دشت بی‌پایان





دشت بی‌پایان

۲۷ مرداد ۱۴۰۵، ۲۲:۱۷

صبح هنوز کامل از راه نرسیده است. مه نازکی روی علفزار نشسته و افق آن‌قدر باز است که چشم نمی‌داند کجا باید تمام‌شدن زمین را باور کند. چیزی در دوردست حرکت می‌کند؛ ابتدا چند نقطه، بعد موجی از گله‌ها. صدای سم‌ها آرام‌آرام بلند می‌شود و دشت، پیش از آنکه خورشید بالا بیاید، بیدار می‌شود.

اینجا سرنگتی (Serengeti) است، در شمال تانزانیا، که پارک ملی آن حدود یک‌ونیم میلیون هکتار وسعت دارد. نام سرنگتی در زبان ماسایی به‌معنای «دشت بی‌پایان» است. این پارک قلب اکوسیستمی بسیار بزرگ‌تر است که تا منطقه حفاظت‌شده انگورونگورو (Ngorongoro Conservation Area) در جنوب‌شرقی آن و ماسایی‌مارا در کنیا امتداد پیدا می‌کند. این پیوستگی امکان یکی از شگفت‌انگیزترین نمایش‌های طبیعت را فراهم می‌کند: مهاجرت بزرگ.

هر سال بیش از یک میلیون گنو (Wildebeest)، همراه با صدها هزار گورخر و غزال، در چرخه‌ای حدود هزار کیلومتری، در جست‌وجوی علف و آب حرکت می‌کنند. این حرکت، خطی مستقیم از نقطه‌ای به نقطه دیگر نیست؛ چرخه‌ای است که باران و روییدن علف مسیرش را تعیین می‌کنند. بخشی از این سفر به شمال سرنگتی می‌رسد و رود مارا (Mara River) را پشت سر می‌گذارد؛ بخشی دیگر در دشت‌های کوتاه‌علف انگورونگورو، به زادآوری گله‌ها می‌انجامد. یونسکو این دشت‌ها را به‌دلیل همین مهاجرت عظیم و تنوع زیستی استثنایی، در سال ۱۹۸۱ در فهرست میراث جهانی ثبت کرد. بیش از ۷۰ گونه پستاندار بزرگ و بیش از ۵۰۰ گونه پرنده نیز در این زیست‌بوم دیده می‌شوند.

اما حتی این مهاجرت عظیم هم فقط داستان حیوانات نیست. ماسایی‌ها (Maasai)، دامداران نیمه‌کوچ‌نشینی که نسل‌هاست در منطقه انگورونگورو و دشت‌های اطراف آن حضور پررنگ دارند، زندگی‌شان را با گله‌های گاو، بز و گوسفند و با جابه‌جایی فصلی میان چراگاه‌ها تنظیم کرده‌اند. در فصل باران به دشت‌های باز می‌روند و در فصل خشک به‌سوی جنگل‌ها و دامنه‌های کوهستانی حرکت می‌کنند. اما اگر از این دشت به‌سمت جنوب برویم، منظره آرام‌آرام تغییر می‌کند. علفزارهای باز جای خود را به ارتفاعات می‌دهند و زمین، جایی در برابر چشم، ناگهان فرو می‌ریزد. اینجا انگورونگورو است؛ منطقه‌ای حفاظت‌شده به وسعت بیش از ۸۰۰ هزار هکتار که سرنگتی را به دامنه‌های شرقی دره بزرگ آفریقا پیوند می‌دهد. میلیون‌ها سال پیش، در این ناحیه آتشفشان عظیمی وجود داشت. پس از فوران و فروریختن بخش مرکزی آن، فرورفتگی بزرگی به وجود آمد که امروز یکی از شگفت‌انگیزترین چشم‌اندازهای تانزانیاست: دهانه‌ای تقریباً ۱۹ کیلومتری با دیواره‌هایی که در بعضی نقاط تا حدود ۶۰۰ متر ارتفاع دارند. پایین را که نگاه کنی، انگار تکه‌ای از یک جهان مستقل در میان دیواره‌های سبز جا مانده است؛ علفزار، جنگل، باتلاق و دریاچه‌ای کم‌عمق و شور به نام مگادی (Lake Magadi). زیستگاهی فشرده برای حدود ۲۵ هزار جانور بزرگ است؛ از جمله شیر، فیل، بوفالو و کرگدن سیاه.

اما شگفتی انگورونگورو فقط در جانورانی که امروز در آن زندگی می‌کنند، نیست. این سرزمین حافظه بسیار قدیمی‌تری هم دارد. در منطقه حفاظت‌شده انگورونگورو، در لائتولی (Laetoli)، ردپای انسان‌تبارانی در خاکستر آتشفشانی تا حدود ۳.۶ میلیون سال پیش می‌رسد؛ ردپای موجوداتی که روی دو پا راه می‌رفتند. در تنگه اولدووای (Olduvai Gorge) نیز فسیل‌ها و ابزارهای سنگی، فصل‌های بسیار کهنی از چندین مرحله تکامل انسان را پیش چشم ما گذاشته‌اند. این منطقه در سال ۱۹۷۹ به‌عنوان میراث طبیعی جهانی ثبت شد و در سال ۲۰۱۰، ارزش فرهنگی آن نیز به ثبت جهانی رسید.

در گوشه‌ای دیگر از سرزمین تانزانیا، جایی میان جنگل و آب، قصه‌ای کاملاً متفاوت در انتظار ماست.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *