سنبل آبی چگونه به تهدیدی برای تالاب‌های گیلان و مازندران تبدیل شد؟

تالاب زیر فـــــرش سبز مرگ

ماهان مه‌رو، فعال محیط زیست: این گیاه با یک بار پاکسازی حذف نمی‌شود و ریشه‌کنی کامل آن بین ۲۰ تا ۳۰ سال طول می‌کشد





تالاب زیر فـــــرش سبز مرگ

۲ تیر ۱۴۰۵، ۰:۱۰

گیاهی جهانگیر است و جز در زیستگاهش، بسیار خطرناک. گل‌های بنفشش بر برگ‌های سبز و براق، جلوه‌گری می‌کند. «سنبل آبی» بیشتر به یک تابلوی نقاشی شبیه است تا یک بحران محیط زیستی. این مسافرِ آمازون که روزی قرار بود زینت‌بخش حوضچه باغ‌های شخصی باشد، راه خود را به تالاب‌ها و رودخانه‌های جهان باز کرد؛ آب برای او جاده‌ای شد تا بی‌وقفه پیشروی کند و اندک‌اندک جای ساکنان قدیمی را تنگ‌تر سازد. سنبل آبی آزادانه روی آب شناور می‌ماند، برگ‌های ۱۰ تا ۲۰ سانتی‌متری‌اش سطح را فرامی‌گیرند و گل‌هایش تا یک متر بالاتر از سطح آب رشد می‌کنند. خطر اصلی اما در سرعت تکثیر آن است؛ هر بوته سالانه هزاران دانه تولید می‌کند که می‌تواند تا ۲۸ سال در محیط دوام بیاورد. همین جان‌سختی باعث می‌شود که جمعیت این گیاه در برخی مناطق، تنها ظرف دو هفته دو برابر شود.

حالا سال‌هاست که چند تالاب کشور از جمله تالاب انزلی به تسخیر این مهمان ناخوانده درآمده است؛ فرش سبزی که در نگاه اول دل‌نشین به نظر می‌رسد، اما در واقع پوشش مرگباری است که سطح آب را پنهان کرده، مانع رسیدن نور خورشید به عمق تالاب شده و نفس کشیدن را برای آبزیان دشوار کرده است. ماهی‌ها، گیاهان بومی و پرندگانی که زندگی‌شان به این زیست‌بوم وابسته است، اکنون در برابر رقیبی قرار گرفته‌اند که سرعت رشدش، بسیار فراتر از توان مقابله و بازسازی خود طبیعت است.

وقتی نفس تالاب‌های گیلان گرفت

سنبل آبی اولین بار ابتدای دهه ۹۰ در تالاب عینک شهر رشت دیده شد. از سال ۱۳۹۴ با یک هماهنگی بین‌بخشی، برنامه پاکسازی شروع شد. متولی تالاب عینک سازمان آب منطقه‌ای و مسئولیت زمین‌های اطراف با جهاد کشاورزی بود. از طرفی چون سنبل آبی یک گونه مهاجم و غیربومی به‌حساب می‌آمد، مرجع تشخیص آن، اداره محیط زیست بود.

با پاکسازی سال‌های ۱۳۹۴ و ۱۳۹۵، سنبل آبی تقریباً از تالاب عینک جمع‌آوری شد. دو سازمان مردم‌نهاد به نام‌های «سبزکاران» و «سرزمین ایده‌آل ما» و دستگاه‌های دولتی زیر چتر پدافند غیرعامل استانداری، محیط زیست، منابع طبیعی، آب منطقه‌ای، شیلات و شهرداری رشت گرد هم آمدند. آن‌ها حتی از اداره زندان‌ها نیز کمک گرفتند و زندانیان را برای این کار آوردند. شیلات هم قایق در اختیارشان گذاشت، شهرداری امکانات لجستیکی آورد و فعالان محیط زیست نیز مشغول شدند.

اما سنبل آبی گیاهی نبود که با چند بار پاکسازی از بین برود. این گیاه با بذرها یا حتی تکه کوچکی از ساقه رونده‌اش که در آب باقی بماند، دوباره خودش را تکثیر می‌کند؛ برای همین هر سال مثل یک مهمان ناخوانده برمی‌گردد. حالا دیگر شهرداری رشت روال همیشگی‌اش را دارد؛ هر سال قایق می‌اندازد و دو پاکبان را مأمور می‌کند تا سنبل آبی را جمع کنند. بعضی سال‌ها نیز که حجم رشد آن خیلی بالا می‌رود، باز هم سمن‌ها وارد میدان می‌شوند و کمک می‌کنند.

«همان سال ۱۳۹۴ بود که سنبل آبی راهش را کج کرد و از طریق کانال‌های مسیر قایق‌رانی که از روستاهای جنوب تالاب به خودِ انزلی می‌رسند، وارد تالاب انزلی شد.» این را ماهان مه‌رو، کارشناس ارشد تنوع زیستی، در گفت‌وگو با «پیام ما» می‌گوید. مه‌رو خود از همراهان در پاکسازی تالاب عینک رشت در آن سال‌ها بود و در دی‌ماه سال ۱۳۹۴ نیز در قالب جمعی بزرگ و با همکاری سازمان محیط زیست، برای پاکسازی تالاب انزلی اقدام کردند.

به گفته این فعال محیط زیست، در آن سال، مدیریت خوبی با مشارکت جوامع محلی برای کنترل این گیاه شکل گرفت، اما متأسفانه پس از مدتی این استمرار قطع شد و در نتیجه، امروز تقریباً کل تالاب انزلی درگیر شده است؛ به طوری که در زمان پرآبی تالاب، شاید بیش از دوسوم آن درگیر سنبل آبی است. «هر زمان که بارندگی و سیلاب رخ می‌دهد و تالاب پرآب می‌شود، این سنبل‌ها اگر به نی‌ها نچسبیده باشند، چون با نی‌ها همزیستی دارند، همراه با جریان آب حرکت می‌کنند و زیر پل شنبه‌بازار انزلی جمع می‌شوند. بخشی از آن‌ها به سمت دریا می‌روند و در آنجا به دلیل شوری آب می‌پوسند و از بین می‌روند، اما حجم عظیمی از آن‌ها در همان کانال‌های قایق‌رانی تالاب انزلی باقی می‌مانند. به همین دلیل، محیط زیست هر سال بودجه‌ای را به این کار اختصاص می‌دهد و پیمانکاری را استخدام می‌کند تا در حدی که راه قایق‌رانی باز شود، عملیات پاکسازی را انجام دهد.»

جدا از انزلی، در حال حاضر چند نقطه دیگر نیز در گیلان آلوده است که هر سال پاکسازی می‌شود: «یکی در لنگرود، در آب‌بندان لیلاکوه بود و در برهه‌ای دیگر، تالاب شهری کیاکلایه درگیر شد که آن را پاکسازی کردند. اما در رودخانه حفاظت‌شده چمخاله همچنان سنبل آبی جولان می‌دهد. در رودخانه چاف و چمخاله، در کانال مزارع کشاورزی روستای رادارکومه نیز در سال‌های گذشته پاکسازی شده است. در شفت و سیاهکل نیز مقداری آلودگی در کانال‌های کشاورزی وجود داشت که آن‌ها را پاکسازی کردند.»

به گفته مه‌رو، در چمخاله نیز از سال ۱۳۹۴ برای اولین بار سنبل آبی مشاهده شد. در ابتدا حجم آن بسیار محدود بود، اما کم‌کم به دلیل گرم شدن هوا تکثیر شد. «کنترل این وضعیت بودجه کلانی می‌طلبد و نیازمند استمرار است؛ چراکه این گیاه با یک بار پاکسازی حذف نمی‌شود و ریشه‌کنی کامل آن بین ۲۰ تا ۳۰ سال طول می‌کشد.»

امروز سنبل آبی در بیش از ۸۰ کشور دنیا، از شرق آسیا گرفته تا ایالات متحده، پراکنده شده است. این گیاه که بومی رودخانه آمازون است، در سراسر جهان پخش شده و چون در محیط‌های جدید دشمن طبیعی ندارد و حیوانی هم چندان از آن تغذیه نمی‌کند، مهار آن تنها از طریق حذف فیزیکی ممکن است. «نکته مهم این است که دوسوم بافت سنبل آبی از آب تشکیل شده و وجود آن در یک حوضه، نرخ تبخیر آب را بین ۱.۵ تا ۲ برابر افزایش می‌دهد؛ بنابراین با توجه به بحران آب در کشور، ما عملاً با یک بحران زیستی بسیار جدی مواجه هستیم.»

شیوه بودجه‌ریزی مانع پاکسازی اصولی است

مه‌رو به مشکل بودجه‌های دولتی در مقابله با سنبل آبی اشاره می‌کند: «ساختار نظام بودجه‌ریزی ما به این شکل است که اگر مثلاً برای سال ۱۴۰۵، فرضاً ۲۰ میلیارد تومان بودجه برای سنبل آبی تالاب انزلی تصویب شود، این پول در طول سال تخصیص نمی‌یابد، بلکه در پایان سال مالی، یعنی خرداد یا تیرماه سال بعد، و آن هم معمولاً در حد ۵۰ درصد، بسته به میزان تحقق بودجه، واریز می‌شود. در نتیجه، این بودجه در بدترین و کوتاه‌ترین زمان ممکن هزینه می‌شود.»

به گفته این کنشگر محیط زیست، سنبل آبی گیاهی شناور است. در تالابی مثل تالاب انزلی که اکنون اختلاف سطح آن با دریا نزدیک به دو متر می‌رسد، با فرارسیدن بهار و تابستان، نرخ تبخیر بالا می‌رود و آب تالاب به دریا تخلیه می‌شود. در این زمان دیگر قایق‌ها نمی‌توانند در آب کم‌عمق حرکت کنند و دسترسی برای جمع‌آوری گیاه خیلی سخت می‌شود. «زمان طلایی پاکسازی، اسفندماه است که تالاب کاملاً پرآب است و هنوز به فصل فروردین و اردیبهشت نرسیده‌ایم تا گیاه به گل‌دهی بنشیند و بذرپاشی کند. شما باید در همین بازه اسفند و فروردین گیاه را جمع کنید، اما وقتی بودجه در خرداد یا تیر می‌رسد، هم زمان طلایی از دست رفته و هم به دلیل کم‌آبی، دسترسی به حجم اصلی گیاه وجود ندارد. بنابراین ما به یک اصلاح ساختاری در نظام بودجه‌ریزی نیاز داریم تا پیمانکار بتواند با ماشین‌آلات خود در طول سال کار کند و پولش را بعد از تخصیصِ پایان سال مالی دریافت کند؛ هرچند مانع بزرگ این است که در نظام مالی کشور، تا پول واریز نشود نمی‌توان مناقصه‌ای برگزار و پیمانکاری جذب کرد.» از نظر مه‌رو، آسیب‌شناسی بعدی به ساختار اجرایی برمی‌گردد: «سازوکار جمع‌آوری این گیاه باید از دولت به مردم واگذار شود. ما جمعیت بزرگی از جامعه محلی را در تالاب انزلی داریم که قایقران هستند و وسیله جمع‌آوری سنبل آبی را در اختیار دارند. این افراد در بهار و تابستان مسافر جابه‌جا می‌کنند، اما در پاییز و زمستان که گردشگری رونق ندارد، درآمدشان افت می‌کند و معیشتشان بیشتر به صید و شکار وابسته می‌شود. در سال‌های گذشته پیشنهاد دادیم که برای حل این مشکل، سنبل آبی را از جامعه محلی بخرید؛ مثلاً کیلویی چند هزار تومان. کار دیگری که می‌شود کرد این است که به قایقرانان سوخت رایگان بدهید. این مردم بومی دلشان برای تالاب می‌سوزد و اگر سوخت رایگان یا دستمزد هرچند اندکی به ازای هر کیلو گیاه دریافت کنند، خودشان پای کار می‌آیند.»

به گفته این فعال محیط زیست، دستگاه‌های اجرایی کشور، از سازمان محیط زیست و منابع طبیعی گرفته تا شیلات، حتی اگر تمام توان خود را بسیج کنند، نهایتاً می‌توانند دو تا پنج برنامه پاکسازی مقطعی در سال برگزار کنند. «ریشه‌کنی سنبل آبی پروسه‌ای مستمر است که دو تا سه دهه طول می‌کشد. بنابراین ما باید شیوه کارمان را تغییر دهیم، به این معنا که هم مدل بودجه‌ریزی و تخصیص اعتبار و هم مدل جمع‌آوری فیزیکی تغییر کند و نقش مردم پررنگ‌تر دیده شود. اگر این دو اتفاق بیفتد، یعنی نظارت دولت در کنار فعالیت مداوم توسط جامعه محلی قرار گیرد، مدیریت سنبل آبی در مسیر درست قرار می‌گیرد و حذف کامل آن ممکن می‌شود.»

پای سنبل فریبنده به مازندران باز شد

در چهار، پنج سال گذشته پای این مهاجم به مازندران و برخی تالاب‌ها و آب‌بندان‌های آن نیز رسیده است. بیشترین آلودگی مربوط به تالاب آغوزبن است؛ تالابی ۴۰ هکتاری در شهر بابل که حدود ۴۰۰ هکتار از اراضی شالیزاری را آبیاری می‌کند. اما سنبل آبی به آب‌بندان آغوزبن قناعت نکرده و مرزها را شکسته است؛ قلمرو این گیاه مهاجم اکنون به رودخانه‌هایی که به این آب‌بندان می‌ریزند نیز کشیده شده است. بابل ۲۰۷ آب‌بندان دارد و اگر پای این مهاجم به آب‌بندان‌های بزرگ‌تر این شهرستان که وسعت بعضی از آن‌ها به بیش از ۱۰۰ هکتار می‌رسد باز شود، بحرانی بزرگ‌تر رقم خواهد خورد و امکان سخت‌تری برای کنترل و پاکسازی به جا خواهد گذاشت.

محمد نجاتی، فعال محیط زیست، در گفت‌وگو با «پیام ما» بزرگ‌ترین نگرانی درباره سنبل آبی را به خطر افتادن حیات و زندگی دیگر زیستمندان بومی منطقه می‌داند: «این گیاه با سایه‌اندازی روی آب و جلوگیری از اکسیژن‌رسانی به لایه‌های زیرین، باعث نابودی دیگر موجودات زنده، از انواع میکروارگانیسم‌ها گرفته تا دوزیستانی مثل قورباغه و ماهی‌های کوچک می‌شود.»

به گفته او، سنبل آبی ظاهر بسیار فریبنده و زیبایی دارد، به طوری که مردم برای تماشای آن به تالاب آغوزبن می‌روند و دسته‌هایی از آن را می‌کنند. «همین جذابیت ظاهری، خودش به چالش بزرگی سدِ راهِ پاکسازی تالاب‌ها تبدیل شده است. این بحران در حال حاضر در تالاب آغوزبن به صورت فراگیر رخ داده است. البته در جریان پایش‌های میدانی، ما این گیاه را در تالاب‌ها و آبگیرهای دیگری هم مشاهده کرده‌ایم، از جمله تالاب‌های سمت فریدونکنار، پشت خزرشهر جنوبی و دیگر آب‌بندان‌های مازندران.»

نجاتی برای کنترل و پاکسازی سنبل آبی سه راه‌حل پیشنهاد می‌دهد که در نقاط مختلف دنیا آزموده شده و توانسته‌اند با این روش‌ها تا حدودی این گیاه را کنترل کنند. «روش اول، مبارزه مکانیکی است؛ یعنی با استفاده از قایق و ماشین‌آلاتی که توانایی حرکت در آب را دارند، گیاه را جمع‌آوری کرده، از مرداب خارج و در جایی دپو کنند. اما در این روش، چون ممکن است ریشه‌های گیاه در آب باقی بماند، به دلیل سرعت رشد بسیار بالای آن، تالاب دوباره به وضعیت قبل برمی‌گردد؛ به همین دلیل این پاکسازی باید مداوم و مستمر تکرار شود.»

این فعال محیط زیست راه‌حل دوم را مبارزه شیمیایی عنوان می‌کند: «در شرایطی خاص، از طریق محلول‌پاشی با سمومی که کمترین آسیب را به محیط زیست می‌زند، می‌توان گیاه را از بین برد.» مبارزه بیولوژیک سومین راهکار از نظر نجاتی است: «در این روش با رهاسازی گونه‌ای از سوسک که خوراکش برگ‌های سنبل آبی است، باعث خفگی گیاه می‌شوند تا در آب فرو رفته و از بین برود. البته این روش که در بعضی کشورها اجرا شده، عواقب خاص خودش را دارد؛ چون این سوسک‌ها هم به شدت تکثیر می‌شوند و پس از اتمام سنبل‌ها، ممکن است خودشان به معضل جدیدی در محیط زیست تبدیل شوند.»

به گفته نجاتی، برخی از فعالان محیط زیست بابل به مسئولان دست‌اندرکار پیشنهاد داده‌اند که از طریق شرکت‌های متخصص برای سم‌پاشی و روش شیمیایی اقدام کنند: «این پیشنهاد مانند بسیاری از راهکارهای دیگر که به آن‌ توجه چندانی نمی‌شود، پذیرفته نشد. آن‌ها سراغ همان راه‌حل اول، یعنی پاکسازی مکانیکی رفتند. سال گذشته این کار را شروع کردند، ولی چون ناقص انجام شد، حالا شاهد این هستیم که این گونه مهاجم به شکل بسیار گسترده‌ای برگشته و تقریباً ۸۰ تا ۹۰ درصد سطح مرداب را پوشانده است.»

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

بارندگی‌های پربازده کرمانشاه، تهدیدی خاموش برای تابستان شد

هشدار نسبت به بحران آتش‌سوزی در زاگرس

بارندگی‌های پربازده کرمانشاه، تهدیدی خاموش برای تابستان شد

هشدار جدی به شرکت‌های حمل‌ونقل؛ قاچاق حیات‌وحش جرم است و مجازات سنگین دارد

مقابله با قاچاق حیات‌وحش

هشدار جدی به شرکت‌های حمل‌ونقل؛ قاچاق حیات‌وحش جرم است و مجازات سنگین دارد

پیشرفت ۹۰ درصدی پروژه احیای تالاب بامدژ خوزستان

پیشرفت ۹۰ درصدی پروژه احیای تالاب بامدژ خوزستان

دریاچه گهر در مسیر ثبت جهانی؛ تهدید گردشگری بی‌ضابطه بر نگین فیروزه‌ای زاگرس

دریاچه گهر در مسیر ثبت جهانی؛ تهدید گردشگری بی‌ضابطه بر نگین فیروزه‌ای زاگرس

اصلاح ساختاری حمایت از محیط‌بانان؛ از وعده تا برنامه عملیاتی

اصلاح ساختاری حمایت از محیط‌بانان؛ از وعده تا برنامه عملیاتی

ریشه‌ها شهر را می‌بلعند

گزارشی درباره «کنوکارپوس»؛ درخت محبوب مدیران شهری و کابوس تأسیسات و زیرساخت‌های جنوب

ریشه‌ها شهر را می‌بلعند

جنگل‌فروشــــــــی با نام موقوفه

دفتر کسانی که به اسم موقوفه، عرصه‌های جنگلی هیرکانی را می‌فروختند، پلمب شد

جنگل‌فروشــــــــی با نام موقوفه

پزشکیان: فاصله میان ظرفیت‌های طبیعی کشور و نحوه بهره‌برداری از آن‌ها باید اصلاح شود

پزشکیان: فاصله میان ظرفیت‌های طبیعی کشور و نحوه بهره‌برداری از آن‌ها باید اصلاح شود

حمایت از محیط‌بانان | اصلاحات ساختاری در سازمان حفاظت محیط‌زیست

محیط زیست

حمایت از محیط‌بانان | اصلاحات ساختاری در سازمان حفاظت محیط‌زیست

تالاب گاوخونی بی‌نصیب از رهاسازی آب

تالاب گاوخونی بی‌نصیب از رهاسازی آب