ز هوشنگ ماند این سده یادگار
۱۲ بهمن ۱۳۹۵، ۰:۱۷
ز هوشنگ ماند این سده یادگار
فاطمه بلوردی
هر زمان از خیابان سده می گذرم نگاهم به هیزم های گردآوری شده برای جشن سده می افتد. اهمیت این جشن برایم آشکارتر می شود.
سالیان سال است زرتشتیان و غیر زرتشتیان کرمان با هم زیسته اند. مسلمانان، آن ها را نه تنها اقلیت ندانسته بلکه از خود دانسته اند. مهمان هایشان را به دیدن آتشکده و موزه مردم شناسی زرتشتیان برده اند، همان طور که به میدان گنجعلی خان و بازار می برند.
چند روز قبل از سده با دوستان هماهنگ می کنیم برای رفتن به جشن.
دوستی می گوید:«زود برویم که بتوانیم از نزدیک آتش افروزی را ببینیم. چند تا عکس هم بگیریم.»
خاطره چند سال قبل در ذهنم بیدار می شود. با پریا دوست مهربان زرتشتی ام برای برگزاری جشن سده دکور می زدیم. برف باریده بود؛ اما گرمای رفتار پر مهر پریا، ماندانا، دایی رشید(پیر مرد مسوول باغچه بداغ آباد) خستگی و سرما از تن می زدود.
مسیر خانه تا باغچه را قدم می زنم. هندزفری در گوشم. آهنگ paradise ونجلیس را play می کنم.
مردم از ظهر اطراف باغچه جمع می شوند. عده ای ناهار را همان جا می خورند. از بین جمعیت خودم را به ورودی محوطه می رسانم. چشمم به خانواده ای می افتد که برای جشن سده آمده اند. البته کمی متفاوت از دیگران! فرزندی بر روی ویلچر! به امید این که لحظاتی را در کنار گرمای آتش سده شاد باشند. به امید این که مراسم امسال هم مثل هر سال باشکوه برگزار شود. به لطف دوستان زرتشتی وارد محوطه می شوم.
تصویر نقالی، شاهنامه خوانی، اوستا خوانیِ موبد از ذهنم می گذرد. یاد موبد «یارغیبی» می افتم و دلتنگ می شوم. خدایش بیامرزاد.
پشت نرده ها زمزمه هایی می شنیدم. مردم می گفتند:«امسال جلوی مراسم را گرفته اند. داخل سالن خبری نیست.» عده ای می گفتند پس چرا نمی گذارند برویم جلو، اگر خبری نیست؟!
جوانکی می گفت:«ور ما نی، ور اونا حکماً هس.»
خبری از جشن نبود! نه باندی، نه بلندگویی. همه بهت زده منتظر لحظات پایانی روز بودند که آیا آتش افروزی هم به سرنوشت تلخِ جشن دچار می شود یا نه؟
درِ تالار باز می شود. موبدهای سپید پوش اَوِستا می خوانند. در پیشاپیش آن ها جوانانی سپید پوش مجمر به دست پیش می روند.
صدای موبد به سختی به گوش می رسد:«اَشِم وُهو وَهیشْتِم اَستی اوشتا اَستی…»
صدای موبد در همهمه جمعیت ناپدید می شود. گرداگرد توده هیزم می چرخند. با آتش آتشدان که از آتشکده برگرفته شده، هیزم ها را آتش می زنند. زبانه های آخشیج(عنصر) آتش، روشنایی و پاکی را یادآور می شود.
راستی نیک است. (راستی) بهترین است. آرزو شده است برای هر کس که راستی را بخواهد برای بهترین راستی…
جشن سده که هر ساله در کرمان بسیار باشکوه برگزار می شد و ساعت ها به طول می انجامید، در کمتر از ۱۵ دقیقه به پایان رسید.
ز هوشنگ ماند این سده یادگار
بسی باد چون او دگر شهریار
به روز فیروز و فرخ روز، مهر ایزد و بهمن ماه (جشن سده) سال 3754 زرتشتی برابر با یکشنبه 10 بهمن ماه 1395 خورشیدی.
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
وب گردی
- مسابقه ملی ایدهپردازی «ایدانو» به آنتن شبکه دو رسید
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر بیشتر
بیشترین نظر کاربران
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید