دیر زی استاد ضیایی





دیر زی استاد ضیایی

۷ دی ۱۴۰۴، ۱۷:۴۵

هوشنگ ضیایی بودن آسان نیست،‌ اینکه این‌همه سال پایبند باشی به چیزی و برایش از زندگی و جان بگذاری از هر کسی برنمی‌آید.

 خسته شدن‌، ناامید شدن‌، رها کردن را بارها و بارها دیده‌ام‌، دوستانی که تلاش کردند،‌ به در بسته خوردند‌، رنج دیدند‌، تهمت شنیدند، درنهایت روزی خسته از همه‌چیز رها کردند و از ایران رفتند یا اگر ماندند، تصمیم گرفتند در حوزه دیگری کار کنند. همه آنها حق داشتند و حق دارند نخواهند دیگر اسمی از محیط‌زیست بیاورند یا نخواهند برای بهبودش تلاش کنند. اینکه بگویند چه فایده داشت این دو سال،‌ پنج سال، ۱۰ سال و ۲۰ سال از زندگی‌شان گذشته‌اند،‌ سختی کشیده‌اند و آن وقت نه سازمان حفاظت محیط‌زیست یادی از آنها می‌کند و نه حتی دوستان‌شان!

من هم بارها ناامید شده‌ام،‌ بارها خسته از این‌همه اتفاقی که می‌افتد، از اینکه یک روز مثل امروز می‌خواهم متنی درباره تولد هوشنگ ضیایی، بزرگ محیط‌زیست ایران بنویسم و همین‌طور یکسره این موبایل زنگ می‌خورد و می‌بینم در گوشه‌گوشه این کشور موج تخریب یک دم بازنمی‌ایستد. با این‌همه لابه‌لای همه این پیام‌ها،‌ در میان گرداب این‌همه اخبار بد‌، فکر می‌کنم باید بنویسم از هوشنگ ضیایی، مردی که بیش از نیم‌قرن برای حفاظت از طبیعت ایران کوشیده است. از مردی که در تمام این دهه‌ها بارها ناسپاسی دیده، بارها تهمت شنیده و ورودش به طبیعت را منع کرده‌اند، اما با این‌همه مانده است،‌ استوار و پابرجا. به‌قول شاملو «باریک و بلند چون پیامی دشوار که در لغتی».

هشتم دی‌ماه زادروز هوشنگ ضیایی است،‌ مردی که یکی از پایه‌های حفاظت در ایران است‌. در دهه‌ای که هیچ‌کس یادی از حفاظتگران زن نمی‌کرد، برای حضور آنان در مناطق ایران کوشید و تلاش کرد، کسی که نسلی از برجسته‌ترین حفاظتگران ایران شاگرد او هستند، مردی که معتقد است هر روز باید برای حفظ ایران کوشید و این مصرع مولوی را به‌راستی زیسته است‌: «اندرین ره می‌تراش و می‌خراش». دیرزی استاد ضیایی عزیز.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زندگی در تعلیق

زندگی در تعلیق