بایگانی مطالب نشریه
اندیشه فولادوند: دوم تیرماه 95 را همیشه در قلبم روز سرباز خواهم خواند
اندیشه فولادوند: دوم تیرماه 95 را همیشه در قلبم روز سرباز خواهم خواند
اندیشه فولادوند با انتشار متنی در صفحه اینستاگرام خود نسبت به جان باختن تعدادی از سربازان وطن در حادثه جادهای واکنش نشان داد.
در این متن آمده است
«دیگر نمیکشم….. بدجور خستهام… تقدیر هم نخواست…… شلیک کن رفیق
دوم تیر ماه یکهزار و سیصدونود و پنج را همیشه در قلبم روز سرباز خواهم خواند….. و جامه سیاه خواهم کرد…..
خداحافظ سربازهای چهارشنبهی سیاه
یادتان جاوید
شرمنده ام که در سرزمینی زیستید که جادههایش عطش بلعیدن جان شما را داشت….. چه کسی پاسخگو خواهد بود؟؟؟؟؟؟
چه کسی؟؟؟؟؟؟؟ ترمزی که برید؟
اتوبوسی که مستهلک بود؟
حقوق بی شرمانهی ماهیانهی مدیرانی که قیمت صدها اتوبوس تازه است؟؟؟؟؟؟
رانندهای که سقوط کرد؟
فرماندهای که اعزام کرد؟
پادگانی که مسیر را کروکی کشید؟
صاحب منصبان جادهها و امنیت مسافرین؟
ما که سکوت کردهایم در برابر این همه تلفات جادهای؟
تقدیر؟؟؟؟؟!
چه کسی پاسخگو خواهد بود؟؟؟؟؟؟
دیگر چه فرق میکند وقتی شما مردهاید
من از هجوم وحشی دیوار خستهام
از سرفههای چرکی سیگار خستهام
قصد اقامتی ابدی دارد این غروب
از شهر بی طلوع تبهکار خستهام
من در رکاب مرگ به آغاز میروم
از اینهمه چرندیات پر آزار خستهام
من با عبور ثانیهها خرد میشوم
از حمل این جنازهی هشیار خستهام…»
اهدای بیش از 23هزار جلد کتاب به بیمارستانهای کودک
اهدای بیش از 23هزار جلد کتاب به بیمارستانهای کودک
جمعآوری بیش از 23هزار جلد کتاب اهدایی ناشران کتاب کودک و نوجوان حاصل کارزاری است که برای تجهیز کتابخانههای بیمارستانهای کودک برپا شده بود.
به گزارش گروه فرهنگی آنا بهنقل از اداره کل روابط عمومی و امور بینالملل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، این کارزار را یک سازمان مردمنهاد با عنوان گروه سلامت و هنر با همکاری کانون و در فضای رسانهای و شبکههای اجتماعی راهاندازی کرد تا حاصل این نیکاندیشی را صرف ساخت و تجهیز کتابخانهی بیمارستانهای کودک کند. در این میان و در جریان برگزاری ویژهبرنامه «مهر و نیایش» از سوی کانون به مناسبت ماه مبارک – که طی روزهای 26 خرداد تا 4 تیر 1395 در تهران برگزار شد – غرفهای به این گروه برای اجرای طرح «دوباره میخوانم» اختصاص یافت.
شبکههای اجتماعی هم با ایجاد هشتک # دوباره میخوانم به گسترش این ایده خیرخواهانه کمک کردند و نویسندگان و تصویرگران کتابهای کودک و نوجوان نیز با حضور در مرکز آفرینشهای فرهنگی هنری کانون به امضا و اهدای کتابهایشان پرداختند.
بر همین اساس بهاره جهاندوست، مسوول غرفه «گروه سلامت و هنر» در این ویژهبرنامه، در روز پایانی این رویداد فرهنگی مذهبی اعلام کرد که در مجموع تا پایان روز سوم تیر 23 هزار جلد کتاب از سوی ناشران برای تجهیز کتابخانه بیمارستانهای کودک اهدا شده است.
به گفتهی وی کانون پرورش فکری کودکان ونوجوانان و انتشارات آبرنگ هریک با اهدای پنجهزار جلد کتاب بیشترین سهم را در این گلریزان فرهنگی بر عهده داشتند. جهاندوست اعلام کرد انتشارات تیمورزاده با اهدای 1540 جلد، انتشارات آستان قدس رضوی 1088 جلد، انتشارات آوای باران و یک ناشر (که مایل به بیان نامش نبود) هر یک هزار جلد، انتشارات فرای علم 900 جلد، ناشری که مایل نبود نامش بیان شود 600 جلد، نشر ابوعطا 500 جلد، انتشارات تک نگار 300 جلد، نشر آفتاب مهربانی 200 جلد، انتشارات عمو علوی و نشر اراده هریک 150جلد، نشر راز بارش 120 جلد، انتشارات کمال اندیشه 114 جلد، انتشارات جمال و انتشارات براق هریک 110 جلد، کتاب آفتاب 100 جلد و انتشارات خاله ستاره با 50 جلد در این طرح مشارکت کردند.
ویژه برنامه مهر و نیایش روز 4 تیر 1395 در مرکز آفرینشهای فرهنگیهنری کانون واقع در خیابان حجاب تهران به کار خود پایان میدهد.
شعرهایی از سید عماد موسوی
به چشم های سیاهت، به گونه های ترت
به شب نشینی کابوس های توی سرت
نگاه میکنم از پشت پنجره به تو و
به مبل لم داده پشت گردن و کمرت
که خسته زل زده ای به دهان تلویزیون
و غم نشسته در آن چشم های بی خبرت
چه دست ها که به سویت دراز کردند و
چه حرف ها که نگفتند بعد پشت سرت
فرار کردی ده سال پیش از خانه
فرار کردی از زیر تسمه ی پدرت
فرار کردی از دخمه ای به دخمه ای و
تمام شد روح تو در اولین سفرت
شبیه آهوی زخمی ماده ای بودی
میان حلقه ی کفتارهای دور و برت
که چشم بستی و تسلیم سرنوشت شدی
که چشم بستی و افتاد بر زمین سپرت
فروختی تن خود را و روی هر تختی
نشست کوه غمی لاعلاج بر کمرت
فروختی تن خود را و ناامید شدی
از آسمان و زمین، از دعای بی اثرت…
***
بلند می شوی از روی مبل آهسته
بلند می شوی و خسته است بال و پرت
به تیغ داخل حمام فکر می کنی و
به انتهای خوش روزهای دربدرت
و می روی که در آغوش مرگ حل بشوی
و آخرین همخواب تو می کشد به برت…
2
در باز شد به حرف، زبان بود زندگی
ماتیک می زد و نگران بود زندگی
حتی به چشم های خودش مطمئن نبود
دائم دچار حدس و گمان بود زندگی
با چند تا لباس زنانه، کمی کتاب
آماده داخل چمدان بود زندگی
هی می پرید و در همه ی خانه می دوید
یک عطر تند پر هیجان بود زندگی
مرگ آمد و یواش لب بالکن نشست
در راهرو کمی نگران بود زندگی
مثل زنی در آینه لرزید و محو شد
موبور و قد بلند و جوان بود زندگی
شعرهایی از صدیقه سالاری
دوستت دارم
با دست هایم
دو نفری دوستت دارم
با قلبم
دونفری دوستت دارم
با چشم هایم …
دستت به من نزدیک است آن قدر که توی علائقم دست می برد
دستم را بردم زیرِ آب ، ماهی شد، سُر خورد از دستم
شیرِآب را باز می کنم
اسمِ تو را می آورد
گلوله ای که به قلبم اصابت می کند از دستِ تو فراریست
پلورالیسم در من از جایی شروع شد که،
چند دست داشتم برایِ کار کردن
قلبی در سینه دارم که
اندازۀ بقیۀ مردم کار می کند
دلفینی هستم که فکر می کند
کشتی، مادرش است
سرش را می زند به صخره
حرفی زده باشد
بلوغ را پشت سر می گذارم
برسم به کوه
به آسمان
به…
به مناسبت دوم تیر ماه سالروز تولد صمد بهرنگی/ غرض رفتن است نه رسیدن
به مناسبت دوم تیر ماه سالروز تولد صمد بهرنگی /غرض رفتن است نه رسیدن
غرض رفتن است نه رسیدن. زندگی کلاف سردرگمی است. به هیچ جا راه نمیبرد. اما نباید ایستاد.
صمد بهرنگی در دوم تیرماه 1318 در محله چرنداب در جنوب بافت قدیمی تبریز در خانوادهای تهیدست چشم به جهان گشود. پدر او عزت و مادرش سارا نام داشتند. صمد دارای دو برادر و سه خواهر بود. پدرش کارگری فصلی بود که اغلب به شغل زهتابی زندگی را میگذراند و خرجش همواره بر دخلش تصرف داشت. بعضیاوقات نیز مشک آب به دوش میگرفت و در ایستگاه «وازان» به روسها و عثمانیها آب میفروخت. بالاخره فشار زندگی وادارش ساخت تا با فوج بیکارانی که راهی قفقاز و باکو بودند. عازم قفقاز شود. رفت و دیگر بازنگشت.
صمد بهرنگی پس از تحصیلات ابتدایی و دبیرستان در مهر ۱۳۳۴ به دانشسرای مقدماتی پسران تبریز رفت که در خرداد ۱۳۳۶ از آنجا فارغالتحصیل شد. از مهر همان سال و درحالیکه تنها هجده سال سن داشت آموزگار شد و تا پایان عمر کوتاهش، در آذرشهر، ماماغان، قندجهان، گوگان و آخیرجان در استان آذربایجان شرقی که آن زمان روستا بودند تدریس کرد.
«از دانشسرا که درآمدم و به روستا رفتم یکباره دریافتم که تمام تعلیمات مربیان دانشسرا کشک بوده است و همهاش را به باد فراموشی سپردم و فهمیدم که باید خودم برای خودم فوتوفن معلمی را پیدا کنم و چنین نیز کردم.»
در مهر ۱۳۳۷ برای ادامه تحصیل در رشته زبان و ادبیات انگلیسی به دوره شبانه دانشکده ادبیات دانشگاه تبریز رفت و همزمان با آموزگاری، تحصیلش را تا خرداد ۱۳۴۱ و دریافت گواهینامه پایان تحصیلات ادامه داد.
بهرنگی در نوزده سالگی (۱۳۳۹) اولین داستان منتشرشدهاش به نام عادت را نوشت. یک سال بعد داستان «تلخون» را که برگرفته از داستانهای آذربایجان بود با نام مستعار «ص. قارانقوش « در کتاب هفته منتشر کرد و این روند با بینام در ۱۳۴۲، و داستانهای دیگر ادامه یافت. بعدها از بهرنگی مقالاتی در روزنامه «مهد آزادی»، توفیق و … به چاپ رسید با امضاهای متعدد و اسامی مستعار فراوان ازجمله داریوش نواب مرغی، چنگیز مرآتی، بابک، افشین پرویزی و باتمیش و … . او ترجمههایی نیز از انگلیسی و ترکی استانبولی به فارسی و از فارسی به آذری (ازجمله ترجمه- شعرهایی از مهدی اخوان ثالث، احمد شاملو، فروغ فرخزاد، و نیما یوشیج) انجام داد. تحقیقاتی نیز در جمعآوری فرهنگ مردم آذربایجان و نیز در مسائل تربیتی از او منتشر شده است.
در سال 1341 صمد از دبیرستان به جرم بیان سخنهای ناخوشایند (بنا به گزارش رئیس دبیرستان) در دفتر دبیرستان و بین دبیران اخراج و به دبستان انتقال یافت. یک سال بعد و در پی افزایش فعالیتهای فرهنگی، با پاپوش رئیس وقت فرهنگ آذربایجان به کار صمد به دادگاه کشیده شد که متعاقباً تبرئه گردید. در 1342 کتاب الفبای آذری برای مدارس آذربایجان را نوشت که این کتاب پیشنهاد جلال آلاحمد برای چاپ به کمیتهی پیکار جهانی با بیسوادی فرستاده شد اما صمد بهرنگی با تغییراتی که قرار بود آن کمیته در کتاب ایجاد کند با قاطعیت مخالفت کرد و پیشنهاد پول کلانی را نپذیرفت و کتاب را پس گرفت و باعث برانگیختن خشم و کینه عوامل ذینفع در چاپ کتاب شد.
سال 1343 همراه بود با تحت تعقیب قرار گرفتن صمد بهرنگی به خاطر چاپ کتاب «پارهپاره» و صدور کیفرخواست از سوی دادستانی عادی ۱۰۵ ارتش یکم تبریز و سپس صدور جکم تعلیق از خدمت به مدت ۶ ماه. در این سال او با نام مستعار افشین پرویزی کتاب انشاء ساده را برای کودکان دبستانی نوشت. در آبان همین سال حکم تعلیق وی لغو شد و صمد به سر کلاس بازگشت. سالهای میانی دهه چهل مصادف بود با دستگیری و اعدام تعدادی از نزدیکان صمد به دست رژیم شاه و شرکت او در اعتصابات دانشجویی.
صمد بهرنگی در شیوه آموزشی و مضمون قصههای خود تلاش میکرد روح اعتراض به نظام حاکم را در دانشآموزانش پرورش دهد. پای پیاده در روستاها راه میافتاد و اگر کسی کتابخانهای تأسیس کرده بود او را تشویق میکرد و به مجموعه کتابهایش، کتابهایی میافزود. بچهها را بهویژه تشویق به مطالعه میکرد و هرچه از جذابیت و روشهای دوستداشتنی برای این گروه سنی میدانست در کار میکرد تا بچه با کتاب بهعنوان یک همراه همیشگی در تمام طول زندگی مأنوس باشند. میگفت که کتاب بخوانند و سپس آن را در جملاتی ساده برای دیگران خلاصهنویسی کنند. در این دوران بود که ساواک به برخی از فعالیتهای بهرنگی حساس شد. تهدیدها آغاز شد و چندین بار در طول دوران زندگی خود مورد توبیخ و جریمه و حتی تبعید قرار گرفت. با این همه گویی او به اینگونه از امور حساسیتی نداشت و در روحیه او خللی ایجاد نمیکرد.
ترافیک تهدیدی برای سلامت روان
یکی از معضلات و فشارهایی که امروزه برای ما ایجاد شده و با آن زیاد سر و کار داریم، مساله ترافیک است. ترافیک به نوبه خود یک عامل استرس زای شدید در جوامع مدرن امروزی است.
قوانین در مورد ترافیک کمرنگ است و معضل ترافیک آثار مخربی به همراه دارد، تا جایی که علاوه بر تصادفات، سلامت جسمانی و روانی افراد را هم تحت تاثیر قرار می دهد. علاوه بر این عصبانیت، فشارهای روانی و آلودگی هوا آستانه صبر و تحمل افراد را پایین می آورد و در نتیجه منجر به درگیریهایی میان شهروندان در سطح شهر میشود که سلامت جسمانی و روانی آنها را به مخاطره میاندازد.
برخی افراد زود از کوره در میروند
میزان خشونت و پرخاشگری در جامعه ما بالاست و متاسفانه بالاتر هم می رود، چرا که افراد بر خشم خود یا کنترل ندارند یا کم دارند وعوامل زمینه ساز هم آستانه تحمل را پایین می آورد. برای مثال چراغ های راهنمایی در برخی خیابان ها به گونه ای تنظیم شده اند که تناسبی بین مدت زمان چراغ سبز و قرمز نیست و همین موضوع موجب خشم در افراد می شود و پرخاشگری را در آنان ایجاد می کند. در بسیاری موارد هم پیش آمده که این بحث ها منجر به برخورد فیزیکی می شود، انگار مردم این آمادگی را دارند که خیلی زود از کوره در بروند. دیگر مثل گذشته محبت، بزرگورای و بخشش وجود ندارد. همه خود را صاحب حق می دانند. افراد عصبی، پرخاشگر و در بعضی مواقع خودخواه می شوند و نمیتوانند با دیگران تعامل ایجاد کنند و به نوعی آماده درگیری هستند. در این زمینه دولت ها باید چند کلینیک برای کنترل خشم در شهرها ایجاد کنند تا مردم یاد بگیرند که چگونه خشم خود را هنگام ترافیک کنترل و با فشارهای محیط مقابله کنند. باید آموزش های مختلفی برای افراد از همان سنین پایین در خانواده و مدارس در نظر گرفته شود که در جامعه کاربردی باشد. همچنین با افزایش تعداد مراکز ورزشی افراد می توانند احساسات خودشان را در آنجا تخلیه کنند. و برای کاهش پرخاشگری نباید همه مسائل را به گردن دولت یا برنامه ریزی ها انداخت. خود ما هم در کاهش آن باید نقش داشته باشیم و به سلامت روانمان توجه بیشتری کنیم.
نادیده گرفتن سلامت روانی
متاسفانه وزارت بهداشت و درمان راجع به سلامت روان کم کاری کرده است و تمام رئوس مطالب برای سلامت جسمانی است و به سلامت روان بها داده نشده است. نباید نقش برجسته روانشناسان و مشاوران را در این زمینه نادیده گرفت. صرفا بسیاری از مسائل روانشناختی است و به سلامت روانی افراد بستگی دارد و اصلا جنبه جسمانی مطرح نیست. با وجود این، عمل پیشگیرانه خشونت راههای مختلفی دارد که نیازمند مشارکت دیدگاه ها و متخصصان است تا افراد بتوانند با تقویت و کنترل خشم از میزان درگیری های ترافیکی در جامعه بکاهند و به نظر میرسد در حال حاضر جامعه ما نیازمند این مساله است/.روزنامه آرمان
اعدام روانی کودکان
عضو هیاتمدیره انجمن حمایت از حقوق کودکان معتقد است که دیدن صحنه اعدام برای کودک خطرناک است؛ حالا این صحنه واقعی در خیابان باشد یا نقاشی در کتاب. به هرحال نفس کار درست نیست. چاپ نقاشی اعدام سگ، زمینه ارتکاب جرم را در کودک به وجود میآورد.
به گزارش روزنامه فرهیختگان، ماجرا از دو عکس شروع شد؛ عکسهایی مربوط به اعدام یک گربه و یک سگ در مجلات کودکان؛ تصاویری که برخی میگویند مروج خشونت است و علاوهبر آن، خشونت علیه حیوانات نیز هست. انتشار این تصاویر و داستانهایی از اعدام برای کودکان سه تا 12 سال، واکنشهای زیادی در شبکههای اجتماعی داشت و خیلیها معتقد بودند که این مطالب مناسب کودکان نیست. یکی از تصاویر مربوط به شماره 50 مجله «روزهای زندگی بچهها» است. در صفحه 42 این مجله، داستان پادشاهی منتشر شده است که وزیری خائن دارد. پادشاه درحال تردد در اطراف شهر، چوپانی را میبیند که سگش را دار زده است. وقتی از او میپرسد چرا سگ را دار زدهای، چوپان میگوید این سگ با گرگ دست بهیکی کرده و گوسفندان را در اختیار گرگ قرار میداده است و برای همین خیانت، اعدامش کردم. کودکان خواننده این مجله درحالی که تصویر اعدام این سگ از شاخه درخت را مشاهده میکنند، در ادامه داستان میخوانند که پادشاه نیز از این کار چوپان درس میگیرد تا وزیر خیانتکارش را اعدام کند. اما این تصویر به گفته سردبیر نشریه روزهای زندگی بچهها، از داستانهای کتاب جوامعالحکایات است و هیچ ایرادی در انتشار آن وجود ندارد و هیچ مرجعی از آن شکایت نکرده است.
نقاشی بهنقل از جوامعالحکایات
فاطمه شریفی، سردبیر مجله روزهای زندگی بچهها، در گفتوگو با «فرهیختگان» در مورد دلیل چاپ عکس اعدام سگ میگوید: «داستان سگ خیانتکار درکتاب جوامعالحکایات است و ما آن را تنها نقل کردهایم و هیچ دخالتی در داستان نداشتهایم.» درحالی که واکنشها در فضای مجازی بیشتر مربوط به تصویر اعدام سگ بوده است، شریفی، به این موضوع اشاره میکند که در گذشته «ناصر کشاورز» داستاننویس معروف بچهها هم این داستان را بازنویسی کرده است. او میگوید: «قبلا هم این داستان نقل شده اما اینکه چرا اینبار حساسیتبرانگیز شده است، نمیدانم.» شریفی درمورد اینکه فکر نمیکنید کشیدن نقاشی اعدام سگ برای مجله بچهها کار درستی نیست و به نوعی ممکن است باعث ترویج خشونت شود، میگوید: «این تصور مردم است؛ وگرنه من خودم نقاشی را به چند کودک نشان دادهام و هیچ واکنش بدی نداشتهاند. این صحبتها بهانه است که کودکان با دیدن نقاشی اعدام سگ خشن میشوند، زیرا در این دوره از زمان که کودکان مدام در فضای مجازی خشونتبار هستند، قطعا چنین نقاشیای نمیتواند تاثیری در بچهها داشته باشد.» سردبیر مجله روزهای زندگی بچهها در توضیح اینکه آیا تاکنون در مورد انتشار نقاشی اعدام سگ از سوی وزارت ارشاد یا مرجع دیگر، تذکری به آنها داده نشده یا شکایتی صورت نگرفته است، میگوید: «هیچ شکایتی از ما و مجلهمان نشده است؛ به دلیل اینکه کار خلافی صورت نگرفته که بخواهند از ما شکایت کنند.» او تاکید میکند: «نقاشی اعدام سگ که در شماره 50 مجله روزهای زندگی بچهها کشیده شده عین داستانی است که در کتاب جوامعالحکایات آمده است و ما دخل و تصرفی درآن نداشتهایم.» طاهره پژوهش، عضو هیاتمدیره انجمن حمایت از حقوق کودکان میگوید: «زمانی که عکس نقاشی اعدام سگ را در مجله چاپ میکنند باید منتظر این بود که دیدن صحنههای خشن برای کودکان در آینده عادی میشود.» او با اشاره به اینکه ایران پیماننامه حقوق کودک را امضا کرده است، میگوید: «براساس این پیمان کشور ما باید در چاپ و نوشتن مطالب برای بچهها چارچوبی را رعایت کند؛ یعنی نمیتوانند هرآنچه را که در داستانها و کتابهای گذشته وجود دارد، چاپ کنند. حتما باید این مطالب را با استانداردهای جهانی یکسان کنند.» او معتقد است که دیدن صحنه اعدام برای کودک خطرناک است؛ حالا این صحنه واقعی در خیابان باشد یا نقاشی در کتاب. به هرحال نفس کار درست نیست. چاپ نقاشی اعدام سگ، زمینه ارتکاب جرم را در کودک به وجود میآورد. بهمن کشاورز، حقوقدان، نیز به این موضوع اشاره میکند که ما قانونی درباره نحوه نظارت بر مجلات و نشریات مربوط به کودکان نداریم و با این نشریات، طبق همان قوانین موجود در رابطه با سایر مجلات برخورد میشود.
گزارش «پیام ما» از یک مرکز نگهداری بیماران روانی در کرمان/ روانهای زخمی
گزارش «پیام ما» از یک مرکز نگهداری بیماران روانی در کرمان/ روانهای زخمی
همیشه لحظاتی در زندگی وجود دارد که برای انسان خوشایند نبوده و اوضاع بهاصطلاح بر وفق مراد نیست و تقریباً میتوان گفت که هیچ فردی از این تجربه در امان نبوده است. لحظاتی که فشارهای هیجانی به حدی رسیده که تمام کارکردهای طبیعی فرد را تحت تأثیر قرار میدهد و تغییرات در حالات روحی و روانی فرد وقتی نگرانکننده میشود ،که او را ناتوان کرده روند طبیعی زندگیاش را مختل کند.
مشکلات روحی و روانی بهواسطهی تغییرات زندگی و افزایش فشارهای هیجانی وهم چنین افزایش عوامل مؤثر در ایجاد آنها، شیوع بیشتری نسبت به گذشته پیداکرده است.
بعضی از آمارهای منتشرشده بیان میکند که از هر ده نفر، سه نفر در جامعه مشکل روحی و روانی دارند که بیتوجهی به بسیاری از این مشکلات صدمات جبرانناپذیری را به روان فرد میزند.و میتواند همهی جوانب زندگی او را تحت تأثیر قرارداد؛ مثلاً میتواند برای فرد مشکلات شغلی ، ارتباطی ، تغذیهای و یا خواب به وجود آورد. بیماران افسرده یکی از نمونههایی هستند که به دلیل بیماری روحی خود دچار مشکلات خواب و تغذیه میشود.
بیماری روانی مزمن
در صورت تشدید مشکلات روحی و روانی وعدم درمان بهموقع آنها این امکان وجود دارد که فرد دچار بیماری مزمن روانی شود که انتهای طیف بیماریهای روانی است. عباس صادق زاده مدیرکل بهزیستی استان کرمان در رابطه با تعریف بیماری روانی مزمن به «پیام ما» گفت:«بیمار روانی مزمن به گروهی از بیماران اطلاق میشود که به تشخیص پزشک متخصص در سه دوره نیاز به بستری در مراکز درمانی پیداکردهاند. صادق زاده افزود: «متأسفانه شاهد شیوع مشکلات روحی و روانی در جامعه هستیم. بر اساس نظر کارشناسان 40 درصد افراد مراجعهکننده به سیستم درمانی مشکل روحی و روانی دارند ولی با شکایت جسمی مراجعه میکنند و از این گروه درصدی هم دچار بیماری روانی مزمن شده و در مراکز نگهداری میشوند.در مراکز نگهداری بیماران روانی مزمن به دو کلمهی «مزمن و نگهداری» باید توجه ی ویژهای شود؛ یعنی بیمارانی در این مرکز بسر میبرند که سه دوره بستری داشته و خانوادهها توان نگهداری آنها را ندارند. در این مراکز درمان صورت نمیگیرد بلکه بیمارانی که تحت درمان هستند نگهداری میشود.»
مرکز نگهداری بیماران روانی، گلستان سلامت
مرکز گلستان سلامت یکی از مراکز نگهداری از بیماران روانی مزمن در کرمان است؛ که 210 بیمار روانی مزمن مرد و زن داخل آن زندگی میکنند.حیاط بزرگ و پردرخت است. وارد که میشوی زنان بیمار چشمانتظار بالباسهای زرد و صورتی گلدار، توجه ات را جلب میکنند آنها گلهای هستند که این بوستان را آذین زدهاند. اینجا به نحوی ساکت است که انتظارش را نخواهی داشت. انگار به زنانی که نزدیک هم نشستهاند، گفتهشده بود که به دیدارتان میآیند ومهمان دارید.و آنها چشمبهراه مهمانی بودند تا از تنهاییشان با او بگویند و کسی را بیابند تا سلامشان را پاسخ دهد. آنها بیمار روانی هستند انسانهایی که روزانه مقدار قابلتوجه ای دارو استفاده میکنند و شاید نگهداریشان در بسیاری از موارد در خانه غیرممکن باشد و به حضور لحظهبهلحظهی متخصص برکنار خودشان احتیاج دارند؛ و همچنین به ایجاد ارتباط با دیگران بهشدت نیاز دارند این رامی توان از سلام و خوشآمد گویی های پشت سرهم آنها حس کرد و فهمید. سالن اول مخصوص زنان است. فضایش بیمارستان را در ذهن تداعی میکند. اکثر زنانی که در این مرکز سکونت دارند بیرون سالن نشستهاند. انگار به استقبال مهمانی آمده بودند که به دردهای عمیق آنها مرهمی شود.دو طرف سالن اتاقهایی است که با اسم گلها نامگذاری شدهاند اتاقهایی با چهار یا پنج تخت.بعضی از زنان از دلتنگی هایشان میگفتند و اینکه دلشان میخواهد به خانه برگردند و چقدر دلتنگ خانواده هستند.بعضی هابرای عزیزانشان پیغام میدادند.
هزینههای بیماران بسیار زیاد است
فاطمه عامری یکی از سرپرستان مرکز به «پیام ما»گفت: «این مرکز یکی از بهترین مراکز بیماران روانی در سطح کشور است؛ اما بااینوجود ما هنوز مشکلات زیادی داریم. هزینههای بیماران بسیار زیاد است و داروهای که استفاده میشود هم بسیار گران هستند. داروهایی که بیماران مصرف میکنند باعث افزایش اشتهایشان میشود بالطبع هزینههای تهیه مواد خوراکی هم در مرکز بالا میرود. این مقدار خیلی بیشتر از یارانهای است که از طرف بهزیستی به هر بیمار تعلق میگیرد.البته ما کمکهای خیلی خوبی از طرف خیرین داریم بهطور مثال خیرینی هستند که نذر افطار خود را برای این بیماران میآورند.»
صادق زاده مدیرکل بهزیستی استان کرمان بابیان اینکه به هر بیمار روانی مزمن از 400 تا 550 هزار تومان در ماه یارانه تعلق میگیرد خاطرنشان کرد:« که هزینههای این بیماران بسیار زیاد است این یارانه مقدار کمی از هزینهای آنها را پوشش میدهد بقیهی هزینههای این مرکز را خیرین میپردازند.حتی این مرکز هم به دست خیرین ساختهشده است ویکی از مجهزترین مراکز ایران است.»
دلتنگیهای عمیق
سالن مردان هم طرف دیگر حیاط است آنها همچشم انتظار مهمان بودند. عامری گفت:« نگهداری زنان در این مرکز سختتر از مردان است زنان حساسترند و بیشتر افسرده میشوند.هرچند ما تمام تلاشمان را میکنیم که سرگرم شوند و در خود فرو نروند. بسیاری از زنان ساکن اینجا لباسهایی که میپوشند را خودشان میدوزند حتی تعدادی از آنها پتهدوزی میکنند ولی با همهی این فعالیتها گاهی دلتنگ میشوند . بهطورکلی این گروه از بیماران مراقبت زیادی میخواهند حتی برای حمام کردن و نظافت شخصی نیازمند کمک هستند.درنتیجه مرکز باید مراقبین زیادی را در اختیار داشته باشد و این موضوع یکی از مشکلات این مرکز است.»
بیماری روانی مزمن همیشه بهصورت یکروند پیوسته اتفاق نمیافتد گاهی امکان داردیک حادثه مثل تصادف و ضربه به سر این مشکل را به وجود آورد. اینجا خانهی کسانی است که به دلیل مشکلی که دارند متأسفانه گاهی از جامعه طرد و حتی نادیده گرفته میشوند.کسانی که نیازمند توجه وهم دلی خانوادهها وهم وطنان خود هستند. از کنارشان که رد میشوی همه به تو لبخند میزنند میتوانی ازاینجا خاطرهی لبخندهای آنها را سوغات ببری. انگار میخواهند یادت بماند که ما تنهاییم که ما نیازمند یاری و همدلیتان هستیم. از مرکز گلستان سلامت که بیرون میآمدیم، یکقسمتی از ذهنمان برای همیشه خانهی آدمهایی شد که در آنجا زندگی میکنند.انسانهایی که با توجه بیشتر هم نوعان راحتتر زندگی خواهند کرد.
سلامت روان ایرانیان
وزارت بهداشت و درمان افزایش آمار آسیبها و بیماریهای روانی رااعلام کرده است. باید دانست بحران اقتصادی، تغییر و تحولات سریع اجتماعی و نداشتن امید به آینده از جمله عواملی هستند که به افزایش اختلالات روانی در یک جامعه دامن میزنند. کارشناسان اجتماعی برخی نشانههای نبود امید به آینده در یک جامعه را عدم وجود شادی عمیق برای مدتی طولانی، احساس نا امنی و ترس، خرافهگرایی، حسرت گذشته و بی اعتنایی به آینده میدانند. هر یک از این امور نشان دهنده عدم تحقق سلامت روان به عنوان یکی از الزامات زندگی بشری است.
بدون تردید آرامش اولین شرط روان سالم است و در سایه آن میتوان به شکل متعادلی به سایر امور زندگی و پیشرفت رسید. البته منظور از آرامش، آرامش نسبی و نداشتن دغدغههای متعدد و گاه فلجکننده است. امروزه به دلیل زندگی ماشینی و بروز برخی عادتهای نادرست از جمله چشم و هم چشمی روز به روز بر شدت مشکلات روانی افراد افزوده می شود.
غفلت از سلامت روان
تاکنون در افکار عمومی ایران آنطور زمینه درک و بها دادن به مقوله سلامت روان وجود نداشته است. این امر نیازمند توجه همگانی به امر سلامت روان در کشور است. سلامت روان در کشور باید جزو یکی از برنامه های وزارت بهداشت و درمان قرار گیرد. در اصل عدم توجه به سلامت روان در کشور به دلیل عدم برنامهریزی یا بیتوجهی به امر سلامت روان از سوی دست اندرکاران امر، سبب بروز چنین شرایطی در جامعه شده است سلامتی در دو بخش جسمی و روحی نیاز افراد در جامعه سالم است. دست اندرکاران امر باید در زمینه ایجاد سلامت روان و زیرساختهای این امر تمهیدات لازم را بیندیشند. باید دانست که با ایجاد سلامت روان در جامعه به نسبت میتوان به ارتقای سلامت جسمی پرداخت، چون در اکثر مواقع بیماری های جسمی ریشه در اعصاب و روان دارد.
صرف هزینههای گزاف
در بخش سلامت روان
با وجود اینکه در کشور ما ارزان ترین خدمات در حوزه سلامت ارائه می شود، اما به دلیل اینکه هنوز اختصاص بیمه در بخش سلامت روان در سبد سلامت خانوار قرار نگرفته است به نسبت پوشش دهی بیمه ها فقط در حد بیمه پایه است. با این تفاسیر مبلغ ویزیت ها در بخش سلامت روان، مشاوره و… برای خانوادهها با پرداخت هزینه های گزاف همراه است. هم اکنون عمده مشکل افراد در جامعه اشتغال، معیشت، ناهنجاری های اجتماعی، فقر، بیکاری و … است که هر یک از این امور و نارسایی های آن سلامت روان جامعه را به مخاطره می اندازد. وقتی افراد توانایی تامین زندگی خود را نداشته باشند به نسبت این عدم توانایی در قالب ناهنجاری های اجتماعی، ناهنجاری های روحی، بیماری و عوامل روحی و روانی بروز می کند.فرهنگ شادمانی ایرانیان به اندازه فرهنگ سوگواری شان قوی نیست و امروز مردم برای تقویت فرهنگ شادی به کدها و دستورالعمل های فردی و جمعی نیاز دارند. امروزه وسواس، اختلال پریشانی، افسردگی و… از جمله آسیب های تهدید کننده است و میزان قابل توجه اعتیاد و معتادان در کشور، نیز به این مساله دامن می زند. باید به این نکته توجه داشت که اعتیاد در معیارهای سلامت در دسته بیماری های اعصاب و روان جای می گیرد. البته لزوما، تمامی بیماری های اعصاب و روان را نمی توان مرتبط با مسائل اجتماعی دانست.
رأی شوکآور مردم انگلیس به جدایی از اتحادیه اروپا
رأی شوکآور مردم انگلیس به جدایی از اتحادیه اروپا
نتایج نهایی همهپرسی انگلیس با اعلام نتایج شمارش آرا در تمامی 382 منطقه انتخاباتی این کشور حاکی از حمایت 51.9 درصدی انگلیسیها از خروج کشورشان از اتحادیه اروپاست. رأی شوکآور مردم انگلیس به خروج از اتحادیه اروپا در همهپرسی تاریخی پنجشنبه گذشته، باعث سقوط آزاد ارزش پوند و به هم ریختن بازارهای سهام در روز جمعه شد.
به گزارش انتخاب، پوند انگلیس روز جمعه در بازار مبادلات ارزی، در برابر دلار آمریکا با 10.52 درصد کاهش، در مقابل 1.3305 دلار و همچنین با 7.65 درصد کاهش در مقابل یورو، در مقابل 1.209 یورو معامله شد. این برای اولین بار از سال 1985میلادی است که نرخ برابری پوند در برابر دلار تا این حد سقوط میکند. اواسط روز پنجشنبه گذشته به دلیل احتمال پیروزی حامیان حضور انگلیس در اتحادیه اروپا، نرخ برابری پوند در برابر دلار بهشدت افزایشیافته بود.
نخستوزیر انگلیس استعفا میدهد
در پی مشخص شدن نتیجه همهپرسی در خصوص خروج انگلیس از اتحادیه اروپا، دیوید کامرون نخستوزیر این کشور اعلام کرد استعفا میدهد. دیوید کامرون در سخنرانی خود پس از رأی به خروج از اتحادیه اروپا اعلام کرد که در ماه اکتبر از قدرت کنارهگیری خواهد کرد و حزب محافظهکار میبایست رهبر جدیدی برای خود گزینش کند. کامرون گفت: «انگلستان به نخستوزیری جدید برای تصمیمگیری در خصوص شروع فرایند قانونی خروج از اتحادیه نیاز دارد.» کامرون طرفدار بقای انگلیس در اتحادیه اروپا بود اما اکثریت در رفراندوم به خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا رأی دادند.
زمزمه جدایی ایرلند شمالی از بریتانیا
همهپرسی تاریخی انگلستان جریان جداییطلبانه ایرلند شمالی را که منافع خود را در همگامی با اتحادیه جستجو میکند، به فکر برگزاری همهپرسی برای حذف مرز زمینی با جمهوری مستقل ایرلند انداخته است. به گزارش ایندپندنت، «شین فین» از قدیمیترین احزاب سیاسی ایرلند شمالی نتیجه همهپرسی تاریخی انگلستان درزمینه جدایی از اتحادیه اروپا را زمینهساز رأیگیری برای اتحاد و یکپارچگی این بخش از بریتانیا با کشور جمهوری ایرلند دانست.
ایرلند شمالی تنها بخش از بریتانیا است که مرز خاکی مشترک با یکی دیگر از کشورهای عضو اتحادیه اروپا (جمهوری ایرلند) دارد و هیچ معلوم نیست که خروج انگلستان از اتحادیه چه نتایجی بر رابطه این دو همسایه دارد قرابت بسیار زیادی با یکدیگر دارند. ایرلند شمالی از طرفداران سرسخت تداوم حضور در اتحادیه بود و ضمناً این بخش از انگلستان جریانهای جداییطلبانه در آن سابقه چشمگیری دارد، کمکهای هنگفتی را تحت عنوان پروژه توسعه صلح و ثبات از اتحادیه اروپا دریافت میکرد.
به باور برخی سیاستمداران، اجرای طرح همان خروج از اتحادیه بهمنزله اعمال قوانین مرزی نظیر کنترل روادید بین ایرلند شمالی و جمهوری ایرلند خواهد بود حالآنکه برخی دیگر بر این باورند که این مسئله به جدایی ایرلند شمالی از بریتانیا منجر خواهد شد. در این میان، از زمزمههای جداییطلبانه اسکاتلند نیز نباید غافل شد چراکه این بخش از انگلستان نیز در همراهی با ایرلند شمالی به ماندن در اتحادیه رأی مثبت داد حالآنکه نتیجه نهایی همهپرسی آغاز روند معکوس – خروج از اتحادیه- را کلید زد.
انتشار جزئیاتی همچون قاچاق مواد مخدر و مسافر افغان به بهانه انتقال سربازان تحصیلکرده از کرمان، درد را بیشتر کرد / #سرباز_تسلیت
جان باختن 20 سرباز در سانحه واژگونی اتوبوس در جاده کرمان-شیراز به حدی دردناک بود که در فضای مجازی کمپینی بانام #سرباز_تسلیت ایجاد شد و حالا باگذشت سه روز از حادثه، مسئولان مختلف جزئیات بیشتری از این حادثه را بیان میکنند. جزئیاتی که درد ناشی از این اتفاق را بیشتر کرد.
عقربههای ساعت یک و 20 دقیقه را نشان میداد که یک دستگاه اتوبوس مسافربری حامل سرباز که از کرمان به سمت شیراز درحرکت بود حوالی شهرستان نیریز در گردنهای سقوط کرد. در این حادثه ابتدا 19 سرباز تحصیلکرده که دوران آموزشی خود را در پادگان 05 کرمان گذرانده بودند، جان خود را از دست دادند و یک روز بعد هم یکی دیگر از سربازان در بیمارستان جان خود را از دست داد. جان باختن این 20 سرباز فضای خبری و مجازی کشور را تحتالشعاع قرارداد، به حدی که کمپینی با عنوان #سرباز_تسلیت در فضای مجازی شکل گرفت و مردم، ورزشکاران و هنرمندان به طرق مختلف اندوه خود را از این حادثه ابراز کردند.
علی کریمی، علی دایی، پژمان جمشیدی، علیرضا بیرانوند، فرهاد مجیدی، سید مهدی رحمتی، علیرضا نیکبخت واحدی و مهدی امیرآبادی ازجمله ورزشکاران مطرحی بودند که در صفحه شخصی خود در اینستاگرام به این حادثه واکنش نشان دادند. برزو ارجمند، امیر جعفری، اشکان خطیبی، رامبد جوان، رضا صادقی و برخی از هنرمندان دیگر هم تسلیت گفتند. عادل فردوسی پور گزارشگر مطرح تلویزیون هم هنگام گزارش دیدار پرتغال-مجارستان، از مردم خواست تا فاتحهای برای سربازان شهید قرائت کنند.
سیاستمداران کشور هم با یک یا 2 روز تأخیر نسبت به این ماجرا واکنش نشان دادند. حسن روحانی رئیسجمهور کشورمان، علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی، رئیس قوه قضاییه، محمدجواد ظریف وزیر خارجه، محمدرضا عارف، سید حسن خمینی، حسین جابری انصاری، معاون عربی و آفریقایی وزیر امور خارجه و سرتیپ احمدرضا پوردستان، فرمانده نیروی زمینی ارتش ازجمله این سیاستمداران بودند. در استان کرمان هم علیرضا رزم حسینی استاندار و برخی از نمایندگان در مجلس با صدور پیامهایی جداگانه، جان باختن این سربازان را تسلیت گفتند. واکنش عمومی به این حادثه به حدی بوده که در برخی شهرها قرار است مراسمهای یادبودی توسط مردم به یاد جانباختگان برگزار شود. اما این غمخوارگی ملی و همدردی عمومی و ایجاد کمپین #سرباز_تسلیت تنها ابعاد سانحه بامداد چهارشنبه نیست و طی روزهای گذشته جزئیات بیشتری از این حادثه توسط مسئولان منتشر شد. جزئیاتی که شاید باعث شود کمپین #سرباز_تسلیت فعلاً داغ بماند.
قاچاق مواد مخدر و مسافر افغان در کنار باک
بدون شک یکی از مهمترین جزئیات سانحه از زبان قائممقام وزیر بهداشت در گفتوگوی ویژه خبری پنجشنبهشب بیان شد. ایرج حریرچی در این برنامه از قاچاق مواد مخدر توسط اتوبوس واژگون شده خبر داد. وی گفت: «اتوبوسی که 19 کشته داد و حامل سربازان کشورمان بود، راننده بهجای اینکه 40 سرباز را سوار کند 45 سرباز سوار کرده بود ضمن اینکه 8 نفر مسافر قاچاق نیز داشته که این مسافران قاچاق در کنار باک و صندوق اتوبوس جایگیر شده بودند.»
قائممقام وزیر بهداشت بابیان اینکه این اتوبوس آخرین بار در سیرجان کنترل میشود و ظرفیت اضافه نداشته، افزود: «از شهر سیرجان که سوار شدهاند در کمربندی مسافر قاچاق سوار شده. بعد از اینکه عزیزان ما افطار کردند در بین راه 3 خودرو یکی شاسیبلند و یکی پژو مراجعه کرده و میوه قاچاق و انبه و سیگار و مواد مخدر قاچاق کرده. سربازان اعتراض کردهاند.» حریرچی اضافه کرد: «یکی از سربازان که زنده است میگوید راننده پیرمردی 70 ساله بوده وقتی اعتراض کردیم که چرا تند میروی به ما توهین کرده. سر شیفت سربازان ما که الآن در آی سی یو بستری است، میگوید داخل اتوبوس صندلی دوم را باز کردند. دست میآمد و قاچاق را میداد و راننده و شاگردش جاسازی میکردند. پول گرفتند و راه افتادند.»
تشکیل کمیته تحقیق و تفحص در مجلس
اگرچه روز گذشته پیگیریهای ما برای تماس با یحیی کمالی پور نماینده مردم جیرفت در مجلس دهم و نایبرئیس دوم کمیسیون قضایی مجلس نتیجهای نداشت و گوشی این نماینده خاموش بود، اما یک عضو دیگر کمیسیون قضایی مجلس از تشکیل کمیته تحقیق و تفحص در مجلس برای رسیدگی به حادثه جان باختن سربازان خبر داد.
حسین رضازاده به ایسنا گفت: «از نزدیک با مصدومان حادثه گفتوگو کردیم. آنها ابعاد حادثه را تشریح کردند که به نظر میرسد برخی مسائل در وقوع این حادثه بیتأثیر نبوده است.»
اصرار به استفاده از اتوبوس بهجای
خودروهای عمومی
اما مهمتر از تشکیل این کمیته در مجلس، دیگر جزئیاتی است که این نماینده ارائه کرده است. وی گفت: «یکی از نکات عجیبی که از سوی مصدومان حادثه گفته شد این بود که بسیاری از سربازان تلاش میکردند خودشان از محل پادگان و با خودروهای عمومی خارج شوند اما ظاهراً اصرار شده که آنها همگی با یک اتوبوس از پادگان خارج شوند و با توجه به اینکه راننده در مسیر جاده برای سوار کردن چند تبعه افغان و بار زدن کالای قاچاق توقف کرده به نظر میرسد نوعی تبانی بین راننده و قاچاقچی وجود داشته است. البته این موضوع باید موردبررسی قرار گیرد که آیا مسئولین پادگان نیز در جریان این موضوع بودهاند یا خیر؟» خلیل همایی مدیرکل امنیتی و انتظامی استانداری کرمان هم در این رابطه به «پیام ما» گفت: « پروندهای برای بررسی علل حادثه تشکیلشده و بهمحض تکمیل توسط مقامات قضایی و مسئولان ارتش اطلاعرسانی میشود.» وی افزود: «حتماً تیمهایی از معاونت بازرسی ستاد کل نیروهای مسلح و سازمان قضایی ابعاد مختلف این حادثه را بررسی خواهند کرد و تا زمان مشخص شدن نتیجه نمیتوان بر مبنای احتمالات در مورد مقصرین حادثه حدس زد. این بررسی نیز شامل بخش نظامی و غیرنظامی خواهد بود.»
نیروهای امدادی سه ساعت دیر فهمیدند
از دیگر جزئیاتی که در روزهای گذشته از سوی مسئولان ارائهشده میتوان به زمان سانحه و رسیدن نیروهای امدادی اشاره کرد. طبق گفته رضازاده عضو کمیسیون قضایی مجلس، این اتفاق ساعت یک ونیم بامداد رخداده اما تا ساعت 4:30 بامداد و به دلیل خلوت بودن جاده کسی متوجه وقوع این حادثه نشده و نهایتاً یکی از مصدومان حادثه که خودش هم دچار شکستگی بوده خود را به جاده رسانده و کمک خواسته بنابراین نیروهای امدادی نیز سه ساعت دیرتر به محل حادثه رسیدند. این نماینده همچنین گفته که پیش از وقوع این اتفاق راننده به سرنشینان اطلاع داده که ترمز اتوبوس ازکارافتاده و همه سرنشینان در یک سمت دیگر جمع شدند تا اتوبوس با یک مانع برخورد کند و متوقف شود. اما متأسفانه راننده یا مهارت کافی نداشته و یا ترسیده و به همراه شاگردش خود را از اتوبوس به بیرون پرتاب کرده و اتوبوس را رها کرده و درنتیجه اتوبوس به همراه سرنشینان به دره پرتابشده است. البته راننده و شاگرد هم موفق نشدند از این حادثه جان سالم به درببرند.
برخی از این سربازان معاف میشوند
امیر سرتیپ احمدرضا پوردستان، فرمانده نیروی زمینی ارتش از بهکارگیری تعدادی از سربازان حادثهدیده در بخشهای مناسب با میزان سلامت آنان خبر داد. به گزارش ایسنا وی گفته که برخی از این سربازان هم معاف خواهند شد. پوردستان در پاسخ به این سؤال که سربازان مدعی هستند مبلغی را بابت هزینه حملونقل پرداخت کردهاند، اظهار کرد: «هزینه انتقال سربازان به عهده ارتش است و قطعاً یگان مربوطه حق دریافت مبلغی را نداشته و ندارد و احتمالاً پول در زمان مقرر بهحساب یگان واریز نشده و اگر هم مبلغی پرداختشده به سربازان بازگردانده میشود.» فرمانده نیروی زمینی ارتش همچنین از تلاش برای انتقال سربازها با ناوگان ریلی خبر داد.
رئیسجمهور در ضیافت افطاری با وزرا و استانداران:
دولت اگر اشتباه کرد برای عذرخواهی از مردم لکنت ندارد
رئیسجمهور امید، تدبیر و اعتدال را راه نجات کشور از مشکلات دانست و تأکید کرد: «دولت یازدهم با امید، تدبیر و اعتدال، حرکت کشور را در مسیر درستی قرار داده و به این روند ادامه خواهد داد.» به گزارش پایگاه اطلاعرسانی ریاست جمهوری، حجتالاسلام حسن روحانی در ضیافت افطار با وزرا، معاونان وزرا، استانداران و روسای سازمانها، با تأکید بر اینکه «مسئولان اجرایی کمربندها را برای ۱۴ ماه پیش رو محکمتر ببندند»، گفت: «کارهایی در این ۳۳ ماه انجام شد که نهتنها برای مخالفان که حتی برای دوستان ما هم باور کردن تحقق آنها دشوار بود.» گزیده صحبتهای روحانی را در ادامه بخوانید:
ثبات بازار اقتصادی، برجام و طرح تحول سلامت، سه دستاورد و پیروزی بزرگ این دولت بود که هیچکس نمیتواند آنها را انکار کند.
پیروزی بزرگ سیاست خارجی ما است و هیچکس نمیتواند این نوری را که در سایه وحدت ایستادگی، و تلاش مردم و راهنماییهای مقام معظم رهبری و کارشناسان باتجربه ما محقق شد، نادیده بگیرد.
در این دولت به موفقیتهای بسیاری رسیدیم که برای نمونه هیچکس باور نمیکرد که PMD تمامشده محسوب شود و امروز هیچکس نمیتواند این کار عظیم و پیروزی بزرگ ملت را از یاد ببرد.
همه اقدامات دولت از آن مردم است و اگر مردم به این دولت اعتماد نمیکردند ثبات بازار امکانپذیر نبود.
تلاشهای دولت تدبیر و امید برای کاهش تورم در ۴۰ سال اخیر بینظیر بوده است، کاری که انجام شد در یک مسیر درست، ثابت و ادامهدار بود.
مخالفان و حتی موافقین این دولت نیز باور نمیکردند که دولت یازدهم بتواند باوجود شرایط سخت در ابتدای کار یک اقتصاد باثبات و در مسیر صحیح ایجاد کند.
هیچ دولتی در ایران و جهان وجود ندارد که بتواند چنین کار بزرگی را انجام دهد و ۱۱ میلیون ایرانی به پوشش بیمه درمانی اضافهشدهاند.
هرروز یک برنامهریزی میشود که هم ذهن مردم تخریب و هم مارا از مسیر منحرف کند اما اینها در پیشبرد هیچیک از طرحهایشان موفق نبوده و نخواهند بود.
آنها هر جا به میدان آمدند شکست خوردند؛ چون نه حق گفتند و نه نیتشان برای خداوند و مردم بود. وقتی نیت برای کارهای حزبی و جناحی شد، موفقیت نخواهند داشت و مهمتر آنکه ما نباید در این دام بیفتیم البته باید جایی که لازم بود پاسخ داد و چنانچه اشکالی هست رفع کرد.
اگر خطایی صورت پذیرد دولت از عذرخواهی لکنت زبان نخواهد داشت اما درعینحال متوقع نباشید که فسادهای گذشته را نیز برای مردم تبیین نکنیم.
هیچکس در داخل و خارج از کشور نمیتواند پایههای استوار برجام را برهم بزند.
تشکیل کمیته ملی شفافیت
حسامالدین آشنا
مشاور فرهنگی رئیسجمهور
مسئله فیشهای حقوقی پایگاه اجتماعی دولت را مستقیما هدف قرار میدهد. جوانان بیکار، بازنشستگان، کارگران با حقوق اندک و سایر اقشار مستقیماً تحت تأثیر این سوژه سازی قرار میگیرند.
بدون شفافسازی درباره این مسئله، جریانهای پوپولیستی که اساس تفاوت دستمزدها را به رسمیت نمیشناسند، بر موج عدالتخواهی سوار میشوند و ضمن وارد آوردن ضربه سیاسی به دولت، امکان استخدام و حفظ مدیران کارآمد براساس پرداخت دستمزدهای قابل توجه و قابل توجیه را ناممکن میکنند. پیآمد این مسئله فقط متوجه دولت نیست، بلکه حیثیت نظام را در کل زیر سؤال میبرد.
رئیسجمهوری از رسانهها و فعالان شبکههای اجتماعی برای آنکه به این مسأله مهم توجه نشان دادهاند و مطالبه عمومی اصلاح این وضعیت را ایجاد کردهاند قدردانی کند. این فرصتی برای دفاع از شبکههای اجتماعی نیز هست و به استراتژی ضدفساد دولت نیز کمک میکند. اگر آزادی مطبوعات و رسانهها و قوانین حمایتکننده از دسترسی آزادانه به اطلاعات تحقق یافته بود، این گونه موارد بسیار زودتر کشف میشد و زمینه مقابله با آنها فراهم میگشت.
از رئیس جمهوری درخواست می کنم که «کمیته ملی شفافیت» را طبق اصل یکصد و بیست و هفتم قانون اساسی تشکیل دهد. این اصل بیان می دارد که: «رئیسجمهور میتواند در موارد خاص، بر حسب ضرورت با تصویب هیأت وزیران نماینده، یا نمایندگان ویژه با اختیارات مشخص تعیین نماید. در این موارد تصمیمات نماینده یا نمایندگان مذکور در حکم تصمیمات رئیسجمهور و هیأت وزیران خواهد بود.»
این کمیته با حضور دو نفر از مشاوران رئیسجمهوری، دو نفر از چهرههای معتبرحقوق اداری و مدیریت دولتی در دانشگاه، دو نفر از مدیران برجسته بخش خصوصی، دو نفر نمایندگان فعلی و ادوار مجلس، دو نفر چهره های برجسته روزنامه نگاری تحقیقی، دو نفر از قضات متخصص و معروف به پاکدستی در قوه قضاییه و دو نفر از چهرههای برجسته حوزه دیوان محاسبات و سازمان بازرسی کل کشورتشکیل شود.
پیش، حین و پس از تشکیل کمیته و آماده شدن گزارش، باید با کمک رسانه های عمومی و مستقل و شبکه های اجتماعی، طراحی مناسب برای معرفی کمیته ملی به مردم و بازنمایی رسانهای کمیته، اقدامات و دستآوردهای آن انجام شود.
