نمایش انساندوستی جنگطلبان در تهران معنای دیگری دارد
خانههای خالی، چراغهای روشن
۲۷ خرداد ۱۴۰۴، ۲۱:۲۹
اینجا تهران است. در لحظاتی که مشغول نوشتن این گزارش هستم، صدای انفجاری در دوردست، شیشه پنجرهها را میلرزاند. چند نفر جانشان را از دست دادند؟ نمیدانم. کودک دیگری در همین لحظه، «تارا»ی کوچکی شد که در خیابان پاتریس لومومبا زیرآوار ماند؟ نمیدانم. زنی بیدست شد؟ نمیدانم. مردی از نفس افتاد؟ نمیدانم. آنچه میدانم، دستوری است که «دونالد ترامپ» برای میلیونها نفر در سرزمینی کهن با هزاران کیلومتر فاصله صادر کرده است: «همه باید فورا تهران را ترک کنند.» پیش از او، این پیام را اسرائیلیها هم داده بودند. نمایش انساندوستانه آنها در برابر ملتهای جهان اما اینجا در پایتخت ایران معنای دیگری پیدا میکند. تهران بیش از ۱۴ میلیون شهروند دارد. هزاران خانه دارد. مردم خانمانها دارند. آنها باید کجا بروند؟ تصاویر بیشماری در شبکههای مجازی دست به دست میشود از خانهوکاشانه آدمهایی که در حال رفتن هستند. خانهای که روزی پر از شور زندگی بود ناگهان اندوهی بیپایان میشود. کتابها، گلدانها، تابلوها، مبلها و…. میمانند در خلاءای ناشناخته. صدای حرکت پاهای مردمی در کوچهها شنیده میشد که این اندوه را در چمدانی دارند با خود به ناکجاآباد میبرند.
اما هستند کسانی که توان رفتن ندارند. آنها هر کدام قصهای دارند. یکیشان، «امید» که مجسمهساز است و نگهداری سه گربه را به عهده دارد: «هیچکجا برای رفتن ندارم. پدر و مادرم را از دست دادم. میدانم هر شهری بروم مردم ایران آنقدر مهربان هستند که درهای خانههایشان را به روی من باز کنند اما من مدتهاست که بیکارم هزینه رفتن هم ندارم. گربههایم را چگونه با خودم ببرم؟» او چند سالی است که درگیر بیماری کبدی هم شده: «واقعا نمیدانم شهرهای دیگر در صورت عود بیماریام میتوانند به دادم برسند یا نه؟» آخر حرفش این است: «حتی اگر بخواهم بروم نمیتوانم… این عین جنایت است که ناگهان به کسی بگویی خانهات را ترک کن!» قصهها اما تمامنشدنی است؟
«مریم» با مادر بیمارش زندگی میکند، مادری که مدتهاست پارکینسون دارد: «مادرم حتی یک قدم نمیتواند راه برود. بهنظر شما چگونه او را در چمدان بگذارم و راهی جاده شوم؟ با چه وسیلهای به کدام شهر بروم؟ بروم شمال؟ جادهها شلوغ است و حتی در مسیر ممکن است مادرم را از دست بدهم.» «علیرضا» خواهرش شش سال است در کماست. در اثر تصادف زندگیاش خط مستقیمی شده روی یک تخت در خانهشان. بیمارستانها هم جوابش کردهاند: «هر اتفاقی بیافتد، بیافتد من باید کنار خواهرم باشد. هیچچیز دیگری برایم مهم نیست. همه این شهر با خاک یکسان شود، نمیتوانم لحظهای تهران را ترک کنم.» سوت قطارهای رفتن به صدا درآمده است… اما میلیونها قلب تپنده داستانی در خود دارند. آنها در شبکههای اجتماعی میپرسند: «باید کجا برویم؟ تا کی برویم؟ بگذار همان بلایی که سر هر که مانده بیافتد، بر سر ما هم بیاد.»، «چه کسی میداند سرانجام جنگ چه میشود؟»، «بیخانمان شدیم.»
فیلمی از دختری منتشر شده که پشت سرش ویرانه است. گریهاش بند نمیآید: «این ویرانه که میبیند خانه من است.» در میان این همه پیام، به خبرهایی از این دست میرسم؛ «سجاد رضوی»، معاون درمان وزارت بهداشت گفته است، تمامی مرخصیهای پزشکان و پرستان لغو میشود. به جز بیمارستانها، هزاران نفر در آتشنشانیها، نانواییها، پمپ بنزینها، سازمانها و نهادهای حیاتی برای زندگی روزانه مردم مشغول به کارند. چطور میتوان به آنها فرمان ترک انساندوستی داد؟ فقط هم آنها نیستند، کم نیستند افرادی که بمیرند هم زیر بار این فرمان نمیروند. فیلم دختر دهه هشتادی که کنار برج آزادی ایستاده و میخواند: «نام جاوید وطن…» تکاندهنده است. از «زهرا» که ۳۰ سال دارد و پرستار است و همدانی و تازه یک سالی است به تهران آمده، میپرسم: «نمیروی؟» پاسخش مهربان است: «مگر میتوانم بیمارهایم را رها کنم….» اینجا تهران است و واقعیت عیان و آشکار. در این مادرشهر چراغ هر خانهای به امیدی روشن شده، چه کسی میتواند این همه چراغ را خاموش کند؟
برچسب ها:
اسرائیل، انفجار، پزشکان، تهران، شبکههای اجتماعی، وزارت بهداشت
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
کرمان؛ پایلوتی که پایانش را نمیداند
یادی از «فرخ سعیدی» و نقشش در پزشکی معاصر ایران
از تیغ جراحی تا قلم فرهنگ
حکمرانی اقلیمی در ایران
نقد نگاه اقتصادی و تزیینی به صنایعدستی
این اشیا، حافظه دارند
مرگ مرجانها بر اثر آلودگی نفتی
سیاهی نفت بر قشم
آلودگیای که تمام نمیشود
جنگ و دگرگونی زبان محاوره
«گلپایگان» چگونه شهر مانده است؟
موتورسیکلتسواران و معضل تکراری تخلفات در تهران
فروکش کردن کف ساختمان در میدان بهارستان؛ نجات ۴ نفر از گودال ۴ متری
وب گردی
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟
- درخواست لغو بسته شدن فرودگاه پیام
- مطالبه شفافیت در دانشگاه علوم پزشکی ایران
- خطاهای پنهان در ترجمه مدرک تحصیلی که پرونده اپلای را با تاخیر مواجه میکند
- درخواست توقف پروژه باملند برای حفاظت از درختان و طبیعت شهر لاهیجان
- بهترین پنل پیامکی ایران [4 تا از بهترین سامانه پیامکی ایران]
- آشنایی با خدمات متنوع اسنپفود در رشت
- بهترین مدل شومیز برای افراد چاق؛ 10 مدل ترند 1405 بیشتر
بیشترین نظر کاربران
ژئوتوریسم؛ ثروتی که هنوز جدی نگرفتهایم
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید