شهری که کودکان از پارک‌هایش می‌ترسند





شهری که کودکان از پارک‌هایش می‌ترسند

19 مهر 1405، 23:14

۱۶ مهر، برخلاف تصور عموم، روز جهانی کودکان نیست و تنها در تقویم‌های ملی به نام کودکان است. امسال هم‌زمان با برگزاری مراسم‌های مختلف درباره کودکان، مراسم و رویدادهایی درباره تهران هم برگزار شد. یکی از این مکان‌ها مؤسسه «ته‌رنگ» بود که در نشستی با حضور سه کارشناس، از سرنوشت شهرهای دوستدار کودک گفتند. «مهرناز عطاران»، معمار، تأکید داشت که شهر دوستدار کودک صرفاً به معنای ایجاد فضاهای رنگی برای کودکان نیست. او از مشارکت کودکان در تصمیم‌سازی برای شهر گفت و تأکید داشت که تنها در آن صورت می‌توان گفت شهرها کودکان را دوست دارند. در ادامه، «بهار صیرفی»، معمار و فعال حوزه کودکان، از تجربه‌های خود در مواجهه با کودکان گفت و «فروغ افشاری»، راهبر پیشبرد محلات پایلوت دوستدار کودک تهران، هم تأکید داشت که بسیاری از اقدامات صورت‌گرفته در حوزه شهر دوستدار کودک در شهر تهران مطابق استانداردها نبوده است.

شهری که بچه‌ها می‌خواهند

 

مهرناز عطاران، اولین سخنران این مراسم بود. در معرفی او عناوینی چون استاد دانشگاه، بانی سند ضوابط عام شهر دوستدار کودک و فعال در وزارت راه و شهرسازی مطرح شد. او تأکید داشت که به‌دلیل فعالیت در حوزه فنی و شهری وزارت راه و شهرسازی، توانست با همکاری تعدادی از فعالان سازمان‌های مردم‌نهاد، تدوین سند «ضوابط عام شهر دوستدار کودک» را به‌صورت مشارکتی آغاز کند؛ سندی که ماهیتی ملی دارد. او در ابتدای سخنرانی خود به توضیح مفهوم شهر دوستدار کودک پرداخت و گفت: «شهر دوستدار کودک صرفاً به معنای ایجاد فضاهای رنگارنگ برای کودکان نیست. در چنین شهری، کودکان باید بتوانند در تصمیم‌گیری‌ها اثرگذار باشند و امکان مشارکت در زندگی خانوادگی، فرهنگی و اجتماعی محله خود را داشته باشند. همچنین باید در محیطی پاکیزه، امن و ایمن زندگی کنند، به فضاهای بازی، تفریح و فضای سبز دسترسی داشته باشند و فارغ از تفاوت‌های قومیتی، مذهبی، نژادی و جنسیتی، از فرصت‌های برابر و خدمات ضروری برخوردار شوند.»

او با تأکید بر اینکه شهر دوستدار کودک متعلق به همه کودکان جامعه است، گفت: «زمانی که از شهر دوستدار کودک صحبت می‌کنیم، منظور تمام کودکان جامعه هستند و باید امکان مشارکت و اثرگذاری برای همه آنها فراهم شود. براساس آمار رسمی سال ۱۳۹۷، حدود ۲۲ میلیون کودک در کشور زندگی می‌کردند. هرچند ممکن است این آمار در سال‌های اخیر تغییر کرده باشد، اما مسئله اصلی این است که شهرهای کشور تا چه اندازه برای زندگی این جمعیت آماده هستند.»

این کارشناس با اشاره به وضعیت کودکان در بافت‌های ناکارآمد شهری اضافه کرد: «بیش از ۱۴۰ هزار هکتار بافت ناکارآمد شهری در کشور وجود دارد که حدود ۲۰ درصد از محدوده‌های شهری را شامل می‌شود. در این محدوده‌ها جمعیت قابل‌توجهی از کودکان زندگی می‌کنند که بسیاری از آنها با شرایط دشواری روبه‌رو هستند. بنابراین اجرای سیاست‌های شهر دوستدار کودک باید در این محله‌ها نیز مصداق داشته باشد و صرفاً به مناطق برخوردار شهر محدود نشود.»

از نگاه عطاران، برخی از کودکان ساکن در این محدوده‌ها کودکانی هستند که در خیابان‌ها کار می‌کنند: «بخشی از کودکان ساکن این محدوده‌ها، کودکان کار و خیابان هستند. برخی نیز به‌دلیل اعتیاد اعضای خانواده، در دسترسی به امکانات آموزشی، فضاهای بازی و حتی برخورداری از رفتار برابر در جامعه با محدودیت مواجه می‌شوند. به همین دلیل، در سیاست‌گذاری شهری باید به شرایط متفاوت کودکان توجه شود.»

این کارشناس در ادامه به نتایج یکی از تجربه‌های میدانی خود در تهران اشاره کرد؛ زمانی که از تعدادی دختر و پسر پرسیده بود چه آرزویی دارند و پاسخ‌ها اغلب به محیط زندگی و محله ارتباط داشت. عطاران ادامه داد: «در یکی از بررسی‌ها از گروهی از کودکان دختر و پسر درباره بزرگ‌ترین آرزوی زندگی‌شان سؤال کردیم. پرسش ما ارتباط مستقیمی با شهرداری یا مسائل شهری نداشت و صرفاً می‌خواستیم بدانیم کودکان چه آرزوهایی دارند. بااین‌حال، بخش زیادی از پاسخ‌ها به موضوعات مرتبط با شهر دوستدار کودک مربوط می‌شد.»

این کارشناس شهرسازی تأکید کرد: «بسیاری از آرزوها، داشتن خانه، امکان دوچرخه‌سواری و دسترسی به وسایل الکترونیکی بود. نکته قابل‌توجه این بود که حدود ۹۲ درصد از کودکان به موضوع بازی کردن اشاره کرده بودند. این مسئله نشان می‌دهد که باید بررسی کنیم شهرها تا چه اندازه بستر مناسبی برای بازی کودکان فراهم کرده‌اند. داشتن دوچرخه و وسایل الکترونیکی نیز در میان آرزوهای کودکان تکرار شده بود و سومین آرزوی بزرگ آنها داشتن سرپناه امن بود. بسیاری از پسران به فوتبال اشاره کرده بودند. در کنار این موارد، بخشی از آرزوها نیز ریشه در فقر اقتصادی داشت. داشتن لوازم خانگی، لباس، پول و شغل از جمله مواردی بود که کودکان به‌عنوان بزرگ‌ترین آرزوهای خود مطرح کرده بودند.»

او با اشاره به جایگاه سازمان‌های مردم‌نهاد در زندگی کودکان این محله‌ها گفت: «نکته جالب این بود که برخی از کودکان آرزو داشتند مؤسسات مردم‌نهادی که در محله آنها فعالیت می‌کنند، همیشه حضور داشته باشند. این موضوع نشان می‌دهد که این مؤسسات چه جایگاه مهمی در زندگی کودکان پیدا کرده‌اند. از بین رفتن اعتیاد، امکان رفتن به کتابخانه و دسترسی به کلاس‌های آموزشی نیز از دیگر خواسته‌هایی بود که کودکان مطرح کرده بودند.»

عطاران در ادامه تأکید کرد که بیشتر پژوهش‌ها نشان می‌دهند کودکان، برخلاف تصور، به محیط زندگی توجه ویژه‌ای دارند: «حتی زمانی که سؤال مستقیماً درباره شهر یا محله نیست، آرزوهای آنها با کیفیت محیط سکونت، امنیت و امکانات شهری ارتباط پیدا می‌کند. این بررسی در حدود ۱۰ محله انجام شده بود و هرچند داده‌های آن به چند سال قبل مربوط می‌شود، به نظر نمی‌رسد مسائل مطرح‌شده از سوی کودکان تفاوت زیادی کرده باشد.»

این کارشناس در بخش دیگری از سخنان خود به پژوهشی در دانشگاه تهران درباره برداشت کودکان از فضای شهری مطلوب اشاره کرد و گفت: «در این پژوهش تلاش شد مشخص شود که کودکان چه ویژگی‌هایی را برای یک فضای شهری مناسب ضروری می‌دانند. در ابتدا تصور می‌کردم کودکان بیشتر به ویژگی‌های کالبدی شهر اشاره کنند و مواردی مانند شکل خیابان‌ها و فضاهای شهری برای آنها اهمیت بیشتری داشته باشد، اما نتایج مصاحبه‌ها نشان داد که مسائل اجتماعی، کاربری‌ها و فعالیت‌های شهری نقش پررنگ‌تری در برداشت کودکان دارند.»

او تأکید کرد: «کودکان در توصیف فضای شهری مطلوب خود به موضوعاتی مانند وجود بازار و نبود دعوا در محیط اشاره کرده بودند. در حوزه محیط‌زیست نیز وجود گیاهان، پاکیزگی محیط و نبود آلودگی از جمله خواسته‌های آنها بود. در بخش دسترسی و حرکت نیز موضوعاتی مانند خودروها و علائم شهری مطرح شده بود. نقاشی‌های دیواری و ویژگی‌های بصری محیط نیز برای کودکان اهمیت داشت. در واقع، برخلاف تصور اولیه، کودکان توجه بسیار دقیقی به محیط پیرامون خود دارند و مسائل اجتماعی و فعالیت‌هایی که در فضای شهری اتفاق می‌افتد، برای آنها بسیار مهم است.»

او در پایان با اشاره به بخش دیگری از پژوهش دانشگاه تهران در محله مفت‌آباد گفت: «در این بررسی با ۱۱۴ کودک کار کردیم و از آنها خواستیم از طریق نوشتن متن و انشا، فضای شهری مطلوب خود را توصیف کنند. نتایج این پژوهش نیز نشان داد که کودکان توجه زیادی به مسائل حمل‌ونقل و موضوعات اجتماعی دارند. برخلاف تصوری که ممکن است بزرگسالان از نگاه کودکان به شهر داشته باشند، آنها نسبت به اجتماع و محیط پیرامون خود حساس هستند و به جزئیات زندگی شهری توجه ویژه‌ای نشان می‌دهند.»

 

وقتی بچه‌ها مشارکت کردند

 

بهار صیرفی، دومین سخنران این مراسم، معمار است. او صحبت‌های خود را با پخش فیلم کوتاهی درباره کودکان کار و آرزوهای آنها آغاز کرد و سپس از تجربه‌های میدانی خود در مواجهه با کودکان گفت. یکی از این تجربه‌ها همکاری با کانون شکوفا در محله اتابک تهران بود. صیرفی گفت: «شکوفا طی چند سال پروژه‌های مختلفی را با مشارکت کودکان، مربیان و ساکنان محله اتابک در محدوده جنوب بزرگراه امام علی اجرا کرده است. این فعالیت‌ها ابتدا در مقیاس کوچه و محله آغاز شد و به‌تدریج به فضاهای شهری در مقیاسی بزرگ‌تر گسترش پیدا کرد.»

این کارشناس اضافه کرد: «فعالیت‌های ما با نقاشی و نوشتن متن درباره محله آغاز شد. از کودکان خواسته بودیم محله خود را نقاشی کنند یا درباره آن بنویسند. یکی از نخستین نقاشی‌ها برای ما بسیار عجیب بود. کودکی به نام ملیکا تصویری از یکی از افراد درگیر اعتیاد در محله کشیده بود. زمانی که درباره نقاشی سؤال کردیم، سایر کودکان نیز آن فرد را می‌شناختند و حتی به ویژگی ظاهری او، از جمله استفاده از کلاه‌گیس، اشاره می‌کردند. این موضوع نشان می‌داد که حضور افراد درگیر اعتیاد به بخشی از تصویر ذهنی کودکان از محله تبدیل شده است.»

صیرفی با تأکید بر اینکه پارک هم فضای موردعلاقه بچه‌ها بود و هم فضایی ترسناک برای آنها، ادامه داد: «در گفت‌وگو با کودکان مشخص شد که پارک محله یکی از مهم‌ترین فضاهای شهری برای آنهاست. کودکان این پارک را دوست داشتند و تمایل داشتند در آن بازی کنند، اما هم‌زمان از حضور در آن می‌ترسیدند. دلیل اصلی این ترس، حضور افراد درگیر اعتیاد و شرایط نامناسب پارک بود. حتی عبور از برخی قسمت‌های آن نیز برای کودکان دشوار بود. مدیران و مربیان کانون شکوفا نیز مطرح می‌کردند که علاقه دارند کودکان را برای فعالیت‌های جمعی به پارک ببرند، اما شرایط پارک چنین امکانی را فراهم نمی‌کند.»

این کارشناس افزود: «با همکاری مدیریت محله و شهرداری، مجوز برگزاری یک رویداد در پارک دریافت شد. در روز اجرای برنامه، بخشی از پارک پاک‌سازی و آثار به‌جامانده از مصرف مواد مخدر جمع‌آوری شد. سپس نقطه‌ای امن‌تر را برای فعالیت کودکان انتخاب کردیم و برنامه نقاشی دیواری را در آنجا برگزار کردیم.»

او اضافه کرد: «هدف این بود که کودکان با نقاشی روی دیوار پارک، احساس کنند این فضا به خودشان تعلق دارد و هنگام مراجعه دوباره یا عبور از آن، احساس ترس کمتری داشته باشند. کودکان علاوه بر دیوار اصلی، روی دیوار دیگری نیز نقاشی کردند که آثار ناشی از مصرف مواد مخدر بر آن باقی مانده بود. بااین‌حال، مهم‌ترین دستاورد پروژه صرفاً نقاشی دیواری نبود. پس از اجرای این برنامه، کانون شکوفا توانست حضور مستمر خود در پارک را تثبیت کند و فعالیت‌ها به برنامه‌ای هفتگی با همراهی مادران و مربیان تبدیل شد. به این ترتیب، کودکان به‌تدریج توانستند بخشی از فضای پارک را دوباره در اختیار بگیرند و از آن استفاده کنند.»

این کارشناس در بخش دیگری از سخنان خود به تولید فیلمی درباره کودکان کار در سال ۱۳۹۸ اشاره کرد و گفت: «این فیلم با مشارکت کودکان کانون شکوفا تهیه شد و هدف آن افزایش آگاهی شهروندان نسبت به زندگی کودکان کار بود. در این فیلم، کودکان درباره تجربه کار کردن، برخورد مردم و آرزوهای آینده خود صحبت می‌کردند. برای ارائه فیلم نیز نوعی چیدمان هنری در فضای شهری طراحی کردیم که شهروندان با استفاده از هدفون، صدای کودکان را می‌شنیدند.»

صیرفی در پایان تأکید کرد: «تمام عکس‌های استفاده‌شده در این فیلم را خود کودکان گرفته بودند. تلاش ما در تمام این پروژه‌ها این بود که کودکان صرفاً مخاطب برنامه‌های فرهنگی و اجتماعی نباشند، بلکه خودشان در تولید محتوا، شناسایی مسائل محله و شکل‌گیری فعالیت‌های شهری مشارکت کنند و احساس کنند شهر و امکانات آن به آنها نیز تعلق دارد.»

 

سرنوشت شهر بچه‌ها

فروغ افشاری، سومین سخنران این پنل بود. او مدیرعامل انجمن کودکی نوآوران شهر و راهبر پیشبرد طرح محلات پایلوت دوستدار کودک تهران است. موضوع صحبت او هم، به فراخور سابقه فعالیتش، به معرفی شهر دوستدار کودک ارتباط داشت. افشاری خط سیر شهر دوستدار کودک را مرور کرد و گفت: «سال ۷۲ کنوانسیون حقوق کودک امضا می‌شود و اولین قدم‌ها برای اینکه تهران دوستدار کودک شود، برداشته می‌شود.» موضوع شهر دوستدار کودک در مدیریت شهری تهران سابقه‌ای چندساله دارد، اما در سال‌های نخست، ساختار مشخصی برای پیگیری آن وجود نداشت. حتی برای فعالیت مجموعه‌هایی که در این حوزه کار می‌کردند، موانع اداری متعددی وجود داشت. برای مثال، در فرایند ثبت و فعالیت مجموعه‌ای که با آن همکاری داشتیم، ابتدا اعلام شد باید در قالب مؤسسه فعالیت کنیم. پس از طی مراحل ثبت مؤسسه، اعلام کردند که این ساختار پذیرفته نیست و باید شرکت ثبت شود. پس از ثبت شرکت نیز مشکلات دیگری مطرح شد. این فرایند حدود سه تا چهار سال طول کشید و نشان می‌داد که هنوز سازوکار مشخصی برای فعالیت در حوزه کودکان وجود ندارد.

او ادامه داد: «یکی از نخستین اقدامات مهم در این زمینه، تصویب مصوبه‌ای در شورای شهر تهران بود که مبنای حقوقی فعالیت شهرداری در حوزه شهر دوستدار کودک را فراهم کرد. در این مصوبه، معاونت امور اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران به‌عنوان متولی موضوع کودکان تعیین شد. البته مشخص نیست چرا مسئولیت اصلی این موضوع به معاونت اجتماعی و فرهنگی واگذار شد، درحالی‌که معاونت شهرسازی و معماری حتی به‌عنوان یکی از بخش‌های همکار نیز جایگاه مشخصی نداشت.»

افشاری اضافه کرد: «در دهه ۹۰، پس از تصویب این مصوبه، فعالیت‌هایی در بخش‌های مختلف شهرداری تهران شکل گرفت. برای مثال، اقداماتی در حوزه مترو و حمل‌ونقل عمومی انجام شد و موضوع رایگان بودن حمل‌ونقل عمومی برای کودکان زیر هفت سال مطرح شد.»

به گفته او، مسئله این بود که اقدامات شهرداری در آن دوران باید از حالت پراکنده خارج می‌شد و در قالب برنامه‌ای یکپارچه قرار می‌گرفت. مصوبات شورای شهر برای شهرداری الزام‌آور است، اما صرف تصویب یک مصوبه کافی نیست و باید مشخص شود که هر بخش چه مسئولیتی بر عهده دارد و اقدامات چگونه اجرا و ارزیابی می‌شوند.

او با اشاره به تدوین اسناد راهنما در حوزه شهر دوستدار کودک گفت: «در ادامه این روند، کتاب‌ها و اسناد راهنمایی تدوین شد که قرار بود مبنای برنامه‌ریزی، اجرا و ارزیابی اقدامات شهرداری‌ها قرار بگیرند. یکی از موضوعات مهم در این اسناد، توجه به مشارکت واقعی کودکان بود. برخلاف تصوری که گاهی وجود دارد، شهر دوستدار کودک صرفاً شهری نیست که تعدادی شاخص کالبدی یا استاندارد جهانی را رعایت کرده باشد، بلکه باید نظر کودکان در تصمیم‌گیری‌ها مورد توجه قرار گیرد.»

این کارشناس تأکید کرد: «مهم‌ترین مسئله این است که از خود کودکان پرسیده شود در محیطی که زندگی می‌کنند چه چیزهایی را دوست دارند، از چه مسائلی ناراضی هستند و چه تغییراتی را ضروری می‌دانند. این موضوع به شهرهای بزرگ محدود نمی‌شود و از سکونتگاه‌های عشایری تا کلان‌شهرها را در بر می‌گیرد. در واقع، هر سکونتگاهی برای زندگی انسان‌ها شکل می‌گیرد و کودکان نیز بخشی از ساکنان آن هستند. بنابراین نیازها و خواسته‌های آنها باید در برنامه‌ریزی مورد توجه قرار گیرد.»

افشاری ادامه داد: «در جریان پیگیری برنامه شهر دوستدار کودک، مقرر شد شهرداری‌ها وضعیت خود را در این زمینه مشخص کنند و اعلام کنند چه اقداماتی انجام داده‌اند یا برای اجرای برنامه آمادگی دارند. در همین دوره، نشست‌ها و برنامه‌هایی نیز در شهرهای مختلف، از جمله اصفهان، برگزار شد و بر ضرورت انجام اقدامات اجرایی و کالبدی تأکید شد.»

این کارشناس با اشاره به تجربه تهران گفت: «در سال‌های ۱۳۹۷ و ۱۳۹۸ نشست‌های مختلفی برای پیشبرد این موضوع برگزار شد و تعدادی از شهرداران مناطق نیز در این جلسات مشارکت کردند. در ابتدا سه منطقه و سپس پنج منطقه وارد فرایند شدند. هدف این بود که برای نخستین بار یک برنامه راهبردی و عملیاتی مشخص در حوزه شهر دوستدار کودک تدوین شود تا شهرداری تهران براساس آن بتواند اقدامات خود را به‌صورت مرحله‌ای پیش ببرد.»

او افزود: «قرار نبود همه مشکلات شهر در یک برنامه بزرگ و در مدت کوتاهی برطرف شود. به همین دلیل، تلاش کردیم برنامه‌ای پنج‌ساله تدوین کنیم که اقدامات آن گام‌به‌گام قابل‌اجرا باشد. در این برنامه، عدالت در دسترسی کودکان به امکانات شهری اهمیت زیادی داشت. منظور از کودک نیز تمام شهروندان زیر ۱۸ سال بودند و تلاش می‌شد خانواده‌ها نیز در فرایند مشارکت حضور داشته باشند.»

او با انتقاد از رویکردهای شهرداری گفت که آنها تصور می‌کردند داوطلب‌اند، اما درک درستی از فعالیت در این حوزه نداشتند. افشاری تأکید کرد: «نمی‌توان برای همه محله‌ها یک نسخه یکسان تدوین کرد. برای مثال، در منطقه دو تهران، محله‌هایی با جمعیت حدود چهار هزار و ۸۰۰ نفر و محله‌هایی با جمعیت حدود ۱۱ هزار نفر وجود دارند. حتی جمعیت برخی از این محله‌ها با جمعیت یک شهر کوچک قابل‌مقایسه است. از سوی دیگر، بعضی محله‌ها کارکرد تجاری دارند و جمعیت ساکن آنها بسیار کمتر از جمعیت شناورشان است. در برخی محدوده‌ها نیز میزان فرسودگی بافت بیش از ۱۵ درصد است. بنابراین برنامه‌ریزی برای کودکان باید با توجه به ویژگی‌های اجتماعی، اقتصادی و کالبدی هر محله انجام شود.»

او تأکید کرد: «رویکرد اصلی ما محله‌محوری بود. براساس این رویکرد، قرار شد هر منطقه سالانه یک محله را برای اجرای برنامه شهر دوستدار کودک انتخاب کند. ابتدا باید وضعیت محله ارزیابی می‌شد و سپس براساس نتایج این ارزیابی، برنامه عملیاتی متناسب با شرایط آن تدوین می‌شد. در این فرایند، ترکیب سنی جمعیت، تعداد مدارس، موقعیت و مجاورت‌های شهری و ویژگی‌های اقتصادی و اجتماعی ساکنان مورد توجه قرار می‌گرفت.»

این کارشناس حوزه کودک ادامه داد: «برای پیشبرد این برنامه، مکاتباتی نیز با وزارت کشور انجام شد. هم‌زمان افرادی در شهرداری تهران پیگیری این موضوع را بر عهده داشتند که نقش مهمی در پیشبرد برنامه ایفا کردند.»

او با اشاره به اهمیت شناخت دیدگاه کودکان گفت: «یکی از اقدامات مهم این دوره، جمع‌آوری نقاشی‌های کودکان بود. این آثار کمک می‌کرد تصویر واقعی‌تری از شهر و مسائل آن از نگاه کودکان به دست آوریم. البته صرف جمع‌آوری نقاشی کافی نیست و باید ارتباط مستقیم و مستمری با کودکان و خانواده‌های آنها برقرار شود تا بتوان نیازها و خواسته‌های واقعی آنها را شناسایی کرد.»

این فعال حقوق کودک اضافه کرد: «از دل این فعالیت‌ها تجربه‌های ارزشمندی به دست آمد و بعدها راهنمای مشارکت کودکان و نوجوانان نیز تدوین و منتشر شد. برگزاری نمایشگاه‌هایی از آثار کودکان، از جمله آثاری که با موضوع «از پشت پنجره خانه» تهیه شده بودند، از دیگر اقدامات این دوره بود. هدف این بود که کودکان بتوانند برداشت خود از محیط زندگی را بیان کنند و مدیران شهری نیز با نگاه آنها آشنا شوند.»

افشاری در ادامه با اشاره به انتخاب محله‌های پایلوت گفت: «در مراحل مختلف اجرای برنامه، محله‌هایی از مناطق تهران برای انجام اقدامات اولیه انتخاب شدند. از جمله این محله‌ها می‌توان به زعفرانیه در منطقه یک، شهرآرا در منطقه دو، کشاورز در منطقه شش، هفت‌چنار در منطقه ۱۰، آبشار در منطقه ۱۲، ولیعصر در منطقه ۱۵، صاحب‌الزمان در منطقه ۱۸ و گلستان در منطقه ۲۱ اشاره کرد.»

این کارشناس افزود: «انتخاب محله‌ها باید براساس ویژگی‌های جمعیتی، اجتماعی و کالبدی آنها صورت می‌گرفت. برای مثال، در برخی مناطق پروژه‌های عمرانی در دست اجرا بود و تلاش می‌شد دیدگاه کودکان نیز در طراحی و اجرای این پروژه‌ها مورد توجه قرار گیرد. در برخی مناطق دیگر نیز تأکید بیشتری بر انجام مصاحبه با کودکان و شناسایی مسائل محله وجود داشت.»

او تأکید کرد: «برای ۱۳ محله سند وجود دارد و باید برای آنها برنامه عملیاتی طراحی شود. برنامه عملیاتی شهر دوستدار کودک لزوماً به معنای اجرای پروژه‌های عمرانی بزرگ نیست. بسیاری از اقدامات را می‌توان با امکانات موجود و از طریق تغییر در شیوه مدیریت و استفاده از فضاهای شهری انجام داد. مسئله مهم این است که اقدامات متناسب با نیازهای واقعی کودکان طراحی شوند و امکان ارزیابی آنها وجود داشته باشد.»

او در بخش دیگری از سخنان خود به خواسته‌های کودکان و نوجوانان اشاره کرد و گفت: «یکی از گروه‌هایی که در برنامه‌ریزی شهری کمتر مورد توجه قرار می‌گیرند، نوجوانان ۱۲ تا ۱۵ ساله هستند. این گروه نه در دسته کودکان خردسال قرار می‌گیرند و نه هنوز به بزرگسالی رسیده‌اند. به همین دلیل، نیازهای آنها در بسیاری از فضاهای شهری نادیده گرفته می‌شود.»

 

این کارشناس افزود: «یکی دیگر از خواسته‌های پرتکرار کودکان، دسترسی به امکانات ورزشی بود. بسیاری از آنها علاقه داشتند ورزش کنند، اما امکانات مناسب برای همه فراهم نبود. همچنین کودکان نسبت به وضعیت نظافت و کیفیت محیط شهری حساسیت زیادی داشتند. برای مثال، از کثیفی، بوی نامطبوع و وضعیت نامناسب برخی فضاها گلایه می‌کردند. این موضوع نشان می‌دهد که کیفیت محیط زندگی برای کودکان اهمیت زیادی دارد و نباید برنامه‌ریزی برای آنها را صرفاً به ساخت زمین بازی محدود کرد.»

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *