گفتوگوی «پیام ما» با رئیس اداره نظارت بر حیاتوحش و مدیر موزه تاریخ طبیعی و ذخایر ژنتیکی ادارهکل حفاظت محیطزیست استان گلستان
اینجا بایگانی مهمتر از ویترین است
بسیاری از موزهها تنها به نمایشگاه و ویترینها اکتفا میکنند، اما ما سعی کردهایم مخزنی داشته باشیم که شامل نمونههای فراوان از یک گونه باشد؛ نمونههایی که برای مطالعات و پژوهش قابلاستفادهاند
۵ دی ۱۴۰۴، ۱۵:۵۷
تعداد گونههای موزه تنوعزیستی ادارهکل حفاظت محیطزیست استان گلستان از بسیاری از موزههای ادارات کل استانی بیشتر نیست. بااینحال، یک مؤلفه آن را از بقیه متمایز میکند؛ بایگانی! «محمود شکیبا»، مدیر موزه تاریخطبیعی و ذخایر ژنتیکی ادارهکل حفاظت محیطزیست استان گلستان، انواع و اقسام گونههایی را که بر اثر کشف از شکارچی غیرمجاز، تصادف و... به ادارهکل تحویل داده میشدند، بایگانی کرده تا هم برداشت از طبیعت را کاهش دهد و هم کار پژوهشگران را آسان کند.
محمود شکیبا، رئیس اداره نظارت بر حیاتوحش و مدیر موزه تاریخ طبیعی و ذخایر ژنتیکی ادارهکل حفاظت محیطزیست استان گلستان، از همان کودکی کار موزهداری را شروع کرد. حشرهها را میگرفت و خشک میکرد، برای نگهداری گونههایش هم از مغازههایی که لباس مردانه میفروختند، جعبه میگرفت. در آنها حشرهها را بهدقت میچید و سنجاقی در تنشان فرو میکرد، هرازگاهی سراغ جعبهها میرفت و به کلکسیونش حشرهکش میزد، مبادا دچار آفت شوند. همین هفتههای اخیر یکی از این جعبهها را که لابهلای وسایل انبار خانهشان گیر افتاده بود، پیدا کرد و آن را به مجموعه موزه تنوعزیستی ادارهکل حفاظت محیطزیست استان گلستان افزود. آنچه موزه تحتمدیریت او را از سایر موزهها متفاوت میکند، ارتباطی به تعداد گونهها و انواع آنها ندارد، از این بابت بسیاری از موزهها از موزه ادارهکل حفاظت محیطزیست گلستان جلوترند. بااینحال، محمود شکیبا توانسته یک ویژگی به آن اضافه کند؛ همان بخش مرتبط با پژوهش. دانشجویان برای پایاننامه و پژوهشگران برای انجام پژوهشهایشان میتوانند سراغ این موزه بروند و نمونه بافت از خرس، قرقاولهایی را که بهدلایل مختلف اعم از شکار، تصادف و… کشته شدهاند، از او بگیرند. این موضوع باعث میشود برداشت از طبیعت کاهش یابد و گونههای بیشتری حفظ شوند. در این گفتوگو او از آغاز تا امروز موزهداریاش را شرح داده است.
چه زمانی مسئولیت موزه را بهعهده گرفتید؟
از کودکی! من از همان زمان آرزو داشتم موزهای داشته باشم. بنابراین، از همان سن شروع کردم به جمعکردن سنگها و نمونهها و هرچه گیرم میآمد، بلکه یک روز آنها را در موزهام بگذارم.
موزهای که در ذهن کودکی شما شکل گرفته بود، فقط محدود به سنگها بود یا حیوانات و حشرات هم جزو برنامهتان بودند؟
نه، فقط سنگ نبود. من از بچگی حشره و سایر گونهها را جمع میکردم، نمونهاش لاک لاکپشتها! سنگها و هر چیزی دیگری که برایم جالب بود را کنار میگذاشتم.
وقتی حشرهها را جمع میکردید، برای اینکه حفظ شوند، چه کارهایی انجام میدادید؟
روشهای ابتدایی اما کاربردی داشتم. از مغازهها جعبههای پیراهن مردانه یا کفش تهیه میکردم؛ کف جعبه را با یونولیت میپوشاندم و بعد حشرات را با سوزن ثابت میکردم. در جعبه را میبستم تا حفظ شوند و هرازگاهی داخل جعبه حشرهکش میزدم تا آفت به آنها نزند. این روش ساده بود، ولی در آن زمان کارآمد بهنظر میرسید.
کشتن حشرهها برایتان سخت نبود؟ یا فکر میکردید برای علم باید انجام شود؟
آن زمان فکر میکردم برای علم لازم است؛ جمعآوری و نمونهبرداری بخشی از کار علمی است. اما الان دیگر این کار را نمیکنم. دو دلیل هم دارم؛ یکی اینکه همین الان هم تعداد زیادی نمونه دارم که در فریزر و آرشیو منتظر پردازشاند. بنابراین، وظیفهام بیشتر ساماندادن همین نمونههاست تا اضافهبرداشت از طبیعت. دوم اینکه الان دلم نمیآید موجودی را بکشم. بهعلاوه، مدیریت و فهرستبرداری و آمادهسازی نمونههای انباشتهشده کلی کار دارد؛ نیازی نیست من دوباره به دل طبیعت بروم و نمونههای جدید بگیرم.
موزه شما چند بخش دارد؟ البته میدانم ممکن است هنوز جانمایی کامل نشده باشد، اما چه بخشهایی را در نظر گرفتهاید؟
بخش حشرات بخش کلکسیون شخصی من است که طی سی سال جمعآوری کردهام و آن را آوردهام و در موزه گذاشتهام.
فراتر از بخش حشرات، چه بخشهای دیگری در موزه دارید؟
چند بخش داریم؛ بخش گیاهان، بخش فسیلها و سنگها، کانیها، بخش خزندگان، بخش پرندگان، بخش پستانداران و بخشی هم برای اسکلتها. مارها هم در زیرمجموعه خزندگان قرار میگیرند و ما تعدادی از آنها را داریم. میخواهیم بخش ماهیها هم داشته باشیم که در حال حاضر متأسفانه واقعاً ضعیف است. با توجه به اینکه نزدیک خزر هستیم؛ توسعه بخش ماهیها از اولویتهای برنامهای من است.
با توجه به جنگ و خطرات اخیر که برای موزهها مشکلاتی مثل انتقال آثار به مخازن و حفاظت از آنها را مطرح کرده، آیا شما برای امنسازی نمونهها و حفاظت از مخزن موزه فکر کردهاید؟ اگر مثلاً حادثهای غیرمنتظره رخ دهد، برنامه شما چیست؟
موزه ما هنوز در وضعیت ابتدایی است. فکر میکنم در این مرحله باید ثابت کنیم یک موزه واقعی هستیم. اما در شکل ایدئال، باید ساختمان ادارهکل سازمان حفاظت محیطزیست گلستان تبدیل به موزه شود و در ادامه، آن را بهطور ساختاری تقویت کنیم؛ در این شرایط میتوان بهطور جدی مخزن ایجاد کرد. یعنی همان محلی که باید بهعنوان بانک ژنتیک و مخزن عمل و نمونهها را بهتر حفظ کند. در وضعیت فعلی، آنچه به ذهنم رسیده این است که نمونههایی را که در ظروف شیشهای نگهداری میشوند، به ظروف پلاستیکی منتقل کنم تا درصورت بروز زلزله یا هر نوع لرزش، شیشه نریزد و نمونهها آسیب نبینند. بهاینترتیب، فعلاً در همین حد و بهصورت ابتدایی به ایمنسازی فکر کردهام.
الان دقیقاً چند نمونه سنگ، حشره و خزنده دارید؟ آیا آماری وجود دارد؟
آمار دقیق نداریم. کار زیاد است و کلی نمونه در جعبههای قدیمی داریم که داریم بیرون میکشیم و مرتب میکنیم. اینها نمونههایی هستند که طی ۳۰–۴۰ سال جمع کردهام؛ حتی همین چند روز پیش در انبار خانه کلی نمونه جدید پیدا کردم که جمع و پنهان کرده بودم! حجم نمونهها بسیار زیاد است و ما نیاز داریم دانشجویان و کارآموزها برای طبقهبندی و فهرستبرداریشان کمک کنند.
فهرستبرداری برای جلوگیری از گمشدن نمونهها اهمیت دارد، بهخصوص که در نمونههای تاریخی دیدهایم فهرستداشتن کمک بزرگی به بازیابی آثار در شرایط بحرانی کرده است. شما در موزهتان فهرست دارید؟
ما فهرست کلی از نمونههای بزرگ پستاندار داریم، اما حشرات که تعدادشان بسیار زیاد است یا بخش سنگها و فسیلها هنوز فهرست کامل ندارند. گونههای پرنده و پستاندارانمان همه با عکس فهرستبرداری شدهاند، اما بخشهای دیگر هنوز نیاز به کار و سازماندهی دارد.
یکی از بخشهای موزه شما به ارائه نمونهها برای پژوهش اختصاص دارد. درباره این بخش توضیح میدهید؟
بله، ما بخشی داریم که مربوط به بافتها است. شاید نتوانم رسماً آن را «بانک ژن» بنامم، اما اساساً ماهیتش شبیه بانک ژن است؛ ما بافتهای ماهیچهای و نمونههای دیگری را جمعآوری میکنیم تا اگر دانشجویی یا پژوهشگری نیاز داشت، از آنها استفاده کند. هدف این است که همزمان با بانک ژن سازمان، ما هم یک نسخه محلی داشته باشیم تا اگر آنجا دچار مشکلی شد، دستکم بخشی از نمونهها حفظشده و در اینجا موجود باشد. بسیاری از موزههای ما بیشتر نقش نمایشگاهی ایفا میکنند و چنین مخزن پژوهشی منظم ندارند؛ ما تلاش کردهایم این خلأ را پر کنیم.
از کدام گونهها بافت جمعآوری میکنید؟
بیشتر از نمونههای پرنده و پستاندار بافت جمعآوری میکنم. این نمونهها غالباً از گونههایی هستند که در طبیعت تلف شدهاند یا از شکارچیان و موارد مشابه به دست ما رسیدهاند. وقتی گونهای به هر دلیلی، مثلاً تصادف یا آسیب به دستمان میآید، از آن بافت برداشته و نگهداری میکنیم.
تاکنون این بافتها در اختیار دانشجویان قرار گرفتهاند؟ چند دانشجو از این منابع برای پروژه یا پایاننامه استفاده کردهاند؟
بله، آنها را در اختیار دانشجویان قرار دادهایم، اما آمار دقیق ندارم. در سالهای قبل سامانه مشخصی برای ثبت این تعاملات نداشتیم؛ معمولاً دانشجویی با نامه میآمد و ما نمونه مرتبط مثل قرقاولها یا سهرهها و… را در اختیارش میگذاشتیم. قطعاً این بخش یکی از حوزههایی است که باید برای آن سازوکار دقیقتری طراحی کنیم تا مستند شود.
فکر میکنید موزه شما در چه مرحلهای از توسعه باید باشد میگویید تکمیل شده است؟
حقیقت این است که موزه هیچوقت کامل نمیشود، چون همواره نمونهها و دانش جدید به آن اضافه میشود. اما بهعنوان معیار فاز اول، زمانی میتوان گفت تمام شده است که تمام نمونههای استان فهرستبرداری شده، بخشها سامان یافته، هر بخش چارچوب و جای مشخص خود را داشته، ظروف و نگهداری نمونهها کامل و استاندارد شده و عملاً فهرست نمونهها کامل باشد. رسیدن به این حد، یعنی قدم اول برداشته شده است.
در کار موزه بیشتر خودتان درگیر هستید یا دیگران هم مشارکت فعال دارند؟
بهنوعی همه دوستان کمک میکنند، اما در حد وظایف اداری است؛ یعنی وقتی اداره تعطیل میشود، معمولاً دیگر کاری ندارند. من اما این کار را فراتر از یک مسئولیت اداری میبینم و برایم یک علاقه شخصی و غیراداری است. حتی در زمان تعطیلی اداره هم درگیر موزهام و کارهای بررسی نمونهها، کنترل سمپاشی، ورود نمونه جدید و گرفتن بافت درصورت نیاز را انجام میدهم. بنابراین، مشارکت وجود دارد، ولی میزان درگیری من بیشتر و فراتر از حد وظیفه اداری است.
نمونههایی از خارج از کشور هم برایتان آوردهاند. درباره آن بخش توضیح میدهید؟ آیا این نمونهها منحصر به موزه شماست؟
نه، نمیتوان گفت فقط ما این گونهها را داریم و بقیه موزهها هم دارای چنین نمونههایی هستند. دوستانی که به کشورهای مختلف دنیا سفر میکنند، برایم نمونه میآورند و ما هم سعی میکنیم مجموعهای بینالمللی ایجاد کنیم، همچنانکه بسیاری از موزههای خارجی نیز نمونههای ایرانی دارند.
اگر بخواهیم وجه تمایز موزه شما را با بقیه موزهها بگویید، آن وجه تمایز چیست؟
تمرکز ویژه روی بخش بایگانی و مخزن است. بسیاری از موزهها تنها به نمایشگاه و ویترینها اکتفا میکنند، اما ما سعی کردهایم مخزنی داشته باشیم که شامل نمونههای فراوان از یک گونه باشد؛ نمونههایی که برای مطالعات و پژوهش قابلاستفادهاند.
کمی درباره بخش بایگانی و مخزن توضیح میدهید؛ تفاوت این بخش با بخش نمایشگاه چیست؟
در بیشتر موزهها شما تنها نمونههای منتخب را در ویترین میبینید؛ اما ما نمونههایی داریم که شاید همه آنها ارزش نمایشگاهی نداشته باشند و یا در ویترین جا نشوند، اما برای پژوهش بسیار ارزشمندند. مثلاً اگر در نمایشگاه دو یا سه نمونه قناری یا قرقاول داشته باشیم، ممکن است در مخزن ما دهها نمونه از همان گونه وجود داشته باشد. بهاینترتیب، اگر دانشجویی یا پژوهشگری بخواهد روی گونهای مثل سارگَپه کار کند، نیازی نیست برود و ۱۰ نمونه برداشت از طبیعت داشته باشد؛ زیرا ما تعداد زیادی نمونه برای مطالعه داریم. بسیاری از نمونههای ما ممکن است از طریق شکار یا تصادف به دست آمده باشند، اما وظیفه ما این است که آنها را طوری نگهداری کنیم که برای مطالعات علمی قابلاستفاده باشند. بعضی نمونهها ممکن است از نظر نمایش مناسب نباشند، اما بافتشان برای آزمایش و مطالعه ارزشمند است. بنابراین، ما آنها را در فرم بایگانی مناسب، مثلاً در کشوها یا ظروف آرشیوی، نگهداری میکنیم تا دانشجویان و پژوهشگران بتوانند به آنها دسترسی پیدا کنند. معتقدم بخش مخزن و بایگانی بخش واقعی و ارزشمند یک موزه است.
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
ریزش در طبقه دوم قنات ثبت جهانی «مون» اردستان
در پیشنشست کاپ ۳۱ مطرح شد
نهادهای بینالمللی در برابر جنگ تجاوزکارانه ناکارآمد هستند
رئیس سازمان حفاظت محیط زیست مطرح کرد
آلودگی نفتی خلیج فارس همچنان در دستور کار سازمان حفاظت محیط زیست است
تهران در سال آبی ۱۴۰۴ دومین سال کمبارش در ۶۰ سال اخیر را تجربه کرد
تلفشدن مشکوک دو قلاده پلنگ در پرور تأیید شد | تلههای سمی دامداران جان پلنگها را گرفت
بازگشت سفیدبالکها و حشرات ریز به تهران همزمان با گرمتر شدن هوا
آغاز طرح شناسنامهدار کردن پلنگ ایرانی در جنگلهای هیرکانی گیلان
تدوین برنامه جامع سال ۲۰۲۶ برای نجات تالابهای ایران
تأکید معاون سازمان حفاظت محیط زیست
بر استفاده از ظرفیت مسئولیت اجتماعی برای ارتقای آموزشهای محیط زیستی
احیای دریاچه ارومیه
تراز دریاچه ارومیه به بالاترین سطح در ۶ سال اخیر رسید
وب گردی
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی بیشتر
بیشترین نظر کاربران
حضور پلنگ ایرانی در ارتفاعات رودبار تأیید شد؛+ فیلم
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید