چگونه کولر در اروپا از وسیله آسایش به مسئله سلامت عمومی و سیاست اقلیمی تبدیل شد
جنگ سرد بر سر هوای خنک
در موجهای گرمایی که هر سال مرگبارتر میشوند، کولر در اروپا به مسئلهای سیاسی تبدیل شده است. جریانهای راست افراطی آن را علیه سیاستهای اقلیمی به کار گرفتهاند و کارشناسان سلامت میگویند این جدال، مسئله اصلی را پنهان میکند: نجات جان آدمها
۱۵ تیر ۱۴۰۵، ۲۰:۳۷
| پیام ما | ظهر یکشنبه، گرما از دیوارهای خانههای نوایتسل بالا میرفت. آفتاب، شرق براندنبورگ را مثل ورق آهن داغ کرده بود و دماسنجها عددی را نشان میدادند که تا همین چند سال پیش برای آلمان غریب بود: ۴۱.۷ درجه سانتیگراد. ماریو، تعمیرکار بازنشسته ۶۵ ساله، پردهها را کشید، پنجرهها را بست و دستگاهی را روشن کرد که هنوز در خانههای آلمانی کمیاب است؛ کولر ثابت. دو سال پیش، یک موج گرمای سخت او را وادار کرد این دستگاه را بخرد. حالا میگوید: «تابستانها بهتدریج گرمتر میشوند. با افزایش سن، تحمل گرما سختتر میشود.» خانه بنگلوی او در مرز آلمان و لهستان، جزو همان اقلیت کوچک خانههایی است که در آلمان کولر ثابت دارند. اما در اروپایی که گرما دیگر مهمان چندروزه تابستان نیست، همین اقلیت کوچک به نشانه یک پرسش بزرگ تبدیل شده است: خنکماندن، رفاه است یا حق زندهماندن؟
تابستانی که کوتاه نمیآید
اروپا سالها تابستان را با پنجرههای باز، پردههای نازک، دیوارهای قطور و عصرهای آرام پشت سر میگذاشت. کولر برای بسیاری از خانهها نه ضروری بود، نه حتی آشنا. ساختمانها بیشتر برای نگهداشتن گرمای زمستان ساخته شده بودند، نه تابآوردن در برابر ظهرهای ۴۰ درجه. اما همان خانهها حالا در موجهای پیدرپی گرما، حرارت را در خود نگه میدارند. شب، وقتی شهر باید نفس بکشد، اتاقها هنوز گرماند و بدن سالمندان، بیماران و کودکان مجال بازیابی ندارد. در چنین روزهایی، گرما فقط خبر هواشناسی نیست؛ صدای هشدار است. موجهای گرما در اروپا از مرحله استثنا عبور کردهاند و به بخشی از زندگی روزمره قاره تبدیل شدهاند. سازمان جهانی بهداشت میگوید در چهار سال اخیر، بیش از ۲۰۰ هزار نفر در اروپا بر اثر گرما جان باختهاند؛ مرگهایی که بسیاری از آنها قابل پیشگیری بودهاند. این عددها خشکاند، اما پشت هرکدام اتاقی هست، تختی، پنجرهای بسته، تلفنی که کسی جوابش را نداده و بدنی که در سکوت از پا افتاده است. با این همه، بحث عمومی در اروپا همیشه از همین نقطه انسانی شروع نمیشود. در روزهایی که رکوردهای دما یکییکی شکسته میشوند، کولر به میدان تازهای برای جنگ فرهنگی تبدیل شده است. یکسو کسانی ایستادهاند که میگویند اروپا باید سریعتر خانهها، بیمارستانها، مدارس و حملونقل عمومی را خنک کند. سوی دیگر، جریانهایی قرار دارند که از کمبود کولر، نه برای طراحی سیاست عمومی، بلکه برای حمله به سیاست اقلیمی استفاده میکنند.
خانهای که دیگر پناه نیست
در گرمای شدید، خانه همیشه پناهگاه نیست. برای ماریو، کولر یعنی امکان خوابیدن، نفسکشیدن و از سر گذراندن ظهرهای داغ. اما بسیاری از همسنوسالهای او چنین امکانی ندارند. اروپا، بهویژه در شمال و مرکز قاره، هنوز به کولر مانند وسیلهای لوکس نگاه میکند؛ چیزی برای هتلها، مراکز خرید یا خانههای ثروتمندتر. در آلمان، سهم خانههای دارای کولر ثابت بسیار پایین است. اجارهنشینی گسترده، مقررات ساختمانی، هزینه نصب و عادت فرهنگی به تحمل چند روز گرما، دست به دست هم دادهاند تا کولر هنوز به بخشی عادی از خانه تبدیل نشود.
اما گرما دیگر چند روز نیست. وقتی موجها طولانیتر و شدیدتر میشوند، عادت قدیمی به تابآوردن میتواند خطرناک شود. سالمندان تنها، بیماران قلبی و تنفسی، کودکان خردسال، کارگران فضای باز و ساکنان خانههای کوچک و کمتهویه، بیش از دیگران در معرض آسیباند. در بسیاری از شهرها، همان کسانی که کمترین سهم را در گرمتر شدن زمین داشتهاند، کمترین امکان را هم برای خنکماندن دارند. هانس کلوگه، مدیر منطقه اروپای سازمان جهانی بهداشت، در میانه همین بحثها گفته است اروپا بخش زیادی از سرمایهگذاری خود را بهدرستی به راهحلهای بلندمدت، مانند سایهاندازی، عایقکاری و مراکز خنککننده، اختصاص داده است؛ نه فقط به خنکسازی مکانیکی. اما او هم تأکید میکند که کولر، اگر هدفمند و برای گروههای پرخطر به کار گرفته شود، بخشی از پاسخ است. جمله او ساده است: هر دو نقش دارند؛ هم کولر برای کسانی که همین امروز در خطرند، هم شهرها و ساختمانهایی که فردا کمتر داغ شوند.
راست افراطی زیر باد کولر
در آلمان، درست یک روز پس از ثبت رکورد تازه دما، مارک برنهارد، سخنگوی حوزه ساختوساز حزب راست افراطی «آلترناتیو برای آلمان»، وارد میدان شد. او گفت حزبش اجازه نمیدهد مردم «بر محراب» ایدئولوژی اقلیمی قربانی شوند. به گفته او، «هیستری اقلیمی» با خطاهای ساختمانی ایدئولوژیک، از جمله خودداری از کولر، باعث افزایش مرگومیر ناشی از گرما شده است.
این سخنان فقط دفاع از کولر نبود؛ تلاشی بود برای تغییر صورت مسئله. حزبی که تا همین اواخر هشدارهای دولتی درباره گرما را «وحشت گرما» میخواند و مرگهای ناشی از آن را کماهمیت جلوه میداد، حالا کولر را نشانه بیتوجهی جریان اصلی سیاست به جان مردم معرفی میکند. تناقض آشکار است: همان جریان سیاسی که با پمپهای حرارتی، نوسازی انرژی ساختمانها و سیاستهای کاهش انتشار مخالفت میکرد، اکنون کولر را پرچم حمایت از مردم جا میزند.
در فرانسه هم حزب «اجتماع ملی» مارین لوپن مسیر مشابهی را در پیش گرفته است. حزبی که با نوسازی انرژی ساختمانها مخالفت کرده و بارها به توربینهای بادی و پنلهای خورشیدی تاخته، حالا کولر را در مرکز بحثهای خود گذاشته است. در ظاهر، سخن از خنککردن خانههاست؛ در باطن، حملهای تازه به سیاست اقلیمی. کولر در این روایت، دیگر دستگاهی برای کاهش دمای اتاق نیست؛ نشانهای سیاسی است، پرچمی برای گفتن اینکه سیاستهای سبز، مردم را در گرما تنها گذاشتهاند.
جنجالی که جانها را پنهان میکند
مسئله دقیقاً همینجاست. وقتی کولر به سلاحی در جنگ فرهنگی تبدیل میشود، آدمهایی که باید در مرکز بحث باشند، به حاشیه میروند. سالمندی که در طبقه آخر آپارتمانی بیتهویه زندگی میکند، بیماری که در خانه سالمندان به هوای خنک نیاز دارد، دانشآموزی که در کلاس گرم تمرکز و سلامت خود را از دست میدهد و مسافری که در قطار بدون تهویه مانده است، همه زیر سایه جدال سیاسی گم میشوند.
بحث واقعی این نیست که اروپا باید بیدرنگ شبیه آمریکا شود یا کولر را برای همیشه کنار بگذارد. آمریکا در خنکسازی خانهها بسیار جلوتر است و بخش بزرگی از خانههایش کولر دارند، اما همان تجربه هم نشان داده دسترسی به هوای خنک، مسئلهای طبقاتی و نابرابر است. هرکس توان خرید، نصب و پرداخت قبض برق را ندارد. هرکس در خانهای زندگی نمیکند که امکان نصب دستگاه داشته باشد. هرکس مالک خانه خود نیست. خنکماندن، در موجهای گرمایی، به همان اندازه که به فناوری مربوط است، به عدالت اجتماعی هم مربوط میشود.
خنکی با هزینه پنهان
کولر اما پاسخ بیهزینه نیست. هوای گرم خانه را بیرون میراند و به خیابان پس میدهد. در شهرهای فشرده، همین خروج گرما میتواند اثر جزیره گرمایی را تشدید کند. مصرف برق در ساعتهای اوج بالا میرود و شبکه را زیر فشار میگذارد. اگر برق از سوختهای فسیلی تأمین شود، خنککردن امروز میتواند به گرمتر شدن فردا کمک کند. این همان حلقهای است که کارشناسان اقلیم از آن نگراناند: جهان گرمتر میشود، تقاضا برای سرمایش بالا میرود، مصرف انرژی افزایش مییابد و اگر مسیر انرژی اصلاح نشود، گرمایش باز هم شدت میگیرد.
اروپا اما وضعیت پیچیدهتری دارد. سهم سوختهای فسیلی در تولید برق این قاره رو به کاهش است و بسیاری از کشورها برنامه دارند شبکه برق خود را پاکتر کنند. به همین دلیل، اثر اقلیمی کولر در اروپا میتواند کمتر از جاهایی باشد که برق همچنان بهشدت فسیلی است. با این حال، کارشناسان هشدار میدهند پاسخ به گرما نباید فقط به خرید دستگاه ختم شود. اگر هر خانه بهتنهایی و بیبرنامه به سمت کولر برود، شهر داغتر، مصرف برق بیشتر و نابرابری عمیقتر میشود. راهحل، ترکیب است؛ همان چیزی که کلوگه و بسیاری از متخصصان سلامت و اقلیم بر آن تأکید دارند. کولر برای کسانی که جانشان در خطر است؛ بیمارستانها، خانههای سالمندان، مدارس، مسکن اجتماعی و خانه افراد پرخطر. در کنار آن، سایه برای خیابانها، درخت برای محلهها، سقف سبز برای ساختمانها، عایقکاری برای خانهها، مراکز خنککننده برای روزهای هشدار و شبکهای انسانی برای سرزدن به سالمندان تنها.
حق نفسکشیدن
در یکی از روشنترین جملههای این بحث، کلوئه بریمیکامب، اقلیمشناس دانشگاه آکسفورد، گفته است ما هماکنون بخش زیادی از انرژی و منابع آب خود را در موجهای گرما صرف خنککردن مراکز داده میکنیم. بعد پرسیده است: جان انسانها باید از هوش مصنوعی ارزشمندتر باشد، مگر نه؟
این پرسش از دل همه شعارها عبور میکند و به نقطه اصلی میرسد: اگر اروپا میتواند سرورها را خنک کند، چرا خانههای سالمندان نباید هوای قابلتنفس داشته باشند؟ اگر مراکز داده برای ادامه کار به سرمایش دائمی نیاز دارند، چرا مسکن اجتماعی در موج گرما باید به اتاقی بیرحم تبدیل شود؟ و اگر شهرها برای اقتصاد دیجیتال زیرساخت میسازند، چرا برای نجات سالمندان تنها، شبکه مراقبت محلهای ایجاد نمیکنند؟
کولر در اینجا دیگر نماد مصرفگرایی نیست؛ بلکه نماد یک پرسش اخلاقی است: اینکه در عصر گرمایش زمین، چه کسی حق دارد خنک بماند و چه کسی ناچار است گرما را تحمل کند. همچنین این پرسش مطرح میشود که سیاست اقلیمی، اگر به زندگی روزمره مردم پیوند نخورد، چگونه میتواند در برابر جریانهایی مصون بماند که دیروز بحران را انکار میکردند و امروز با همان بحران، سیاستسازی میکنند.
پایان یک تحمل قدیمی
در نوایتسل، ماریو کولرش را روشن میکند و خانهاش کمی آرام میشود. بیرون، گرما هنوز روی خیابان خوابیده است. کمی آنطرفتر، راینهارد لانگه، برقکار بازنشستهای که خانه ۱۵۰ سالهاش نزدیک ایستگاه ثبت رکورد دماست، میگوید تغییرات اقلیمی فقط کلمهای است که زیاد تکرار میشود. میگوید وقتی بچه بوده هم هوا گرم بوده، فقط اینقدر بزرگنمایی نمیشده است. میان این دو تصویر، اروپای امروز ایستاده است. یکی پردهها را کشیده و کولر را روشن کرده، چون بدنش دیگر تاب گرمای تازه را ندارد. دیگری هنوز گرما را خاطرهای قدیمی میبیند. اما دماسنجها، بیمارستانها و آمار مرگومیر، روایت دیگری دارند. تابستانهای اروپا دیگر همان تابستانهای گذشته نیستند و تحمل قدیمی شاید دیگر کافی نباشد.
پرسش این نیست که کولر خوب است یا بد. پرسش این است که اروپا میخواهد گرما را چگونه بفهمد: بهعنوان بهانهای تازه برای جنگ فرهنگی، یا بهعنوان بحرانی واقعی برای سلامت عمومی. اگر پاسخ دوم باشد، خنکماندن دیگر تجمل نیست. بخشی از عدالت اقلیمی است؛ حق ساده آدمها برای آنکه در داغترین ساعتهای روز، هنوز بتوانند نفس بکشند.
برچسب ها:
اروپا بر اثر گرما جان باختهاند، پیک تابستان ۱۴۰۵، تابستان، گزارش
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
اتصال کریدورهای مهاجرتی پرندگان دریایی مهاجر در سراسر قاره ها
تغییر اقلیم نیاز ساختمانهای ایران به گرمایش و سرمایش را دگرگون میکند
خانههای ایران در اقلیم آینده
نگاهی به پیچیدهتر شدن رژیم رابطه انسان و سامانه زمین
رابطهای که جهان را تغییر داد
آنچه درباره گردوخاک در استانهای ساحلی شمال ایران میدانیم
شمـــــــــال زرد
نقشهای برای توسعه متوازن
توسعه بدون شناخت منطقه ممکن نیست
بررسی یک ماه واکنش کاربران به تعهدات ارزی، فرار سرمایه و پروندههای قضایی
«تراستیها» چگونه خبرساز شدند؟
چرا گزارشهای ارزیابی در اختیار مردم و ذینفعان قرار نمیگیرد؟
ارزیابی پشت دیوار محرمانگی
در نشست «وزن دنیا» بررسی شد؛ انسان چگونه از شکارچی به گونهای اثرگذار بر سرنوشت زمین تبدیل شد
موفقترین و ویرانگرترین گونه جهان
گفتوگوی «پیام ما» با دبیر «تشکل احیاکنندگان تالاب بینالمللی کمجان» درباره فهرست جدید نام تالابهای کشور
تغییر نام «کمجان»، تغییر هویت تالاب است
خبرنگاران در گفتوگو با «پیام ما» از پشتصحنه حرفه خود میگویند
از هر طرف شلیک میشود
وب گردی
- حذف شرط: کد تخفیف اسنپ فود کد تخفیف اسنپ فود
- مطالبه عمومی برای اجرای مصوبات انتقال معادن شیراز
- شناسنامه دار بودن ظروف صنعتی چه نقشی در مدیریت مسئولانه آن ها دارد؟
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟
- درخواست لغو بسته شدن فرودگاه پیام
- مطالبه شفافیت در دانشگاه علوم پزشکی ایران
- خطاهای پنهان در ترجمه مدرک تحصیلی که پرونده اپلای را با تاخیر مواجه میکند
- درخواست توقف پروژه باملند برای حفاظت از درختان و طبیعت شهر لاهیجان بیشتر
بیشترین نظر کاربران
در حسرت یک استـعداد
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید