چرا با وجود قوانین حفاظتی، بناهای تاریخی ایران همچنان تخریب می‌شوند؟

میراثی که هنوز نشناخته‌ایم، بناهایی که دیگر نداریم!





میراثی که هنوز نشناخته‌ایم، بناهایی که دیگر نداریم!

19 مهر 1405، 0:06

یکی از مسائل اساسی حفاظت از میراث فرهنگی در ایران، نبود شناخت جامع و مستند از بناهای واجد ارزش تاریخی و فرهنگی کشور است. هنوز آمار روشنی نداریم که چه تعداد از این بناها شناسایی و مستندنگاری شده‌اند، چه تعداد همچنان ناشناخته مانده‌اند و چه تعداد پیش از بررسی ارزش‌هایشان، در جریان ساخت‌وسازها و مداخلات شهری تخریب شده‌اند.

نگران‌کننده‌تر آنکه حتی شناسایی ارزش تاریخی و فرهنگی یک بنا نیز لزوماً به حفاظت از آن منجر نمی‌شود. تخریب پادگان روس‌ها در سبزوار، گاراژ شمس‌العماره در حریم درجه‌یک مجموعه جهانی کاخ گلستان و عمارت ایلچی در بازار بزرگ تهران، نمونه‌هایی از نابودی آثار شناسایی‌شده هستند. سرای تاریخی سیگارچی، معروف به موقوفه منیرالسلطنه، نیز سابقه صدور مجوز تخریب و نوسازی داشته است. تخریب عمارت امین‌لشکر در تهران، با وجود ثبت در فهرست آثار ملی، نشان داد که حتی ثبت ملی نیز به‌تنهایی مانع تخریب نمی‌شود.

این اتفاقات را نمی‌توان صرفاً چند پرونده مستقل دانست. وقتی بناهای تاریخی پیش از شناسایی از میان می‌روند و آثار شناسایی‌شده نیز از تخریب مصون نیستند، باید عملکرد نظام شناسایی، ثبت و حفاظت از میراث فرهنگی کشور را مورد پرسش قرار داد.

بر اساس ماده ۱۵ «قانون حمایت از مرمت و احیای بافت‌های تاریخی–فرهنگی» مصوب ۱۳۹۸، دستگاه متولی میراث فرهنگی مکلف شده است ظرف دو سال، با بررسی و پایش، بناهای واجد ارزش را برای ثبت در فهرست آثار ملی و فهرست‌های مربوط اعلام کند و اطلاعات آن‌ها را در اختیار عموم قرار دهد.

اکنون چند سال از پایان این مهلت گذشته است. وزارت میراث فرهنگی باید پاسخ دهد چه تعداد بنای واجد ارزش تاریخی و فرهنگی شناسایی شده‌اند، فهرست عمومی آن‌ها کجاست و برای شناسایی آثار ناشناخته چه برنامه‌ای دارد؟

«دستورالعمل تعیین آثار واجد ارزش تاریخی و فرهنگی» ابلاغی سال ۱۳۹۸ نیز فرایندی کارشناسی پیش‌بینی کرده است. ابتدا بنا شناسایی و مستندنگاری می‌شود؛ پرونده به همراه مستندات تاریخی، معماری، فرهنگی و گزارش‌های کارشناسی در کمیته ثبت استان بررسی می‌شود و پس از تأیید استانی، به اداره‌کل ثبت و حریم وزارت میراث فرهنگی ارجاع می‌شود. در سطح ملی نیز پرونده باید مراحل بررسی تخصصی و تأیید مرجع صلاحیت‌دار را طی کند تا نتیجه رسمی اعلام شود.

بنابراین، تشخیص ارزش تاریخی و فرهنگی یک بنا نمی‌تواند صرفاً تابع نظر فردی یک مدیر باشد. تغییر تشخیص «واجد ارزش» به «فاقد ارزش» نیز باید مستند، مستدل و حاصل بررسی در مراجع تخصصی صلاحیت‌دار باشد.

پرونده بنای خیابان سعدی تهران، در مجاورت قنادی تاریخی مینیون، نمونه‌ای از ضرورت پاسخ‌گویی وزارت میراث فرهنگی است. در فاصله زمانی کوتاهی، اداره‌کل میراث فرهنگی استان تهران این بنا را واجد ارزش تاریخی و فرهنگی اعلام کرده، اما اداره‌کل ثبت و حریم وزارت میراث فرهنگی در نامه‌ای دیگر، همان بنا را فاقد ارزش دانسته است.

در این فاصله کوتاه چه اتفاقی افتاده است؟ آیا بررسی کارشناسی جدیدی انجام شده است؟ پرونده در کدام مرجع تخصصی مطرح شده و مستندات و صورت‌جلسات تغییر تشخیص کجاست؟ مسئله فقط سرنوشت یک بنا نیست؛ اعتبار فرایندهای کارشناسی و تصمیم‌گیری وزارتخانه‌ای است که مسئولیت حفاظت از میراث فرهنگی کشور را بر عهده دارد.

در عین حال، حفاظت از میراث تاریخی نباید به معنای نادیده‌گرفتن حقوق قانونی مالکان باشد. مواد ۱۱ و ۱۳ قانون سال ۱۳۹۸ به جبران محدودیت‌های مالکانه و مسئولیت دستگاه‌های اجرایی در حفاظت و مرمت پرداخته‌اند. بند «پ» ماده ۸۳ «قانون برنامه پنج‌ساله هفتم پیشرفت جمهوری اسلامی ایران» نیز تکالیفی درباره حفاظت از آثار تاریخی و حقوق قانونی مالکان تعیین کرده است.

مسئله، انتخاب میان حقوق مالکانه و حفاظت از میراث فرهنگی نیست؛ مسئله اجرای هم‌زمان تکالیف قانونی در هر دو حوزه است. دولت باید سازوکارهای حمایتی و جبران محدودیت‌های مالکان را اجرا کند؛ نمی‌توان هزینه اجرا نشدن این حمایت‌ها را بر دوش مالکان گذاشت و تخریب بناهای تاریخی را راه‌حل این تعارض دانست.

مجموعه این نگرانی‌ها مرا به راه‌اندازی کارزار «میراث ایران در خطر است؛ پیش از آنکه دیر شود، کاری کنید» واداشت؛ کارزاری خطاب به دادستان کل کشور، رئیس سازمان بازرسی کل کشور و وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی.

مطالبه ما اجرای قوانین موجود و پاسخ‌گویی دستگاه‌های مسئول است. وزارت میراث فرهنگی باید گزارش اجرای ماده ۱۵ را منتشر کند، فهرست عمومی بناهای واجد ارزش تاریخی و فرهنگی را ارائه دهد و برنامه‌ای زمان‌بندی‌شده برای شناسایی آثار ناشناخته تدوین کند. ایجاد بانک اطلاعاتی عمومی، شفاف‌سازی مستندات تغییر تشخیص ارزش تاریخی و فرهنگی، سازوکار پیشگیری فوری از تخریب و اجرای حمایت‌های قانونی از مالکان نیز از مطالبات کارزار است.

از دادستانی کل کشور انتظار داریم در چارچوب اختیارات قانونی برای پیشگیری از تخریب و تضییع حقوق عمومی اقدام کند. سازمان بازرسی کل کشور نیز باید اجرای تکالیف قانونی وزارتخانه و احتمال قصور یا ترک فعل دستگاه‌های مسئول را بررسی و نتیجه را اعلام کند. درباره بنای خیابان سعدی نیز خواستار جلوگیری از اقدامات غیرقابل‌بازگشت تا تعیین تکلیف کارشناسی و حقوقی هستیم.

سال‌ها فعالیت در بافت تاریخی تهران به من نشان داده است که بسیاری از تخریب‌ها با شناسایی به‌موقع، اجرای ضوابط حفاظتی و مسئولیت‌پذیری دستگاه‌ها قابل پیشگیری‌اند. قرار نیست برای حفاظت از هر بنای تاریخی، کارزاری تازه راه بیندازیم و برای اجرای قوانینی که سال‌ها از تصویب آن‌ها گذشته، ناچار به درخواست مداخله از نهادهای نظارتی و قضایی شویم.

ارزش بناهای تاریخی و فرهنگی ایران تنها در معماری آن‌ها خلاصه نمی‌شود؛ پیشینه تاریخی، رویدادها، شخصیت‌ها، کارکردهای اجتماعی و جایگاهشان در حافظه جمعی نیز بخشی از ارزش آن‌هاست. بسیاری از این شواهد با تخریب بنا برای همیشه از دست می‌روند.

وزارت میراث فرهنگی باید درباره عملکرد خود پاسخ دهد و نهادهای نظارتی باید اجرای تکالیف قانونی را پیگیری کنند. حفاظت از میراث ایران باید پیش از تخریب اتفاق بیفتد، نه زمانی که دیگر اثری برای حفاظت باقی نمانده است.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *