طلاق سرطانی

منتشر شده در صفحه زندگی | شماره 609

طلاق سرطانی
به گزارش خبرگزاری تسنیم، طلاق در بهترین حالتش یکی از اندوه بارترین رویداد های زندگی است اما این اندوه تا کجا می تواند ادامه پیدا کند؟ ممکن است یک سال، دو سال وشاید هم تا آخر عمر ادامه یابد. می پرسید چگونه؟ کافی است سرطانی بشود آن وقت خواهید دید که چطور طولانی وبال گردنتان می ماند. اما چه می شود که یک طلاق، سرطانی می شود؟ فرض کنید خدانکرده امروز روز طلاق شماست.
روایت اول: با احساس ناکامی از محضر بیرون می آیید. شاید چند روزی مرخصی گرفته باشید و بخواهید مدتی در خانه تنها بمانید. شاید هم یک راست به سر کارتان بروید. درهر دو حالت تا مدت ها کیفتان کوک نیست. خیلی وقت ها به یاد همسر سابقتان می افتید وچنان عصبانی می شوید که فکر تلافی کردن میکنید البته این در حد یک فکر باقی می ماند. چند وقتی با این حالتان می سازید تا این که کم کم دوباره به زندگی بر می گردید.
روایت دوم: با احساس ناکامی از محضر بیرون می آیید. شاید چند روزی مرخصی گرفته باشید و بخواهید مدتی در خانه تنها بمانید. شاید هم یک راست به سر کارتان بروید. درهر دو حالت تا مدت ها کیفتان کوک نیست. خیلی وقت ها به یاد همسر سابقتان می افتید، عصبانی می شوید. بالاخره تصمیم می گیرید به هرقیمتی شده انتقامتان را ازاو بگیرید و با اراده ای خستگی ناپذیر دست به کار می شوید.
تفاوت طلاق معمولی با طلاق سرطانی، تفاوت بین این دو روایت است. همان طور که متوجه شدید تا نیمه های هر دو روایت مسیر تقریبا یکسان بود. در هر دو شما ناراحت بودید، رنج می کشیدید و عصبانی بودید. مسیر طلاق سالم (یعنی روایت اول) از جایی ازمسیر طلاق سرطانی (یعنی روایت دوم) جدا شد که به طور ناخودآگاه به حس انتقام جویی تان اجازه دادید مهار زندگی شما را به دست بگیرد.
آیا این طلاق درمان دارد؟واقعیت این است که وقتی خشم و انتقام جویی غالب می شود، دیگر چشم و گوش آدم درست کار نمی کنند؛ یعنی فردی که طلاقش سرطانی شده سخت درمان می شود، شایدهم اصلا نشود برایش کاری کرد چون در شرایطی نیست که بیمارگونه بودن رفتار هایش را بپذیرد چه برسد به این که بخواهد درمان را بپذیرد؛ بنابراین بهترین راه این است که بامقابله با حس انتقام جویی در این دوران، از سرطانی شدن طلاق پیشگیری کنیم. با مقابله با حس انتقام جویی در دوران طلاق، از سرطانی شدن آن پیشگیری کنیم.
شیوه های مقابله با حس انتقام جویی
رنج را بپذیرید: این که به چه دلیلی طلاق گرفتید یا چقدر راضی به این کار بودید، ممکن است میزان رنج شما را تحت تاثیر قرار بدهد اما اصل آن را نه. رنج کشیدن سخت است اما نشانه بدبختی نیست! اتفاقا برعکس، رنج نشانه ای است از این که آسیبی به شما وارد شده است و روان شما به خاطر قدرتی که دارد، مشغول تیمار کردن آن است. حس انتقام جویی هم مثل خشم، تنهایی و افسردگی بخشی از فرآیند رنج پس ازطلاق است. پس رنجتان را با تمام مخلفاتش بپذیرید و به روزنه های امیدی که نشانتان می دهد توجه کنید.
با همسر سابقتان قطع رابطه کنید، تعجب نکنید، می دانم احتمالا از وقتی که طلاق گرفته اید نه همسر سابقتان را دیده اید و نه با او تلفنی حرف زده اید، شاید هم به خاطربچه ها چند باری مجبور به این کار شده اید اما طوری نبوده که بشود اسمش را رابطه گذاشت. اما واقعیت این است که تا وقتی از دست او عصبانی هستید و فکر انتقام درسرتان دور می زند، ذهن و قلب شما با او رابطه دارد. برای این که این رابطه هیجانی راقطع کنید چند کار باید بکنید.اول این که ریشه خشم، ترس است پس برای قطع رابطه با همسر سابقتان قبل از هر کاری باید ترس هایتان را شناسایی و رفع کنید. این ترس ها ناخودآگاه هستند و وقتی به سطح خودآگاهی می رسند تا حد زیادی قدرتشان راازدست می دهند. ببینید چه چیزطلاق، شما را بیشتر ترسانده است؟ تنهایی؟ حس بازنده بودن؟ بی پولی؟ آینده مبهم؟
فهرستی از این ترس ها تهیه کنید. راه های مختلفی را که برای رفع آن ها سراغ دارید هم بنویسید. حالا وقت سبک سنگین کردن است. بهترین راه ها را انتخاب و طی یک برنامه منظم آن ها را عملی کنید.
حالا نوبت خشم است. برای کنار آمدن با خشمتان هم انجام این کار ها مفید است.از چیز هایی که هنوز شما را عصبانی می کنند، فهرستی تهیه کنید. سپس درباره هر کدام از آن ها مفصل بنویسید. بعد از نوشتن یک بار با صدای بلند آن را برای خودتان بخوانید تا هم آگاهی بیشتری نسبت به احساساتتان پیدا کنید وهم ازبارعاطفی آن ها کاسته شود.
در مرحله سوم باید فکری هم برای راه های مدیریت خشم تان بکنید. از وقتی که طلاق گرفته اید چند بار به خودتان گفته اید که «همسر سابقم زندگی من رو نابود کرد، حق من این زندگی نبود و… ؟» به جای بازی کردن نقش قربانی مسئولیت ازدواج قبلی تان را بپذیرید، این را که همسر سابقتان و دنیا چگونه «باید» با شما رفتار می کردند به چالش بکشید و با توجه به این نکته مهم که قربانی فردی است که خودش اجازه آزار و آسیب رابه دیگری می دهد صدای منتقد درونی تان را به تله بیندازید.
بعد از انتقام چی؟فرض کنید انتقام هم گرفتید، آیا مطمئنید که او دستش خواهد آمد که شما چه رنجی کشیده اید؟ آیا حال شما را می فهمد؟ آیا عذرخواهی می کند؟ مطمئن باشید که هیچ یک از این اتفاق ها نخواهد افتاد. نگاه او به دنیا با شما فرق دارد و اگر رنج شما برای او معناای داشت که کارتان به طلاق نمی کشید.

14

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

از «پیام ما» بیشتر بدانید :

آمار سایت

  • کاربران آنلاین : 7
  • امروز: 107
  • دیروز: 369
  • هفته: 3,995
  • ماه: 14,971
  • سال: 89,234