بایگانی مطالب نشریه

کنسرت

کنسرت بزرگ بهنام صفوی
موسسه نیکوکاری مهر آفرین با همکاری موسسه فرهنگی هنری اوای مهربانی تقدیم می‌کند.
زمان : 25 تیرماه سانس اول : 20:30 سانس دوم : 22:30
مکان : سالن هلال احمر

اسماعیلی رئیس نظام مهندسی معدن ایران در همایش “زرازما” مطرح کرد: در نظام مهندسی به اندازه‌ی کل کشور نیروی متخصص داریم

اسماعیلی رئیس نظام مهندسی معدن ایران
در همایش “زرازما” مطرح کرد:
در نظام مهندسی به اندازه‌ی کل کشور نیروی متخصص داریم
همایش گروه “زرازما” با حضور رئیس نظام مهندسی معدن ایران اقای مهندس اسماعیلی، رئیس نظام مهندسی معدن کرمان جناب مهندس رخ، معاون معدنی استان جناب حسینی نژاد، مدیران ارشد گروه زر ازما وبیش از 150 نفر از مدیران ارشد معدنی استان در بخش دولتی و خصوصی در محل هتل جهانگردی برگزار شد.
رئیس نظام مهندسی معدن ایران در این مراسم گفت: بخش معدن حتی در زمان تحریم‌های نیز بخش پویایی بوده و هست. بر اساس سیاست‌های اقتصاد مقاومتی که در بند اول و دوم آمده اقتصاد مقاومتی یعنی معدن، اگر در کشور به بخش معدن بها داده شود بسیاری از مشکلات کشور حل خواهد شد، وی در ادامه افزود: متاسفانه صدا و سیما نه اینکه برای رفع مشکلات معدن کمکی نکرده بلکه ضربه هم زده است، صدا و سیما بایستی جهت جا انداختن فرهنگ معدن‌کاری کمک می‌کرد وی افزود: بهره‌بردارشرکت تخته سیرجان یک فرد برج ساز و بازرگان است که سرمایه خود را آورده ودر بخش معدن کرمان در “بلورد” سرمایه گذاری کرده است. این فرد تا کنون 75 میلیارد تومان بدون حتی دریافت یک ریال وام در بخشی محروم سرمایه گذاری کرده که بایستی دست چنین فردی را بوسید.
فرق بخش خصوصی و دولتی را میشود در نحوه عملکرد این شرکت دید. با وجود 8سال از فعالیت این شرکت هنوز کارکنان این شرکت در کا نکس زندگی می کنند و بالاترین خودروی آنها سمند است این در حالی است که اگر بخش دولتی بود ابتدا بایستی ساختمان سازی میکرد و درختکاری میکرد. و ماشین آنچنانی می خرید. این فرق بخش خصوصی است که ابتدا منافع خود را میبیند ریاست نظام مهندسی معدن ایران در ادامه گفت: من در بخش آزمایشگاه دولت را به هیچ عنوان قبول ندارم که بیاید و آزمایشگاه بزند. چون اصلا موفق نخواهد شد. بلکه از همان ابتدا ورشکست خواهد شد، بهتر است دولت بیاید یک آزمایشگاه مجهز راه اندازی کند و در یک مزایده به بخش خصوصی واگذارد نماید. وی ادامه داد: همیشه کار در رقابت خوب می شود، اگر یک آزمایشگاه دیگر در حد “زرازما” کار خود را در کنار این شرکت انجام دهد در سایه رقابت همیشه کار خوبی در زمینه آزمایشگاه در کشور صورت خواهد گرفت. وی با اشاره به حضور نیروهای متخصص در نظام مهندسی معدن اظهار داشت از نظر نیروی انسانی به اندازه‌ی همه‌ی کشور نیروی انسانی متخصص داریم اما آنچه در نظام مهندسی برای من مهم است این است که اعضا دانش روز دنیا را داشته باشند. شرکت زرازما در ادامه این همایش به معرفی یکی دیگر از واحدهای زیر مجموعه خود تحت عنوان “زرفراور” پرداخت. کار این واحد راه اندازی واحدهای فراوری مواد معدنی است.

گزارش پیام ما فروش مواد مخدر و داروهای بازار سیاه در طولانی‌ترین بازار کشور/ راز میدان ارگ

گزارش پیام ما فروش مواد مخدر و داروهای بازار سیاه در طولانی‌ترین بازار کشور/
راز میدان ارگ

بازار بزرگ کرمان از میدان ارگ تا مشتاقیه طولانی‌ترین راسته‌ی بازار ایران است که به‌واسطه‌ی چهارسوی بی‌نظیر گنجعلی‌خان و شاهکارهای معماری ایرانی مثل مدرسه‌ی بی‌بی‌حیاتی و بازارگنجعلی‌خان و کاروانسراها و چهارسوهای دیدنی و منحصر بفرد زبانزد خاص و عام است اما به تازگی یک مساله‌ی دیگر به این کشش‌ها و جلب توریسم کمک شایانی کرده. به قول توریست‌ها و غیر ایرانی‌ها “کرمان و راز کوچک‌ آن شهر زیبا” اما آیا واقعا این راز کوچکی‌است آیا کسی از این راز خبر ندارد؟ این طولانی‌ترین راسته‌ی بازار ایران چه رازهایی را در خود نهان کرده؟
چندی پیش تصویری در شبکه‌های مجازی دست به دست می‌گشت و سوژه‌ی شوخی و خنده را فراهم می‌کرد، تصویر توریستی ایسلندی و میزبانی ایرانی که مشغول مهمان‌نوازی است و گویا مهمان‌نوازی را به مرحله‌ای جدید برده و در این تصویر به توریست کمک می‌کند که روش صحیح استفاده از وافور را بیاموزد و در تصویر بعدی هم گویا همگی تحت‌تاثیر مورفین دچار تلطیف احساسات شده‌اند و تصمیم می‌گیرند عکسی به یادگار از این لحظات شیرین بگیرند و همین دو عکس فضای مجازی را فتح می‌کنند، اما کافی‌است به وبلاگ این زوج (که نام جالبی هم دارد که معنی آن می‌شود از یخ تا ادویه که با نام ایسلند و ادویه‌های آسیای شرقی بازی کلامی کرده‌اند) سری بزنید تا ببینید که سفر آنها به تریاک و وافور خلاصه نمی‌شده و مهمان‌نوازی و مهربانی مردم کرمان برای آنها یک چیز کاملا منحصر بفرد بوده است و صد البته که شیفته‌ی معماری، کلوت‌ها، سکوت و آرامش آنجا و زیبایی‌های بی‌شمار کرمان شده‌بودند، اما کماکان مساله تغییری نکرده و این طولانی‌ترین راسته‌ی بازار ایران رازی دارد.
به میدان که رسیدم خود به خود متوجه نگاه‌های خیره‌ و کنج‌کاو برخی که دست فروشی می‌کردند و یا در آن حوالی قدم می‌زدند شدم هر از چندی کسی با چشم و ابرو و حرکت دستش می‌گفت: چی‌می‌خوای؟ یا بفرما؟
میدان را دور زدم و از ورودی بازار بزرگ هم عبور کردم که یکی دیگر از همان‌ها که آن اطراف قدم می‌زنند خیلی جدی جلوی من را گرفت و گفت: بفرما مهندس چی می‌خوای؟ من که بالاخره مهندس شده بودم با کمی استرس گفتم: هیچی داشتم رد می‌شدم.
– نترس مهندس تو از خودمونی، خلافت چیه؟ قرص؟ دوا؟چی می‌خوای؟
– چی دارین؟
ناگهان جدی شد و آن لحن مهربان کاملا جای خود را به لحن خشک و جدی داد: تو بگو چی می‌خوای متا ؟ ترا ؟ ریت؟
(باید اضافه کنم وقتی که روابط نزدیکی با داروها داشته باشید آنها را به اسم کوچک صدا می‌کنید و متادون می‌شود “متا” و ترامادول “ترا” و در آخر هم ریتالین می‌شود “ریت” )
گفتم: “من این‌کاره نیستم می‌خوام یه حالی بکنم ” و هنوز جمله‌ام تمام نشده بود که جوانی هیکل‌مند با جای زخمی روی صورت به سمت ما آمد و بدون حتی نیم نگاهی انداختن به من رو کرد به مرد میانسال و گفت: چی می‌خواد؟
مرد میانسال هم لبخندی تمام صورتش را گرفت و با پوزخندی گفت: می‌خواد حال کنه و جوان هم به زور لبخندی زد و گفت حاجی ۴۰ تومن می‌دی یه بسته متا می‌دمت می‌ری حال ردیفی می‌کنی البته اندکی سر قیمت و اینکه یک بسته زیاد است و من یک عدد بیشتر نمی‌خواهم و او هم می‌گفت ما فقط بسته می‌دهیم و غیره بحث کردیم و در پایان من به مردی که همان حوالی با یک قیچی کوچک قدم می‌زد و می‌رفت و برمی‌گشت اشاره کردم و گفتم ایشون که قرص رو دونه‌ای می‌فروشه ببین قیچی هم دستشه اگه نمی‌دی برم پیش اون. مراسم چانه زنی تمام شد و بر خلاف فرض من جوان قوی هیکل گفت:”برو حاجی تو این‌کاره نیستی ما رو هم حیرون کردی” و به من پشت کرد و سمت ستونی از ستون‌های تاریخی میدان ارگ به راه افتاد و آنجا به همان ستون تکیه داد و من هم که احساس می‌کردم بالاخره خلاص شدم آرام به راه افتادم و از بین پیشنهادها و سوال‌های چی‌می‌خوای و بفرما و گاهی حتی پیله‌کردن‌های بعضی از فروشندگان که: قرص، دارو همه رقم هرچی بخوای . گویی دلال‌های داروی کل استان متمرکز شده‌اند و در ورودی بازار بزرگ نمایشگاهی از توانایی‌ها و داروهای مختلف و جاهایی که می‌شود دارو را پنهان کرد و فروخت و راه‌های تبلیغات دارو را ارائه می‌کنند، همان فردی که با قیچی کوچکی قدم می‌زد پس از اینکه با جوانی چند کلامی رد و بدل کرد دوباره با او دست داد که این‌بار با این دست دادن اسکناسی هم دست به دست شد و فروشنده‌ی قیچی به دست هم اسکناس را در جیبش گذاشت و به سمت یکی دیگر از ستون‌های میدان ارگ به راه افتاد و با سر قیچی اندکی ملات ستون را کنار زد و یک بسته قرص با روکشی نقره‌ای رنگ را از ستون تاریخ و میراث فرهنگی بیرون آورد و به جوان مشتاق و علاقمند ارائه کرد و هرکدام به سمتی از بازار روانه شدند یکی به سمت خروجی و دیگری به ستون و تکیه‌گاه
قبلا هم بارها درباره‌ی مساله‌ی سومصرف دارو در پیام‌ما نوشته‌ایم و بارها این سوال را مطرح کردیم که این داروها از کجا وارد بازار می‌شود؟ در حال حاضر دروازه‌ی ورود به اعتیاد برای تعداد زیادی از جوانان ما تغییر کرده و اگر قبلا کسانی که آلوده‌ی مواد مخدر شده‌بودند برای ترک به داروهایی مثل متادون روی می‌آوردند در حال حاضر آنچنان این داروها فراگیر شده و از دست‌فروش تا سوپر مارکت و حتی ساندویچی‌هایی در همین شهر پیدا می‌شوند که به راحتی مشغول فروش شربت و قرص متادون هستند و دردناک‌تر اینکه تعداد اوردوزها و مرگ‌و میر و ضایعاتی که به بدنه‌ی جامعه‌ی می‌خورد هم تاثیری در این ماجرا ندارد و سن اعتیاد هم دائما پائین می‌آید و فکر نمی‌کنم بتوانیم از این‌ فروشنده‌ها توقع داشته باشیم که به مشتری‌های زیر ۲۰ سال دارو نفروشند، اما می‌توانیم از مسولین توقع داشته باشیم که نگاهی به فراگیری این داروها در جامعه بیاندازند،ذ ترک کردن با کمک این داروها مساله‌ای است کاملا جداگانه از فروش‌آنها در بازار سیاه، در این ارتباطات سازمان غذا و دارو به عنوان متولی توزیع متادون مدعی است که نشت متادون به بازار سیاه از طریق مراکز درمانی و کلینیک‌ها صورت می‌گیرد.
در مقابل مراکز درمانی نیز اعلام می‌کنند که متادون موجود در بازار سیاه بسیار بیشتر از سهمیه کل مراکز درمانی است و آنها نمی‌توانند همزمان به بیماران خود دارو دهند و در عین حال نیاز بازار سیاه را هم تأمین کنند.
ستاد مبارزه با موادمخدر نیز سخت به دنبال مشخص کردن محل نشت متادون است و به همین منظور طرحی را جهت هولوگرام‌دار کردن متادون به سازمان غذا و دارو ارائه کرد تا در تمام مراحل از کارخانه تا مراکز درمانی همه موظف باشند کد شناسایی تک تک متادون دریافتی را در سامانه مشخصی به ثبت برسانند تا ورودی و خروجی همه مراکز، کارخانه ها و دانشگاه‌های علوم پزشکی مشخص شود.
اما متأسفانه این طرح هرگز اجرایی نشد تا اینکه در چند هفته گذشته محمد آذرنیا، دبیر شورای مبارزه با موادمخدر استان تهران در جمع خبرنگاران خبر داد که سازمان غذا و دارو مراکز درمانی را محل نشت دانسته و در یک طرح قصد دارد نظارت را بر این مراکز سفت و سخت انجام دهد. در چنین شرایطی که سازمان غذا و دارو انگشت اتهام را به سوی مراکز درمانی نشانه رفته است، اتفاقی جالب نشان داد که محل نشت متادون، غیر از مراکز درمانی است.اکنون با وجود عدم توزیع قرص متادون 5 در 11 استان از سوی دانشگاه‌های علوم پزشکی این قرص در بازار سیاه به وفور یافت می‌شود.*
با وجود عدم توزیع قانونی متادون، قیمت قرص متادون 5 در بازار سیاه هیچ افزایشی نداشته و همچنان به وفور یافت می شود تا جاییکه مشاهده شده عطاری‌ها به مراکز درمانی پیشنهاد تأمین این قرص را می‌دهند.
*tabnak.ir

با اهدای ۹۸۰‌میلیون تومان یک ناشناس ۱۳ زن زندانی را آزاد کرد خیر اربعین ۱۳ زن را آزاد کرد

با اهدای ۹۸۰‌میلیون تومان یک ناشناس ۱۳ زن زندانی را آزاد کرد
خیر اربعین ۱۳ زن را آزاد کرد

شهروند ناشناسی که به «خیر اربعین» معروف شده، بار دیگر و به‌طور ناشناس با واریز ۹۸۰‌میلیون تومان زمینه آزادی ۱۳ زندانی زن را فراهم کرد.
آذرماه‌ سال ۹۴ بود که «محسن نصیری مدیرعامل انجمن حمایت زندانیان مرکز با اشاره به اقدام خداپسندانه یک خیر ناشناس در ایام اربعین حسینی(ع) گفت: «این خیر تهرانی به واسطه یکی از فرزندان شهدای بزرگ دوران دفاع مقدس مبلغ یک‌میلیارد و۲۰۰‌میلیون تومان به انجمن حمایت واریز کرد تا زمینه آزادی تعدادی از زندانیان فراهم شود. این خیر درخواست کرده بود با این پول زندانیان زن دارای فرزند که به دلیل بدهی مالی در زندان هستند، آزاد شوند که ۲۱ زندانی زن امروز آزاد شده و به جمع خانواده پیوستند.» پس از آن، این خیر ناشناس که به نام خیر اربعین معروف شده با واریز یک‌میلیارد و۸۸‌میلیون تومان ۱۰ زندانی را به مناسبت مبعث رسول(ص) و ۲۲ زندانی را در ایام دهه فجر‌ سال ۹۴ آزاد کرد که گفته می‌شود این‌بار اولویت آزادی با کودکان زیر ۱۸‌سال در کانون اصلاح و تربیت تهران بود و حالا خیر اربعین روز گذشته با واریز ۹۷۰‌میلیون تومان به مناسبت عید سعید فطر زمینه آزادی ۱۳ زندانی زن را فراهم کرده است. نکته قابل تأمل این است که نصیری نمی‌داند این خیر کیست و تنها فردی که اطلاع دارد، همان فرزند شهید شاخص است. اصرارها و تلاش‌ها برای مصاحبه با این خیر اربعین و گمنام بی‌ثمر مانده اما او همچنان آزادی زندانیان را در دستور کار خود قرارداده است./ایلنا

معاون امور بهداشتی وزیر بهداشت: ۱۰‌میلیون حاشیه‌نشین در ایران امکانات درمانی ندارند

معاون امور بهداشتی وزیر بهداشت:
۱۰‌میلیون حاشیه‌نشین در ایران امکانات درمانی ندارند
وجود ۱۰‌میلیون حاشیه‌نشین در ایران؛ این خبر جدیدی نیست. خبر جدید درباره حاشیه‌نشین‌ها را اما این‌بار معاون امور بهداشتی وزیر بهداشت داده است؛ نه درباره تعداد آنها که این‌بار درباره امکانات بهداشتی که برای آنها وجود ندارد.
«علی‌اکبر سیاری»، معاون امور بهداشتی وزیر بهداشت دیروز گفته است که ۱۰‌میلیون و۲۰۰‌هزار نفر از ساکنان شهرها که اغلب حاشیه‌نشین‌اند، امکان دسترسی به امکانات بهداشتی و درمانی را ندارند.
به گفته سیاری، سیستم بهداشتی ما از‌سال ۶۳ در قالب طرح توسعه شبکه‌های بهداشتی و درمانی فعالیت‌های خوبی را در راه‌اندازی مرکز انجام داده، به‌طوری‌که در دو ردیف اعتباری مشخص برای توسعه و استانداردسازی این مراکز منابع اعتباری تخصیص می‌یافت: «در دهه۸۰ این دو ردیف اعتباری از وزارت بهداشت و درمان منفک شد و دراختیار استان‌ها قرار گرفت اما به تدریج تخصیص این اعتبارات رو به ضعف گذاشت، به ‌حدی که برخی از استان‌ها هیچ اعتباری را در بهبود، استانداردسازی، توسعه و تجهیز مراکز و خانه‌های بهداشتی شهری و روستایی دریافت نکردند.»
او ادامه داده است: «این کار سبب شد تا به تدریج مراکز بهداشتی ما فرسوده و فاقد استانداردهای لازم باشد و درکنار آن در این ۳۵‌سال رشد جمعیت کشور ۲,۳برابر شده اما جای تعجب است که جمعیت شهری ما در این مدت ۵برابر افزایش یافته، به‌طوری‌ که ما مهاجرت‌های بی‌رویه‌ای را از روستاها به شهرها شاهد هستیم. درچنین شرایطی ما به بهبود و استانداردسازی فضای فیزیکی و حتی تأمین این فضاها در شهرها و روستاها نیاز داشتیم که عمده این نیازها در مناطق شهری و حاشیه‌های احساس شد.»
به گفته معاون امور بهداشتی وزیر بهداشت، «درحال حاضر ۱۰‌میلیون و۲۰۰‌هزار نفر از ساکنان حاشیه شهرها از دسترسی به امکانات بهداشتی محروم هستند که در قالب طرح تحول سلامت قرار است این عقب‌ماندگی‌ها و کسری‌ها جبران شود تا درکنار تعمیر، تجهیز و بهبود استاندارد ساخت فضاهای بهداشتی جدید مورد توجه قرار گیرد.» سیاری دسترسی برای بهره‌مندی از خدمات بهداشتی را به شکل عادلانه از رویکردهای وزارت بهداشت اعلام کرده است: «سعی ما براین است تا امکانات به‌گونه‌ای توزیع شود تا کمبود فضای فیزیکی برطرف شود. ما آمادگی داریم درصورت تأمین زمین ازسوی شهرداری و کمک ۵۰‌درصدی دانشگاه علوم پزشکی و خیرین، ۵۰‌درصد مابقی اعتبارات را هم از طریق وزارت بهداشت تأمین کنیم تا به سرعت کمبود فضاهای بهداشتی درحاشیه شهرها برطرف شود.»
معاون امور بهداشتی وزیر بهداشت ادامه داد: «در بیشتر شهرها به‌ویژه در اردبیل درحاشیه‌ شهرها با کمبود امکانات روبه‌رو هستیم و سعی‌مان براین است تا پایگاه‌های جامع سلامت را به‌گونه‌ای احداث کنیم تا امکان‌ بهره‌برداری و دسترسی مهیا شود.»
او ۳ رویکرد وزارت بهداشت را فراهم کردن امکانات برای دسترسی راحت مردم، بالابردن خدمات در راستای بهره‌وری بالا و همچنین کاهش هزینه‌های مالی ازسوی مردم و به حداقل رساندن آسیب‌های اقتصادی برای خانوارها دانسته است: «مردم درشرایط کنونی به شکل رایگان و با کمترین هزینه خدمات بهداشتی دریافت می‌کنند و درحوزه درمان و بستری پرداخت برخی هزینه‌ها را شاهد هستیم که در قالب طرح تحول سلامت این پرداختی‌ها به حداقل رسیده است.»
این نخستین‌بار نیست که مسئولان وزارت بهداشت نگرانی‌شان را درباره وضع درمانی و بهداشتی حاشیه‌نشین‌های ایرانی اعلام می‌کنند. ‌سال گذشته بود که وزیر بهداشت گفت: ۱۰‌میلیون حاشیه‌نشین‌ مرکزدرمانی ندارند. او آن زمان گفت که دسترسی به امکانات برای فقرا محدود است: «مثلا برای ‏‏۱۰‌میلیون حاشیه‌نشین شهر‌ها، بیمارستان و مراکزدرمانی برای ما وجود ندارد، همچنین آب آنها دچار مشکل است و ‏فاضلاب درستی ندارند، یعنی درمجموع دسترسی آنان به عدالت وجود ندارد‎.»
به گفته او، در اطراف شهر تهران ۴۰ شهر کوچک دیگر به وجود آمده و واقعا وضع ‏بهداشتی مناسبی ندارند: «به‌عنوان مثال، در پرند ۷۰۰‌هزارنفری حتی یک تخت بیمارستانی وجود ندارد که به ‌تازگی می‌خواهند یک بخش درمانی خصوصی ‏بسازند، یا این‌که در قرچک و ملارد نیز یک تخت بیمارستانی نیست، یعنی ما شاهد آن هستیم که درچند شهر با جمعیت ۱.۵‌میلیون نفری حتی ‏یک تخت وجود ندارد‎. در شهر پیشوا که انقلاب از آن‌جا شروع شد و حتی ۱۰۰‌هزار اتباع افغانستانی در آن‌جا زندگی می‌کنند، یک ‏تخت بیمارستانی وجود ندارد، در ورامین نیز ۳۰‌سال قبل با کمک جهاد سازندگی تخت‌های بیمارستانی در‌ آن‌جا دایر کردیم که امروز ‏کاربری آن تغییر کرده است، بنابراین شاهد آن هستیم که در شهرهای حاشیه‌نشین بی‌عدالتی بیشتر است. بنابراین باید دولت و مجلس را ‏تشویق کنیم که در حل مشکلات قدم بردارند‎.»
منبع/روزنامه‌ی شهروند

گفت و گوی «پیام ما» با دکتر مهدیه بالنگی مسئول پذیره‌نویسی سلول‌های بنیادی خون‌ساز کرمان / سلول‌های زندگی‌بخش

گفت و گوی «پیام ما» با دکتر مهدیه بالنگی مسئول پذیره‌نویسی سلول‌های بنیادی خون‌ساز کرمان /
سلول‌های زندگی‌بخش

دانش و به‌طور خاص دانش پزشکی با چنان سرعتی در حال رشد است که اگر مطلبی را صبح رصد کرده باشی، امکان زیادی دارد که شب یا تغییر و یا به آن افزوده‌شده باشد. این سرعت‌بالای علم می‌تواند امیدبخش هم باشد، امید برای همه‌ی کسانی که درگیر بیماری می‌شوند و حتی کور سوی امید برایشان ارزشمند است. تأثیر پیشرفت علم در بحث‌های درمانی به‌خوبی دیده‌شده است. سلول‌های بنیادی و دانشی که در این زمینه وجود دارد و همچنان در حال پیشرفت است، نویدبخش درمان بسیاری از بیماری‌ها شده است. بیماری‌های که روزی گرفتار شدن به آن‌ها هیچ راه گریز ودرمانی نداشت، با کمک این دانش درمان‌پذیر شده‌اند.دانش سلول‌های بنیادی شاخه‌های مختلفی دارد که سلول‌های بنیادی خون‌ساز یکی از گروه‌هایی است که به میزان چشم‌گیری در خدمت سلامت انسان قرارگرفته‌ است. برای آشنایی بیشتر با این علم و همچنین آشنایی با عمل انسان دوستانه‌ی اهدا سلول‌هایی که می‌تواند زندگی را دوباره ببخشند به سراغ دکتر «مهدیه بالنگی» مسئول بخش پذیره‌نویسی سلول‌های بنیادی خون‌ساز در سازمان انتقال خون استان کرمان رفتیم تا گفتگویی در این رابطه داشته باشیم.
سلول‌های بنیادی چه هستند؟
سلول‌های بنیادی را می‌توان مادر تمام سلول‌های بدن دانست که توانایی تبدیل به تمام سلول‌های بدن را دارند. این سلول‌ها با توان بالا و عمر طولانی و همچنین قابلیت تکثیر بالایی هستند و در بدن هر شخص مسئول ساختن اعضا مختلف می‌باشند. معمولاً در همه‌ی بافت‌های بدن موجود هستند و به‌طورکلی وظیفه‌ی ترمیم آن‌ها را بر عهده‌دارند. سلول‌های بنیادی برحسب نوع بافتی که در آن دیده می‌شوند، انواع مختلفی دارند.سلول‌های بنیادی در مغز استخوان ، خون‌بند ناف و خون محیطی وجود دارند.
سلول‌های بنیادی خون‌ساز را تعریف کنید
سلول‌های بنیادی بافت خون را سلول‌های بنیادی خون‌ساز می‌نامند و این توانایی را دارند که انواع سلول‌های موجود در خون مانند گلبول‌های قرمز و سفید را ایجاد کنند. به‌طورکلی سلول‌های بنیادی خون‌ساز در بدن هر شخص مسئول ساختن اجزا خون می‌باشند. تاکنون بیش از شصت نوع بیماری صعب‌العلاج و کشنده با استفاده از روش پیوند سلول‌های بنیادی خون‌ساز درمان‌پذیر شده است. از پیوند سلول‌های بنیادی خون‌ساز در درمان انواع مختلف بیماری‌ها و اختلالات خونی مانند لوسمی ها یا سرطان‌های خون، آنمی ها و بعضی از اختلالات سیستم ایمنی بدن استفاده می‌شود.
شرط پیوند سلول‌های بنیادی خون چیست؟
شرط اول برای پیوند سلول‌های بنیادی خون‌ساز به بیمار، سازگاری یا شباهت ژنتیکی بین بیمار و اهداکننده است. ازآنجایی‌که احتمال یافتن اهداکننده‌ی مناسب در بین افراد خانواده و بستگان بیمار محدود است، هدف مرکز پذیره‌نویسی اهداکننده سلول‌های بنیادی خون‌ساز یا مرکز «سپاس» کمک به بیماران جهت پیدا کردن اهداکننده‌ی مناسب از بین افراد غیر خویشاوند است.با توجه به این‌که سلول‌های بنیادی خون‌ساز هم نوعی از محصولات سلولی خون هستند لذا سازمان انتقال خون ایران در حیطه‌ی وظایف تعیین‌شده، اقدام به تأسیس مرکز ملی «سپاس» یا همان مرکز اهدا سلول‌های بنیادی خون‌ساز نموده است.
شرایط عضویت در مرکز پذیره‌نویسی سلول‌های بنیادی خون‌ساز چیست؟
شرایط عضویت در مرکز پذیره‌نویسی سلول‌های بنیادی خون‌ساز شامل موارد زیر است: 1. سن بین 18 تا 50 سال 2.انگیزه بالای اهداکننده برای کمک به بیماران در تمام مراحل اهدا سلول‌های بنیادی خون‌ساز 3 . سلامت اهداکننده ازنظر بیماری‌های خونی، قلبی، کلیوی و غیره 4. سلامت اهداکننده ازنظر بیماری‌های خونی و عفونی قابل‌انتقال مثل هپاتیت و ایدز 5.بررسی شرایط عضویت و تائید توسط پزشک مرکز.
مراحل عضویت و اهدا سلول‌های بنیادی خون‌ساز به شرح زیر است: از فرد داوطلب که مراجعه می‌کند پس از معاینه و مشاوره پزشکی در صورت داشتن شرایط لازم جهت اهدا سلول‌های بنیادی خون‌ساز ثبت‌نام به عمل می‌آید و نمونه‌ی خونی گرفته می‌شود. بعد از انجام آزمایش‌ها لازم نتایج برای بررسی سازگاری ژنتیکی با فرد بیمار ذخیره می‌شود. اطلاعات آزمایش‌ها در پرونده‌ی داوطلب به‌صورت محرمانه ثبت می‌گردد.در صورت پیدا شدن فرد سازگار با اهداکننده، اهداکننده به مرکز پیوند جهت آزمایش‌ها تکمیلی متعدد مثل سیستم ارزیابی قلبی، عروقی و ریوی وانجام آزمایش‌ها مختلف خونی، بیوشیمیای وآنتی بادی‌ها فراخوانده می‌شود و پس از رضایت‌بخش بودن نتایج این آزمایش‌ها فرد برای اهدا سلول‌های بنیادی خون‌ساز به مرکز جمع‌آوری سلول‌های بنیادی معرفی می‌شود.
جمع‌آوری سلول‌های بنیادی خون‌ساز چگونه انجام می‌شود؟
جمع‌آوری سلول‌های بنیادی خون‌ساز، معمولاً از خون محیطی صورت می‌گیرد. نحو جمع‌آوری سلول‌های بنیادی خون‌ساز از خون محیطی به این صورت است که پس از تزریق متوالی چهار تا پنج روزِ دارو به‌صورت زیر جلدی به اهداکننده در فرایندی سلول‌های بنیادی خون‌ساز از بدن فرد اهداکننده جداشده و جمع‌آوری می‌شوند. ازآنجایی‌که به‌صورت عادی تعداد سلول‌های بنیادی در خون محیطی کافی نیست، قبل از جمع‌آوری، مغز استخوان اهداکننده جهت آزاد کردن این سلول‌ها به‌وسیله تزریق داروی«Gcsf» تحریک می‌شود. این دارو به‌منظور افزایش سلول‌های بنیادی خون‌ساز در مغز استخوان اهداکننده و افزایش سلول‌ها در خون طی چند روز قبل از اهدا به اهداکننده تزریق می‌گردد. مراجعه و همکاری اهداکننده با مرکز پیوند طی این چند روز ضروری است .
آیا امکان دارد اهداکنندگان با تزریق دارو دچار مشکل خاصی شوند؟
داروی اهدا سلول بنیادی سال‌های زیادی مورداستفاده قرارگرفته و تزریق آن عوارض خاصی برای اهداکننده به همراه نداشته است. برخی از اهداکنندگان ممکن است با تزریق این دارو دچار علائم شبه سرماخوردگی شوند که با مصرف مسکن‌های ساده‌ای مثل استامینوفن برطرف می‌شود. سلول‌های بنیادی خون محیطی طی دو تا سه هفته در بدن اهداکننده، جایگزین شده و فرد، زندگی طبیعی خود را خواهد داشت. اهدا سلول‌های بنیادی هزینه‌ای برای اهداکننده ندارد.
در کرمان چه محلی برای پذیره‌نویسی اهدا سلول‌های بنیادی در نظر گرفته‌شده است؟
در کرمان پذیره‌نویسی مرکز«سپاس» یا اهدا سلول‌های بنیادی خون‌ساز در پایگاه انتقال خون مرکزی کرمان واقع در بلوار 22 بهمن نرسیده به چهارراه شعبانیه در روزهای شنبه و یکشنبه‌ی هر هفته از ساعت هشت ونیم الی دوازده ونیم صبح انجام می‌شود.افرادی که تمایل به اهدا سلول‌های بنیادی دارند می‌توانند روزهای شنبه و یکشنبه هر هفته به این مرکز مراجعه کنند.اهداکننده در تمام مراحل قبل از شروع پیوند حق انصراف خواهد داشت، ولی توصیه می‌شود تنها افرادی که انگیزه‌ی مناسب برای این امر انسان دوستانه و فرصت کافی در تمام مراحل آن رادارند به‌عنوان اهداکننده ثبت‌نام نمایند.

پیوند سلول های بنیادی می تواند پیشرفت «اِم ‌اِس» را متوقف کند

پیوند سلول های بنیادی می تواند پیشرفت «اِم ‌اِس» را متوقف کند

یک تحقیق محدود نشان می‌دهد پیوند سلول‌های بنیادی بعد از شیمی ‌درمانی تهاجمی می‌تواند پیشرفت اِم‌اِس (اسکلروز چندگانه) را متوقف کند.
به گزارش ایرنا ، این تحقیق روی 24 بیمار 18 تا 50 ساله در سه بیمارستان در کانادا انجام شده است؛ بیمارانی که انتخاب شده پیش‌آگهی بدی داشتند؛ بیماریشان فعال بود و برایشان ناتوانی و معلولیت از متوسط تا ناتوانی در راه رفتن ایجاد کرده بود.
رشته‌های اعصاب در بدن مانند سیم برق هستند؛ سیم برق یک رشته نازک هادی جریان برق در وسط دارد که کار هدایت الکتریسیته را انجام می‌دهد و روی آن پوششی لاستیکی قرار دارد که از رشته هادی برق محافظت می‌کند.
در بدن نیز همین گونه است؛ روی رشته عصبی را لایه‌ای محافظ به نام میلین می‌پوشاند؛ در بیماری ام اس، سیستم ایمنی به دلایل ناشناخته، ترکیبی از عوامل محیطی و ژنتیکی، به این غلاف میلین حمله کرده و آن را تخریب می‌کند.
اعصاب نخاعی و مغزی که دیگر لایه محافظ ندارند به تدریج دچار تحلیل و تخریب می شوند که نتیجه آن معلولیت‌ و ناتوانی‌های مختلف است.
در حال حاضر اساس درمان ام اس داروهایی است که سیستم ایمنی را از کار می‌اندازند اما این روش صرف ‌نظر از عوارضی که به همراه دارد، کمکی به بازگرداندن اعصاب تخریب شده نمی‌کند و در بهترین حالت پیشرفت بیماری را کند کرده یا دوره‌هایی را که بیماری فروکش می‌کند، بیشتر یا طولانی‌تر می‌کند.
در سال‌های اخیر سلول‌های بنیادی نیز در کنار سرکوب سیستم ایمنی به کار گرفته شده است؛ اساس کار این است که با شیمی درمانی سلول‌های ایمنی را که به غلاف پوشاننده اعصاب حمله می‌کنند از بین برده و بعد با سلول بنیادی آنها را جایگزین کنند.
برای تولید سلول‌های بنیادی از سلول‌های خود بیمار استفاده می‌شود؛ این سلول‌ها با دستکاری ژنتیکی در آزمایشگاه تبدیل به سلول‌های بنیادی می‌شوند، این کار شبیه این است که سلول از نو برنامه‌ریزی شود.این سلول‌های بنیادی چون در مراحل اولیه قرار دارند، فاقد نقصی هستند که بیماری را ایجاد می‌کند.در این تحقیق، پژوهشگران سیستم ایمنی بیماران را چنان شدید سرکوب کردند که تقریبا از کار افتاد، بعد از این شیمی‌درمانی سنگین برای سرکوب سیستم ایمنی، به بیماران سلول بنیادی تزریق شد.
این 24 بیمار از زمان تشخیص بیماری تا زمان پیوند سلول‌های بنیادی، تحت شیمی‌درمانی استاندارد قرار گرفته بودند اما بیماریشان متوقف نشده بود و در مجموع 167 بار عود بیماری را تجربه کرده بودند.اما پس از درمان با این روش، در ام‌آرآی هیچ ضایعه جدیدی دیده نشد، سرعت تحلیل مغز به قدری کاهش یافت که به فرد سالم نزدیک شد، عود بیماری مشاهده نشد و میزان ناتوانی و معلولیت بیماران کاهش یافت.البته روشن است که سرکوب سیستم ایمنی به این شدت، عوارض خود را دارد و یکی از بیماران بر اثر همین عوارض درگذشت؛ متخصصان با اینکه این شیوه را «امیدوار کننده» خوانده‌اند اما تاکید کرده‌اند که این روش «خطرات قابل‌توجهی» دارد.
علاوه بر این، سرکوب سیستم ایمنی به این شدت نیاز به مراکز بسیار تخصصی و پیشرفته برای مراقبت و نگهداری از بیماران دارد، به جز این، باید فواید این روش در مقایسه با عوارض آن سنجیده شود، از این رو برای همه مناسب نیست.

خون بند ناف، «دورریزی» که زندگی می‌بخشد

خون بند ناف، «دورریزی»
که زندگی می‌بخشد
خون ‌بند ناف، خونی است غنی از سلولهای بنیادی که بعد از تولد نوزاد در جفت باقی‌مانده و معمولاً دور انداخته می‌شود، اما امروزه با کشت و اهدای آن می‌توان به بیماران نیازمند پیوند مغز استخوان کمک کرد و جان آنها را از مرگ نجات داد. سلول‌های بنیادی که از بند ناف گرفته می‌شوند بسیار پرتوان و نامیرا هستند و همچنین در اثر تکثیرهای پی در پی دچار پیری نمی‌شوند، به طوری که با تزریق یا جایگزینی آنها در بافت‌هایی که آسیب جدی دیده‌اند می‌توانیم به بهبودی و تشکیل سلول‌های جدید بافت کمک کنیم. اولین پیوند خون بند ناف در سال 1988 میلادی در فرانسه و توسط دکتر گلوکمن به یک کودک مبتلا به کم خونی فانکونی (یک نوع کم خونی مادرزادی) انجام گرفت و به این ترتیب تا به امروز صد ها پیوند موفق خون بند ناف صورت گرفته است و مراکز بزرگ ذخیره این سلولها در کشورهای مختلف جهان تاسیس گردیده است.
تأثیر مثبت خون بند ناف بر درمان بعضی از بیماری‌ها
با اینکه مدت زمان اندکی از شناخت علم سلول‌های بنیادی می‌گذرد، عرصه این علم مرزهای بسیاری را درنوردیده و جهان زیست شناسی و پزشکی را متحول کرده است. سلول‌های بنیادی در درون خون‌بند ناف دارای پتانسیل بالقوه‌ای برای درمان و یا کاهش شدت بیماری‌های صعب‌العلاج هستند. این‌طور نیست که تمام درمان‌هایی که از سلول‌های بنیادی در آنها استفاده می‌شود مربوط به آینده باشد، پزشکان امروزه به‌طور رایج از درمان‌های مبتنی بر سلول بنیادی برای مداوای سرطان‌ها و حتی سوختگی‌های شدید استفاده می‌کنند. بر اساس گزارش بنیاد ملی نخبگان ازآنجاکه بعد از چند دقیقه خون موجود دربند ناف و جفت لخته می‌شود، بنابراین برای دسترسی به این منبع مهم فقط 5 تا 10 دقیقه فرصت داریم در غیر این صورت سلول‌های بنیادی موجود در آن بدون استفاده باید دور انداخته شود. این خون بعد از جدا شدن کامل بند ناف از نوزاد قابل‌جمع آوری است و نمونه‌گیری از آن هیچ صدمه‌ای به نوزاد یا مادر وارد نمی‌کند.
بانک خون بند ناف؛ ارتقا سطح سلامت جامعه
مسئول بانک خون بند ناف سازمان انتقال خون در این خصوص گفت:ایجاد بانک خون بند ناف می تواند در ارتقا سطح سلامت جامعه موثر بوده و امید به زندگی را در بیماران مبتلا به انواع بد خیمی ها بالا ببرد.
مهین نیکوگفتار افزود: بانک خون بند ناف همان‌طور که از نام آن پیداست، شرایطی را فراهم می‌کند تا سلول‌های بنیادی موجود در خون بند ناف تحت شرایط خاصی جمع‌آوری‌شده و در بانکی در شرایط استاندارد و با کیفیت بالا ذخیره شود، تا اگر زمانی به سلول‌های بنیادی برای پیوند نیاز داشتیم، این منبع ارزشمند به راحتی در دسترس قرار گیرد و بتوان برای پیوند از آن استفاده کرد.وی با اشاره به اینکه خون بندناف یک منبع باارزش و غنی از سلول‌های بنیادی، سرم، پلاکت ها و سلول های ایمنی است، بیان کرد: از سرم خون به‌عنوان یک مکمل رشد در محیط کشت‌های مختلف استفاده میشود.به گفته نیکوگفتار سرم خون به دلیل محتوای زیاد فاکتورهای محرک رشد، در انواع مدل های کشت سلولی ‌تاثیر به سزایی در رشد سلول ها دارد و به همین دلیل از سرم خون بند ناف امروزه استفاده گسترده ای در کشت سلولی می‌شود.وی در خصوص بانک خون‌بند ناف سازمان انتقال خون و نحوه عملکرد آن، بابیان اینکه این بانک، یک بانک خون‌بند ناف عمومی است،‌ گفت: این مرکز در سال 1387 تشکیل‌شده است و از آن زمان تابه‌حال حدود 3 هزار واحد خون‌بند ناف از مادران اهداکننده‌ای که رضایت به اهدای خون‌بند ناف خود داده‌اند در این بانک نگهداری شده است.وی درباره نگهداری خصوصی خون ‌بند ناف و چالش آن در جامعه گفت: با توجه به این‌که در بانک‌های خصوصی خون ‌بند ناف تنها برای خود نوزاد استفاده می‌شود، بیمارانی که شرایط بدخیم دارند نمی‌توانند از آن استفاده کنند، از طرفی میزان مصرف خون ‌بند ناف از بانک‌های خصوصی برای خانواده‌ها بسیار پایین است و در ازای پرداخت هزینه شاید هیچ‌وقت سرویسی دریافت نکنند. وی درخصوص تفاوت بانک‌های عمومی و خصوصی خون ‌بند ناف اظهار کرد: در بانک‌های عمومی خون‌ بند ناف، تمامی مادرانی که رضایت به اهدای خون‌ بند ناف نوزادشان دارند، می‌توانند واحد خون ‌بند ناف را به بانک عمومی اهدا کنند که در مجموع تمامی واحدهای اهداء شده پس از انجام کنترل کیفی، در بانک ذخیره‌سازی شده و بیماران نیازمند سلول‌های بنیادی پیوندی خون‌ساز می‌توانند با مراجعه به این مرکز، نمونه سازگار با بیماری خود را برای پیوند دریافت کنند.نیکوگفتار همچنین افزود: اما در بانک‌های خصوصی شرایط متفاوت است و واحدهای خون ‌بند ناف برای خود خانواده و نوزاد ذخیره شده و برای پردازش و نگهداری آن نیز باید هزینه‌ای پرداخت شود.

مروری بر روزنامه های دیروز از مرگ کیارستمی تا اظهارات صالحی

مروری بر روزنامه های دیروز
از مرگ کیارستمی تا اظهارات صالحی

اظهارات کنایه آمیز علی اکبر صالحی، رئیس سازمان انرژی اتمی، مورد توجه برخی روزنامه‌های اصولگرا قرار گرفته است، حال آنکه موضوع فیش‌های حقوقی و ماجرای مرگ کیارستمی و علت آن از دیگر موضوعات مهم دیروز بوده است. دو روزنامه وطن امروز و جوان امروز، عکس یک خود را به اظهارات علی اکبر صالحی اختصاص داده اند.
روزنامه وطن امروز در گزارشی با تیتر «کنایه‌های صالحی به روحانی» نوشت: «علی‌اکبر صالحی، رئیس سازمان انرژی اتمی اگرچه در واپسین روزهای سال 94 و پس از عتاب و تشر حسن روحانی، کمتر درباره بدعهدی‌های آمریکا در پسابرجام گفت اما گویا او این روزها شرایط برجام و وضعیت پسابرجام را چنان دیده است که به‌رغم اطلاع از آزرده‌خاطر شدن روحانی، مجددا زبان گشوده و از بهتر بودن برخی مسائل در دوران پیشابرجام می‌گوید. صالحی در سخنان خود که در گفت‌وگو با خبرگزاری صدا و سیما مطرح شد؛ کنایه‌هایی نیز به حسن روحانی زد. او درباره بدعهدی‌های آمریکا در برجام، تلویحا به گلایه و عتاب حسن روحانی نسبت به خود اشاره کرد اما گفت اگر وزیر اقتصاد یا رئیس کل بانک مرکزی نیست اما یک استاد دانشگاه است و حق دارد از این منظر درباره این مسائل صحبت کند.
رئیس سازمان انرژی اتمی که اصلی‌ترین نقش را در جوش دادن مسائل فنی برجام داشت و تعطیلی بخش وسیعی از برنامه هسته‌ای ایران با تصمیم‌گیری وی صورت گرفت؛ در ادامه نسبت به ادعاهای اخیر آنگلا مرکل درباره تلاش سازمان انرژی اتمی ایران برای دستیابی به مواد غیرقانونی در آلمان نیز واکنش نشان داد. »
روزنامه شهروند در گفت و گو با قاضی زاده هاشمی، وزیر بهداشت با عنوان «بیشترین ضربه را از هم لباسی‌هایمان خوردیم» به نقل از وی می نویسد: «بیشترین آسیب را ما از خودمان خوردیم و از هم لباسی خودمان به خاطر مشاوره‌هایی که دادند. در همین لباسِی ما، بدترین توهین‌ها به جامعه پزشکی شد. منظورم فقط پزشکان نیستند، همه جامعه پزشکی. آنجا که درباره منابع حرف زدند و گفتند که این (نظام سلامت) چاه ویل است، پول ندهید، کمک نکنید. بله به‌هرحال سیاستمدار علاقه دارد جاده و ریل بسازد، ساختمان بسازد. آنها معمولا دنبال این چیزها هستند که بازده سریع و ملموس و قابل مشاهده دارد. این بود که هیچ وقت سهم حوزه سلامت را ندادند، هنوز هم نداده‌اند. آقای روحانی هم که آمد، باز هم آن طور که می‌خواست نشد. منابعی هم که دادند، پایدار نیست. نگرانی‌ای که همه‌مان داریم همین است؛ بنابراین اول از همه ما ضربه را از هم‌لباسی‌ها و بعد دولت و مجلس‌هایی که آمدند، خوردیم. آنها هم متأثر از هم‌لباسی‌های خودمان بودند. اگر صادقانه بگویم ما بیشترین گرفتاریمان از خودمان است یا برداشت‌های شخصی را وحی منزل می‌دانیم و می‌خواهیم به خورد سیاستمداران بدهیم و یا این‌که تخلفات شخصی مرتکب می‌شویم و به پای همه می‌نویسیم و در جامعه بدبینی ایجاد می‌کنیم. نکته دیگر این‌که سلامت جزو اولویت‌های دولت‌ها و مجلس‌ها نبوده، امروز نگاه کنید به کشورهای قدرتمند دنیا. دولت‌هایی که می‌آیند و می‌روند با چه حربه‌ای رقبای‌شان را از میدان بیرون می‌کنند؟ بلااستثنا با حربه سلامت. آنها انگشت می‌گذارند بر روی دردهای اجتماعی تا بتوانند رأی بگیرند. هر چقدر هم در جمهوری اسلامی در حوزه سلامت تلاش شود با حساب و کتاب و پیشگیری از اسراف، به نظر می‌رسد کم است.» همچنین این روزنامه با استفاده از کاریکاتور زیر به تشییع جنازه کیارستمی واکنش نشان داده است.
عباس عبدی نیز در یادداشتی در روزنامه اعتماد با تیتر «مرگ کیارستمی و نظام پزشکی» به مرگ کیارستمی پرداخت. عبدی در بخشی از این یادداشت نوشت: « ترد‌ید‌ی نیست که خطای پزشکی هم مثل هر حرفه د‌یگر قابل فهم است ولی مرز میان خطا، قصور و تقصیر باید‌ روشن شود‌. چه کسی می‌تواند‌ د‌ر این باره نظر د‌هد‌؟ اگر سازمان نظام پزشکی چنان بی‌طرفانه و منصفانه عمل کند‌ که هیچ جای بحثی باقی نگذارد‌، نه تنها بزرگ‌ترین خد‌مت را به جامعه کرد‌ه، بلکه موجب افزایش اعتماد‌ مرد‌م به جامعه پزشکی نیز خواهد‌ شد‌.
اگرچه رییس کل سازمان نظام پزشکی، معاون انتظامی خود‌ را مسوول رسید‌گی به این پروند‌ه کرد‌ه است، ولی از آنجا که تاکنون نتایج رسید‌گی‌های منصفانه از پروند‌ه‌های پزشکی به اطلاع عموم نرسید‌ه است، این احتمال وجود‌ د‌ارد‌ که این مورد‌ نیز چنانچه شایسته است به سرانجام نرسد‌، بنابراین پیشنهاد‌ می‌شود‌ که پزشکان مورد‌ اعتماد‌ خانواد‌ه مرحوم کیارستمی یا حتی اعضای خانواد‌ه وی نیز د‌ر جریان جزییات این رسید‌گی باشند‌ و اگر هرگونه قصور یا تقصیری رخ د‌اد‌ه آن را منتشر و اقد‌ام کنند‌ و اگر هم هیچ مشکلی نبود‌ه د‌ر این صورت خانواد‌ه آن مرحوم از پزشکان معالج و به تعبیری از جامعه پزشکی رفع اتهام کنند‌. کسی که فوت کرد‌ه زند‌ه نخواهد‌ شد‌، ولی عد‌الت و بازسازی اعتماد‌ از هر چیز د‌یگری مهم‌تر است به ویژه آنکه مربوط به مرگ هنرمند‌انی باشد‌ که د‌ر جهت تحقق آن گام برد‌اشته‌اند‌. خوشبختانه فضای رسانه‌ای د‌ر حال باز شد‌ن است ولی باید‌ از گمانه‌زنی پرهیز کرد‌ مشروط بر اینکه قول د‌اد‌ه شود‌ رسید‌گی به این موضوع به بهترین شکل انجام می‌شود‌. این رسید‌گی می‌تواند‌ آغاز اصلاحات و تغییرات جد‌ی د‌ر روابط پزشک و بیمار د‌ر ایران شود‌ و اعتماد‌ عمومی را نسبت به پزشکان بیش از پیش افزایش د‌هد‌.»
روزنامه شرق در گزارشی با اشاره به درخواست نمایندگان مبنی بر اینکه آستان قدس، ستاد اجرائی فرمان امام (ره) و بنگاه‌های اقتصادی نیروهای مسلح مالیات بدهند، با عنوان «هشدار نمایندگان به دولت» نوشت: «نمایندگان مجلس، از لزوم پرداخت مالیات توسط آستان قدس و ستاد اجرائی فرمان امام و همچنین بنگاه‌های اقتصادی وابسته به نیروهای مسلح می‌گویند.
روز گذشته محمود صادقی، نماینده مردم تهران و از اعضای فراکسیون امید مجلس دهم، در گفت‌وگو با ایلنا روی این موضوع تأکید کرد و گفت: «بنابر ماده ۷۸ قانون الحاق برخی مواد به قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت، به‌منظور برقراری عدالت آموزشی و اجرای اصل ۳۰ قانون اساسی و تجهیز کلیه آموزشگاه‌های آموزش‌وپرورش با اولویت مناطق محروم و روستا‌ها، آستان قدس رضوی و آن دسته از مؤسسه‌ها و بنگاه‌های اقتصادی زیرمجموعه نیروهای مسلح و ستاد اجرائی فرمان امام(ره) و سایر دستگاه‌های اجرائی که تا زمان تصویب این قانون مالیات پرداخت نکرده‌اند، به استثنای مواردی که اذن ولی‌فقیه وجود دارد، موظف به پرداخت مالیات مستقیم و مالیات بر ارزش افزوده هستند».

روزگاری که گذشت

روزگاری که گذشت

عبدالحسین صنعتی زاده
بخش نود و یک
[عبدالحسین صنعتی زاده پس از این که در تهران یک طاقه پارچه را از او می دزدند…]
… به امید این که اگر چندین روز هم باید سعی و کوشش کنم در جست و جوی این شخص شیاد بوده و بالاخره او را پیدا کرده و مال خود را از او بگیرم به راه افتادم. کوچه و خیابانی نبود که به آن جا سرکشی نکرده باشم. نزدیک ظهر از فرط دوندگی با کفش های تنگ به نوعی خسته و مانده بودم که قادر به راه رفتن نبودم و در گوشه خیابان باب همایون ایستادم و متوجه عابرین بودم.
غفلتاً از حسن اتفاق چشمم به آن کسی که در دنبالش بودم افتاد. به جلویش شتافته و سلامش کردم. او هم بدون آن که ذره ای از آن چه کرده به روی خود بیاورد جواب سلامم را داد. به او گفتم قرار بود امروز شما به نزد من بیایید خیلی انتظار شما را داشتم. پاسخ داد البته باز خدمت می رسم نمی دانستم از چه راه و به چه وسیله موضوع مفقود شدن پارچه را مطرح کنم. او هم به اندازه ای کار کشته و تودار بود که نمی خواست نم پس بدهد. متاسفانه از قیافه و سیمایش چیزی استنباط نمی کردم. از طرفی یقینم این بود همین شخص طاقه پارچه را سرقت کرده اما اظهار چنین حرفی بدون دلیل و بی داشتن برگه خیلی مشکل بود. عاقبت به خود جرأت داده گفتم قرارمان بر این بود پارچه ای که انتخاب کردید اگر پسند نشده باشد پس بیاورید یا پولش را بدهید. باز با همان قیافه آرام گفت یک رقم از پارچه های شما را پسندیدم و در نظر دارم روزی خدمت رسیده به اندازه یک قواره پالتو خرید کنم.
به او گفتم این فکر تازه شما مربوط به کار سابق نیست. مقصودم روشن شدن تکلیف طاقه پارچه ای است که روز قبل برده اید. اگر آن را پسندیده اید پولش را بدهید و الا پارچه را رد نمایید. شخص سارق اخم هایش را به هم کشیده گفت چه طور پارچه ای را که در مغازه شما موجود است پولش را می خواهید. کمی صدایم را بلند کرده گفتم این قدر خودت را به کوچه حسن چپ نزن. خیال می کنی از این حرف هایی که روز قبل به قالب زدی من گول می خورم.
مشار الیه نظری به اطراف خودش انداخت شاید می خواست بداند آیا حرف هایی را که من زدم دیگری هم شنیده با ناراحتی گفت: آقا شما به حیثیت من توهین می کنی. من هم می توانم صدای خود را بلند کنم. برای آن که یکی به نعل و یکی به میخ زده باشم. گفتم آقا من می دانم که شما شخص آبرومند و با حیثیتی هستید ولی گاهی ممکن است اشتباهی بشود. حالا همراه شما وجهی موجود نباشد. ممکن است قول و قراری بدهید که در یک روز معینی طلب مرا بپردازید.
مشارالیه سرش را تکان داده و مثل این بود که می خواهد در این پیشنهاد من فکر کند.این فکر کردن سبب این شد که در نظریه خود نسبت به او یقینم بیش تر شود. گوشه ای از عبای او را گرفته پارچه آن را با دستم کمی امتحان کرده و برای آن که مهلتی نداشته باشد که جواب منفی بدهم گفتم باز یک معامله دیگر هم می کنم و آن این که عبای خودتان را هم عوض کنیم. حقیقتش این است که این عبای من ضخیم و سنگین است و عبای شما سبک وزن و برای من که بیش تر پیاده روی می کنم تولید خستگی نمی نماید. عباها را عوض کنیم و من هم از حق خود صرف نظر می نمایم.
مشار الیه سرسری نظری به عبای من انداخته و با سرش اظهار موافقت کرد. من هم بدون معطلی به جای آن که اول عبای خود را به او تسلیم کنم. عبای او را از دوشش برداشته و دیگر مطمئن شدم که مشار الیه سارق است. زیرا اگر او پارچه را نبرده بود چرا باید برای رفع ادعای من حاضر شود عبایش را تعویض کند…

گفت و گو پیام ما با قدرت الله عطایی؛ نواده پهلوان کربلایی اسد الله عطایی: کربلایی اسد الله پهلوانان را رقیب خود نمی‌دانست

گفت و گو پیام ما با قدرت الله عطایی؛ نواده پهلوان کربلایی اسد الله عطایی:
کربلایی اسد الله پهلوانان را رقیب خود نمی‌دانست

فرهنگ ایرانی با آیین پهلوانی عجین شده است و شاید تنها در ایران است که پهلوانی که در همه جای دنیا به زورآزمایی و مسابقه خلاصه می شده در ایران این مسابقات و زورآزمایی ها به صورت یک آیین در می آید و با ذکر و نیایش پروردگار و پرورش روح و روان در هم می آمیخته و پهلوانان را از شکل موجوداتی صرفاً نیرومند خارج می ساخته و به عارفانی وارسته مبدل می کرده است.
پهلوان کربلایی اسد الله عطایی که از مشاهیر و نامداران کرمان در قرن اخیر است نیز از اهالی آیین پهلوانی است. پیران کرمان از او و سکینه خاتون خاطرات بسیاری در سینه دارند که لازم است این خاطرات جمع آوری و به نسل بعد منتقل شود. در این شماره به یکی از نوادگان کربلایی اسد الله به گفت و گو نشسته ام. قدرت الله عطایی درباره پدربزرگش گفتنی های زیادی دارد که البته همه آن ها را از پدر و عموی مرحومش نقل می کند. قدرت الله عطایی با این که 13 سال پس از درگذشت پهلوان کربلایی اسد الله به دنیا آمده است آن چنان با هیجان از او صحبت می کند که گویی پهلوانی های او را به چشم دیده است. اما آن طور که خود می گوید این احساس را پدرش با تعریف هایی که از پهلوان کرده به او منتقل نموده است. اما قدرت الله بیش از آن که از زور بازوی پدربزرگ بگوید دل در گرو مرام پهلوانی او دارد و باید هم این گونه باشد. چرا که اجسام در گذر زمان فرتوت می شوند و می میرند و بعد از خاکسپاری…
اما آن چه که می ماند ارزش های اخلاقی و همانا مرام پهلوانی است. آن چه که در ادامه می آید ماحصل گفت و گوی من با قدرت الله عطایی در ماه مبارک رمضان است که از نظر شما می گذرد.
سجایای اخلاقی؛ مقدم بر نیروی جسمانی
من نواده پهلوان کربلایی اسد الله عطایی هستم و خودم ایشان را ندیده ام. هر چه هم می گویم از قول پدر مرحومم(حاج عباس عطایی) است. پهلوان کربلایی اسد الله حافظ قرآن بوده است. علاوه بر قوت جسمانی فوق العاده ای که داشته، از سجایای اخلاقی هم بهره داشته است. به قول قدیمی ها نفس او حق بوده است. به همنوعان خود کمک می کرده و تنها به این فکر نبوده که چگونه یک پهلوان دیگر را شکست بدهد. کربلایی اسد الله اصلاً کشتی نمی گرفته و توجیهش هم این بوده که نمی خواسته پهلوان دیگری را در انظار عمومی شکست داده و به خاک بمالد و به قول ما پهلوان را«کم بیاورد.» برخلاف برخی مدعیان ورزش که حاضرند به هر قیمت و ترفندی بر حریف خود غلبه کنند.
مهمان نوازی پهلوانانه
مرام کربلایی اسد الله مهمان نوازی بوده است. از پهلوانانی که برای کشتی گرفتن به کرمان می آمده اند پذیرایی می کرده و همواره چند اتاق از خانه اش را برای پذیرایی از پهلوانان اختصاص می داده است. در واقع به پهلوانان و کشتی گیران به چشم مهمان و رفیق نگاه می کرده، نه به چشم حریف!
همان طور که گفتم با کسی کشتی نمی گرفته، اگر کسی اصرار به کشتی گرفتن داشته به او می گفته که تو پای من را از زمین جدا کن من قبول می کنم که تو ورزشکاری و نیازی به کشتی گرفتن نیست. گاهی هم در برابر اصرار ورزشکار به کشتی می گفته که من می خواهم پایم را از زمین بلند کنم، تو تلاش کن که آن را به زمین بچسبانی! اما هرگز به میل و اراده خود وارد مبارزه و رقابت نشد.
پوریای ولی زمان
پهلوان محمد یزدی برای کشتی گرفتن به کرمان آمده بوده است. او یکی از پهلوانان نامی ایران و از سرآمدان زمان خود بود. پهلوان محمد یزدی با پهلوان کل اسد الله عطایی کشتی می گیرند. یک توضیح هم درباره نحوه کشتی گرفتن های آن روز به شما بدهم. کشتی گیری به این نحو بوده که بعد از نماز صبح کشتی گرفتن شروع می شده و در چند نوبت تا اذان ظهر ادامه داشته است. الله اکبر ظهر که از مناره بلند می شده کشتی تمام می شده و بعد از نماز و ناهار، حریف ها کشتی را از سر می گرفته اند و تا غروب با هم مبارزه می کردند. شب تا صبح استراحت می کردند و روز دوم و سوم به همین شکل به کشتی ادامه می دهند. در طول این سه روز هیچ یک از پهلوانان نمی توانند بر یکدیگر فایق بیایند. روز سوم پهلوان محمد یزدی که در آن زمان، چهل و دو سال سن داشته رو به کل اسدالله بیست و پنج ساله می گوید:«جوان! تو پوریای ولی زمان هستی به شرط این که قدر جوانی خودت را بدانی…» و همان جا در حضور نوچه های خود اقرار می کند که من توان ادامه کشتی با این جوان را ندارم.
نفوذ کلام و آشتی طلبی
پهلوان کربلایی اسد الله عطایی از نفوذ کلام بالایی برخوردار بوده است. پدرم برایم تعریف می کرد که هر وقت زن و شوهری با هم اختلاف پیدا می کردند و از عهده هیچ کس برنیامده بود که بین آن ها آشتی برقرار کند. زن و شوهر را نزد کربلایی اسد الله عطایی می بردند. پهلوان هم با کلام دلنشین و لهجه ساده به آن ها می گفت:«فرزندانم سعی کنید با هم خوب باشید. دنیا ارزش نداره. شما تعهد داده اید تا زمانی که زنده هستید خدمتگزار هم باشید…» پدرم هر وقت این قضایا را تعریف می کرد، اشک از چشمانش جاری می شد و قسم می خورد که این زن و شوهرها تا آخر عمر هرگز با یکدیگر اختلاف پیدا نمی کردند.
یک کله قند
پهلوان عطایی در تمرینات ورزشی بسیار کوشا بوده است. وقتی که قصد شروع ورزش در زورخانه را داشته یک کله قند را میان یک بادیه پر از عرق بیدمشک قرار می داده است. سپس ورزش را شروع می کرده، آن قدر ورزش طول می کشیده که کله قند به کلّی آب می شده است. بعد از اتمام ورزش از شربت حاصل شده، می نوشیده است.
پهلوان کمر شکن
در سفری که کربلایی اسد الله به همراه خانواده اش به کربلا داشته است. عمو و پدرم نیز که همراه او بوده اند، تعریف می کردند که در کربلا مکانی بوده که در آن وزنه ای با زنجیر آویزان بوده و هر کسی که می توانسته این وزنه را بالاتر ببرد قوی تر شناخته می شده است. در نزدیکی آن مکان پیرمردی با یک پسر افلیج می نشستند و زورآزمایی پهلوانان را تماشا می کرده اند. کربلایی اسد الله حال آن ها را جویا می شود. متوجه می شود که یک پهلوان کمرشکن در آن منطقه پس از کشتی گرفتن با کشتی گیران کمر حریف مغلوب را می شکسته و او را علیل می کرده است و این جوان هم قربانی همین نوع کشتی گیری شده است. کربلایی اسد الله وقتی که وضعیت را می بیند تصمیم می گیرد که شرّ آن به اصطلاح پهلوان را کم کند. در نتیجه به زورخانه می رود با همراه با اهالی زورخانه ورزش می کند. بعد که تصمیم به زورآزمایی با پهلوان کمرشکن می گیرد. کمر شکن به او می گوید:«اول با نوچه هایم کشتی بگیر!»
پهلوان عطایی نیز با برخی از آن ها کشتی گرفته همه را به خاک می مالد سپس برای مبارزه با کمرشکن آماده می شود. پدر و عمویم که شاهد این ماجرا بوده اند شهادت می دادند که پهلوان اسد الله عطایی با یک فن پهلوان را به هوا می برد و بر زمین می کوبد. بعد از آن هم برای این که خانواده اش از گزند وابستگان کمرشکن در امان بماند سریع به طرف ایران حرکت می کند.
پول تقلبی و جوهای آرد شده
در سفری که پهلوان اسد الله با شاگردانش به مشهد مقدس داشته است. نزدیکی های مشهد در یک آبادی برای خریدن جو برای مصرف چهارپایان خود توقف می کنند. جو فروش از نظر فیزیکی بسیار قوی بوده است. وقتی که چشمش به بر و بازوی پهلوان اسد الله می افتد در صدد بر می آید که قدرتش را به رخ پهلوان بکشد. برای همین سکه ای را که پهلوان عطایی بابت خرید جو به او داده بود را کف دستش می گذارد و با انگشت شست با تمام توان روی سکه می کشد و نقش سکه را صاف و محو می کند. آن گاه با تبختر می گوید:«این سکه تو هم که قلابی است فرزندم!» پهلوان اسد الله عطایی هم پنجه در جوال جو فرو می برد. مشتی جو بر می دارد و در پنجه اش می مالد. جوها خرد می شوند. مشتش را باز می کند و می گوید:«این جوهای تو هم که آرد است!»
پهلوان جو فروش با دیدن این صحنه پهلوان عطایی و شاگردانش را 15 روز در منزل خود مهمان می کند.

دیوان محاسبات خبر داد تشکیل پرونده حقوق‌های غیرقانونی به ارزش ۵۹ هزار میلیارد ریال در سال‌های 90 تا 94

دیوان محاسبات خبر داد
تشکیل پرونده حقوق‌های غیرقانونی به ارزش
۵۹ هزار میلیارد ریال در سال‌های 90 تا 94

دادستان دیوان محاسبات کشور از تشکیل 123 پرونده طی سال های 90 تا 1394 درباره پرداخت مزایا و حقوق‌های غیرقانونی خبر داد. به گزارش خبرگزاری صدا و سیما فیاض شجاعی گفت: «دیوان محاسبات کشور به عنوان بازوی نظارتی مجلس شورای اسلامی افزایش غیرقانونی حقوق، مزایا و پرداخت های خلاف قانون را در دستگاه ها و سازمان های ذی‌ربط از سال 90 تا 94 به صورت پیوسته رصد و بررسی کرده است». وی افزود: «این افزایش غیرقانونی حقوق ، مزایا در پرداخت های خلاف قانون در شرکت های تابعه و وابسته از سال 90 تا 94 بوده و این 123 پرونده، شامل پرداخت های پرسنلی، پرداخت به مدیران و پرداخت در موارد فاقد مبنایی قانونی است.» دادستان دیوان محاسبات اضافه کرد: «این پرداخت ها و پرونده های مربوط به آنها پس از ارسال به دادسرای دیوان محاسبات و تشکیل پرونده، به صدور دادخواست علیه مسئولان ذی مدخل در پرداخت و دریافت و محکومیت آنها به استرداد و اصلاح احکام کارگزینی منجر شده است.» شجاعی با برشمردن وزارتخانه ها و سازمان های مربوط گفت: «این احکام مربوط به وزارتخانه های:
– وزارت نفت، حدود 29 پرونده به مبلغ حدود 8 هزار میلیارد ریال
– وزارت صنعت، معدن و تجارت و شرکت ها و سازمان های تابعه آن از جمله سازمان های گسترش و نوسازی صنایع ایران ، سازمان توسعه و نوسازی معادن و صنایع معدنی ایران و همچنین سازمان صنایع کوچک و شهرک های صنعتی با 38 پرونده به مبلغ 36 هزار میلیارد ریال
– وزارت جهاد کشاورزی و سازمان های تابعه با 9 فقره پرونده به ارزش 58 میلیارد ریال
– وزارت راه و شهرسازی و شرکت های تابعه با 12 پرونده به ارزش هزار میلیارد ریال
– وزارت ارتباطات و فناوری و شرکت های تابعه با 5 پرونده به مبلغ حدود هزار میلیارد ریال
– وزارت نیرو و شرکت های تابعه با 5 پرونده به ارزش 740 میلیارد ریال
– بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران با 16 پرونده به ارزش 9 هزار میلیارد ریال
– بیمه مرکزی جمهوری اسلامی ایران و شرکت های بیمه دولتی با 7 پرونده به مبلغ 36 میلیارد ریال است.»
وی همچنین گفت: «اعلام موارد تخلف شرکت بیمه ایران در سال 94 ، در خصوص پرداخت های غیرقانونی به مدیران مبلغی حدود 7 میلیارد و 487 میلیون ریال بوده است که به دادسرای دیوان محاسبات ارسال شده است. تخلفات سال 94 بانک توسعه صادرات ایران نیز حدود یک میلیارد و 798 میلیون ریال بوده است. این تخلفات نیز در تاریخ 95/3/18 به دادسرا واصل شده است. پرداخت های خارج از سقف مدیران شرکت نفت را نیز حدود 5 میلیارد و 377 میلیون ریال بوده است. این ارزیابی ها در مورد اموال تملیکی سازمان جمع آوری و فروش اموال تملیکی در خصوص پرداخت های غیرقانونی به مدیران و اعضای هیئت عالی نظارت جمعا 15 میلیارد ریال ارزیابی و به دادسرا ارسال شده است.»