وقتی ناامیــــــدی از گلو به گلو میرسد
15 شهریور 1405، 20:14
یک زن روبهرویم نشسته بود و از شوهرش میگفت. میگفت دیگر هیچچیز را باور ندارد؛ نه شغلش را، نه آینده بچهها را، نه حتی این جمله ساده را که فردا شاید بهتر از امروز باشد. پرسیدم: «این حس از کی شروع شده؟» کمی فکر کرد و گفت: «از وقتی برادرش هم همینطور شده.» همین. یک جمله کوتاه، اما همان لحظه یک چیزی برایم روشن شد؛ انگار ناامیدی از یک نفر به نفر بعدی رفته، بیآنکه هیچکدامشان بفهمند چیزی ردوبدل شده است.
در روانکاوی خیلی وقت است از پدیدهای حرف میزنیم به اسم همانندسازی فرافکنانه؛ مفهومی که «ملانی کلاین» مطرحش کرد و بعدها «ویلفرد بیون» آن را گسترش داد. خلاصهاش این است: آدمی که تحمل یک احساس را در خودش ندارد، بیآنکه بخواهد، آن را بیرون میریزد و آدم روبهرویش همان احساس را در خودش پیدا میکند؛ انگار خودش تولیدش کرده است. «بیون» به این فرایند در رابطه مادر و نوزاد هم فکر میکرد؛ نوزادی که اضطرابش را با گریه بیرون میریزد و مادر آن را میگیرد، تحملش میکند و به شکل قابلهضمی برمیگرداند. مشکل از جایی شروع میشود که دیگر مادری یا ظرفی برای گرفتن این بار نباشد؛ آنوقت بار همینطور دستبهدست میچرخد، بیآنکه کسی آن را هضم کند.
حالا این را از اتاق درمان بیرون بیاورید؛ در سطح یک شهر یا یک نسل. «فروید» در کتاب «روانشناسی گروه و تحلیل من» نوشته بود که در جمع، آدمها بخشی از داوری مستقل خودشان را کنار میگذارند و به یک حالت روانی مشترک گره میخورند؛ همان چیزی که بعدها با اسم سرایت عاطفی سراغش رفتند. پژوهشهای جدیدتر در شبکههای اجتماعی هم همین را نشان دادهاند: حال روانی یک نفر میتواند تا چند واسطه آنطرفتر، در آدمهایی که حتی نمیشناسدشان، اثر بگذارد. یعنی ناامیدی، مثل خیلی از حالات شدید عاطفی، از مرز یک نفر بیرون میزند و در بافت جمعی جا خوش میکند.
یک نکته دیگر هم هست که کمتر به آن فکر میکنیم: زمانی که تلاش آدم بارها بینتیجه بماند، چیزی شکل میگیرد که «مارتین سلیگمن» اسمش را گذاشت درماندگی آموختهشده. آدم یاد میگیرد که تلاش فرقی نمیکند، حتی وقتی شرایط عوض شده باشد. این یادگیری، وقتی در سطح یک جامعه اتفاق بیفتد ـ وقتی نسلی بارها ببیند تلاشش نتیجه متناسبی ندارد ـ دیگر یک واکنش موقت نیست؛ تبدیل میشود به پیشفرضی که آدم با خودش حمل میکند، حتی در موقعیتهای تازهای که شاید امکان دیگری داشته باشند.
یک چیز را اما دلم میخواهد همینجا بگویم. اگر ناامیدی اینطور دستبهدست میچرخد، امید هم همین کار را میکند. نه امید شعاری؛ آن نوعش بیشتر خسته میکند. امیدی که از یک مواجهه صادق با واقعیت بیرون بیاید. در اتاق درمان، تغییر معمولاً از همانجا شروع میشود که بهجای انکار درد بیمار، همان کار «بیون» را میکنم: کنارش مینشینم، بارش را میگیرم، تحملش میکنم و کمکم چیزی از آن را به شکل قابلتحملتری برمیگردانم. شاید جامعه هم به همین شکل حضور نیاز دارد؛ آدمهایی که نه انکار میکنند و نه در آن حل میشوند، فقط با بودنشان نشان میدهند میشود درد را دید و باز هم روی پا ماند.
شاید سؤال این نباشد که چرا اینقدر ناامیدیم. شاید سؤال این باشد که چقدر داریم ناامیدی همدیگر را زندگی میکنیم.
برچسب ها:
امید، تابآوری روانی، درماندگی آموختهشده، روانکاوی، سرایت عاطفی، سلامت روان جامعه، ملانی کلاین، ناامیدی، ناامیدی جمعی، همانندسازی فرافکنانه
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
«کمیته دستمزد شورای عالی کار» برای ترمیم دستمزدهای ۱۴۰۵ دوباره تشکیل میشود
فاصله مزد و تورم کم میشود؟
شفافیت؛ پاسخِ روشن به حواشی
آمایش غیرسرزمینی و بحران آب
آذربایجانشرقی؛ پیشگام در مشارکت جوانان در حفاظت از محیط زیست
شهروند پیشفرض مدیران شهری: مرد میانسال، سالم و توانمند
آنچه در جلسه با رئیسجمهور درباره محیطزیست دیدم
در آستانه سال تحصیلی جدید، نحوه فعالیت مدارس و کمبود اعتبار آنها همچنان در ابهام است
دشواری آموزش پایه در آغاز پاییز
نگاهی به نقش خیریهها، خیرین و سمنها در عبور از بحران
در روزهای جنگ، جامعه را تنها نگذاریم
«شینا انصاری» و آزمون شفافیت
رژیم رابطه بهعنوان یک ساختار اکولوژیک ـ فرهنگی فرگشتی
وب گردی
- مطالبه گنجاندن حداقل حقوق ۷۰ میلیونی معلمان در بودجه ۱۴۰۶
- درخواست معافیت دانشجویان ممتاز دکتری دانشگاه آزاد اسلامی از آزمون جامع
- درخواست افزودن درس موسیقی در مدارس
- حذف شرط: کد تخفیف اسنپ فود کد تخفیف اسنپ فود
- مطالبه عمومی برای اجرای مصوبات انتقال معادن شیراز
- شناسنامه دار بودن ظروف صنعتی چه نقشی در مدیریت مسئولانه آن ها دارد؟
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟
- درخواست لغو بسته شدن فرودگاه پیام بیشتر
بیشترین نظر کاربران
در روزهای جنگ، جامعه را تنها نگذاریم
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید