چطور میتوان بر زندگی دیجیتال کودک نظارت کرد بدون آنکه حریم او را نقض کنیم؟
نظارت، نه کنترل
24 شهریور 1405، 22:26
«گوشیات را بده ببینم!» این جمله برای خیلی از ما پدر و مادرها آشناست. گاهی با نگرانی میگوییم، گاهی با عصبانیت و گاهی هم فقط برای اینکه خیالمان راحت شود. راستش را بخواهید، من هم بارها این وسوسه را داشتهام که برای مطمئن شدن از حال فرزندم، سرکی به دنیای او بکشم؛ ببینم چه چیزی میبیند، با چه کسی حرف میزند، چه چیزی جستوجو کرده و چه اتفاقی در آن طرف صفحه افتاده است.
نگرانی برای ما پدر و مادرها غریبه نیست. وقتی پای فرزندمان و اینترنت وسط میآید، طبیعی است که بخواهیم حواسمان جمع باشد. اما شاید لازم باشد بین دو مفهوم تفاوت بگذاریم: «نظارت» و «کنترل». این دو، هرچند گاهی بهجای هم استفاده میشوند، یکسان نیستند. کنترل معمولاً از جایی شروع میشود که میخواهیم همهچیز را خودمان تعیین کنیم؛ چه محتوایی ببیند، با چه کسی حرف بزند، چه زمانی گوشی را بردارد و چه زمانی کنار بگذارد.
نظارت اما جنس دیگری دارد. نظارت یعنی بدانیم در زندگی رسانهای فرزندمان چه میگذرد، نه اینکه بخواهیم تمام آن را بهجای او زندگی کنیم. مثلاً ممکن است بدانیم فرزندمان بیشتر وقتش را در چه برنامهای میگذراند، چه بازیهایی را دوست دارد، چه کسانی بخشی از دایره ارتباطی او هستند و چه چیزهایی برایش جذاب یا نگرانکننده شده است. اما دانستن الزاماً به معنای دخالت دائمی نیست. این تفاوت کوچکی به نظر میرسد، اما در رابطه ما با فرزندمان اتفاق مهمی ایجاد میکند.
وقتی فرزند ما احساس کند هر چیزی که بگوید، بلافاصله با یک دستور، بازخواست یا ممنوعیت روبهرو میشود، کمکم یاد میگیرد بعضی چیزها را نگوید. نه لزوماً چون کار اشتباهی انجام داده است؛ شاید فقط نمیخواهد وارد یک گفتوگوی سخت با نتیجهای از پیش تعیینشده شود. اینجاست که یک خطر جدیتر شکل میگیرد و آن اینکه فرزند ما دیگر برای حل مسئله سراغ ما نمیآید.فرض کنیم نوجوانی در فضای مجازی با محتوایی روبهرو شده که برایش سؤال ایجاد کرده یا با کسی گفتوگویی داشته که حالا دربارهاش احساس خوبی ندارد. اگر مطمئن باشد اولین واکنش والدش این است که گوشی را از او میگیرد، احتمال اینکه موضوع را با او در میان بگذارد، کمتر میشود.
اما اگر تجربه کرده باشد که میتواند درباره اتفاقهای مرتبط با زندگیاش در اینترنت، حتی وقتی اشتباهی کرده، با والدش حرف بزند، یک امکان مهم به وجود میآید: قبل از اینکه مسئله بزرگ شود، کمک میخواهد. به نظرم این یکی از مهمترین هدفهای نظارت است. نظارت فقط این نیست که بدانیم فرزندمان چه میکند؛ مهمتر این است که کاری کنیم وقتی با مسئلهای روبهرو شد، با ما گفتوگو کند. این دو با یکدیگر تفاوت دارند. در مورد اول، ما دائماً دنبال فرزندمان هستیم. در دومی، کودک میداند که میتواند ما را پیدا کند. البته این به معنای بیقانونی هم نیست. کودک و نوجوان به مرز نیاز دارد.
زمان خواب، درس، بازی و استفاده از گوشی و اینترنت، همگی میتوانند موضوع گفتوگو و توافق خانوادگی باشند. والد بودن یعنی گاهی «نه» گفتن و تعیین حدومرز. اما وضع قانون هم میتواند دو شکل داشته باشد. هم میتوانیم بگوییم: «چون من میگویم، گوشی را کنار بگذار.» و هم میتوانیم درباره این صحبت کنیم که چرا خواب، درس، رابطه با خانواده و زندگی بیرون از صفحه مهم است و بعد با هم به یک قاعده برسیم. در هر دو حالت، ممکن است گوشی کنار گذاشته شود، اما آنچه در ذهن کودک باقی میماند، یکسان نیست. در شیوه اول، او فقط یک دستور را اجرا کرده، اما در راه دوم، فرصتی برای یاد گرفتن یک مهارت وجود دارد؛ اینکه چگونه برای خودش مرز بگذارد. شاید هدف نهایی والدگری رسانهای دقیقاً همین باشد. قرار نیست تا همیشه کنار فرزندمان باشیم و هر انتخاب او را بررسی کنیم. قرار نیست یک عمر رمز عبور، فهرست دوستان، زمان استفاده و محتوای صفحهاش را زیر نظر داشته باشیم. کودک باید کمکم یاد بگیرد خودش انتخاب کند، خودش خطر را تشخیص دهد و اگر جایی مطمئن نبود، کمک بخواهد. این روزها وقتی میخواهم درباره استفاده فرزندم از ابزارهای دیجیتال و رسانهها تصمیم بگیرم، یک سؤال را بیشتر از گذشته از خودم میپرسم: آیا کاری که دارم انجام میدهم، قانونی که میگذارم، فقط همین امروز او را مدیریت میکند یا دارد برای فردای او هم مهارتی میسازد؟
اگر فقط گوشی یا تبلت را از دستش بگیریم، شاید مسئله امروز حل شود. اما اگر کمکش کنیم بفهمد چرا باید گاهی گوشی را کنار بگذارد، چگونه محتوای نامناسب را تشخیص دهد و چه زمانی باید از یک بزرگسال کمک بخواهد، چیزی بیشتر از یک محدودیت به او دادهایم.
و شاید این همان تفاوت میان کنترل و نظارت باشد؛ کنترل میخواهد کودک و نوجوان را همیشه زیر نظر خودش نگه دارد، اما نظارت میخواهد او را برای روزی آماده کند که دیگر زیر نظر ما نیست.
برچسب ها:
آموزش دیجیتال، ارتباط با نوجوان، امنیت آنلاین، خانواده، رسانه، فضای مجازی، کنترل فرزندان، گوشیات را بده ببینم!، مهارت زندگی، نظارت والدین، والدگری دیجیتال
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
نگاهی به «شب آخر» نوشته «امانوئل بوو»
وقتی مرگ هم نمیتواند آدمی را از خودش خلاص کند
آیا هنوز میتوانیم یک اثر هنری را واقعاً ببینیم؟
هنر در عصر حواسپرتی
از «مونترال» تا «کیگالی»
یک دهه پس از طرح تنفس، کجا ایستادهایم؟
نگاهی به ضرورت انحلال و ادغام ساختار مدیریتی منابع طبیعی کشور
تابستان ۱۴۰۵ تالاب انزلی خشک شد
تأملی بر اعلامیه دهلینو و تحول گفتمان توسعه پایدار
آیا با الگویی بریکسی از پایداری مواجهیم؟
سهم نابرابــــــــر زنان
اندوه دستهای سعیده
مرثیهای برای میراث تاریخی و طبیعی ایران
داریم تمام میشویم…
وب گردی
- معرفی طرح های بیمه تکمیلی انفرادی سامان | پوششها و شرایط خرید
- مطالبه گنجاندن حداقل حقوق ۷۰ میلیونی معلمان در بودجه ۱۴۰۶
- درخواست معافیت دانشجویان ممتاز دکتری دانشگاه آزاد اسلامی از آزمون جامع
- درخواست افزودن درس موسیقی در مدارس
- حذف شرط: کد تخفیف اسنپ فود کد تخفیف اسنپ فود
- مطالبه عمومی برای اجرای مصوبات انتقال معادن شیراز
- شناسنامه دار بودن ظروف صنعتی چه نقشی در مدیریت مسئولانه آن ها دارد؟
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟ بیشتر
بیشترین نظر کاربران
در روزهای جنگ، جامعه را تنها نگذاریم
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید