نگاهی به فراز و فرود کارنامه بازیگری «اکبر عبدی»

در حسرت یک استـعداد





در حسرت یک استـعداد

۴ مرداد ۱۴۰۵، ۰:۱۷

می‌خواهم او را با «اجاره‌نشین‌ها» به یاد بیاورم؛ همان جوانکی که روبه‌روی آینه ایستاده، ریش می‌تراشد، آواز می‌خواند و هنوز نمی‌داند چند ثانیه بعد، ترکیدن یک لوله آب قرار است زندگی را زیرورو کند. می‌خواهم او را با «غلامرضا»ی «مادر» به یاد بیاورم؛ «مادر مُرد از بس که جان ندارد». با تنبک‌نوازی «رمضانِ» «دلشدگان» که آنجا هم شکل دیگری از استعداد خود را به نمایش گذاشت. حتی با بدخلقیِ لج‌درآر گروهبان «مکوندی».

نبوغ اکبر عبدی تکنیکِ صرف نبود. استعدادی کمیاب بود که ضامن کارنامه درخشانش نشد. تا سال‌ها خطا نمی‌رفت و خطا نمی‌کرد. اما میان آنچه یک بازیگر می‌تواند باشد و آنچه زمانه اجازه می‌دهد باشد، گاهی فاصله‌ای زیاد وجود دارد؛ به‌خصوص در سینمای ایران که این فاصله با سانسور، توقیف، ناامنی شغلی و فقدان حمایت حرفه‌ای، عمیق‌تر هم شده است. بسیاری از بازیگران بزرگ از جایی به بعد ناچار شدند در مسیری که امکانش فراهم بود، قدم بردارند. اکبر عبدی هم از استعدادهایی شد که به ناچار، برای ادامه زندگی، انتخاب‌هایی پایین‌تر از توانایی‌‌اش داشت. حسرت خوردن برای اکبر عبدی، حسرت سینمایی است که نتوانست از یکی از نادرترین استعدادهای بازیگری خود محافظت کند. مسیری که از «اجاره‌نشین‌ها»، «مادر» و «دلشدگان» می‌گذشت، می‌توانست بسیار طولانی‌تر و پربارتر باشد. اما به‌تدریج جای آن را نقش‌هایی گرفتند که نه چیزی به کارنامه او افزودند و نه تصویری درخور از آن استعداد بر جای گذاشتند.

او را در همان ساختمان چهارطبقه مهرجویی به یاد می‌آورم؛ خانه‌ای که مهرجویی از آن وطنی کوچک ترسیم کرده بود. با شنیدن خبر درگذشت اکبر عبدی و کنایه‌هایی به انتخاب‌هایش در سال‌های اخیر، فکر می‌کنم سقف آن خانه سال‌هاست فروریخته است؛ چه در سینما و چه در سرنوشت بازیگری که روزگاری یکی از درخشان‌ترین ساکنانش بود.

این مجموعه یادداشت‌ها ادای احترامی است به کارنامه کاری او؛ در سال‌هایی که درخشان بود و در سال‌هایی که، اگرچه مورد نقد قرار می‌گرفت، همچنان همان ستاره سال‌های دور به یاد آورده می‌شد.

 

به یــاد آنکه از سینما رفت ولی از دل‌ها نـــــــه

قربانــــــی بی‌سامانی سینما

کُشتن استعداد و استعدادِ کُشنده

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

درگذشت حسین خواجه‌امیری(ایرج)؛ ستون آواز ایران آرام گرفت

درگذشت حسین خواجه‌امیری(ایرج)؛ ستون آواز ایران آرام گرفت

موفق‌ترین و ویران‌گرترین گونه‌ جهان

در نشست «وزن دنیا» بررسی شد؛ انسان چگونه از شکارچی به گونه‌ای اثرگذار بر سرنوشت زمین تبدیل شد

موفق‌ترین و ویران‌گرترین گونه‌ جهان

«دهدشت»، شهری هفت‌هزارساله  زیر پوست «بلادشاپــــــور»

نخستین کاوش باستان‌شناسی در بافت تاریخی «بلادشاپور» به شواهدی تازه رسید

«دهدشت»، شهری هفت‌هزارساله زیر پوست «بلادشاپــــــور»

پایداری از دل زندگی

گفت‌وگو با «رضا عسگری»، سازنده پادکست «رِضونانس»

پایداری از دل زندگی

یکی بر سر شاخ، بُن می‌برید!

نقدی بر تصمیم ضدمیراثی وزیر میراث

یکی بر سر شاخ، بُن می‌برید!

پیکرتراشی چوبی هنری بی‌پشتوانه

گفت‌وگو با هنرمندان پیکرتراشی، درباره جایگاه صنایع‌دستی در زندگی انسان

پیکرتراشی چوبی هنری بی‌پشتوانه

تغییر نام «کمجان»، تغییر هویت تالاب است

گفت‌وگوی «پیام ما» با دبیر «تشکل احیاکنندگان تالاب بین‌المللی کمجان» درباره فهرست جدید نام تالاب‌های کشور

تغییر نام «کمجان»، تغییر هویت تالاب است

«زندیه» زیر تیغ گودبرداری

«پیام ما» مداخلات عمرانی در بافت تاریخی «شیراز» را بررسی می‌کند

«زندیه» زیر تیغ گودبرداری

از هر طرف شلیک می‌شود

خبرنگاران در گفت‌وگو با «پیام ما» از پشت‌صحنه حرفه خود می‌گویند

از هر طرف شلیک می‌شود

آنچه بر میــــــــراث می‌گذرد

آنچه بر میــــــــراث می‌گذرد

بیشترین نظر کاربران

پر ریختن و فرهیختــــن

پر ریختن و فرهیختــــن