سینمای طبیعت، طبیعت سینمایی
7 مهر 1402، 17:03
در سالهای گذشته صحبت کردن از سینمای مستقل تا اندازهٔ زیادی در روند آثار پیشرو قابل نقد و بررسی بود. آثاری که برای صنعت سرگرمی تولید نشده باشند و یا سفارشی در یک جهت خاص نباشند. «هنر و تجربه» نفس کافی برای زنده نگاه داشتن اصالت در یک اثر اجتماعی را داشت. حضور این نوع از سینما برای فرهنگ یک سرزمین امری ضروری است. هنگامی که اثری بتواند جانی برای بیان دغدغههای جاری داشته باشد، میتواند در ریلگذاری فرهنگی یک سرزمین نقشی ماندگار برعهده بگیرد. اینجاست که تاریخنگاری اجتماعی قابلیت ظهور و بروز پیدا میکند. این در حالیست که امروز هوای حاکم بر سینمای ایران بسیار راکد و فضای آن چنان سنگین شده که بیم از بین رفتن ساختارهای اساسی در چهره عناصر و عوامل آن قابل مشاهده است. بااینهمه، هستند آثاری که در گذر سالها نیز همچنان قابلیت نقد و بررسی دارند و برای دیده شدن هنوز تازه هستند. این سرانجام فعال بودنِ گروه هنر و تجربه است.
فیلم سینمایی «زغال» ساختهٔ «اسماعیل منصف» یکی از همان آثاری است که دغدغهٔ اجتماع دارد و برای گیشه ساخته نشده است. یک فیلمساز جوان ابزار لازم برای نشان دادن توانایی فنی و اجرایی را در نخستین اثر بلند سینمایی یافته و بهخوبی قدر این شرایط را دانسته است. از سوی دیگر فیلم آنچنان که شایسته است دیده نشد، اما هنوز هم پس از گذشت چند سال طراوت خود را نگاه داشته است.
داستان همان تقابل سنتی بین خیر و شر است. اینبار طلا و زغال روبهروی یکدیگر ایستادهاند. موضوع نیز به بیدار شدن هیولای درون پرداخته است. فیلمنامهٔ اثر از یک الگوی کهنه استفاده کرده، اما از آنجا که فیلم نخست «منصف» است، میتوان از کنار تکراری بودن گذشت. از سوی دیگر نگاه فیلمساز به طبیعت قابل تحسین است. او توانسته اقلیم را در فیلم به یک شخصیت پویا تبدیل کند. اثر از مدلول آغاز میشود و سپس به سراغ دال میرود و هوشمندی سازنده در اینجا قابل تحسین است. هر چند فیلمساز وامدار «آنجلوپولوس» و «تارکوفسکی است» و در نگاه او میتوان «نوری بیلگه جیلان»، فیلمساز نامدار تُرک را در قامت یک الگوی نمایشی دید، اما کارگردان جوان ما در سمت درستی از طبیعت سینمایی ایستاده است. بومیگرایی در فرم بسیار خوب ساختار یافته است. کوهستان، جنگل، دشت و ساحل به یکدیگر پیوند خوردهاند تا چالش یک جامعهٔ محلی به مرکز شهر بیاید و سرانجام محتوای دراماتیک بهشایستگی معنای بصری به خود بگیرد. در ایدهٔ مرکزی داستان خلاقیتی بهنظر نمیرسد، اما محتوا در اجرا بهگونهای در چگونگی اثر تنیده شده که کاملاً به محصولی ارگانیک تبدیل شده است. کارگردان بهخوبی طبیعت را میشناسد و از آن برای شکل دادن به قصهٔ خود استفاده کرده است. در کنار این موضوع، شناخت سازنده از خانواده قرار دارد. آثار بسیار کمی در تولیدات سینمایی توان نشان دادن یک خانواده را دارند. اینجاست که فیلم از بزرگنمایی فاصله گرفته و با کمک طبیعت و پدر خانواده، حسی را میسازد که تنها میتوان در یک اثر مستقل و هنری آن را یافت. در اجرای اثر میتوان به ریتم، نقد وارد کرد. اگر کارگردان تدوین را به فرد دیگری میسپرد و راضی به بیشتر کوتاه کردن اثر میشد، احتمالاً ضربآهنگ کار بهسمت یکدستی بیشتری سوق پیدا میکرد. اثر در مرزهای ایران ساخته شده و دغدغهٔ بومی دارد. اینکه برخی فرم و محتوای اثر را به نقطهٔ مبهمی به نام تفکر تُرکی ربط دادهاند، توهمی سرابگونه است.
«غیرت»، پدر خانواده بهدلیل فقر و چالش فرزندش مجبور میشود زغال بیشتری تولید کند، اسب و گاوهای خود را بفروشد و حتی در قاچاق مشروب نیز وارد میشود تا بدهکاری برای خانوادهاش باقی نماند. این بخش از اثر قوی بودن پیرنگ را نشان میدهد و البته مهندسی شدن فیلمنامه و در انتها اجرای درست در دلِ طبیعت که برای یک فیلماولی دشوار بهنظر میرسد. هر چند «اسماعیل منصف» چند فیلم کوتاه موفق در کارنامهٔ خود دارد، اما «زغال» خبر از یک فیلمساز اهل آذربایجان میدهد که توانایی بالا رفتن از پلههای ترقی را دارد. بازی بسیار درست بازیگران و قابهایی که از میان یک دکوپاژ قوی میآیند، گویای کاربلد بودن فیلمساز است. سینمای طبیعتمحور با نگاه دقیق به بومیگرایی میتواند همچون فیلم «زغال»، به اثری دارای مسئله تبدیل شود که با رویکردی مستقل پای به عرصهٔ نمایش بگذارد.
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
میان آنچه به ما داده شده و آنچه میتوانیم از آن بسازیم
جهانی که انتخابمان نبوده است
«آلبلاغ»؛ روایتی از یک حادثه و پرسشهایی که هنوز بیپاسخ ماندهاند
از مدیریت بحران تا حکمرانی پیشگیرانه
تأملی بر چالشهای هماهنگی نهادی در مدیریت مسائل سرزمینی ایران
تصویر بوعلیسینا چگونه از روایتهای تاریخی به قالی ایرانی راه پیدا کرد؟
ســرای بوعلــــــــی
وقتی آسمان بسته میشود، چرا زمین ایران آماده نیست؟
از واقعگرایی سخت تا عملگرایی انعطافپذیر
تهران؛ میان سکوت و گسل
وقف آب در حکمرانی نوین
بوشهر در حافظه شعر
نگاهی به نسبت گذشته، خاطره و زمان در سینمای «تئو آنجلوپولوس»
در گذشته زندگی میکنیم
وب گردی
- معرفی طرح های بیمه تکمیلی انفرادی سامان | پوششها و شرایط خرید
- مطالبه گنجاندن حداقل حقوق ۷۰ میلیونی معلمان در بودجه ۱۴۰۶
- درخواست معافیت دانشجویان ممتاز دکتری دانشگاه آزاد اسلامی از آزمون جامع
- درخواست افزودن درس موسیقی در مدارس
- حذف شرط: کد تخفیف اسنپ فود کد تخفیف اسنپ فود
- مطالبه عمومی برای اجرای مصوبات انتقال معادن شیراز
- شناسنامه دار بودن ظروف صنعتی چه نقشی در مدیریت مسئولانه آن ها دارد؟
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟ بیشتر
بیشترین نظر کاربران
دوازده پرده از خشکسالی
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید