ایران در سوگ فرزندانش
۲۰ بهمن ۱۴۰۴، ۱۸:۱۸
«با یاد و نام دانشآموزانی که دیگر با ما نیستند»
حتی مرگ یک کودک هم زیاد است؛ با مرگ هر کودک، نهفقط یک نفس، یک زندگی و یک رؤیا خاموش میشود، بلکه امکانی برای فردایی انسانیتر از ما گرفته میشود و ما اینک دهها جان عزیز را از دست دادهایم! دهها دانشآموز یعنی کلاسهایی که دیگر شاگردی ندارند و هیچ صدایی از آن شنیده نمیشود. نه خندهای، نه پرسشی، نه شور و شوقی؛ سکوت است و سکوت. هر نیمکت خالی، هر کتاب بسته، فریاد خاموش کودکانی است که یک ایران داغدارشان است. زندگیهایی که ناتمام ماند و قلبهایی که برای همیشه از تپش بازماندند؛ سرنوشتهایی که پیش از شکلگرفتن ویران شدند و جانهایی که نابهنگام از میان ما رفتند؛ همه اینها در چند روز و در جریان اعتراضهای دیماه ۱۴۰۴ رخ داد. زمانی که صدای خواستهها و فریادها با خشونت خاموش شد. این کودکان، قربانی بیرحمی و بیتدبیری شدند و صد حیف از جانهای عزیزشان!
اصل اول، پایه اخلاقی، بنیادیترین و پذیرفتهشدهترین رکن یک جامعه، جایی که همه تصمیمها و ارزشها از آن آغاز میشود، حفاظت از کودکان است؛ حفاظت بیقیدوشرط، بدون اماواگر. این نه انتخابی سیاسی و جناحی است، نه موضوع چانهزنی یا موضعگیری ایدئولوژیک؛ بلکه تعهدی انسانی، اخلاقی و غیرقابلمعامله است که هویت هر جامعهای را رقم میزند. ناتوانی و تعلل در انجام این وظیفه، نه یک خطای مقطعی است و نه یک اتفاق ساده قابلاغماض، بلکه نشانه فرسایش اولویتها و فروپاشی اخلاق است. نادیده گرفتن این اصل بهتدریج چارچوبهای انسانی و اجتماعی را از معنا تهی میکند و خشونت را به امری عادی و قابلتوجیه بدل میسازد.
حکومتی که در آن حفاظت از کودکان توسط مسئولان و تصمیمگیران در اولویت قرار نمیگیرد و زیرمجموعه اولویتهای سیاسی و امنیتی واقع میشود، نهفقط اخلاق، بلکه اعتماد عمومی، احساس امنیت و انسجام اجتماعی را قربانی مقاصد سیاسیاش کرده است.
در روزهای سیاه نیمه دیماه، مرزهای اخلاقیِ متزلزل شکسته شدند. کودکی که باید در امنترین و حفاظتشدهترین فضای اجتماعی، زندگی جمعی را تمرین میکرد و ابراز عقیده و بیان مشکل و حل مسئله را یاد میگرفت و معنای قانون را میآموخت، وارد چرخهای از خشونت شد؛ چرخهای که حتی برای بزرگسالان نیز قابل انتظار یا پذیرش نیست. این خشونت در حق کودکان، نشانه شکست جمعی ما در پاسداری از ابتداییترین حق انسانی است؛ حق زنده ماندن کودک، حق بقا.
دانشآموزانی که نه تصمیمگیران سیاسی بودند، نه مسئول وضعیت کشور، نه فعال اجتماعی و نه کنشگر سیاسی؛ جانهای عزیزی که حق زندگی در امنیت را داشتند، دیگر بین ما نیستند. آنچه رخ داده، تنها فقدان جان کودکان نیست؛ شکست انسانیت است و زخمی ماندگار بر پیکره روان جمعی ماست. این زخم عمیق، اگر به رسمیت شناخته و درمان نشود، در حافظه جمعی میماند و نسلی را شکل میدهد که پیش از آموختن هر معنایی، خشونت و ترس را آموخته است.
اگر نتوانیم از کودکانمان محافظت کنیم و اینچنین مرزهای اخلاقی را یکی پس از دیگری فرو بریزیم، سرانجام آیندهی کودکانمان چه میشود؟ نسل بعدی در سایه ناامنی و فقدان حمایت امروز ما، آسیبپذیر و منزوی خواهد شد؛ نسلی که زیر سایه اضطراب، ترس و بیاعتمادی و خشونت رشد کند، به بزرگسالانی مشوش، منفعل، بیثبات و سردرگم و خسته و منزوی تبدیل میشود؛ نسلی که دیگر به جامعه، نهادها و حاکمیت اعتماد ندارد. این خشونت نهفقط زندگی کودکان امروز، بلکه آینده کشور را نیز قربانی میکند؛ فرصت یادگیری و رشد، اعتماد و احساس امنیت، بلوغ فکری و اجتماعی، همبستگی اجتماعی و توانایی مشارکت فعال در جامعه، حتی امید به آینده را نابود میکند.
دانشآموزان کشتهشده عدد نیستند؛ دردند، دردی جانسوز و جانکاه، دردی که هیچگاه فراموش نمیشود. این کودکان نباید به عدد تبدیل شوند و نباید در هیاهوی روزمره از یادمان بروند. ما باید صدایشان باشیم، داستانشان را روایت کنیم و اجازه ندهیم حتی یکی از آنها به فراموشی سپرده شود. فراموشی، آخرین حلقه خشونت است. مسئولیت مسئولان، تنها با دادن آمار و عدد ادا نمیشود؛ با پاسخگویی، پذیرش خطا و تغییر در تصمیمها معنا پیدا میکند. اگر مسئولیت واقعی این فاجعه پذیرفته نشود و گمان رود که این داغ با گذر زمان فراموش خواهد شد، بهایش را کودکان دیگری خواهند پرداخت. حفاظت از کودکان، آزمون وجدان جمعی ماست؛ آزمونی که شکست در آن، بهمعنای واگذاری آینده ایران است.
برچسب ها:
نظر کاربران
دیدگاهتان را بنویسید
مطالب مرتبط
روایت یک فرصت فراموششده در پسماند نساجی
چرخهای که بدون زنان نمی چرخد
چیزی که زیر خشم خانهها له میشود
دستمزد معیشتی؛ حلقه گمشده مسئولیت اجتماعی شرکتی
میراثی که هنوز ادامه دارد
از کدام توسعهیافتگی سخن میگویید؟
سهم بازار تاریخی سمنان از درآمد «مجتمع نمدمالی»
چطور کاهش ازدواج، ذائقه مصرف را تغییر داد؟
تأثیر نامطلوب سهمیه مراکز دانشگاهی
کاهش نقدینگی و انباشت بدهیها در بیمههای پایه، آینده سلامت را تهدید میکند
جیب خالی و بدهیهای خیالــــی
ناترازی بانک مسکن به ۴۰ همت رسید
وب گردی
- حذف شرط: کد تخفیف اسنپ فود کد تخفیف اسنپ فود
- مطالبه عمومی برای اجرای مصوبات انتقال معادن شیراز
- شناسنامه دار بودن ظروف صنعتی چه نقشی در مدیریت مسئولانه آن ها دارد؟
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟
- درخواست لغو بسته شدن فرودگاه پیام
- مطالبه شفافیت در دانشگاه علوم پزشکی ایران
- خطاهای پنهان در ترجمه مدرک تحصیلی که پرونده اپلای را با تاخیر مواجه میکند
- درخواست توقف پروژه باملند برای حفاظت از درختان و طبیعت شهر لاهیجان بیشتر
بیشترین نظر کاربران
ژئوتوریسم؛ ثروتی که هنوز جدی نگرفتهایم
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




بهنام
متن شیرینی بود و به دل نشست..البته به دل اربابتان را میگویم..
اما نگفتی..باعث و بانی اش چه کس یا کسانی هستند..
خدا لعنت کند دار و دسته رفسنجانی ملعون را که اوضاع بد اقتصادی امروز را شما نجاسات به بار آوردین.. نمونه بارزش هم دولت فلک زده زرشکیان است..پدر ملت رو درآوردین..حالا هم طلبکار هستین..