بایگانی مطالب نشریه

کم شدن مخاطبین تئاتر

کم شدن مخاطبین تئاتر

هنر تئا‌تر که به معنای امروزی‌اش با انقلاب مشروطه در ایران پا گرفت، بعد از شهریور 1320 رشد و گسترش یافت و با استقبال تماشاگران به اوج رسید. در این زمان موجی از تئاترگرایی و اهمیت به آن به عنوان یکی از عناصر سازنده و پایه‌های فرهنگی کشور در میان ساکنان تهران شکل گرفته بود.
یکی از تالارهای آن دوره که اگر چه عمری کوتاه داشت، اما نقشی بسیار مثبت و پر رنگ در ارتقاء سطح هنرهای نمایشی کشور ایفا کرد، تئا‌تر سعدی بود. این سالن در پاییز 1329 به همت شاگردان عبدالحسین نوشین و با سرمایه عبدالکریم عمویی بنیان نهاده شد و خیلی زود توانست مخاطبان تحصیل کرده و جدی تئا‌تر را به خود جلب کند.
این تالار با گنجایش 500 تماشاگر و یک صحنه بزرگ گردان، مجلل و مجهز‌ترین سالنی بود که تا آن زمان تهران به خودش دیده بود. «بادبزن خانم ویندر میر» اولین نمایشی بود که در تئا‌تر سعدی روی صحنه رفت و بیش از 30 هزار تماشاگر را به سالن کشاند که با معیارهای امروزی نیز یک عدد شگفت انگیز و رویایی به شمار می‌آید.
اما در تئاتر این روزهای ایران همه چیز به سطح آمده و مخاطب هیجان و کنجکاوی‌اش را از دست داده است. عاطفه تهرانی از کارگردانان تئاتر که نمایش «برف در نیمه مرداد» را با بازی حسام منظور و بهنام دارابی در سالن ارغنون ، پس از پنج سال دوری از تئاتر به روی صحنه برده است، درباره‌ میزان تماشاگران نمایش معتقد است: ما اوایل تماشاگران زیادی نداشتیم اما این شانس را داشتیم که کار برای مخاطب جالب بود و تبلیغ زبانی در کنار تبلیغات گروهی که خودمان انجام دادیم در معرفی کار موثر بود.
البته به طور کلی تعداد تماشاگران تئاتر کم شده و دلایل آن هم متعدد است،‌ شاید کاهش سطح کیفی کارها و نبود تبلیغات کافی برای تئاتر از جمله مواردی باشد که می‌توان به آن‌ها اشاره کرد.
نکته دیگر این است که تئاتر ما تقریبا نسبت به 7-8 سال گذشته جذابیت ندارد، چون سطح کیفی کارها پایین آمده است و در بین نمایش‌هایی که روی صحنه می‌روند تعداد کمی نمایش خوب می‌توان پیدا کرد.
در آن سال‌ها تئاتر عمق خاصی داشت،‌ بازیگران و کارگردانان تئاتر؛ بازیگر و کارگردان تئاتر بودند و برای اجرای متن دقت و وسواس زیادی به خرج داده می‌شد، اما الان سطح کیفی نمایش‌ها آن قدر مهم نیست و بیشتر این اهمیت دارد که چه بازیگر و سوپراستاری در یک نمایش بازی کند.
سلیقه هم در تئاتر از عمق به سطح آمده است، 10 سال قبل تبلیغات تلویزیونی وجود نداشت، ولی تماشاگران تئاتر بیشتر بودند و الان معتقدم همان مخاطب خاص تئاتر کاهش پیدا کرده است،‌ چون به نظرم مسئله اینجاست که همان مخاطب خاص هم هیجان و کنجکاوی خود را نسبت به دیدن تئاتر از دست داده است، آن هم به این دلیل که با کارهای سطحی زیادی روبرو شده است.
سهراب سلیمی از جمله کارگردانان پیشکسوت عرصه تئاتر نیز اینگونه نظرش را بیان می کند: سرویس دهی خوب نیست ، عدم برنامه ریزی های غیراصولی برای ارتباط های جمعی که بسیار گسترده شده جایگاه حرفه ای ها و گروه ها تغییر کرده و تماشاچی در مورد مکان برگزاری نمایشهای حرفه ای و گروهی سرگردان است. تماشاچی هنوز نمی داند چه نمایشنامه هایی و برای کدام کارگردان ها در کدام سالن اجرا می شود و همچنان سرگردان است. به طور مثال کار خانم پری صابری در سالن اصلی چند ماه قبل روی صحنه رفت پس از آن یک گروه نمایش از شهرستان در همان جا اجرا داشت. این عدم برابری سطح نمایش ها باعث شده که رابطه تماشاگران و کارگردانان قطع شود و در نتیجه مخاطبان کم شوند. در دوران تحصیلی ما دو دانشگاه هنری وجود داشت اما حالا ۱۱ دانشگاه. آن موقع جمعیت ۳۵ میلیون نفر بود‏‏ حالا حدود ۷۰ میلیون نفر و ما با این افزایش شاهد کم شدن مخاطبان تئاتر هستیم. وقتی تماشاچی به وضع و شرایط اطرافش نگاه می کند و عدم مدیریت اصولی و درست وجود ندارد فاصله می گیرد. تئاتر صحبت جریان فرهنگ سازی است اما همه جریانهای فرهنگ سازان در جهت عکس این برنامه است اما اینجا یادآوری می کنم که فراز و نشیب های مقطعی در تئاتر هیچ ضربه ای به آن وارد نخواهد کرد.
شک نکنید زمانی که وسایل ارتباط جمعی با هزینه هایی پایین تر مانند ماهواره ، ویدئو و تلویزیون در یک خانواده وجود دارد مردم کمتر به تئاتر و سینما روی خواهند آورد.
وی درباره ایده وابسته کردن تئاتر به گیشه می گوید: این کار خیانت صد درصد به تئاتر است و در هیچ جای دنیا تئاتر بدون کمک دولت دوام نخواهد آورد. البته همان طور که قبلا هم گفتم فراز و نشیب های مقطعی نمی تواند ضربه ای به تئاتر وارد کند.
خصوصی شدن تئاتر نیز نمی تواند بر رونق آن تأثیر بگذارد. تئاتر خصوصی به منزله حمایت شرکتها و حامیان مسایل فرهنگی است. اگر ما گام به گام به سمت بخش مدیریت خصوصی برویم ثابت خواهد شد که تئاتر بدون حمایت مالی دولت دوام نخواهد داشت ودر نتیجه تداوم و ارتباط با تماشاچی فراهم نخواهد شد.
اگر جریان به همین صورت ادامه یابد من نگران علاقه مندان و فارغ التحصیلان و چگونگی سیاستگذاری ها برای این دسته خواهم شد و این که سیاستمداران چگونه به این گروه سرویس خواهند داد و اگر چنین نباشد و سرویس دهی نشود مطمئناً اکثریت آنها به افسردگی و انزوا کشیده خواهند شد یا از فعالیت های هنری دوری خواهند نمود.
اکنون سال‌هاست که تئاتر شهر به عنوان قلب تپنده تئاتر حرفه‌ای و جدی در مرکز شهر تهران، میزبان گروه‌های مختلف تئاتری است. اما در طول همه این سال‌ها واقعاً تعداد معدودی از مردم شهر تهران بر مخاطبان این تماشاخانه بزرگ شهر افزوده شده‌اند و تئاترشهر همواره میزبان تماشاگرانی خاص و تکراری بوده است. در حالی که سمینارها و همایش‌ها و بحث‌های زیادی تا به حال پیرامون عدم اشتیاق و تمایل مخاطبان عامه برای حضور در تئاترشهر برگزار شده و به انجام رسیده، کماکان تئاترشهر خانه اصلی هنرمندان تئاتر بوده است و نه تماشاگران و مخاطبان تئاتر!
با وجود علاقه و اشتیاق و تمام تلاش‌های هنرمندان و تبلیغات و کمک‌های دولتی، تئاترشهر تنها به صورت نهادی از تئاتر و آن هم در ذهن عده‌ای از مخاطبان نقش بسته و هنوز بسیاری از آنها که هر روز از مقابل تئاترشهر می‌گذرند نمی‌دانند که این استوانه بزرگ وسط پارک دانشجو چگونه ساختمانی است و اصلاً برای چیست؟
تئاترهای عامه‌پسند با وجود آنکه طی مدت زمان طولانی مکان و فضای ثابتی نداشته‌اند، ظرف مدتی کوتاه توانسته‌اند جایگاه و مکانی تثبیت شده پیدا کنند و سالن‌هایشان همه به مراتب پر تماشاگرتر از سالن‌های کوچک تئاترشهر است. شاید یکی از مهمترین دلایل این امر، به انتخاب سینماها ارتباط پیدا کند. به هر حال سینما به مراتب رسانه پرمخاطب‌تری است و حداقل ساختار و بنای آن با پرده بزرگ و گیشه در خیابان‌های اصلی شهر برای همه مخاطبان آشناست. بسیاری از تئاترهای عامه‌پسند با اجاره سالن‌های سینما در واقع زحمت تبلیغات و آشناسازی مخاطب و فضا را کم کرده‌اند. مخاطبی که بنرها و پوسترهای بزرگ و پرده‌های تئاترهای عامه‌پسند را روی پیشانی سینما می‌بیند و از کنار آن می‌گذرد مسلماً می‌داند که قرار است وارد چگونه مکانی بشود. این مخاطب را تصور کنید، زمانی که می‌خواهد به تئاترشهر برود و گیشه و سالن را پیدا کند و…
نکته دیگر اینکه سینماها در سطح شهر پراکنده شده‌اند و به نظر می‌آیند که قابل دسترس‌تر و دست یافتنی‌تر هستند. همین مسئله کمک زیادی به راحتی مخاطب و فضای اجرای تئاتر برای او می‌کند. اما مسئله‌ای که بسیار مهمتر از مکان و فضاست بدون شک به ژانر و نوع نمایش‌های عامه‌پسند برمی‌گردد.
جامعه ما در چند دهه اخیر هیچ تلاشی برای تربیت، پرورش وعلاقه‌مند سازی مخاطبان برای تئاتر انجام نداده است. تئاتر هنر تفکر برانگیز و تأثیرگذاری است و برای بهره‌برداری از این ویژگی‌ها نیازمند مخاطبی متفکر و تأثیر پذیر است. اما تلویزیون و حتی سینماهای سال‌های اخیر ایران تماشاگر را به شدت از این مسیر به سمت سطحی‌ نگری و ساده پذیری عادت داده‌اند. تماشاگران عام امروز آنقدر تئاتر ندیده‌اند و در نقطه مقابل آنقدر به تلویزیون و سطحی‌پردازی‌های تلویزیونی عادت کرده‌اند که حوصله بسیاری از تئاترهای جدی و تفکر برانگیز را ندارند.
تماشاگری که در بسیاری از روابط اجتماعی محدود شده است، با شنیدن سطحی‌ترین، شعاری‌ترین و بی‌تأثیرترین گفتارهایی که ظاهر انتقاد آمیز سیاسی و اجتماعی دارند، لذت می‌برد و تئاتر و نمایش پیش رویش را هم ارزشمند می‌پندارد. اگر چه کمدی ایرانی (مثلاً تخت حوضی) زمانی چنین کارکرد انتقادی داشت و از این ابزار استفاده مطلوب و مفیدی هم می‌کرد، اما تئاترهای عامه‌پسند امروزی از این کارکرد تنها برای جذابیت کاذب و موقت در کارشان بهره می‌گیرند و تنها به تکرار گفتاری که تماشاگر می‌پسندد، شاید به سخیف‌ترین شکل ممکن، اکتفا می‌کند.
سوال دیگر این است که تئاتر هنری و حرفه‌ای با تمام تلاش‌هایی که تا به حال برای جلب مخاطبان بیشتر انجام داده، چرا همچنان از کمبود تماشاگر رنج می‌برد؟ چرا هنرمندان حرفه‌ای تئاتر و شیوه‌های مختلف نمایشی مثل کمدی و آثار عامه‌پسند نتوانسته‌اند، مخاطبان بیشتری داشته باشند؟

گفتگو با مصطفی ملکیان 5 نقص اساسی در نهاد آموزش و پرورش

گفتگو با مصطفی ملکیان
5 نقص اساسی در
نهاد آموزش و پرورش

محمد صادقی- صبا طاهریان
تعریفی از نهاد آموزش و پرورش: واقعیت این است که من وقتی به آموزش و پرورش به معنای نهاد آموزش و پرورش که وزارت آموزش و پرورش فقط بخشی از آن است، نگاه می کنم، 5 مورد واقعیت دردناک در نهاد آموزش و پرورش می بینم. نهاد را به معنای جامعه شناختی آن در اینجا به کار می برم که شامل وزارت آموزش و پرورش، وزارت علوم، تحقیقات و شامل وزارت آموزش و پرورش، وزارت علوم، تحقیقات و فن آوری، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، خطیبان، واعظان و سخنرانان، صدا و سیما، و همه آنهایی که اگاهانه یا ناآگاهانه، خواسته یا ناخواسته در حال تربیت من و تو هستند. من و تو به عنوان شهروندان این جامعه، بنابراین من فقط به وزارت آموزش و پرورش نظر ندارم، به نهاد آموزش و پرورش، مهمترین سهم از آن وزارت آموزش و پرورش است. به جهت اینکه از سالهای آغاز زندگی، ما را در نگ خود دارد و سالهای آغازین نسبت به سالهای بعدی زندگی، بیشترین اهمیت را دارند، پس بیشترین نقد هم معطوف به وزارت آموزش و پرورش خواهد بود. اما به هر ترتیب کل نهاد آموزش و پرورش، 5 مورد عیب و نقص اساسی دارد. دو تا از این 5 مورد، به نظر من بنیادی تر و بنیانی تر هستند با اینکه چه بسا به نظر آید که 3 تای بعدی، مهمترند.
تاکید بر حافظه، نه فهم! اولین عیب و ایراد این است که آموزش و پرورش ما مبتنی بر فهم نیست، مبتنی بر حافظه است. یعنی از میان قوای ذهنی ما، همه تاکید فقط بر روی حافظه گذاشته شده است و کاری به فهم (understanding) ندارند. یعنی به جای اینکه سعی بر این شود که مطلبی به مخاطب تفهیم شود، سعی می شود که مطلبی در حافظه مخاطب جای گیر شود. آن وقت طبعاً اثرش این است که به جای اینکه با مفهوم سروکار داشته باشد با لفظ، واژه تعابیر زبانی سروکار داشته باشد. اگر من با مخاطبم بخواهم براساس تکیه بر فهم گفتگو بکنم همیشه مفاهیم هستند که باید مورد توجه من باشند. ولی وقت که براساس حافظه با طرف مقابل سخن می گویم، اینجا بر لفظ، واژه و تعابیر زبانی (اعم از واژه، عبارت یا جمله) تکیه می کنم. معنایش این است که شما عمق واقعیت را درک نمی کنید اما بلد هستید واقعیتی را که عمق آن را درک نکرده اید در قالب زبان بیان کنید. این اثری است که در پی دارد با اینکه در طول تاریخ 5 مکتب درباره آموزش و پرورش وجود داشته و هر مکتب از آن 5 مکتب را قبول کنیم (که البته در کشورما مطلقا معلوم نیست که کدامیک از ان 5 مکتب مبنای آموزش و پرورش قرار گرفته) به هر حال هر 5 مکتب در این شریک هستند که، باید فهم بشود واقعیتی که آموزش و پرورش محل بحث من است. حالا آن استاد ممکن است مجری یک برنامه تلویزیونی باشد، همین طور معلمی که در دبستان یا دبیرستان در حال درس دادن به شاگردانش است و … براساس هر 5 فلسفه ای که برای آموزش و پرورش داریم، ما باید واقعیت را تفهیم کنیم، نه اینکه کاری کنیم که مخاطب بی آنکه واقعیت را فهم کرده باشد بتواند آن را در قالب زبانی بیان کند. حالا بعد با چند مثال این نکته را بیشتر باز خواهم کرد تا مرادم بهتر فهم شود. بنابراین ما مفهوم مدار نیستیم، واژه مدار هستیم. کاملا با واژه ها با هم داد و ستد می کنیم. البته واژه تعبیر دقیقی نیست و باید بگویم تعبیر زبانی، که گاهی واژه است، گاهی عبارت است و گاهی جمله. ولی به هرحال ما با تعابیر زبانی با هم داد و ستد می کنیم، یعنی ممکن است من با شما یک ساعت گفتگو کنم و بعد از این یک ساعت الفاظی از ذهن من به ذهن شما یا از ذهن شما به ذهن من انتقال پیدا کرده باشد و چیزی بین من و مخاطبم رد و بدل نشده و فقط الفاظ از ذهنی به ذهنی دیگر انتقال پیدا کرده اند. این عیب و نقص اول است که مهمترین عیب و نقص آموزش و پرورش در کشورماست.
غیبت استدلال گرایی: عیب و نقص دوم را هم عرض می کنم و بعد مقصودم را روشن تر می کنم. عیب و نقص دوم این است که آموزش و پرورش ما مبتنی بر استدلال نیست. مبتنی بر جایگزین های استدلال است، که جایگزین های استدلال را با اینکه چندین چیز هستند ولی من اختصاراً به همه آنها تعبد می گویم و گرنه وقتی استدلال در فضای ارتباطی مفقود شد آن وقت جایگزین های آن همچون القاپذیری، تلقین پذیری، تقلید، تعبد، تبعیت از افکار عمومی، تبعیت از مدهای فکری، تبعیت از روح زمانه، همرنگی با جماعت و … پیش می آید که بدیل های ویرانگری هم هستند. اما به هرحال چنین بدیل ها را اسم نبرم، یکی از آنها را که شاخص ترین آنهاست و روح همه آنها را در خود دارد اسم می برم که تعبد است و گرنه همه بدیل هایی که عرض کردم، بدیل های ناسالم استدلال گرایی است.آموزش ما مبتنی بر استدلال نیست. مبتنی بر تعبد است یعنی به مخاطب ما نشان نمی دهد که تو چرا باید این مدعا را بپذیری، اگر بخواهد نشان بدهد که چرا باید این مدعا را بپذیری، باید دلیل این مدعا را بیاورد. البته دلیل انواع دارد و در این شکی نیست اما برای هر مدعایی باید دلیلی ارائه کرد. اما به جای این، می گویند این را بپذیر چون فلان کس گفته است. حالا آن کس از خود مربی کودک و معلم شروع می شود تا برسد به بالاتر و بالاتر و بالاتر. ولی بالاخره گویا زبان حال این است که الف، ب است، چون ایکس گفته است که الف، ب است. با اینکه صورت استدلال این است که الف، ب است (این را از، من بپذیر) چون الف ج است و ج، ب است، در نتیجه الف، ب است. اگر تو از من خواستی که الف، ب است را از تو قبول کنم، باید برای من اثبات کنی که الف، ج است و ج، ب است. حالا می توانم بپذیرم که الف، ب است. این صورت استدلالی در آموزش و پرورش ما در کتابهای درسی ما و … وجود ندارد. همیشه با ارجاع به قول کسی، پذیرش مطلبی را از ما می طلبند. استدلال گرایی در نهاد آموزش و پرورش ما وجود ندارد و تعبد، یعنی بالمآل «شخصی» جای «دلیل» نشسته است. پشتوانه سخن شخصی است و نه دلیلی. حالا این شخص البته که متفاوت است، از معلم مهد کودک شروع می شود تا کسان دیگر، اما به هرحال یک شخص است. حالا مثال بزنم. ببینید، شما به فرزندتان یا خواهر و برادر کوچکتر خود که مثلا سال پنجم ابتدایی است می گویید که پایتخت ایتالیا رم است. بعد از آن مخاطب شما می گوید که مامان یا بابا یا خواهر یا برادر، مرکز ایتالیا رم است، نه پایتخت ایتالیا. هرچه شما می گویید پایتخت ایالیا رم است، او می گوید نه، خانم معلم ما گفته است که مرکز ایتالیا رم است. متوجه نیست که سخن شما و سخن معلم شان، یک سخن است. چرا؟ چون مفهوم مرکز و مفهوم پایتخت را درک نکرده است. واژه پایتخت است و واژه پایتخت هم غیر از واژه مرکز است. چون این دو واژه با هم فرق می کنند گمان او بر این است که سخن شما غیر از سخن خانم معلم شان است. چون خانم معلم گفته مرکز ایتالیا رم است و شما می گویید پایتخت ایتالیا رم است. اگر با مفهوم سروکار داشت، می فهمید که ورای لفظ مرکز و ورای لفظ پایتخت، برای آن یک مفهوم وجود دارد که آن مفهوم را گاهی با تعبیر پایتخت و گاهی با تعبیر مرکز به کار می برند.
بنابراین اختلافی بین من و خانم معلم وجود ندارد. درست مانند داستانی که در مثنوی آمده است چهارنفر پولی پیدا کردند و چون پول را با هم پیدا کردند قرار شد آن را صرف خرید یک چیز کنند. ایرانی اصرار داشت که فقط باید انگور بخریم، عرب اصرار داشت که فقط باید انب بخریم، ترک و یونانی هم چیز دیگری می گفتند. نمی دانستند که یک چیز را می خواهند چرا؟ چون در مفهوم رسوخ نکرده بودند در واژه و در تعبیر زبانی مانده بودند. نزاعی میان آنها در گرفت اما کسی که هر چهار زبان را می دانست، گفت من می روم و چیزی که هر چهارنفر می خواهید را می خرم و تضمین می کنم که هر چهارنفر هم راضی باشید. رفت و میوه ای که به فارسی اسم آن انگور است را خرید و هرکدام با خود فکر کردند که این داور همان چیزی که من می خواستم را خریداری کرد همه هم راضی بودند. فرق آن چهار نفر با فرد پنجم (داور) این بود که او مفهوماً دریافت کرده بود و در تعدد و تکثر الفاظ نمانده بود پی برده بود که پشت این الفاظ متکثر، یک مفهوم واحد وجود دارد. بچه ای هم که الان می گوید، نه خیر مرکز ایتالیا رم است، چون خانم معلم ما گفته است و شما اشتباه می کنید که می گویید، پایتخت ایتالیا رم است به این دلیل است که متوجه نشده که مرکز همان پایتخت است. با مفهوم سروکار نداشته، با لفظ سروکار داشته است.
ادامه دارد ….

با تلاش کارکنان امور برق شرق کرمان: برق های غیرمجاز محدوده ای از شرق کرمان جمع آوری شدند

با تلاش کارکنان امور برق شرق کرمان:
برق های غیرمجاز محدوده ای از شرق کرمان جمع آوری شدند
به گزارش روابط عمومی شرکت توزیع نیروی برق شمال استان کرمان، با برگزاری مانوری از جانب کارکنان امور برق شرق کرمان تعدادی از انشعاب های غیرمجاز محدوده ای از شرق کرمان جمع آوری شدند. مدیریت توزیع برق کرمان در خصوص برگزاری این مانور گفت: این مانور در محدوده روستاهای گجگین، ده بالا و سرآسیاب انجام شد و تعداد 27 انشعاب غیرمجاز جمع آوری و 291 متر سیم و کابل به انبار اسقاط شرکت منتقل شد. محمود طاهری افزود: امید است با جمع آوری انشعابات غیرمجاز، مدت زمان خاموشی کاهش و رضایت مشترکین افزایش یابد.

شبی در گورستان ارامنه

شبی در گورستان ارامنه

کلیات ماجرای سفر ارمنستان را در شماره‌ی قبل سرویس سفر پیام‌ما مطالعه کردید اما سفر جزئیاتی هم دارد که روایت آنها خالی از لطف نیست.
روز سوم و یا چهارم رکاب زدن در ارمنستان بود که به روستایی کوهستانی رسیدم و برای نهار توقف کوتاهی کردم (در واقع آنقدر مسیر سخت و پر از کوه و تپه و سربالایی های طاقت‌فرسا بود که ایمان دارم بیشتر مسیر بجای دوچرخه سواری دوچرخه را هل داده‌ بودم) در کافه‌ای محقر سفارش غذا دادم و وقتی که منتظر بودم کافه‌چی آمد و طبق معمول سوالات روتین را پرسید که اهل کجایی؟ یا از کدام شهر و روستاها عبور کرده‌ای و غیره که واقعا جواب دادن به آنها در آن حال خستگی شکنجه‌ای بود و دلم می‌خواست همه‌ی جواب‌ها را روی کاغذی بنویسم و هرکس که سلام کرد فورا یک کپی به او بدهم و خودم را خلاص کنم.
که مردم بعضی از روستاها دارند این است که به نوعی دوست دارند محل سکونت خود را خطرناک جلوه دهند و این دیالوگ را همیشه می‌شنوید که شب خیلی مواظب باش این منطقه گرگ و یا خرس دارد و من هم که دیگر عادت کرده بودم وقتی کافه‌چی شروع کرد به گفتن از خطرها و حیوانات درنده فقط سر تکان دادم و گفتم اوکی مشکلی نیست که طرف سکوت اختیار کند( ناگفته نماند که معمولا انگلیسی بلد نیستند و کل رابطه برپایه‌ی اشارات نظر و باد صبا شکل می‌گیرد) خلاصه به هر مصیبتی بود دوباره به راه افتادم هنوز چند کیلومتری دور نشده بودم که آن علامت کذایی را دیدم”۱۱کیلومتر با شیب ۹ درجه” همین کافی بود که کلا روحیه‌ام را از دست بدهم و از این گذشته باران هم شروع شده بود من هم نه راه پیش داشتم و نه راه پس با خودم گفتم چاره‌ای نیست فلانی باید این دوچرخه را ۹ کیلومتر ببری بالا حالا می‌توانی رکاب بزن نمی‌توانی هل بده فقط برو.
پروسه‌ی شیرین هل دادن آغاز شد و نا گفته نماند که هر راننده‌ای هم که از کنارم گذر می کرد با لطف و مرحمت فراوان مقداری از آب‌های در جاده مانده را به تن نحیفم می‌ریخت تا تکلیف مهمان نوازی روشن بشه.
تقریبا اواسط راه بودم که دیدم حالاست که همین‌جا از پا دربیایم سمت راست جاده دره‌ای بود عمیق و سمت چپ هم تپه‌ و کوه در نتیجه حتی جا برای نفس تازه کردن هم نبود و باران هم بی امان می‌بارید و خلاصه صداهایی هم که می‌شنیدم صحبت سرما و دندان بود. تمام قدرت بینایی و ته‌مانده‌ی قوای بدنی را خرج پیدا کردن جایی مسطح کردم که بتوانم چادر را آنجا سرپا کنم و خلاصه جان به در ببرم، که ناگهان چشمم به جمال گورستانی روی آن تپه کذایی روشن شد تنها جای مسطح موجود به هر مصیبتی بود دوچرخه و وسایل را از راه پاکوب تپه بالا کشیدم و احساس کردم هتل ۵ستاره‌ای روبروی من قد علم کرده.
مقبره‌هایی زیبا و دارای سه دیوار در اطراف و قاعدتا بدون سنگ قبر تنها سنگهای ریز و درشتی و صلیبی و یا سنگ ایستاده‌ای در بالای آن .
در آن وضعیی که من بودم تنها گزینه همین بود در نتیجه برای اطمینان به گوشه‌ی پرتی از گورستان رفتم که مبادا نیمه‌شب کسی سروقتم بیاید که : مردک خوابیده‌ای روی قبر مادر ما.
خلاصه در چشم برهم زدنی چادر و کمپ به راه شد و آتش جان گرفت و غذا را گرم کردم و بعد هم چای و نبات را زدم به تن ناقص و در صدای باران و زوزه و واق‌های گاه و بی‌گاهی که از دور دست می‌آمد، خزیدم توی کیسه‌خواب که لحظه‌ای از این واقعیت طاقت فرسا فاصله بگیرم.
لمیده بودم و با صدای نم‌نم باران که حالا به هیچ‌وجه آزار دهنده نبود چراغ پیشانی بر سر مشغول مطالعه‌ی رمانی شدم که آرام آرام پلک‌هایم سنگین شد و به قول معروف هنوز چشمم گرم خواب نشده بود که صدای قدم‌هایی را روی سنگ‌ریزه‌ها شنیدم در شش و بش بودم که باران تند شده یا موجودی قصد ما را کرده که صداها قطع شد و خیال من هم راحت، ناگهان دقیقا از کنار صورتم (البته در آن سوی بدنه‌ی چادر یعنی از بیرون) صدای بو کشیدن حیوانی تمام بدنم را منجمد کرد، آرام قدم برمی‌داشت و هر چند قدمی هم یکبار متوقف می‌شد تا کنجکاوی‌اش را با بو کشیدن ارضا کند و من هم دقیقا وسط چادر نشسته بودم با چاقوی غذا خوری که ماست را نمی‌برید و در ذهنم مرد کافه‌دار به دیگران می‌گفت : من به این خارجی احمق گفتم این منطقه خطرناک است.
با خودم فکر می‌کردم که حالا بهترین حرکت ممکن چیست؟ باید منتظر تصمیم او بمانم یا دل به دریا بزنم و تکلیف را روشن کنم؟ شاید زوزه‌ای بکشد و دیگر دوستانش را خبر کند هرچه زودتر بروم بهتر است، شاید هم ساده بگذارد و بگذرد و این بیرون رفتن بی موقع او را وادار به ماندن بکند.
دوست کنجکاو کماکان می‌چرخید و بو می‌کشید و من را حسابی از خوابیدن توی این گورستان پشیمان کرده بود و نکته‌ی خنده‌دار اینجا بود که آن رگ ایرانی‌بودن من هم گرفته بود از یک سو می‌گفتم ایشالا که گرگ نیست و سگ ولگردی است، بو می‌کشد و می‌رود، از سویی می‌گفتم خدا کند گرگ باشد چون سگ حتما تصمیم می‌گیرد چهار طرف چادر را با ادرار علامت بگذارد و جزو قلمروی خودش قلمداد کند و خلاصه به نوعی بین درگیری با گرگ و شستن چادر ترجیح می‌دادم شانسم را با گرگ امتحان کنم شاید خیس و خسته و بی‌حوصله باشد و با جیغ و دادی برود دنبال زندگی‌سخت‌اش.
سرتان را به درد نیاورم بو کشید و چرخید و اعتماد به نفس ما را لگدمال کرد و خواب را برچشم ما حرام نمود و بعد هم مثل بچه‌ی آدمی‌زاد راهش را کشید و رفتو به همین سادگی، گویا تنها آمده بود بگوید بار آخرت باشد توی قبرساتن ما کمپ می‌کنی!
و صد البته هم آخرین بار شد و دیگر تا در ارمنستان بودم از این شیرین‌کاری‌ها نکردم.

کرمان کنسرت

آموزش فیلم سازی در سه گام
آخرین مهلت ثبت نام 17 مهرماه/جهت ثبت نام به ادرس : چهارراه طهماسب آباد ، مجتمع فرهنگی هنری ارشاد ، طبقه اول

آموزش

آموزش فیلم سازی در سه گام
آخرین مهلت ثبت نام 17 مهرماه/جهت ثبت نام به ادرس : چهارراه طهماسب آباد ، مجتمع فرهنگی هنری ارشاد ، طبقه اول

کارگاه‌های آموزشی و رایگان «بدن و اشیاء» شروع شد

کارگاه‌های آموزشی و رایگان «بدن و اشیاء» شروع شد
کارگاه‌های پروژه «بدن و اشیاء» به سرپرستی بابک دقیقی و کاری از گروه تئاتر «زا»،که از روز یکم مهرماه در مرکز مطالعات اجرایی قشقایی کار خود را آغاز کرده، با استقبال قابل‌توجه هنرجویان و علاقه‌مندان تئاتر روبه‌رو شده است.
نمایش «روایت عاشقانه» با کارگردانی بابک دقیقی و به عنوان نمونه‌ای اجرایی از آموزش‌های این کارگاه‌ها، تا 14 مهرماه، هر روز جز شنبه‌ها ساعت 19 در تالار قشقایی اجرا می‌شود. این نمایش با نگاهی آزاد به نمایشنامه «روایت عاشقانه‌ای از مرگ در ماه اردیبهشت» نوشته محمد چرم‌شیر و تمرکز بر پژوهش «بدن و اشیاء» تولید شده اس. در «روایت عاشقانه»، حسین محمدآبادی، علی نفیسی، مهدی خسروی، رسول نیازی و سجاد امیرمجاهدی بازی می‌کنند. همچنین شب گذشته چهره های معروفی از جمله نادر فلاح، مرجان صفابخش، شیرین یزدانبخش، رضا آشفته ، پروفسور زاهدی رئیس کمیسیون آموزش مجلس شورای اسلامی و جمع زیادی از هنرمندان کرمانی به تماشای این نمایش رفتند.
علاقه‌مندان به حضور در کارگاه‌ها و تماشای نمایش می‌توانند به سایت تیوال
www.tiwall.com/theater/revayateasheghane مراجعه کرده یا برای ثبت‌نام با شماره 09339929942 تماس گیرند.
آدرس: طهران. تئاتر شهر. سالن قشقایی.
هرشب ساعت 19

توصیه هایی برای مواجهه استارت آپ ها با شرکت های سرمایه گذاری مخاطره پذیر گام های استوارِ ریسک پذیر

توصیه هایی برای مواجهه استارت آپ ها
با شرکت های سرمایه گذاری مخاطره پذیر
گام های استوارِ ریسک پذیر

محمد صادق سبحانی
کارشناس مرکز نوآوری فناپ
تامین مالی و جذب سرمایه یکی از دغدغه های مهم بنیان گذاران استارت آپ ها برای توسعه کسب و کار و ورود موفق به بازار است. یکی از گروه هایی که درزمینه استارت آپ ها سرمایه گذاری می کنند صندوق ها یا شرکت های سرمایه گذار مخاطره پذیر (venture capital) هستند در این یادداشت به صورت خلاصه مهم ترین مواردی را که باید یک استارت آپ در مواجهه با این شرکت ها در نظر داشته باشد بررسی می کنیم.
جایگاه استارت آپ خود را چرخه عمر کسب و کار بشناسید
هر استارت آپ طی مدت فعالیت خود مراحل متعددی را سپری می کند. همانطور که در نمودار مشاهده می کنید، این روند با یک ایده آغاز و تا رسیدن به یک کسب و کار بالغ ادامه پیدا می کند. گروه های مختلف سرمایه گذار نیز در هر مرحله متناسب با سطح بلوغ استارت آپ ها روی آنها سرمایه گذاری می کنند. براین اساس سرمایه گذاران خطرپذیر یا همان وی سی ها در مرحله ای که محصول یا خدمت شما آماده عرضه انبوه به بازار است می توانند روی پروژه شما سرمایه گذاری کنند، بنابراین اگر هنوز به محصول اولیه دست نیافته اید به وی سی ها مراجعه نکنید برای ارتقای سطح آمادگی خود می توانید از حمایت های مراکز رشد با شتاب دهنده بهره مند شوید.
تیم خود را آماده
ارزیابی کنید
تیم شما مهمترین عامل موفقیت کسب و کار شما خواهد بود؛ بنابراین بدیهی است که وی سی ها تیم استارت آپ را بدقت ارزیابی کنند؛ پس درباره انسجام تیمی و کامل بودن تیم استارت آپ خود اطمینان حاصل کنید. در این تیم باید تمامی تخصص های لازم برای پیشبرد کسب و کار وجود داشته باشد. درباره نحوه توزیع سهام با اعضای تیم تان به طور شفاف گفتگو کرده، سهام استارت آپ را به صورت عادلانه میان اعضا تقسیم کنید تا در آینده اختلاف پیدا نکنید.
در جلسه ای که با کارشناسان وی سی خواهید داشت ممکن است آنها برای ارزیابی تیم تان آموزن هایی جدی انجام دهند، پس بهتر است درباره این آزمون ها مطالعه و یک بار تیم خود را در معرض آنها قرار دهید.
به طور معمول وی سی ها انتظار دارند تمامی اعضای اصلی تیم شما بتوانند حداقل به مدت سه تا پنج سال به فعالیت تمام وقت در استارت آپ متعهد باشند؛ پس اعضای تیم خود را در این باره آماده کنید و بعد از آن سراغ وی سی ها بروید.
صبور باشید و خود را برای جلسات متعدد ارزیابی با وی سی ها آماده کنید
وی سی ها ریسک پذیر هستند، اما با سرمایه خود قمار نمی کنند؛ بنابراین باید درباره ریسک هایی که ممکن است در آینده با آن ها مواجه شوند اشراف کافی پیدا کنند؛ به همین سبب اکثر وی سی ها یک واحد ارزیابی متشکل از کارشناسان خبره فنی و کسب و کاری و مالی دارند؛ بنابراین انتظار نداشته باشید در جلسات اول از یک وی سی پاسخ مثبت یا منفی دریافت کنید.
در جلسات ارزیابی باید یک طرح کسب و کار کامل همراه داشته باشید و بتوانید پس از ارائه ای موجز و کامل و جذاب با اعتماد به نفس کامل به پرسش های ارزیابان پاسخ دهید. این پرسش ها بیشتر به مدل کسب و کار، بازار و مزیت های رقابتی معطوف هستند و البته در پایان نحوه ارزش گذاری استارت آپ شما را بررسی خواهند کرد. در ذهن خود پاسخی قابل قبول برای این پرسش ها مهیا کنید.
در محاسبه سرمایه مورد نیاز استارت آپ خود و ارزش گذاری آن واقع بین باشید
در برآورد سرمایه که نیاز دارید به افراط یا تفریط نیفتید. براساس جریان نقدی برآورد شده در طرح کسب و کار، مقدار سرمایه ای را که نیاز دارید تخمین بزنید. این موضوع درباره ارزش گذاری هم صادق است، شما با ارزش گذاری غیرواقعی طرح نمی توانید نظر وی سی ها را جلب کنید. البته ارزش استارت آپ خود را تا حدی پایین نیاورید که انگیزه کار و تلاش را از شما بگیرد. درباره روش های ارزش گذاری مطالعه کنید و از کارشناسان مشاوره بخواهید.
به وی سی ها فقط به چشم تامین کنندگان سرمایه نقدی نگاه نکنید
وی سی ها علاوه بر تامین مالی، در مدیریت طرح شما هم مشارکت خواهند کرد. این موضوع ممکن است در قالب در خواست تعیین یک عضو هیئت مدیره یا دریافت سهام ممتاز باشد.
این کار وی سی ها را مداخله آنها در اداره شرکت ندانید. اگر وی سی سرمایه گذاری مجرب و متخصص درم وضوع فعالیت استارت آپ شما باشد، خیلی خوش اقبال هستید؛ زیرا شما به پول هوشمند (smart money) دست یافته اید؛ بنابراین پیش از مراجعه به هر وی سی درباره حوزه های فعالیت و تجارب گذشته آن اطلاعات کافی جمع آوری کنید.

نکته

استارت آپ چیست و بهترین سرمایه گذاری کیست؟
علی دانش
مدیر مرکز کارآفرینی طرفه نگار
«استارت آپ» یا کسب و کارهای نوپا به شرکت یا سازمانی موقت گفته می شود. استارت آپ ها به دنبال جستجوی راه حلی برای یک مدل کسب و کار قابل توسعه و تکرار پذیر راه اندازی می شوند و می توانند در هر شکلی ایجاد شوند؛ اما لغات استارت آپ بیشتر برای شرکت هایی به کار می رود که رشد سریعی دارند و در زمینه تکنولوژی فعالیت می کنند. سرمایه گذارها در این زمینه به آن دسته از کارهای نوپایی جلب می شوند که به نسبت خطرشان سود بالایی دارند و مقیاس پذیرتر هم هستند؛ بنابراین آنها هزینه راه اندازی کمتر، ریسک زیاد و توان بالقوه بالایی برا برگردان سرمایه دارند. سرمایه گذاران فرشته از کارآفرینان بخش خصوصی هستند. این افراد مشاوران حرفه ای و مجرب در زمینه های مدیریت کسب و کار، بازاریابی و غیره دارند که می توانند تجربیات و ارتباطات خود را در اختیار استارت آپ ها قرار دهند. اینجاست که اهمیت نحوه ورود یک سرمایه گذار مشخص می شود و به همین دلیل است که به آورد مالی این گروه پول هوشمند گفته می شود.
سرمایه گذاران فرشته پول هوشمند را در اختیار استارت آپ‌ها قرار مید هند و با دریافت سهام و تصدی مدیریت علاوه بر مشارکت در هدایت شرکت، تجربه تجاری و ارتباطات بازار خود را در اختیار این شرکت ها قرار می دهند. باید گفت نرخ موفقیت تجاری نوآوری های تحت پوشش این نوع سرمایه گذاران بسیار بالاتر از میانگین است؛ به همین دلیل سالهاست سرمایه گذاران فرشته با حمایت از شرکت های کوچک و کارافرین نقش چشمگیری در خلق فرصت های شغلی، رشد اقتصادی و افزایش توان رقابت بین المللی کشورها داشته اند.

آینده استارت آپ ها
در گرو آموزش
و سرمایه گذاری
لیلی شهیر
«استارت آپ» و تب و تاب جهانی آن چند سالی است بر شهرهای بزرگ تاثیر گذاشته و توجه فعالان اکوسیستم کارآفرینی را به خود جلب کرده است؛ به طوری که مسئولان اذعان می کنند که اشتغال زایی از این طریق سریع تر و کم هزینه تر است و باید برای گسترش سرمایه گذاری امور مربوط به این حوزه اقدام کرد.
دولت هم به تازگی بسترسازی مناسبی برای حضور شرکت های دانش بنیان و استارت آپی در پارک های علمی و فناوری انجام داده و تسهیلات و معافیت های مالیاتی برای آنها اختصاص داده است. شرکت های دانش بنیان واسطه هایی برای تبدیل نوآوری ها به تکنولوژی هستند که البته هنوز محدودیت هایی برای آنها وجود دارند.
هر چند این موضوع از بحث سرمایه گذاریج داست که عموما خود استارت آپ ها و سرمایه گذاران خطرپذیر انجام می دهند، نشانگر شکل گیری اتفاقات خوبی در این حوزه است.
همچنین توجه به این موضوع را می توان از حضور پررنگ تعداد زیادی از صاحبان کسب و کارهای نوپا در «فین استارز» (بزرگترین رویداد استارت آپ های بازار سرمایه خاورمیانه و شمال افریقا) که ماه گذشته برگزار شد حس کرد. در آن جمع به جز صاحبان استارت آپ، انواع مختلفی از سرمایه گذاران هم حضور داشتند و مشکلات را بررسی و در این حوزه با هم تبادل نظر کردند.
بنابراین اینده ای امیدوار کنند، همراه با توسعه برای کارآفرینی و تجارت الکترونیک انتظار میرود؛ البته آموزش، فرهنگ سازی، درک صحیح از مفهوم کارآفرینی و استارت آپ، تشریح روشهای سرمایه گذاری و رفع نقایص موجود شروطی لازم برای رسیدن به این آینده امیدوار کننده هستند.

«آرت زی» نمونه استارت آپ موفق ایرانی

«آرت زی» نمونه استارت آپ موفق ایرانی

میثم دهقانی، مدیرعامل استارت آپ «آرت زی» (Artzy) که در عرصه فروش مستقیم آثار هنری ایرانی، به ویژه صنایع دستی، فعالیت دارد، گفت: «آرت زی (شرکت ماندگار نقش سپنتا) از خرداد 1394 فعالیت خود را در عرصه فروش مستقیم آثار هنری ایرانی، به ویژه صنایع دستی، در شتاب دهنده دیموند (دانشکده فنی دانشگاه تهران) آغاز کرده است.
این شرکت در این مدت توانسته است علاوه بر جذب سرمایه اولیه مورد نیاز از این شتاب دهنده، همکاری خوبی با شهرداری تهران و سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری داشته باشد».
او افزود: «آرت زی طی فعالیت خود توانسته است بیش از 250 تولید کننده اثر هنری را از سراسر کشور جذب، و برای عرصه محصولات آنها در نمایشگاه‌های مختلف (نمایشگاه گردشگری و صنایع وابسته، نمایشگاه ملی صنایع دستی و غیره) و فضای مجازی (وب سایت آرت زی و شبکه های اجتماعی) اقدام کند.
«بازدهی و به سود رسیدن کار به طرح و ایده آن بستگی دارد، اما به طور میانگین زمانی بین سه تا پنج سال برای آن در نظر گرفته می شود. این زمان برای آن است که جذب سرمایه انجام شود و طرح بتواند رشد کافی داشته باشد
دهقانی درباره ساختار آرت زی گفت: «آرت زی مجتمعی تجاری برای عرضه مستقیم محصولات هنری است؛ به این ترتیب که هر هنرمند می تواند به صورت رایگان فروشگاه اینترنتی خود را در آرت زی ایجاد کرده، برای عرضه مستقیم محصولات خود اقدام کند».
او ادامه داد: «کارشناسان فروش و بازاریابی ارت زی آموزش های لازم برای بهبود کسب و کار و عرضه بهتر محصولات ر ا به صورت اختصاصی به هر هنرمند می دهند و با استفاده از شبکه های مختلف راه را برای فروش هر چه بیشتر محصولات او آماده می کنند. خریدار در آرت زی، علاوه بر کالا، با خالق و پدیدآورنده محصول و نیز قصه ای که پشت تولید هر محصول وجود دارد آشنا می شود». مدیرعامل استارت آپ آرت زی با تاکید براینکه آرت زی از مرکز توسعه تجارت الکترونیکی صنعت، معدن و تجارت نشان اعتماد، و از سایت ساماندهی وزارت ارشد نشان طلایی دریافت کرده است، از تلاش برای فراهم کردن زیرساخت های لازم برای صادرات این آثار خبر داد. او درباره حضور سرمایه گذاران در این طرح هم گفت: «تیم آرت زی پس از حضور و طی دوره پیش شتاب دهی در شتاب دهنده دیموند توانست با ارائه طرح کسب و کار خوب و قابل دفاع خود، سرمایه گذاران این شتاب دهنده را برای سرمایه گذاری صدمیلیون تومانی روی استارت آپ خود مجاب کند».
دهقانی که در جذب سرمایه گذار موفق بوده و بازدهی مناسب هم رسیده است، گفت: «اکنون این استارت آپ روزهای پایانی دوره شتاب دهی خود را می گذارند و درحال مذاکره با سرمایه گذاران برای دور دوم جذب سرمایه است».
او همچنین درباره مشکلات و چالش های موجود در این راه افزود:«جذب سرمایه اولیه، انتخاب نوع کالاهای قابل عرضه در سایت، جذب نیروی انسانی متخصص و متعهد و شاداب، طراحی خدمات، بحث های مالیاتی و قانونی، ارتباط با هنرمندان و جلب اعتماد انها، مدیریت هزینه، و تبلیغات از مشکلات و چالش های مهم این راه بوده است که به مرور آنها را رفع کرده ایم».

رضایت زناشویى

رضایت زناشویى

سیمین سلطانی نژاد
کارشناس ارشد روانشناسی
خانواده یکی از مهمترین نهادهای اجتماعی است که بر پایه ی ازدواج قرار گرفته است در بین نهادهای مختلف جامعه کانون مقدس خانواده بهترین مکان برای تربیت جسم و روان است خانواده از نخستین و مهمترین نهاد های اجتماع است که برای رفع نیازهای حیاتی و عاطفی انسان و بقای جامعه ضرورت تام دارد. رضایت‌مندی زناشویی از جمله عواملی است که در پایداری زناشویی و ثبات نظام خانواده نقش موثری ایفا می نماید. رابطه زناشویی پایه ای برای رابطه ی والدینی است. برای یک زوج سخت است که زن و شوهر خوبی نباشند و بخواهند که والدین با کفایتی باشند. بسیاری از مشکلاتی که خود را در قالب رفتارهای اعضای خانواده به طور انفرادی نشان می دهد خواه والدین یا فرزندان می توانند به تنش های زناشویی مربوط باشند. در روابط تعاملی دو فرد نه تنها از یکدیگر تاثیر می پذیرند بلکه از سایر اجزای سیستم نیز تاثیر پذیرفته و هم بر آنها تاثیر می گذارد . بنابراین تغییر هر جز سیستم درکل سیستم اثر می گذارد .زیر ساخت هر گونه پرورش و تکامل اجتماعی، روانی و اخلاقی، اقتصادی و دینی در خانواده شکل می گیرد . اگر به هر دلیلی نتوانیم این بنیان را مستحکم نماییم هرگز نمی توانیم معیارها و ارزش های خود را استوار و به نسل های بعد منتقل کنیم.
ازدواج به عنوان مبنای شکل گیری نهاد خانواده و مهمترین واقعه در زندگی فردی همواره در افکار عمومی جامعه و در تحقیقات علمی مورد توجه قرار گرفته است. ازدواج یک نهاد اجتماعی و حقوقی مهم است که از طریق فراهم کردن مجموعه ی خاصی از حقوق، امتیازات، تعهدات مسئولیت ها و انتظارات نقشی موثر از روابط زناشویی پایدار حمایت می کند و موجب بقا و تداوم نهاد خانواده و ساختار اجتماعی می شود اما این رویداد همچنان از ظرفیت فشار زا بون برخوردار است. نوع نگرش اسلام به ازدواج مبتنی بر تاثیر عمیق دینی، اجتماعی و روانی آن بر فرد است. نابسامانی ازدواج و عدم خشنودی در زندگی زناشویی به طور معناداری با شیوع اختلالات عاطفی و هیجانی در جمعیت عمومی رابطه دارد. در صورتی که ازدواج های رضایت بخش باعث ارتقا سلامت همسران و مانع رویدادهای منفی زندگی و مشکلات روانشناختی در آنها می شود. پیامدهای بد طلاق در پیکر اجتماع و پدید آمدن نابسامانی متعاقب آن برای زن و شوهر د ر ابعاد مختلف روانی، رفتاری، اقتصادی و اجتماعی حائز اهمیت می باشد.
زوج های جوان مهمترین سرمایه های انسانی و تولید کنندگان نسل آینده اند، نسلی که باید برای رشد و توسعه ی جامعه از سلامت جسمانی و روانی برخوردار باشند. لازمه ی این سلامت نیز برخورداری از حداقل رضایت در امور زناشویی است. به این دلیل آگاهی و اطلاع از عوامل این رضایت از جمله میزان و نوع رضایت زناشویی به عنوان نیاز مرزی برای هر نوع برنامه ریزی روابط در زندگی لازم و ضروری است. رضایت زناشویی یک تجربه ی شخصی در ازدواج است که تنها توسط خود فرد در پاسخ به میزان لذت رابطه ی زناشویی قابل ارزیابی است. رضایت زناشویی به انتظارات افراد بستگی دارد.
یکی از مهمترین عواملی که کارکرد موثر یک خانواده را تحت تاثیر قرار می دهد رضایت اعضای خانواده به خصوص زن و شوهر است. به علاوه وجود نارضایتی در روابط بین همسران به کاهش میزان سلامت و بهداشت روانی و کم شدن میزان رضایت از زندگی می انجامد.
رضایتمندی زناشویی را به صورت نگرش ها یا احساسات کلی فرد نسبت به همسر و رابطه اش تعریف می کنند. رضایتمندی زناشویی یک پدیده درون فردی و یک برداشت از همه ی روابط است و هنگامی به کار می رود که واحد تحلیل فرد است و هدف تجزیه و تحلیل نگرش های ذهنی افراد درباره ی همسر، رضایت زناشویی، احساسات عینی از خشنودی و رضایت و لذت تجربه شده توسط زن و شوهر است که همه ی جنبه های ازدواجشان را مد نظر قرار می دهند. خشنودی زناشویی یکی از عوامل مهم و موثر بر سلامت روانی و ساختار خانواده می باشد همچنین رضایتمندی زناشویی یکی از مهمترین شاخص های رضایت از زندگی است که بر میزان سلامت روان و میزان رضایت از روابط اجتماعی زوجین تاثیر می گذارد. از سویی ناسازگاری زناشویی در رابطه زوجین موجب اختلال در روابط اجتماعی، گرایش به انحرافات و افول ارزش های فرهنگی بین زن و شوهر می شود.
خشنودی زناشویی یکی از عوامل مهم و موثر بر سلامتی زنان است. زنان برخوردار از سلامت جسمی، روانی و عاطفی پایه های مستحکم زندگی خانوادگی سالم و توام با سعادت هستند. برای چندین دهه است که رضایت زناشویی مورد مطالعه قرار می گیرد. محققان به هنگام مطالعه ی این مقوله در طول دوران ازدواج دریافتند که در طی مراحل اولیه ازدواج رضایت زناشویی افزایش می یابد و در طی ۱۰ تا ۲۰ سال بعد رو به کاهش می گذارد و بعد از اینکه فرزندان خانه را ترک می کنند زوجین مجال بیشتری برای تقویت رابطه ی زناشویی و صمیمیت می یابند این کاهش میزان رضایت زناشویی غالبا به افزایش استرس در طول این دوران مرتبط است استرس هایی چون کنار آمدن با رسیدن فرزندان به سن جوانی، مراقبت از والدین سالخورده، احساس پوچی، مسائل مالی و بازنشستگی.
زندگی زناشویی همیشه در معرض خطر بروز اختلافات متعددی از جمله : اعتیاد همسر، مشکلات مالی و اقتصادی و بیماری روانی، جسمی و یا جنسی یکی از زوجین می باشد ولی گاهی اختلافات به گونه ای کاملا متفاوت خود را نشان می دهد. بیشتر اختلافات زناشویی با وجود نظام مشکلات به دلیل عم توافق زوجین در حل مسائل زندگی و یا عدم علاقه زوجین به یکدیگر و نه به علت وجود اختلافات بنیادین است بلکه هر دو طرف در عین دوست داشتن یکدیگر در روابط خود به گونه ای نا خواسته و شاید به دلیل نا آگاهی از ویژگی ها و صفات شخصی دچار مشکل می شوند که در نتیجه منجر به بالا گرفتن مشکلات زندگی و افت رضایتمندی زوجی و حتی طلاق می شود.

سرمربی مس رفسنجان برکنار شد زینلی: فعلا کسی سرمربی نیست

سرمربی مس رفسنجان برکنار شد
زینلی: فعلا کسی سرمربی نیست
تیم فوتبال مس رفسنجان با گذشت 8 هفته از آغاز لیگ یک تنها 4 امتیاز کسب کرده است و همین مساله باعث شد مسوولان این باشگاه علی کلانتری را از کار برکنار کنند.
کلانتری فصل گذشته سرمربی فجرسپاسی بود و این تیم را تا آستانه صعود به لیگ برتر هم پیش برد که در نهایت این اتفاق نیفتاد.
علی زینلی مدیر عامل باشگاه مس رفسنجان در خصوص برکناری علی کلانتری از سرمربیگری مس رفسنجان اظهار داشت: کلانتری برکنار نشده است، بلکه قرار است کادر فنی تیم تقویت شود ما صحبت‌هایی را با کریستوویچ انجام داده ایم و قرار است تا اوایل هفته آینده وضعیت حضور او در تیم مشخص شود.
وی در مورد اینکه چه کسی به عنوان سرمربی هدایت تیم را برعهده خواهد داشت گفت: فعلا کسی سرمربی نیست و همه به عنوان مربی در تیم فعالیت خواهند کرد تا ببینیم ظرف 10-20 روز آینده چه اتفاقی می‌افتد. اینکه چه کسی سرمربی باشد خیلی مهم نیست. باید تلاش کنیم که تیم از این بحران خارج شود.
مدیرعامل باشگاه مس رفسنجان با انتقاد از نتایج این تیم در لیگ دسته اول یادآور شد: در 8 هفته‌ای که برگزار شده ما تنها 4 امتیاز گرفته‌ایم و در رتبه شانزدهم قرار گرفته‌ایم که به هیچ عنوان زیبنده مس، کلانتری و بازیکنان نیست. به دلیل کسب این نتایج هم تمام این افراد از جمله خود من 10 درصد از قراردادشان کسر خواهد شد و حالا در صورت بهبود نتایج و جبران امتیازات از دست رفته ما این جریمه را بازخواهیم گرداند.
زینلی در مورد اینکه اگر با کریستوویچ به توافق نرسند گزینه دیگری را به کادر اضافه می‌کنند یا خیر گفت: ما صحبت‌هایی را با این مربی انجام داده‌ایم اما اگر به نتیجه نرسیدیم اولویتمان مربیان بومی که با آنها صحبت خواهیم کرد و کادر را تقویت می‌کنیم.
وی در مورد علت عدم نتیجه گیری مس تاکید کرد: وقتی تیمی شکست می‌خورد همه مسئولان باشگاه و بازیکنان مقصر هستند از من مدیرعامل گرفته تا کادر فنی، بازیکنان و همه افراد. البته 4-5 امتیاز به خاطر اشتباهات داوران بود که کمیته داوران هم این موضوع را تائید کرد. برخی از امتیازها هم به خاطر این بود که استرس بازیکنان بیش از حد بود.کلانتری در انتخاب بازیکنان اشتباه نکرد اما متاسفانه اتفاقاتی افتاد که آن نتایج که مدنظرمان بود کسب نکردیم.