تأملی بر اعلامیه دهلی‌نو و تحول گفتمان توسعه پایدار

آیا با الگویی بریکسی از پایداری مواجهیم؟





آیا با الگویی بریکسی از پایداری مواجهیم؟

24 شهریور 1405، 21:06

دهه‌هاست که جهان‌شمولی مفاهیم حقوق بشر، نه‌فقط از بیرون، بلکه از درون خود نظام حقوق بشر به چالش کشیده و بازتعریف شده است.

 

«ارزش‌های آسیایی»، صورت‌بندی‌های اسلامی حقوق بشر، حقوق مردمان در نظام آفریقایی و، البته، سنت‌های اروپایی و آمریکایی حقوق بشر، هر یک از مسیر نهادها، هنجارها و رویه‌های متفاوت وارد این مناقشه شده‌اند. حاصل این تفاوت‌ها نیز همیشه تضعیف حقوق بشر جهانی نبوده است؛ در مواردی، همین چالش‌ها بخشی از فرایند تکامل نهادهای منطقه‌ای و جهانی و تحول در فهم برخی از انواع حقوق بوده‌اند. به نظر می‌رسد میراث و بازنمود این جریان‌های حقوق بشری، اکنون در قلمرو «توسعه پایدار» در حال رخ دادن باشد.

توسعه پایدار از آغاز شکل‌گیری گفتمانی خود و، به‌ویژه، در پیوند با «حق بر توسعه»، همواره با تنوع رویکردها در پاسخ به این پرسش‌ها همراه بوده است که توسعه برای چه کسی، با چه اولویت‌هایی، از چه مسیری و با چه نسبتی میان فرد و جامعه دنبال شود؟ با گسترش کشورهای عضو بریکس، به نظر می‌رسد این پرسش‌ها بار دیگر و این‌بار با صدایی پررنگ‌تر از جنوب جهانی مطرح می‌شوند. اعلامیه دهلی‌نو که در اجلاس اخیر بریکس منتشر شد، می‌تواند سند مناسبی برای درک این تغییرات احتمالی در گفتمان توسعه و، احتمالاً، تکثرگرایی بیشتر در گفتمان توسعه پایدار باشد.

البته برخی از مطالعات پیش از این نیز نشان داده‌اند که آنچه در گفتمان بریکسی «حق بر توسعه» ارائه می‌شود، با آنچه کشورهای شمال اقتصادی در خصوص توسعه پایدار بر آن تأکید می‌کنند، متفاوت است. در برداشت کشورهای عضو بریکس، توسعه در سطوح ملی، درون‌بریکسی و بین‌المللی دنبال می‌شود و به تجارت، امور مالی، کشاورزی، فناوری، همکاری بین‌دولتی و اصلاح ساختارهای اقتصادی بین‌المللی پیوند می‌خورد. توسعه در این صورت‌بندی، صرفاً یکی از حقوق بشر نیست؛ بلکه به‌تدریج به پیش‌شرط تحقق حقوق و حتی به نیرویی برای تحول و به چالش کشیدن نظم موجود بین‌المللی تبدیل می‌شود.¹ بررسی اعلامیه دوم ژوهانسبورگ نشان می‌دهد که واژه «توسعه» در آن سند ۷۸ بار به‌صورت مستقل به کار رفته و در ۲۱ مورد، «پایدار» وصف آن بوده است.² با قرار دادن این پیشینه در کنار اعلامیه دهلی‌نو ۲۰۲۶، می‌توان نشانه‌هایی از ادامه و شاید تقویت همین مسیر را دید. در اعلامیه دهلی‌نو، واژه «توسعه» ۱۱۸ بار و واژه «رشد» ۲۹ بار آمده است. خود «توسعه پایدار» نیز ۳۷ بار تکرار شده است.³ بنابراین، روشن است که توسعه پایدار نه‌تنها از زبان بریکس حذف نشده، بلکه همچنان صورت‌بندی غالب توسعه در واژگان مورد استفاده از سوی این نهاد است. خود عنوان اجلاس اخیر نیز «پایداری» را در کنار تاب‌آوری، نوآوری و همکاری قرار می‌دهد و اعلامیه بارها تعهد اعضا به دستورکار ۲۰۳۰ و اهداف توسعه پایدار سازمان ملل متحد را تکرار می‌کند.

اما در کنار این استمرار، پدیده دیگری نیز قابل مشاهده است: واژگان و اصطلاحات مرتبط با توسعه در اسناد اخیر منتشرشده بریکس، بسیار متکثرتر شده‌اند.

در اعلامیه دهلی‌نو، ما تنها با «توسعه پایدار» مواجه نیستیم، بلکه سند از «توسعه فراگیر»، «توسعه باکیفیت»، «توسعه شهری مردم‌محور»، «توسعه شهری تاب‌آور و پایدار»، «توسعه نهادی» و اشکال متعدد دیگری از توسعه سخن می‌گوید. گویی شاهد شکل‌گیری یک خوشه مفهومی هستیم: رشد، توسعه، پایداری، فراگیری، تاب‌آوری، کیفیت و نوآوری به‌تدریج در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند.

در این میان، «مردم‌محور» شدن توسعه می‌تواند بیشتر شایسته توجه باشد. در ادبیات رسمی چین، «توسعه مردم‌محور» جایگاهی تثبیت‌شده دارد. هرچند اعلامیه دهلی‌نو عبارت مستقل «توسعه مردم‌محور» را به کار نمی‌برد، از «توسعه شهری مردم‌محور» سخن می‌گوید و در بخش‌های سلامت و دستورکار ۲۰۳۰ نیز بارها از رویکردها و اهداف مردم‌محور استفاده می‌کند.

مقایسه زبان مردم‌محور در این سند با مفهوم «مردمان» در «منشور آفریقایی حقوق بشر و ملت‌ها» می‌تواند تا حدودی از ادامه میراث گفته‌شده در آغاز این نوشتار حکایت کند. «توسعه مردم‌محور» در گفتمان سیاسی و توسعه‌ای چین و «حق مردمان بر توسعه» در نظام آفریقایی حقوق بشر، هرچند از دو سنت حقوقی و تاریخی متفاوت آمده‌اند، اما کنار هم گذاشتن آن‌ها یک پرسش مهم را مطرح می‌کند: ذی‌نفع و ذی‌حق توسعه پایدار دقیقاً چه کسی است؟ فرد، مردم، جامعه، دولت یا مجموعه‌ای از این‌ها؟

این پرسش ما را دوباره به یکی از قدیمی‌ترین مناقشه‌های حقوق بشر بازمی‌گرداند؛ مناقشه میان فردگرایی و جماعت‌گرایی، حقوق فردی و جمعی و نسبت میان آزادی فرد و منفعت و خیر جامعه.

از این منظر، شاید هنوز برای سخن گفتن از یک «الگوی بریکسی توسعه» زود باشد. بریکس هنوز یک سازمان مستقل مانند اتحادیه اروپا یا اتحادیه آفریقا نیست و اعضای آن از نظر تاریخ، فرهنگ، جغرافیا، نظام سیاسی و مسیر اقتصادی تفاوت‌های جدی دارند. با این همه، همین دولت‌های متفاوت توانسته‌اند به‌تدریج واژگان و اولویت‌های مشترکی در موضوع توسعه تولید کنند.

آنچه می‌توان با تردید کمتری گفت، این است که بریکس در حال متکثر کردن گفتمان جهانی توسعه پایدار است. اگر خوش‌بینانه نگاه کنیم، این روند را می‌توان نه انحراف از توسعه پایدار، بلکه تکمیل و بومی‌سازی آن از خلال تجربه و اولویت‌های جنوب جهانی دانست. مفهومی که مدعی جهان‌شمولی است، شاید ناگزیر باشد روایت‌ها و اولویت‌های متفاوت از پایداری، توسعه و رشد را درون خود جذب کند؛ همان‌گونه که نظام حقوق بشر جهانی نیز در دهه‌های گذشته با صورت‌بندی‌های منطقه‌ای و فرهنگی مختلف وارد گفت‌وگو، مناقشه و گاه تحول شده است.

اگر تاریخ حقوق بشر نشان داده باشد که اختلاف بر سر مفاهیم جهان‌شمول می‌تواند خود بخشی از فرایند تکامل آن‌ها باشد، شاید توسعه پایدار نیز وارد مرحله‌ای شده باشد که در آن جنوب جهانی نه‌فقط درباره سهم خود از توسعه، بلکه درباره آرمان‌های خود از معنای توسعه سخن می‌گوید.

پانویس‌ها
۱. Moritz Hieronymi & Danil Karimov, “The Right to Development: BRICS’ Understanding of the Human Rights,” International Journal of Law in Changing World, Vol. 2, No. 2 (2023), pp. 100–123, DOI: 10.54934/ijlcw.v2i2.73.
۲. Adeelah Kodabux, “BRICS Configuration’s Representation of the Majority World,” The BRICS Africa Thought Series, Africa Policy Research Institute & University of Johannesburg, 28 October 2024.
۳. New Delhi Declaration: Building for Resilience, Innovation, Cooperation and Sustainability, XVIII BRICS Summit, New Delhi, 12–13 September 2026.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *