اول مهر؛ آغاز بی‌عدالتی آموزشی





اول مهر؛ آغاز بی‌عدالتی آموزشی

۳۱ شهریور ۱۴۰۴، ۱۸:۵۲

اول مهر روز دانایی و آموختن است؛ روزی که در حافظه جمعی همه ما با بوی کتاب‌های تازه، کیف و کفش مدرسه، مداد و دفتر و صف‌های صبحگاهی گره خورده است؛ یادآور سال‌هایی طولانی از کودکی و نوجوانی که تلخی و شیرینی‌هایش هنوز در ذهن‌ها زنده است.

اول مهر امسال در حالی فرا می‌رسد که دیگر از آن شور و اشتیاق همیشگی خبری نیست. خستگی تابستانی داغ و بی‌آب و برق، با پاییزی همراه شده که مهر آن برای بسیاری از دانش‌آموزان و خانواده‌ها سنگین و بی‌رونق است. شرایط نابسامان اقتصادی که در گرانی و تورم افسارگسیخته نمود یافته، هزینه‌های سرسام‌آور نوشت‌افزار، پوشاک، کلاس‌های آموزشی و حتی ثبت‌نام مدرسه را به دغدغه‌ای جدی برای خانواده‌ها بدل کرده است.

مدرسه که باید مأمن دانایی و امید باشد، امروز برای بخش بزرگی از دانش‌آموزان به صحنه‌ای از نابرابری‌های اجتماعی تبدیل شده است؛ جایی که فقر، تبعیض و فشار اقتصادی، پیش از درس و دفتر، بر ذهن و جان آنها سنگینی می‌کند.

عدالت آموزشی که در شعارهای رئیس‌جمهور برجسته بود، همچنان در حد همان شعار باقی مانده است. نمونه روشن آن را می‌توان در سال کنکور گذشته دید؛ جایی که برگزاری آزمون به مضحکه خاص و عام بدل شد. درست در زمانی که دانش‌آموزان به پایان سال تحصیلی و روز سرنوشت‌ساز کنکور نزدیک می‌شدند، شورای‌عالی انقلاب فرهنگی همچنان درگیر بحث‌های بی‌پایان درباره شیوه تأثیر معدل بود و وزیر آموزش‌وپرورش نیز هیچ اقدام شایسته‌ای برای پاسخگویی به دغدغه‌ها و نگرانی‌های دانش‌آموزان انجام نداد.

اینکه کنکور به مسابقه‌ای نابرابر و کابوس وحشتناک برای بسیاری از دانش آموزان بدل شده است، یک نوع آزار است و تداوم سهمیه‌های ناروا و تداوم برخورداری از رانت سهمیه، شکل ناجوانمردانه‌تر آزار و بی‌عدالتی است که در حق فرزندان ما روا می‌شود.

اطلاع‌رسانی آموزش‌وپرورش به‌هیچ‌وجه پاسخگوی نیازهای دانش‌آموزان نیست، درحالی‌که دانش‌آموزان جنگ و ترومای پس آن را تجربه می‌کردند و مرحله دوم کنکور هم با تأخیر زیادی مواجه شده بود، دانش‌آموزان برخی رشته‌های تحصیلی برای دریافت کارنامه تحصیلی امتحان نهایی تا مدت زیادی هرروزه سرگردان و پراضطراب به پورتال اطلاع‌رسانی مراجعه می‌کردند و پاسخ درستی دریافت نمی‌کردند.

مسئله دیگر، شهریه‌های میلیونی‌ای است که از دانش‌آموزان مطالبه می‌شود؛ آن‌هم در شرایطی که بسیاری از خانواده‌ها با دشواری معیشتی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. دریافت شهریه‌های میلیونی تحت‌عنوان همیاری و اسامی دیگر، بچه‌ها و والدین را آزار می‌دهد. بی‌پروایی مدیران مدارس در اخذ شهریه غیررسمی از دانش‌آموزان در دوره هیچ وزیری به این آشکاری نبود.

دانش‌آموزان تبعه افغانستان روزگار سختی را می‌گذرانند. موج مهاجرستیزی که از سال گذشته شدت گرفته است، بسیاری از دانش‌آموزان افغانستانی را از چرخه آموزش‌وپرورش خارج کرده و به‌سمت بازار کار سوق داده است. افزون‌برآن، عدم ثبت‌نام شماری از دانش‌آموزان افغانستانی، با وجود مدارک هویتی، نه‌تنها نقض آشکار حقوق کودک، پیمان‌نامه جهانی حقوق کودک و حق آموزش است، بلکه تبعات اجتماعی و انسانی سنگینی نیز خواهد داشت.

تغییرات شتاب‌زده و بی‌ضابطه در محتوای کتب درسی، دانش‌آموزان و معلمان را دچار سردرگمی کرده است؛ تغییراتی که نه پشتوانه کارشناسی دارند و نه پاسخگوی نیازهای واقعی نسل امروز است. متأسفانه نگاه کاملاً ایدئولوژیک، سلیقه‌ای و غیرعلمی در تدوین کتب درسی همچنان حکمفرما است.

درنهایت، بودجه بسیار پایین آموزش‌وپرورش به‌عنوان یکی از ریشه‌ای‌ترین بحران‌ها، کیفیت آموزش، معیشت معلمان و آینده کودکان را به‌شدت تحت‌تأثیر قرار داده است. درحالی‌که خیلی از کشور‌ها برنامه‌های توسعه را از کودکی برنامه‌ریزی و اجرا می‌کنند، تخصیص چنین بودجه ناچیزی، کشور را ناخواسته به‌سوی مدارس خصوصی و کالایی شدن آموزش سوق می‌دهد؛ مسیری که آشکارا با اصل ۳۰ قانون اساسی در تضاد بوده و یقیناً به توسعه کشور هم منجر نخواهد شد.

در چنین شرایطی، اول مهر دیگر صرفاً آغاز سال تحصیلی نیست؛ بلکه نمادی است از انباشت مسائل و کاستی‌هایی که هر سال پررنگ‌تر می‌شوند. روزی که باید نویدبخش امید و دانایی باشد، یادآورنده دغدغه‌ها، نگرانی‌ها و نابرابری‌هایی بدل شده است که آینده نسل فردا را تهدید می‌کند.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زندگی در تعلیق

زندگی در تعلیق