میدانگاه شمس‌العماره؛ ردپای قنات در حافظه تهران





میدانگاه شمس‌العماره؛ ردپای قنات در حافظه تهران

26 مهر 1405، 22:09

در جبهه غربی عمارت شمس‌العماره، روبه‌روی درِ ورودی کاخ گلستان و در ورودی بازارچه مروی یا همان شترگلو، میدانگاهی به مساحت تقریبی ۸۰۰ مترمربع وجود دارد. این میدانگاه در نقشه عبدالغفار که به سال ۱۲۷۰ شمسی برمی‌گردد، قابل مشاهده است.

در دوران ناصرالدین‌شاه، آب قنات شاه پس از سیراب‌کردن ارگ سلطنتی، از کانال‌های زیرزمینی (که به آن هرنج می‌گویند) عبور می‌کرد و در حوض بزرگی که در این میدان بود، ظاهر می‌شد. آب قنات از طریق تنبوشه جاری می‌شد و شکل ریزش آب در این حوض به گردن شتر شباهت داشت؛ به همین دلیل، این مکان به «شترگلو» معروف شد. آب آن برای تأمین نیاز سقاها و کسبه استفاده می‌شد و در تابستان محل آب‌تنی کودکان بود. این میدان در برابر سردر شمس‌العماره و ورودی باغ و عمارت سلطنتی، علاوه بر کارکرد روزمره و آبرسانی، محل برگزاری جشن‌ها و اعیاد دولتی بود که با چراغانی و آتش‌بازی همراه می‌شد.

از آن زمان تاکنون، این گشودگی فضایی به علت قرارگیری در نقطه‌ای پرازدحام، وجود آب و درخت و از همه مهم‌تر، چشم‌انداز بنای تاریخی شمس‌العماره، به‌عنوان نقطه مکثی خاطره‌انگیز در ذهن شهروندان ثبت شده است.

اهمیت این فضای شاخص شهری باعث می‌شود پرداختن به طراحی و ساماندهی آن امری مطلوب و حتی ضروری تلقی شود.

اما طرحی که برای این میدانگاه ارائه می‌شود، باید در نسبتی عمیق با سابقه تاریخی آن باشد و روایت‌ها و داستان‌های فراموش‌شده این مکان را باززنده‌سازی کند. بازطراحی حوض در محل مظهر قنات، به‌عنوان ارزش کالبدی وابسته و همبسته با قنات شاه و قنات مهرگرد، یادآور حضور و نقش قنات در تهران قدیم است. مظهر همواره جایی بوده است که قنات در چشم انسان ایرانی ظاهر می‌شده و قصه تشنگی و حرمت و ارزشمندی آب را در گوش او زمزمه می‌کرده است. بنابراین، در طراحی این فضای شهری، عنصر آب باید به‌عنوان عنصری شاخص که زندگی امروز این مکان را به لایه‌های تاریخی و هویتی آن متصل می‌کند و یادآور ارزش‌های تمدن کاریزی در شهر معاصر است، مورد توجه جدی قرار بگیرد.

از سوی دیگر، هرگونه مداخله زیرسطحی در این میدانگاه باید با احتیاط و پس از بررسی‌های تاریخی و فنی لازم صورت گیرد. مستندسازی مسیر هرنج‌ها و شناسایی بقایای احتمالی شبکه انتقال آب، پیش‌شرط تصمیم‌گیری درباره هرگونه حفاری است؛ چراکه تخریب این مسیرها می‌تواند شواهد ارزشمند تاریخی را از میان ببرد و امکان مرمت و احیای احتمالی قنات در آینده و رساندن آب به مظهر تاریخی آن را با محدودیت‌های جدی مواجه کند. از این رو، ضروری است طرح ساماندهی میدانگاه، ضمن حفاظت از آثار زیرسطحی، امکان بررسی، مرمت و احیای این زیرساخت تاریخی را در آینده حفظ کند.

متأسفانه، زمزمه‌هایی که این روزها در فضای مجازی درباره طرح پیشنهادی این میدانگاه منتشر شده، از کم‌رنگ‌شدن نقش آب، حوض و مظهر قنات در طراحی حکایت دارد. همچنین، پیشنهاد احداث گالری زیرزمینی و حفاری عمیق در این محدوده، نگرانی‌های جدی درباره احتمال تخریب هرنج‌های تاریخی و بقایای شبکه انتقال آب ایجاد می‌کند.

هرچند خاک‌برداری‌ها و احداث سرویس بهداشتی در گذشته، بخش‌هایی از این مسیرهای زیرزمینی را از بین برده است، این موضوع ضرورت حفاظت از بقایای احتمالی باقی‌مانده را دوچندان می‌کند. اجرای هرگونه معماری زیرزمینی، پیش از شناسایی و مستندسازی دقیق مسیر هرنج‌ها و ارزیابی پیامدهای حفاری، می‌تواند فرصت مرمت و احیای احتمالی این زیرساخت تاریخی و رساندن آب قنات به مظهر عمومی آن را با محدودیت‌های جدی مواجه کند.

آگاهی عمومی از ارزش‌های تاریخی و زیرساختی این میدانگاه، زمینه‌ساز مشارکت آگاهانه شهروندان در حفاظت از آن است. مداخلات معماری در بافت تاریخی، فارغ از شهرت طراح یا جذابیت بصری طرح، باید بر شناخت مستند مکان، حفاظت از شواهد تاریخی و پرهیز از اقدامات برگشت‌ناپذیر استوار باشند. امید است با افزایش آگاهی عمومی و مطالبه‌گری مسئولانه، از تبدیل این میدانگاه ارزشمند به عرصه‌ای برای مداخلات شتاب‌زده جلوگیری شود و امکان حفظ و بازخوانی روایت تاریخی آب و قنات در طراحی آینده آن همچنان باقی بماند.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *