بحران در روایت بحـــــــران آب
22 اردیبهشت 1405، 23:19
هیچ بحرانی صرفاً با عدد و نمودار درک و دیده نمیشود. همانطور که هیچ سیاستی بدون اعتماد دوام نمیآورد. بحران آب در ایران پیش از آنکه مسئلهای اقلیمی باشد، نشانهای است از اختلالی عمیقتر در نسبت میان دولت، جامعه و معنا. سالها گزارش و هشدار رویهم انباشته شده و در مقابل، آنچه بهتدریج تحلیل رفته، ظرفیت جامعه برای باورکردن، همگرایی و مشارکت بوده است. مسئله فقط کمشدن آب نیست؛ کاهش اعتماد است که مدیریت این کمبود را هر روز دشوارتر میکند.
در چنین بستری، شکاف میان سیاستگذار و جامعه نه ناگهانی، بلکه انباشتی و فرساینده شکلگرفته است. تصمیمها اغلب پیش از گفتوگو اتخاذ شدهاند و اجرا، پیش از آنکه بر تفاهم تکیه کند بر الزام استوار بوده است. پروژههای کلان، محدودیتهای دستوری و تغییرات ناگهانی در الگوهای مصرف، بیآنکه توضیحی روشن از منطق، بدیلها و پیامدهایشان ارائه شود، به زیست روزمره مردم تحمیل شدهاند. شهروند در این معادله یا «مقصر» معرفی شده یا «مخاطب خاموش» فرض شده است؛ وضعیتی که بهجای اصلاح رفتار، مقاومت پنهان و بیاعتمادی علنی تولید کرده است.
حکمرانی آب، برخلاف تصور رایج تکنوکرات، صرفاً مسئله مهندسی و زیرساخت نیست. حتی دقیقترین تصمیمهای فنی، اگر نتوانند در ذهن و زندگی مردم معنا پیدا کنند، در عمل عقیم میمانند. مسئله آنجاست که زبان رسمی مدیریت، اغلب از ترجمان زبان تجربه ناتوان بوده است. این وضعیت نتیجهای جز زوال تدریجی اعتبار نهادهای تصمیمگیر ندارد؛ جایی که حتی دادههای علمی نیز به دلیل بیاعتمادی، شنیده نمیشوند.
این بیاعتمادی صرفاً هیجانی یا احساسی نیست؛ نوعی فروپاشی مرجعیت دانایی در عرصه عمومی است. وقتی روایت رسمی متزلزل میشود، شایعه، تجربههای پراکنده و شبکههای غیررسمی جای آن را میگیرند. مدیریت بحران در چنین شرایطی، نهتنها سختتر که پرهزینهتر میشود؛ چراکه هر تصمیم، پیشاپیش با سوءظن مواجه است.
در سالهای اخیر، زبان مدیریت آب به ادبیاتی مملو از هشدارهای شدید و واژگان آخرالزمانی آلوده گشته است. «وضعیت قرمز»، «خط بحران»، «ساعت صفر» از قبیل همین تعابیر به شمار میروند. این زبان اگرچه در کوتاهمدت شوک هیجانی تولید میکند، اما در میانمدت اثر خود را از دست میدهد. وقتی همه چیز دائماً بحرانی توصیف شود، حساسیت اجتماعی فرسوده میشود. جامعه بهجای کنش، به همزیستی با فاجعه خو میگیرد و بحران، به پسزمینهای عادی بدل میشود. گسست اصلی درست در نقطهای عمیقتر رخ میدهد؛ جایی که مردم پیامد تصمیمها را با تمام وجود لمس میکنند، اما منطق آنها را نمیفهمند. جیرهبندی، تغییر تعرفهها یا محدودیتهای ناگهانی در توزیع آب؛ بدون مفاهمه پیشینی، بهمثابه تحمیل و اجبار تجربه میشود. در چنین فضایی حتی سیاستهای درست نیز به دیوار بلند بیاعتمادی برمیخورند. حکمرانی مطلوب، بیش از ابزارهای کنترلی، نیازمند شفافیت رادیکال است؛ اینکه جامعه بداند چه انتخابهایی ممکن بوده، چرا این مسیر برگزیده شده و هزینهها چگونه توزیع میشود.
تا زمانی که شکست سیاستها صرفاً به «کممصرف نکردن مردم» فروکاسته شود، روایت رسمی بحران آب ناقص میماند. این روایت یکسویه، بار اخلاقی بحران را ناعادلانه توزیع میکند و گفتوگوی واقعی را میبندد. اعتماد، نه با بخشنامه، بلکه با صداقت در تقسیم مسئولیت و پذیرش خطا بازسازی میشود.
بحران آب در ایران، گرفتار تناقضی زمانی است؛ تصمیمها کوتاهمدتاند اما پیامدها بلندمدت و انباشتی. مادامی که صلاح آینده را در تصمیمسازیها لحاظ نکنند؛ نسلهای بعد، قربانیان سیاستهایی خواهند بود که برای تسکین موقت امروز تدوین شدهاند. در غیاب روایت مشترک، جامعه در چرخهای فرساینده از مقصرانگاری گرفتار میشود؛ چرخهای که انرژی جمعی را میبلعد و راه برونرفت را مسدود میکند.
در این میان، رسانه نقشی فراتر از بازتولید ارقام هشداردهنده دارد. رسانه، گذرگاهی است میان زبان سخت حکمرانی و زبان نرم زندگی. روایت آب زمانی اثرگذار میشود که از دل خانه، مزرعه و مدرسه بیرون بیاید؛ از همان جایی که سیاستها تجربه میشوند. باید باورداشت که بیتوجهی به دانش بومی و تجربه زیسته، حکمرانی آب را یک گام عقبتر از واقعیت موجود نگه میدارد. بحران آب، آزمونی برای سنجش کیفیت حکمرانی منابع محدود است. عبور از آن، بیش از هر پروژه پرهزینه، مستلزم بازسازی رابطه دولت و ملت است. اگر این پیوند ترمیم نشود، خطر آن است که پیش از خشکیدن منابع آبی، آخرین ذخایر اعتماد جمعی از میان برود. ناگفته معلوم است جامعه بیاعتماد، حتی با آب فراوان نیز تاب زیستن نخواهد داشت.
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
جذب ۳۸۵ همت سرمایهگذاری برای واگذاری سالانه ۴۰۸ میلیون مترمکعب پساب به صنایع
کارگاه بررسی اثرات گردوغبار هامون بر تالاب صابوری
تصویر بوعلیسینا چگونه از روایتهای تاریخی به قالی ایرانی راه پیدا کرد؟
ســرای بوعلــــــــی
وقتی آسمان بسته میشود، چرا زمین ایران آماده نیست؟
از واقعگرایی سخت تا عملگرایی انعطافپذیر
پس از گذشت سالها، همچنان تلاشها در استان چهارمحالوبختیاری برای انتقال آب در منطقه حفاظتشده «سبزکوه» در جریان است
انتقال از «آبسفید» مجوز محیطزیست را ندارد
تهران؛ میان سکوت و گسل
وقف آب در حکمرانی نوین
وضعیت ذخایر سدهای کشور؛ ۴۸ درصد مخازن پر است
تهران میزبان هفتمین نشست کنوانسیون حفاظت از محیطزیست دریای خزر
وب گردی
- معرفی طرح های بیمه تکمیلی انفرادی سامان | پوششها و شرایط خرید
- مطالبه گنجاندن حداقل حقوق ۷۰ میلیونی معلمان در بودجه ۱۴۰۶
- درخواست معافیت دانشجویان ممتاز دکتری دانشگاه آزاد اسلامی از آزمون جامع
- درخواست افزودن درس موسیقی در مدارس
- حذف شرط: کد تخفیف اسنپ فود کد تخفیف اسنپ فود
- مطالبه عمومی برای اجرای مصوبات انتقال معادن شیراز
- شناسنامه دار بودن ظروف صنعتی چه نقشی در مدیریت مسئولانه آن ها دارد؟
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟ بیشتر
بیشترین نظر کاربران
در روزهای جنگ، جامعه را تنها نگذاریم
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید