بایگانی مطالب نشریه
روایت پرستو صالحی از اعتیاد پدرش در «ماه عسل»
پدر را از خانه بیرون کردیم و تا سیزده سال بعد او را ندیدیم
پرستو صالحی که چند شب پیش به همراه برادرش مهمان احسان علیخانی بود، اعترافات شجاعانه ای درباره زندگی خصوص اش و پدرش کرد.
همه چیز وقتی تغییر کرد که صدای جیز جیز منقل و وافور را در خانه شنیدم. اوایل در سفرها این صحنه را دیدیم و بعد تقریبا این اتفاق میان زندگی ما آمد و نرفت!
همیشه از سختی نیست که آدمها سراغ اعتیاد میروند، گاهی آدمها از اینکه در معرض توجه هستند و در خوشی و رفاه هستند به سمت مصرف میروند. پدر من بیش فعال بود و همه بیش از اندازه به او توجه میکردند و من فکر میکردم دیگر این توجهها او را ارضا نمیکرد، این شد که به سمت مواد مخدر رفت.
اعتیاد پدرم به جایی رسید که او را از ارتش اخراج کردند و مشکلات اقتصادی ما زیاد شد و تصمیم گرفتیم او را برای ترک کردن در بیمارستان بستری کنیم.
پس از اینکه پدرم اخراج شد روی یک تاکسی کهنه نارنجی کار می کرد.یک روز با آن تاکسی آمد مدرسه دنبال من، آن زمان در مقطع دبیرستان درس میخواندم. دلم نمیخواست دوستانم ، پدرم را با آن چهره ببینند، به او اشاره دادم برود و وقتی رسیدم خانه دیدم دارد گریه میکند!
دلش شکسته بود!زندگی خیلی سخت شده بود ، در آن دوران اعتیاد بیماری نبود ، جرم بود. همه ما را طرد میکردند و هرجا که میرفتیم تا میفهمیدند پدرمان اعتیاد دارد عذرمان را میخواستند.
صدای شکستن ها و دعواها در خانه ما شروع شد. مواد چنان تأثیری روی پدر من گذاشته بود که متوجه نمیشد که دارد با خانواده ما چه کار میکند. صدای دعواها علنی شد و همه اقوام و خانواده فهمیدند پدر ما اعتیاد دارد.
چند وقت پیش به من اصرار کردند که حتما فیلم «ابد و یک روز» را ببین. وقتی دیدم واقعا حالم بد شد. دقیقا یکی از صحنههای فیلم که نوید محمدزاده را با هوار کشیدن و دست و پا زدن میبردند، ما از نزدیک دیدیم. پدر من عین نوید فریاد میزد و میخواست که نرود و ما با گریه او را تماشا میکردیم.
من پدر را بابا صدا نمیکردم ، پدر صدا میکردم و او همیشه برای من قهرمان بود. خیلی خوش قد و بالا و زیبا بود. اما اعتیاد چهره او را عوض کرد. یک روز به خانه آمدم و دیدم که مادر عین کسانی که زیر ضربه های بوکسور له شده باشد. این شد که پدر را از خانه بیرون کردیم و تا سیزده سال بعد او را ندیدیم.
وقتی پدرم از دنیا رفت ، چمدانی پیدا کردم که تمام مصاحبه ها و عکس های من را جمع کرده بود. فقط از خدا میخواهم کاش میشد یک بار دیگر او را ببینم. کاش میشد تمام تلاشم را میکردم تا او ترک کند. تا آخرین نفس کاش همه کاری میکردم تا او نمیرد و پدرم بماند.
پیامما روایت میکند: از شهادت محیطبانان تا اشک یلدا
پیامما روایت میکند:
از شهادت محیطبانان تا اشک یلدا
در هفتهای که گذشت شاهد تکرار فاجعهی کشته شدن محیطبانان کشورمان بودیم و فکر میکنم به اندازهی کافی رسانههای مختلف از چند و چون ماجرا سخن گفتهاند اما فکر میکنم داستان پیچیدهتر از چند شکارچی غیر مجاز و تلاش ایشان برای دستگیر نشدن و غیره باشدو اگر اندکی ماجرای شکار و کلا اشلحه داشتن را زیر ذره بین ببریم مسائل دیگری برای ما آشکار میشود که از آن جمله میتوان به :
وضعیت اقتصادی
نمیدانم چرا اشارهای به این ماجرا نمیشود؟ اما کافیاست نگاهی به یکی از مستندهایی که در این زمینه ساخته شده بیاندازید، مثل فیلم”شکارچی” ساختهی “کتی جهانگیری”، در بخشهایی از این فیلم جهانگیری با یک شکارچی کهنه کار مصاحبه میکند و او میگوید: من سالهاست که کارم همین است و هرچند در حال حاضر به عنوان نگهبان یک کارگاه ساختمانی مشغول به کار شدهام اما درواقع درآمدی که زندگی مرا میچرخاند از همین شکار است. و جالب اینجاست که به تازگی خود او هیچ شکاری را با تیر نمیزند بلکه دوستان پولداری او را استخدام میکنند تا آنها را به مکانهای مناسب ببرد و راهنمای آنها باشد و تقریبا همهی کارها را انجام بدهد و آن دوست پولدار صرفا ماشه را بکشد و عکسی هم بگیرد و به دوستانش فخر بفروشد که من شکارچی هستم و چنین و چنان میکنم.
در واقع در حال حاضر دیگر مدتهاست که شکار تبدیل به یک لاکچری و چیزی لوکس در زندگی اشراف شده و برخی از آنها به گونهای به دنبال اثبات خویشتناند، شاید اثبات مرد قوی قبیله بودن.
و در این میان آنکه سالها شکارچی بوده و صدمات جبران ناپذیری به طبیعت و اکوسیستم این کشور زده حالا تبدیل شده به راهنمای اینگونه جوانان که بدون هیچگونه دانشی از طبیعت و یا حتی شکار صحیح به شکار کشی مشغول میشوند. به قول یکی از عموهایم که در جوانی دستی به شکار داشت و حالا به واسطهی وضعیت بد اکوسیستم سالهاست که صرفا کلکسیونر اسلحه است و گاهی هم آنها را برای تیر اندازی به باشگاهی در اطراف شهرشان (شیراز) میبرد، شکارچی واقعی میرود و به دنبال نر پیری میگردد که خودش دیگر توان تولید مثل را ندارد اما به واسطهی جثهی بزرگش و جایگاهش در گله اجازهی بازتولید گله را به دیگر نرهای جوان گله هم نمیدهد و اوست که مستحق شکار شدن است و با این شکار خدمتی هم به اکوسیستم شده.
تفریح
کافی است اندکی به گشت و گذار در شهر به پردازید تا رشد قارچگونهی فروشگاههای لوازم شکار و طبیعتگردی را ببینید که انواع اسلحههای بادی( PCP ) را که امروزه توانشان از بسیاری از اسلحههای گلولهزنی هم بیشتر است به راحتی و بدون نیاز به هیچگونه جوازی میفروشند و قبل از فروش هم هزاران ویدیو به مشتری نشان میدهند که این اسلحهی بادی چگونه میتواند از فاصلهی مناسب گراز و گوزن را از پا دربیاورد و با حمل آن در واقع هیچ جرمی هم مرتکب نشدهاید و تنها یک اسلحهی بادی را حمل کردهاید برای نشانهزنی!
دردناکتر اینکه فضای مجازی هم پر شده از ویدیو ها و عکسهایی که جوانان از شیرینکاریهایشان با اسلحه میگذارند و گاهی دیده میشود که جوانی هنوز سنش به ۱۸ سال نرسیده اما در همین عکس ها، هم پشت فرمان است و هم اسلحهای به دست دارد و به قول معروف همین تصویر به خودی خود چندسال زندان دارد.
آیا زمان آن نرسیده که تفریحاتی مثل پرنده بینی یا کوهنوردی و عکاسی از طبیعت و هزاران جایگزین شکار و صدمه زدن به اکوسیستم توسط رسانههای فراگیری مثل تلویزیون و رادیو تبلیغ بشوند و جوانا ببینند که تنها بهانهی رفتن به کوه و طبیعت شکار نیست و میتوانند همان هزینهی خرید اسلحهرا برای خرید یک دوربین بگذارند و در کنار تفریح و لذت بردن از طبیعت حتی تولید سرمایه و رزومههم بکنند و خدا را چه دیدی شاید اگر علاقه و پشتکار لازم را داشتند همین تفریح تبدیل به کار ثابت ایشان شد.
فرهنگ سازی
در سفری که چندی پیش به کرمانشاه و کردستان داشتم به دیدار خانوادهای رفتم که تاثیر بسزایی در حفظ محیط زیست کشور داشتهاند، خانوادهی عزیزی.
داستان این خانواده از آنجا آغاز میشود که احمد عزیزی شکارچی خبرهای که حدود ۲۰ سال مشغول به شکار در کوههای مناطق اورامانات بوده البته وامی ۱۰ میلیونی میگیرد و مدتی به زنبورداری مشغول میشود اما چرخ روزگار زنبورها را تلف میکند و زندگی کماکان به شکار وابسته میشود اما او آرزویی هم داشته و به آن آرزو نمیرسیده،
صاحب فرزند شدن، بله شکارچی داستان ما سالها آرزوی فرزندی را در دل داشته و بالاخره پس از طبابت ها و شهر به شهر به دنبال متخصصی کارگشا گشتن صاحب دختر بسیار زیبایی به نام یلدا میشود که چشمهایی واقعا بی مثال در چهرهاش میدرخشند، یلدا ۴ سالهاست که شبی پدرش با چهار کبک که آن روز شکار کرده به خانه باز میگردد و به همسرش میگوید با اینها امشب شام خوبی میخوریم.
ناگهان یلدا شروع میکند به گریه کردن و میگوید: من هیچ وقت سر سفرهای که کبک در آن باشد نمینشینم چرا این زبان بستهها را کشتی؟
و کار گریههای یلدا بالا میگیرد و پدر و مادرش هر حربهای که بلد بودند میزنند اما موفق نمیشوند و این نور چشم با آن چشمهای زیبا و محصور کنندهاش لحظهای دست از گریه کردن نمیکشد و آن شب هم بدون خوردن شام و از خستگی گریه کردن به خواب میرود.
همین کار یلدا موجب انقلابی درونی در احمد عزیزی میشود و از آنجایی که معتقد بوده اگر اسلحه را بفروشد شخص دیگری با همان اسلحه کمر به کشتن موجودات بی گناه در کوه و طبیعت میبندد، با سازمان مردم نهادی که در زمینهی حفظ محیط زیست فعال بوده تماس میگیرد و علی رقم تلاش زیاد تمام دوستانش و دیگر شکارچیان مراسمی را تشکیل میدهند و در میانهی آبادی و با حضور همهی مردم آن اسلحهای که ۲۰ سال ابزار شکار احمد بوده به دست احمد و در مقابل دوربینها میشکند و جنبشی شکل میگیرد برای حفظ طبیعت و به شکلی باور نکردنی هزار و سیصد شکارچی در شهرهای مختلف در مراسمی اسلحههای خود را شکستند و یا برای همیشه غلاف کردند و وب سایتی هم به نام “اشکیلدا” برای این جنبش راهاندازی شد و از آدرس www.ashkeyalda.ir قابل دسترسی است. احمد عزیزی پس از این ماجرا به عنوان کنشگر نمونهی محیط زیست ایران معرفی شد و هنوز هم مشغول فعالیت برای مبارزه و ایجاد انزجار از شکار است. وقتی که از او پرسیدم آیا دلت برای اسلحهات تنگ نمیشود؟ گفت: به هیچ وجه دلم تنگ نمیشود و به اسلحه دست نمیزنم مگر برای دفاع از کشورم.
اما مساله اینجاست که بازهم نمیدانم چرا شخصیتهایی مثل احمد عزیزی که با وجود مشکلات مالی حتی اسلحهی چند میلیونی خود را نمیفروشند که مبادا از آن برای شکار استفاده شود، اما رسانههای ما از چنین رفتار و اشخاصی نمونه سازی نمیکنند تا دیگران هم حداقل اگر به این راه نمیروند، بدانند که چنین راه و رهروانی هم وجود دارد میشود عاشق طبیعت بود و آسیبی به این عشق عمومی نرساند و این عشق را بهانهی صدمه زدن به طبیعت نکرد.
دوچرخه ای با الگوبرداری از یوزپلنگ ایرانی
دوچرخه ای با الگوبرداری از یوزپلنگ ایرانی
دانشجویان دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی موفق به ساخت دوچرخه هیبریدی با الگوبرداری از یوزپلنگ ایرانی به نام «چیتا» شدند.
محمود کریمی مسئول تیم «بادپای نصیر» در نخستین کنفرانس مهندسی مکانیک و هوافضا در مراسم رونمایی از این دوچرخه گفت: آلودگی هوا یکی از مشکلات اصلی کلان شهرها به ویژه تهران است که برای کاهش آن استفاده از دوچرخه می تواند بسیار موثر باشد.
وی اظهار کرد: یکی از مشکلات شهری مانند تهران و البته بیشتر شهرهای کشور شیب در خیابان ها و معابر است که دوچرخه سواری را با مشکل مواجه می کند از این رو شاید افرادی که تمایل به استفاده از دوچرخه دارند، به دلیل سختی کار منصرف شوند.
کریمی ادامه داد: بر این اساس ایده طراحی و ساخت دوچرخه ای دومنظوره شکل گرفت و این کار با کمک تعدادی از دانشجویان دانشگاه خواجه نصیر در قالب تیم بادپای نصیر انجام شد.
وی گفت: دوچرخه ای که توسط این تیم طراحی و ساخته شده، برگرفته از یوزپلنگ ایرانی و دومنظوره است به این معنا که هم پدالی است و هم در شیب ها می توان از سیستم برقی آن برای ادامه مسیر استفاده کرد.
کریمی افزود: در مکان های مسطح که از پدال برای حرکت دوچرخه استفاده می شود، باتری نیز همزمان شارژ می شود که می تواند با هر بار شارژ تا ۱۰ کیلومتر را طی کند و اگر از باتری های باکیفیت استفاده شود تا ۲۰ کیلومتر مسافت را نیز می توان با استفاده از آن طی کرد.
وی ادامه داد: اگر به طور برنامه ریزی شده هم از پدال و هم سیستم برقی دوچرخه استفاده شود، باتری آن تا ۴۰ کیلومتر مسافت دوام می آورد، البته تمام این ها به مشخصات باتری، سرعت و شرایط جاده ای بستگی دارد. مسئول تیم بادپای نصیر اظهار کرد: همچنین سیستمی طراحی شده است که فرد دوچرخه سوار می تواند سرعت، میزان شارژ باتری و نقشه راه را روی تلفن همراه خود مشاهده کند که قرار است این سیستم در قالب یک سایت توسعه یابد. کریمی گفت: درنظرداریم با مذاکره و رایزنی با شهرداری تهران چیتا را به تولید انبوه برسانیم.
نخستین کنفرانس مهندسی مکانیک و هوافضا با ارائه ۳۰۰ مقاله، رونمایی از سه طرح ملی و تجلیل از پیشکسوتان مهندسی مکانیک و هوافضا در دانشکده مدیریت دانشگاه تهران برگزار شد.
منبع / خبرگزاری مهر
معرفی فیلم شکارچی
به روایت راوی، سه طیف از دوستان و دشمنان طبیعت در فیلم «شکارچی» یافت می شوند.
طیف اول: شکارچیان. طیف دوم: دوستداران طبیعت. طیف سوم: دولت.
در میان شکارچیان سه گروه از هم متفاوت می شوند.یکم. شکارچیان حرفه ایی. دوم: شکارچیان قانونی. سوم: شکارچیان نادم. شکارچیان حرفه ایی، نفرت ِعادت شده اند. بازیگران بی قلبِ انتشار مرگ در صحنه ی طبیعت. بازیگران بی قلب در فیلم اما غایب اند و تماشاگر نیز جز در عکس ها و تصاویر آرشیوی اثری از این جاهلین متفرعن که به ضرورت لوله ی سلاح را ازحیوان به انسان برمی گرداند تا بی محابا شلیک کنند، اثری نمی یابد.
گروه دوم، شکارچیان قانونی اند. شکارچیان قانونی، سبعّیتِ سنجیده اند. مرزهای قانون و طبیعت را می شناسند. یا به اذن مباح قانون و یا به فرمان فراوانی طبیعت، شلیک می کنند. قانون، خشونت را تلطیف می کند و از نیاز شکارچیان به گوشت شکار و یا از نیاز به خوش گذارنی منحطِ معطوف به حس قدرت، فضیلت می سازد. شکارچیان قانونی در شب هم پیمان شکارچیان حرفه ایی اند، حتی اگر نقاب دیگری بر چهره بزنند، در روز اما هم شانه ی شکارچیان نادم اند و از خاطرات دردناک دشنه و درد سخن می گویند.گروه سوم: شکارچیان نادمند. شکارچیان نادم به نیاز و خوش گذارنی پشت کرده اند. اشک یلدا را بربال های اردک های تیر خورده، دیده اند. از دست های آلوده به خون خویش پشیمانند. شکارچیان نادم یا خسته از شکار به انزوا می خزند و یا به جبران مکافات به دوستداران طبیعت می پیوندند.
طیف دوم: دوستداران طبیعت اند. دوستداران طبیعت به دو گروه تقسیم می شوند. کارمندان دولت و عاشقان طبیعت. کارمندان دولت به حکم وظیفه در این راه گام می گذارند و عاشقان طبیعت به ندای دل لبیک گفته اند.کارمندان دولت، محیط بانان اند. چشمانِ مراقب طبیعت. دشمنان ِشکارچیان حرفه ایی و گاه هم پیمان شکارچیان قانونی. عاشقان طبیعت اما لنز دوربین را جایگزین گرمی باروت کرده اند. زیبایی را خاطره می کنند. خاطره ها را ثبت می کنند و لبخند بلند یلدا راحسرت می کشند.
طیف سوم: دولت است. دولت، میانجی دو چهره است. هم بذر مرگ ( فشنگ) را به تساوی میان شکارچیان قانونی تقسیم می کند و هم حقوق محیط بانان جان برکف ِمدافع طبیعت را می پردازد. هم مجوز شکار صادر می کند وهم جلسات آموزشی عشق به طبیعت را سازمان می دهد. هم خرید و فروش سلاح را مجاز می شمرد و هم شکارچیان حرفه ایی را به عقوبت می رساند. هم راوی را یاوری میدهد که روایت کند و هم مرزهای افشای روایت را محدود می کند. فیلم « شکارچی» از لابه لای این طیف ها با ما سخن می گوید اما صدای راوی در ساختار فیلم الکن است. نگاهی کوتاه به ساختار فیلم خواهیم انداخت.
روایت دوم: ساختار فیلم. ساختار فیلم « شکارچی» مانند غالب فیلمهای مستند و حتی داستانی ایرانی الکن است. حتی فیلم خوش ساخت و پرزحمت «آتلان» که بر پرده های سینما به نمایش در آمد از این معضل زخم ها دیده است. ساختار، یعنی همین نظم تعریف ها که در نقد آمده است. یعنی، تبینِ تمایز و تشابه شکارچیان و شکار. یعنی، ترسیم مرزهای سایه و روشن انواع طیف های مشترک و متضاد. یعنی، شنیدنِ صدای انگیزه های موافق و مخالف در یک نظم روایی. یعنی، آغاز و میانه و پایان. یعنی، ایجاد کلیت واحد. یعنی نظم مقوله ایی. یعنی، شنیدن صدای مسلط در لابه لای اجزای روایت. تدوین فیلم نیزبه ساختار بخشیدن به عمق نگاه مولف کمک نمی کند. تدوین، تکنیک اتصال نماهای گوناگون نیست. تدوین، خلاقیت مختصات خط روایت است برای ایجاد عمق نگاه. تدوین در فیلم «شکارچی» روایت نمی سازد، عمقِ نگاه مولف را مخدوش می کند و تماشاگر را از بصیرتِ شفافِ فهم دور می کند. این ضعف حتی در انتخاب نام فیلم متجلی شده است. عنوان پارادوکسیکال «اشک یلدا» که هم یاد آور بلندترین شب زمستان است و هم بر اشک یلدای خردسال فیلم تاکید می کند ، اتفاقا انگیزه ی سفر راوی به کردستان می شود و صدای مسلط در فیلم را رقم می زند و بسیار مناسب تر از عنوان عریان و بدون ابهام و راز« شکارچی» است.
روایت سوم: موخره. صدای مسلط راوی در فیلم « شکارچی» شفقت و دلسوزی با صدای حزن انگیز طبیعت است. کوه ها دیگر قلمرو انبوه گله های هستنده نیست. دل ِبرکه ها در آرزوی شنیدن صدای پرندگان سوسو می زند. فیلم « شکارچی»چشم تماشاگر را بربیداد خشونت، در عکس هایی که خاطره ی وحشی گری انسان را ثبت کرده اند، آشنا می کند. خاطره ی تماشاگر را در تصویر گوزنها، گرازها، اردک ها، کبک ها و حتی آزار بچه خرس های نابالغ و یا حتی بیشتر نوزدان دررحم مادران باردارکه به تیغ جلادان مرگ از پای درآمده اند، به خاطرمی آورد. فیلم با جشن پایانِ قفس و شکار آغاز می شود و با تصاویر کشتار بی بدیل حیوانات پایان می پذیرد. گویا خوش بینی آغاز فیلم، شبی بیش نیست که چراغش را تنها اشکِ یلدا روشن می کند.در جنگل باروت و مرگ و برهوتِ صدای اعتراض به کشتار طبیعت، از کنار سستی ها و ضعف های روایت و راوی در فیلم مستند« شکارچی» می گذریم و شفقت و دلسوزی کارگردان را بر مسرتِ فهمِ اشکِ یلدا ارج میگذاریم.
منبع/http://www.ashkeyalda.ir
حرف های ورزشی ارشا اقدسی، بدلکار ایرانی سینما؛ شاید روزی مفت بمیرم
حرف های ورزشی ارشا اقدسی، بدلکار ایرانی سینما؛
شاید روزی مفت بمیرم
فاطمه پاقلعه نژاد
ارشا اقدسی؛ این نام الان خیلی شاخته شده است. پسری که یک بدلکار معروف در سینمای دنیاست و در ایران بعد از حضورش در خندوانه حسابی گل کرد. کسی که خودش را در استودیوی برنامه رامبد جوان آتش زد. او که برای رفتن به این برنامه به گفته خودش، به دوست قدیمی اش رامبد پیامک زده و گفته می خواهد آنجا باشد و رامبد چون یکی از مهمانانش کنسل شده بود، می پذیرد ارشا در برنامه حاضر باشد. خودش می گوید رابطه اش با رامبد از سال های سال قبل بوده و با هم در ساخت تیزرهای عجیب و غریب همکاری داشته اند. ارشا مهمان کافه خبر بود تا از پیشینه ورزشی اش برای ما بگوید. او هم تربیت بدنی خوانده و هم قهرمان دفاع شخصی بوده است. کلا او انسان جالبی است. پسری که خودش را مدیون مرحوم پیمان ابدی می داند.
رشته ورزشی خاصی کار کردید؟
من سه سال مربی آی کیدو بودم و باشگاه آی کیدو داشتم. به صورت اتفاقی با پیمان ابدی آشنا شدم و به بدلکاری آشنا شدم. قبل از آن کارتینگ به صورت حرفه ای کار می کردم، به صورت تفریحی سنگ نوردی می کردم و…
از قبل تر بگویید. چطور به مربیگری آی کیدو رسیدید؟
من از چهارسالگی به مدت شش سال کاراته کار می کردم. رشته های مختلف رزمی را امتحان کردم زیاد با روحیه ام سازگار نبود. در دانشگاه زبان انگلیسی می خواندم که اتفاقی با آی کیدو آشنا شدم و خیلی به آن علاقمند شدم بعد پشتش را گرفتم و به صورت حرفه ای کار کردم.
آی کیدو دفاع شخصی است؟
بله. من بیشتر با فلسفه اش حال کردم. بعد از مدتی خودم دان 2 بودم ولی کمربند سفید می بستم و به باشگاههای همه می رفتم و آموزش می دیدم به این دلیل که در باشگاه هر استادی می توانستی یک چیزی یاد بگیری. ولی متاسفانه آن زمان جوی بود که هر کس فقط استاد خودش را قبول داشت و این اشتباه است. اوایل از من خیلی خوششان نمی آمد و جبهه گیری می کردند می گفتند این جاسوس است، اما یک مدتی که گذشت دیدند فضای من چیز دیگری است و من دنبال یادگیری هستم تا کار به گنبد و اصفهان و شیراز کشید. ما آی کیدوی آی کیکای کار می کردیم در شیراز با یک استاد آشنا شدم که یک سبک دیگر کار می کرد یک مقدار سفت تر بود و من خیلی خوشم آمد از آن سبک. 2 ماه آنجا کار کردم. خیلی باشگاه استثنایی بود.
این مربوط به چه سنی است؟
19-20سالم بود. آی کی دو به شدت ورزش جدی در زندگی من بود که بعد که با آقای ابدی آشنا شدم در کنار این ورزش به ورزشهای دیگر علاقمند شدم. قبلش به صورت حرفه ای کارتینگ کار می کردم. بعد به این دلیل که در رشته بدلکاری دیدم که باید چند رشته دیگر بلد باشیم و وقت نمی شود در باشگاه همه اینها کار کنیم خودم جدا می رفتم آموزش می دیدم. سوارکاری، تیراندازی، کمانگیری و ورزشهای این شکلی را کار کردم بعد خیلی جسته گریخته کارم به طناب و ابزار کشیده شد و دوره هیراتا گذراندم. بعد بانجی جامپینگ قرار شد راه اندازی شود، من اولین مربی بودم که آنجا شروع به کار کردم.
اولین مربی؟احتمالا اولین نفری بودی که جرات کردی بپری؟
اتفاقا اولین نفر خودم نپریدم. اولین نفر برادر صاحب مجموعه یعنی پیمان هویت دوست پرید. ولی همه ابزار را من بسته بودم. منتهی بعد از آن هر بانجی که ساخته می شد یا قرار بود که افتتاح شود همه کارهایش را خودم انجام می دادم و اولین بار هم خودم می پریدم بعد برای افتتاحش خانم احمدی می پرید. برای این که من دوست داشتم خانم ها هم این تفریح را انجام بدهند. اما پرش پل، پرش هلی کوپتر و هر جایی که می شد بانجی انجام داد من می پریدم در حقیقت صفر تا صد کارهای بانجی ایران را من انجام دادم.
خودت چطور آموزش دیده بودی؟
همان دوره هیراتا که گذرانده بودم یک دوره تخصصی کار با ابزار و طناب بود، یک تجربه پرش هم داشتم منتهی چون کارم بدلکاری بود ایمنی را خیلی بیشتر می توانستم درک کنم.
اولین کار محیرالعقولی که انجام دادی چی بود؟
4 یا 5 ساله بودم که با دوچرخه می خواستم از یک کانال آب که در شهرها هست بپرم و فکر می کردم همینطور پا بزنی هر چی سرعت بگیری خودش بالا می رود، نمی دانستم اینها رمپ می گذارند با سرعت رفتم، یک متر هم نپریدم توی کانال افتادم و فقط نگران دوچرخه ام بودم که نو بود.
احتمالا پدر و مادر خیلی به تو کمک می کردند که رویاپردازی هایت را بکنی؟
دقیقا. پدر من به شدت بلد بود که چطور من را کنترل کند. یعنی بی نهایت من را آزاد می گذاشت و اجازه می داد من خلاقیت داشته باشم. من همه کار می کردم و فکر می کنم بهترین کودکی دنیا را داشتم. یعنی هیچ عقده ای از کودکی ندارم. هیچ کاری نبود که به ذهنم برسد انجامش ندهم.
آی کیدو رشته پولسازی است فکر می کنم اگر در همان مانده بودید بیشتر از بدلکاری برایتان داشت.
وقتی به مرحله ای رسید که بعد مالی پیدا کرد و تکنیک ها اجرا نمی شد، دیگر از آن لذت نبردم و کامل کنار گذاشتم.
شاید چون در زندگی دغدغه مالی نداشتی.
داشتم. بی نهایت دغدغه مالی داشتم. وسط همین کارها تحصیلم در زبان انگلیسی تمام شده بود رفته بودم پرتغال چند وقتی کار فرش می کردم و برگشتم. بعد تصمیم گرفتم به ایتالیا بروم و تربیت بدنی بخوانم که کاملا با ورزش در ارتباط باشم. چون هر چی فکر می کردم کار پشت میزی دوست نداشتم. یک شرکتی می رفتم ایتالیایی ترجمه می کردم منتها چون دوست نداشتم خیلی بهم نمی چسبید.
یعنی غیر از انگلیسی ایتالیایی هم خوب بلدی؟
الان دیگر زبان ایتالیاییم خیلی خوب نیست. چون هر جا می روم بیشتر انگلیسی حرف می زنم انگلیسی ام بهتر شده. آن زمان با فیلم های آی کی دو که فرستادم در ایتالیا بورسیه شدم. همه بچه ها از اینجا به آنجا می رفتند تازه راه بورسیه شدن را پیدا می کردند. من از اینجا بورسیه شده بودم. گفتند حقوق نمی دهیم ولی می توانی بیایی اینجا شاگرد بگیری. ولی من این پتانسیل را در خودم می دیدم و می دانستم که کافی است پایم به آنجا برسد ظرف دوماه می ترکانم. من همیشه می گویم مثلا الان در بدلکاری من را فقط با یک دست لباس تنم، هر جای دنیا که بگذارند ظرف یک ماه تیم می زنم. با آدم هایی مثل خودم، چون آدم های مثل من آدم های مثل خودشان را سریع پیدا می کنند. الان من هر جا مسافرت می روم بدون اینکه بدانم جای دیوانه ها کجاست سریع پیدایشان می کنم و آنها هم سریع من را پیدا می کنند.
اسمش جنون نیست بیشتر هیجان است.
من خیلی رویاها داشتم و الان تقریبا به خیلی هایش رسیدم و به خیلی چیزها هم رسیدم که هیچوقت رویایش را هم نداشتم. یعنی آنقدر چیزهایی که به آن رسیدم بزرگ و باحال و خفن است که هیچوقت به آن فکر هم نمی کردم.
ایتالیا چه شد؟
نرفتم. ماندم و بدلکاری کردم چند رشته ورزشی کار کردم. الان تیراندازی روی اسب کار می کنم. یک رشته خیلی باحال سنتی است که اصلیتش به ایران و تاجیکستان برمی گردد. ژاپنی ها هم به سبک خودشان دارند اما آنها کمانشان متفاوت است. کمان ژاپنی با یک سوم انتهایی اش تیر پرتاب می کنی از وسطش تیراندازی نمی کنی. خیلی به این رشته ها علاقمند شدم و خیلی از رشته های دیگر را هم در کنارش کار کردم و اتفاق های خیلی خوبی هم افتاد. یعنی ورزش و آی کیدو زندگی من را عوض کرد. اینکه چطور توانستم با همه چیز در معادلات بدلکاری کنار بیایم، برای همه اش از منطق آی کیدو استفاده می کردم. کسی که شاعر یا نقاش یا نویسنده است یا هر کس که یک هنری دارد، هر چیزی را در زندگی اش در معادلات کاری خودش می برد. مثلا یکی از دوستان من ریاضی خیلی دوست داشت درباره هر چیز حرف می زدیم یک مثالی می زد که با ریاضی مرتبط بود و من نمی فهمیدم. الان شما هر چیزی بگویید من می توانم به آی کیدو ربطش بدهم.
از آشنایی با پیمان ابدی بگویید.پیمان هم چیزی تو مایه های خودت بود…
پیمان خیلی فراتر از من بود. او قهرمان شیرجه بود و در تیم ملی آلمان بود. رابطه ما خیلی استاد و شاگردی بود.
از چه زمانی با پیمان آشنا شدید؟
همان اولی که آمد. در باشگاه زیتون شروع به آموزش کرد تقریبا با 15-16نفری که کم و زیاد می شد. بعد از یک سال و نیم تازه فهمیدند که پیمان هست و مصاحبه ها شکل گرفت. اولین عکسی که از پیمان منتشر شد عکس روز همشهری بود که پیمان از یک ماشین داشت روی یک ماشین دیگر می پرید.
شما در چپ کردن خودرو مقام دارید؟
بله. جز 5 نفر برتر دنیا هستم. با ماشین دو دور روی هوا چرخیدم که در دنیا 5نفر تا به حال این کار را کرده اند در مسابقات روسیه هم در چپ کردن در دنیا اول شدم. منتها مسابقه سالیانه است و شاید سال بعد من اول نشوم. ولی دو دور روی هوا چرخیدن یک رکورد است که فقط 5نفر دارند. یک نفر هم فقط هست که سه دور روی هوا چرخیده و فکر نمی کنم کس دیگری بیاید و رکورد او را بزند. یک روس می خواست سه سال پیش این کار را انجام بدهد که مرد.
یک سوال درباره پیمان وجود داشت اینکه می گفتند در آلمان درست است که بدلکار سریال کبرا11 بوده ولی بیشتر در پرش از ارتفاع و صخره نوردی مهارت داشته.
پیمان در شرکت اکشن کانسپت کار می کرد. کبرا11 یکی از محصولات اکشن کانسپت بود. فیلم ها و سریالهای خیلی باحال دیگر هم ساخته بود. در کبرا11 هم اکشن کانسپت مسوول جلوه های ویژه میدانی از بدلکاری تا اسپشیال افکت بود. گروه اکشن کانسپت یک گروه فوق العاده بزرگ است. این کمپانی دو هلی کوپتر دارد. الان هلال احمر ایران 4هلی کوپتر دارد. هلی کوپترهای اکشن کانسپت مانور می دهند. لوپ نمی زند ولی مانور می زند. چون هلی کوپتری که لوپ می زند هلی کوپتر رد بول است که خلبان پیری دارد که در جیمز باند هم همان هلی کوپتر را آمدند رنگ زدند و با آن حرکت زدند چون هلی کوپتر خاصی است. هر کسی آنجا متخصص کاری است پیمان متخصص پرش ارتفاع بود ولی کارهای دیگر هم می کرد. اما تخصص ویژه اش که او را بین بقیه متمایز و سرشناس می کرد، پرش ارتفاع بود.
چیزی که به نظر می رسد این است که خیلی مفت او را از دست دادیم.
من هم یک روزی مفت می میرم. اصلا چیز بعیدی نیست. شاید من همین الان با موتورم تصادف کنم. یک بار این اتفاق افتاد. با موتورم تصادف کردم روی هوا هفت متر پرت شدم. یعنی وقتی روی هوا می رفتم داشتم فکر می کردم وای من گارد ندارم الان چه جوری روی زمین از خودم محافظت کنم. من وقت داشتم روی هوا فکر کنم و وقتی خوردم زمین چیزیم نشد تعجب کرده بود.
زهرا نعمتی: بهترین عملکردم را در المپیک ارایه خواهم کرد
زهرا نعمتی:
بهترین عملکردم را در المپیک ارایه خواهم کرد
کارهای درمانی و فیزیوتراپی را درکنار تمرینات مداوم با کمک کادر پزشکی پیگیری می کنم و امیدوارم تا حضور در المپیک به بهبودی کامل دست یابم.
تیرانداز بانوی باشگاه مس کرمان آخرین وضعیت خود را برای شرکت در بازیهای المپیک و پارالمپیک ریو تشریح کرد.
زهرا نعمتی در حاشیه اردوی آماده تدارکاتی برای حضور در بازی های المپیک 2016 ریو درخصوص امکان کسب مدال در المپیک یا پارالمپیک ریو ، با اعتماد به نفس بالایی گفت: «از نظر خودم، من قهرمان هستم » اما این روحیه به تنهایی برای کسب مدال کافی نیست زیرا برترین های جهان با پشتوانه سال ها تمرین سخت و تجربه در این رویداد بزرگ بین المللی حضور دارند و من باید با چنین قهرمانانی برای کسب مدال رقابت کنم .
دارنده مدال طلای پارالمپیک 2012 لندن ادامه داد: خوشبختانه پس از بازی های آسیایی 2014 اینچئون با هماهنگی کمیته ملی پارالمپیک همکاری خود را به صورت جدی با فدراسیون تیراندازی با کمان آغاز کردم و در این مدت تمرینات آماده سازی بسیار خوبی را با حمایت این فدراسیون برای کسب سهمیه و حضور همزمان در المپیک و پارالمپیک در کنار تیم ملی تیرو کمان با افراد با تجربه و توانمند انجام دادم .
نعمتی با بیان اینکه طی دوسال گذشته تیم ملی تیراندازی با کمان در نزدیک به 10 مسابقه جهانی و آسیایی شرکت کرده است ، گفت: فدراسیون تیراندازی با کمان پس از کسب سهمیه المپیک درتایلند با سرمایه گذاری و برگزاری اردوهای تدارکاتی برون مرزی و جذب مربی خارجی برنامه ریزی خوبی برای آماده سازی کمانداران انجام داد و خوشبختانه درحال حاضر به حدود 75 درصد آمادگی مورد نیاز برای حضور در المپیک ریو رسیده ام و امیدوارم در فرصت باقی مانده به اوج آمادگی برسم .
بانوی قهرمان تیراندازی باشگاه مس حضور سرمربی کره ای تیم ملی را فرصتی برای کسب تجربیات بیشتر برای حضور قدرتمندانه تر در المپیک عنوان کرد و افزود: پارک میوک وون حدود چهار ماه است که هدایت تیم ملی تیراندازی را به عهده گرفته و به دلیل ارتباط خوب با کمانداران،فدراسیون و ملی پوشان از عملکرد وی راضی هستند .
دارنده مدال نقره رقابت های قهرمانی 2015 آسیا با قدردانی از حمایت های فدراسیون تیراندازی با کمان در مسیر موفقیت در کسب سهمیه المپیک، گفت: با وجود مشکل کمبود اعتبار که تمامی فدراسیون های ورزشی بویژه فدراسیون تیراندازی با کمان با آن مواجه هستند، مسئولان فدراسیون تیم را در حد توان به رقابت های آسیایی و جهانی اعزام کرده و اردوهای تدارکاتی در لهستان و کره جنوبی را برای آماده سازی بیشتر ملی پوشان برگزار کردند تا شانس کسب سهمیه ایران در این رشته افزایش یابد.
نعمتی در ادامه از عملکرد خود در جام جهانی ترکیه – انتخابی المپیک اظهار رضایت کرد و گفت: در این رقابت ها توانستم رکوردهای خودم را تکرار کنم .
وی با بیان اینکه در کنار دیگر ملی پوشان برای کسب سهمیه تیمی المپیک نهایت تلاش خود را انجام داده است، گفت: شاید چون فقط سه سهمیه المپیک توزیع می شد و آمادگی و تجربه سایر تیم ها از ما بیشتر بود متاسفانه موفق به کسب سهمیه تیمی نشدیم .
نعمتی افزود: البته من درمورد وضعیت سایر بازیکنان تیم ملی تیراندازی با کمان نمی توانم اظهار نظر کنم و در این زمینه کادر فنی و کمیته فنی حق اظهار نظر دارند اما باید بگویم عملکرد تیم ریکرو مردان خیلی خوب بود و شاید ناکامی آنان به خاطر عملکرد بهتر کمانداران حریف بود.
سلطانی سخنگوی کرمانی فدراسیون بدنسازی و پرورش اندام:
تبریز میزبان رقابت های انتخابی تیم ملی بادی کلاسیک و پرورش اندام
رضا سلطانی سخنگوی فدراسیون بدنسازی و پرورش اندام در گفتگو با سایت این فدراسیون اظهار کرد: رقابت های انتخابی تیم ملی بادی کلاسیک و پرورش اندام جهت اعزام به مسابقات قهرمانی جهان ۲۰۱۶ طی روزهای 3 لغایت 5 شهریور ماه به میزبانی استان آذربایجان شرقی در سالن 6 هزار نفری شهید پور شریف برگزار می شود. وی در ادامه گفت: ورود تیم ها و آئین وزن کشی مسابقات روز چهارشنبه 3 شهریور ماه ساعت 15 الی 19 انجام می شود و رقابت های پرورش اندام جوانان در دو وزن -75 کیلو گرم و +75 کیلوگرم و همچنین رده سنی پیشکسوتان در اوزان 70، 80، 90 و +90 کیلو گرم روز پنجشنبه 4 شهریور ماه ساعت 10 صبح برگزار خواهد شد. سلطانی تصریح کرد: ورزشکاران بادی کلاسیک ساعت 15 عصر در 5 دسته قدی 168، 171، 175، 180 و +180 سانتیمتر برابر حریفان خود صف آرایی خواهند کرد و در نهایت پرورش اندام بزرگسالان در اوزان ۶۵، ۷۰، ۷۵، ۸۰، ۸۵، ۹۰، ۹۵، ۱۰۰ و +۱۰۰ کیلو گرم ساعت 10 صبح روز جمعه 5 شهریور ماه برگزار می گردد. سخنگوی فدراسیون یادآور شد: نفرات اول رقابت های انتخابی تیم ملی، برگزیدگان کمیته فنی، مدال آوران و قهرمانان رقابت های آسیایی و جهانی 2015 مجوز ورود به جلسه بازبینی فنی اردوی تیم ملی جهت اعزام به رقابت های جهانی 2016 را دریافت خواهند کرد. وی در پایان خاطر نشان کرد: طبق اعلام تقویم فدراسیون جهانی (IFBB) اوزان 55 و 60 کیلو گرم پرورش اندام در لیست مسابقات جهانی 2016 حذف و رقابت بین این اوزان برگزار نمی شود.
استاندار کرمان در دیداربا زهرا نعمتی پرچمدار کاروان ایران در المپیک ریو:
ورزش بانوان کرمان می تواند به رشد فزاینده ای برسد
علیرضا رزم حسینی استاندار کرمان در دیدار با بانوی قهرمان المپیک و پرچمدار مسابقات المپیک برزیل گفت: ورزش کرمان نیازمند مشاوره شما است و ان شالله با مشاوره به هیات ورزشی و کمک دستگاه های دولتی بتوانیم بخش های ورزشی بانوان استان کرمان را پرنگ و فعال نماییم. وی با اشاره به اینکه شاید تاریخ کرمان تا مدت ها امثال زهرا نعمتی و عشرت کردستانی را نداشته باشد، افزود: وجود شما ها و این افتخار آفرینی و مدال آوری برای ایران اسلامی با حفظ پوشش اسلامی می تواند برای جوانان این سرزمین و مخصوصا دختران و زنان ایرانی و کرمانی انگیزه و اراده به همراه داشته باشد. رزم حسینی با تاکید بر فعالیت بانوان معلول که نماینده شایسته ای برای المپیک و پارالمپیک کشور هستند، تصریح کرد: این امر وظیفه ی شما را به عنوان الگوی نسل جوان کشور مضاعف می کند و بایستی برای فرهنگ سازی و کار برای نسل جوان با کمک مسئولین تلاش نمایید. وی همچنین به لزوم معرفی این بانوان به دانش آموزان و دانشجویان تاکید و از زهرا نعمتی در خواست کرد: به دنبال جامعه هدف باشید و مسئولیت اجتماعی خود را با نقش آفرینی فرهنگی و ورزشی پوشش دهید. در پایان این دیدار زهرا نعمتی بانوی طلایی المپیک و پاراالمپیک ایران در رشته نیراندازی با کمان با توضیح اینکه هفته آینده عازم کره و پس از آن به برزیل خواهد رفت، گفت: با دعای مردم خوب ایران ان شالله با مدال های رنگارنگ برای ایران اسلامی افتخار خواهیم افرید. وی به تشکیل انجمن توانمند سازی معلولین از طریق ورزش در تهران اشاره نمود و افزود: برای جامعه ورزش کرمان و جامعه معلولین استان پس از المپیک برنامه های مدون فرهنگی و ورزشی خواهیم داشت.
هندبال مس کرمان در لیگ ستارگان ایران
تیم هندبال مس کرمان که در رقابتهای فصل قبل لیگ برتر کشور عنوان سومی مسابقات را کسب کرد، فصل آینده در لیگ ستارگان کشور به بازی خواهد پرداخت.
تیم هندبال مس کرمان که در رقابتهای فصل قبل لیگ برتر کشور عنوان سومی مسابقات را کسب کرد، فصل آینده در لیگ ستارگان کشور به بازی خواهد پرداخت. مسابقات جام ستارگان هندبال کشور در نیمه اول شهریور ماه و مسابقات لیگ برتر در نیمه اول مهر ماه برگزار میشود. تیمهای منیزیم فردوس، نفت و گاز گچساران، فولاد مبارکه سپاهان، صنعت مس کرمان، هپکو اراک، کفش ملی تهران، شهرداری کاشان، سنگ آهن بافق، شهرداری تبریز، پاس همدان، نیروی زمینی تهران، برق جدید فارس، شهرداری ارومیه، دانشگاه آزاد اسلامی و استقلال تهران باید تا تاریخ 12 تیر ۱۳۹۵ آمادگی خود را به فدراسیون اعلام کنند در غیر این صورت به منزله انصراف آن باشگاه از حضور در لیگ تلقی میشود. علاو بر برگزاری لیگهای دسته اول، دوم و سوم در فصل جاری، لیگ برتر و ستارگان نیز برگزار خواهد شد و 8 تیمی که در لیگ برتر وارد مرحله نهایی لیگ فصل گذشته شدند از جمله تیم مس کرمان،در لیگ ستارگان خواهند بود. برگزاری لیگ ستارگان با 8 تیم قطعی است اما ممکن است 10 تیم هم اعلام امادگی کنند.
بوئینگ به مخالفان فروشهواپیما بهایران نامه نوشت انتشار جزئیات جدید از توافق بوئینگ با ایران
بوئینگ به مخالفان فروشهواپیما بهایران نامه نوشت
انتشار جزئیات جدید از توافق بوئینگ با ایران
شرکت بوئینگ با انتشار جزییات جدید در خصوص توافق فروش هواپیما به ایران، ادعاهای مخالفان این توافق مبنی بر اینکه تلاش کافی برای شناسایی کاربران نهایی این هواپیماها انجام نداده است را رد کرد. بوئینگ در نامه ای به مخالفان توافق فروش هواپیما به ایران در کنگره اعلام کرد ایران ایر قصد دارد ۸۰ هواپیمای مسافربری در مدلهای مختلف به ارزش ۱۷.۶ میلیارد دلار خریداری و ۲۹ فروند از هواپیماهای ۷۳۷ این شرکت را اجاره کند. انتظار می رود تحویل این هواپیماها از اوایل سال آینده آغاز شود. از فروش مستقیم، ۴۰ فروند مدل ۷۳۷ مکس و شش فروند نسل جدید مدل ۷۳۷ و ۱۵ فروند 777-300ER و ۱۵ فروند 777-9X خواهند بود. این سفارش شامل چهار فروند 747-8 است. به گزارش اقتصاد آنلاین در این نامه که از سوی تیموتی کیتینگ، نایب رییس فعالیتهای دولتی بوئینگ ارسال شد، آمده است: ما مکانیسم دقیقی برای رعایت مقررات در زمینه کنترل افرادی که با آنها معامله می کنیم داریم. بوئینگ به توافق با نهادهای ایرانی مورد تایید دولت آمریکا به شدت پایبند است. کیتینگ در این نامه متذکر شد: نمیتوان انتظار داشت بوئینگ به عنوان یک شرکت از منابع اطلاعاتی مشابه دولت آمریکا برخوردار باشد بنابراین برای فراهم کردن اطلاعات مورد نیاز برای رعایت تحریمها تنها به دولت این کشور متکی است. توافق پیشنهادی بوئینگ با ایران ایر ماه جاری اعلام شد و احتمالا یکی از قابل توجهترین نتایج اقتصادی توافق هسته ای است که سال گذشته میان ایران و شش قدرت جهانی از جمله آمریکا امضا شد و اجرایی شدن آن در ژانویه امسال به رفع بسیاری از تحریمها منجر شد. یکی از تحریمهای رفع شده، امکان خرید هواپیما برای شرکت هواپیمایی ملی ایران بوده که ناوگان هواپیمایی فرسوده ای دارد. ایران همچنین با ایرباس که رقیب اروپایی بوئینگ است برای خرید بیش از ۱۰۰ فروند هواپیمای مسافربری توافق کرده است. اگر فروش و لیزینگ هواپیماهای بوئینگ به ایران کامل شود، بزرگترین معامله تجاری آمریکایی با ایران از زمان انقلاب اسلامی سال ۱۹۷۹ است. سایر تحریمهای غیرهسته ای که از سوی آمریکا علیه ایران وضع شده اند به قوت خود باقی مانده اند و شامل ممنوعیت استفاده از دلار و ممنوعیت دسترسی به سیستم بانکی آمریکا برای ایران است که نحوه دریافت پول این توافق را برای بوئینگ پیچیده میکند.
همچنین محصولات بوئینگ نباید از سوی نهادهای تحت تحریم در ایران مورد استفاده قرار بگیرد. بر اساس گزارش نیویورک تایمز، کیتینگ به نامه ۱۶ ژوئن دو نماینده جمهوریخواه کنگره آمریکا – پیتر روسکام از ایلینویز و جب هنسارلینگ از تگزاس – پاسخ داد که به شدت مخالف هر گونه اقدامی برای عادی سازی تجارت با ایران بودند. این نمایندگان کنگره به این موضوع اشاره کردند که ایران از سوی آمریکا به عنوان یک کشور حامی تروریسم شناخته شده و مدعی شدند ایران از هواپیماهای تجاری برای اقدامات خصمانه در سراسر جهان استفاده میکند و از بوئینگ خواستند توضیح دهد چگونه مانع استفاده ایران از هواپیماهای بوئینگ برای چنین اهدافی خواهد شد. کیتینگ در پاسخ به این نامه گفت: بوئینگ تحت شرایطی که توافق هسته ای موسوم به برجام امکان پذیر کرده است به طور قانونی با ایران مذاکره کرده است. وی همچنین گفت: بوئینگ درباره نحوه فاینانس توافق ایران تصمیمی نگرفته است و بر تعهدات قبلی این شرکت برای دنبال کردن تصمیمات دولت آمریکا تاکید کرد.
افراد مشهوری که به چالش فیشهای حقوقی پیوستند
افراد مشهوری که به چالش فیشهای حقوقی پیوستند
پس از انتشار فیشهای حقوقی چند ده میلیونی برخی از مدیران دولتی، کمپین رو کردن فیشهای حقوق ماهانه راه افتاده است. برخی از مخالفان دولت فیش حقوقی خود را منتشر میکنند تا حقوقهای چند ملیونی رو شده را به رخ بکشند و موافقان دولت نیز فیشهای حقوقی خود را منتشر میکنند تا بگویند همه بدنه دولت را نباید با یک چوب راند.
سید حسن قاضیزاده هاشمی، وزیر بهداشت و درمان از اولین افرادی از میان کابینه دولت بود که فیش حقوقی خود را منتشر کرد. بر اساس این فیش، حقوق دریافتی قاضیزاده هاشمی 8 میلیون و 600 هزار تومان است.
رئیس مرکز ملی فرش ایران (که در سطح معاونت وزیر صنعت قرار دارد) هم فیش حقوقی خود را منتشر کرد. فیشی که میزان دریافتی حمید کارگر، رئیس مرکز ملی فرش را 2.5 میلیون تومان نشان میدهد.
مصطفی تاجزاده، معاون اسبق وزیر کشور نیز فرد دیگری است که فیش حقوقی خود را منتشر کرد. بر اساس این فیش میزان دریافتی ماهانه مصطفی تاجزاده -که بازنشسته نهاد ریاستجمهوری است- سه میلیون و 400 هزار تومان بوده است.
رضا صالحی امیری، مشاور رئیسجمهور و رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی هم تصویر فیش حقوقی خود را منتشر کرد. فیشی که حقوق وی را 11 میلیون تومان در ماه نشان میدهد. به گزارش اقتصادنیوز، وی با انتشار فیش حقوقی خود نوشت: «به دنبال پیشنهاد برخی دوستان و در راستای شفافیت و پاسخگویی به افکار عمومی، فیش حقوقی اسفند 1394 خود را که قبل از طرح مسائل اخیر است منتشر میکنم، البته طبق قانون، این حقوق در سال 95 شامل 12 درصد افزایش شده است.»
حواشی بسیار و شایعاتی مبنی بر دریافت حقوق 65 میلیون تومانی توسط حسین هاشمی، استاندار تهران هم به راه افتاد. شایعاتی که در نهایت با جوابیه روابط عمومی استانداری مواجه شد. حمید رسایی، نماینده سابق مجلس در کانال تلگرامی خود نوشته بود: « هاشمی، تحت عنوان مامور از شرکت آسکوتک (شرکت تابعه ایمیدرو مستقر در آلمان) ماهیانه معادل 65 میلیون تومان در قالب یورو بهعنوان حقوق دریافت میکند.» وی استاندار تهران را به چالش انتشار فیش حقوقی دعوت کرد.
اگرچه هاشمی به این دعوت پاسخی نداد، اما در نهایت روابط عمومی استانداری تهران اطلاعیهای منتشر کرد مبنی بر اینکه حسین هاشمی پیش از تصدی مسئولیت استانداری تهران ماهیانه مبلغ 17 میلیون تومان اعم از حقوق و مزایا و … دریافت میکرده و این مبلغ پس از انتصاب وی به سمت استاندار تهران بدون هرگونه ازدیاد و ارتقا کمافی السابق تداوم یافته است.
علاوه بر این افراد، دو مخالف دولت نیز فیشهای حقوقی خود را منتشر کردند. یکی از این افراد حمید رسایی، نماینده دوره نهم مجلس بود که تصویر فیش حقوقی خود را در منتشر کرد. فیشی که دریافتی رسایی از مجلس را 4 میلیون و 600 هزار تومان عنوان میکرد.
نادر قاضیپور، نماینده جنجالی ارومیه در مجلس دهم نیز فیش حقوقی 5 میلیون و 200 هزار تومانی خود از مجلس را منتشر کرد.
پیش از این انتشار داوطلبانه، برخی از فیشهای حقوقی با ارقام بالا در رسانهها منتشر شد. مانند فیشهای حقوقی 87 میلیون تومانی مدیران بیمه مرکزی که منجر به استعفای رئیس کل بیمه مرکزی شد. فیش حقوقی دیگر مربوط به مدیر عامل بانک رفاه بود که دریافتی این مدیر را 234 میلیون تومان نشان میداد. فیش حقوقی 57 میلیون تومانی رئیس صندوق توسعه ملی و دریافت وام 300 میلیونی با بهره 4 درصدی از دیگر فیشهای افشا شده بود. همچنین فیشهای دیگری از معاونان بانکهای تجارت و صادرات رو شد که نشان میداد در آذر 94 یکی از مدیران بانک تجارت 710 میلیون تومان دریافتی داشته است.
وقتی جنجالها سر سلامت یک برند اوضاع آب معدنی را به هم می ریزد افت 27 درصدی فروش آبهای بستهبندی
وقتی جنجالها سر سلامت یک برند اوضاع آب معدنی را به هم می ریزد
افت 27 درصدی فروش آبهای بستهبندی
ایسنا به نقل از رئیس هیئت مدیره انجمن آبهای معدنی و آشامیدنی ایران از افت فروش آب های معدنی خبر داد. با وجود آن که گفته می شود آب معدنی تنها صنعت در ایران است که شرکتهای نامدار جهانی در آن سرمایهگذاری کردهاند، رئیس انجمن آبهای معدنی و آشامیدنی میگوید بعد از جنجالهای رسانهای که در خصوص یکی از برندهای مطرح صورت گرفت، فروش آب بستهبندی تا ۲۷ درصد افت کرد. سید فرهاد بشارت با اشاره به بحران کم آبی در ایران گفت: دولت هزینه بالایی برای آبرسانی به مناطق مختلف میکند که این هزینه از هزینه تهیه، توزیع یا در نظر گرفتن یارانه برای خرید آب بسته بندی بسیار گرانتر تمام می شود. وی در ادامه با بیان این که صنعت آب های بسته بندی کشش سرمایه گذاری خوبی دارد، افزود: صنعت آب های بسته بندی، تنها صنعت در ایران است که تمام شرکت های بزرگ دنیا از جمله کوکا، پپسی، نسله و دنون به عنوان سرمایه گذاری یا تولید مشترک در آن حضور دارند و وسعت این صنعت به گونه ای است که این شرکت های بزرگ در بیش از ۱۲۰ کشور جهان کارخانه های تولید آب بسته بندی دایر کرده اند. رئیس هیئت مدیره انجمن آبهای معدنی و آشامیدنی ایران اظهار کرد: مصرف سرانه در ایران نسبت به سایر کشور های جهان حتی کشور های همسایه، حدود یک دهم یعنی حدود ۱۲ لیتر در سال است که این رقم در در ترکیه ۸۰ لیتر و در فرانسه ۱۴۰ لیتر در سال برای هر نفر است.
رمضان در تابستان و روز های سخت برای آبهای بسته بندی
وی همچنین با اشاره به وضعیت بازار آب معدنی تصریح کرد: چهار – پنج ماه گرم سال معمولا فصل فروش صنایع آب معدنی است که در سال های اخیر ماه مبارک رمضان با این ایام همزمان شده که این امر باعث کاهش فروش شده است. بشارت ادامه داد: از طرف دیگر بی مهری هایی در خصوص برندهای بزرگ آب های بسته بندی داخلی که با سرمایه گذاری ۵۰ میلیون یورویی و شراکت ۷۵ درصدی شرکت «دنون» اداره میشود اتفاق افتاد که آن را بد نام کرد. در حالی که هیچ مدرکی از سوی دستگاههای مدعی ارئه نشد و باعث شد بعد از جنجال های رسانه ای در سال گذشته فروش صنایع آب بسته بندی تا ۲۷ درصد افت کند. وی در ادامه صادرات آب بسته بندی را به صرفه ندانست و نهایت رقم صادرات سالانه آن را حدود ۱۰ میلیون دلار برآورد کرد. بشارت همچنین با بیان این که نمی شود آمار دقیقی از میزان تولید آب معدنی و آشامیدنی ارائه کرد، تخمین خود از تولید در سال گذشته را بیش از یک میلیارد لیتر اعلام کرد.
جدایى انگلستان چه یافتههایى براى اقتصاد ایران دارد؟
جدایى انگلستان چه یافتههایى براى اقتصاد ایران دارد؟
مرتضى ایمانى راد
در این دو روز اطلاعات زیادى در مورد آثار جدایى انگلستان از اتحادیه اروپا مطرح شده و به طور گستردهاى در شبکههاى اجتماعى دست به دست شده است. ولى در مورد اثرگذارى این اتفاق مهم بر اقتصاد ایران و یادگیرىهاى ما از این اتفاق کمتر بحث شده است. این یادداشت به همین مساله مىپردازد. یافتهها و آثار این اتفاق بر اقتصاد ایران به شرح زیر است:
۱- این اتفاق نشان داد که هسته اصلى اقتصاد جهانى بازارهاى مالى است که به صورت بسیار گسترده و به صورت الکترونیکى و عمدتا با گستردگى جهانى شکل گرفته است . بنابراین پیشرو اقتصاد جهانى این بازارها هستند، نه بازارهاى واقعى. به همین دلیل است که نوسانات بازارها هر چه به زمان حال نزدیکتر مىشود داراى دامنه گسترده ترى است ، چون پوشش بازارهاى مالى بسیار وسیعتر شده است . نوسان شدید بازارهاى مالى و تغییرات یورو ، پوند و ین در روز پنجشنبه ۲۳ ژوئن نمونه این نوسانات گسترده بود. در نتیجه دور ماندن از این بازارها به نوعى توسعه نیافتگى کشور را نشان میدهد. گسترده کردن بازارهاى مالى و ارتباط این بازارها با شبکه هاى جهانى از الزامات رشد پایدار در کشور است .
۲- این اتفاق نشان داد که مسالهاى برنامهریزىشده، قابل پیشبینى ( منظورم خود رفراندوم است نه نتیجهاش ) وقتى نتایج متفاوتى میدهد چگونه بازارها را به هم میریزد. گذشته از مورد یک، وجود حساسیت بالا در بازارهاى جهانى هم به عنوان علت دیگر مطرح است . حساسیت در بازارهاى جهانى بالا است . ایستایى اقتصادى در جهان کماکان فراگیر است و میتواند یک موج رکودى در بازارهاى جهانى ایجاد کند. بنابراین هر تحولى میتواند اثر دومینو وارى را در اقتصاد جهانى ایجاد نماید. این مساله لازم است توسط دولت ، موسسات دولتى و شرکتهاى خصوصى مورد توجه قرار گیرد. آن هم این است که اوضاع اقتصاد جهان خوب نیست . احتمال اینکه اقتصاد جهانى بتواند مسایل خود را با روشهاى متعارف حل کند بسیار کمتر از وقوع بحران هاى مالى است . دیدن این مساله و نشان دادن این پدیده در استراتژیها ، چه در سطح شرکتى و چه در سطح کشورى ، بسیار اهمیت دارد. دیدن آینده نگاه ما را به زمان حال واقع بینانهتر میکند.
۳- جدایى انگلستان یک حرکت بود که پشت آن بیانگر وجود بحران سیاسى در اروپا است . این مساله از آنجا مهم است که انگلستان با این کار میخواهد خود را از بهم ریختگىهاى سیاسى اروپا کنار بکشد. به نظر میرسد که مساله را خوب دیدهاند. مخصوصا اینکه وضعیت اقتصادى انگلستان از مجموعه اروپا بهتر است . این مساله به ما خاطر نشان میکند که یورو در میان مدت ( دوره دو یا سه سال ) یک پول ضعیف خواهد بود و بنابراین استفاده از آن براى خرید و عدم استفاده از آن براى فروش میتواند در میان مدت اثر بخش باشد. طبیعى است که داریم بحث احتمالات را میکنیم ، ولى به نظر من احتمال این پدیده بسیار بالا است و بانکهاى بزرگ جهان ، و مخصوصا بانکهاى اروپایى هم از این موضع دفاع میکنند.
۴- جدایى انگلستان از اتحادیه اروپا به عنوان یک سیگنال از وجود ایستایى stagnation اقتصادى فهمیده شده است و به همین دلیل بود که قیمت کالاها پایین آمد . از آن گذشته بازارهاى مالى جهان از این جدایى حضور ریسک بیشترى را فهمیدند و به همین دلیل بود که تقاضا به شدت هم براى طلا و هم براى ین بالا رفت . فهم این مساله براى سیاست گذارى اقتصادى براى کشور بسیار مهم است . مثلا سریعترین نتیجه اى که میتوان گرفت این است که نفت به این سادگى بالا نمىرود و اگر بالاتر هم برود قدرت حفظ خود را ندارد. گذشته از این مساله گستردگى ایستایى اقتصادى در جهان یکبار دیگر به ایران این پیام را میدهد که براى ارزآورى کشور ، به جز درآمدهاى نفتى ، باید کارى کرد. هر چند که صادرات غیرنفتى در شرایط امروز جهانى خیلى ساده نیست، ولى چاره کار همین جا است . یا از این تحولات دولت باید بداند که در مسیر انقباض قرار دارد و بهترین کارى که میتواند بکند مدیریت هزینه و مدیریت نقدینگى است .
بنیان گذار مقاوم سازی و مدیریت بحران زلزله در ایران:
بسیاری از بناهای تاریخی ایران با اندک زلزله ای فرو خواهند ریخت
مهدیه عبدالله دخت
اولین همایش دانشجویی تکنولوژی و پایداری در کرمان به مدت یک روز با موضوع تخصصی «معماری و عمران و شهرسازی با رویکرد سازه ای و پایدار» و حضور بیش از 300 میهمان و شرکتکننده شروع و با بررسی توسعه پایدار و نقش سازه در طراحی بناها و ساختمان ها از طریق معماری معاصر، به کار خود پایان داد.
پروفسور فریبرز ناطقی الهی، بنیانگذار مقاوم سازی و مدیریت بحران زلزله و از اعضای کمیته تدوین آیین نامه زلزله در ایران در همایش «رویکردی نوین بر مدیریت بحران وخطرپذیری لرزه ای» گفت:«هنوز بعد از گذشته زلزله پنجم دی سال 83 بم، شاهد نبود نظارت و دقت کافی در ساخت و سازهای شهری و روستایی در کشور هستیم.»
فوق تخصص مدیریت بحران از دانشگاه آکسفورد انگلیس با اشاره به ضرورت شناخت و تعریف مناسب دقیق بحران یادآور شد:«بحران ها با عدم آگاهی نسبت به مسائل پیرامون ایجاد می شود و به همین دلیل در قدم اول باید خطر، آسیب پذیری و مدیریت بحران را تعریف کرد و بعد آن را بشناسیم چرا که دقت در شناخت و شناسایی، خطر آسیب پذیری را کم می کند.»
دکترای سازه از دانشگاه کلمبیای آمریکا افزود:«باید بدانیم بیش از 95 درصد شهرها و روستاهای کشورمان از قبل ساخته شده است و اولویت اصلی ما در مقاوم سازی، طراحی در ساخت سازه های مقاوم، ارائه آموزش های مستمر به مدیران و مردم است.»
فوق تخصص مدیریت سوانح از دانشگاه کمران فیلید انگلستان افزود:«خوشبختانه دولت بعد از تجربه زلزله بم در حال تدوین قانون مدیریت بحران است. البته در قانون، ستاد حوادث غیر مترقبه در هر استان تعریف شده که در هنگام حوادثی نظیر زلزله با توجه به اختیاراتی که دارند، فعال شوند.»
وی در ادامه با تاکید بر این موضوع که تقریباً 92 درصد از ایران روی خط زلزله است، افزود:«اماکن تاریخی بسیاری در شهرهای ایران وجود دارد که هیچ یک از این اماکن در مقابل زلزله مقاوم سازی نشده اند و بدون شک با زلزله های نسبتاً شدید یا حتی متوسط به طور کامل از بین خواهند رفت. وضعیتی که چند سال پیش در ارگ تاریخی بم کرمان رخ داد نمونه ای از تاثیرات مخرب زلزله بر اماکن تاریخی بود. در زمان ساخت اماکن تاریخی به این موضوع که ایران روی خط زلزله قرار گرفته توجه نشده، پس لازم است سازمان میراث فرهنگی اماکن تاریخی را در مقابل زلزله مقاوم کند. هم اکنون در دیگر کشورهای زلزله خیز دنیا اماکن تاریخی در مقابل زلزله مقاوم سازی شده اند. به طور مثال در ایتالیا این کار از سال ها پیش آغاز شد. هچنین ترکیه، تایوان و تایلند کار مقاوم سازی بناهای تاریخی در مقابل زلزله را را آغاز کرده است.»
