهی این سفره، قصهی بسیاری از سفرههای خانههای ماست. قصهی تلخی به نام اسراف .جدیداً آماری از جانب سازمان جهانی غذا (فائو) منتشرشده است که بسیار تکاندهنده و قابلتأمل است، سالانه 35 میلیون تُن غذا در ایران دور ریخته میشود. تلخی این آمار وقتی بیشتر احساس میشود که به تعداد خانوارهای کمدرآمد توجه کنیم. بهواسطهی تورمی که در کشور وجود دارد و افزایش قیمتها ، توان خرید مردم کم شده است و بر اساس آمار اعلامشده از جانب بانک مرکزی ایران قدرت خرید مردم در ده سال گذشته کاهش چشمگیری پیداکرده است و خرید مواد غذایی مردم حدود یکچهارم قبل است. یکی از دلایل به وجود آمدن این آمار افزایش زیاد قیمت مواد خوراکی است که حتی از نرخ تورم کلی هم بیشتر است البته شایانذکر است این کاهش خرید بر اساس این آمار در مورد تخممرغ و مرغ صدق نمیکند.
30 درصد دورریزهای غذا مربوط به نان است
با این کاهش قدرت خرید چگونه میتوان این حجم دورریز غذا را پذیرفت.بر طبق گزارشی که «روزنامه ایران» منتشر کرده است 30 درصد این دورریزهای غذا مربوط به نان و10 درصد آن مربوط به برنج است، یعنی غذای عمدهی بسیاری از خانوارهای ایرانی، 30 درصد هم مربوط به میوه و سبزی جات و35 درصد هم مربوط به خرما است.در مورد دلیل دورریز و اسراف مواد غذایی علاوه بر مصرفکنندگان خانگی میتوان رستورانها، اماکن عمومی و حتی انبار کارخانهها تولیدکننده را هم موردتوجه و بررسی قرارداد. کالای خوراکی بیکیفیتی که تولیدشده و در انبار کارخانهها مانده یا حتی بعد از فروش دوباره مرجوع شده تا اینکه تاریخمصرف آن گذشته و در بسیاری موارد قابل بازیافت نیست، یکی از جلوههای این اسراف عظیم است. میتوان چنین استنباط کرد که بسیاری از این دورریزها به دلیل کیفیت نامطلوب تولیدات کشور ما است که برای بهبود آن نیازمند برنامهریزی و کنترل هم جانبه از طرف سازمانهای مربوطه است که با بهبود بستهبندی و هم با تولیدات با ماندگاری طولانیتر تا حدودی قابلکنترل است.
بشقابهای خالی
همهی ما در رستورانها شاهد ظرفهایی بودهایم که حجم قبل توجه ای از غذا را داخل خود داشته و به سطل زباله ریخته میشود که اصلاح این رویه نیازمند به فرهنگسازی درست هم از جانب خانوادهها وهم از جانب صاحبان و شاغلان این حرفه است.این نکته نیاز به فرهنگسازی دارد که برای کودک پنجسالهی خود یک پرس کامل غذا سفارش ندهیم و فرهنگ بشقابهای خالی را روی میزهای رستورانها شکل دهیم تا غذاها تقسیم شود و هر کس بر اساس مصرف خود سفارش داده و بهاندازه هم مصرف کند. رعایت این نکات فقط به نفع اقتصاد خانواده نیست، وقتی بشقابهایی وجود داشته باشد تا غذا تقسیم شود هزینههای اضافه برای تولید غذا هم کم میشود و جدا از نفع اخلاقیای که جلوگیری از اسراف دارد نفع اقتصادی هم برای هر دو طرف تولیدکننده و مصرفکننده خواهد داشت.
برای تولید هر کیلو برنج حدود هزار و هفتصد لیتر آب مصرف می شود
خانوارها یکی از اصلی ترین ارکان این اسراف هستند که میتوانند با کنترل رفتار اشتباه سهم به سزایی در کاهش این آمار داشته باشند. در مورد دلایل این دورریزهای غذا در خانواده نظر های بسیاری وجود دارد. قیمت پایین بعضی از اقلام خوراکی میتواند یکی از دلایل درست مصرف نکردن آنها باشد به طور مثال با توجه به اینکه 30 درصد این دورریز ها را نان تشکیل میدهد علاوه بر نداشتن کیفیت مطلوب ،ارزن بودن هم در این اسراف بی تاثیر نیست.و این در حالی است که مصرف کننده ی نان و برنج توجه ای به میزان هزینه ای که از لحظه ی کشت برنج وگندم نان اعمال شده است، و این که اگر هزینه های اعمال شده به قیمت برای مصرف کننده اضافه میشد بسیار گران تر بود،ندارد. گزارشات بیان میکنند که برای تولید هر کیلو برنج حدود هزار وهفتصد لیتر آب مصرف میشود. توجه به همین نکته با در نظر گرفتن شرایط اقلیمی کشور ما میتواند جلوی بسیاری ازاسراف ها را بگیرد، که در بین اقشار مرفه بیشتر دیده میشود.
مریم زن خانه داری است که در رابطه با اسراف موادغذایی به «پیام ما» میگوید:پخت چند نوع غذا در مهمانی ها رسم شده است.همیشه هم کلی غذا اضافه می آید .که حتی داخل یخچال هم مدت زیادی نمی توانیم نگه داریم وفاسد میشود.کار درستی نیست، اما انگار چاره ای وجود ندارد. وقتی جایی مهمان شده ای، چند نوع غذا درست کردند نمیشود که جلویشان فقط یک نوع غذا گذاشت. شاید فکر کنند که برایشان احترام قائل نبودیم.البته کرمانی ها کلا از این اسراف ها زیاد میکنند انگار دلشان برای پول نمی سوزد،اسراف مواد غذایی یکی از آنها است.
15 میلیون نفرگرسنه
اما در این بین یکی از مهمترین حلقه های مفقوده فرهنگ سازی مصرف درست مواد غذایی در خانواده ها است وقتی که متاسفانه مهمانی هایی برگذار میشود که در آن مقدار دور ریز غذا چندین برابر مصرف است فاجعه قابل رویت تر میگردد. عادت پخت چند نوع غذا درمهمانی ها، عادت مضری است که فارغ از این که ارتباط خانوادگی را دشوارتر میکند تاثیر سویی بر اقتصاد خانواده وبالطبع جامعه خواهد داشت و این آسیب در فرهنگ غنی ما ایرانی ها بسیار خودنمایی میکند، فرهنگی که در آن اسراف مورد نکوهش قرار گرفته وتوجه به هم نوع یکی از فضائل اخلاقی محسوب میشود. حالا این آمار منتشر شده دردی بزرگ را تولید میکند، دردی به وسعت گرسنگی 15 میلیون نفری که میتوانستند با این مقدار غذایی اسراف شده سیر شوند. وقتی رفتار مصرف درست از کوچکترین واحد اجتماع شروع شود خواه نا خواه بر بقیع ارکان هم تاثیر میگذاردواصلاح این روند معیوب نیازمند به همکاری همه ی اعضای جامعه است، هیچ وقت یک دست صدا نخواهد داد.
مدیرعامل آبفای کشور خبر داد: 35 میلیون ایرانی در معرض تنش آبی
مدیرعامل آبفای کشور خبر داد:
35 میلیون ایرانی در معرض تنش آبی
مدیرعامل شرکت مهندسی آب و فاضلاب(آبفا) کشور گفت: «تابستان امسال 35 میلیون نفر در 301 شهر کشور ازجمله شیراز، اصفهان، بوشهر و کرمان در معرض تنش آبی قرار دارند.» به گزارش ایرنا، به گفته حمیدرضا جانباز تحلیلهای کارشناسان حاکی از مواجهه 301 شهر کشور با جمعیت نزدیک به 35 میلیون نفری با تنش آبی در تابستان امسال است که شامل 78 شهر با جمعیت بیش از 100 هزار نفر ازجمله شیراز، اصفهان، کرمان و بوشهر میشود. وی افزود: «انتظار میرود نسبت منابع به مصارف آب در سال جاری با کاهش 8.6 درصدی مواجه شود.» وی همچنین به شرایط تنش آبی در شهر کرمان اشاره کرد که تأمین آب آن از طریق آبهای زیرزمینی انجام میشود و گفت: «طرح انتقال آب از سد «صفا» به کرمان در دست اجرا است و بخشی از لولههای موردنیاز این طرح فاینانس (تأمین مالی خارجی) شده و انتظار میرود تا پایان سال 1396 به بهرهبرداری برسد.» وی وضعیت آبی سایر کلانشهرها و شهرهای بزرگ کشور را نسبتاً مناسب توصیف کرد و گفت: «امسال و باوجود بارشهای نسبتاً مناسب در تهران، پایتخت از شرایط تنش آبی خارجشده، اما در مشهد و با ساخت سد در بالادست سد «دوستی» توسط افغانها، بروز تنش آبی در سالهای آینده پیشبینی میشود.» پیشتر معاون آب و آبفای وزیر نیرو خاطرنشان کرده بود، مشکل اصلی در شرایط تنش آبی، مواجهشدن با کمبود آب در زمان اوج مصرف است، بهطوریکه در برخی مناطق حتی تا 1.5 برابر میانگین روزهای گرم سال آب مصرف میشود. به گفته میدانی، پیشبینی میشود 301 شهر کشور در تابستان 95 و اوج گرما با شرایط تنش آبی روبهرو باشند که به معنای سربهسر شدن میزان تولید و مصرف آب است. مدیرعامل آبفای کشور در ادامه با اشاره به چهار برنامه در نظر گرفتهشده در راستای تحقق اقتصاد مقاومتی در این شرکت، افزود: «در برنامه نخست، تأمین آب شرب بیش از دو هزار روستا با جمعیت افزون بر دو میلیون و 100 هزار نفر در روستاهای بالای 20 خانوار برنامهریزیشده و از ابتدای تیرماه (بهتدریج به بهرهبرداری خواهند رسید». وی خاطرنشان کرد: «حدود 15 هزار میلیارد ریال از محل صندوق توسعه ملی و پنج هزار میلیارد ریال از محل تملک داراییهای سرمایهای برای اجرای این طرحها پیشبینیشده است.» جانباز، اجرای عملیات 23 طرح سرمایهگذاری با بخش خصوصی را برنامه دوم این شرکت برای تحقق شعار امسال برشمرد و گفت: «این طرحها بیش از 17 هزار میلیارد ریال سرمایهگذاری به دنبال خواهند داشت.» وی یادآور شد: «یک مورد از این طرحها با تأمین اعتبار سرمایهگذاران هندی و البته راهبری یک شرکت ایرانی انجام خواهد شد که اجرای طرح فاضلاب بهصورت بیع متقابل در استان سمنان است و سایر طرحهای تعریفشده، شامل نمکزدایی آب دریا، اجرای تأسیسات فاضلاب در شهرها، اجرای تصفیهخانههای انتقال آب و … خواهد بود.»
بررسی «پیام ما» از فعالیت شرکتهای هرمی و بازاریابی شبکهای لغزش از شبکه به سمت هرم
بررسی «پیام ما» از فعالیت شرکتهای هرمی و بازاریابی شبکهای
لغزش از شبکه به سمت هرم
فردا عصر بیا خیابان ۲۴ آذر و سر کوچهی شمارهی فلان منتظر من باش تا تو رو با چیزی آشنا کنم که تمام زندگیت دنبالش میگشتی، این بیشتر یک هدیهاست تا یک قرار، اما قول بده که به هیچ کس دربارهی قرار امروز چیزی نگی و هیچکس نفهمه که کجا میری و با کی قرار داری وگرنه کلا همه چی کنسل میشه.
با شنیدن این جمله مثل شخصیتهای کارتونی علامت سوالی روی سرم پدید آمده بود و تمام روز به این فکر میکردم که این دوست نه چندان نزدیک که صرفا سلام و علیکی با هم داریم چه چیزی از من میداند و میخواهد چطور زندگی مرا عوض کند؟ اصلا من با معرفی به چه کسی یا چیزی زندگیام عوض میشود و همیشه هم منتظر این آشنایی بودهام؟ هزار سوال بی جواب ذهنم را مشغول کرده بودند و هرچه بیشتر فکر میکردم کمتر مییافتم تا اینکه بالاخره ساعت موعود فرارسید و من هم سر وعده حاضر شدم و کم کم از خلوت بودن آن گوشه از خیابان ۲۴ آذر ترس و واهمههایی که معمولا گریبانگیر امثال من است، به جانم افتاد با خودم گفتم مبادا طرف ما دیوانهاست و نقشهای برای من کشیده؟ نکند قرار است سوژهی یکی از قتلهای محفلی قرار بگیرم و پس فردا بگویند ببخشید دیگر چه میشود کرد طرف خودسر بوده و یا مبادا دشمنی داشتهام که حالا رفته و به واسطهی این دوست نه چندان نزدیک دامی را برای من پهن کرده و خلاصه آنقدر فکر و خیالات پارانوید(دشمنپندارانه) ذهنم را به خود مشغول کرد که دیگر امر داشت به خودم مشتبه میشد که آدم مهمی هستم و هر آینه ممکن است به دست دشمنان و حسودان به تیر کین مبتلا شوم که آن “آشنا” پدیدار شد و از تاخیر اندک خود عذر خواهی کرد و برای بیشتر شدن شک و تردید من پرسید:
به کسی که نگفتی کجا میری و با کی قرار داری؟
دیگر ترس و دلهره کار خودش را کرده بود، پرسیدم: نگفتم اما چرا؟مگر چه خبر است؟
گفت: خبری نیست اما خوب رسم این دیدارها این گونه است که کسی چیزی نداند بهتر است.
این دیدارها؟ کدام دیدارها؟ خوب لعنتی این پلیس بازیها چیست مثل آدم بگو کجا میخواهی مرا ببری؟اصلا من چرا راه افتادم و آمدم اینجا و حریف حس فضولی خودم نشدم؟ همینطور سوال پشت سوال به ذهنم میآمد و خویشتن داری میکردم که طرف متوجه نشود من انقدر به هم ریختهام و اینگونه تعلیقها و چه بر سر مغز ناقص من میآورد.
“آشنا” گفت: دنبال من تا همین کوچهی پشتی بیا، و جلو جلو به راه افتاد و اندکی بعد هم وارد کوچهای باریکتر و درب و داغانتر شدیم و در آخر به در آهنی کوچک و رنگ و رو رفتهای رسیدیم که او ایستاد با دست اشاره کرد که بفرمایید و فرصت تعارف کردن هم به من نداد و تقریبا هلم داد داخل، در آهنی به حیاط باریک و درازی باز میشد که لبریز از کفشهای مردانه بود که روی هم افتاده بودند انگار بیست الی سی نفر قبل از من داخل همین خانه شدهبودند و منتظرم بودند. با خودم گفتم باداباد اگر واقعا نقشهی پلیدی برایم کشیده باشند این تعداد ادم هرجای دیگر هم مرا پیدا کنند سرنوشت خوبی نخواهم داشت بگذار حداقل وقارم را حفظ کنم و خودم با آغوش باز به دنبال سرنوشتم بروم.
وارد که شدم سه نفر منتظر ما بودند با احترام و خیلی رسمی احوالپرسی کردند و خواهش کردند که پشت و میزی که گوشهی اتاق بود بنشینم. در آن اتاق یک دست مبل هم بود اما میز را دقیقا گوشهی اتاق گذاشته بودند و مثل میزهای بازجویی توی فیلمها هر طرف میز فقط یک صندلی فلزی ناراحت بود که بالاجبار پشت آن نشستم وآن آشنا گفت آقای فلانی الآن میآیند تا با شما صحبت کنند.
دوباره افتادم توی فکر که آقای فلانی کیست؟ اینها که هستند و با من چکار دارند و اصلا این همه آدم در خانهای به این کوچکی چه میکنند و چرا جوری رفتار میکنند انگار خیلی با هم صمیمی و دوست هستند و من خیلی بدبختم که دوست ایشان نیستم و خلاصه نمایشی در جریان بود تا آقای فلانی رسید و همه برپا ایستادند و ایشان هم با احترامات فائقه احوالپرسی کرد و نشست روبهروی من (در جایگاه بازپرس) و حرفش را اینگونه آغاز کرد:
از ”network marketing“ نتورک مارکتینگ چیزی میدونی؟
دلم میخواست همهی آنها را “چماق” آشنا کنم و درس خوبی به آنها بدهم. بعد از این همه استرس و هیجان به من وارد کردن میخواستند در گلد کوئست کلاهم را بردارند و و جالب اینجاست که ول کن هم نبودند و هرچه میگفتم آقا من هیچ علاقهای ندارم و دست از سرم بردارید میگفتند حالا شما یک کم بیشتر به حرفهای ما گوش کن. یکی دیگر از دوستان که ماجرای دردناکتری دارد، وی به دعوت یکی از دوستانش به تهران میرود تا استخدام یک شرکت خارجی بشود و از بیکاری و بیپولی نجات پیدا کند اما وقتی پایش به آن خانه میرسد چند روز مثل گروگان از او نگهداری میکردند تا با موفقیت شست و شوی مغزی را انجام بدهند و در آخر هم میگوید من اغفال شدهام و میروم که پول را بیاورم تا اولین خریدم را انجام بدهم و با این حربه از آن خانهی کذایی فرار میکند و به کرمان برمیگردد. در این رابطه با خانمی هم مصاحبه کردم که میگفت یکی از همکلاسیهای دانشگاهم به بهانهی معرفی من برای استخدام در شرکتی مرا به دفتری در خیابان امامجمعه برد و کار دوستان هرمی به آنجا رسید که میگفتند الآن بگو چقدر پول در کارتت داری تا با همین مبلغ مثلا ۲۰۰ هزارتومان کارت را شروع کنی و بعدا بقیهی پول را جور میکنی و میآیی، و هرچه این خانم اصرار میکرد که باید اول از پدر و برادرم کسب تکلیف کنم میگفتند شما بالای ۱۸ سال داری و دیگر به هیچ کسی ربطی ندارد که چه تصمیمی برای زندگیات میگیری و خلاصه این مورد هم با داد و بیداد و تهدید به شکایت و پلیس خبر کردن میتواند از آن دفتر کذایی فرار کند.
چند سالی بود که داستانهای شرکتهای هرمی به حاشیه رفته بود و دیگر تقریبا همه از کارکرد شرکتهایی مثل گولد کوئست و گولد بیز و غیره آگاه بودند و متاسفانه افراد زیادی به دام این افراد افتادند اما خوب این هم مرحلهای از تکامل اقتصادی جامعهی ما بود که گذشت اما چیزی که برای من خیلی عجیب است تولد دوبارهی اینچنین شرکتهایی آن هم نمونههای بومی شدهی آنهاست.
امروز با پسری صحبت کردم که هنوز ۱۸ سال هم ندارد و به قول خودش تمام دغدغهاش تمام کردن دبیرستان، پیشدانشگاهی و به حربهای وارد دانشگاه شدن است اما مسالهای ذهنش را به شدت درگیر کرده است:
چند روز پیش به دعوت یکی از همکلاسیها به جشنی در یکی از تالارهای بزرگ شهر کرمان میرود و آنجا دقیقا وارد جوی میشود که گولد کوئست داشت، جوانانی که که از گذشتهی بد و حال و آیندهی درخشانشان حرف میزنند و چند اتومبیل گرانقیمت هم در پارکینگ آن تلار پارک کردهاند که هر از چندی در سخنانشان به آنها اشاره میکنند و میگویند من حتی خواب این ماشینها را نمیدیدم اما حالا یکی از اینها را سوار میشوم و خانوادهام که ایمان داشتند به زودی سرم به سنگ میخورد و همین مبلغ ناچیز پس انداز را هم از دست میدهم، پس از اینکه شاهد پیشرفتهای من بودند، حالا خودشان هم به شبکهی من پیوستهاند و مشغول بازاریابی هستند.
واقعا این حرفها آنقدر دستمالی شده و کلیشهای هستند که حتی اشاره کردن به آنها نیز رنج آور ست اما چه میتوان کرد که این نوجوان سر دوراهی قرار گرفته بود که درس بخواند و به خیل کارشناسان بیکار بپیوندد و یا اینکه از همین الآن وارد بازار کارهای کاذب بشود و به امیدی واهی هم شده چند صباحی با رویای میلیونر شدن شب را به صبح برساند و جالب اینجاست که وقتی که پرسیدم که خودت احساست نسبت به چنین کاری چیست؟ با لحنی بین شوخی و جدی گفت: میدانم که شبیه کلاهبرداریاست اما من میتوانم با دیگران حرف بزنم و ایشان را اغفال کنم تا خرید کنند( شروع کرد به خندیدن) و جواب شنید: خوب طرف تو یا انقدرساده هست که بچهای ۱۷ ساله میتواند به کاری وادارش کند که در نتیجه نمیتواند با دیگران چنین کند و شبکهای شکل نمیگیرد و یا باهوشتر است و خودش میتواند دیگران را به کاری وادار کند که خوب آن آدم باهوش را تو نمیتوانی به کاری واداری کنی و برای شبکهی تو کار نخواهد کرد و در نتیجه در هر حال تو در این بازی برنده نخواهی بود.
بگذارید در پایان مثال دردناکی بزنم:
در تاریخ 1390/06/21شرکت ابر تجارت کهکشان با موافقت وزارت بازرگانی و کمیته نظارت بر بازاریابی شبکه ای با موضوع بازاریابی شبکه ای غیر هرمی در امر توزیع مصنوعات طلا با وزنهای کلی 21،14 و 35 گرم با شماره ثبت 414355 به ثبت رسید.
و به روایت خبرگزاری میزان: حجت الاسلام والمسلمین «مصطفی حقی» گفت: 6 نفر از متهمان پرونده شرکت تجاری ابرتجارت کهکشان که از استانهای فارس و آذربایجان شرقی اقدام به فروش محصولات بهداشتی، آرایشی و چرمی در گرگان میکردند، شناسایی و دستگیر شدند.
وی گفت: این افراد با تشکیل شرکت هرمی به بهانههایی چون اعطا پورسانت به افراد اقدام به عضوگیری میکردند که با هوشیاری مراجع قضایی و مردم درمدت کوتاهی دستگیر و روانه زندان شدند.
البته کماکان تشخیص تفاوتهای شرکت هرمی و شبکهای بسیار پیچیده است( و برای نگارنده جای بسی تعجب است که چرا این چنین است) اما تا آنجا که من دریافتم اگر شرکتی از شما خواست که برای شروع بازاریابی برای آن شرکت باید جنسی را خریداری کنید(آن هم در مقادیر زیاد) و یا از افراد زیر ۱۸ سال استفاده کرد و از همه مهمتر در مکانهایی مانند محیطهای اداری آموزشی نظامی و فرهنگی به فعالیت مشغول بود این شرکت از نظر قانونی مشکلاتی دارد که بهتر است قبل از هرکاری با مراجع ذیصلاح مشورت کنید و سپس اقدام به سرمایهگذاری و یا کار کردن با ایشان بنمایید.
تولید بنزن با خلوص بالا در مجتمع کک سازی و پالایش قطران زرند
تولید بنزن با خلوص بالا در مجتمع کک سازی و پالایش قطران زرند
مدیر مجتمع کک سازی و پالایش قطران زرند گفت: «برای نخستین بار و در راستای تحقق اقتصاد مقاومتی، تولید بنزن با خلوص بالای 97 درصد محقق شد.» به گزارش روابط عمومی مجتمع کک سازی و پالایش قطران زرند، حسین متصدی زرندی افزود: «پروژه تحقیقاتی امکانسنجی تولید بنزن با خلوص بالا از حدود شش ماه قبل با تلاش جمعی از کارشناسان و کارکنان این مجتمع آغاز و در خردادماه 95 به ثمر نشست و بنزن با خلوص بالای 97 درصد تولید شد.» وی با اشاره به انجام مطالعات فنی برای دستیابی به این محصول ، تصریح کرد: «در طراحی ابتدایی مجتمع، خط تولید بنزن جزء فرآیندهای تولید نبوده، اما به دلیل صرفه اقتصادی و بازار مناسب با اعمال تغییراتی در خط تولید بنزول و با رویکرد کمترین تغییر در فرآیند و کمترین هزینه ایجادشده است.» وی افزود: «بهطور یقین این موفقیت حاصل همکاری کارکنان واحدهای مختلف این مجتمع میباشد.» بنزول خام یکی از محصولات حاصل از پالایش گاز در مجتمع کک سازی و پالایش قطران بوده که حاوی ترکیبات متعددی از قبیل بنزن ، تولوئن و زایلن میباشد.
بدون روتوش به انتخاب سردبیر
این ستون بیشتر اختصاص به مطالبی دارد که از سوی مخاطبان در شبکه های اجتماعی برای من ارسال می شود و یا در مرور روزانه این شبکه ها به آنها برمی خورم و دوست دارم خوانندگان عزیز «پیام ما» هم آنها را ببینند
@Bardiaper
خرج اضافه شهرداری کرمان از جیب
عوارض دهندگان
یک سال پس از اینکه شهرداری کرمان، بلوار کشاورز را جدولگذاری کرد، این مجموعه برای احداث تقاطع غیرهمسطح در تقاطع امیرکبیر اقدام کرده است. حال این سؤال برای مردم پیشآمده که اگر قرار بوده تقاطع غیرهمسطح در این مکان احداث شود، چرا یک سال قبل با کلی هزینه، جدولها عوض شد؟ آیا این خرجی اضافه از جیب شهروندانی که عوارض می پردازند، نیست؟
نگاهی به دستاوردهای گروه دوست داران طبیعت رفسنجان
گروه دوستداران طبیعت رفسنجان در سال 1387 در پی برگزاری جلسهای در سالن افصح هجری رفسنجان متولد شد.در این جلسه حدود 25 نفر از کسانی که عمدتاً از شکارچیان غیرمجاز منطقه رفسنجان بودند شرکت داشتند. در این جلسه عوامل کاهش جمعیت حیاتوحش در منطقه رفسنجان موردبحث و تبادلنظر قرار گرفت و نتیجهگیری شد که شکار غیرمجاز و خشکسالی از مهمترین عوامل کاهش جمعیت وحوش منطقه است و همچنین این جمع به این نتیجه رسیدند که دولت به دلایل مختلف قادر به کنترل این وضعیت نیست و باید خود شهروندان دست به اقدامی بزنند.
در این راستا ابتدا منطقه منصورآباد برای شروع فعالیت در نظر گرفته شد. باگذشت یک سال از این فعالیت و افزایش نسبی تعداد گونههای حیاتوحش اعضای گروه به فکر افتادند تا یک برنامه آینده نگرانه تدوین کنند که در این راستا ابتدا گروه با توجه به مشکلاتی که در پیش رو دیده بود اقدام به ثبت قانونی این تشکل مردمی تحت عنوان (گروه دوستداران طبیعت رفسنجان) نمود و در پی آن متقاضی قرق اختصاص در این ناحیه از سازمان محیطزیست شد. بر اساس دستورالعمل مدیریت قرقهای اختصاصی که توسط سازمان حفاظت محیطزیست تدوینشده مدیریت زیستگاه بر عهده بخش خصوصی قرارگرفته و پس از احیای جمعیتهای جانوری بهره بردارمیتواند تعداد محدودی از آنها را بهعنوان شکار در اختیارعلاقمندان این رشته قرار داده و از این راه هزینههای حفاظتی را تأمین نماید. فعالیتهای گروه دوستداران طبیعت رفسنجان عمدتاً به دودسته فعالیتهای فرهنگی و حفاظتی تقسیم میشود که ازجمله فعالیتهای فرهنگی میتوان از کلاسهای آموزش زیست محیط برای کودکان برگزاری نمایشگاههای عکس از طبیعت و حیاتوحش منطقه و برگزاری همایشها نام برد که توسط تعدادی از اعضای علاقهمند گروه انجام میشود.
فعالیتهای حفاظتی شامل گشت زنی در منطقه توسط نیروهای قرقبان که در استخدام و حمایت این گروه هستند و تعدادی اعضای علاقهمند و با همکاری اداره محیطزیست رفسنجان انجام میشود.دراینارتباط تعدادی شکارچی غیرمجاز دستگیر و تحویل مقامات قضایی شدهاند و همچنین جلوی دزدی اشیای عتیقه و تخریبکنندگان زیستگان بهعنوان معدنکاوی گرفتهشده است. آبرسانی به آبشخورها و علوفه رسانی در فصول سرد و هوای برفی توسط اعضای علاقهمند صورت میگیرد. آمارگیری سالانه که دیماه هرسال و با همکاری اعضا و اداره محیطزیست رفسنجان انجام میشود. هزینهها توسط 180 نفر اعضای رسمی گروه تأمین میشود.
مهمترین دستاوردها
– افزایش جمعیت حیاتوحش منطقه: قابلتوجه است که امروزه کمتر مناطقی را در سطح کشور میتوان یافت که حیاتوحش رو به رشدی داشته باشد. بر اساس 3 مرحله آمارگیری که انجامشده سالانه حدود 60 درصد افزایش در جمعیت قوچ و میش و کل و بز مشاهدهشده است.
– ارتقای فرهنگ زیستمحیطی مردم محلی: بطوریکه اکنون کسانی که خود نابودکننده حیاتوحش بودند امروز حامیان طبیعت هستند.
– انتخاب این گروه مردمی بهعنوان ngo برتر کشور توسط خانم ابتکار.
اعضای این گروه مردمی شامل اقشار متنوعی از مردم است که صرفنظر از میزان تحصیلات یا توانایی مالی حول یک هدف مشترک گرد هم آمدهاند و در بین آنها از کارگر ساده تا برترین متخصصان پزشکی دیده میشود که این مسئله نیز یکی از افتخارات این گروه مردمنهاد محسوب میگردد. هماکنون منطقه منصورآباد پس از گذشت 7 سال و افزایش جمعیت قوچ و میش و کل وبز از حداکثر 30 رأس در بدو شروع به حدود 700 رأس در سال 1394 آماده بهرهبرداری است ولی متأسفانه با طولانی شدن روند صدور مجوز این منطقه بهعنوان اولین قرق اختصاصی کشور توسط این انجمن محلی و دلسردی بعضی اعضای مؤثر گروه و بالا رفتن هزینههای نگهداری منطقه گروه با مشکلات بسیاری روبرو شده که انتظار میرود با توجه بیشتر مسئولین دولت تدبیر و امید هرچه زودتر موانع این کار برطرف شود و به نتیجه برسد.
فالوده کرمانی
ثبت ملی می شود
مدیرکل میراث فرهنگی،صنایعدستی و گردشگری استان کرمان از آمادهسازی پرونده ثبت ملی فالوده کرمانی خبر داد.
به گزارش ایسنا محمود وفایی با اشاره به اینکه هماکنون 43 اثر از آدابورسوم استان کرمان در فهرست ملی میراث ناملموس (معنوی) ثبتشده است، افزود: پرونده 5 اثر دیگر از آدابورسوم و مراسم خاص استان تکمیل و جهت ثبت در فهرست ملی به سازمان میراث فرهنگی کشور ارسال میشود.
به گفته وی، قوتو، سوهان زرند، اسپار شهربابک، فن ساخت تنور گلی و خانههای کپری در جنوب استان از پروندههای آماده ارسال به تهران میباشد.
مدیرکل میراث فرهنگی،صنایعدستی و گردشگری استان کرمان تصریح کرد: هماینک پرونده فالوده کرمانی در حال تکمیل شدن میباشد و بهزودی جهت ثبت در فهرست آثار ملی به سازمان میراث فرهنگی کشور ارسال خواهد شد.
وفایی خاطرنشان کرد: تاکنون 43 اثر آدابورسوم استانی در فهرست ملی به ثبت رسیده که بهمحض تکمیل شدن پروندههای فوقالذکر تعداد این آثار به حدود 50 اثر خواهد رسید.
عکس ها: محسن رجب پور
موبدیار مهران غیبی بنیان گذار موزه مردم شناسی زرتشتیان ایران در کرمان چشم از جهان فروبست
سرانجام غیبی هم بال گشود
موبدیار مهران غیبی، پس از سالها تحمل بیماری بامداد امروز درگذشت.
وی که سالها از بیماری سرطان رنج میبرد، بامداد یکشنبه ۳۰ خردادماه ۱۳۹۵ در شهر کرمان درگذشت.
غیبی به واسطهی شغل پدر(پدرش افسر ارتش و مادرش، بهیار بود) تجربهی زیستن در شهرهای مختلف ایران را داشت و با وجود اینکه فرزند یکی از خانوادههای زرتشتی، اصیل و قدیمی کرمانی بود، در مهرماه ۱۳۴۰ خورشیدی در زنجان چشم به جهان گشود. وی ۲۷ سال به عنوان آموزگار دینی در شهرهای کرمان، کرج و اصفهان به کار مشغول بود و پیشینهی خدمت در هیات علمی مرکزتحقیقات کشاورزی کرمان را نیز دارا بود. وی مدرک کارشناسی ارشد را در زمینهی کشاورزی کسب کرد اما چند سال پیش به واسطهی علاقهی فراوانی که به خط و تاریخ ما داشت دوباره در دانشگاه شیراز در دورهی کارشناسی ارشد و این بار در رشتهی زبانهای باستانی مشغول به تحصیل شد.
شادروان غیبی بنیانگذار موزه مردم شناسی زرتشتیان ایران در کرمان و صاحبامتیاز ماهنامه اسفند در این شهر بود که چند شماره از این ماهنامه بیشتر به چاپ نرسید.
وی تاکنون دهها نوشتار با موضوع فرهنگ ایران باستان و دین زرتشتی در روزنامههای کرمان چاپ کرده و در دانشگاهها و موسسات علمی کشور نیز به سخنرانیهای گوناگونی در همین زمینه پرداخته که «عرفان»، «اخلاق زیستی»، «ریشههای فرهنگی وقف» و «جایگاه زن در ایران باستان» تنها بخشی از مقالات و نوشتههای این دانشمند کرمانیاست.
آن شادروان دو دوره نیز هموند هیات مدیره انجمن زرتشتیان کرمان و نیز فرنشین کمیسیون فرهنگی آن بوده است.
به گفتهی مهدی نگارستانی هنرمند و دانشآموختهی زیانهای باستانی که خود را دوست و شاگرد شادروان غیبی میداند، تمام زندگی وی وقف علم شده بود و همیشه تلاش میکرد به جوانان و نوجوانان بیاموزد که مهمترین کاری که میتوانند با زندگی خود بکنند خدمت به علم است و کسب علم مهمترین وظیفهی آنها است، وی پس از بازنشستگی با کسب رتبهی نهم در کنکور کارشناسی ارشد برای تحصیل در رشتهی زبانهای باستانی به دانشگاه شیراز رفت و جالب اینجاست که قرائت بسیار انسانی از دین زرتشتی داشت و هرچند که به نام موبد وی را می شناسند اما به هیچوجه در اندیشهی خود دچار دگماتیسم نبود و در واقع انسانیترین قرائت را از دین زرتشت داشت و معتقد بود “ کار” در دین زرتشتی به معنای کسب معاش نیست بلکه کار واقعی یعنی انجام خدمتی که کل جامعه از آن خدمت سود ببرند، همان طور که مادرش هم خانهی ابا و اجدادیشان را وقف دانش کرد، خودش هم وصیت کرد که پیکرش در اختیار دانشگاه باشد، و بر اساس نگاه زیبایی که به دین زرتشتی داشت میگفت: هنجار هستی همان فرهنگ است و شما باید بتوانید دنیا را آباد کنید و تنها وظیفهی انسانها روی زمین کسب و ترویج علم است و استفادهی آن برای آبادانی روی کرهی خاک. غیبی تلاش زیادی برای حفظ آثار باستانی کرمان میکرد و برای حفظ خانههای قدیمی کرمان زمان زیادی را صرف میکرد و به گونهای انجمن زرتشتیان کرمان را وادار میکرد تا مراسم و برنامههایشان را در آن خانههای قدیمی برگزار کنند تا اینکه ترمیم جای تخریب را بگیرد و یا حداقل دیگر چیزی شبیه به تخریب بر سر آن خانههای تاریخی نیاید و تلاش میکرد تا بافت قدیمی شهر همانگونه بماند و آنچنان تغییری نکند، برای مثال نیایشگاه “شاه برهرامایزد” را میشود نامبرد( که موبدیار غیبی تلاشهای فراوان کرد تا این بنا مرمت و حفظ شود) و دقیقا پشت بیمارستان خداداد مهرابی قرار دارد.
اولین بار که شادروان غیبی را دیدم با یکی از دوستان درگیر نوشتن پایاننامهای دربارهی “گرایشات تفسیری در ترجمهی گاتها” بودیم و گفتند که اگر به دنبال منبعی میگردید که همه چیز را دربارهی گاتها بداند بهترین موردی که میتوانید پیدا کنید غیبیاست، ما هم با استفاده از روابطی ایشان را به کافهی کرمان دعوت کردیم و وقتی که من با وی روبرو شدم باورم نمیشد مردی که همه از دانش و اخلاق وی تعریف میکنند همین پیرمرد ارام و مهربان است که حیا و سربه زیری ویژهی کرمانیها را با آرامش و لطافت طبع خودش ترکیب کرده و شخصیتی را ساخته که مخاطب به تنها چیزی که فکر نمیکند تفاوتهای دینی است چرا که خود را در مقابل انسانی مییابد بیحساب مهربان و بیدریغ. وی مدتها زمان گذاشت و با صبر و حوصلهی فراوان سطر به سطر گاتها را خواند و برداشت خودش را با قرائتهای مختلف دیگر مقایسه کرد و به جرائت میتوانم بگویم بعد از چندماه مطالعه و جستو جو در زمینهی “گاتها یا دعاهای آسمانی زرتشت” تقریبا هیچ نمیدانستم و متاسفانه او که هیچ کمتر از دیگر مترجمان و مفسران گاتها نداشت و در بسیاری موارد حتی نگاه انسانیتر و زیباتری به این کهنترین متون دستنوشتهی بشر داشت در گمنامی زیست و در گمنامی هم چشم از جهان فرو بست. برای آشنایی مخاطب با زاویهی دید غیبی به عرفان و روانشناسی از دیدگاه عرفان زرتشتی یکی از اشارات وی را اینجا ذکر میکنیم هرچند ممکن است نثری که پیش رو دارید نثری نباشد که هر روز در روزنامه میخوانید اما زیبای این سخن به سختیاش میچربد و از آن مهمتر دریافتن این واقعیت است که قرنها پیش آموزههایی در ایران فراگیر بوده که امکان خوانشی تا این اندازه امروزی را به مخاطب خود میداده است:
عرفان و روانشناسی از دیدگاه عرفان زرتشتی
انسان باشندهای نیازمند است که تا نیازهایش برآورده نشود، آرامش ندارد. او برای برآوردن نیازهایش میکوشد و تا زمانی که این نیازها به درستی برآورده. نشود، به رسایی (تکامل) نمیرسد.
این تلاش دو دستاورد داشته است. یکی دانش روانشناسی است که میکوشد با شناخت روان انسان راهی برای آرامش او بیابد.
دیگری بینشی است که می کوشد پیوند میان انسان (جز) و هستی (کل) را یافته، آرامش انسان را در این پیوند جستجو کند، در این راه بینش و شناختی پیدا می کند که عرفان نامیده می شود.
نیازهای بزرگسالان در پژوهش های بسیار: 1- تندرستی 2-پیوند خانوادگی 3- پیوند زیست گروی (اجتماعی) 4- فلسفهی زندگی 5- کار و پیشه 6- تفریح7- دین و فلسفه
هرم نیازهای مازلو:
۱- زیستی ۲- امنیتی ۳- زیست گروهی(مثل دوستی، دلدادگی، مبستگی) ۴- ارزشی ۵- تکاملی
عرفان زرتشتی- خداوند جان و خرد نخست هنجارهستی سپس این جان شادی بخش را بر پایه هنجارهستی آفرید.
شناخت هنجارهستی دانش نامیده می شود. این مفوم را درستکاری و یا راستکاری دانستهاند.
در هنجارهستی برای هر باشندهای(یعنی موجودی) نیازها، و راه هایی برای برآورده شدن آنهاست. نتوانستن یا ندانستن راه هماهنگی با هنجارهستی سبب ناآرامی و پریشانی می شود.
عدالت و امنیت از نیازهای دیگر است. خشم، هوس، چپاول، زور، ستم، گستاخی، تجاوز و تعدی دروغکاران آن چنان مردم را می آزارد که به خداوند شکایت می کنند
رهبر آبادکننده ای دانا و توانا با گستراندن عدالت و امنیت بر پایه راستی، دانش و منش نیک، بستر بالش (بالندگی و رشد) مردم و رسیدن انان به خرسندی را فرام می آورد.
خداوند آزادی و توانایی به مردم بخشیده تا خود راه خویش را برگزینند.
آنچه که یک نفر را به خداوند نزدیک می سازد، برای دیگران نیز سود بخش و شادی آفرین است بنا بر هنجارهستی خداوند به کسی خرسندی می بخشد که او به دیگران خرسندی میبخشد.
خانواده جایگاه بالش و پرورش انسان بنابراین بایستی از همان آغاز پیمان همسری به درستی بسته شود.
گزینش آزادانه همسر، رقابت در راستی، پرهیز از دروغ، دانشمندانه زندگی کردن، دلدادگی راستین در تنگی و فراخی، از ویژگی های خانوادهی خوب است.
پایه شخصیت انسان در کودکی پیش از ورود به دبستان گذاشته می شود. اگرچه عوامل تربیتی بسیاری بر آینده کودک اثر می گذارند ولی کمتر عاملی ست که بتواند ساختار شخصیتی او را پس از کودکی دگرگون سازد.
با مادر و پدر پرمهر، کودک صمیمی و پر مهر شده، مهر ورزیدن و دلدادگی را که بنیاد عرفان زرتشتی است فرا می گیرد. او می تواند دوستیهای دراز مدت برقرار و به مردم خدمت کند احساس ارامش، اعتماد به نفس و حساسیت به میزانهای اخلاقی ویژگی اوست.
موبدیار مهران غیبی عضو هیات علمی مرکز تحقیقات کشاورزی کرمان
معرفی موزهی مردمشناسی زرتشتیان کرمان تنها موزه ی مردمشناسی زرتشتیان جهان
معرفی موزهی مردمشناسی زرتشتیان کرمان
تنها موزه ی مردمشناسی زرتشتیان جهان
اندیشه اولیه بنای این موزه در سال 1362 همراه با تأسیس کتابخانه انجمن بنیاد توسط شادروان موبدیار مهران غیبی که به عنوان آموزگار دینی کلاسهای زرتشتیان در کرمان مشغول به تدریس بود به همراهی دکتر پرویز خشنودی رئیس انجمن زرتشتیان کرمان آغاز گردید.
ایشان با تلاش فراوان اقدام به تهیه لوازم قدیمی از انبارها واماکن مسکونی زرتشتیان کرمان کردند و در سال 1366 به دستور آزادمهر ایزدبان رئیس انجمن زرتشتیان کرمان این آثار به تالار پشت آتشکده منتقل شدند و در کمدهای شیشهای به نمایش در آمدند. در کنار این آثار قدیمی وقفنامههای موجود به همراه کپی عکس شخصیّتهای زرتشتی در داخل سالن به نمایش گذارده شد. در سال 1374 مهران غیبی بعد از تحصیلات عالی به عضویت انجمن درآمد و در مرحله دوم اقدام به نامهنگاری با سازمان و میراث فرهنگی وقت کردند و همزمان اقدام به جمع آوری بیشتر اشیا و وسایل قدیمی از خانههای قدیمی نمودند که بازدید مقامات کشوری از جمله طباطبایی معاون وزیر ارشاد و بهشتی مسئول وقت سازمان میراث فرهنگی سبب شد تا ایجاد موزه زرتشتیان کرمان در برنامههای رسمی سازمان میراث فرهنگی گنجانده شود. در سال 1381 تأسیس موزه مردم شناسی زرتشتیان کرمان در برنامه کار سازمان قرار گرفت و در کتابچهای که تهیه شده بود نوشته شد. بعدها قفسه های موجود با طراحی و هزینه سازمان نصب شد و اشیاء در آنها چیده شدند و موزه مردم شناسی زرتشتیان ایران در تیرگان1384 به طور رسمی با حضور مقامات وقت میراث فرهنگی و استانداری کرمان افتتاح گردید.
شرح اشیاء
قدیمیترین شی این موزه یک جلد کتاب دستنویس یسنا با قدمت بیشتر از دویست تا سیصد سال می باشد و یک عدد آتشدان دستی مربوط به سال 1207 که از سوی یک موبد به موبد دیگر و سپس به آتشکده هدیه شده است. لوازم داخل موزه که از خانوادههای زرتشتیان تهیه شده چندان تفاوتی با لوازم خانگی مسلمانان کرمان ندارد. بخش های خاص این موزه لباسهای زنانه با قدمت 50 تا 150 و با پیشینهای که اسناد هخامنشی تا ساسانی دیده میشود گویای پوشش مناسب زنان زرتشتی است. مخنا (مقنعه)، لچک، چارقد، کت، پیراهن و شلوارهای گلدوزی شده زیبایی خاصی دارند که در اینجا نگهداری می شوند.
از دیگر اشیاء ارزشمند موزه سنگ نوشتههای مربوط به دوره ناصرالدین شاه قاجار است در این سنگ نوشتهها شرح داده شده است که آقای مانکجمی هوشنگ جیهاترپای هندوستانی آتشکدهها را بازسازی کرده تا 1- پرستشگاه خداوند باشد 2- دبیرستان باشد 3 جشنگاه باشد برای تمام آئینهای دینی 4 جشنگاهی باشد برای مردم که آئینهای خود را در آنجا انجام دهند. یکی از این سنگ نبشتهها، کتیبه آتشکده قناغستان است که در موزه گنبد جبلیه نگهداری می شود. از اشیاء ارزشمند دیگر در این موزه عکس مجلس شورای ملی در زمان قاجار است. در این عکس کیخسرو و شاهرخ دیده می شود. او یکی از زرتشتیان کرمان است که به عنوان دومین نماینده زرتشتیان وارد مجلس شورای ملی وقت گردید.اشیا این موزه در دو طبقه چیده شدهاند که در طبقه همکف وسایل و ظروف آشپزخانه، لباسهای مخصوص زرتشتیان، مجسمهها، کتابهای قدیمی، سنگ نبشتهها، کوزههای سفالی و غیره میباشد. در طبقه دوم عکسهای قدیمی، وقف نامهها و در یک قضای پلکانی شکل لوازم خانگی و وسایل قدیمی کشاورزی و عکسهایی از شخصیتها وجود دارد. با جستجوی سادهای در اینترنت درمییابید که همانند این موزه در هیچ جای دیگر جهان وجود ندارد و این اولین موزه مردم شناسی زرتشتیان می باشد.
آدرس: میدان مشتاقیه – خیابان زریسف
منابع: http://koulebar.persianblog.ir
http://www.berasad.com
نگاه پیام ما به پرونده جدید علیه مدیر عامل سابق بانک ملی در کانادا از سیر تا پیاز محمود خاوری
نگاه پیام ما به پرونده جدید علیه مدیر عامل سابق بانک ملی در کانادا
از سیر تا پیاز محمود خاوری
شهرام جزایری، محمدرضا رحیمی، محمد توکلی؛ فاضل خداداد، امیرمنصور آریا، بابک زنجانی، حمید بقایی، پرونده پتروپارس، پرونده کرسنت، محمود خاوری و…. نمونه های بارز مفاسد اقتصادی است که انگشت نما شده اند.
محمودرضا خاوری متولد ۱۳۳۱ در خرمآباد و مدیر عامل اسبق بانک ملی ایران است که در مهر ماه سال 1390 به بهانه «مشکلات عصبی حادثشده و بیماری مزمن» از مقام خود استعفا و به کانادا می رود. وی که دارای مدرک فوق لیسانس حقوق از دانشگاه شهید بهشتی است، قبل از آنکه به عنوان مدیر عامل بانک ملی ایران منصوب شود در پست هایی مانند مدیریت در بانکهای صنعت و معدن و سپه فعالیت داشته و در دانشکده حسابداری شرکت نفت، دانشکده امور اقتصادی و دارایی، مؤسسه عالی بانکداری ایران، دانشگاه آزاد اسلامی و دانشگاه شهید بهشتی مشغول به تدریس بوده است.
ماموریت بی بازگشت
خاوری که دارای پاسپورت کانادایی است، در ۲۰ شهریور ۱۳۹۰ در مقام رئیس بانک ملی ایران، تقاضای سفر به انگلستان را در قالب یک مأموریت کاری برای شرکت در جلسه پیالسی بانک لویدز مطرح کرده بود که در تاریخ ۲۹ شهریور همان سال با مأموریت وی به خارج از کشور موافقت شد. چند روز بعد، خاوری با ارسال فکسی از داخل هتلی در انگلستان به شمس الدین حسینی وزیر اقتصاد از رهبر معظم انقلاب و مردم عذر خواهی و از سمت خود ناگهانی کناره گیری می کند. این استعفا ابتدا با اقبال عمومی روبرو می شود چراکه تصور می شد بالاخره فرهنگ استعفای مسئولان بعد از تقصیر و یا قصور( بهدلیل تخلفات رخ داده در مجموعه تحت مدیریت خود درشعبه کیش) جای خودش را پیدا کرده اما هنوز چند وقتی از این موضوع نگذشته بود که خبر اختلاس 3 هزار میلیاردی خاوری و خروج از ایران همه جا را فرا می گیرد.به نظر می رسد این دومین اختلاس در بانک ملی است که اتفاق افتاده چرا که قبل از وی نیز در جریان فساد بزرگ اقتصادی در پرونده المکاسب از اسدالله امیر اصلانی مدیرعامل وقت بانک ملی ایران به عنوان متهم ردیف اول نام برده شده بود.
طبق مصوبه دولت هیچ ارگان دولتی حق به کار گیری نیروی باز نشسته را ندارد مگر اینکه هیات وزیران که عالی ترین شورای دستگاه اجرایی کشوراست نسبت به بکارگیری مجدد نیرو مصوبه خاص داشته باشد.با این حال طی حکمی در تاریخ 23/3/1389 که به امضای محمود رحیمی، معاون اول احمدی نژاد رسیده است مجوز اشتغال به کار خاوری صادر گردیده است.
بانک زنانه خاوری
بانک ملی ایران در دولت محمود احمدینژاد، زمانی که ریاستش در دست محمود خاوری بود با تبلیغات بسیار، شعباتی با عنوان «شعبه ویژه بانوان» را در شهرهای مشهد، رشت و اصفهان افتتاح کرد. شعبههایی که قرار بود همه کارکنانش، از رئیس تا دربان و آبدارچی و همچنین مشتریانش زنان باشند. طرحی که خود خاوری در مراسم افتتاح اولین شعبه آن در مشهد گفته بود: «بحث عفاف وحجاب همواره مورد تأکید ما بوده برای اینکه حرمت و حجاب بانوان در محیط اجتماعی حفظ شود».
او در همان مراسم وعده داده بود: «تا پایان سال ۸۹ در همه مراکز استانهای کشور شعب ویژه بانوان بانک ملی راهاندازی خواهدشد» اما بانک زنانهای که خاوری ، دست به تأسیس آن زده بود و رئیس وقت اداره امور شعب استان خراسانرضوی در مراسم افتتاحیهاش، آن را «شاخصترین طرح ابداعی تاریخ بانکداری کشور» خواند، آرام و بیسروصدا تعطیل شده و کرکرههایشان را پایین کشیدهاند. زنانی هم که در آن مشغول به کار بودهاند یا بازخرید شده یا به شعب عادی بانک منتقل شدند و در بررسی ها مشخص شد به نظر می رسد هدف تأسیس این بانک استفاده از نام حجاب و عفاف بانوان در سر پوش گذاشتن به اختلاس های بزرگ دوران احمدی نژاد می باشد.
خانه 4 میلیارد تومانی در کانادا
خاوری پس از کوچ به کانادا در منطقه ای به نام ، بریدل پث واقع در شهر (با نام قبلی) نورث یورک (North York) ، که در حال حاضر قسمتی از شهر تورنتو، واقع در انتاریو کانادا است در خانه ای 4 میلیارد تومانی ساکن می شود. در این محله که با نام «راسته میلیونرها» معروف است افراد سرشناس کانادایی مانند موسی نایمر(شخصیت تلویزیونی کانادا)، کانارد بلک (ژورنالیست معروف) و سلن دیون (خواننده ترانه معروف تایتانیک)که همگی از میلیاردرها و متمولین کانادا هستند، زندگی می کنند.
کوچ متهم دوم به کانادا
در آبان 90 مهرگان امیرخسروی پس از محمودرضا خاوری مدیرعامل سابق بانک ملی، دومین شخص مرتبط با این اتفاق نیز روانه کانادا می شود، مهرگان از برادران مه آفرید امیرخسروی است که از یک یا دو ماه پیش از افشا شدن پرونده فساد مالی به همراه همسرش وارد کانادا شده است. گفته می شود، بخشی از پول اختلاس به خارج از ایران منتقل شده است.با توجه به اینکه همسر و فرزندان «مهرگان امیرخسروی» و «مسعود امیرخسروی» در کانادا و آمریکا ساکن هستند، مقدار قابل توجهی از سرمایه اختلاس شده از طریق برادران مه افرید در طی این سالها به این دو کشور انتقال یافته است.(مه آفرید امیرخسروی بعدها به جرم اختلاس و مفسد فی الارض بودن اعدام شد)دختر مهرگان که در مونترال تحصیل میکند ، در ژوئیه، تیرماه همان سال خانهای به مبلغ 980 هزار دلار کانادا معادل یک میلیون دلار آمریکا در مونترال خریداری کرده است.
تلاش برای استرداد
پیگیری های پلیس اینترپل ایران جهت بازگرداندن خاوری و همدستانش از سوی پلیس کانادا به بهانه اینکه وی در اتاوا کانادا ساکن است و بر اساس قانون این کشورامکان استرداد نیست، بی نتیجه می ماند و کانادا حاضر به تحویل دادن او به ایران نمی شود.ضمن اینکه دکتر مرتضی نجفی، وکیل پرونده های بین المللی معتقد است تا زمانی که خاوری در دادگاه محکوم نشود نباید انتظار داشت پلیس اینترپل او را تحویل ایران دهد. قبل از آن شایعه شده بود خاوری با فرار به یکی از کشورهای آمریکای لاتین در آنجا سکونت گزیده است. پس از آن غلامحسین محسنی اژهای، دادستان کل کشور از محاکمه غیابی محمود خاوری و عباس جعفری دولت آبادی،دادستان تهران ازصدور کیفرخواست اتهامات وی خبر میدهند. از آن زمان تا کنون تلاش های زیادی جهت استرداد او به ایران انجام شده که به دلیل کارشکنی ها هنوز به سرانجام نرسیده بطوری که سردار حسین اشتری، فرمانده نیروی انتظامی در 27 اردیبهشت سال جاری گفته: در این زمینه ما خواستار بازگشت این فرد هستیم اما کشور مربوطه همکاریهای لازم را با ما نداشته است.
شکایت علیه خاوری در کانادا
محمود خاوری که با نام جعلی خلیلی در کانادا مشغول به کار است به تازگی با شریک اقتصادی هم خود به مشکل برخورده و شکایتی علیه او در دادگاه اونتاریو مطرح گردیده است.پایگاه خبری بلومبرگ در این زمینه می نویسد؛«سام میزراهی» یکی از شناختهشدهترین ساختمانسازهای کانادا، شریک «خشایار خاوری» فرزند محمود است. میزراهی ادعا کرده است که بعد از بروز اختلاف در پروژه، خاوری با وی تماس گرفته و تهدید کرده است که اگر میلیونها دلار به او نپردازد، خانه وی را آتش زده و آبرویش را میبرد.
موضوع اصلی در این پرونده، به معاملهای بازمیگردد که بین میزراهی و خشایار انجام شده و هدف از آن تأمین سرمایه برای دو پروژه لوکس آپارتمانسازی در منطقه ثروتمند «یورکویل» تورنتو بوده است. در اسناد پرونده شرح داده شده است که چطور این مشارکت با مشکل مواجه شده و نهایتا طرفین بر سر مالکلیت بر ساختمانها و سود حاصل از پروژه به اختلاف خوردهاند.
فرزند خاوری در دادگاه ادعا کرده است که پدرش تماسی با میزراهی نداشته و وی دروغ میگوید. به نوشته بلومبرگ، نه خشایار و نه محمود خاوری ، حاضر به اظهار نظر در این رابطه نشدهاند. بلومبرگ به خانه خاوری در تورنتو هم سر زده، اما کسی درب را باز نکرده است.
خشایار به همراه میزراهی جزو مدیران شرکت بوده است و اول هم او بوده که از شریک خود شکایت کرده است. وی مدعی است که میزراهی آنها را فریب داده، سرمایهها را بد هزینه کرده و نتوانسته به درستی شرکت را مدیریت کند. وی مدعی است که او سود شرکت را طلبکار است و میزراهی باید دستکم 81 میلیون دلار آمریکا به او بپردازد. خشایار خاوری میگوید میزراهی از پروژههای دیگر از جمله آپارتمان «وان» که قرار است بلندترین برج کانادا باشد هم به وی بدهکار است.
در مقابل میزراهی میگوید خشایار و به خصوص پدرش در پروژه یورکویل سرمایهگذاری کردهاند و بر اساس قرارداد اولیه قرار بوده بعد از پایان پروژه تنها 50 درصد سود را سهیم باشند. به گفته وی، آنها در دیگر پروژهها از جمله پروژه وان سرمایهگذاری نکردهاند. وی همچنین پرونده دیگری باز کرده و از خاوریها به دلیل نقض توافق، سهلانگاری، تهدید و تلاش برای زدن خسارت اقتصادی به وی، بیش از 38 میلیون دلار آمریکا طلب کرده است.





