بایگانی مطالب نشریه

روایت «پیام ما» از پرونده جنجالی شهردار فعلی و رقیب احتمالی روحانی #املاک_ نجومی_قالیباف

روایت «پیام ما» از پرونده جنجالی شهردار فعلی و رقیب احتمالی روحانی
#املاک_ نجومی_قالیباف

درحالی‌که برخی رسانه‌های اصولگرا در ماه‌های گذشته به بهانه فیش‌های حقوقی، دولت را تحت‌فشار گذاشته بودند، در چند روز گذشته برخی رسانه‌ها مدعی شدند در شهرداری تهران تخلفاتی به‌مراتب سنگین‌تر رخ‌داده است. این تخلف که به «املاک نجومی» مشهور شده، اگر به اثبات برسد، امتیاز منفی برای محمدباقر قالیباف، شهردار تهران خواهد بود. این اتفاق ازآن‌جهت حائز اهمیت است که شنیده می‌شود قالیباف قصد نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری سال آینده را دارد.
۲‌ هزار میلیارد تخفیف
و تقسیط خاص
ماجرا از روزی شروع شد که برخی رسانه‌ها از واگذاری املاک شهرداری تهران به افراد باقیمت‌های بسیار پایین خبر دادند. شهریورماه بود که روزنامه شرق خبر داد که یک عضو شورای شهر تهران و یک منبع آگاه از مجموعه مدیریت شهری، از واگذاری تعدادی خانه و ملک متعلق به شهرداری تهران به برخی از افراد خاص با تخفیف‌ها و تقسیط‌های بسیار زیاد خبر داده‌اند. طبق گفته آن‌ها این واگذاری‌ها با اجازه شهردار انجام‌شده است و بر اساس آن خانه‌هایی چند صدمیلیونی یا ‌میلیاردی را یک‌باره با حداقل ۱۰ درصد قیمت واقعی به این افراد داده‌اند. این عضو شورا از ورود سازمان بازرسی کل کشور خبر داده است. بر اساس این گزارش مبلغ کل این تخلف تا دو‌ هزار میلیارد تومان است که از محل تخفیف و تقسیط و اختیارات شهردار تهران و در قالب ملک پرداخت‌شده است. یکی از اعضای شورای شهر تهران در این خصوص گفته بود که «در جریان این واگذاری املاک به اشخاص خاص، قیمت کارشناسی املاک را پایین محاسبه کرده‌اند». او در پاسخ به این سؤال که آیا شهردار تهران اجازه دارد چنین تخفیف‌هایی بدهد یا خیر، گفت: «بر اساس مجوزی که شورای سوم به شهردار تهران داده است، از تخفیف ویژه استفاده کرده‌اند». در همین حال یک منبع آگاه در مجموعه مدیریت شهری که دسترسی مستقیمی به اطلاعات این‌چنینی داشت، با تأیید وجود چنین فهرستی از دریافت‌کنندگان املاک با تخفیف خاص از شهردار تهران، توضیحاتی داد که موضوع را شفاف‌تر می‌کند. این منبع آگاه گفت: «پیش‌تر فهرستی چندصفحه‌ای از افراد حقیقی و حقوقی که به‌این‌ترتیب از شهرداری ملک گرفته‌اند، تهیه‌شده بود؛ در این فهرست افرادی از مجموعه مدیریت شهری و البته از داخل شورا بودند که مشمول این تخفیف خاص شده‌اند». او در توضیح بیشتر گفت: «این تخفیف‌ها به‌این‌ترتیب است که پس از اعلام موقعیت ملک موردنظر و قیمتی که توافق شده است، قیمت کارشناسی داده‌شده برای ملک تا ۵۰ درصد زیر قیمت واقعی محاسبه و تعیین‌شده است. در ادامه پای اختیار شهردار در تخفیف تا ۵۰ درصد برای این املاک وسط می‌آید و در مرحله بعدی هم باقی‌مانده پول خانه را اقساط می‌کنند». او بابیان اینکه تعداد زیادی از این املاک ‌میلیاردی بوده‌اند، گفت: «حتی اگر ارزش ملک را ۵۰۰‌ میلیون در نظر بگیریم، کارشناس مربوطه آن را ۲۵۰‌ میلیون تومان قیمت‌گذاری می‌کند و با ۵۰ درصد تخفیفی که از سوی شهردار دستور خورده، به ۱۲۵‌میلیون تومان کاهش می‌یابد و در مرحله نهایی هم با دادن مثلاً ۲۵‌ میلیون تومان نقد مابقی را به‌صورت اقساطی پرداخت می‌کنند.»
فروش املاک شهرداری به مدیران شهری متری ۲ میلیون
چند روز بعد اما با رسانه‌ای شدن نامه از طرف سازمان بازرسی کل کشور، ماجرا وارد فاز جدیدی شد. سازمان بازرسی همراه با ارائه گزارشی مبسوط، مدیرکل دفتر شهردار تهران را درباره بروز تخلفی چند هزارمیلیاردی درفروش غیرقانونی املاک اموال عمومی در شهر تهران خطاب قرار داده بود. در این نامه به غیرقانونی بودن فروش املاک به تعداد زیادی از مدیران شهری، اعضای شورای شهر، نمایندگان مجلس و حتی تعدادی افراد حقیقی بیرون از شورا و شهرداری باقیمت‌های غیر کارشناسی، اعمال تخفیف و تقسیط با دستور مستقیم شهردار تهران اشاره‌شده بود و در این گزارش اعلام‌شده احتساب میانگین قیمتی دو میلیون تومان در هر مترمربع آن‌هم در مناطق گران شهر تهران، تضییع اموال عمومی تا بیش از دوهزار‌و ۲۰۰ میلیارد تومان است. بر اساس مستندات سازمان بازرسی در این گزارش هیئت بازرسی با بررسی عملکرد ستاد ساماندهی مسکن کارکنان شهرداری تهران به این نتیجه رسیده که اقدامات مدیرکل دفتر شهردار تهران برخلاف ماده ۶ آیین‌نامه مالی و معاملاتی سازمان املاک و مستغلات شهرداری و سایر ضوابط قانونی بوده است. در این گزارش تأکید شده که دستور واگذاری املاک عمومی و شهرداری به اشخاص خلاف قانون بوده و بر اساس ماده ۵ قانون تشدید مجازات مرتکبان ارتشا و اختلاس و کلاه‌برداری موارد ذیل گزارش خود را پیگیری می‌کند. گزارش سازمان بازرسی، اقدام شهرداری تهران به واگذاری و فروش غیرقانونی اموال عمومی، املاک و مستغلات شهرداری تهران اعم از زمین و خانه و ویلا تا حدود ۲۰۰ واحد به شرکت تعاونی باقیمت کارشناسی بسیار نازل (غیرواقعی) و با اعمال تخفیف‌های قابل‌توجه (از صد میلیون تا بیش از یک میلیارد تومان) و نیز اعمال شرایط پرداخت اقساطی تا ۶۰ ماه را غیرقانونی خوانده است. این گزارش، رقم این واگذاری به چند تعاونی را بیش از ۱۵۰ میلیارد تومان اعلام کرده و آن را ناعادلانه و تبعیض‌آمیز دانسته است. شرق در این خصوص نوشت که «این تخفیف‌ها و تقسیط‌های چند صدمیلیونی و حتی میلیاردی برای این افراد با دستور مستقیم شهردار تهران به تأیید رسیده است.»
واکنش قالیباف
قالیباف، شهردار تهران هم در واکنش به این ماجرا، شنبه گذشته در مراسم تجلیل از سالمندان نمونه شهرداری تهران گفت: «تحت تأثیر دروغ‌ها و جوسازی‌ها قرار نمی‌گیریم. کمتر کسی در شهرداری اندازه بنده وقت می‌گذارد و تا امروز نیز از هیچ مزایایی در شهرداری استفاده نکردم و برای رفاه حال کارمندان شهرداری از آبرویم نیز مایه می‌گذارم که به‌درستی انجام‌وظیفه کنم.»
انتشار اسناد تازه و شاکی شدن شهردار
یک روز پس‌ازاین اظهارنظر قالیباف، سایت معماری نیوز سند تازه‌ای منتشر کرد که در آن فهرست دقیقی از افرادی که از تخفیف ۵۰ درصدی در خرید ملک از شهرداری تهران وجود داشت. این سایت نوشت که «لیست اسامی طرف‌های دریافت‌کننده‌ این امتیازات بزرگ شهری شامل اسامی بیش از ۱۰۰ شخص حقوقی و حدود ۱۵۰ نفر شخص حقیقی است که در بین آن‌ها نام ۷۲ نفر از مدیران ارشد شهرداری نیز به چشم می‌خورد. گرچه در لیست ۳۱ نفره امروز آنچه این مدیران ارشد شهرداری تهران دریافت کرده‌اند ازنظر متراژ و قیمت زمین و میزان تخفیف تفاوت دارد اما به‌هرحال همگی این افراد از این امتیاز برخوردار شده و از اراضی و املاک واگذارشده سهم برده‌اند.» پس از انتشار این اسناد، قالیباف شهردار و چمران رئیس شورای شهر تهران، از یاشار سلطانی، مدیرمسئول معماری نیوز، شکایت کردند و این سایت تا لحظه تنظیم این گزارش از دسترس خارج شد.
شهرداری تهران زیر تیغ تحقیق و تفحص
روز سه‌شنبه و درحالی‌که دوستان قالیباف توانستند برای سومین سال پیاپی هیئت‌رئیسه شورای شهر تهران را فتح کنند، برخی نماینده‌های مجلس طرحی را برای تحقیق و تفحص از شهرداری تهران مطرح کردند تا لبخند پیروزی چمران خیلی زود خشک شود. محمدعلی وکیلی عضو هیئت‌رئیسه مجلس در این رابطه گفته « اگر این فساد صحت داشته باشد نشان از بی‌نظمی مالی بیش‌ازحدی است که برای کشف حقیقت نیازمند تحقیق و تفحص از سوی مجلس بر شهرداری تهران است.» نمایندگان تهران نیز با جمع‌آوری امضاء‌ برای این طرح از اعلام وصول آن در هیئت‌رئیسه خبر دادند و تأکید کردند که نه‌تنها نمایندگان تهران بلکه نمایندگان سایر شهرها نیز به‌عنوان وکلای ملت در این مورد مشارکت می‌کنند چراکه هر اتفاقی که در شهرداری تهران می‌افتد یک تبعات ملی را نیز به همراه دارد. آن‌ها یادآور شدند که مدعی‌العموم و مجلس شورای اسلامی به‌طور هم‌زمان این موضوع را بررسی می‌کنند.
دفاع قالیباف با نامه به دادستان
روز گذشته و در آخرین پازل این ماجرای پرحاشیه، قالیباف به دادستانی کل کشور نامه نوشت. او در این نامه مدعی شد که «شهرداری تهران برای حل معضل مسکن بیش از 27 هزار نفر از 55 هزار پرسنل خود با واگذاری زمین از طریق تعاونی‌های مسکن، وفق قوانین و مقررات (مجلس شورای اسلامی، هیئت محترم وزیران، شورای اسلامی شهر تهران) اقدام کرده که عمده این افراد از اقشار ضعیف و زحمتکش این مجموعه هستند. علاوه بر این، شهرداری تهران در جهت تسهیل تهیه مسکن برای کارکنان سایر نهادها و سازمان‌های دولتی و عمومی برای واگذاری زمین، تسهیلات قانونی قائل شده است.» وی همچنین در این نامه نوشته که « یک گزارش مخدوش منتسب به کارشناس سازمان بازرسی کل کشور در خصوص واگذاری املاک در شهرداری تهران به افراد، در رسانه‌ها منتشرشده است که افکار عمومی را نسبت به مدیریت شهری بدبین کرده است. این گزارش نادرست از سوی رئیس‌کل محترم سازمان بازرسی نیز به‌عنوان گزارش اولیه و ناقص یادشده و حتی همان کارشناس در گفتگو با رسانه‌ها مواردی از آن گزارش را تکذیب کرده است. اما متأسفانه جزییات این سند مخدوش در سطح وسیعی در جامعه به‌طور ناقص و اغراق‌آمیز منتشرشده و دستمایه تشویش اذهان مردم شریف توسط برخی رسانه‌های مغرض و معاند داخلی و خارجی قرارگرفته و باعث بی‌اعتمادی مردم نسبت به عملکرد ارکان نظام شده است.»

تجربه ای نو از گروه نمایش شن

تجربه ای نو از گروه نمایش شن

همواره تیاتر فعالیت خود را در این ماه با نمایشی به نام «عادت های عادی» ادامه می دهد. مجید عتیق بعد از یک دوره چندساله فعالیت سینمایی و تلویزیونی در خارج از استان دور دوم فعالیت حرفه ای خود را در زمینه تیاتر در داخل استان با این نمایشی آغاز کرده است . نام دیگر این اثر « مرگ مولف قصه های عامیانه « است . این اثر از 5شهریور در خانه تیاتر موج نو به روی صحنه رفته و قصد دارد تا انتهای شهریور ماه به اجرای خود ادامه دهد. این نمایش که مجید عتیق نویسنده و کارگردانش است تولید شده در گروه تئاتر شن می باشد و اثری تجربی در راستای تجربیات چند ساله گذشته این گروه است که بیشتر به دنبال خلق اثری تاویل پذیر فارغ از تکنیک های معمول و کلاسیک می باشند. الهام صابری، مهرداد باختری ،حدیثه تاختی ،صادق مرادی، سیما رزاز نژاد ،مهدی نخعی مقدم، محمد ذی حیات، مرجان نامجوفر، اکرم زارع، ساناز مرادی؛ بازیگران این نمایش هستند. مشاور نمایشنامه ؛ مهدی بذرافشان، مشاور کارگردان و بازیگردان ؛ صادق مرادی و در بخش موسیقی نمایش، حمید کاشانی است. آثار قبل این گروه : وقتی از مرگ مولف حرف میزنیم ازچه چیز حرف میزنیم – ۱۳۸۹، پرده گلدار – 1390، ننه نبات – 1390، اگر شبی از شبهای زمستان با آقای رئیس جمهور همسفری – 1392، شهد و بلدرچین – 1393، خدای کشتار – 1394.
یادداشت مولف عادت های عادی :
این نمایش صرفا یک اثر تجربی است . از دستور العمل های توصیه شده برای نمایش نامه نویسی چون ؛ وحدت مکان ، زمان و موضوع ، گره افکنی و گشایی ، طرح و توطئه ، اوج وفرود ، روند خطی داستان و … این اثر را معاف بدارید. در این نمایش هیچ هم زمانی تاریخی ، حتی تقدم و تاخر را جستجو نکنید ، در واقع آنچه مورد توجه مولف بوده است زیست بشری در طی رویدادها و در فرایندی به نام هم جهانی است ، پس وقایع و رویداد ها نه بر اساس یک تاریخ منظم رویدادی ؛ بلکه بر اساس ضرورت ادراکی تنظیم گردیده است . از این رو بهتر است مورد توجه قرار بگیرد که وقت واقعه مهم نبوده است ؛ بلکه خود واقعه از اهمیت بیشتری برخوردار بوده و نیز دیگر اهمیت در این اثر قصه یا قصه هایی می باشد که قرار است شکل نگیرند. پس هر گونه پرسش برای چرایی های زمانی ، مکانی یا موضوعی و کاراکتر ها را این اثر نمی تواند پاسخ گو باشد . همه چیز از کلمات گرفته تا آدم ها زاییده خیال هستند ، متشابهات در اسامی ، اماکن یا رویدادها و حتی تاویل مخاطب صرفا امری بر خواسته از لحظه خلاقه است و بی غرض.
عتیق در مصاحبه ای اعلام کرد که در شرایط سنی و حرفه‌ای است که باید حتما به یک تناسب و سبک شخصی فکر کند ، هر چند در بند هیچ عادتی نیست و هراسی هم از کسب تجربه ندارد ، لذا فلسفه‌یِ‌زیستی آدم است، که سبک و سیاق فعالیت‌هایش را مشخص می‌کند و این دقیقا چیزی است که امروزه‌ در بین آرتیست‌های ما کمتر دیده می‌شود.
تئوری مرگِ مولف توسط رولان بارت مطرح شده است. رولان بارت (1980-1915) یکی از مهمترین متفکران و منتقدان ادبی در قرن بیستم بود که همواره در جستارهای خود و نظریه پردازی فرهنگی، بر اهمیت نشانه شناسی تاکید می کرد. وی یکی از نظریه پردازان و بنیانگذاران کارکرد نشانه شناسی به عنوان دانش مطالعه نشانه ها و فرآیند های تاویلی در مطالعات هنری با وجود اهمیت روز افزون و جایگاهش در نشانه شناسی ساختگرا است. «عادتهای عادی» در امتداد تجربیات گروه نمایشی شن، برای رسیدن به یک سبک و سیاق بومی است؛ که از حدود 8- 9 ماه پیش با یک ایده، تمرینات این نمایش شروع شد و اینک به اجرای عمومی رسیده است. تقریبا اکثریت‌ مجریان این نمایش تازه کار هستند. مجید عتیق در راستای سخنانش تاکید کرد که این نمایش در ادامه تجربیات قبلِ، گروه شن است که مطمئنا مخاطب نمایش‌های وی با آن ها آشنا هستند. گروه شن برای گرفتن مجوزهای اجرا، چون دو نمایشنامه با این نام دارد باید به شکلی تفکیک‌ شده اعلامشان کند تا برای مخاطبین اسامی اشتباه نشوند ، عنوان دقیق این نمایش «عادت‌های‌عادی ( نام دیگراش مرگِ‌مولفِ قصه‌هایِ عامیانه)» است.
در این نمایش هیچ هم زمانی تاریخی ، حتی تقدم و تاخر را جستجو نکنید ، در واقع آنچه مورد توجه مولف بوده است زیست بشری در طی رویدادها و در فرایندی به نام هم جهانی است ، پس وقایع و رویداد ها نه بر اساس یک تاریخ منظم رویدادی ؛ بلکه بر اساس ضرورت ادراکی تنظیم گردیده است . از این رو بهتر است مورد توجه قرار بگیرد که وقت واقعه مهم نبوده است ؛ بلکه خود واقعه از اهمیت بیشتری برخوردار بوده و نیز دیگر اهمیت در این اثر قصه یا قصه هایی می باشد که قرار است شکل نگیرند. پس هر گونه پرسش برای چرایی های زمانی، مکانی یا موضوعی و کاراکتر ها را این اثر نمی تواند پاسخ گو باشد . همه چیز از کلمات گرفته تا آدم ها زاییده خیال هستند ، متشابهات در اسامی ، اماکن یا رویدادها و حتی تاویل مخاطب صرفا امری بر خواسته از لحظه خلاق و بی غرض است .

دستگیری لطفعلی‌خان زند به روایت سایه‌ها آینده آخرین شاه زند با ترانه روزبه بمانی

دستگیری لطفعلی‌خان زند به روایت سایه‌ها
آینده آخرین شاه زند با ترانه روزبه بمانی

سیدسعید موسوی‌راضی (نویسنده و کارگردان) با اشاره به اثر «چهار دقیقه و بیست و سه ثانیه قبل از واقعه» گفت: در این نمایش چهار دقیقه و 23 ثانیه قبل از دستگیر شدن لطفعلی خان زند را در ارگ بم توسط آغامحمدخان قاجار روایت می‌کنیم؛ یعنی زمانی که خودش، همسرش و دو نفر از یارانش در قلعه هستند و همه یارانش کشته شده یا فرار کرده‌اند.
سعید موسوی‌راضی که با اثر «چهار دقیقه و بیست و سه ثانیه قبل از واقعه» در شانزدهمین جشنواره بین‌المللی نمایش عروسکی تهران-مبارک حضور دارد؛ در گفتگو با خبرنگار ایلنا، افزود: این نمایش راوی دقیقه‌هایی است که سیل عظیمی از سربازان آقامحمدخان وارد قلعه شده‌اند و ما فقط یک نگاه اکشن به این برهه داریم. کل کار به درگیری‌های آن چهار دقیقه معطوف شده و بار دراماتیک نمایش به خاطر حضور بچه و همسر لطفعلی خان است که جانشان تهدید می‌شود.
او با بیان اینکه هدفش از اجرای این نمایش این بوده که تا حدی از لطفعلی‌خان و یارانش در این نمایش اسطوره‌سازی کند، گفت: داستان لطفعلی‌خان زند را در کتاب‌های تاریخ خوانده‌ایم و هیچ غلوی در این نمایش اتفاق نیفتاده فقط کمی جانبداری از طرف من به عنوان کارگردان از لطفعلی خان زند است؛ اما در کل، این داستان یک شرح واقعه است.
موسوی‌راضی با اشاره به تکنیک استفاده شده در این نمایش گفت: در «چهار دقیقه و بیست و سه ثانیه قبل از واقعه» از سایه انسان‌ها به عنوان عروسک استفاده شده و عروسک به معنای عام آن، در کار وجود ندارد. در واقع شخصیت‌ها را سایه انسان‌ها بازی می‌کنند و سایه به عنوان یکی از تکنیک‌های عروسکی در نمایش استفاده شده است. این نویسنده و کارگردان با اشاره به نقش موسیقی در این نمایش چهار دقیقه‌ای، گفت: در کل نمایش با موسیقی‌ای طرفیم که روایت داستانی ما را انجام می‌دهد. موسیقی در حال روایت آینده لطفعلی‌خان است و بازی سایه‌ها در حال تصویر کردن گذشته او. موسوی‌راضی ادامه داد: موسیقی براساس ترانه‌ای از «روزبه بمانی» است. در ترانه با آینده لطفعلی‌خان درگیر می‌شویم و از زبان او تعریف می‌کند که من چه‌کسی بودم و خطاب به آقامحمدخان می‌گوید تو این بلا را سرم آوردی و این اتفاق افتاد و دستانم را قطع کردی و… هم زمان با تعریف‌های او، یک‌سری اتفاقات تقریبا مرتبط را در جنگی که قبل از دستگیر شدنش است هم می‌بینیم.
موسوی‌راضی با بیان اینکه تبدیل شخصیت‌ها به سایه از بار دراماتیک چنین موضوعی کم نکرده است، گفت: صورت‌ها با خطوط کاملا شارپ و دقیق در سایه‌ها مشخص هستند؛ علاوه بر این ما در کار رنگ و خون و صحنه هم داریم.
او با اشاره به استفاده از تکنیک مولتی‌مدیای سایه گفت: این تکنیک را برای اولین‌بار در ایران کار می‌کنیم که به نوعی تکنیکی از «بازی سایه‌ها» است. از ویدئو پروژکتور و سیستم صوتی هم در کار استفاده شده که ترکیبی از انیمیشن و سایه ساخته است؛ درواقع این اثر یک میان رشته بین انیمیشن و تئاتر به حساب می‌آید.
این کارگردان تئاتر با اشاره به اجرای این اثر نمایشی در فضای باز گفت: اجرای «چهار دقیقه و بیست و سه ثانیه قبل از واقعه» از سختی‌های کار بود. ما حدود 10 ماه تمرین کردیم برای این کار؛ یعنی برای هر یک دقیقه 2 ماه زمان گذاشتیم. ایده‌آل ما این بود که آن را در سالن اجرا کنیم اما چون زمان کار کوتاه بود و نمی‌شد در سالن اصلی تئاتر شهر چهار دقیقه نمایش اجرا کنیم به بخش فضای باز منتقل شدیم. مشکل تهیه امکانات صوتی و تصویری مثل ویدئو پروژکشن و پرده و… داشتیم. البته مجموعه اداره تئاتر به ما لطف کرد و اجازه داد شب‌ها در حیاط آن تمرین کنیم. خانم مرضیه برومند و دبیرخانه هم کمک زیادی به ما کردند که امیدواریم بتوانیم رضایتشان را جلب کنیم.
موسوی‌راضی با اشاره به ضرورت حضور سرمایه‌گذار برای حمایت مالی از گروه‌های نمایشی گفت: این پروژه بسیار هزینه‌بر بود و درحالی‌که ما با بیش از 50 برند و گروه سرمایه‌گذار صحبت کردیم تنها توانستیم حمایت فروشگاه آندیا را جلب کنیم؛ معتقدم کمبود گروه‌های سرمایه‌گذاری که با تئاتر آشنا باشند در نمایش به شدت احساس می‌شود.
شانزدهمین جشنواره بین‌المللی نمایش عروسکی تهران-مبارک از اول تا هفتم شهریور برگزار می‌شود؛ نمایش «چهار دقیقه و بیست و سه ثانیه قبل از واقعه» به کارگردانی سیدسعید موسوی‌راضی روزهای 3 و 4 شهریور در محوطه پارکینگ تالار وحدت اجرا خواهد شد.

خبر

جایزه بهترین فیلم‌نامه جشنواره تاراتسا یونان به «هستی» رسید
فیلم کوتاه هستی به کارگردانی کمال پرناک جایزه بهترین فیلم‌نامه جشنواره تاراتسا یونان را دریافت کرد.
به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» به نقل از روابط عمومی انجمن سینمای جوانان ایران، فیلم‌ کوتاه هستی به کارگردانی کمال پرناک که در بخش مسابقه سومین جشنواره تاراتسا یونان در کنار ۶۷ اثر دیگر از کشورهای مختلف دنیا حضور داشت موفق به کسب جایزه بهترین فیلم‌نامه شد.
این فیلم کوتاه داستان کودکی را روایت می‌کند که مفهوم مرگ را پس از مرگ مادرش و در آغوش او درک می‌کند.
جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه «تاراتسا» جشنواره مستقلی است که از آگوست ۲۰۱۴ در تسالونیکی، یونان با هدف خلق چارچوبی برای ارتقای جایگاه فیلم‌های کوتاه مستقل یونان و جهان، نزدیک‌تر کردن مخاطب و فیلم، فراهم آوردن مکان و زمان برای برقراری اثر متقابل و بیان هنری میان خالقان فیلم‌های کوتاه و همچنین معرفی فیلم‌های کوتاه مطرح و برجسته در تاریخ سینما، برگزار می‌شود.
این جشنواره از تاریخ ۲۴ تا ۲۸ آگوست برابر با ۳ تا ۷ شهریور در تسالونیکی کشور یونان برگزار شد.

تقدیر ویرونا از «ویتسک»
ششم شهریور ماه هزار و سیصد و نود و پنج طی مراسمی که اداره فرهنگ و هنر شهر گیرونا با میزبانی ریاست این سازمان در حضور شهردار گیرونا برگزار کرد از تک تک گروه های شرکت کننده در این جشنواره تقدیر به عمل آمد. در این مراسم که با معرفی گروه های شرکت کننده توسط دبیر جشنواره آقای پرافرر همراه بود از گروه تئاتر بوتیا آل تقدیر به عمل آمد و به پاس حضور این گروه در جشنواره بین المللی تئاتر گیرونا هدایایی از طرف شهردار و رئیس اداره فرهنگ و هنر شهر گیرونا به گروه اجرایی تئاتر «ویتسک» اهدا شد.

برای «فروشنده» بیشتر از فیلم‌های قبلی‌ام حاشیه‌سازی می‌شود
آی سینما: فرهادی در روز اول اکران فیلم «فروشنده» به پردیس سینمایی کوروش رفت تا از تماشاگران اولین سانس فیلم‌اش تشکر و قدردانی کند. او در ادامه چند دقیقه‌ای جلوی دوربین آی سینما قرار گرفت و از دلایل اقبال عمومی مردم به فیلم‌هایش گفت و از این‌که از همان ابتدای ساخت «فروشنده» می دانسته این فیلم بیشتر از همه فیلم‌هایش حاشیه خواهد داشت. گزارش ویدیویی آی سینما از روز اول اکران «فروشنده» و گفت‌وگو با کارگردان فیلم را ببینید.
در سانس ساعت 6:45 دقیقه ابتدا حدود 60 درصد از ظرفیت سالن پر شده بود اما چند دقیقه بعد از آغاز فیلم مخاطبانی که بنا به هر دلیلی نرسیده بودند خود را به سالن رساندند و در پایاین نمایش اولین سانس فیلم فروشنده سالن پر از جمعیت شده بود. از آن طرف در غرب تهران پردیس سینمایی کوروش هم علاوه بر اینکه میزبان فیلم فرهادی بود در اولین سانس نمایش فیلم در ساعت 10:30 دقیقه فرهادی هم به این پردیس سینمایی آمد و پس از خوش و بشی نسبتا طولانی با مردم بیرون از سالن به داخل سالن رفت و در صحبت‌هایی از تماشاگرانی که این ساعت صبح به تماشای هفتمین فیلم او رفته بودند تشکر کرد.
فرهادی در صحبت‌های خود آرزو کرد فیلم تازه‌اش بتواند کاری کند که تماشاگران پس از پایان فیلم با هم در مورد آن به گفت‌و‌گو بنشینند. فرهادی از اینکه حتی این ساعت صبح مردم برای دیدن فیلمش به سینما آمده‌اند را اتفاقی نادر در دنیا دانست و از این موضوع ابراز خوشحالی کرد که لطف مردم و سینما دوستان ایرانی شامل حالش شده است.
برنده جایزه بهترین فیلم نامه کن 2016 پس از دیدار با مردم دقایقی مقابل دوربین آی سینما قرار گرفت و درباره استقبال از کارهایش و حاشیه‌های ایجاد شده قبل از اکران فروشنده صحبت کرد.

طرح کلید به کلید برای جایگزینی تاکسی‌های فرسوده

طرح کلید به کلید
برای جایگزینی تاکسی‌های فرسوده
گروه صنعتی ایران خودرو طرحی را اجرا کرده که براساس آن رانندگان تاکسی می‌توانند در روز اسقاط تاکسی فرسوده خود، ‌تاکسی نو را دریافت کنند.سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور در اجرای طرح نوسازی ناوگان و جایگزینی 90 هزار دستگاه تاکسی فرسوده با انعقاد قراردادی به گروه صنعتی ایران خودرو ماموریت داد تا به‌عنوان تامین‌کننده اصلی خودروهای این طرح، جایگزینی 90 هزار تاکسی فرسوده را آغاز کند.
طرح نوسازی ناوگان و جایگزینی 90 هزار دستگاه تاکسی فرسوده در سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی با حضور دکتر محمدباقر نوبخت، معاون رئیس‌جمهور و رئیس سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور رونمایی شد تا با اجرای این طرح ده‌ها هزار تاکسی فرسوده از ناوگان حمل‌ونقل عمومی خارج و گامی مهم در رفع بحران آلودگی هوا به‌ویژه در شهر تهران برداشته شود. پس از آن، گروه صنعتی ایران خودرو برنامه ریزی و اجرای طرح «کلید به کلید» را با هدف تحویل تاکسی نو در هنگام اسقاط خودرو فرسوده آغاز کرد و همزمان با هفته دولت به مرحله اجرا رساند. با اجرای این طرح رانندگان و مالکان تاکسی می‌توانند تا لحظه دریافت خودرو جدید، تاکسی قبلی خود را در اختیار داشته و از آن استفاده کنند. پیش از اجرای طرح «کلید به کلید» مراحل دریافت تاکسی جدید از زمان اسقاط خودروی فرسوده چندماه طول می‌کشید و قطع درآمد رانندگان تاکسی، ‌مشکلاتی را برای آنها به وجود می‌آورد.
به نقل از ایکو پرس، این طرح همزمان با هفته دولت به‌صورت کامل به مراحل اجرایی خود رسیده است و تعداد تاکسی‌های تحویل داده شده در هفته دولت از مرز یازده هزار دستگاه گذشت.گروه صنعتی ایران خودرو برای اجرای طرح کلید به کلید، علاوه‌بر همکاری با مرکز اسقاط خودرو در منطقه کهریزک تهران، ده‌ها مرکز اسقاط دیگر در سراسر کشور را نیز به همکاری فراخوانده تا با همکاری این مراکز، ‌تحویل خودرو جدید در همان روز اسقاط تاکسی فرسوده انجام شود.

سه مدل احتمالی جگوار برای حضور در بازار ایران

سه مدل احتمالی جگوار برای حضور در بازار ایران

به‌رغم تمامی بدبیاری‌هایی که طی سالیان اخیر دامن‌گیر سازندگان بریتانیایی شده، ولی به‌جرئت می‌توان این خطه را یکی از مراکز اصلی لوکس سازان عالم به شمار آورد.
سرزمینی که از بهترین استادکاران تا مبرزترین ویژه سازان را در دل خود جای داده و کماکان برق ساخته‌هایش نفس عشاق را به شماره می‌اندازد. رولزرویس، بنتلی، آستون مارتین، جگوار، رنجروور و … تنها معرف یک نام خشک و خالی نیستند بلکه کوله باری از تکنیک، فن‌آوری و تجربه را نیز با خود به یدک می‌کشند، تجربیاتی که بسیاری از سازندگان قدر و توانمند دنیا هم از خیر وجودشان بی‌بهره‌اند.
بنا به مندرجات برخی از منابع مطلع، احتمالاً در آینده‌ای نزدیک، سه مدل از جگوار به نام‌های XE ،XF و XJ راهی ایران خواهند شد؛ به همین بهانه سعی نمودیم که نگاهی گذرا به ویژگی‌های هر یک از این سه داشته باشیم.
جگوار XE
کوچک‌ترین مدل در بین این سه‌گانه‌های جگوار،XE نام دارد. این خودرو یک سدان میان‌سایز است که برای نخستین بار، ماه مارس سال ۲۰۱۴ میلادی و در نمایشگاه خودروی ژنو پا به عرصه وجود نهاد. تولید آن نیز اندکی بعد و در ماه آوریل سال ۲۰۱۵ میلادی آغاز گردید. طرح بدنه این خودرو، امضای طراح بلندآوازه بریتانیایی به نام یان کالوم (IAN CALLUM) را در دل خود جای داده و اولین خودرویی از جگوار به شمار می‌آید که از شاسی مونوکوک آلومینیمی بهره می‌برد. در حال حاضر، این مدل تنها در گونه چهار درب سدان تولید می‌شود و در بازارهای جهانی با خودروهایی همچون مرسدس بنز کلاس C، بام و سری ۳ و لکسس IS به رقابت و هماوردی می‌پردازد.
هم‌اکنون، جگوار XE با نسخه‌های متفاوتی از پیشرانه‌های بنزینی و دیزلی تولید می‌شود. پیشرانه‌های بنزینی این خودرو در انواع ۴ سیلندر (۲ لیتری توربو شارژ) و ۶ سیلندر (۳ لیتری سوپر شارژ) عرضه می‌شوند. در این میان، پیشرانه ۲ لیتری بنزینی در دو نسخه ۱۹۷ و ۲۳۷ بخاری در دسترس خریدارانش قرار می‌گیرد و نیروی تولیدی پیشرانه ۳ لیتری بنزینی هم معادل ۳۳۵ اسب بخار است.
پیشرانه دیزلی این خودرو ۴ سیلندر بوده و ۲ لیتر حجم دارد، این پیشرانه به سامانه توربو شارژ مجهز و در دو نسخه ۱۶۱ و ۱۷۸ اسب بخاری عرضه می‌شود. نیروی حاصل از پیشرانه، به واسطه گیربکس‌های ۶ سرعته دستی و یا ۸ سرعته اتوماتیک (ساخت ZF) به چرخ‌های عقب این خودرو منتقل می‌شود. در حال حاضر، جگوار XE فقط در کشور بریتانیا به تولید می‌رسد.
سایت خودرویی «AUTOEXPRESS» بریتانیا، سواری و هندلینگ عالی XE و آلایندگی بسیار پایین پیشرانه‌اش را که موجب معافیت مالیاتی آن شده، جزو نکات مثبت این خودرو برشمرده و در مقابل، فضای داخل جگوار XE را کمی تنگ و سایز صندوق عقب آن را هم کوچکتر از رقبایش ارزیابی نموده است. در عین حال، کیفیت پایین برخی از قطعات موجود در کابین را نیز از دیگر نکات منفی آن دانسته است.
با توجه به مقررات گمرکی موجود که تنها ورود خودروهایی با حجم پیشرانه زیر ۲۵۰۰ سی‌سی را به کشور مجاز دانسته است.
به احتمال زیاد، تنها نسخه ۲ لیتری آن راهی ایران‌زمین خواهد شود. در حال حاضر، بهای نسخه‌های دولیتری جگوار XE در بازار امارات بین ۱۶۹ هزار الی ۲۰۰ هزار درهم است.
از آنجایی که شتاب و سرعت، از مختصات مورد علاقه بیشتر هم‌وطنانمان است، در این متن ارقام مربوط به شتاب و سرعت نسخه‌های ۲ لیتری و ۲۳۷ اسبی نصب شده در سه مدل XE،XF و XJ را ذکر نمودم. شتاب صفر تا صد نسخه ۲ لیتری و ۲۳۷ اسب بخاری جگوار XE، معادل ۶،۸ ثانیه و سقف سرعت نهایی آن که تازه محدود هم شده برابر با ۲۵۰ کیلومتر بر ساعت است.
جگوار XF
جگوار XF یک سدان میان‌سایز اجرایی است که نخستین نسل از آن در فصل پاییز سال ۲۰۰۷ میلادی به نمایش درآمد، ولی نسل دوم و یا فعلی آن از ماه سپتامبر سال ۲۰۱۵ میلادی در معرض دید عموم نهاده شد. این خودرو نیز همچون برادر کوچکترش XE از شاسی تمام آلومینیمی بهره برده و طراحی بدنه آن نیز توسط یان کالوم صورت پذیرفته است.
طیف پرشماری از پیشرانه‌های بنزینی و دیزلی، چرخش چرخ‌های این مرکب اشرافی را عهده‌دار هستند. پیشرانه‌های بنزینی شامل انواع ۴ سیلندر (۲ لیتری مجهز به توربو شارژ) و ۶ سیلندر (۳ لیتری) هستند. توان خروجی پیشرانه ۴ سیلندر بنزینی معادل ۲۳۷ اسب بخار است و پیشرانه ۶ سیلندر بنزینی هم در دو نسخه ۳۴۰ و ۳۸۱ اسب بخاری عرضه می‌شوند.
پیشرانه‌های دیزلی هم در انواع ۲ و ۳ لیتری عرضه می‌شوند. در این میان، پیشرانه ۲ لیتری دیزلی تنها در دو نسخه متفاوت ۱۶۳ و ۱۷۹ اسب بخاری عرضه می‌شود و پیشرانه سه لیتری دیزلی هم تنها در یک نسخه ۳۰۰ اسب بخاری. به لحاظ سیستم انتقال قدرت، این خودرو از گیربکس‌های ۶ سرعته دستی،۶ و ۸ سرعته اتوماتیک بهره می‌برد. در حال حاضر، این مدل در کشورهای همچون بریتانیا و هند به تولید می‌رسد و عمده رقبای آن نیز در بازارهای جهانی، خودروهایی همچون بام و سری ۵، آئودی A6، مرسدس بنز کلاس E و لکسس GS هستند.
سایت «AUTOEXPRESS» بریتانیا، مواردی از جمله استایل شیک، اصلاح فضای پا در ردیف عقب و هزینه‌های نگهداری پایین را از نکات مثبت جگوار XF برشمرده است؛ و در مقابل، این موارد را هم جز منفی‌های آن دسته‌بندی نموده است: کیفیت و کارایی پیشرانه باید بهتر از این باشد، برخی از متریال به کار رفته در این خودرو چندان پریمیوم نیستند، بهای آن گران‌تر از رقبایش است.
نسخه‌های ۲ لیتری این خودرو در بازار امارات، با بهایی بین ۱۷۹ هزار الی ۲۶۰ هزار درهم معامله می‌شوند. شتاب صفر تا صد نسخه ۲ لیتری و ۲۳۷ اسب بخاری جگوار XF معادل ۷ ثانیه و سرعت نهایی آن معادل ۲۴۸ کیلومتر بر ساعت است.
جگوار XJ
در میان این سه‌گانه‌های جگوار، هیچ‌کدام به اندازه XJ از مایه‌های تجمل، زیبایی و وقار بهره‌مند نیستند، این گربه با اصالت بریتانیایی، رقیبی قدر برای دیگر همتایان خود در سرتاسر عالم به شمار می‌آید و تنها نگاهی گذرا به مشخصات فنی آن، آتش هراس و تشویش را در دل هر برند پرمدعایی شعله‌ور می‌سازد.
مدل XJ، سدانی فول سایز محسوب شده و سابقه‌ای نزدیک به نیم قرن را در کارنامه کاری خود به ثبت رسانده است. نخستین نسل از آن در سال ۱۹۶۸ میلادی، پا به میدان رقابت‌های جهانی نهاد و همین مدل بود که نام جگوار را در سرتاسر عالم بلندآوازه نمود.
نسل فعلی این خودرو، برای نخستین بار، در ماه جولای سال ۲۰۰۹ میلادی و در گالری ساعتچی (SAATCHI) شهر لندن و با حضور مشاهیری همچون جی لنو (JAY LENO) و الی مک‌فرسون (ELLE MACPHERSON) رونمایی شد.
بدنه این خودرو، همچون دیگر برادرانش توسط شخص یان کالوم تراش خورده و در طراحی آن سعی شده که عناصری از نسل‌های پیشین XJ هم حفظ گردد. از لحاظ ابعادی، این نسخه پهن‌تر، بلندتر و به‌مراتب بزرگتر از اسلاف خود به نظر می‌رسد. در حال حاضر، جگوار XJ تنها در گونه چهار درب به تولید رسیده و در بازارهای جهانی با خودروهایی مثل بام و سری ۷، مرسدس کلاس S و آئودی A8 به رقابت تنگاتنگی می‌پردازد. این مدل، با طیف متنوعی از پیشرانه‌های بنزینی و دیزلی عرضه می‌شود.

پیشرانه‌های بنزینی این خودرو در انواع ۴ سیلندر (۲ لیتری) با توانی معادل ۲۳۷ اسب بخار،۶ سیلندر (۳ لیتری) با توانی معادل ۳۴۰ اسب بخار و در نهایت ۸ سیلندر (۵ لیتری) هستند که البته پیشرانه ۵ لیتری هم در دو نسخه ۳۴۰ و ۵۱۰ اسب بخاری عرضه می‌شود. پیشرانه دیزلی این خودرو هم نسخه‌ای ۶ سیلندر (۳ لیتری) با توانی معادل ۲۷۵ اسب بخار است.
سایت «AUTOEXPRESS» بریتانیا، نکات مثبت این خودرو را در مواردی همچون طراحی و استایل خارق‌العاده، تجربه رانندگی لذت‌بخش و کیفیت بالای کابین برشمرده است و سواری سفت و سخت، هزینه‌های نگهداری بالا و فضای کم سر در ردیف عقب را هم از نکات منفی آن ارزیابی نموده است.
این مدل، در حال حاضر تنها در بریتانیا و هند به تولید می‌رسد. نسخه‌های ۲ لیتری این خودرو با بهایی بین ۲۵۹ هزار الی ۳۲۰ هزار درهم در امارات به فروش می‌رسند.
شتاب صفر تا صد نسخه ۲ لیتری و ۲۳۷ اسب بخاری جگوار XJ معادل ۸،۹ ثانیه و سرعت نهایی آن معادل ۲۴۱ کیلومتر بر ساعت است، علت کندی عملکرد پیشرانه ۲ لیتری در این خودرو نسبت به انواع مشابه آن در مدل‌های XE و XF، به سبب ابعاد بزرگ‌تر و وزن بالاتر مدل XJ است که همین عوامل خود موجبات تأخیر در امر شتاب‌گیری را فراهم می‌آورند.

نگاهی به مجموعه مسجد صاحب الزمان چهار قرن نیایش

نگاهی به مجموعه مسجد صاحب الزمان
چهار قرن نیایش

در سه کیلومتری شرق کرمان در دامنه کوه نسبتاً مرتفعی به نام «صاحب الزمان» که پس از گذر از خیابان بلندی که دو طرف آن را درختان سرسبز جنگلی به نام «قائم» که بیش از شصت سال منطقه را مصفا کرده؛ نمایی چشم نواز قرار دارد.
این نما که ناخودآگاه دل هر بیننده ای را مشتاق ورود به حریمش می کند همان مسجد صاحب الزمان است که محل سابق آن در قسمت وسط طبقه اول مهدیه، قرار دارد و قدمت آن به بیش از 400 سال می رسد.
این مکان به شکل مربع و به مساحت تقریبی50 ×40متر به طرزی زیبا و با سبک آمیخته سنتی و جدید، تجدید بنا شده است.
آثار تاریخی و باستانی در این محدوده-مسجد- نسبت به دیگر نقاط شهر از قدمت بیشتری برخوردار است؛ به شهادت بعضی از کتاب های تاریخی، قبلاً شهر کرمان در این منطقه بوده و جمعیت زیادی در آن زندگی می کرده اند.
به گفته عده ای از معمرین، در دامنه مسجد صاحب الزمان عده ای از اولیاء، اوتاد، ابدال، عرفا و علماء دین آرمیده اند.
بزرگانی از جوامع دینی، مذهبی، علمی و هنری … در این گورستان به خاک سپرده شده اند؛ حضرات آیاتی همچون حاج میرزا محمد رضا کرمانی،حاج میرزا علی آقا محرابی کرمانی، حاج سید ابو طالب امیر جهانشاهی (سیستانی).
موزه سنگ جبلیه
تنها بنای سنگی استان کرمان-که سنگ های ارزشمند تاریخ را در خود جای داده است، از جمله این آثار است.
بنای معروف به
«حلیمه خاتون»
بنا به آن چه پیشینیان نسل به نسل بازگو کرده اند، این آرامگاه متعلق به بانویی است از نوادگان حضرت موسی بن جعفر علیه السّلام درون این بنا محّلی که ابعاد تقریبی 8×8 مترمربع است،ضریح چوبی کوچکی بر روی مقبره ای نصب شده و در اطراف داخل آرامگاه که سقف آن به طرزی زیبا و گنبدی شکل، ساخته شده، کتیبه هایی حاوی آیاتی از قرآن مجید و اشعار مذهبی در فضایی آکنده از معنویت به چشم می خورد.
تختگاه حبیب زرگر
مرحوم حبیب الله محمدی، مشهور به حبیب زرگر، در سالهای 1330 و 1331ش پیش از آن که مهدیه شهدا بنا شود، جلوی آرامگاه حلیمه خاتون، محلی به نام تختگاه حبیب زرگر ساخته و باغچه ای با انواع درختان گل در جلوی آن احداث کرد.
با اینکه در آن سال ها وسایط نقلیه موجود نبود، با این حال، همه هفته شب های جمعه جمع زیادی از اهالی و مشتاقان اهل بیت(ع)در محل مذکور حاضر شده و تا صبح به راز و نیاز می پرداختند.
قبر مرحوم حبیب زرگر هم که در سال 1348 ش، در گذشته کنار همین باغچه است؛ «طاق علی» و «غار کفتار» از دیگر بناهای قابل ذکر در اطراف این مسجد است.
مهدیه صاحب الزمان
مهدیه صاحب الزمان(عج) نامی آشنا برای دلسوختگانى است که از سراسر استان و حتى کشور و از راه هاى دور و نزدیک هر شب جمعه به آن جا مى‏آیند تا صبح جمعه، ندبه را در مهدیه زمزمه کنند.
«مهدیه» این مکان متبرکه که در پیرامون بنای قدیمی مسجد صاحب الزمان با اسلوب و شیوه معماری امروزی و در سمت جنوبی گلزار شهدا احداث شده، بنایی است باشکوه و دارای معنویت که همه هفته صبح های جمعه با برگزاری مراسم روح بخش دعای ندبه و در سایر ایام سال به مناسبت های مختلف با تشکیل جلسات مذهبی پذیرای عده زیادی از علاقه مندان و مشتاقان خاندان عصمت و طهارت به ویژه دوست داران و شیفتگان و منتظران امام زمان می باشد.
در قسمت شمال آن، مشرف بر مزار شهدا بیت الحسین و در دو قسمت و مقبره آیت الله حاج سید ابوطالب امیر جهانشاهی معروف به سیستانی قرار دارد و در طبقه دوم آن نیز گلدسته و سالن های دیگری واقع شده است.
ساختمان جدید مهدیه شهدا کنار بناى قدیمى مسجد صاحب‏الزمان و با همت مردم بزرگوار و عاشق امام زمان علیه‏السلام، در طول چندین سال ساخته شد چون مردم از دیر باز شبهاى چهارشنبه و جمعه در مراسم مذهبى مسجد قدیمى صاحب‏الزمان شرکت مى‏کردند.
توسعه مسجد صاحب الزمان
بنای مهدیه مسجد صاحب الزمان کرمان در سال 1368 توسط مرحوم ابراهیم مشهور به حاج محمود ضیاء عزیزی پایه گذاری شد. این بنا، در زمان حیات مرحوم ضیاعزیزی هزار و 800 متر بوده و هم اکنون به بیش از 10 هزار متر وسعت پیدا کرده است.
مسجد صاحب الزمان کرمان جدای از موقعیت ویژه مذهبی که دارد به لحاظ فرهنگی نیز به عنوان اصلی ترین پایگاه مهدویت در استان به شمار می رود که مجموع هزینه کرد در بخش ساخت و ساز جهت توسعه این مکان و برنامه های فرهنگی سالانه هفت میلیارد ریال برآورد شده است.
به گفته حجت الاسلام مهدی عرب پور، مسئول هیئت امنای این مکان مقدس همه هزینه های یاد شده از محل کمک های مردمی و خیران تأمین می شود.
خبرگزاری شبستان

مکتب خانه در کرمان

مکتب خانه در کرمان

کرمان یکی از کهن ترین، ایالت های ایران است. می توان گفت کرمان در هر زمان دارای مدارس و مکتب خانه های مخصوص به خود بوده است. اما آن چه مسلم است از آغازین سال های دوران اسلامی مانند سایر شهرها دارای مکتب خانه های مورد نظر ما بوده است. به زمان امروز می توان گفت که دوران تحصیلی در مکتب خانه، پیش نیاز برای ورود به مدارس قدیم بوده است. یعنی دانش آموزان پس از آموختن قرآن و نوشتن و خواندن صرف و نحو و ادبیات عرب، مکتب خانه را ترک کرده و برای ادامه تحصیل به مدارس دینی و حوزوی می رفته اند. پس وجود حوزه های دینی متعدد در کرمان و شهرهای اطراف آن نمی توانسته بدون وجود مکتب خانه ها معنی داشته باشد.
در آغاز مشروطه، مکتب خانه هایی معروف در کرمان داشته ایم که نام آن ها در اسناد و یادداشت های آن زمان آمده است. بیش تر فرزندان خانواده های ثروت مند و حاکمان قدرتمند امکان رفتن به مکتب خانه و باسواد شدن را داشته اند. گذشته از آن، ثروتمندان و حاکمان برای فرزندان خود معلم سر خانه و به زبان امروز معلم خصوصی، داشته اند.
بر طبق نوشته مرحوم دکتر ابوالقاسم پور حسینی، از نخستین شاگردان مکتب خانه های این دوران می توان از حاج آقاصادق و آقا محمد علی معلم(پدر استاد احمد بهمنیار) نام برد. هم چنین میرزاآقاخان کرمانی که در سال 1314 ق در تبریز به قتل رسید و شیخ احمد ادیب و آقا حسن از شاگردان مکتب آن ها هستند. آقا محمد علی، ادب و هیئت قدیم را تدریس می کردند و مراکز تحصیلی کرمان منحصر به تعدادی مکتب خانه بود.
وزارت معارف و اوقاف و امور مستظرفه در 27 بهمن ماه سال 1300 خورشیدی در بیستمین جلسه شورای عالی، مصوبه مهمی درباره مکتب خانه ها صادر کرد. گر چه این مصوبه در آغاز فقط تهران را مدنظر داشت، اندک اندک در شهرهای دیگر نیز عملی شد:
1- مکتب خانه باید در جای وسیع و روشن و بی رطوبتی تاسیس گردد و حتی المقدور از معابر عمومی دور باشد تا موجبات خطر فراهم نیاید.
2- داوطلب تاسیس مکتب خانه باید لااقل دارای سواد فارسی باشد، یعنی کتاب ساده و آسان را بخواند و نوشتن سیاق را مختصر بداند و سن او کمتر از 30 سال نباشد.
3- هیچ کس از ذکور و اناث مأذون نیست من بعد بدون اجازه وزارت معارف در خانه خود یا جای دیگر مکتب باز نماید.
4- ترتیبات و تحصیلات مطابق دستور وزارت خواهد بود.
5- عده اطفال هر مکتب از سی نفر تجاوز ننماید.
6- مفتش؛ هر مکتب را تفتیش کرده و مداقه کامل در وضع تحصیلی و امور حفظ الصحه آن به عمل خواهد آورد.
7- تنبیه بدنی به کلی ممنوع است.
8- اگر مکتب دخترانه در خانه شخصی باشد، مرد و پسر بزرگ در تمام مدت افتتاح مکتب نباید در آن جا رفت و آمد نماید.
9- وظیفه آموزگار، مواظبت کامل طفل و حسن تربیت و اخلاق او خواهد بود و اطفال را نباید به کار خانه و بچه داری و هر گونه خدمت دیگر واداشت.
برگرفته از کتاب گنجینه 1

یادبود

حاج یونس زنگی آبادی
در سال 1340 خورشیدی در خانواده ای متدین در روستای زنگی آباد کرمان دیده به جهان گشود. پدرش ملاحسین، مردی مومن و عاشق اهل بیت بود. وقتی از دنیا رفت، یونس دوازده سال بیش تر نداشت. پس از فوت پدر، مادرش با سختی برای تامین زندگی تلاش کرد. اما از آن پس یونس نوجوان برای کمک به هزینه زندگی در کنار درس خواندن به کارگری روی آورد. با شروع زمزمه های انقلاب در حالی که دانش آموزی دبیرستانی بود، در تظاهرات و حرکت های انقلابی کرمان نقش جدی داشت.
با پیروزی انقلاب برای درگیری با ضد انقلاب به کردستان رفت و در سال 1360 به استخدام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در آمد. تدبیر، اخلاص و شجاعت او در عملیات هایی چون فتح المبین، بیت المقدس، والفجر مقدماتی، رمضان، خیبر و بدر زبانزد بود. وی در 26 دی ماه 1365 در عملیات کربلای 5 به شهادت رسید.
زنگی آبادی یکی از شهدای بی نظیر تاریخ انقلاب است.
همسرش در بیان خاطرات شهید زنگی آبادی می گوید که مادر حاج یونس، خاله من بود و فقط دو تا پسر داشت.حاج یونس و مرتضی. خاله ام چون دختر نداشت، مرا مثل دخترش می دانست. اگر برای بچه های خودش لباس می خرید، همیشه برای من هم چیزی می خرید. من یادم نمی آید که مثلا مادر خودم برایم کفش خریده باشد. همیشه مادر حاج یونس برایم خرید می کرد. روزهای عید هم برایم پیراهنی یا چادری می آورد. از همان بچگی با هم رفت و آمد خانوادگی داشتیم..
در همان زمان ها بود که من فهمیدم او رساله امام را دارد. یک دفعه که به خانه ما آمده بود به من گفت:من رساله امام را دارم. به شرط این که هیچ کس نفهمد، می دهم تا تو هم بخوانی. خودم شب ها آن را می خوانم. تو هم روزها برو و از زیر کاه های کاهدانی، کتاب را بردار و بخوان!
بعد از اینکه دوره راهنمایی حاج یونس تمام شد، چون توی زنگی آباد دبیرستان نبود، خاله ام حاج یونس و برادرش را برداشت و رفتند کرمان. در آن جا اتاق کوچکی در خیابان سرباز اجاره کردند. خاله ام برای تامین کمک خرجی به خانه یکی از همان معلم هایی که در زنگی آباد بچه هایشان را مادری می کرد، می رفت و کار می کرد و کرایه اتاقی را که اجاره کرده بود، در می آورد. اما وقتی حاج یونس سوم دبیرستان را تمام کرد، مادر حاج یونس به خاطر مشکلات زندگی و سختی هایی که وجود داشت، دوباره به زنگی آباد برگشت. حاج یونس هم مجبور شد سال آخر دبیرستان را خودش به تنهایی در یک اتاق کوچکی که اجاره کرده بود، زندگی کند.
حاج یونس در جبهه با همه توان تلاش می کرد. خیلی کم می خوابید. چشم هایش خاطره خواب را از یاد برده بود. انگاری چشم هایش سفیدی نداشت. مثل خورشید رنگ خون گرفته بود از زور خستگی. گوشه چادر نشست و دست برد زیر خاک کف چادر. پشته کوچکی ساخت. بالشی از خاک برای خواب. رو کرد به بچه ها و گفت:«من با اجازه شما ۱۰ دقیقه می خوابم.» همین که سرش به بالش خاکی رسید؛ به خوابی عمیق فرو رفت. بچه ها ساکت شدند تا حاجی کمی استراحت کند؛ می دانستند که چقدر خسته است. سر ده دقیقه؛ شاید چند ثانیه هم زودتر، حاجی از خواب شیرین برخاست و نشست. بچه ها با تعجب به حاجی نگاه کردند و پرسیدند:«حاجی خوابت همین بود؟»
حاج یونس مثل همیشه خندید و گفت:«توی جبهه بیشتر از ۵ دقیقه خواب سهم آدم نمی شود. من ۴۸ ساعت بود که نخوابیده بودم؛ به اندازه سهمیه ام ۱۰ دقیقه خوابیدم.»

اهالی شهرک «قائم» در انتهای خیابان زریسف: آقای استاندار، آقای شهردار به دادمان برسید زندگی کجایی؟ دقیقاً کجایی؟

اهالی شهرک «قائم» در انتهای خیابان زریسف: آقای استاندار، آقای شهردار به دادمان برسید
زندگی کجایی؟ دقیقاً کجایی؟

در گوشه و کنار این شهر مشکلاتی وجود دارد که پنهان است. مشکلاتی که فقط و فقط شهروندان با آن سروکار دارند و مسئولان از آن بی‌خبر هستند و یا به آن‌ها توجهی نمی‌کنند. ازآنجایی‌که شهروندان به‌طور مستقیم به همه مسئولان دسترسی ندارند، برخی از این مشکلات تا سال‌ها باقی می‌مانند و رنجش خاطر مردم را به دنبال دارند. حل این مشکلات هم تنها از طریق رساندن حرف اهالی محله به مسئولانی همچون استاندار، شهردار، فرماندار و … است. برای رساندن مشکلات گوشه و کنار شهر به گوش استاندار، شهردار و دیگر مسئولان، روزنامه «پیام ما» اقدام به راه‌اندازی صفحه «کرمان درمان» کرده است. در این صفحه ما به محله‌های مختلف سر می‌زنیم و در گفت‌وگو با اهالی یک محله، سعی می‌کنیم مشکلاتشان را به‌طور ویژه پوشش دهیم تا مسئولان برای حل آن‌ها فکری بکنند. در این راه البته به کمک شهروندان عزیز نیازمندیم. چراکه شما بهتر از ما مشکلات محله و کوی خود را می‌دانید. اگر از این مشکلات خسته شده‌اید و مسئولی تاکنون برای حل این مشکلات راهکاری نیندیشیده، با ما تماس بگیرید تا به محله شما بیاییم.
راه‌های ارتباط با صفحه کرمان درمان:
تلفن: 32471390
از شنبه تا چهارشنبه: ساعت 12 الی 20
جمعه‌ها: ساعت 14 الی 20
ایمیل: atiye@payamema.ir
کانال تلگرام: kermandarman

سرفه می‌زد. مردی میان‌سال که به دلیل سرطان مغز استخوان نمی‌توانست دود ناشی از ماشین آتش‌گرفته را تحمل کند. گردوخاک در هوا پیچیده بود و تانکر آبی برای کم شدن گردوغبار زمین را آب‌پاشی می کرد، اما کاری از پیش نمی‌برد. فقط فضای خاک گرفته را گل آلود می کرد. دود آتش نفس افراد سالم را می برید و گلوی همه را به خس خس انداخته بود. اینجا شهرک قائم است. جایی در میان شهر، اما با مشخصات حاشیه نشینی. مرد میان‌سال به سرفه افتاده، اولین تصویری ست که در این شهرک دیدم. شهرکی که دیروز محل برگزاری مانور زلزله بود. ساعت حوالی 9 صبح بود که برای رفتن به این شهرک به خیابان زریسف رفتم. کوچه 46 را که رد کنی، به خیابان منجی می‌رسی. انتهای خیابان منجی شهرک «قائم» است. برایم باورکردنی نبود که چند قدم آن‌طرف تر از محل زندگی همه ما مردم عادی، خانواده‌هایی در این شهرک بدون امکانات و در حد صفر از نظر استانداردهای شهری زندگی می‌کنند. هر طرف را که نگاه می‌کردم تلی از خاک و زباله به چشم می‌خورد. همه کوچه‌ها خاکی بودند. هیچ نشانه‌ای از خدمات شهری در این شهرک دیده نمی‌شد. محل را که دیدم بی‌خیال مانور شدم و به سمت مردمی رفتم که نظاره‌گر مانور بودند.
دل پردرد اهالی شهرک قائم
سعی کردم با آنها هم کلام شوم. یکی از خانم‌ها گفت:«خانم چی میخوای بگم. اگر بگویم تو هم دیگر اینجا نمی‌ایستی و می‌روی. از کدام مشکل بگویم؟ بگویم که شهرک قائم کثیف، خاکی و ناامن است و موادفروشان در این محله خانه اجاره کرده و زندگی می‌کنند؟» او که نزدیک به 45 سال داشت خانه‌ای را با دست‌نشان داد و گفت: «این خانه چند روز پیش به دلیل نگهداری گروگان پلمپ شد، بچه‌های ما در این شهرک امنیت ندارند. زمانی که فرزندم به مدرسه می‌رود و با سرویس برمی‌گردد تمام تنم می‌لرزد، هرروز خداراشکر می‌کنم که سالم به خانه بازگشته و روز بعد هم همین‌طور سپری می‌شود.» وقتی از او پرسیدم که تاکنون به‌جایی برای رسیدگی به وضعتان مراجعه کردید، با خنده گفت: «ای‌بابا. دلت خوش است. کسی پاسخگو نیست. همین‌الآن‌هم به دلیل برگزاری مانور یکی از جوان‌های محل که اعتراض کرده بود را بردند. متأسفانه هر برنامه‌ای که سر و صدای زیاد، کثیف کاری و گردوغبار دارد را در این شهرک برگزار می‌کنند.» یکی دیگر از ساکنین محله گفت: « تعدادی از خانه‌ها را تخریب کردند و دیگر هیچ رسیدگی نکردند. حتی نخاله‌های ساختمانی را هم رها کردند و رفتند.» یک دختر جوان گفت: « تعدادی از این خانه‌ها را به این دلیل تخریب کردند که در طرح قرار داشتند، اما این در صورتی است که همه ما سند زمین، پروانه ساخت و پایان کارداریم. چرا همان زمانی که ما این خانه‌ها را می‌خریدیم یا می‌ساختیم نگفتند که نباید بسازید؟»
می‌گویند استاندار به فکر شهر است، پس چرا یک‌بار هم به شهرک قائم سر نزده؟
بحث داغ شده بود که مردی میان‌سال به سمت ما آمد و گفت: «خانم همین‌الان فرزند من را به کلانتری بردند آن‌هم فقط به دلیل اینکه به برگزاری مانور در این محله اعتراض کرد. جرم فرزند من چیست؟ قاچاق کرد؟ گروگان‌گیری کرد؟ ایرانی هست یا نه؟ در این شهر حقی دارد یا نه؟» وی افزود: « فقط به دلیل اینکه مادربزرگش مریض و از پسرم خواسته بود که بیاید بگوید انفجار اتفاق نیافتد باید بازداشت شود؟» همسایه‌های مرد میان‌سال نزدیک آمدند و او را دلداری دادند زیرا نگران حال خراب و مریضی او بودند. نمی‌خواستند بیشتر از این جوش بزند. پسر بزرگش از او خواست به خانه برود، اما او نمی‌توانست تاب بیاورد و از فرزندش بی‌خبر باشد. مرتبا پیگیر وضعیت فرزندش از پرسنل نیرو انتظامی حاضر در محل بود. او درباره مشکلات شهرک هم گفت: «همه‌جا پر از خاک و آشغال است. دور و بر را نگاه کنید. از چند نفر شنیدم که استاندار فعلی کرمان خیلی به فکر شهر است. اگر واقعاً این‌طور است، چرا یک‌بار هم به این شهرک بااین‌همه مشکل سر نزده؟ چند بار به استانداری رفتیم اما یک‌بار هم به ما توجه نکردند.»
انگار در شهر کرمان نیستیم
در میان اعتراضات این پدر، زن میان‌سال دیگری به سمتم آمد و گفت: «اینجا جای زندگی نیست! اینجا پر از آشغال است. اگر کسی نشانی خانه ما را بخواهد راضی نیستم که بگویم در این شهرک زندگی می‌کنم چون آن‌وقت فکر می‌کنند ما هم قاچاقچی و گروگان گیر هستیم.» دختری به میان حرف او پرید و گفت:«اینجا اصلاً جای زندگی نیست.انگار که جزو شهر کرمان نیست.» دریاچه‌ای را نشانم داد و گفت: « آن‌طرف دریاچه با این‌طرف چه تفاوتی دارد؟ یک‌طرف جهنم و طرف دیگر بهشت است. به شهرداری رفتیم و گفتیم اگر خانه‌های ما در طرح است خریداری کنند و ما ازاینجا برویم به‌هرحال بهتر از بلاتکلیفی است. در این شهرک حتی یک مغازه هم نیست تا ما مجبور نباشیم برای خرید مایحتاج روزانه به محله‌های دیگر برویم.» مرد میان‌سالی صحبت دختر را قطع کرد و گفت: «من هفته‌ای یک‌بار به خانه‌ای که در اینجا دارم می‌آیم چراکه به دلیل کارم خارج از کرمان زندگی می‌کنم اما همان هفته‌ای یک‌بار هم برای من زندگی کردن در این خانه سخت است. چندین بار به استانداری و شهرداری مراجعه کردم و گفتم که درست نیست این شهرک این‌قدر مشکل داشته باشد. در زمان «سیف الهی» به شهرداری رفتم، اما فایده‌ای نداشت و کاری انجام نشد.» وی افزود: «اگر این محل هم مثل دیگر محله‌های کرمان بود تا الان آباد شده بود، اما طرحی را مصوب کردند که 30 سال همه ساکنین این محل را گریبان گیر کرده است. خانه‌هایی را تخریب و رها کردند و فقط برای مردم این محل خرابه‌هایی گذاشتند تا اینجا پر شود از مار و عقرب.»
نه استانداری نه شهرداری، کاری نکردند
یکی دیگر از اهالی گفت: «اگر یکی از نزدیکان مسئولین در این شهرک زندگی می‌کرد، هیچ‌وقت اینجا به این شکل نمی‌ماند.» حالا همه می‌خواستند صحبت کنند. به‌طوری‌که اجازه تمام شدن حرف دیگری را نمی‌دادند و سفره پر غصه دلشان را برایم باز می‌کردند. زن دیگری گفت: « چند تا از همسایه‌ها به استانداری و شهرداری رفتند، تنها کاری که انجام شد این بود که زباله و نخاله‌ها را جمع کردند و رفتند و دیگر پشت سر خود نگاه نکردند و دوباره این شهرک به شکل قبل برگشت.»
جوری با ما برخورد می‌شود که انگار حاشیه‌نشینیم
دختری جوان به همراه برادر 4 ساله‌اش سمتم آمد و گفت: «بردار من کوچک است. ما جرئت نداریم حتی در خانه از او چشم برداریم چون هرلحظه می‌ترسیم که مبادا جانوری او را نیش بزند. چرا ما نباید مثل دیگر مردم کرمان زندگی راحتی داشته باشیم. چه تفاوتی بین من و دوستانم که در محله‌های دیگر زندگی می‌کنند وجود دارد؟ نه در زمین دیگری خانه ساخته‌ایم و نه غیرقانونی ساخت‌وساز کرده‌ایم. خانه ما سند و پروانه ساخت دارد اما زندگی ما شده مثل کسانی که در زمین شهرداری و غیرقانونی زندگی می‌کنند. پدرم وقتی هوا تاریک می‌شود اجازه نمی‌دهد حتی در حیاط خانه خودمان بروم، البته من نسبت به کار پدرم شکایت ندارم و کاملاً به او حق می‌دهم چون ما حتی در خانه خودمان هم امنیت نداریم. خانواده ما پنج نفره است و شب‌ها همه در یک اتاق می‌خوابیم تا اگر کسی هم وارد خانه ما شد بتوانیم از یکدیگر محافظت کنیم. ما حتی یک‌شب هم خواب آرام نداریم، این در حالیست که اولین ره آورد نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران امنیت بوده است.»
مسئولان جرئت دارند ساعت 12 شب به بعد به اینجا بیایند
دختر دیگری آمد و گفت: « شما اگر واقعاً می‌خواهید عمق فاجعه زندگی در این شهرک را ببینید شب‌ها ساعت 12 به بعد به اینجا بیاید.» بعد هم خندید و گفت: « مطمئناً که نه شما و نه مسئولین هم شب‌ها جرئت آمدن به این شهرک را ندارند، اما ما دخترهای جوان باید این شرایط را تحمل‌کنیم و به زندگی در این محل ادامه دهیم، چون نه خانواده من و نه دیگر همسایه‌ها آن‌قدر تمکن مالی ندارند که خانه خود را در اینجا رها کنند و به محل دیگری در شهر کرمان برای زندگی بروند. در خیابان هم که نمی‌توان خوابید. حالا تکلیف من و دیگر ساکنین شهرک قائم چیست؟» یکی دیگر از خانم‌ها گفت:« خانم اینجا ما فقط یکی 2 تا مشکل نداریم. بلکه هزاران مشکل‌داریم. اینجا اگر در آتش هم بسوزیم کسی به داد ما نمی‌رسد. یک‌بار یکی از خانه‌ها آتش گرفت و 10 بار به آتش‌نشانی زنگ زدیم، اما نیامدند. اگر این اتفاق برای خانه من هم پیش می‌آمد کسی به‌جز همسایه‌ها برای کمک به ما نمی‌آمد. در این شهرک ما جرئت نداریم یک‌شب هم ماشین را درب خانه پارک کنیم چون تا صبح یا ماشین را یکجا می‌دزدند و یا قطعات ماشین را می‌برند. تابه‌حال چندین بار سیم‌های برق را دزدیده‌اند اما اگر نیروی انتظامی به این محل هم مثل دیگر محله‌ها اهمیت می‌داد این اتفاق‌ها پیش نمی‌آمد.» وی ادامه داد: « ما چه گناهی کرده‌ایم که باید در این محل زندگی کنیم؟ اگر چند سال قبل می‌دانستیم که قرار است این شهرک به حال خود رها شود، تحت هیچ شرایطی در اینجا خانه نمی‌خریدیم. به دلیل شرایط زندگی در این شهرک هزاران مریضی گرفته‌ایم.»
هیچ‌کس حاضر به زندگی در این شهرک نیست
«روزی که من در این محله زمین خریدم از آزادی هم گران‌تر بود. همه زمین‌ها پر از درختان میوه بود. اما حالا هیچ‌کس زمین‌های این شهرک را قصبی یک‌میلیون تومان هم نمی‌خرد. حق‌دارند. کی حاضر است پول به حال زمین و ساختمانی دهد که نمی‌تواند حتی یک ثانیه هم در این زمین آرامش داشته باشد و قرار باشد با ترس‌ولرز زندگی کند؟ شب گذشته در همین شهرک چند قاچاقچی را دستگیر کردند. این شهرک شده محل اخفا دزد، قاچاقچی، گروگان گیر و معتاد.» این صحبت‌های یک مرد میان‌سال است که از فاصله دور این‌ها را می‌گوید و به‌طرف من می‌آید. او ادامه داد: « دخترم تو خودت حاضری اینجا زندگی کنی؟» لبخند تلخی زدم و گفتم: نه. جواب دیگری نداشتم که بدهم. باید چه جوابی می‌دادم. به‌عنوان یک خبرنگار تنها کاری که می‌توانم انجام دهم این است که درد دل‌های همشهریانم را به گوش مسئولان برسانم تا شاید قدم کوچکی برای حل مشکلات این خانواده ها برداشته شود.
مثل توپ پاسمان می‌دهند
زن دیگری گفت: « 20سال است که نامه به شهرداری و هر جا که فکر می‌کردم فرستادم. اما هرسال جواب‌های متفاوتی شنیدم. امروز می‌گویند طرح است و پس‌فردا می‌گویند از طرح بیرون آمده و در آخر هم گفتند در طرح میراث فرهنگی است و به میراث فرهنگی هم که مراجعه کردم گفتند در طرح شهرداری است. ما شدیم مثل توپی که پاسمان می‌دهند به دیگری و الآن‌هم برای آسفالت کوچه‌ها می‌گویند خانه‌ای 2 میلیون تومان پرداخت کند تا آسفالت کنیم، نصف زمین‌های این شهرک خالی است جدا از آن‌هم از کجا 2 میلیون بیاوریم و برای آسفالت پرداخت کنیم. اگر هم این پول را داشتیم چطور باید اعتماد می‌کردیم آن‌هم بعدازاین همه بدقولی. بیایند و شروع کنند و قسط‌بندی ما هم پول را پرداخت می‌کنیم.»
رویمان نمی‌شود بگوییم اینجا زندگی می‌کنیم
زن دیگری گفت: « همه ما خانواده‌های آبروداری هستیم. 36 نفرمان کارمند کمیته امداد هستیم. آیا باید در این شرایط زندگی کنیم؟ وقتی 15 سال قبل برای خرید زمین‌ها به شهرداری رفتیم گفتند اینجا بلواری 28 متری و درخت‌کاری می‌شود اما حالا وضع ما شده این‌که می‌بینید. خانه‌هایمان را برای فروش گذاشته‌ایم اما کسی نمی‌خرد. رویمان نمی‌شود به کسی بگوییم در شهرک قائم زندگی می‌کنیم. فکر می‌کنند ما هم خلاف‌کاریم که در این محله زندگی کنیم.»
تاکسی‌ها هم به داخل شهرک نمی‌آیند
یکی از اهالی شهرک قائم مرا به جلوی درب خانه‌اش و برد و گفت: « این خانه من است که اطرافش پر از زباله و نخاله ساختمانی است. از ترس جانورهای گزنده نمی‌توانم به فرزندانم اجازه دهم از خانه بیرون آیند. شب‌ها که با تاکسی به سمت خانه می‌آییم قبول نمی‌کنند داخل شهرک بیایند. حق‌دارند آن‌ها هم می‌ترسند. 2 ماه پیش یکی از پسرهای همسایه سر کوچه مردی را سوار کرده بود تا آخر کوچه که رسیده بود. همان مرد او را به زمین انداخته و موتورش را دزدید. با این شرایط اگر به اورژانس هم زنگ بزنیم نمی‌آیند.»
به داد ما برسید
ساعت به 12 نزدیک شده و دیگر رمقی برای حرف زدن ندارند. زنی حدوداً 35 ساله می‌گوید: «خدا کند کسی به داد ما برسد.» این حرف، پایان چند ساعت درد دل اهالی‌ای بود که همانند دیگر شهروندان، از حقوق‌ شهروندی و امکانات اولیه برخوردارند اما با بی‌توجهی مسئولان، نه‌تنها از این حقوق برخوردار نیستند که هرروز باید با مشکلات بسیاری روبرو شوند.

بانوان کرمانی تیم والیبال نشسته ایران از پارالمپیک می‌گویند

بانوان کرمانی تیم والیبال نشسته ایران
از پارالمپیک می‌گویند

از کاروان ۹۱ نفره بازیکنان پارالمپیکی ایران 9 نفر کرمانی هستند. به عبارتی استان کرمان سهم بیشتری از سایر استان‌ها در پارالمپیک دارد.سرمربی و دو بازیکن تیم ملی والیبال نشسته ایران از کرمان هستند. پایگاه خبری «کرمان نو» در گفتگویی با این افراد به معرفی تیم ملی والیبال نشسته و این سه نفر پرداخته است.
«مریم ایران‌منش» سرمربی تیم ملی والیبال نشسته بانوان جمهوری اسلامی از سال ۸۴ مربی‌گری را آغاز کرده است. وی با تیم والیبال نشسته بانوان کرمان در سال ۹۰ قهرمان کشور و از سال ۹۲ به‌عنوان سرمربی وارد تیم ملی شده است. ایران‌منش وضعیت تیم ملی را رضایت‌بخش اعلام کرد و می‌گوید که سال ۹۴ دربازی‌های بین‌قاره‌ای با کشورهای اروپایی و سایر کشورها بازی کردیم این برای ما شانس بزرگی بود که توانستیم با رقبای خودمان در ریو در این بازی‌ها روبرو شویم و از این تیم‌ها شناخت به دست آوریم. ایران‌منش دو بازیکن کرمانی را از افراد مؤثر تیم می‌داند. کردستانی اشاره دارد که از باتجربه‌های تیم ملی و خلیل زاده را بازیکن جوان و آینده دار تیم ملی می‌داند.
«عشرت کردستانی» پرچم‌دار کاروان ایران در پارالمپیک ۲۰۱۶ یازده سال است که والیبال نشسته بازی می‌کند وی که سابقه کاپیتانی تیم ملی والیبال نشسته ایران را دارد می‌گوید که والیبال نشسته بانوان ایران تا قبل ۲۰۱۰ حضور چشمگیری درصحنه‌های بین‌المللی نداشته است . اما در سال ۲۰۱۰ دربازی‌های گوانجو مقام سوم آسیا،دربازی‌های پکن سال ۲۰۱۱ مقام نایب‌قهرمانی آسیا و در مسابقات پار آسیایی اینچوان کره جنوبی در سال ۲۰۱۴ مقام نایب‌قهرمانی و کسب سهمیه المپیک را در کارنامه دارد به گفته کردستانی هیچ رشته تیمی بانوان از ایران چه سالم و چه معلول تاکنون موفق به دریافت سهمیه المپیک یا پارالمپیک نشده بود و تیم ملی والیبال نشسته بانوان نخستین تیم بانوان ایرانی است که درصحنه پارالمپیک حاضرشده است.
«بتول خلیل زاده» دیگر کرمانی تیم ملی والیبال نشسته جمهوری اسلامی ایران متولد ۱۳۷۱ سال ۹۲ وارد تیم کرمان و سال ۹۳ وارد تیم ملی شده است. خلیل زاده چین و آمریکا و رواندا را هم‌گروه ایران در ریو معرفی کرد و همچنین به این نکته اشاره دارد که ایران در گروه سختی با چین قهرمان و آمریکای نایب‌قهرمان جهان قرارگرفته است.

روایت مدیرعامل شرکت مس از تأثیر توافق هسته‌ای بر این شرکت: آخرین تحریم، امکان صادرات مس را از ما گرفت

روایت مدیرعامل شرکت مس از تأثیر توافق هسته‌ای بر این شرکت:
آخرین تحریم، امکان صادرات مس را از ما گرفت

پیام ما- اگرچه در هفته‌ها و ماه‌های گذشته برخی به‌شدت از برجام انتقاد کردند و آن را بی‌فایده دانستند، اظهارات مدیرعامل کرمانی شرکت مس اما بیانگر تأثیر زیاد توافق هسته‌ای بر این شرکت بزرگ معدنی و صنعتی است.
روز گذشته احمد مراد علیزاده، مدیرعامل شرکت ملی صنایع مس ایران، که برای شرکت در نشست ستاد فرماندهی اقتصاد مقاومتی استان کرمان -گام دوم مثلث توسعه اقتصادی- منطقه ششم شامل شهرستان شهربابک، به استان کرمان سفرکرده بود، از تأثیر زیاد توافق هسته‌ای بر شرکت مس گفت.
آن‌طور که ایرنا نوشته، وی گفت: «مهم‌ترین گلوگاه شرکت مس، صادرات آن است که قبل از برجام قفل‌شده بود ولی بعد از برجام توانستیم با شرکت‌های مختلف دنیا قرارداد صادراتی منعقد کنیم.»
به گزارش ایرنا، احمد مرادعلیزاده افزود: «آخرین تحریم به‌گونه‌ای بود که همه امکانات صادرات از ما گرفته شد و کار کاملاً قفل‌شده بود.»
بدهی 13 هزارمیلیاردی
قبل از برجام
وی بابیان اینکه خوشبختانه بعد از برجام این تحریم از شرکت مس و خیلی از شرکت‌های دیگر کشور برداشته شد و ما توانستیم با شرکت‌های مختلف دنیا قرارداد ببندیم، اظهار کرد: «این شرکت 13 هزار میلیارد ریال بدهی بانکی داشت اما امروز فقط چهار هزار میلیارد ریال به بانک‌ها بدهکار هستیم و شرکت در حال نفس کشیدن است.»
وی تصریح کرد: «دوران سختی را در سال‌های 91 تا 94 پشت سر گذاشتیم به‌گونه‌ای که رکود، تحریم و شرایط بد بازار باعث شده بود کار برای شرکت مس بسیار سخت شود.»
وی با اشاره به اینکه در چنین شرایطی توانستیم قیمت تمام‌شده مس را کاهش دهیم و با حفظ هزینه‌های جاری و جلوگیری از ورود بی‌رویه نیروی انسانی هزینه‌های نیروی انسانی را ثابت نگهداریم، خاطرنشان کرد: «امروز نیز همه همکاران ما در شرکت مس ایران باهم هم‌نظر هستند که بازهم قیمت تمام‌شده را کاهش دهند.»
تأثیر برجام بر اقتصاد استان به روایت رزم حسینی
در حالی مدیرعامل شرکت مس از تأثیر برجام بر این شرکت گفته که چندی پیش هم استاندار کرمان به این موضوع اشاره‌کرده بود. علیرضا رزم حسینی گفته بود که « از چهار شرکت بزرگ استان کرمان که مراودات خارجی داشته‌اند، استعلام کتبی شده و همه آن‌ها به تأثیرات مثبت برجام تأکیددارند.»
او به شرکت مس اشاره داشت و افزود: «شرکت مس ایران که در لیست تحریم بوده، پس از اجرای برجام از تحریم خارج‌شده و فروش آن در کشورهای مختلف انجام می‌شود.»
استاندار کرمان با اشاره به اینکه با تحقق برجام وضعیت شرکت مس ایران بسیار تغییر کرده است ادامه داد: «این شرکت قبل از تحریم در آستانه نابودی و فروش آن با مشکل مواجه شده بود اما در حال حاضر قراردادهای درازمدت و فروش مستقیم را انجام می‌دهد.»
وی بیان کرد: «شرکت مس در حال حاضر در حوزه تکنولوژی نیز برای تجهیز طرح‌های خود با شرکت‌های بزرگی در حال مذاکره است.»
رزم حسینی گفت: «در حوزه پتروشیمی پروژه پتروشیمی فجر با تکنولوژی جدید از محل گاز طبیعی برای اولین بار در کشور در استان کرمان اجرایی شده است.»
وی افزود: «در زمان تحریم حتی شرکت‌های چینی جواب ایمیل‌های شرکت‌های ما را نمی‌دادند اما امروز قراردادهایی با شرکت‌های اروپایی، ژاپنی، ایتالیایی، آلمانی و با یک واسطه با آمریکایی‌ها در حال مذاکره است.»
استاندار کرمان گفت: «در حوزه خودروسازی نیز گروه‌های تولید خودرو با مشکلات عدیده‌ای ازجمله بدهی‌های بسیار سنگین روبه‌رو بودند و با تولید سالانه 30 هزار دستگاه و اشتغال 1500 نفر به فعالیت خود ادامه می‌دادند.»
وی اظهار کرد: «پس از اجرای برجام صنایع خودروسازی استان کرمان با ظرفیت تولید 85 هزار دستگاه خودرو در حال فعالیت است و پیش‌بینی می‌شود تا پایان سال جاری به تولید 110 هزار دستگاه افزایش یابد.»
رزم حسینی گفت: «در صنایع گل گهر و فولاد نیز صادرات افزایش‌یافته و انتقال پول به‌آسانی انجام می‌شود و در این حوزه طی فعالیت دولت تدبیر و امید، حدود 100 میلیون یورو فاینانس خارجی جذب‌شده است.»
وی بیان کرد: «دو پروژه بزرگ فولادی نیز با سرمایه‌گذاری 1.2 میلیارد دلاری برای هر پروژه در استان کرمان وجود دارد و در سفر ریاست جمهوری به ایتالیا 1.4 میلیارد دلار مصوبات مربوط به کرمان بوده است.»