سندها و برنامه‌ها با سکونتگاه‌های غیررسمی چه کردند؟





سندها و برنامه‌ها با سکونتگاه‌های غیررسمی چه کردند؟

۸ شهریور ۱۴۰۵، ۲۲:۰۷

من در این مجال بیشتر به اسنادی می‌پردازم که در این زمینه وجود دارند. ما در ایران تجربه تدوین سه سند توسعه شهری در ارتباط با بافت‌های به‌اصطلاح ناکارآمد را داریم که این تجربه در دنیا کم‌نظیر است. درواقع تقریباً هر دهه یک سند تدوین شده است.

اوایل دهه ۸۰، سند ملی توانمندسازی و ساماندهی سکونتگاه‌های غیررسمی با همکاری بانک جهانی شکل گرفت و تأثیر شگرفی بر مسئله سکونتگاه‌های غیررسمی در ایران گذاشت. شاید بزرگ‌ترین تأثیرش این بود که این پدیده را از یک معضل به یک مسئله تبدیل کرد. در ادامه آن نیز ساختار نهادی فرابخشی ستادها شکل گرفت. برای حدود ۱۱۰ یا ۱۱۵ شهر، طرح‌های بهسازی تهیه شد و مسیری برای اقدام در این زمینه آغاز شد.

می‌توانیم بگوییم شاید تفاوت کیفیت سکونتگاه‌های غیررسمی در ایران با آنچه در دنیا به‌نام زاغه شناخته می‌شود، نتیجه تأثیرگذاری این بخش بود. تجربه بسیار خوب و ارزشمندی بود. جلوتر مسکن مهر شکل گرفت که تا اندازه‌ای این سند را به حاشیه برد.

اوایل دهه ۹۰، سند موسوم به بازآفرینی شکل گرفت. رویکرد بازآفرینی نیز یک دهه تلاش کرد و نشستن در مسیر توسعه شهری را با خود همراه کرد. این نگاه در برنامه ششم نشست و برنامه ملی بازآفرینی شکل گرفت. هزار و ۳۳۴ محله در مسیر اقدام قرار گرفتند و «برنامه جامع اقدام مشترک» به‌عنوان یک تجربه «یونیک» و بسیار خاص شکل گرفت. دستگاه‌ها برای بهسازی بافت‌ها گرد هم آمدند و اقدام کردند. این هم واقعاً در دنیا تجربه کم‌نظیری است که این تعداد اقدام شکل بگیرد.

وقتی به اواخر برنامه ششم می‌رسیم، در خود برنامه ششم دیده می‌شود که سکونتگاه‌های غیررسمی، مسائلی متفاوت از بافت‌های تاریخی دارند. ماده ۱۲۰ حکم می‌کند که این سند تهیه شود. اوایل سال ۱۳۹۹ تدوین این سند آغاز شد و سال ۱۴۰۲ به تصویب هیئت دولت رسید. این فرایند تغییر دو دولت را به خود دید. اگر اشتباه نکنم، سه وزیر راه و شهرسازی جابه‌جا شدند، ولی تجربه ارزشمندی شکل گرفت.

این سند به‌واسطه تهیه یک برنامه و یک سند توسعه اهمیت دارد. استاد می‌گویند این سند را بخوانید. این سند شاید یکی از مهم‌ترین اسناد توسعه شهری باشد؛ زیرا انباشت حداقل چهار دهه دانشی که در این مسیر شکل گرفته، در آن تبلور پیدا کرده است. این سند چنان ظرافت‌های خاصی دارد که در این جلسه، فضا و فرصت گفت‌وگو درباره جزئیات آن وجود ندارد. نکات ظریفی در خود دارد که واقعاً و بدون تعارف کم‌نظیر است. برای همین تأکید وجود دارد که این سند بیشتر خوانده شود و بیشتر موردتوجه قرار بگیرد.

افراد بسیاری درباره واژه‌به‌واژه این سند نظر دادند و گفت‌وگو کردند تا این سند به جایگاهی رسید که به سند ملی تبدیل شد. ملی‌شدن سند از منظر نهادسازی، خود یک پروژه است. اسناد قبلی شاید بیشتر سند وزارت راه و شهرسازی تلقی می‌شدند، ولی این سند دیگر یک سند ملی است و سهم بازیگران در آن مشخص شده است.

شما وزارت تعاون، سازمان برنامه، وزارت کشور و وزارت راه و شهرسازی را می‌بینید. ظرافت‌های نهادی نشان می‌دهد این بازیگران برای اجرای این برنامه چگونه کنار هم به توافق و اشتراک در همکاری می‌رسند، این موضوع چگونه در مسیر قانونی قرار می‌گیرد و شوراهای عالی که قانون‌گذار این حوزه هستند، کجا نقش‌آفرینی می‌کنند. اینها نکات ریزی است که نه‌تنها در ایران، بلکه فکر می‌کنم در دنیا کم‌نظیر است.

اینکه یک سند راهبردی تا این اندازه موضوع نهادی را جدی می‌گیرد و تا مرحله آخر پیش می‌رود، اهمیت دارد. اکنون ما در مرحله تدوین سیاست‌ها و احکام سیاستی این سند هستیم. این، نتیجه تدوین خود سند است.

این سند برای نخستین‌بار مجموعه‌ای از مسائل یا موضوعات را مطرح می‌کند. ما سعی می‌کنیم در گفت‌وگویی که شکل می‌گیرد، درباره بخشی از این مفاهیم و برنامه‌ها و چگونگی جای‌گرفتن آنها در سند صحبت کنیم. این موارد نیز برآمده از تجربه آزمون‌ها و شکست‌هایی است که در گذشته وجود داشته‌اند.

این سند در پایگاه «قوانین» وجود دارد. در بخش نخست آن، مجموعه‌ای از مفاهیم مطرح شده است که شاید برای نخستین‌بار به بخشی از آنها پرداخته شده باشد. یکی از موضوعاتی که اکنون می‌بینیم و شاید در برنامه هفتم نیز رد آن وجود داشته باشد، بحث مسکن استطاعت‌پذیر است. این سند به‌طور جدی این موضوع را مطرح کرد. در برنامه هفتم می‌بینید که ادبیات آن شکل گرفته و استطاعت‌پذیری و رسیدن به هفت سال و موارد دیگر در آن وجود دارد.
پیش‌نگری و پیشگیری از سند سال ۸۲ به‌عنوان یک سیاست مهم مطرح شد. این سند آن را در سطح برنامه مطرح کرد و گفت باید برنامه‌ای تهیه کنیم تا در سطح میانی و استانی نقش‌آفرینی آغاز شود و دیگر مانند گذشته، پس از پدیدآمدن مسئله با توانمندسازی با آن مواجه نشویم. باید پیشران‌ها و موضوعاتی را که ریشه در گسترش این مسئله دارند، در نظر بگیریم.

سیاست‌گذاری اجتماعی برای نخستین‌بار در پیوند با برنامه‌ریزی مطرح می‌شود. همان‌طور که می‌دانید، نظام برنامه‌ریزی در کشور ما بخشی است و شاید یکی از بحران‌ها و بسیاری از مسائلی که داریم، به‌دلیل مدل برنامه‌ریزی ما باشد. وزارت راه و شهرسازی برای کالبد و فضا تصمیم‌گیری می‌کند. وزارت تعاون نیز برای انسان یا نفر، که حالا شوربختانه خانوار هم نیست، در قالب دهک مسکن برنامه‌ریزی می‌کند.

اما این سند با ظرافت‌هایی، موضوع را در قالب تهیه بسته‌های سیاستی اجتماعی مکان‌محور در سطح استان مطرح می‌کند و پیش می‌برد. نهادسازی را تعریف می‌کند و مرحله اشتراک و هم‌پیوندی دستگاه‌ها و چگونگی پیوند یک برنامه با ساختارهای نهادی و رسیدن آن به مرحله اجرا را پیش می‌برد. در ادامه نیز در قالب جدول برنامه جامع اقدام مشترک برای آن برنامه‌ریزی می‌کند.

تا اینجا در این سند می‌دانیم این برنامه برای چه تهیه شده است، راهبر آن کدام دستگاه است، این دستگاه با همکاری چه نهادهایی قرار است کار را پیش ببرد و برنامه کجا باید به‌عنوان قانون، جای خود را در نظام برنامه‌ریزی شهری باز کند و در آن بنشیند. این واقعاً به ظرافت و طراحی مینیاتوری نیاز دارد. به نظر من، به همین دلیل این سند کم‌نظیر است و واقعاً جای آموختن دارد.

 

تغییر نگاه به سکونتگاه‌های غیررسمی

 

سکونتگاه‌های غیررسمی در تله فقــــــر دانش

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

پر ریختن و فرهیختــــن

پر ریختن و فرهیختــــن