از میان خاطرات هاشمی

منتشر شده در صفحه تاریخ | شماره 380

از میان خاطرات هاشمی
شنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۷۰
برابر با ۱۸ می ۱۹۹۱
ساعت هشت و نیم به دفتر رسیدم . آقای سید ساجد نقوی رهبر شیعیان پاکستان آمد. مقداری از اوضاع پاکستان و شیعه و مساله لایحه شریعت گفت و برای تشکیلات سیاسی و فرهنگی شیعه در پاکستان استمداد کرد.
آقای عبدالحسین وهاجی ، وزیر بازرگانی آمد. عازم سفر به آمریکای جنوبی ست. مشورت و نظر خواهی کرد و گزارش انتخابات اتاق بازرگانی و اصناف را داد . شعرا و ادبا و هنرمندان فلسطینی آمدند؛ برای شرکت در نمایشگاه کتاب آمده اند. مقداری از جمهوری اسلامی و از من تعریف کردند و چند کتاب هدیه نمودند.برای آنها صحبت کردم.تشویق شان نمودم وهدیه ای دادم.دکتر حسن حبیبی برای امور جاری آمد.
عصر آقای غلامحسین کرباسچی ، شهردار تهران و مدیران شهرداری و مشاوران آمدند و پروژه های قلعه مرغی و عباس آباد را توضیح دادند؛جالب است.شب با احمد آقا به منزل رهبری رفتیم. حال شان خیلی بهتر شده است. درباره مساله مراجعت ایرانیان خارج از کشور مذاکره شد.
یکشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۶۵
برابر با ۱۸ می ۱۹۸۶
ساعت هفت و نیم صبح به دفتر رسیدم. در گزارش ها رجزخوانی عراقی ها در خصوص تصرف شهر مهران خودنمایی می کند. بهره برداری سیاسی و روحیه ای می کنند. با آقایان رضایی و شمخانی در خصوص لزوم اقدام برای پس گیری مهران تاکید کردم. قبل از شروع رسمی جلسه به نمایندگان توضیح کوتاهی درباره از دست رفتن مهران دادم. آنها هم خیلی ناراحتند.
ساعت ده و نیم به دفتر آمدم.آقای بیژن نامدار زنگنه وزیر جهاد سازندگی آمد. درباره نیاز به ماشین آلات سنگین برای مهندسی جبهه و آموزش راننده ماشین های سنگین و تونل زیرآب اروند یا بهمن شیر و اصلاح اراضی دیمی و بودجه مذاکره کردیم. آقای سعید الذاکرین معاون روابط عمومی مجلس آمد. درباره سیاست خارجی و جناح بندی های داخلی ، تحلیلی بیان داشت. ذهن سیاسی نیرومندی دارد ، می خواهد از مجلس برود.
قلی محسن رضایی آمد.درباره پس گرفتن مهران مذاکره کردیم. صلاح نمی دانست که امشب حمله کنیم. وقتی فهمید نیروهای در خط آماده حمله اند، اظهار رضایت کرد. درباره لزوم تشکیل گردانها و تیپهای متخصص سپاه برای تامین پدافند در کنار ارتش به منظور آزاد سازی نیروهای پدافندی سپاه صحبت کرد. قرار شد اقدام وسیع کنیم. کمی خوابیدم. خسته و ناراحت.
عصر جمعی از نیروی دریایی سپاه آمدند. برای آنها مفصلا صحبت کردم .آقای حسین اعلایی گزارشی از پیشرفت کار و طرح ساخت قایق های کنترل از راه دور برای ضربه زدن به موشک ها و کشتی های جدید چینی داد.
آقای رضا امرالهی ریس سازمان انرژی اتمی آمد. از خرید بعضی از نیازها و از عدم تحویل راکتور اتمی از طرف آلمانها گفت. سرهنگ جلالی وزیر دفاع آمد. درباره سازمان صنایع دفاع و نیازهایش گفت. آقای جاسبی آمد و راجع به دانشگاه آزاد و معافیت دانشجویان آن صحبت کردیم.آقای سعیدی مسئول حفاظت سپاه آمد. از ابهام وظایف و کیفیت ارتباط واحد با فرماندهی و از عدم مراعات ضوابط در سپاه می نالید و این شکایت ها خیلی ست. شب مهمان ریس جمهور بودیم. در همه زمینه مسائل روز مذاکره شد.
چهارشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۶۷
برابر با ۱۸ می ۱۹۸۸
ساعت شش و نیم صبح به مجلس رسیدم. ترتیب کار تبلیغات عملیات بیت المقدس شش را دادم. قبل از شروع جلسه خبر عملیات را به نمایندگان دادم. بعضی ها نگرانند که جنگ شهرها شروع شود، ولی نظر ما این است که قبل از برگزاری کنفرانس به اصطلاح صلح صدام در بغداد ، مصلحتش نیست که شروع کنند و این تبلیغات برای شرایط روحی داخلی بعد از سقوط فاو لازم است. بعدا آقای بهزاد نبوی گفت که نظر هیات دولت هم عدم اعلان است؛آنها هم نگران شروع جنگ شهرها هستند.
ساعت ده و نیم به دفتر آمدم. آقای محمد کیاوش آمد. تقاضای شغلی دارد. در انتخابات آبادان شکست خورده است. آقای اسدالله بادامچیان آمدو برای حفاظت بعد از نمایندگی استمداد کرد. سید رضا زواره ای هم همین استمداد را داشت.
ظهر آقای عبدالله نوری نماینده امام خمینی در جهاد سازندگی آمد. گزارشی از سفر به جبهه داد و از ضعف کار مهندسی رزمی و نابسامانی فرماندهان سپاه و ارتش گفت و در خصوص حضور زیاد طالبانی ها در منطقه حلبچه و مسایل اصفهان و ضرورت اندیشه برای رفع عوامل نارضایتی مردم که بیشتر معلول کمبودهای ناشی از جنگ است ، تذکر داد. عصر هیات رئیسه مجلس جلسه داشت. لیست های کاری ادارات مجلس بر اساس چارت جدید تصویب شد. آقای سرتیپ علی شهبازی آمد. از کمک من برای رسیدن به ریاست ستاد مشترک تشکر کرد. و برنامه خودش را گفت. آقای بهزاد نبوی آمد . از تحرک یک جریان ضد انقلابی گفت و درباره مسائل جنگ نظراتی داشت . تا ساعت هشت و نیم شب دفتر بودم . خسته بودم زود خوابیدم.
جمعه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۶۹
برابر با ۱۸ می ۱۹۹۰
در منزل بودم. وقتم به استراحت و مطالعه و آبیاری باغچه حیاط منزل گذشت. بچه ها ناهار بیرون شهر مهمان بودند. تنهایی غذا خوردم. محسن ، ریس دفتر بازرسی ریس جمهور آمد. گزارش پرونده مدیر کارخانه آلومینیوم پارس را داد؛ متهم به سوئ استفاده شده است. نظر محسن این است که تقصیر مهمی ندارد. گفتم گزارشی از وضع کارخانه پس از بازداشت او تهیه کند. احمد اقا تلفنی خواست که در یکی از شب های مراسم سالگرد ارتحال امام سخنرانی کنم ؛پذیرفتم.

14

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

از «پیام ما» بیشتر بدانید :

آمار سایت

  • کاربران آنلاین : 0
  • امروز: 56
  • دیروز: 97
  • هفته: 1,131
  • ماه: 3,873
  • سال: 171,159