عناوین معلولان نباید تغییر کند، بلکه عملکردها باید عوض شوند
1 دی 1404، 17:42
جامعه ما ناتوان است. فرد دارای معلولیت نمیتواند توانمندی خود را به رخ بکشد و در جامعه فعلی حضور داشته باشد. میان مناسبسازی و دسترسپذیری باید تفاوت قائل شویم. تعریف کلی مناسبسازی، اجرای پروژه و کاری عمرانی و فیزیکی است، اما دسترسپذیری یعنی ایجاد فضای انسانی و اجتماعی برای اینکه کارهای فرد معلول در تمام مراحل دسترسپذیر باشد، حتی در افکار عمومی. اگر افکار عمومی برای من معلول دسترسپذیر نباشد و مرا پذیرا نباشد، مناسبسازی که انجام میشود، مناسب نخواهد بود. بهطور مثال رمپی را درست میکنند، اما چون نامناسب است، دسترسپذیری برای معلول امکانپذیر نیست.
جامعه بیرونیِ ما، مناسبسازی پراکنده دارد. در این شرایط باید رسانه، انجمنها و مسئولان مرتبط این مناسبسازی پراکنده را بهسمت دسترسپذیری منظم و دارای برنامه هدایت کنند. فرد آسایشگاهی همت به خرج میدهد، سطح سوادش را بالا میبرد و توانمندی خود را به رخ میکشد؛ اما محیط بیرون از آسایشگاه مشکلات زیادی دارد. محیطی که رمپ و آسانسور ندارد، نهفقط برای معلولان مناسب نیست بلکه در آینده معلولیت ایجاد میکند. محیط باید آنقدر دسترسپذیری داشته باشد که بتواند از معلولیت پیشگیری کند.
در نبود تناسب بین مدیریت و پروژهها، اینهمه سال در عمل اتفاقات کمی برای دسترسپذیر بودن جامعه رخ داده است. پروژههای در حال انجام نظم ندارند. شهرداری هم خیلی کارها میکند که پراکنده است و طرحها را تا انتها پیش نمیبرد. اگر مناسبسازی در حال انجام است، در آن پایش و ارزیابی وجود ندارد. اگر پیمانکاری اشتباهی کرده، باید جریمهاش کنند و مجدد آن فضای نامناسب را مناسبسازی کنند. بهطور مثال، پیادهرو مناسبسازیشده و خط ویژه نابینایان ساختهاند، اما وسط راه که شیب زیاد شده، پله گذاشتهاند؛ نه برای نابینا مناسب است و نه برای کسی که ویلچر دارد. یا در مسیر نابینا، تابلوها و علائم رانندگی گذاشتهاند و حتی درخت بر سر راه است. حتی اگر ۱۰ کیلومتر را مناسبسازی کرده باشند، یک اشتباه میتواند استفاده از آن را دچار مشکل کند. بهطورکلی، مناسبسازی پراکنده که به دسترسی منجر نمیشود و نبود پایش و ارزیابی که در انتها صورت بگیرد، از مهمترین عوامل نبود فضای شهری مناسب برای افراد دارای معلولیت است.
یکی از مواردی که سبب دسترسپذیری بهتر میشود، تغییر نگرش است. تغییر نگرش به این سمت که برای مناسبسازی از خود افراد دارای معلولیت بخواهیم ایده بدهند و مهندسان معلول نظر بدهند. مطمئناً وقتی خود معلولان نظر بدهند، نظر دقیقتر و کارشناسیتر خواهند داد؛ چون معلولان درک بهتری از معلولیت و شرایط ویژه آن دارند.
از طرف دیگر، تغییر عنوان و طرح نامهای مختلف برای معلولان، فرار از اصل مسئله است. چرا باید کلمه «معلول» را حذف کنیم و بهجای آن، کلماتی چون «توانیاب»، «کمتوان» و «آسیبپذیر» بگذاریم؟ در قانون اساسی کلمه معلول قید شده است و وقتی آن را تغییر میدهیم، اینطور بهنظر میرسد که این گروه دچار تزلزلاند. اسمها را نباید تغییر داد، بلکه عملکردها باید عوض شوند. با اسم عوض کردن، مناسبسازی و دسترسپذیری ایجاد نمیشود. باید نگرش تغییر کند. دسترسپذیری از تفکر شروع میشود تا عملیات عمرانی، اجتماعی و انسانی.
قاعدهای کلی در دنیا وجود دارد که میگوید ۱۰ درصد جمعیت کشورهای پیشرفته را افراد معلول تشکیل میدهند. برای ما که کشوری درحالتوسعه هستیم، این رقم حدوداً ۱۵ درصد است. میتوان تخمین زد از جمعیت حدود ۸۶ میلیون نفری، حدود ۱۳ میلیون نفر دارای معلولیتاند. با اینهمه متأسفانه در ایران برای معلولان، با فقر آماری مواجهایم. در بهزیستی فقط تعداد افراد عضو در آمار در نظر گرفته شده و دیگر افراد معلول که عضو بهزیستی نیستند، در آمار دیده نشدهاند. این یکی از معضلات معلولان است. وقتی آمار دقیق داشته باشیم، برنامهریزی درستتری صورت میگیرد. اما وقتی مشخص نباشد چه تعداد معلول و چه نوع معلولیتهایی داریم، مناسبسازیها بدون در نظر گرفتن معلولان انجام میشود. مثلاً در مکانی مسیر ویژه نابینایان ایجاد میکنند، اما برای معلول ویلچری امکاناتی نیست. یا در مکانی دیگر رمپ مناسب معلول ویلچری میگذارند، اما معلول نابینا را نادیده میگیرند. همه اینها به این دلیل رخ داده که ارزیابی درستی از جامعه آماری معلولان صورت نگرفته است. در سرشماریها اصلاً اسمی از معلول و نوع معلولیت نبود. برای آمارگیری از جمعیت هزینه شده و هر پنج سال یکبار هم انجام میشود، اما اسمی از معلول در آن نیست.
بنابراین، چنانچه بخواهیم دسترسپذیربودن را در سطح کشور ایجاد کنیم، عزمی ملی نیاز است و این کار با یک واحد، یک نهاد و یک اداره، امکانپذیر نیست. مسئولیت فقط با شهرداری نیست، همه ادارات و نهادهای فرهنگی باید نگرش رایج درباره معلولان در جامعه را تغییر دهند و این در صورتی انجام میشود که سیستمی یکپارچه وجود داشته باشد.
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
روایت چگونه امکان تجربه آیندههای نیامده را فراهم میکند؟
انسان، پناهنده داستان است
در فراسوی رودخانه
چطور اصفهان در حضور و بیحضور زایندهرود شهر دیگری است؟
«پیام ما» گزارش مرکز پژوهشهای مجلس درباره سلامت شرکتهای دولتی و نقش حکمرانی شرکتی را بررسی میکند
مالک و ناظر، روی یک صندلی
نگاهی به کتاب «دو زن» نوشته «آلبرتو موراویا»
میوههای تلخ جنگ
حفاظت از محیطزیست با ممنوعیت پیش نمیرود
تأکید وزیر آموزش و پرورش بر هوشیاری دانشآموزان در برابر آسیبهای فرهنگی
میان آنچه به ما داده شده و آنچه میتوانیم از آن بسازیم
جهانی که انتخابمان نبوده است
«آلبلاغ»؛ روایتی از یک حادثه و پرسشهایی که هنوز بیپاسخ ماندهاند
«پیام ما» وضعیت تولید پسماند غذایی و مدیریت آن را در شهرها بررسی میکند
غذا، گرفتار پسماند شهری
از مدیریت بحران تا حکمرانی پیشگیرانه
تأملی بر چالشهای هماهنگی نهادی در مدیریت مسائل سرزمینی ایران
وب گردی
- معرفی طرح های بیمه تکمیلی انفرادی سامان | پوششها و شرایط خرید
- مطالبه گنجاندن حداقل حقوق ۷۰ میلیونی معلمان در بودجه ۱۴۰۶
- درخواست معافیت دانشجویان ممتاز دکتری دانشگاه آزاد اسلامی از آزمون جامع
- درخواست افزودن درس موسیقی در مدارس
- حذف شرط: کد تخفیف اسنپ فود کد تخفیف اسنپ فود
- مطالبه عمومی برای اجرای مصوبات انتقال معادن شیراز
- شناسنامه دار بودن ظروف صنعتی چه نقشی در مدیریت مسئولانه آن ها دارد؟
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟ بیشتر
بیشترین نظر کاربران
در روزهای جنگ، جامعه را تنها نگذاریم
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید