آیا هنوز می‌توانیم یک اثر هنری را واقعاً ببینیم؟

هنر در عصر حواس‌پرتی





هنر در عصر حواس‌پرتی

24 شهریور 1405، 22:18

آخرین بار که روبه‌روی یک نقاشی ایستادید و واقعاً نگاهش کردید، کی بود؟ البته نه برای اینکه نام و امضای هنرمند را بخوانید، از تابلو عکس بگیرید یا بدانید اثر متعلق به چه دوره‌ای است و چه قیمتی دارد. فقط بایستید و نگاه کنید؛ آن‌قدر که چشم، کم‌کم به جزئیاتی برسد که در نگاه اول ندیده بود.
سؤال ساده‌ای است. اما پاسخ آن شاید چندان ساده نباشد. ما در زمانه‌ای زندگی می‌کنیم که تصاویر پیش‌روی چشم ما تمام نمی‌شود. کافی است صفحه تلفن همراه را بالا بکشیم تا تصویر دیگری جای تصویر قبلی بنشیند؛ بعد یک ویدیو، یک خبر، یک تبلیغ و دوباره تصویری دیگر؛ نگاه ما دائماً در حال رفت‌وآمد است.

در چنین شرایطی، اتفاق عجیبی برای هنر می‌افتد. نقاشی هنوز همان‌جاست، اما شیوه نگاه کردن ما به آن تغییر کرده است.

پژوهشگران سال‌هاست درباره توجه انسان مطالعه می‌کنند. آنچه امروز بیشتر مورد توجه است، نه این ادعا که «انسان مدرن دیگر نمی‌تواند تمرکز کند»، بلکه این پرسش است که توجه ما چگونه در محیطی هدایت می‌شود که محرک‌های بی‌شماری برای تصاحب آن با یکدیگر رقابت می‌کنند. توجه، منبعی محدود است و چیزهایی که جذاب‌تر، تازه‌تر یا پاداش‌دهنده‌تر به نظر می‌رسند، می‌توانند آن را به سوی خود بکشانند.

شاید برای همین است که اسکرول کردن این‌قدر آسان است. تصویر بعدی همیشه در راه است. اما نقاش چنین وعده‌ای نمی‌دهد. در واقع، نقاشی یک‌جا می‌ماند و از ما هم می‌خواهد که بمانیم.

این «ماندن» شاید مهم‌ترین بخش تجربه هنر باشد؛ مسئله‌ای که در سال‌های اخیر با مفهوم نگاه آهسته (slow looking) بیشتر مورد توجه پژوهشگران و موزه‌ها قرار گرفته است.

نگاه آهسته به معنای نگاه کردن به یک اثر برای مدت طولانی، بدون عجله برای رسیدن به پاسخی قطعی است. در این روش، به جای اینکه فوراً بپرسیم «این تابلو چه معنایی دارد؟»، ابتدا از خودمان می‌پرسیم: «من دقیقاً چه می‌بینم؟»

رنگی که در نگاه اول متوجهش نشده بودیم، حرکتی در گوشه تصویر، نگاهی که به نظر می‌رسد چیزی را پنهان می‌کند؛ فضایی خالی که شاید از تمام عناصر دیگر مهم‌تر باشد.

وقتی زمان بیشتری به تماشای یک اثر هنری اختصاص می‌دهیم، تجربه ما نیز می‌تواند تغییر کند. پژوهش‌های تازه در حوزه روان‌شناسی هنر نشان داده‌اند که نگاه آهسته و متمرکز می‌تواند تجربه زیبایی‌شناختی و درگیری عاطفی مخاطب با اثر را افزایش دهد. در پژوهش دیگری درباره تجربه بازدیدکنندگان از گالری نیز ارتباط میان درگیری بیشتر با آثار و احساساتی مانند الهام، احساس مثبت و ارتباط شخصی بیشتر بررسی شده است. این یافته‌ها یک نکته جالب دارند: شاید برای تجربه بهتر هنر، همیشه به اطلاعات بیشتر احتیاج نداریم؛ گاهی به زمان بیشتری احتیاج داریم.

ما گاهی موسیقی را تکه‌تکه می‌شنویم، فیلم‌ها را با سرعت بیشتر می‌بینیم، متن‌ها را سریع رد می‌کنیم و تصاویر را پشت سر هم مصرف می‌کنیم.

حتی در موزه هم ممکن است به جای تجربه یک اثر، مجموعه‌ای از آثار را جمع‌آوری کنیم، عکس بگیریم و به سراغ بعدی برویم.

در این میان، یک تناقض شکل گرفته است؛ هرچه تصاویر بیشتری می‌بینیم، شاید فرصت کمتری برای دیدن پیدا کنیم. حواس‌پرتی، پدیده‌ای تازه نیست و انسان همیشه ناچار بوده میان محرک‌های مختلف انتخاب کند. پژوهش‌های جدید نیز این ادعا را که «اینترنت دامنه توجه انسان را نابود کرده» تأیید نمی‌کنند. مسئله پیچیده‌تر است؛ محیط دیجیتال امکان جابه‌جایی سریع توجه را بسیار آسان کرده و ما در چنین محیطی دائماً با محرک‌های تازه روبه‌رو هستیم.

بنابراین شاید مسئله اصلی، کاهش تمرین توجه عمیق باشد و اینجاست که هنر می‌تواند نقش جالبی پیدا کند. شاید یک نقاشی خوب فقط چیزی برای تماشا نباشد. شاید فرصتی برای تمرین دوباره نگاه کردن باشد. تمرین اینکه چند دقیقه با یک اثر بمانیم، بدون اینکه لازم باشد فوراً به سراغ اثر دیگری برویم.

به این ترتیب، دفعه بعد که روبه‌روی اثری هنری ایستادیم، شاید بد نباشد تلفن همراه را کنار بگذاریم و به خودمان چند دقیقه فرصت بدهیم. نه برای اینکه حتماً معنای اثر را بفهمیم. نه برای اینکه بدانیم دیگران درباره‌اش چه نوشته‌اند. فقط برای اینکه ببینیم بعد از چند دقیقه، چیز دیگری هم در آن می‌بینیم یا نه. آیا تغییری در احساس‌مان ایجاد می‌شود؟

در روزگاری که تصاویر یکی پس از دیگری از جلوی چشمان ما عبور می‌کنند، شاید هنر یکی از معدود نقاطی باشد که هنوز از ما نمی‌خواهد سریع حرکت کنیم و تمام توجهمان برای دقایقی فقط معطوف به یک اثر هنری باشد؛ کاری که خودش شاید امروز، نوعی هنر باشد.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *