بایگانی مطالب نشریه

رد نگرانی در خصوص انتقال تب برفکی از دام به انسان

رد نگرانی در خصوص انتقال تب برفکی از دام به انسان
مسئول روابط عمومی دامپزشکی استان کرمان گفت: «مردم در استفاده از گوشت و لبنیات نگران نباشند چرا که تب برفکی قابل انتقال به انسان نیست.» به گزارش مهر جواد نگارستانی با بیان اینکه تب برفکی قابل انتقال به انسان نیست، بیان کرد: «مردم با تهیه مواد خام دامی مورد نیاز خود از فروشگاههای مجاز و مورد تایید دامپزشکی در استفاده از گوشت و لبنیات نگران نباشند.»
نگارستانی گفت: «اولین جایی که این بیماری بروز و ظهور پیدا می کند در فضای دهان، سم ها، پستان و قلب دام است و به طور کلی این بیماری به بیماری دهان و پا معروف است.» وی ادامه داد: «بروز این بیماری به این صورت است که در مخاط دهان و زبان تاولهایی بروز کرده و به دلیل بروز تاول در بین سم ها حیوان دچار لنگش می شود، این علائم برای همه دام ها یکسان نیست اما در مورد گاوها اغلب با کف کردن دهان و زبان شروع می شود.»

حتی یک ریال بودجه عمرانی به استان ابلاغ نشده است

حتی یک ریال بودجه عمرانی به استان ابلاغ نشده است
نماینده عالی دولت در استان کرمان کرمان گفت: « با وجود گذشته چهار ماه از سال تاکنون حتی یک ریال بودجه عمرانی به استان ها ابلاغ نشده است.» به گزارش مهر، علیرضا رزم حسینی دیروز در دیدار با معاون توسعه مدیریت و منابع انسانی سازمان مالیاتی کشور و مدیرکل حراست سازمان مالیاتی کشور، اظهار کرد:« اداره کشور براساس پرداخت های مالیاتی باعث پاسخگو بودن دولت ها می شود.» استاندار کرمان تحریم ها را علت تحقق نیافتن درآمدهای مالیاتی شرکت های بزرگ مانند گل گهر و مس عنوان و تصریح کرد: «باید رونق اقتصادی در منطقه ایجاد شود چرا که این امر لازمه درآمدزایی است.» رزم حسینی مهار تورم را سیاست دولت در سه سال گذشته دانست و تاکید کرد: «متاسفانه این مساله رکود را به همراه داشت.» استاندار کرمان با اشاره به اینکه با وجود گذشته چهار ماه از سال تاکنون حتی یک ریال بودجه عمرانی به استان ها ابلاغ نشده است، ادامه داد: «این مساله باعث شده که پرداخت به موقع به پیمانکاران صورت نگیرد.»

پیام‌ما روایت می‌کند: از شهادت محیط‌بانان تا اشک یلدا

پیام‌ما روایت می‌کند:
از شهادت محیط‌بانان تا اشک یلدا

در هفته‌ای که گذشت شاهد تکرار فاجعه‌ی کشته شدن محیط‌بانان کشورمان بودیم و فکر می‌کنم به اندازه‌ی کافی رسانه‌های مختلف از چند و چون ماجرا سخن گفته‌اند اما فکر می‌کنم داستان پیچیده‌تر از چند شکارچی غیر مجاز و تلاش ایشان برای دستگیر نشدن و غیره باشدو اگر اندکی ماجرای شکار و کلا اشلحه داشتن را زیر ذره بین ببریم مسائل دیگری برای ما آشکار می‌شود که از آن جمله می‌توان به :
وضعیت اقتصادی
نمی‌دانم چرا اشاره‌ای به این ماجرا نمی‌شود؟ اما کافی‌است نگاهی به یکی از مستندهایی که در این زمینه ساخته شده بیاندازید، مثل فیلم”شکارچی” ساخته‌ی “کتی جهانگیری”، در بخش‌هایی از این فیلم جهانگیری با یک شکارچی‌ کهنه کار مصاحبه می‌کند و او می‌گوید: من سالهاست که کارم همین است و هرچند در حال حاضر به عنوان نگهبان یک کارگاه ساختمانی مشغول به کار شده‌ام اما درواقع درآمدی که زندگی مرا می‌چرخاند از همین شکار است. و جالب اینجاست که به تازگی خود او هیچ شکاری را با تیر نمی‌زند بلکه دوستان پول‌داری او را استخدام می‌کنند تا آنها را به مکان‌های مناسب ببرد و راهنمای آنها باشد و تقریبا همه‌ی کارها را انجام بدهد و آن دوست پول‌دار صرفا ماشه را بکشد و عکسی هم بگیرد و به دوستانش فخر بفروشد که من شکارچی هستم و چنین و چنان می‌کنم.
در واقع در حال حاضر دیگر مدت‌هاست که شکار تبدیل به یک لاکچری و چیزی لوکس در زندگی اشراف شده و برخی از آنها به گونه‌ای به دنبال اثبات خویشتن‌اند، شاید اثبات مرد قوی قبیله بودن.
و در این میان آنکه سال‌ها شکارچی بوده و صدمات جبران ناپذیری به طبیعت و اکوسیستم این کشور زده حالا تبدیل شده به راهنمای اینگونه جوانان که بدون هیچ‌گونه دانشی از طبیعت و یا حتی شکار صحیح به شکار کشی مشغول می‌شوند. به قول یکی از عموهایم که در جوانی دستی به شکار داشت و حالا به واسطه‌ی وضعیت بد اکوسیستم سال‌هاست که صرفا کلکسیونر اسلحه ‌است و گاهی هم آنها را برای تیر اندازی به باشگاهی در اطراف شهرشان (شیراز) می‌برد، شکارچی واقعی می‌رود و به دنبال نر پیری می‌گردد که خودش دیگر توان تولید مثل را ندارد اما به واسطه‌ی جثه‌ی بزرگش و جایگاهش در گله اجازه‌ی بازتولید گله را به دیگر نرهای جوان گله هم نمی‌دهد و اوست که مستحق شکار شدن است و با این شکار خدمتی هم به اکوسیستم شده.
تفریح
کافی است اندکی به گشت و گذار در شهر به پردازید تا رشد قارچ‌گونه‌ی فروشگاه‌های لوازم شکار و طبیعت‌گردی را ببینید که انواع اسلحه‌های بادی( PCP ) را که امروزه توان‌شان از بسیاری از اسلحه‌های گلوله‌زنی هم بیشتر است به راحتی و بدون نیاز به هیچ‌گونه جوازی می‌فروشند و قبل از فروش هم هزاران ویدیو به مشتری نشان می‌دهند که این اسلحه‌ی بادی چگونه می‌تواند از فاصله‌ی مناسب گراز و گوزن را از پا دربیاورد و با حمل آن در واقع هیچ جرمی هم مرتکب نشده‌اید و تنها یک اسلحه‌ی بادی را حمل کرده‌اید برای نشانه‌زنی!
دردناک‌تر اینکه فضای مجازی هم پر شده از ویدیو ها و عکس‌هایی که جوانان از شیرین‌کاری‌هایشان با اسلحه می‌گذارند و گاهی دیده می‌شود که جوانی هنوز سنش به ۱۸ سال نرسیده اما در همین عکس ها، هم پشت فرمان است و هم اسلحه‌ای به دست دارد و به قول معروف همین تصویر به خودی خود چندسال زندان دارد.
آیا زمان آن نرسیده که تفریحاتی مثل پرنده بینی یا کوهنوردی و عکاسی از طبیعت و هزاران جایگزین شکار و صدمه زدن به اکوسیستم توسط رسانه‌های فراگیری مثل تلویزیون و رادیو تبلیغ بشوند و جوانا ببینند که تنها بهانه‌ی رفتن به کوه و طبیعت شکار نیست و می‌توانند همان هزینه‌ی خرید اسلحه‌را برای خرید یک دوربین بگذارند و در کنار تفریح و لذت بردن از طبیعت حتی تولید سرمایه و رزومه‌هم بکنند و خدا را چه دیدی شاید اگر علاقه و پشت‌کار لازم را داشتند همین تفریح تبدیل به کار ثابت ایشان شد.
فرهنگ سازی
در سفری که چندی پیش به کرمانشاه و کردستان داشتم به دیدار خانواده‌ای رفتم که تاثیر بسزایی در حفظ محیط زیست کشور داشته‌اند، خانواده‌ی عزیزی.
داستان این خانواده از آن‌جا آغاز می‌شود که احمد عزیزی شکارچی خبره‌ای که حدود ۲۰ سال مشغول به شکار در کوه‌های مناطق اورامانات بوده البته وامی ۱۰ میلیونی می‌گیرد و مدتی به زنبورداری مشغول می‌شود اما چرخ روزگار زنبورها را تلف می‌کند و زندگی کماکان به شکار وابسته می‌شود اما او آرزویی هم داشته و به آن آرزو نمی‌رسیده،
صاحب فرزند شدن، بله شکارچی داستان ما سال‌ها آرزوی فرزندی را در دل داشته و بالاخره پس از طبابت ها و شهر به شهر به دنبال متخصصی کارگشا گشتن صاحب دختر بسیار زیبایی به نام یلدا می‌شود که چشم‌هایی واقعا بی مثال در چهره‌اش می‌درخشند، یلدا ۴ ساله‌است که شبی پدرش با چهار کبک که آن روز شکار کرده به خانه باز می‌گردد و به همسرش می‌گوید با این‌ها امشب شام خوبی می‌خوریم.
ناگهان یلدا شروع می‌کند به گریه کردن و می‌گوید: من هیچ وقت سر سفره‌ای که کبک در آن باشد نمی‌نشینم چرا این زبان بسته‌ها را کشتی؟
و کار گریه‌های یلدا بالا می‌گیرد و پدر و مادرش هر حربه‌ای که بلد بودند می‌زنند اما موفق نمی‌شوند و این نور چشم با آن چشمهای زیبا و محصور کننده‌اش لحظه‌ای دست از گریه کردن نمی‌کشد و آن شب هم بدون خوردن شام و از خستگی گریه کردن به خواب می‌رود.
همین کار یلدا موجب انقلابی درونی در احمد عزیزی می‌شود و از آنجایی که معتقد بوده اگر اسلحه را بفروشد شخص دیگری با همان اسلحه کمر به کشتن موجودات بی گناه در کوه و طبیعت می‌بندد، با سازمان مردم نهادی که در زمینه‌ی حفظ محیط زیست فعال بوده تماس می‌گیرد و علی رقم تلاش زیاد تمام دوستانش و دیگر شکارچیان مراسمی را تشکیل می‌دهند و در میانه‌ی آبادی و با حضور همه‌ی مردم آن اسلحه‌ای که ۲۰ سال ابزار شکار احمد بوده به دست احمد و در مقابل دوربین‌ها می‌شکند و جنبشی شکل می‌گیرد برای حفظ طبیعت و به شکلی باور نکردنی هزار و سیصد شکارچی در شهرهای مختلف در مراسمی اسلحه‌های خود را شکستند و یا برای همیشه غلاف کردند و وب سایتی هم به نام “اشک‌یلدا” برای این جنبش راه‌اندازی شد و از آدرس www.ashkeyalda.ir قابل دسترسی است. احمد عزیزی پس از این ماجرا به عنوان کنشگر نمونه‌ی محیط زیست ایران معرفی شد و هنوز هم مشغول فعالیت برای مبارزه و ایجاد انزجار از شکار است. وقتی که از او پرسیدم آیا دلت برای اسلحه‌ات تنگ نمی‌شود؟ گفت: به هیچ وجه دلم تنگ نمی‌شود و به اسلحه دست نمی‌زنم مگر برای دفاع از کشورم.
اما مساله اینجاست که بازهم نمی‌دانم چرا شخصیت‌هایی مثل احمد عزیزی که با وجود مشکلات مالی حتی اسلحه‌ی چند میلیونی خود را نمی‌فروشند که مبادا از آن برای شکار استفاده شود،‌ اما رسانه‌های ما از چنین رفتار و اشخاصی نمونه سازی نمی‌کنند تا دیگران هم حداقل اگر به این راه نمی‌روند، بدانند که چنین راه و رهروانی هم وجود دارد می‌شود عاشق طبیعت بود و آسیبی به این عشق عمومی نرساند و این عشق را بهانه‌ی صدمه زدن به طبیعت نکرد.

استاندار کرمان در دیداربا زهرا نعمتی پرچمدار کاروان ایران در المپیک ریو: ورزش بانوان کرمان می تواند به رشد فزاینده ای برسد

استاندار کرمان در دیداربا زهرا نعمتی پرچمدار کاروان ایران در المپیک ریو:
ورزش بانوان کرمان می تواند به رشد فزاینده ای برسد
علیرضا رزم حسینی استاندار کرمان در دیدار با بانوی قهرمان المپیک و پرچمدار مسابقات المپیک برزیل گفت: ورزش کرمان نیازمند مشاوره شما است و ان شالله با مشاوره به هیات ورزشی و کمک دستگاه های دولتی بتوانیم بخش های ورزشی بانوان استان کرمان را پرنگ و فعال نماییم. وی با اشاره به اینکه شاید تاریخ کرمان تا مدت ها امثال زهرا نعمتی و عشرت کردستانی را نداشته باشد، افزود: وجود شما ها و این افتخار آفرینی و مدال آوری برای ایران اسلامی با حفظ پوشش اسلامی می تواند برای جوانان این سرزمین و مخصوصا دختران و زنان ایرانی و کرمانی انگیزه و اراده به همراه داشته باشد. رزم حسینی با تاکید بر فعالیت بانوان معلول که نماینده شایسته ای برای المپیک و پارالمپیک کشور هستند، تصریح کرد: این امر وظیفه ی شما را به عنوان الگوی نسل جوان کشور مضاعف می کند و بایستی برای فرهنگ سازی و کار برای نسل جوان با کمک مسئولین تلاش نمایید. وی همچنین به لزوم معرفی این بانوان به دانش آموزان و دانشجویان تاکید و از زهرا نعمتی در خواست کرد: به دنبال جامعه هدف باشید و مسئولیت اجتماعی خود را با نقش آفرینی فرهنگی و ورزشی پوشش دهید. در پایان این دیدار زهرا نعمتی بانوی طلایی المپیک و پاراالمپیک ایران در رشته نیراندازی با کمان با توضیح اینکه هفته آینده عازم کره و پس از آن به برزیل خواهد رفت، گفت: با دعای مردم خوب ایران ان شالله با مدال های رنگارنگ برای ایران اسلامی افتخار خواهیم افرید. وی به تشکیل انجمن توانمند سازی معلولین از طریق ورزش در تهران اشاره نمود و افزود: برای جامعه ورزش کرمان و جامعه معلولین استان پس از المپیک برنامه های مدون فرهنگی و ورزشی خواهیم داشت.

حرف های ورزشی ارشا اقدسی، بدلکار ایرانی سینما؛ شاید روزی مفت بمیرم

حرف های ورزشی ارشا اقدسی، بدلکار ایرانی سینما؛
شاید روزی مفت بمیرم

فاطمه پاقلعه نژاد
ارشا اقدسی؛ این نام الان خیلی شاخته شده است. پسری که یک بدلکار معروف در سینمای دنیاست و در ایران بعد از حضورش در خندوانه حسابی گل کرد. کسی که خودش را در استودیوی برنامه رامبد جوان آتش زد. او که برای رفتن به این برنامه به گفته خودش، به دوست قدیمی اش رامبد پیامک زده و گفته می خواهد آنجا باشد و رامبد چون یکی از مهمانانش کنسل شده بود، می پذیرد ارشا در برنامه حاضر باشد. خودش می گوید رابطه اش با رامبد از سال های سال قبل بوده و با هم در ساخت تیزرهای عجیب و غریب همکاری داشته اند. ارشا مهمان کافه خبر بود تا از پیشینه ورزشی اش برای ما بگوید. او هم تربیت بدنی خوانده و هم قهرمان دفاع شخصی بوده است. کلا او انسان جالبی است. پسری که خودش را مدیون مرحوم پیمان ابدی می داند.
رشته ورزشی خاصی کار کردید؟
من سه سال مربی آی کیدو بودم و باشگاه آی کیدو داشتم. به صورت اتفاقی با پیمان ابدی آشنا شدم و به بدلکاری آشنا شدم. قبل از آن کارتینگ به صورت حرفه ای کار می کردم، به صورت تفریحی سنگ نوردی می کردم و…
از قبل تر بگویید. چطور به مربیگری آی کیدو رسیدید؟
من از چهارسالگی به مدت شش سال کاراته کار می کردم. رشته های مختلف رزمی را امتحان کردم زیاد با روحیه ام سازگار نبود. در دانشگاه زبان انگلیسی می خواندم که اتفاقی با آی کیدو آشنا شدم و خیلی به آن علاقمند شدم بعد پشتش را گرفتم و به صورت حرفه ای کار کردم.
آی کیدو دفاع شخصی است؟
بله. من بیشتر با فلسفه اش حال کردم. بعد از مدتی خودم دان 2 بودم ولی کمربند سفید می بستم و به باشگاههای همه می رفتم و آموزش می دیدم به این دلیل که در باشگاه هر استادی می توانستی یک چیزی یاد بگیری. ولی متاسفانه آن زمان جوی بود که هر کس فقط استاد خودش را قبول داشت و این اشتباه است. اوایل از من خیلی خوششان نمی آمد و جبهه گیری می کردند می گفتند این جاسوس است، اما یک مدتی که گذشت دیدند فضای من چیز دیگری است و من دنبال یادگیری هستم تا کار به گنبد و اصفهان و شیراز کشید. ما آی کیدوی آی کیکای کار می کردیم در شیراز با یک استاد آشنا شدم که یک سبک دیگر کار می کرد یک مقدار سفت تر بود و من خیلی خوشم آمد از آن سبک. 2 ماه آنجا کار کردم. خیلی باشگاه استثنایی بود.
این مربوط به چه سنی است؟
19-20سالم بود. آی کی دو به شدت ورزش جدی در زندگی من بود که بعد که با آقای ابدی آشنا شدم در کنار این ورزش به ورزشهای دیگر علاقمند شدم. قبلش به صورت حرفه ای کارتینگ کار می کردم. بعد به این دلیل که در رشته بدلکاری دیدم که باید چند رشته دیگر بلد باشیم و وقت نمی شود در باشگاه همه اینها کار کنیم خودم جدا می رفتم آموزش می دیدم. سوارکاری، تیراندازی، کمانگیری و ورزشهای این شکلی را کار کردم بعد خیلی جسته گریخته کارم به طناب و ابزار کشیده شد و دوره هیراتا گذراندم. بعد بانجی جامپینگ قرار شد راه اندازی شود، من اولین مربی بودم که آنجا شروع به کار کردم.
اولین مربی؟احتمالا اولین نفری بودی که جرات کردی بپری؟
اتفاقا اولین نفر خودم نپریدم. اولین نفر برادر صاحب مجموعه یعنی پیمان هویت دوست پرید. ولی همه ابزار را من بسته بودم. منتهی بعد از آن هر بانجی که ساخته می شد یا قرار بود که افتتاح شود همه کارهایش را خودم انجام می دادم و اولین بار هم خودم می پریدم بعد برای افتتاحش خانم احمدی می پرید. برای این که من دوست داشتم خانم ها هم این تفریح را انجام بدهند. اما پرش پل، پرش هلی کوپتر و هر جایی که می شد بانجی انجام داد من می پریدم در حقیقت صفر تا صد کارهای بانجی ایران را من انجام دادم.
خودت چطور آموزش دیده بودی؟
همان دوره هیراتا که گذرانده بودم یک دوره تخصصی کار با ابزار و طناب بود، یک تجربه پرش هم داشتم منتهی چون کارم بدلکاری بود ایمنی را خیلی بیشتر می توانستم درک کنم.
اولین کار محیرالعقولی که انجام دادی چی بود؟
4 یا 5 ساله بودم که با دوچرخه می خواستم از یک کانال آب که در شهرها هست بپرم و فکر می کردم همینطور پا بزنی هر چی سرعت بگیری خودش بالا می رود، نمی دانستم اینها رمپ می گذارند با سرعت رفتم، یک متر هم نپریدم توی کانال افتادم و فقط نگران دوچرخه ام بودم که نو بود.
احتمالا پدر و مادر خیلی به تو کمک می کردند که رویاپردازی هایت را بکنی؟
دقیقا. پدر من به شدت بلد بود که چطور من را کنترل کند. یعنی بی نهایت من را آزاد می گذاشت و اجازه می داد من خلاقیت داشته باشم. من همه کار می کردم و فکر می کنم بهترین کودکی دنیا را داشتم. یعنی هیچ عقده ای از کودکی ندارم. هیچ کاری نبود که به ذهنم برسد انجامش ندهم.
آی کیدو رشته پولسازی است فکر می کنم اگر در همان مانده بودید بیشتر از بدلکاری برایتان داشت.
وقتی به مرحله ای رسید که بعد مالی پیدا کرد و تکنیک ها اجرا نمی شد، دیگر از آن لذت نبردم و کامل کنار گذاشتم.
شاید چون در زندگی دغدغه مالی نداشتی.
داشتم. بی نهایت دغدغه مالی داشتم. وسط همین کارها تحصیلم در زبان انگلیسی تمام شده بود رفته بودم پرتغال چند وقتی کار فرش می کردم و برگشتم. بعد تصمیم گرفتم به ایتالیا بروم و تربیت بدنی بخوانم که کاملا با ورزش در ارتباط باشم. چون هر چی فکر می کردم کار پشت میزی دوست نداشتم. یک شرکتی می رفتم ایتالیایی ترجمه می کردم منتها چون دوست نداشتم خیلی بهم نمی چسبید.
یعنی غیر از انگلیسی ایتالیایی هم خوب بلدی؟
الان دیگر زبان ایتالیاییم خیلی خوب نیست. چون هر جا می روم بیشتر انگلیسی حرف می زنم انگلیسی ام بهتر شده. آن زمان با فیلم های آی کی دو که فرستادم در ایتالیا بورسیه شدم. همه بچه ها از اینجا به آنجا می رفتند تازه راه بورسیه شدن را پیدا می کردند. من از اینجا بورسیه شده بودم. گفتند حقوق نمی دهیم ولی می توانی بیایی اینجا شاگرد بگیری. ولی من این پتانسیل را در خودم می دیدم و می دانستم که کافی است پایم به آنجا برسد ظرف دوماه می ترکانم. من همیشه می گویم مثلا الان در بدلکاری من را فقط با یک دست لباس تنم، هر جای دنیا که بگذارند ظرف یک ماه تیم می زنم. با آدم هایی مثل خودم، چون آدم های مثل من آدم های مثل خودشان را سریع پیدا می کنند. الان من هر جا مسافرت می روم بدون اینکه بدانم جای دیوانه ها کجاست سریع پیدایشان می کنم و آنها هم سریع من را پیدا می کنند.
اسمش جنون نیست بیشتر هیجان است.
من خیلی رویاها داشتم و الان تقریبا به خیلی هایش رسیدم و به خیلی چیزها هم رسیدم که هیچوقت رویایش را هم نداشتم. یعنی آنقدر چیزهایی که به آن رسیدم بزرگ و باحال و خفن است که هیچوقت به آن فکر هم نمی کردم.
ایتالیا چه شد؟
نرفتم. ماندم و بدلکاری کردم چند رشته ورزشی کار کردم. الان تیراندازی روی اسب کار می کنم. یک رشته خیلی باحال سنتی است که اصلیتش به ایران و تاجیکستان برمی گردد. ژاپنی ها هم به سبک خودشان دارند اما آنها کمانشان متفاوت است. کمان ژاپنی با یک سوم انتهایی اش تیر پرتاب می کنی از وسطش تیراندازی نمی کنی. خیلی به این رشته ها علاقمند شدم و خیلی از رشته های دیگر را هم در کنارش کار کردم و اتفاق های خیلی خوبی هم افتاد. یعنی ورزش و آی کیدو زندگی من را عوض کرد. اینکه چطور توانستم با همه چیز در معادلات بدلکاری کنار بیایم، برای همه اش از منطق آی کیدو استفاده می کردم. کسی که شاعر یا نقاش یا نویسنده است یا هر کس که یک هنری دارد، هر چیزی را در زندگی اش در معادلات کاری خودش می برد. مثلا یکی از دوستان من ریاضی خیلی دوست داشت درباره هر چیز حرف می زدیم یک مثالی می زد که با ریاضی مرتبط بود و من نمی فهمیدم. الان شما هر چیزی بگویید من می توانم به آی کیدو ربطش بدهم.
از آشنایی با پیمان ابدی بگویید.پیمان هم چیزی تو مایه های خودت بود…
پیمان خیلی فراتر از من بود. او قهرمان شیرجه بود و در تیم ملی آلمان بود. رابطه ما خیلی استاد و شاگردی بود.
از چه زمانی با پیمان آشنا شدید؟
همان اولی که آمد. در باشگاه زیتون شروع به آموزش کرد تقریبا با 15-16نفری که کم و زیاد می شد. بعد از یک سال و نیم تازه فهمیدند که پیمان هست و مصاحبه ها شکل گرفت. اولین عکسی که از پیمان منتشر شد عکس روز همشهری بود که پیمان از یک ماشین داشت روی یک ماشین دیگر می پرید.
شما در چپ کردن خودرو مقام دارید؟
بله. جز 5 نفر برتر دنیا هستم. با ماشین دو دور روی هوا چرخیدم که در دنیا 5نفر تا به حال این کار را کرده اند در مسابقات روسیه هم در چپ کردن در دنیا اول شدم. منتها مسابقه سالیانه است و شاید سال بعد من اول نشوم. ولی دو دور روی هوا چرخیدن یک رکورد است که فقط 5نفر دارند. یک نفر هم فقط هست که سه دور روی هوا چرخیده و فکر نمی کنم کس دیگری بیاید و رکورد او را بزند. یک روس می خواست سه سال پیش این کار را انجام بدهد که مرد.
یک سوال درباره پیمان وجود داشت اینکه می گفتند در آلمان درست است که بدلکار سریال کبرا11 بوده ولی بیشتر در پرش از ارتفاع و صخره نوردی مهارت داشته.
پیمان در شرکت اکشن کانسپت کار می کرد. کبرا11 یکی از محصولات اکشن کانسپت بود. فیلم ها و سریالهای خیلی باحال دیگر هم ساخته بود. در کبرا11 هم اکشن کانسپت مسوول جلوه های ویژه میدانی از بدلکاری تا اسپشیال افکت بود. گروه اکشن کانسپت یک گروه فوق العاده بزرگ است. این کمپانی دو هلی کوپتر دارد. الان هلال احمر ایران 4هلی کوپتر دارد. هلی کوپترهای اکشن کانسپت مانور می دهند. لوپ نمی زند ولی مانور می زند. چون هلی کوپتری که لوپ می زند هلی کوپتر رد بول است که خلبان پیری دارد که در جیمز باند هم همان هلی کوپتر را آمدند رنگ زدند و با آن حرکت زدند چون هلی کوپتر خاصی است. هر کسی آنجا متخصص کاری است پیمان متخصص پرش ارتفاع بود ولی کارهای دیگر هم می کرد. اما تخصص ویژه اش که او را بین بقیه متمایز و سرشناس می کرد، پرش ارتفاع بود.
چیزی که به نظر می رسد این است که خیلی مفت او را از دست دادیم.
من هم یک روزی مفت می میرم. اصلا چیز بعیدی نیست. شاید من همین الان با موتورم تصادف کنم. یک بار این اتفاق افتاد. با موتورم تصادف کردم روی هوا هفت متر پرت شدم. یعنی وقتی روی هوا می رفتم داشتم فکر می کردم وای من گارد ندارم الان چه جوری روی زمین از خودم محافظت کنم. من وقت داشتم روی هوا فکر کنم و وقتی خوردم زمین چیزیم نشد تعجب کرده بود.

معاون حقوقی سازمان حفاظت محیط‌زیست: شرایط قانونی به‌کارگیری سلاح توسط محیط‌بانان باید اصلاح شود

معاون حقوقی سازمان حفاظت محیط‌زیست:
شرایط قانونی به‌کارگیری سلاح توسط محیط‌بانان باید اصلاح شود

در ۷۲ ساعت گذشته ۳ محیط‌بان براثر اصابت گلوله شکارچیان به شهادت رسیدند و در ماه گذشته نیز یک محیط‌بان در دنا آسیب جدی دید به‌طوری‌که احتمال قطع عضو برای او وجود دارد، معاون حقوقی و امور مجلس سازمان حفاظت محیط‌زیست دراین‌باره معتقد است؛ شرایط به‌کارگیری سلاح توسط محیط‌بانان در قانون باید اصلاح شود. به گزارش ایلنا محمد مجابی در ارتباط با علت تعدد حوادث ناگواری که برای محیط‌بانان رخ می‌دهد و موردحمله قرار گرفتن آن‌ها از سوی شکارچیان گفت: «در شرایط حاضر متأسفانه سلاح مجاز و غیرمجاز در کشور زیاد است و متخلفان بعدازاینکه تخلف انجام می‌دهند؛ پروانه سلاحشان لغو نمی‌شود. ما درخواست کرده‌ایم که پروانه سلاح‌ها در صورت ارتکاب به تخلف لغو بشود، زیرا این مسئله می‌تواند؛ اثر بازدارنده داشته باشد.» وی ادامه داد: «با توجه به اینکه میزان تخلفات نشان‌دهنده تجری متخلفان است؛ باید استفاده از امکاناتی که تخلفات را ثبت می‌کند؛ افزایش یابد. برای نمونه باید بتوانیم از دوربین‌های ثبت تخلف بیشتر استفاده کنیم. اکنون نیز بسیاری از دوربین‌های ثبت تخلفات در داخل شهر‌ها، اثر مثبتی را بر روی امنیت گذاشته، بنابراین امکانات ما در این حوزه باید افزایش پیدا کند.» معاون سازمان حفاظت از محیط‌زیست افزود: «در دولت یازدهم میزان پست‌های سازمانی برای محیط‌بان تا سه برابر افزایش پیداکرده است، اما ما احتیاج داریم که استخدام برای تصدی این پست‌ها صورت بگیرد. امیدواریم در برنامه ششم توسعه این اجازه داده شود.» مجابی اظهار کرد: «بر اساس قانون حفاظت و بهسازی، محیط‌بانان وظایف مختلفی را برعهده دارند که یکی از آن‌ها حفاظت است. در بحث حفاظت با توجه به اینکه محیط‌بان مسلح است، باید در قالب یگان انجام فعالیت کند؛ بنابراین در دولت یازدهم دستورالعمل یگان حفاظت محیط‌زیست به تصویب ستاد کل نیروهای مسلح رسید و ابلاغ شد، اما درباره نحوه به‌کارگیری اسلحه و مهمات درخواست داریم که در قانون اجازه خاص به ما داده شود و با توجه به اینکه در قانون پیش‌بینی‌شده است که به چه صورت افراد باید از سلاح استفاده کنند و اینکه محیط‌بانان ضابط دادگستری هستند؛ با اصلاح قانون آن‌ها نیز بتوانند؛ در به‌کارگیری سلاح به نحو کافی برخورد لازم را انجام دهند، زیرا در حال حاضر محیط‌بانان به‌صورت دفاع مشروع و مشروط بر اینکه اتفاقی رخ‌داده باشد از سلاح استفاده می‌کنند.» وی تصریح کرد: ‌ «شهادت این محیط‌بانان عزیز یک زنگ خطر در جامعه به صدا درمی‌آورد که ما در جامعه نیازمند توجه جدی به حوزه حفاظت از عرصه‌های ارزشمند محیط‌زیست کشور هستیم که امیدوارم با توجه به توجه عمیق همه سیاست‌گذاران کمتر شاهد این مسائل باشیم.» معاون حقوقی و امور مجلس سازمان حفاظت از محیط‌زیست در پاسخ به اینکه لایحه حمایت از محیط‌بانان چه زمانی آماده ارائه به مجلس خواهد شد، گفت: «در حال رایزنی با مجلس شورای اسلامی هستیم تا با هماهنگی خود آن‌ها بتوانیم اقدام لازم را به عمل‌آوریم.»

افراد مشهوری که به چالش فیش‌های حقوقی پیوستند

افراد مشهوری که به چالش فیش‌های حقوقی پیوستند

پس از انتشار فیش‌‌های حقوقی چند ده میلیونی برخی از مدیران دولتی، کمپین رو کردن فیش‌های حقوق ماهانه راه افتاده است. برخی از مخالفان دولت فیش حقوقی خود را منتشر می‌کنند تا حقوق‌های چند ملیونی رو شده را به رخ بکشند و موافقان دولت نیز فیش‌های حقوقی خود را منتشر می‌کنند تا بگویند همه بدنه دولت را نباید با یک چوب راند.
سید حسن قاضی‌زاده هاشمی، وزیر بهداشت و درمان از اولین افرادی از میان کابینه دولت بود که فیش حقوقی خود را منتشر کرد. بر اساس این فیش، حقوق دریافتی قاضی‌زاده هاشمی 8 میلیون و 600 هزار تومان است.
رئیس مرکز ملی فرش ایران (که در سطح معاونت وزیر صنعت قرار دارد) هم فیش حقوقی خود را منتشر کرد. فیشی که میزان دریافتی حمید کارگر، رئیس مرکز ملی فرش را 2.5 میلیون تومان نشان می‌دهد.
مصطفی تاج‌زاده، معاون اسبق وزیر کشور نیز فرد دیگری است که فیش حقوقی خود را منتشر کرد. بر اساس این فیش میزان دریافتی ماهانه مصطفی تاج‌زاده -که بازنشسته نهاد ریاست‌جمهوری است- سه میلیون و 400 هزار تومان بوده است.
رضا صالحی امیری، مشاور رئیس‌جمهور و رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی هم تصویر فیش حقوقی خود را منتشر کرد. فیشی که حقوق وی را 11 میلیون تومان در ماه نشان می‌دهد. به گزارش اقتصادنیوز، وی با انتشار فیش حقوقی خود نوشت: «به دنبال پیشنهاد برخی دوستان و در راستای شفافیت و پاسخگویی به افکار عمومی، فیش حقوقی اسفند 1394 خود را که قبل از طرح مسائل اخیر است منتشر می‌کنم، البته طبق قانون، این حقوق در سال 95 شامل 12 درصد افزایش شده است.»
حواشی بسیار و شایعاتی مبنی بر دریافت حقوق 65 میلیون تومانی توسط حسین هاشمی، استاندار تهران هم به راه افتاد. شایعاتی که در نهایت با جوابیه روابط عمومی استانداری مواجه شد. حمید رسایی، نماینده سابق مجلس در کانال تلگرامی خود نوشته بود: « هاشمی، تحت عنوان مامور از شرکت آسکوتک (شرکت تابعه ایمیدرو مستقر در آلمان) ماهیانه معادل 65 میلیون تومان در قالب یورو به‌عنوان حقوق دریافت می‌کند.» وی استاندار تهران را به چالش انتشار فیش حقوقی دعوت کرد.
اگرچه هاشمی به این دعوت پاسخی نداد، اما در نهایت روابط عمومی استانداری تهران اطلاعیه‌ای منتشر کرد مبنی بر اینکه حسین هاشمی پیش از تصدی مسئولیت استانداری تهران ماهیانه مبلغ 17 میلیون تومان اعم از حقوق و مزایا و … دریافت می‌کرده و این مبلغ پس از انتصاب وی به سمت استاندار تهران بدون هرگونه ازدیاد و ارتقا کمافی السابق تداوم یافته است.
علاوه بر این افراد، دو مخالف دولت نیز فیش‌های حقوقی خود را منتشر کردند. یکی از این افراد حمید رسایی، نماینده دوره نهم مجلس بود که تصویر فیش حقوقی خود را در منتشر کرد. فیشی که دریافتی رسایی از مجلس را 4 میلیون و 600 هزار تومان عنوان می‌کرد.
نادر قاضی‌پور، نماینده جنجالی ارومیه در مجلس دهم نیز فیش حقوقی 5 میلیون و 200 هزار تومانی خود از مجلس را منتشر کرد.
پیش از این انتشار داوطلبانه، برخی از فیش‌های حقوقی با ارقام بالا در رسانه‌ها منتشر شد. مانند فیش‌های حقوقی 87 میلیون تومانی مدیران بیمه مرکزی که منجر به استعفای رئیس کل بیمه مرکزی شد. فیش حقوقی دیگر مربوط به مدیر عامل بانک رفاه بود که دریافتی این مدیر را 234 میلیون تومان نشان می‌داد. فیش حقوقی 57 میلیون تومانی رئیس صندوق توسعه ملی و دریافت وام 300 میلیونی با بهره 4 درصدی از دیگر فیش‌های افشا شده بود. همچنین فیش‌های دیگری از معاونان بانک‌های تجارت و صادرات رو شد که نشان می‌داد در آذر 94 یکی از مدیران بانک تجارت 710 میلیون تومان دریافتی داشته است.

مدیرعامل آب منطقه‌ای استان در آیین آغاز عملیات اجرایی فاز دوم تونل انتقال آب به کرمان: طولانی‌ترین تونل انتقال آب خاورمیانه یکی از طرح‌های همیاران آب استان است

مدیرعامل آب منطقه‌ای استان در آیین آغاز عملیات اجرایی فاز دوم تونل انتقال آب به کرمان:
طولانی‌ترین تونل انتقال آب خاورمیانه یکی از طرح‌های همیاران آب استان است

عملیات اجرایی فاز دوم حفاری طولانی‌ترین تونل انتقال آب خاورمیانه چهارشنبه گذشته با حضور استاندار کرمان و مدیرعامل شرکت آب منطقه‌ای کرمان در شهرستان رابر آغاز شد. معاونان سیاسی و امنیتی و عمرانی استاندار، نماینده مردم بافت، رابر و ارزوئیه در مجلس شورای اسلامی و جمعی از مسئولان شهرستان رابر و استان در آیین آغاز عملیات اجرایی فاز دوم حفاری تونل انتقال آب کرمان حضور داشتند.
به گزارش پیام ما مدیرعامل شرکت آب منطقه‌ای استان کرمان در این آیین گفت: «طرح عملیات اجرایی فاز دوم حفاری طولانی‌ترین تونل انتقال آب خاورمیانه در کرمان یکی از طرح‌های 17 گانه طرح همیاران آب در این استان است.» محمدرضا بختیاری افزود: «این تونل انتقال آب به طول 38 کیلومتر و در دو فاز به طول 19 کیلومتر احداث می‌شود.»
این مسئول بابیان اینکه عملیات اجرایی فاز نخست این تونل آذر سال گذشته آغاز شد، اظهار کرد: « امروز نیز عملیات اجرایی فاز دوم این پروژه آغاز شد که ماهانه حدود 800 متر حفاری به‌منظور اجرای این تونل انجام می‌شود.» بختیاری با اشاره به اینکه فاز نخست طرح تونل انتقال آب به کرمان تاکنون 2.5 کیلومتر پیشرفت فیزیکی داشته، عنوان کرد: « مدت‌زمان اجرای قرارداد طرح تونل انتقال آب به کرمان پنج‌ساله است اما سعی بر این است باهمت پیمانکاران، مجریان طرح و حمایت مسئولان این طرح دو سال زودتر به پایان برسد.» مدیرعامل شرکت آب منطقه‌ای کرمان گفت: «901 نفر در فاز اول پروژه انتقال آب به کرمان مشغول به کار هستند و در فاز دوم این طرح نیز 330 نفر فعالیت دارند که 190 نفر از این افراد بومی منطقه هستند.»
وی تأکید کرد: «در این پروژه مکانیزه 15 نفر از پیمانکاران و مشاوران از مهندسان داخل استان هستند که در آینده جزو پتانسیل‌های حفاری تونل خواهند بود.» بختیاری بابیان اینکه تاکنون هزار و 600 میلیارد ریال برای اجرای این طرح هزینه شده است، افزود: «اجرای این طرح حدود 100 میلیارد تومان در داخل استان گردش مالی داشته است.»
وی با اشاره به اینکه پروژه‌های طرح همیاران آب در کشور بی‌نظیر است، ابراز داشت: «برای اجرای طرح انتقال آب از طریق اوراق مشارکت و اسناد خزانه دو هزار میلیارد ریال اعتبار جذب‌شده و سعی می‌شود در سال جاری اعتبار بیشتری جذب شود.»
تکیه استان بر اقتصاد مردمی
استاندار کرمان نیز در آیین افتتاح فاز دوم حفاری تونل انتقال آب به کرمان گفت: «ما به دنبال این هستیم که به‌طور واقعی اقتصاد مقاومتی را در کرمان اجرا کنیم و امروز تکیه استان بر اقتصاد مردمی است.» علیرضا رزم حسینی افزود: «350 پروژه اقتصاد مقاومتی داریم که درصدد هستیم بین نمایندگان، ائمه جمعه و مسئولان ستاد فرماندهی اقتصاد مقاومتی تقسیم‌کار کنیم.»
وی بیان کرد: «قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیاء (ص) با همه کمبود منابع حدود هشت هزار میلیارد تومان خط انتقال و پروژه‌های شهری را در استان کرمان اجرا می‌کند و اگر این قرارگاه در عرصه سازندگی نبود، پروژه‌ها تعطیل می‌شد.» نماینده عالی دولت در استان با اشاره به سخن امام راحل مبنی بر اینکه اگر سپاه نبود کشور هم نبود تصریح کرد: «فتوحات دوران دفاع مقدس و امنیت امروز را مدیون زحمات سپاه پاسداران و سردارانی همچون سردار حاج قاسم سلیمانی هستیم.» استاندار کرمان اضافه کرد: «باید وحدت منطقه را حفظ کنیم و بخشی از توسعه نیافتن منطقه بافت به خاطر مسائل سیاسی و جناحی رخ‌داده است.» وی خاطرنشان کرد: «با آغاز به کار دولت تدبیر و امید، وحدت و همکاری بین روحانیون، نمایندگان و مسئولان به وجود آمده است.» رزم حسینی با اشاره به شهرستان رابر اظهار کرد: «این منطقه ظرفیت‌های خوب گردشگری، دامداری و کشاورزی دارد و باید منطقه را به سمتی ببریم که خودکفا شود و از ظرفیت‌های آن استفاده کنیم.» وی همچنین به سفر رئیس‌جمهور به کرمان اشاره و عنوان کرد: «جا دارد از ریاست محترم جمهوری برای مصوبه انتقال آب به کرمان که حدود 20 سال توسط دولت‌های مختلف انجام‌نشده بود، تشکر کنیم.» وی گفت: «در سال‌های 93 و 94 تصفیه‌خانه آب بافت و رابر را افتتاح کردیم که یک‌صد هزار نفر از مردم منطقه از آن بهره مند می‌شوند.» استاندار کرمان افزود: «برای انجام اقتصاد مقاومتی، 2 طرح را دنبال می‌کنیم که اولین آن پروژه‌های دولت است که 85 پروژه توسط دستگاه‌های دولتی و بر اساس سیاست‌های بالادستی انجام می‌شود و در پروژه دوم، مشارکت مردم در اجرای اقتصاد مقاومتی است.» وی شهرستان‌های بافت، رابر و ارزوئیه را در منطقه چهار اقتصاد مقاومتی استان عنوان کرد و گفت: «توسط مؤسسات اقتصادی و با همکاری و استفاده از منابع داخلی و مسئولان و ارکان حکومت، طرح‌های اقتصاد مقاومتی در این منطقه اجرا می‌شوند و مدیران منطقه باید شبانه‌روز کار کنند.»
در پایان این آیین لوح تقدیری از طرف استاندار، معاونان سیاسی امنیتی و عمرانی، رئیس صداوسیمای استان و جمعی از مسئولان به مدیرعامل آب منطقه‌ای کرمان اهدا شد.

برترین جهانگردان زن

برترین جهانگردان زن

«فریا استارک» اولین زن خارجی است که برای دیدن «قلعه الموت» در شهرستان قزوین، به ایران آمده و کتابی را در مورد این قلعه و فرقه «حسن صباح» و پیروانش به رشته تحریر درآورده است.
برترین جهانگردان زن را بشناسید!
به گزارش جی پلاس، ماجراجویی و رفتن به سفرهای خطرناک و طولانی در مکان‌ های صعب العبور، در طول تاریخ همواره مختص مردان ماجراجو بوده است. از مردان طبیعت‌ گردانی که تا اعماق جنگل‌ های آمازون، کیلومترها راه می‌ پیمودند، تا قطب نوردان قرن ۱۹ میلادی، همه و همه مردان پر دل و جرأتی بوده‌ اند که سفرهای ماجراجویانه‌ ای را پیشه خود می‌ ساختند اما در این میان بودند زنانی که این سنت قدیمی را شکسته‌ اند و به ماجراجویی و سفرهای طولانی پرداخته‌ اند. در این گزارش، شما را با ۸ نفر از این زنان جسور و گردشگران ماجراجو آشنا می‌کنیم.
اولین زن جهانگردی که به قلعه الموت آمد
«فریا استارک» از معروف‌ ترین جهانگردانی است که در طول زندگی خود به کشورهای بسیار زیادی، از جمله ایران سفر کرده است. او در سال های اولیه زندگی خود، معمولاً بیمار بوده و اوقاتش را در خانه و بستر بیماری گذرانده است. از دهه ۱۹۲۰ به بعد، «فریا» سفرهای طولانی خود را آغاز کرد و به عنوان اولین زن خارجی، راه نفس‌ گیر و پرپیچ و خم قلعه الموت را در پیش گرفت و دیدنی‌ های خود را در ایران سفرنامه‌ ای مهیج به رشته تحریر درآورد.
اولین زن فاتح قله مخوف «هوا اسکاران»
«آنیا اسمیت پک» یکی از اولین زنان آمریکای شمالی است که موفق به اخذ مدرک دکتری در رشته فلسفه شد. او به همین دلیل، علاقه خاصی به تاریخ و فلسفه یونان باستان پیدا کرد و در ۴۰ سالگی عازم این کشور شد. «آنیا» در سن ۴۴ سالگی به کوهنوردی پرداخت و یک سال بعد، به عنوان سومین زن جهان، قله ۴۴۷۸ متری «ماترهورن» در رشته کوه‌ های آلپ را فتح کرد.
او سال‌ ها بعد موفق شد قله ۶۷۶۸ متری قلعه مخوف «هواسکاران» در کشور پرو را نیز به عنوان اولین زن کوهنورد فتح کند و پرچمی را به اهتزاز درآورد که روی آن نوشته شده بود: به زنان حق رأی بدهید!
ماجراجویی‌ ترین برنامه
ماه عسل در دنیا
«هریت چالمرز آدامز»، نویسنده، جهانگرد و عکاس زن آمریکایی است که مسافرت‌ های فراوانی را به مناطقی همچون آسیا، آمریکای جنوبی و جنوب اقیانوس آرام داشته و مشاهدات خود را به رشته تحریر درآورده است. او که علاقه به سفر و گشت و گذار را از پدر خود به ارث برده بود، هنگام ازدواج با شخصی به نام «فرانک آدامز»، شرط عجیبی را در میان گذاشت. «هریت» شرط کرده بود تا زمانی که به اندازه کافی پول پس‌انداز نکرده‌ اند، به ماه عسل نروند، اما در عین حال، وقتی پول قابل توجهی پس انداز کردند، برای گذران ماه عسل، به معابد شگفت‌انگیز «مایا» واقع در کشور السالوادور و نواحی دورافتاده مکزیک سفر کنند.

بدترین توصیه های سفر

بدترین توصیه های سفر
“پولتون رو برای خریدن بطری های آب هدر ندین! من از شیر آب معمولی آب خوردم و چیزیم نشد!” این رو یکی از مسافران هتل در کاتماند گفت و بعد از سه روز نا پدید شد. وقتی دوباره دیدنش حسابی لاغر شده بود. “من هرگز قبل از رسیدن اتاقی رو در هیچ هتلی رزرو نمی کنم، بهتره که اول تمام هتل ها رو بررسی کنین و بعد تصمیم بگیرین.” یک مسافر با اطمینان به شما پیشنهاد میده کاری رو که می تونین در طول ده دقیقه به صورت آنلاین و یا با تلفن انجام بدین در طول ۴ ساعت انجام بدین و اون هم در حالیکه در خیابون ها به دنبال آخرین اتاق های خالی هر هتل می گردین. خیلی از نظرات وتوصیه هایی که در سفر، قبل و بعد از اون می گیریم ممکنه خوب نباشه و به درد نخوره. مخصوصا اگه به خاطر کم تجربگیمون، مجبور باشیم به گفته های دیگران اتکا کنیم. بهتره بعد از شنیدن چنین پیشنهادهایی خوب فکر کنیم. مثلا راجع به شیر های آب، لازمه بدونید که تنها تعداد کمی از کشور ها هستن که آب قابل شرب در لوله کشی هاشون دارن.
رایج ترین راهنمایی های اشتباه سفر رو با هم بررسی می کنیم:
1- زنها نباید تنها سفر کنند.
یکی از مهمترین و مورد بحث ترین موضوعات در سفر، تنهایی سفر کردن زنانه. طبیعتا بستگی به مقصد داره، سفر به جاهایی مثل هندوستان و برخی کشورهایی که به طور واضح میدونیم که میتونه مشکل ساز باشه میتونه برای زنان به تنهایی کمی چالش برانگیز باشه. هشدار های بی پایه و اساسی وجود داره که زنان نباید به تنهایی به کشور هایی مثل تایلند، انگلستان و… سفر کنند. اتفاقات ناخوشایند ممکنه در هر کشوری برای زنان و مردان اتفاق بیافته. بهترین پیشنهاد اینه که ریسکی (که در کشور خودتون هم انجام نمیدین) نکنین.
2- غذاهای دست فروش های خیابون
رو نخورین
این یکی از بدترین توصیه های در سفر است. بله در بعضی کشورها باید موقع انتخاب یک فروشنده ی مواد غذایی در خیابون حسابی دقت کرد و مراقب بود، اما غذاهای دست فروش های خیابونی مطمئنا یکی از مستقیم ترین و ارزون ترین راه های رسیدن به هویت یک کشورو بخش جدایی ناپذیر از مسافرت هاست. مسافر های با تجربه ای هم هستن که در رستوران های شیک و گرون کشورهایی مثل آمریکا یا ایتالیا نگران مریض شدن خودشون بودن. تقرییبا امکان بیمار شدن بر اثر خوردن غذا در هر جایی می تونه اتفاق بیافته.
3- حتما برای موارد اضطراری چک های مسافرتی به همراه داشته باشین.
داشتن چک های مسافرتی با راه افتادن شبکه های ای تی ام بین المللی ضرورتی نداره. استفاده از این چک ها در خیلی از مقصد ها بی فایده است چون بیشتر بانک ها و مغازه ها دیگه اونها رو به پول نقد تبدیل نمی کنن. برای مواقع ضروری کارت اعتباری اضافه ای در کیف پولتون داشته باشین و یا مقداری ارز، ترجیحا یورو و یا دلار پنهان کنین.
4- ایتالیا بهترین پیتزای دنیارو داره!
مسافران زیادی بودن که به طور کلی بدترین پیتزا های زندگیشون رو در ونیز و یا مکان های دیگه در ایتالیا خوردند. تله های گردش گری که یکیشون می تونه غذا باشه، هر جایی پیدا میشه. حتی اگه غذاهای معروف خود کشور باشه.
5- همه چیز رو برنامه ریزی کنین یا هیچ چیز رو برنامه ریزی نکنین.
این نوع توصیه به خیلی چیزا بستگی داره مثل توجه به زمان، مقصد، محدودیت ها و پیشامد هایی که ممکنه اتفاق بیافته. به عنوان مثال سفری به یونان بدون برنامه ریزی میتونه به یاد موندنی ترین سفرتون باشه و سفری با همون شرایط به یکی از جزایر کارائیب می تونه شما رو ورشکسته کنه یا اینکه مجبور بشین شب روی نیمکت بخوابین. بهترین کار اینه که تعادل و توازن در برنامه ریزی داشته باید.
6- شما نمیتونین در چین به فیس بوک دسترسی داشته باشین.
در بیشتر موارد این یه مشکل محسوب نمیشه. شما می تونین به سایت هایی مثل فیس بوک، توئیتر و … در چین دسترسی داشته باشین. اگه در این مورد شک دارین، یک سرچ ساده می تونه مطمئنتون کنه.
7- لباس بیشتر بردن در سفر یعنی شست
و شوی کمتر
این مورد در واقع درسته اما همیشه مفید نیست. با توجه به موارد استثنا، شست و شوی لباس ها گاهی می تونه راحت تر و ارزون تر از خونه باشه. در ویتنام، شست و شوی لباسها با در دست گرفتن کیسه ی لباس های کثیف و دادن یک دلار به کارمند هتل انجام میشه. لباس بیشتر در سفر ها به معنی سنگین تر شدن بار سفر شماست، که در سفر های طولانی و زمینی میتونه خیلی مشکل ساز باشه.
8- به اندازه ی کافی لنز، کرم ضد آفتاب، دارو و … به همراه داشته باشین.
بازهم این مورد خیلی به مقصد بستگی داره، اما به طور کلی هر چیزی که در داروخونه هست، در اونجا هم پیدا میشه.
9- برای محافظت از خودتون چاقو به همرا داشته باشین.
هر کی این توصیه رو به شما می کنه، زیاد سفر نکرده و احتمالا باید در کشور خودش هم چاقو حمل کنه.
10- خودتون رو با کتاب های راهنما ها خسته نکنید، هر اطلاعاتی که بخواین می تونین آنلاین پیدا کنین.
این توصیه میتونه گاهی درست باشه، در مورد بعضی از مقصد ها وبسایتهای بسیار خوبی وجود داره. اما در مواقعی هم صد ها سایت وجود داره که تقریبا تاریخ گذشته هستن و درست بودن و حقیقت مطالبشون هم هیچوقت برسی نشده.
در مورد خوندن کتاب های راهنما همیشه یک اعتماد دلگرم کننده وجود داره. منابعی که صحتش ثابت شده و توسط نویسنده ای که به خاطر جمع آوری همین اطلاعات در اون سفر بوده جمع آوری شده. بهترین کار اعتماد به منابع درست و اثبات شده است.
منبع/gerdali.com

مصاحبه‌ی اختصاصی پیام‌ما با سارا هاشمی سایکل توریست/ اگر به جامعه اعتماد کنیم امنیت هست

مصاحبه‌ی اختصاصی پیام‌ما با سارا هاشمی سایکل توریست/ اگر به جامعه اعتماد کنیم امنیت هست

دیروز سال‌روز تولد صدیقه ‌(روح‌انگیز) سامی‌نژاد اولین بازیگر زن تاریخ سینمای ایران بود که در فیلم “دختر لر” نقش‌آفرینی کرد و از قضای روزگار هم استانی ما هم بود و بهانه‌ای داد تا سرویس سفر تمرکز خود را بر روی بانوان بگذارد. اگر به خاطر داشته باشید مدت‌ها پیش سرویس سفر پیام‌ما با عاطفه دادرس مصاحبه‌ای انجام داد، مساله‌ای که دادرس را تبدیل به سوژه‌ی مصاحبه‌ی سرویس سفر پیام‌ما کرده بود تنها سفر کردن بود چرا که او هشت‌هزار کیلومتر را پشت فرمان اتومبیل شخصی‌اش نشسته‌ بود و از زادگاهش رشت تا شهر ما کرمان را وجب به وجب خودش رانندگی کرده بود و با مردم تمام این مناطق از نزدیک رابطه برقرار کرده بود و سعی‌اش این بوده که با رسوم، عادات، لهجه‌ها و گویش‌های مردم مختلف آشنا بشود و تقریبا ایران‌گردی را هزینه‌ی مردم‌شناسی بکند و بسیار هم از انتخابی که کرده بود راضی بود، تا جائی که می‌گفت در بیشتر شهرهای این مسیر با مردم مهربان و مهمان‌نوازی آشنا شده‌ام و احساس می‌کنم حالا در همه‌ی این شهرها نه تنها دوستانی خوب و محترم که خانواده‌ای دارم بسیار مهربان و دوست‌داشتنی. وی در مصاحبه‌اش به دیگران توصیه کرد که از سفر کردن نترسید و در کل سفر یک چیز لوکس نیست که فقط عده‌ی خاصی بتوانند از آن برخوردار باشند.
امروز قصد داریم شخص دیگری را به شما معرفی کنیم، دختری دوچرخه سوار به نام سارا هاشمی که در زمینه‌های غار نوردی، کوهنوردی و دوچرخه‌سواری کوهستان فعالیت می‌کرده و متاسفانه به واسطه‌ی آسیبی که در کوهستان می‌بیند به سایکل توریسم(گردشگری با دوچرخه) روی می‌آورد و در حال حاضر سفری را به سراسر ایران آغاز کرده و امیدواریم در استان کرمان میزبان وی باشیم و در میانه‌ی این سفر دور ایران بود که توانستیم با او تماس بگیریم وی درباره‌ی چرایی گرایش‌اش به سایکل‌توریسم می‌گوید:
من کلا رابطه‌ی نزدیکی با طبیعت دارم و همیشه احساس می‌کردم طبیعت مرا صدا می‌کند و می‌خواهد که به سمتش بروم حس اکتشاف و پاسخ دادن به این میل درونی آنقدر قوی بود که بقیه‌ی ترس‌ها را فراموش کردم و یک روز با خودم حساب کردم و دیدم برنامه‌های بعدی زندگی‌ام در گروی این است که یکسری از کارها را برای خودم انجام بدهم و به قول معروف به خودم بدهکار نباشم و از این بیشتر می‌ترسیدم که یک روز چشمانم را باز کنم و ببینم درگیر نوعی از زندگی هستم که ایده‌آل من نیست، تا از شروع کردن این سفر بترسم.
از خود سفر، جاده و کلا تنها بودن سوار بر یک دوچرخه توی جاده نمی‌ترسیدی؟
اگر کسی از نظر روانی در مرحله‌ای باشد که آماده‌ی اینچنین سفری نباشد مسلما می‌ترسد ولی من احساس می‌کنم زمان سفرم رسیده و حتی به اتفاقات بد فکر نمی‌کردم چرا که اعتقاد دارم که به قول معروف از هر دست بدی با همون دست می‌گیری و من هم هرچند آدم خیلی خوبی نیستم (می‌خندد) اما آزاری به کسی نرساندم و در واقع به نحوی با خودم کنار آمدم و با امید به بهترین‌ها بسمه‌اللهی گفتم و راهی شدم.
و جالب اینجاست که همه‌چیز خود به خود برای من درست شد و کوچکترین مشکل و یا سختی هم برای من پیش نیامد البته باید در نظر داشت که خوب بی احتیاطی هم نمی‌کنم و زمان‌بندی مسیرهایم همیشه به گونه‌ای است که یک‌ساعت مانده به تاریک شدن هوا به جایی برای شب‌مانی برسم که اگر دوچرخه پنچر شد و یا حادثه‌ای اتفاق افتاد یک‌ساعت وقت داشته باشم. البته هرچند که آنچنان هماهنگی هم قبل از سفر انجام نداده بودم اما هلال احمر کمک‌های زیادی به من کردند و یا خوابگاه‌های ورزشی در اختیارم گذاشته‌اند و در مواردی هم مهمان دوستانم بودم.
آیا جنسیت در کیفیت مسافرت با دوچرخه سهمی دارد؟ برای مثال پسر بودن امتیاز خاصی به آنها می‌دهد؟
در واقع فرقی نمی‌کند حداقل برای من که حجاب هیچ محدودیتی نیاورده و با رعایت تمام موازین قانونی و عرف رکاب می‌زنم و فکر می‌کنم عده‌ای روی مشکلات زوم می‌کنند تا کاری را انجام ندهند، ما در کشور بسیار زیبا و غنی زندگی می‌کنیم و دوچرخه سواری هم آنچان هزینه‌ای ندارد و قدرت بدنی زیادی هم نمی‌طلبد و کافی‌است که شروع کنیم و اولین قدم را برداریم.
منظورم بیشتر از نظر امنیت بود.
در واقع جالب اینجاست حتی یک مورد برای من پیش نیامد که کوچکترین تجربه‌ی بدی را داشته باشم و یا کوچک‌ترین بی‌احترامی ندیدم و همه به شدت مهربان و مهمان‌نواز بودند و فقط چند بار پلیس مرا متوقف کرد و آن هم از سر نگرانی و کنج‌کاوی بود و بیشتر سوالاتی داشتند مثل چطور سفر می‌کنی؟ و یا اینکه نمی‌ترسی؟ و معمولا هم هر کس از من می‌پرسد نمی‌ترسی؟ می‌گویم از چه کسی باید بترسم؟ از شما؟ و جواب می‌شنوم : نه از جامعه، و می‌گویم بقیه هم انسان‌هایی هستند مثل شما،‌جامعه را من و شما ساختیم، و خود کسی که سوال کرده به گونه‌ای شرمنده می‌شود. دریافته‌ام که هرچه بیشتر به مردم اعتماد کنی و برای آنها ارزش قائل باشی آنها هم به تو بیشتر اعتماد می‌کنند و ارزش قائل می‌شوند. من احساس می‌کنم این ترس را خود ما به وجود آورده‌ایم، من که جز خوبی چیزی از مردم عزیز و مهربان‌مان ندیدم.
‍ هزینه‌های سفر تا اینجا چطور بوده؟
در واقع هیچ، شما به هر حال توی شهر خودتان هم که باشید صبحانه و ناهار و شام می‌خورید و دقیقا همین وعده‌های غذایی را در طول سفر دارید و کافی‌است مقداری مواد غذایی و یک اجاق کوچک به همراه داشته باشید تا همان آشپزی که در آشپزخانه انجام می‌دهید این‌‌بار در دل طبیعت و با داشتن مناظر بسیار زیبا انجام بدهید که البته من در طول سفر اشتهایم را از دست داده‌ام و کم‌تر غذا می‌خورم که این کار اشتباهی است و باید حتما به واسطه‌ی انرژی که مصرف می‌کنید غذای مناسبی هم بخورید همین و به هیچ وجه رژیم غذایی پیچیده‌ای درکار نیست.
چند نفر از بانوان سایکل توریست کشور را می‌شناسید؟
من تعداد زیادی را نمی‌شناسم، هر چند خانم‌های زیادی در طول این سفر با من صحبت کردند و همه به شدت ابراز علاقه کردند و گفتند ما هم به زودی شروع می‌کنیم مسلما آشنایی زنان با سایکل توریسم و کلا رفتن آنها به سمت ورزش رشد صعودی خواهد داشت و امیدوارم که سرعت بیشتری هم بگیرد به یاد دارم که سال‌ها پیش در یکی از خیابان‌های اصفهان به سمت من آجر و سنگ پرت کردند اما الآن مردم کاملا احترام می‌گذارند و فکر می‌کنم وقتی که به مردم احترام می‌گذاری و اعتماد می‌کنی و با عملت به آنها می‌گویی: شما آنقدر خوب و قابل اعتماد هستید که من به واسطه‌ی اعتمادی که به شما دارم حتی تنهایی سفر می‌کنم و در نتیجه کسانی که احترام و اعتماد دیده‌اند خودشان هم دقیقا با احترام و اعتماد رفتار می‌کنند.

به مناسبت سالروز تولد روح‌انگیز سامی‌نژاد اولین هنرپیشه‌ی زن ایران

به مناسبت سالروز تولد روح‌انگیز سامی‌نژاد اولین هنرپیشه‌ی زن ایران

صدیقه‌ سامی‌نژاد، مشهور به روح‌انگیز اولین هنرپیشه‌ی اولین فیلم ناطق ایرانی است. نام این فیلم «دختر لر» است.
دختر لُر نخستین فیلم ناطق فارسی است. این فیلم در سال ۱۳۱۲ توسط عبدالحسین سپنتا در بمبئی هند ساخته شد. این فیلم در بین مردم با نام «جعفر و گلنار» شناخته شد.
روح‌انگیز در سوم تیرماه ۱۲۹۵ در شهر بم در استان کرمان به دنیا آمد.
او به دلیل بازی‌گری از طرف خانواده‌اش طرد شد و مجبور شد مدتی را در انزوا بگذراند. روح‌انگیز در سال ۱۳۴۹ در مستند «سینمای ایران از مشروطه تا سپنتا» بخشی از مصائب خود را شرح می‌دهد و در این مستند با یادآوری ِ آن به تلخی می‌گرید.
فیلم دختر لر مورد استقبال بسیار قرار گرفت. پس از این روح‌انگیز در فیلم «شیرین و فرهاد»، ساخته‌ی عبدالحسین سپنتا نیز بازی کرد.
روح‌انگیز سامی‌نژاد از ازدواج‌های خود فرزندی نداشت و سی سال پایانی عمر خود را به تنهایی روزگار گذراند. هنگامی که در سال ۱۳۷۶ درگذشت بسیاری نمی‌دانستند که او زنده بوده است و گمان داشتند که او سال‌ها پیش از این مُرده است.
فیلم «فردوسی»، ساخته‌ی سپنتا در سال ۱۳۱۳ یکی دیگر از فیلم‌هایی است که روح‌انگیز در آن به ایفای نقش پرداخت.
پس از انقلاب اسلامی، روح‌انگیز به عنوان اولین هنرپیشه‌ی زن ایران هیچ‌گاه مورد تقدیر قرار نگرفت و از او سخنی به میان نیامد. او در تنهایی و انزوا در تهران درگذشت.
روح‌انگیز سامی‌نژاد دهم ازدیبهشت‌ماه ۱۳۷۶ در تهران و در سن هشتاد سالگی درگذشت و در بهشت‌زهرای تهران به خاک سپرده شد. یادش گرامی!