بایگانی مطالب نشریه

گاهی کوتاه به مهم‌ترین قتل های سریالی از سال 59 تا کنون انتقام و تنفر، بیشترین انگیزه

گاهی کوتاه به مهم‌ترین قتل های سریالی از سال 59 تا کنون
انتقام و تنفر، بیشترین انگیزه

وقتی به قتل‌های سریالی نگاه می‌کنیم، مهمترین وجه مشترکی که در آنها دیده می شود، انگیزه و روش قتل است. تقریبا در بیشتر این گونه قتل ها، وجود یک زن و مسمومیت و خفه کردن دیده می شود، که این خود انگیزه قاتل را که عمدتا انتقام و تنفر است را نشان می دهد. در زیر به چند مورد از این گونه جنایات می پردازیم تا شاید درس عبرتی باشد برای دیگران تا بدانند پایان قاتل، مرگ است.
خودکشی در زندان
مجید سالک محمودی را شاید بتوان قدیمی ترین قاتل سریالی ایران نامید که بین سال های 59-64 اقدام به حداقل 49 فقره قتل کرده است. این مرد با شورلت سبز رنگش، قربانیان خود را از میان زنان و دخترانی که گاهی فساد اخلاقی داشته یا فاقد آن بودند از تبریز،تهران و لواسانات به عنوان مسافر سوار می کرد و با طرح دوستی، آنها را به خارج از شهر می کشاند و بعد از آزار و اذیت، آنها را با طناب سفید خفه و اموال مقتولان را به سرقت می برد. این مرد انگیزه اش را از این قتل های خشن، جدایی از همسرش و انتقام از وی و زنان جامعه اعلام کرد.‹‹مجید سالک››پس از بازسازی صحنه های قتل، روانه زندان شد و در حالی که دوره محکومیتش را سپری میکرد تا به دار مجارات اویخته شود ساعت 21 و 30 دقیقه 8 خرداد 65 با بند پتو خودکشی کرد و پیش از مجازات به زندگی خود پایان داد.
خفاش شب
‹‹غلامرضا خوشرو›› 34ساله معروف به خفاش شب، پس از جدایی از همسرش در تهران به زادگاهش؛خراسان برگشت وپس از چند سال در یکی از روزهای سال71به تهران بازگشت و جرائم خود را با سرقت اغاز کرد.این مرد ابتدا خودرویی را دزدید و بعد با کمک مردی بنام‹‹علی›› با پوشش یکدست سیاه یه کمین مسافران می نشست و با ربودن زنان و دختران آنان را مورد ازار و اذیت قرار داده و پول و طلاهای انها را به سرقت می برد تا اینکه با شکایت چند زن با همدستش در تاریخ 5 تیرماه 76 در دام پلیس گرفتار شد و در بازجویی ها اعتراف کرد که به انگیزه فقر مالی و کمبود های عاطفی9 زن و دختر جوان را ربوده و پس از آزار و اذیت آنها را کشته و اجساد برخی را آتش زده است.به دنبال اعترافات وی و همدستش، محاکمه و ساعت 45/7 بامداد 22 مرداد 76 در ملاءعام در سه راهی المپیک به دار مجازات آویخته شدند.
عنکبوت آمد
‹‹سعید حنایی›› معروف به عنکبوت به حدی باهوش و خبره بود که هیچ رد پایی دال بر گناهکاری خود بر جای نمی گذاشت.او به مدت دقیقا یک سال یعنی در سال های 79 تا 80، 18 زن خیابانی را در مشهد به عنوان مسافر سوار خودروی خود کرده وپس از سرقت و آزار و اذیت آنها را خفه کرده و در میان چادرهایشان ملحفه پیچ کرده و در نقاط مختلف شهر رها می کرد.این مرد پس از دستگیری انگیزه خود را؛ تنفراززنان خیابانی و سرقت بیان کرد. مازیار بهاری مستندی با نام « و عنکبوت آمد» را درباره سعید حنانی و جنایات او ساخت. عنکبوت سرانجام، روز 28 فروردین سال81 در زندان مرکزی مشهد به دار مجازات آویخته شد.
قاتل زن و کودک
به دنبال کشف اجساد چندین زن و و کودک از اسفند ماه سال83 تا شهریور87 بهمن شیر آبادان و خرمشهر،جستجوی پلیس برای دستگیری این قاتل سریالی آغاز شد ویک زن که از دام قاتل سریالی نجات یافته بود توانست مشخصات وی را به پلیس بدهد که به این ترتیب متهم که سابقه شرارت داشت به همراه چند مرد دیگر دستگیر شد.
فرید بغلانی 40 ساله در جریان بازجویی خود گفت:پس از شناسایی هر قربانی او را تعقیب و پس از بیهوش کردن آنها را به بیابان کشیده و بعد از آزار واذیت آنها را،خفه و با دست و پای بسته وبا سرقت طلاهایشان آنها را رها کرده است. وی در 22 آبان 89 در زندان کارون اهواز اعدام شد.
ارابه ی کرم رنگ مرگ
مهین قدیری اولین زنی بود که جنایت های سریالی زنان را در تاریخ ایران بنام خود به ثبت رساند.او وقتی کودک بود مورد خشونت های خانوادگی قرار گرفت در 14سالگی به اجبار ازدواج کرد که ثمره آن دو دختر بود که یکی از آنها معلول ذهنی و شوهرش معتاد ولاابالی بود از این رو مجبور شد با داشتن 32 سال سن مشکلات زندگی را به تنهایی به دوش بکشد.این زن به دلیل اینکه 25 میلیون تومان بدهی داشت و مادرش ارثیه پدری اش را به وی نمی داد،از زن های سالخورده کینه به دل گرفت و نقشه قتل آنها را طراحی می کرد.او برای اینکه بدهی اش را بپردازد،تصمیم به قتل پیرزن ها گرفت و برای این کار در اطراف امام زاده ای درقزوین پرسه میزد و پیرزن هایی که طلا داشتند را شناسایی و با این ترفند که آنها شبیه مادر مرحومش هستند،می خواست تا اجازه دهد آنها را با رنوی کرم رنگ به منازلشان برساند.به این ترتیب در میانه راه با تعارف آبمیوه مسموم،آنها را بیهوش و بعد از سرقت طلا آنها را باروسری حفه کرده و در جوی آب می انداخت. او پس از دستگیری به قتل ها اعتراف کرد و در 29 آذر 89 در قزوین به دار مجازات آویخته شد.
تماس مرگبار
هنوز پرونده سیاه مهین مختومه نشده بود که کشف جسد سه زن به فاصله 13 خرداد تا مرداد ماه 88 در جاده ماهشهر-هندیجان ذهن همگان را به قاتل سریالی دیگری معطوف کرد.قاتل پس از ارتکاب به جنایت با پلیس تماس می گرفت و از کشف جسد ها خبر داد. ماموران با بررسی صدای قتل ها به یقین رسیدند که میان قتل ها و مرد تماس گیرنده رابطه ای وجود دارد.
در ادامه تحقیقات معلوم شد در حوالی کشف اجساد، مردی زندگی می کند که صدای وی با مرد تماس گیرنده با اپراتور پلیس مطابقت دارد.به این ترتیب وی به نام حکیم،روز10شهریور پارسال در ماهشهر دستگیر شد.این مرد پس از دو روز با آرامش و خونسردی به تشریح جنایات پرداخت.
حکیم انگیزه اش را مشکلات مالی و تنفر از زنان بیان می کند و می گوید: سه قربانی اش را به عنوان مسافر سوار کرده و در میانه راه با گرفتن پارچه آغشته به مواد بیهوشی، آنها را می ربود و پس از آزار واذیت آنها را خفه کرده و با بستن دست و پای آنها با طناب آنها را در جاده می انداخت و با چوبدستی محل آنها را علامت گذاری می کرد و وقتی با بوی تعفن، پس از چند روز رو به رو می شد به خاطر ترحم به قربانیان!با پلیس تماس می گرفت ومحل کشف اجساد را گزارش می داد.این قاتل روز16شهریور سال گذشته در جریان بازجویی دچار ایست قلبی شده وفوت کرد.به دنبال مرگ وی او ناگفته های قتل هایش را با خود به گور برد.

پلنگ مازندران روی دوش این مرد روستایی چه می‌کرد؟

پلنگ مازندران روی دوش این مرد روستایی چه می‌کرد؟

هفته گذشته یکی از دامداران منطقه زیرآب سوادکوه به دنبال شکایت اداره محیط زیست شهرستان سوادکوه در دادگاه تجدید نظر به دو سال حبس تعلیقی محکوم شد تا پرونده عکسی جنجال برانگیز را که از اواخر سال 92 در فضای مجازی دست به دست می‌شد، برای همیشه مختومه کند. تصویری از مردی که پلنگی را در جنگل بر دوش گرفته بود. مردی که طبق اعلام مسئولان محیط زیست در رسانه‌ها، پس از کشتار پلنگ، طی حادثه‌ای از ناحیه هر دو پا فلج و زمینگیر شده است. عبدالله زارع، دامدار پلنگ بر دوش سوادکوهی می‌گوید: بی‌انصافی‌ها، دروغ‌پردازی‌ها و شایعه‌پراکنی‌ها را به خدا واگذار می‌کنم. به دروغ نوشته‌اند که از دو پا فلج و زمینگیر شده‌ام و شایعه کرده‌اند خون پلنگ مرا به این روز انداخته است. خدا را شکر که فلج نیستم و تنها طی تصادفی در سال 89 از زانوی سمت چپ دچار آسیب دیدگی شدم.
وی در خصوص ماجرای عکس می‌گوید: در سال 85 به همراه راننده یک نیسان در حال حمل علوفه برای دام‌ها بودم که متوجه پلنگی بی‌حرکت شدیم. پلنگی که نه به صدا واکنشی نشان می‌داد و نه به تکه‌های چوب و سنگی که به اطرافش پرت می‌کردیم. نزدیک رفتیم و پس از اطمینان از زنده نبودن حیوان، با دوربین تلفن همراه راننده عکس یادگاری گرفتیم که هشت سال بعد در فضای مجازی منتشر شد.
زارع در رابطه با ادعای اداره محیط زیست سوادکوه که وی را از شکارچیان سابقه‌دار منطقه عنوان کرده می‌گوید: من شکارچی نیستم. در دادگاه سوادکوه تبرئه شدم، چون حتی سابقه شکار یک پرنده هم نداشتم.
وی ادامه می‌دهد: همانطور که در تصویر مشاهده می‌شود این پلنگ خونریزی نداشته و لاشه کاملاً سالم است و با هر شکارچی یا کارشناسی مشورت کنید به شما می‌گوید که این پلنگ شکار نشده است.
زارع در پاسخ به این سوال که آیا برای حفاظت از دام‌های خود، از طعمه آغشته به سم برای از بین بردن پلنگ استفاده کرده یا خیر می‌گوید: من از سم استفاده نکردم و بعید می‌دانم این پلنگ مسموم شده باشد چون برخلاف ادعای مسئولان محیط زیست، مبنی بر دو ساله بودن پلنگ، جثه و دندان‌های ساییده شده پلنگ حکایت از سن زیاد حیوان داشت. وی در پایان در پاسخ به این سوال که آیا درباره جریمه 80 میلیون تومانی کشتار پلنگ درخواست بخشش دارد یا خیر می‌گوید: عامل مرگ پلنگ نیستم و درخواست بخشش ندارم. به محکوم شدنم نیاز داشتند. بنابراین سرنوشت را می‌پذیرم و قضاوت را به خدا می‌سپارم.
طی حکمی که در اوایل ماه جاری صادر شد‌، عبدالله زارع با توجه به عدم سابقه کیفری معلولیت 40 درصدی از ناحیه زانو به دو سال حبس تعلیقی محکوم شده است. قرار تعلیق حبس در صورت ارتکاب جرمی دیگر لغو خواهد شد تا زارع، دوران محکومیت خود در زندان سپری کند. این در حالی است که اداره محیط زیست سوادکوه به زودی برای تنظیم دادخواست حقوقی به مبلغ هشتاد میلیون تومان برای دریافت ضرر و زیان وارده به محیط زیست ناشی از کشتار پلنگ اقدام خواهد

دام سایبری برای طرفداران بازی کلش آف کلنز

دام سایبری برای طرفداران بازی کلش آف کلنز

رئیس مرکز تشخیص و پیشگیری پلیس فتا درباره دام کلاهبرداران سایبری برای علاقه مندان به بازی کلش هشدار داد.
سرهنگ علی نیک نفس با بیان اینکه بازی رایگان کلش آف‌کلنز یا همان «جنگ قبایل»، یکی از ابزارهای کلاهبرداری مجرمان سایبری از کاربران این بازی شده است، گفت: فروش اکانت‌های بالاتر، جم یا الماس یکی از ترفندهای کلاهبرداری از کاربران و علاقه مندان این بازی شده است.
وی با اشاره به اینکه پرونده‌های متفاوتی از کلاهبرداری در خصوص این بازی از کاربران فضای مجازی در پلیس فتا باز شده است،گفت: با توجه به اینکه بازی کلش آف کلنز زمان بر است و برای رسیدن به اکانت‌های بالاتر نیاز به صرف زمان است و برخی علاقه مندان این بازی زمان یا حوصله ندارند به دنبال خرید مراحل بالاتر این بازی هستند. سرهنگ نیک نفس افزود: همین امر باعث شده تا برخی کاربران که به اکانت‌های بالا رسیده‌اند اقدام به فروش اکانت خود کنند.
وی با بیان اینکه این معاملات در بستر اینترنت و غیر حضوری انجام می‌شود، گفت: این امر باعث شده تا کلاهبرداران سایبری از این فرصت استفاده کنند و با تبلیغات گسترده در شبکه‌های اجتماعی به دنبال شکار باشند.
رئیس مرکز تشخیص و پیشگیری پلیس فتا ناجا یادآور شد: در این تبلیغات دورغین علاقمندان را تشویق به خرید می‌کنند و بعد از دریافت وجه که به صورت اینترنتی واریز می‌گردد اکانتی برای خریدار ارسال نمی‌گردد و یا اکانت ارسالی کار نمی‌کند.
وی همچنین با اشاره به خرید و فروش جم یا همان الماس در این بازی گفت: این امر نیز از دیگر موارد کلاهبرداری است.
سرهنگ نیک‌نفس با بیان اینکه در شبکه های اجتماعی و بستر اینترنت شاهد تبلیغات گسترده برای خرید و فروش اکانت‌ها و جم یا همان الماس در بازی کلش آف کلنز هستیم، افزود: حتی سایت‌هایی به عنوان واسطه در زمینه خرید و فروش اکانت و الماس در بازی کلش آف کلنز وجود دارند که با دریافت اکانت‌ها از فروشنده و دریافت پول از خریدار به قولی این معاملات را نظارت می‌کنند که مشکلی پیش نیاید.
رئیس مرکز تشخیص و پیشگیری پلیس فتا ناجا یادآور شد: متاسفانه بسیاری از سایت هایی که به عنوان واسطه یا فروشنده اکانت و جم بازی کلش فعالیت دارند هیچگونه مجوزی در زمینه تجارت الکترونیک ندارند و در خصوص طراحان این سایت‌ها اطلاعاتی در هیچ جا ثبت و ضبط نشده است تا در صورت وجود مشکل بتوان با استناد به آن گرداندگان سایت را مورد پیگرد قضایی قرار داد.
وی به علاقمندان و خریداران اکانت و الماس بازی کلش توصیه کرد: در هنگام خرید دقت کنند تا در دام کلاهبرداران و سایت های فیشینگ نیفتند که اطلاعات بانکی و ایمیلی آنها به سرقت نرود.

خبر

رئیس کل دادگستری استان کرمان عنوان کرد:
دادسراهای استان کرمان در صدر رتبه بندی کشوری ازحیث نرخ رسیدگی پرونده‌ها
«یدالله موحد» صبح دیروز در حاشیه جشن میلاد امام رضا(ع)، اظهار کرد: موجودی پرونده های دادگستری استان کرمان در حال حاضر 87هزار پرونده می باشد و این درحالی است که در اواسط سال 93موجودی پرونده های قضائی استان 138 هزار فقره بوده است .
نماینده عالی قوه قضائیه در استان کرمان اعلام کرد: امروز با افتخار اعلام می نمائیم حسن برخورد و تکریم مراجعان به دادگستری های سراسر استان رشد قابل توجهی داشته و همواره تاکید کرده ایم حفظ کرامت انسانی ارباب رجوع، سرلوحه کار درسیستم قضائی استان بوده است.
رئیس کل دادگستری استان کرمان گفت:به همت کارکنان قضائی و اداری دادسراهای سطح استان وبه رغم همه محدودیت ها دادسراهای سراسر استان با نرخ رسیدگی 104درصد، در صدر رتبه بندی کشوری قرار گرفتند.
وی ضمن تقدیر از تمامی پرسنل قضائی و اداری دادگستری کل استان کرمان،اظهار کرد: کارکنان قضائی و اداری دادگستری استان کرمان جزء سالم ترین،خدوم ترین و پرتلاش ترین کارکنان قوه قضائیه محسوب می شوند.
موحد تاکید کرد: موضوع ساماندهی و رسیدگی به پرونده های مسن بایستی در دستور کار جدی شعب قرار گیرد.

گزارش«پیام ما» از خشونت‌های خانگی علیه زنان و طرح حمایتی خانه‌های امن بهزیستی «خانه‌های امن» پناهگاه زنان آسیب‌دیده

گزارش«پیام ما» از خشونت‌های خانگی علیه زنان و طرح حمایتی خانه‌های امن بهزیستی
«خانه‌های امن»
پناهگاه زنان آسیب‌دیده

سعی کرد با روسری‌اش زخم چانه‌اش را بپوشاند. وقتی با آن حالت از نگهبانی بیمارستان، رد شد از دست خودش عصبانی بود که نتوانسته خونریزی را بند بیآورد. با خود کلنجار می‌رفت که بگوید، چه اتفاقی افتاده است؟ درحالی‌که هم چنان با روسری چانه‌اش را پوشانده بود داخل صف پذیرش ایستاد ، زن مسنی به او گفت:دخترم از صورتت، خون می‌آید. یک‌لحظه به خود آمد. روسری غرق خون شده بود.زن مسن صدایش را بلند کرد، کسی همراه تو نیست که به‌جای تو در صف بایستد؟ یک‌لحظه دلش برای خودش سوخت ونا خودآگاه گفت: نه، تنهایم، فقط مرا به بیمارستان می‌رساند تا «کاردستی‌اش» را رفع‌ورجوع کنم. زن مسن کمی نزدیک‌تر شد، دستش را گرفت و روی صندلی نشاند و گفت: انشا… دستش بشکند، تو بنشین.
من کارهایت را انجام می‌دهم، اول باید فکری به حال زخمت کنیم ….
خشونت‌های خانگی علیه زنان مفهوم تلخی است که زیاد شنیده می‌شود. خطری که سلامت اجتماع را تهدید کرده و هر روز خبری، تحلیلی و واکنشی را به وجود می‌آورد.به‌طورکلی خشونت‌های خانگی که معمولاً توسط مردان علیه زنان اعمال می‌شوند، به چهار گروه زیر قابل تقسیم هستند:خشونت‌های فیزیکی، روانی، کلامی، اقتصادی و جنسی که هرکدام بسیار آسیب‌زا هستند و این آسیب، جامعه جهانی را بر این داشته است تا برای حمایت از زنانی که هر روزه در باتلاق این خشونت‌ها غوطه‌ور هستند، فکری کنند. خشونت‌های فیزیکی که شامل کتک زدن ،زندانی کردن، شکنجه دادن و همه‌ی آزارهای جسمی است. تصویری اولیه است که از خشونت‌های خانگی در ذهن ایجاد می‌شود، اما خشونت‌های کلامی و روانی نیز به همان شدت و حتی گاهی بسیار زیان‌بارتر از گروه اول هستند. زنی که به‌طور دائم در مقابل تهدید، دشنام و خشونت قرار داشته باشد از لحاظ روانی آسیب جدی‌ای می‌پذیرد. حتی امکان دارد خشونت‌های روانی، زن را از همه‌ی ارتباطات اجتماعی خود محروم کند. بر اساس تحقیقات انجام‌شده، زنانی که در معرض خشونت‌های خانگی قرار می‌گیرند، 5 برابر بیشتر از زنان دیگر دچار آسیب‌ها و اختلالات روانی و حتی خودکشی می‌شوند.
«علی کاربخش» روانشناس درباره خشونت خانگی علیه زنان به «پیام ما» گفت: «اعمال خشونت علیه زنان فقط از یک بعد آسیب‌رسان نیست، بلکه چندبعدی است و سلامت خانواده را به‌طور کامل از بین می‌برد.سیلی‌ای، که یک زن می‌خورد تنها صورت او را زخمی نخواهد کرد.اولین اتفاقی که رخ می‌دهد، از بین رفتن امنیت خانه است و اگر در این خانه کودکی هم حضورداشته باشد داستان غم‌انگیزتر خواهد شد. زیرا کودکان برای رشد سالم در همه‌ی زمینه‌ها چه جسمانی و چه روانی، نیاز به امنیت و آرامش دارند. کودکانی که با ترس از پدری که اعمال خشونت می‌کند ، بزرگ می‌شوند به‌شدت آسیب‌پذیرند و این ترس دائمی سلامت روانی آن‌ها را تهدید می‌کند. تأثیر دیگری که خشونت خانگی بر کودکان می‌گذارد، الگوپذیری است. این کودکان با مشاهده‌ی مداوم رفتار پرخشونت به‌صورت ناخودآگاه این رفتار را می‌آموزند و بر دیگران اعمال می‌کنند. همچنین پسرانی که با مشاهده خشونت علیه مادر، بزرگ می‌شوند احتمال زیادی وجود دارد که در آینده این خشونت را بر روی همسر خود اجرا کنند.
گاهی اوقات خشونت علیه زنان اقتصادی است . تعدادی از زنان به دلیل نداشتن استقلال مالی به همسر وابسته هستند وپرداخت نکردن هزینه‌های زن، برطرف نکردن نیازهای او، مصداق این نوع خشونت است. گاهی هم خشونت اقتصادی به‌نوعی است که زن اجازه دخل و تصرف اموالی که متعلق به خودش است، هم ندارد.در بعضی مواقع وابستگی‌های اقتصادی یکی از دلایلی است که زنان هر نوع خشونتی رامی پذیرند.برای کاهش آسیبی که متوجه زنان در معرض خشونت می‌شود. طرح‌ها و پیشنهادهایی از طرف سازمان‌های مختلف ارائه‌شده است،«خانه‌های امن» برای زنان یکی از این طرح‌ها است که اجراکننده‌ی آن سازمان بهزیستی است.
«عباس صادق زاده» مدیرکل بهزیستی استان کرمان به «پیام ما» درباره «خانه‌های امن» می‌گوید: « خانه‌های امن برای حمایت از زنان در معرض آسیب خشونت خانگی تدارک دیده‌شده است و هم اکنون به زنان آسیب ‌دیده سرویس می‌دهد. خشونت خانگی برای سه گروه از زنان مصداق دارد، گروه اول زنانی که در معرض ضرب وشتم و آزار جسمی قرارمیگیرند، گروه دوم زنانی که در معرض خشونت‌های لفظی و روحی روانی هستند و گروه سوم زنانی که در معرض مواد مخدر و شبه مخدر مثل مصرف الکل قرار می‌گیرند و هیچ نقشی در آن نداشته و توان مقابله با آن را هم ندارد.
زنان آسیب‌دیده می‌توانند با مراجعه به مرکز 123 (خدمات اجتماعی ) یا تماس با سامانه 123 و واحد مداخلات بهزیستی شرایط خود را بیان کنند در مرحله بعد شرایط موردبررسی کارشناسان قرارگرفته و بعد از تائید، می‌توانند در خانه امن ساکن شوند وهم گونه موردحمایت قرار می‌گیرند.»
صادق زاده درباره کودکان، زنان آسیب‌دیده می‌گوید: «این زنان در صورت داشتن فرزند می‌توانند کودک خود را هم به این خانه‌ها ببرند می‌توانند تا ساماندهی و بهبود شرایط زندگی در خانه‌های امن از 3 ماه تا 6 ماه ساکن شوند و همه‌ی هزینه‌های آن‌ها بر عهده بهزیستی خواهد بود.در این زمان که ساکن خانه امن هستند، آن‌ها خدمات مداخله‌هایی مثل مشاوره و حمایت‌های مددکارانه را دریافت می‌کنند تا مشکل حل شود و به خانواده برگردند.در موارد پرخطر با گزارش مشاوره و مددکار در صورت نداشتن صلاحیت والدین، فرزندان تحویل والدین ‌نشده و در مراکز بهزیستی نگهداری می‌شوند. در صورت باقی ماندن شرایط آسیب‌زا، گزارشات مددکارانه بهزیستی برای دادن حکم قضایی به دادگاه ارائه می‌شود.»
این طرح هم به دلیل حمایتی که از زنان آسیب‌دیده انجام می‌دهد وهم به دلیل تغییر نگاهی که به‌مرور زمان در جامعه به وجود می‌آورد، ارزشمند است. زیرا با معرفی آن، هم زشتی رفتارهای خشونت‌آمیز علیه زنان روشن‌تر می‌شود وهم زنان در معرض خشونت، متوجه می‌شوند که جامعه حق اعتراض به آن‌ها می‌دهد و حتی موردحمایت قرار می‌گیرند. زیرا حق تک‌تک اعضا جامعه است که در کمال آرامش و امنیت زندگی کنند.

پشیمانی 90 درصدی زنان پس از طلاق توافقی

پشیمانی 90 درصدی زنان پس از طلاق توافقی

آمار 90 درصدی پشیمانی زوجین و به ویژه زنان از طلاق، نه تنها سال‌ها است تکان نخورده، بلکه با افزایش این آسیب اجتماعی و شیوع گونه‌های حقوقی دیگری از آن مانند طلاق توافقی، قابلیت تطابق با جوامع آماری بزرگ‌تر را نیز یافته است.
به گزارش روزنامه جوان؛ گروهی از جامعه‌شناسان افسارگسیختگی طلاق در میان سایر پدیده‌های اجتماعی در کشور ما را پادتن‌سازی جامعه در برابر فشاری می‌دانند که بستر فرهنگی به آن تحمیل کرده است.
به عقیده کارشناسان هر شکستی تبعات روانی خاص خود را دارد و این مسئله در زنان و مردان تفاوتی نمی‌کند. طلاق نیز فارغ از توافقی یا غیرتوافقی بودن آن یک شکست به شمار می‌رود اما با توجه به زمینه‌های فرهنگی و اجتماعی جامعه، طلاق برای زنان با آسیب‌های بیشتری همراه است.
«بدری‌السادات بهرامی»، روانشناس در این باره معتقد است: «زنان پس از طلاق دچار انزوا می‌شوند، چراکه حتی نزدیکان‌شان به دلایل فرهنگی و باورهای اشتباه از آنان دوری می‌کنند و حتی پس از جدایی از سوی جامعه و برخی افراد مورد بی‌حرمتی قرار می‌گیرند.» کارشناسان امور خانواده متفق‌القول هستند که طلاق در جوامع سنتی مذموم است، بنابراین اکثر خانواده‌‌ها تلاش می‌کنند این اتفاق نیفتد، برخی تابع قوانین و سنت‌های خانوادگی‌شان هستند که مثلاً عروس با لباس سفید می‌رود و با کفن برمی‌گردد. از طرفی زن و مرد نیاز به پشتوانه عاطفی دارند به خصوص زنان از این نظر تمایل بیشتری دارند که حامی و پشتیبان عاطفی داشته باشند و چون زن برخلاف مرد انتخاب شونده است، درون خود این ترس را دارد که مبادا پس از طلاق تنها بماند.
اگر زنی که طلاق گرفته است دارای فرزند باشد مشکلات بیشتری در انتظار اوست به دلیل اینکه حق حضانت زنان بر کودکان با توجه به قانون مدنی تا هفت سالگی است. بنابراین جدایی از فرزند نیز از مشکلاتی است که به شدت زنان را رنج خواهد داد و از سوی دیگر این مورد تبدیل به حربه‌ای شده است برای برخی از مردان سودجو تا با دادن حق حضانت به زنان در قبال گذشتن از حقوق مالی‌شان، آنها را از حقوق حقه خویش محروم ‌کنند و برخی دیگر از کودکان به عنوان ابزاری برای انتقام از همسران سابق خود استفاده و آنها را از دیدار کودکان خود محروم می‌کنند.
طلاق زنجیره‌ای از آسیب‌های اجتماعی است
به اعتقاد این کارشناس سلامت خانواده، «پیامدهای اجتماعی مسئله بعدی زنان مطلقه است. نپذیرفتن فرزندان زنان مطلقه در ازدواج‌های بعدی، ترس از ازدواج با اینگونه از زنان با تصور داشتن مشکلات شخصیتی و وقوع طلاق مجدد، انتخاب به عنوان همسر دوم و صیغه‌ای، در امان نبودن از طعنه‌ها و کنجکاوی‌های اطرافیان، سرخوردگی اجتماعی و بسیاری دیگر از این دست امور، زنان مطلقه را با چالش مواجه می‌کند.»
همچنین اگر زنی مطلقه به هر دلیلی نتواند به خانه پدری بازگردد و از حمایت آنها بهره‌مند شود باید با مشکلات اقتصادی نیز دست و پنجه نرم کند، زنانی که دارای درآمد و سرمایه مالی نیستند بعد از طلاق اگر از جانب فرد دیگری حمایت نشوند برای تأمین مسکن و مایحتاج زندگی خود نیز دچار مشکلاتی خواهند شد و اگر حضانت فرزندان را هم بر عهده گرفته باشند، اوضاع به مراتب سخت‌تر خواهد بود.

رژیم غذایی سالم برای زنان

رژیم غذایی سالم برای زنان
انتخاب مواد غذایی سالم بی شک برای دفع بیماری های جدی مانند دیابت، سرطان، بیماری های قلبی و تقویت سیستم ایمنی بدن ضروری هستند؛ ضمن این که از سلامت پوست محافظت کرده و به کاهش وزن کمک می کنند.
به گزارش آوای سلامت، انجمن پزشکان آمریکا در سال 2010، چند ماده غذایی را به زنان سراسر دنیا برای حفظ سلامت عمومی و پیشگیری از برخی بیماری های خاص معرفی کرد که تعدادی از آنها به شرح زیر هستند:
پنیر: کلسیم و مصرف آن بخصوص در زنان، کلیدی برای پیشگیری از پوکی استخوان است. علاوه بر شیر و ماست، مصرف هر نصف فنجان پنیر کم چرب در روز، 75 میلی گرم کلسیم، 14 گرم پروتئین و 5 گرم کربوهیدرات به بدن می رساند. پروتئین موجود در پنیر ماهیچه های میکروسکوپی را که در اثر تمرینات ورزشی سخت، تحلیل رفته اند، تقویت می کند.
سیب: یک آنتی اکسیدان قوی که توانایی مبارزه با بیماری های را از طریق تقویت سیستم ایمنی بدن بالا می ببرد. محققان آمریکایی گزارش داده اند که فقط 5 درصد از افرادی که این آنتی اکسیدان را به طور منظم دریافت می کنند، دچار عفونت های تنفسی می شوند.
عدس: علاوه بر این که کم کالری است، ولی مصرف هر فنجان پخته شده آن، 30 درصد نیاز به آهن روزانه را تامین می کند. این در حالی است که 12 درصد از زنان در سنین جوانی مبتلا به کم خونی شدید و فقر آهن هستند.
اسفناج: این سبزی تیره رنگ سرشار از ویتامین کا، کلسیم و منیزیم است و به کاهش سرعت از دست رفتن توده استخوانی کمک می کند. اسفناج همچنین حاوی فولات و ویتامین ب است که به جلوگیری از نواقص هنگام تولد کمک می کند. هر یک فنجان اسفناج خام فقط 7 کالری دارد.
قارچ: یک مطالعه نشان داد زنانی که در روز قارچ خام مصرف می کنند، با کاهش خطر 64 درصدی ابتلا به سرطان سینه مواجهند. تحقیقات نشان می دهد که مصرف قارچ منجر به کاهش اثرات «آروماتاز» می شود؛ یعنی پروتئینی که منجر به تولید استروژن و درنهایت خطر ابتلا به سرطان سینه می شود.
ماهی: خوردن ماهی‌ های چرب سرشار از امگا3 برای زنان بسیار مفید است. امگا3 می ‌تواند از افسردگی پیش از قاعدگی و پس از زایمان هم جلوگیری کند و یک دشمن جدی برای بیماری آلزایمر به شمار آید. از پروتئین و ویتامین دی فراوان موجود در ماهی آزاد هم نمی‌شود چشم ‌پوشی کرد. مصرف حداقل دو وعده ماهی های چرب در هفته برای تمام زنان ضروری است.
روغن زیتون: محققان دانشگاه کلمبیا روغن زیتون را عاملی برای مقابله با آلزایمر و زوال عقل می‌ دانند و پژوهشگران اسپانیایی هم شانس ابتلا به سرطان سینه را در زنانی که به صورت منظم روغن زیتون می‌ خورند، بسیار پایین اعلام کرده ‌اند. بهتر است زنان روزی 2 قاشق غذاخوری روغن زیتون روی سالاد یا غذایشان بریزند تا علاوه بر کاهش خطر ابتلا به سرطان سینه، خطر ابتلا به بیماری‌ های قلبی را هم در خود به حداقل برسانند.

گفت و گوی «پیام ما» با کتاب فروش قدیمی کرمان مردی که با کتاب «کیمیا» شد

گفت و گوی «پیام ما» با کتاب فروش قدیمی کرمان
مردی که با کتاب
«کیمیا» شد

از کودکی به ما آموخته اند که کتاب یار مهربان است. یاری بی زبان که «گوید سخن فراوان». در طول تاریخ همواره نویسندگانی در رشته های مختلف دانش خود را به رشته تحریر در می آورده اند تا معاصران و آیندگان از آن استفاده کنند. اما با ظهور صنعت چاپ و سهولت انتشار کتاب در نسخه های فراوان مشاغلی نیز در کنار نویسندگی پدید آمد. سواد خواندن و نوشتن هم به اقشار مختلف جامعه تسری یافت. حال همه چیز آماده است تا دانش دانشمندان به صورت کتاب چاپ شده و با واسطه هایی شریف به دست مردم مشتاق مطالعه برسد. این واسطه ها، کتاب فروش ها هستند. کتاب فروشانی که با وجود پیشه های پردرآمد دیگر در کنار دیگر اصناف به فن شریف انتقال علم روی آورده اند.
«حسین کیمیا» بیش از نیم قرن است که در کرمان، کتاب فروشی می کند. وی متولد 1312 هجری خورشیدی است. کتاب فروشی کیمیا در کرمان معروف است و برای نسل های پیشین کتاب خوان، خاطره مشترک به شمار می آید.
گفت و گوی زیر ماحصل نشست کوتاه ما با این کتاب فروش قدیمی است؛

کتاب فروشی را قسطی خریدم
نام خانوادگی اصلی من اسدی خانوکی بود. بعد از این که کتاب فروشی ام را راه اندازی کردم، به کیمیا شهرت پیدا کردم.
پدرم در خانوک و هوتک روحانی بود. پدرم قبل از مادر من زنی به نام «فاطمه گوهر» داشت، که در سرآسیاب شش زندگی می کرد. این زن من را به فرزندی پذیرفت و نزد ایشان بزرگ شدم. تا سن چهارده سالگی در سرآسیاب شش بودم و مدرسه رفتم. پدرم دوست داشت من روحانی شوم. به همین دلیل در سن چهارده سالگی من را به کرمان آورد و در مدرسه علمیه معصومیه کرمان ثبت نامم کرد. دو سال هم در مدرسه علمیه معصومیه تحصیل کردم. بعد از آن به دلیل مشکلات مالی به خیاطی پرداختم. شش سال خیاطی کردم. تا این که 2 نفر با هم شریک شدند و در کرمان کتاب فروشی باز کردند. آدم های ناشناسی هم نبودند. یکی از شرکا، پسر آیت الله صالحی کرمانی و دیگری پسر آیت الله شیخ علی شیخ الرییس کرمانی بودند. این دو نفر با چهارهزار تومان پولی که داشتند، یک کتاب فروشی تاسیس کردند. کتاب فروشی به یک شاگرد نیاز داشت. من به دلیل علاقه ای که به این کار داشتم، تصمیم گرفتم که شاگردشان شوم. یک سال با روزی 5 قران دستمزد برای شان کار کردم. بعد از یک سال پسر آیت الله صالحی کرمانی به خارج رفت و پزشک شد. پسر آیت الله شیخ الرییس هم به تهران رفت و به تحصیلات دانشگاهی پرداخت. چون در کرمان نبودند و نمی توانستند مستقیماً کتاب فروشی را اداره کنند، تصمیم گرفتند، سهم شان را بفروشند. هر چه جست و جو کردند نتوانستند مشتری پیدا کنند. کتاب فروشی را به صورت اقساط از قرار ماهی 15 تومان به خودم واگذار کردند. در طی دو سال پول صاحبان کتاب فروشی را پرداختم. خودم هم 2هزار تومان پول داشتم که به سرمایه اضافه کردم.بیست و پنج نفر از همکاران قدیمی همدوره من از دنیا رفته اند.
در قدیم مطالعه بیش تر بود
کتاب فروشی برای بسیاری از مردم صرف نمی کند. فرزندان خودم به من گفته اند که مغازه را به اجاره بده. در این مغازه کتاب هایی دارم که از 20 سال قبل مانده است. کتاب فروشی درآمد ندارد. تنها علاقه و عشق باعث شده که در این شغل باقی بمانم.
تعداد آدم های کتاب خوان هم کم شده است. در زمان قدیم کتاب بیش تر مطالعه می شد. در سال های منتهی به انقلاب کتاب های دکتر شریعتی و استاد مطهری طرفداران زیادی داشت. کتاب های مطهری هنوز هم طرفدار دارد. اما الان با رایج شدن تلویزیون و رادیو و گوشی های موبایل، مطالعه بسیار کم شده است. نوجوانان شاید ساعت ها با گوشی خود کار می کنند؛ اما یک کتاب نمی خوانند.
به خاطر علاقه هیچ وقت نخواستم شغلم را عوض کنم. مردم کرمان اکثرا من را می شناسند. خیلی از مردم راجع به مسائل خودشان با من مشورت می کنند.
آگاهی، پرهیزکاری، پشتکار
بهترین چیز برای یک انسان آگاهی است. همان طور که در آموزه های دینی ما هم آمده است که یک ساعت تفکر بهتر از 70 سال عبادت است. به نظر من بسیاری از کارهای خلاف در اثر ناآگاهی است.
دوم پرهیزکاری است. یعنی این که انسان دست به هر کاری نزند. سوم، پشتکار است.کسب تجربه نیز یکی از عوامل موفقیت است. شیخ الرییس ابوعلی سینا و علامه حلی بعد از مدتی مطالعه برای کسب تجربه مسافرت می کردند. چون معتقد بودند که تجربه بالاتر از علم است. در قدیم هم ضرب المثلی بود به این مضمون که:«کسی که یک پیراهن بیش تر پاره کرده تجربه بیش تری دارد.»
از دانشمندی پرسیدند: «علم چیست؟»
گفت:«سکوت!»
پرسیدند:«فقط سکوت؟»
گفت:«خوب گوش دادن!»
گفتند:«دیگر چه؟»
گفت:«خوب عمل کردن و خوب به دیگران آموختن.»
علم را نباید در چاه انداخت بلکه باید به دیگران آموخت. حافظ 700 سال است که از دنیا رفته؛ اما زنده است. چون علمش را ثبت کرده و با خود زیر خاک نبرده است.
زمین خوردن در حضور استاندار
بنا بود شاه به کرمان بیاید. مسوولان شهر در خیابان دوره افتادند و تذکر دادند که درب مغازه های تان را رنگ بزنید. کمتر کسی توجه کرد. من درب مغازه را رنگ زدم. یک روز صبح از استانداری آمدند و گفتند باید به استانداری بیایی، استاندار می خواهد تو را تشویق کند. در آن زمان هم دیدار با استاندار آداب و اصول خاص خود را داشت. به استانداری رفتم. در آن جا یک دست لباس مخصوص برایم آوردند. موهایم را شانه زدند و آداب ملاقات با استاندار را یاد دادند که جلوی استاندار باید راست بایستی. سرت را این طرف و آن طرف نکنی. دست هایت را روی سینه ات بگذاری. نباید پشتت را به استاندار بکنی بلکه باید عقب عقب بروی. من هم به استاندار احترام گذاشتم. عقب عقب آمدم. خوردم زمین! خیلی صحنه خنده داری بود. استاندار خودش دستم را گرفت و از زمین بلندم کرد. جایزه ای هم داد و از استانداری بیرون آمدم.
به تو می گویند کیمیا
مردی به نام هوشمند در کرمان بود. مردم او را دیوانه می دانستند. اما رفتارهایش خیلی شبیه بهلول-شخصیت زمان هارون الرشید عباسی و امام موسی کاظم(ع) بود). یک عصای تعلیمی به دست می گرفت و به طرز خاصی در بازار راه می رفت و شعر می خواند. درب کتاب فروشی من می آمد و می گفت:«کیمیا سلام علیکم. کرمان عجب شهریه. به من دیوانه می گویند هوشمند به توی بی پول هم می گویند کیمیا!»
اجازه نماز از آقایان طالبی و مدنی
زمان آیت الله حاج میرزا محمدرضا کرمانی 150 نفر روحانی و اهل منبر در کرمان بوده است که از دنیا رفته اند. من با اکثر آن ها ارتباط داشتم. در محله مسجد صفا زندگی می کردم. در این مسجد پیشنمازی بود به نام حاج آقای طالبی، یک وقت بیمار شد. من به جای ایشان نماز خواندم. آقای طالبی به من امر کرد که هر وقت من نبودم شما پیشنماز باش. بعداً آیت الله مدنی هم به من گفت که پیشنماز باشم.
استنطاق
به خاطر فروش رساله
قبل از انقلاب دو نفر از دوستان، رساله امام خمینی را نزد من آوردند که بفروشم. از اداره آگاهی به دنبال من آمدند و مرا با خود بردند. در آن جا دو نفر را جلوی روی من به شدت کتک زدند که حساب کار دست من بیاید. پرسیدند:«رساله ها را از کجا آورده ای؟ کی این ها را به تو داده؟» گفتم:«من نمی شناسم!» بعد از مدتی معطلی آزادم کردم. اما من نگفتم که رساله ها را چه کسی به من داده است.
نامه رسانی برای آیت الله مشکینی
آیت الله مشکینی را به کرمان تبعید کرده بودند. ایشان در ماهان زندگی می کرد. نامه های مربوط به ایشان به واسطه من به دست ایشان می رسید. یکی دو بار برای رساندن نامه به ماهان رفتم. آقای مشکینی توصیه کرد:«خودت به ماهان نیا! من یک نفر را می فرستم که نامه ها را از تو بگیرد. چون ممکن است برایت مشکل ایجاد شود.

روزگاری که گذشت

روزگاری که گذشت
عبدالحسین صنعتی زاده
بخش صد و بیست
[صنعتی زاده تصمیم می گیرد که وسایلی را از خارج از کشور به ایران وارد کند…]
ماشین های جوراب بافی و خیاطی که سرمایه زیادی لازم نداشت و یا دوچرخه و رادیو که از جهات بسیاری بی ضرر و مورد استفاده عمومی قرار می گرفت با آن که کارخانه ها و سازندگان این متاع برای پیشرفت معاملاتشان همه قسم وسایل تسهیل معاملات را فراهم می ساختند، باز هم از این که قران و تومان های ایران را تبدیل به دلار یا پوند کرده و برای وارد کردن این اجناس از مملکت خارج نمایم در نظرم کاری شاق و مشکل بود و هر وقت برای تحقیق مطلبی به یکی از قونسولگری های خارجی مراجعه کرده و با یک نفر از اتاشه های تجارتی آنان رو به رو می شدم و تفاوت بسیاری که از طرز فکر و کار آن ها با خودمان وجود داشت را مقایسه می کردم، دود از نهادم برمی آمد. زیرا آنان مانند سربازان و صاحب منصبانی که در جنگ ها شرکت می نمایند پیوسته سعی داشتند به هر نحوی شده سنگری را پیش برده و متاع خودشان را در کشورها متداول و رایج سازند. ولی مقامات ما متوجه این مطلب مهم نمی شدند که بایستی صنایع داخلی را به هر نحوی هست محافظت کنند و نگذارند از میان برود و از این که برای آنان صنایع رقبایی تراشیده شود جلوگیری نمایند. از آن جمله به خاطرم است که با هزار آب و تاب موسسه ای به نام مدرسه صباغی در طهران تاسیس کردند و شخصی را به نام «واران کاف» استخدام کردند که طرز استعمال رنگ های خارجی را ترویج و به محصلین بیاموزاند. این قدر متصدیان امور غافل و بی اطلاع بودند که با دست خود صنعت صباغی را که از قرن ها پیش دست به دست صباغان ایرانی اصول صحیحی حفظ کرده بودند جاهلانه از دست دادند. من نمی گویم ساختن رنگ های نباتی سهل وآسان بود ولی این کیفیت را داشت که همیشه ثابت و بی غل و غش باقی می ماند. اگر توجهی به قالی های کهنه حتی قالی هایی که در سیصد سال قبل در زمان صفویه بافته شده و در موزه های عالم دیده می شود بشود، این مسئله را به خوبی مبرهن می نماید که رنگ های نباتی ها ثابت بوده است. متاسفانه معلم خارجی به جای آن که در توسعه و اصلاح رنگ های کشور ما کمک نماید شروع به ترویج رنگ های هلندون و آلزرین که ساختن آن ها از رموز صنایع خارجی و صادر کنندگان رنگ در جهان می باشد کرد و چون به کار بردن رنگ های خارجی آسان تر از رنگ های نباتی ما بود صنعت صباغی رو به تحلیل گذارد و جای خود را به رنگ های خارجی داد. در آن تاریخ چندین عریضه در این خصوص به وزارت فوائد عامه تقدیم داشتم و این موضوع را به خوبی و واضح خاطر نشان ساختم. متاسفانه به این عرایض ترتیب اثر داده نشد تا عاقبت مقاله مفصلی در این موضوع در روزنامه رعد نوشته و شکایت کردم. هزار افسون که این نویسندگی ها بی فایده بود. زیرا مصادر امور بی خبر از موضوع مهم رنگ و رنگریزی بودند و نمی دانستند در دنیای صنعت و هنر این قالی های باقی مانده از سیصد سال قبل چه مقام و اهمیتی دارد و اکنون اگر رسیدگی دقیقی به عمل بیاید معلوم می گردد چه مقدار سرمایه ما بابت ورود رنگ های خارجی در این مدت فرار کرده است.

حسن روحانی: به برجام خوشبین‌ هستیم، به آمریکا بدبین

حسن روحانی:
به برجام خوشبین‌ هستیم، به آمریکا بدبین

حسن روحانی رئیس جمهور کشورمان در جمع مردم کهگیلویه و بویر احمد گفت: «برجام برای این بود که دیوارها برداشته شود تا دانشمندان و ملت ما بتوانند برای کشور رونق اقتصادی ایجاد کنند خوش‌بینی به برجام به معنای خوش‌بینی به ابرقدرت‌ها نیست به برجام خوشبینیم و به آمریکا بدبین هستیم.» گزیده صحبت های رئیس جمهور را در ادامه به نقل از پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری بخوانید:
اگر ما امروز توانستیم در روزهای سخت این منطقه در شرایطی که دشمنان انقلاب قیمت نفت را به یک سوم و یک چهارم رسانده اند به رشد نزدیک پنج درصد برسیم این به معنای اعتماد مردم به دولت و اتحاد دولت و ملت است.
بر خلاف اراده دشمنان، امروز هر چه بخواهیم نفت صادر می‌کنیم. شاید رفع تحریم بر خلاف منافع عده‌ای باشد اما ملت مسرور است. حل مشکل اشتغال جوانان شدنی است و ۷۵۰۰ بنگاه اقتصادی تا پایان سال فعال خواهد شد.
امروز می‌بینید که ۳۵۰ هیات اقتصادی و ۱۶۰ هیات سیاسی در سراسر دنیا به سرزمین ما سفر کرده است، لذا ملت بزرگ ایران در برابر دشمنان این سرزمین و انقلاب ایستادگی کرده و خواهد کرد.
بدانید همانطور که این دولت در زمینه تورم، توانست تورم را تک‌رقمی کند، با حمایت شما رونق را به اقتصاد کشور برخواهیم گرداند. امروز می‌بینیم یکی از اهداف بلند همه ما آن است که نسل جوان ما را در مسیر کار و کوشش و شغل مناسب و متناسب با علم و دانش آنها قرار دهیم.
چرا ما در برابر شش قدرت بزرگ دنیا سی ماه ایستادگی کردیم و دلاورانه دیپلمات‌های شجاع شما برای سرزمین ایران غرور آوردند. درست که صهیونیست‌ها امروز از پیروزی ما ناراحت هستند و چند همسایه جنوبی ایران متاسفانه با کودک‌صفتی‌شان از پیروزی ملت ایران ناراحت‌اند، اما ملت ایران با ایستادگی و وحدت و رهنمودهای رهبر توانست پیروزی بزرگ سیاسی تاریخی را به‌دست بیاورد و زنجیرها را ار روزی پای این ملت بگسلد و شرایط را برای رشد اقتصادی فراهم کند.

نمایندگان مجلس نهم این روزها چکار می کنند؟ سه قوه میزبان نمایندگان سابق

نمایندگان مجلس نهم این روزها چکار می کنند؟
سه قوه
میزبان نمایندگان سابق

ده‌ها نفر از نمایندگان سابق مجلس نهم در روزهای گذشته در مسئولیت‌های جدید مشغول کار شدند.
به گزارش ایلنا، در حالی که نزدیک به سه ماه از آغاز به کار مجلس جدید می‌گذرد، جمعی از نمایندگان سابق مجلس حالا کار خود را در مسئولیت‌های جدید شروع کرده‌اند. تعدادی همچون باهنر و حقیقت‌پور از سوی لاریجانی در مسئولیت‌های قوه مقننه به عنوان مشاور منصوب شدند و تعدادی به قوه قضائیه رفتند و تعدادی به ارگان‌های نظامی بازگشتند؛ برخی نیز بازگشت به مطب طبابت و کرسی استادی دانشگاه را به کارهای اجرایی ترجیح دادند. با این حال تعداد قابل توجهی از نمایندگان ناکام مجلس نیز به وزارتخانه‌های مختلف دولت رفتند و مسئولیت‌های حساس گرفتند.
وزارتخانه‌های نفت و نیرو و راه، میزبان مجلس نهمی‌ها
وزارت‌خانه‌های نفت، نیرو، جهاد کشاورزی، کار، راه، کشور و بهداشت بیش از سایر وزارت‌خانه‌ها توانسته است به شوق خدمت نمایندگان مجلس نهم پاسخگو باشد. در این میان البته برخی انتصاب‌ها نیز جای تعجب دارد. از جمله انتصاب افرادی که کمترین همکاری و همراهی را با سیاست‌های اعتدالی دولت داشتند در برخی وزارت‌خانه‌ها.
البته درباره این انتصاب‌ها اخبار دیگری نیز شنیده می‌شود؛ از جمله احتمال انتصاب یکی از نمایندگان استان‌های جنوبی به ریاست یکی از بزرگترین بانک‌های خصوصی کشور یا انتصاب یکی از نمایندگان استان‌های زاگرس‌نشین به معاونت یکی از نهادهای اطلاعاتی.

تکذیب افزایش چهار برابری تعرفه‌ صدور گذرنامه

تکذیب افزایش چهار برابری تعرفه‌ صدور گذرنامه

در خبرها آمده بود که هیأت وزیران در جلسه‌های 20/4/1395 و 13/5/1395 به‌پیشنهاد شماره 123638 مورخ 18/6/1394 سازمان مدیریت و برنامه­ ریزی کشور (سابق) و به‌استناد اصل یکصد و سی و هشتم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و ماده (68) قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت ــ مصوب 1380 ـ آیین‌­نامه تعیین تعرفه خدمات کنسولی را تصویب کرده و بر اساس آن خدمات صدور و تعویض گذرنامه نیز افزایش یافته و هزینه صدور گذرنامه 330‌ هزار تومان شد. روز گذشته اما معاون کنسولی وزارت امور خارجه هرگونه افزایش قیمت در خدمات صدور و تعویض گذرنامه در داخل کشور را کذب محض خواند.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دولت، حسن قشقاوی با تاکید براینکه تصویب نامه هیئت دولت که برخی از رسانه ها به آن استناد کرده و گفته اند قیمت صدور و تعویض گذرنامه تا 330 هزار تومان گران شده، اساسا مربوط به داخل کشور نیست و همان گونه که در تصویب نامه« آیین نامه تعیین تعرفه خدمات کنسولی» ذکر شده، مخاطب آن وزارت امور خارجه، نمایندگی های سیاسی و کنسولی و دفاتر حفاظت از منافع جمهوری اسلامی ایران در خارج از کشور است. معاون کنسولی وزارت امورخارجه در ادامه گفت: «دولت از سال 91 اقدام به افزایش تعرفه خدمات کنسولی نکرده بود که در این تصویب نامه، پس از چهار سال نزدیک به دوازده یورو به این خدمات اضافه شده است که مبلغ منعکس شده 330 هزارتومان در رسانه ها در واقع مبلغ ریالی ارزی این خدمات در خارج از کشور است. »
قشقاوی ضمن رد هرگونه ارتباط این موضوع با سفر زیارتی به عتبات عالیت گفت: «جمهوری اسلامی ایران بارها بر لغو روادید میان ایران وعراق و تسهیل سفر زیارتی تاکید داشته است اما سیاست روادیدی جمهوری اسلامی ایران و لغو کامل ویزا بین طرفین به شرط عمل متقابل است. » او گفت: «این موضوع هفته گذشته در مذاکرات با هیئت عراقی در تهران نیز مطرح شده است.»
همچنین رئیس پلیس مهاجرت و گذرنامه نیروی انتظامی با تأکید بر اینکه هزینه صدور گذرنامه و خدمات این بخش طبق نرخ گذشته ارائه می‌شود، گفت: «در حال حاضر ابلاغیه‌ای برای افزایش قیمت ارائه خدمات گذرنامه از جمله صدور و یا تعویض گذرنامه به دست پلیس نرسیده است.»
به گزارش تسنیم حمد بابایی در واکنش به اخبار منتشره مبنی بر افزایش نرخ صدور گذرنامه به 330 هزار تومان و افزایش برخی خدمات دیگر در این بخش بر اساس ابلاغیه معاون اول رئیس جمهور اظهار کرد: «هم‌اکنون هزینه صدور گذرنامه حدود 75 هزار تومان است که با احتساب هزینه‌های دیگر آن در مراکز پلیس +10، به حدود 115 هزار تومان می‌رسد.»