بایگانی مطالب نشریه
اهالی شهرک «قائم» در انتهای خیابان زریسف: آقای استاندار، آقای شهردار به دادمان برسید
زندگی کجایی؟ دقیقاً کجایی؟
در گوشه و کنار این شهر مشکلاتی وجود دارد که پنهان است. مشکلاتی که فقط و فقط شهروندان با آن سروکار دارند و مسئولان از آن بیخبر هستند و یا به آنها توجهی نمیکنند. ازآنجاییکه شهروندان بهطور مستقیم به همه مسئولان دسترسی ندارند، برخی از این مشکلات تا سالها باقی میمانند و رنجش خاطر مردم را به دنبال دارند. حل این مشکلات هم تنها از طریق رساندن حرف اهالی محله به مسئولانی همچون استاندار، شهردار، فرماندار و … است. برای رساندن مشکلات گوشه و کنار شهر به گوش استاندار، شهردار و دیگر مسئولان، روزنامه «پیام ما» اقدام به راهاندازی صفحه «کرمان درمان» کرده است. در این صفحه ما به محلههای مختلف سر میزنیم و در گفتوگو با اهالی یک محله، سعی میکنیم مشکلاتشان را بهطور ویژه پوشش دهیم تا مسئولان برای حل آنها فکری بکنند. در این راه البته به کمک شهروندان عزیز نیازمندیم. چراکه شما بهتر از ما مشکلات محله و کوی خود را میدانید. اگر از این مشکلات خسته شدهاید و مسئولی تاکنون برای حل این مشکلات راهکاری نیندیشیده، با ما تماس بگیرید تا به محله شما بیاییم.
راههای ارتباط با صفحه کرمان درمان:
تلفن: 32471390
از شنبه تا چهارشنبه: ساعت 12 الی 20
جمعهها: ساعت 14 الی 20
ایمیل: atiye@payamema.ir
کانال تلگرام: kermandarman
سرفه میزد. مردی میانسال که به دلیل سرطان مغز استخوان نمیتوانست دود ناشی از ماشین آتشگرفته را تحمل کند. گردوخاک در هوا پیچیده بود و تانکر آبی برای کم شدن گردوغبار زمین را آبپاشی می کرد، اما کاری از پیش نمیبرد. فقط فضای خاک گرفته را گل آلود می کرد. دود آتش نفس افراد سالم را می برید و گلوی همه را به خس خس انداخته بود. اینجا شهرک قائم است. جایی در میان شهر، اما با مشخصات حاشیه نشینی. مرد میانسال به سرفه افتاده، اولین تصویری ست که در این شهرک دیدم. شهرکی که دیروز محل برگزاری مانور زلزله بود. ساعت حوالی 9 صبح بود که برای رفتن به این شهرک به خیابان زریسف رفتم. کوچه 46 را که رد کنی، به خیابان منجی میرسی. انتهای خیابان منجی شهرک «قائم» است. برایم باورکردنی نبود که چند قدم آنطرف تر از محل زندگی همه ما مردم عادی، خانوادههایی در این شهرک بدون امکانات و در حد صفر از نظر استانداردهای شهری زندگی میکنند. هر طرف را که نگاه میکردم تلی از خاک و زباله به چشم میخورد. همه کوچهها خاکی بودند. هیچ نشانهای از خدمات شهری در این شهرک دیده نمیشد. محل را که دیدم بیخیال مانور شدم و به سمت مردمی رفتم که نظارهگر مانور بودند.
دل پردرد اهالی شهرک قائم
سعی کردم با آنها هم کلام شوم. یکی از خانمها گفت:«خانم چی میخوای بگم. اگر بگویم تو هم دیگر اینجا نمیایستی و میروی. از کدام مشکل بگویم؟ بگویم که شهرک قائم کثیف، خاکی و ناامن است و موادفروشان در این محله خانه اجاره کرده و زندگی میکنند؟» او که نزدیک به 45 سال داشت خانهای را با دستنشان داد و گفت: «این خانه چند روز پیش به دلیل نگهداری گروگان پلمپ شد، بچههای ما در این شهرک امنیت ندارند. زمانی که فرزندم به مدرسه میرود و با سرویس برمیگردد تمام تنم میلرزد، هرروز خداراشکر میکنم که سالم به خانه بازگشته و روز بعد هم همینطور سپری میشود.» وقتی از او پرسیدم که تاکنون بهجایی برای رسیدگی به وضعتان مراجعه کردید، با خنده گفت: «ایبابا. دلت خوش است. کسی پاسخگو نیست. همینالآنهم به دلیل برگزاری مانور یکی از جوانهای محل که اعتراض کرده بود را بردند. متأسفانه هر برنامهای که سر و صدای زیاد، کثیف کاری و گردوغبار دارد را در این شهرک برگزار میکنند.» یکی دیگر از ساکنین محله گفت: « تعدادی از خانهها را تخریب کردند و دیگر هیچ رسیدگی نکردند. حتی نخالههای ساختمانی را هم رها کردند و رفتند.» یک دختر جوان گفت: « تعدادی از این خانهها را به این دلیل تخریب کردند که در طرح قرار داشتند، اما این در صورتی است که همه ما سند زمین، پروانه ساخت و پایان کارداریم. چرا همان زمانی که ما این خانهها را میخریدیم یا میساختیم نگفتند که نباید بسازید؟»
میگویند استاندار به فکر شهر است، پس چرا یکبار هم به شهرک قائم سر نزده؟
بحث داغ شده بود که مردی میانسال به سمت ما آمد و گفت: «خانم همینالان فرزند من را به کلانتری بردند آنهم فقط به دلیل اینکه به برگزاری مانور در این محله اعتراض کرد. جرم فرزند من چیست؟ قاچاق کرد؟ گروگانگیری کرد؟ ایرانی هست یا نه؟ در این شهر حقی دارد یا نه؟» وی افزود: « فقط به دلیل اینکه مادربزرگش مریض و از پسرم خواسته بود که بیاید بگوید انفجار اتفاق نیافتد باید بازداشت شود؟» همسایههای مرد میانسال نزدیک آمدند و او را دلداری دادند زیرا نگران حال خراب و مریضی او بودند. نمیخواستند بیشتر از این جوش بزند. پسر بزرگش از او خواست به خانه برود، اما او نمیتوانست تاب بیاورد و از فرزندش بیخبر باشد. مرتبا پیگیر وضعیت فرزندش از پرسنل نیرو انتظامی حاضر در محل بود. او درباره مشکلات شهرک هم گفت: «همهجا پر از خاک و آشغال است. دور و بر را نگاه کنید. از چند نفر شنیدم که استاندار فعلی کرمان خیلی به فکر شهر است. اگر واقعاً اینطور است، چرا یکبار هم به این شهرک بااینهمه مشکل سر نزده؟ چند بار به استانداری رفتیم اما یکبار هم به ما توجه نکردند.»
انگار در شهر کرمان نیستیم
در میان اعتراضات این پدر، زن میانسال دیگری به سمتم آمد و گفت: «اینجا جای زندگی نیست! اینجا پر از آشغال است. اگر کسی نشانی خانه ما را بخواهد راضی نیستم که بگویم در این شهرک زندگی میکنم چون آنوقت فکر میکنند ما هم قاچاقچی و گروگان گیر هستیم.» دختری به میان حرف او پرید و گفت:«اینجا اصلاً جای زندگی نیست.انگار که جزو شهر کرمان نیست.» دریاچهای را نشانم داد و گفت: « آنطرف دریاچه با اینطرف چه تفاوتی دارد؟ یکطرف جهنم و طرف دیگر بهشت است. به شهرداری رفتیم و گفتیم اگر خانههای ما در طرح است خریداری کنند و ما ازاینجا برویم بههرحال بهتر از بلاتکلیفی است. در این شهرک حتی یک مغازه هم نیست تا ما مجبور نباشیم برای خرید مایحتاج روزانه به محلههای دیگر برویم.» مرد میانسالی صحبت دختر را قطع کرد و گفت: «من هفتهای یکبار به خانهای که در اینجا دارم میآیم چراکه به دلیل کارم خارج از کرمان زندگی میکنم اما همان هفتهای یکبار هم برای من زندگی کردن در این خانه سخت است. چندین بار به استانداری و شهرداری مراجعه کردم و گفتم که درست نیست این شهرک اینقدر مشکل داشته باشد. در زمان «سیف الهی» به شهرداری رفتم، اما فایدهای نداشت و کاری انجام نشد.» وی افزود: «اگر این محل هم مثل دیگر محلههای کرمان بود تا الان آباد شده بود، اما طرحی را مصوب کردند که 30 سال همه ساکنین این محل را گریبان گیر کرده است. خانههایی را تخریب و رها کردند و فقط برای مردم این محل خرابههایی گذاشتند تا اینجا پر شود از مار و عقرب.»
نه استانداری نه شهرداری، کاری نکردند
یکی دیگر از اهالی گفت: «اگر یکی از نزدیکان مسئولین در این شهرک زندگی میکرد، هیچوقت اینجا به این شکل نمیماند.» حالا همه میخواستند صحبت کنند. بهطوریکه اجازه تمام شدن حرف دیگری را نمیدادند و سفره پر غصه دلشان را برایم باز میکردند. زن دیگری گفت: « چند تا از همسایهها به استانداری و شهرداری رفتند، تنها کاری که انجام شد این بود که زباله و نخالهها را جمع کردند و رفتند و دیگر پشت سر خود نگاه نکردند و دوباره این شهرک به شکل قبل برگشت.»
جوری با ما برخورد میشود که انگار حاشیهنشینیم
دختری جوان به همراه برادر 4 سالهاش سمتم آمد و گفت: «بردار من کوچک است. ما جرئت نداریم حتی در خانه از او چشم برداریم چون هرلحظه میترسیم که مبادا جانوری او را نیش بزند. چرا ما نباید مثل دیگر مردم کرمان زندگی راحتی داشته باشیم. چه تفاوتی بین من و دوستانم که در محلههای دیگر زندگی میکنند وجود دارد؟ نه در زمین دیگری خانه ساختهایم و نه غیرقانونی ساختوساز کردهایم. خانه ما سند و پروانه ساخت دارد اما زندگی ما شده مثل کسانی که در زمین شهرداری و غیرقانونی زندگی میکنند. پدرم وقتی هوا تاریک میشود اجازه نمیدهد حتی در حیاط خانه خودمان بروم، البته من نسبت به کار پدرم شکایت ندارم و کاملاً به او حق میدهم چون ما حتی در خانه خودمان هم امنیت نداریم. خانواده ما پنج نفره است و شبها همه در یک اتاق میخوابیم تا اگر کسی هم وارد خانه ما شد بتوانیم از یکدیگر محافظت کنیم. ما حتی یکشب هم خواب آرام نداریم، این در حالیست که اولین ره آورد نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران امنیت بوده است.»
مسئولان جرئت دارند ساعت 12 شب به بعد به اینجا بیایند
دختر دیگری آمد و گفت: « شما اگر واقعاً میخواهید عمق فاجعه زندگی در این شهرک را ببینید شبها ساعت 12 به بعد به اینجا بیاید.» بعد هم خندید و گفت: « مطمئناً که نه شما و نه مسئولین هم شبها جرئت آمدن به این شهرک را ندارند، اما ما دخترهای جوان باید این شرایط را تحملکنیم و به زندگی در این محل ادامه دهیم، چون نه خانواده من و نه دیگر همسایهها آنقدر تمکن مالی ندارند که خانه خود را در اینجا رها کنند و به محل دیگری در شهر کرمان برای زندگی بروند. در خیابان هم که نمیتوان خوابید. حالا تکلیف من و دیگر ساکنین شهرک قائم چیست؟» یکی دیگر از خانمها گفت:« خانم اینجا ما فقط یکی 2 تا مشکل نداریم. بلکه هزاران مشکلداریم. اینجا اگر در آتش هم بسوزیم کسی به داد ما نمیرسد. یکبار یکی از خانهها آتش گرفت و 10 بار به آتشنشانی زنگ زدیم، اما نیامدند. اگر این اتفاق برای خانه من هم پیش میآمد کسی بهجز همسایهها برای کمک به ما نمیآمد. در این شهرک ما جرئت نداریم یکشب هم ماشین را درب خانه پارک کنیم چون تا صبح یا ماشین را یکجا میدزدند و یا قطعات ماشین را میبرند. تابهحال چندین بار سیمهای برق را دزدیدهاند اما اگر نیروی انتظامی به این محل هم مثل دیگر محلهها اهمیت میداد این اتفاقها پیش نمیآمد.» وی ادامه داد: « ما چه گناهی کردهایم که باید در این محل زندگی کنیم؟ اگر چند سال قبل میدانستیم که قرار است این شهرک به حال خود رها شود، تحت هیچ شرایطی در اینجا خانه نمیخریدیم. به دلیل شرایط زندگی در این شهرک هزاران مریضی گرفتهایم.»
هیچکس حاضر به زندگی در این شهرک نیست
«روزی که من در این محله زمین خریدم از آزادی هم گرانتر بود. همه زمینها پر از درختان میوه بود. اما حالا هیچکس زمینهای این شهرک را قصبی یکمیلیون تومان هم نمیخرد. حقدارند. کی حاضر است پول به حال زمین و ساختمانی دهد که نمیتواند حتی یک ثانیه هم در این زمین آرامش داشته باشد و قرار باشد با ترسولرز زندگی کند؟ شب گذشته در همین شهرک چند قاچاقچی را دستگیر کردند. این شهرک شده محل اخفا دزد، قاچاقچی، گروگان گیر و معتاد.» این صحبتهای یک مرد میانسال است که از فاصله دور اینها را میگوید و بهطرف من میآید. او ادامه داد: « دخترم تو خودت حاضری اینجا زندگی کنی؟» لبخند تلخی زدم و گفتم: نه. جواب دیگری نداشتم که بدهم. باید چه جوابی میدادم. بهعنوان یک خبرنگار تنها کاری که میتوانم انجام دهم این است که درد دلهای همشهریانم را به گوش مسئولان برسانم تا شاید قدم کوچکی برای حل مشکلات این خانواده ها برداشته شود.
مثل توپ پاسمان میدهند
زن دیگری گفت: « 20سال است که نامه به شهرداری و هر جا که فکر میکردم فرستادم. اما هرسال جوابهای متفاوتی شنیدم. امروز میگویند طرح است و پسفردا میگویند از طرح بیرون آمده و در آخر هم گفتند در طرح میراث فرهنگی است و به میراث فرهنگی هم که مراجعه کردم گفتند در طرح شهرداری است. ما شدیم مثل توپی که پاسمان میدهند به دیگری و الآنهم برای آسفالت کوچهها میگویند خانهای 2 میلیون تومان پرداخت کند تا آسفالت کنیم، نصف زمینهای این شهرک خالی است جدا از آنهم از کجا 2 میلیون بیاوریم و برای آسفالت پرداخت کنیم. اگر هم این پول را داشتیم چطور باید اعتماد میکردیم آنهم بعدازاین همه بدقولی. بیایند و شروع کنند و قسطبندی ما هم پول را پرداخت میکنیم.»
رویمان نمیشود بگوییم اینجا زندگی میکنیم
زن دیگری گفت: « همه ما خانوادههای آبروداری هستیم. 36 نفرمان کارمند کمیته امداد هستیم. آیا باید در این شرایط زندگی کنیم؟ وقتی 15 سال قبل برای خرید زمینها به شهرداری رفتیم گفتند اینجا بلواری 28 متری و درختکاری میشود اما حالا وضع ما شده اینکه میبینید. خانههایمان را برای فروش گذاشتهایم اما کسی نمیخرد. رویمان نمیشود به کسی بگوییم در شهرک قائم زندگی میکنیم. فکر میکنند ما هم خلافکاریم که در این محله زندگی کنیم.»
تاکسیها هم به داخل شهرک نمیآیند
یکی از اهالی شهرک قائم مرا به جلوی درب خانهاش و برد و گفت: « این خانه من است که اطرافش پر از زباله و نخاله ساختمانی است. از ترس جانورهای گزنده نمیتوانم به فرزندانم اجازه دهم از خانه بیرون آیند. شبها که با تاکسی به سمت خانه میآییم قبول نمیکنند داخل شهرک بیایند. حقدارند آنها هم میترسند. 2 ماه پیش یکی از پسرهای همسایه سر کوچه مردی را سوار کرده بود تا آخر کوچه که رسیده بود. همان مرد او را به زمین انداخته و موتورش را دزدید. با این شرایط اگر به اورژانس هم زنگ بزنیم نمیآیند.»
به داد ما برسید
ساعت به 12 نزدیک شده و دیگر رمقی برای حرف زدن ندارند. زنی حدوداً 35 ساله میگوید: «خدا کند کسی به داد ما برسد.» این حرف، پایان چند ساعت درد دل اهالیای بود که همانند دیگر شهروندان، از حقوق شهروندی و امکانات اولیه برخوردارند اما با بیتوجهی مسئولان، نهتنها از این حقوق برخوردار نیستند که هرروز باید با مشکلات بسیاری روبرو شوند.
دکتر اصغر رفیعی؛ پزشک قدیمی کرمان: هر کسی تعبیری از اخلاق پزشکی دارد
ساختمان های قدیمی اطراف میدان مشتاق و ابتدای خیابان شریعتی یا همان جلوی قدمگاه خودمان پر است از تاریخ معاصر، خاطره ها و همه چیزهایی که برای کرمانی های علاقه مند به کرمان می تواند جالب باشد.
مقابل در کوچک یکی از این ساختمان ها تابلوی پزشکی قدیمی نصب شده است. پزشکی که با وجود این که نود سال خود را تقریبا پر کرده؛ اما همچنان به کار طبابت مشغول است. او تا کنون برای چهار نسل از کرمانی ها طبابت کرده است. مراجعینی دارد که بیش از نیم قرن است که فقط از پله های مطب او بالا می آیند و «تن خود را نیاز مند ناز این طبیب» می دانند. به مطب او که وارد می شوی همه چیز قدیمی است. دستگاه توزین نوزاد، دستگاه فشار خون، گوشی تلفن و… گرفته تا میز و صندلی هایی که بیماران را در خود جای می دهند.
دکتر اصغر رفیعی متولد بیست و نهم اسفند ماه 1306 است. طبابت خود را از گلباف آغاز کرده است و در راین و ماهان ادامه داده تا به این جایی که هست رسیده. پنجاه و پنج سال است که در همین جایی که اکنون هست، مطب دارد و به کار درمان بیماران مشغول است.
با او به گفت و گویی کوتاه نشستم که مطالعه آن را به شما توصیه می کنم؛
بیمارستان «کرمان درمان»
را دایر کردیم
دکتر اصغر رفیعی درباره دلیل روی آوردن خود به حرفه پزشکی می گوید که به خاطر علاقه ای که به پزشکی داشتم پزشک شدم. برادرم جراح بود. یکی از فامیل های مان نیز جراح بود. و این موضوع در اشتیاق من به پزشکی تأثیرگذار بود.
رفیعی آغاز کار خود در شهر کرمان را در سال 1340 عنوان می کند و می گوید که سال 40 به کرمان آمدم. در حالی که 34 سال سال از سنم می گذشت. پیش از آن هم به خاطر تعهدی که داشتم قریب 8 سال در گلباف، راین و ماهان به طبابت مشغول بودم.
بخش اطفال بیمارستان شاه(باهنر کنونی) را نیز اداره می کردم. در درمانگاه فرحناز واقع در خیابان هفده شهریور هم طبابت می کردم. البته آن درمانگاه در حال حاضر وجود ندارد.
با تعدادی از پزشکان، بیمارستان «کرمان درمان» واقع در چهارراه تهماسب آباد را دایر کردیم. این بیمارستان، بعد از انقلاب به دانشگاه علوم پزشکی واگذار شد.
استادان مان بیش تر
فرانسوی بودند
رفیعی علاقه خود به پزشکی را ذاتی می داند و می گوید که پدرم تاجر بود؛ اما از من نخواست که تاجر شوم. من هم به دلیل علاقه ای که در خودم به حرفه پزشکی می دیدم به دانشگاه علوم پزشکی مشهد رفتم و به تحصیل در این رشته پرداختم.
استادانی که در دانشگاه مشهد داشتم، تقریباً همه از دنیا رفته اند. بسیاری از آن ها استادان خارجی بودند. اغلب هم فرانسوی!
معروف ترین استاد ما دکتر «سامیرال» متخصص اطفال بود. دکتر شهیدی هم دیگر استادمان بود. تدریس به زبان فرانسه صورت می گرفت. این موضوع باعث می شد که دانشجویان رشته پزشکی زبان فرانسه را هم یاد بگیرند تا بتوانند با استادان خود ارتباط برقرار کنند.
کمبود پزشک بود
دکتر رفیعی به کمبود پزشک در سال های دهه 40 اشاره می کند و می گوید که من تنها پزشک مناطق گلباف و… بودم. اصلا در همه مناطق، کمبود پزشک بود. برای همین یک پزشک، به هر شهری که وارد می شد سر یک هفته شناخته شده بود. مردم گلباف و راین و ماهان مردم بسیار خوبی بودند. با این که بیش از پنجاه سال از طبابت من در این سه شهر می گذرد، هنوز هم از این مناطق ، بیمار به من مراجعه می کند. من در زلزله گلباف که در سال 1360 روی داد و خسارات جانی زیادی به جا گذاشت به این شهر رفتم.
همین کرمان هم پزشک نبود. هیچ کدام از این کلینیک ها نبودند. از میدان مشتاق تا میدان آزادی تنها 2 پزشک بود. من و دکتر میرحسینی بودیم. مطب من در همین جا بود. مطب دکتر میرحسینی هم نزدیک میدان آزادی. الآن الحمدلله این همه کلینیک. این همه پزشک جوان و پرانرژی هستند که در رشته ها و تخصص های مختلف در حال طبابت هستند.وی بهداشت را مطلوب ارزیابی می کند و می گوید که سطح بهداشتی مردم بسیار بالا رفته است. مردم بهداشت را رعایت می کنند. اصلا قابل مقایسه با قدیم نیست. در زمان قدیم، بیماری اسهال در فصل تابستان بیداد می کرد. اما در حال حاضر تک و توکی از مردم به این بیماری مبتلا می شوند.
اخلاق پزشکی ایران بسیار
مطلوب است
رفیعی می گوید که هر کسی برای اخلاق پزشکی تعریفی دارد. هر کسی تعبیری دارد. یکی اخلاق را با ریال تعبیر می کند. یکی با رفتار خود پزشک. من اخلاق پزشکی را این گونه تعبیر می کنم: مدارا با بیمار، رعایت وضع مالی بیمار با نسخه ای که پزشک می دهد، کمک کردن به طرق مختلف به بیماری که در مضیقه است. به عقیده من اخلاق پزشکان ایران بسیار مطلوب است. پزشکان جوان که خودشان سرور هستند، همه چیز را خوانده اند و می دانند. اخلاق خوانده اند. یک ترم در دانشگاه اخلاق پزشکی می خوانند. نیاز به توصیه من هم در این زمینه ندارند.
این پزشک عمومی، طب سنتی و جدید را با هم مقایسه می کند و می گوید که طب سنتی جای خود را دارد و طب صنعتی هم جای خود را دارد و نمی توانند جایگزین هم شوند. طب سنتی هیچ وقت کار طب جدید را نمی کند. مثلا بیماری که 40 درجه تب دارد هر چه داروی سنتی به خورد او بدهید اثر نمی کند. حتما به داروهای جدید نیاز دارد. تازه طب جدید هم هر روز عوض می شود. هر روز مدل های جدیدتری از آنتی بیوتیک و… به بازار می آید.
فرزندانم پزشک نیستند
رفیعی گفت که سه فرزند دارم. هیچ کدام از فرزندانم پزشک نیستند. به آن ها پیشنهاد دادم که پزشک شوند؛ اما گفتند که دوست نداریم. بدون علاقه هم که نمی شود وارد کار و رشته تحصیلی شد. اما یکی از نوه هایم روانپزشک است.این پزشک کهنه کار در پایان برای ما آرزوی موفقیت کرد و گفت که کار شما روزنامه نگاران جوان کار ارزشمندی است.
دکتر اصغر رفیعی؛ پزشک قدیمی کرمان: هر کسی تعبیری از اخلاق پزشکی دارد
دکتر اصغر رفیعی؛ پزشک قدیمی کرمان:
هر کسی
تعبیری از اخلاق پزشکی دارد
ساختمان های قدیمی اطراف میدان مشتاق و ابتدای خیابان شریعتی یا همان جلوی قدمگاه خودمان پر است از تاریخ معاصر، خاطره ها و همه چیزهایی که برای کرمانی های علاقه مند به کرمان می تواند جالب باشد.
مقابل در کوچک یکی از این ساختمان ها تابلوی پزشکی قدیمی نصب شده است. پزشکی که با وجود این که نود سال خود را تقریبا پر کرده؛ اما همچنان به کار طبابت مشغول است. او تا کنون برای چهار نسل از کرمانی ها طبابت کرده است. مراجعینی دارد که بیش از نیم قرن است که فقط از پله های مطب او بالا می آیند و «تن خود را نیاز مند ناز این طبیب» می دانند. به مطب او که وارد می شوی همه چیز قدیمی است. دستگاه توزین نوزاد، دستگاه فشار خون، گوشی تلفن و… گرفته تا میز و صندلی هایی که بیماران را در خود جای می دهند.
دکتر اصغر رفیعی متولد بیست و نهم اسفند ماه 1306 است. طبابت خود را از گلباف آغاز کرده است و در راین و ماهان ادامه داده تا به این جایی که هست رسیده. پنجاه و پنج سال است که در همین جایی که اکنون هست، مطب دارد و به کار درمان بیماران مشغول است.
با او به گفت و گویی کوتاه نشستم که مطالعه آن را به شما توصیه می کنم؛
بیمارستان «کرمان درمان»
را دایر کردیم
دکتر اصغر رفیعی درباره دلیل روی آوردن خود به حرفه پزشکی می گوید که به خاطر علاقه ای که به پزشکی داشتم پزشک شدم. برادرم جراح بود. یکی از فامیل های مان نیز جراح بود. و این موضوع در اشتیاق من به پزشکی تأثیرگذار بود.
رفیعی آغاز کار خود در شهر کرمان را در سال 1340 عنوان می کند و می گوید که سال 40 به کرمان آمدم. در حالی که 34 سال سال از سنم می گذشت. پیش از آن هم به خاطر تعهدی که داشتم قریب 8 سال در گلباف، راین و ماهان به طبابت مشغول بودم.
بخش اطفال بیمارستان شاه(باهنر کنونی) را نیز اداره می کردم. در درمانگاه فرحناز واقع در خیابان هفده شهریور هم طبابت می کردم. البته آن درمانگاه در حال حاضر وجود ندارد.
با تعدادی از پزشکان، بیمارستان «کرمان درمان» واقع در چهارراه تهماسب آباد را دایر کردیم. این بیمارستان، بعد از انقلاب به دانشگاه علوم پزشکی واگذار شد.
استادان مان بیش تر
فرانسوی بودند
رفیعی علاقه خود به پزشکی را ذاتی می داند و می گوید که پدرم تاجر بود؛ اما از من نخواست که تاجر شوم. من هم به دلیل علاقه ای که در خودم به حرفه پزشکی می دیدم به دانشگاه علوم پزشکی مشهد رفتم و به تحصیل در این رشته پرداختم.
استادانی که در دانشگاه مشهد داشتم، تقریباً همه از دنیا رفته اند. بسیاری از آن ها استادان خارجی بودند. اغلب هم فرانسوی!
معروف ترین استاد ما دکتر «سامیرال» متخصص اطفال بود. دکتر شهیدی هم دیگر استادمان بود. تدریس به زبان فرانسه صورت می گرفت. این موضوع باعث می شد که دانشجویان رشته پزشکی زبان فرانسه را هم یاد بگیرند تا بتوانند با استادان خود ارتباط برقرار کنند.
کمبود پزشک بود
دکتر رفیعی به کمبود پزشک در سال های دهه 40 اشاره می کند و می گوید که من تنها پزشک مناطق گلباف و… بودم. اصلا در همه مناطق، کمبود پزشک بود. برای همین یک پزشک، به هر شهری که وارد می شد سر یک هفته شناخته شده بود. مردم گلباف و راین و ماهان مردم بسیار خوبی بودند. با این که بیش از پنجاه سال از طبابت من در این سه شهر می گذرد، هنوز هم از این مناطق ، بیمار به من مراجعه می کند. من در زلزله گلباف که در سال 1360 روی داد و خسارات جانی زیادی به جا گذاشت به این شهر رفتم.
همین کرمان هم پزشک نبود. هیچ کدام از این کلینیک ها نبودند. از میدان مشتاق تا میدان آزادی تنها 2 پزشک بود. من و دکتر میرحسینی بودیم. مطب من در همین جا بود. مطب دکتر میرحسینی هم نزدیک میدان آزادی. الآن الحمدلله این همه کلینیک. این همه پزشک جوان و پرانرژی هستند که در رشته ها و تخصص های مختلف در حال طبابت هستند.وی بهداشت را مطلوب ارزیابی می کند و می گوید که سطح بهداشتی مردم بسیار بالا رفته است. مردم بهداشت را رعایت می کنند. اصلا قابل مقایسه با قدیم نیست. در زمان قدیم، بیماری اسهال در فصل تابستان بیداد می کرد. اما در حال حاضر تک و توکی از مردم به این بیماری مبتلا می شوند.
اخلاق پزشکی ایران بسیار
مطلوب است
رفیعی می گوید که هر کسی برای اخلاق پزشکی تعریفی دارد. هر کسی تعبیری دارد. یکی اخلاق را با ریال تعبیر می کند. یکی با رفتار خود پزشک. من اخلاق پزشکی را این گونه تعبیر می کنم: مدارا با بیمار، رعایت وضع مالی بیمار با نسخه ای که پزشک می دهد، کمک کردن به طرق مختلف به بیماری که در مضیقه است. به عقیده من اخلاق پزشکان ایران بسیار مطلوب است. پزشکان جوان که خودشان سرور هستند، همه چیز را خوانده اند و می دانند. اخلاق خوانده اند. یک ترم در دانشگاه اخلاق پزشکی می خوانند. نیاز به توصیه من هم در این زمینه ندارند.
این پزشک عمومی، طب سنتی و جدید را با هم مقایسه می کند و می گوید که طب سنتی جای خود را دارد و طب صنعتی هم جای خود را دارد و نمی توانند جایگزین هم شوند. طب سنتی هیچ وقت کار طب جدید را نمی کند. مثلا بیماری که 40 درجه تب دارد هر چه داروی سنتی به خورد او بدهید اثر نمی کند. حتما به داروهای جدید نیاز دارد. تازه طب جدید هم هر روز عوض می شود. هر روز مدل های جدیدتری از آنتی بیوتیک و… به بازار می آید.
فرزندانم پزشک نیستند
رفیعی گفت که سه فرزند دارم. هیچ کدام از فرزندانم پزشک نیستند. به آن ها پیشنهاد دادم که پزشک شوند؛ اما گفتند که دوست نداریم. بدون علاقه هم که نمی شود وارد کار و رشته تحصیلی شد. اما یکی از نوه هایم روانپزشک است.این پزشک کهنه کار در پایان برای ما آرزوی موفقیت کرد و گفت که کار شما روزنامه نگاران جوان کار ارزشمندی است.
چرا نام مفاخر کرمان روی تابلوی خیابان ها نیست
چرا نام مفاخر کرمان
روی تابلوی خیابان ها نیست
منصور ایرانپور
اسامی خیابان های هر شهر باید بیانگر تاریخ آن شهر باشد. معرف فرهنگ، جغرافیا و تمدن آن شهر. در شهری مانند کرمان که تمدنی چند هزار ساله را پشتیبان خود دارد، قاعدتاً آن قدر شخصیت های گران قدر را در دل خود پرورش داده که برای نامگذاری خیابان های مان اسم، کم نیاوریم. اما با کمال تأسف آن طور که شایسته است، از ظرفیت مفاخر در نام گذاری خیابان ها استفاده نشده، و هم فرهنگ و تمدن مان از چشم گردشگران و حتی کرمانی ها پنهان مانده و هم مفاخر ما مهجور مانده اند.
شاید برای یک جوان کرمانی اهل مطالعه که تا حدودی مفاخر کرمان را شناخته این سوال پیش بیاید که چرا باید در کرمان سه خیابان ابن سینا و سه خیابان دادبین، 2 خیابان والفجر، 2 خیابان هزار و یک شب، 2 خیابان قدس، 2 خیابان مالک اشتر، 2 خیابان ابوذر، 2 خیابان میرزا آقاخان، 2 خیابان شیخ احمد کافی، 2 خیابان شهید بهشتی، 2 خیابان حکیم وجود داشته باشد؟ دلیل انتخاب نام حکیم هم نا مشخص است! اگر منظور فردوسی است که خیابانی به نام فردوسی وجود دارد. هم چنین نام های غیر متعارفی هم چون مدیریت و فیروز آباد و سیدی و چند بیست متری کذایی و انبوه نام های شاعران غیر کرمانی بر تارک خیابان های شهر می درخشد. نام چهارراه های کاظمی و احمدی و طهماسب آباد هم هرگز در نزد مردم کرمان تغییر نکرده اند. چند وقت پیش قرار بود نام خیابان ابن سینای شرقی به قبه سبز تغییر نام یابد. که از سرانجام آن بی خبریم.
مفاخر کرمان تا کنون از چشم همه شوراهای شهر و شهرداری ها دور مانده اند. هنوز نامی از «میرزا محمد ابراهیم خبیصی» نویسنده تاریخ غز و سلاجقه کرمان و امین تاریخ ایران بر روی خیابان یا مکانی در کرمان گذاشته نشده است. هم چنین نام بزرگانی مانند «میرزا محمد زمانیان» نابغه قرآنی کرمان، «ابوعبدالله ماهانی»، «پهلوان اسد الله عطایی»،«سکینه خاتون عطایی» و ده ها عالم بزرگ دیگر در تابلوهای خیابان های کرمان جایی ندارند.
ما با وجود برخورداری از سه هزار سال قدمت تاریخی، هنوز نتوانسته ایم برای اصلی ترین خیابان ها و اماکن و میدان های شهر نام هایی برگرفته از اصالت کرمان و کرمانی انتخاب کنیم. وجود انواع نام های غیر تاریخی و جدید باعث گردیده اند که هیچ کس نتواند در فضاهای تاریخی کرمان به تاریخ قدم گذارد. بی تردید هیچ تفاوتی از حیث قدمت و فرهنگ و تمدن بین کرمان و استان هایی مثل اصفهان و یزد و شیراز یا تبریز وجود ندارد. حتی کرمان از دیدگاه تمدنی بر همه این ها ارجح است. اماکن تاریخی این شهرها نام های زیبا و تاریخی بر تارک خود دارند. نام هایی مانند چهارباغ در اصفهان و میرچخماق کوچه هزار درخت در یزد و کریم خان زند در شیراز.
اما در کرمان نام میدان «ارگ» به «توحید» و میدان «مشتاق» به «شهدا» تغییر یافته است. البته هر دو نام «توحید» و «شهدا» از ارزش بالایی برخوردارند و بسیار مورد احترام هستند اما می شد که این دو نام عزیز را بر روی میدان و یا بلوار دیگری گذاشت. نام های تاریخی با داستان ها و افسانه ها و حوادث فراوان همراه هستند. دانستن این داستان ها می تواند لذت گردش در خیابان های کرمان را برای یک گردشگر چندین برابر کند. از سویی حدود نود درصد کرمانیان معنا و یا فلسفه وجودی نام خیابان هایی که در آن ها زندگی می کنند را نمی دانند. خیابان هایی مانند بیست و چهار آذر یا هفده شهریور که هیچ کار فرهنگی در خصوص شناساندن آن ها انجام نگرفته است. هنوز معلوم نیست که چرا نام خیابان زریسف و میدان مشتاق را از روی این دو مکان برداشتند.
ما حتی در کرمان برای ارج نهادن به شهدا و سرداران بزرگ اسلام در دفاع مقدس، بدون برنامه و غیرتاریخی عمل کرده ایم. در استان خوزستان حد فاصل شهرهای سوسنگرد و بستان پلی وجود دارد که قبلا نامش «سابله» بوده و اکنون به نام «سردار شهید اکبر محمد حسینی» دلاورمردی از سرزمین کرمان مزین شده است. سردار شهیدی که به همراه رزمندگان کرمانی عامل اصلی آزادسازی شهر بستان و چهل هزار کیلومتر مربع از خاک ایران در شب چهارم از عملیات طریق القدس بوده است. اما شما نمی توانید هیچ نامی از این سردار نام آور یا فرماندهانش را در هیچ جایی از کرمان بیابید.
در همه شهرهای ایران نام سرداران بزرگ شهیدشان بر روی خیابان هاست؛ اما در کرمان یک خیابان وجود ندارد که نام سردار شهیدی بر روی آن گذاشته شده باشد. شاید مسوولان توجیه کنند که خیابان هایی هم چون شهدای فتح آبادان و شهدای دارلک وجود دارد و بگویند شهدای دارلک یعنی شهیدان کرمانی که در شهر کردنشین دارلک به شهادت رسیده اند. اما این نام فراگیر نیست و با عجله و بدون تفکر انتخاب شده اند. آیندگان معنای این کار ما را نخواهند فهمید و گمان می برند که منظور شهدای شهر آبادان یا شهدای شهر دارلک می باشد. در حالی که این جا کرمان است و باید ابتدا یادگارهای خودش را حفظ کند.
نبود نام های زیبا بر روی خیابان ها و میدان های شهر هم چنان این ذهنیت را ایجاد می کند که کرمان بدون نخبگان و قهرمانان تاریخی است و همین امر موجبات اتهام بی حالی و بی قیدی را برای تمامی مردم استان کرمان به دنبال دارد. ما باید مثل همه شهرهای بزرگ جهان نامهای بزرگ تاریخی بر روی خیابان ها و میدان ها و اماکن زیبای شهر بگذاریم. اماکنی مانند «قبه سبز»،«ته باغ لـله»،«زریسف»، «گواشیر» و «بردشیر» باید زنده بمانند. زیرا حذف آن ها موجبات حذف گذشته گهربار این سرزمین را در پی خواهد داشت.
از سویی همه این کاستی ها به مسوولان فرهنگی شهر باز می گردد که یا توان مجاب کردن دیگران را در پذیرش نام های جدید ندارند و یا به دلالیلی از بیان چنین پیشنهادهایی دوری می کنند. شهرداری کرمان در چند سال اخیر زیرساخت هایی قوی را در خیابان ها و محلات شهر ایجاد نموده است. ساختارهایی هم چون زیباسازی چهره شهر و ایجاد خانه های فرهنگ و مراکز ورزشی محلات و فضاهای سبز و اماکن موجود در این فضاها و فرهنگسراها و شهردار محله ها و ده ها مورد دیگر.
اما به رغم همه این تلاش ها می بینیم که تمامی امکانات موجود به حال خود رها شده اند و مردم کرمان نمی دانند متولی فرهنگ سازی و توجیه مردم برای حفظ اموال عمومی و جذب و به کارگیری استعدادهای فرهنگی و ادبی و ورزشی موجود در محلات که از امکانات شهرداری استفاده می کنند با کیست؟ و نحوه ارتباط مردم با معاونت فرهنگی شهرداری چگونه است؟
شهید محمد شهسواری
شهید محمد شهسواری در تاریخ سوم اسفند ماه 1334 در قریه شیخ آباد کهنوج به دنیا آمد. در سه سالگی پدرش را از دست داد. دوران ابتدایی را در مدرسه پهلوی سابق آغاز کرد با حافظه کم نظیری که داشت با بهترین معدل ها تا سال ششم نظام قدیم ادامه تحصیل داد.
قرآن را در مکتب خانه ای نزد عموی خود فرا گرفت و چون در کهنوج مدرسه نبود از ادامه تحصیل باز ماند. سپس جهت تأمین مخارج زندگی خانواده به جزیره کیش رهسپار شد. او گرمای طاقت فرسای جنوب را تحمل کرد تا بتواند گوشه ای از زحمات مادر زجر کشیده خود را جبران کند. بعد از سه سال تلاش در جزیره کیش به کهنوج بازگشت و در راه سازی بین کهنوج و جیرفت مشغول به کار شد.
با شروع جنگ تحمیلی به عنوان بسیجی به جبهه اعزام شد و برای اولین بار در عملیات بیت المقدس شرکت نمود. دو بار دیگر به جبهه اعزام شد. در تاریخ 22 اسفند 66 در شرق دجله به اسارت نیروهای بعثی درآمد. او بزرگی روح خود را با دستان بسته در حالی که اسیر دشمن بود با فریاد «مرگ بر صدام ضد اسلام» به نمایش گذاشت و فریادش در تاریخ طنین افکن شد و در تاریخ اول شهریور69 به همراه سایر پرستوهای عاشق به میهن اسلامی بازگشت.
آزاده سرافراز عظیم آقاجانی که مدتی با شهسواری هم آسایشگاهی بود می گوید:در سال 64-65 توفیق داشتم که با شهید شهسواری در یک آسایشگاه باشم. در اردوگاه الانبار، قاطع 3، آسایشگاه 20 در آن سال ها در تلویزیون ایران فیلمی از یک اسیر ایرانی پخش شد که در لحظه اسارت با صدای بلند شعار «مرگ بر صدام ضد اسلام» را فریاد می کشید که توسط خبرنگار شبکه فرانسه ضبط شده بود. شهید شهسواری که خودش این شعار را داده بود هیچ اطلاعی از این قضیه نداشت و نمی دانست که در رسانه های ایران خیلی مطرح و تصویرش پخش شده است.
بعد از مدتی که اسرای جدید به اردوگاه آمده بودند، در میان آنان تعدادی از آشنایان شهسواری نیز بودند که با دیدن ایشان خبر پخش آن فیلم را به گوشش رساندند و تازه در آن زمان بود که ما هم از این قضیه باخبر شدیم و فهمیدیم که چنین اتفاقی افتاده است.
جالب است بدانید که شهسواری به خاطر کوچکی قدش از سربازی معاف شده بود. خودش تعریف می کرد و می گفت که قدم کوتاه بود و فرمانده مافوقمان گفت که این آدم کوچولوها را می خواهید چه کار کنید؟ ردشان کنید بروند. مگر در مملکت سرباز قحط است؟ در زمان جنگ تحمیلی به صورت بسیجی به جبهه آمد.
وی از شهید نقل قول می کند که در آن لحظات که شعارم را می دادم سربازان عراقی آن قدر گرم جابجا کردن مان بودند که اصلا حواسشان به شعار من نبود. برای همین با من هیچ برخوردی نکردند و مرا قاطی زخمی ها به بیمارستان منتقل و بستری کردند و بعد از مداوا شدن به اردوگاه الانبار آوردند.
شهید شهسواری پس از آزادی از سوی مسئولین مورد تفقد قرار گرفت و مدال شجاعت را از دست ریاست جمهوری وقت دریافت کرد. سرانجام این آزاده سرافراز در بیستم مرداد ماه 1375 برای انجام ماموریت فرهنگی در حالی که ملبس به لباس بسیجی بود با همان ساز و برگ جبهه در مسیر زاهدان به فیض شهادت نائل آمد.
با حمایت شرکت معدنی و صنعتی گل گهر صورت گرفت
رونمایی از تمبر مسی مفاخر سیرجانی در نشست «سیرجان شناخت»
تمبر مسی مشاهیر و مفاخر سیرجانی در نشست «سیرجان شناخت» رونمایی شد.
این نشست در شهرستان سیرجان و با حضور مشاور رئیسجمهور و رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی، استاندار کرمان و جمعی از مسئولان شهرستان سیرجان برگزار شد.
در این نشست از تمبر مسی استاد باستانی پاریزی، استاد طاهره صفار زاده، شهید اللهدادی شهید مدافع حرم و شهید مستقیمی و همچنین از تمبر یادبود همایش سیرجانشناخت و سردیس طاهره صفار زاده رونمایی شد.
طبق گفته حجتالاسلام محمودآبادی رئیس مرکز اسناد جنوب شرق، هدف از برگزاری این نشست در وهله اول تدوین دانشنامه جامع استان و پسازآن شناساندن شهرستان سیرجان به علاقهمندان بود.
گل گهر؛
حامی «سیرجان شناخت»
همان روزی که ناصر تقی زاده مدیرعامل شرکت معدنی و صنعتی گل گهر شد، از لزوم توجه به مسئولیتهای اجتماعی گل گهر صحبت کرد. بر همین اساس این شرکت بزرگ سعی در گسترش فعالیتهای خود در حوزه اجتماعی کرد.
به طوری که دیماه سال گذشته در دوازدهمین کنفرانس بینالمللی روابط عمومی ایران و سیزدهمین جشنواره روابط عمومیهای برتر کشور در تهران، هیئتداوران با اکثریت آرا، شرکت معدنی و صنعتی گل گهر را بهپاس خدمات و فعالیتهای مثمر ثمر حائز رتبه برتر شناخت و با اهدای تندیس طلایی روابط عمومی از خدمات تقی زاده، مدیرعامل شرکت معدنی و صنعتی گل گهر و روابط عمومی این شرکت در حوزه انجام مسئولیت اجتماعی تقدیر کرد. نشست «سیرجان شناخت» هم در راستای انجام مسئولیتهای اجتماعی شرکت گل گهر، با حمایت این شرکت برگزار شد.
مفاخر سیرجان،
مفاخر ملی هستند
مشاور رئیس جمهوری و رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی در این نشست گفت: «مفاخر سیرجان و کرمان مفاخر ملی هستند ازجمله مرحوم استاد باستانی پاریزی و طاهره صفار زاده که مردم ایران به این بزرگان افتخار میکنند.»
به گزارش ایرنا سید رضا صالحی امیری، گفت: «اینکه ما اصرار داریم تحولات تاریخی در کرمان ثبت و ضبط شود برای این است که از تغییر و تحریف تحولات تاریخی جلوگیری شود.»
وی بیان کرد: «چهره واقعی سیرجان و کرمان نزد جهانیان و ایرانیان آن چیزی نیست که به آن باور داریم و این ظلم برای تمدن و فرهنگ منطقه است.»
مشاور رئیس جمهوری بابیان اینکه تصویر این سرزمین رمزآلود است افزود: «نه سنگآهن و نه ترانزیت و نه کارخانهها در این تمدن اثرگذار نبوده بلکه رمزآلود بودن این سرزمین در تمدن و فرهنگ ملی آن نهفته است.»
وی اضافه کرد: «امروز از درختی کهن سخن میگوییم که ریشههایش در این تمدن است.
اگر ایرانیان، سیرجان را نقطه گردشگری بشناسند به این منطقه سفر میکنند و یکی از اهداف گردشگری در جهان نیز خواهد شد.»
وی بابیان اینکه جوان سیرجانی باید احساس غرور کند که در سیرجان زندگی میکند، ایرانیها باید سیرجان را بشناسند و حرکتی را شروع کنیم که به اشتغال و جذب توریست و گردشگر کمک کند اظهار کرد: «این فرایند نیازمند برنامه حداقل پنجساله است که خوشبختانه اقتصاد مقاومتی مسیر را بازکرده است.»
مشاور رئیس جمهوری افزود: «تاریخ و تمدن کرمان همچنان در نقاب است تا روزی که بتوانیم این نقاب را برداریم و زیباییهای فرهنگی و تمدنی منطقه نمایان شود. نماد هویت ملی، تمدنی، انسانی و معنوی ما جغرافیای منطقه است و متأسفانه همچنان این نگین زیبا در پوشش پردهای پنهان مانده است.
من کرمان را نگین درخشان فرهنگی میدانم و کرمان و سیرجان در این نقطه از جغرافیا میتوانند قطب گردشگری دنیا و منطقه باشند.»
صالحی امیری با اعلام اینکه ما اصرار داریم که دانشنامه کرمان نوشته شود تا بتوانیم تصویر جدیدی از جغرافیای استان به ایرانیان و جهانیان به نمایش بگذاریم، گفت: «هیچ ظرفیتی در این جغرافیا بهاندازه ظرفیت فرهنگی و تمدنی کرمان نمیتواند نماد و نمود هویت فرهنگی ایرانیان باشد.»
وی با تأکید بر اینکه به بازشناسی جغرافیای منطقه نیاز داریم عنوان کرد: «در قرن چهارم سیرجان یکی از ولایات چهارگانه کرمان بوده است و در اسناد کرمان اسناد بسیار ارزشمندی وجود دارد که تبیین آن به نسل آینده باعث تغییر نگرش جوانان به منطقه و بوم خواهد شد.» وی تصریح کرد: «به استاندار محترم کرمان پیشنهاد کردیم این اسناد خریداری شود که در سطح منطقه و جهان کمنظیر خواهد بود.
طبق استاد، کرمانیها و سیرجانیها همواره انسانهای سختکوشی بودهاند و در تحولات اخیر نقشآفرینی کردهاند.»
رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی با اشاره به 660 اثر ثبت ملی در استان کرمان افزود: «برای ثبت آثار بهجای نهادها، استانداران را درگیر کنید.»
وی گفت: «یکی از مسئولان ایرانی در یونسکو گفته است من از تجربه کار با مسئولان کرمان متوجه شدم انگیزه استاندار کرمان برای ثبت آثار استان در فهرست جهانی از مدیران بیشتر است.»
صالحی امیری بیان کرد: «من از زبان شما و مردم کرمان از تلاشهای استاندار محترم برای پیگیری ثبت آثار جهانی تقدیر میکنم.»
رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی در بخش دیگری از سخنانش گفت: «2 میلیون نسخه سند در جهان اسلام و ایران وجود دارد که یکمیلیون در شبهقاره، نیم میلیون در قفقاز و 500 هزار نسخه در ایران است.»
وی بیان کرد: «320 هزار نسخه سند تاکنون در ایران شناسایی و در قالب 44 جلد آثار خطی ایران چاپشده است.»
وجود سرمایه اجتماعی ارزشمند در سیرجان
استاندار کرمان نیز در این نشست با اشاره به ظرفیتهای معدنی و صنعتی شهرستان سیرجان، گفت: «یکی از ظرفیتها و قابلیتهای این شهرستان وجود سرمایه اجتماعی است که میتواند مزیتهای جدیدی برای این شهرستان بیافریند.»
به گزارش روابط عمومی استانداری کرمان علیرضا رزم حسینی به شخصیتهای ارزشمند شهرستان سیرجان، همچون استاد باستانی پاریزی، دکتر طاهره صفار زاده، سردار شهید محمدعلی الله دادی و شهید مسعود مستقیمی اشاره کرد و افزود: «تاریخ شهرستان سیرجان در دوران دفاع مقدس ثبت شد.»
وی بر لزوم گسترش و ترویج فرهنگ کار و تلاش در جامعه تأکید کرد و یادآور شد: «با پرداخت یارانه نسل آینده را با دستان خودمان فقیر خواهیم کرد، یارانه 45 هزارتومانی که ماهیانه بهحساب مردم واریز میشود اما غافل از اینکه تورم موجود 450 هزار تومان از جیب آنها برداشت میکند.»
انتقاد محمدرضا عارف از دولت: چرا مدیرانی که به بهانه مجلس نهم سرکار بودند، تغییر نکردند؟
انتقاد محمدرضا عارف از دولت:
چرا مدیرانی که به بهانه مجلس نهم سرکار بودند، تغییر نکردند؟
محمدرضا عارف گفت: «احساس میشود در خیلی از دستگاهها شعار تغییر که مردم به آن در اسفند 94 رأی دادند درک نشده است. برخی دستگاههای اجرایی در هفتههای اول مجلس بسیار فعال بودند و گله ما این است چرا آنها در راستای مطالبات مردم فعالیت خود را مدیریت نمیکنند. مردم خواهان تغییر در نگرشها هستند. 50 یا 60 درصد مدیران دستگاهها متعلق به دوران گذشته هستند که با دولت همراهی نمیکنند.» رئیس فراکسیون امید در نشست سراسری شورای نمایندگان انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها بابیان اینکه بحث استیضاح برخی وزرا توسط دوستان ما بهحق مطرح است، گفت: «چرا برخی مدیران که به بهانه وجود مجلس نهم در ابتدای دولت سرکار آمدند، تغییر نکردند؟ چه تلاشی برای تغییر فضای امنیتی دانشگاهها انجامشده است؟ موضع ما این است که هر گروه دانشجویی باید برای فعالیت میدان داشته باشد. نباید فضا برای یکطرف بستهشده و طرف دیگر کاملاً آزاد باشد. وزارت علوم پاسخ دهد چرا به درخواست برای تأسیس اتحادیه انجمنهای اسلامی پاسخ نمیدهند. البته اصلاحاتی در درون دانشگاهها انجامشده اما این اصلاحات کافی نیست. من معتقدم دانشجو باید در دانشگاه آزاد باشد تا حرف و نظر خود را بیان کند.» به گزارش ایسنا نماینده مردم تهران همچنین خاطرنشان کرد: «ببینید درزمینه کنسرتها چه جریانی را به راه انداختند. مبنا باید مر قانون باشد و همه دستگاهها مر قانون را اجرا کنند.
با چه اختیاری اجازه نمیدهند کنسرت در یک شهر برگزار شود.» عارف تأکید کرد: «البته مهمترین مسئله مردم را معیشت و اشتغال جوانان میدانیم و آن را در مجلس بهصورت جدی دنبال میکنیم. البته تحقیق و تفحص را هم جدی میدانیم زیرا متأسفانه فساد اقتصادی در اغلب دستگاههای ما ریشه دوانده است. ما هر جا احساس نیاز کنیم تحقیق و تفحص را دنبال کرده و آن را هم سیاسی نمیکنیم.» وی با اشاره به اینکه دولت پیام تغییر در اسفند 94 را درک کرده و به آن عمل کند، گفت: «اگر دولت عمل کند بهتر از این است که مجلس از اختیارات قانونی خود استفاده کند. ما همواره نقطه نظرات خود را دوستانه به وزرا منتقل میکنیم، صبر هم داریم اما انتظار عمل از سوی دولت هم داریم.» این نماینده مجلس شورای اسلامی در بخش دیگری از اظهارات خود با اشاره به انتخابات اردیبهشت 96 تأکید کرد: «انتخابات شوراها بهاندازه انتخابات ریاست جمهوری برای ما اهمیت دارد. ما باید همان مسیری که در اسفند 94 طی کردیم را ادامه دهیم. در سال 92 یک فضای ناامیدی وجود داشت اما ما موفق شدیم و اتفاق خوبی افتاد و در سال 94 ما در شرایط بهتری موفق شدیم و توانستیم به خیال خام بستن پرونده اصلاحات پایان دهیم.»
عارف با تأکید بر اینکه ما باید انسجام خود را حفظ کنیم، گفت: «خواهش من از درون جبهه اصلاحات این است که قدر انسجام را بدانند. ما اگر دچار غرور و خودبزرگبینی شویم، گرفتار خواهیم شد. من انتقادات احزاب اصلاحطلب را میپذیرم و معتقدم عملکرد شورای عالی سیاستگذاری باید نقد شده و اشکالات آن برطرف شود. اما باید بپذیریم که فقط یک شورا و یک مرکز فرماندهی داشته باشیم. یادمان نرود سال 90 در انتخابات مجلس چه جایگاهی داشتیم. یادمان نرود سال 84 چه اتفاقی افتاد. برای حفظ انسجام هم باید آستانه تحمل خود را افزایش دهیم. در مقطع فعلی حرکت جبههای لازم است و همه باید در این مسیر گام برداریم. ما اگر خوب عمل کنیم مردم هم با ما خواهند بود زیرا معتقدم اکثر مردم گفتمان اصلاحات را پذیرفتهاند.»
علمالهدی:
شنیدم که آیتالله هاشمی پاکت نامهام را به گوشهای پرتاب کرده است
خبرآنلاین نوشت: آیت الله علم الهدی امام جمعه مشهد گفت: مسئله توسعه تعامل با غرب به عنوان یک خنجر زهرآگین بود که بر قلب انقلاب زده شد. توسعه تعامل حیثیت اقتدار آفرین انقلاب را گرفت، با بررسی نشریه موسسه استراتژیک وابسته به مجمع تشخیص مصلحت نظام از 15 سال گذشته تا قبل از دولت یازدهم متوجه میشویم مسئله توسعه تعامل در تمام نشریات با پیشنهاد بر بعضی حرکات سیاسی و اقتصادی نشان داده شده است. سال 85 برخی از این نشریات را جمع کردم و در پاکتی آن را از طریق مرحوم طبسی به آیتالله هاشمی رساندم که وی بداند انقلابی که روزی خودش سنگ زیرین آن بود با چه مسائلی روبهرو شده است، پس از مدتی از مرحوم طبسی پرسیدم که پاکت را داده است یا خیر و او گفت هاشمی پاکت را به طرفی پرتاب کرده و گفته است حرفهای علمالهدی مشخص است. او میتواند با رئیس نشریه ای که حجتالاسلام روحانی است صحبت کند.
واکنش معاون حقوقی رییس جمهور به لغو کنسرت ها
باشگاه خبرنگاران جوان نوشت: معاون حقوقی رئیس جمهور در خصوص اظهارات امام جمعه مشهد گفت:این حرف خطرناکی است، چون انحصار روی کنسرتها پیدا نخواهد کرد و فردا هر کسی راجع به هر موضوعی دخالت سلیقهای میکند. حجت الاسلام والمسلمین مجید انصاری در برنامه متن حاشیه که از شبکه سوم سیما پخش شد درباره علت تغییر پست خود از معاونت پارلمانی به معاونت حقوقی اظهار داشت: معاونت حقوقی رئیس جمهور از ابتدای انقلاب یک معاونت بوده و پس از تفکیک دو معاونت برخی لیست کاری در معاونت حقوقی و ارتباطات با معاونت پارلمانی است.
حجت الاسلام انصاری با اشاره به اینکه روابط دولت و مجلس در مجلس گذشته با توجه به ساختار سیاسی پارلمان قبلی با مشکلاتی مواجه بود افزود: با تعاملی که بین دولت و مجلس وجود داشت و همچنین با برنامه ریزی ای که داشتیم تعامل خوبی با مجلس نهم صورت گرفت. معاون حقوقی رئیس جمهور گفت: ما توانستیم با برنامه ریزی ای که داشتیم جلوی تنشها را بگیریم و کارنامه خوبی را از خود به جای گذاشتیم.
در مجلس جدید هم با توجه به ساختار مجلس اینگونه ارزیابی شد که ما می توانیم پیگیری های بیشتری درباره مسائلی که کمتر به آن توجه شده داشته باشیم، بنده داوطلبانه با تعامل با رئیس جمهور به سمت معاونت حقوقی ریاست جمهوری منصوب شدم.
اقتصاد آینده ایران از نگاه «خط حزبالله»
چهل و هشتمین شماره هفتهنامه خبری ـ تبیینی خط حزبالله با گزارشی با عنوان «اقتصاد را باید مردمی کرد» منتشر شد. به گزارش خبرآنلاین، به نقل از پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار امام خامنهای، چهل و هشتمین شماره هفتهنامه خبری ــ تبیینی خط حزبالله در گزارشی با عنوان «اقتصاد را باید مردمی کرد» با چرایی اینکه رهبر معظم انقلاب بر توجه دولتمردان بر بنگاههای کوچک تأکید دارند منتشر شد. نسخه PDF نشریه در سه نسخه تابلوی اعلانات، A4 جهت مطالعه و A3 برای چاپ و تکثیر بهروی پایگاه KHAMENEI.IR قرار گرفته است و عموم امت حزبالله میتوانند آن را چاپ و در محافل انقلابی، نمازهای جمعه، هیئتهای مذهبی و پایگاههای بسیج توزیع کنند.
تا پایان سال جاری صورت میگیرد راستی آزمایی اقتصاد مقاومتی در کرمان
تا پایان سال جاری صورت میگیرد
راستی آزمایی اقتصاد مقاومتی
در کرمان
پیام ما- کارنامه راستی آزمایی اقتصاد مقاومتی در کرمان تدوین میشود. این خبر را استاندار کرمان پنجشنبه گذشته داد. رزم حسینی همچنین زمان ارائه این کارنامه را پایان سال جاری عنوان کرد.
استاندار در حالی این خبر را داده که در جریان سفر رئیسجمهور به استان کرمان بود که این استان بهعنوان پایلوت اقتصاد مقاومتی معرفی شد. اگرچه پیش از کرمان استانهای لرستان و آذربایجان شرقی بهعنوان استانهای پایلوت معرفیشده بودند اما مجموعه مدیریتی استان کرمان در 2 سال گذشته تلاش زیادی برای پایلوت اقتصاد مقاومتی انجام داده بود بهطوریکه شهرستان قلعه گنج در جنوب کرمان را بهعنوان شهر نمونه اقتصاد مقاومتی معرفی کرد و با واگذاری آن به بنیاد مستضعفان، گامهایی برای توسعه آن منطقه برداشته بود. به همین دلیل پیشبینی میشد که کرمان استان پایلوت اقتصاد مقاومتی شود اما وقتی 2 استان دیگر معرفی شدند، امید به معرفی کمرنگ شد. بااینحال مقامات استانی به تلاش خود ادامه دادند و وقتی اردیبهشتماه گذشته حسن روحانی به کرمان آمد، از او خواسته شد تا کرمان پایلوت اقتصاد مقاومتی شود و حسن روحانی با گفتن این جمله که «شما از من خواستید پایلوت اقتصاد مقاومتی باشید و من میگویم باشد، حرفی ندارم» استان کرمان را بهعنوان سومین استان پایلوت اقتصاد مقاومتی معرفی کرد. حالا نزدیک به پنج ماه از این اتفاق میگذرد و استاندار کرمان از ارائه کارنامه عملیاتی اقتصاد مقاومتی تا پایان سال خبر داده است. آنطور که ایرنا نوشته وی در نشست ستاد راهبردی اقتصاد مقاومتی استان کرمان با حضور سردار نقدی، رئیس سازمان بسیج مستضعفین گفت: « کارنامه راستی آزمایی اقتصاد مقاومتی در این استان تا پایان سال جاری تدوین میشود. کرمان بهعنوان یکی از استانهای پایلوت اقتصاد مقاومتی در کشور، اقدامات عملگرایانهای را در دست اجرا دارد و کارنامه آن تا پایان سال جاری ارائه میشود.»
پایلوت شدن و تفویض اختیارات
از اصلیترین فواید معرفی استان کرمان بهعنوان پایلوت اقتصاد مقاومتی، تفویض برخی اختیارات از مرکز به استانهاست. این در حالی است که استاندار کرمان از همان ابتدای فعالیتش درخواست تفویض برخی اختیارات به استان کرمان را داشت. وقتی هم استان کرمان بهعنوان پایلوت اقتصاد مقاومتی معرفی شد، مدیریت عالی استان نسبت به افزایش اختیارات در حوزه توسعه و اقتصاد امیدوار شدند. اما گلایههای گاهوبیگاه رزم حسینی نشان میدهد که آنچه انتظار داشته، برآورده نشده است. بهطوریکه او شنبه گذشته گفت که «دولت بخشی از اختیاراتش را به دستگاههای متناظر دولتی واگذار کرده است.» اما تأکید کرد که «ما دنبال اختیارات سیاسی از حکومت نیستیم و اختیارات 100 درصد در حوزه اقتصاد میخواهیم تا اقتصاد مقاومتی را اجرایی کنیم.» او همچنین به نقش تفویض اختیارات در مدیریت توسعه اشاره کرد و گفت که «سراغ وزیر کشور رفتم و گفتم آمادگی این را دارم که یک فرماندار با تمام اختیارات حکومتی باشم تا یک استاندار بیاختیار.»
حمایت نمایندگان استان
همان روزی که رزم حسینی این حرفها را زد، نمایندگان استان کرمان هم در نامهای خواستار تفویض بیشتر اختیارات به استان کرمان شدند. در نامهای که از طرف نمایندگان استان کرمان در مجلس شورای اسلامی به عبدالرضا رحمانی فضلی، وزیر کشور و جانشین رئیس ستاد فرماندهی اقتصاد مقاومتی در استانهای کرمان، آذربایجان شرقی و لرستان نوشتهشده بود، از وزیر خواسته شد اختیارات بیشتری به استاندار تفویض شود. به گزارش ایسنا در این نامه آمده که «پیگیری و زمینهسازی استاندار و مصوبه هیئت محترم در پذیرش استان بهعنوان پایلوت اقتصاد مقاومتی تأثیر بسزایی در پیشبرد این اهداف خواهد داشت. زمینهای که با ظرفیتهای موجود در استان و سیاستهای اقتصادی و تولیدگرایانه استاندار و طرح مثلث توسعه اقتصادی ایشان فراهمشده با این مصوبه دولت محترم فضای کار و تلاش جدیدی در استان به وجود آمده و از طرفی موافقت اخیر دولت در تفویض برخی اختیارات جدید به مدیریت استان قطعاً ابزار تسهیل فضای کسبوکار خواهد شد که جای تشکر دارد.» نمایندگان سپس خطاب به وزیر نوشتهاند که «ما نمایندگان استان ضمن تقدیر و تشکر از این راهکارهای توسعهای در استان با وحدت کامل سیاسی حمایت خود را از این عملکرد در پیشبرد اهداف اقتصاد مقاومتی اعلام داشته و معتقدیم که استاندار محترم برای پیشبرد این اهداف باید بتوانند همکاران استانی و مدیران کل را هم با هماهنگی وزرا و دولت محترم انتخاب نمایند. امیدواریم که دولت محترم از این منظر هم اختیارات بیشتری به استاندار محترم بدهند.»
اختیارات کافی به استان داده نشده
سخنگوی مجمع نمایندگان استان کرمان در رابطه با ارسال این نامه به «پیام ما» گفت: «اگر اختیارات موردنظر در بحث اقتصاد مقاومتی به استان کرمان دادهشده بود، ما این نامه را نمینوشتیم.» یحیی کمالی پور افزود: «کافی نبودن اختیارات تفویض شده باعث شد تا از وزیر کشور بخواهیم اختیارات استاندار کرمان را بیشتر کند.» وی بابیان اینکه استان کرمان بهعنوان پایلوت اقتصاد مقاومتی معرفیشده و میبایست اختیارات بیشتری در این راستا به استان داده شود، اظهار کرد: «اختیارات موردنظر حاکمیتی نیستند و آن دسته از اختیاراتی که در حوزه عملکرد اقتصاد مقاومتی قابل تفویض است، موردنظر این نامه است.» کمالی پور اعلام کرد که نامه یادشده به امضای همه نمایندگان استان در مجلس رسیده است.
تصویب 389 پروژه اقتصاد مقاومتی
رئیس سازمان مدیریت و برنامهریزی استان کرمان گفت: «۳۸۹ پروژه اقتصاد مقاومتی در قالب ۱۱ کتابچه در ستاد به تصویب رسید و متولی اجرایی آنها مشخص و سازوکارهای اجرایی و منابع تأمین اعتبار آنها نیز دیدهشده است. 95 پروژه اقتصاد مقاومی در استان کرمان ملی هستند و مابقی از ظرفیتهای داخلی استان به سرانجام میرسند.181 پروژه اقتصاد مقاومتی در استان کرمان توسط بخش خصوصی عملیاتی میشود و برش شهرستانی پروژهها انجامشده است.» به گزارش تسنیم، جعفر رودری اظهار کرد: «در ارتباط با اقدامات انجامشده در حوزه اقتصاد مقاومتی میثاق با همه مدیران اجرایی استان امضا شده است.» وی بابیان اینکه طرح مثلث توسعه اقتصادی را در استان شروع کردهایم افزود: «از این طریق طرح همیاران آب، بهبود فضای کسبوکار و طرح مرمت آثار باستانی در استان را پیگیری کردهایم.» رئیس سازمان مدیریت و برنامهریزی استان کرمان احیای صنعت فرش، تدوین نقشه راه خوداشتغالی و ساماندهی اتباع بیگانه ازجمله اقدامات انجامشده در استان عنوان کرد و گفت: «کرمان ظرفیت گردشگری بسیاری خوبی دارد و ثبت چند اثر تاریخی و معنوی را در دو سال گذشته داشته است.» رودری خاطرنشان کرد: «در کرمان نیز ستاد فرماندهی اقتصاد مقاومتی شکلگرفته و کمیته رفع موانع تولید در کنار ستاد نقش اساسی را ایفا میکند.» وی با اشاره به اینکه امروز سیویکمین جلسه ستاد فرماندهی اقتصاد مقاومتی استان تشکیلشده است، بیان کرد: «عدالتمحوری را در ستاد در دستور کار قرار دادهایم و زمانبندی پروژهها مشخصشده و مرتب روند پیشرفت فیزیکی آنها بررسی میشود.»
آخر هفته شلوغ نیروی انتظامی کرمان دستگیری گشت نامحسوس قلابی تا کلاهبردار سه و نیم میلیاردی
آخر هفته شلوغ نیروی انتظامی کرمان
دستگیری گشت نامحسوس قلابی تا کلاهبردار سه و نیم میلیاردی
در آخر هفته شلوغ نیروی انتظامی کرمان کلاهبردار سه و نیم میلیاردی و افرادی که اقدام به ایجاد گشت نامحسوس قلابی کرده بودند، دستگیر شدند.
رئیس پلیس آگاهی فرماندهی انتظامی استان از دستگیری یک کلاهبردار که خود را بهعنوان اعضای هیئتمدیره یکی از مؤسسات مالی و اعتباری معرفی و سه و نیم میلیارد ریال کلاهبرداری کرده بود، خبر داد.
به گزارش پایگاه اطلاعرسانی پلیس، سرهنگ یدالله حسنپور گفت: «در پی وقوع یک فقره کلاهبرداری پروندهای از کلانتری 13 شهر کرمان به اداره مبارزه با جعل و کلاهبرداری پلیس آگاهی استان ارجاع داده شد.» وی افزود: «ازاینرو کارآگاهان پلیس کرمان تحقیقات خود را آغاز کردند و در گفتوگو با یکی از شاکیان به این نتیجه رسیدند که فردی خود را بهعنوان اعضای هیئتمدیره یکی از مؤسسات مالی و اعتباری معرفی کرده بود کلاهبرداری کرده است.»
حسنپور اضافه کرد: «شاکی مدعی شد که متهم خود را بهعنوان اعضای هیئتمدیره یکی از مؤسسات مالی و اعتباری معرفی کرده است و میتواند برای او تسهیلات با سود پایین اخذ کند، ازاینرو فریب او را خورده است.
پس از مشخص شدن شگرد کلاهبرداران با انجام یک سری اقدامات فنی و اطلاعاتی متهم شناسایی و دستگیر شد.» سرهنگ حسنپور اظهار داشت: «این کلاهبردار با معرفی خود بهعنوان اعضای یکی از مؤسسات مالی و اعتباری به 4 فقره کلاهبرداری به مبلغ سه میلیارد و 230 میلیون ریال اعتراف کرد.»
در رابطه با گشت نامحسوس قلابی هم فرمانده انتظامی شهرستان کرمان گفت: «سه سارق که با راهاندازی گشت نامحسوس پلیس راهنمایی و رانندگی از یک شهروند اخاذی کرده بودند در کمتر از 12 ساعت در عملیات پلیس این شهرستان دستگیر شدند.»
سرهنگ عبدالعلی روانبخش گفت: «در پی شکایت یکی از شهروندان مبنی بر اخاذی 15 میلیون ریال از وی توسط سه نفر که خود را بهعنوان گشت نامحسوس پلیس راهور ناجا معرفی کردند، موضوع و روند شناسایی این افراد بهصورت ویژه در دستور کار مأموران انتظامی این فرماندهی قرار گرفت. »
وی بابیان اینکه مأموران کلانتری طی بررسی گفتههای مالباخته و تجسس در نحوه انجام سرقت،کمتر از 12 ساعت به سرنخهای دست یافتند که منجر به شناسایی سارقان شد گفت: «سارقان اخاذ که افغانهای غیرمجاز بودند در تحقیقات اولیه مأموران منکر هرگونه سرقت بودند اما درنهایت با بازجوئیهای انجامگرفته به جرم خود مبنی بر راهاندازی یک دستگاه خودرو 405 بهعنوان گشت نامحسوس پلیس راهور و دریافت مبلغ 15 میلیون ریال از مالباخته اقرار کردند.»
سرهنگ روانبخش با اشاره به توقیف خودرو سارقان بیان داشت: «این 3 سارق اخاذ جهت سیر مراحل قانونی تحویل دستگاه قضایی و خودرو توقیفی نیز روانه پارکینگ شد.»
روایت نماینده جیرفت از تحول در حوزه بهداشت جنوب
روایت نماینده جیرفت از تحول در حوزه بهداشت جنوب
نماینده مردم شهرستانهای جیرفت و عنبرآباد در مجلس شورای اسلامی گفت: «دانشگاه علوم پزشکی جیرفت در حوزه بهداشت و درمان منطقه جنوب کرمان تحول ایجاد کرده است.»
به گزارش فارس، یحیی کمالی پور شامگاه چهارشنبه در جمع تعدادی از پزشکان جنوب کرمان اظهار داشت: «سلامت و امنیت دو نعمت خداوند است که موجب آرامش در جامعه میشود و امروز دانشگاه علوم پزشکی جیرفت با تلاشهای خود در منطقه جنوب کرمان زمینه ایجاد آرامش و آسایش را فراهم کرده است.»
وی بیان داشت: «دانشگاه علوم پزشکی جیرفت در حوزه بهداشت و درمان منطقه جنوب کرمان تحول ایجاد کرده است.» کمالی پور عنوان کرد: «آنچه ما را گرد هم جمع کرده است، عظمت عملکرد شما پزشکان و همکاران شما در حوزههای بهداشت و درمان است.»
وی تصریح کرد: «اگر این ایثار و عشق وجود نداشته باشد، قطعاً پیشرفت وجود نخواهد داشت و نمیتوان آن را با کارهای دنیایی مقایسه کرد.»
کمالی پور وجود پرستاران، پزشکان و دیگر کارکنان حوزه سلامت را زنجیره بههمپیوسته در حوزه بهداشت و درمان دانست و افزود: «باید با تلاش خود این زنجیره را مستحکم کنیم و خدمات به مردم را بیش از گذشته باکیفیت ارائه دهیم.»
وی ضمن قدردانی از خدمات دانشگاه علوم پزشکی جیرفت در منطقه جنوب کرمان گفت: «خدمات این مجموعه بسیار خوب بوده است و باید با تلاش همه کارکنان بهسوی کیفیتبخشی حرکت کنیم.» نماینده مردم شهرستانهای جیرفت و عنبرآباد در مجلس شورای اسلامی بابیان اینکه قبل از انقلاب هیچ پزشک ایرانی وجود نداشت و تنها چند پزشک خارجی در منطقه بود، بیان کرد: «اما امروز پیشرفت خوبی در این حوزه داشتهایم و پزشکان ایرانی و بلکه پزشکان بومی در همه زمینههای حوزه سلامت و درمان حضور دارند و حرفهای زیادی برای گفتن داریم.»
وی ادامه داد: «امروز جامعه پزشکی ما در جامعه با تلاشهای خود توانسته آرامش را بر کشور حاکم کند.»
کمالی پور اظهار کرد: «باید پایش کنیم و کاستیها و کمبودها را شناسایی کنیم و در راستای برطرف کردن آنها گام برداریم.»
رایگان شدن آزمایش ژنتیک برای افراد کمدرآمد در کرمان
رئیس سازمان بهزیستی کشور در حاشیه یازدهمین جشنواره فرهنگی، ورزشی فرزندان بهزیستی کشور در بابلسر با اشاره به تولد سالانه 25 تا 30 هزار کودک معلول در کشور گفت : «بر اساس برنامه ارائهشده سازمان بهزیستی به دولت و تصویب مجلس انجام مشاورههای ژنتیک پیش از ازدواج در کشور اجباری شده است.»
انوشیروان محسنی از انجام آزمایشهای ژنتیک بهصورت پایلوت در استانهای کرمان ، یزد و مازندران خبر داد و افزود: «این آزمایش برای افراد زیرپوشش بهزیستی و کمیته امداد رایگان انجام میشود.» وی اجرای آموزشهای پیش از ازدواج ، مهارتها ، سبک صحیح زندگی و فرزند پروری را بهعنوان بستههای سازمان بهزیستی برای مقابله با پدیده طلاق دانست و گفت: «تفاهم همکاری با 5 دبیرستان تهران و همکاری 1600 مرکز مشاوره و 3 هزار 900 مدرس ازدواج با سازمان بهزیستی امضا شد.» رئیس سازمان بهزیستی همچنین آموزش مهارتهای فنی و حرفهای به 12 هزار معتاد و اشتغال برای 750 نفر را از اقدامات دیگر این سازمان برای پیشگیری و کنترل اعتیاد اعلام کرد.
تولید ۴۷۳ هزار تن گوجهفرنگی
در جنوب استان
رئیس سازمان جهاد کشاورزی جنوب کرمان با اشاره به اینکه برای حملونقل تولیدات کشاورزی جنوب استان کرمان نیازمند یک ناوگان حملونقل قوی هستیم گفت: «در سال گذشته ۴۷۳ هزار تن گوجه فرهنگی در جنوب استان کرمان تولیدشده است.»
به گزارش تسنیم سید یعقوب موسوی اظهار داشت: «ظرفیتهای عظیم کشاورزی از خاک مناسب، آب و نیروی انسانی در جنوب کرمان وجود دارد.» وی افزود: «در سال گذشته با انجام 15 هزار هکتار آبیاری تحتفشار رتبه اول کشوری را کسب کردهایم که جنوب استان بهاندازه 11 استان کشور آبیاری تحتفشار انجام داده است.»
رئیس سازمان جهاد کشاورزی جنوب کرمان بابیان اینکه در بحث تولید گندم 54 درصد افزایش کشت داشتهایم گفت: «این در حالی است که سطح زیر کشت را افزایش ندادهایم و با آموزشهای لازم و بهرهوری بالا میزان تولید گندم را به 200 هزار تن در سال رساندیم.»
وی با اشاره به اینکه جنوب استان کرمان بزرگترین تولیدکننده و صادرکننده محصولات کشاورزی به دنیاست تصریح کرد: «برای حملونقل محصولات کشاورزی جنوب به سایر نقاط نیازمند یک ناوگان حملونقل قوی در جنوب هستیم تا با ارسال محصولات مشکلی به وجود نیاید.»
موسوی افزود: «فقط در یک محصول گوجهفرنگی 473 هزار تن در سال گذشته در جنوب استان کرمان تولیدشده که اگر بهموقع بارگیری و منتقل نشوند امکان خراب شدن محصول است.»
