بایگانی مطالب نشریه
پلیسبازی در روز سهشنبه
پیام ما- مأموران امنیتی استان در روزهای گذشته با اقدامات خود موفق به کشف چندین جرم و دستگیری عاملان این جرائم شدند.
دو مقام قضایی و یک مقام نظامی روز گذشته بهطور جداگانه از کشف جرائم مختلفی خبر دادند. جرائمی که انتشار آنها در یک روز فضای رسانهای کرمان را تحتالشعاع قرار داد. صبح دیروز ابتدا رییس پلیس آگاهی استان از کشف کلاهبرداری سه میلیاردی خبر داد. او همچنین دستگیری پدر و پسر پراید دزد را اعلام کرد. دادستان مرکز استان کرمان هم ساعتی بعد، از کشف سه هزار گوشی قاچاق «گرانقیمت» خبر داد و دادستان کهنوج انهدام باند سرقت مسلحانه را رسانهای کرد.
90 شاکی در پرونده کلاهبرداری سه میلیاردی
رییس پلیس آگاهی استان کرمان از دستگیری کلاهبردارانی خبر داد که «شرکتی با نام توان افزا نیرو با وعده اشتغال با حقوق روزانه 150 هزار تومان در زمینه ساخت فیلتر هوای انواع ماشینها در فضای مجازی تبلیغ میکردند و ظرف 25 روز توانستند بیش از سه میلیارد ریال از 90 شهروند کرمانی کلاهبرداری کنند که تاکنون بخشی از این رقم به مالباختگان برگردانده شده است.» به گزارش خبرگزاریهای فارس، ایسنا و پایگاه خبری پلیس، به گفته یدالله حسنپور «این شرکت هیچ مجوز کسبی ندارد و ثبت نشده. در یک واحد 40 متری در خیابان آیتالله صالحی کار میکرده و از شاکیان مبالغی ازجمله دو میلیون تومان، 17 و 60 میلیون تومان برای واگذاری خط تولید این فیلترها پول گرفته و وعده خرید تولیداتشان را داده است.» این مقام مسئول گفته «تولیدات این شرکت فقط به شکل و قالب فیلتر هوای خودرو بوده و از استانداردهای لازم برخوردار نبوده، همچنین آنها قصد داشتند تا یک محموله نیز به تهران ارسال کنند.» به گفته رییس پلیس آگاهی استان مالکان این شرکت چهار نفر بودند که وابستگی خانوادگی دارند. مدرک تحصیلی مدیرعامل این شرکت دیپلم است.
پدر و پسری که 10 پراید را دزدیدند
حسنپور همچنین از دستگیری پدر و پسری خبر داده که 10 پراید را دزدیدند. این پدر و پسر پرایدها را پس از دزدی از طریق جعل سند در بازار میفروختند. البته جعل سند توسط افراد دیگری صورت میگرفته. به گفته رییس پلیس آگاهی، یک مالخر نیز دستگیر شده است. از این 10 پراید دزدیده شده، 6 خودرو به صاحبانش بازگردانده شده است.
کشف سه هزار گوشی قاچاق گرانقیمت
روابط عمومی دادگستری کرمان هم به نقل از دادستان مرکز استان خبر داد که یک محموله گوشی قاچاق کشفشده است. دادخدا سالاری گفته: «مأموران اداره کل اطلاعات استان کرمان پس از چندین ماه کار اطلاعاتی و عملیاتی دقیق بر روی یکی از باندهای بزرگ و گسترده شبکه ورود و توزیع گوشیهای قاچاق در داخل کشور که بهصورت سازمانیافته این اقلام را از خارج از کشور وارد و سپس در داخل مملکت توزیع میکردند.» به گفته وی «سربازان گمنام امام زمان (عج) موفق شدند اعضای اصلی و محوری این باند را در حال دپو و حمل کالاهای قاچاق دستگیر کنند و محمولههای قاچاق قبل از پخش کشف و توقیف شد.» نحوه کار این باند بر اساس گفته دادستان بدینصورت بوده که این شبکه از طریق حوالههای صادره از سوی صرافیهای داخلی، ارز را به خارج از کشور منتقل و از طریق ایادی خود در کشورهای حوزه خلیج همیشه فارس گوشی را خریداری و بهوسیله شبکه قاچاق به کشور وارد و سپس توزیع میکردند. سالاری گفته «تاکنون سه هزار دستگاه انواع تلفن همراه گرانقیمت از متهمان کشف و توقیف و چهار نفر از اعضای اصلی و محوری باند دستگیر و در بازداشت به سر میبرند.» او همچنین خبر داده که باند مذکور فعالیت گستردهای داشته و تاکنون چندین حساب از نامبردگان با میلیاردها ریال موجودی کشف و توقیفشده است.
انهدام باند سرقت مسلحانه
خبرگزاری میزان هم به نقل از دادستان کهنوج خبر داد که باند سرقت مسلحانه و راهبندان در کهنوج دستگیر منهدم شده است. به گفته مجید سیمی «این باند از حدود شش ماه گذشته اقدام به سرقت مسلحانه و راهبندان در جنوب استان کرمان میکرد که پس از دستور قضائی و تلاشهای شبانهروزی مأمورین پلیس اطلاعات این باند منهدم شد.» وی گفته «تمامی از اعضای این باند به اسامی (م.ف)و(ط.الف)و (ع.ق) اهل استان کهکیلویه و بویراحمد هستند و سوابق متعدد کیفری ازجمله سرقت مسلحانه در استان هرمزگان بهویژه شهر رودان را در کارنامه سیاه خود دارند.» در عملیات دستگیری متهمین، دو قبضه اسلحه کلاشینکف و مقادیر زیادی فشنگ جنگی کشفشده است.
اگر از داخل ماشینتان سرقت شده، به کلانتری 15 بروید
فرمانده انتظامی شهرستان کرمان هم از دستگیری فردی خبر داد که از داخل خودروها سرقت میکرده. سرهنگ عبدالعلی روانبخش گفته «در پی وقوع چندین فقره سرقت محتویات داخل خودرو در سطح حوزه استحفاظی، مأموران کلانتری 15 این فرماندهی دستگیری عامل یا عاملان سرقت داخل خودرو را بهصورت ویژه در دستور کار خود قرار دادند.» وی با اشاره به اقدامات اطلاعاتی و گشت زنی های هدفمند و تلاش شبانهروزی، تصریح کرد: «مأموران کلانتری 15 این فرماندهی موفق شدند سارق را شناسایی و در یک عملیات غافلگیرانه آن را دستگیر کنند.» سرهنگ روانبخش افزود: «در تحقیقات و بازجوییهای انجامگرفته از سوی پلیس، متهم به 25 فقره سرقت محتویات داخل خودرو در محله دستغیب و اسدآبادی شهر کرمان اعتراف کرد.» فرمانده انتظامی شهرستان کرمان گفت: «با هماهنگی مقام قضایی در بازرسی از مخفیگاه سارقان دستگیر شده مقداری زیادی اموال مسروقه از قبیل زاپاس، آچار بکس، جک، تلفن همراه، پمپ آب، زنجیر چرخ، دوربین شکاری، باطری، باند و پخش خودرو و سایر وسایل دیگر کشف شد.» روانبخش ادامه داد: «متهم دستگیر شده پس از سیر مراحل قانونی تحویل مراجع قضایی و تعدادی از اموال مکشوفه پس از شناسایی تحویل مالباختگان و تحقیقات پلیس با جدیت بهمنظور شناسایی سایر مالباختگان ادامه دارد.» وی از شهروندان خواست که جهت شناسایی اموال خود به کلانتری15 این فرماندهی واقع در بلوار 22 بهمن شهر کرمان مراجعه کنند.
گزارش « پیام ما» از قرار گرفتن نام «فرزاد حسینخانی» در لیست مازاد مس پایان کاپیتان
گزارش « پیام ما» از قرار گرفتن نام «فرزاد حسینخانی» در لیست مازاد مس
پایان کاپیتان
خبر معمولی اما عجیب و غیرمنتظره بود، باشگاه مس کرمان فهرست 5 نفره بازیکنان مازاد خود را اعلام کرد که در این فهرست نام فرزاد حسینخانی کاپیتان تیم مس، سجاد اژدر، محسن دلیر، فرشید علیزاده و محمدرضا زینال خیری دیده میشوند. قرار گرفتن نام حسینخانی، بازیکن و کاپیتان باسابقه تیم مس در این لیست شاید موضوع جدیدی نباشد و بازیکنان زیادی برای تیم های زیادی آمدند و رفتند اما این گونه برخورد با بازیکنی که تقریبا تمامی عمر فوتبالی خود را در فوتبال کرمان گذرانده، کمی غیر حرفه ای و غیر اخلاقی محسوب می شود. علی کریمی و مهدوی کیا در پرسپولیس، فرهاد مجیدی در استقلال و محرم نوید کیا در سپاهان و چند بازیکن دیگر از جمله اسطوره هایی بودند که در گذر زمان از تیم های محبوبشان جدا شدند و جای خود را به بازیکنان جدید و جوان دادند و هیچ اتفاقی نیفتاد و زندگی فوتبال ادامه یافت، شاید دیگر بازیکنی مثل آنها پیدا نشود امافوتبال هم تعطیل نشد و هنوز جریان دارد. پس با رفتن یک بازیکن از فوتبال اتفاق خاصی نمی افتد اما مهم چگونه رفتن و چگونه کنار گذاشتن یک بازیکن است؟ اینکه نام کاپیتان و به نوعی اسطوره باشگاه مس در در پایان نیم فصل به عنوان بازیکن مازاد در کنار بازیکنی مثل محسن دلیر که شاید بتوان گفت، خنثی ترین بازیکن سرشناس مس در نیم فصل اول بود، کاری غیر اخلاقی و غیر حرفه ای است.
از نظر فنی، فرزاد حسینخانی احتیاج به تعریف و تمجید ندارد، هرچند بازی هایش بگیر و نگیر داشته و در یک بازی بهترین و در بازی بعد بدترین بوده اما او نشان داده که همواره وزنه قابل اعتمادی در میانه زمین است و بودنش چه از لحاظ فنی و چه روحی، می تواند برای تیم مثمر ثمر باشد، همانگونه که در همین نیم فصل اول لیگ یک و بخصوص در بازی با استقلال در جام حذفی خودش را نشان داد اما اگر بخواهیم از بعد حواشی و مسائل غیر فنی به این موضوع نگاه کنیم، می توان بیشتر گفت و بیشتر شنید. این تنها فصلی نیست که ادامه همکاری فرزاد و مس به مشکل می خورد، قبلا هم در سال 86 و زمان فرهاد کاظمی وهم سالی که تیم به لیگ دسته یک سقوط کرد، این همکاری به مشکل برخورده بود و آخرین نمونه اش، آغاز فصل امسال لیگ یک بود که بعد از کلی حرف و حدیث در آخرین روزها طرفین به همکاری رضایت دادند و قراردادی برای یک فصل امضا کردند، هرچند همان زمان هم مشخص بود که اختلافاتی وجود دارد.
اگر می خواهی با عزت باشی، از کرمان برو
احمد نخعی، سرپرست و مربی سابق مس در این باره معتقد است؛ دوران فوتبالی چه خوب و چه بد، گذرا و تمام شدنی است و روزی به پایان می رسد، این اتفاق در هر سنی می تواند بیفتد و قانون فوتبال این را می گوید که روزی باید رفت، ولی مهم این است که چگونه با آن بازیکن برخورد شود؟ این گونه برخورد با بازیکنان اصلا صحیح نیست و هیچ توجیهی ندارد، چه برسد با کاپیتان مس که نزدیک به 20 سال از عمرش را با این تیم و در کنار این تیم گذرانده است. این فوتبالیست قدیمی کرمان ادامه داد: از نظر فنی در چند بازی که او را دیدم، با این سن و سال هنوز هم قابل اتکاست اما چون در مجموعه تیم مس نیستم و زیاد از اتفاقات آن اطلاعی ندارم، نمی توان در این باره اظهار نظری داشته باشم ولی این را مطمئنم، بودن چنین بازیکنی در کنار تیم هم وزنه فنی خوبی است و هم از نطر روحی می تواند به تیم کمک کند، اما چرا در پایان نیم فصل و اینگونه با او برخورد کردند، مسلما خود مسئولان و فرزاد باید پاسخگو باشد.
نخعی در باره ارتباط و شناختش از فرزاد حسینخانی می گوید: چندین سال به عنوان سرپرست و مربی با فرزاد کار کردم، الحق و الانصاف هیچ مسئله ای نبود و بازیکن زحمتکش، متعصب و دونده ای بود، البته اوایل که من سرپرست مس شده بودم به واسطه شیطنت یک سری از دوستان، فرزاد از من دلخور بود اما فقط یک هفته بعد با صحبتی که با هم داشتیم متوجه سوتفاهم شدیم و همه چیز برطرف شد. فرزاد بازیکنی خوبی است و بارها از تیم های دیگر پیشنهاد داشت ولی نرفت. خودم به شخصه به او گفته بودم اگه می خواهی در کرمان باعزت تر باشی، یکی دو سالی از اینجا برو، ولی نرفت و بخاطر تعصب خاصش تا امروز ماند.
همکاری مس و حسینخانی دو طرفه بود
امید سلاجقه یکی از ورزشی نویسان با سابقه کرمان هم در این باره به خبرنگار «پیام ما» می گوید: به نظر من فرزاد احتیاج به معرفی ندارد و همه او را به عنوان نماد نارنجی پوشان کرمانی می شناسند. در این همکاری چند ساله بین باشگاه مس و فرزاد حسینخانی دو طرفه بود و هر دو سود بردند اما ای کاش این
جدایی به اینگونه اتفاق نمی افتاد. اگر باشگاه به این نتیجه رسیده که ادامه همکاری برای طرفین امکان پذیر نیست، به روش بهتر و محترمانه ای با فرزاد برخورد می کردند. سلاجقه افزود: با اینکه پست فرزاد حسینخانی هافبک دفاعی است اما سال گذشته بهترین گلزن تیم بود و این نشان می دهد که او از نظر فنی در چه جایگاهی قرار دارد. او هنوز هم می تواند بهترین باشد و به قول خودش هرگاه نتواند بیشتر از 80 دقیقه بازی کند، از فوتبال خداحافظی می کند.
تیم مس
مال کرمانی هاست
قصد داشتیم با عباس محمدی، دروازه بان و کاپیتان سابق تیم مس که سابقه درگیری و اختلاف با فرزاد حسینجانی را دارد، نیز صحبت کنیم که وی با اعلام اینکه در این باره نظری ندارد، فقط به چند کلمه بسنده کرد و گفت: همه یک روز می آیند و روز دیگری می روند، همانگونه که عباس محمدی روزگاری با تیم بود و رفت. فقط امیدوارم اتفاقاتی بیفتد که باعث سرافرازی و موفقیت مس بشود. این تیم مال کرمان و کرمانی هاست و خدا کند روزی به دست صاحبان واقعی اش بیفتد.
منصور ابراهیم زاده، سرمربی مس کرمان در مورد فهرست آزاد تیم مس کرمان و قرار گرفتن کاپیتان تیمش در این فهرست می گوید: فهرست آزاد کادرفنی، 4 نفر بود که 2 بازیکن خودشان درخواست جدایی داشتند و دو بازیکن هم در شرایطی قرار گرفتند که نتوانستیم همکاری خوبی داشته باشیم. در مورد فرزاد حسینخانی باید بگویم که مجموعه باشگاه به این جمعبندی رسید که این بازیکن در این فهرست قرار بگیرد و این تصمیم باشگاه بود!
در توضیح صحبت های ابراهیم زاده باید از وی پرسید اگر مجموعه باشگاه تمامی بازیکنان را انتخاب کنند، آیا شما به این خواسته تن خواهید داد و انتخاب بازیکنان را به آنها خواهید سپرد و بازیکنان را نه برپایه برنامه ها و تفکرات خودتان بلکه براساس نظرات تحمیلی دیگران گزینش خواهید کرد؟ شما که در آغاز فصل اعلام کرده بودید فرزاد در لیست شماست و به او نیاز دارید، چرا به خواسته مجموعه تن دادید؟
احمدرضا زنده روح که حالا بعد از فرزاد حسینخانی، کاپیتان اول مس محسوب می شود در این مورد به سایت باشگاه مس می گوید: ای کاش این اتفاق رخ نمیداد ولی من فقط این را بگویم که عزت و ذلت دست خداست. بهرشکل آقا فرزاد مقبولیت زیادی بین بازیکنان تیم چه آنها که چند سال پیراهن مس را میپوشند و چه بازیکنانی که جدیدا به تیم آمدند دارد و جدایی او قطعا اتفاق ناراحت کنندهای برای اعضای تیم بود. البته نه تنها آقا فرزاد، بلکه جدایی بقیه دوستان هم ناراحت کننده بود.
وی در پاسخ به این سوال که این اتفاق چه تاثیری بر تیم و نتایج آن دارد می گوید:
طبیعتا تیم از لحاظ روحی ضربه خورده است و بازیکنان ناراحت هستند. اما اگر منظورتان احتمال کم کاری هست باید بگویم که بازیکنان تمام تلاش خود را انجام خواهند داد تا مس نتیجه بگیرد. باید با نبودن فرزاد حسینخانی کنار بیاییم و به فکر آینده باشیم. نتیجه گرفتن ما هم باعث خوشحالی او می شود.
سعید قرایی، مسئول روابط عمومی باشگاه مس در گفت و گو با سایت« کرمان نو» علت این جدایی را نه مسائل فنی بلکه اختلاف نظر این بازیکن با مسئولان و مدیران این باشگاه می داند و میگوید: اختلافات حسینخانی با مدیران باشگاه به اعضای تیم نیز رسیده و اثرات منفی روی سایر بازیکنان گذاشته بود که در نهایت مسئولان تصمیم بر این موضوع گرفتند. قرایی شروع اختلافات را مسائل مالی از جمله مطالبات معوق این بازیکن می داند و ادامه می دهد: همین مسئله زمینه ساز بروز سایر اختلاف نظرها شده است.
برای خداحافظی
زود است
از فرزاد حسینحانی،( که حالا دیگر باید گفت) کاپیتان سابق مس، خواستیم درباره خودش بگوید که او هم چنین گفت: فعلا صحبت خاصی ندارم و به خاطر تیم که نیازبه آرامش دارد، بهتر است سکوت کنم. وقت برای گفتن زیاد است خیلی حرفهاست که باید بگویم.
فرزاد خسینحانی درباره زمان خداحافظی و مقصد احتمالی بعدی اش گفت: هنوز برای خداحافظی زود است و مطمئنم که بازی می کنم اما کجا و چه تیمی، به زودی مشخص می شود.
در هر حال به نظر می رسد قصه همکاری مس و فرزاد حسینخانی حداقل در این برهه زمانی، به آخر رسیده و از این پس باید این بازیکن را در لباسی غیر از پیراهن نارنجی مس کرمان ببینیم، ما اصلا کاری به شایعات و حواشی که پیرامون فرزاد وجود دارد، نداریم. باز هم تکرار می کنیم هر بازیکنی یک روز می آید و یک روز می رود. اذعان داریم انتخاب بازیکن بر عهده و حق سرمربی است، اما آیا روش برخورد با یک بازیکن سرشناس که سابقه بازی اش در یک تیم از محرم نویدکیای سپاهان هم بیشتر است، این گونه است؟
روزنامه پیام به این موضوع از دیدگاههای متفاوت پرداخت و فقط نظر چند تن ازدست اندرکاران فوتبال را منعکس کرد و در آخر قضاوت را به مخاطبان خودش می سپارد.
روایتی از «بی بی سلطان» سازنده سفیداب سنتی توپ تخم مرغیهای له شده
روایتی از «بی بی سلطان» سازنده سفیداب سنتی
توپ تخم مرغیهای له شده
هنوز دست چپ و راستم را نمی شناختم. من بودم و مادر و خواهر. پدر، صبح علی الطلوع می رفت سلاخ خانه. بعد هم با گوسفند سلاخی شده به قصابی برمی گشت. تا گوشت ها فروخته نمی شد، به خانه برنمی گشت. یخچال نبود. برق نبود. هر کسی هم که دستش به گوشت نمی رسید. مردم، روزشان را با «قاتق بنه» شب می کردند. تابستان ها هم آب دوغ خیار. شب هم لقمه نانی خورده و نخورده زیر لحاف های پاره پوره و چرکتاب می خزیدند. فقط عیان ها هر از گاهی «سی سنگ» گوشت می خریدند و دلی از عزا در می آوردند. سهم دیگر مردم محل از گوشت، فقط بوی دود کبابی بود که در کوچه های خاکی «تقی آباد» می دوید تا به مشام بچه های فقیر و ندار برسد. حتی ما که پدرمان قصاب بود هم یک شکم سیر، گوشت نمی خوردیم. نمی توانستیم. هر شبی که مشتری کم تر بود، تکه گوشتی باقی می ماند. پدر؛ تکه گوشت را با خود به خانه می آورد و آن شب، شب عید نوروزمان می شد. سال های سختی بود. یک روز که پدر به خانه آمد، کیسه بزرگی بر پشتش بود. به سنگینی قدم بر می داشت. دالان خانه را پشت سر گذاشت و به حیاط خانه رسید. کیسه را روی زمین ولو کرد و از پله های اتاق نشیمن پایین آمد.
ناهار«آبگرمو» بود. مادر؛ کاسه نیکل را از آبگرمو پر کرد و جلوی پدر گذاشت. پدر لقمه های گنده گنده نان را با دست توی کاسه می چرخاند و بالا می برد. هرچند لقمه ای که می خورد، با پشت دست به سبیل های پرپشتش می کشید. لقمه بعدی، لقمه بعدی…
وقت غذا خوردن حرف نمی زد. به کاسه غذا زل می زد و مادر هم به چشم های پدر. وقتی خیالش راحت می شد که پدر از غذا بدش نیامده، آرام آرام شروع به خوردن می کرد.
آن روز پدر وسط غذا خوردن آروغی زد و گفت:
-عیال! اون گونی رو اون ور خونه دیدی؟
-ها، دیدم!
– توش پیه گوسفنده، از سلاخ خونه آوردم.
– پیه گوسفند برای چی؟
پدر ته مانده غذا را با انگشت از لای دندان هایش بیرون کشید و قورت داد.
-صبر کن… دارم میگم… اینا برای درست کردن سفیدابه!
-ها، شنیدم. پیه و مُل و چیزای دیگه
– آ بارک ا… همینه. پیه توی سلاخ خونه تا دلت بخواد هست.
-خُب
– مل و پل و این چیزا رو هم به اوس ابرام گفتم از جایی برامون جور کنه… زندگی سخته… باید دست به کار بشین… خودت و ربابه بنا کنین سفیداب درست کردن… هم احتیاج مردمه. هم تو خونه نشستین یه کاری هم انجام میدین. سرگرم هستین و بخور و نمیری هم در میارین…
مادر وسط حرف پدر پرید:«من که بلد نیستم…»
پدر بی حوصله دستش را روی کاسه زانویش گذاشت و به طرف مادر، گردن کشید و گفت:«من نمی دونم تو بلد نیستی؟ می دونم. خب یه احمقی میگم بهت یاد بده… رخساره سفیداب ساز زیر بازار رو می شناسی که؟»
-ها، می شناسم.
– باهاش حرف زدم که یادت بده.
فردای آن روز مادر پیش رخساره سفیداب ساز رفت و چند روزی شاگردی کرد. خانه مان شد کارگاه سفیداب سازی. یک سفره پارچه ای وسط حیاط خانه زیر درخت توت پهن می شد. مادر پیه ها را می کوبید. ربابه، خواهر بزرگم هم کمک می داد. سفیداب ها را کف دستشان گلوله می کردند و بَرِ آفتاب می گذاشتند تا خشک شود. آن وقت همسایه ها و اهالی محل می آمدند و سفیداب می خریدند. حمام قریشی پر می شد از جمعیتی که سفیداب ها را به لیف ها می مالیدند و لیف را روی دست و پا و پشت و کمرشان می کشیدند. چرک ها از بدن ها جدا می شد. لوله می شد و کف حمام می ریخت.
پدر هر روز یک کیسه پیه توی حیاط خانه می گذاشت. مادر پیه ها را می کوبید و فردای آن روز سفیداب ها بر آفتاب صف می کشیدند.
یک روز که توی حیاط بازی می کردم. ربابه زیر درخت توت بود. خندید. گفت:«سِلی! سلی! بیا!» یک مشت خمیر سفیداب به دستم داد و گفت:«گردالی کن! گردالی کن!»
خودش هم یک مشت خمیر سفیداب به دستش گرفت. دست هایش را نگاه کردم. خمیرها را توی دستش گرد کرد و از دو طرف فشارشان داد. گلوله؛ پهن شد. ربابه گلوله پهن شده سفیداب را بر آفتاب گذاشت.
-حالا گردالی کن! گردالی… گردالی…
خمیرهای سفیداب را در دست های کوچولویم این ور و آن ور کردم. خمیرها از دو طرف و لابه لای انگشت هایم روی زمین می ریخت. خمیر را گردالی کردم. یک گلوله کوچولو شده بود. اندازه یک توپ تخم مرغی.
-فشارش بده دادا! فشارش بده سلی
خمیر را کف دست راستم گذاشتم. دست چپم را رویش گذاشتم. توپ تخم مرغی پهن شد. گفتم:«پچ شد!» مادرم و ربابه قهقهه زدند. من هم خندیدم. تشویق شدم. تند تند خمیرها را برمی داشتم و توپ تخم مرغی درست می کردم. اما دلم نمی آمد پهن شان کنم. ربابه توپ ها را از دستم می گرفت و پهن شان می کرد و می گذاشت برِ آفتاب. از همان روز وردست ربابه و مادر شدم. کارم سفیداب سازی شد. همدمم شد پیه گوسفند و مل و خاک سنگ. کارم شد ساختن توپ تخم مرغی و ترکاندن توپ تخم مرغی! پدرم رفت. مادرم رفت. ربابه هم رفت. شدم «بی بی سلطنت سفیداب ساز» مشتری هایم زیاد شدند. الآن خیلی کم تر شده. مردم مثل قدیم سفیداب نمی زنند. خودشان را آب می کشند. نمی دانند سفیداب چی هست؟ نود سال است که سفیداب درست می کنم. نود سال تمام…
سخنگوی دولت: مشخص شود «زنجانی» در کدام انتخابات ریاست جمهوری هزینه کرده است
سخنگوی دولت:
مشخص شود «زنجانی» در کدام انتخابات ریاست جمهوری هزینه کرده است
سخنگوی دولت نسبت به برخی ادعاها درباره هزینه کردن بابک زنجانی در انتخابات ریاست جمهوری واکنش نشان داد. روز گذشته خبرنگاری از محمدباقر نوبخت سؤال کرد که برخی رسانهها اعلام کردهاند بابک زنجانی مبالغی از پولش را در انتخابات ریاست جمهوری هزینه کرده است البته نگفتند کدام رییس جمهوری بوده است، برای تنویر افکار عمومی و رفع شبهه اگر در این زمینه اطلاعاتی دارید بیان کنید؟ سخنگوی دولت پاسخ داد: «همانطور که اشاره کردید مشخص نشده این هزینه مربوط به کدام نامزد و دوره بوده است، در حال حاضر نیز پرونده در قوه قضاییه است و انتظار داریم همه آنها بیان شود.»
آنطور که پایگاه اطلاعرسانی دولت نوشته، نوبخت تصریح کرد: «البته بخش مالی انتخابات آقای روحانی در دور گذشته بسیار شفاف و روشن است. قطعاً چنین مطلبی نادرست است و امیدواریم قوه قضاییه مشخص کند، کدام دوره ریاست جمهوری بوده است البته اگر این ادعا درست باشد.» وی در واکنش به اظهارات رییس قوه قضاییه در موضوع پرونده بابک زنجانی گفت: «دولت از ابتدا در این پرونده پیشگام بود و هر کمکی برای بازگرداندن منابع مردم به خزانه عمومی را قطعاً انجام خواهد داد.» نوبخت این مطلب را در پاسخ به سؤالی مبنی بر اینکه رییس قوه قضاییه گفته است دولت هیچ نقشی در بازگرداندن و شناساندن اموال بابک زنجانی ندارد و دولت را به کمکاری متهم کرده است. موضع دولت در این زمینه چیست ؟ مطرح کرد. سخنگوی دولت گفت: «این موضع جدیدی نیست. ما از قوه قضاییه تشکر میکنیم که در خصوص این کیس بسیار مهم و پراهمیت پیگیریهای لازم را انجام میدهد، قوه قضاییه این مسئله را پیگیری میکند که چگونه فردی بتواند نزدیک به سه میلیارد دلار که رقم و عدد آن در حال حاضر بیشتر از اموال و منابع عمومی استفاده کند.»
نوبخت افزود: «قطعاً دولت هر کمکی در این خصوص برای بازگرداندن این منابع مردم به خزانه عمومی لازم باشد، با قوه قضاییه مساعدت و همکاری خواهد داشت.» وی ادامه داد: «فکر میکنیم آن بخشهایی که برای وزارت اطلاعات یا دستگاه قضا مشکوف است، وزارت اطلاعات میتواند اطلاعات کافی و پشت پرده و صحنه در اختیار قوه قضاییه قرار دهد تا شناسایی کنیم چطور یک نفر میتواند چنین رقمی که رقم بسیار بزرگی است از بیتالمال در اختیار بگیرد.» سخنگوی دولت گفت: «هر موقع قوه قضاییه نظر داشته باشد، دولت همکاری میکند ضمن اینکه دولت از ابتدا پیشگام در این اقدام بود. امیدواریم بهجای مسائل غیر از آنچه میتواند این فساد بزرگ را روشن کند، به هیچچیز دیگر نپردازیم چراکه مردم منتظر اقدام قاطع قوه قضاییه برای بازگرداندن این منابع به خزانه عمومی هستند.»
سخنگوی دولت گفت: «در خصوص پرونده بابک زنجانی فکر میکنم ملت ایران بهخوبی مطلع هستند که با قبول مسئولیت از سوی دولت یازدهم این شخص دستگیر شد و دولت مجدانه این موضوع را دنبال میکرد. مقامات قضایی هم بهدفعات از همکاری دولت بهویژه وزارت نفت تشکر کردند.» نوبخت افزود: «هر تخلف و خلاف قانونی صورت بگیرد، کوچک و بزرگ مطرح نیست و باید دنبال شود.» وی ادامه داد: «این موضوع برای دولت مطرح است که چطور یک فرد که در حال حاضر پرونده تشکیلشده و چند نفر نیز در کنارش مطرح هستند اما نفر اصلی ایشان است، واقعاً یک فرد آنقدر توانایی داشت که بتواند ۲.۷ میلیارد دلار ارز کشور را در دست بگیرد و این فساد حاصل شود؟ حداقل برای مردم در این زمینه توضیح دهید.»
اعدام زنجانی مشکلی
را حل نمیکند
سخنگوی دولت اضافه کرد: «انتظار از قوه قضاییه انتظار به حقی است که بهدقت و با تلاش بیشتر این پرونده را دنبال کند و همه سؤالهایی که در اذهان عمومی پیشآمده را پاسخ دهند و روشن کنند. اعدام یک فرد مشکل مردم را حل نمیکند.» نوبخت افزود: «باید این منابع ارزی ملت به خزانه ملت برگردد.
وزارت خارجه و وزارت اطلاعات چهکاری میبایست در این زمینه انجام میداده که نداده است؟ اینها باید حتماً روشن شود.» وی ادامه داد: «دولت برای برخورد با این فساد بزرگ بسیار مصر است و امیدواریم قوه قضاییه رسالت و مأموریت تاریخی خودش را در برابر دیدگان ملت که منتظرند، به نحو شایسته انجام دهند.»
نامه کمپین #بلیت_را_ارزان_کنید به دست وزیر راه میرسد
نامه کمپین #بلیت_را_ارزان_کنید به دست وزیر راه میرسد
پایگاه خبری «کرمان نو» نوشت: در پی اعتراض کرمانیها به گرانی بلیتهای ماهان ایر کمپین #بلیت_را_ارزان_کنید شکل گرفت و حالا نامهای با حدود ۳۰۰۰ امضاء به دفتر وزیر راه و شهرسازی ارسال میشود.
چندی پیش روزنامه «پیام ما» با انتشار دو گزارش مبنی بر گران بودن بلیتهای شرکت هواپیمایی ماهان به مقایسه قیمتها در کرمان با سایر استانهای همسایه پرداخت. انتشار این گزارشها منجر شد تا مردم کرمان به اعتراض بپردازند و با راهاندازی کمپین #بلیت-را-ارزان کنید صدای خود را به گوش مسئولان ماهان و همچنین نمایندگان مردمی استان برسانند. تنها سه روز از شروع کمپین گذشته بود که شمار امضاها به ۲۰۰۰ رسید، در این میان مردم نامهای به مدیرعامل هواپیمایی ماهان نوشتند و طی آن هواپیمایی ماهان را جزو خانواده کرمان دانستند که با توجه به انحصاری بودن ماهان در کرمان و نبود حق انتخاب ایرلاینهای بیشتر برای مردم، انتظار میرود بلیتها ارزانتر شوند. همچنین هدف خود را از این کمپین، کاهش قیمت بلیتها و یکسان دیده شدن کرمانیها در مقایسه با مردم دیگر استانها دانستند. با بیشتر شدن آمار معترضین نگاه مسئولان به این موضوع ویژهتر شد که موجب تشکیل جلسهای در مجمع نمایندگان استان گردید و نمایندگان خواستار رسیدگی به این موضوع شدند.
یحیی کمالی پور، نماینده مردم جیرفت و سخنگوی مجمع نمایندگان استان در این خصوص به پیام ما گفت: «نمایندگان باید صدای مردم را بشنوند. هرکجا که مردم خواستهای داشته باشند، حمایت میکنیم. در همین راستا از طریق مجمع نمایندگان این موضوع را پیگیری میکنیم». وی اضافه کرد: «هفته آینده با برگزاری جلسهای، این موضوع را پیگیری خواهیم کرد و اگر نیاز شود، حتماً با مسئولان شرکت «ماهان» هم جلسه میگذاریم». در ادامه، او به جلب رضایت مردم اشاره کرد و از شرکت ماهان خواست تا به امر توجه کنند. زاهدی، نماینده مردم کرمان در مجلس ضمن تأکید بر بررسی دقیق موضوع در جهت جلوگیری از تضییع حق شهروندان کرمانی به «پیام ما» گفت: «حتماً این موضوع را از طریق وزیر راه تا حصول نتیجه پیگیری خواهم کرد».
نماینده مردم شهربابک به «پیام ما» گفت: «در رابطه با موضوعی که اخیراً در رابطه باقیمت بلیتهای هواپیمایی ماهان پیشآمده، پنجشنبه گذشته در هواپیما با برخی نمایندگان استان صحبت کردیم و قرار شد در جلسه مجمع نمایندگان بررسی شود.» علی اسدی افزود: «قبل از راهاندازی این کمپین هم من دو بار اعتراض خود را نسبت به قیمت بلیتهای ماهان بیان کرده بودم. ازنظر من گرانی بلیت قابلقبول نیست.» حسین امیری خامکانی، رییس مجمع نمایندگان استان در این رابطه خطاب به علیرضا رزم حسینی، استاندار کرمان گفت: «پروازهای کرمان از انحصار درآید.» این نماینده بابیان اینکه نباید انحصار وجود داشته باشد، گفت: «پیشنهاد کردیم شرکت دولتی «ایران ایر» هم در کرمان پرواز روزانه داشته باشد».
مدیر ایران ایر در کرمان در پاسخ به این درخواست به پیام ما گفت: «برای شکستن انحصار باید همه مسئولان استان بخواهند». محمد پارسا نژاد افزود: «اگر مسئولان و مدیران استان کرمان بخواهند، پرواز روزانه شرکت ایران ایر از کرمان برقرار میشود».
حالا پس از گذشت چند هفته، کرمانیها این بار با فرستادن نامه به وزیر راه اعتراض خود را به گوش وی میرسانند و همچنان خواهان رسیدگی به این موضوع هستند.
اتاق اصناف: با گرانفروشان برخورد میشود گوشت قرمز را گرانتر از 32 هزار تومان نخرید
اتاق اصناف: با گرانفروشان برخورد میشود
گوشت قرمز را گرانتر از 32 هزار تومان نخرید
رییس اتحادیه قصابان کرمان با تأیید افزایش دو هزارتومانی گوشت قرمز، قیمت هر کیلو گوشت درجه یک گوساله بدون استخوان و گوشت گوسفندی با استخوان را 32 هزار تومان اعلام کرد. آنطور که ایرنا نوشته، فتحالله مؤیدی اظهار کرد: «واحد بازرسی اتاق اصناف و سازمان صنعت، معدن و تجارت استان کرمان بر امر توزیع گوشت قرمز در کرمان نظارت دارد و در این راستا با افرادی که خودسرانه به افزایش قیمت گوشت دامن بزنند برخورد خواهد شد.»
وی بابیان اینکه بهترین گوشت گوسفندی به کشورهای حاشیه خلیجفارس صادر میشود خاطرنشان کرد: «تا حدود زیادی کمبود گوشت و افزایش قیمت آن متأثر از این صادرات است بهاضافه اینکه طی سالهای گذشته هر ساله در فصل زمستان با افزایش قیمت گوشت قرمز مواجه بودیم و این افزایش قیمت فقط مخصوص استان کرمان نیست.» مؤیدی با اشاره به اینکه تنها جایی که نرخ گوشت رعایت میشود شهر کرمان است گفت: «مصاحبهها و گزارشهای اخیر در زمینه گران شدن گوشت قرمز در تهران، بیشتر به وضعیت نابسامانی قیمت گوشت دامن میزند.»
وی ادامه داد: «زمانی قیمت گوشت در استانی افزایش یا کاهش پیدا میکند، همه قصابها، واسطهها و دامداران مطلع شده و این امر موجب ایجاد اخلال در بازار میشود.» وی افزود: «چوبدارها و واسطهها بهصورت لحظهای نرخ گوشت در نقاط مختلف کشور را دریافت و دام خود را به فردی میفروشند که با قیمت بالاتری بخرد.» وی بابیان اینکه قیمت عرضه گوشت در تهران متفاوت از کرمان است اظهار کرد: «زمانی که قیمت گوشت گرم در تهران افزایش پیدا میکند قصابهای شهرهای دیگر هم تمایل پیدا میکنند که نرخ گوشت را افزایش دهند.»
وی بر لزوم همکاری بیشازپیش پشتیبانی امور دام سازمان جهاد کشاورزی در زمینه تأمین دام مورد نیاز استان کرمان تأکید کرد و گفت: «در شرایط کنونی قصابان کرمان این آمادگی را دارند که هر میزان گوشت با کیفیت را از این سازمان به قیمت روز خریداری کنند.»
وی با اشاره به افزایش 2 هزارتومانی قیمت گوشت در کرمان عنوان کرد: «این گوشت از کیفیت بالایی برخوردار بوده و در شرایط کاملاً بهداشتی تهیه میشود و به دست مردم میرسد.» رییس اتاق اصناف کرمان هم از برخورد با گرانفروشان خبر داد.
یوسف جعفری گفت: «واحد بازرسی اتاق اصناف از زمان افزایش قیمت گوشت قرمز در بازار، نظارت بر قیمت این محصول را بهطور ویژه در دستور کار خود قرار داد و در حال حاضر اکیپهای بازرسی بهصورت فعال بر عرضه گوشت قرمز نظارت و با متخلفان برخورد میکنند.»
یوسف جعفری بابیان اینکه واردات گوشت قرمز، مانع از افزایش قیمت این فراورده خام دامی میشود افزود: «برای تثبیت و همچنین کاهش قیمت گوشت لازم است حداقل، صادرات گوشت را کاهش داده و برای واردات این محصول برنامهریزی کنیم.»
در جلسه ستاد اقتصاد مقاومتی با حضور آیتالله هاشمی رفسنجانی مطرح شد تأثیر مثبت برجام بر تجارت کرمان
در جلسه ستاد اقتصاد مقاومتی با حضور آیتالله هاشمی رفسنجانی مطرح شد
تأثیر مثبت برجام بر تجارت کرمان
استاندار کرمان تأثیر برجام بر صادرات و واردات کرمان را مثبت دانست. آنطور که روابط عمومی استانداری کرمان نوشته، علیرضا رزم حسینی در ستاد اقتصاد مقاومتی استان کرمان در محل مجمع تشخیص مصلحت نظام با حضور آیتالله هاشمی رفسنجانی با تأکید بر اینکه برجام تأثیر مستقیم و مثبتی در صادرات استان کرمان داشته است، گفت: «در 9 ماه امسال 900 میلیون دلار صادرات از استان کرمان انجامشده که نسبت به مدت مشابه سال قبل، 34 درصد رشد داشته است. میزان واردات به استان کرمان در سال جاری 602 میلیون دلار بوده که نسبت به مدت مشابه سال قبل، سه درصد کاهش داشته است.» وی خاطرنشان کرد: «سالانه دو میلیارد دلار صادرات از استان کرمان انجام میشود.»
استاندار کرمان با اشاره به اینکه خط اعتدال واقعی تاکنون در استان کرمان محقق شده است گفت: «در سال جاری تاکنون 39 شخصیت سیاسی از همه گروهها و سلایق به استان کرمان آمدهاند و در امنیت کامل به انجام فعالیتهای سیاسی خود پرداختند.» وی از آیتالله هاشمی رفسنجانی بهعنوان یکی از مفاخر استانی و ملی یاد کرد و ادامه داد: «ایشان همواره به استان کرمان محبت داشتهاند و حمایتهای ایشان برای توسعه استان و انجام تعاملات در مسیر توسعه بسیار راهگشا بوده است.» وی یادآور شد: «در انتخابات هفتم اسفندماه سال گذشته نیز امکان برگزاری اجتماعات قانونی فراهم شد و همه گروهها فعالیتهای سیاسی خود را انجام دادند.»
رزم حسینی از حمایتها و نقش آیتالله جعفری نماینده ولیفقیه در استان و امامجمعه کرمان در راستای همگرایی در استان تقدیر کرد و گفت: «استان کرمان در حال حاضر دغدغه توسعه و پیشرفت را دارد و بقیه مسائل در حاشیه قرار دارند.»
وی همچنین به تعیین نرخ هشت و نیم درصدی رشد اقتصادی برای استان بر اساس برنامه ششم توسعه اشاره و بیان کرد: «5.7 درصد از این رشد اقتصادی از محل منابع مالی و 2.8 درصد از محل بهرهوری حاصل میشود.» وی خاطرنشان کرد: «برآورد شده برای ایجاد رشد اقتصادی هشت و نیم درصدی در استان کرمان 122 هزار میلیارد تومان طی پنج سال سرمایهگذاری صورت میگیرد.» استاندار کرمان به تشکیل سازمان اقتصاد مقاومتی در استان کرمان اشاره و بیان کرد: «تاکنون 44 جلسه ستاد اقتصاد مقاومتی با 148 مصوبه تشکیلشده و در کنار آن شوارایاری های اقتصاد مقاومتی نیز آغاز به کارکردهاند.»
وی تکمیل طرح شهر نمونه اقتصاد مقاومتی قلعه گنج، ایجاد زونهای اقتصادی، بهبود فضای کسبوکار و واگذاری پروژههای نیمهتمام را ازجمله اقدامات استان کرمان در مسیر تحقق اقتصاد مقاومتی دانست و ادامه داد: «بخشی از اقدامات استان کرمان در مسیر اقتصاد مقاومتی در قالب 156 پروژه ابلاغی از سوی ستاد فرماندهی اقتصاد مقاومتی اجرایی شده که تاکنون 51.1 درصد رشد داشته است.» رییس مجمع نمایندگان استان کرمان گفت: «مشی توسعه دوران سازندگی در استان کرمان برای توسعه و کارآفرینی شکلگرفته است.»
حسین امیری خامکانی افزود: «همدلی بسیار خوبی در استان کرمان محقق شده و تمامی نمایندگان مجلس نیز تلاش کردهایم تا همدلی سیاسی نیز در این استان حفظ شود.» وی خاطرنشان کرد: «از دولت بهصورت کتبی و شفاهی خواستهایم که اختیارات موردنیاز را به استاندار کرمان ارائه کنند تا مسیر توسعه این استان هموارتر شود.»
وی با اشاره به اینکه در حوزه پسته و اقتصاد پسته در استان کرمان دغدغه داریم، گفت: «همراهی دانشگاه آزاد اسلامی برای توسعه استان جای تقدیر دارد و در این راستا از دانشگاه انتظار هزینه کردن پولنداریم.»
آداب و رسوم رفسنجانیها حمام آقا سیدمهدی قریشی
آداب و رسوم رفسنجانیها
حمام آقا سیدمهدی قریشی
مهسا حقانیت
حمام زیبا و قدیمی آقا سیدمهدی قریشی رفسنجان سالهاست مانند بسیاری از حمامهای عمومی قدیمی به واسطه ساخت حمام در خانهها از رونق افتاده است، اما این حمام سنتی طی سالهای اخیر با تبدیل شدن به موزه مردمشناسی رفسنجان رونقی دوباره یافته و به یکی از زیباترین موزههای ایران تبدیل شده است.
وارد بازار بزرگ سرپوشیده رفسنجان میشوم، پس از عبور از جلوی مغازهها به یک سهراهی میرسم که به سهراهی معین معروف است و در آنجا تیمچه قرار دارد، بنری بر سردر تیمچه نصب شده است که مردم را به سمت موزه مردمشناسی فرا میخواند. حمام آقا سیدمهدی قریشی دارای دو ورودی در سمت راست و چپ است. اما ورودی سمت چپ برای ورود بازدیدکنندگان و ورودی سمت راست برای خروج در نظر گرفته شده است. با طی راهرویی پیچ در پیچ و چند پله وارد سربینه یا رختکن حمام آقا سیدمهدی قریشی رفسنجان میشوم، سربینه حمام، اتاقی بزرگ با حوض هشت ضلعی آبیرنگ در وسط، سکوهایی با کاشیهای سفید و لاجوردی و سقف گنبدی آجرنما است. سربینههای حمامها در واقع فضایی هستند که حوض پر آبی در میان آن قرار دارد و دورتادورش را سکوهایی برای نشستن، لباس عوض کردن و یا نماز خواندن احاطه کرده است. اما با گذشت زمان و تبدیل حمام آقا سیدمهدی قریشی رفسنجان به موزه مردمشناسی حالا دیگر انواع و اقسام وسایل و ابزارآلات قدیمی و حتی باستانی و مجسمههایی با لباسهای سنتی جای آدمها را در این مکان پر کردهاند.
بر روی سکوهای سمت راست سربینه حمام آقا سیدمهدی قریشی رفسنجان دستگاه قدیمی دانهبری قرار دارد، دستگاهی که در گذشته با استفاده از آن، دانه را از پسته جدا میکردهاند.
مجسمه پیرمرد حلاج هم در سمت راست سربینه حمام قریشی قرار دارد، مجسمه زیبایی که یک جفت گیوه در کنارش گذاشته شده و مرد حلاج در حال حلاجی است. بعد از مجسمه مرد حلاج چشمم به سماور زغالی قدیمی با چینی گل سرخی بست زده شده، خمره کوچک نگهداری حبوبات، چرخ ریسندگی، سبد حصیری، میزان و دهها شی دیگر میخورد و همان طور که دورتادور سربینه حمام را طی میکنم به به مجسمه پسرک سرتراشیدهای میرسم که در حال درس خواندن است. مدادی در دست پسرک مجسمهای است، چراغ نفتی کوچکی در جلوی او قرار دارد و پشت سرش هم یک کمد چوبی قدیمی با چند خمره کوچک جاخوش کردهاند. در کنار مجسمه پسرک هم مجسمه زن خانهداری قرار دارد که لباس زنان قدیم رفسنجان را به تن کرده و در حال ریسندگی است، اطراف این مجسمه هم اشیای قدیمی مانند سماور و اُتوی زغالی، صندوقچه و ظرف سفالی قرار دارد. ادوات بافندگی و ریسندگی سنتی، دستگاه کاربافی و تعدادی قالیچه قدیمی کوچک و مجسمه دختری نشسته در جلوی هاون چوبی هم بر روی سکوهای سمت راست سربینه حمام آقا سیدمهدی قریشی رفسنجان قرار دارد.
دستگاه چوبی کُتکو هم یکی دیگر از ابزاری است که در این قسمت قرار داده شده است در گذشته از کُتکو برای شستن فرش استفاده میشده است.
یک راهروی کوچک با سقفی کوتاه رختکن حمام آقا سیدمهدی قریشی رفسنجان را به گرمخانه حمام وصل میکند، مجسمههایی در سمت چپ این اتاق قرار دارند که آیین و رسوم عروسی رفسنجانیها در دوره قاجاریه را به نمایش گذاشتهاند. مجسمههای زن، لباسهای رنگ و وارنگ به تن کردهاند و سینیهایی در دست دارند که پر از گل و سکه و انواع خوراکیها از جمله پسته خوشمزه رفسنجان است.
تعدادی از مجسمههای مرد هم لباس محلی بر تن دارند و یک دهل و شیپور در دست دو نفر از آنهاست و یکی از مردها هم یک سینی را بر روز سر گذاشته است، اما در میان آنها، مجسمهای که لباس و کلاه جاهلی به تن دارد بیش از سایر مجسمهها خودنمایی میکند.
وسایل سنتی حمام از تخته چوبی حنابندان و سنگ پا گرفته تا شانه چوبی و ظرفهای مسی هم در قسمتی از حمام آقا سیدمهدی قریشی رفسنجان به نمایش گذاشته شده است. مجسمه بعدی به نمایش گذاشته شده در حمام آقا سیدمهدی قریشی رفسنجان باز هم مجسمه یک زن است که لباس محلی به تن دارد و یک مشک بزرگ در جلوی وی گذاشته شده است. وسایل سفالی چون شیرآور و شیردان در کنار مجسمه پیرزن رفسنجانی قرار دارد در گذشته از شیرآور برای نگهداری لبنیات و گوشت استفاده میکردند و بر روی شیردان هم آب میپاشیدهاند و زمانی که خنک میشده است، زیر آن، شیر و انواع لبنیات را قرار میدادهاند، به نوعی شیرآور و شیردان را میتوان یخچال قدیمیها خواند.
اما خمره تصفیهکننده آب یکی از جالبترین اشیا موجود در حمام آقا سیدمهدی قریشی رفسنجان است، خمرهای که آب از بدنه آن تراوش کرده و طی این تراوش، املاح آب گرفته شده و آب تصفیه میشود. در گوشه دیگری از حمام آقا سیدمهدی قریشی رفسنجان نیز تنور گلی نصب شده است و بر روی آن مجسمه بانویی قرار گرفته که در حال پخت نان محلی رفسنجان به نام کُرنو یا کُرنون است. در ویترین و طاقچههای حمام قریشی هم انواع کلون و قفل در، ظروف مکشوفه از خانه تاریخی حاجآقا علی رفسنجان، یکی از نخستین تلفنهای هندلی وارد شده به رفسنجان به نمایش گذاشته شده است.
خودنمایی مجسمههای دراویش قدیمی رفسنجان
این در حالی است که مجسمههای دراویش قدیمی رفسنجان نگاه هر بینندهای را در حمام آقا سیدمهدی قریشی رفسنجان به خود جلب میکند. لباسهای ترمه دراویش به زیبایی چشمنوازی میکند.
برای ورود به بخش بعدی حمام قریشی باید از دو پله بالا بروم، پس از بالا رفتن از پلهها وارد اتاقی میشوم که دیوارهای دورتادور آن را ویترینهایی احاطه کردهاند و نسخ قدیمی، ادوات دلاکی شامل تیغ و آیینه، وسایل زینتی، دیگ سنگی، کشفیاتی از یک گور تاریخی در حومه شهر رفسنجان، ظروف سفالی و عکسهایی از حکام و بزرگان شهر رفسنجان در اواخر قاجار و اوایل پهلوی در این ویترینهای شیشهای جا خوش کردهاند.
تابلویی که گزارش مالی شهرداری رفسنجان در سال 1343 شمسی را در درون خود جای داده هم بر روی یکی از دیوارهای این بخش حمام قرار دارد.
گالری صنعت و معدن در حمام قریشی
بخشی از حمام آقا سیدمهدی قریشی رفسنجان را با عنوان گالری صنعت و معدن نامگذاری کردهاند و در این گالری دستگاههایی مانند گرجین یا خرمنکوب، انبر مخصوص کاشت، ادوات کشاورزی سنتی، دولاب، گاوآهن و … وجود دارد.
در گوشهای از گالری صنعت و معدن حمام قریشی رفسنجان هم کارگاه کوچک آهنگری سنتی برپا شده است و مجسمه مرد آهنگر و شاگرد وی در آن قرار دارد.
بر روی سکوهای آخرین اتاق حمام آقا سیدمهدی قریشی رفسنجان هم نمونههایی از تمپوشههای سفالی که برای انتقال آب از آنها استفاده میشده است، آجرهای سنتی مکشوفه از بناهای مختلف رفسنجان، خُمهای گندم، سنگهای آسیابهای قدیمی و سنگ قبرهای تاریخی به نمایش گذاشته شده است.
بخشهایی از حمام آقا سیدمهدی قریشی رفسنجان به مرمت و بازسازی نیاز دارد و مسئولان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری باید برای هرچه تکمیلتر شدن این موزه مردمشناسی گامهای محکمتری بردارند.(فارس)
هر 18 ثانیه یک زن مورد بدرفتاری قرار میگیرد سه روایت از خشونت علیه زنان
هر 18 ثانیه یک زن مورد بدرفتاری قرار میگیرد
سه روایت از خشونت علیه زنان
سیمین سلطانی نژاد
بر اساس آماری که سازمان بهداشت جهانی درباره خشونت علیه زنان در سطح جهان ارائه کرده است در هر ۱۸ ثانیه یک زن موردحمله یا بدرفتاری قرار میگیرد. خشونت پدیدهای است که در همه جوامع به میزان متفاوت وجود دارد. این پدیده بیشتر متوجه زنان است چراکه آنها در نهاد خانواده و در سطح جامعه از قدرت کمتری نسبت به مردان برخوردارند. خشونت خانگی که شامل خشونت فیزیکی، روانی، اقتصادی و جنسی میشود با اینکه اغلب در محیط خانه رخ میدهد اما عواقبی فراتر از خانه و خانواده دارد. سلامت اجتماعی افراد را نیز به خطر میاندازد و پیامدهای سنگینی برای جامعه به همراه دارد. با سه زن متأهل در آستانه طلاق دربارهی تجربه زندگی مشترک و خشونت گفتوگو کردیم. این زنان در طی زندگی مشترکشان مورد خشونت فیزیکی و روانی قرار گرفتهاند.
افسرده شدم
مریم ۳۵ ساله میگوید: «۱۱ سال است ازدواج کردهام و دو فرزند ۹ و ۶ ساله دارم و شاغلم. همسرم بسیار بداخلاق و شکاک است. مرتب از ظاهرم ایراد میگیرد اجازه نمیدهد با دوستانم رفتوآمد کنم و لباس دلخواهم را بپوشم. فقط حق دارم برای کار از منزل خارج شوم که آن هم به دلیل درآمدم است بارها مرا کتک زده به حدی که یکبار دستم و بار دیگر دماغم را شکسته. واقعاً برایم سخت است با صورت و بدن زخمی و شکسته به محل کارم بروم از همکارانم خجالت میکشم. همسرم خرجی خانه را نمیدهد و من با حقوق و درآمد خودم هزینهها را تأمین میکنم. از زمانی که ازدواج کردهام تا به امروز حتی یک لیوان هم برای خانه نخریده هیچکدام از نیازهای من یا بچهها برایش مهم نیست. زمانی که در منزل است بهطور مداوم غر میزند و از همهچیز شکایت میکند. از طعم غذا، تمیزی خانه، لباس بچهها و همهچیز ایراد میگیرد. چندین بار خانه را ترک کردم و به منزل مادرم رفتم و با وساطت خانوادهاش برگشتم اما خانواده همسرم در زمانی که مرا کتک میزند از من حمایت نمیکنند و فقط برای آشتی و پادرمیانی میآیند و میگویند دعوا نمک زندگی است، سخت نگیر و به خاطر بچهها برگرد. حتی در این میان با مادرم هم مشکل پیدا کردم چون هر بار که با قهر به منزلش میروم میگوید طلاق بگیر و این زندگی را تمام کن. این دعوا و درگیریها در روحیه بچهها تأثیر بسیار بدی گذاشته است. مرتب گریه میکنند و از من میخواهند که از پدرشان جدا شوم و آنها را با خودم ببرم. خودم هم اعتماد به نفسم را ازدستدادهام و افسرده شدهام چند سال است که کوتاه آمدم اما دیگر طاقتم طاق شده و نمیتوانم تحملکنم.»
برای نجات خود از همه حقوقم میگذرم
سحر ۲۵ ساله با گریه شروع میکند و میگوید:« کمتر از دو سال است که ازدواج کردم. خیلی به همسرم علاقه داشتم و با اصرار زیاد خانوادهام را راضی به ازدواج با ایشان کردم چون بهشدت مخالف بودند. همسرم خیلی اذیتم میکند. بسیار رفیقباز است و به زندگی مشترک اهمیتی نمیدهد. بسیاری از شبها مرا در خانه تنها میگذارد و به شبنشینی و خوش گذارانی با دوستانش میپردازد و وقتی اعتراض میکنم دادوفریاد راه میاندازد و وسایل خانه را میشکند. یکبار هم مرا کتک زد اما بعد پشیمان شد و معذرتخواهی کرد. چند ماه قبل متوجه شدم اعتیاد دارد. تهدیدش کردم که طلاق میگیرم قول داد که ترک کند و تغییر رفتار بدهد اما به قولش پایبند نبود. اهل کار کردن نیست و هر جا که مشغول به کار میشود یا بیرونش میکنند یا خودش بعد از چند روز دیگر نمیرود. همیشه از من پول میگیرد و اگر بگویم ندارم میگوید از مادرت بگیر. تا به امروز مبالغ زیادی پول از من گرفته. احساس میکنم به من خیانت میکند ولی نتوانستم ثابت کنم. تابهحال این مسائل را از خانوادهام پنهان میکردم چون میخواستم برای زندگی مشترکم و ترک دادن همسرم تلاش کنم. بیشتر از صدبار قول داده رفتارش را اصلاح کند واقعاً خستهام کرده چون از هر راهی که وارد میشوم درست نمیشود. بهتازگی دادخواست طلاق دادم. احساس میکنم دارم تباه میشوم، از همه حقوقم میگذرم برای اینکه خودم را نجات دهم.»
همهچیز پول نیست
الهام ۲۸ ساله میگوید: «یک سال است که ازدواج کردم. همسرم خانواده بسیار ثروتمندی دارد اما من از خانوادهای متوسط هستم. پدرم کارمند و مادرم خانهدار است. من به خاطر موقعیت مالی همسرم با او ازدواج کردم اما الان متوجه اشتباهم شدم و فهمیدم که همهچیز پول نیست. مادر همسرم خیلی در زندگی ما دخالت میکند حتی در خصوصیترین مسائل، از مدل لباس من یا رنگ دیوار خانه تا زمان بچهدار شدن. متأسفانه همسرم خیلی تحت تأثیر مادرش است و همهچیز در زندگی ما باید طبق نظر و سلیقه مادر شوهرم باشد. همسرم و خانوادهاش همیشه مرا تحقیر میکنند دائماً در حال مقایسه من با دیگرانند. چون از خانوادهی ثروتمندی نیستم همیشه به من فخر فروشی میکنند حتی حق ندارم خانهام را به سلیقه خودم بچینم. همیشه مورد بیاحترامی و توهین از سوی همسرم و خانوادهاش قرار میگیرم بهگونهای که بهطور کامل اعتماد به نفسم را ازدستدادهام و احساس میکنم موجود بیارزشی هستم باوجوداینکه تحصیلکرده و دارای شغل و موقعیت اجتماعی هستم اما همسرم و خانوادهاش اصلاً مرا بهحساب نمیآورند. دائماً موقعیت مالی خانوادهام را به من یادآور میشوند و اینکه جهیزیهای که در شان خانوادهشان باشد را نیاوردم و آنها را پیش فامیلشان خجالتزده کردهام. همسرم مرا درک نمیکند و در تحقیر و بیاحترامی نسبت به من دستکمی از خانوادهاش ندارد و مرا مورد شکنجه روانی قرار میدهد. وقتی هم از او میپرسم پس چرا با من ازدواج کردی میگوید نمیدانم اشتباه کردم، حق با مادرم است. من سزاوار اینهمه توهین و تحقیر و بیاحترامی نیستم. احساس میکنم روحم پوسیده و باید زندگی مشترکم را خاتمه دهم .»
یکسال پیش چنین روزی
در این روزها جنجال بر سر ساخت هتل در بام کرمان حسابی جنجالی شده بود و ما هم پرونده ای در این خصوص منتشر کردیم. پیشنهاد می کنیم این پرونده و اتفاق حاشیه ای که برای خبرنگاران پیام ما در حین بازدید از بام کرمان رخ داد را در سایت روزنامه بخوانید.
پنجره رو به حیات
نمایشگاه عکس های عباس کیارستمی
16 الی 23 دی ماه/ساعت : 17/در موزه هنرهای معاصر صنعتی
دولت بزرگ و فربه؛ مانع بهبود فضای کسبوکار
دولت بزرگ و فربه؛ مانع بهبود فضای کسبوکار
محسن جلال پور- رییس سابق اتاق بازرگانی ایران
اگر تعریف فضای کسبوکار را بدانیم، میتوان فهمید چرا بخش خصوصی سالهاست که دعوای فضای کسبوکار را دارد. به مجموعهای از آپشن ها و آیتمهایی که روی کسب و کار افراد تأثیر میگذارد ولی در اختیار آنها نیست، فضای کسبوکار گفته میشود. اینکه کسی فروش خوب ندارد و یا کالای بیکیفیت وجود دارد، فضای کسب و کار نیست. این فضا آنچه تغییرش در توان مدیران، مسئولان، روسا، سهامداران و مالکان کسبوکار هست، نیست بلکه فضایی است که در جامعه کار وجود دارد ولیکن هیچکدام از کسانی که در این فضا کار میکنند بر آن تأثیر مستقیم ندارند مانند قوانینی که مجلس وضع میکند، مصوبات دولت، ارتباطات خارجی، مسائل سیاسی، نظامی، دفاعی و امنیتی. بر روی این آیتمها کسی که کسب و کاری دارد، نمیتواند تأثیر بگذارد اما این آیتمها کاملاً بر کسبوکار افراد تأثیرگذارند.
به همین دلیل سالهاست که بخش خصوصی دعوای فضای کسبوکار را دارد چراکه اصلاً در اختیار این بخش نیست که فضای کسبوکار را بهبود دهد. در سالهای گذشته و زمانی که من در اتاق بازرگانی بودم، قانون بهبود مستمر فضای کسب و کار را به مجلس بردیم که بهوسیله قانون شرایط بهتری رقم بخورد اما متأسفانه به اعتقاد بنده حتی 30 درصد این قانون هم اجرانشده و به برخی مواد آن بهطورکلی بیاعتنایی شده است.
یکی از مواد این قانون، حاکمیت در عناوین مختلف را مکلف میکند که هنگام تدوین یا اصلاح مقررات، بخشنامهها و رویههای اجرایی، نظر تشکلهای اقتصادی ذیربط را استعلام کنند و موردتوجه قرار دهند اما میبینیم که هرروز مقررات و قوانینی وضع میشود که تا لحظهای اخبار آن را اعلام نکند، هیچکس حتی در بالاترین سطح بخش خصوصی از آن خبر ندارد چه برسد که بخواهد در این قوانین نقش داشته باشد. ماده 29 این قانون هم میگوید برای رسیدگی قضایی به فعالیتهای اقتصادی باید دادگاههای اقتصادی تشکیل شود تا بهطور تخصصی به موارد مختلف رسیدگی کنند اما در این پنج سال به این ماده عمل نشده است. بر اساس این قانون کلیه قراردادهای بین بانکها، سازمانهای دولتی و بخش خصوصی باید متوازن باشد نه یکطرفه، اما میبینیم که بهعنوانمثال بانکها هرچه را که میخواهند بهعنوان قرارداد مینویسند و جلوی تسهیلات گیرنده میگذارند. این قضیه در سازمان مالیاتی و دیگر سازمانها هم وجود دارد. بخش خصوصی اما خواهان این است که آیتمهای مؤثر در سهولت کسبوکار، با نگاه توسعه فضای کسبوکار، رقابتی کردن فضای کشور و توسعه بخش خصوصی انجام شود. در این میان نگاه دولت هم بسیار تأثیرگذار است. در دولت نهم و دهم وضع قوانین خلقالساعه و بدون کارشناسی زیاد بود. مثلاً در آذر 91 به تعداد واردات و صادرات از یک سازمان بخشنامه صادر شد اما خوشبختانه در دولت یازدهم کمتر این موارد دیده میشود. دولتها باید با ایجاد ثبات و آرامش اقتصادی، کم کردن قوانین و مقررات دستوپا گیر به بهبود فضای کسبوکار کمک کنند و شکی نیست که دولت یازدهم در این زمینه از دولتهای نهم و دهم موفقتر عمل کرده اما بهطورکلی به دلیل اینکه دولت بزرگ و فربهای در کشور داریم که همه کارها را با کشتن زمان انجام میدهد، فضای کسبوکار مساعد نیست. تا زمانی که این مورد اصلاح نشود، بخشنامههایی که در جهت بهبود فضای کسبوکار صادر میشوند، تأثیر چندانی ندارند.
