بایگانی مطالب نشریه

بازار انتخابات ایران گرم‌تر می‌شود اصولگرایان و تقلب از دست روحانی

بازار انتخابات ایران گرم‌تر می‌شود
اصولگرایان و تقلب از دست روحانی

ایلنا نوشت: اصولگرایان هنوز از چهره اصلی خود رونمایی نکرده‌اند. چهره‌ای که هم از پس روحانی برآید و هم از نظر مالی دست‌پاک باشد تا بیشتر از این اصولگرایان متهم به خیانت در امانت نشوند.
اگر در پایان هر فصل فوتبال مربیان تیم‌های مختلف به‌دنبال ستارگان تیم رقیب هستند تا ترکیب خود را تقویت کنند، در عرصه سیاسی نیز سیاستمداران ایرانی در این دوره تاریخی راهی مشابه در پیش گرفته‌اند. روحانی و یاران او امیدوارند ائتلافی را تشکیل دهند که فراگیرتر از ائتلاف ۹۲ باشد. اگرچه اتفاقات انتخاب رئیس مجلس باعث شد اختلافی بین عارف و روحانی پیش بیاید و یکی از مهمترین حامیان روحانی از وی رنجیده‌خاطر شود، اما روحانی حالا یکی از بزرگترین ژنرال‌های اصولگرا را در اردوگاه خود می‌بیند. اگر محمدرضا عارف به حکم رییس دولت اصلاحات در راس شورای‌عالی سیاستگذاری قرار گرفت و به اشاره او بر صدر انتخابات تهران نشست، لاریجانی به سفارش اعتدالگرایان در لیست امید قرار گرفته بود و به سفارش متحدانی که در دولت داشت، به صدر مجلس نشست. روحانی که اطمینان دارد فراکسیون امید از او حمایت خواهد کرد، امیدوار است یاران لاریجانی را نیز پشت سر خود ببیند. به خصوص اینکه فراکسیون مستقلان ولایی (که احتمالا زیرمجموعه‌ای در فراکسیون ولایت خواهد شد) از افرادی تشکیل شده که خود را حامی دولت می‌دانند، اما تمایلی به فعالیت زیر پرچم اصلاح‌طلبی ندارند. به جز علی لاریجانی، روحانی متحدی معتمد و قدیمی به نام علی‌اکبر ناطق نوری دارد که سال‌ها پیش رهبر معنوی اصولگرایان بود و هنوز هم احترام عمامه و ریش سفید او از کت‌وشلواری‌های دولت نهم و دهم برای بسیاری اصولگرایان بالاتر است.
تصمیم جامعه روحانیت مبارز چیست؟
در کنار این دو نفر، روحانی نیم نگاهی به تشکیلات اصولگرایان دارد. از یک طرف عضو جامعه روحانیت مبارز است و بعید است این تشکیلات روحانی، از گزینه‌ای خارج از مجموعه خود، مقابل رییس‌جمهور فعلی حمایت کند؛ اگر این اتفاق بیفتد در تاریخ سیاسی جهان بی‌سابقه است که یک حزب سیاسی به‌جای حمایت از یکی از اعضای شورای مرکزی خود برای باقی‌ماندن در پست ریاست جمهوری به سراغ فرد دیگری خارج از مجموعه برود. به جز جامعه روحانیت مبارز، روحانی نیم‌نگاهی هم به موتلفه و اعضای آن و همچنین جامعه اسلامی مهندسین دارد تا رویای ائتلاف ضدتندروری را محقق کند؛ رویایی که یک‌دهه قبل سعید حجاریان از آن سخن گفته بود.
همه رفتند
هفته گذشته همزمان با موج اخباری که از واگذاری املاک شهرداری تهران منتشر شد، رفت و آمدهای دیگری هم در شهرداری تهران اتفاق افتاده بود که از چشم مردم دور ماند. در روزهایی که شهردار تهران زیر بزرگترین فشار رسانه‌ای دهه گذشته بود، گفته می‌شود برخی یاران سردار قالیباف، برای چهارمین بار پیاپی ستادهای خود را برای انتخابات سازماندهی کرده‌اند اما طبق اخباری که به ایلنا رسیده این بار از این ستادها استقبالی نشده است. در واقع بسیاری از فعالان سیاسی در شهرهای کوچک و بزرگ تمایلی به حمایت از قالیباف ندارند. همین موضوع البته دلیلی بود که قالیباف در سال ۸۸ هم قید انتخابات را بزند.
استراتژی اول؛ تقلب از دست روحانی
کاهش ضریب نفوذ اصولگرایان، آنها را به فکر استفاده از استراتژی روحانی انداخت. در تقابل‌های ورزشی بین پرسپولیس و استقلال هر بار که یکی از تیم‌ها ستاره تیم رقیب را می‌خرید، تیم رقیب دست‌وپا می‌زد تا حتی یک بازیکن درجه سه و خداحافظی کرده از تیم رقیب را بخرد تا در کری‌خوانی‌ها دست بالا را داشته باشد. اگر روحانی به سراغ چهره‌های معتدل اصولگرا رفت تا آنها را زیر چتر تدبیر و امید متحد کند، اصولگرایان به سراغ اصلاح‌طلبان ناامید از روحانی رفتند تا از یک‌سو به حامیان شهرستانی خود این پیام را منتقل کنند که روحانی برنده قطعی انتخابات نیست و از سویی دیگر جریان تحول‌خواه را از حضور در انتخابات ناامید کنند. البته اصولگرایان در این کار ید طولایی دارند و چهره‌های درجه چندم رقیب همچنان شخصیت‌های محبوب رسانه‌های اصولگرا هستند.
استراتژی دوم؛ استفاده از چهره‌های درجه دو
در این مدت اصولگرایان استراتژی دیگری را نیز شروع کرده‌اند. از یک سو چهره‌های درجه دو و درجه سه اصلاح‌طلب می‌گویند روحانی در عمل به وعده‌های اصلاح‌طلبانه موفق نبوده است! از سویی دیگر افرادی مثل سعید مرتضوی از چهره‌های شناخته شده اصولگرا با اعتراف به نقش خود در جنایت‌های کهریزک و البته عذرخواهی، این موضوع را بار دیگر در اذهان عمومی زنده می‌کند اما در ادامه خبر احضار هفت نفر از چهره‌ تاثیرگذار و تشکیلاتی اصلاح‌طلبان به دادگاه شنیده می‌شود تا این پیام به اصلاح‌طلبان منتقل شود که در دولت روحانی هم اصلاح‌طلبان احضار می‌شوند. اصولگرایان هنوز از چهره اصلی خود رونمایی نکرده‌اند. چهره‌ای که هم سخنران کاربلدی تا از زبان سرخ روحانی شکست نخورد. از سویی دیگر از نظر مالی دست‌پاک باشد تا بیشتر از این اصولگرایان متهم به خیانت در امانت نشوند و از همه مهمتر توانایی بسیج مردم را علیه دولت داشته باشد. زمان برای اصولگرایان از هر زمانی سریع‌تر در حال گذر است.

«فروشنده» نماینده سینمای ایران در اسکار ۲۰۱۷ شد

«فروشنده»
نماینده سینمای ایران در اسکار ۲۰۱۷ شد
هیات انتخاب کننده نماینده سینمای ایران برای اسکار ۲۰۱۷ بعد از بحث و بررسی فیلم سینمایی فروشنده به کارگردانی اصغر فرهادی را به عنوان نماینده سینمای ایران برای اسکار انتخاب کرد. به گزارش اعتماد آنلاین، این هیات فیلم فروشنده را از میان پنج فیلم «ایستاده در غبار» (محمدحسین مهدویان)، «دختر» (سیدرضا میرکریمی)، «فروشنده» (اصغر فرهادی)، «لانتوری» (رضا درمیشیان) و «ناهید» (آیدا پناهنده) انتخاب کرده است. پوران درخشنده، محمد بزرگ نیا، محمد حیدری، سعید عقیقی، امیرحسین علم‌الهدی، شهرام مکری، تورج منصوری، اکبر نبوی و امیر اسفندیاری عضو این هیات هستند. امیر اسفندیاری سخنگوی هیات معرفی فیلم ایرانی اعلام کرد: «پس از بحث‌های همه‌جانبه و بررسی‌های تکمیلی در خصوص پنج فیلمی که در فهرست کوتاه دوم قید شده بود، این هیات با اکثریت قوی آرا، فیلم «فروشنده» ساخته اصغر فرهادی را برای معرفی به فرهنگستان و رقابت از سوی کشورمان در رشته بهترین فیلم خارجی زبان برگزید.» اسفندیاری افزود: «اعضای هیات ضمن تشکر از سازمان سینمایی، بنیاد سینمایی فارابی و خانه سینما که در تعاملی مطلوب هماهنگی‌های لازم را برای برگزاری جلسات انجام داده‌اند، امید دارند فیلم برگزیده با اتکا به پشتیبانی کلیه مراکز تاثیرگذار فرهنگی کشور، ظرفیت‌های سینمای ایران را در این رقابت بزرگ جهانی به خوبی نمایندگی کند.»
فروشنده فیلمی به کارگردانی و نویسندگی اصغر فرهادی است. این هفتمین فیلم بلند اصغر فرهادی است. فروشنده در جشنواره فیلم کن ۲۰۱۶ نامزد نخل طلا بود. در مراسم اختتامیه این جشنواره جایزه بهترین فیلم‌نامه به اصغر فرهادی رسید و شهاب حسینی هم برنده جایزه بهترین بازیگر مرد شد. فروشنده روایتگر داستان زن و شوهر جوانی است که در حال اجرای نمایشنامه مرگ فروشنده آرتور میلر هستند. برای این زوج پس از اجاره یک آپارتمان مشکلاتی به وجود می‌آید. آپارتمانی که اینان اجاره کرده‌اند پیش‌تر محل زندگی زنی بوده است که به گفته ساکنان ساختمان دچار فساد اخلاقی بوده است. در ابتدای سال ۲۰۱۶ میلادی، وب‌گاه‌های معتبر سینمایی، فهرست فیلم‌هایی را که منتقدان و علاقه‌مندان به سینما برای دیدن آن‌ها در سال جدید اشتیاق دارند، منتشر می‌کنند. ایندیوایر، با انتشار فهرستی از صد فیلم کنجکاوی برانگیز که در سال ۲۰۱۶ اکران می‌شوند، پنجمین فیلم فهرست خود را به فروشنده، هفتمین فیلم سینمایی اصغر فرهادی اختصاص داد. ایندیوایر درباره این فیلم نوشت: «شاید برای اغلب ما، اصغر فرهادی، هیجان‌انگیزترین فیلم‌ساز ایرانی این دهه است. ملودرام برنده اسکار او، جدایی نادر از سیمین سال گذشته در راس فهرست ایندیوایر به عنوان بهترین فیلم دهه اخیر قرار گرفت و فیلم فرانسوی او گذشته نیز فیلم فوق‌العاده‌ای است.» سایت سیر کویت، فروشنده ساخته اصغر فرهادی، محصول مشترک ایران و فرانسه و تونی اردمان محصول آلمان را شانس‌های نهایی برای جایزه بهترین فیلم خارجی زبان اسکار ۲۰۱۷ دانست.

خاطرات تلخ اما واقعی یک خبرنگار ورزشی عکس ها را با پرواز هفتگی به ایران می فرستادیم

خاطرات تلخ اما واقعی یک خبرنگار ورزشی
عکس ها را با پرواز هفتگی به ایران می فرستادیم

یکی از خبرنگاران ورزشی بعد از بازی‌های آسیایی بانکوک در سال ۱۳۷۷ که برای پوشش بازی‌ها به تایلند رفته بود، گزارش سفر خود را در مقاله‌ای منتشر کرد.
گزارش حمیدرضا اکرمی در این مقاله برای بسیاری از روزنامه‌‌نگاران ایرانی تکان‌دهنده بود. او در گزارش خود ضمن اشاره به ظهور ابزارهای نوین ارتباطی که جهان روزنامه‌نگاری را تغییر داده بود، موقعیت روزنامه‌نگاران ایرانی حاضر در بانکوک را مثل کسانی توصیف کرده بود که انگار از غار اصحاب کهف بیرون آمده‌اند و همچنان با قلم و دفترچه یادداشت و دوربین آنالوگ کار می‌کنند. او در مقاله‌اش به شرح استفاده خبرنگاران بین‌المللی از لپ‌تاپ، اینترنت و دوربین دیجیتال پرداخته و با افسوس نوشته بود که هیچ‌یک از ۳۰، ۴۰ خبرنگار و عکاس رسانه‌های ایرانی که برای پوشش بازی‌ها در بانکوک حاضر بودند بهره‌ای از تجهیزات جدید نداشتند. اوج داستان آنجا بود که عکس‌ها با پرواز هفتگی «هما» به ایران ارسال می‌شده است. از نظر نسل اول روزنامه‌نگاری توسعه، شرح و مرور این کمبود‌ها و جاماندن‌ها را باید در آثار و بررسی‌هایی درباره فرایند رشد و توسعه روزنامه‌نگاری دنبال کرد، چراکه در قاموس نظریات نسل‌اولی‌ها، نتیجه مستقیم توسعه روش‌های تولید، ابزارهای توزیع و کمیت وسایل ارتباط جمعی، توسعه کشورهاست. با گذشت زمان معلوم شد این حد از بزرگ‌نمایی در فرایند توسعه کمی از واقعیت به دور است: به‌مرور ارتباطات توسعه جایگزین توسعه ارتباطات شد. همراه با انقلاب ارتباطات و اطلاعات در عصر دیجیتال، بر پیچیدگی و ابهام موضوع نیز اضافه شد و دیگر نمی‌شد به سیاق گذشته قضیه را خواند. به تبع‌ این تغییر و تحولات، تحلیل‌ها نیز به اصل موضوع نزدیک‌تر شد: از جمله کتاب «روزنامه‌نگاری توسعه» که به‌تازگی از سوی نشر ثانیه منتشر شده و می‌کوشد با مرور روند تاریخی و بررسی نیازهای ایران مواجهه‌ای انتقادی با این پیچیدگی داشته باشد. کتاب حاضر را می‌توان کتابی مقدماتی برای آشنایی با روزنامه‌نگاری توسعه دانست که با مرور تاریخی بحث نشان می‌دهد مفهوم دقیق و غیرموسع روزنامه‌نگاری توسعه چیست.
اما با همه پیچ‌وخم‌هایی که ارتباطات توسعه در دهه‌های اخیر داشته، در قرن حاضر و با گسترش سریع فناوری ارتباطات و اطلاعات، نویسنده معتقد است سخن‌گفتن از آینده توسعه برای فردای کشورهایی که اکنون بسیاری از مسائل‌شان با هم آمیخته شده چندان ساده نیست و نمی‌توان همه جنبه‌های توسعه را به پدیده‌هایی مثل گسترش نفوذ اینترنت در کشورهای فقیر، آن‌هم با زاویه نگاه ملی تقلیل داد. نویسنده البته این احتمال را می‌دهد که در آینده، کشورهای درحال‌توسعه کنونی نتوانند با یک برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری سرراست و دقیق به جلو حرکت کنند و درعوض، نیروهایی با بهره‌گیری از ابزار ارتباطی اینترنت اما با هویت مقاومتی، پیشران این کشورها برای تغییر باشند. برای این منظور از آرای مانوئل کاستلز کمک می‌گیرد که معتقد است با انقلاب فناوری اطلاعات، ساختار اقتصاد و سرمایه‌داری جهان نیز تغییر یافته است و جریان‌های جهانی در مکان‌های جغرافیایی متفاوت، فراتر از قدرت‌های ملی و در وضعیتی بدون اختلاف زمانی، در حال تولید سرمایه هستند. در نظر کاستلز با انقلاب فناوری اطلاعات، سرمایه‌داری نوینی در مقیاس جهانی به وجود آمده که در آن نیروی کار و سرمایه در کنار هم زندگی می‌کنند، اما ارتباطی با هم ندارند چون حیات سرمایه‌داری دیگر به نیروی کار متخصص وابسته نیست، بلکه وابسته به نیروی کار عمومی در کشورهای در‌حال‌توسعه است. با این‌حال، کتاب حاضر، روزنامه‌نگاری توسعه را یک روزنامه‌نگاری امیدوار تعریف می‌کند: روزنامه‌نگاری‌ای که با مسئولیت اجتماعی زیاد، تلاش می‌کند وضعیت جامعه را بهبود ببخشد. کتاب ضمن اشاره به این موضوع و توضیح آرای نظریه‌پردازانی که تأثیرگذاری رسانه‌ها در جوامع اطلاعاتی را بسیار مفید دانسته‌اند، راه برای شک در این فرضیه را نیز باز می‌گذارد و می‌کوشد نگاه ناقدان این موضوع را نیز مطرح کند. در این زمینه از نظریاتی مانند «جامعه نظارتی» و «جامعه کنترلی» و همچنین آرای متفکرانی همچون فوکو، دلوز، چامسکی، مک‌چسنی، کاستلز، نگری و هارت و دیگران استفاده می‌شود. کتاب با کمک طرح دوتایی جامعه اطلاعاتی یا جامعه نظارتی، نشان‌ می‌دهد روزنامه‌نگاری توسعه با ظهور رسانه‌های نوین با خطر انحراف مواجه خواهد شد. استدلال کتاب در این زمینه تا آنجا پیش می‌رود که نشان می‌دهد اغراق در استفاده ار پدیده‌هایی مثل روزنامه‌نگاری مشارکتی و روزنامه‌نگاری شهروندی در کنار تمام مزایایی که برای روزنامه‌نگاری جریان اصلی دارد، می‌تواند مانعی هم برای آن باشد. در نظر نویسنده، ضمن اینکه روزنامه‌نگاری توسعه باید شهروندان را در کار خود دخالت دهد، اگر بخواهد بیش از اندازه به خواسته‌ها و تولیدات کاربران ابزار فناوری‌های ارتباطی و اطلاعاتی اهمیت دهد، خود مقهور برجسته‌سازی و دروازه‌بانی مخاطبانی خواهد شد که به دلیل نبود سواد رسانه‌ای کافی، مسیر روزنامه‌نگاری توسعه را منحرف می‌کنند.
اما از آنجاکه ایران خود را در تلاش برای توسعه معرفی می‌کند و در گفتارهای بین‌المللی نیز به‌عنوان کشوری در حال توسعه معرفی می‌شود، شاید بتوان اغلب روزنامه‌نگاری این کشور را روزنامه‌نگاری توسعه نامید. نقشه کتاب در این راه بدین صورت است که نخست روزنامه‌نگاری توسعه را تعریف و سپس نسل‌های تاریخی ارتباطات و روزنامه‌نگاری توسعه را از اولین تا نسل چهارم بررسی می‌کند. همچنین پس از آشنایی با روزنامه‌نگاری توسعه در جهان، چهره‌های مطرح ارتباطات توسعه در ایران معرفی و نمونه‌هایی از روزنامه‌نگاری توسعه در داخل کشور نیز شرح داده می‌شود. از سوی دیگر، در اغلب کتاب‌های تألیفی روزنامه‌نگاری، نمونه‌ها اغلب از روستاهای کشورهای دوردست آورده شده‌اند که برای مخاطب ایرانی نامأنوس است. ازاین‌رو، نویسنده کتاب تلاش کرده برای اینکه مخاطب را بیشتر با بحث درگیر کند به ذکر چند نمونه ایرانی هم بپردازد. در پایان کتاب نیز نیازهای روزنامه‌نگاری توسعه در ایران شرح داده شده است. اگرچه کتاب در فرایند تحقق روزنامه‌نگاری توسعه در ایران نیم‌نگاهی هم به حوزه‌ای خارج از حوزه ارتباطات دارد و هر رسانه را در هر دوره‌ای مینیاتوری از وضعیت سیاسی جامعه در نظر می‌گیرد. درمجموع کتاب حاضر را می‌توان مروری مختصر بر ارتباطات و روزنامه‌نگاری توسعه دانست./شرق

چهارمی تیرانداز کرمانی در ریو

چهارمی تیرانداز کرمانی در ریو

سمیه عباسپور دیگر ورزشکار باشگاه مس کرمان که در رقابت‌های تیراندازی با کمان پارالمپیک ریو حاضر بود به عنوان چهارمی دست یافت.
سمیه عباسپور پس از پیروزی برابر آلمان و بریتانیا وارد مرحله نیمه‌نهایی رقابت‌های انفرادی کامپوند بانوان شد و در این مرحله مقابل کمانداری از کشور چین شکست خورد تا برای کسب مدال برنز رقابت کند. وی در این مرحله برابر می سون کیم از کره‌جنوبی قرار گرفت و با نتیجه نزدیک 140 بر 138 شکست خورد و به عنوان چهارمی رضایت داد.
با وجود اشک‌ها و نارحتی شدید این ورزشکار پرافتخار، باید به او گفت که تلاش و زحمات او کاملا ستودنی بود و او کاملا سربلند این بازی‌ها را ترک خواهد کرد.
سمیه عباسپور پس از کسب مقام چهارمی رقابتهای کامپوند تیراندازی باکمان اظهار داشت: نخستین حضورم را در پارالمپیک تجربه کردم و رکوردهای خوبی را هم کسب کردم.
وی افزود: تا مرحله نیمه نهایی پیش رفتم و می خواستم به فینال برسم اما روی یک تیر نتوانستم تمرکز کنم و به این ترتیب فینال را از دست دادم. در مرحله رده بندی نیز با اختلاف 2 امتیاز مسابقه را واگذار کردم.
ملی پوش تیروکمان کشورمان بار دیگر به نخستین حضورش در بازی های پارالمپیک اشاره کرد و گفت: در مرحله مقدماتی رکورد خوبی را ثبت کردم و دوم شدم اما در مرحله نیمه نهایی و رده بندی نتوانستم. گویی گاهی قسمت نیست. امیدوارم در مسابقات آینده نتیجه خوبی کسب کنم.
وی درباره برنامه بعدی خود اظهار داشت: فعلا مدتی استراحت می کنم تا آرامشم را به دست آورم چون دو سال در اردو بودم و فعلا نمی توانم به ورزش فکر کنم.

خبر

ناگفته های دربی هشتاد و سوم
مهر/ شرایط دو تیم استقلال و پرسپولیس قبل از دربی هشتاد و سوم این امیدواری را برای علاقمندان به وجود آورده بود که شاهد یک فوتبال زیبا و تماشاگر پسند از سوی بازیکنان دو تیم باشند اما تساوی صفر بر صفر با کمترین موقعیت گل همه آنها را ناامید کرد. حتی استقلالی ها هم که تیمشان از شرایط خوبی برخوردار نبود و طبیعتا باید از این تساوی راضی باشند، از کیفیت بازی دو تیم راضی نبودند. با این حال جدا از مسائل فنی اتفاقات تلخ و زشتی هم در حاشیه این رویداد رخ داد که مسئولان باید به آنها توجه کنند و برای دربی برگشت نقایص را برطرف و در جهت بهتر شدن دربی پرطرفدار تهران گام بردارند.
سازمان لیگ به خاطر بلیت فروشی
باوجود برگزاری دیدارهای پرتعداد و دربی های زیاد از سوی سازمان لیگ، اما مسئولان این سازمان هنوز نتوانسته اند به اوضاع آشفته بلیت فروشی سروسامان دهند و بازهم شاهد بوجود آمدن بازار سیاه بلیت فروشی و افزایش چندین برابر قیمت ها هستیم. این درحالی است که صندلی های زیادی خالی بود. ضمن اینکه مسئولان این سازمان تاکید کردند مردم به ورزشگاه نیایند چرا که بلیت ها فروخته شده است اما صندلی های زیادی خالی بود و معلوم نیست این بلیت ها دست چه کسانی بود؟
برخی تماشاگران به خاطر توهین ها
در دربی هشتاد و سوم هم مثل اکثر دیدارهای گذشته بازهم تماشاگرانی بودند که از میان علاقمندان استقلال و پرسپولیس به بازیکنان تیم حریف و برخی پیشکسوتان توهین کردند و شعارهایی هم علیه آنها سردادند. پرتاب اشیاء مختلف و پرتاب مواد منفجره از جمله دیگر نقاط منفی حضور تماشاگران در ورزشگاه بود که امید می رود برای دیدارهای آینده این بداخلاقی ها به حداقل برسد.
رامین رضاییان به خاطر ناراحتی اش
هواداران پرسپولیس هنوز روزهای قبل از شروع لیگ را فراموش نکرده اند. روزهایی که رامین رضاییان باشگاه را در بلاتکلیفی قرارداد و هفته ها پاسخ باشگاه را نداد و در نهایت راهی ترکیه شد تا فوتبالش را در لیگ این کشور ادامه دهد. اما شرایط آنطور نبود که این بازیکن ملی پوش می خواست و به ایران برگشت و با وساطت افراد زیادی به پرسپولیس برگشت. برانکو اما به درستی او را در این دیدار به میدان نفرستاد چرا که جلسات تمرینی کمی را در کنار سرخپوشان بود اما در پایان بازی رضاییان به خاطر ناراحتی از بازی نکردن قصد رفتن به رختکن را نداشت و ظاهرا طلبکار هم شده بود.
ترسوهای مدرن
سرمربیان دو تیم هم را به نوعی می توان جزو چهره های بد دربی هشتاد و سوم نام برد. برانکو و منصوریان با وجود اینکه تفکرات خود را برتر می دانند و از عملکرد تیم شان هم ابراز رضایت کردند اما علاقمندان به فوتبال از عملکرد این دو تیم در دربی راضی نیستند. اعتقاد بر این است که این دو مربی ترسو بازی کردند و هر چند تیمهایشان اعصاب خردکن بازی نکرد و کمی هم مدرن بودند ولی کیفیت تهاجمی دو تیم تحت تاثیر ترس از باختن قرار داشت.

رنو کوئید با چه قیمتی به ایران می‌آید؟

رنو کوئید
با چه قیمتی به ایران می‌آید؟

در شرایطی که ایران خودرو و سایپا به دنبال تولید خودروی ارزان قیمت هستند، رنو نیز با استفاده از کارت «کوئید»، به دنبال حداکثر امتیازگیری از خودروسازان ایرانی است.
قدرت خرید بخش قابل توجهی از مصرف‌کنندگان خودرو در ایران متناسب با خودروهای با قیمت‌های کمتر از ۳۰ میلیون تومان و البته، کمتر از ۲۵ میلیون تومان است با این حال در این سطح قیمتی تنها تعداد محدودی خودرو در ایران عرضه می‌شود که مشهورترین و پرتیراژترین آنها پراید است.
گذشته از انتقاداتی که به کیفیت این خودرو وارد می‌شود اما پراید بازار گسترده‌ای در ایران داشته و پرفروش‌ترین خودروی داخلی است. گستردگی بازار این خودرو خودروسازان ایرانی را بر آن داشته تا به دنبال تولید و عرضه خودرویی برای رقابت با پراید در ایران باشند.
در چنین شرایطی رنو برگ برنده خود برای گسترش حضور در بازار خودروی ایران را رو کرده که خودرویی به نام کوئید است. کوئید خودرویی با قیمت اقتصادی است که هم‌اکنون توسط رنو در کشورهایی چون برزیل و هند تولید می‌شود. قیمت این خودرو در برزیل ۶۰۰۰ یورو (حدود ۲۴ میلیون تومان) و در هند ۴۵۰۰ یورو (حدود ۱۸ میلیون تومان) است.

این خودرو در صورت تولید در ایران احتمالا در محدوده قیمتی ۲۵ میلیون تومان وارد بازار خواهد شد و با توجه به جذابیت‌های ظاهری، فنی و کیفی آن در مقایسه با خودرویی مانند پراید، به سرعت می‌تواند مشتریان ارزان‌ترین خودروی داخلی را به سوی خود جذب کند.
این موضوع از یک سو ایران خودرو را وسوسه کرده تا با تولید این خودرو به بازار خودروهای با قیمت کمتر از ۳۰ و ۲۵ میلیون تومان ورود کرده و جای پای خود را در بازاری با گستردگی بالا محکم کند و از سوی دیگر زنگ خطر را برای سایپا به صدا درآورده و این شرکت نگران آن است که ایران خودرو با تولید رقیبی به نام کوئید، بازار پراید به عنوان گاو شیرده سایپا را، از آن خود کند.
این احتمالات دو شرکت ایران خودرو و سایپا را وا داشته تا برای در اختیار گرفتن رنو کوئید تلاش کنند و این رقابت در حدی است که شنیده می‌شود هر یک از این دو شرکت، آغاز دور جدید شراکت با رنو و گسترش همکاری‌ها را مشروط به در اختیار گرفتن کوئید کرده‌اند. شرکت رنو نیز از این اشتیاق دو خودروساز بزرگ ایرانی استفاده را کرده و با مذاکره هم‌زمان و موازی با دو خودروساز ایرانی تلاش می‌کند با استفاده از برگ برنده کوئید، حداکثر امتیاز را کسب کند.
با توجه به این شرایط سرنوشت تولید کوئید در ایران هم‌چنان نامعلوم و مبهم است و البته رنو نیز تمایل دارد تا زمان مناسب، این ابهام و تعلیق را حفظ کند. در این زمینه نماینده رنو تاکنون از پاسخ‌گویی صریح به سرنوشت تولید کوئید در ایران طفره رفته است. در جدیدترین موضع‌گیری در این زمینه، پیمان کارگر – مدیرعامل رنوپارس، در پاسخ به پرسش ایسنا مبنی بر اینکه کوئید در کدام شرکت ایرانی تولید می‌شود؟ تنها به این پاسخ بسنده کرد که تولید چند مدل خودروی جدید رنو در ایران قطعی شده که یکی از این خودروها، کوئید خواهد بود.
وی البته در سخنان خود سعی کرد رنو را چندان مشتاق به گسترش فعالیت‌ها در ایران نشان ندهد تا احتمالا بتواند امتیازات بیشتری از خودروسازان ایرانی بگیرد. در این رابطه وی در پاسخ به اینکه آیا قرارداد جدیدی برای همکاری با خودروسازان ایرانی خواهید داشت؟ اظهار کرد: قرارداد جدید برای کارهای بعدی که در نظر می‌گیریم است که داریم روی آن کار می‌کنیم و «هیچ عجله‌ای هم در این زمینه نداریم».
کارگر همچنین از احتمال تولید مستقل کویید و دیگر محصولات رنو در ایران نیز سخن گفته که البته به نظر می‌رسد بیش از آنکه به واقعیت نزدیک باشد، تاکتیکی برای کسب حداکثر امتیاز از شرکتهای ایرانی است.
طولانی شدن بازی رنو با خودروسازان ایرانی در حالی است که این شرکت از رقیب هموطن خود (پژو – سیتروئن) در ایران عقب افتاده و در حالی‌که پژو قرارداد همکاری با ایران خودرو و سیتروئن تفاهم‌نامه همکاری با سایپا را در فضای پسا برجام منعقده کرده است اما رنو هنوز موفق به انعقاد قرارداد جدید با خودروسازان ایرانی نشده است.

گفت و گو با علی عسکری؛ مقنی قدیمی رفسنجان خانواده ای با 200 سال مقنی گری

گفت و گو با علی عسکری؛ مقنی قدیمی رفسنجان
خانواده ای
با 200 سال مقنی گری

محرومیت از کوه، اختلاف سطح، بارندگی و…
جمع این عوامل جاری نشدن مایه حیات بر بستر زمین در شهرهای کویری را نتیجه می دهد. این وضعیت باعث شده که کویرنشینان، خود دست به کار شده و با درایت و هوشمندی، گره بقچه سفره های زیرزمینی را به روی خود بگشایند. گره گشایی این سفره ها اختراعی است به نام قنات! اختراعی که افتخار آن به نام کرمانیان رقم خورده است.
قنات؛ رشته چاه های متصلی است که کویر نشینان، نام آن را بسیار شنیده اند و تا نیم قرن پیش از این هم شیشه زندگی شان به این رشته، بند بود. اگر قنات نبود، آبادی هم نبود. شهرها نابود می شدند و روستاها خراب!
اما قنات نه تنها همه این ها را از خطر نابودی نجات داد بلکه تمدنی جدید به وجود آورد که تمدن قناتی نام دارد. تمدنی که حتی بخش ها و اجزای کوچک آن نیزدست ساز بشر است. بر خلاف تمدن های رودخانه ای که بر بستری حاضر و آماده ایجاد شده اند. در کویر، بشر از هیچ، همه چیز می آفریند. حتی ابتدایی ترین ابزار زندگی،«آب» را خود باید از اعماق زمین به سطح خاک بیاورد. آن وقت در برهوت زندگی بسازد و زندگی کند. برای این کار به مردانی سخت کوش نیاز بوده. مردانی که قنات را بسازند و مردانی که آن را تیمار کنند. پیشینه برخی از قنات های استان کرمان به چندین قرن می رسد. مانایی این قنات ها مرهون زحمات مردانی است که نام ساده«کَهکین» بر آن ها نهاده شده، نامی ساده اما به قیمت یک شهر و آبادی. اگر کهکینان نبودند و با نوک کلنگ های شان این سازه کهن را پاسبانی نمی کردند قطعاً هیچ شهری و روستایی در حاشیه کویر، تاب مقاومت در برابر خشونت طبیعت را نداشت و خیلی پیش از این ها غبار نابودی بر چهره اش می نشست. اما کهکین ها اجازه ندادند که چنین شود.
علی عسکری؛ از جمله مقنیانی است که جد اندر جد به کار مقنی گری مشغو اند. پیشینه مقنی گری در خانواده عسکری به 2 قرن می رسد. عسکری 83 سال سن دارد. اما با این حال، هنوز هنگام اذان صبح از خواب برمی خیزد. نماز صبح را در یک مسجد می خواند و نماز ظهر و عصر را در مسجد دیگر اقامه می کند. مؤذن مساجد رفسنجان است و هر صبح به قصد کار و سرکشی به قنات های رفسنجان از خانه بیرون می زند. شخصیتی شاد، قانع، آرام و شوخ طبع دارد.
گفت و گویی با این مقنی باتجربه انجام داده ام که در پی می آید؛

متولد آبان ماه 1312 هستم. هشتاد و سه سال سن دارم. 8 ساله بودم که کهکینی(مقنی گری) را شروع کردم. الآن هفتاد و پنج سال است که کار می کنم. یادم است وقتی که بچه بودم پدرم من را بر دوش خود سوار می کرد و سر قنات می برد تا کار کنم.
من هم در آن سن و سال در اعماق قنات «دول کشی» می کردم. یعنی گل و لای از کف قنات جارو و داخل دول ریخته و با چرخ بالا کشیده می شد. الان این کار با تراکتور انجام می شود. من با آن سن و سال در کف قنات این دول را روی آب دنبال خودم می کشیدم و زیر چرخ چاه می آوردم تا بالا کشیده شود.
جد در جد کهکین هستیم. اکبر (پدرم)، حسن(پدربزرگم)، علی (جد)، عسکر(پدر جد) همه کهکین بوده اند و این شغل تا حالا در خانواده مان مانده است. شاید سابقه کهکینی در خانواده ما به 200 سال پیش برگردد.
در رفسنجان جمعاً چهار قنات وجود دارد که سه رشته آن زیر نظر من است. قنات هایی که در حال حاضر در رفسنجان وجود دارد عبارتند از علی آباد اربابی، ده شیخ، نصیر آباد و فیض آباد. کارگر برای نگه داری آن می آورم. کارگران هم وظیفه لایه روبی و نو کنی قنات را بر دوش دارند.
قنات ها هم نیازهای مختلفی دارند. مثلاً قنات فیض آباد تنها نیاز به «لایه روبی» دارد. قنات نصیر آباد علاوه بر لایه روبی، نیاز به «نو کنی» هم دارد.
هر دهکده یک قنات
بیش تر قنات ها خشک شده اند. قدیم که من به یاد می آورم، بیش از 100 قنات در رفسنجان بود. از شهر انار تا بیاض و از آن جا تا کبوتر خان، هر دهکده یک قنات داشت. همه قنات ها هم آب کافی داشتند.
آب نوشیدنی مردم، کشاورزی، حمام و آب برای چرخیدن آسیاب آبی از طریق قنات تأمین می شد. روستاهای رستم آباد و نجف آباد هر کدام یک آسیاب آبی داشتند که با آب قنات می چرخیدند. آسیاب دیگری که گلشن نام داشت، در کمال آباد بود. بیش تر دهات آسیاب آبی داشتند.
نگهداری و لایه روبی قنات
قنات ها همه از قبل وجود داشته اند. ما در طول این همه سال کار، قنات ها را نگه داری و تعمیر و لایه روبی می کردیم. با اگر آب قنات ها کم می شد کهکین ها با اصولی که بلد بودند دوباره زمین را طوری کلنگ می زدند که آب قنات بیش تر شود.
در قدیم هم کمتر اتفاق می افتاد که قنات ها بیش از حد کم آب شوند. 4 ماه بارندگی مداوم بود. قنات ها؛ پر و مزارع سیراب می شدند.
اما به تدریج قنات ها در اثر خشکسالی و به میان آمدن چاه و پمپ آب خشک شدند. مثلاً قنات روستای نوش آباد یکی از پرآب ترین قنات های این منطقه بود. الآن هیچ نشانی از آن نیست.
خزینه حمام های عمومی از آب قنات پر می شد. مردم بقچه به بغل به حمام می رفتند. حمام هم زیاد نبود. بعضی روستاها مثل روستای خودمان، دولت آباد، اصلاً حمام نبود. برای حمام کردن از دولت آباد به روستای کناری(جنت آباد) می رفتیم.
کفتر چاهی
تعطیلی کهکین ها روزهای جمعه بود. بعضی از کهکین ها که دوچرخه یا موتور داشتند، وسیله شان را سوار می شدند و به کوه و دشت می زدند و تفریح می کردند. آن هایی هم که وسیله نقلیه نداشتند، در بیابان دور هم جمع می شدند، می گفتند و می خندیدند.
دوران نوجوانی تفریح مان این بود که سر چاه های قنات می رفتیم و کفتر تور می کردیم. بعضی روزهای جمعه هم با الاغ به بیرون شهر می رفتیم و هیزم می آوردیم. مقداری از هیزم ها را می فروختیم و مقداری را هم برای استفاده خودمان، به خانه می بردیم.
پر زحمت ترین کار شهر و روستاها را ما کهکین ها انجام می دادیم؛ اما کمترین توجه به ما می شد. در حالی که اگر کهکین ها نبودند و قنات ها را نگهداری نمی کردند آب هم داخل شهر و روستا نمی آمد و مردم آب خوردن هم نداشتند. طلوع آفتاب از خانه بیرون می زدیم و غروب بر می گشتیم.
سال وبایی
یکی از خاطراتی که به یادم مانده، شیوع وبا در رفسنجان است. فقط در رفسنجان نبود. جاهای دیگر هم این بیماری بین مردم افتاد؛ اما در رفسنجان شدیدتر بود. پزشک به اندازه کافی نبود. سال های 44- 1343بود که وبا افتاد. خیلی ها فوت کردند. پدرم در اثر همین بیماری از دنیا رفت. آن سال دم دروازه های شهر مامور گذاشتند تا رفت و آمدها را کنترل کنند و مانع سرایت بیش تر بیماری شوند.
مقنی گری را دوست داشتم
هیچ وقت به فکر تغییر شغل نیفتادم. کارم را دوست داشتم. زحمت می کشیدیم. کهکینی سخت ترین شغل بود. آب شهر را تأمین می کردیم. مردم هم می گفتند خدا پدرت را بیامرزد! با دعای خیر مردم راضی می شدیم. کار کردن و پول گرفتن و رزق حلال خوردن چه ضرر دارد؟ همسرم هم از کار من راضی است. تا حالا با هم 2 سفر مکه رفته ایم. 3 بار به سوریه 9 مرتبه به کربلا سفر کرده ایم. مشهد هم هر وقت امام رضا طلبیده رفته ایم و حسابش دست مان نیست.
کارشناسی قنات در
شمال ایران
من یک بچه کهکین بیش تر نیستم. اما چند ماه قبل(نیمه شعبان) دنبالم آمدند و من را برای کارشناسی قنات به ساری بردند. قصد داشتند در آن جا قنات حفر کنند و از من نظرخواهی کردند. باور نمی کردم که برای چنین کاری من جلو بیفتم و چند مهندس دنبال سرم راه بیفتند و از من نظر بخواهند. الحمدلله بعد از این همه سالی که در قنات ها کار کرده ام، هیچ مشکل جسمی ندارم. هنوز هم با این سنم به اعماق قنات می روم.
سه ماه جبهه در سال
در طول هشت سال جنگ، هر سال سه ماه، جبهه بودم. از عملیات والفجر 1 جبهه رفتن را شروع کردم تا آخرین عملیات که قطع نامه پذیرفته شد، در جبهه ها حضور داشتم.
اول انقلاب که هنوز جنگ شروع نشده بود، درب خانه حاج شیخ عباس پور محمدی، تفنگ به دست، به عنوان بسیجی نگهبانی می دادم. از تفنگ هم اصلاً سر در نمی آوردم. یکی از دست اندرکاران گفت تفنگ را مسلح کن! گفتم بلد نیستم. به دست من چه تفنگ چه یک چوب! هیچ فرقی ندارد. گفت: پس چه طور نگهبانی می دهی؟ من توی پَرَم خورد. به کرمان رفتم و آموزش های لازم را دیدم. با شروع جنگ، ثبت نام کردم و به جبهه رفتم. هر سال سه ماه به جبهه می رفتم. 9 ماه هم در رفسنجان نزد خانواده ام بودم.
حتی یک درخت پسته نبود!
در قدیم درخت پسته به فراوانی امروز نبود. محصولاتی که در زمین های کشاورزی کشت می شد، گندم، جو، ارزن، کنجد و… بود. از رفسنجان تا کشکوییه حتی یک درخت پسته هم نبود. کشت این محصول در دهه 40 از باغ «الله خانی» شروع شد. همه هم پسته نداشتند. بعد از انقلاب پسته رونق گرفت. الآن هر جای شهرستان رفسنجان را که نگاه می کنی پر از درخت پسته است.

یادبود

سردار شهید
علی محمدی پور
در خرداد ماه ۱۳۳۸ در روستای « دقوق آباد» بخش نوق شهرستان رفسنجان به دنیا آمد. از وقتی که علی به دنیا آمد روزگار ما شروع کرد به بهتر شدن. تنگناها کم کم از بین می رفتند و دیگر فقر مثل گذشته به ما فشار نمی آورد. به خاطر دوری راه و مشکلات دیگر مجبور شد مدتی ترک تحصیل کند. بعدها به همراه دوستش برای ادامه تحصیل به یزد رفت. با تشدید حرکت مردم در سالهای 55 و 56 به صف مبارزان پیوست. شهرهای استان خوزستان و کرمان خاطرات زیادی از فعالیتهای سیاسی و مسلحانه علی در سال های انقلاب دارند. علی بعد از انقلاب عازم کردستان و سپس جبهه های جنگ در جنوب شد و از آن زمان تا آخر عمر همواره در جبهه بود. در سال 63 هنگام عملیات بدر، فرمانده گروهان بود. سپس جانشین فرمانده گردان شد و تا عملیات والفجر 8 در این مسئو لیت باقی ماند.
پروازی آرام و بی تکلف اما سوزناک
عملیات کربلای 5 بود. همین جور داشتیم می رفتیم، در آن ساعات آخر عمرش، مرتب می آمد پیش ما اگر تک لو رفت و اوضاع به هم ریخت همدیگر را گم نکنیم. ناگهان صدای یک خمپاره 60 آمد. همه جمع شدیم پشت سیم خاردار . حاجی گفت « تجمع نکنید، تجمع نکنید « صدایش در شلوغی گم می شد، باید از سیم خاردار عبور می کردیم. حاج علی به ما گفت « من نبشی ها را خم می کنم. بیایید از زیر سیم خادار رد شوید.» پنج نفر آمدیم سمت راست و رد شدیم. ناگهان یکی از عراقی ها را دیدیم. حاجی سلاحش را مسلح کرد تا او را بزند. تیری شلیک نشد. گیر کرده بود. ناگهان تیری آمد و به بر آمدگی پشت سر حاجی اصابت کرد. لباس های ما یک رنگ بود. برای این که حاجی را گم نکنیم دست من و علی محمدی نسب روی شانه های حاجی بود. حاجی بدون اینکه چیزی بگوید، از دست ما پایین لغزید. همان دم منوری روشن شد. دیدم از پشت سر حاجی خون می جوشد. به علی گفتم حاجی رفت. علی اشاره کرد چیزی نگویم. نمی خواستیم بچه ها این موضوع را بفهمند. حدود بیست متر حاجی را روی آب کشیدیم و به نزدیک دژ آوردیمش. کلاه غواصیم را روی صورتش کشیدم تا شناخته نشود. جلو رفتیم. وقتی افراد گذشتند و راه خلوت شد، برگشتیم پایین تا حاجی را ببینیم. دیدم با صورت گل آلود پای دژ افتاده بود. بچه ها پا می گذاشتند روی جنازه اش و رد می شدند. درست همان صحنه ای ایجاد شده بود که خودش آن را پیش بینی کرده بود.
قبل از عملیات به یکی از بچه ها گفته بود « خوش به حالت»
او پرسید بود « برای چی»
علی گفته بود « برای این که فردا شهید می شوی»
بعد هم سر نوشت چند نفر از بچه ها را پیش بینی کرده بود تا این که در مورد خودش پرسیده بودند و گفته بود « من و برادرم حسین ان شاء الله در سی متری خاک ریز دشمن شهید می شویم.»/راسخون

«پیام ما» از شرایط نابسامان «باغ وحش» کرمان گزارش می‌دهد شیر تو شیر

«پیام ما» از شرایط نابسامان «باغ وحش» کرمان گزارش می‌دهد
شیر تو شیر

وضعیت نگهداری حیوانات در مجموعه حیات‌وحش شهر کرمان هشت سال پس از راه‌اندازی نه‌تنها چندان تغییری نکرده که در این مجموعه حیواناتی مثل گوسفند و سگ‌های خانگی هم نگهداری می‌شوند.
وضعیتش دقیقاً به‌مانند تابلوی سردرش است. رنگ و رو رفته. به داخلش که می‌روی نه‌تنها لذت نمی‌بری که رنج هم می‌بری. اینجا باغ‌وحش کرمان است. انتهای خیابان سرباز و در نزدیکی «تخت دریا قلی بیگ». روی سردر رنگ رفته‌اش نوشته «مجموعه حیات‌وحش»، تأسیس 1387. ورودی باغ‌وحش دو هزار تومان است. سمت راست و پس از بالا رفتن از چند پله، اولین حیوان دیده می‌شود. یک خرس قهوه‌ای‌رنگ. کنار قفس خرس، اسطبلی قرار دارد که چهار اسب در آن نگهداری می‌شوند. روبروی پله‌ها و جایی که قبلاً چند شترمرغ وجود داشت، حالا فقط یک شتر وجود دارد و دو اسب و چهار الاغ که با نرده از هم جداشده‌اند. در عین ناباوری اما 11 گوسفند هم در کنار دو اسب نگهداری می‌شوند. تا اینجا اگر خرس را نمی‌دیدم، باور نمی‌کردم به باغ‌وحش آمده‌ام. گوسفندان روی زمین ولو شده و خرس قهوه‌ای‌رنگ بی‌حال را بی‌خیال شدم و به سمت قفس شیرها رفتم. دلیلی که به باغ‌وحش آمده بودم، همین شیرها بودند. شیرهایی که از سال 87 در این مجموعه نگهداری می‌شدند. البته در حال حاضر از چهار شیری که در آن سال از مرکز تحقیقات دانشگاه‌های سیستان و بلوچستان به کرمان آورده شد، دو شیر باقی‌مانده است. یکی در سال 92 و به دلیل عفونتی که در پایش بود، به مرحله بحرانی رسید و درنهایت چاره‌ای جز کشتن شیر باقی نماند. یک شیر دیگر هم اخیراً به باغ‌وحش تازه افتتاح‌شده سیرجان منتقل‌شده است. به قفس کوچک این دو شیر رسیدم اما اثری از سلطان جنگل نبود. نه اینکه نباشند بلکه بی‌حال و بی رمق دراز کشیده بودند. شیرها جنجالی‌ترین حیوانات مجموعه حیات‌وحش کرمان بوده‌اند. چندین سال است که دوست داران محیط‌زیست نسبت به محل نگهداری آن‌ها ابراز نگرانی می‌کنند اما فعلاً وضعیت تغییری نکرده است. وضعیت عقاب‌ها هم چندان تعریفی ندارد. هفت عقاب در قفسی نگهداری می‌شوند که نه ارتفاع مناسبی دارد و نه مساحتش برای نگهداری عقاب‌ها جالب است. کمی جلوتر هم با صحنه عجیب دیگری روبرو شدم. میمون‌ها که قبلاً دو قفس داشتند، یکی از قفس‌هایشان را به دو سگ تریر داده‌اند. سگ‌هایی که اصلاً به باغ‌وحش نمی‌خورند.
راه‌اندازی بدون مجوز محیط‌زیست
مجموعه حیات‌وحش شهر کرمان در سال 87 با پافشاری حبیب‌الله دهمرده، استاندار وقت کرمان، بدون مجوز از محیط‌زیست (به گفته صحتی کارشناس حیات‌وحش اداره کل محیط‌زیست استان) راه‌اندازی شد. این مجموعه که در محلی به مساحت 33 هزار و 600 مترمربع قرار داشت، با 16 حیوان کار خود را شروع کرد. قبل از این مجموعه، در پارک مطهری و پارک جنگلی شهر کرمان تعدادی پرنده و حیوان وجود داشت که این حیوانات همراه با تعدادی حیوان نظیر خرس، شیر، شترمرغ و اسب که از خارج از استان ازجمله زاهدان خریداری‌شده بودند، به حیات‌وحش شهر کرمان منتقل شدند. البته ابتدا قرار بود این مجموعه یک مرکز تحقیقاتی و علمی باشد اما با فروش بلیت برای بازدید و تابلوی سردرش عملاً به باغ‌وحش تبدیل شد. این باغ‌وحش که زیر نظر سازمان پارک‌ها و فضای سبز شهرداری کرمان است، همواره سروصدای علاقه‌مندان و کارشناسان محیط‌زیست را درآورده و از فروردین‌ماه سال جاری به بخش خصوصی اجاره داده‌شده است.
نظارت روزانه
معاون خدمات شهری شهرداری کرمان در خصوص وضعیت باغ‌وحش کرمان به «پیام ما» گفت: «پس از واگذاری به بخش خصوصی، روزانه از این مجموعه بازدید می‌شود.» محمدرضا محمدرضا خانی افزود: «کسی باغ‌وحش را اجاره کرده که کارشناس علوم دام است. نظارت‌های شهرداری هم وجود دارد.» او درباره وجود حیواناتی نظیر سگ، الاغ و گوسفند در این مجموعه اظهار کرد: «الاغ‌ها که غذای شیرها هستند. در مورد گوسفندان هم آن‌طور که من پرسیدم، قرار شده اگر از نژاد خاصی هستند، نگهداری شوند، در غیر این صورت آن‌ها را ببرند. سگ‌ها هم اهدایی مردم هستند.»
مانعی برای نگهداری گوسفند نیست
مدیرعامل پارک‌ها و فضای سبز شهرداری کرمان در خصوص باغ‌وحش به «پیام ما» گفت: «باغ‌وحش دست بخش خصوصی است. هر حیوانی هم که وارد یا خارج می‌شود دستور و مجوز محیط‌زیست را دارد. همان‌طور که یک شیر به سیرجان برده شد.» ایمان سیف الهی افزود: «در مورد گوسفندان هم باید بگویم که این گوسفندان از نژاد چینی هستند و یک هفته پیش به مجموعه آورده شده‌اند. قرار شده در صورت نیاز چند نمونه را نگه‌دارند و دیگر گوسفندان را ببرند. در کل مانعی برای نگهداری گوسفند در این مجموعه نیست.» وی در پاسخ به این سؤال که چرا در باغ‌وحش کرمان جمعه‌بازار حیوانات خانگی برگزار می‌شود، اظهار کرد: «جمعه‌بازار بیشتر برای پرندگان است. قبلاً دست‌فروشی می‌کردند و الان قرار شده در این مجموعه کار انجام شود.» وی در پاسخ به این سؤال که آیا شهرداری به سرمایه‌گذار این اجازه را داده است، گفت: «بله. در قرارداد این اجازه داده‌شده است.» سیف الهی در خصوص انتقاداتی که به شرایط نگهداری حیوانات در این مجموعه می‌شود، اظهار کرد: «طرحی داریم که این مجموعه به باغ پرندگان تبدیل شود و دیگر حیوانات را به محل دیگری ببریم. محلی که البته باید ساخته شود.»
جراحی یکی از شیرها
مدیرعامل پارک‌ها و فضای سبز شهرداری کرمان در پاسخ به این سؤال که شنیده‌شده یکی از دو شیر باغ‌وحش کرمان با مشکل مواجه شده، گفت: «غده‌ای در گلوی شیر بود که جراحی شد. وضعیت این حیوان بهتر شده اما نمی‌توان گفت صد در صد مشکل حل‌شده است.» او تأکید کرد: «محیط‌زیست مرتباً بر این مجموعه نظارت دارد و مشکل خاصی وجود ندارد. باید کمک کنیم که باغ‌وحش رونق بگیرد تا سرمایه‌گذار بتواند مشکلات موجود را حل کند.»
شرایط خطرناک برای شیرها
کارشناس حیات‌وحش اداره کل محیط‌زیست استان کرمان اما از شرایط باغ‌وحش کرمان راضی نیست. صحتی به «پیام ما» گفت: «اصلی‌ترین مشکل به شیرها برمی‌گردد. قبلاً به مسئولان این مجموعه گفتیم که قفس شیرها باید به‌جای شترمرغ‌ها برود. چراکه ازنظر زیست‌محیطی محل فعلی نگهداری برای شیرها خطرناک است.» وی در پاسخ به اینکه آیا ورود گوسفندان به این مجموعه با مجوز شما بوده، اظهار کرد: «من حدود یک ماه پیش به‌طور غیررسمی از این مجموعه بازدید کردم و گفتم که گوسفندان باید جمع شوند. ببینید اگر مثلاً یک قوچ پنج شاخ بود، می‌شد آن را در باغ‌وحش نگه داشت اما جای نگهداری این گوسفندان در باغ‌وحش نیست. چراکه باغ‌وحش جای گله‌داری نیست.» وی بابیان اینکه محیط‌زیست بارها نسبت به وضعیت این مجموعه تذکر داده است، افزود: «این مجموعه اصلاً باغ‌وحش نیست چراکه باغ‌وحش نباید در شهر باشد. اینجا یک مجموعه نگهداری حیوانات است که با این وضعیتی که دارد ممکت است برای فعالیت به مشکل بخورد.»
طول عمر حیوانات کم می‌شود
یک کارشناس دامپزشکی در خصوص باغ‌وحش کرمان به «پیام ما» گفت: «باید شرایط برای نگهداری حیوانات به‌گونه‌ای باشد که به اقلیمی که به آن تعلق دارند نزدیک باشد.» علی موسوی افزود: «بحث نگهداری حیوانات بسیار تخصصی است و باید به همه مسائل توجه شود. مسائل بهداشتی، تغذیه، محیط نگهداری، رطوبت، گرما و … در غیر این صورت طول عمر حیوانات کم می‌شود.»

وزیر کشور اعلام کرد رییس سازمان جهاد کشاورزی جنوب کرمان؛ مدیر نمونه کار و تلاش و خدمت در اقتصاد مقاومتی

وزیر کشور اعلام کرد
رییس سازمان جهاد کشاورزی جنوب کرمان؛
مدیر نمونه کار و تلاش و خدمت در اقتصاد مقاومتی

وزیر کشور در جلسه پایانی سفر خود به جنوب کرمان و در دانشگاه علوم پزشکی جیرفت، دکتر یعقوب موسوی، رییس سازمان جهاد کشاورزی جنوب کرمان را به‌عنوان مدیر نمونه کار و تلاش و خدمت در اقتصاد مقاومتی معرفی و از وی تقدیر کرد. به گزارش روابط عمومی سازمان جهاد کشاورزی جنوب کرمان، دکتر رحمانی فضلی وزیر کشور و جانشین فرماندهی اقتصاد مقاومتی کشور از طرف ریاست‌جمهور و معاون اول رییس جمهور به‌عنوان ناظر عالی و معین استان کرمان انتخاب‌شده است که طی جلسات و سفرهای متعدد به استان کرمان ضمن برگزاری جلسات در حضور استاندار کرمان و اعضای ستاد اقتصاد مقاومتی استان از نزدیک فعالیت‌های مربوطه را در کلیه بخش‌های اقتصادی ارزیابی می‌کند. وی در سفر اخیر دوروزه به همراه تنی چند از معاونین و مشاوران ارشد خود به جنوب استان کرمان از شهرستان‌های جیرفت، کهنوج، قلعه گنج و رودبار جنوب بازدید و جلسات متعددی را با استاندار و روسای سازمان‌ها و مدیران کل استانی، ائمه جمعه، نمایندگان مردم هفت شهرستان جنوب کرمان در مجلس شورای اسلامی، فرمانداران و مقامات محلی، رییس بنیاد مستضعفان کشور، تشکل‌های بخش خصوصی و اصحاب رسانه برگزار و از نزدیک با مردم و کشاورزان منطقه ملاقات کرد. پس از دو روز بازدید و نشست‌های منطقه‌ای، جلسه‌ای در محل سالن دانشگاه علوم پزشکی برگزار و رحمانی فضلی دستاوردهای بزرگ اجرای طرح اقتصاد مقاومتی کشور را در استان کرمان به‌عنوان یکی از سه استان پایلوت کشور تشریح کرد. وی در ارزیابی خود به معرفی مدیران نمونه اقتصاد مقاومتی پرداخت و از رییس بنیاد مستضعفان کشور، رییس سازمان جهاد کشاورزی جنوب استان کرمان، رییس بانک سینا و فرماندار قلعه گنج در این خصوص قدردانی کرد. وزیر کشور در تمجید از عملکرد موسوی، رییس نمونه سازمان‌های جهاد کشاورزی کشور گفت: «آن‌کسی که من در خدمت آن شوق، انگیزه و علاقه را در چشمانش و شادی و برق چشمانش می‌دیدم دکتر موسوی رییس سازمان جهاد کشاورزی جنوب کرمان بود.» این صحبت‌های رحمانی فضلی با تشویق حاضران در جلسه روبرو شد.
پس از انتخاب دکتر موسوی به‌عنوان مدیر نمونه استانی و کسب رتبه برتر در جشنواره شهید رجایی توسط استاندار، انتخاب وی به‌عنوان رییس سازمان جهاد کشاورزی برتر در سطح کشور، معرفی وی به‌عنوان مدیر نمونه اقتصاد مقاومتی، سومین موفقیت وی به‌عنوان رییس سازمان در ماه اخیر است. موسوی موفقیت‌های اخیر را پس از توجه و عنایات حضرت حق، مدیون حمایت‌های وزیر جهاد کشاورزی و ستاد وزارتخانه، هدایت و حمایت‌های فراوان استاندار کرمان، معاونان استاندار، روسای سازمان‌ها، مدیران کل و فعالیت و سخت‌کوشی همکارانش در پهنه جنوب کرمان و زحمت فراوان کشاورزان و همراهی رسانه‌های گروهی می‌داند. وی همچنین از ائمه جمعه، نمایندگان مردم شریف جنوب کرمان در مجلس شورای اسلامی سربازان گمنام امام زمان (عج)، مقامات قضایی و انتظامی، فرمانداران و بخشداران صمیمانه سپاسگزاری کرد.
جهاد کشاورزی جنوب؛
سازمان برتر کشوری
رئیس سازمان جهاد کشاورزی جنوب کرمان همچنین در رابطه با انتخابش به‌عنوان مدیر نمونه سازمان‌های جهاد کشاورزی گفت: «در چهارمین گردهمایی محصولات پاییزه سال زراعی 95 – 96 از ریاست این سازمان به‌عنوان مدیر نمونه سازمان‎های جهاد کشاورزی کشور قدردانی به عمل آمد.» یعقوب موسوی اظهار داشت: «طی ارزیابی عملکردی که از سوی وزارت جهاد کشاورزی صورت گرفته است، این سازمان در بین 32 سازمان جهاد کشاورزی کشور به‌عنوان برتر شناخته شد.» وی با اشاره به شاخص‎های عملکرد سازمان‎ها بیان داشت: «اجرای سامانه‎های نوین آبیاری قطره‎ای، افزایش عملکرد و تولیدات زراعی، باغی و دامی به‌ویژه رشد 84 درصدی عملکرد گندم بدون افزایش سطح زیر کشت و دستیابی به خودکفایی در تولید بذر گندم ازجمله این شاخص‎ها هستند.» موسوی تصریح کرد: «همچنین این منطقه ازنظر کنترل سطوح زیر کشت محصولات پاییزه، تولید و پایداری عملکردها، رعایت تناوب زراعی، افزایش ضریب مکانیزاسیون، ورود تکنولوژی‎های نوین به بخش کشاورزی، کاهش مصرف انرژی در واحد سطح و رونق‌بخش کشاورزی از طریق احداث، راه‎اندازی و پیگیری کارخانه‎های جدید صنایع تبدیلی به‌عنوان نمونه انتخاب‌شده است.» وی افزود: «جذب اعتبارات صندوق توسعه ملی نیز رشد قابل‌ملاحظه‌ای در جنوب استان کرمان داشته به‌طوری‌که موجب شده است، رتبه آن از سی‎ام در بین 31 استان به رتبه اول کشور در بخش کشاورزی صعود کند.» موسوی جذب اعتبارات و تسهیلات لازم در منابع بانکی را از دیگر شاخص‎های وزارتخانه ذکر و عنوان کرد: «‎یک‎هزار و 50 میلیارد تومان طی سال‎های 93 – 94 از منابع داخلی بانک‎ها، 179 میلیارد تومان از محل صندوق توسعه ملی و حدود 25 میلیارد تومان از محل خط ویژه اعتباری مکانیزاسیون تسهیلات وارد بخش کشاورزی جنوب کرمان شده است.» رئیس سازمان جهاد کشاورزی جنوب کرمان ادامه داد: «همچنین با استفاده از روش‎های نوین مکانیزاسیون مانند استفاده از بالابرهای وارداتی از ایتالیا در برداشت خرما به بخش کشاورزی رونق بخشیدیم.» وی افزود: «استفاده از دستاوردهای نوین تحقیقاتی در بخش آموزش و ترویج کشاورزی در کنار تأمین نهاده‎های لازم در زمان مناسب مانند کود، بذر و سم، نظارت بر فروشگاه‎های عرضه سم و گلخانه‎ها و تولید محصولات سالم و ارگانیک از دیگر عوامل برتر شناخته شدن این سازمان است.»
موسوی با اشاره به اینکه در چهارمین گردهمایی محصولات پاییزه سال زراعی 95 – 96 از ریاست سازمان به‌عنوان مدیر نمونه سازمان‎های جهاد کشاورزی کشور قدردانی به عمل آمد، خاطرنشان کرد: «همچنین با اعطای لوح تقدیر از سوی وزیر جهاد کشاورزی از این‌جانب به‌عنوان نماینده تمام دست‎اندرکاران بخش کشاورزی و کشاورزان جنوب کرمان تقدیر شد.»

خبر

دادستان کرمان خبر داد
انهدام باند قاچاقچیان سلاح در کرمان
دادستان عمومی و انقلاب مرکز استان کرمان از انهدام باند قاچاقچیان سلاح در کرمان خبر داد. به گزارش روابط عمومی دادگستری استان کرمان، دادخدا سالاری از انهدام باند قاچاقچیان سلاح در کرمان خبر داد.
سالاری در تشریح جزئیات این خبر بیان داشت: «با تلاش مأموران پلیس اطلاعات استان کرمان در محور باغین – کرمان 11 قبضه انواع سلاح جنگی و شکاری کشف شد.»
وی افزود: «در این رابطه پنج نفر دستگیر و 2 دستگاه خودرو نیز توقیف شد.» این مسئول اظهار داشت: «قاچاقچیان سلاح‌های مذکور را از استان‌های غربی کشور تهیه‌کرده و قصد توزیع در استان کرمان را داشتند که با رصد اطلاعاتی اعضای باند مذکور قبل از توزیع سلاح در استان کرمان شناسایی و از توزیع سلاح جلوگیری به عمل آمد.»

ایتالیا به دنبال
توسعه همکاری‌های تجاری با کرمان
سفیر ایتالیا در ایران گفت: «برخی از فعالان اقتصادی ایتالیا کرمان را خوب می‌شناسند و اکنون نیز در این استان همکاری دارند، درعین‌حال ما به دنبال توسعه همکاری‌ها هستیم.»
به گزارش خبرگزاری برنا مائرو کانچتوری بابیان اینکه هیات‌های تجاری بسیاری از ایتالیا به تهران سفر می‌کنند، اظهار داشت: «اما پیشنهاد من به فعالان اقتصادی ایتالیا این بود که از ظرفیت‌های سایر استان‌های ایران بهره ببرند، ازاین‌رو به کرمان آمدم تا با پتانسیل‌های این استان آشنا و اطلاعات لازم را به هیات‌های اقتصادی ایتالیا ارائه کنم.»
وی ظرفیت‌های کرمان در بخش کشاورزی، معدن، میراث فرهنگی و گردشگری را بی‌شمار خواند و گفت: «از استاندار کرمان شنیدم که پروژه‌های بسیاری برای تکمیل زیرساخت‌های استان توسط بخش خصوصی در دست اجرا است و این می‌تواند خبر خوبی برای سرمایه‌گذاران باشد.»
کانچتوری، بابیان اینکه همکاری‌ گذشته شرکت‌های ایتالیایی با کرمانی‌ها، پایه‌گذار و زمینه‌ساز برقراری روابط جدید خواهد شد، اذعان داشت: «ازاین‌پس ارتباطات جدیدی از این طریق برقرار خواهد شد.»
وی ادامه داد: «ما دنبال رفع مشکلات بانکی و همچنین بیمه‌ای برای برقراری و توسعه این روابط تجاری هستیم و شرکت‌های ایتالیایی نیز آماده ارائه تکنولوژی برتر به شرکت‌های کرمانی هستند.»

سانحه هوایی در پرواز محسن یگانه از تهران به کرمان
سلامت نیوز نوشت: یک اتفاق کوچک برای پرواز تهران به کرمان کافی بود تا نام مسافر مشهور این پرواز در شبکه‌های مجازی دست‌به‌دست شود و از آن با عنوان «سانحه هوایی برای محسن یگانه» یاد شود. پرواز هواپیمای تهران-کرمان که محسن یگانه و اعضای گروهش نیز مسافران آن را شامل می‌شدند در طول پرواز دچار سانحه کوچکی شد اما به هیچ‌کدام از مسافرین و عوامل پرواز آسیبی نرسید و در سلامتی کامل هستند. این در حالی است که شایعات فراوانی پس‌ازاین مطرح شد که از سوی محسن یگانه رد و وی از سلامتی کامل خود خبر داد.
کنسرت محسن یگانه پنجشنبه 25 شهریورماه در دو نوبت 19:30 و 22:30 در سالن هلال‌احمر کرمان برگزار شد.

چهارتن از اعضای شورای شهر بم: می خواستیم با تغییر ریاست شورا به جوانان میدان دهیم

چهارتن از اعضای شورای شهر بم:
می خواستیم با تغییر ریاست شورا به جوانان میدان دهیم

سکینه خدیش- پیام ما/بم
در پی برگزار نشدن دو جلسه شورای اسلامی شهر بم برای انتخاب هیأت رییسه این شورا پای صحبت چهارنفر از اعضای شورا نشسته و دلیل برگزار نشدن این جلسات را از آن‌ها جویا شدیم.
اقایان پشتیبان و عزیزآبادی و خانم ها سام نژاد و جوشایی دلیل این تعویق را تغییری که آن‌ها خواستارش بودند دانستند .
این اعضا گفتند: «همان‌طور که رهبر فرمودند به جوانان اعتماد کنید و به آن‌ها میدان بدهید تا آن‌ها هم بتوانند تجربه کسب کنند. یکی از دلایل اصلی تغییر در مدیریت شورا از طرف ما چهار نفر حرکت در راستای سخن رهبری بود.
ما خواستیم مدیریت را به تفکر جوان شورا بعد از سه سال واگذار کنیم و با نظارت افراد باتجربه در کنار جوانان شورا گامی مؤثر در جهت پیشرفت و آبادانی شهرمان برداریم.» آن‌ها افزودند: «جوانان شهر سرمایه‌های ما هستند و در آینده تصمیم‌ گیرنده‌های شهر محسوب می‌شوند ولی متأسفانه وقتی ما در راستای این سخن رهبری و این تفکر جلو رفتیم مورد هجوم بعضی قرار گرفتیم و می‌گفتند چرا قصد چنین تغییری را دارید. از ما خواستند نظرمان که تأکید بر تغییر مدیریت شورا بود را عوض کرده و بگذاریم مدیریت قبل به کارش ادامه دهد. درصورتی‌که ما هیچ خصومتی با مدیریت قبلی شورا، آقای طاهریان، نداشته و فقط مدنظر ما همین تفکر رهبری و میدان دادن به جوانان بود. وقتی ما با اعتراض گروهی مبنی بر تغییر مدیریت روبرو شدیم تعجب کردیم که دلیل این‌همه مخالفت با ما چیست؟ چرا گروهی نمی‌خواهند تغییر در مدیریت شورا اتفاق افتد. بااین‌همه مخالفت ما بر تفکرمان که در راستای تفکر رهبری بوده است ایستادگی کردیم.» این اعضا بابیان اینکه از زمانی که فشار زیادی بر ما وارد شد تصمیم گرفتیم که در قبال منافع شهرمان معامله‌ای انجام ندهیم و اولویت مهم ما منافع و اهداف شهرمان است، اضافه کردند: «درنهایت وقتی از ما خواسته شد که یا مدیریت قبلی بماند و یا هیچ‌کس ما هم گفتیم یا تغییر یا استعفا. به دلیل احترام به دموکراسی و اینکه درازای رأی مردم خیانت نکرده باشیم گفتیم استعفا. در پی استعفای ما، با آن موافقت نشد. یکسری از مسئولین گفتند شما در بین مردم رأی صادقانه داشته و منتخب مردم هستید. رأی آن‌ها نزد شما امانت است بمانید و در هر شرایطی برای آن‌ها کار کنید.» این چهار عضو گفتند: «ما نیز باوجوداینکه می‌دانستیم آقای طاهریان 6 رأی دارد، در لحظات آخر می‌توانستیم به آن‌ها بپیوندیم ولی این کار را انجام ندادیم زیرا با نگاه به اطرافمان می‌بینیم امروزه سیاست را به مکر، حیله و دور زدن تعبیر کرده‌اند درصورتی‌که چنین نیست. سیاست فقط صداقت، توسعه و تعامل داشتن با یکدیگر در جهت توسعه و آبادانی بیشتر شهر است. ما خواستیم به کسانی که بیرون این گود هستند و کارها، اخلاق و رفتار ما را در شورا رصد و الگوبرداری می‌کنند این پیام را که تغییر رفتار و تفکر با اعمال‌نفوذ الگوی نامناسبی برای نسل بعد که قصد ورود به شورا و داشتن جایگاه را دارند، ندهیم و به آن‌ها بگوییم که افراد باصداقت همیشه جایگاهشان محفوظ خواهد بود و طرد نمی‌شوند چراکه در سیاست صداقت اولین حرف را می‌زند.
اگر قصد ما داشتن منفعت از جایگاه شورا بوده است قبل از ورود به این جایگاه ما چهار نفر هرکدام در جایگاه‌هایی بوده که بتوانیم منفعت‌طلبی کنیم بدون اینکه در تیررس دید کسی باشیم. پس هدف ما از ورود به شورا منفعت‌طلبی نبوده و امروز بیشتر از قبل در دید و تیررس مردم شهرمان قرار داریم. هدف ما فقط تعامل با مسئولین و انجام کار برای شهر بوده است. تاکنون هم تا آخرین لحظه بر این تفکر و هدفمان ایستادگی کرده‌ایم. اکنون شاید برخی فکر کنند در انتخابات هیأت رئیسه که عصر چهارشنبه برگزار شد ما شکست خوردیم اما باید بگوییم ما قهرمان این انتخابات بودیم زیرا تغییر عقیده نداده و بر تفکرمان پای بند بودیم. از نماینده و فرماندار که با درایت خود و مشورت دادن به‌خوبی توانستند این قضیه را حل کنند و به سرانجام برسانند تشکر و قدردانی داریم.»
چهارشنبه گذشته پس از دو هفته، جلسه شورای شهر بم به‌منظور انتخاب هیأت رییسه این شورا برگزار شد. این در حالی بود که در دو هفته گذشته این جلسه به حدنصاب نرسیده بود.
در جلسه یادشده طاهریان رییس شوراى شهر بم در سه سال گذشته، توانست با شش رأی ریاست این شورا در سال پایانى را هم از آن خود کند. پشتیبان رقیب وی بود که چهار رأی آورد. یوسفى با شش رأی نایب رییس شوراى شهر بم شد.
حاج امینى دیگر عضو شوراى شهر بم با همین تعداد رأی خزانه‌دار شد. اعضاى شوراى شهر بم «افشار» یکى از اعضاى این شورا را با ۱۰ رأی به‌عنوان سخنگوى شورا اعلام کردند و بدین ترتیب رأی‌گیری به پایان رسید.