خودروهای لوکس نماد نابرابری فزاینده اجتماعی در شهر ها !

منتشر شده در صفحه جامعه | شماره 379

خودروهای لوکس نماد نابرابری فزاینده اجتماعی در شهر ها !

علیجان غضنفری
چندی پیش در یک صبح زود یک اتومبیل پورشه زرد رنگ مدل باکستر جی تی اس که سرعت آن در ده ثانیه به ۱۲۰ کیلومتر در ساعت می رسد در بزرگراه شریعتی تهران به جدول و درختان کنار خیابان برخورد کرد و راننده و سرنشین آن با فاصله چند ساعت هر دو از دنیا رفتند . دیری نگذشت که تصاویر لاشه خودرو اسپرت و پس از آن فاش شدن هویت های دو سرنشین آن, که ظاهرا هیچ نسبتی باهم نداشتند توفانی از اظهار نظرهای کاربران رسانه های اجتماعی به راه انداخت. آن چه که بسیاری را خشمگین کرد این بود که تصادف این پورشه گران قیمت ، سمبل و نشانه درهم آمیختگی فساد و نا برابری اجتماعی بود.
در دوره ریاست جمهوری احمدی نژاد، تعدادی افراد برگزیده، اغلب با ارتباطات خوب، پس از آن که اجازه یافتند نفت، دلار و طلای ذخیره کرده را بعد از گران شدن قیمت آن از سوی دولت بفروشند. ناگهان به دریایی از ثروت عظیم دست یافتند. این دلالان با خبر و اغلب دست اندرکار سه برابر شدن قیمت دلار و طلا و … با بهره مندی از این رانت ها وارد معاملات دیگر نیز شدند و به گفته اقتصاد دانان و مقامات دولت فعلی، فرهنگ فساد را گسترش دادند و امروزه کار به جایی رسیده که این واسطه ها هرچند ظاهر الصلاح خود را در انظار عمومی نشان داده، ریش گذاشته، پیراهن یقه بسته پوشیده و تسبیح می اندازند، لکن فرزندانشان برای خرید لباس آخرین مدهای معروف به دوبی می روند، بر خودرو های گران قیمت سوار شده و از مواهب این ثروت های بادآورده استفاده می کنند.
این ثروتمندان جدید، از آن جا که نو کیسه بوده و اصالت اجتماعی درستی هم ندارند به جای رعایت موازین و مقررات جامعه جور دیگری لباس می پوشند، جور دیگری حرف می زنند، نوع دیگری عمل می کنند. آن ها وضعیت ممتاز خود را بزرگ می کنند و از تحقیر دیگران لذت می برند. از همه دردناک تر این که انگار این همه قوانین بازدارنده، جداسازی ها، گشت ارشاد و نهادهای امر به معروف و نهی از منکر و… در بین این تیپ جدید اصلاً کاربردی نداشته و ندارد! هرچه بخواهند می کنند، در پی هر چیزی که باشند به دست می آورند.
متأسفانه اختلاف و فاصله خردکننده این تضاد طبقاتی دیگر مختص تهران نیست. شهرستان ها هم این فاصله شدید را با تمام وجودشان درک می کنند و از فضای به وجود آمده می رنجند.
در این میان برخی رسانه ها هم به این قضایا دامن می زنند: « بچه پولدارهای تهران فلان کردند، دارندگان خودروهای لوکس تبریز هم می خواهند خودی نشان دهند، ماشین های چندصد میلیونی در قلب کویر و … و …»
وقتی یک بچه کارمند شهرستانی، سوار بر پژو، پراید یا پیکان قراضه خانوادگی دنبال دوندگی های زندگی، چشمش به معدود لامبورگینی می افتد که میلیاردر جوان بنا به فرمایش مقام معظم رهبری «سرمست از باده غرور و ثروت» پشت فرمان آن نشسته با اندکی فشار بر پدال گاز و برخاستن صدایی گوشنواز از موتور ماشین همه اتومبیل های ریز و درشت اطرافش را که با دهان هایی باز به او خیره شده اند، پشت سر می گذارد ، معلوم است که چه حالی به او دست خواهد داد. دو سه روز پیش یک جوان ساده دل شهرستانی با دیدن عکس له شده و فوت سرنشینان این پورشه نوشته بود:«خداروشکر، حالا که در توزیع پول و ثروت عدالتی وجود ندارد در مرگ عدالت هست، من عدالت خداوند را که در آن ثروتمندان و پولداران، در کنار مردم مستاصل که امیدی به زندگی ندارند به یک اندازه از مواهب مرگ بهرمندند، دوست دارم.»
دولت و مسئولین باید راهی پیدا کنند که جلوی این رانت خواری بی حد و حصر رواج پول های کثیف قاچاق و پولشویی را بگیرند و گرنه تا وقتی این تضاد وجود دارد این فاصله طبقاتی که عادی ترین آن با سوار شدن برخودروهای لوکس آشکار می شود ادامه خواهد داشت. زیرا فرد وقتی ثروتمند شد، دوست دارد دیده شود و شاخص باشد. این وضعیت زمانی که امکان پیشرفت برای همه مهیا باشد، چندان تأثیری ندارد؛ اما در جامعه ما که حقوق معمولی یک کارمند حداکثر یک میلیون و پانصد هزار تومان است و مخارج بیش از آن ممکن است ما را در چنان سرازیری بیندازد که منجر به طغیان های اجتماعی شود.

17

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

از «پیام ما» بیشتر بدانید :

آمار سایت

  • کاربران آنلاین : 0
  • امروز: 31
  • دیروز: 167
  • هفته: 1,030
  • ماه: 5,502
  • سال: 327,052