نقدی بر فراموشی تجارب شهری با نگاهی به پروژه «قبرستان نو»
تجربهای که تکرار میشود
16 شهریور 1405، 22:18
هر کسی که در عرصه پروژههای شهری یا سازمانهای دولتی فعالیت داشته باشد، بهخوبی دریافته است که مسیر اجرا همواره با چالشهای پیشبینیناپذیری همراه است. این چالشها نهتنها در لایههای فنی و اجرایی بروز میکنند، بلکه ممکن است ریشه در ساختارهای مدیریتی، الگوهای تصمیمگیری و حتی فرهنگ سازمانی نیز داشته باشند.
بااینحال، آنچه یک پروژه را از دیگری متمایز میکند، نوع مواجهه و مدیریت آن است؛ مواجههای که میتواند یا به یادگیری جمعی بینجامد یا به تکرار مکرر خطاها منجر شود.
تجارب میدانی نشان میدهد که شماری از پروژهها نهتنها در مراحل ابتدایی با دشواریهای فراوانی روبهرو هستند، بلکه سالها پس از بهرهبرداری نیز آثار منفی پنهانی بر جای میگذارند که هزینههای اجتماعی و اقتصادی آنها، در بسیاری از موارد، از منافع اولیه پروژه فراتر میرود. جالب است که گاهی الگوی مشابهی از این آسیبها در شهرهای دیگر نیز تکرار شده است. این موضوع نشان میدهد که ما بهجای مواجهه با مجموعهای از اشتباهات موردی و اتفاقی، با یک مسئله ساختاری مواجه هستیم.
بهعنوان مثال، ممکن است در انتخاب مشاور، بهدلایل گوناگون، ازجمله ناهمخوانی تخصص مشاور با ماهیت نمادین پروژه، انتخاب نامناسبی صورت گیرد یا ممکن است در انتخاب پیمانکار، صرفاً به حداقل قیمتها توجه شود و سابقه موفقیت در پروژههای مشابه از معیارهای اصلی داوری خارج شود؛ موضوعی که میتواند از همان ابتدا مشکلات متعددی را به دنبال داشته باشد. در چنین مواقعی، احتمال دارد بار سنگین این انتخاب بر دوش ناظر یا مدیر بیفتد که خود نقشی در گزینش اولیه نداشته است و در اینجا، مقصر دانستن یک فرد معمولاً سادهترین راهحل نمایشی برای توجیه شکستهاست. بهعلاوه، در مواردی مشاهده میشود که بهدلیل ساختارهای طولانی سلسلهمراتب، شایستگیهای کارکنان ردهپایین بهدرستی دیده نمیشود و مدیران میانی، بهناچار و برای پیشبرد کار، تمرکز تصمیمگیری را در اختیار خود نگه میدارند. این یک آسیب ساختاری است و لزوماً خواست فردی نیست.
عدم انتقال تجربه
اما آنچه این مسئله را از یک مشکل مدیریتی به یک معضل اجتماعی ـ توسعهای ارتقا میدهد، پدیده «فراموشی نهادی» است؛ یعنی ازدستدادن نظاممند توانایی سازمان در بازخوانی تجارب پیشین، اعم از موفق و ناموفق. در برخی نظامهای مدیریت شهری ایران، نهتنها تجربیات منفی ثبت و تحلیل نمیشوند تا تکرار نشوند، بلکه حتی درسآموختههای مثبت پروژههای قبلی نیز با تغییر مدیران، بهسرعت به فراموشی سپرده میشوند. این خلأ میتواند ریشه در چند عامل موازی و درهمتنیده داشته باشد. نخست، «ترس سازمانی» است که برخی از مدیران عالی و میانی را به این باور رسانده است که مستندسازی خطاها برابر با تضعیف موقعیتشان است؛ در چنین فضایی، گزارشهای واقعگرایانه جای خود را به گزارشهای صوری و نمایشی میدهند. دوم، نبود بستر نهادی برای بازخورد است؛ برخلاف گذشته که تجربهها بهصورت سینهبهسینه و طی سالها منتقل میشد، امروز این انتقال کمتر انجام میشود و آنچه در فضای عمومی باقی میماند، صرفاً اخباری سطحی و تصاویری محدود است که هرگز به لایههای عمیق مسئله راه نمییابند. سومین عامل، نقش رسانههای رسمی است؛ وقتی تنها روایت مجاز از یک پروژه، روایت موفقیت است، هرگونه بازخورد نقادانه نهتنها منعکس نمیشود، بلکه بهعنوان «اخلال در نظم» تلقی میشود و در این شرایط، جامعه مدنی و نهادهای پژوهشی نیز از گردش اطلاعات معتبر بازمیمانند.
از منظر جامعهشناسی توسعه، این وضعیت را باید «شکست در یادگیری جمعی» نامید؛ جامعهای که نمیتواند از خطاهای خود بیاموزد، محکوم به تکرار آنهاست و این مسئله در پروژههای شهری، بهدلیل پیوند مستقیم با زیست روزمره شهروندان، از هر حوزه دیگری حساستر و سرنوشتسازتر است. تابآوری شهری فقط در مقاومت فیزیکی زیرساختها خلاصه نمیشود؛ بخش عظیمی از آن به «ظرفیت نهادی برای جذب، تحلیل و بازتولید تجربه» وابسته است و فقدان این ظرفیت، شهر را در برابر بحرانهای مکرر ناشی از تصمیمات تکرارشده آسیبپذیر میکند.
حالا از این چارچوب نظری برای روایت آنچه در پروژه باغموزه در «قبرستان نو» قم گذشت، استفاده میکنیم؛ روایتی که در آن، نگارنده نه بهعنوان یک کارمند یا مجری پروژه، بلکه بهعنوان یک ناظر میدانی که از ابتدا گزارشها و اظهارات طرفین را دنبال کرده است، شکلگیری، توقف و تغییر جهت یک پروژه شهری را بررسی میکند.
طراحی و آغاز کار
در تابستان ۱۴۰۲، ویدئویی از «قبرستان نو» قم در رسانهها منتشر شد که در آن، برخی از قسمتهای این فضا همراه با موسیقی دلهرهآور به تصویر کشیده میشد و پیام آن این بود که علیرغم وجود برخی از شخصیتهای معروف، وضعیت این آرامستان نامطلوب است. پس از آن، در بهار ۱۴۰۳، مدیرعامل محترم «سازمان زیباسازی، بهسازی و نوسازی اطراف حرم حضرت معصومه (س)» از آغاز طرح بهسازی «قبرستان نو» با عنوان «باغموزه مشاهیر» خبر داد و اعلام کرد که طراحی این پروژه از سال ۱۴۰۲ کلید خورده است. در خبری دیگر، هدف از اجرای این طرح «بهسازی» و «رفع معضلات ترافیکی و بصری» عنوان شده است.
در آن مقطع، آنچه جلب توجه میکرد، نظرخواهینکردن از مردم بود. بازماندگان متوفیان، ساکنان محله و حتی فعالان میراثی هیچ نقشی در تعریف این پروژه نداشتند و صرفاً در قامت «مخاطبانی که باید نتیجه را بپذیرند» ظاهر میشدند. در بیانیههای نخستین، آرامستان بهعنوان «صحنه وهمانگیز» و «معضل شهری» توصیف شد و بر ضرورت تعیینتکلیف سریع تأکید شده بود که با بُعد عاطفی فضا همخوانی نداشت. این رویکرد، بهجای تسهیل، به تشدید واکنشهای دفاعی در جامعه انجامید. از سوی دیگر، در خبرهای منتشرشده پس از تملک و تخریب مغازهها، مالک فعلی مجموعه، یعنی «اداره اوقاف»، در جایگاه «کارشکن» و «سنگانداز» قرار گرفت.
اعتراضات و توقف
با انتشار این اخبار، موجی از نگرانی و اعتراض در فضای مجازی و میان شهروندان قمی شکل گرفت. محور اصلی این اعتراضات، دغدغه شهروندان نسبت به تخریب احتمالی قبور، بهویژه مشاهیر و علمای مدفون در این آرامستان، و نادیدهگرفتهشدن حریم عاطفی و شرعی این مکان بود. بسیاری از شهروندان، پروژه را به «وادیالسلام دوم» تشبیه کردند و خواستار توقف آن شدند.
در همین حین، «اوقاف قم» نیز رسماً اعلام کرد که بهعنوان متولی موقوفه، با هرگونه تغییری که حرمت قبور را مخدوش کند، مخالف است و پیش از هر اقدامی باید طرحی مورد توافق طرفین ارائه شود. این مخالفت حقوقی عملاً پروژه را در میانه راه متوقف کرد. شهرداری که تا پیش از این تخریب مغازههای اطراف را انجام داده و زمین را برای اجرای طرح آماده کرده بود، با مانعی جدی روبهرو شد.
تغییر رویه
این مسائل تا تابستان ۱۴۰۵ ادامه یافت و نهایتاً در آغاز ماه محرم، عملیات تخریب آغاز شد. نگارنده دقیقاً سه روز پیش از تخریب، یادداشتی با عنوان «پارک مردگان» در همین روزنامه منتشر کرد و در آن به دلایل مخالفت خود با این طرح پرداخت. از آن زمان تاکنون، اخبار و یادداشتهای متعددی دراینباره منتشر شده است.
کارزاری با ۱۴۴۵ امضا خواستار توقف طرح شد و سرانجام «شهرداری قم» به این نتیجه رسید که برای این کار با مردم گفتوگو کند. نخستین جلسه در تاریخ ۱۴۰۵/۰۴/۳۰، مصادف با ششم صفر، پس از تخریب کامل مقابر سمت خیابان و با حضور شهردار محترم قم در سالن جلسات شهرداری برگزار شد و نظرات گوناگونی شنیده شد. پس از آن، دو جلسه دیگر نیز تشکیل شد.
آخرین جلسه نیز پس از آغاز خاکبرداری خیابان و مسدودشدن ورودی اصلی قبرستان، در تاریخ ۱۴۰۵/۰۶/۰۲، در محل «سازمان بهسازی و زیباسازی شهر» و با حضور جناب آقای «علیرضا خاکی» برگزار شد. مباحث جدیدی مطرح و خبر تازهای منتشر شد: مدیرعامل محترم «سازمان بهسازی اطراف حرم مطهر» از برگزاری جلسات کارگروه طراحی با حضور قمپژوهان، معماران و شهرسازان خبر داد و از رویکرد مدیریت شهری در این پروژه سخن گفت. در این روایت، کلیدواژههای «باغموزه» و «توسعه گردشگری» جای خود را به «حداقل مداخله»، «ساماندهی عاجل» و «حفظ هویت تاریخی» دادند. همچنین تأکید شد که این پروژه «در هماهنگی با اوقاف» پیش میرود و هدف، «ارتقای کیفیت» بدون تخریب قبور است.
در این جلسه، مواردی از سوی نگارنده مطرح شد که به شرح زیر است:
«در برخی موارد، ارتباط افراد تحصیلکرده با عموم جامعه قطع میشود و این امر باعث میشود حساسیتهای اقشار مختلف در طرحهای شهری نادیده گرفته شود. ممکن است طراحان محترم برخی مسائل را پیشپاافتاده یا حتی خرافات بپندارند، اما واقعیت ایشن است که در جایگاه تصمیمگیری باید به نظرات همه گروههای اجتماعی توجه کرد. یکی از راهحلهای مؤثر، توزیع پرسشنامه و گفتوگوی میدانی با مردم است؛ تجربه نشان داده است که تصمیمات یکطرفه و صرفاً حاکمیتی در اینگونه موارد با چالش یا شکست روبهرو میشوند. افزونبراین، هر اثر شهری کاربریهای آشکار و پنهانی دارد که ممکن است طراح در ابتدای کار از آنها بیخبر باشد. بنابراین، شایسته است پیش از هرگونه تخریب، از جامعهشناسان باتجربه برای شناسایی این لایهها کمک گرفته شود.»
ادامه ماجرا
اما گفتوگو درباره این قبرستان همچنان ادامه دارد و در روزهای اخیر، جناب آقای «محمود مسگری»، سخنگوی محترم «شورای اسلامی شهر قم»، در ویدئویی منتشرشده، نسبت به آنچه او بهعنوان درخواست مدیران اوقاف برای احداث مجموعه اقامتی در قسمتی از قبرستان عنوان کرده است، انتقاد کرد.
این موضوع نشان میدهد که در هر پروژه، جوانبی ناپیدا وجود دارد که تأثیری بسزا بر روند آن دارد و میتواند تنشهای متعددی ایجاد کند؛ تنشهایی که چهبسا مدیران جوان از آنها بیاطلاعاند.
آنچه در قضیه «قبرستان نو» رخ داد، نمونهای کلاسیک از برخورد «منطق توسعه شهری» با «منطق حافظه تاریخی و عاطفی جامعه» است. مدیریت شهری، بدون توجه کافی به ذینفعان متعدد این فضا، طرحی را آغاز کرد که بهسرعت با مخالفت روبهرو شد. فشار افکار عمومی، همراه با مانع حقوقی اوقاف، باعث تغییر گفتمان شد.
این تغییر گفتمان، اگرچه بهخودیخود اقدامی مثبت است، چراکه از تشدید تنشها جلوگیری کرد، اما تا زمانی که به تغییر ساختار تصمیمگیری منجر نشود، صرفاً یک «مدیریت بحران» خواهد بود، نه یک «آموخته نهادی». حضور مردم در کارگروهها، شفافیت در ارائه جزئیات طرح و تعریف مکانیسمهایی برای نظارت مستمر بر اجرا، الزاماتی هستند که اگر محقق نشوند، این تجربه نیز مانند صدها تجربه مشابه، به بایگانی فراموشیهای نهادی خواهد پیوست و سالهای بعد، در پروژههای دیگر و با قالبی دیگر، تکرار خواهد شد.
در چنین شرایطی، راهکار نه بازگشت به روشهای سنتی انتقال تجربه است که خود دچار سوگیری و تحریف بودند و نه انتظار برای تغییر خودبهخودی در مدیران؛ بلکه اتخاذ تدابیر عملی و عینی برای ثبت و انتقال تجربیات این پروژه، یکی از پیشنهادات است. آنچه در پروژه «قبرستان نو» رخ داد، یک مطالعه موردی ارزشمند است که میتواند برای پروژههای مشابه در آینده، منبعی غنی از درسآموختهها باشد، بهشرط آنکه بهدرستی ثبت و تحلیل شود.
پیشنهادات
نخستین و ضروریترین اقدام، ثبت و پیادهسازی دقیق همه جزئیات مرتبط با پروژه است؛ از جلسات برگزارشده و بازخوردهای مطرحشده در آنها تا نظرات کارشناسی ارائهشده از سوی اعضای کارگروهها و حتی مخالفتها و نقدهایی که در حاشیه یا در فضای عمومی مطرح شدهاند. این مجموعه، نه بهعنوان یک گزارش اداری سطحی، بلکه بهصورت یک سند تحلیلی منسجم، میتواند در قالب یک کتاب یا گزارش مفصل منتشر شود تا در دسترس همه ذینفعان، پژوهشگران و مدیران آینده قرار گیرد. البته در شرایط فعلی زیرساخت لازم برای انتشار جامع این گزارشها پیشبینی نشده است، اما پیشنهاد میشود شهرداری، بهعنوان پایلوت، برای تدوین آییننامهای برای مستندسازی تجارب تلخ و شیرین، با هدف ارتقای سرمایه اجتماعی، اقدام کند. دوم، ایجاد سامانهای برای نظرخواهی نظاممند از شهروندان است؛ سامانهای که با استفاده از کد ملی، از ابراز نظرات تقلبی و چندباره جلوگیری کند و امکان مشارکت واقعی و مؤثر مردم را در مراحل مختلف تصمیمگیری فراهم آورد. برای دسترسی آسان و فراگیر، میتوان کیوآرکد (QR Code) لینک نظرخواهی هر پروژه را روی تابلوهای اطلاعرسانی همان پروژه نصب کرد تا شهروندان در محل، با اسکن سریع، مستقیماً وارد سامانه شوند و نظر خود را ثبت کنند. این سامانه میتواند نهفقط برای این پروژه، بلکه بهعنوان یک زیرساخت پایدار برای همه پروژههای شهری آینده طراحی شود تا نظرات شهروندان، نه در حد یک نظرسنجی نمایشی، بلکه بهعنوان یکی از ارکان اصلی تصمیمگیری مورد استفاده قرار گیرد.
سوم، ثبت صوتی همه جلسات کارشناسی و تصمیمگیری، بهعنوان یک بایگانی صوتی قابلدسترس برای مدیران آینده است. این اقدام، اگرچه ممکن است در کوتاهمدت با مقاومتهایی مواجه شود، اما در میانمدت و بلندمدت میتواند از تحریف خاطرات و تفسیرهای سلیقهای از تصمیمات جلوگیری کند و به مدیران بعدی این امکان را بدهد که با شنیدن مستندات و استدلالهای اصلی، درک دقیقتری از چرایی و چگونگی تصمیمات داشته باشند.
البته پیشنهادات دیگری نیز میشود ارائه داد که هرکدام میتوانند بهنوبه خود به بهبود فرایندهای مدیریت شهری کمک کنند، اما آنچه اهمیت اساسی دارد، تغییر نگرش از «مدیریت دستوری» به «مدیریت مشارکتی و شفاف» است؛ تغییری که نیازمند ارادهای جمعی و نهادی است و در گرو پذیرش این واقعیت است که پروژههای شهری صرفاً طرحهایی عمرانی نیستند، بلکه زیستبومهایی اجتماعیاند که سرنوشتشان باید به دست خود شهروندان رقم بخورد.
برچسب ها:
باغموزه مشاهیر قم، پروژههای شهری، تابآوری شهری، توسعه شهری، شهرداری قم، فراموشی نهادی، قبرستان نو قم، محمود چاوشی، مدیریت مشارکتی، میراث فرهنگی قم
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
سمنها در تنگنای حکمرانـــی
حذف «ترابی»؛ تقابل حرفهایگری و ناکارآمدی سازمانیافته
دربارۀ «جواد مجابی» و سالها محفلداریاش
خانۀ روشنِ سهشنبهها
خوانشی اگزیستانسیال از غیاب یک متفکر
بار گران تاریخ و سبکی کلمات
یادی از «جواد مجابی» و شخصیت برجسته او
مردی که میخندیــــــد
شفافیت؛ پاسخِ روشن به حواشی
آمایش غیرسرزمینی و بحران آب
وقتی ناامیــــــدی از گلو به گلو میرسد
شهروند پیشفرض مدیران شهری: مرد میانسال، سالم و توانمند
آنچه در جلسه با رئیسجمهور درباره محیطزیست دیدم
وب گردی
- مطالبه گنجاندن حداقل حقوق ۷۰ میلیونی معلمان در بودجه ۱۴۰۶
- درخواست معافیت دانشجویان ممتاز دکتری دانشگاه آزاد اسلامی از آزمون جامع
- درخواست افزودن درس موسیقی در مدارس
- حذف شرط: کد تخفیف اسنپ فود کد تخفیف اسنپ فود
- مطالبه عمومی برای اجرای مصوبات انتقال معادن شیراز
- شناسنامه دار بودن ظروف صنعتی چه نقشی در مدیریت مسئولانه آن ها دارد؟
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟
- درخواست لغو بسته شدن فرودگاه پیام بیشتر
بیشترین نظر کاربران
در روزهای جنگ، جامعه را تنها نگذاریم
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید