بایگانی مطالب نشریه
مهدی نامجو مربی جوان و آینده دار تیم فوتبال صنعت مس کرمان: مس برای صعود نیاز به همدلی دارد
مهدی نامجو مربی جوان و آینده دار تیم فوتبال صنعت مس کرمان:
مس برای صعود نیاز به همدلی دارد
مهدی نامجو بازیکن و کاپیتان سابق تیم فوتبال مس کرمان یکی از ارزنده ترین مربیان فوتبال کرمان می باشد که در عین جوانی تجربیات فوق العاده زیادی را با خود به یدک می کشد و در آینده ای نزدیک به طور حتم این مربی را روی نیمکت یکی از تیم های لیگ برتری خواهیم دید. برای آشنایی بیشتر با وی گفت و گویی داشتیم که در ادامه می آید:
شروع فوتبال
از 10 سالگی فوتبال را از باغین شروع و در سال 63 با تیم شهرداری کرمان با مربیگری زنده یاد منصور نظریه فوتبال حرفه ای را شروع کردم و در سال 64 به اردوی تیم ملی فوتبال ایران دعوت شدم که متاسفانه نتوانستم در لیست نهایی تیم ملی قرار بگیرم. تیم شهرداری در سه مرحله شانس حضور در لیگ یک ایران را داشت ولی متاسفانه در مرحله آخر با بدشانسی از صعود باز ماند. در آن زمان سرمربیان بزرگی همچون زنده یاد ناصر حجازی، زنده یاد جهانگیر جهانشاهی، زنده یاد مهدی محمدی، ناصر ابراهیمی ،زنده یاد منصور نظریه و محمد جلال کمالی هدایت تیم شهرداری را بر عهده داشتند.
در سال 75 تیم شهرداری به صنعت مس کرمان تغییر نام داد و بهمن صالح نیا، بیژن ذوافقارنسب، جلال طالبی، جلال چراغپور و محمود یاوری سرمربی این تیم شدند و در سال 84 تیم با سرمربی گری نادر دست نشان به لیگ برتر صعود کرد. در سال 82 در تیم پاس تهران با مربیگری زنده یاد همایون شاهرخی یک فصل بازی کردم و قهرمان لیگ ایران
شدیم و
سرانجام به علت آسیب دیدگی در سال 84 بعد ازیک فصل بازی برای تیم فوتبال صنعت مس سرچشمه با مربیگری علی هادوی از فوتبال خداحافظی و به دنیای مربیگری وارد شدم.
پست بازی
ابتدا به عنوان مهاجم بازی می کردم حتی عنوان آقای گلی جوانان استان را با 24 گل زده به دست آوردم ولی بعدها به علت پرش های بلندم و با نظر زنده یاد منصور نظریه مربی وقت تیم به عنوان دفاع وسط تغییر پست دادم و در این پست توانستم بسیار موفق بازی کنم و به عنوان دفاع وسط بیش از 10 گل هم برای تیمم به ثمر رساندم.
مربیگری
در سال 85 بعد از شرکت و دریافت مدرک مربیگری B آسیا به عنوان سرمربی تیم نوجوانان صنعت مس کرمان معرفی شدم، سال 86 سرمربی تیم نونهالان صنعت مس کرمان بودم که توانستیم قهرمان کشور شویم و در سال 87 هم به عنوان سرمربی امید صنعت مس کرمان در مسابقات کشور تا نیمه نهایی صعود کردیم، در فصل 89-90 با درجه A آسیا در سمت کمک مربی تیم بزرگسالان صنعت مس در لیگ برتر و در کنار صمد مرفاوی بودم و در حال حاضر در خدمت تیم بزرگسالان صنعت مس کرمان با سرمربی گری منصور ابراهیم زاده هستم.
به جز من آقایان میرزایی و خدمتی دو مربی جوان و آینده دار کرمانیو آقایان مجید باجلان و رضا امینی زاده در کادر فنی تیم فوتبال صنعت مس کرمان حضور دارند و تمام سعی مان را می کنیم تا الگوهای تمرینی را از سرمربی تیم یاد بگیریم.
مبلغ قرارداد
اولین دریافتی من در تیم شهرداری در سال 69 مبلغ 700 تومان ماهیانه بود و آخرین دریافتی در تیم صنعت مس سرچشمه در سال 84 مبلغ 15 میلیون تومان بود.
در حال حاضر مبلغ قرارداد هم برای من ارزشی ندارد زیرا قصد دارم با کسب تجربه به عنوان سرمربی تیم لیگ برتری انتخاب شوم و بعد به فکر قرارداد باشم.
صنعت مس
تیم فوتبال صنعت مس کرمان در حال حاضر از سرمربی بزرگ و بادانشی بهره می برد، منصور ابراهیم زاده با تجربه نایب قهرمانی آسیا با تیم ذوب آهن اصفهان می تواند تیم مس را به لیگ برتر برساند ولی باید همه مردم و مسئولین کرمان همدل و هم قسم از تیم حمایت کنند تا با صعود به لیگ برتر و حضور تماشاچیان فهیم کرمانی در ورزشگاه باعث شادی و نشاط در جامعه شویم.
باشگاه محراب
در سال 85 برای انتقال تجربیاتم به جوانان کرمان، باشگاه ورزشی محراب (به نام پسرم) را افتتاح کردم و در ابتدا با 32 رشته (آقایان و بانوان) همچون فوتبال، بسکتبال، تیراندازی به اهداف پروازی و … شروع کردیم و حتی توانستیم اولین مدرسه فوتبال بانوان استان کرمان را افتتاح کنیم. در حال حاضر هم در تلاشم تا سال آینده تیم های فوتبال نونهالان و نوجوانان محراب را در مسابقات شرکت بدهم تا جوانان آینده دار کرمانی را در سطح کشور معرفی و مطرح کنیم. از دوستانم آقایان سعید سلاجقه، صبا نیک نفس و امیر جعفری که مرا در بهبود کیفیت فنی باشگاه همراهی می کنند، تشکر و قدردانی کنم.
و حرف پایانی …
امیدوارم بتوانم با کسب تجربه و شرکت در کلاس های مربی گری به سطح اول فوتبال ایران برسم و باعث افتخار شهرم باشم و با توسعه باشگاه محراب بتوانم مکانی امن برای نوجوانان و جوانان آینده دار کرمان مهیا کنم.
کوتاه با نامجو
بهترین مربی ایرانی: مرحوم ناصر حجازی
بهترین مربی کرمانی: زنده یاد منصور نظریه
بهترین بازیکن ایرانی: اشکان دژاگه
بهترین بازیکن کرمانی: خاندان، کرامت، شهیدی وکهندل
الگوی ورزشی: پائولو مالدینی
الگوی مربیگری: فرگوسن – گواردیولا
محمد کهندل سرمربی تیم نونهالان مس: هنوز در ابتدای راهیم
محمد کهندل سرمربی تیم نونهالان مس:
هنوز در ابتدای راهیم
تیم فوتبال نونهالان مس کرمان در رقابتهای لیگ برتر نونهالان کشور نتایج بسیار خوبی را در این فصل کسب کرده است و از چهار بازی گذشته خود با کسب سه پیروزی و یک تساوی و ده امتیاز در صدر گروه خود قرار دارد.
محمد کهندل سرمربی این تیم اما این موضوع را تنها شروع کار نونهالان مس میداند و از این میگوید که این تیم باید تا پایان بازیها با تمام تلاشش کار خود را ادامه دهد.
محمد کهندل در خصوص شرایط کلی تیم و تغییرات نسبت به سال گذشته گفت: تیم امسال 90 درصد تغییرات داشته است که با حمایت و همکاری باشگاه با تست گرفتن از 350 نفر از کل استان و انتخاب 20 بازیکن برتر از مدارس فوتبال، تیم ایده آل مان را جمع کردیم.
البته یکی از مشکلات اصلی ما مربوط به زمان بود که متاسفانه فقط 4 هفته وقت داشتیم تا آماده مسابقات شویم اما خدا را شکر می کنم با تلاش همه بازیکنان و کادر فنی و همکاران پرتلاشم و همه مسئولین باشگاه تیم خوبی را روانه مسابقات کردیم که تا به الان در صدر جدول قرار گرفته ایم و شرمنده مردم شریف و عزیز و مسئولین محترم نشدیم.
وی در خصوص اینکه تمام بازیکنان بومی و از استان کرمان هستند گفت: ما از تمام شهرها از جمله زرند جیرفت کهنوج بم و … تست گرفتیم و بازیکنان بسیار عالی و خوبی داریم که قطعا همین بچه ها آینده سازان فوتبال استان و پشتوانه تیم بزرگسالان خواهند بود.
وی در مورد حمایت های مسئولین و باشگاه اضافه کرد: مسئولین باشگاه تا حد توان شرایط مناسب را برای ما بوجود آوردند و از بچه ها حمایت کردند که جا دارد از آنها تشکر ویژه کنم. بارها آقای مسعودزاده مدیرعامل و آقای ابراهیم زاده به تمرین و محل بازی ما آمدند و بسیار روحیه دادند. این بسیار ارزشمند است و این توجه می تواند برای رشد بچه ها بسیار مفید باشد. این بازیکنان قطعا می توانند تیم های مس را بی نیاز از بازیکن کنند.
کهندل با اشاره به اینکه ما تازه در ابتدای راه هستیم گفت: تازه 4 بازی را انجام دادیم و هنوز بازی های زیادی داریم و ما تمام تلاشمان را خواهیم کرد بهترین نتیجه را برای دیار کریمان بدست آوریم.
در این موفقیت تمام اعضای کادر فنی آقای موذن زاده به عنوان سرپرست، آقای علی ودیعتی به عنوان مربی آقای سعید کریمی به عنوان مربی دروازه بان ها و اقای محمد نورالدینی به عنوان مربی بدنساز نقش بسزایی داشتند و صدرنشینی حال حاضر ما حاصل تلاش کار گروهی از بازیکنان تا کادر فنی و مسئولین باشگاه بوده است که در کنار من بودند.
آغاز هفته نخست لیگ برتر هندبال زنان
با 2 دیدار
شهرداری بم در البرز به میدان می رود
هفته نخست دوازدهمین دوره لیگ برتر هندبال زنان جمعه 30 مهر با برگزاری دو دیدار آغاز می شود.
دوازدهمین دوره لیگ برتر زنان با حضور 8 تیم از جمعه 30 مهر آغاز می شود که در نخستین دیدار تیم تازه لیگ برتری شده هیئت البرز میزبان شهرداری بم است و شهید چمران لارستان در قم به مصاف تیم هدف پویان این شهر می رود.
فرامرز می آبادی دبیرکل فدراسیون با بیان این خبر گفت: دیدار شهرداری سنندج و تاسیسات دریایی به دلیل حضور تیم سنندج در جام باشگاههای آسیا به تعویق می افتد و همچنین شهرآورد اصفهان میان 2 تیم فولاد مبارکه سپاهان و ذوب آهن به دلیل نقص مدارک هر دوتیم به زمان دیگری موکول شد.
دبیرکل فدراسیون هندبال تاکید کرد: چنانچه این 2 تیم اصفهانی مدارک خود را تکمیل کنند، شهرآورد اصفهانی ها هفته آینده برگزار می شود.
درخشش رکابزن ملیپوش مس در کاپ آسیایی
دوچرخه سوار ملیپوش تیم مس کرمان در مسابقات کاپ آسیایی هندوستان خوش درخشید و برروی سکو رفت.
در سومین و آخرین روز مسابقات دوچرخه سواری پیست کاپ آسیا در هندوستان علی علیعسگری رکابزن شایسته تیم مس موفق به کسب دو مدال مختلف شد. در رقابت روز پایانی و در ماده اسپرینت علی علی عسگری که در تیم مس کرمان رکاب میزند، مدال نقره را از آن خود کرد و حسن علی ورپشتی به مقام چهارم رسید. همچنین محمد دانشور و علی علی عسگری توانستند مدال با ارزش نقره و برنز را در رشته کایرین از آن خود کنند. دانشور که توانسته بود در روز نخست یک مدال با ارزش طلا را صید کند در رشته یک کیلومتر نیز به مقام چهارم دست یافت. در این دوره یازده کشور حضور داشتند و تیم ملی کشورمان با کسب 4 مدال و دو مقام چهارمی نتیجه قابل قبولی را کسب نمود.
اعلام برنامه هفته چهارم لیگ برتر فوتبال بانوان
مصاف قهرمان فصل قبل با مدعی جدید
هفته چهارم لیگ برتر فوتبال بانوان جمعه (30مهر ماه) با 6 دیدار در شهرهای مختلف ایران برگزار میشود. در این هفته از رقابتها مهمترین دیدار بین تیمهای آیندهسازان و شهرداری سیرجان برگزار میشود. هر دو تیم مدعی هستند و از ابتدای شروع لیگ برای دیگر تیمهای حاضر خط و نشان کشیدند.
آیندهسازان هفته گذشته با پیروزی برابر استقلال حالا با انگیزه بالایی برابر تیم شهرداری حاضر میشود. شهرداری بم دیگر تیم کرمانی لیگ نیز میزبان همیاری آذربایجان است.
استانداران کرمان از سال 1300 تا 1394 شمسی برگرفته از کتاب رهگذار عمر/خاطرات و فعالیت های محمد صنعتی
استانداران کرمان
از سال 1300 تا 1394 شمسی
برگرفته از کتاب رهگذار عمر/خاطرات و فعالیت های محمد صنعتی
معاضدالسلطنه پیرنیا 1303 ش
«ابوالحسن پیرنیا، ملقب به «معاضدالسلطنه» فرزند میرزا محمدباقرخان نائینی ملاک، متولد ۱۲۴۸، پس از فرا گرفتن خواندن و نوشتن به تهران آمد و با کمک میرزا نصراللهخان مشیرالدوله پیرنیا در خدمت وزارت امور خارجه قرار گرفت و پس از مشاغل مختلف به سمت سرکنسول ایران در بادکوبه منصوب گردید.
در آغاز حرکت مشروطهخواهی با مردم همصدا شد. ابتدا خواستار عدالتخانه و سپس مجلس و قانون و دخالت مردم در سرنوشت خود گردید. به همین سبب و از رهگذر تبلیغات و بهرهگیری از نفوذ و اقتدار میرزا نصراللهخان مشیرالدوله به نمایندگی دورهی اول مجلس شورای ملی انتخاب شد. وی پس از به توپ بستن مجلس، به اروپا رفت و در آنجا به تبلیغات علیه محمدعلیشاه قاجار و قانونشکنیهای وی پرداخت (1).
وی پس از پیروزی مشروطهخواهان به ایران برگشت و به عنوان نمایندهی مردم گیلان به نمایندگی مجلس رفت اما در میانه این دوره از سوی صمصامالسلطنه بختیاری به عنوان وزیر پست و تلگراف معرفی گردید و در سه ترمیم کابینه همان شغل را داشت.
«وی پس از سقوط این کابینه حاکم یزد شد و چند سالی را با این سمت در آن سامان گذراند. او در سال ۱۳۰۲ هنگامی که رضاخان سردار سپه به نخستوزیری رسید، در کابینه وی شرکت کرد و مقام وزارت عدلیه را پذیرفت. ابوالحسن معاضدالسلطنه در دومین کابینه رضاخان هم همین مقام را حفظ کرد. وی در دوره پنجم بار دیگر به نمایندگی مجلس انتخاب شد و در دوره هشتم هم به عنوان نماینده به مجلس رفت. در سال ۱۳۰۳ به عنوان والی کرمان و بلوچستان انتخاب شد و یک سال در این مقام فعالیت کرد.
او در دوران سلطنت رضاشاه پهلوی یک بار دیگر در سال ۱۳۱۴ والی کرمان گردید و پس از دو سال به والیگری ایالت فارس برگزیده شد (۱۳۱۶) و در همین سمت در سال ۱۳۱۸ بر اثر ایست قلبی درگذشت. همین امر موجب شد تا عدهای شایعه کنند که وی را به امر شاه کشتهاند. اما واقعیت این است که او به سبب سکتهی قلبی مرده بود.
وی با دختر مشیرالسلطنه ازدواج کرده بود و دو پسر و چهار دختر داشت. حسین نواب وزیر امور خارجه و شخصیت سیاسی دوران محمدرضا پهلوی داماد ابوالحسن پیرنیا بود» (2).
پی نوشتها:
(1) ـ بامداد، مهدی: شرح حال رجال ایران، ج 1، ص 285.
(2) ـ عاقلی، باقر: شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، ج 1، ص 470 و 471.
شایان ذکر است، در مورد انتصاب پیرنیا در این سال در برخی منابع اختلاف وجود دارد، اما از آنجایی که وی دو مرتبه حکومت کرمان منصوب گردیده است و در زندگینامه وی اشارهای به حکومت وی در این سال (1303 ش.) شده است، در اینجا از وی یاد شده است.
نظامالدوله نوری 1305 ـ 1304 ش
«امیر اصلان خواجه نوری، ملقب به «نظام السلطان» و «نظامالدوله» فرزند میرزا محمدخان موقرالدوله نوری و نوهی میرزا آقاخان نوری اعتمادالدوله ـ دومین صدراعظم ناصرالدین شاه ـ متولد 1258، در دربار مظفرالدین شاه ترقی نمود و تدریجاً به سمت مشروطهخواهان گرایش نمود و حتی نزدیک بود توسط عینالدوله تنبیه گردد، که با توسل چند نفر نجات یافت و به حکومت مازندران رسید. چون اموال زیادی به وی رسیده بود، بر خلاف غالب حکام، چشم طمع به دارایی دیگران و رعایا نداشت و با هزینه شخصی چند جاده احداث کرد. در انتخابات دوره سوم مجلس، از بارفروش (بابل) به مجلس راه یافت. پس از حکومت در بروجرد و لرستان و همدان، بار دیگر (دوره چهارم) از بارفروش به مجلس راه یافت. در سال 1304 ش. حاکم کرمان شد و قریب دو سال بر ایالت کرمان و بلوچستان حکومت نمود. وی که در دوره مظفرالدین شاه لقب «نظامالسلطان» را دریافت نموده بود، در دوره احمدشاه، پس از فوت پدربزرگ مادری، لقب او که «نظامالدوله» بود را دریافت نمود.
وی مردی بسیار متمول و عیاش و با کفایت و درایت و مدیر و مدبر بود. از ثروتی که از طریق مادر به وی رسید، زندگانی بسیار مجللی برای خود تدارک دید و همین امر باعث شد تا در مأموریتها سوءاستفاده نکند بلکه به رعایا هم کمک مالی نماید. در میانسالی عشق سوزانی نسبت به «افتخارالسلطنه»(1) دختر زیبا و عیاش ناصرالدین شاه پیدا کرد که آن عشق در آن روزها در افواه مردم و هم امروزه در بعضی از یادداشتها گفته و نوشته شده است. سرانجام وی همسر و پنج فرزند خود را رها نمود و با افتخارالسلطنه ازدواج نمود. نظامالدوله در لشکرک املاک زیادی داشت. باغی در آنجا احداث نمود که مدفن او نیز میباشد. وفات او در 1317 ش. اتفاق افتاد» (2).
در مورد حکومت وی در کرمان آمده: «نظامالدوله نوری در سال 1304 ش در اردیبهشت ماه وارد کرمان گردید … نظامالدوله مختصر سخنرانی نمود و بعد با حاضرین دست داده و به خانه یکی از خوانین که در باغهای زریسف بود و قبلاً برای سکونت او مهیا شده، با ماشین که آن روزها خیلی اهمیت داشت رهسپار شد …
در آبان ماه سال1304 ش مجلس شورای مجلس شورای ملی رای به خلع احمدشاه قاجار از سلطنت ایران و نصب اعلیحضرت رضاشاه پهلوی را به سلطنت ایران صادر نموده و مردم ایران، خصوصاً کرمانیان رنج و ستم کشیده از دست سلاطین قاجار با بی صبری در تلگرافخانه کرمان اجتماع نموده، هر لحظه منتظر تلگراف بودند. در ساعت نه صبح روز نهم آبان، خبر انتخاب اعلیحضرت رضاشاه پهلوی به سلطنت ایران مخابره شد؛
ادارهی قشون در جلو حوض تخم مرغی محوطه وسیعی فرش انداخته، افسران و سربازان به رقص و پایکوبی مشغول و اهالی به تماشای آنها اجتماع نموده کف میزدند. در اسفند ماه 1304 نظامالدوله معزول و به تهران احضار و وثوقالسلطنه دادور به جای او منصوب گردید» (3).
پی نوشتها:
(1) ـ گویا عارف قزوینی (شاعر معروف دوره مشروطیت) نیز عشقی آتشین به افتخارالسلطنه داشت و این شعر را نیز برای وی گفته بود:
افتخار همه آفاقی و منـــــظور منیشمع جمـــــع همه عشاق به هر انجمنی
به سر زلف پریشان تو دلهایپریش همچو خو کرده چو عارف به پریشانی وطن
(2) ـ تلخیص از: عاقلی، باقر: خاندانهایحکومتگر ایران، ص 110 تا 116.
(3) ـ همت، محمود: کرمان؛ شهر شش دروازه، ص 111 و 112.
وثوقالسلطنه دادور 1305 ش
«مهدی دادور، معروف به «وثوقالسلطنه» فرزند میرزا موسی وزیرلشکر، متولد 1257 است. وی تحصیلات خود را در تهران انجام داد و وارد وزارت لشکر شد (دارایی ارتش). مدتها در آنجا مصدر مشاغل مختلف بود تا سرانجام به معاونت وزارت جنگ رسید. در 1299 مشیرالدوله در کابینه خود سمت وزارت جنگ را به او واگذار کرد. بعد از کودتا مدتی حکمران گیلان شد و پس از چندی استانداری کرمان را عهدهدار شد. پس از آن والی خراسان گردید. در دوره هشتم، نهم، دهم، یازدهم، دوازدهم و سیزدهم از تهران به مجلس راه یافت و چندی نیز نیابت ریاست را داشت. در سال 1323 به استانداری فارس رفت و مدتی نیز استانداری آذربایجان را عهدهدار بود. در سال 1326 در سن 69 سالگی در تهران درگذشت. وی از ملاکین ایران محسوب میشد و طبعاً در ماموریتهایی که داشته است، همیشه با حسن خلق انجام وظیفه کرده است» (1).
در مورد حکومت وی در کرمان آمده: «در اواخر فروردین ماه 1305 ش به کرمان وارد [شد]. مردم از زن و مرد پیر و جوان در دو طرف خیابان ایالتی اجتماع و ابراز احساسات نمودند …» (2).
پی نوشتها:
(1) ـ عاقلی، باقر: شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، ج 2، ص 651.
(2) ـ همت، محمود: کرمان؛ شهر شش دروازه، ص 112.
کرمان
در کتیبه شاپور ساسانی
نام کرمان از نام یکی از ده شاخه اصلی پارسیان که به جنوب ایران آمدند گرفته شدهاست. شاخههای اصلی پارسیان اینها بودند: پاسارگادی، مارافی، کرمانی، ماسپی، پانتیالی، دِروسی، دایی، مَردی، دروپیکی و ساگارتی.
کرمان در زمان هخامنشیان بخش عظیمی از ساتراپ فارس به شمار میرفت.
قلعه دختر و قلعه اردشیر از آثار دوران ساسانی در شرق شهر کنونی کرمان، که هنوز خرابههای آن ها برجاست، گواه بر این است که لااقل در زمان اردشیر بابکان در همین محل، شهری آباد یا قلعهای مهم وجود داشتهاست.
مؤلف جغرافیای کرمان معتقد است که حدود ۲۲۰ پس از میلاد، به هنگام فتح کرمان به دست اردشیر این محل گواشیر نام داشته و مرکز ولایت کرمان بوده است بنا به گفته هرودت کرمانیا از قبایل دوازدهگانه ایران میباشد و ساتراپی چهاردهم (دارا) مشتمل بر ایالت کرمان بودهاست. در روایات اساطیری آمدهاست که کیخسرو کرمان و مکران را به رستم بخشید همچنین نشانیهایی از فرمانروایی بهمن بر این خطه میدهند آنگاه روایت تاریخی این سرزمین آغاز میشود و اینکه در زمان هخامنشیان کوروش آن را تبعید گاه نبونید (پادشاه مغلوب شده بابِل) قرار داد سپس سخن از حکومت اشکانیان را شکست داد و فرزند خود را که او هم اردشیر نام داشت به حکومت کرمان گماشت. بنا به نوشتههای مورخ کلدانی و کاهن معبد مردوک در سالهای ۵۳۹-۵۳۸ که کتب او از منابع مهم تاریخ زمان کورش است کرمان از ولایات تابعه کوروش بوده و محلی مطمئن برای او بشمار میرفته است.
در عصر داریوش کبیر نام کرمان جزء ولایات تابعه هخامنشی آمدهاست و در کتیبه بنای شوش کلمهای مشاهده میشود که نام چوب درختی بودهاست که برای استحکام بنای ساختمانها (شاید همان کاخ) به کار میرفته و محل تهیه این چوب کرمان ذکر شدهاست. در این مورد داریوش میگوید:«چوب بیش مکن از گنداره (پیشاور) و کرمان حمل شود.» در متن کتیبهای که از شاپور اول ساسانی- در اطراف کعبه زرتشت در نقش رستم فارس – به دست آمده است، شاپور درباره قلمرو خود چنین مینویسد: منم خداوندگار مزداپرست شاپور شاهنشاه ایرانیان و غیرایرانیان. امارات و ولایات امپراتوری ایران اینها هستند: پارس، پارت، خوزستان، میشان، آشور، آذیان، عربستان، آذرآبادگان (آذربایجان)، ارمینیا، (ارمنستان)، سسیگان، کرمان و سیستان. در کتب تاریخی از عهد قدیم، چند جا به نام کرمانیان به صورت بخشی از ایران برمیخوریم.
هرودت گوید: پارسی ها به شش طایفه شهری و ده نشین و چهار طایفه چادرنشین تقسیم شدهاند شش طائفه اولی عبارتند از: مرفیان، ماسپیان، پانتالیان، دروسیان، گرمانیان در خصوص گرمانیان تصور میرود همان کرمانیان باشند. در کتیبههای هخامنشی ظاهراً مقصود از کلمه کارمانیا همان کرمان است.
در کتب تاریخی از عهد قدیم، چند جا به نام کرمانیان به صورت بخشی از ایران برمیخوریم. احمد علیخان وزیری (مؤلف کتاب جغرافیای کرمان) معتقد است که حدود ۴۳۰ سال قبل از اسلام – به هنگام فتح کرمان به دست اردشیر – این محل گواشیر نام داشته که مرکز ولایت کرمان بودهاست.
بخشی از خانههای مسکونی مردم فقیر در پای دامنههای این دو تپه و قلعه شکل یافته بوده و بعداً با گسترش تدریجی شهر کرمان در جهت غرب توسعه یافته و با توجه به توسعه و رونق اقتصادی در دورههای بعد از اسلام این شهر به تدریج نضج گرفته و رفته رفته بزرگتر شده تا جایی که وسعت آن به حدود دویست هکتار رسیده هم رسیده است.
روایت هوشنگ مرادی کرمانی از کرمان دهه 30 بازار کرمان برای همیشه در ذهنم مانده است
روایت هوشنگ مرادی کرمانی از کرمان دهه 30
بازار کرمان برای همیشه در ذهنم مانده است
پیام ما- هوشنگ مرادی کرمانی، یکی از نویسندگان نامدار ایرانی است. او اصالتاً کرمانی است و داستان هایش همیشه بوی سیرچ و کرمان را می دهد.
این نویسنده نامدار با این که بیش از نیم قرن است که کرمان را به مقصد پایتخت ترک کرده و در آن جا رحل اقامت افکنده؛ اما هم چنان دل در گرو زادگاهش دارد. گفت و گوهای زیادی توسط خبرنگاران با این نویسنده انجام گرفته است. اما مفصل ترین مصاحبه با این نویسنده شهیر را کریم فیضی، خبرنگار روزنامه اطلاعات به سرانجام رسانده است.
کتاب«هوشنگ دوم» مجموعه مصاحبه های کریم فیضی با هوشنگ مرادی کرمانی است که توسط انتشارات اطلاعات چاپ شده است. مرادی کرمانی در این کتاب از همه چیز و همه جا سخن گفته و به قول معروف«جیک و پیک» زندگی اش را روی دایره ریخته است. متن زیر، بخشی از این کتاب 500 صفحه ای است. مطالعه مصاحبه زیر و همچنین کتاب هوشنگ دوم را به شما خوانندگان صفحه کرمون توصیه می کنیم؛
کرمان آن روز [دوران کودکی نویسنده] به چه صورتی بود؟ به خصوص از منظر کودکی که تازه به آن گام گذاشته بودید؟
چیزی که از کرمان در ذهنم مانده و همیشه در یادم است، بازار کرمان است. کرمان، بازار معروف و بزرگی دارد که مادرزن عمویم مرا به آن جا می برد. فضای گنبدی بازار و مغازه های بازار، خیلی برای من جالب بود. شلوغی بازار نیز جالب بود. تا آن روز، آن همه آدم ندیده بودم. میدانی هم در اطراف آن بود که به آن «میدان باغ» می گفتند. الآن اسمش میدان ارگ است. آن جا پر از دست فروش و مارگیر و معرکه گیر و رمال و… بود. من از آن ها خوشم می آمد و مرتب می رفتم و این صحنه را تماشا می کردم. بارها در آن جا گم شدم و مادر زن عمویم در دست من گیر کرده بود! همین جور که داشتیم می رفتیم، هر زمان برمی گشت، می دید هوشو نیست. از دست من به تنگ آمده بود.
چرا از این فضا خوشتان می آمد؟
چون آن جا پر از قصه بود. هر تکه از این میدان و بازار، برای من جالب بود. در هر چیزی، یک نفر بود که داشت برای من قصه می گفت. مشخصاً مردی بود که پرده ای را آویزان کرده بود و داستان رستم و اسفندیار و حضرت ابوالفضل را نقل می کرد. در طرف دیگر مارگیری بود که خودش قصه بود. آن جا پر از فالگیر بود. البته فکر نمی کنم الآن به همان صورت باقی مانده باشد.
به نظر می رسد شما این فضا را بر مدرسه شبانه روزی ترجیح می دادید. در واقع دوست داشتید همواره لابه لای مردم باشید و وول بخورید.
درست است. اول بازار کرمان در چهارسوق پر از نقاشی است. می گویند کریم خان زند آن را ساخته است. مثل این که کریم خان زند یک بازار در کرمان ساخته، یک بازار هم در شیراز و آن دو، شکل هم هستند و اسم هر دو شان بازار وکیل است. این بازار، مرکز کرمان بود. همه در آن جا بودند. من آن بازار را خیلی دوست داشتم. هنگام ظهر که آفتاب از روزنه های بالای بازار به زمین می افتاد، من از روی آن ها می پریدم. در داستانی نوشته ام: از روی سینی های نور می پریدم.
در بازار هم چنین نخودبریزی بود، یعنی آجیل فروشی. البته نخودبریزها فرقی که با آجیل فروش ها داشتند این بود که خودشان پسته و بادام و فندق را بو می دادند. عطر این اقلام در بازار می پیچید. یا قنادی هایی بودند که سینی ها را بیرون می گذاشتند و تویش پشمک می ریختند. همه چیز در این فضا برای من جذاب بود. هم از نظر شکمی، هم از نظر قصه دیدن، هم از نظر قصه شنیدن. به همین جهت دوست داشتم همیشه در بازار باشم.
مادرزن عمویم، وقتی در اوایل آمدن به کرمان، مرا از این مدرسه به آن مدرسه می برد، دوست داشتم از بازار عبور کند.
قبول دارید نمی توانیم از کنار مسائل اجتماعی به سادگی عبور کنیم؟
بله، یکی از چیزهایی که در ایام کرمان بود و هیچ وقت یادم نمی رود، این است که تعدادی از کرمانی ها، عصرهای پنج شنبه اتوبوسی می گرفتند و به قبرستان می رفتند. قبرستان، کنار کوه بود. کرمان زیر چشم انداز این کوه است و از آن بالا کرمان دیده می شد. میان کرمان، جایی بود به نام قلعه دختر که از آثار تاریخی کرمان بود و در و دیوارش هنوز باقی مانده بود. روی کوه بود. ما هر وقت به قبرستان می رفتیم، شب را همان جا می ماندیم. عمویم نسبتاً خوش گذران بود. آن جا آرامگاهی وجود داشت. عمویم چون با سرایدار آرامگاه آشنا بود، پولی به او می داد و ما شب ها آن جا می خوابیدیم و من شب ها از آن جا به کرمان نگاه می کردم. کمی بالاتر، یک درخت انجیر بود که مردم به آن اعتقاد داشتند و می آمدند به شاخه هایش پارچه آویزان می کردند. حالت تقدس داشت و آبی که از کوه می آمد، این درخت کوهی را سیراب می کرد. یکی از چیزهایی که در جایی ننوشته ام، شرح قبرستان گردی های من است.
در مشت بر پوست، چیزهایی نوشته اید!
تکه هایی از قبرستان گردی هایم در آن کتاب آمده. شما می دانید که کرمان شهری خشک و کویری است. آن زمان خانه ها قبه ای بود. اغلب منزل ها حالت گنبدی داشت و شهر، معماری کویری داشت. الآن چنین نیست. آن زمان، من از آن بالا که نگاه می کردم، معماری کویری را می دیدم. آن وقت، از حیاط هر خانه ای یک یا دو درخت سرو بالا آمده بود.
به چند خانه ای که من رفته بودم، همه شان خاطره ای به این مضمون داشتند که پدربزرگ شان وقتی زنده بود، در این خانه درختی کاشت که بزرگ شده است و الآن از دیوار و پشت بام بالا زده است. ولی حالا او خودش از دنیا رفته است. من وقتی در قبرستان قدم می زدم، تصورم پیوسته این بود که همه انسان هایی که در این جا مرده اند، همگی، هر کدام در خانه های کرمان، یک درخت سبز کاشته اند که باقی مانده است و یادگار و نمونه آن هاست و خودشان آمده اند و در این جا خوابیده اند.
تصور ذهنی عمیق و غیر کودکانه ای است. انتزاعی است ولی عمق دارد.
شب هایی که ما در آن محل می ماندیم، من صبح خیلی زود، قبل از همه، از خواب بلند می شدم و در آن محوطه قدم می زدم و از آن بالا به هر خانه ای که نگاه می کردم، خطی از آن جا تا خود قبرستان می کشیدم و فکر می کردم که هر یک از افرادی که در این جا خوابیده اند، در هر یک از خانه ها درختی کاشته اند و حالا خودشان این جا هستند. چون به هر خانه ای که من رفته بودم، چنین داستانی وجود داشت که: این درخت را آن خدابیامرز کاشت و از دنیا رفت.
آیا در کرمان به یاد سیرچ می افتادید؟
بله، در حقیقت من در کرمان به دنبال سیرچ بودم و در این میان، چیزهایی وجود داشت که مرا به سیرچ وصل می کرد. از جمله میوه هایی که از سیرچ به کرمان می آوردند و من وقتی از جلوی میوه فروشی ها رد می شدم، بوی پونه ها و بوی میوه های سیرچ را با نگاه کردن به این میوه ها استشمام می کردم و همین، مرا به سیرچ می برد.
آیا میوه های سیرچ در کرمان این قدر مشخص بود که شما میوه ای بخرید و اطمینان داشته باشید که میوه روستای خودتان است؟
بله. بیش تر میوه هایی که به کرمان می آمد از سیرچ بود. سیرچ میوه فراوان داشت. البته از جاهای دیگر هم میوه می آمد، ولی من میوه های زادگاه خودم را می شناختم. می دانستم که دو سه تا از میوه فروش ها میوه های خودشان را از سیرچ تهیه می کنند و سیرچی ها برای آن ها میوه می آورند. شناختی از میوه های سیرچ داشتم. وقتی انجیری را از راه دور می دیدم، می فهمیدم که محصول سیرچ است یا نیست! چنین شناختی را از ایام سیرچ پیدا کرده بودم. انگور سیرچ را می شناختم و به محض دیدن آن می گفتم که چنین انگوری نمی تواند از جایی غیر از سیرچ باشد. بدون اغراق حتی می دانستم که این انگور مال کدام باغ است.
سیرچ؛ بهشت سرسبز در دل کویر سوزان
سیرچ؛ بهشت سرسبز در دل کویر سوزان
وجود بهشتی سرسبز و زیبا در کویری گرم و سوزان تاحدودی عجیب به نظر می رسد ولی با سفر به روستای سردسیر سیرچ در نزدیکی یکی از گرم ترین نقاط کره زمین، متوجه می شوید که در کشور عزیزمان ایران چه زیبایی هایی وجود دارد که ما از آن ها بی اطلاع هستیم.
تنها در این منطقه امکان برف بازی در نزدیکی کویر داغ فراهم شده است که شما می توانید لحظات وصف نشدنی را تجربه کنید.
سیرچ یکى از چهار آبادى بزرگ بخش شهداد می باشد که در ناحیه خوش آب و هواى کوهستانى بر سر راه شهداد – کرمان قرار گرفته است. سیرچ از قدیم به علت داشتن آب و هوای خنک و کوهستانی محل ییلاق بخش گرمسیرى و کویرى شهداد و آبادىهاى تابعه آن بوده که بهارستان نام داشت. این ییلاق در ارتفاع ۱۵۵۰ مترى در دره رودى به همین نام قرار دارد و جمعیت آن در تابستان به علت موقعیت تفرجگاهى به بیش از ده هزار نفر مىرسد.
سیرچ چشماندازى زیبا دارد و مانند مناطق شمالى کشور پوشیده از تودههاى انبوه درختان است. در مرکز سیرچ چندین درخت کهنسال سرو و چنار نیز دیده می شود. هوای این منطقه مرطوب و خنک است و بر روى ارتفاعات قرار گرفته و زیبایى آن مشابه مناظر سوئیس و با همان سرسبزى و فراز و فرودهاست.
در قسمت مرطوب سیرچ به علت آبهاى فراوان جارى تعدادى از باغها به باتلاق تبدیل شدهاند. در این منطقه انواع درختان صنوبر، انگور، انجیر، گیلاس و آلبالو در دامنه کوهسارها لابهلاى سنگلاخ کاشته شده است و چون زمین مسطح کم دارد، کشت مزارع جو و گندم کم یافت مىشود، اما از زمینهاى محدود و آب فراوان، براى احداث باغ استفاده شده است. این منطقه یکى از قطبهاى اصلى جهانگردى استان محسوب مىشود.
جاذبه های گردشگری سیرچ:
مهمترین جاذبه های گردشگری این روستا عبارتند از رودخانه ای زیبا، سروی کهنسال که بالای هزار سال سن دارد و چندین درخت چنار بسیار قدیمی، چشمه آب گرم جوشان با خواص درمانی قابل توجه و بزرگترین تونل سنگی خاورمیانه. همچنین قرار گیری سیرچ در مجاورت شهداد و منطقه کلوت ها و هم جواری دو نوع آب و هوای متضاد، این روستا را به یک نمونه جذاب تفریحی وگردشگری در مسیر کویر تبدیل کرده است.
بهترین زمان برای سفر به سیرچ:
اگر به این فکر می کنید که بهترینزمان برای سفر به این روستا چه زمانی است، باید بگوییم که سیرچ در تمام فصل های سال بسیار دیدنی است. شکوفه های خندان باغ های میوه در بهار، درختچه ها و درختان سر به فلک کشیده سرسبز و گل ها و گیاهان وحشی و هوای خنک و دلپذیر در تابستان و طبیعت رنگارنگ آن در پاییز و چشم انداز ارتفاعات پر از برف و پیست اسکی آن در زمستان تنها گوشه ای از زیبایی های این روستای تماشایی است.
مسیر دسترسی به سیرچ:
فاصله روستای سیرچ تا شهر کرمان ۸۰ کیلومتر و تا مرکز بخش شهداد ۲۵ کیلومتر است. خالی از لطف نیست اگر به این نکته نیز اشاره کنیم که مسیر دسترسی این روستا از هر دو جاده کرمان – سیرچ و شهداد – سیرچ آسفالت است و به راحتی می توانید به این منطقه زیبا سفر کنید.
چهره درخشان سید علی اکبر صنعتی
چهره درخشان
سید علی اکبر صنعتی
بخش 13
پرورشگاه صنعتی کرمان که به همت حاج اکبر صنعتی در سال 1295 تاسیس شده، بزرگانی را در دامان خود پرورده است. یکی از این بزرگان«سیدعلی اکبر صنعتی» است. سید علی اکبر صنعتی نقاش و مجسمه ساز معروف ایران است. کتاب«چهره های درخشان» نوشته حبیب یوسف زاده به روایت زندگی این هنرمند شهیر پرداخته است؛
علی اکبر گوشه ای کز کرده بود و چیزی نمی گفت. کسی مجال حرف زدن به او نمی داد. لحظاتی بعد، صدای زنگ تفریح بلند شد. معلم های دیگر هم یکی بعد از دیگری وارد دفتر مدرسه شدند و دور علی اکبر حلقه زدند و با تعجب و نگرانی به نقاشی اهانت آمیز او خیره شدند. کم کم بچه ها هم پشت پنجره دفتر جمع شده بودند و به داخل سرک می کشیدند و با جیغ و داد خود معرکه ای حسابی به راه انداخته بودند. علی اکبر به جرم کشیدن نقاشی در دفتر زندانی شده بود و مدیر و معلم ها بلند بلند حرف می زدند و می خواستند تکلیف او را یکسره کنند!
علی اکبر مانده بود که چه بگوید و چه طور از خودش دفاع کند. عاقبت به خودش جرئت داد و با گریه و زاری گفت: «به خدا! نمی خواستم چهره آقا را بکشم نقاشی من یک چهره خیالیه»
اما هنوز حرفش تمام نشده بود که ترکه ای هوا را شکاف و همچون مار بر سرو روی او فرود آمد.
– چنان خیالی نشانت بدهم که تا عمر داری یادت نرود! سرانجام تصمیم گرفته شد و قرار گذاشتند یکی را بفرستند دنبال حاجی تا بیاید و با حضور او ترتیب اخراج «این نقاش خیال پرداز» را بدهند.
حاجی نزدیکی های ظهر آمد، آشفته و دل نگران. وقتی علی اکبر را با آن حال دید، مدتی در آستانه در ایستاد و به چشم های او خیره شد. نگاه ملامت بار او برای علی اکبر از صد ضربه چوب هم دردناک تر بود. مدیر مدرسه که دو باره صدایش را بلند کرده بود، نقاشی را از روی میز برداشت و با تندی جلوی چشم های حاجی گرفت. می دانست که گوش های حاجی خوب نمی شنوند، بنابراین در حالی که نعره می زد و مرتب ورقه نقاشی را در هوا تکان می داد، به حاجی فهماند که «علی اکبرش» چه دسته گلی به آب داده است.
« مرحوم حاجی یک نگاه به نقاشی می کرد و یک نگاه به معلم و سرآخر نگاهی هم به من. معلوم بود که به دلیل شباهت بی اندازه نقاشی من با معلم کلاس، شکی برایش نمانده بود که قصد من اهانت و گستاخی به مقام معلم کلاس بوده است.
لحظاتی بعد، مرحوم حاجی در حالی که نقاشی را به دست داشت، رفت روی یک صندلی، گوشه دفتر نشست وسرش را از ناراحتی و خجالت پایین انداخت. آن دقایق نمی دانم چرا یکباره احساس کردم اگر راز دلم را در کشیدن این نقش فاش نکنم، گذشته از آن که از حق خود گذشته ام، به مردانگی و بزرگواری و غرور مرحوم حاجی که همیشه مدافع من بود خیانت کرده ام»
علی اکبر در حالی صورتش از اشک خیس شده بود، با تردید و دو دولی به طرف حاجی رفت، لحظه ای ایستاد و بعد دستش را دراز کرد و نقاشی را از دست حاجی بیرون کشید. بعد در حالی که صدایش می لرزید می گفت:«این که آقا معلم ما نیست. این چهره مرده، بابام محمدرضاست. بی بی خودش می گفت این شکلی بوده. تقصیر من چیه که شبیه آقا معلم شده؟…»
وزرای ارشاد، ورزش و آموزش و پرورش می روند؟ سهشنبه استعفا
وزرای ارشاد، ورزش و آموزش و پرورش می روند؟
سهشنبه استعفا
پیام ما- رفتن علی جنتی از وزارت ارشاد در حالی در روزهای گذشته قطعی شده بود که روز گذشته دو وزیر دیگر هم راه جنتی را ادامه دادند تا همهچیز بیانگر عزم روحانی بر ترمیم کابینه باشد.
ایسنا در این رابطه خبر داد که به دنبال انتشار برخی اخبار مبنی بر استعفای جمعی از وزرای دولت یازدهم ازجمله وزرای اقتصاد و دارایی، صنعت و معدن، ورزش و جوانان، فرهنگ و ارشاد اسلامی و آموزشوپرورش، یک منبع آگاه در دولت ضمن تکذیب خبر استعفای وزرای اقتصاد و صنعت و معدن، گفت: «آقایان جنتی، گودرزی و فانی در راستای ترمیم و تقویت کابینه یازدهم استعفا دادهاند.» خبرگزاری خبرآنلاین هم در این رابطه نوشت که «زمزمههای ترمیم در دولت بالاگرفته است، میگویند وزرای آموزشوپرورش، ورزش و جوانان و فرهنگ و ارشاد اسلامی قرار است از قطار دولت پیاده شوند، پیاده شدنی که از سر قهر و دلخوری رییس دولت از وزرایش یا بالعکس نیست؛ فصل تجدیدقوای دولت فرا رسیده است. اصل موضوع را دیگر کسی تکذیب نمیکند؛ آقای رییس جمهور تصمیم به ترمیم کابینه گرفته است؛ آنهم درست چند ماه مانده به انتخابات ریاستجمهوری. این خبر اگر در دوران رییس جمهور سابق اعلام میشد چندان محل تأمل و حتی تحلیل نبود، چراکه محمود احمدینژاد اولین نکتهای که در مواجهه با مسائل به ذهنش میرسید «حذف» بود و «تغییر». آنچه اما اخبار ترمیم کابینه در روزهای اخیر را محل تحلیل و تفسیر میکند روش و منش کاملاً متفاوت حسن روحانی است. گفتهشده وزرای آموزشوپرورش، ورزش و جوانان و فرهنگ و ارشاد اسلامی جای خود را به چهرههای جدید خواهند داد. آقای رییس جمهور به این نتیجه رسیده که کابینه احتیاج به تجدیدقوا در این حوزهها دارد، برای گذار از چالشها و برآوردن مطالبات. آنچه رهبری در حوزه اجتماعی و فرهنگی از دولت خواستهاند و مردم هم مطالبه گر آن هستند. روحانی میداند نباید این مطالب را انباشت کند. حالا که برجام به نتیجه رسیده، باید در سیاست ورزی را از پاشنهای دیگر چرخاند؛ از جامعه، از فرهنگ و از اقتصاد. باید اینبار اقدام و عمل را وارد حوزهای متفاوتتر کند. قرار نیست کار زمین بماند دولت باید پرشتاب و پیوسته کار را ادامه دهد. نه امروز بلکه تا همان روز آخر دولت یازدهم.» البته ایلنا هم به نقل از مدیرکل دفتر نظارتی وزارت آموزش پرورش، استعفای فانی را تکذیب کرد.
گزینههای احتمالی جایگزینی
سایت انتخاب اما پا را از این هم فراتر گذاشت و گزینههای احتمالی جایگزینی سه وزیر مستعفی را منتشر کرد. سیدرضا صالحی امیری یکی از گزینههای اصلی دولت برای معرفی بهعنوان وزیر پیشنهادی به مجلس است. امیری که در حال حاضر رییس کتابخانه ملی است، یکی از وزرای پیشنهادی ورزش بود که از سوی مجلس نهم موفق به کسب رأی اعتماد نشد. از سوی دیگر، برخی منابع نزدیک به دولت نیز «مونسان» مدیرعامل فعلی منطقه آزاد کیش را یکی از گزینههای اصلی وزارت ورزش میدانند. مونسان از دسته مدیرانی است که عملکرد وی در مناطق آزاد، با واکنش مثبت کارشناسان مواجه شده است. او اینک عضو هیأت مدیره پرسپولیس نیز هست. همچنین نصرالله سجادی معاون توسعه ورزش قهرمانی و حرفهای وزارت ورزش و جوانان نیز گزینه دیگر دولت برای این وزارتخانه است. سجادی نیز در ایام تشکیل کابینه در سال ۹۲، پس از صالحی امیری بهعنوان وزیر پیشنهادی ورزش به مجلس نهم معرفی شد که او نیز موفق به کسب رأی اعتماد نشد. منابع مطلع، سلطانی فر را نیز بهعنوان یکی دیگر از وزرای پیشنهادی ورزش معرفی کردهاند. از دادگان هم به عنوان دیگر گزیدنه وزارت ورزش نام می برنند. برخی نزدیکان دولت نیز «نوبخت» را بهعنوان گزینه پیشنهادی برای آموزشوپرورش معرفی کردهاند.
در همین حال، منابع مطلع گفتهاند که قرار است نجفی سرپرستی یکی از دو وزارتخانه ورزش یا آموزش و پرورش را عهدهدار شود. البته او این موضوع را تکذیب کرد. همچنین اصولگرایان گزینه «حاجی بابایی» (وزیر آموزش و پرورش دولت احمدینژاد) و اصلاحطلبان «مرتضی حاجی» (وزیر آموزشوپرورش دولت اصلاحات) را به رییس جمهور پیشنهاد دادهاند. از سوی دیگر، شنیدهها حکایت از آن دارد که برخی نزدیکان دولت، با مسجد جامعی وزیر ارشاد دولت اصلاحات گفتوگوهایی را برای تکیهبر صندلی ارشاد پیشنهاد دادهاند که با مخالفت وی مواجه شدهاند.
در این مورد، نزدیکان دولت نیز از گزینههای قطعی بی اطلاعند و همه منتظر اعلام رسمی نظر رییس جمهور هستند. رییس جمهور اما معتقد است تنها هنگامی استعفاهای سه وزیر را خواهد پذیرفت که گزینهی قطعی وی برای معرفی به مجلس، مشخصشده باشد.
آیتالله هاشمی رفسنجانی: مزاحمتها برای دولت یازدهم بیسابقه است
آیتالله هاشمی رفسنجانی:
مزاحمتها برای دولت یازدهم بیسابقه است
رییس مجمع شخیص مصلحت نظام مزاحمتها برای دولت یازدهم را در مقایسه با دولتهای پس از انقلاب بیسابقه خواند. به گزارش انتخاب، رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام، با یادآوری شرایط بد سیاسی و اقتصادی دولت گذشته و انتقال آن به دولت یازدهم، گفت: «کسانی که اقدامات آن دولت را معجزه میدانستند، در دولت فعلی به کارشکنی و مانعتراشی میپردازند که شاید این کارشان را هم اعجاز میدانند!» هاشمی رفسنجانی، مزاحمتها برای دولت یازدهم را در دولتهای پس از انقلاب بیسابقه دانست و گفت: «به اسم نقد، کارشکنی میکنند و میخواهند مردم را از انتخاب عاقلانه خود پشیمان کنند.» وی با تحلیلی از اوضاع منطقهای و هزینههایی که اتفاقات سیاسی کشورهای منطقه بر ایران تحمیل میکند، گفت: «همه باید کمک کنیم تا ایران ضمن حفظ امنیت مثالزدنی خود، در همه پیشرفتها بدرخشد که البته دستاندرکاران استاندارد، پیشتازان این حرکت هستند.» آیتالله هاشمی رفسنجانی، در دیدار جمعی از صنعتگران، تولیدکنندگان و خدمات دهندگان و اعضای انجمن دارندگان نشان استاندارد ایران و همچنین اعضای شرکت همایش گذاران مهستان با یادآوری دو اتفاقی که برای کارخانه ساخت ماشین فولکس و کارخانه ساخت گوشی سامسونگ افتاد، گفت: «آنقدر برای کیفیت محصولات خود اهمیت قائل هستند که حاضرند میلیاردها دلار و یورو ضرر کنند، اما خوشنامی تولیدات خود را حفظ کنند.» رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام، بابیان چند آیه و روایت مربوط به اهمیت کیفیت در تولید، تحلیل و تفسیری امروزی از نام و آیات سوره «مطففین» ارائه کرد و گفت: «واقعاً باید گفت که وای بر کسانی که در انجام وظایف خود به نحو احسن کوتاهی میکنند. بهویژه اینکه در تولیدات خویش، استانداردها را رعایت نمیکنند.» هاشمی رفسنجانی، با یادآوری سوابق علمی ایرانیان و جایگاه دانشگاه جندیشاپور برای دانشمندان ملل و امم دنیا، گفت: «تمدن اسلام با استفاده از تواناییهای علمی جندیشاپور در مقاطع ترجمه و تحقیق، به قلههای درخشش رسید و غربیها از طریق جنگهای صلیبی و رفتوآمدهای تجاری، آگاه شدند و از آن برای پیشرفت کشورهای خود استفاده کردند.» وی توجه به استاندارد توسط مسئولان و کارشناسان ایرانی را تلاش برای تداوم ارتقای جایگاه ایران در مسائل علمی، اقتصادی، فرهنگی و تمام پیشرفتها دانست و گفت: «استاندارد گستره وسیعی را شامل میشود که رعایت آنها، کشور را در رقابتهای بینالمللی برای بازاریابیها موفق میکند.»
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، «قاچاق» را نقطه مقابل «توجه به استاندارد» دانست و گفت: «صاحبان کالاهای قاچاق میدانند که در رقابتها، میبازند و به همین خاطر به سراغ انسانهای حریص بهعنوان دلّال کالاهای قاچاق میروند که کارشان خیانت به تولید داخلی و انبوه زحمتکشانی است که برای پیشرفت ایران، مخصوصاً در بخشهای خصوصی، تلاش میکنند.» هاشمی رفسنجانی، بابیان سیر تدریجی اصلاح و تصویب سیاستهای اصل 44 و به چرایی و چگونگی عدم موفقیت آن سیاستها در اجرا پرداخت و با اشاره به سخنان مقام معظم رهبری که «من از اصلاح اصل 44 انتظار انقلاب اقتصادی داشتم»، گفت: «این سیاستها متأسفانه در زمان اجرا به دست دولتی افتاد که خودشان به شکل رسمی اعلام کردهاند که فقط 23 درصد از برنامه توسعه اجراشده است.» وی با یادآوری تذکرات متعدد درباره توجه به شبه دولتیها بهجای خصوصیسازی، گفت: «سرمایههای کشور را به دست کسانی داده بودند که حتی بهاندازه نهادهای دولتی هم پاسخگو نبودند و نتیجه آن، رکود اقتصادی در بخشهای مختلف است.»
صدور ۸۰۰ ویزای جعلی توسط دفاتر غیرمجاز برای اربعین
ایلنا نوشت: رییس سازمان حج و زیارت با اعلام صدور ۸۰۰ ویزای جعلی توسط دفاتر غیرمجاز گفت: با هماهنگیهایی که با قوه قضاییه و نیروی انتظامی صورت گرفته، برخورد جدی با این دفاتر غیرمجاز در استانها آغاز شده است. اوحدی گفت: مردم فریب تبلیغات واهی را نخورند و تردید نداشته باشند که این ادعاهای واهی و غیرواقع چیزی جز کلاهبرداری نیست. وقتی دولت عراق قیمت ویزا را رسماً ۴۰ دلار اعلام کرده و توافق نامه آن نیز با وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران امضا شده است؛ مگر ممکن است کسی بتواند، ویزا را کمتر از ۴۰ دلار صادر کند؟ لذا این بیانگر فعالیت یک مجموعه بسیار مشکوکی در داخل کشور بوده که به شکل یک سلسله زنجیروار در تلاش برای چنین کلاهبرداری است.
استیضاح وزیر آموزش و پرورش اعلام وصول شد
هیأت رئیسه مجلس طرح استیضاح وزیر آموزش و پرورش را اعلام وصول کرد. به گزارش خبرآنلاین، علی اکبر رنجبرزاده عضو هیات رییسه مجلس در جلسه علنی دیروز طرح اعلام وصول استیضاح فانی را با 45 امضا قرائت کرد. مطابق مواد 223 و 225 آیین نامه داخلی مجلس وزیر باید برای ارائه توضیحات به صحن علنی مجلس بیاید. در همین رابطه علی لاریجانی رییس مجلس نیز گفت: زمانش را با وزیر هماهنگ کنید تا یک روز در هفته آینده به مجلس بیایند.
واکنش دادستان کل کشور به نامه ۱۵ نماینده مجلس درباره نرگس محمدی
میزان نوشت: دادستان کل کشور تصریح کرد: اخیراً تعدادی از نمایندگان نامهای خطاب به رئیس قوه قضاییه نوشته و امضا کردهاند و خواستار حمایت از افرادی شدهاند که پروندههایی دارند که از وضعیت مناسبی برخوردار نیست. حجتالاسلام منتظری بیان داشت: این افراد که نمایندگان مجلس خواستار حمایت از آنها هستند پروندههایی دارند که از وضعیت مناسبی برخوردار نیست و نمایندگان قبل از نوشتن نامه در حمایت از عناصر مطرود، وضعیت پرونده آنها را بررسی کنند و آن را موردبررسی قرار دهند. دادستان کل کشور با بیان اینکه اگر قوه قضائیه اسناد تخلف این افراد را برملا نمیکند دلیل این نیست که انسانهای خوبی هستند، عنوان کرد: اگر این حرکتها از روی نادانی انجام شود برای جامعه و نظام مصیبت است و اگر این حرکتها عمدی باشد برای جامعه مصیبت بزرگی است. حجتالاسلاموالمسلمین منتظری با تاکید بر اینکه باید مراقب حرکت و اعمال خود باشیم تا این حرکتها درراه خواستههای دشمن نباشد، افزود: دشمن امروز به دنبال آن است تا اعتقادات ما را بگیرد و نیز به دنبال خدشهدار کردن نظام اسلامی است.
استقبال سخنگوی هیات رییسه مجلس از ترمیم کابینه روحانی: این توقع از دولت وجود داشت
ایسنا نوشت:سخنگوی هیات رییسه مجلس با مثبت خواندن اهتمام دولت برای ترمیم کابینه، گفت: از مدت ها پیش این توقع وجود داشت که دولت نسبت به ترمیم کابینه اقدام کند لذا اگر در مدت باقیمانده تا پایان عمر دولت یازدهم افرادی توانمند برای برخی از وزارتخانه ها سر کار بیایند می تواند مثبت باشد. بهروز نعمتی افزود: امیدواریم رییس جمهور افرادی که پیش از این به مجلس معرفی شده و نتوانستند رای اعتماد بگیرند را مجدد به مجلس معرفی نکند چون به صلاح نیست و ممکن است حساسیت های قبلی مجددا به وجود آید.
بگومگوی لاریجانی و کواکبیان در مجلس
خبرآنلاین نوشت: کواکبیان، نماینده تهران در مجلس خطاب به لاریجانی گفت: آقای رئیس شما قسم خوردید که هر زمان هر یک از نمایندگان اخطاری داشت، مذاکرات را متوقف کرده و به تذکر و اخطار گوش دهید. ما از روز اول با شما رفاقت داشتیم اما شما تا اسم ما می آید اصلا به اخطار ها توجهی نمی کنید. لاریجانی در پاسخ به او گفت: شما که مدام دارید اخطار می دهید. کواکبیان سپس در توضیح اخطارش گفت: شما چند بار گفتید که به رهبری نامه نوشته اید.
شما با چه اختیاری این نامه را نوشته اید؟ لاریجانی پاسخ داد: مگر نامه نگاری بنده نیازی به اجازه شما دارد؟ از حالا یک دفتری در کنار دفترم درست می کنم تا هر نامه ای خواستم بنویسم، ممهور به مهر پرفسور کواکبیان شود. رئیس مجلس ادامه داد: چه ایرادی است که می گیرید؟ رئیس مجلس می تواند هر نوع نامه نگاری داشته باشد.
روستاییان با 70 سال سن و داشتن 10 سال حق بیمه بازنشسته می شوند
نایب رییس کمیسیون بهداشت و درمان گفت: جهت رفع ایراد شورای نگهبان مقرر شد روستاییان با 70 سال سن و داشتن 10 سال حق بیمه بازنشسته شده و حق بازنشستگی دریافت کنند و سن بازنشستگی بیمه روستایی به 65 سال برسد.
سخنگوی فراکسیون امید: ترمیم کابینه تاثیر مثبتی در عملکرد سال آخر دولت دارد
بهرام پارسایی در واکنش به انتشار اخباری در خصوص تغییراتی در کابینه دولت، گفت: ما امیدواریم بخشی از کابینه دولت ترمیم شود چون این ترمیم می تواند تاثیر مثبتی در سال آخر عملکرد دولت داشته باشد. برخی از وزرای کابینه یازدهم گزینه های چهارم و یا پنجم دولت بودند که توانستند از مجلس نهم رای اعتماد بگیرند. حال با توجه به تغییر به وجود آمده در مجلس دهم قطعا دولت می تواند با ترمیم در کابینه به اولویت هایش دست پیدا کرده و کابینه مدنظر را تشکیل دهد.
سخنگوی دولت:
روحانی به تعهداتش پایبند است
ایلنا نوشت: سخنگوی دولت با اشاره به برخی موضوعات سیاست داخلی و وعدههای رییس جمهور گفت: «رییس جمهور هم به همه تعهدات خود پایبند است. برخی وعدهها ممکن است به لحاظ دشواریهایی که دارد طول بکشد، اما همه وعدهها در حال انجام است.» محمدباقر نوبخت در نشست خبری هفتگی خود گفت: «راجع به یک موضوع، رسانهای کردن به معنای اقدام مؤثر و رسانهای نکردن به معنای فراموشی آن نیست. اینکه دولت یک اقدام خود را که در حال انجام است رسانهای کند همیشه خوب نیست. دولت به همه مأموریتهایی که قانونا دارد عمل میکند. آقای روحانی هم به همه تعهدات خود پایبند است. برخی وعدهها ممکن است به لحاظ دشواریهایی که دارد طول بکشد، اما همه وعدهها در حال انجام است.» نوبخت در توضیح موضوع استیضاح وزیر علوم گفت: «حق نمایندگان است که بتوانند طرح استیضاح را به مجلس بدهند. من طرح را ندیدم اما وزیر علوم حتماً برای پاسخگویی به این مسائل اقدام خواهد کرد.» خبرنگاری پرسید آیا گزارش واگذاریهای شهرداری به دولت رسید، که سخنگوی دولت پاسخ داد: «خیر؛ هنوز گزارشی ارائه نشده است.» خبرنگاری از نوبخت پرسید عدم دخالت نیروهای مسلح و قوای سهگانه در انتخابات و شائبه دخالت دولت در انتخابات را چطور مرتفع میکنید، که او پاسخ داد: «امیدوارم همهکسانی که مخاطب این سیاستها هستند، به تأسی از فرمانها رهبری و وصایای امام اقدام کنند. دولت هم موظف به همین کار است.» سخنگوی دولت در پاسخ به سؤالی در مورد استعفای وزیر ارشاد، اظهار کرد: «خودشان گفتند چند روز صبر کنید. دیگر من چهکارهام روی حرف اول حرف بزنم.»
کاندیداهای محتمل جبهه پایداری برای انتخابات ریاست جمهوری
اعتماد نوشت: جبهه پایداری آنچنان دست پری برای عرضه کاندیدا ندارد. کاندیداهای آنان حول چند نام بیشتر نمیگردد و برخلاف اصولگرایان که میگویند ۳۰ نفر را فهرست کردهاند تا به ارزیابی آنان بپردازند جبهه پایداری در بهترین حالت همان ۵-۴ کاندیدا را دارد. مهمترین چهره آنها سعید جلیلی است که در ماههای اخیر انتقادات بیپرده و عریانی را به دولت روحانی عرضه میکند. او اگرچه یکبار در زورآزمایی انتخاباتی با حسن روحانی کمتر از یکچهارم آرای روحانی را کسب کرده است اما امیدوار است با تمرکز بر نقد دولت این بار رقیب را به زیر بکشد. علی باقری، معاون سعید جلیلی در مذاکرات نافرجام هستهای دیگر گزینهای است که احتمالاً جبهه پایداری او را مورد ارزیابی قرار میدهد. او چهرهای کمتر شناختهشده برای عامه مردم است و در کارنامهاش عملکرد اجرایی دیده نمیشود. به همین دلیل نیز ممکن است بهعنوان رجل سیاسی شناختهنشده و با دست رد شورای نگهبان مواجه شود. عزتالله ضرغامی، رییس اسبق صداوسیما نیز این روزها بر فعالیتهای خود افزوده و دیدارهای سیاسی و غیرسیاسیاش را افزایش داده است. او در هفتههای گذشته اعلام کرد فعلاً به کاندیداتوری فکر نمیکند. قید «فعلاً» که در جمله ضرغامی بهکاررفته است، نشان میدهد ممکن است روزی برسد که او به این موضوع فکر کند و وارد فاز عملیاتی نیز بشود. کامران باقری لنکرانی، یکبار پیش از اعلام نظر رسمی شورای نگهبان از کاندیداتوری برای انتخابات ریاستجمهوری کنارهگیری کرد. او نیز میتواند یکی از گزینههای پایداری باشد. صادق واعظ زاده نیز میتواند در میان گزینههای پایداری بگنجد. او چهرهای است کمتر شناختهشده و به همان نسبت کمتر تخریبشده! واعظ زاده معاون علمی محمود احمدینژاد بود و در حال حاضر عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام است. او البته هرگز در مناصب سیاسی نبوده و همواره جزو مدیران علمی کشور بوده است. فریدون عباسی، رییس سازمان انرژی اتمی در دولت احمدینژاد شاید سیاسیترین رییس این سازمان در طول تاریخ ایران باشد. او یکی از تندترین منتقدان و مخالفان دولت روحانی است که تلاش میکند از هر فرصتی برای منکوب کردن دولت روحانی استفاده کند. او یکی از اصلیترین امیدهای نیروهای مخالف دولت است. بااینحال هنوز معلوم نیست آیا رییس سازمان انرژی اتمی میتواند مصداق رجل سیاسی باشد یا خیر؟
