در پنل تخصصی «مدرسه؛ خط مقدم پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی کودکان» بر ضرورت دسترسی مدارس به نظام حمایت اجتماعی از کودک تأکید شد

مدرسه، حلقه نخست حمایت از کودک





مدرسه، حلقه نخست حمایت از کودک

20 مهر 1405، 22:59

|پیام ما|دسترسی هر مدرسه به نظامی تخصصی برای شناسایی و پیگیری مسائل کودکان، مطالبه محوری پنلی بود که متخصصان در آن بر همکاری مدرسه، خانواده و نهادهای اجتماعی برای پیشگیری از آسیب‌ها تأکید کردند.  این نشست با عنوان «مدرسه؛ خط مقدم پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی کودکان»، روز ۱۶ مهر ۱۴۰۵، هم‌زمان با روز کودک و به همت مؤسسه پژواک امید کودک برگزار شد. 

در این پنل، سخنرانان با تأکید بر ضرورت عبور از رویکردهای صرفاً بحران‌محور، بر اهمیت شناسایی زودهنگام نیازها و مسائل کودکان، تقویت ظرفیت‌های حمایتی مدرسه، مشارکت خانواده و جامعه و توسعه همکاری‌های بین‌بخشی تأکید کردند. یکی از پیام‌های محوری نشست، ضرورت فراهم‌شدن دسترسی همه مدارس به نظامی تخصصی و پیوسته برای شناسایی، ارزیابی، مداخله و پیگیری مسائل کودکان بود.

در آغاز پنل، «لطف‌الله محسنی»، روان‌شناس و مدیرعامل مؤسسه پژواک امید کودک، با تأکید بر ضرورت مؤثرترشدن فرایند شناسایی و حمایت از کودکان، مدرسه را یکی از مهم‌ترین محیط‌ها برای مشاهده نشانه‌های اولیه مسائل و نیازهای آنان دانست.

محسنی با اشاره به اینکه شناسایی مشکلات کودکان در خانواده همیشه به‌سادگی امکان‌پذیر نیست و گاه مسائل تا مراحل پیشرفته‌تر ناشناخته باقی می‌مانند، بر اهمیت توجه به محیط مدرسه و ایجاد امکان حضور نظام‌های حمایتی در این فضا تأکید کرد. او همچنین با اشاره به فعالیت‌های مؤسسه در زمینه پیشگیری از بازماندگی تحصیلی، ضرورت استفاده از ظرفیت مدارس برای شناسایی به‌موقع نیازهای کودکان و پیوندزدن آنان با خدمات حمایتی را مطرح کرد.

 

ظرفیت مدرسه در پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی

 

در ادامه، «وجیهه حامدی»، مدیر گروه روان‌شناسان آموزش‌وپرورش شهر تهران و مدیر سابق مرکز مشاوره آموزش‌وپرورش شهر ری، در ارائه‌ای با عنوان «ظرفیت مدرسه در پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی کودکان»، به نقش محیط مدرسه در شناسایی زودهنگام، ایجاد احساس تعلق و تقویت عوامل محافظت‌کننده پرداخت.

حامدی با اشاره به حضور مستمر کودکان در مدرسه و تعامل روزانه آنان با معلمان و دیگر اعضای کادر آموزشی، مدرسه را فضایی مهم برای مشاهده وضعیت کودکان و شناخت تغییرات رفتاری، عاطفی و اجتماعی آنان توصیف کرد. به گفته او، مدرسه زمانی می‌تواند به بستری مؤثر برای پیشگیری تبدیل شود که دانش‌آموز در آن احساس تعلق، احترام، پذیرش، فردیت و امنیت داشته باشد و فرصت رشد استعدادها و تجربه روابط سالم را پیدا کند.

او همچنین بر اهمیت نقش گروه همسالان در شکل‌گیری نگرش‌ها و رفتارهای کودکان تأکید کرد و توضیح داد که روابط دوستانه و یادگیری اجتماعی، در صورت هدایت هدفمند، می‌توانند فرصتی برای تقویت رفتارهای مثبت و پیشگیری از آسیب باشند. استفاده هدفمند از بازی، آموزش مهارت‌های زندگی و فراهم‌کردن فرصت مشارکت و مسئولیت‌پذیری برای دانش‌آموزان، از دیگر ظرفیت‌هایی بود که در این ارائه مورد توجه قرار گرفت.

یکی از محورهای مهم این بخش، ضرورت تغییر تمرکز از مداخله صرف در شرایط بحرانی به پیشگیری پیش از بحران بود. حامدی با اشاره به وجود سازوکارهایی مانند غربالگری، مشاوره کوتاه‌مدت و ارجاع در موقعیت‌های بحرانی، تأکید کرد که دانش‌آموزان سالم یا در معرض خطر نیز به مداخلات پیشگیرانه نیاز دارند. همچنین، تجربه‌ای از اجرای گروه‌های آموزش مهارت‌های زندگی و پیگیری دانش‌آموزان در چند مدرسه مطرح شد که اهمیت مداخله متناسب با زمان و موقعیت را برجسته می‌کرد.

 

از شناسایی خطر تا تکمیل زنجیره حمایت

 

بخش بعدی نشست به ارائه «معصومه معارف‌وند»، عضو هیأت علمی «دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی»، مددکار اجتماعی و پژوهشگر، با عنوان «مددکاری اجتماعی مدرسه‌محور؛ از شناسایی خطر تا تکمیل زنجیره حمایت» اختصاص داشت.

معارف‌وند با تشریح ضرورت توجه به رشد همه‌جانبه کودکان، توضیح داد که عملکرد تحصیلی و وضعیت دانش‌آموز را نمی‌توان جدا از شرایط روانی، جسمانی، اجتماعی و خانوادگی او بررسی کرد. از این منظر، مددکاری اجتماعی مدرسه‌محور به دنبال آن است که مسائل کودک را در ارتباط با محیط‌های مختلف زندگی او شناسایی کند و به‌جای تمرکز صرف بر فرد، عوامل خطر و عوامل محافظت‌کننده در خانواده، مدرسه و اجتماع را نیز در نظر بگیرد.

او یکی از رویکردهای مهم در این زمینه را نظام مداخلات چندسطحی معرفی کرد؛ مدلی که بر اساس آن، حمایت از کودکان به مداخلات فردی و واکنش به بحران محدود نمی‌شود، بلکه اقدامات پیشگیرانه و حمایتی در سطوح مختلف طراحی و اجرا می‌شوند. به گفته این مددکار اجتماعی، در توضیح این مدل، طی‌کردن فرایندی منظم شامل مراحل زیر اهمیت دارد:

 

  • نیازسنجی و ارزیابی چندسطحی: شناسایی مسائل، نیازها، ظرفیت‌ها و عوامل خطر و محافظت‌کننده در سطح دانش‌آموز، خانواده، مدرسه و اجتماع.
  • اولویت‌بندی نیازها: تعیین موضوعاتی که با توجه به اهمیت، امکان اجرا و ظرفیت‌های موجود، نیازمند اقدام فوری‌تر یا برنامه‌ریزی بلندمدت هستند.
  • برنامه‌ریزی چندسطحی: طراحی اقدامات متناسب با ماهیت مسئله؛ از مداخلات فردی و خانوادگی تا برنامه‌های گروهی و تغییرات محیطی در مدرسه و اجتماع.
  • اجرای مداخلات در سطوح مختلف: استفاده از خدمات تخصصی، آموزش، ارجاع، حمایت خانوادگی و ظرفیت‌های اجتماعی متناسب با نیازهای شناسایی‌شده.
  • پیگیری فعال و ارزیابی: بررسی روند اجرای مداخلات، ارزیابی میزان اثربخشی و اصلاح اقدامات بر اساس نتایج به‌دست‌آمده.

 

معارف‌وند در ادامه تأکید کرد که تمرکز صرف بر دانش‌آموز و نادیده‌گرفتن شرایط زندگی او، اثربخشی مداخلات را محدود می‌کند. برای مثال، شرایط خانوادگی، خشونت، مصرف مواد در محیط زندگی، قلدری در مدرسه و نبود فرصت‌های مثبت برای مشارکت دانش‌آموزان می‌توانند بر وضعیت کودک تأثیر بگذارند و باید در طراحی حمایت مورد توجه قرار گیرند.

از نکات مهم این ارائه، تأکید بر ظرفیت‌های نهفته انجمن اولیا و مربیان و مشارکت واقعی خانواده‌ها بود. به گفته معارف‌وند، این ظرفیت نباید صرفاً به تأمین هزینه‌ها یا حضور تشریفاتی خانواده‌ها محدود شود؛ بلکه می‌تواند در شناسایی نیازها، تقویت عوامل محافظت‌کننده و طراحی راهکارهای مؤثر برای حمایت از کودکان نقش داشته باشد.

او همچنین بر ضرورت استفاده از ظرفیت اجتماع و نهادهای خارج از مدرسه تأکید کرد و یادآور شد که همه مداخلات الزاماً نباید در محیط مدرسه اجرا شوند. در برخی موارد، ارتباط با خدمات تخصصی، حمایت خانواده‌محور یا استفاده از امکانات اجتماعی می‌تواند مؤثرتر و متناسب‌تر باشد.

بخش دیگری از سخنان او به اهمیت مداخلات مبتنی بر شواهد اختصاص داشت. بر این اساس، تصمیم‌گیری درباره مسائل کودکان باید بر پایه ارزیابی حرفه‌ای و شناخت شرایط واقعی صورت گیرد، نه حدس و گمان. همچنین، تقلیل پیشگیری به آموزش‌های کوتاه‌مدت و تک‌بعدی، بدون توجه به عوامل محیطی و پیگیری نتایج، نمی‌تواند پاسخ‌گوی پیچیدگی مسائل کودکان باشد.

 

ضرورت شبکه حمایت از کودک؛ از همکاری بین‌بخشی تا مسئولیت جمعی

 

در ادامه، «محمد بارانی»، عضو هیأت علمی وابسته «دانشگاه علوم انتظامی امین»، مدرس حقوق کودک و تسهیلگر، در ارائه‌ای با عنوان «مدرسه، خانواده و نظام حمایت از کودک؛ از همکاری بین‌بخشی تا شبکه مؤثر حمایت»، به ضرورت شکل‌گیری شبکه‌ای هماهنگ و پایدار برای حمایت از کودکان پرداخت.

بارانی پیچیدگی نیازهای کودکان را یکی از دلایل اصلی ضرورت ایجاد شبکه حمایت دانست و توضیح داد که کودک در ابعاد جسمی، روانی، شناختی، عاطفی و اجتماعی در حال رشد است و به همین دلیل نمی‌توان مسائل او را با نگاه محدود و تک‌بخشی بررسی کرد. حمایت مؤثر از کودک مستلزم توجه هم‌زمان به نیازهای متنوع او و هماهنگی میان افرادی است که در محیط‌های مختلف زندگی کودک نقش دارند.

او با اشاره به جایگاه همکاری بین‌بخشی در اسناد و رویکردهای بین‌المللی حوزه حقوق کودک، یکی از چالش‌های مهم را پراکندگی اقدامات و ضعف هماهنگی میان نهادهای مسئول دانست. به گفته بارانی، ممکن است افراد و سازمان‌های متعددی با هدف حمایت از کودکان فعالیت کنند، اما در نبود نقشه راه مشترک و سازوکار هماهنگ، اقدامات آنان به شبکه‌ای مؤثر و پیوسته تبدیل نشود. در چنین شرایطی، احتمال گسسته‌شدن فرایند حمایت و انتقال مسئولیت میان نهادها افزایش می‌یابد.

بارانی مفهوم شبکه را فراتر از کنار هم قرارگرفتن چند سازمان دانست و آن را مبتنی بر خرد اجتماعی، توانایی جمعی، انعطاف‌پذیری و مسئولیت‌پذیری مشترک توصیف کرد. در این نگاه، شبکه باید بتواند خطرهای پیش‌روی کودک را پیش‌بینی و شناسایی کند، وضعیت او را ارزیابی کند، مسیر حمایت را مشخص سازد و پیگیری لازم را تا دستیابی به نتیجه ادامه دهد.

او همچنین تأکید کرد که هر شبکه حمایتی باید بر چهار اصل بنیادین حقوق کودک استوار باشد: منافع عالیه کودک، منع تبعیض، حق بقا و رشد، و حق شنیده‌شدن و مشارکت کودک. بر این اساس، شبکه حمایت زمانی می‌تواند اثربخش باشد که تصمیم‌ها و اقدامات آن با محوریت حقوق و نیازهای کودک شکل بگیرند، نه صرفاً بر اساس ساختار اداری یا حدود مسئولیت سازمان‌ها.

یکی دیگر از محورهای این ارائه، تمایز میان شبکه‌های تکلیفی و شبکه‌های اختیاری یا اجتماعی بود. شبکه‌های تکلیفی بر اساس قوانین و مسئولیت‌های رسمی دستگاه‌ها شکل می‌گیرند؛ از جمله سازوکارهای پیش‌بینی‌شده در «قانون حمایت از اطفال و نوجوانان». در مقابل، شبکه‌های اختیاری بر مشارکت داوطلبانه، گفت‌وگو، اعتماد، دغدغه مشترک و انگیزه اجتماعی افراد و گروه‌ها تکیه دارند.

بارانی ضمن تأکید بر ضرورت اجرای مؤثر مسئولیت‌های قانونی، ظرفیت شبکه‌های داوطلبانه و اجتماعی را نیز مهم دانست؛ شبکه‌هایی که می‌توانند با تکیه بر همدلی، اندیشه‌ورزی و مشارکت خودجوش، پیوند میان مدرسه، خانواده، متخصصان و جامعه را تقویت کنند. از این منظر، شبکه حمایت از کودک نه صرفاً مجموعه‌ای از ارجاع‌ها و دستورالعمل‌ها، بلکه سازوکاری برای همکاری واقعی و مستمر در مسیر حمایت از کودک است.

 

گفت‌وگوی پایانی؛ از طرح مسئله تا راهکارهای عملی

 

پس از ارائه‌های تخصصی، بخش گفت‌وگوی مشترک با حضور سخنرانان برگزار شد تا موضوعات مطرح‌شده در کنار یکدیگر قرار گیرند و امکان حرکت از شناسایی مسائل به سمت راهکارهای عملی بررسی شود.

در این بخش، ضرورت دسترسی مدارس به خدمات مددکاری اجتماعی، محدودیت منابع انسانی، ظرفیت‌های موجود در آموزش‌وپرورش و امکان همکاری با نهادهای بیرونی مورد بحث قرار گرفت. همچنین، «طرح نظام مراقبت اجتماعی دانش‌آموزان» (نماد) به‌عنوان یکی از سازوکارهای مرتبط مطرح شد و بر ضرورت تقویت بعد پیشگیرانه آن تأکید شد.

از جمله نکات مورد توجه در این گفت‌وگو، لزوم عبور از رویکردی بود که عمدتاً پس از بروز بحران فعال می‌شود. شرکت‌کنندگان بر اهمیت شناسایی زودهنگام، کار تیمی، ارتباط بین‌بخشی و استفاده از ظرفیت‌های خارج از مدرسه تأکید کردند؛ ظرفیت‌هایی که می‌توانند در کنار نظام آموزشی، مسیر حمایت از دانش‌آموزان را تکمیل کنند.

در این پایان، سخنرانان بر این نکته تأکید کردند که پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی کودکان به مداخله در زمان بحران محدود نمی‌شود. شناسایی زودهنگام، ارزیابی شرایط کودک و پیگیری مستمر مسائل او، به همکاری مدرسه، خانواده، متخصصان و نهادهای مسئول نیاز دارد.

 

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *