بایگانی مطالب نشریه

«پیام ما» از احتمال وقوع توفان سهمگین گزارش می‌دهد توفان «حاره‌ای» به کرمان نمی‌آید

«پیام ما» از احتمال وقوع توفان سهمگین گزارش می‌دهد
توفان «حاره‌ای»
به کرمان نمی‌آید

روزهای گذشته اگرچه خبری به نقل از سازمان هواشناسی در رابطه با احتمال وقوع توفان «حاره‌ای» در جنوب ایران منتشر شد، اما طبق گفته کارشناسان، احتمال وقوع این توفان در کرمان خیلی کم است.
«توفان حاره‌ای در راه جنوب ایران» و «احتمال بروز سیل و خسارت سنگین». این‌ها تیتر خبرهایی بودند که در دو روز گذشته در فضای مجازی دست‌به‌دست می‌شدند. خبری که ابتدا خبرگزاری مهر آن را منتشر کرد و سپس در اکثر سایت‌ها و کانال‌های تلگرامی معتبر بازنشر شد. در این خبر آمده بود: «بر اساس اعلام سازمان هواشناسی آخرین بررسی الگوهای هواشناسی حکایت از تشکیل یک توفان حاره‌ای در شمال اقیانوسی هند طی روزهای ۵ تا ۹ مهر دارد. بر پایه این گزارش، چنانچه تغییری در الگوها ایجاد نشود مسیر این توفان به سمت دریای عمان و تنگه ی هرمز خواهد بود.» همچنین احتمال داده‌شده بود جنوب ایران تحت تأثیر این توفان که از رطوبت بسیار بالا به همراه وزش فوق شدید باد برخوردار است، قرار گیرد. بر این اساس هشدار داده‌شده بود که «مناطقی که این توفان با آن‌ها برخورد کند خسارات بسیار زیادی برجای خواهد گذاشت.» در ادامه این خبر به نقل از سازمان هواشناسی عنوان‌شده بود که «شکل‌گیری چنین توفانی در حال فراهم شدن است» اما همه‌چیز در روزهای آینده مشخص خواهد شد. همچنین براثر این توفان احتمال بارش‌های بالای ۱۰۰ میلی‌متر در این مناطق وجود دارد.
توفان حاره‌ای چیست؟
طبق گفته شاهرخ فاتح، رییس مرکز خشک‌سالی و مدیریت بحران سازمان هواشناسی کشور «این توفان‌ها مختص اقیانوس‌هاست که tropical cyclone یا «چرخند حاره‌ای» نامیده می‌شود. نمونه آشنای آن‌هم توفان کاترینا در جنوب آمریکاست که ‌سال ۲۰۰۵ میلادی رخ داد و خسارت جانی و مالی بسیاری به بار آورد. این دست توفان‌های حاره‌ای هر‌سال در اقیانوس اطلس اتفاق می‌افتد و در اقیانوس هند و سواحل جنوب شرق آسیا هم پیش می‌آید.» آن‌طور که شهروند نوشته، به گفته فاتح «توفان حاره‌ای پدیده‌ای اقیانوسی است که خیلی کم پیش می‌آید به سواحل ما برسد و درگذشته هم نمی‌رسید، اما‌ سال ۸۶ توفان «گونو» به جنوب ایران رسید و زندگی مردم را مختل کرد. نقطه شکل‌گیری این توفان در اطراف اقیانوس هند بود و کم‌کم به دریای عمان رسید و سرانجام تا سواحل چابهار پیش آمد. این توفان‌ها اگرچه سرعت بالایی دارد، در اقیانوس‌های دور اتفاق می‌افتد و از زمان شکل‌گیری تا رسیدن آن‌ها به ساحل همه باخبر می‌شوند و اقدامات مقاومتی و پیشگیری را در نظر می‌گیرند. همین مسأله باعث شده از قبل اطلاع‌رسانی شود. در واقعه «گونو» بسیاری از لنج‌ها و کشتی‌ها از سواحل دور شد و باوجود امواج ۴ متری خسارت اقتصادی تا حد زیادی پایین آمد.»
توفان گونو؛ مشهورترین توفان حاره‌ای در ایران
توفانی که رییس مرکز خشک‌سالی و مدیریت بحران سازمان هواشناسی کشور از آن با عنوان «گونو» نام‌برده، در خردادماه سال 86 رخ داد که سیل و توفان سهمگین جنوب ایران را به‌طور کامل تحت تأثیر قرارداد. 16 خرداد 86 و یک روز قبل از وقوع این توفان، وزارت کشور در بیانیه‌ای از ساکنان استان‌های جنوب شرق کشور خواست به علت جاری شدن سیل که موجب مواج شدن دریا با موج‌هایی به ارتفاع دو تا پنج‌متر می‌گردد، مناطق ساحلی و کناره رودخانه‌ها را سریعاً ترک کنند. یک روز بعد اما توفان فراتر از حد انتظار بود. به‌طوری‌که 2 نفر در هرمزگان کشته شدند، برخی راه‌های ارتباطی در سیستان و بلوچستان و هرمزگان قطع شد، تعداد زیادی از خانه‌های افراد دچار خسارت شد و به تأسیسات دریایی جنوب کشور و شناورهای سنگین و سبک در منطقه آسیب جدی وارد شد. توفان «گونو» به گفته رئوفی نژاد استاندار وقت کرمان، 152 میلیارد تومان به استان کرمان خسارت وارد کرد. این توفان و توفان‌های سهمگین «فِت» و «آشوبا» در سال‌های بعد که هر سه از نوع «حاره‌ای» بودند باعث شده تا استان‌های جنوب شرقی کشور بیش‌ازپیش هشدارها در این رابطه را جدی بگیرند. در همین راستا هشدار اخیر سازمان هواشناسی در رابطه با احتمال وقوع توفان «حاره‌ای» در مهرماه سال جاری در روزهای گذشته به یکی از پربازدیدترین خبرها در جنوب شرق کشور بدل شد. بااین‌حال کارشناسان هواشناسی استان‌های کرمان و سیستان و بلوچستان با دیده تردید به این هشدار می‌نگرند.
توفان حاره‌ای به کرمان نمی‌آید
رییس مرکز پیش‌بینی اداره کل هواشناسی استان کرمان در این رابطه به «پیام ما» گفت: «بررسی نقشه‌ها تا روز جمعه نشان می‌دهد که اصلاً خبری از ورود توفان حاره‌ای به ایران نیست.» حمیده حبیبی در واکنش به این سؤال که گفته‌شده پنجم تا نهم مهر این توفان به کشور وارد می‌شود، اظهار کرد: «ما اجازه اظهارنظر درباره اتفاقات دورتر را نداریم اما تا جمعه چیزی روی نقشه‌ها نیست. حتی توفان حاره‌ای که از اقیانوس هند شکل می‌گیرد تا روز جمعه به دریای عمان‌ هم نخواهد رسید.» وی بابیان اینکه این توفان به کرمان نمی‌آید، افزود: «در سال‌های پیش هم توفان حاره‌ای آن‌چنان به کرمان نرسیده و بیشتر سواحل و دریا را تحت تأثیر قرار می‌دهد.» او حوادثی مانند سونامی را ناشی از توفان‌های حاره‌ای عنوان کرد که احتمال رسیدن اثرات این توفان به کرمان کم است.
بی‌اطلاعی دفتر بحران استانداری
دفتر مدیریت بحران استانداری کرمان ‌هم احتمال وقوع توفان حاره‌ای در استان را رد می‌کند. عرب نژاد مسئول هواشناسی این دفتر به «پیام ما» گفت: «اگر چیزی باشد معمولاً هواشناسی برای ما یک سری اطلاعیه می‌فرستد اما در خصوص توفان حاره‌ای اخیر به ما چیزی اعلام‌نشده است.»
تکذیبیه هواشناسی سیستان و بلوچستان
شامگاه شنبه هم هواشناسی سیستان و بلوچستان احتمال وقوع توفان حاره‌ای را تکذیب کرد. رضا آزادمنش، کارشناس اداره کل هواشناسی این استان به ایرنا گفت: « متأسفانه برخی خبرگزاری‌ها و شبکه‌های مجازی بدون هیچ دلیل و منبع موثق در چند روز اخیر اقدام به انتشار اخباری در زمینه تشکیل توفان حاره‌ای بر روی اقیانوس هند کرده‌اند که اداره کل هواشناسی استان با بررسی دقیق نقشه‌های هواشناسی این اخبار را تکذیب می‌کند.
هم‌اینک سامانه کم‌فشار در جنوب شرق هند فعال است که به کشور پاکستان نرسیده و این سیستم نیز در روزهای آینده تضعیف می‌شود.»
اگرچه کارشناسان هواشناسی احتمال وقوع توفان حاره‌ای را کم می‌دانند و ما هم امیدواریم این توفان رخ ندهد اما تجربه سال‌های پیش نشان داده که تا یکی دو روز قبل از قطعی شدن وقوع توفان، اطلاع‌رسانی چندانی در این خصوص صورت نمی‌گیرد. مشابه اتفاقی که در سال 86 و برای توفان «گونو» رخ داد.

همچنان سرگردان قطع بیمه آقای استاندار شما به داد قالی بافان برسید

همچنان سرگردان قطع بیمه
آقای استاندار شما به داد قالی بافان برسید

علیجان غضنفری

یک قالی باف راوری- مرکز بافت زیباترین قالی ها جهان- که بعد از پرداخت 15 سال حق بیمه قالی بافی، به علت داشتن جواز کسب شغلی دیگر(خواربارفروشی)، دو ماه مانده به 60 سالگی بیمه اش را قطعه کرده اند و بلاتکلیف است می گوید:«در راور- اواسط دوران پهلوی دوم- پدرم متعمد محل بود. وی هر گاه خواسته ای در رابطه با حقوق مردم داشت و از راه های معمول به نتیجه نمی رسید، دست به اقدامات غیرمعمول می زد و اغلب هم نتیجه می گرفت. مثلا زمانی که اولین بانک در راور تاسیس شد و شروع به وام دادن به مردم نمود، عده ای از خوانین که سرنخ مشکلات مردم در دست آن ها بود و نمی خواستند با این وام ها نفوذشان از بین برود شکایت رئیس بانک را کردند که خلاف می کند! رئیس بانک که از احترام پدرم در میان مردم آگاهی داشت دست به دامن وی شد! پدرم به او گفته بود تو به کار خودت ادامه بده و نگران نباش. آن گاه از قول خودش و چند نفر دیگر، شکایتی علیه رئیس بانک فرستاده بود کرمان که، ما از این آقا 100 هزار تومان وام خواسته ایم. جواب سر بالا داده، در حالی که به دیگران دارد مرتب وام می دهد! در آن دوران بیشترین مبلغ وام از دو هزار تومان تجاوز نمی کرد. خلاصه بازرس از کرمان می آید. آن ها را می خواهند. از بابا می پرسند: تو این همه وام را برای چه می خواهی؟!
– می خواهم خرج زندگیم کنم!
– با این وام را به چه ضمانت می کنی؟!
– من چیزی ندارم که ضمانت کنم؟!
– شما اصلاً می فهمید 100 هزار تومان چند صفر دارد؟
– آقا وام نمی دین، د یگه مسخره نکنید.
– و قضیه به نفع رئیس بانک خاتمه پیدا می کند.
در آن سال ها راور تا کلاس ششم ابتدایی بیشتر نداشت و بچه ها به علت نبود دبیرستان ترک تحصیل می کردند. دو سه سالی بود، شهریور که می شد، بابا عده ای را با خودش برمی داشت و می آورد کرمان، دفتر مدیرکل آموزش و پرورش، نامه می دادند، درخواست می کردند، بست می نشستند، اعتراض و التماس می کردند و آخر کار، دست از پا درازتر، برمی گشتند. وقتی دید راه های معمول نتیجه نمی دهد، رفت سراغ همان شگردهای مخصوص و منحصربه فرد خودش-
نامه ای نوشت به مدیرکل آموزش و پرورش استان خراسان! که ما مردم راور، تاکنون از این دولت هیچ چیز عایدمان نشده، جز این که خواسته ایم یک کلاس هفتم برایمان راه بیندازند. اما مرکز استان مخالفت می کند. از سرناچاری دست به دامان شما شده ایم و خواهشمندیم شما به ما کمک کرده و یک کلاس هفتم به ما بدهید تا جوانان ما بر اثر ترک تحصیل عاطل و باطل نشوند. به حرمت امام رضا(ع) شما این کار بکنید! با احترام اهالی راور!
چند نفری هم زیر آن را امضا کرده بودند.
یک روز از دادگستری کرمان احضاریه ای به دست آن ها می رسد که بابا و یک نفر دیگر خود را به دادگاه معرفی کنند! نفر دوم عادت داشت هر وقت اعصابش به هم می ریخت. زبان خود را می داد سمت چپ دهان و هی چانه اش را به هم می زد. انگار که دارد چیزی می خورد. به پدرم می گوید: حالا دیدی چه کاری دستمان دادی. می برندمان سازمان امنیت. زندانی مان می کنند. شکنجه مان می کنند. به خاطرم مردم. روزگارمان را به هم ریختی. حالا چه کنیم.
پدرم دلداریش می دهد که نترس. از این خبرها نیست. تو بذارش به عهده من!
رئیس دادگاه می توپد به آن ها که شما هیچ می دانید چه کرده اید؟ به خاطر یک دستمال قیصریه ای را به هم ریخته اید. با این کارتان دیگر آبرویی برای استان کرمان باقی نگذاشته اید. الان می دهم بازداشتتان کنند. هر کدام باید 2 سال بروید زندان تا دیگر به مقامات استان را به مسخره نگیرید…!
هنوز جمله رئیس دادگاه کامل نشده، پدرم چهار دست و پا راه می افتد طرف میز قاضی:
«ای خدا پدر و مادرتان را بیامرزد. شما کار درستی می کنید. اصلاً اجازه دهید، من پایتان را ببوسم. همین الان دستور بفرمایید ما را ببرند. زندان تا بیش از این جلوی بچه هامان خجالت نکشیم. والله دیگر روی رفتن و نگاه کردن به چشم های فرزندان منتظرمان را نداریم. یا الله خواهش می کنیم ما را ببرید زندان!»
رئیس دادگاه تلفن می زند به مدیرکل آموزش و پرورش:«بابا اینا دیگه کی هستن، یه نفرنشون ساکت نشسته و زل زده به من و مرتب داره یه چیزی می خوره، این یکی ام دست بردار نیست، هر چی تهدیدش کردم پاهای منو گرفته و ول نمی کنه و هی تکرار می کنه یا زندان یا مدرسه!»
پدرم می گفت:«خلاصه یک ناهار مفصل هم مهمان دادند و روز بعد با دستور افتتاح کلاس هفتم- اول دبیرستان- برگشتیم راور!»
انگار ما هم باید دست به دامان جای دیگر بشویم. در این استان هیچ مسئولی جواب ما را نمی دهد. هر یک از ما سال ها حق بیمه قالیبافی به حساب ریخته ایم. اول بیمه اعلام کرد که شما قالیباف نیستید و ما فقط قالیبافان را بیمه می کنیم. خوب شاید عده ای هم واقعاً این کاره نبودند و حذف شدند.
اما بازرسان بیمه و بازرگانی آمدند. کارگاه های ما را دیدند. حالا ایراد گرفته اند که شما جواز مشاغل دیگر دارید. هر چه می گوییم، پدرجان ما فقط همین یک بیمه را داریم، کارگاه هم داریم، چند شغله بودن را هم خود دولت از سال ها پیش مجاز کرده، وانگهی چرا حالا که همه درها به روی ما بسته شده و عمرمان به آخر رسیده، این ادعا را می کنید؟ اما مسئول بیمه کرمان جوان است، هرگز ترک دست های کوچکش لای نخ های قالی گیر نکرده و درد ما را درک نمی کند.
لابد ما هم باید به جایی مراجعه کنیم که این دردها را کشیده باشند. می گویند هنر قالی بافی را نخستین بار تبریزی ها در کرمان رواج دادند. اما رنگ های منحصر به فرد قالی، این استان را به چشم و چراغ قالی کشور تبدیل کرد.
حالا هم لابد ما باید به بیمه تامین اجتماعی آذری ها متوسل شویم و التماس کنیم که مسئولین ما و بیمه تامین اجتماعی کرمان، بعد از مکیده شدن شیره جانمان ما را همچون تفاله ای به بیرون پرت کرده اند، شما که سختی کار قالی بافی را درک کرده و می دانید به داد ما برسید.
آیا شایسته است کرمان «شهر سلطان قالی» و «امپراطوری فرش جهان» قالی بافانش پس از یک عمر بافتن، امروز در پیری و از کارافتادگی، حقوق خودشان را به خودشان ندهند؟ حداقل به اندازه زمان های قدیم درد مردم را داشته باشید و ادراک کنید، امروز که به فضل خدا استاندارمان یک کرمانی است و از رنج تاریخی قالی بافان کرمان آگاهی دارد برای قالی بافان کاری انجام بدهد.

با حداکثر توان امنیت ترافیکی دانش آموزان را تأمین می کنیم

با حداکثر توان امنیت ترافیکی دانش آموزان
را تأمین می کنیم

رئیس پلیس راهنمایی و رانندگی استان کرمان از اجرای تمهیدات ترافیکی ویژه بازگشایی مدارس خبر داد و گفت: با حداکثر توان امنیت ترافیکی دانش آموزان را تأمین می کنیم.
سرهنگ «حمید معین زاده» در در جمع خبرنگاران ضمن تبریک و گرامیداشت اعیاد فرخنده قربان و غدیر خم گفت:به حول و قوه الهی با قانونمندی رانندگان، حضور پررنگ و هدفمند پلیس و رعایت هنجارهای ترافیکی خوشبختانه با کاهش 16 درصدی کشته شدگان حوادث رانندگی در 5 ماهه سال جاری مواجه بوده ایم.
رئیس پلیس راهنمایی و رانندگی استان والدین را به همکاری، همفکری و همدلی با مسئولان مدارس در انتخاب سرویس های ویژه نقل و انتقال دانش آموزان رهنمون کرد و گفت: پلیس راهنمایی و رانندگی برابر وظایف ذاتی خود علاوه بر انتظام بخشی به عبور و مرور ساماندهی سرویس های مدارس را نیز با جدیت پیگیری می کند.
سرهنگ معین زاده افزود: هرساله همزمان با بازگشایی مدارس، تردد و عبور و مرور خودروها و عابران پیاده به ویژه دانش آموزان در ساعات شروع به کار و تعطیلی مدارس افزایش می یابد.
وی به نقش مهم والدین در پیشگیری از حوادث ترافیکی برای دانش آموزان در مسیر منزل تا مدرسه و بالعکس اشاره و تاکید کرد: خانواده ها برای انتخاب سرویس مدارس از مسیر نهادهای قانونی اقدام کنند.
وی در پایان بیان داشت: رانندگانی که قصد دارند با خودروی شخصی در سال تحصیلی پیش رو به عنوان سرویس مدارس اقدام به فعالیت کنند مطابق بند ب ماده یک آیین نامه اجرایی حمل و نقل دانش آموزان مصوب 1387 این دسته از وسائط نقلیه خودروی عمومی محسوب شده و کاربران می بایست ضمن دارا بودن گواهینامه پایه دوم و یا یکم جهت اخذ مجوز به اداره تاکسی رانی شهر مربوطه مراجعه کنند.

پایان پارالمپیک 2016 برزیل نمره قبولی برای کرمانی‌ها

پایان پارالمپیک 2016 برزیل
نمره قبولی برای کرمانی‌ها

پارالمـــپـیک 2016 ریودوژانیرو برزیل هم با تمام خاطرات تلخ و شیرینش، گریه ها و خنده هایش و برد و باخت هایش به پایان رسید و همه برای هم آرزوی دیداردرتوکیو 2020 کردند. کاروان ایران هم به پایان راهش رسید و با مدال هایی که گرفت و با هر کدامش اشک شوق ریختیم و برای مدال هایی که نگرفت و حسرت خوردیم، به ایران بازگشت. برای قهرمانی خوشحال شدیم و برای باخت ها و اتفاقات ناگوار، متاثر. کاروانی که با بهمن و دنیایی از امید رفت و بعد از افتخارآفرینی اما بدون بهمن برگشت. بهمن گلبار نژاد، دوچرخه سوارجاده تیم ملی پارالمپیک ایران در واپسین روز مسابقات، به دلیل برخورد با دیوار حاشیه جاده، جان خودش را از دست داد و تمام ایران را در غم فروبرد. خدایش بیامرزد.
پاراالمپیک هم مانند المپیک ریو و تمامی المپیک های دیگر تمام شد و فقط دوستی ها و رفاقت های بین ملل ماند، ولی ریو با تمامی پاراالمپیک های دیگر تفاوت داشت چرا که کاروان ایران، 7 بازیکن و 3 مربی کرمانی را در دل خود جاد داده بود، کرمانی هایی که هر کدام از آنها برای ما مایه غرور و تمامی آنها قهرمان و اول هستند و خواهند بود، قهرمانانی که قرار است صبح امروز در فرودگاه کرمان مورد استقبال گیرند و امیدواریم از فردا به بوته فراموشی سپرده نشوند. بزرگانی که در سکوت مطلق صدا و سیمای کرمان که قرار بود برنامه های مسابقات کرمانی ها را اعلام کند و رقابت آنها را ازرادیو و تلویزیون پخش کند، در فراموشی برنامه هایی که قبل از شروع مسابقات شعارشان را دادیم و عمل نکردیم و از تلویزیون های شهری که قرار بود مسابقات هم استانی های عزیز را نشان دهند، افتخارآفرینی کردند.
کاروان کرمانیان پارالمپیکی به شهر و دیارمان برگشتند و از دید ما تمامی آنها قهرمان و دوست داشتنی اند، چه آنها که مدال و مقام گرفتند و چه آنها که نتوانستند، همه یک هستند.
در زیر نگاهی کوتاه به عملکرد تک تک این بزرگان بر حسب رنگ مدال و رتبه شان در مسابقات پاراالمپیک ریو 2016 داریم؛
زهرا نعمتی؛ کماندارو نابغه تیراندازی، و پرچم دار تیم ملی در المپیک 2016 که در دو پاراالمپیک لندن و ریو موفق به کسب دو مدال طلا، یک نقره و یک برنز شد و به عنوان پرافتخار ترین بانوی ایرانی در ادوار متفاوت پاراالمپیک معرفی شد. البته وی درالمپیک ریو هم حاضر بود اما متاسفانه موفقیتی کسب نکرد.
ایمان فرح بخش به عنوان مربی در کنار صادق رحیمی و محمدرضا مهنی نسب در تیم 5 نفره نابینایان و کم بینایان دست به کار بزرگی زدند و پس از تساوی با برزیل و ترکیه و شکست تیم مراکش، در مرحله نیمه نهایی به مصاف آرژانتین رفتند و با شکست این تیم در ضربات پنالتی، برای اولین بار به فینال این رویداد بزرگ صعود کردند اما در فینال با یک گل از میزبان مسابقات، برزیل شکست خوردند و به مدال باارزش نقره دست یافتند.
پیمان نصیری به همراه مربی خود، سجاد مرادی در مسابقات 1500 متر پس از دوندگان آمریکایی و لهستانی، با قرار گرفتن در رده سوم، مدال برنز را نصیب خود و کاروان ایران کرد. این در حالی است که نصیری در پارالمپیک 2012 لندن، موفق شده بود گردن آویز خوش رنگ طلا را صاحب شود. وی همانند مسابقات لندن مدال خود را به سردار سلیمانی تقدیم کرد.
سمیه عباسپور دیگر کماندار کرمانی تیم ملی، پس از پیروزی برابر آلمان و بریتانیا وارد مرحله نیمه‌نهایی رقابت‌های انفرادی کامپوند بانوان شد و در این مرحله مقابل کمانداری از کشور چین شکست خورد تا برای کسب مدال برنز رقابت کند. وی در این مرحله برابر حریفی از کره‌جنوبی قرار گرفت و با نتیجه نزدیک 140 بر 138 شکست خورد و به عنوان چهارمی رضایت داد.
عشرت کردستانی، پرچمدار کاروان پاراالمپیک ایران در مسابقات ریو که به همراه، بتول جعفریان و بتول خلیل زاده و به اتفاق مریم ایران منش به عنوان مربی تیم ملی والیبال نشسته بانوان ایران، در اولین حضور خود موفق به کسب جایگاه پنجمی شدند. تیم ایران برای کسب عنوان پنجم و ششمی به مصاف تیم قدرتمند و با تجربه هلند رفت و با شکست این تیم، پنجم جهان شدند.
در هر حال پاراالمپیک ریو تمام شد و از حالا باید به فکر مسابقات 4 سال آینده در توکیو 2020 باشیم تا بار دیگر شاهد حضور بیشتر و پررنگ تری از کرمانی ها هم در المپیک و هم در پارالمپیک باشیم .

قطار بدون ترمز تغییر فرمانداران کرمان فرماندار بردسیر تغییر کرد

قطار بدون ترمز تغییر فرمانداران کرمان
فرماندار بردسیر تغییر کرد

پیام ما- فرمانداری بردسیر روز گذشته با تغییر و تحول روبرو شد تا مشخص شود قطار تغییر فرمانداران در استان کرمان فعلاً قصد توقف ندارد.
جواد صادقی که از آبان ماه 93 به‌عنوان فرماندار بردسیر منصوب‌شده بود، جای خود را به مجید نجف پور داد. نجف پور استخدام وزارت کشور بوده و تاکنون به‌عنوان شهردار خودکفایی شهر لاله‌زار ، دهدار لاله‌زار، بخشدار گلباف، کارشناس برنامه‌ریزی در فرمانداری‌های کرمان و بردسیر، مسئول امور دهیاری‌های استان و آخرین سمت وی معاون امور دهیاری‌ها و شوراهای دفتر امور روستایی استانداری کرمان بوده است. تغییر فرماندار بردسیر، چهارمین تغییر فرمانداران در 10 روز اخیر و هفتمین تغییر در چهار ماه اخیر است. تغییراتی که از خردادماه سال جاری و پس از سفر رییس جمهور به استان کرمان رخ دادند. چراکه حسن روحانی در نشست خبری پایان سفرش، در پاسخ به سؤالی پیرامون عملکرد برخی فرمانداران غیرهمسو با دولت در کرمان، پیاده نکردن برنامه‌های دولت را «تخلف از رأی مردم» دانست و گفت: «هماهنگی با نظر و رأی مردم مهم است. این چیزی است که مورد تأکید ما هست و استاندار و وزارت کشور هم باید در این راستا دقت کنند.» دو هفته از این صحبت نگذشته بود که محمد خادمی، فرماندار اصولگرای انار جای خود را به سید ضیاءالدین طباطبائی داد. 17 روز بعد، محمود متقیان که از خردادماه 93 فرماندار نرماشیر شده بود، جای خود را به رضا مشکی داد. حدود یک ماه بعد هم بهنام فراقی که اسفندماه 93 پس از هشت ماه سرپرستی، فرماندار فهرج در شرق استان شده بود، جای خود را به غلامرضا نژاد خالقی داد و 10 روز پیش هم سه فرماندار در جنوب کرمان تغییر کردند. . محسن صمدانی در کهنوج جای خود را به ابوذر عطاپور داد، ایوب فلاحی در منوجان کلید اتاقش را به حسین صادقی تحویل داد و علی نیک‌نفس جانشین بهرام امیری پاک در فاریاب شد. حالا پس از 10 روز، قطار تغییرات از جنوب کرمان حرکت کرد و به بردسیر آمد تا مجید نجف پور را جایگزین جواد صادقی کند. دو سال پیش هم که صادقی فرماندار بردسیر شد، از نجف پور به‌عنوان یکی از گزینه‌های موردحمایت شهباز حسن‌پور، نماینده مردم سیرجان و بردسیر در مجلس، به‌عنوان گزینه احتمالی فرمانداری نام‌برده می‌شد. البته گفته می‌شد جواد صادقی علاوه بر حمایت حسن‌پور، موردحمایت استاندار کرمان هم هست و به همین دلیل او فرماندار شد. حالا پس از 2 سال، نجف پور جای صادقی را گرفت و فرماندار بردسیر شد. در ماه‌های گذشته در حالی هفت فرماندار در استان کرمان تغییر کرده‌اند که چندی پیش عبدالرضا رحمانی فضلی، وزیر کشور، در رابطه با تغییرات فرمانداران در کل کشور گفت: «اگر ببینیم کسی روش اعتدالی و سیاست‌های دولت را اجرا نمی‌کند، او را تعویض می‌کنیم. بعد از انتخابات هم تغییر تعدادی از فرمانداران را در دستور کار قراردادیم که اقدام شد.» محمدحسین مقیمی، معاون سیاسی وزیر هم در این رابطه گفت: « عملکرد استانداران، فرمانداران و بخشداران رصد می‌شود و با بررسی عملکرد فرمانداران نسبت به تغییرات لازم در این زمینه اقدام خواهد شد. در این زمینه افراد شایسته ارتقا پیداکرده و کسانی که عملکرد ضعیف داشتند جابه‌جا خواهند شد. برخی از فرمانداران هم در شرف بازنشستگی قرار دارند که این امر نیز در اسرع وقت اعمال می‌شود.»

فرماندار بم: شورای شهر از مسائل سیاسی دوری کند

فرماندار بم:
شورای شهر از مسائل سیاسی دوری کند

فرماندار بم از اعضای شورای شهر این شهرستان خواست از مسائل سیاسی دوری کنند. به گزارش خبرگزاری فارس، رضا اشک تأکید کرد: «شورای شهر باید به‌دوراز هرگونه مسائل سیاسی به کارهای عمرانی و زیربنایی شهر بپردازد.»
وی همچنین با گرامیداشت دهه ولایت و تبریک عید غدیر اظهار داشت: «امسال سال پایانی دوره چهارساله شورای شهر است و باید با وحدت و تعامل بیشتری مسائل شهر جمع‌بندی و به نتیجه برسد.» وی بیان داشت: «باوجوداینکه بم قدمتی چند هزارساله دارد، اما امروز به‌عنوان یک شهر نوپا و 10 ساله شناخته می‌شود که با مشکلات متعددی مواجه است.»
فرماندار بم بابیان اینکه یک شهر به دلیل شرایط خاصی که دارد، نیازمند رشد و تغییر است تصریح کرد: «در چند سال اخیر شهرداری و شورای اسلامی شهر بم از اعتبارات زیادی برخوردار بودند که به دنبال آن توقع مردم بالا رفته و انتظار دارند، کارهای زیادی در شهر انجام شود.»
شهرداری به یک گروه مشاوره
قوی نیاز دارد
وی خواستار تسریع امور شهرداری توسط شورای اسلامی شهر شد و بر سرعت بخشیدن به پروژه‌های عمرانی شهرداری تأکید کرد. فرماندار بم گفت: «طبق قانون، شورای شهر باید هر 6 ماه گزارش عملکرد خود را ارائه کند.» اشک ابراز داشت: «شهرداری به یک گروه مشاوره قوی نیاز دارد تا پروژه‌های متعددی توسط بخش خصوصی و با نظارت شهرداری و شورا در سطح شهر اجرا شود.» وی افزود: «اعتبارات ارزش‌افزوده که در اختیار شهرداری قرار می‌گیرد نتیجه زحمات کارگران کارخانه‌های خودروسازی است و این کارگران حق‌دارند از امکانات شهری که توسط شهرداری‌ ایجاد می‌شود به بهترین نحو استفاده کنند.»
وی به حضور یک نفر از قضات شهرستان در کمیته انطباق مصوبات شورای شهر اشاره و از جابه‌جایی ساختمان شهرداری بم خبر داد. اشک در پایان عنوان کرد: «در پی سفر وزیر بهداشت به بم و قول مساعد وی قرار است با مدیریت و جابه‌جایی ساختمان و امکانات درمانی در ساختمان فعلی شهرداری، بیمارستان 80 تختخوابی زیرمجموعه بیمارستان پاستور در بم راه‌اندازی شود.» وی همچنین از راه‌اندازی درمانگاه و مرکز نگهداری بیماران روانی در شهر بروات خبر داد.

انجام فاز مطالعاتی تولید کاغذ از سنگ در رفسنجان

انجام فاز مطالعاتی تولید کاغذ از سنگ در رفسنجان
رئیس دانشگاه آزاد اسلامی رفسنجان از انجام فاز مطالعاتی تولید کاغذ از سنگ در رفسنجان خبر داد. به گزارش مهر، محسن صفریان صبح یکشنبه در پنل تخصصی همایش رفسنجان تدبیر، تلاش و توسعه اظهار کرد: «دانشگاه آزاد رفسنجان دومین مرکز آموزش عالی در شهرستان رفسنجان بعد از دانشگاه علوم پزشکی است که در سال ۶۷ توسط مرحوم آیت‌الله هاشمیان با یک‌رشته حقوق بنیان گذاشته شد.» وی افزود: «دانشگاه آزاد اسلامی رفسنجان در حال حاضر با سه دانشکده، ۷۲ رشته تحصیلی شامل پنج رشته دکترا، ۲۵ رشته ارشد و ۴۰ رشته در کارشناسی دانشجو دارد.» صفریان تولید نرم‌افزارهای مختلف، تولید برق، تولید نرم‌افزارها و تولید کاغذ از سنگ که فاز مطالعاتی آن انجام‌شده است را از سرمایه‌گذاری‌های دانش‌بنیان این دانشگاه برشمرد. رئیس دانشگاه آزاد رفسنجان اضافه کرد: «تفاهم‌نامه تولید ماشین باغ ورز امروز امضا می‌شود که با بخش خصوصی نوعی تراکتور برای باغ‌های کشاورزی است.»

گفتگو با مُرده یخی که زنده شد این مرد در سردخانه بیمارستان چشمانش را باز کرد

گفتگو با مُرده یخی که زنده شد
این مرد در سردخانه بیمارستان چشمانش را باز کرد

عقربه ها ساعت یک و 50 دقیقه بامداد چهارشنبه 30 تیرماه سال جاری را نشان می داد که زوج میانسالی پای در بیمارستان شهید بهشتی مراغه می گذارند و مرد 68 ساله که از ناحیه قلب احساس درد می کرد تحت مراقبت قرار گرفت اما لحظاتی بعد خسرو طالب دچار ایست قلبی می شود و مسئولان بیمارستان شهید بهشتی پس از اقدامات ابتدایی این مرد را به بیمارستان امیرالمومنین (ع) انتقال می دهند.
تیم پزشکی در بیمارستان همراه متخصص قلب و عروق برای نجات جان این پدربزرگ خانواده مراغه ای دست به کار می شوند اما ساعت 2:45 بامداد خسرو طالب تسلیم مرگ می شود و به سردخانه بیمارستان منتقل می شود.
همسر خسرو که هنوز باور ندارد در کمتر از یک ساعت شوهرش را از دست داده است به خانه بازگشته و بچه هایش را که در تهران زندگی می کنند را از ماجرای تلخ زندگی اش با خبر می کند تا همه پیراهن عزا به تن کنند.
نیم ساعت از ماجرای مرگ پدرخانواده طالب نگذشته بود که بیمار دیگری در بیمارستان امیرالمومنین به کام مرگ فرو می رود و به سردخانه بیمارستان منتقل می شود اما وقتی مسئول سردخانه در یخچال را باز می کند تا جسد بیمار بیمارستان را داخل سرد خانه بگذارد متوجه علائم حیاتی خسرو طالب می شود و خیلی زود این مرد به بخش سی سی یو بیمارستان منتقل می شود.
در ادامه لحظاتی بعد نیز تلفن خانه خسرو طالب به صدا در آمد و مسئولان بیمارستان از زنده بودن وی به همسرش خبر دادند.
باور این ماجرا سخت است که مردی پس از نیم ساعت مرگ دوباره زنده شود اما خسرو طالب دوباره به زندگی بازگشت و به خاطر سرمای سردخانه پاهایش حسی نداشت.
خسرو طالب پس از 2 ماه در بیمارستان امیرالمومنین(ع) و با توجه به اینکه وی باید مورد عمل جراحی قرار می گرفت به تهران منتقل شد.
این مرد روز 20 شهریورماه در بیمارستان تحت عمل جراحی قرار گرفت و حالا پس از بهبود حالش روی تخت شماره 15 اتاق 8 بخش جراحی شماره یک بیمارستان قلب تهران خدا را شکر می کند اما نمی خواهد به یاد آورد که یک بار طعم مرگ را چشیده است.
پدربزرگ مهربان عمل جراحی اش با موفقیت صورت گرفته و با چهره ای آرام وقتی میهمان ناخوانده را در اتاقش مشاهده می کند با تعجب به آنها نگاه می کند و پس از نزدیک شدن خبرنگار به وی، با لهجه شیرینی که دارد از ماجرای زندگی اش می گوید.
خسرو طالب گفت: بازنشسته سازمان جهاد سازندگی و کشاورزی هستم وصاحب 4 فرزند پسر 2 دختر هستم که تا الان شاهد تولد 15 نوه ام بوده ام.
وی ادامه داد: قلبم درد می کرد که همراه همسرم به بیمارستان رفتم و پس از آن دیگر هیچ چیز به یاد ندارم و نمی دانم پس از چند ساعت یا چند روز بود که چشمانم را باز کردم و دیدم در بخش مراقبت های ویژه بیمارستان هستم و پس از مدتی به خاطر اینکه در شهرمان امکانات پزشکی کامل نبود به تهران آمدم تا عمل جراحی قلب باز را انجام بدهند.
وقتی در مورد لحظه ای که در سردخانه بود از او سوال کردیم خسرو صدایش بالا رفت و همه آن آرامشی که در چهره اش نمایان بود در چشمانش جمع شد و آرام اشک روی گونه هایش جاری شد و افزود: نمی خواهم حرفی در این مورد بزنم و فراموشش کرده ام.
این مرد که یک بار طعم مرگ را چشیده است با صدای بلند می گوید: یادآوری آن روزها حالم را خراب می کند و فکرش نیز مرا آزار می دهد و به همین خاطر آن را فراموش کردم.
خسرو طالب پس از لحظاتی سکوت دوباره شروع به حرف زدن کرد و ادامه داد: مدتی است که پاهایم را حس می کنم اما راه رفتن برایم سخت شده و قدرت زیادی ندارم که روی آن ها بایستم.
سپس پسر خسرو گفت: تهران بودیم که مادرم زنگ زد و در با صدای گرفته از فوت پدرمان خبر داد که همگی پیراهن مشکی به تن کردیم و به سمت شهر پدری مان حرکت رفتیم که در مسیر مادرم دوباره زنگ زد و گفت که پدرمان زنده شده است.
وی افزود: پشت فرمان بودم و فکر می کردم مادرم این دروغ را گفته که در مسیر تصادف نکنیم و باورش برایمان سخت بود که چطور می شود پزشکان مرگ یک نفر را اعلام کنند اما با گذشت نیم ساعت از زنده شدن پدرمان خبر داده اند.
این فقط یک معجزه بود و زمانی که به بیمارستان رفتیم دیدم پدرم روی تخت بیمارستان خوابیده و چشمانش باز است که این بهترین لحظه زندگی ام بود.
پسر این خانواده یادآور شد: وضعیت پدرم رو به بهبودی است و به زودی از بیمارستان مرخص و به خانه اش باز می گردد.

سگ‌ها متهمان جگرخواری در شهداد

سگ‌ها
متهمان جگرخواری در شهداد

پیام ما- چند ماه پس‌ازاینکه تعدادی از دام‌های شهداد به طرز عجیبی تلف شدند، مدیرکل محیط‌زیست کرمان اعلام کرد که «اکنون به‌احتمال‌قوی حیوانی که عامل کشتار دام و طیور در بخش شهداد بوده، سگ‌های بلاصاحبی هستند که در طبیعت رهاشده‌اند.»
محمود صفر زاده به ایرنا گفت که «با بررسی‌های انجام‌شده سگ‌های بلاصاحب عامل کشتار دام و طیور در شهداد است.» وی افزود: «در رفتارشناسی و بیولوژی حیوانات، حیوان شکارچی و حیوان طعمه بر اساس نوع آسیب می‌توانیم قضاوت کنیم که این حمله ناشی از حمله چه حیوانی است.» وی با اشاره به بازدیدش از منطقه شهداد گفت: «مردم بومی گفتند که دام و طیور ما در سال‌های گذشته خسارت ‌دیده به ‌طوری ‌که مردم شواهدی مبنی بر حمله سگ‌های بلاصاحب داشتند.» او ضمن رد شایعاتی که مربوط به حمله حیات‌وحش است بیان کرد: «این حمله مربوط به سگ‌های بلاصاحب است که در طبیعت رهاشده‌اند.» مدیرکل حفاظت محیط‌زیست استان کرمان گفت: «حمله به دام و طیور منطقه دیرزمانی است که اتفاق می‌افتد اما در دو تا سه سال اخیر شدت گرفته و به‌طور دقیق آغاز و ابتدای حملات مشخص نیست.» وی در مورد انتشار برخی تصاویر حمله به دام و طیور مردم شهداد در فضای مجازی گفت: «برخی تصاویر پخش‌شده حتی مربوط به شهداد نیست.» صفر زاده افزود: «متأسفانه دام و طیور مردم این منطقه در این مدت آسیب‌دیده و دوربین‌های کار گذاشته‌شده توسط حفاظت محیط‌زیست فقط دو سگ را نشان می‌دهند.» وی با اشاره به پخش شایعات در فضای مجازی و برخی رسانه‌ها بیان کرد: «با توجه به تجربه و تخصص این‌جانب، حیوانی به‌عنوان هیولا نه در لیست تنوع زیستی ما ثبت و نه نام‌گذاری شده است.» مدیرکل حفاظت محیط‌زیست استان کرمان گفت: «بحثی که به جوامع محلی و اقشار مختلف جامعه کشیده شده موجب تشدید حیوان‌هراسی می‌شود. » وی افزود: «طبیعی است وقتی حیوان وحشی به دامی حمله می‌کند اولین محلی که آسیب می‌بیند از طریق احشای درونی دام مثل جگر است و قربانیان هم از همین ناحیه آسیب دیدند.» صفر زاده اظهار کرد: «گزارش‌هایی توسط بخشدار شهداد به‌صورت کتبی و از طریق شورای شهر و شهرداری به اداره حفاظت محیط‌زیست کرمان منعکس شد و بلافاصله رئیس و کارشناسان واحد محیط‌بانی در بخش شهداد، همچنین رئیس و معاون نظارت پایش حفاظت محیط‌زیست استان ورود کردند. » وی گفت: «بافت شهری شهداد به‌صورت باغ شهر بوده که منازل مسکونی، باغ، دام و طیور در یک نقطه قرار دارند و کارشناسان در این مناطق ضمن ارائه آموزش‌های لازم، جلسات و کارگاه‌های آموزشی با حضور بخشدار، دهیاران، اعضای شورا و معتمدین محلی برگزار شد.» مدیرکل حفاظت محیط‌زیست کرمان ادامه داد: «بررسی و پایش های میدانی، تله‌های زنده گیری و دوربین‌ها برای شناسایی نوع و گونه حیات‌وحش احتمالی در محله‌هایی که تلفات دام بیشتر بوده، کار گذاشته شد.» وی اقدامات ایمنی را لازمه نگهداری دام و طیور در مناطق باغشهر عنوان کرد و گفت: «آغل‌ها باید دارای دیوار، حصار، روشنایی و درب باشند و عده‌ای که اقداماتی در این زمینه داشتند دیگر خسارتی ندیدند.» وی با اشاره به‌ضرورت وجود حیوانات در طبیعت تأکید کرد: «باید در چارچوب ضوابط و تعادل اکولوژیک بتوانیم روابط و مناسبات بین حیات‌وحش و تنوع زیستی و حتی حیوانات را کنترل کنیم.»
روایت اهالی شهداد
در حالی مدیرکل محیط‌زیست استان کرمان سگ‌ها را متهمان جگرخواری در شهداد معرفی کرده که پیش‌ازاین یکی از کشاورزان و دامداران شهداد با نصب تله‌ای موفق به دام انداختن یکی از مهاجمان می‌شود، هرچند حیوان وحشی درنهایت موفق به فرار می‌شود. محمد جعفری در توضیح این جریان به پیام ما چنین گفت: «شب با کمک پسرانم تله‌ای را از جنس فنس های فلزی ساخته و کار گذاشتیم و نیمی از لاشه یکی از گوسفندانی را که در اثر حمله همین حیوانات تلف‌شده بود را در آن قراردادیم، نزدیک ساعت 4 صبح بود که با صدای بسته شدن درب تله، از خواب بیدار شدیم و وقتی به سراغ تله رفتیم، متوجه شدیم که تله عمل کرده و حیوان به دام افتاده است.» جعفری در توصیف جثه و شکل این موجود می‌گوید: «این حیوان از دسته گربه‌سانان و حیوانی کوچک‌تر از شغال و بزرگ‌تر از سگ بود. دمش از شغال کوچک‌تر و سر کوچک و پوزه کلفت و گردن و کمرکشیده و بلند و پاهای کوتاهی داشت و در کل حیوانی شبیه دینگو بود که در اصطلاح محلی شهداد به آن سگ توره می‌گویند. در این منطقه به شغال، توره می‌گویند و با توجه به اینکه حیوانی شبیه و مابین سگ و شغال است به سگ توره مشهور است.» کشاورز شهدادی ادامه داد: «با توجه به اینکه ما تقریباً مطمئن بودیم او به دام افتاده و راه فراری ندارد، برای اقامه نماز رفتیم و تصمیم گرفتیم بعد از طلوع خورشید به سراغ آن حیوان برگردیم و اهالی و مسئولان را باخبر کنیم، اما متأسفانه وقتی مجدداً به سراغ دام رفتیم در کمال تعجب متوجه شدیم که با استفاده از دندان‌های قوی‌اش، سیم‌های فنس فلزی را شکسته و فرار کرده است.» وی افزود: «به نظر من با توجه به اینکه هم‌زمان بااینکه آن موجود در دام ما بود، در محل دیگری دام‌های اهالی موردحمله قرارگرفته، شک ندارم که از یک حیوان بیشتر هستند و به‌صورت دسته‌جمعی در شب‌ها حمله می‌کنند.»
سگ؟ بعید است
حجت ابراهیمی زاده، مسئول میراث فرهنگی شهداد و یکی از اهالی شهداد نیز دراین‌باره می‌گوید: «متأسفانه هنوز روند تلف شدن حیوانات اهلی و دام‌های منطقه ادامه دارد و همین چند شب پیش 4 گوسفند از دام‌های دو تن از اهالی شهداد به نام آقایان شعبانی و عبدالهی مورد هجوم قرارگرفته و تلف‌شده و هیچ ارگان و نهادی تاکنون کار مفیدی برای مقابله با این اتفاق شوم که آرامش و آسایش مردم را سلب کرده، انجام نداده است.» وی ادامه داد: «دست‌اندرکاران شهری و مسئولان محیط‌زیست سگ‌های اهلی منطقه را، مسبب این تلف شدن می دانند که کاملا نظر مردودی است، چرا که این حیوانات از جیگر و قسمت های مشخص دام استفاده می‌کنند و به هیچ عنوان نمی تواند سگ باشد.»

دوچرخه سواران کرمانی به پویش سه شنبه ها بدون خودرو پیوستند

دوچرخه سواران کرمانی به پویش
سه شنبه ها بدون خودرو پیوستند
به همت محمد و معین جمالی،صادق مظفری،محمد زنگی آبادی،امین اسلامپور،کاظم نجفی و مهیار کرمی ملی، پوشان کرمانی تیم دوچرخه سواری ایران و فروشگاه دهکده دوچرخه، دوچرخه سواران کرمانی به پویش سه شنبه ها بدون خودرو پیوستن، پیام ما حمایت کامل خود را از طرح سه شنبه های بدون خودرو اعلام می کند و همه کارمندان این موسسه موظف هسند بدون خودروی شخصی در محل کار حاضر شوند.

گلایه‌های تلخ ابوالفضل پورعرب: سرطان داشتم، گفتند ایدز دارد!

گلایه‌های تلخ ابوالفضل پورعرب:
سرطان داشتم، گفتند ایدز دارد!
با «سلطان قلبها» عاشق سینما شدم… برای فیلم «عروس» ۳۰ هزار تومان قرارداد بستیم… مرگ ما را هم در اخبار سراسری تلویزیون اعلام کردند… به همین راحتی باید به اینجا برسد که یکی بگوید معتاد است و دیگری بگوید ایدز گرفته!؟ بخشی از حافظه‌ی بلندمدتم پاک شده بود… جوانی‌ام را نفهمیدم چطور گذشت اما میانسالی‌ام را دوست دارم بفهمم…
به گزارش ایسنا، ابوالفضل پورعرب که به‌تازگی در برنامه‌ی «سی‌وپنج» با فریدون جیرانی مصاحبه کرده است، در این گفت‌وگو خود را متولد اول تیر ۱۳۴۰ در محله‌ی شاه‌عبدالعظیم تهران و فرزند سوم یک خانواده‌ی فرهنگی معرفی کرد و درباره‌ی ورودش به عرصه‌ی هنر گفت: اولین فیلمی که دیدم «سنگام» بود اما با «سلطان قلبها» عاشق سینما شدم. پدرم اجازه نمی‌داد عکس فردین را روی دیوار بچسبانم چون موافق سینما و تئاتر نبود و خیلی مخالفت می‌کرد. بعدها گفت برو دنبال موسیقی و من رفتم دانشسرای هنر و در سال‌های بعد تخصص سینما و تئاتر را انتخاب کردم.
پورعرب درباره‌ی دوران بیماری خود و وضع فعلی سلامتی‌اش هم گفت: سرطان من سرطان اثنی عشر بود که با شکستگی جناق سینه‌ام شروع شده بود اما خوش‌خیم بود و الان حل شده است اما من از نظر روحی زجر سرطان بدخیم را کشیدم. وقتی پشت پنجره‌ی اتاقت مثل یک میمون در قفس می‌ایستند و می‌خندند تو نمی‌توانی چیزی بگویی، ناچار می‌شوی یک روزنامه هم به شیشه بچسبانی و ارتباطت با دنیای آن طرف هم قطع می‌شود. برادرم یک دسته گل و یک جعبه شیرینی آورده بود که اگر کسی به عیادتم آمد از آنها پذیرایی شود اما هیچ‌کس نیامد. واقعاً ما این‌قدر بد بودیم؟ اینقدر برای جامعه مضر بودیم؟! خیلی عجیب است!
او همچنین گفت: من خیلی نگران بودم که نگویند پول جمع کنید! آن زمان «وضعیت سفید» را کار می‌کردم که -نه آنها آمدند و نه هیچ‌کس دیگر- وقتی به بیمارستان پول سپردم فقط نگران این بودم که این حرف زده نشود که پول جمع کنید! مثل آقای فتحی خدابیامرز که به خاطر یک میلیون و ۲۰۰هزار تومان در بیمارستان مانده بود! خیلی بد است به جایی برسی که بگویی این‌همه کارکردیم اما دریغ… مردم پشت در بیمارستان بودند اما همکاران من هیچ‌کدام نیامدند. مرگ ما را هم در اخبار سراسری تلویزیون اعلام کردند و بعد می‌خواهند با یک عذرخواهی ساده سر و ته قضیه را هم بیاورند.

شاگردان ابراهیم‌زاده بالاخره بردند کرمانی‌ها برنده ال مسینو

شاگردان ابراهیم‌زاده بالاخره بردند
کرمانی‌ها برنده ال مسینو

هفته هفتم لیگ دسته اول ایران عصر دیروز و در شهرهای مختلف ایران برگزار شد و طی این بازی‌ها مس کرمان نخستین پیروزی خود را در برابر تیم هم‌خانواده خود جشن گرفت و گل گهر هم با برد پر گل برابر ملوان به صدر جدول صعود کرد.
شرح بازی مسی‌ها
اسامی بازیکنان مس کرمان: آرمان شهداد نژاد، بهنام داداشوند، محمدرضا زینال خیری، احمد زنده روح، فرزاد حسینخانی، مهدی دغاغله، میلاد پور صف شکن، امیر حسین عسگری، حامد محمودی، مهدی تیکدری، وحید اسماعیل بیگی
اسامی بازیکنان مس رفسنجان: مس رفسنجان: سجاد بیرانوند، امیرخدادمرادی، نادر فتح اللهی، مجتبی محبوب مجاز، محسن اذرباد، مهیار نوری، جواد رمضانی، میثم خداشناس، عباس کاظمیان، سجاد عسگری، علیرضا محمودی
مس کرمان که میزبان مس رفسنجان بود با گل دقیقه 70 مهدی دغاغله به نخستین پیروزی خود بعد از ۶ هفته دست یافت و پنجمین شکست تیم رفسنجانی را رقم زد، هرچند این برد تنها یک پله مس را بالا برد و به مکان ۱۱ جدول رساند. دو تیم در نیمه اول بازی پایاپایی داشتند اما کرمانی‌ها در نیمه دوم حملات پر تعدادی را تدارک دیدند و در. نهایت روی یک سانتر و ضربه نهایی دغاغله، ۳ امتیاز حساس این شهرآورد را کسب کرد. میلاد پور صف شکن از مس کرمان و محسن آذرباد از رفسنجان اخطاری‌های این بازی بودند.
از همان‌جایی که فکر می‌کردیم ضربه خوردیم
علی‌اکبر کلانتری سرمربی مس رفسنجان پس از بازی گفت: «بازی دونیمه متفاوت داشت در نیمه اول ۸۰ درصد بازی دست ما بود اما در نیمه دوم دقیقاً از همان‌جایی که در تمرینات به بچه‌ها گفته بودم ضربه خوردیم می‌دانستیم مس کرمان روی ضربات ایستگاهی کرنرها و پرتاب اوت برنامه دارد اما بازهم از همان‌جا باختیم. الان و روز اول که به رفسنجان آمدم هیچ تفاوتی نکرده و با همان انرژی و برنامه‌های روز اول ادامه می‌دهم چراکه معتقدم تیم من با توجه به بودجه مس رفسنجان و برنامه‌اش برای استفاده از نیروهای بومی تا حالا خیلی هم خوب بوده و غیر لژ بازی با راه‌آهن در دیگر بازها مستحق باخت نبودیم.
منم کرمانی‌ام
منصور ابراهیم‌زاده سرمربی مس کرمان گفت: «اول خدا قوت و خسته نباشی به بازیکنانم و کادر فنی و تماشاگران که تا لحظه آخر جنگیدند و همه خوشحالیم که بردیم. در این بازی نیمه اول به‌جز دقایق ابتدایی در بقیه لحظات خوب عمل نکردیم اما در نیمه دوم با تغییراتی که دادیم و جنگندگی بچه‌ها یک گل زدیم و چندین گل هم نزدیم که اگر این روند فرصت سوزی‌های ما ادامه داشته باشد شاید در بازی‌های آینده به مشکل بخوریم. در هفته اخیر روند رو به رشد فوتبالی داشتیم و این تساوی‌ها و عدم نتیجه‌گیری باعث شده بود استرس زیادی با ما وارد شود که خوشبختانه امروز اولین برد را کسب کردیم و همین‌جا قول می‌دهم تیم مس در پایان فصل در جایگاه خوبی قرار گیرد. مهم این است که بتوانیم از موجودیت خودمان استفاده و با تغییرات لازم و اضافه شدن محرومان ما در هفته آینده مقابل ملوان هم موفق شویم. تماشاگران نقش مثبتی در پیشرفت دارند و حق آن‌هاست که پیروزی بخواهند هوادار احساس زیادی به تیم دارد و با همان حس و حالش تیم را همراهی می‌کنند. در فوتبال باید تا دقیقه آخر تشویق کرد و تیم را حمایت. دربازی تیم ملی با قطر که ایران خوب نبود این تماشاگران بودند که با تشویق یک‌صدای خود تا لحظه آخر تمرکز دروازه‌بان حریف را برهم زدند و باعث پیروزی ایران شدند. پس همه باید یکپارچه از این تیم پشتیبانی کنیم. الان من و تمام بازیکنانم کرمانی هستیم و هر جا از ما می‌پرسند می‌گوییم کرمانی‌ایم چراکه موفقیت این تیم موفقیت همه است و همه از دردش خوشحال می‌شویم.
گل گهر شگفتی‌ساز
تیم گل گهر سیرجان نیز در ورزشگاه اختصاصی خود با نتیجه ۳-۱ قوهای انزلی را با شکست بدرقه کرد و با تفاضل گل بهتر نسبت به اکسین البرز به صدر جدول رفت تا شگفتی‌سازی‌های گل گهر با وینگو ادامه داشته باشد.