گرسنگی نه از خاک، از سیاست است
۶ مرداد ۱۴۰۴، ۱۸:۴۸
در خیابانهای غزه، بوی خاک سوخته و نان نایافته در هوا پیچیده. کودکی، دستی دراز کرده بهسوی نانی که نیست. مادری، اشکی فروخورده، لقمهای را میان فرزندانش قسمت میکند. اما این نان، نه از فقر زمین که از قفل محاصرهای غیرانسانی، نایاب است؛ محاصرهای که سازمان ملل آن را جنایت جنگی خوانده است از سوی رژیمی که نهفقط با بمب، که با گرسنگی جان میگیرد.
درحالیکه در آشپزخانههای پرزرقوبرق جهان، سالانه بیش از یک میلیارد تن غذا بیمصرف به زباله بدل میشود (UNEP) در غزه، هر لقمه نان مرز مرگ و زندگیست. از آغاز سال جاری میلادی، بنابر اعلامهای رسمی دستکم ۱۲۲ نفر بر اثر گرسنگی در غزه جان باختهاند؛ بیشترشان کودکانی هستند که جهان، چشم بر آنان بسته است. این مرگها، تصادفی نیستند، نتیجه سیاستی حسابشدهاند: محاصرهای که راه غذا را میبندد و مسیر مرگ را هموار میکند.
غزه امروز، نهفقط زیر آوار، که زیر سلطه گرسنگی میسوزد. برپایه گزارش رسمی IPC در سال ۲۰۲۵ میلادی، حدود ۴۷۰ هزار نفر، معادل ۲۲ درصد جمعیت غزه در مرحله پنجم ناامنی غذایی، یعنی فاز «فاجعه» قرار دارند. در مجموع، تمام ۲.۱ میلیون نفر ساکن نوار غزه، با میزانی از ناامنی غذایی حاد مواجهاند.
این قحطی، نه از خشکسالی، که از مسدود شدن مسیرهای غذا و دارو پدید آمده است. از مارس ۲۰۲۵، بهگفته سازمان جهانی بهداشت، ارسال کمکهای بشردوستانه تقریباً بهطور کامل متوقف شده است. قیمتها سر به فلک کشیده: نان، چهار هزار درصد گرانتر از سال پیش شده است. در میان این تاریکی، بیش از ۷۱ هزار کودک و هزاران مادر باردار و شیرده در انتظار دستی هستند که در راه مانده و گویی هیچوقت قرار نیست، برسد. اینهمه در جهانی رخ میدهد که تنها در ایالات متحده آمریکا، ۳۰ درصد غذای تولیدشده، هرگز مصرف نمیشود.
امپراتوری اسراف: برندهایی که میتوانستند نجات دهند
«مکدونالد»، «استارباکس»، «کیافسی» و «سابوی»، ستونهای فرهنگ مصرف جهانی، سالانه میلیونها تن غذا را دور میریزند. مکدونالد با بیش از ۴۰ هزار شعبه، سالانه ۴.۵ میلیون تن غذا به زباله میفرستد. استارباکس با دورریز روزانه اقلام پختهشده، ۱.۲ میلیون تن، کیافسی ۱.۸ میلیون تن و سابوی ۸۰۰ هزار تن. اینها برآوردهایی است که از آمار رسمی استخراج شده؛ آینهای در برابر چهره شرمآور اسراف.
بر مبنای نیاز روزانه هر فرد به دو هزار و صد کیلوکالری و متوسط ۸۵۰ کیلوکالری در هر کیلوگرم غذا، تنها غذای هدررفته مکدونالد میتوانست کل جمعیت غزه را برای ۸۶۶ روز، یعنی بیش از دو سال، تغذیه کند. استارباکس برای ۲۳۱ روز، کیافسی ۳۴۷ روز و سابوی ۱۵۴ روز. در مجموع، بیش از هشت میلیون تن غذای دورریز، برابر است با هزار و ۶۰۰ روز نجات از گرسنگی؛ اما هیچکدام نرسید.
تصورش دشوار نیست: اگر تنها بخشی از این غذاها، بهجای سطل زباله، از سد محاصره عبور میکرد، چهره غزه چنین نبود. براساس گزارش WFP تنها یکچهارم غذای هدررفته در جهان برای پایاندادن به گرسنگی کفایت میکند. اما چرا نمیرسد؟ پاسخ ساده و بیرحم است: محاصره.
این تضاد، تصویری روشن از جهان امروز است: در یکسو، قفسههای پر و سطلهای لبریز و در سوی دیگر، نوزادی که در انتظار شیر خشک، جان میدهد.
از زباله تا عدالت
هدررفت غذا، زاییده تولید بیشازحد، زیباییشناسی افراطی در انتخاب مواد اولیه و سیاستهای زنجیره تأمین است. نانهایی که فقط بهخاطر اندازه یا شکل کنار گذاشته میشوند، ساندویچهایی که پس از ۱۰ دقیقه ماندن، راهی زباله میشوند، در جهانی معنا پیدا میکنند که محاصره، حتی اجازه عبور همین غذاهای مازاد را هم به مردم گرسنه نمیدهد. اینجاست که گرسنگی، از یک پیامد اقتصادی، به ابزاری نظاممند برای جنگ تبدیل میشود.
در چنین شرایطی، سه مسیر پیش روی ماست. برای غزه، فشار بینالمللی برای رفع فوری محاصره، بازگشایی مسیرهای امدادرسانی، استفاده از ذخایر مازاد غذایی و احیای کشاورزی محلی. برای عدالت، ارجاع رسمی پرونده رژیم صهیونیستی به دیوان کیفری بینالمللی، به اتهام استفاده عامدانه از گرسنگی بهعنوان ابزار جنگی؛ اتهامی که در اساسنامه رم، جنایت جنگی بهشمار میرود. و برای ما، افزایش آگاهی، حمایت از سازمانهای خیریه و تغییر الگوهای مصرف. تا زمانی که وجدان جهانی بیدار نشود، گرسنگی ادامه خواهد داشت.
نان یا سکوت؛ وجدان جهانی در آزمون است
غزه فقط یک جغرافیاست؟ نه. پرسشی از وجدان جهانی است. آیا نان را به دست گرسنگان خواهیم رساند یا در سکوت، خنجر محاصره را تیزتر خواهیم کرد؟ در دنیایی که مکدونالد و استارباکس میتوانند تنها با بخشی از غذای مازاد خود، جان صدها کودک را نجات دهند، انتخاب دشوار نیست. اما بیعملی، خود یک انتخاب است و هر وعده غذایی که نمیرسد، سندی بر جنایتی خاموش.
برچسب ها:
خشکسالی، رژیم صهیونیستی، سازمان جهانی بهداشت، کشاورزی، ناامنی غذایی
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
گفتوگو با «صالح تسبیحی» درباره پروژه «افراسیاب»؛ روایتی از بحران آب در ایران
دوازده پرده از خشکسالی
چیزی که زیر خشم خانهها له میشود
دستمزد معیشتی؛ حلقه گمشده مسئولیت اجتماعی شرکتی
میراثی که هنوز ادامه دارد
از کدام توسعهیافتگی سخن میگویید؟
سهم بازار تاریخی سمنان از درآمد «مجتمع نمدمالی»
چطور کاهش ازدواج، ذائقه مصرف را تغییر داد؟
تأثیر نامطلوب سهمیه مراکز دانشگاهی
چرا سیاست توسعه در کیش به افزایش تقاضای گردشگری تقلیل پیدا کرده است؟
امر اجتماعی کجای برنامهریزی شهری است؟
وب گردی
- حذف شرط: کد تخفیف اسنپ فود کد تخفیف اسنپ فود
- مطالبه عمومی برای اجرای مصوبات انتقال معادن شیراز
- شناسنامه دار بودن ظروف صنعتی چه نقشی در مدیریت مسئولانه آن ها دارد؟
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟
- درخواست لغو بسته شدن فرودگاه پیام
- مطالبه شفافیت در دانشگاه علوم پزشکی ایران
- خطاهای پنهان در ترجمه مدرک تحصیلی که پرونده اپلای را با تاخیر مواجه میکند
- درخواست توقف پروژه باملند برای حفاظت از درختان و طبیعت شهر لاهیجان بیشتر
بیشترین نظر کاربران
ژئوتوریسم؛ ثروتی که هنوز جدی نگرفتهایم
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید